فرهنگ مصادیق:پیمان شکنی با مسلمین
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پیمان شکنی از نگاه قرآن
مهمترین و حساسترین تعهد
میثاق میان مردم و حاکمان است. دولت و حکومت با مردم پیمان میبندد تا تعهدات خود را و قراری که با مردم گذاشته است به نحو احسن انجام دهد.از نگاه ادیان، به ویژه اسلام و قرآن نقض عهد بزرگترین گناه شمرده میشود. در اینجا بر آنم تا این مساله را از نگاه قرآن روشن کنم.
زندگی اجتماعی آدمیان بر اساس تعهدات اجتماعی شکل میگیرد و هر چه این تعهدات اجتماعی پای برجاتر و میثاق میان مردم محکم تر باشد، اعتماد و تعاون که بنیان حیات انسان است، قوی تر خواهد بود و در صورتی که تعهدات اجتماعی نقض و پیمانها شکسته شود سایر ارزشها از جمله عدالت نیز از میان خواهد رفت.
مهمترین و حساسترین تعهد، میثاق میان مردم و حاکمان است. دولت و حکومت با مردم پیمان میبندد تا تعهدات خود را و قراری که با مردم گذاشته است به نحو احسن انجام دهد.از نگاه ادیان، به ویژه اسلام و قرآن نقض عهد بزرگترین گناه شمرده میشود. در اینجا بر آنم تا این مساله را از نگاه قرآن روشن کنم. با کمال تاسف در رسانهها و ادبیات عمومی ما به این مساله کمتر پرداخته میشود و یا اصولاً توجهی به آن نمیشود. بزرگترین بیماری جامعه ما این است که به پاره یی از مسائل و مصائب که چندان اهمیت ندارد، نیک پرداخته میشود ولی به عظمت گناه نقض عهد حاکمان چندان اهمیتی داده نمیشود.
در [۱] میخوانیم؛ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ... خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحبانش برگردانید و هنگامی که میان مردم داوری میکنید، به عدالت داوری کنید. برگرداندن امانت به صاحبانش تنها امانت مادی نیست، مهمترین امانت، وکالت است که انسان به صاحبان قدرت میدهد تا آنان به عدالت به تعهدات خود عمل کنند. [۲] میخوانیم؛ یا ایها الذین امنوا اوفوا بالعقود، ای اهل ایمان به تعهدات خود عمل کنید و آن را انجام دهید. برخی این تعهد را فقط در باب معاملات برده و پیرامون آن بحث کردهاند. متاسفانه فقه شیعه آنگونه که در باب معاملات بحثهای طولانی کرده و تالیفات زیادی داشته است، در باب سیاسات و وظایف حکومتها سخن نگفته است و گناهی که خداوند بر نقض عهد و عدم انجام وعدههای دولتها قرار داده، کمتر در فقه ما مورد بحث قرار گرفته است. مشکل جامعه ما ضعف حجاب یا نحوه موی سر جوانان نیست شاید ریشه تمامی این نارساییهای اجتماعی، نقض عهدی است که در دایره سیاست صورت میگیرد.
تا آنجا که از برنامههای مذهبی صدا و سیما شنیدم مساله نقض عهد سیاسی اصلاً مورد توجه و تأمل نیست. این همه از قرائت قرآن و ثواب آن گفته میشود ولی از اصطلاح «اوفوا بالعقود» در عرصههای سیاسی سخن به میان نمیآید. لهذا آشکارا نقض عهد میشود و سخنی و فریادی از حلقومی برنمی آید. میدانیم که نقض عهد یک نوع دروغی است که گفته میشود و دروغ عامل عمده یی است که اعتماد اجتماعی را سلب میکند.
یک روز در جلسه یی از من سوال شد که مشکلترین مساله دولت و ملت ایران چیست و چرا در این کشور قانون، اخلاق، دموکراسی و آزادی نهادینه نمیشود؟ در پاسخ گفتم به نظر من مشکل جامعه ما عدم اعتمادی است که میان مردم و حکومت وجود دارد و این سلب اعتماد ریشه در نقض عهد حاکمان دارد. به وعدههایی که در ایام انتخابات داده میشود عمل نمیشود. شعارهای ارزشمندی که از قبیل عدالت، آزادی، برابری و... داده میشود در اداره جامعه غیر از این است. اگر در مساله نقض عهد بازخواستی وجود داشت و بزرگی گناه دروغ و پیمان شکنی روشن بود، شاید به وعدههای داده شده عمل میشد و هر کس آنچه را که از انجامش برنمی آمد با مردم نمیگفت.
جالب اینکه قرآن کریم رستگاری جامعه مومنان را در گرو انجام تعهدات میداند. در اول سوره مومنون میخوانیم؛ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ... وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ، مؤمنان رستگارند... همچنین آنان که امانات را به صاحبانش برمی گردانند و تعهدات خود را انجام میدهند و قول و قرار را رعایت میکنند. حضرت علی(ع) از شاخصهای حکومت بنی امیه را نقض عهدی میدانست که از سوی حاکمان اموی انجام میشد. قرآن کریم انجام تعهدات را تا آن درجه اهمیت میدهد، که اگر با مشرکین پیمانی بسته شد باید به آن پیمان پایبند بود. در[۳] میخوانیم؛ الا الذین عاهدتم من المشرکین ثم لم ینقضوکم شیئاً و لم یطاهروا علیکم احداً فاتموا الیهم عهدهم الی مدتهم... مگرکسانی از مشرکان که با آنها عهد بستند و چیزی از آن را در حق شما فروگذار نکردند و احدی را بر ضد شما تقویت نکردند. پیمان آنها را تا پایان مدتشان محترم بدارید. پس از چند آیه خداوند میفرماید؛
وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ... و اگر پیمانهای خود را پس از عهد شکستند و آیین شما را مورد طعن قرار دادند با پیشوایان کفر پیکار کنید زیرا آنها پیمانی ندارند.
در منابع دینی ما از قول امام صادق(ع) آمده است؛ اگر لشکری از مسلمانان گروهی از مشرکان را محاصره کند، سپس فردی از مشرکان بگوید؛ مرا امان دهید تا صاحبتان را ملاقات و با او گفت و گو کنم و پایینترین فرد از لشکر مسلمانان او را امان دهد بر بالاترین فرد لشکر واجب است آن به آن امان پایبند باشد. این روایت دلالت بر این دارد اگر پیمانی از سوی یک انسان مشرک با بالاترین یا پایینترین فرد بسته شد بر دولت اسلامی لازم است بر آن عهد پایبند باشد. در آیات زیادی از قرآن مجید خداوند از رابطه خود با انسانها به عنوان عهد و پیمان یاد کرده است و انسانهای گناهکار را با تعبیر «ینقضون عهدالله» یعنی پیمان شکنان یاد کرده است. ممکن است دو انسان عادی با هم پیمان ببندند بعداً آن را نقض کنند. این چندان آسیبی به جامعه نمیرساند هر چند خود گناه بزرگی است، ولی چیزی که بزرگترین آسیب را به جامعه وارد میکند، نقض عهدی است که میان دولت و مردم به وجود میآید. اشتباه ما این است که دولت دینی و ارزشی را دولتی میدانیم که به ظواهر شریعت پایبند باشد اما باید گفت بزرگترین شاخصه دولت ضد دینی آن است که به عهد میان خود و ملت پایبند نباشد. اگر بخواهیم جامعه خود را آسیب شناسی کنیم باید دید وعدههایی که از سوی دولتمردان به مردم داده شده است، تا چه میزان رعایت و تا چه میزان نقض شده است.
پا نویس







