فرهنگ مصادیق:کسب استقلال سیاسی
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | پرداخت خمس منفعت کسب |
| ۲ | تلاش برای کسب رضای الهی |
| ۳ | کسب استقلال اقتصادی |
| ۴ | کسب درآمد حلال |
| ۵ | کسب استقلال علمی فرهنگی |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
افغانستان؛ استقلال، وابستگی و منزلت ملی
نویسنده :علی قادری
در تاریخ روابط بین الملل، دوره تاریخی را دوره استعمار نامیدهاند. در این دوره ادبیات خاص شکل گرفته بود که به ادبیات دوران استعمار مشهور است. این ادبیات کشورها را به طور عمده به دو دسته تقسیم بندی و رده بندی مینماید. کشورهای استعمار گر و کشورهای مسعتمره. با توجه به ادبیات حاکم کنونی در روابط بین الملل کشورهای شمال جزء کشورهای استعمار گر و کشورهای جنوب عمدتا جزء کشورهای مستعمره محسوب میگردد. افغانستان از کشورهای مستعمره بوده است. با شکل گیری سازمان ملل متحد بعد از جنگ جهانی دوم، به وجود آمدن اعلامیه جهانی حقوق بشر، رشد اندیشه لیبرالیستی در جهان و در نهایت شکل گیری جریان مشروطه خواهی در کشورهای موسوم به جهان سوم موج از استعمار زدایی در کشورهای آسیایی و آفریقایی به وجود آمد. در این برهه تاریخی خیلی از کشورها استقلال خود را از کشورهای استعمارگر دریافت نمودند. افغانستان نیز بنا به مذاکرات و مکاتبات که با دولت هند بریتانیوی داشتند استقلال خود را اعلان نمودند. اما روز استقلال افغانستان به صورت مشخص تا دوران ظاهر شاه معلوم نبود. به طور نمونه خود امان الله خان ۹ حوت ۱۲۹۷ش، نادرخان و تا اواخر دوره ظاهر شاه ۶ جوزا ۱۲۹۸ به عنوان روز استقلال شناخته و جشن میگرفتند.
از اواخر دوره حکومت ظاهر شاه ۲۸ اسد به عنوان روز استقلال افغانستان نام گذاری شد. از آن زمان تا کنون روز ۲۸ اسد روز استقلال افغانستان دانسته شده و دولت هر ساله این روز را جشن میگیرد. تأمل روی مسئله استقلال افغانستان جدا از روز واقعی استقلال در شرایط و وضعیت کنونی از چند جهت دارای اهمیت میباشد. اول؛ بعد از کسب استقلال افغانستان از بریتانیا، افغانستان هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ سیاسی تابع انگلیس، شوروی و در نهایت آمریکا بوده است. افغانستان به نوعی وابسته به کشورهای دیگر بوده است. در چنین وضعیتی استقلال به چه معنی و مفهوم میباشد. دوم؛ نخبگان سیاسی و فکری ما وابستگی را به چه معنی و مفهوم درک میکرده و میکند. آیا وابستگی به عنوان یک فحش سیاسی در ادبیات نخبگان سیاسی و فکری مطرح میباشد و یا اینکه وابستگی با توجه به ادبیات و دگرگونیهای کنونی در روابط بین الملل درک میگردد. سوم؛ جشن گرفتن روز استقلال افغانستان این سوال را در اذهان افراد خلق میکند که افغانستان در کجای جهان ایستاده است. جایگاه افغانستان در نظام بین الملل کجاست. به صورت واضح تر اینکه منزلت ملی افغانستان در نظام بین الملل چگونه میباشد. بررسی این سه نکته میتواند درک از مفهوم استقلال، وابستگی و منزلت ملی را روشن نماید.
نکته اول: استقلال برای کشوری به معنی گرفتن تصمیمهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی مستقل از دیگر کشورها است. به لحاظ صوری ظاهری انگلیس بعد از یازده ماه مذاکره استقلال افغانستان را پذیرفت اما افغانستان هیچ وقت به خاطر عدم زیر ساختهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نتوانست به صورت مستقل عمل نماید. یکی از دلایل که انگلیس استقلال افغانستان را پذیرفت به خاطر فشارهای شوروی بر انگلیس در نظام بین الملل بود. افغانستان اما؛ به خاطر مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که داشت نمیتوانست به صورت مستقل و بدون کمکهای خارجی از عهده مشکلات بر آید به همین خاطر، به دلیل دریافت کمکها از انگلیس و شوروی به آنها وابسته ماند و آنها در تصمیم گیریها و به خصوص در سیاست خارجی افغانستان مداخله مینمود. بدین منظور که دولت افغانستان سیاست خارجی خود را همسو با سیاست خارجی انگلیس و شوروی تعریف مینمود. با سقوط حکومت امان الله خان و روی کار آمدن حبیب الله کلکانی و نادر خان انگلیس مثل سابق در افغانستان نقش بازی مینمود. با گذشت چندین سال و روی کار آمدن نظام کمونیستی در افغانستان و اشتغال افغانستان توسط قشون سرخ شوروی مسئله استقلال دوباره از میان رفت. زیرا شوروی به صورت گسترده هم در سیاستهای داخلی و هم در سیاستهای خارجی دولت افغانستان مداخله مینمود. با شکل گیری نیروهای جهادی علیه نیروهای شوروی دست کشورهای متعدد در افغانستان باز شد. زیرا گروههای جهادی هر کدام به کشورهای خارجی وابسته بود. با روی کار آمدن گروه طالبان، پاکستان و برخی کشورهای عربی به صورت مشخص در افغانستان مداخله مینمود. از این دوران تاریخی چنین فهمیده میشود که استقلال به مفهوم گرفتن تصمیم مستقل معنی و مفهوم نداشته است.
وابستگی را اما؛ نخبگان سیاسی و فکری با ادبیات دوران استعماری فهم و درک میکند. بدین معنی که وابستگی به کشورهای دیگر رذالت و پستی دانسته میشود و این مسئله باعث بی ثباتی حکومتها در افغانستان شده است. زیرا پستی و رذالت دانستن وابستگی باعث تحریک توده علیه حکومتها شده است. مشروعیت حکومت و مشارکت مردم به منظور حمایت حکومتها را کاهش داده است. در حالی که عصر کنونی را عصر جهانی شدن دانستهاند. در عصر جهانی شدن وابستگی به صورت متقابل درک میگردد و وابستگی متقابل یکی از عنصرهای اساسی توسعه و نوسازی تلقی میشود. حاکمیت ادبیات دوران استعمار بر اذهان نخبگان سیاسی و فکری جامعه باعث شده است که روابط کنونی افغانستان و ایالات متحده آمریکا در قالب همان ادبیات درک گردد و پیمان امنیتی امضا نگردد. بنابراین ما نیازمند بازخوانی فهم وابستگی هستیم. استقلال به معنی داشتن اراده آزاد در تصمیم گیری است و وابستگی به معنی داشتن روابط دو جانبه و چند جانبه بدون مداخله است.
نکته سوم اما؛ دارای اهمیت بیشتر میباشد. تمام کشورها چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی تلاش میکند منزلت ملی خود را در سطح نظام بین الملل ارتقا دهند. تغییر منزلت ملی ممکن نمیگردد مگر با بهبود وضعیت داخلی کشورها. زیرا منزلت ملی بستگی به سیاست خارجی دارد. سیاست خارجی وابسته است به تواناییهای داخلی کشورها در عرصه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی. افغانستان از آنجا که قادر به حفظ ثبات سیاسی و نظام سیاسی خود نمیباشد بنابراین منزلت ملی پایین در نظام بین الملل دارد. افغانستان هیچ گاه نتوانسته است منزلت برابر با کشورهای همسایه و یا برتر از آنها در سطح نظام بین الملل تعریف نماید.
مفهوم استقلال بهتر است در پیوند با مفهوم منزلت ملی کشورها در سطح نظام بین الملل و با معیار مداخله و عدم مداخله کشورها در سیاست داخلی و خارجی درک گردد. تا زمانی که مداخلات خارجی در تصمیم گیریها وجود دارد استقلال چه معنی و مفهوم میتواند داشته باشد. همچنین درک جدید از وابستگی میتواند سیاست افغانستان را از بن کنونی رهایی بخشد. درک پسا استعماری از وابستگی ما را قادر میسازد تا پیمان امینی با ایالات متحده آمریکا بدون مشکلات و موانع فکری امضا گردد. گرفتن جشن استقلال برای تلقین عمل استقلالیت به شهروندان یک امر مثبت است اما واقعیت تلخ این است که افغانستان تا هنوز مستقل نبوده است. بنابراین سیاست، اقتصاد، اجتماع و فرهنگ افغانستان به مفهوم ادبیات استعماری وابسته و غیر مستقل است.







