فرهنگ مصادیق:حفظ استقلال سیاسی مسلمین
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرم افزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده : مصطفی کوهی
تهیه وتدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر- ۹۵/۲/۱۸
کلمات کلیدی:استقلال، سیاست، وابستگی، حاکمیت، پیشرفت سیاسی، استعمار، استضعاف.
محتویات
- ۱ مفهوم استقلال سیاسی
- ۲ اهمیّت استقلال سیاسی
- ۳ استقلال سیاسی در قران
- ۴ استقلال سیاسی در روایات اسلامی
- ۵ برقراری روابط سیاسی
- ۶ استقلال سیاسی و روابط بین المللی
- ۷ شیوههای حفظ استقلال سیاسی
- ۸ استقلال سیاسی در قانون اساسی
- ۹ احکام استقلال سیاسی
- ۱۰ عوامل وابستگی سیاسی
- ۱۱ علل و زمینههای استقلال سیاسی
- ۱۲ آثار استقلال سیاسی
- ۱۳ نقش انتخابات در استقلال سیاسی
- ۱۴ کتابشناسی
- ۱۵ مقاله شناسی
- ۱۶ منابع
- ۱۷ پانویس
مفهوم استقلال سیاسی
استقلال سیاسی عبارت است مستقل بودن هیئت حاکمه ی یک کشور از نفوذ بیگانگان و اتخاذ تصمیمات سیاسی بر اساس منافع ملی کشور است.[۱] طبق این تعریف، قدرت تصمیم گیری، قدرت اعمال تصمیمهای گرفته شده و قلمرو حاکمیت عناصر اصلی استقلال سیاسی به حساب میآیند و بر این اساس، ملت و دولتی مستقل به شمار میرود که بتواند بدون تأثیرپذیری از محیط خارجی اعم از منطقهای و بین المللی، قدرتهای بزرگ، سازمانهای بین المللی و شرکتهای چندملیتی، برای خود برنامههای کلان سیاسی را در جهت نیل به توسعه و پیشرفت تدوین نموده و اعمال نماید و در عرصه بین المللی سیاستها و عملکردهایش در راستای تأمین منافع آن باشد.
اهمیّت استقلال سیاسی
بسیاری از دانشمندان سیاسی، ریشه همه عقب ماندگیهای جوامع و ملتها را در وابستگی به استعمار دیده و استقلال سیاسی را کلید حل مشکلات قلمداد کردهاند، زیرا محور خط مشی کشورهای تحت سلطه به جای منافع خودشان، منافع کشورهای سلطه گر است.
امام خمینی(ره) میفرماید: «باید ایرانی بسازیم که بتواند بدون اتکا به آمریکا و شوروی و انگلستان، این جهانخواران بین المللی، استقلال سیاسی، نظامی، فرهنگی، اقتصادی خویش را به دست گیرد و روی پای خود بایستد و هویت اصیل خویش را به جهان عرضه کنند. افسوس که هنوز عدهای از روشنفکران نمیتوانند دست از غرب و یا شرق بکشند و این دو را سرمشق کارهای خود قرار دادهاند. امیدواریم با تحول فرهنگ حاکم اسلامی، این گروه به خود مشغول و از مردم بریده به خود آیند و اصالت خویش را دریابند و از وابستگی نجات یابند.»[۲]
استقلال سیاسی در قران
آیاتی که امّت و دولت را به استقلال و گریز از وابستگی میخواند، آیاتی هستند که درباره ویژگیهای امت نمونه بیان شده است. به این معنا که قرآن به صراحت سخن از واژه استقلال سیاسی به میان نیاورده است ولی آیات بسیاری به ویژگیهایی برای امت شاهد و نمونه اشاره میکند که بیانگر معنا و مفهوم استقلال سیاسی به معنا و مفهومی است که اکنون در علوم سیاسی از آن سخن به میان میآید.
از جمله این واژگان و مفاهیم و ویژگیهای آیات میتوان به چند مساله اشاره کرد:
۱ ـ مساله عزّت مسلمانان : «وَ لِلَّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنین ؛ در حالی که عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است »[۳]
۲ ـ نفی سبیل کافران : «وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلا؛ و هرگز برای کافران نسبت به مومنان راه تسلطی قرار نداده است» [۴]
۳ ـ نپذیرفتن سلطه و سرپرستی کافران: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصاری أَوْلِیاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمین ؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! یهود و نصاری را ولّی (و دوست و تکیه گاه خود،) انتخاب نکنید! آنها اولیای یکدیگرند؛ و کسانی که از شما با آنان دوستی کنند، از آنها هستند؛ خداوند، جمعیّت ستمکار را هدایت نمیکند»[۵]
۴ ـ عدم گرایش و اعتماد به کافران: «وَ لا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُون ؛ و بر ظالمان تکیه ننمایید، که موجب میشود آتش شما را فرا گیرد؛ و در آن حال، هیچ ولیّ و سرپرستی جز خدا نخواهید داشت؛ و یاری نمیشوید!»[۶]
۵ ـ پیروی نکردن از اهل کتاب و مشرکان: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تُطیعُوا الَّذینَ کَفَرُوا یَرُدُّوکُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرین ؛ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر از کسانی که کافر شدهاند اطاعت کنید، شما را به گذشته هایتان بازمی گردانند؛ و سرانجام، زیانکار خواهید شد.»[۷]
۶ ـ روی پای خود ایستادن: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْراهِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوی عَلی سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَهً وَ أَجْراً عَظیماً؛ محمّد (ص) فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود میبینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را میطلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است؛ این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است، همانند زراعتی که جوانههای خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پای خود ایستاده است و بقدری نموّ و رشد کرده که زارعان را به شگفتی وامی دارد؛ این برای آن است که کافران را به خشم آورد (ولی) کسانی از آنها را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظیمی داده است.» [۸]
۷ ـ نداشتن دوستی و ارتباط صمیمی با مشرکان:
قران کریم پیروانش را از گرایش به کفّار و همفکری با آنان باز میدارد و هرگز اجازه نمیدهد از آنان مشاور و همراز برگزینند و رابطه دوستانه داشته باشند:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَاتَتَّخِذُوا بِطَانَهً مِنْ دُونِکُمْ لَایَأْلُونَکُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الْآیَاتِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُونَ؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید محرم اسراری از غیر خود انتخاب نکنید، آنها از هر گونه شر و فسادی در باره شما کوتاهی نمیکنند، آنها دوست دارند شما در زحمت و رنج باشید (نشانههای) دشمنی از دهان آنها آشکار است و آنچه در دل پنهان دارند از آن هم مهمتر است، ما آیات (و راههای پیشگیری از شر آنها) را برای شما بیان کردیم اگر اندیشه کنید.» [۹]
به دلالت صریح این آیه، مسلمانان نباید با بیگانگان همانند یهودیان و مشرکان، روابط سیاسی و اقتصادی برقرار کنند و از آنان همراز و مشاور برگزینند. زیرا بدبینی و بدخواهی چنین کسانی نسبت به مسلمانان در حدّی است که از هیچ خیانتی فروگذار نیستند. اگر خیر و خوبی به مسلمانان برسد، همانند پیروزیهای نظامی، موفقیّتهای مالی و همبستگیهای داخلی، ناراحت میشود و هرگاه زیانی به آنها برسد، خوشحال میگردند.
خشم و خشونت قلبی بیگانگان که گاه بخشی از آن در زبان و گفتارشان پدیدار است علتی دیگر است. پس اگر کشور یا گروهی مسلمان دارای چنین ویژگیهای رفتاری باشد، برقرار ساختن رابطه دوستی با آن نیز برای حکومت و مسلمانان راستین ناروا است.
از قرآن برمی آید که جهان کفر به مقتضای طبیعت خود، تنها به ایجاد ارتباط با جهان اسلام و برقراری مناسبات معمولی بسنده نمیکند، بلکه روابط، مقدّمه استیلا و تفوق است و استیلا، نقطه آغازین توطئه و خیانت و دشمنی با اسلام و مسلمین است:
«إِنْ یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْدَاءً وَیَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ؛ اگر آنها بر شما مسلط شوند دشمنتان خواهند بود، و دست و زبان خود را به بدی بر شما میگشایند و دوست دارند شما به کفر باز گردید.»[۱۰]
این آیه پیامدهای سلطه کفرپیشگان بر مسلمانان را در ابعاد نظامی، سیاسی، تبلیغاتی، فکری و عقیدتی به تصویر میکشد و بیان میکند که کافران همواره در پی آنند که مسلمانان را از آیین خود بازدارند.[۱۱]
استقلال سیاسی در روایات اسلامی
در روایات اسلامی واژه استقلال سیاسی به صراحت نیامده؛ ولی این مفهوم از برخی واژهها، تعبیرها و موضوعات قابل استفاده است که به چند روایت اشاره میشود:
۱ـ پیامبر گرامی اسلام فرمود: « الْإِسْلَامُ یَعْلُو وَ لَا یُعْلَی عَلَیْه ؛ اسلام همیشه بلند مرتبه است و هیچ چیزی بر آن برتری ندارد.[۱۲]
براساس این اصل مهم، هیچ غیر مسلمانی نمیتواند بر افراد و اجتماع مسلمانان، ولایت و سرپرستی داشته باشد و نیز مسلمانان حق ندارند در امور مربوط به سرنوشت خویش با کفّار مشورت کنند.[۱۳]
۲ـ امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) میفرماید: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَهُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاهِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّهُ اللَّهِ عَلَیْکُم ؛ [۱۴]
امام (عجل الله تعالی فرجه) راویان حدیث را مرجع در تعیین وظیفه در «حوادث واقعه» معرفی میکند، و به لزوم مراجعه به آنان حکم میدهد. و روشن است که صرف روایت و نقل حدیث مادام که توأم با تفقّه نباشد، مراد نیست. ظاهر روایت این است که این مراجعه از باب پرسش از حکم شرعی حوادث نیست؛ زیرا در عصر غیبت بر همه کس معلوم بوده که برای استفتا از حکم شرعی باید به سراغ فقها بروند. پس مراد از این مراجعه روشن شدن وظیفه و تکلیف شخص یا امت در«حوادث واقعه» است، واین نشان میدهد که فقیهان شیعه غیر از شأن فتوا دادن در احکام شرعی، مرجع تعیین تکلیف اشخاص در حوادث و مسائل اجتماعی و سیاسی هم هستند.
امام خمینی (قدّس سرّه) در این باره چنین میگوید:
«منظور از حوادث واقعه پیشامدهای اجتماعی و گرفتاریهایی بوده که برای مردم و مسلمین روی میداده است. و به طور کلی و سربسته سؤال کرده: اکنون که دست ما به شما نمیرسد در پیشامدهای اجتماعی باید چه کنیم، وظیفه چیست؟ یا حوادثی را ذکر کرده و پرسیده در این حوادث به چه کسی رجوع کنیم. آنچه به نظر میآید اینست که به طور کلی سؤال کرده و حضرت طبق سؤال او جواب فرمودهاند که در حوادث و مشکلات به روات احادیث ما، یعنی فقها مراجعه کنید».[۱۵]
بخش دوم کلام حضرت «فانّهم حجّتی علیکم و أنا حجّه الله علیهم» نیز دلالت بر ولایت عامه فقیه دارد؛ زیرا خود را حجت خدا بر مردم و فقها را حجت خویش بر مردم معرفی کرده است. معنای حجت بودن ائمه (علیهم السلام) تنها آن نیست که آنها مرجع در بیان احکام شرعی هستند، بلکه اقوال و رفتار و اعمال و سیره عملی آنان در همه امور الگو و اسوه و مایه نجات است. تبعیت از ایشان، مطلوب، و روی گردانیدن از آنان مایه گمراهی است. پیروانشان در پیشگاه الهی حجت دارند و عذر متخلفان و کسانی که از ایشان روی گردانیدهاند در پیشگاه الهی پذیرفته نیست. بر همین اساس همین طور که مردم مؤظفند در همه امور و شؤون خویش (از معارف الهی و فهم احکام شرعی گرفته تا تدبیر امور مسلمین) به امامان معصوم (علیهم السلام) به عنوان حجت خدا مراجعه کنند، در زمان غیبت که دسترسی به حجج الهی وجود ندارد فقهای امت از ناحیه ائمه (علیهم السلام) به عنوان حجت آنان بر مردم منصوب شدهاند و مؤمنان وظیفه دارند در همه شؤون خویش به آنان مراجعه کنند.
طبق این روایت فقیه جامع الشرایط (ولی فقیه) مرجع حلّ مشکلات سیاسی بین مسلمین است و اوست که حافظ استقلال سیاسی مسلمین در مقابل بیگانگان است.
برقراری روابط سیاسی
اگر چه در اسلام، روابط با غیر مسلمانان باید محتاطانه باشد، اما این بدان معنا نیست که هیچ رابطهای بین مسلمانان و غیر مسلمانان نباید باشد. چه ایرادی دارد اگر مسلمانی به غیر مسلمانان احسان و نیکی کند و در عین حال سرپرستی آنها را نپذیرد؟ درست است که مبنای اسلام، حفظ عظمت و مجد مسلمین با تأکید بر استقلال فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مسلمانان و پرهیز از واقع شدن در متن جریانات کفار است، اما این امر منافاتی با مدارا با کفار و ترغیب آمدن آنان به اسلام ندارد؛ بلکه بستن قرارداد و برقراری روابط سیاسی و اقتصادی با مراعات تمام جوانب بلااشکال است. البته در این روابط باید جانب نیکی و عدالت را حفظ کرد. (تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ) [۱۶]
استقلال سیاسی و روابط بین المللی
این نکته باید مورد توجه قرار گیرد که تأکید بر استقلال و نفی وابستگی به معنای عدم رابطه با دیگر کشورها و یا نفی فناوری، علم، پیشرفت و تجربههای آنان و استفاده از آنها نیست. نفی وابستگی به معنای نفی سلطه دیگران است. در زمان کنونی برای دولت و جامعه اسلامی داشتن روابط با بیگانگان در صحنه بین الملل، امر ضروری است. ضرورت این امر از جهات متعدد است؛ زیرا از طرفی، با وجود رابطه صلح آمیز و حاکم بودن جو تفاهم، پیام آزادی بخش و انسان ساز اسلام بهتر به گوش جهانیان خواهد رسید. از سوی دیگر، در زمان کنونی در صحنه بین المللی به هم پیوستگیهای زیاد در زمینههای مختلف میان کشورها و دولتها وجود دارد. اما بر اساس اصل نفی سبیل، که یک اصل و قاعده قرآنی و فقهی است، ولایت و سلطه کفار بر مسلمانان یکی از استثناهای ارتباط و مودت با بیگانگان است.
شیوههای حفظ استقلال سیاسی
۱ـ مشروعیت انحصاری مدیریت در جامعه اسلامی برای مسلمانان:
استقلال جامعه اسلامی با سرپرستی و مدیریت مسلمانان و مؤمنان حفظ میشود، ازاین رو پذیرش ولایت و سرپرستی کافران حرام و ممنوع است. پذیرش حاکمیت و مدیریت کافران، زمینه ساز انحطاط و سقوط در پیشگاه خداوند است [۱۷]: «لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْ ءٍ ...؛اهل ایمان نباید مؤمنان را گذاشته کافران را دوست و سرپرست خود قرار دهند و هر که چنین کند، رابطه او با خدا مقطوع است، مگر اینکه از آنها بپرهیزید [و به خاطر هدفهای مهمتری تقیّه کنید] و خداوند شما را از [نافرمانی ] خود بر حذر میدارد و باز گذشت [شما] به سوی خداست.».[۱۸]
۲ـ توجه به پایبند نبودن کافران به پیمانها:
قرآن با تأکید بر اینکه همواره خطر از جانب کافران مسلمانان را تهدید میکند و با توجه به زیانهای دوستی با کافران، مسلمانان را از چنین دوستی و رابطهای برحذر میدارد و یهود و نصارا را برای برقراری روابط، غیر قابل اعتماد میداند و پایبند نبودن آنان به تعهدات خویش را فلسفه حرمت ایجاد روابط با آنان میداند. [۱۹]
۳ـ هشدار به توطئه کافران:
کافران نه تنها خواهان استقلال مسلمانان و اعتلا و پیشرفت آنان در هیچ زمینهای نیستند، بلکه وقوع چنین امری آنان را غمگین و افسرده خواهد ساخت و به طور طبیعی واکنش عملی آنان را در پی داشته و آنها را برای مکر و حیله بر ضد جوامع اسلامی جهت عقب نگه داشتن آنان بر خواهد انگیخت، ازاین رو قرآن برای خنثا سازی مکر و کینه کافران، مؤمنان را به صبر و تقوا و ایستادگی فرا میخواند[۲۰]:
«إِنْ تَمْسَسْکُمْ حَسَنَهٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْکُمْ سَیِّئَهٌ یَفْرَحُوا بِها وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئاً ...؛ اگر امر یکی به شما برسد، ناراحت میشوند و اگر حادثه ناگواری برای شما رخ دهد، خوشحال میگردند [امّا] اگر [در برابر آنها] صبر و پرهیزکاری پیشه کنید، نقشههای [خائنانه ] آنها به شما زیانی نمیرساند. خداوند به آنچه آنها انجام میدهند احاطه دارد.» [۲۱]
۴ـ مشروط کردن پیمان با کافران:
« وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلا؛ و هرگز برای کافران نسبت به مومنان راه تسلطی قرار نداده است» [۲۲]
بر اساس آیه فوق انعقاد هرگونه پیمان سیاسی و تفاهم نامه معاهدات که موجب سلطه جویی و نفوذ بیگانگان در امور داخلی جامعه اسلامی شود و به استقلال جامعه اسلامی آسیب برساند، باطل و نامشروع است. از برخی آیات استفاده میشود که کافران به شرط آنکه قصد خیانت و توطئه گری و سلطه جویی بر مسلمانان را نداشته باشند میتوان با رعایت مصلحت جامعه اسلامی با آنان پیمان همکاری و معاهدات علمی بست.[۲۳]
اینک، به دو مورد از کاربرد قاعده «نفی سبیل» اشاره میکنیم که هر کدام، به نوبه خویش نقش تعیین کنندهای در استقلال سیاسی داشت و سرنوشت مسلمانان را یکباره دگرگون ساخت و کشورشان را از سقوط در دامن استعمار نجات داد:
الف. تحریم تنباکو:
در سال ۱۲۶۸ هجری شمسی قراردادی بین ایران و انگلیس بسته شد که طبق آن، امتیاز خرید و فروش داخلی و خارجی تنباکو و توتون در انحصار یک تاجر انگلیسی قرار گرفت و دنبال آن، شرکت رژی در لندن تأسیس گردید. انگلیسیها و افراد وابسته به آنها در همه جای ایران پخش شدند و این مقدّمه تسخیر و قبضه ایران بود و پیامدهای تلخی به دنبال داشت. علما و فقها، پرچم مخالفت برافراشتند و مردم ایران را به نهضتی بزرگ فرا خواندند.
مرجع بزرگ شیعه ـ آیت اللَّه میرزا محمدحسن شیرازی ـ که رهبری این نهضت را بر عهده داشت فتوای حماسی خود را این چنین صادر کرد:
«الْیَومْ اسْتَعْمالِ «تَنْباکُو وَ تُوتُونْ» بِایّ نَحْوٍ کانْ، در حکم محاربه با امام زمان صلوات اللَّه و سلامه علیه است.» [۲۴]
ب. کاپیتولاسیون:
«کاپیتولاسیون» یک واژه فرانسوی و به معنای تسلیم و سازش است و در اصطلاح به مقرراتی اطلاق میشود که به موجب آن اتباع یک کشور در کشور دیگر تابع مقررات کشور خود میشوند. در تاریخ ۱۳۴۳ هجری شمسی، لایحهای در مجلس تصویب شد که بر اساس آن اتباع آمریکایی در ایران مصونیّت قضایی پیدا کردند و این لایحه به منزله اجازه رسمی به بیگانگان بود که در ایران دست به هر عملی بزنند و از هر نوع عکس العمل قضایی مصون باشند.
به دنبال این لایحه، امام خمینی (ره) فتوای تاریخی خویش را صادر کرد؛ فتوایی شورانگیز که چون آتشفشان، هستی استبداد را سوزاند؛ فتوایی که با آیه «نفی سبیل» آغاز میشود و ارزش این اصل را بیشتر متبلور میسازد:
«بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم. لَن یَجعَلَ اللَّهُ لِلکفِرینَ عَلَی المُؤمِنینَ سَبیلًا. ملّت ایران میداند این روزها در مجلس چه گذشت؟ میداند مجلس به پیشنهاد دولت، سند بردگی ملّت ایران را امضاء کرد؟ اکنون مستشاران آمریکا، نظامی و غیرنظامی با جمیع خانواده و مستخدمین آنها آزادند هر جنایتی بکنند. دادگاههای ایران حقّ رسیدگی ندارند، چرا؟ اکنون من اعلام میکنم که این رأی ننگین مخالف اسلام و قرآن است و قانونیّت ندارد.» [۲۵]
استقلال سیاسی در قانون اساسی
یکی از ویژگیهای سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی در مقایسه با بازیگران بین المللی هم طراز، عدم وابستگی به قدرتهای بزرگ و اتکای به توان و قابلیتهای ملی خود است.
استقلال در سیاست گذاری خارجی نظام، بر اساس عقاید اسلامی نظیر «قاعده نفی سبیل» و با عبرت آموزی از مداخلات قدرتهای سلطه گر در تاریخ سیاسی اجتماعی معاصر ایران در قالب سیاست «نه شرقی، نه غربی» چراغ راه دستگاه دیپلماسی کشور شد.
به دنبال تدوین قانون اساسی و گنجاندن اصول مبنایی در آن سیاست «نه شرقی، نه غربی» به صورت قانون مند به عنوان روح حاکم بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی در آمد. برخی از مهمترین اصول مندرج در قانون اساسی در این ارتباط عبارتند از:
۱ـ عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطه گر (اصل ۱۵۲)؛
۲ـ جلوگیری از سلطه اقتصادی بیگانه بر اقتصاد کشور (اصل ۴۳)؛
۳ـ نفی و اجتناب از پیمانهایی که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی، اقتصادی و فرهنگی گردد. (اصل ۱۵۳)؛
۴ـ تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و دفاع از حقوق آنان. (اصل ۱۵۲ و ۳)؛
۵ ـ حمایت از مبارزه حق طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه جهان(اصل ۱۵۴)؛
۶ ـ روابط صلح آمیز با دول غیر محارب (اصل 153).
ما حصل آن که بر اساس اندیشههای سیاسی اسلام که سیاست خارجی جمهوری اسلامی نیز بر آن نهاده شده، هم سلطه گری به دلیل ستمگری و تجاوز به حقوق دیگران محکوم است و هم سلطه پذیری. زیرا سلطه پذیری نشانه ضعف، خواری و پذیرش اسارت است. [۲۶]
احکام استقلال سیاسی
وجوب استقلال سیاسی
حضرت امام خمینی (ره) در این باره میفرماید:
«اگر روابط سیاسی بین دولتهای اسلامی و بیگانگان، موجب تسلّط آنان بر کشورها، شهرها، یا نفوس و اموال مسلمانان شود، یا باعث اسارت سیاسی آنان گردد، برقراری این روابط و مناسبات بر زمامداران دولتها حرام و پیمانهایی که میبندند، باطل است و بر مسلمانان واجب است آنها را ارشاد کنند و دست کم با مبارزه منفی به ترک این نوع روابط وادارشان سازند.» [۲۷]
هر طرح، عهد نامه، رفت و آمد و قراردادی که راه نفوذ کفّار بر مسلمانان را باز کند حرام است. پس مسلمانان باید در تمام جهات سیاسی ، نظامی، اقتصادی و فرهنگی از استقلال کامل برخوردار باشند. لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ ... [۲۸]
مسئولیت کافر در حکومت اسلامی
واگذاری مسؤولیتهای کلیدی به کفّار، همانند مدیریت مراکز فرهنگی، تربیتی، درمانی و مالی ممنوع است؛ زیرا ارتباط پیوسته دانشجویان، بیماران و معلمان با افراد کافر سبب برتری و نفوذ تدریجی آنان بر مسلمانان خواهد شد. نه تنها کفّار حق پذیرش هیچ مسؤولیتی را ندارند، بلکه آن دسته از مسؤولان مسلمان نیز که به نفع کفّار کار میکنند و راه تسلّط کفّار بر مسلمانان را هموار مینمایند، در ردیف کافران جای میگیرند و نباید در چنین مسؤولیتهایی بمانند. [۲۹]
مشاور کافر در حکومت اسلامی
مسلمانان حق ندارند از کفّار مُشاور فرهنگی، سیاسی، تربیتی و ... برگزینند و مهمتر از آن، حکم صادره از محاکم قضایی کفّار، هر چند عادلانه باشد، در حق مسلمانان نافذ نیست. [۳۰]
عوامل وابستگی سیاسی
حاکمان و رهبران مُفسِد
رهبریهای ناصحیح رهبران و سردمداران از عوامل وابستگی سیاسی به کافران است. مراد از رهبران کسانی هستند که به نحوی در تصمیم گیریها و اجرای برنامههای سیاسی یا ساختن افکار جامعه و هدایت آن نقش دارند. با توجه به نقش مهم رهبران جامعه، خطر به سازش کشیده شدن، سستی در برابر فشارها، تهدیدهای دشمنان و سازش با خواستهها و تمایلات نامشروع آنان همواره رهبران را تهدید میکند و این عوامل موجب انحراف آنان میشود، ازاین رو خداوند پیامبر خود را از هرگونه سازش و پیروی و تسلیم در برابر خواسته کافران نهی میکند: «وَ اسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ؛ و آن چنان که مأمور شدهای استقامت نما، و از هوی و هوسهای آنان پیروی مکن ». [۳۱] گرچه در این آیات ظاهر خطاب به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است و از یهود و نصارای آن زمان سخن میگوید؛ ولی در حقیقت خطاب برای همه مسلمانان و حاکمان آنان در همه اعصار است. صراحت لهجه و تسلیم ناپذیری رهبران در بیان مواضع اعتقادی و سیاسی خویش امری لازم است.
وابستگی اقتصادی
از جمله مهمترین عوامل وابستگی سیاسی، وابستگی اقتصادی مسلمانان به کفّار است.
رهبر معظّم انقلاب آیت الله خامنهای (دامت برکاته) در این زمینه میفرماید: «ما تا به کار ایرانی و سرمایه ی ایرانی احترام نگذاریم، تولید ملی شکل نمیگیرد؛ و اگر تولید ملی شکل نگرفت، استقلال اقتصادی این کشور تحقق پیدا نمیکند؛ و اگر استقلال اقتصادی یک جامعهای تحقق پیدا نکرد ـ یعنی در مسئله ی اقتصاد نتوانست خودش تصمیم بگیرد و روی پای خود بایستد ـ استقلال سیاسی این کشور تحقق پیدا نمیکند؛ و اگر استقلال سیاسی یک جامعهای تحقق پیدا نکرد، بقیه ی حرفها، جز حرف، چیز دیگری نیست. تا یک کشور اقتصاد خود را قوی نکند، پایدار نکند، متکی به خود نکند، مستقل نکند، نمیتواند از لحاظ سیاسی و فرهنگی و غیره تأثیرگذار باشد». [۳۲]
ایشان در جایی دیگر میفرماید:
«امروز مسئله اصلی کشور ما استقلال است برادران و خواهران عزیز! انقلاب برای ما استقلال سیاسی را به بار آورد؛ این جرئت را به این ملت داد که در مقابل نظام غیر عادلانه سلطه در دنیا بایستد. اما اگر این ملت بخواهد این استقلال سیاسی را، این عرض اندام فرهنگی را در مقابل سلطه گران عالم حفظ کند، باید پایههای اقتصادی خود را محکم کند؛ این، ریشه دواندن استقلال در کشور است؛ و این وابسته است به تولید، به کار، به شکوفایی کار، به نوآوری در بخشهای مختلف کار. از مرکز تحقیقات و آزمایشگاه گرفته، تا توی محیط کارگاهها، تا توی محیط مزرعه، در همه جا بایستی این نوآوری وجود داشته باشد. آن وقت است که دشمنان خونخوار و هتاک استقلال ملت ایران با ناکامی دهانهای خودشان را خواهند بست و کناری خواهند نشست.»[۳۳]
وابستگی نظامی
یکی از عوامل وابستگی سیاسی، وابستگی نظامی به کفّار است. فروش تسلیحات نظامی مهمترین حربه دولتهای استعمارگر درایجاد وابستگی ملتهای محروم است. با بررسی بودجه کشورهای جهان سوم مشخص میشود که از طرفی خریدهای تسلیحاتی این کشورها بالاترین رقم بودجه آنها را به خوداختصاص میدهد و از طرف دیگر سودهای کلان از این ناحیه به جیب سرمایه داران و صاحبان صنایع نظامی میرود. علاوه بر آن، خرید این جنگ افزارها اغلب توسط دولتهای عقب مانده بوده و استعمارگران نوین با این حربه وابستگی اقتصادی و سیاسی دولتهای خریدار را فراهم میکنند.
«تولید وفروش تسلیحات نظامی درجهان، ابعاد گستردهای به خود گرفته است، بطوری که در طول دهه ۱۹۷۰ میزان تولید و صدور جنگ افزار غیر هستهای بزرگ، به هشت برابر دهه ۱۹۵۰ رسید. امروزه تجارت تسلیحات به پُر سودترین صنعت جهان تبدیل شده است. طبیعی است انگیزه اصلی تأمین کنندگان تسلیحات جهان سوم، همان پیش بردن اهداف اقتصادی، سیاسی، نظامی و نهایتاً فرهنگی است.»[۳۴].
وابستگی فرهنگی
یکی از بزرگترین عوامل وابستگی سیاسی، وابستگی فرهنگی است.
شهید مطهری در این زمینه میفرماید:
«اگر ملتی خودباخته شد، خودش و روحش را در مقابل ملت دیگر باخت یعنی اگر استعمار روحی و فکری و فرهنگی شد، دیگر به دنبال آن با کمال افتخار استعمار سیاسی و استعمار اقتصادی را میپذیرد، یعنی سرمایههای مادی خودش را دودستی به او تقدیم میکند و برای خودش هم افتخار میشمارد. نوکری بیگانه را با کمال افتخار میپذیرد، چرا؟ چون استعمار فکری و فرهنگی شده.»[۳۵]
علل و زمینههای استقلال سیاسی
ایمان و توکّل به خداوند
خداوند در آیات ۸۰ ـ ۸۱ سوره مائده[۳۶]، خواهان استقلال و سلطه ناپذیری پیروان ادیان الهی در برابر کافران است.
مؤمنان به خدا هیچ گاه تن به دوستی و ولایت بیگانگان نداده، آنان را پشتوانه و تکیه گاه خود قرار نمیدهند: «تَری کَثِیراً مِنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُوا ... وَ لَوْ کانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ النَّبِیِّ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیاءَ ...؛ سستی ایمان و نفاق از زمینههای گرایش به یهود و نصارا و وابستگی به آنان و طرح دوستی با آنان است .»[۳۷]
در آیات فراوانی توکل از ارکان و نشانههای ایمان، و مؤمنان واقعی کسانی معرفی شدهاند که توکل بر خدا را پیشه خود ساختهاند: «وَ عَلَی اللَّهِ فَتَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ».[۳۸] توکل همراه با تقوا و ایمان عامل استقلال و رهیدن از وابستگی به دیگران است ، ازاین رو خداوند از پیامبر خود میخواهد که هرگز از کافران و منافقان پیروی نکند و فقط به خدا توکل و اعتماد داشته باشد: «وَ لا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَ الْمُنافِقِینَ وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ ...». [۳۹]
استقامت و پایداری
قطع دوستی مسلمانان با دشمنان و به دست آوردن استقلال و مبارزه با سلطه گری و مداخله آنان در امور مسلمانان دربردارنده محرومیتها و ناگواریهای ناشی از محاصره اقتصادی و مانند آنهاست، ازاین رو پایداری در برابر این محرومیتها عامل مصونیت جامعه از آثار کینهها و نقشههای دشمنان است؛ قران کریم به مسلمانان هشدار میدهد که هیچ گاه از دشمنی و کینههای درونی و نقشههای دشمنان غافل نباشند و در پیشبرد اهداف الهی خود همواره در برابر دشمنان پایدار بوده، تقوا پیشه کنند: «وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئاً؛امّا) اگر (در برابرشان) استقامت و پرهیزگاری پیشه کنید، نقشههای (خائنانه) آنان، به شما زیانی نمیرساند.»[۴۰]
دشمن شناسی و هوشیاری در برابر توطئههای آنان
قرآن مسلمانان را از هر گونه ساده انگاری و زودباوری در برابر دشمن بر حذر داشته و خواستار هوشیاری در برابر توطئههای آنان است. دشمنی کافران نسبت به مسلمانان پایان ناپذیر، و تنها نقطه پایانی که میتوان برای آن فرض کرد وابستگی فکری و پیروی از آیین و مسلک آنان است : «وَ لَنْ تَرْضی عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لَا النَّصاری حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ؛ هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواستههای آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی.» [۴۱]
مناسبات و روابط دوستانه با بیگانگان، هموار کننده نفوذ و اخلال آنان در جامعه اسلامی است، ازاین رو مسلمانان باید در برابر توطئهها و نفوذ آنان هوشیار و برای دفاع در برابر تهاجم آنان آماده باشند.
امامت و ولایت فقیه
ائمه مصومین(علیهم السلام) به مسلمانان سفارش کردهاند که در مسائل سیاسی به فقیه جامع الشرایط(ولی فقیه) مراجعه کنند و تحت سلطه سیاسی مستکبرین و طاغوتها قرار نگیرند.
عمر بن حنظله روایت نموده که گفت از امام صادق (علیه السلام) از دو مرد از اصحابمان که بین آنان درباره دین یا میراث نزاعی رخ داده بود و محاکمه را به نزد سلطان یا قاضی بردند و پرسش نمودم که آیا چنین کاری حلال و رواست؟ حضرت امام صادق(علیه السلام) فرمود:
«مَنْ تَحَاكَمَ إِلَيْهِمْ فِي حَقٍّ أَوْ بَاطِلٍ فَإِنَّمَا تَحَاكَمَ إِلَى الطَّاغُوتِ وَ مَا يَحْكُمُ لَهُ فَإِنَّمَا يَأْخُذُ سُحْتاً وَ إِنْ كَانَ حَقّاً ثَابِتاً لِأَنَّهُ أَخَذَهُ بِحُكْمِ الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أَمَرَ اللَّهُ أَنْ يُكْفَرَ بِهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ قُلْتُ فَكَيْفَ يَصْنَعَانِ قَالَ يَنْظُرَانِ إِلَى مَنْ كَانَ مِنْكُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوَى حَدِيثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْكَامَنَا فَلْيَرْضَوْا بِهِ حَكَماً فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِماً فَإِذَا حَكَمَ بِحُكْمِنَا فَلَمْ يَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا اسْتَخَفَّ بِحُكْمِ اللَّهِ وَ عَلَيْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَيْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْكِ بِالله؛ کسی که در مورد حق یا باطلی محاکمه را به نزد آنان (حکام جور) ببرد، بی گمان محاکمه به نزد طاغوت برده، و آنچه به نفع او حکم شود، گرفتن آن حرام است، اگر چه حق برای وی ثابت باشد، چرا که آن را توسط حکم طاغوت باز پس گرفته است، در حالی که خداوند متعال دستور فرموده است که به آن کفر بورزند.خداوند فرموده است: «اینان میخواهند محاکمه به نزد طاغوت ببرند، با اینکه مامور شدهاند که به آن کفر بورزند.» عرض کردم پس چه باید بکنند؟ فرمود: نظر کنند در میان شما آن کس که حدیث ما را روایت میکند و در حلال و حرام ما ابراز نظر میکند، و احکام ما را میشناسد، وی را به عنوان حکم قرار میدهند، چرا که من او را حاکم شما قرار دادم، پس آنگاه که به حکم ما حکم نمود و از وی نپذیرفتند بی گمان حکم خدا را سبک شمرده و به ما پشت کردهاند و کسی به ما پشت کند به خداوند پشت کرده و این در حد شرک به خداوند است.» [۴۲]
از عبارت «فانی قد جعلته علیکم حاکما» فهمیده میشود که برای این که تحت سلطه طاغوت نباشیم، امامان معصوم(علیه السلام) برای شیعیان، حاکم و رهبر تعیین کردهاند تا در مسایل سیاسی و قضایی و ... مستقل باشیم.
بنابراین جهت رسیدن به استقلال سیاسی، باید فقیهی که دارای اوصاف شجاعت، عدالت، تقوا، بصیرت و... دارا بود، حاکم جامعه اسلامی شود تا استقلال سیاسی کسب شود.
پرورش سیاستمداران متدیّن
از جمله عوامل دستیابی به استقلال سیاسی، تربیت و پرورش رجال سیاسی متدین، شجاع، عادل و بصیر است؛ چرا که اگر مسئولین حکومتی (قوه مقننه، مجریه، قضائیه) افراد صالحی باشند ، اجازه سلطه سیاسی بیگانگان را نخواهند داد.
آثار استقلال سیاسی
استقلال سیاسی در مقابل کفّار و مستکبرین، دارای آثار و فواید متعددی است که به چند نمونه اشاره میشود:
عزّت مسلمین
استقلال سیاسی در مقابل مستکبرین عالم، موجب عزتمندی مسلمانان خواهد شد چرا که به عقیده قران کریم وابستگی به کافران و پذیرش سرپرستی آنان موجب ذلّت و عذاب الهی و پذیرفتن ولایت و سرپرستی خداوند و گسستن از ولایت غیر او سبب عزّت فرد و جامعه میشود: «بَشِّرِ الْمُنافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِیماً الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّهَ فَإِنَّ الْعِزَّهَ لِلَّهِ جَمِیعاً؛ به منافقان بشارت ده که مجازات دردناکی در انتظار آنهاست! همانها که کافران را به جای مؤمنان، دوست خود انتخاب میکنند. آیا عزّت و آبرو نزد آنان میجویند؟ با اینکه همه عزّتها از آن خداست؟»[۴۳]
روحیه خود باوری
از آنجایی که خودباوری به معنای اعتماد به استعدادها و تواناییها و سامان دهی آنها میباشد شعارنه شرقی نه غربی به معنای نفی همه وابستگیها و ایمان و اعتقاد به داشتههای ملی معنا میگردد. شعار نه شرقی نه غربی که پس از انقلاب بر سر وزارت امور خارجه نقش بست نشان از راهبرد کلان انقلاب در پرورش و حفظ خودباوری ملی است. استراتژی انقلاب اسلامی که در جهت تحقق استقلال و بر اساس قاعده «نفی سبیل» که یکی از اصول سیاستهای خارجی اسلام است یکی از شیوههای مهم در پرورش خود باوری به حساب میآید. بسط و توسعه این تفکر در جامعه سبب بروز خودباوری ملی میگردد در تبیین و تفسیر اندیشه نه شرقی ونه غربی هیچگاه منظور این نیست که خود را در چارچوب محصور کنیم و از علوم و تجارب کشورهای پیشرفته استفاده نکنیم بلکه این شعار که از مفاهیم خودباوری میباشد زمانی میتواند این مسئله مهم را تفسیر و معنا نماید که ما با استفاده از الگوهای صحیح و علمی جهانی در مسیر دست یابی به امکانات و در جهت بومی کردن و داخلی کردن منابع گام برداریم. حضرت امام خمینی (ره) در این باره میفرمایند: «احتیاج ما پس از این همه عقب ماندگی مصنوعی به صنعتهای بزرگ کشورهای خارجی حقیقتی است انکار ناپذیر ولی این به آن معنا نیست که ما باید در علوم پیشرفته به یکی از دو قطب وابسته شویم.»[۴۴]
نقش انتخابات در استقلال سیاسی
انتخابات و حضور مردم در انتخابات و انتخاب فرد صالح و شایسته در انتخابات، نقش اساسی در رسیدن جامعه به استقلال سیاسی دارد.
مقام معظم رهبری در این زمینه میفرماید:
«مردم باید این انتخابات را دست کم نگیرند. همه باید شرکت کنند و در فرستادن افراد صالح به این مجلس، احساس وظیفه نمایند. حضور در انتخابات خبرگان در واقع صف آرایی در مقابل دشمنان استقلال و عزت این ملت است. هرکس بخواهد این کشور و این ملت عزیز، سربلند و موفق باشد، باید در صحنههای اجتماعی و سیاسی این کشور حضور داشته باشد که مظهر اعلای آن هم همین انتخابات است.»[۴۵]
کتابشناسی
۱ ـ احمد ساعی، درآمدی بر شناخت مسائل اقتصادی ـ سیاسی جهان سوم ، تهران، قومس، چاپ دوم، 1375.
۲ ـ ناصر فربد ، عصر استعمارزدایی، تهران، امیرکبیر، چ دوم، ۱۳۵۷
۳ـ سید محمدباقر صدر، الاسلام یقود الحیاه، قم، مرکز الابحاث و الدراسات التخصصیه للشهید صدر، ۱۴۲۱ق.
۴ ـ عبدالعلی قوام ، اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل، تهران، سمت، ۱۳۷۲ه ش.
۵ ـ محمدجواد منصوری، فرهنگ استقلال توسعه، تهران، وزارت امورخارجه، ۱۳۷۴ ه ش.
مقاله شناسی
۱ـ محمد تقی زاده انصاری، استقلال سیاسی و استقلال اقتصادی، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) ، پاییز ۱۳۷۹، شماره49.
۲ـ مسعود قربان حسینی، استقلال سیاسی کشورهای جهان سوم استقلال بنیادی یا وابستگی اقتصادی؟، مجله معرفت، ۱۳۸۲ ه ش، شماره73.
۳ـ محمداسماعیل عمار، رابطه استقلال و پیشرفت سیاسی در الگوی پیشرفت اسلامی، مجله معرفت ، سال بیست و یکم شماره ۱۷۲، فروردین ۱۳۹۱ه ش.
۴ـ سیدحسین شرف الدین، استعمار و استقلال کشورهای اسلامی، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)، نشریه معرفت، ج۱۵۰، ص۱۰، سایت http://lib.eshia.ir.
۵ ـ مهدی ابوطالبی، اهداف و اصول حاکم بر حکومت اسلامی از منظر حاج آقا نوراللّه اصفهانی و امام خمینی (قدس سره)، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)، نشریه معرفت، ج۱۲۴، ص۵، سایت http://lib.eshia.ir.
منابع
- قرآن کریم
ـ امام خمینی(ره)، صحیفه نور، ، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، ۱۳۷۵ ه ش.
ـ امام خمینی(ره)، تحریرالوسیله، جامعه مدرسین، قم، ۱۳۷۸ ه ش.
ـ محسن قرائتی، تفسیر نور، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن ، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۸ ه ش.
ـ شیخ طوسی، کتاب الغیبه للحجه، دار المعارف الإسلامیه ، قم، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.
ـ ابن بابویه، محمد بن علی(شیخ صدوق)، من لا یحضره الفقیه، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ق.
ـ مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دایره المعارف قرآن کریم، بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، قم، چاپ سوم، ۱۳۸۲ ه.ش.
ـ عبد الناصر همتی، مشکلات اقتصادی جهان سوم، سروش، ۱۳۶۶ ه ش.
ـ شهید مطهری، مجموعه آثار شهید مطهری، نشر صدرا، تهران، ۱۳۸۵ ه ش.
ـ شیخ کلینی، کافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق.
ـ علی آقابخشی و مینو افشاری راد، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، نشر چاپار، ۱۳۷۹ه ش.
پانویس
- ↑ علی آقابخشی و مینو افشاری راد، فرهنگ علوم سیاسی، ص 277.
- ↑ امام خمینی(ره)، صحیفه نور، ج8، ص91
- ↑ منافقون/8
- ↑ نساء/141
- ↑ مائده آیه 51
- ↑ هود/113
- ↑ آل عمران/149
- ↑ فتح/29
- ↑ آل عمران/118
- ↑ ممتحنه/ 2
- ↑ مهدی نظر پورجعفروفا ، آشنایی با نظام سیاسی اسلام، ص 68
- ↑ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه ؛ ج 4 ، ص334.
- ↑ نظام سیاسی اجتماعی اسلام، ص 120
- ↑ شیخ طوسی، الغیبه کتاب الغیبه للحجه، ص291
- ↑ امام خمینی(ره)، ولایت فقیه، ص 69
- ↑ سعید جلیلی، سیاست خارجی پیامبر(ص)، ص۵۴، سازمان تبلیغات، تهران
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان، ج 3، ص 151- 152
- ↑ آل عمران/28 و توبه/ 23
- ↑ توبه/ 9
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان، ج 3، ص 387
- ↑ آل عمران/ 3
- ↑ نساء/141
- ↑ مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دایره المعارف قرآن کریم، ج3، ص160
- ↑ جلال الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج1، ص74
- ↑ ابوالفضل شکوری، فقه سیاسی، ج2، ص401
- ↑ مباحث سیاسی سطح(2)، ص 24
- ↑ امام خمینی(ره)، تحریر الوسیله،ج1، ص446
- ↑ قرائتی، محسن، تفسیر نور ،ج 2 ، ص191
- ↑ سید محمد حسن بجنوردی، القواعد الفقهیه، ج1، ص159
- ↑ سید محمد حسن بجنوردی، القواعد الفقهیه، ج1، ص159
- ↑ شوری/ 15
- ↑ رهبر معظّم انقلاب آیت الله خامنهای (دامت برکاته)، بیانات در اجتماع کارگران کارخانجات تولیدی داروپخش ۱۳۹۱/۰۲/10
- ↑ رهبر معظّم انقلاب آیت الله خامنهای (دامت برکاته)، سخنرانی در دیدار گروه کثیری از کارگران و کارآفرینان، 04/02/1387.
- ↑ عبد الناصر همتی، مشکلات اقتصادی جهان سوم، ص66
- ↑ شهید مطهری، مجموعه آثار شهید مطهری، ج 24، ص216
- ↑ تَری کَثیراً مِنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذینَ کَفَرُوا لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ وَ لَوْ کانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ النَّبِیِّ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیاءَ وَ لکِنَّ کَثیراً مِنْهُمْ فاسِقُون
- ↑ نساء، 138- 139
- ↑ مائده/ 5، 23 و نیز آل عمران/ 122
- ↑ احزاب/ 33
- ↑ آل عمران/120
- ↑ بقره/ 120
- ↑ شیخ کلینی؛ الکافی (ط - الإسلامیه) ، ج 1 ، ص67
- ↑ نساء/138ـ 139
- ↑ امام خمینی(ره)، وصیت نامه سیاسی الهی
- ↑ مقام معظم رهبری آیت الله خامنهای(دامت برکاته)، بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم، 29/07/1377







