فرهنگ مصادیق:حفظ استقلال اقتصادی مسلمین
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرم افزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: مصطفی کوهی
تهیه وتدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم - ۹۵/۷/۲
کلمات کلیدی: استقلال، اقتصاد، جامعه، وابستگی، تولید، خود کفائی.
محتویات
- ۱ استقلال اقتصادی در اصطلاح
- ۲ اهمیت استقلال اقتصادی
- ۳ استقلال اقتصادی در قرآن
- ۴ استقلال اقتصادی در روایات اسلامی
- ۵ وجوب استقلال اقتصادی
- ۶ احکام شرعی استقلال اقتصادی
- ۷ ابعاد استقلال اقتصادی
- ۸ مولفههای استقلال اقتصادی
- ۹ آثار و فواید استقلال اقتصادی
- ۱۰ شیوه سلطه اقتصادی
- ۱۱ راهکارهای مبارزه با سلطه اقتصادی
- ۱۲ وظایف دولت در باب کسب استقلال اقتصادی
- ۱۳ وظایف ملت در باب کسب استقلال اقتصادی
- ۱۴ کتابشناسی
- ۱۵ مقاله شناسی
- ۱۶ منابع
- ۱۷ پانویس
استقلال اقتصادی در اصطلاح
مقصود از استقلال این است که جامعه بتواند نیازمندیهای خود را در حد قابل قبولی از رفاه، تولید کند و در اداره امور اقتصادی نیازمند و متکی به دیگران نباشد، هرچند ترجیح دهد برخی از نیازهای اقتصادی خود را به دلیل هزینهای پایین تر، یا هدفی دیگر از خارج از کشور تأمین نماید.[۱]
اهمیت استقلال اقتصادی
تلاش برای دستیابی به حد معقولی از خودکفایی و برنامه ریزی اصولی برای نیل به استقلال اقتصادی توام با حضور قدرتمند در عرصههای جهانی از نگاه اقتصاد اسلامی یک ضرورت است چرا که بدون دسترسی به چنین جایگاهی زمینه و راه نفوذ بیگانگان در سرنوشت مسلمانان فراهم میگردد که اسلام چنین وضعی را رد میکند. نفی هر گونه سلطه بیگانگان بر مسلمانان اصلی است که در قرآن کریم صریحا به آن تاکید شده است: « وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلا؛ و هرگز برای کافران نسبت به مومنان راه تسلطی قرار نداده است» [۲]
در مجموع میتوان گفت اسلام با مطرح ساختن بحث خودکفایی به دنبال تامین نیاز جامعه اسلامی در حد بالایی از رفاه با اتکا به توانمندیهای داخلی است و در مباحث مربوط به استقلال اقتصادی هم به دنبال حضور فعال و قدرتمند در تجارت و سایر فعالیتهای اقتصادی در صدد قطع وابستگی و عزت و عظمت و سربلندی جامعه اسلامی است.
بنابراین کشوری که دارای استقلال اقتصادی است میتواند استقلال سیاسی و فرهنگی خود را نیز حفظ کند و برعکس وابستگی اقتصادی منشأ همه وابستگی هاست. به علاوه استقلال شرط لازم قدرت حکومت اسلامی است که بدون آن اقتدار اقتصادی هم میسر نیست.
حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) به مسئله استقلال اقتصادی و خودکفایی اهمیت فوق العادهای میدهند و از مردم و مسئولین همیشه خواستار بودند تدبیری بیندیشند که جامعه بتواند به مرحلهای از پیشرفت برسد که نیازهای خود را در حد شایستهای از رفاه تولید کند و در اداره امور اقتصادی نیازمند به دیگران نباشد. چرا که امام رحمه الله بر این باور بودند که استقلال اقتصادی مقولهای کلیدی است که حیات ملت بدان وابسته است دستیابی به آن کشور را بیمه خواهد کرد طبیعی است چنین امر خطیری نیازمند فداکاری، ایستادگی و تحمل مشقّات در عرصههای تولید و صنعت است لذا بار به این نکته هم اشاره میفرماید که برخورداری از زندگی شرافتمندانه و حصول استقلال اقتصادی در گرو تحمل مشکلات و ایستادگی ملت در مقابل تنگناهای اقتصادی است.
امام خمینی(ره) میفرمایند:« این محاصره اقتصادی را که خیلی از آن میترسند، من یک هدیهای میدانم برای کشور خودمان؛ برای اینکه محاصره اقتصادی معنایش این است که مایحتاج ما را به ما نمیدهند، وقتی که مایحتاج را به ما ندادند خودمان میرویم دنبالش مهم این است که ما بفهمیم که دیگران به ما چیزی نمیدهند، ما خودمان باید تهیه کنیم»[۳]
استقلال اقتصادی در قرآن
قرآن کریم در آیات متعددی به مساله استقلال اقتصادی جامعه مسلمین اشاره نموده که چند آیه به عنوان نمونه ذکر میشود:
۱ـ بر طبق مفاد برخی از آیات بر مسلمانان لازم است که در تمام عرصهها از جمله در عرصه فعالیتهای اقتصادی به گونه عمل کنند تا زمینه و بستر سیطره یابی بیگانگان بر سرنوشت آنان فراهم نگردد و یکی از راههای جلوگیری از چنان وضعی تلاش برای دستیابی به استقلال و خودکفایی است لذا در قرآن کریم به مسلمانان دستور داده شده است تلاش کنند خود را از وابستگیها رها سازند:
«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ؛ در برابر آنها (دشمنان) آنچه توانایی دارید از" نیرو" آماده سازید (و همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد) تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید و (همچنین) گروه دیگری غیر از اینها را که شما نمیشناسید و خدا میشناسد و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعی اسلام) انفاق کنید. به شما باز گردانده میشود و به شما ستم نخواهد شد.»[۴]
اگر چه ظاهر آیه بیان تلاش برای تدارک نیروی نظامی است اما از نگاه اغلب مفسران کلمه«من قوه» هر نیرویی را شامل میشود که توان اقتصادی نیز از جمله آنهاست.
مولف تفسیر نمونه در شرح آیه فوق مینویسد:
«در جمله کوتاه فوق یک اصل اساسی در زمینه جهاد اسلامی و حفظ موجودیت مسلمانان، و مجد و عظمت و افتخارات آنان بیان شده است، و تعبیر آیه به قدری وسیع است که بر هر عصر و زمان و مکانی کاملا تطبیق میکند.
کلمه" قوه" چه کلمه کوچک و پر معنایی است، نه تنها وسائل جنگی و سلاحهای مدرن هر عصری را در بر میگیرد، بلکه تمام نیروها و قدرتهایی را که به نوعی از انواع در پیروزی بر دشمن اثر دارد شامل میشود، اعم از نیروهای مادی و معنوی.
آنها که گمان میکنند راه پیروزی بر دشمن و حفظ موجودیت خویش تنها بستگی به کمیت سلاحهای جنگی دارد، سخت در اشتباهند، زیرا ما در همین میدانهای جنگ عصر خود ملتهایی را دیدیم که با نفرات و اسلحه کمتر در برابر ملتهای نیرومندتر و با سلاحی پیشرفتهتر پیروز شدند، مانند ملت مسلمان الجزائر در برابر دولت نیرومند فرانسه!.
بنا بر این علاوه بر اینکه باید از پیشرفتهترین سلاحهای هر زمان ـ به عنوان یک وظیفه قطعی اسلامی ـ بهرهگیری کرد، باید به تقویت روحیه و ایمان سربازان که قوه و نیروی مهمتری است پرداخت.
از قدرتهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، که آنها نیز در مفهوم" قوه" مندرج هستند و نقش بسیار مؤثری در پیروزی بر دشمن دارد نیز نباید غفلت کرد.» [۵]
۲ـ «وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً؛ و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطی نداده است.»[۶]
معنای نفی سبیل، نفی سیطره و سلطه «کفار» بر «مسلمین» و نفی استیلای «کفر» بر «اسلام» است. این قاعده، وظیفه و تکلیفی را برای مسلمین تشریع میکند که آنها حق ندارند در ارتباطات و معاملات شان کاری کنند که موجب سلطه کفار بر آنها شود. این یک وظیفه عمومی و همگانی برای عموم مسلمین؛ اعم از یک شخص یا گروه یا رهبر و حاکم آنها است که حق ندارند اسباب و موجبات استیلای کفر بر اسلام یا کافر بر مسلمان را فراهم آورند. بنابراین، دیدگاه اسلام، نفی سلطه به صورت مطلق در همه زمینههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فردی و فرهنگی است.
در اقتصادی که مدنظر قرآن است، سعی بر این است که با استفاده از سلاح پویایی اقتصاد، حاکمیت سیاسی دولت اسلامی در روابط با بیگانگان حفظ شود، زیرا در روابط خارجی بین دولتها، مناسبات اقتصادی و سیاسی بسیار به هم پیوسته و درهم تنیدهاند، هم اکنون وابستگی سیاسی ای که در بسیاری از کشورهای به ظاهر مسلمان مشاهده میشود، نتیجه ی مستقیم وابستگی اقتصادی آنها به ابرقدرتها است. از این رو برای حفظ اعتبار و حیثیت اسلامی، دولتهای اسلامی موظف هستند از هرگونه عملی که راه نفوذ کفار را برای تسلط بر مسلمین میگشاید، خودداری کنند و پیشاپیش راههای نفوذی آنان را با تدبیر و سیاست ببندند و از آن جا که بزرگترین راه نفوذ آنان، تأمین نیازمندیهای اقتصادی است، از این رو اِعمال سیاست اقتصادی خودکفا و همیاری عموم اقشار در قطع وابستگی و بستن راههای نفوذی آنان، از مهمترین مسئولیتهای ملت اسلامی است.
امام خمینی (ره) با توجه به آیه شریفه فوق، استقلال را از مهمترین اصول برنامهریزی توسعه کشور، و وابستگی و سلطه فرهنگی را علت عقبماندگی کشورهای جهان سوم میدانستند و بارها درباره آن به ملتهای دربند، به خصوص مسلمانان هشدار دادند:
«اسلام ... میگوید نباید صنعت ما وابسته باشد، نباید زراعت ما وابسته باشد، نباید ادارات ما وابسته باشد، نباید اقتصاد ما وابسته باشد، نباید فرهنگ ما وابسته به غیر باشد ... مبدأ این، همین است که در فکر، وابسته هستیم.»[۷]
۳ـ «وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنین؛ و [شما مسلمانان] سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید!» [۸]
طبق صریح آیه ی یاد شده، مؤمنین نسبت به دیگران برتری خواهند داشت. از طرف دیگر میدانیم که یکی از لوازم برتری، بینیازی اقتصادی از دولتهای استکباری و خودکفایی مسلمانان است؛ زیرا بدیهی است که نیاز و احتیاج به دیگران همیشه ملازم با ذلت و اسارت است. از این رو ملتی که بخواهد عزیز و سربلند زندگی کند باید ابتدا خود را از بند اسارت کفار آزاد سازد. چنین ملتی است که سزاوار صفت ایمان است و ملتی که با ذلّت و خواری دست نیاز به سوی بیگانه دراز میکند، طبق صریح این آیه، ملت مؤمنی نیست.
۴ ـ «وَ لَکُمْ فِیها جَمالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَ حِینَ تَسْرَحُونَ؛ و در آنها برای شما زینت و شکوه است به هنگامی که به استراحتگاه شان باز میگردانید و هنگامی که (صبحگاهان ) آنها را به صحرا میفرستید.»[۹]
نویسنده تفسیر نمونه در شرح آیه فوق مینویسد:
«تُرِیْحُون» از ماده «اراحه» به معنی باز گرداندن حیوانات، به هنگام غروب به آغلها و استراحتگاهشان است، لذا محلی را که در آن استراحت میکنند، «مراح» میگویند. «تَسْرَحُون» از ماده «سروح» به معنی بیرون کردن چهار پایان به هنگام صبح به سوی چراگاه است. منظره جالب حرکت دسته جمعی گوسفندان و چهارپایان به سوی بیابان و چراگاه، سپس بازگشتشان به سوی آغل و استراحتگاه که قرآن از آن تعبیر به «جَمال» کرده تنها یک مسأله ظاهری و تشریفاتی نیست، بلکه بیانگر واقعیتی است در اعماق جامعه، و گویای این حقیقت است که: چنین جامعهای خود کفا است، فقیر و مستمند و وابسته به این و آن نمیباشد، خودش تولید میکند، و آنچه را خود دارد مصرف مینماید!. این در واقع جمال استغناء و خودکفائی جامعه است، جمال تولید و تأمین فرآوردههای مورد نیاز یک ملت است.
و به تعبیر گویاتر جمال استقلال اقتصادی و ترک هرگونه وابستگی است!
این واقعیت را روستائیان و روستازادگان بهتر از مردم شهرنشین درک میکنند که مشاهده رفت و آمد این چهار پایان سودمند، چگونه به آنها آرامش خیال میدهد؟ آرامشی که از احساس بی نیازی برمی خیزد، آرامشی که از انجام مؤثر یک وظیفه اجتماعی حاصل میشود.و دل انگیزتر این که: در آیه فوق، نخست به بازگشت آنها از صحرا اشاره میکند چرا که در هنگام بازگشت پستانهایشان پر شیر، شکم هایشان سیر، و در چهره هایشان نشانههای رضایتمندی دیده میشود، به همین دلیل، از آن حرص و ولع و عجلهای که صبح، به هنگام حرکت به صحرا دارند، در آنها خبری نیست، آرام و مطمئن گام بر میدارند و به استراحتگاه نزدیک میشوند و از مشاهده منظره پستانهای پر شیرشان، هر کس احساس بی نیازی میکند.» [۱۰]
۵ ـ قرآن کریم عمران و آبادانی را با عبادت قرین ساخته و بلکه آن را از عوامل مقدّماتی و علل مُعِدّه عبادت شمرده است؛ چنان که به نقل از زبان حضرت صالح علیه السلام میفرماید: «یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنشَأَکُمْ مِنْ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ؛ ای قوم من! خدا را پرستش کنید، شما را جُز او معبودی نیست. او است که شما را از زمین آفرید و آبادی آن را به شما واگذاشت.» [۱۱]
در این آیه، خداوند، آباد ساختن زمین را به خود نسبت نمیدهد بر خلاف آفرینشانسانها که به طور مستقیم به خود نسبت میدهد ـ بلکه آن را به بندگانش تفویض کرده و از آنان خواسته است که برای رفع نیازهای خود، زمین را آباد کنند. [۱۲]افزون بر این، استعداد، امکانات و شایستگی فکری بدانان عطا کرده است تا هر کس در حدّ توان، بخشی از آن را احیا کند:
«وَلَقَدْ مَکَّنَّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَکُمْ فِیهَا مَعَایِشَ قَلِیلًا مَا تَشْکُرُونَ؛ و بیگمان شما را در زمین قدرت عمل دادیم و برای شما در آن وسایل زندگی قرار دادیم، [امّا] چه اندک سپاسگزاری میکنید.» [۱۳]
خداوند، هم نعمت سکونت در زمین را به افراد بشر داده و هم آنان را بر زمین مسلّط کرده است. وانگهی تمام وسایل کار و تلاش و تولید و توسعه را در اختیار مردم قرار داده است و توان فکری و جسمی به ایشان بخشیده و موانع طبیعی را بر طرف ساخته است تا به آسانی بتوانند به آباد ساختن زمین به استقلال اقتصادی برسند.
استقلال اقتصادی در روایات اسلامی
امامان معصوم (علیهم السلام) در موارد متعددی، مسلمانان را سفارش به استقلال اقتصادی و عدم وابستگی مسلمانان به کفار کردهاند.
۱ـ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) یَقُولُ لَا تَزَالُ هَذِهِ الْأُمَّهُ بِخَیْرٍ مَا لَمْ یَلْبَسُوا لِبَاسَ الْعَجَمِ وَ یَطْعَمُوا أَطْعِمَهَ الْعَجَمِ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ ضَرَبَهُمُ اللَّهُ بِالذُّل؛ امــام صــادق (علیه السلام) در حدیثــی می فرمایــد: امیرالمومنیــن امــام علــی (علیه السلام) همواره میفرمودند: مادامیکه این اُمَّت لباس بیگانه نپوشــند و غذاهای آنان اســتفاده نکنند همواره در خیــر خواهند بود و هنگامیکه چنین کنند خداوند آنان را ذلیل خواهد کرد. [۱۴]
در اینجا مقصود از لباس بیگانه، لباس غیر مسلمان است که به معارف الهی اعتقاد نداشته باشد. تأ کید امیرالمومنین در اینجا بر این اســت که وابســتگی در مصرف به بیگانگان امر مذمومی اســت و امـّـت اســلامی هرگز نبایــد در پوشــا ک و خــورا ک خــود به بیگانــه نیازمند باشــد و در صــورت چنین نیازی جامعه اسلامی ذلیل خواهد بود. وقتی استفاده از پوشا ک و خورا ک بیگانه امر مذمومی تلقی میگردد، خرید و فروش این اجناس در بازار اسلامی نیز بدون تردید مذموم است.
۲ـ در سده ی اول هجری صنعت کاغذ در انحصار رومیان بود و مسیحیان مصر نیز که کاغذ میساختند به روش رومیان و بنا بر مسیحیت نشان «اب و ابن و روح » بر آن میزدند،عبد الملک اموی کاغذی از این گونه را دید و در مارک آن دقیق شد و فرمان داد آن را برای او به عربی ترجمه کنند، و چون معنای آن را دریافت خشمگین شد که چرا در مصر که کشوری اسلامی است باید مصنوعات چنین نشانی داشته باشد، بی درنگ به فرماندار مصر نوشت که از آن پس بر کاغذها شعار توحید ـ شهد الله انه لا اله الا هوـ بنویسند و نیز به فرمانداران سایر ایالات اسلامی نیز فرمان داد کاغذهایی را که نشان مشرکانه ی مسیحیت دارد از بین ببرند و از کاغذهای جدید استفاده کنند.
کاغذهای جدید با نشان توحید اسلامی رواج یافت و به شهرهای روم نیز رسید و خبر به قیصر بردند و او در نامهای به عبد الملک نوشت: صنعت کاغذ هماره با نشان رومی میبود و اگر کار تو درمنع آن درست است پس خلفای گذشته ی اسلام خطا کار بودهاند و اگر آنان به راه درست رفتهاند پس تو در خطا هستی ، من همراه این نامه برای تو هدیهای لایق فرستادم و دوست دارم که اجناس نشان دار را به حال سابق واگذاری و پاسخ مثبت تو موجب سپاسگزاری ما خواهد بود.عبد الملک هدیه را نپذیرفت و به قاصد قیصر گفت:این نامه پاسخی ندارد.
قیصر دیگر بار هدیهای دو چندان دفعه ی پیش برای او گسیل داشت و نوشت: گمان میکنم چون هدیه را ناچیز دانستی نپذیرفتی، اینک دو برابر فرستادم و مایلم هدیه را همراه با خواسته ی قبلی من بپذیری. عبد الملک باز هدیه را رد کرد و نامه را نیز بی جواب گذاشت.
قیصر این بار به عبد الملک نوشت: دو بار هدیه ی مرا رد کردی و خواسته مرا بر نیاوردی برای سوم بار هدیه را دو چندان سابق فرستادم و سوگند به مسیح اگر اجناس نشان دار را به حال پیش برنگردانی فرمان میدهم تا زر و سیم را با دشنام به پیامبر اسلام سکه بزنند و تو می دانی که ضرب سکه ویژه ی ما رومیان است،آنگاه چون سکهها را با دشنام به پیامبرتان ببینی عرق شرم بر پیشانیت مینشیند، پس همان بهتر که هدیه را بپذیری و خواسته ی ما را بر آوری تا روابط دوستانه مان چون گذشته پا بر جا بماند.
عبد الملک در پاسخ بیچاره ماند و گفت فکر میکنم که ننگینترین مولودی که در اسلام زاده شده من باشم که سبب این کار شدم که به رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) دشنام دهند و با مسلمانان به مشورت پرداخت ولی هیچکس نتوانست چارهای بیندیشد،یکی از حاضران گفت:تو خود راه چاره را می دانی اما به عمد آن را وا میگذاری! عبد الملک گفت: وای بر تو،چارهای که من میدانم کدامست؟ گفت: باید از« امام باقرعلیه السلام» چاره ی این مشکل را بجویی. عبد الملک گفتار او را تصدیق کرد و به فرماندار مدینه نوشت: امام باقر (علیه السلام) را با احترام به شام بفرستد، و خود فرستاده ی قیصر را در شام نگهداشت تا امام علیه السلام بشام آمد و داستان را به او عرض کردند، فرمود:
تهدید قیصر در مورد پیامبر (صلّی الله علیه و آله) عملی نخواهد شد و خداوند این کار را بر او ممکن نخواهد ساخت و راه چاره نیز آسان است، هم اکنون صنعتگران را گرد آور تا به ضرب سکه بپردازند و بر یک رو سوره ی توحید و بر روی دیگر نام پیامبر (صلّی الله علیه و آله) را نقش کنند و بدین ترتیب از مسکوکات رومی بی نیاز میشویم. و توضیحاتی نیز در مورد وزن سکهها فرمود تا وزن هر ده درهم از سه نوع سکه هفت مثقال باشد و نیزفرمود نام شهری که در آن سکه میزنند و تاریخ سال ضرب را هم بر سکهها درج کنند.
عبد الملک دستور امام(علیه السلام) را عملی ساخت و به همه ی شهرهای اسلامی نوشت که معاملات باید با سکههای جدید انجام شود و هر کس از سابق سکهای دارد تحویل دهد و سکه ی اسلامی دریافت دارد،آنگاه فرستاده ی قیصر را از آنچه انجام شده بود آگاه ساخت و باز گرداند.
قیصر را از ماجرا خبر دادند و درباریان از او خواستند تا تهدید خود را عملی سازد، قیصر گفت: من خواستم عبد الملک را به خشم آورم و اینک این کار بیهوده است چون در بلاد اسلام دیگر با پول رومی معامله نمیکنند. [۱۵]
وجوب استقلال اقتصادی
امام خمینی(رحمۀ الله علیه) در باب وجوب استقلال اقتصادی میفرماید:
«اگر روابط تجاری با کفار موجب ترس بر حوزه اسلام شود ترک این روابط بر تمام مسلمانان واجب میشود. در اینجا فرقی میان استیلاء سیاسی یا فرهنگی و معنوی دشمن وجود ندارد. اگر روابط سیاسی که بین دولتهای اسلامی و دول بیگانه بسته میشود و برقرار میگردد موجب تسلط کفار بر نفوس و بلاد و اموال مسلمانان شود یا باعث اسارت سیاسی اینها گردد، برقراری روابط حرام است و پیمانهایی که بسته میشود باطل است و بر همه مسلمین واجب است که زمامداران را راهنمایی کنند و وادارشان نمایند بر ترک روابط سیاسی این چنانی هر چند به وسیله مبارزه منفی باشد.» [۱۶]
اگر این ترس پیش آید که کفار از نظر سیاسی و اقتصادی بر بلاد مسلمین استیلاء یابند واین استیلاء و تسلط منجربه آن شود که مسلمین اسیر سیاسی و یا اقتصادی کفار گشته اسلام و مسلمین خوار و ضعیف گردند دفاع واجب است، دفاع به وسائلی که شبیه به وسائل کفار باشد و همچنین دفاع با مقاومت منفی از قبیل نخریدن کالای دشمن و ترک استعمال آن وترک معامله و ارتباط با آنان به طور مطلق .[۱۷].
احکام شرعی استقلال اقتصادی
وجوب حفظ استقلال اقتصادی
اگر برقرار کردن روابط دولت اسلامی و یا تجّار مسلمین با بعضی از دولتهای بیگانه و یا تجار بیگانه این ترس را ایجاد کند که ممکن است این رابطه لطمهای به بازار مسلمین و اقتصاد آنان وارد آورد واجب است آن رابطه راترک کنند، و چنان تجارتی حرام است، و بر رؤ سای مذهب است که با وجود چنین ترسی کالا و تجارت بیگانگان را به نحوی که موقعیت اقتضاء داشته باشد تحریم نمایند، و بر امت اسلامی واجب است که رؤساء مذهب خود رامتابعت کنند، همچنانکه بر عموم مسلمین واجب است در قطع رابطه نامبرده کوشش نمایند.[۱۸].
قاچاق کالاهای خارجی
سوال:
خرید و فروش و استفاده از وسایلی همچون گوشیهای موبایل، لوازم آرایشی و ... که به صورت غیر قانونی از مرز وارد کشور میشوند چه حکمی دارد؟
جواب:
رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آیت الله العظمی خامنهای (مدظله العالی): خرید و فروش اجناس قاچاق باید با مقررات دولت اسلامی باشد و چنانچه دولت مزاحمتی ندارد و در بازار فروخته میشود، مانع ندارد.[۱۹]
حضرت آیت الله مکارم شیرازی: قاچاق کالا (یعنی ورود غیر قانونی آن از مرزها) برخلاف دستور شرع است و باید از آن به شدت پرهیز کرد. مخصوصاً هنگامی که موجب ضرر و زیان جامعه میشود و به اقتصاد کشور اسلامی لطمه وارد میکند و کمک کردن به قاچاقچیان در امر قاچاق جایز نیست و گرفتن رشوه در این زمینه گناه مضاعف دارد و بر همگان لازم است امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنند.[۲۰]
هر چیزی را که قانون قاچاق دانسته، خرید و فروش آن از نظر شرعی حرام است و استفاده از آن جایز نیست. به طور کلی کالای قاچاق به دو دسته تقسیم میشود: یک وقت هم اصل آن کالا ممنوع قانونی بوده و هم از نظر شرعی حرام است، اما یک وقت آن کالا ممنوع شرعی یا قانونی نیست، ولی تشریفات گمرکی برای ورود آن طی نشده است و کسی جنس قاچاق میآورد. در اینجا خرید چنین کالایی که بدانیم قاچاق است و کار ما کمک به قاچاقچی و قانون شکن میشود، اشکال دارد.
اما اگر این کار کمک به او نباشد و اصل این کالا هم ممنوع شرعی یا قانونی نباشد، خرید و فروشش اشکالی ندارد.
در صورتی هم که شک داریم کالایی را که میفروشند قاچاق است یا نه، خریدش مشکلی ندارد ولی در اینگونه موارد احتیاط خوب است.
اگر کالای قاچاق لباسی است که پوشیدنش غیرقانونی نبوده و از نظر شرعی هم حرام نیست، ولی به صورت قاچاق وارد کشور شده و فرد نادانسته خریده است، حال اگر بپوشد و با آن نماز بخواند، نماز خواندن با آن اشکال ندارد، با این شرط که تبلیغ کالای قاچاق نباشد.[۲۱]
خرید کالاهای خارجی
سوال:
آیا سخنان حضرت آقا درباره ی خرید کالای داخلی به معنای فتوای حرمت خرید جنس خارجی در صورت وجود مشابه داخلی است؟ یا اینکه صرفاً یک توصیه است؟ یا اینکه حکم حکومتی است؟ در هر صورت چه نسبتی با نظرات دیگر مراجع تقلید دارد؟
جواب:
اگرچه اینجا نمیتوانیم بگوییم که این فتوای شرعی است و اگر کسی یک مورد کالای خارجی خریده و بخواهد استفاده کند، او مرتکب کار حرام و گناه شده است، اما از طرف دیگر هم نمیتوانیم این سخنان را یک توصیه ی ساده تلقی کنیم. ایشان در بیاناتشان تعبیر «باید» داشتند اما «باید» به معنای حرمت فقهی نیست. ولی به هر حال همه ی کسانی که نظر حضرت آقا برایشان محترم است یا به کشورشان و تقویت اقتصاد کشورشان علاقه دارند، به دنبال پیشرفت کشورشان هستند، به این توصیه گوش دهند. فرقی هم نمیکند که این افراد مقلد مراجع دیگر باشند یا مقلد حضرت آقا. به هر حال مجتهد جامع الشرایطی که رهبری جامعه را بر عهده دارند و بر قله ی اداره ی کشور قرار دارند و از مسائل کشور به خوبی آگاه هستند، یک توصیهای به مردم میکنند و مردم اگر پیشرفت کشورشان را میخواهند باید به این توصیه گوش دهند. .[۲۲]
سوال:
با توجه به اینکه برخی لوازم و قطعات، ساخت کشورهایی هستند که آن کشورها دشمن ما محسوب شده و از تولید این کالا به آنها سود میرسد، آیا خرید آن کالاها جایز است؟
اگر کسانی که از بابت خرید این کالا توسط ما سود میبرند یا کمکی به آنها میشود از دشمنان ما باشند، یعنی کسانی که در حال جنگ با مسلمانان هستند مثل رژیم غاصب صهیونیستی یا گروههای تکفیری که الان در حال جنگ با مسلمین هستند، خریدن آن کالا حرام است؛ اما اگر مطمئن نیستیم که آنها سود میبرند یا نه، اشکالی ندارد. .[۲۳]
اجر خرید کالاهای داخلی
سوال:
آیا اگر کالایی را به خاطر اینکه ایرانی است بخریم ثواب بردهایم؟ چرا؟
جواب:
اگر قصدتان از خرید کالای ایرانی این باشد که نظر حضرت آقا، مراجع معظم تقلید و دین این است؛ یا به هر حال این کار شما موجب تقویت مسلمانان و اقتصاد مملکت اسلامی شود تا بتوانیم در مقابله با دشمن و تحریم دشمن روی پاهای خودمان بایستیم و استقلال خود را حفظ کنیم، قطعاً این کار شما ثواب دارد. .[۲۴]
ابعاد استقلال اقتصادی
استقلال کشاورزی و دامداری
دامداری و کشاورزی مهمترین بخش تولید زندگی انسان را تشکیل میدهد، چرا که میدانیم پایه اصلی تغذیه در این دو قسمت نهفته شده، و به همین دلیل رسیدن به حد خودکفایی در قسمت دامداری و کشاورزی نه تنها ضامن استقلال اقتصادی است که استقلال سیاسی نیز تا حد زیادی به آن مربوط است.
بنا بر این جای تعجب نیست که تمام ملتهای دنیا کوشش میکنند که صنعت کشاورزی و دامداری خود را تا سر حد امکان توسعه دهند و از صنایع مدرن برای این توسعه کمک گیرند.
نیاز به این دو، تا آن حد اساسی است که گاه کشورهای به اصطلاح ابر قدرتی همچون روسیه برای رفع نیازمندی خود در این زمینه ناچار میشوند با دادن امتیازهای سیاسی دست نیاز خود را به سوی کشورهایی که درست در قطب مخالفند دراز کنند! و به همین جهت در اسلام و تعلیمات حیات آفرین آن اهمیت فوق العاده زیادی به مساله دامداری و کشاورزی داده شده است و با استفاده از هر فرصت مسلمانان را تشویق به این دو نموده است. [۲۵]
استقلال صنعتی
مسلمانان سابقهای حایز اهمیّت و حقّ تقدّمی در خور توجّه بسیار، در علوم و صنایع ـ و از جمله پزشکی و داروسازی ـ داشتهاند. و اکنون بر ایشان واجب است که در باره این امور که یاد میشود حسّاس باشند:
۱ـ نیازمندی و احتیاج به دیگران، جامعه و کشور و دولت و حکومت را به «وابستگی اقتصادی» و سپس «وابستگی سیاسی» وادار میکند، پس واجب است که مسلمانان به پدید آوردن صنایع مختلف و نوین اهتمام ورزند، تا چنان شود که نیازی به بیگانگان پیدا نکنند که «استغن عمّن شئت و کن نظیره، احتجّ إلی من شئت و کن أسیره؛ از هر کس بینیاز باشی نظیر اویی، و به هر کس نیازمند باشی اسیر او».[۲۶]
۲ـ بیگانگان در آن کوشیدند که دانشها و صنعتها را از مسلمانان بگیرند، پس به سوی کتابخانهها و نسخههای خطّی و افزارهای علمی و عملی ایشان هجوم آورند و آنچه را خواستند با خود بردند، و بر روی همانها پایه دانشها و صنعتهای خویش را بنا نهادند و این موضوع در جای خود به اثبات رسیده است. پس بر مسلمانان است که آنچه را که از ایشان به سرقت رفته است باز پس گیرند، و از این راه نیرومند شوند، و اسباب رفاه و آسایش اجتماعات و سرزمینهای خویش را ـ با آزادی و آبادی ـ فراهم آورند.
۳ ـ تولیدات صنعتی خود را دارای استحکام و دوام سازند، تا «شهرت صنعتی» آنان عالمگیر شود؛ و همین امر باعث گردد که سرزمینهای مختلف به وارد کردن فرآوردههای مسلمانان و خریدن و مصرف کردن آنها تمایل روز افزون پیدا کنند.
۴ ـ به قیام به قسط و مراعات جانب عدالت متّکی باشند، تا خداوند متعال رستگاری و توفیق را نصیب ایشان سازد، چه آنان غیر از افراد دیگر بشرند، زیرا که خداوند در «قرآن کریم» آنان را به قیام به قسط (و اجرای عدالت) دعوت کرده است؛ بنا بر این اگر دعوت خدا را اجابت نکنند، از توفیق و رستگاری بینصیب خواهند ماند.[۲۷]
استقلال پولی
یکی از اساسیترین ابعاد استقلال اقتصادی، استقلال پولی جامعه اسلامی است. مسلمانان و دولت اسلامی وظیفه دارند که اسکناسهای مسلمانان را تقویت و پولهای بیگانگان را تضعیف و بی ارزش کنند تا به بیگانگان و کفار وابسته نباشند.
مولفههای استقلال اقتصادی
میتوان مؤلفههای استقلال اقتصادی برای کشور جمهوری اسلامی ایران، در موارد زیر تبیین نمود:
کار آفرینی
دست یابی به آرمانهای توسعه پایدار و اقتصاد مستقل که جایگاه شایستهای در اقتصاد جهانی فراهم میکند از طریق اجرای راهبرد توسعه کار آفرینی امکان پذیر است. کار آفرینی موتور محرّک اقتصادی کشورهای پیشرفته و در حال توسعه و خلاقیت، نوآوری و اختراعات از شاخصهای اصلی کار آفرینی هستند.
حضرت امیرالمؤ منین علی (علیه السلام) به بی نیازی و خودکفائی بسیار توجّه داشت، و همگان رابرای بی نیاز شدن، به کار و تولید تشویق میکرد و در حدیثی فرمود: «تَعَرّضوُا لِلتِّجارَهِ فَاِنَّ لَکُمْ فیها غِنَی عَمّافی اَیْدی النّاسِ؛ تجارت کنید و به کار و تولید روی بیاورید که از آنچه در دست دیگران است بی نیاز میشوید.» [۲۸]
حضرت امیرالمؤ منین(علیه السلام) نسبت به کار و تولید فرمود:
« اِنَّ اللّه یُحِبُّ الْمحْتَرَفَ الاَمینْ؛ همانا خداوند، صنعت گر امین را دوست دارد.»[۲۹]
و در روایت دیگری فرمود:«مَنْ وَجَدَماءًوَ تُرابا ثُمَّ افْتَقَرَ فَأبْعَدَهُ اللّه؛ هرکس آب و خاک داشته باشد و تهیدست بماند، از رحمت خدا دور باد.» [۳۰]
کاهش اسراف و مصرف گرایی
دمیدن آتش مصرف گرایی و اسراف در جان جوامع، از شیوههایی است که استعمارگران برای وابسته نمودن هر چه بیشتر ملتها به خویش، از آن سود میجویند تا جایی که مصرف کننده اجباری کالاهای آنان شوند.
گسترش روح اسراف و مصرف گرایی در جامعه موجب میشود ملتها، هویت و استقلال خود را در زمینههای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی از دست داده و به راحتی تن به ظلم و ستم دهند. بر همین اساس شرع مقدس اسلام پیروان خود را به برنامه ریزی در زندگی و رعایت اقتصاد و میانه روی دعوت کرده تا همواره حافظ شخصیت خویش باشند.
حضرت علی علیه السلام در این باره میفرماید:
«حُسْنُ التَّقْدِیرِ مَعَ الْکَفَافِ خَیْرٌ مِنَ السَّعْیِ فِی الْإِسْرَافِ؛ برنامه ریزی درست و با قناعت زندگی کردن بهتر از کوشیدن در اسراف است.» [۳۱]
تجربه ثابت کرده است که استعمارگران، ملل اسراف کار را با کمترین محاصره اقتصادی از پای در میآورند، امّا هرگز حریف ملل قانع و مقتصد نمیشوند.
مرحوم سید جمال الدین اسد آبادی میگوید:
«مردم شرق در املاک، و معادن و آبادیهای خود مانند آدم سفینه مبذر تصرف کردند و همه را هدر دادند تا کار به آن جا رسید که غرب آقا بالا سر آنان شد. غرب هیچ گاه به مصلحت خود نمیداند روش و فرهنگ شرق اصلاح شود و این سفاهت کاری پایان پذیرد، بلکه غرب آرزویش این است که شرق در همین گمراهی و اسراف کاری غرق باشد تا بتواند قرنها او را در همین محجوریت و ممنوعیت از تصرف در اموال خود نگاه دارد و خود مالک سرنوشت شرقیان باشد.» [۳۲]
تولید داخلی (حمایت از تولید داخلی)
یکی از راهبردهای علمای شیعه در مقابله با هجوم اقتصادی غرب، تقویت اقتصاد و تولید داخلی بوده است. یکی از اقدامات در این زمینه، تشویق و حمایت از تأسیس شرکتهای اقتصادی داخلی است. مهمترین مصداق این حرکت، تأسیس شرکت اسلامیه اصفهان در سال ۱۳۱۶ق، یعنی قریب هفت سال پس از قیام تنباکو در اصفهان است. این شرکت با همت دو مجتهد بزرگ اصفهان، مرحوم آیت الله آقانجفی اصفهانی و برادرشان شهید حاج آقانورالله اصفهانی تأسیس شد. پس از قیام تنباکو، و بروز فواید بی شمار آن، این دو بزرگوار این گونه برنامه ریزی میکردند که علاوه بر حضور نداشتن کالاها و منسوجات خارجی در زندگی مردم، امکانات داخلی را برای تولید بسیج نموده و با ابتکار ایرانی، به تولید بپردازند و ملت را برای حمایت از آن تشویق کنند و تحریم کالاهای بیگانه را بعد اثباتیِ عملی ببخشند. ازاین رو، مرحوم آقانجفی پس از مراسم نماز جماعت در مسجد جامع سلطانی (مسجد شاه) طی سخنرانی مبسوط و مهمی با استناد به آیات و روایات، از مردم خواست از مصرف کالاها و منسوجات خارجی خودداری کنند و به مصرف کالاهای داخلی روی آورند. ایشان در نامهها و اعلامیههای بعدی، مردم را به استفاده از کالاهای اسلامی تشویق میکرد[۳۳]
رهبر معظّم انقلاب آیت الله خامنهای (دامت برکاته) در این زمینه میفرماید: «اگر به توفیق الهی و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانیم مسئله تولید داخلی را آن چنان که شایسته آن است، رونق ببخشیم و پیش ببریم، بدون تردید بخش عمدهای از تلاشهای دشمن ناکام خواهند ماند. پس بخش مهمی از جهاد اقتصادی، مسئله تولید ملی است» [۳۴]
ایشان در جایی دیگر میفرماید:
«این علاج مشکل اقتصادی کشور است که مشکل اقتصادی کشور اگر بخواهد حل بشود، باید روی تولید متمرکز شد. همه به همین شکلی که عرض کردیم، مسئولیّت دارند؛ البتّه بعضی مسئولیّتها سنگین تر است، بعضی سبک تر است امّا همه این جوری مسئولند. کلید حلّ مشکلات اقتصادی در لوزان و ژنو و نیویورک نیست؛ در داخل کشور است. همه تلاش کنند، همه همّت کنند، ان شاءالله حل خواهد شد. ملّت ایران و مسئولین کشور کارهای بزرگ تری را در طول این سالها انجام دادهاند و شده است؛ مسئله ی تولید را هم میتوانند حل کنند. دولت کنونی هم بحمدالله مشغول کار و علاقه مند [ است ] و افراد مطّلع در داخل دولت حضور دارند؛ تلاش کنند، کار کنند، دنبال کنند، ان شاءالله مشکلات را حل کنند.» [۳۵]
در سالهای نزدیک به دوران تحریم تنباکو توسط میرزای بزرگ شیرازی، در میان عالمان بزرگ ایران و عراق همچون حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی، آخوند خراسانی، سید محمد کاظم یزدی، محدث نوری و... ۱۱۸ حرکتی برای تحریم کالاهای فرنگی و تأکید بر استفاده از کالاهای داخلی، با هدف نفی سبیل کفار در عرصه اقتصادی شکل گرفت.
صاحب عروه الوثقی[سیّد محمد کاظم یزدی] که با بصیرتی ژرف، وابستگیهای اقتصادی جامعه اسلامی به غرب را زمینه ساز سلطه و غلبه کفار بر مسلمانان میدانست، نقش مؤثری در هدایت و پشتیبانی این حرکت ایفا نمود. اندیشههای ایشان در این زمینه در قالب چند نامه موجود است و محور آن، رونق تولید ملی و استفاده از کالاهای داخلی است. از دغدغههای اصلی ایشان، خام فروشی نعمتهای خدادای توسط مسلمانان بود که هنوز هم بلای جان اقتصاد جوامع اسلامی است. به بیان صاحب عروه الوثقی، اجانب، مواد خام را خروار خروار، به بهایی ناچیز از کشورهای اسلامی ربوده، سپس کالاهای تهیه شده از همان مواد را مثقال مثقال، با بهایی گران به خود آنان میفروشند! نامه زیر گواهی روشن ازجایگاه مهم استقلال اقتصادی جامعه مسلمین در جلوگیری از سلطه و سبیل کفار بر مسلمین، در اندیشه سید محمد کاظم طباطبایی یزدی است.
دستخط مرحوم سید خطاب به آقامیرزا رحیم تاجر:
جناب آقامیرزا رحیم
«خداوند عالم بر توفیقات و تأییدات شما و هرکس در ترویج ملبوسات و صنایع اسلامیه مجدانه ساعی باشد، بیفزاید. در این زمان که دول خارجه، به انواع حیل، رشته کسب و صنایع تجارت - که مایه عزت و منشأ ثروت است - از دست مسلمین ربوده و منحصر به خود نمودهاند و مثل خون در مجاری عروق ایشان راسخ و نافذ شده و شغل اهل اسلام، به تدریج منحصر به دلالی و بیع و شراء اجناس خارجه شده است با آن که اکثر مواد اجناس از قبیل پنبه و پشم و ابریشم و خاک چینی و غیره، خروار خروار، به ثمن بخس از بلاد مسلمین جلب میکنند و به الوان متعدده و اشکال مختلفه به اعلی القیم در بازار مسلمین، مثقال مثقال، فروش میرود، مناسب است مسلمین از خواب غفلت بیدار شوند و به تدریج رفع احتیاجات خود را از خارجه بنمایند و به تأییدات ربانیه، از ذل فقر و احتیاج و سؤال و تحمل عملگی کفار و تشتت در بلاد کفر برهند... این احقر که از بدو عمر تا کنون، اغلب اوقات، لباسم از منسوجات دارالعباده [= شهر یزد] بوده... بر حسب غیرت اسلامیت - مهما امکن - اقتصار به همان ملبوسات اسلامی نمایند؛ بلکه در تمام اثاث البیت خود تا ممکن است، اکتفا به مصنوعات اسلامی نموده... ان شاءالله تعالی متدینین تجار هم بعد از این، اجناس خارجه را به بلاد اسلامیه جلب نکنند تا این یک مشت به کشت و کار و صنایع بپردازند و تشتت و تفرقه آنها بدل به اجتماع، به قلیل زمانی نتایج حسنه آن را مشاهده نمایند. نصَرَالله مَن نصَرالاسلام، والسلام علی اخواننا المؤمنین.» [۳۶]
این نامه به میرزا رحیم ـ که از بازرگانان معتبر آن زمان بوده، نوشته شده است ـ نشان میدهد که مرحوم سیّد تا چه اندازه بر ضرورت استقلال و خودکفایی اقتصادی جامعه اسلامی تأکید داشته است. توجه به کسب و کار و خودکفایی اقتصادی، از آن جهت اهمیت دارد که وابستگی جامعه اسلامی به تولیدات خارجی، ذلت و خواری مسلمانان و در برابر، زمینه عزت و تسلط اقتصادی و سیاسی کفار را فراهم میکند. این امر در اندیشه فقاهتی سید یزدی، هرگز پذیرفته نیست. از همین رو به مسلمانان هشدار میدهد.
مردمی کردن اقتصاد
ابن خلدون نظریه پرداز معروف مسلمان میگوید: اگر دولت تجارت کند، دولت ضعیف و مردم فقیر میشوند و اگر مردم تجارت کنند، مردم غنی و دولت قوی میشود.[۳۷]
اقتصاد زمانی واجد توان پایداری و مقاومت فوق العاده میگردد که محوریت آن تودههای مردمی باشند. مقصود از مردمی کردن اقتصاد در گام اول، حساس کردن مردم به اقتصاد و سپس درگیر نمودن آنان به عنوان مصرف کنندهای فعال در اقتصاد است. در گامهای بعدی درگیر کردن مردم به عنوان تولیدکننده و توزیع گر فعال و مهم تر از همه دخالت دادن مردم در توسعه کشور و رقم زدن توسعه مشارکتی قرار دارد که بسیار وسیع تر از دخالت دادن صرف سرمایههای مردم در اقتصاد است که از طریق اصل ۴۴ قانون اساسی باید تحقق بیابد و اعم از حضور و مشارکت مردمی در اقتصاد نیز میباشد، اما نباید مردمی کردن اقتصاد را به آن تقلیل داد.
بنابراین میبایست توانمندسازی آحاد مردم در دستور کار قرار گیرد تا زمینه برای حضور مؤثر همه افراد در فعالیتهای مولد اقتصادی فراهم شود. هیچ فردی نباید به سبب محرومیت از دسترسی به امکانات تولید، آموزش، مجوزها و... از فعالیت محروم شود. در گام دوم ایجاد نظمهای جمعی میان فعالیت اقتصادی هم در حوزه کار و هم در حوزه سرمایه است. وحدت و همکاری میان فعالین میتواند به اشکال گوناگون شبکه سازی، خوشه سازی، زنجیره تأمین و... در دستور کار قرار گیرد که در نتیجه سطح پایداری اقتصادی در برابر تحریمها و فشارها ارتقا مییابد.
رهبر معظّم انقلاب آیت الله خامنهای (دامت برکاته) در این زمینه میفرماید:
«این اقتصادی که به عنوان اقتصاد مقاومتی مطرح میشود، مردم بنیاد است؛ یعنی بر محور دولت نیست و اقتصاد دولتی نیست، اقتصاد مردمی است؛ با اراده ی مردم، سرمایه ی مردم، حضور مردم تحقّق پیدا میکند. امّا «دولتی نیست» به این معنا نیست که دولت در قبال آن مسئولیّتی ندارد؛ چرا، دولت مسئولیّت برنامه ریزی، زمینه سازی، ظرفیّت سازی، هدایت و کمک دارد. کار اقتصادی و فعّالیّت اقتصادی دستِ مردم است، مال مردم است؛ امّا دولت ـ به عنوان یک مسئول عمومی ـ نظارت میکند، هدایت میکند، کمک میکند. آن جایی که کسانی بخواهند سوء استفاده کنند و دست به فساد اقتصادی بزنند، جلوی آنها را میگیرد؛ آنجایی که کسانی احتیاج به کمک دارند، به آنها کمک میکند.» [۳۸]
کاهش وابستگی به ذخایر زیرزمینی
کاهش وابستگی به نفت یکی دیگر از مؤلفههای استقلال اقتصادی است. اگر تلاش بر این باشد که فعالیتهای اقتصادی درآمدزای دیگری جایگزین نفت شود، بزرگترین حرکت مهم در زمینه اقتصاد انجام شده است. صنایع دانش بنیان میتواند خلأ ناشی از نفت را تا میزان زیادی پر کند.
فرآوردههای این شرکتهای دانش بنیان علاوه بر تأمین نیازهای داخلی کشور میتوانند قابلیت صادرات داشته باشند و بازارهای منطقهای را به دست بگیرد.
برخی از سیاستهایی که در این خصوص میتوان مطرح نمود، عبارتند از: جایگزینی درآمدهای جاری به جای نفت مانند مالیات و درآمدهای ترانزیتی و متکثر نمودن شرکای تجاری از یک شریک عمده به چندین شریک کوچک تر. هم چنین میتوان ظرفیتها و پتانسیلهای موجود در حوزه گردشگری را گسترش داد؛ زیرا امکانات و مواهب خدادادی کشور و اقلیم بسیار متنوع و بناهای تاریخی و صنایع دستی گوناگون در اقصی نقاط کشور باعث شده است که بسیاری از گردشگران دنیا در آرزوی سفر به ایران باشند و این میتواند یکی دیگر از مواردی باشد که جایگزین ذخایر زیرزمینی شود.
روحیه خودباوری و خوداتکایی
نتیجه اعتماد به نفس، شکوفایی استعدادها، ابتکارها و ... استقلال اقتصادی است و تحریم اقتصادی خود دراین باره تاثیر بسزایی دارد.
به این سخن امام توجه کنید.
«ما تا منزوی نشویم و تا دستمان از پیش ابرقدرتها و قدرتهای دیگر کوتاه نشود، خودمان نمیتوانیم کار خودمان را انجام بدهیم و سرپای خودمان بایستیم، ما باید منزوی بشویم تا مستقل بشویم، باید منزوی بشویم تا آزاد بشویم.» [۳۹]
و در جای دیگر میفرماید:
«... اموال زیر زمینیما را دادند و همه چیز ... آوردند، فراهم کردند که مبادا شما به فکر این بیفتید یک صنعتی ایجاد کنید. تا ارتباطتان را از دنیا قطع نکنید، این ارتباطی که شما را به انزوای حقیقی میکشد، نمیتوانید خودتان اهل صنعت بشوید و نمیتوانید مملکتتان صنعتی بشود. نمیتوانید مستقل باشید و نمیتوانید آزاد باشید.»[۴۰]
در زمینه کسب استقلال اقتصادی در سایه تحمل شدائد و مشکلات، میتوان به کشور آلمان به عنوان نمونهای تاریخی اشاره کرد.
پس ازپایان جنگ دوم جهانی ـ که همه چیز آلمان ویران شد ـ آلمان تحت فشار کشورهای طرف مقابل خود برای باز پرداخت غرامت جنگ قرار گرفت. «جان میناردکینز» اقتصاد دان انگلیسی که به نمایندگی کشورش در کنفرانس تعیین غرامت جنگ شرکت کرده بود به نمایندگان متفقین اظهار داشت: آلمان را برای پرداخت غرامت تحت فشار قرار ندهید، زیرا این کار آلمان را از نظر اقتصادی کار آمدتر از شما خواهد ساخت. انگلستان بلا فاصله اعلام کرد که کینز دیگر نماینده ما در این مذاکرات نیست و کینز از ترس فرار کرده و به امریکا گریخت و امریکا از او استقبال کرد.
سخن کینز در تاریخ به اثبات رسید و فشار متفقین، اقتصاد آلمان را به تحرک فوق العادهای واداشت و آلمان پیشرفت بینظیری کرد، به طوری که امروز سر آمد همه کشورهای اروپایی است.[۴۱]
صحیح است که روحیه خودباوری، عامل حرکت دهنده قوی و رو به جلویی است که جرقه اقتصادی در ذهن افراد میزند، اما این تحرک و پویایی باید همواره در ادامه راه وجود داشته باشد که این ادامه دهنده، همان روح خوداتکایی است. هیچ گاه نباید از پا نشست؛ زیرا خلق کارهای بزرگ اقتصادی، روح بزرگ خوداتکایی را میطلبد.
مبارزه با مفاسد اقتصادی
یکی از عوامل عدم توسعه یافتگی و وابستگیهای اقتصادی در کشورهای در حال توسعه، مسأله ی فساد اقتصادی است؛ یعنی به دلیل وجود فساد در لایههای اقتصادی این جوامع، رشد اقتصادی در میان آنها کُند شده و گاهی حتی کمکهای مالی ای که از طرف کشورهای دیگر ارسال میشود نیز در این فساد اقتصادی از بین میرود. اغلب کارشناسان معتقدند مهمترین دلیل وجود فساد اقتصادی در کشورهای جهان سوم و در حال توسعه دولتی بودن اقتصاد و عدم شفافیت در فعالیتهای سیاسی و فعالیت احزاب است که میتواند رانت یا یک ساختار رانتی در اقتصاد را در پی داشته باشد. صاحب نظران معتقدند که اگر برای مثال رشوه خواری در اقتصاد رایج است، ریشه ی آن را باید در بدنه ی رسمی اقتصاد که به دولت تعلق دارد جست وجو کرد. این صاحب نظران که تعداد آنان نیز کم نیست، بر این عقیدهاند که اگر نرخ سرمایه گذاری در جامعه پایین است و نرخ رشد اقتصادی در آن به حد مطلوب نمیرسد، به دلیل وجود مشکل در درون بازار نیست، بلکه مشکل از درون بدنهای است که بازار را هدایت میکند. اقدامات این مسأله موجب میشود که سرمایه گذاری در کشور کاهش یابد و اقتصاد با مشکل روبه رو شود.
با فساد در هر شکلی و در هر سطحی که باشد به شدت، بدون تبعیض و به طور جدّی باید مبارزه شود. شفافت سازی فعالیتهای اقتصادی به داشتن یک اقتصاد پویا روبه رشد کمک میکند.[۴۲]
علم آموزی
و از آن جا که اکنون در دنیا چنان تحوّلی به وجود آمده که همه کارها بر محور علم میچرخد و نظام زندگی بر اساس علم قرار گرفته و همه شؤون حیات بشری به دانش و فن آوری وابستگی پیدا کرده است، به طوری که هیچ مشکلی از زندگی را جز با علم نمیتوان حل کرد و از سوی دیگر، رسیدن به استقلال و خود کفایی همراه با اقتدار اقتصادی و به طور کلی، انجام بسیاری از تکالیف فردی و اجتماعی به فراگیری علوم و فن آوری پیشرفته روز بستگی دارد، لذا، فریضه علم به عنوان کلیدی برای انجام سایر فرایض و دست یابی به اهداف نظام اقتصادی اسلام شناخته شده و از شؤون حیاتی مسلمانان برای کسب عزّت و شرافت در سطح بین المللی است.
آثار و فواید استقلال اقتصادی
عزّت جامعه اسلامی
رسیدن جامعه اسلامی به رشد و توسعه، بستر مناسبی برای کسب عزّت و سربلندی آن است؛ زیرا برای دست یابی به این هدف (عزّت) جامعه، باید از جنبههای گوناگون اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی به شکوفایی و اقتدار لازم برسد تا نیازی به بیگانگان نداشته باشد.
عزّت در آیات و روایات اسلامی، مکرّر آمده است: قرآن کریم عزّت را مخصوص خداوند متعال و رسول او و مؤمنان دانسته و در این میان، سرچشمه تمام عزّتها را ذات مقدّس حق تعالی معرفی مینماید.[۴۳]قرآن به همه مسلمانان هشدار میدهد که عزّت خود را در همه شئون زندگی، اعم از اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و مانند آن، در دوستی با دشمنان اسلام نجویند، بلکه تکیه گاه خود را ذات پاک خداوندی قرار دهند که سرچشمه همه عزّت هاست.
جامعهای که برای اداره خود، دست نیاز به سوی بیگانگان دراز نماید و به منافع و امکانات خود متّکی نبوده و قادر نباشد استعداد افراد را برای نیل به خودکفایی و پیشرفتهای علمی شکوفا سازد، هیچ گاه به توسعه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نخواهد رسید. در نتیجه، عزّت اسلامی جامعه تحقق نخواهد یافت. افراد این جامعه با از دست دادن اعتماد به نفس، هویّت و شخصیت فرهنگی و اجتماعی خود را به فراموشی سپرده، روحیه خودباختگی و یأس بر آنان حاکم میگردد، چنین میپندارند که دیگران از نظر فکر، استعداد و ابتکار، از آنها برتر و بالاترند و کاری از خودشان ساخته نیست. بنابراین، حرکت برای نیل به خودکفایی، همراه با اقتدار اقتصادی و کسب استقلال، تلاش برای کسب عزّت و کرامت جامعه محسوب میگردد.
استقلال سیاسی
دوّمین اثر و فایده استقلال اقتصادی، استقلال سیاسی است.
رهبر معظّم انقلاب آیت الله خامنهای (دامت برکاته) در این زمینه میفرماید:
«ما تا به کار ایرانی و سرمایه ی ایرانی احترام نگذاریم، تولید ملی شکل نمیگیرد؛ و اگر تولید ملی شکل نگرفت، استقلال اقتصادی این کشور تحقق پیدا نمیکند؛ و اگر استقلال اقتصادی یک جامعهای تحقق پیدا نکرد ـ یعنی در مسئله ی اقتصاد نتوانست خودش تصمیم بگیرد و روی پای خود بایستد ـ استقلال سیاسی این کشور تحقق پیدا نمیکند؛ و اگر استقلال سیاسی یک جامعهای تحقق پیدا نکرد، بقیه ی حرفها، جز حرف، چیز دیگری نیست. تا یک کشور اقتصاد خود را قوی نکند، پایدار نکند، متکی به خود نکند، مستقل نکند، نمیتواند از لحاظ سیاسی و فرهنگی و غیره تأثیرگذار باشد». [۴۴]
کاهش زیان تحریم اقتصادی
با به وجود آمدن استقلال اقتصادی در جامعه، تحریمها و تهدیدهایی که علیه جامعه اسلامی میشود، بی اثر خواهد بود.
شیوه سلطه اقتصادی
سلطه اقتصادی بر یک ملت هنگامی شکل میگیرد که اولاً: قدرتهای اقتصادی بیگانه، منابع تولید و بازار مصرف کشورهای اسلامی را در اختیار خود گیرند و با تأسیس مراکز صنعتی در آن کشورها، از مسلمانان باج میگیرند و آنها را به استثمار میکشند؛ مثل دادن مزد اندک، تحقیر مسلمانان و معاف کردن خود از مالیاتها. آنها با استفاده از تهیه مواد خام ارزان و ایجاد صنایع استخراجی و مونتاژ، کشورهای میزبان را عملاً وابسته به خود میسازند. ثانیاً: با تأسیس بانکهای استقراضی و پرداخت وامهای پربهره به سرمایه داران خصوصی داخل کشورهای محروم، زمینه را برای استثمار فراهم مینمایند. ثالثاً: از طریق ایجاد شرکتهای مختلط کشت و صنعت و با استفاده از امتیازات دولت میزبان، راه را برای تک محصولی کردن کشاورزی باز میکنند و با اضمحلال کشاورزی سنّتی، بازار مناسبی برای فروش محصولات کشاورزی خود فراهم میآورند. بدین روی، با تسلّط قدرتهای اقتصادی بزرگ بر بازار، مواد اولیه، جریانات پولی و بانکی و ابتکار عمل در سرمایه گذاریها، امتیازات و منافع، راهی کشورهای سلطه گر و وابستگی و استضعاف، متوجه کشورهای ضعیف میگردد [۴۵]
راهکارهای مبارزه با سلطه اقتصادی
برای توسعه اقتصادی و عدم نفوذ کفار و استیلای آنان بر اقتصاد کشورهای اسلامی برای رفع سلطه، راهکارهای مختلفی وجود دارد که تشکیل برخی نهادها و سازمانهای اسلامی؛ مانند دادگاههای اسلامی، پارکهای علم و فناوری اسلامی و موارد زیر، از نمونههای آن میباشد:
۱ـ به نظر میرسد تشکیل بانک توسعه اسلامی ـ که هم اکنون نیز فعالیت دارد ـ و سرمایه گذاری مسلمانان در این بانک سبب میشود که سرمایه در دست مسلمین باقی بماند و هنگامی که برای جوامع اسلامی مشکلی پیش آید، میتوانند با قرض گرفتن و وام، برای رفع مشکل برنامهریزی کنند.
۲ـ علما برای جلوگیری از ورود کالاهای بیگانه و فروش آنها، نقش بسیار سازندهýای دارند؛ چراکه با فتوا به تحریم استفاده از آنها، میتوانند بازار بیگانه را راکد و بدون متقاضی کرده و از تولید ملی حمایت کنند. نمونه بارز آن فتوای مشهور «میرزای شیرازی» در «تحریم تنباکو» است که فرمود: «الیوم استعمال توتون و تنباکو بایّ نحو کان در حکم محاربه با امام زمان(صلوات الله و سلامه علیه) است» و ساعتی پس از این حکم، تمام قلیانها جمع میشود و در هیچ جا دود تنباکو بلند نمیشود [۴۶] این فتوا در واکنش به این نکته بود که در آن روزگار، یک پنجم مردم ایران به کار کشت و زرع و خرید و فروش تنباکو مشغول بودند و واگذاری چنین امتیازی، به معنای واگذاری حق حیات یک پنجم مردم ایران به طور مستقیم به یک کمپانی انگلیسی است. بنابراین، بازرگانان و تجار و کشاورزان خود را عمله و زیردست بیگانه محسوب میکردند و همگان از شدت تسلط بیگانگان احساس ناامنی میکردند [۴۷] لذا فتوای به هنگام مرحوم میرزای شیرازی، بهترین راهکار برای ازبین بردن این گونه سلطه است که این قبیل فتاوا میتواند در جامعه امروزی و وضعیت فعلی مسلمانان، بسیار راهگشا و کاربردی باشد.
وظایف دولت در باب کسب استقلال اقتصادی
۱ـ منسجم کردن تجارت و تولید؛
۲ـ حمایت از تولید ملی، کار و سرمایه ایرانی؛
۳ـ ایجاد اشتغال برای جوانان و منابع انسانی؛
۴ـ نظام بخشیدن به تجارت گسیخته داخله ایران؛
۵ ـ جلوگیری از مصرف گرایی و وابستگی؛
۶ ـ جلوگیری از خروج ثروت (ارز) از ایران؛
۷ـ جلوگیری از احتکار و بازار سیاه.
۸ ـ مردم محوری( سیاست گذاری، نظارت، هدایت و پشتیبانی دولت در این راستا)؛
۹ـ به روز کردن آمار و اطلاعات اقتصادی کشور؛
۱۰ـ اولویت دادن به شرکتها و تولیدات داخلی؛
۱۱ ـ حمایت همه جانبه و تسهیل مقررات و قوانین برای سرمایه گذاران کشور؛
۱۲ـ فراهم آوردن امکانات و بسترها بزای نخبگان جامعه و بهره گیری از توان علمی آنان برای رشد همه جانبه کشور؛
وظایف ملت در باب کسب استقلال اقتصادی
۱ـ حضور جهاد گونه در عرصههای اقتصادی؛
۲ـ اهمیت دادن به تولید داخلی ومصرف تولیدات ملی و اجتناب از مصرف کالاهای خارجی ؛
۳ـ اتقان در تولید از طریق ارتقاء کیفیت آن؛
۴ـ قطع واسطههای زائد از اقتصاد؛
۵ ـ افزایش تقوی و معنویت در بین مردم؛
۶ ـ توجه خاص به تولید کالاهای استراتژیک و اساسی؛
۷ـ اصلاح الگوی مصرف.
کتابشناسی
۱ـ سید محمد صادق حسینی، بررسی میزان تحقق استقلال اقتصادی در ایران پس از انقلاب، پژوهشکده امام خمینی(ره)، تهران، ۱۳۸۹ ه ش.
۲ـ محمدعلی مولوی، استقلال اقتصادی و تئوری تسلط، تهران اکونومیست، تهران، ۱۳۴۹ ه ق.
۳ـ احمد متین دفتری، کلید استقلال اقتصادی ایران، مطبعه مجلس، تهران، ۱۳۰۴ ه ق.
۴ـ ملومود عطا علا، مبارزه اعراب در راه استقلال اقتصادی، مترجم جلال علوی نیا، حقیقت، تهران.
مقاله شناسی
۱ـ محمد تقی زاده انصاری، استقلال سیاسی و استقلال اقتصادی، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران)، پاییز ۱۳۷۹، شماره49.
۲ ـ محمد علی مولوی، استقلال اقتصادی و اهمیت آن در توسعه و پیشرفت، مجله بورس، دوره اول، فروردین ۱۳۴۷ه ش، شماره56.
۳ـ فرشاد مومنی، چند نکته پیرامون اهمیت استراتژیکی و آرمانی استقلال اقتصادی، مجله پژوهشهای اقتصادی ایران، بهار ۱۳۷۴ه ش، شماره1.
۴ـ محمد علی متفکر آزاد، نقش دولت اسلامی در تحقق استقلال اقتصادی در سه دهه اخیر، مجله اقتصاد اسلامی پاییز ۱۳۹۲، سال سیزدهم، شماره 51.
منابع
قرآن کریم.
ـ برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، دار الکتب الإسلامیه، قم، چاپ دوم، ۱۳۷۱ ق.
ـ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، انتشارات اسلامی، قم، ۱۴۱۳ ه ق.
ـ آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۷۱ ه.ش.
ـ حکیمی، محمدرضا و حکیمی، محمد و حکیمی، علی آرام، احمد، الحیاه، ترجمه احمد آرام، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۰ش.
ـ شیخ کلینی، کافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ ه ق.
ـ عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الاسناد، موسسه آل البیت، قم، ۱۴۱۳ ه ق.
ـ لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ (للیثی)، دار الحدیث قم، چاپ اول، ۱۳۷۶ ش.
ـ مدنی، سیدمحمود، میرزای شیرازی احیاگر قدرت فتوا، قم، سازمان تبلیغات اسلامی، 1371.
ـ هادوی تهرانی، مهدی، مکتب و نظام اقتصادی اسلام، نینوا، ۱۳۸۳ ش.
ـ امام خمینی(ره)، تحریرالوسیله، جامعه مدرسین، قم، ۱۳۷۸ ه ش.
ـ امام خمینی(ره)، صحیفه نور، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، ۱۳۷۵ ه ش.
ـ فیض سعید، مفاسد اقتصادی زمینههای اجتماعی، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۸۵ ه ش.
پانویس
- ↑ هادوی تهرانی، مهدی، مکتب و نظام اقتصادی اسلام، ص 83.
- ↑ نساء/141
- ↑ امام خمینی(ره)، صحیفه نور، ج14، ص77 ـ 78
- ↑ انفال/60
- ↑ آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج7، ص222
- ↑ نساء/141
- ↑ لطفعلی لطیفی، تحلیل انقلاب اسلامی، ص73
- ↑ آل عمران/139
- ↑ نحل/6
- ↑ آیت الله ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج11 ، ص184
- ↑ هود/ 61
- ↑ علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج10، ص461
- ↑ اعراف/ 10
- ↑ برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ج2، ص410
- ↑ بیهقی، المحاسن و المساوی بیهقی، ج 2، ص 232- 236، حیوه الحیوان دمیری، چاپ سنگی
- ↑ امام خمینی(ره)، تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۱۸۵
- ↑ امام خمینی(ره)، تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۱۸۵
- ↑ امام خمینی(ره)، تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۱۸۵
- ↑ آیت الله خامنهای، استفتائات، ج 2، ص 47، س132
- ↑ پایگاه اطلاع رسانی makarem.ir
- ↑ پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله خامنهای http://farsi.khamenei.ir
- ↑ پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله خامنهای http://farsi.khamenei.ir
- ↑ پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله خامنهای http://farsi.khamenei.ir
- ↑ پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله خامنهای http://farsi.khamenei.ir
- ↑ آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج11، ص 163.
- ↑ تمیمی آمدی، غرر الحکم، ص 61 ـ 62
- ↑ محمد رضا حکیمی، الحیاه، ج5، ص536.
- ↑ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه،ج3،ص193.
- ↑ شیخ کلینی، کافی، ج5، ص113
- ↑ عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الاسناد، ص115.
- ↑ لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ (للیثی)، ص227.
- ↑ حکیمی، محمد رضا، بیدارگران اقالیم قبله، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 30.
- ↑ نجفی، موسی، اندیشه تحریم و خودباوری، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، تهران، 1387، ص 59-61
- ↑ سخنان مقام معظم رهبری(مد)، 1/1/1391.
- ↑ مقام معظم رهبری، بیانات در دیدار جمعی از کارگران سراسر کشور ۱۳۹۴/۰۲/۰۹
- ↑ زنگنه شهرکی جعفر، قاعده «نفی سبیل» در آرای فقهی و مواضع سیاسی صاحب عروه، فقه، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ج73، ص6
- ↑ شهروز توبره ریزی، بررسی اثر خصوصی سازی بر عملکرد بنگاههای مشمول واگذاری، دانشگاه ارومیه، دانشکده اقتصاد،1391 ه ش
- ↑ مقام معظم رهبری، حرم مطهر رضوی ۱۳۹۳/۱/۱
- ↑ امام خمینی (ره)، صحیفه نور، ج13، ص125
- ↑ همان، ج13، ص126
- ↑ نیروهای مسلح در وصیتنامه امام خمینی(ره)، ص202
- ↑ فیض سعید، مفاسد اقتصادی زمینههای اجتماعی، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم
- ↑ فاطر/ 10
- ↑ رهبر معظّم انقلاب آیت الله خامنهای (دامت برکاته)، بیانات در اجتماع کارگران کارخانجات تولیدی داروپخش ۱۳۹۱/۰۲/10
- ↑ ضیاء بخش، 1386، ش115، ص41، ضیاء بخش، علی، «قاعده نفی سلطه» مجله معرفت، ش115، 1386.
- ↑ مدنی، سیدمحمود، میرزای شیرازی احیاگر قدرت فتوا، ص110ـ 99.
- ↑ همان، ص98







