فرهنگ مصادیق:جاسوسی علیه مسلمین
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | جاسوسی و خیانت به کشور ج1 |
| ۲ | جاسوسی و خیانت به کشور ج2 |
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | ابزارهای جاسوسی و راهکارهای مقابله با آن |
| ۲ | بررسی جرم جاسوسی درقانون مجازات اسلامی و فقه عامه |
| ۳ | جاسوسی دربغل گوش ما-راسخون |
| ۴ | جاسوسی |
| ۵ | جاسوسی و خیانت به کشور |
| ۶ | حکم جرم جاسوسی |
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
- ۱ جاسوسی-ویکی فقه
- ۲ معنای لغوی جاسوسی
- ۳ معنای اصطلاحی جاسوسی
- ۴ واژههای معادل جاسوس
- ۵ وظیفه اصلی جاسوس
- ۶ اهمیت جاسوسی در حکومتها
- ۷ در دوره هخامنشیان
- ۸ در دوره ساسانیان
- ۹ پیش از اسلام
- ۱۰ اهمیت جاسوسی در اسلام
- ۱۱ رونق جاسوسی در دوره امویان
- ۱۲ جاسوسان رسمی
- ۱۳ جاسوسان غیررسمی
- ۱۴ در دوران اموی
- ۱۵ در دوران عباسیان
- ۱۶ در حکومتهای معاصر با عباسیان
- ۱۷ در عهد آل بویه
- ۱۸ در دوره غزنویان
- ۱۹ در دوره سلجوقی
- ۲۰ در دوره خوازرمشاهی
- ۲۱ در دوره بغداد
- ۲۲ در جنگها و فتنههای داخلی
- ۲۳ در هند
- ۲۴ در دوره مغولان هند
- ۲۵ در دوره صفوی
- ۲۶ در دوره عثمانیان
- ۲۷ در دوره قاجار
- ۲۸ شیوه جاسوسی در سرزمینهای اسلامی
- ۲۹ ویژگیهای جاسوسان
- ۳۰ مقرری جاسوسان
- ۳۱ فعالیتهای ضدجاسوسی
- ۳۲ روشهای جاسوسان برا ارسال خبر
- ۳۳ مجازات جاسوسی
- ۳۴ احکام جاسوسی
- ۳۵ پا نویس
جاسوسی-ویکی فقه
جاسوس، مأمور کسب اخبار و اطلاعات سرّی در زمینههای مختلف و ابلاغ آن به خلیفه و سلطان یا هرکسی که به وی مأموریت داده است.
معنای لغوی جاسوسی
در لغت به معنای خبر چینی برای دشمن میباشد.
معنای اصطلاحی جاسوسی
عبارت است از گردآوری و گزارش مخفیانه اخبار و اطلاعات سرّی کسی یا مؤسسهای و یا کشوری به طرف مقابل یا افراد و یا کشور ذی نفع.
واژههای معادل جاسوس
واژههای عین (جمعِ آن: عیون).، صاحب الخبر، مُنهی و گاه مُشرف نیز در منابع معادل جاسوس به کار رفتهاند.
وظیفه اصلی جاسوس
وظیفه اصلی جاسوس تحقیق در باره احوال دشمن و گزارش آن به افراد خودی بود، اما در طول تاریخ وظایف متنوع دیگری به وی محول گردید.
واژه جاسوس عمدتاً معنایی منفی را به ذهن متبادر میکند، [۱].به طوری که جاسوس را «صاحب سرّالشر»، در برابر ناموس به معنای «صاحب سرّالخیر» دانستهاند.[۲]
اهمیت جاسوسی در حکومتها
در نصیحت نامهها و کتابهای آداب الملوک، توصیههای فراوانی در باره ویژگیهای جاسوس و نحوه به کار گرفتن او شده است.چون نظام جاسوسیِ مؤثر، به قدرت فرمانروا و پادشاه کمک میکند، گماشتن جاسوس در همه حکومتها مورد توجه بوده است و تمام پادشاهان، بدون استثنا، برای کسب اطلاع در مورد اتباع، وزیران، صاحب منصبان، ملتزمان و خانوادههای خود و نیز دشمنان خارجی از جاسوسان استفاده میکردند.
در دوره هخامنشیان
هخامنشیان به امر خبرگیری اهمیت فراوان میدادند.بنا به گزارشهای مورخان یونانی، آنان نهادی به نام «چشم و گوش شاه» داشتند که علاوه بر بازرسی ممالک تابعه و نظارت بر آنها، جاسوس نیز بودند.[۳].همچنین در جنگها، جاسوسانی را مأمور شناسایی سرزمین و بررسی امکانات دشمن میکردند.[۴]
در دوره ساسانیان
این نهاد در دوره ساسانیان گسترش یافت و پادشاهان ساسانی با گماشتن «منهیان و جواسیس» در داخل، بیم و هراس همگان را بر انگیخته بودند.[۵].جاسوسان اردشیر بابکان (حک: ۲۲۶ـ۲۴۱ میلادی).، او را از هر آنچه در قلمروش میگذشت، آگاه میکردند.[۶][۷]. [۸].برخی از پادشاهان ساسانی، خود به صورت ناشناس وارد قلمرو دشمن میشدند و به جاسوسی میپرداختند.[۹][۱۰]
پیش از اسلام
پیش از اسلام، قبایل عرب، به ویژه قریش، برای محافظت از کاروانهای تجاری خویش به جاسوسی اهمیت فراوان میدادند.
اهمیت جاسوسی در اسلام
با ظهور اسلام و استقرار مسلمانان در مدینه، مشرکان و مخالفان اسلام به دشمنی با مسلمانان پرداختند.در برابر، برای مقابله با این دشمنیها، به جاسوسی بیش تر توجه شد.پیامبر اکرم، برای کسب اطلاع از فعالیتهای سیاسی، نظامی و اقتصادی دشمنان، همواره جاسوسانی اعزام میکرد.خلیفه دوم نیز توجه ویژهای به امر جاسوسی داشت.[۱۱][۱۲]گسترش فتوحات اسلامی، به ویژه در مصر و شام، به دلیل همسایگی با روم، موجب افزایش فعالیتهای جاسوسی در میان مسلمانان و رومیان گردید.[۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷][۱۸][۱۹][۲۰][۲۱] -
امام علی علیه السلام نیز سفارشهایی در باره نحوه به کارگیری و ویژگیهای جاسوس (عین).، به ویژه برای نظارت بر رفتار کارگزاران حکومت، دارد.
رونق جاسوسی در دوره امویان
در دوره امویان (۴۰ـ۱۳۲).و پس از آن، جاسوسی به دو صورت رسمی و غیررسمی رونق فراوان یافت.
جاسوسان رسمی
جاسوسان رسمی زیر نظر دیوان برید و با نام صاحب الخبر فعالیت میکردند [۲۲] و گاه صاحب دیوان انشاء متولی جاسوسان بود[۲۳][۲۴]منصب «صاحب الخبر» ی گاه به صورت موروثی در یک خانواده دست به دست میگشت.[۲۵][۲۶]
جاسوسان غیررسمی
در کنار این نهاد، نوعی جاسوسی غیررسمی نیز شکل گرفت.بدین ترتیب که هر خلیفه، سلطان، امیر یا وزیر، چون گزارشهای رسمی را کافی نمیدانست، اشخاصی را به صورت ناشناس، در مناصب و مشاغل مختلف به جاسوسی در مسائل داخلی یا خارجی منصوب میکرد.به دلیل پنهانی بودن فعالیت این نوع جاسوسان، از تشکیلات اداری و نحوه فعالیت آنان اطلاع چندانی در دست نیست.
در دوران اموی
خلفا و امیران اموی، هر یک، جاسوسانی در میان دشمن و نیز در داخل قلمرو خود داشتند. [۲۷][۲۸][۲۹][۳۰] نامهای که عبدالحمید بن یحیی کاتب در ۱۲۹ برای ولیعهد و فرزند مروان بن محمد (حک: ۱۲۷ـ۱۳۲).نگاشته و در آن سفارشهای فراوانی در باره چگونگی به کارگیری جاسوسان و ویژگیهای آنها کرده، نشان دهنده اهمیت امر جاسوسی در این دوره است[۳۱].با این حال، برخی [۳۲][۳۳]عدم توجه جدّی به امر اطلاع رسانی و ارسال جاسوسان را یکی از علل سقوط امویان شمردهاند.
در دوران عباسیان
در دوره عباسیان (۱۳۲ـ۶۵۶).، به سبب شکل گیری فِرَق سیاسی و کلامی مختلف و نیز تشکیل حکومتهای نیمه مستقل، به جاسوسی توجه ویژهای شد.منصور (حک: ۱۳۶ـ ۱۵۸).جاسوسان خود را به صورت ناشناس به هرجا میفرستاد [۳۴].و جاسوسان هارون (حک: ۱۷۰ـ۱۹۳).همه اخبار آشکار و پنهان امرا را به اطلاع وی میرساندند.[۳۵]مأمون (حک: ۱۹۸ـ ۲۱۸).نیز جاسوسان فراوانی در داخل و خارج گماشته بود.نُوَیری فقط پیرزنانی را که برای مأمون جاسوسی میکردند، ۷۰۰، ۱ تن ذکر کرده است.[۳۶][۳۷]سایر خلفای عباسی نیز این سیاست را ادامه دادند و به ویژه سرزمین روم پر از جاسوسان زن و مرد عباسی بود.[۳۸][۳۹]جاسوس گماری امیران و حکام برخی شهرها، از جمله اسحاق بن ابراهیم مُصْعَبی، امیر بغداد، نیز در این دوره مشهور است.[۴۰][۴۱]
در حکومتهای معاصر با عباسیان
خاندانهای حکومتگر معاصر با عباسیان نیز به گماشتن جاسوسان توجه داشتند.به گفته گردیزی، [۴۲]عمرولیث صفاری (حک: ۲۶۵ـ۲۸۹).بر هر «سالار و سرهنگی» جاسوسی میگماشت.وی افرادی را از کودکی برای این کار تربیت میکرد و آنان را به امیران خود میبخشید تا اخبار آنان را به او گزارش کنند.[۴۳]
در عهد آل بویه
در عهد آل بویه، مُنهیان، اخبار سرزمینهای دور همچون کاشغر را با سرعت به اطلاع وزرا و امرا میرساندند.[۴۴][۴۵]جاسوسان عضدالدوله (حک: ۳۳۸ـ۳۷۲).هر نوع خبری را در باره درباریان به وی اطلاع میدادند.[۴۶].او از مکتب داران خواسته بود که از کودکان در باره فعالیتهای پدرانشان کسب اطلاع کنند و به دیوان برید خبر دهند.[۴۷]به نوشته مسکویه، [۴۸][۴۹]ابوالفضل بن عمید، وزیر رکن الدوله ــ که برای تأمین نیازهای مالی سپاهیان و کارگزاران حکومتی بر اموالِ مصادرهای تکیه داشت ــ کسانی را مأمور اطلاع یابی از اموال ثروتمندان کرد.
در دوره غزنویان
در دوره غزنویان (۳۵۱ـ۵۵۵).، شبکه گستردهای از جاسوسان پدید آمد.محمود غزنوی (حک: ۳۸۹ـ۴۲۱).برای خبرگیری اهمیت فراوان قائل بود.[۵۰]پس از درگذشت وی، به سبب اختلاف میان پدریان و پسریان، دربار مسعود (حک: ۴۲۱ـ۴۳۳).به کانون جاسوسی و توطئه بدل شد؛ محمد بن حسین بیهقی در جای جای کتاب خویش به این جاسوس گماریها اشاره کرده است.[۵۱][۵۲][۵۳][۵۴][۵۵]
در دوره سلجوقی
در دوره سلجوقی (۴۲۹ـ۵۱۱).، به رغم مخالفت الب ارسلان (حک: ۴۵۵ـ۴۶۵).، خواجه نظام الملک با گماشتن جاسوس و صاحب خبر [۵۶][۵۷]تلاشهای فراوانی برای ایجاد تشکیلات سازمان یافته جاسوسی به عمل آورد و قسمتهایی از کتاب سیاستنامه خویش را به این امر اختصاص داد.[۵۸][۵۹]در این دوره برخی شعرا و ادبا، از قبیل ملک الشعرا ادیب صابر، به جاسوسی فرستاده میشدند.[۶۰]وقوع جنگهای صلیبی (۴۹۲ـ۶۹۰).در این دوره، از عواملی بود که موجب افزایش جاسوسی، میان مسلمانان و رومیان، به ویژه در حوزه مصر و شام ــ منطقه اصلی برخورد دو طرف ــ شد.[۶۱][۶۲][۶۳]
در دوره خوازرمشاهی
سلاطین خوارزمشاهی نیز برای آگاهی از احوال دوستان و مکر دشمنانِ خود، همواره منهیان و جاسوسانی به سرزمینهای دور و نزدیک گسیل میکردند.[۶۴]
در دوره بغداد
در جریان فتح بغداد به دست مغولان در ۶۵۶، ظاهراً میان امرای مغول و برخی بزرگان شهر، جاسوسانی در رفت و آمد بودند.[۶۵]به علاوه، در دوره مغول، فرستادن جاسوس بین مغولان و سلاطین مصر بسیار رواج یافت.[۶۶][۶۷][۶۸]
در جنگها و فتنههای داخلی
در بسیاری از جنگها و فتنههای داخلی نیز جاسوسان وظیفه مهمی ایفا میکردند.[۶۹]محمد بن هندوشاه شمس منشی (قرن هشتم).در اواخر این دوره تعیین منهیان و جاسوسان را از لوازم اصلی ملکداری دانسته است.[۷۰][۷۱]به نظر وی[۷۲]وظیفه یک جاسوس، از ده امیر که هریک هزارهای را متکفل باشند، پراهمیت تر است.
در هند
مقارن این دوره، در هند نیز به امر جاسوسی اهمیت فراوان داده میشد.علاءالدین خَلجی (حک: ۶۹۵ـ۷۱۵).در هر محله و خانه و کوچه، جاسوسانی گمارده بود.[۷۳]همچنین، به گزارش ابن بطوطه، [۷۴]سلطان محمد تُغْلُق (۷۲۵ـ۷۵۲).با هریک از امیران خویش، غلامی را برای جاسوسی همراه میکرد.به علاوه عدهای از کنیزانِ خانههای امرا و زنان کنّاس (جاروکش).برای وی جاسوسی میکردند.[۷۵][۷۶]
در دوره مغولان هند
در دوره مغولان هند نیز، علاوه بر جاسوس، [۷۷][۷۸]کسانی با عنوان وقایع نگار، سوانح نگار، خفیه نویس، و هرکاره، حوادث سرزمینهای مختلف را به سلطان گزارش و برخی از وظایف جاسوس را انجام میدادند.[۷۹][۸۰][۸۱]تیمور (حک: ۷۷۱ـ۸۰۷).بیش از سایر پادشاهان به جاسوسی و خبرگیری اهمیت میداد و جاسوسان را یکی از طبقات مهم جامعه به حساب میآورد.[۸۲][۸۳]جاسوسان وی از میان همه اقشار جامعه انتخاب میشدند.[۸۴]او به جاسوسی مأموریت داده بود تا نقشهای کامل از سرزمین روم شرقی (بیزانس).تهیه کند شامل همه شهرها، روستاها، مسافتها، حدود، پستی و بلندیها، صحراها، قلعهها، به علاوه نام امیران و بزرگان و ثروتمندان و فقرا و بسیاری اطلاعات دیگر.[۸۵]
در دوره صفوی
در دوره صفوی، دشمنی با عثمانیان و برقراری ارتباط با برخی کشورهای اروپایی موجب شد که جاسوسان صفوی به فعالیت وسیع در این دو محدوده بپردازند.[۸۶][۸۷][۸۸][۸۹] - دلاواله [۹۰]از جاسوسی اَرمنی به نام یعقوب نام برده که مأموریتهای متعددی از جانب شاه عباس اول (۹۸۹ـ ۱۰۳۸).در ونیز، قسطنطنیه، لهستان و برخی از دربارهای اروپایی داشته است.شاه عباس با هر سفیری که به کشورهای دیگر میفرستاد، جاسوسی همراه میکرد.[۹۱]به علاوه، جاسوسان وی مرتباً خبرهای سراسر کشور را به او گزارش میکردند.خود او نیز گاه با لباس مبدل به جاسوسی میپرداخت و گاه زنان رجال و سرداران کشور را مهمان میکرد و در حال مستی، آنان را به افشای اسرار شوهران بر میانگیخت.[۹۲]
در دوره عثمانیان
عثمانیان (۶۹۹ـ۱۳۴۱).از ابتدای تأسیس دولت خود به جاسوسی و اطلاع رسانی توجه داشتند.جاسوسهای عثمانی بیش تر در امپراتوری روم شرقی، دستگاه پاپ، جمهوری ونیز، دربار صفوی و برخی کشورهای اروپایی فعال بودند.آنان از جاسوسان تربیت شده مسیحی و یهودی با عنوان «مارتولوس» و نیز اسرای دشمن و اروپاییان ناراضی برای این کار استفاده میکردند.دولتهای مذکور نیز متقابلاً، از طریق برخی دانشمندان و هنرمندان و پزشکان، به جاسوسی در دربار عثمانی میپرداختند.با این حال، ظاهراً فعالیتهای جاسوسی دولتهای مسلمان در ممالک اروپایی به نسبت فعالیت متقابل اروپاییان در سرزمینهای اسلامی بسیار کمتر بوده است.[۹۳]برخی مترجمان ترک نیز که در خدمت اروپاییان جهانگرد بودند، له یا علیه آنان جاسوسی میکردند و گاه با فروش اطلاعات خود به عثمانیان، به ثروت فراوانی دست مییافتند.[۹۴]
نادرشاه (۱۱۴۸ـ۱۱۶۰).نیز در شهرهای مختلف جاسوسانی داشت که اخبار را به وی میرساندند.[۹۵][۹۶][۹۷]
در دوره قاجار
در دوره قاجار (۱۱۶۲ـ۱۳۲۷).افرادی به نام راپورتچی یا خفیه نویس، به جاسوسی برای پادشاه میپرداختند.به علاوه در این دوره، سفارتخانهها یکی از مکانهای مهم فعالیت جاسوسان بود.[۹۸]
شیوه جاسوسی در سرزمینهای اسلامی
جاسوسان در سرزمینهای اسلامی ممکن بود در لباس فرّاش، مطرب، کفشگر، [۹۹][۱۰۰].جهانگرد، صوفی، درویش، داروفروش، [۱۰۱].کنیز، [۱۰۲].گدا، بیمار زمین گیر، [۱۰۳]پهلوان، دریانورد، کارگر، [۱۰۴]پزشک، مبلّغ مذهبی و به ویژه بازرگان به فعالیت بپردازند.
ویژگیهای جاسوسان
قلقشندی [۱۰۵].ویژگیهایی چون قابل اعتماد بودن، تیزهوشی و بصیرت، سفر آزموده بودن، آشنایی با ممالک و کشورهای تحت مأموریت، قدرت تجزیه و تحلیل و استنباط قوی، صبر و قدرت تحمل شکنجه را برای جاسوس بر شمرده است.[۱۰۶][۱۰۷][۱۰۸] - محمد بن هندوشاه شمس منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۲۴۲، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.به علاوه جاسوس باید زبان قومی را که برای جاسوسی به میان آنان میرفت، به خوبی میدانست.[۱۰۹]به گزارش اولئاریوس، [۱۱۰].برخی جاسوسان در دوره صفوی با چند زبان خارجی آشنا بودند.جاسوسان نباید یکدیگر را میشناختند و در میان سپاهیان نیز هیچ کس نباید آنان را میشناخت.حاکم در صورت شکست جاسوس در انجام دادن مأموریت، یا اختلاف گزارش دو جاسوس در باره یک مسئله، نباید کینه آنان را به دل میگرفت.[۱۱۱][۱۱۲]
مقرری جاسوسان
مرسوم بود که به جاسوسان مقرری گزاف داده شود تا از خیانت یا فروختن اسرار به دشمن باز داشته شوند.[۱۱۳][۱۱۴][۱۱۵][۱۱۶]حتی توصیه میشد به جاسوسانی که خبری ناخوشایند میآورند، عطایی بیش از دیگران بخشیده شود.(۱۱۸).از مقدار مقرری جاسوسان، جز موارد اندک، اطلاعی در دست نیست.[۱۱۷][۱۱۸] -
فعالیتهای ضدجاسوسی
همچنین به پادشاهان و فرماندهان نظامی توصیه میشد که متوجه جاسوسان دشمن نیز باشند و فعالیتهای ضدجاسوسی را از نظر دور ندارند.[۱۱۹][۱۲۰][۱۲۱]
روشهای جاسوسان برا ارسال خبر
جاسوسان روشهای متفاوتی برای فرستادن اخبار داشتند.هر چند که وسیله رایج، ارسال نامه به شکلهای مختلف بود، [۱۲۲].گاه جاسوس با ارسال تصویر صورت یک شخص یا نقشههای دقیق به همراه اطلاعات مهم از یک سرزمین، مأموریت خویش را انجام میداد.[۱۲۳]
مجازات جاسوسی
مجازات جاسوسانی که به اسارت در میآمدند، عمدتاً قتل به شیوههای مختلف و گاه زجرآور بود،[۱۲۴][۱۲۵][۱۲۶].اما گاهی نیز به جاسوس، پس از اسارت، صله و مقرری بیشتری میدادند تا ضمن استفاده از اطلاعاتش، وی را به جاسوسی و خبرگیری برای خویش بگمارند.[۱۲۷]
احکام جاسوسی
جاسوسی مسلمانی علیه مسلمانان، حرام و موجب ثبوت تعزیر است؛ هر چند امام علیه السّلام میتواند او را عفو کند.[۱۲۸][۱۲۹][۱۳۰] - .
جایز نیست فرمانده لشکر، کسی را که علیه مسلمانان جاسوسی میکند یا جاسوسی را پناه میدهد، همراه خود به جنگ ببرد و اگر چنین فردی در جنگ شرکت کند، از غنایم سهمی نمیبرد.[۱۳۱][۱۳۲]
جاسوسی کردن علیه کفار، به نفع مسلمانان جایز است و بنابر تصریح برخی، جاسوس از غنایم نیز سهم میبرد.[۱۳۳]
امان دادن به جاسوس دشمن باطل است.[۱۳۴]
پناه دادن کافر ذمی جاسوس مشرکان را، در صورتی که خودداری از آن در عقد ذمه شرط شده باشد، موجب بطلان عقد میشود و در صورت عدم اشتراط، قرارداد باطل نمیشود، لیکن ذمّی تعزیر میگردد.[۱۳۵][۱۳۶]
برخی، پناه دادن جاسوس را مطلقا موجب بطلان عقد دانستهاند؛ هرچند ترک آن در عقد شرط نشده باشد.[۱۳۷]
- [۱۳۸]
پا نویس
- ↑ محمد بن احمد ابشیهی، المستطرف فی کلّ فنّ مستظرف، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶، چاپ افست قم ۱۳۶۸ ش.
- ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ.
- ↑ ابن بطوطه، مهذب رحله ابن بطوطه، المسماه تحفه النظار، فی غرائب الامصار، و عجائب الاسفار، ج ۲، چاپ احمد عوامری و محمد احمد جادمولی، قاهره ۱۹۳۴.
- ↑ ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ۱۳۷۰ ش.
- ↑ نامه تنسر به گشنسپ، چاپ مجتبی مینوی، ج۱، ص۷۱، تهران: خوارزمی، ۱۳۵۴ ش.
- ↑ عمرو بن بحر جاحظ، کتاب التاج فی اخلاق الملوک، ج۱، ص۱۶۷ـ ۱۶۸، چاپ احمد زکی باشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
- ↑ ابراهیم بن محمد بیهقی، المحاسن و المساوی، ج۱، ص۲۳۴، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره (۱۳۸۰/۱۹۶۱)..
- ↑ علی بن محمد ماوردی، کتاب نصیحه الملوک، ج۱، ص۳۸۸، چاپ محمدجاسم حدیثی، بغداد (۱۴۰۶/ ۱۹۸۶)..
- ↑ مسعودی، مروج (بیروت).، ج۱، ص۲۹۸ـ۳۰۰.
- ↑ مسعودی، مروج (بیروت).، ج۱، ص۳۰۳.
- ↑ عمرو بن بحر جاحظ، کتاب التاج فی اخلاق الملوک، ج۱، ص۱۶۸ـ۱۶۹، چاپ احمد زکی باشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴
- ↑ علی بن محمد ماوردی، کتاب نصیحه الملوک، ج۱، ص۳۸۷، چاپ محمدجاسم حدیثی، بغداد (۱۴۰۶/ ۱۹۸۶)
- ↑ محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۱، ص۱۵۰، بیروت: دارالجیل
- ↑ محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۱، ص۲۵۹، بیروت: دارالجیل
- ↑ محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۱، ص۲۸۲، بیروت: دارالجیل
- ↑ محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۱۷، بیروت: دارالجیل.
- ↑ محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۵۶، بیروت: دارالجیل
- ↑ محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۷۲، بیروت: دارالجیل.
- ↑ محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۱۴۴، بیروت: دارالجیل
- ↑ محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۲۷۹، بیروت: دارالجیل
- ↑ محمد بن محمد عمادالدین کاتب، البرق الشامی، ج۳، ص۱۴۹، ج ۳، چاپ مصطفی حیاری، عمان ۱۹۸۷
- ↑ . حسن بن عبداللّه عباسی، آثارالاول فی ترتیب الدول، ج۱، ص۱۷۹ـ۱۸۶، چاپ عبدالرحمان عمیره، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
- ↑ قلقشندی، ج۱، ص۱۲۳
- ↑ صلاح الدین منجّد، بین الخلفاء و الخلعاء فی العصر العباسی، ج۱، ص۸۸، بیروت: دارالکتاب الجدید
- ↑ ج ۲، قسم شعراءالعراق، جزء ۴، ص ۶۰۱، محمد بن محمد عمادالدین کاتب، خریده القصر و جریده العصر، ج ۲، قسم شعراء العراق، جزء ۴، چاپ محمد.
- ↑ یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۵، ص۲۲۰۲، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۹۳
- ↑ عمرو بن بحر جاحظ، کتاب التاج فی اخلاق الملوک، ج۱، ص۱۶۹، چاپ احمد زکی باشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
- ↑ مسعودی، مروج (بیروت).، ج۳، ص۳۰۷.
- ↑ محمد بن محمد بلعمی، تاریخ نامه طبری، ج۲، ص۹۳۷، چاپ محمد روشن، تهران ۱۳۶۶ ش
- ↑ محمد بن احمد ابشیهی، المستطرف فی کلّ فنّ مستظرف، ج۱، ص۱۱۱، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶، چاپ افست قم ۱۳۶۸ ش
- ↑ عبدالحمید بن یحیی کاتب، رساله عبدالحمید الکاتب فی نصیحه ولی العهد، ج۱، ص۱۹۲ـ۱۹۳، در رسائل البلغاء، اختیار و تصنیف محمد کردعلی، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه و النشر، ۱۳۷۴/۱۹۵۴.
- ↑ ابراهیم بن محمد بیهقی، المحاسن و المساوی، ج۱، ص۲۵۴، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره (۱۳۸۰/۱۹۶۱)
- ↑ عبدالملک بن محمد ثعالبی، آداب الملوک، ج۱، ص۱۰۸، چاپ جلیل عطیه، بیروت ۱۹۹۰
- ↑ طبری، تاریخ (بیروت).، ج۷، ص۵۱۹ ـ۵۲۰.
- ↑ ابن دایه، کتاب المکافاه و حسن العقبی، ج۱، ص۶۳، چاپ محمودمحمد شاکر، قاهره ۱۳۵۹/۱۹۴۰
- ↑ احمد بن عبدالوهاب نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲۲، ص۲۳۹، (۱۹۲۳).ـ۱۹۹۰
- ↑ احمدفرید رفاعی، عصرالمأمون، ج۱، ص۳۲۷ـ ۳۲۸، قاهره ۱۳۴۶/۱۹۲۸
- ↑ محسن بن علی تنوخی، نشوار المحاضره و اخبار المذاکره، ج۳، ص۲۷۶ـ۲۸۳، چاپ عبود شالجی، بیروت ۱۳۹۱ـ۱۳۹۳/۱۹۷۱ـ۱۹۷۳
- ↑ محسن بن علی تنوخی، نشوار المحاضره و اخبار المذاکره، ج۸، ص۱۱۲ـ۱۱۴، چاپ عبود شالجی، بیروت ۱۳۹۱ـ۱۳۹۳/۱۹۷۱ـ۱۹۷۳
- ↑ عمرو بن بحر جاحظ، کتاب التاج فی اخلاق الملوک، ج۱، ص۱۷۰ـ۱۷۱، چاپ احمد زکی باشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴
- ↑ عبدالملک بن محمد ثعالبی، آداب الملوک، ج۱، ص۱۰۹، چاپ جلیل عطیه، بیروت ۱۹۹۰
- ↑ عبدالحی بن ضحاک گردیزی، تاریخ گردیزی، ج۱، ص۳۱۵، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران ۱۳۶۳ ش
- ↑ عبدالملک بن محمد ثعالبی، آداب الملوک، ج۱، ص۱۰۸، چاپ جلیل عطیه، بیروت ۱۹۹۰
- ↑ کیکاوس بن اسکندر عنصرالمعالی، قابوس نامه، ج۱، ص۲۱۹، چاپ غلامحسین یوسفی، تهران ۱۳۶۴ ش
- ↑ محمد بن هندوشاه شمس منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۲۴۱ـ۲۴۲، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶
- ↑ هلال بن محسن صابی، رسوم دارالخلافه، ج۱، ص۷۲، چاپ میخائیل عوّاد، بغداد ۱۳۸۳/۱۹۶۴
- ↑ ابوشجاع روذراوری، ذیل کتاب تجارب الامم، ج۱، ص۵۹، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۴/۱۹۱۶، چاپ افست بغداد
- ↑ مسکویه، ج۲، ص۸۳
- ↑ مسکویه، ج۲، ص۸۰۳
- ↑ حسن بن علی نظام الملک، سیاستنامه، ج۱، ص۸۱ ـ ۸۲، چاپ محمد قزوینی و مرتضی مدرس چهاردهی، تهران ۱۳۴۴ ش
- ↑ محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۱۴۵ـ۱۴۶
- ↑ محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۴۳۰
- ↑ محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۴۵۹
- ↑ محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۶۱۹
- ↑ آندری یوگنیویچ برتلس، ناصرخسرو و اسماعیلیان، ج۱، ص۱۳۱ـ۱۳۳، ترجمه یحیی آرین پور، (تهران).۱۳۴۶ ش.
- ↑ حسن بن علی نظام الملک، سیاستنامه، ج۱، ص۸۲، چاپ محمد قزوینی و مرتضی مدرس چهاردهی، تهران ۱۳۴۴ ش
- ↑ فتح بن علی بنداری، تاریخ سلسله سلجوقی = زبده النصره و نخبه العصره، ج۱، ص۷۶، ترجمه محمدحسین جلیلی، تهران ۱۳۵۶ ش
- ↑ حسن بن علی نظام الملک، سیاستنامه، ج۱، ص۷۳ـ۸۲، چاپ محمد قزوینی و مرتضی مدرس چهاردهی، تهران ۱۳۴۴ ش
- ↑ حسن بن علی نظام الملک، سیاستنامه، ج۱، ص۸۷ ـ۱۰۱، چاپ محمد قزوینی و مرتضی مدرس چهاردهی، تهران ۱۳۴۴ ش
- ↑ دولتشاه سمرقندی، کتاب تذکره الشعراء، ج۱، ص۹۳، چاپ ادوارد براون، لیدن ۱۳۱۸/۱۹۰۱
- ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱۱، ص۳۲۵
- ↑ ابوبکر بن عبداللّه دواداری، کنزالدرر و جامع الغرر، ج۸، ص۲۹۴، ج ۸، چاپ اولریش هارمان، قاهره ۱۳۹۱/۱۹۷۱
- ↑ جمال الدین شیال، «الجاسوسیه فی حروب الایوبیین»، ج۱، ص۴۶۶ـ۴۶۹
- ↑ محمد بن مؤید بهاءالدین بغدادی، التوسل الی الترسل، ج۱، ص۴۱ـ۴۲، چاپ احمد بهمنیار، تهران ۱۳۱۵ ش
- ↑ رشیدالدین فضل اللّه، ج۲، ص۹۹۵
- ↑ ابن عبری، تاریخ مختصرالدول، ج۱، ص۲۹۱، چاپ انطوان صالحانی یسوعی، بیروت ۱۹۵۸
- ↑ ابوبکر بن عبداللّه دواداری، کنزالدرر و جامع الغرر، ج۸، ص۵۷، ج ۸، چاپ اولریش هارمان، قاهره ۱۳۹۱/۱۹۷۱
- ↑ ابوبکر بن عبداللّه دواداری، کنزالدرر و جامع الغرر، ج۸، ص۲۵۲ـ ۲۵۸، ج ۸، چاپ اولریش هارمان، قاهره ۱۳۹۱/۱۹۷۱
- ↑ رشیدالدین فضل اللّه، ج۲، ص۱۲۷۹
- ↑ محمد بن هندوشاه شمس منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۲۳۸ـ۲۴۵، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶
- ↑ محمد بن هندوشاه شمس منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۳۴۰ـ ۳۴۹، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
- ↑ محمد بن هندوشاه شمس منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۲۴۰، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶
- ↑ احمد بن محمد مقیم هروی، طبقات اکبری، ج۱، ص۱۵۲، چاپ بی دی و محمدهدایت حسین، کلکته ۱۹۲۷ـ (۱۹۳۵)
- ↑ ابن بطوطه، مهذب رحله ابن بطوطه، ج۲، ص۱۰۶، المسماه تحفه النظار، فی غرائب الامصار، و عجائب الاسفار، ج ۲، چاپ احمد عوامری و محمد احمد جادمولی، قاهره ۱۹۳۴
- ↑ ابن بطوطه، مهذب رحله ابن بطوطه، ج۲، ص۱۰۶، المسماه تحفه النظار، فی غرائب الامصار، و عجائب الاسفار، ج ۲، چاپ احمد عوامری و محمد احمد جادمولی، قاهره ۱۹۳۴
- ↑ ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ج۲، ص۱۲۶، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ۱۳۷۰ ش
- ↑ بابر، امپراتور هند، ج۱، ص۵۸۰، بابرنامه، چاپ مانو ایزی نینک، کیوتو ۱۹۹۵ـ۱۹۹۶.
- ↑ بابر، امپراتور هند، ج۱، ص۵۸۸، بابرنامه، چاپ مانو ایزی نینک، کیوتو ۱۹۹۵ـ۱۹۹۶
- ↑ علیمحمدخان بهادر دیوان گجرات، مرآت احمدی، ج۲، ص۱۱۸، چاپ عبدالکریم بن نورمحمد و رحمه اللّه بن فتح محمد، چاپ سنگی بمبئی ۱۳۰۶ـ۱۳۰۷
- ↑ عبدالحی حسنی، الهند فی العهد الاسلامی، ج۱، ص۳۳۸، چاپ عبدالعلی حسنی و ابوالحسن علی حسنی ندوی، حیدرآباد دکن ۱۳۹۲/ ۱۹۷۲
- ↑ ابونصراحمد حسینی، «نظام دیوان الاستخبار فی الهند فی عهدالمسلمین»، ج۱، ص۴۰۲ـ۴۰۴، المقتطف، ج ۹۷، ش ۴ (شوال ۱۳۵۹/ نوامبر ۱۹۴۰)
- ↑ تیمور گورکان، تزوکات تیموری، ج۱، ص۲۱۴، تحریر ابوطالب حسینی تربتی به فارسی، آکسفورد ۱۷۷۳، چاپ افست تهران ۱۳۴۲ ش
- ↑ تیمور گورکان، تزوکات تیموری، ج۱، ص۲۱۶، تحریر ابوطالب حسینی تربتی به فارسی، آکسفورد ۱۷۷۳، چاپ افست تهران ۱۳۴۲ ش
- ↑ ابن عربشاه، کتاب عجائب المقدور فی اخبار تیمور، ج۱، ص۲۲۰ـ۲۲۱، قاهره ۱۲۸۵
- ↑ ابن عربشاه، کتاب عجائب المقدور فی اخبار تیمور، ج۱، ص۲۲۰ـ۲۲۱، قاهره ۱۲۸۵.
- ↑ اسکندرمنشی، ج۱، ص۲۹.
- ↑ اسکندرمنشی، ج۳، ص۱۰۱۷.
- ↑ اسکندرمنشی، ج۳، ص۱۰۳۲
- ↑ اسکندرمنشی، ج۳، ص۱۰۳۸
- ↑ پیترو دلاواله، سفرنامه پیترو دلاواله: قسمت مربوط به ایران، ج۱، ص۴۲۱، ترجمه شعاع الدین شفا، تهران ۱۳۴۸ ش
- ↑ نصراللّه فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، ج۳، ص۱۷۸، ج ۳، تهران ۱۳۵۳ ش
- ↑ نصراللّه فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، ج۳، ص۱۷۶ـ ۱۸۲، ج ۳، تهران ۱۳۵۳ ش
- ↑ برنارد لوئیس، نخستین مسلمانان در اروپا، ج۱، ص۱۷۲ـ۱۷۴، ترجمه م قائد، تهران ۱۳۷۴ ش.
- ↑ پانویس ۳، صبّاغ، ج۲، ص۶۲۶، الجالیات الاوروبیّه فی بلادالشام فی العهد العثمانی فی القرنین السادس عشر و السابع عشر (العاشر و الحادی عشر الهجریین).، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
- ↑ محمدهاشم رستم الحکما، رستم التواریخ، ج۱، ص۲۰۶ـ۲۰۷، چاپ محمد مشیری، تهران ۱۳۴۸ ش
- ↑ محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۱، ص۳۵۸، چاپ محمدامین ریاحی، تهران ۱۳۶۴ ش
- ↑ محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، ج۳، ص۹۱۱، چاپ محمدامین ریاحی، تهران ۱۳۶۴ ش
- ↑ فرخ بن مهدی امین الدوله غفاری، مجموعه اسناد و مدارک فرخ خان امین الدوله، ج۱، ص۱۸۴، قسمت ۱، چاپ کریم اصفهانیان و قدرت اللّه روشنی (زعفرانلو).، تهران ۱۳۵۸ ش
- ↑ محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۶۹۵.
- ↑ محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۶۹۵
- ↑ حسن بن علی نظام الملک، سیاستنامه، ج۱، ص۸۷، چاپ محمد قزوینی و مرتضی مدرس چهاردهی، تهران ۱۳۴۴ ش.
- ↑ ابن بطوطه، مهذب رحله ابن بطوطه، ج۲، ص۱۰۶، المسماه تحفه النظار، فی غرائب الامصار، و عجائب الاسفار، ج ۲، چاپ احمد عوامری و محمد احمد جادمولی، قاهره ۱۹۳۴.
- ↑ ج ۳، ۲۷۶ـ۲۸۳، محسن بن علی تنوخی، نشوار المحاضره و اخبار المذاکره، چاپ عبود شالجی، بیروت ۱۳۹۱ـ۱۳۹۳/۱۹۷۱ـ۱۹۷۳.
- ↑ ابن عربشاه، کتاب عجائب المقدور فی اخبار تیمور، ج۱، ص۲۲۰، قاهره ۱۲۸۵
- ↑ قلقشندی، ج۱، ص۱۲۳ـ۱۲۶.
- ↑ عارف عبدالغنی، نظم الاستخبارات عندالعرب و المسلمین، ج۱، ص۴۰۷ـ ۴۰۸، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
- ↑ محمدباقر بن محمد مؤمن سبزواری، روضه الانوار عباسی: در اخلاق و شیوه کشورداری، ج۱، ص۸۱۲، چاپ اسماعیل چنگیزی اردهایی، تهران ۱۳۷۷ ش. -
- ↑ محمد بن هندوشاه شمس منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۳۴۶، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶
- ↑ قلقشندی، ج۱، ص۱۲۴
- ↑ آدام اولئاریوس، سفرنامه آدام الئاریوس: بخش ایران، ج۱، ص۲۰۰، ترجمه احمد بهپور، تهران ۱۳۶۳ ش.
- ↑ عبدالحمید بن یحیی کاتب، رساله عبدالحمید الکاتب فی نصیحه ولی العهد، ج۱، ص۱۹۲ـ۱۹۳، در رسائل البلغاء، اختیار و تصنیف محمد کردعلی، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه و النشر، ۱۳۷۴/۱۹۵۴.
- ↑ قلقشندی، ج۱، ص۱۲۵.
- ↑ محمد بن هندوشاه شمس منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۲۴۲، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
- ↑ محمد بن هندوشاه شمس منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۲۴۵، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
- ↑ محمدباقر بن محمد مؤمن سبزواری، روضه الانوار عباسی: در اخلاق و شیوه کشورداری، ج۱، ص۸۱۳، چاپ اسماعیل چنگیزی اردهایی، تهران ۱۳۷۷ ش
- ↑ آندری یوگنیویچ برتلس، ناصرخسرو و اسماعیلیان، ج۱، ص۱۳۲، ترجمه یحیی آرین پور، (تهران).۱۳۴۶ ش
- ↑ حاجی بن نظام عقیلی، آثارالوزراء، ج۱، ص۱۱۹، چاپ جلال الدین محدث ارموی، تهران ۱۳۶۴ ش
- ↑ محسن بن علی تنوخی، نشوار المحاضره و اخبار المذاکره، ج۳، ص۲۸۳، چاپ عبود شالجی، بیروت ۱۳۹۱ـ۱۳۹۳/۱۹۷۱ـ۱۹۷۳
- ↑ قلقشندی، ج۱، ص۱۲۶
- ↑ محمد بن هندوشاه شمس منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، ج۱، جزء ۱، ص۳۴۸ـ۳۴۹، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶
- ↑ عبدالحمید بن یحیی کاتب، رساله عبدالحمید الکاتب فی نصیحه ولی العهد، ج۱، ص۱۹۳، در رسائل البلغاء، اختیار و تصنیف محمد کردعلی، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه و النشر، ۱۳۷۴/۱۹۵۴.
- ↑ محمد بن حسین بیهقی، ج۱، ص۶۹۵ـ۶۹۶.
- ↑ دولتشاه سمرقندی، کتاب تذکره الشعراء، ج۱، ص۹۳، چاپ ادوارد براون، لیدن ۱۳۱۸/۱۹۰۱.
- ↑ محمد بن عمر واقدی، فتوح الشام، ج۲، ص۱۷، بیروت: دارالجیل
- ↑ ابن عبری، تاریخ مختصرالدول، ج۱، ص۲۹۱، چاپ انطوان صالحانی یسوعی، بیروت ۱۹۵۸
- ↑ دولتشاه سمرقندی، کتاب تذکره الشعراء، ج۱، ص۹۳، چاپ ادوارد براون، لیدن
- ↑ طبری، تاریخ (بیروت)
- ↑ قواعد الاحکام،ج۱،ص۵۰۵.
- ↑ جواهر الفقه، ص۵۱.
- ↑ المبسوط،ج۲،ص۱۵.
- ↑ تحریرالاحکام،ج۲،ص۱۳۹.
- ↑ جامع المقاصد، ج۳، ص۳۸۹.
- ↑ جواهر الکلام،ج۲۱،ص۲۰۱.
- ↑ جواهر الکلام،ج۲۱،ص۱۰۰.
- ↑ قواعد الاحکام،ج۱،ص۴۸۱و۴۸۲.
- ↑ جواهر الکلام،ج۲۱،ص۲۶۸.
- ↑ . الروضه البهیه،ج۲،ص۳۸۸و۳۸۹.
- ↑ . الروضه البهیه،ج۲،ص۳۸۸و۳۸۹.







