فرهنگ مصادیق:حفظ امنیت اخلاقی
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | امنیت اخلاق نیاز جامعه مدرن |
| ۲ | امنیت و انحرافات اجتماعی |
| ۳ | بررسی امنیت روانی در نگاه مقام معظم رهبری |
| ۴ | جایگاه امنیت از نگاه قرآن |
| ۵ | حفظ امنیت ظاهری و اخلاقی |
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
آسیب شناسی اخلاقی جامعه
اخلاق در دو شکل شخصی و اجتماعی آن، نه تنها مطلوب همه ادیان و ماموریت اصلی همه پیامبران الهی است، بلکه مطلوب ذاتی هر انسان سالمی است. با این همه به علل و عوامل درونی و بیرونی، فضلیتهای اخلاقی و هنجارهای پسندیده رفتاری که عقل و عقلا و شریعت بر آن تاکید میورزند، دچار اختلال و بحران میشود. این گونه است که جامعهای دچار بحران اخلاقی شده و در ادامه هویت اصلی انسانی بودن خویش را از دست میدهد.
نویسنده در این نوشتار کوتاه بر آن است تا بر اساس آموزههای قرآنی، نگاهی به بسترها و زمینههای ایجادی آسیبهای اجتماعی داشته باشد. آن چه به عنوان آسیب شناسی اخلاقی در این جا آمده است، بازخوانی برخی از آیات قرآنی و تحلیل خداوند از آسیبهای موجود در جوامع بشری در حوزه اخلاقی فردی و اجتماعی است. با هم این مطلب را از نظر میگذرانیم.
انسان قابل تربیت و دگرگونی
کسی در اهمیت و ارزش اخلاق فردی و اجتماعی شک و تردیدی ندارد. حتی کسانی که به علل و عوامل درونی و بیرونی، رفتارهای نابهنجار را در پیش میگیرند و رذیلت اخلاقی را در خود مییابند، در برابر متخلقین به اخلاق و فضلیتهای اخلاقی سر تعظیم و تکریم فرود میآورند.
هر چند که اموری چون وراثت[۱] محیط زیست و جامعه[۲] بر ساختار شخصیتی و اخلاقی انسانها نقش مهم و تاثیرگذاری دارد، به گونهای که تعجب و استنکار قوم مریم از تولد عیسی (ع) بی شوهر، با استناد به نیکی والدین مریم (س) خود بیانگر آن است که مردم از والدین نیک، انتظار فرزندی پاک دامن و نیک داشتهاند؛ با این همه، نمیتوان گفت که فضایل اخلاقی قابل آموزش و پرورش نیست؛ زیرا اراده واختیار انسان در رفتار اخلاقی[۳]و برخورداری از عقلی که توان لازم برای تشخیص حسن و قبح افعال اخلاقی را دارد[۴]خود از دلایل روشن این معناست که انسان توانایی لازم برای دگرگونی اخلاقی و تصحیح رفتاری را به آموزش و تربیت و پرورش دارد.
و هر چند که نفس انسانی به طوری ساخته شده است که گرایش به خوبیها و بدیها را به یک اندازه دارد[۵]و نفس انسانی در شرایطی فرمان به بدیهای و زشتی میدهد و هواهای نفسانی بر انسان چیره میشود[۶] ولی در برابر، انسان دارای نفسی پاک است و به طور فطری نسبت به نیکهای گرایش دارد؛ زیرا آن را کمال مییابد[۷]؛ و حتی اگر این گونه نباشد، نفس انسانی از این قابلیت برخوردار میباشد که نیکی و زشتی اعمال خویش را بشناسد و نسبت به آن داوری کند[۸] و بلکه از این استعداد برخوردار میباشد که به نفسی ملامت گر و وجدانی بیدار به داوری نسبت به اعمال خود پرداخته و رفتارهای زشت خویش را ملامت و سرزنش کند.[۹]
به سخن دیگر، انسان به طور طبیعی، در شرایطی آرمانی آفریده شده است و از این استعداد و توان برخوردار میباشد که دست کم نسبت به رفتارهای نیک وبد خویش آگاهی یافته و به داوری نسبت به خود بپردازد. این که نفس انسان خود در مقام داوری میتواند قرار گیرد به تنهایی اثبات میکند که توانایی تغییر را دارا میباشد وگرنه سرزنش و ملامت مفهوم و معنایی نمییافت.
هر جامعهای نیازمند، انسانهای سالم است تا به سلامت اجتماعی دست یابد. جامعه سالم است که میتواند همه آرزوهای فردی و جمعی بشر را در دنیا و آخرت برآورده سازد. از این روست که حتی شخص سالم از هر لحاظ نیازمند جامعهای سالم است تا وضعیت کمالی خویش را در حد مطلوب ارتقا دهد.
با این همه به عللی اجتماع دچار بحرانهای اخلاقی میشود و اجازه نمیدهد تا شرایط مطلوب و مناسبی فراهم آید. هدف این نوشتار بازخوانی زمینههای آسیب شناسی اخلاقی جامعه براساس تحلیل و ارزیابی قرآن است. هر چند که در این نوشتار کوتاه امکان آن نیست تا همه آنها یکایک مورد بررسی و تبیین و تحلیل قرار گیرد ولی تلاش بر آن است تا دست کم بخش مهم واساسی آن دانسته و تبیین شود.
زمینههای آسیبهای اخلاقی
آسیبهای اخلاقی در دو دسته آسیبهای شخصی و اجتماعی قابل بررسی و تحلیل میباشد. با این همه در این نوشتار به طور جداگانه مورد بررسی قرار نمیگیرد و تلاش آن است که تنها خوانندگان با شماری از آسیبهای اخلاقی بر اساس تحلیل قرآن آشنا شوند؛ بنابراین به طور فهرستی از این آسیبها بسنده میشود و تمام بحث به مقاله و نوشتاری دیگر واگذار میشود.
ابتلاء و آزمونهای الهی
یکی از علل و عوامل گرفتار شدن شخص به رفتارهای بیرون از دایره اخلاق و فضلیتهای آن، مساله آزمونها و ابتلائات الهی است. اصولا انسان در مدت حضور در دنیا و زمین، به علل مختلفی میبایست به اشکال گوناگون آزموده شود تا استعدادها و توانمندیهای سرشته خویش را نشان دهد و نیز دانسته شود که تا چه اندازه در مسیر حق و کمال پایدار و استوار میباشد. با این همه بسیاری از مردم بر اثر ابتلا به حوادث ناگوار و رخدادهای تلخ و سخت، دچار خودباختگی و نومیدی میشوند و در ادامه به جای آن که در مسیر اخلاقی و فضلیتهای آن گام بردارند و پایدارتر و استوارتر از پیش حرکت کنند، رفتارهای ضد اخلاقی در زندگی شخصی و جمعی در پیش میگیرند. این گونه است که هم در زندگی شخصی خود با خود درگیرشده و دچار نومیدی و یاس شدید میشوند.[۱۰]
بازتاب آن در برابر خداوند نیز بسیار زشت و به دور انصاف است. شخص به کوچکترین مصیبت و گرفتاری نسبت به خدا و نعمتهای بی شمارش راه ناسپاسی را در پیش میگیرد؛ زیرا براین باور است که خداوند بر خلاف کرامت وی عمل کرده و نسبت به وی راه اهانت را در پیش گرفته است.
خداوند در آیه ۴۸ سوره شورا به تحلیل این رفتار ضد اخلاقی انسان نسبت به خدا پرداخته و تبیین میکند که انسانها بی توجه به علل و عوامل پدیداری رخداد تلخ داوری و ارزیابی و عمل میکنند؛ زیرا اگر به خوبی به بررسی علل و عوامل پدیداری رخداد تلخ بپردازند در مییابند که این رخداد تلخ و بلای سخت، بازتابی از عمل پیشین خود شخص است. اگر شخصی مست کند و در هنگام مستی رانندگی کند و تصادف کرده و قطع نخاع شود میبایست خود را سرزنش کند که زمینه چنین رخداد تلخی را فراهم آورد و تا آخر عمر میبایست روی ویلچر بنشیند؛ بنابراین رویگردانی و ناسپاسی چنین شخصی از خداوند امری بی معناست.
آیات ۱۵ و ۱۶ سوره فجر جنبه دیگری از رخدادهای تلخ و مصیبتها را تبیین میکند. دراین آیه توضیح داده میشود که گاه دیگر، مصیبت و گرفتاری از باب اهانت نیست بلکه برای آن است که شخص در تنگناها و سختیها بتواند توانمندیهای خویش را آشکار سازد. بسیاری از مردم در زمان سختی است که به تفکرو اندیشه فرو میروند و راههای برونرفت از مشکلات را مییابند. از این روست که گفته شده که احتیاج ونیاز مادر اختراع و ابتکار است. شرایط سختی که برای برخی از افراد و جوامع پدید میآید هر چند که به ظاهر بیرون از کرامت شخص و جامعه قلمداد میشود ولی اگر خوب نگریسته شود این سخت گیریها و به تعبیر قرآن، در تنگنای روزی قرار دادنها، برای آن است که شخص در مقام ابتلا و آزمون خود را بیابد و خمیرمایه خود را اصلاح و کامل کند.
بنابراین هرگونه نومیدی، افسردگی، ناسپاسی و کفران نعمتی که امور ضد اخلاقی و هنجاری است و شخصیت آدمی را شخصیتی متزلزل و روان پریش میکند، ریشه در تحلیل نادرست وقایع و داوری بیرون از آگاهی و حقانیت دارد. انسانها میبایست این روش تحلیل نادرست را به کناری نهند و بر اساس حقایق و علل و عوامل درست به سنجش و داوری بپردازند و عمل کنند. این تنها رهایی است که شخص از افسردگی و رفتار ضد اخلاقی ناسپاسی و کفر و کفران رهایی مییابد و در مسیر درست سازندگی خود و جامعه قرار میگیرد.
احساس بی نیازی
ریشه بسیاری از رفتارهای ضد اخلاقی به ویژه در حوزه عمل اجتماعی را میبایست در احساس بی نیازی انسان جست. بارها دیده شده و یا دیدهاید که شخصی که احساس نیاز به درگیری نکند رفتارهایش از حالت طبیعی خارج میشود و اهانت کردن و اعمال رفتارهای ضد اخلاقی نسبت به وی تشدید میگردد.
در برخی از روایات آمده است که اگر انسان همه آن چه را خداوند در طول عمرش از ثروت و قدرت یکجا به وی میداد چنین شخصی خدا را نیز بنده نبود؛ زیرا احساس بی نیازی موجب میشود که شخص در حالتی از غرور قرار گیرد که در صورت عمل اشتباه و خطا و یا گناه حاضر به پذیرش نصیحت و پند دیگری نباشد.
کسانی که احساس غنا و بی نیازی میکنند، به سبب غرور نابه جا، رفتارهای ضد اخلاقی و هنجاری را در پیش میگیرند. کسی که خود را بی نیاز از هر قدرتی مییابد و از نظر اقتدار در رتبه بالا قرار دارد، به سادگی ظلم و ستم میکند و تعدی و تجاوز به حقوق دیگران برایش آسان و سهل میشود.
خداوند در آیات ۶ و ۷ سوره عقل میفرماید: کلا ان الانسان لیطغی ان راه استغنی؛ انسان هنگامی که خود را مستغنی دید راه طغیان را در پیش میگیرد.
طغیانی که انسانها در هنگام احساس بی نیازی و استغنا در پیش میگیرند میتواند نسبت به خدا و خلق باشد. از این روست که رفتارهای ضد اخلاقی ایشان را میبایست در همین استغنا دید.
خداوند در آیات دیگر تبیین میکند که چگونه بزرگترین و اکابر مجرمان هر جامعهای مترفان آن جامعه هستند که از نظر درآمد و ثروت در آن اندازه قرار دارند که خود را بی نیاز از دیگری مییابند. چنان که ملا و اشرافی که به قدرت تکیه زدهاند نیز این گونه عمل میکنند و رفتارهای ضد اخلاقی و هنجاری را در جامعه پیش میگیرند.
بنابراین میتوان گفت که یکی از مهمترین زمینهها و بسترهای رفتار ضد اخلاقی افراد جامعه را میبایست در استغنا و بی نیازی آنان و یا احساس بی نیازی جست؛ زیرا در حقیقت انسان به توهمی احساس بی نیازی میکند و گرنه چنان که قرآن بیان میکند انسان دارای فقر ذاتی است و هرگز در ذات خویش غنی نیست؛ بنابراین آن چه عامل طغیان آدمی میشود احساس بی نیازی و استغناست.
پندارهای غلط
در حقیقت میتوان گفت که ریشه مطلب را میبایست در پندارهای غلط این افراد از مفهوم و معنای غنا و فقر و انسان و خدا جست و جو کرد؛ زیرا برداشت نادرست ایشان از حقایق هستی از جمله خود و خداست که آنان را به سوی رذایل اخلاقی و نابهنجاریهای اجتماعی سوق میدهد.
خداوند در آیه ۱ و ۲ سوره همزه با اشاره به علل و عواملی که زمینه ساز ثروت اندوزی اشخاص و افراد میشود تبیین میکند که وجود پندار غلط درباره جاودانگی به وسیله مال موجب شده است تا اشخاص به رذیلت ثروت اندوزی و کنز آن اقدام کنند و از گردش آزاد سرمایه در جامعه جلوگیری کنند. این گونه است که با کنز و تلنبار کردن ثروت و سرمایههای خداداد، میکوشند تا خود را در حریمی از امنیت قرار دهند و مرگ را از خود برهانند و دور سازند.
چنین تفکر و رفتاری ناپسند و زشت در مسایل دیگری نیز وجود دارد که ریشه در پندارهای باطل و غلط دارد.
بیمار دلی
از دیگر ریشهها و بسترهایی که قرآن برای رفتارهای ضد اخلاقی بیان میکند، بیمار دلی افراد است. برخی از افراد مانند منافقان به سبب بیمار دلی و دورویی گرایش به پلیدیها و زشتیها داشته و اعمال انحرافی و ضد اخلاقی را انجام داده و در جامعه گسترش میدهند.[۱۱]
خداوند در آیه ۱۰ و ۱۵ سوره بقره، بیمار دلی منافقان را عامل سرکشی و طغیان ایشان میداند و تبیین میکند که چگونه بیماردلی ایشان اجازه نمیدهد تا در مسیر کمالی و اخلاقی در جامعه گام بردارند و محیط آرام جامعه را برتابند.
آیه ۳۲ سوره احزاب به یکی از مهمترین علل و عوامل فساد اجتماعی و فروپاشی خانوادهها اشاره میکند و تبیین میکند که چگونه بیماردلی برخی و رفتار و کردار نادرست گروهی دیگر میتواند خانوادهها را از هم بپاشاند.
خداوند در این آیه میفرماید که بیماری دلی و ضعف ایمان برخی از مردان موجب میشود تا با شنیدن صدای زنان تمایلات جنسی مردان تحریک و برانگیخته شود و موجبات آزار و اذیت زنان فراهم آید.
برهنگی
در همین رابطه میتوان از بی مبالاتی در حفظ عورت از سوی زنان و مردان اشاره کرد که موجبات آسیب در طهارت نفس انسان میشود و مردان و زنان را در دام بی عفتی و زنا و بسیاری از رفتارهای نابهنجار و ضد اخلاقی میافکند.
خداوند در آیه ۳۰ سوره نور با توجه به این کارکرد حفظ عورت است که از مردان و زنان میخواهد که پوشیدگی آن را مراعات نمایند و اجازه ندهند که عورت هایشان دیده شود.
از آن جایی که جز صورت و کفین درزن عورت دانسته شده است بهتر است که همه بخشهای بدن پوشیده ماند تا شخص هم خود در طهارت و پاکی روحی و روانی و جسمی باقی بماند و هم طهارت و امنیت اجتماعی جامعه حفظ شود؛ زیرا برهنگی موجب میشود تا طهارت و امنیت اجتماعی تهدید شود و جامعه به سوی تباهی و فروپاشی سوق داده شود.
اختلاط زن و مرد
بی گمان برای ارتقای امنیت اجتماعی جامعه و حفظ آن از فساد و تباهی و نابهنجاری هاست که خداوند در آیه ۵۳ سوره احزاب خواهان جلوگیری از اختلاط زن و مرد میشود.
خداوند در آیه یاد شده توضیح میدهد که اختلاط زن و مرد نامحرم زمینه ساز بی عفتی و فساد اخلاقی جامعه است و برای جلوگیری از چنین پیامد زشت و غیر قابل جبرانی است که میبایست، در حد امکان از اختلاط زن و مرد نامحرم جلوگیری به عمل آید و دولتمردان و نهادهای مسئول اجتماعی شرایطی را فراهم آورند تا از اختلاط مرد و زن نامحرم جلوگیری شود.
بی حجابی
از دیگر علل و عواملی که قرآن به عنوان زمینههای آسیب اخلاقی جامعه میشمارد، حضور زنان بی حجاب در مجامع عمومی است که موجب تحریک نامحرمان و در نتیجه آزار دیدن زنان و تجاوز به ایشان و درهم شکستن هنجارهای اخلاقی جامعه میشود.
خداوند درآیه ۵۹ سوره احزاب برای جلوگیری از چنین بحران اخلاقی و حفظ حریم امنیت اخلاق فردی و اجتماعی جامعه خواهان حضور زنان با حجاب در مجامع عمومی میشود و از هر گونه بی حجابی پرهیز میدهد.
یکی از علل مهم واساسی که قرآن برای اثبات لزوم و وجوب حجاب برای حضور زنان در مجامع عمومی و نامحرمان بر میشمارد، حفظ زنان است تا از سوی بیماردلان و مردان مورد تعرض و ازار و اذیت قرار نگیرند.
بی گمان کمترین اثری که برای حضور بی حجاب زنان در جامعه میتوان یافت اذیت و آزار کلامی است. این همان چیزی است که از آن به اذیت و آزار یاد میکند.
تجاوز به حریم دیگران
در همین رابطه میتوان به مراعات نکردن حریم اماکن مسکونی دیگران اشاره کرد که باعث آسیب رسیدن به پاکی انسان و جامعه میشود. بسیاری از مردم در زندگی خویش حریمهای خصوصی را مراعات نمیکنند. حریم خصوصی افراد از سوی همگان از دولتها و اشخاص و نهادها تهدید میشود. این گونه است که با شکسته شدن حریم خصوصی، از جهات مختلف انسانهای آسیب میبینند.
از این روست که خداوند در آیات ۲۷ و ۲۸ سوره نور خواهان مراعات حریم خصوصی میشود و میفرماید که برای ورود به خانه و حریم خصوصی افراد و اشخاص از قبل اجازه گرفته شود. حتی اگر به شخص گفته شود که وارد حریم خصوصی نشود نمیبایست وارد آن شود.
هر چند که خداوند در آیات از حریم خصوصی خانهها سخن گفته است ولی میتوان با توجه به کارکردها و عللی که موجب این حکم شده، قایل به تعمیم آن به موارد دیگر شد. از این رو، خواندن نامهها و اسناد و مدارک دیگری به اذن و اجازه قبلی نیز نادرست است.
از کارکردهای حفظ حریم خصوصی، پاکی نفس و دوری از اتهام است که آیه ۲۸ سوره نور بر آن دلالت روشن و واضحی دارد.
پانویس
- ↑ مریم آیات ۲۷ و ۲۸ و اعراف آیه ۵۸ و نوح آیات ۲۶ و ۲۷
- ↑ نوح آیه ۲۶ و ۲۷
- ↑ قیامت آیه ۵
- ↑ بقره آیه ۴۴ و انعام آیه ۱۵۱ و انفال آیه ۲۷
- ↑ شمس آیات ۷ و ۹
- ↑ یوسف آیه ۵۳
- ↑ قیامت آیه ۱۴
- ↑ همان
- ↑ قیامت آیه ۱۴ و نیز ابراهیم آیه ۲۲
- ↑ هود آیه ۹ و نیز اسراء آیه ۸۳ و ورم آیه ۳۶ و فصلت آیه ۴۹
- ↑ بقره آیه ۱۰ و توبه آیه ۱۲۵







