فرهنگ مصادیق:اعتدال در امور اقتصادی
کتب مرتبط
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | اعتدال در امور شخصی |
چند رسانه ای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبط های بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرم افزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده : الیاس صالحی
تهیه وتدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی ازمنکر قم-۹۵/۴/۲۶
کلید واژه: اعتدال، انفاق، عدالت اقتصادی، تولید، توزیع، مصرف، افراط، تفریط
محتویات
- ۱ تعریف و اهمیت
- ۲ اعتدال اقتصادی در قرآن
- ۳ اعتدال اقتصادی در روایات
- ۴ توصیه حضرت علی علیه السلام به اعتدال در معاش
- ۵ اعتدال در کسب درآمد و مصرف
- ۶ نقش اعتدال در مصرف درحفظ نعمت وحقوق دیگران
- ۷ اعتدال اقتصادی در حکومت
- ۸ امور اعتدال اقتصادی در حکومت
- ۹ اعتدال در مصرف اموال عمومی و شخصی
- ۱۰ فواید اعتدال در اقتصاد
- ۱۱ ثروتمندان و میانه روی در مسائل اقتصادی
- ۱۲ میانه روی در تمام حالات
- ۱۳ اعتدال در معیشت خانواده
- ۱۴ اعتدال در امور اقتصادی و عبادت
- ۱۵ اعتدال در مال اندوزی
- ۱۶ پیامدهای افراط و تفریط در امور اقتصادی
- ۱۷ راهکار پاسدار از اعتدال اقتصادی
- ۱۸ مقاله و کتاب شناسی
- ۱۹ فهرست منابع
- ۲۰ پانویس
تعریف و اهمیت
اعتدال گرایی به حالتی گفته می شود که در آن دو طرف از لحاظ کمیت و یا کیفیت در سازگاری و تناسب باشد. [۱] بنابراین می توان گفت که اعتدال به معنای تناسب است. که باعث استقامت، قوام پیدا کردن و موزونی می شود. اعتدال در مسائل اقتصادی به همین نحو میباشد بطوری که در تلاش، تولید، توزیع و خرج کردن و انجام امور اقتصادی هر انسانی باید میانه روی داشته باشد.
میانه روی در مخارج، یکی از وظایف حتمی و اجتناب ناپذیر انسانهاست و ارتباطی با کمی و زیادی درآمد ندارد، بدیهی است در مورد کسانی که درآمد کمتری دارند، اهمیت بیشتری احساس میشود، ولی اسلام به پیروان خود توصیه میکند: در همه احوال و شرایط در خرج کردن، اعتدال را رعایت کنند . تعادل در مخارج زندگی موجب میشود که بسیاری از مشکلات زندگی انسانها برطرف شود .
اعتدال اقتصادی در قرآن
اصل «عدالت» یکی از بنیانی ترین معارف قرآن کریم است؛ و رعایت عدالت و برقراری قسط در شؤون فردی و اجتماعی انسانها، از جمله فعالیت های اقتصادی، یکی از اهداف بسیار بلند اقتصاد اسلامی محسوب می شود: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ» [۲] به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند و آهن را كه در آن براى مردم خطرى سخت و سودهايى است.
میانه روی در مسائل اقتصادی مورد توجه قرآن کریم است.این کتاب آسمانی نه به طور کلی تمام معاملات را حرام کرده و نه حلال بلکه خرید و فروش و معاملات شرعی را تجویز، همچنین در خصوص رعایت عدالت و قسط در داد و ستد میفرماید: «الرَّحْمَنُ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خَلَقَ الْإِنْسَانَ، عَلَّمَهُ الْبَيَانَ، الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ، وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدَانِ، وَ السَّمَاءَ رَفَعَهَا وَ وَضَعَ الْمِيزَانَ، أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ، وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ».[۳]
[خداى] رحمان، قرآن را ياد داد، انسان را آفريد، به او بيان آموخت، خورشيد و ماه بر حسابى [روان]اند، و بوته و درخت چهره سايانند، و آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت، تا مبادا از اندازه درگذريد، و وزن را به انصاف برپا داريد و در سنجش مكاهيد.
و همچنین در آیه دیگر میفرماید: «وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذَا كِلْتُمْ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا؛ و چون پيمانه مى كنيد پيمانه را تمام دهيد و با ترازوى درست بسنجيد كه اين بهتر و خوش فرجامتر است». [۴]
و نیز در جایی دیگر میفرماید: «وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ؛ و اموال مردم را كم مدهيد»[۵]؛ در مورد «قسط در مبادلات» دو نکته مهم بیان میشود:
۱. اصل «عدالت» در اقتصاد یک اصل حکیمانه و واقع گرایانه به شمار می رود که سلامت و رشد اقتصاد رهین آن است.
۲. همچنان که ناقص تحویل ندادن کالایی که فروخته می شود مورد تأکید است، عیب نگذاشتن روی کالایی که خریداری می شود و ناقص پرداخت نکردن ثمن آن نیز و به عدالت و اندازه دادن مورد تأکید است.
همچنین آموزههای اسلامی بر عدالت و اعتدال در تولید ثروت، توزیع و مصرف آن تاکید دارد به گونهای که به محیط زیست آدمی و نیز منابع، ضرر و زیان و فسادی نرسد. پس در مصرف لازم است به گونهای رفتار کرد که منابع و نعمتهای الهی تباه نشود، همانطور که خداوند در آیهای از قرآن کریم میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ مَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد چيزهاى پاكيزه اى را كه خدا براى [استفاده] شما حلال كرده حرام مشماريد و از حد مگذريد كه خدا از حدگذرندگان را دوست نمى دارد». [۶]
بنابر این رفتار اقتصادی میبایست معتدل و مبتنی بر قوامیت اقتصادی برای جامعه[۷] و به دور از هرگونه افراطی چون تبذیر و ریخت و پاش و اسراف، یا تقتیر، بخل،خساست و مانند آن باشد. [۸]
اعتدال اقتصادی در روایات
در مورد میانه روی در مسائل اقتصادی روایات زیادی از اهل بیت علیهم السلام نقل شده است که به چند نمونه از آن اشاره میشود:
۱. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «َ مَنِ اقْتَصَدَ فِي مَعِيشَتِهِ رَزَقَهُ اللَّهُ، وَ مَنْ بَذَّرَ حَرَمَهُ اللَّه؛ کسی که در مصرف هزینه زندگی، اعتدال ورزد، خداوند به او روزی می دهد. و کسی که اسراف و بریز و بپاش کند، خداوند او را از نعمتهایش محروم سازد.» [۹]
۲. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: « الِاقْتِصَادُ فِي النَّفَقَةِ نِصْفُ الْمَعِيشَة؛ میانه روی در خرج کردن، نیمی از تأمین زندگی است. [۱۰] در روایتی حضرت علی علیه السلام میفرمایند: «میانه روی، مال اندک را رشد میدهد واسراف مال زیاد را نابود میکند.» [۱۱]
۳. در روایتی از امام باقر ( علیه السلام) وارد شده است که آن حضرت فرمود: «سه چیز است که نجات دهنده انسان است: (اول) ترس از خدا در نهان و آشکار، (دوم) میانه روی در خرج، در هنگام ثروتمندی و تهیدستی، (سوم) به عدل سخن گفتن، در حال خشنودی و هنگام غضب». [۱۲]
۴. در روایتی پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: « مَا مِنْ نَفَقَةٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْ نَفَقَةِ قَصْدٍ وَ يُبْغِضُ الْإِسْرَاف؛ انفاقی در پیشگاه خداوند، محبوب تر از انفاق معتدلانه نیست، خداوند اسراف در انفاق را دشمن می دارد». [۱۳]
۵. در روایتی امام حسن عسکری (علیه السلام) می فرماید: «َ وَ عَلَيْكَ بِالاقْتِصَادِ وَ إِيَّاكَ وَ الْإِسْرَافَ فَإِنَّهُ مِنْ فِعْلِ الشَّيْطَنَة؛ بر تو باد به اعتدال و میانه روی، و از اسراف بپرهیز، زیرا اسراف نمودن از کارهای شیطانی است». [۱۴]
توصیه حضرت علی علیه السلام به اعتدال در معاش
حضرت امام علی (علیه السّلام) ضمن وصایای خود به محضر حضرت امام مجتبی(علیه السّلام) فرمودهاند: «فرزند عزیز در تلاش معاش و انجام عبادات میانه رو و معتدل باش و از زیاده روی پرهیز کن و در حدود طاقت و توانت فعالیت نما تا بتوانی آن را برای همیشه انجام دهی»[۱۵]
اعتدال در کسب درآمد و مصرف
اعتدال در امور اقتصادی در دو بخش کسب درآمد و مصرف قابل بررسی است. آنچه کسب مهم است، عبارت اند از:
اعتدال در کار و فعالیت
اسلام با بیکاری و رخوت و تنبلی مخالف است؛ همان طوری که زیاده روی در فعالیت اقتصادی و حرص و مال اندوزی را مورد نکوهش قرار داده است. پیشوایان ما با گفتار و عملشان، همواره پیروان خود را به تلاش برای روزی حلال سوق داده و هر گونه کار و فعالیت اقتصادی را که به منظور رفاه خانواده صورت گیرد، در حکم جهاد در راه خدا شمردهاند. اما در عین حال، خطر خروج از مدار اعتدال و افتادن در دام حرص و زیاده خواهی را نیز گوشزد نموده و به میانه روی در طلب روزی فرا خواندهاند. امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «دنبال روزی باش، ولی دنبال روزی رفتن تو از حد کسانی که وظیفه خود را تضییع می کنند، بالاتر و از حد حریصان، پایین تر باشد». [۱۶]
مضرات افراط و تفریط در کار
کم کاری و پر کاری اگر از حد متعارف خویش بگذرد تبدیل به نوعی ناهنجاری شغلی خواهد شد چرا که کم کاری علاوه بر تأثیر نامطلوبش بر وظایف شغلی ، شخصیت کارمند را نیز مخدوش میکند. « نتیجه تفریط و اهمال کاری پشیمانی است.» [۱۷]
از طرف دیگر کار و تلاش فراوان نیز موجب ضایع ساختن حقوق خانواده و یا فرزندان و یا جامعه، ناپسند شمرده میشود به همین دلیل است که اولیای دین اوقات شبانه روز خود را به عبادت ، تفکر، استراحت و فعالیت روزمره. قسمت تقسیم کردهاند.
حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودهاند: «از افراط در کار و تلاش بیش از حد بپرهیز و همچنین از سستی و مسامحه کاری اجتناب نما که این هر دو، کلید تمام بدیها و بدبختیها است، زیرا افراد مسامحه کار انجام وظیفه نمیکنند و حق کار را آن طور که باید ادا نمینمایند، و افراد زیاده رو، در مرز حق، توقف نمینمایند و از حدود مصلحت تجاوز میکنند». [۱۸]
نکته دیگر که در مورد انجام کار و تلاش باید در نظر گرفته شود تدوام و پشتکار و شادابی برای انجام دادن فعالیتهای اقتصادی است و تند روی در انجام هر فعالیت این آفت را دارد که انسان از آن عمل و کار زده شود و او را رها کند، حضرت علی علیه السلام در ارزش تداوم در کار و شادابی در آن میفرمایند: «قلیل تدوم علیه خیر من کثیر مملول منه؛ عمل اندکی که بر آن مداومت شود بهتر از عمل بسیاری است که از آن ملال زاید.» [۱۹]
اعتدال در انفاق
بعضی افراد برای انفاق، حد و مرزی قائل نیستند و هر چه دارند به دیگری می دهند و خود محروم می مانند، در مقابل، بعضی چنان بخل می ورزند که حاضر نیستند دیناری به مصرف برسانند. اسلام هر دو گروه را که جانب افراط و تفریط را گرفتهاند، محکوم نموده و انسانها را به اقتصاد و میانه روی در بهره کارگری مال و بهره برداری از ثروت فرمان میدهد، از طرفی صفت بخل را نکوهش و از طرف دیگر بخشش بیش از اندازه در زندگی را مذمت میکند، قرآن در آیات متعدد از بخل و آز، نهی نموده و عواقب زیانبار آن را گوشزد و میفرماید:
«آنان که خداوند از فضل و کرم خویش، نعمت و ثروت فراوان به آنان داده است، از بذل و بخشش خوددای میکنند، خیال نکنند که این عمل به سود آنهاست بلکه به ضرر آنها است، زیرا همان اموال را به زودی همانند طوقی بر گردنشان میافکنند و آنچه در آسمانها و زمین است، ملک خاص و ماندگار خداست و خداوند بر اعمال شما آگاه است.»[۲۰] و در برابر این گروه آیات که مردم را به بذل و بخشش تشویق میکند، آیات دیگری نیز در نهی از بخشش بیش از اندازه وجود دارد همانطور که در آیه خطاب به حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود: «وَ لَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا؛[۲۱] و دستت را به گردنت زنجير مكن و بسيار [هم] گشاده دستى منما تا ملامت شده و حسرتزده بر جاى مانى»
که در این آیه به جای اسراف و اقتار، اعتدال در انفاق را مطرح کرده است.
چگونگی اعتدال در انفاق قرآن کریم یکی از ویژگی بندگان خاص خدا را اعتدال در انفاق می داند و می فرماید: «آنان در انفاق نه اسراف می کنند و نه سخت گیری، بلکه حد وسط این دو را می گیرند»[۲۲]
امام صادق(علیه السلام) سه موضوع امساک، اسراف و اعتدال در آیه فوق را به شیوه خاصی ترسیم نموده است. آن حضرت در برابر یکی از یارانش مشتی از ریگ های زمین را برداشت و آنها را در دست خود محکم گرفت، به طوری که دانه ای از آن به زمین نریخت و فرمود: «این همان تقتیری است که خداوند بیان کرده است. سپس مشت دیگری برداشت و دست خود را باز کرده همه را به زمین ریخت و فرمود: این همان اسراف است. سپس مشت دیگری برداشت و قسمتی را ریخت و قسمتی را در دست نگاه داشت و فرمود: این همان میانه روی است که روش عادلانه است و خداوند از آن به لفظ (قواماً) یاد کرده است». [۲۳]
البته گاهی شرایط اقتضا می کند انسان برای مصالح اجتماعی، دیگران را بر خود ترجیح دهد و ایثار کند همانطور که امام حسن مجتبی (علیه السلام) چند بار تمام اموال خود را به فقرا بخشید، و این با اعتدال در انفاق که دستور عمومی و همگانی است، منافاتی ندارد.
اعتدال در مصرف
اسلام بر اعتدال در مصرف که به معنای زهد و قناعت است تاکید میکند، این اعتدال در مصرف میبایست به گونهای باشد که حق و حقوق اعضا و جوارح به خوبی ادا شود و ظلمی به هیچ یک از قوا و اعضا نشود. پس تغذیه سالم و طیب و پاک و حلال همه آنها از وظایف یک مسلمان است. همان گونه که از نظر اسلام ریخت و پاش و تبذیر [۲۴] یا زیاده روی در مصرف اسراف و حرام است [۲۵] همچنین عدم تامین نیازهای هریک از اعضا و تغذیه نامناسب حرام است. [۲۶] امام حسن مجتبی (علیهالسّلام) در رابطه با تلاش اقتصادی و حد و مرز آن فرمود: «در طلب (روزی) چنان مکوش که کوشش بر تو چیره گردد (و همه وقت و توانت را بگیرد)، و بر تقدیر اعتماد نکن، مانند اعتماد کسی که (کارها را) وانهاده است، زیرا که طلب روزی بیشتر سنت و اعتدال در کسب عفت است، و عفت ورزی هیچ روزیای را از بین نمیبرد، و آزمندی و حرص زدن، هیچ زیادتی را جذب نمیکند، زیرا که روزی تقسیم شده است، و حرص ورزی موجب افتادن در گناهان است. [۲۷] در همین رابطه امام صادق (علیهالسّلام) میفرماید: «باید کسب تو برای تامین زندگی، از حد آدمهای کم کار بگذرد، و به اندازه اشخاص حریص دنیادوست و دل به دنیا داده نیز نرسد، پس خود را در کسب و کار، در حد انسانی با انصاف و آبرودار نگاه دار، و از اشخاص سست و ناتوان بالاتر بیاور، و به کسب آنچه برای انسان مورد نیاز است بپرداز. [۲۸]
در آموزههای دینی هر گونه سخت گیری بی جا و در مضیقه و تنگنا قرار دادن اعضای خانواده، مردود است. اگر کسی قدرت مالی دارد، باید زندگی عایله خود را توسعه دهد و از تأمین رفاه و آسایش خانواده خودداری نکند. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرماید: « لَيْسَ مِنَّا مِنْ وُسِّعَ عَلَيْهِ ثُمَّ قَتَّرَ عَلَى عِيَالِه؛ کسی که وسعت مالی دارد و دارای تمکن است ولی بر خانواده خود سخت بگیرد، از ما نیست» . [۲۹]
بنابر این برنامه ریزی در مسائل اقتصادی زندگی باید بر اساس اعتدال صورت گیرد. در روایتی از امام باقر(علیه السلام) فرموده است: «اندازه گیری و اعتدال در امر معاش، در کنار دین شناسی و خویشتن داری و صبر در مصیبت، به عنوان سه عنصر کمال انسانی معرفی شده است». [۳۰]
بخشی از مشکلات جامعه، معلول نادیده گرفتن اقتصاد و میانه روی در صرف مال و عدم توازن هزینه و درآمد است. کسانی که از درآمد کمی برخوردارند، با قناعت می توانند با سربلندی و عزت نفس به حیات خود ادامه دهند و افراد متمکن نیز با صرفه جویی، می توانند بر مواسات و رسیدگی به وضع محرومان توفیق یابند. بی جهت نیست که امام علی(علیه السلام) می فرماید: «ِ مَا عَالَ امْرُؤٌ اقْتَصَد؛ کسی که در زندگی اعتدال را رعایت کند، هرگز فقیر نمی شود.» [۳۱]
یکی از تدابیر مهمّ اسلام برای تأمین زندگی شهروندان جامعه اسلامی و جلوگیری از فقر، ارائه الگوی مصرف صحیح به مسلمانان است: «و [بندگان راستین خدا] آنان اند که چون هزینه میکنند، اسراف نمیکنند و بُخل نمیورزند؛ بلکه در میان این دو، راه اعتدال را پیش میگیرند». [۳۲]
رعایت اعتدال در هزینههای زندگی، به قدری مهم است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) میفرماید: «هیچ خرج کردنی در نزد خدا، محبوب تر از آن نیست که با میانه روی همراه باشد». [۳۳] قرآن نیز در این مورد میفرماید: «نه دست خویش را از روی بُخل به گردن ببند و نه به سخاوت، یکباره بگشای، که در هر دو حال، ملامت زده و حسرت خورده خواهی نشست».[۳۴]
بنابراین، اگر مسلمانان به برنامه قرآن به خوبی عمل کنند، نه تنها فقر از جامعه آنها رخت بر میبندد، بلکه در تمام زوایای زندگی خود (چه روحی و چه جسمی) به اعتدال میرسند: «و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد». [۳۵]
نقش اعتدال در مصرف درحفظ نعمت وحقوق دیگران
بی گمان بسیاری از انسانها تجربه تلخی نسبت به از دست دادن نعمتی دارند. انسان تا زمانی که در عافیت و بهره مندی از نعمت هاست همانند ماهی در آب، قدر و قیمت آن را نمی داند و زمانی به ارزش آن پی می برد که آن را از دست داده و همانند ماهی در خشکی، بالا و پایین بپرد و جانش به لب برسد.
قرآن توضیح می دهد که علت اصلی بسیاری از فقدانها و از دست دادن نعمتها، رفتارهای بیرون از اعتدال انسان هاست. به این معنا که انسان به سبب مصرف بی رویه و نادرست که در حقیقت نوعی کفران نعمت و ناسپاسی است، موجب می شود که نعمتی از وی سلب شود. بنابراین برای حفظ نعمت می بایست راه اعتدال و میانه روی را در پیش گرفت و از مصرف افراطی و بی رویه نعمت خودداری کرد؛ زیرا از نظر قرآن هرگونه افراط و مصرف بی رویه، مصداق تعدی و ظلم و خروج از اعتدال و عدالت است که خشم خداوند را به دنبال دارد. [۳۶]
علامه طباطبایی در ذیل آیه ۸۷ سوره مائده توضیح می دهد که خداوند از مردم می خواهد تا از نعمت های الهی و طیب بهره گیرند و به درستی از آن استفاده کنند ولی نه به گونه ای که از حد و اندازه بگذرد.
با انباشت ثروت و سرمایه از طریق درست مصرف کردن است که زمینه برای اجرای طرحها و برنامه های بزرگ فراهم می آید و جامعه می تواند به سدسازی و راه سازی و دیگر نشانه های تمدنی روی آورده و آن را به اجرا درآورد و تمدنی بزرگ را پی نهد.خداوند از انسانها می خواهد که در مصرف اموال و امکانات در زندگی شخصی خود اعتدال و میانه روی را مراعات کنند. [۳۷] زیرا با مصرف درست اموال و امکانات در زندگی شخصی است که مجموعه زاید بر نیاز از اموال در نزد هر کسی گرد می آید و از مجموعه این اندکها ثروتی پدید می آید که می توان با آن، طرحها و برنامه های بزرگ تمدنی را به اجرا درآورد و بر شکوفایی اقتصادی افزود و آسایش و آرامش را برای خود و گروه بزرگی از انسانها فراهم آورد.
از طرف دیگر عدل، حکم میکند که مصرف کننده مسلمان، با مصرف خود، هیچ گونه زیانی به دیگران نرساند. این زیان به دو گونه است: زیان بی واسطه و زیان باواسطه. زیان بی واسطه مانند این است که شخصی با مصرف سیگار، دیگران را با دود آن بیازارد. زیان باواسطه نیز مانند این است که شخصی با مصرف بی رویه کالایی، موجب افزایش بیش از حد قیمت آن شود. در این صورت، به افرادی که نمیتوانند آن کالا را تهیه کنند، زیان وارد میشود.
عدل در رفتار مصرفی حکم میکند مصرف کننده مسلمان، هرچند از درآمد بالایی برخوردار باشد، به منظور رفاه حال بیشتر دیگر مصرف کنندگان و احسان به آنان، از کالاهای کم یاب کمتر استفاده کنند.
اعتدال اقتصادی در حکومت
همانطور که در امور اقتصادی فردی باید اعتدال را رعایت کرد در سطح حکومت و جامعه نیز باید میانه روی در مسائل اقتصادی را رعایت کنیم، و همانطور که در مباحث کلان و امور اداره کشور به امور اقتصادی و هزینه کردن توجه میشود در رسیدگی به فقرا و دستگیری از مستمندان بوسیله ساز و کارها و برنامههای اقتصادی و یا تزریق سرمایه به صورت مستقیم و غیر مستقیم به این بخش به معیشت بهتر آنان کمک کرد، بنابر این باید در اقتصاد حکومت باید برنامهای اعتدالی تدوین شوند که هم فقرا استفاده کنند و هم بتوانیم امور کلان اقتصادی و رفاه عمومی کشور را انجام دهیم، و باید به یک راه جمع بین این دو مهم برسیم که این بخش باید به کارشناسان و برنامه ریزان اقتصادی و اجتماعی عاقل و عادل واگذار شود.
امور اعتدال اقتصادی در حکومت
اعتدال در تخصیص بودجه
حکومتها و دولتها باید در تخصیص بودجه اعتدال را رعایت کنند، به این معنا که هر نهاد و اگران و ادارهای طبق همان کار آمدی و خدمتی که انجام میدهند بودجه تخصیص داده شود نه اینکه به بعضی از ادارات دولتی بودجه کلان داده شود و بعضی دیگری بدون بهره باشند و اگر هم اعتبارات و سرمایه کم است طبق اولویت بندی و اهمیت و کار آمدی، بودجه را تقسیم کنند که این کار تخصصی است و اقتصاد دانان و سیاستمداران باید به بهترین وجه این کار را انجام دهند.
اعتدال در گرفتن مالیات
هر حکومت و دولتی در گرفتن مالیات و خرجهای دیگری دولتی که به هر نحوی از مردم گرفته میشود باید حق اعتدال را رعایت کنند، به این صورت که از افراد یا گروهها یا موسسات اینقد مالیات بگیرند که تنوانند به کار خود ادامه دهد و با مشکل مواجه شود و از طرف دیگر از بعضی از موسسات یا ارگانها اصلا مالیات نگیرند و بنابر این دولت با اداه کردن جامعه با مشکل رو برو شود یا هزینه کم بود را افراط یا موسسات دیگر بگیرد. در نتیجه باید سیاستهای کلی نظام و امور مالیات آن به نحوی باشد که هر کس به هر اندازهای که متعارف است مالیات پرداخت کند نه کمتر نه بیشتر.
اعتدال در صادرات و واردات
یکی از اموری که دولتها باید انجام دهند رعایت اعتدال در صادرات و واردات میباشد، بحث صادرات و واردات بسیار مهم است و اگر به درستی مدیریت نشود اقتصاد جامعه را به شدت تحث تاثیر قرار میدهد، صادرات محصولات کشاورزی، محصولات صنعتی و تولید و ذخایر معدنی باید به اندازهای صورت بگیرد که به اقتصاد کشور لطمه وارد نشود و شرایط و موقعیت حال و آینده کشور در صادرات کالا در نظر گرفته شود شاید در شرایطی صادرات کالا به ضرر اقشار مختلف جامعه باشد و تولید کنندگان یا مصرف کنندگان هر کدام به نحوی مورد ضرر و زیان قرار بگیرند واردات کالا نیز به همین نحو است و در بعضی موارد نباید کالایی را وارد کنند یا در بعضی موارد حتما باید کالا وارد شود تا مردم جامعه در سختی قرار نگیرد. تمام این مباحث تخصصی است و کارشناسان این حوزه باید با برنامه ریزی دقیق و مناسب به این مهم بپردازند و دولت نیز در اجرایی کردن آن تمام همت خود را به کار بگیرد.
اعتدال در مصرف اموال عمومی و شخصی
افراط و تفریط در مصرف کالا؛ یکی از گونههای افراط، اسراف در اموال و امکانات شخصی یا عمومی است. در مورد استفاده از امکانات شخصی و اموال عمومی باید جوانب اعتدال را رعایت کرد و از اسراف و تبذیر دوری جست زیرا اسراف و زیاده وری در آنها نه تنها حرام محسوب گردیده بلکه مجازات بیشتری دارد.
سیره امام علی(علیه السلام) در مصرف اموال عمومی و بیت المال مسلمانان، بسیار آموزنده است. امام از یک سو با هشدار به فرمانداران و کارگزاران خویش و از دیگر سو با رفتار شخصی اش، آنان را به رعایت صرفه جویی به ویژه در اموال عمومی وامی داشت. آن حضرت در نامهای از آنان خواست حتی در نوشتن نامه به وی نیز صرفه جویی را فراموش نکنند و چنین تأکید کرد: «قلمها را تیز کنید، سطرها را به هم نزدیک سازید، در نگارش برای من، زیادیها را حذف کنید و به معنا بنگرید و از زیاده نویسی بپرهیزید؛ زیرا بیت المال مسلمانان زیان برنمی تابد».[۳۸]
فواید اعتدال در اقتصاد
یکی از بهترین و ارزشمندترین رفتارهای پسندیده در زندگی، میانه روی و عدالت در مسائل اقتصادی است، که اگر این امر در زندگی مراعات شود فواید و آثار فراوانی برای فرد و جامعه دارد، که در اینجا به چند مورد آن اشاره میشود:
۱.امام علی ( علیه السلام) میفرمایند: «کسی که میانه روی را شیوه خود قرار دهد، ثروت و بی نیازی او دوام خواهد داشت و روش اعتدال، فقر و مشکلات زندگی او را جبران خواهد کرد.
۲. کسی که عدالت درمصرف داشته باشد و میانه روی نماید و نسبت به آنچه که در اختیار دارد قناعت ورزد، هرگز گرفتار رفتارهای ضداخلاقی و ناپسند نمیشود و به زندگی دیگران حسادت نمیورزد و برای دنیا و ارضای شهوات تلاش نمیکند. چنین شیوهای موجب میشود که در زندگی از اخلاق پسندیدهای سود برد و رفتارش با دیگران بسیار متواضعانه و خوب باشد. از این رو امام موسی کاظم(ع) میفرماید: «من اقتصد وقنع بقیت علیه النعمه و من بذر و أسرف زالت عنه النعمه؛ هر که میانه روی کند و قناعت ورزد، نعمت بر او بپاید و هر که بیجا مصرف نماید و زیاده روی کند، نعمتش زوال یابد.» [۳۹]
۳.میانه روی محبوب خداوند: رهنمود حضرت امام صادق (علیه السلام) در این باره چنین است:
«اِنَّ الْقَصْدَ اَمْرٌ یُحِبُّهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ وَ اِنَّ السَّرَفَ یُبْغِضُهُ حَتّی طَرْحِکَ النَّواهَ فَاِنَّها تَصْلَحُ لِشَیءٍ وَ حَتّی صَبِّکَ فَضْلَ شَرابِکَ؛ میانه روی امری است که خدای بزرگ آن را دوست دارد ولی از اسراف بدش می آید. حتی دور انداختن هسته خرما را، زیرا آن هم به کاری می آید همچنین باقیمانده آب آشامیدنی ات را». [۴۰]
این روایت بسیاری از ریخت و پاشها و تجمّل پرستیها را نهی می کند و راهکار استفاده بهینه از هزینهها و کالاهای اضافی را نشان می دهد و اگر مردم به این گونه رهنمودها عمل کنند و برنامه های مصرفی خویش را اصلاح نمایند، روزانه جمعیت بسیاری از گرسنگی نمی میرند و بیشتر جمعیت شش میلیاردی جهان به سوء تغذیه و عوارض ناشی از آن گرفتار نمی شوند.
ثروتمندان و میانه روی در مسائل اقتصادی
برای ثروتمندان، زیاده روی در خرج ممکن است چندان مهم نباشد و شاید بعضی از آنها، میانه روی را غلط بپندارند، ولی هیچ کس تعهد نکرده که ثروتمندان امروز، تا پایان زندگی ثروتمند بمانند; زیرا حوادث روزگار، بسیاری از ثروتمندان را خاکسترنشین و تهیدست کرده و اگر در دوران بی نیازی به ولخرجی عادت کرده باشند، در زمان تهیدستی، به بدبختی خواهند افتاد . علاوه بر این، ثروتمندان باید آینده فرزندان خود را نیز در نظر بگیرند، زیرا هیچ تضمینی در کار نیست که فرزندان ثروتمندان هم تا ابد در ناز و نعمت و ثروت باقی بمانند، زیرا بسیار دیده شده است که فرزندان این طبقه، به سختیها و مشقتها گرفتار شدهاند.
اگر متمکنین، فرزندان خود را به روش میانه روی و اعتدال عادت دهند، سختیهای احتمالی، آنها را ناتوان نخواهد ساخت.
از طرفی، افراط و زیاده روی، زمینه را برای سقوط و بدبختی افراد فراهم میسازد، در حالی که میانه روی و اندازه نگه داشتن، آینده افراد را تامین میکند.
امام علی ( علیه السلام) میفرمایند: «کسی که میانه روی را شیوه خود قرار دهد، ثروت و بی نیازی او دوام خواهد داشت و روش اعتدال، فقر و مشکلات زندگی او را جبران خواهد کرد.» [۴۱]
میانه روی در تمام حالات
امام رضا (علیه السلام) بر میانه روی و اعتدال در همه کارها از جمله هزینههای زندگی توصیه فرمودهاند. آن حضرت میفرمایند: « در هزینه زندگی میانه روی کن! به هنگام دارایی و نداری، و همچنین در احسان و نیکی کردن، چه کم باشد و چه زیاد. به درستی که خداوند تبارک و تعالی بخشش پارهای از یک دانه خرما را بزرگ میدارد. به حدی که در روز قیامت آن را به اندازه کوه احد بزرگ جلوه میدهد.» [۴۲]
اعتدال در معیشت خانواده
امام رضا(علیه السلام) میفرمایند: «بر مؤمن و مسلمان به ویژه سرپرست خانواده سزاوار است وقتی که تنگدست شد برای خانواده اش با حساب و درست پول خرج کند و هنگامی که غنی گردید اسباب رفاه و راحتی ایشان را به خوبی فراهم کند» و در بیانی دیگر به صراحت میفرمایند: «باید در رابطه با مصارف مالی و هزینه زندگی خود و خانواده خویش معتدل و میانه رو باشی.» [۴۳]
اعتدال در امور اقتصادی و عبادت
انسان، موجودی دوبعدی است و بایستی نیازمندیهای جسمی و روحی خود را از راههای مشروع و معقول تأمین کند؛ هم به جسم و نیازهای مادی آن توجه کند و هم در پرورش روح و تهذیب آن بکوشد هم آخرت خود را مد نظر داشته باشد و هم دنیای خویش را ضایع نسازد. مؤمنان واقعی عمر خود را میان دنیا و آخرت تقسیم میکنند و برای هر یک به اندازة لازم وقت میگذارند، هم زندگی دنیایی خود را به شکلی ساده و آبرومند اداره میکنند و هم با عشق و علاقه، به عبادت و آمادگی برای سرای آخرت میپردازند و هیچ یک را فدای دیگری نمیکنند، چنانچه امام کاظم(علیه السلام) فرمود:
«کسی که دنیایش را برای دینش و دینش را برای دنیایش ترک کند از ما نیست». [۴۴]
اعتدال در مال اندوزی
از دیدگاه حضرت علی(ع) جمع آوری مال و زر اندوزی بیش از اندازه ی نیاز زندگی، تلاش برای رفاه دیگران است همانطور که میفرمایند: «یا بنَ آدمَ ما کَسَبتَ فوقَ قوتکَ فَأنتَ فیهِ خازنٌ لغیرک. یعنی،ای فرزند آدم! آنچه که بیش از نیاز خود فراهم کنی، برای دیگران اندوخته ای». [۴۵]
پیامدهای افراط و تفریط در امور اقتصادی
کم برکتی
زیاده روی، عملی مخالف تقوا و دستورات و سفارشهای خدا و اولیای الهی است و باعث میشود برکت از زندگی انسان رخت بربندد. امام صادق علیه السلام فرمودند: «اِنَّ مَعَ الاسْرافِ قِلَّةَ الْبَرَکَةِ؛ همانا اسراف همراه با کاهش برکت است.» [۴۶]
زوال نعمت
یکی از آثار شوم افراط و تفریط تباهی و زوال نعمت است. امام علی علیه السلام فرمودند: «اَلْقَصْدُ مَثْراةٌ وَالسَّرْفُ مَثْواةٌ؛ اعتدال و میانه روی موجب فراوانی مال و ثروت و اسراف باعث تباهی و نابودی آن است.» [۴۷]
ورشکستگی (افلاس)
از دیگر آثار زیانبار افراط و ولخرجی که کم و بیش در اطراف خود به چشم دیدهایم، ورشکستگی است. خیلی از افراد به خاطر داشتن ثروت زیاد دست به انواع ریخت و پاشها و ولخرجی میزنند و چون دارای ثروت هستند، ترسی از آینده ندارند، غافل از اینکه ولخرجی موجب مفلسی و بینوایی است.
علی علیه السلام فرمودند: «مَنْ افْتَخَرَ بِالتَّبْذیرِ اِحْتَقَرَ بِالاِفْلاسِ؛ هر کس به ریخت و پاش افتخار کند، با تهیدستی (ورشکستگی) کوچک میشود.» [۴۸]
ظلم به خود و دیگران
انسانی که اسراف میکند نه تنها به خود بلکه به دیگران نیز ظلم کرده است، برای اینکه اجازه نمیدهد تا دیگران از آن نعمت بهره مند شوند.
امام رضا علیه السلام همچنین میانه روی در این زمینه را مایه بقا و دوام زندگی معرفی کرده و کسانی را که در مصرف، به خود و خانواده خود سخت میگیرند و خست میورزند و هم آنان که اسراف کرده و زیادهروی میکنند را از جاده مستقیم بیرون دانستهاند. در روایتی امام رضا علیه السلام فرمود: « از امام رضا علیه السلام دربارهٔ چگونگی تامین مخارج خانواده جویا شدم، فرمود: (مخارج خانواده) حد وسط است میان دو روش ناپسند. گفتم فدایت شوم: به خدا سوگند نمیدانم این دو روش چیست؟ فرمود: رحمت الهی بر تو باد، آیا نمیدانی که خداوند بزرگ اسراف) زیادهروی) و اقتار (سخت گیری) را ناخوشایند دارد و در قرآن فرموده است: «آنان که هرگاه چیزی ببخشند نه زیادهروی کننده و نه خست ورزند، و میانگین این دو حد را در حد قوامی (مایه پایداری و بقای زندگی) ببخشند». [۴۹]
راهکار پاسدار از اعتدال اقتصادی
چند عامل برای خروج از عدالت اقتصادی وجود دارد که باید آنها را بشناسیم و از آنها دوری کنیم تا به نقطه اعتدال اقتصادی برسیم:
۱.حب ذات و علاقهها و روابط اولین عامل انحراف از عدالت اقتصادی است . قرآن در این باره میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا»[۵۰] « ای کسانی که ایمان آوردهاید کاملا به عدالت قیام کنید و گواهیهای شما فقط برای خدا باشد گرچه به زیان خود شما یا والدین و بستگان تمام شود و مسئله فقیر بودن یا غنی بودن در گواهی دادن شما اثر نکند زیرا خدا سزاوارتر است به اینکه از آنها حمایت کند. یعنی مسئولیت شما فقط دفاع از حق است بدون هیچگونه ملاحظه فامیلی یا اقتصادی دومین عامل برای اینکه انسان در خط عدالت حرکت نکند مسئله ناراحتیهائی است که انسان از فردی و یا گروهی میبیند و در این زمینه نیز قرآن میفرماید «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد براى خدا به داد برخيزيد [و] به عدالت شهادت دهيد و البته نبايد دشمنى گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است». [۵۱]
۲. یکی از عوامل خروج از اعتدال مسابقه در تملک و مصرف گرایی و انجام خرجهای بیهوده است، مالک شدن املاک یا خانه و ... به خودی خود اشکال ندارد و حتی پسندیده نیز میباشد و همچنین مصرف نعمتهای خداوند و بهره وری از اجناس و لوازم زندگی نیز خوب است ولی آنچه که مهم است باید این خرید املاک و مصرفهای روزمره زندگی به حد مسابقه و چشم و هم چشمی و دیگر آفات کشیده نشود و به اندازه نیاز به دور از حرص و طمع و مسابقه گذاشتن در جمع سرمایه و مصرف تلاش شود.
۳. تبلیغ مصرف گرایی و عدم اعتدال در سرمایه گزاری در بخشهای مختلف و همچنین افراط و تفریط کردن در توزیع کالا از عواملی هستند که باعث خروج جامعه و اقتصاد کشور از حد اعتدال میشود، باید مصرف و توزیع امکانات در جامعه به حد اعتدال برسد و دولت و موسسات مربوطه از تبلیغات بی رویه مصرف گرایی پرهیز کنند و رسانهها جامعه را به تولید و کار دعوت کنند، و سرمایه گزاریها نیز در جامعه هدف مند شود و در هر کالا و کاری به اندازه نیاز سرمایه تزریق شود تا اعتدال در این بخش نیز حفظ شود، توزیع کالاها نیز باید به اندازه نیاز باشد نه کمتر نه بیشتر. زیرا اگر کمتر از حد تقاضای بازار سرمایه گزاری شود گرانی و کم یابی به دنبال خواهد داشت و اگر بیشتر توزیع شود اسراف، نابسامانی بازار و به هدر رفتن سرمایه و ... عواقب آن خواهد بود.
مقاله و کتاب شناسی
۱. اعتدال در اسلام: بررسی مبانی اعتدال و اندازه نگه داشتن در زندگی فردی و اجتماعی، اصغر رضوانی دهاقانی، قم.
۲. اعتدال و میانه روی در اسلام، رضا علی کرمی، قم، قلمگاه، 1392.
۳. آهنگ اقتصاد، جواد مدرسی یزدی، یزد، موسسه انتشارات یزد، 1376.
۴. اقتصاد و میانه روی در کارها، عبد الحسین اوحدی جائری، قم، تجرید، 1389.
۵. اسلام و اعتدال یا حد وسط میان افراط و تفریط، نویسنده: موسوی زاده محمد، یزد، دانشگاه یزد، 1384.
۶. اسلام دین فطرت و اعتدال، نویسنده: خیرخواه محمد، هرات رسالت، 1389.
۷. اسراف یا اعتدال، حاتمی غلامرضا، مشهد، الماس شرق، ۱۳۸۹.
۸. چـالشهای مفهومی ربا، بهره و بهره تعادلی (شیوه برخورد قرآن کریم با مفاسد اقتصادی)، محمد زمان رستمی.
۹. اعتدال در امور اقتصادی از دیدگاه قرآن و روایات، سکینه حق وردی، کارشناسی، دانشکده علوم قرآنی قم، تاریخ دفاع 1388
۱۰. عدل و اعتدال: پرهیز از اسراف در اعمال، نعمت الله حسینی، قم، عصر انقلاب، ۱۳۸۸
فهرست منابع
۱. قرآن کریم
۲. نهج البلاغه
۳. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، محقق / مصحح: میر دامادی، جمال الدین، ناشر: دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع- دار صادر، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۱۴ ق.
۴. پاینده، ابو القاسم، نهج الفصاحة؛ کلمات قصار حضرت رسول-، نشر دنیای دانش، تهران، چاپ: چهارم، ۱۳۸۲ش.
۵. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، محقق / مصحح: رجائی، سید مهدی، دار الکتاب الإسلامی، چاپ قم، چاپ دوم، ۱۴۱۰ ق.
۶. حرانی، حسن بن شعبه؛ تحف العقول،قم، جامعه مدرسین قم، ۱۴۰۴ه.ق،
۷. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، مؤسسة آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
۸. قمی، عباس، سفینهٔ البحار، اسوه ، قم.وسائل الشیعه،
۹. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.
۱۰. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، قم، انتشارات دار الحدیث، ۱۳۸۴ش.
۱۱. مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الأنوار، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق.
۱۲. محدث نوری، مستدرک الوسائل، مدرسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۰۸ هـ.ق،
پانویس
- ↑ . لسان العرب، ابن منظور، ذیل واژه عدل.
- ↑ سوره حدید، آیه 25.
- ↑ . سوره الرحمن: 1 ـ 9
- ↑ سوره اسراء: 35.
- ↑ سوره هود: 85.
- ↑ سوره مائده، آیه 87.
- ↑ سوره نساء، آیه۵
- ↑ . سوره فرقان، آیه 63 و 67 و سوره بقره ، آیه 219، و سوره فرقان، آیه 75، و سوره اسراء آیه 29.
- ↑ . ثقه الاسلام کلینی، اصول کافی، ج2، ص133.
- ↑ . نهج الفصاحه، ح 1057.
- ↑ . کافی، ج4، ص52.
- ↑ . سفینة البحار، ج 2، ص 431 .
- ↑ . قصار الجمل، ص305.
- ↑ . قمی، شیخ عباس، سفینه البحار، ج1، ص616.
- ↑ سفینه البحار، ج2، (قصد) ص431
- ↑ . وسائل الشیعه، ج 12، ص 30.
- ↑ . نهج البلاغه ، حکمت 172.
- ↑ . وسائل، کتاب تجارت، ج4،ص105
- ↑ . نهج البلاغه، حکمت 444.
- ↑ سوره آل عمران، آیه 183.
- ↑ سوره اسراء، آیه 29.
- ↑ سوره فرقان ، آیه 67.
- ↑ . فروع کافی، ج 4، ص 54.
- ↑ . سوره اسراء، آیه۲۶.
- ↑ .سوره اعراف، آیه29.
- ↑ . سوره فرقان، آیه63و 67.
- ↑ . بحار الانوار، العلامة المجلسی، ج۷۸، ص۱۰۶.
- ↑ بحارالانوار، علامه المجلسی، ج۱۰۳، ص۳۳
- ↑ . مستدرک الوسائل، ج 15، ص 256.
- ↑ . تحف العقول، ص 292.
- ↑ . نهج البلاغه فیض الاسلام، قصار 134
- ↑ . سوره فرقان، آیه67.
- ↑ . میزان الحکمه، ج 10، ص4890.
- ↑ . سوره اسراء، آیه29.
- ↑ . سوره بقره، آیه 143.
- ↑ . سوره مائده آیه 87.
- ↑ . سوره اسراء آیه 29.
- ↑ محمدحسن عبداللهی، اصلاحات علوی، ص 116.
- ↑ . تحف العقول، ص ۴۰۳.
- ↑ . سفینة البحار (دو جلدی)، ج 1، ص 615.
- ↑ غررالحکم آمدی، حدیث 9165
- ↑ . بحارالانوار، ج 78 ،ص 346.
- ↑ . الحدیث جلد 3 صفحة 264.
- ↑ . حرانی، حسن بن شعبه؛ تحف العقول،قم، جامعه مدرسین قم، 1404ه.ق، ص 409.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت 192
- ↑ . الکافی، ج4، ص55، حدیث3.
- ↑ . الکافی، ج4، ص52، حدیث4.
- ↑ . تحف العقول، ح 8141.
- ↑ . سفینه البحار، ج 1، ص 615 / الحیاة، ج 4، ص 205 .
- ↑ سوره نساء، آیه۱۳۵
- ↑ . سوره مائده ، آیه۸.







