فرهنگ مصادیق:حفظ دین
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | مسئول بودن مردم در قبال حفظ و ترویج دین – استاد شهید مطهری |
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
حفظ دین از طریق امامت – شهید مطهری
راجع به اینکه امام حافظ و مبقی دین است متکلمین زیاد گفتهاند. غالبا این حفظ به این صورت فرض میشود که مثلا یک ساختمان ابتدا ساخته میشود و بعد باید از گزند باد و باران و سایر چیزها محافظت شود. لهذا به نظر نمیرسد که ساختمانی که وسیله یک مؤسس بی نظیر بنا شد ضرورتی دارد که نگهدارنده اش در همان حد و قریب به همان حد باشد. مثلا در طول زمان لازم نیست افرادی در سطح آفریننده گنبد مسجد شیخ لطف الله و مسجد شاه و عالی قاپو و کتیبه بایسنقری و مسجد گوهرشاد و خطوط میر و بایسنقر و قرآنهای خطی و سایر شاهکارها وجود داشته باشند.
ولی حقیقت اینست که وقوع خلل در دین به این سادگیها نیست بلکه بنابر یک اصل روانشناسی و جامعه شناسی یک نهضت و انقلاب همینکه موفق شد و دشمن از مواجه رودرروی مأیوس گشت، حرکتش در جبهه دشمن متوقف میشود و دشمن بدون آنکه واقعا تحت تأثیر واقعی نهضت قرار گرفته باشد بلکه صرفا برای بهره برداری و بر اساس تشخیص سود خود به نهضت میپیوندد بدون آنکه به روح و معنی و هدف نهضت ایمان داشته باشد بلکه برای استقلال نهضت آنچنان که مخالفان و مشروطیت ایران به مشروطیت پیوستند و محکمتر سنگ مشروطه را به سینه زدند، عین الدوله و صدر الاشراف نخست وزیر مشروطه شدند، اینها شکل و پوسته و ظاهر و قیافه نهضت را حفظ میکنند بلکه آرایش بیشتری میدهند اما روح و هسته و باطن و حقیقت آنرا از میان میبرند و آنرا از درون پوک و خالی میکنند و به تعبیر امیرالمؤمنین (ع): «يُكْفَأُ فِيهِ الْإِسْلَامُ كَمَا يُكْفَأُ الْإِنَاء؛ اسلام واژگونه شود چنان که ظرف واژگونه شود و از محتوا تهی گردد» [۱].
به این ترتیب نهضت را از مسیر خودش منحرف میکنند، قلب ماهیت میکنند با حفظ صورت. اکثریت قریب به اتفاق مردم که ظاهربین و صورت پسندند، راضی و خشنود و شاکر و دعاگو میمانند زیرا شعارها در حد اعلی محفوظ است هر چند اصول از بین رفته است. اینجاست که نیاز به نوعی رشد و روشن بینی به معنی درون بینی لازم است. جمله: «و ان لنا فِي كُلِّ خَلَفٍ عُدُولًا يَنْفُونَ عَنْهُ تَحْرِيفَ الْغَالِينَ وَ انْتِحَالَ الْمُبْطِلِين؛ برای ما در تمام دورانها دشمنی وجود دارد که از ما تحریف غلو کنندهها و تفسیر باطل کنندهها را نفی میکند» ممکن است ناظر به خود ائمه اطهار باشد و ممکن است که ناظر به علما و عدولی باشد که همین مراقبت را دربارهٔ عقائد مردم نسبت به خود ائمه مینمایند.
به هر حال مبارزه با بدعتها منحصر به این نیست که مثلا کسی سنت و قانونی علنا به دین بندد و به معنی مشهور «ادخال ما لیس من الدین فی الدین؛ داخل شدن آنچه مربوط به دین نیست در دین نماید». گاهی تدریجا طرز تفکر مردم نسبت به دین آنچنان عوض میشود که تفکر اصلی مورد استیحاش مردم قرار میگیرد. به هر حال منظور اصلی اینست که همانطور که قرآن در سوره مائده آیه ۳ فرمود: «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون؛ امروز کسانی که از دین شما کافر شدهاند مأیوس گشتهاند، پس از آنها نترسید و از من بترسید» از خارج دنیای اسلام بر اسلام نباید ترسید، از داخل باید ترسید.
ترس از داخل هم منحصر به این نیست که مردم به علل خاص شهوانی و غیره فسق و فجور کنند بلکه از نفاق داخلی، از نیروهایی که از مواجهه علنی با اسلام میترسند و ماسک اسلام به چهره میزنند و هدفهای پلید خود را زیر سرپوش شعارهای اسلامی آنهم شعارهای غلیظ و شدید با تهی کردن اسلام از درون و محتوا و ابقاء اندام و پوستها و با تغییر دادن مسیر و هدف و بالاخره با نوعی تحریف معنوی عملی میسازند، از اینها باید ترسید و از فریب خوردن ساده دلان مسلمان از این گروه منافق سنگ اسلام بر سینه زن.
منـبـع
مرتضی مطهری- امامت و رهبری- صفحه 27-25
پا نویس
- ↑ (نهج البلاغه، خطبه 103).







