فرهنگ مصادیق:ایمان به ملائکه: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(۶ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱۰: سطر ۱۰:
 
| ۲ || [[فرشتگان و تحقیقی قرآنی]]
 
| ۲ || [[فرشتگان و تحقیقی قرآنی]]
 
|-
 
|-
| 3 || [[ملائکه از دیدگاه قرآن و حدیث]]
+
| ۳ || [[ملائکه از دیدگاه قرآن و حدیث]]
 
+
 
|}
 
|}
 
<p class="relatebook">مقالات مرتبط</p>
 
<p class="relatebook">مقالات مرتبط</p>
سطر ۲۱: سطر ۲۰:
 
|-
 
|-
 
| ۲ || [[وجوب ایمان به ملائکه از نظر قرآن]]
 
| ۲ || [[وجوب ایمان به ملائکه از نظر قرآن]]
 +
|-
 +
| ۳ || [[ایمان به ملائکه - اسلام کویست]]
 +
|-
 +
| ۴ || [[عوالم چهارگانه]]
 +
|-
 +
| ۵ || [[اسرافیل]]
 +
|-
 +
| ۶ || [[روح‌القدس]]
 +
|-
 +
| ۷ || [[عزرائیل]]
 +
|-
 +
| ۸ || [[فطرس ملک]]
 +
|-
 +
| ۹ || [[مالک (فرشته)]]
 +
|-
 +
| ۱۰ || [[میکائیل]]
 +
|-
 +
| ۱۱ || [[هاروت و ماروت]]
 +
|-
 +
| ۱۲ || [[فرشته]]
 +
|-
 +
| ۱۳ || [[چه تعداد ملائکه وجود دارد؟]]
 +
|-
 +
| ۱۴ || [[با وظایف ملائکه آشنا شویم !]]
 +
|-
 +
| ۱۵ || [[فلسفه وجودی ملائکه و فرشتگان چیست و چه نیازی به وساطت آنهاست؟]]
 +
|-
 +
| ۱۶ || [[فرق ملائکه جبروتی با ملائکه ملکوتی چیست؟]]
 +
|-
 +
| ۱۷ || [[سوالی در رابطه با فرشتگان]]
 +
|-
 +
| ۱۸ || [[فرق بین فرشته و ملائکه با جن و شیطان]]
 +
|-
 +
| ۱۹ || [[ملائكه اللّه از ديدگاه ملّاصدرا]]
 +
|-
 +
| ۲۰ || [[آیا شیطان از جنس ملائکه بود؟ ]]
 +
|-
 +
| ۲۱ || [[نزول ملائکه و روح در شب قدر به چه معناست؟]]
 +
|-
 +
| ۲۲ || [[فرق ملائكه با جن ]]
 +
|-
 +
| ۲۳|| [[ارتباط انسان با ملائکه]]
 +
|-
 +
| ۲۴|| [[ملائکه - ویکی فقه]]
 
|}
 
|}
 
<p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p>
 
<p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p>
سطر ۵۸: سطر ۱۰۱:
  
 
</div>
 
</div>
 +
نویسنده:محمد نصّاری<br/>
 +
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-95/10/29<br/>
 +
کلیدواژه : ملائکه، فرشتگان، موجودات غیبی، جبرئیل، ملک الموت<br/>
  
کلیدواژه: ایمان، فرشتگان، ملائکه، پیامبران، غیب، انبیا، برتری.<br />
+
== چکیده ==
 +
قرآن کریم از موجوداتی به نام ملائکه (فرشتگان) نام برده که ویژگی‌هایی  متفاوت با سایر مخلوقات الهی دارند؛ ماهیت این موجودات و ویژگی‌های آنها کانون بررسی بسیاری از مفسران و متکلمان شیعه و اهل سنت بوده است؛ این تحقیق درصدد بررسی [[ایمان به ملائکه]] است. برای این منظور، پس از بیان معنا و تعریف واژه ملائکه، و مطالعه اجمالی ماهیت ملائکه، نخست به بررسی [[ایمان به ملائکه]] در آیات و روایات می‌پردازیم و سپس ضمن بیان برخی گروه‌هایی که به وجود ملائکه [[ایمان]] ندارند و [[ایمان به ملائکه]] از دیدگان علماء و بزرگان، دلایل لزوم [[ایمان به ملائکه]] را بررسی کرده و راهکار تقویت این معروف را ارائه می‌دهیم.<br/>
  
== ایمان به ملائکه – ویکی فقه ==
+
== مقدمه ==
 +
خداوند شرط بهره‌برداری از هدایت قرآن را [[تقوا]] و یکی از مهمترین صفات مؤمنان را [[ایمان]] به عالم غیب برشمرده است،  <ref>بقره، 2  </ref> [[ایمان]] و اعتقاد به غیب وقتی در تحصیل صفت [[تقوا]] و بهره‌مندی از هدایت قرآن مؤثر است که فهم صحیح و دقیقی بر اساس آیات قرآن برای انسان از عالم غیب حاصل شود؛ یکی از مهمترین موجودات غیبی که قرآن از آن نام برده است، فرشتگان هستند که به گواهی آیات قرآن در بسیاری از عرصه‌های زندگی انسان از جمله تولد انسانها، ثبت اعمال آنها، ستاندن جان انسانها و انتقال آنها به نشئه دیگر اثر دارند، بی‌شک [[ایمان]] به فرشتگان، جایگاه آنها در نظام هستی و عملکرد و مأموریت آنها می‌تواند موجب در فرآیند تحصیل [[تقوا]] نقشی مهم ایفا نماید.<br/>
  
==مقدمه==
+
== ملائکه در لغت و اصطلاح ==
پرسش: چرا در قرآن کریم ایمان به فرشتگان بر ایمان به رسول مقدم است؟ آیا فرشتگان بر پیامبران برتری دارند؟<br />
+
واژه ملائکه در کتب لغت مورد بررسی قرار گرفته است و اهمیت این واژه به لحاظ تکرار آن در قرآن کریم است بنابراین فهم صحیح از این واژه، در فهم صحیح قرآن کریم مؤثر می‌باشد.<br/>
پاسخ: ایمان به فرشتگان الهی از مصادیق ایمان به غیب و اظهار عبودیت و بندگی است. ایمان به فرشتگان؛ یعنی تصدیق به وجود، اعمال و کردار آنها که در دنیا و آخرت انجام می‌دهند. دربارهٔ فضیلت و برتری انبیا بر ملائکه یا ملائکه بر پیامبران، میان متکلمان مسلمان اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی از اشاعره و همه متکلمان شیعی ـ با توجه به دلایل نقلی و عقلی ـ می‌گویند پیامبران بر فرشتگان فضیلت و برتری دارند. این‌که در برخی آیات، نام فرشتگان قبل از پیامبران ذکر شده است، مقتضی برتری فرشتگان نیست؛ زیرا همان‌طور که گفته شد، پیامبران بر فرشتگان برتری دارند؛ اما این برتری موجب چندان فاصله‌ای نمی‌شود که نتوان در استعمالات، غیر افضل را بر افضل، مقدم داشت.<br />
+
ابن منظور در توضیح این واژه می‌نویسد:<br/>
 +
ملک، مفرد کلمه ملائکه است و بنابر قول کسایی، اصل آن مألک بوده که به معنای رسالت و پیام رسانی می‌باشد. <ref>«المَلَکُ واحد الملائکه إِنما هو تخفیف المَلأَک، و اجتمعوا علی حذف همزه، و هو مَفْعَلٌ من الأَلُوکِ، و قد ذکرناه فی المعتل. و المَلَکُ من الملائکه: واحد و جمع؛ قال الکسائی: أَصله مَأْلَکٌ بتقدیم الهمزه من الأَلُوکِ، و هی الرساله، ثم قلبت و قدمت اللام فقیل مَلأَکٌ.»  ابن منظور، لسان العرب، ج‏10، ص496</ref><br/>
 +
صاحب کتاب العین نیز ملک را به معنای رسالت می‌داند و می‌نویسد:<br/>
 +
ملک تخفیف ملأک است که به معنای رسالت و پیام رسانی می‌باشد. <ref>«المَلَکُ‏ [واحد] المَلَائِکَهِ، إنما هو تخفیف المَلْأَکِ‏، و الأصل مألک، فقدموا اللام و أخروا الهمزه، فقالوا: مَلْأَک، و هو مفعل من الألوک و هو الرساله، و اجتمعوا علی حذف همزته»‏ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج‏5،  ص380</ref><br/>
  
== ذکر فرشتگان پیش از پیامبران ==
+
== اما کلمه ملائکه در اصطلاح ==
در تعدادی از آیات قرآن کریم، فرشتگان قبل از پیامبران ذکر شده‌اند؛ مانند آیات زیر:<ref>بقره (۲)، آیه ۹۸.</ref>
+
آنچه از آیات و کلمات معصومین (علیهم السلام) بر می‌آید این است که ملائکه موجوداتی نامرئی و فراطبیعی هستند، که مأمور اجرای اوامر خدا در دنیا و آخرت می‌باشند. آنها دسته‌ها و وظایف مختلفی دارند مانند: نوشتن نامه اعمال، آوردن وحی بر اولیاء، حفاظت از انسانها و یاری مؤمنان، رساندن روزی مادی و معنوی، گرفتن جانها، دعا و [[استغفار]] کردن برای مؤمنان، هدایت قلبها، مأموران عذاب. گروهی از فرشتگان نیز فارغ از امور دنیا به [[عبادت خدا]] و رکوع و سجود مشغولند. هر یک از ملائکه وظیفه و مقامی معلوم دارند و در انجام وظیفه خود کوتاهی نکرده و از هر [[گناه]] و نافرمانی پاک و مبرّا هستند.<br/>
=== آیه ۹۸ سوره بقره ===
+
ملاصدرا نیز در کتاب المبدأ و المعاد فی الحکمه المتعالیه، فرشتگان را اینگونه تعریف کرده است:<br/>
«مَنْ کانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ»؛ کسی که دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئیل و میکائیل باشد (کافر است و)، خداوند دشمن کافران است.<br />
+
«مَلَک» در شریعت عبارت است از مخلوقی که شأنش افاضه خیر و افاده علم و کشف حق و وعد به معروف است که خداوند متعال او را به همین منظور آفریده است.  <ref>ملّاصدرا، المبدأ و المعاد فی الحکمه المتعالیه ، ج 1، ص 329</ref><br/>
=== آیه ۲۸۵ سوره بقره ===
+
و رجالی تهرانی در کتاب فرشتگان خود می‌نویسد:<br/>
«آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَکَ رَبَّنا وَ إِلَیْکَ الْمَصیر»؛<ref>بقره (۲)، آیه ۲۸۵. </ref> پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، کاملاً مؤمن می‌باشد.) و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتاب‌ها و فرستادگانش، ایمان آورده‌اند (و می‌گویند:) ما در میان هیچ‌یک از پیامبران او، فرق نمی‌گذاریم (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند:«ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم) و بازگشت (ما) به‌سوی توست.<br />
+
فـرشـتـه مـوجـودی نـامحسوس است که مظهر خوبیها و نیکی‌ها و برکات است. <ref>رجالی تهرانی، فرشتگان، مقدمه</ref>  <br/>
برای این‌که تفسیر آیات ذکر شده روشن شوند، لازم است که دربارهٔ دو موضوع کلامی توضیح داده شود: ایمان به فرشتگان و افضلیت و برتری پیامبران بر فرشتگان.<br />
+
  
== ایمان به فرشتگان ==
+
== وجود ملائکه ==
ایمان به فرشتگان الهی از مصادیق ایمان به غیب و اظهار عبودیت و بندگی است. ایمان به فرشتگان؛ یعنی تصدیق به وجود آنان و به اعمال و کردار آنهاست که در دنیا و آخرت انجام می‌دهند. و این‌که فرشتگان خلقی از مخلوقات خدایند، خداوند آنان را برای عبادت خود و انجام دستورهایش در جهان هستی آفریده است. آنان را برای اجرای دستورات خود می‌فرستد، و آنان مخلوقاتی از عالم غیب هستند<ref>مکارم شیرازی، ناصر، الأمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، ج ۱۴، ص ۱۶، مدرسه امام علی بن ابی‌طالب (ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۲۱ق.</ref> که ما آنها را با چشم مشاهده نمی‌کنیم، اما به آنها ایمان قطعی داریم که هیچ شک و تردیدی در آن راه ندارد؛ زیرا خداوند و رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله از آنها خبر داده‌اند.<br />
+
در رابطه با اصل وجود ملائکه باید گفته شود که در متون دینی اسلامی و همینطور سایر متون ادیان الهی، وجود ملائکه، امری مسلم قلمداد شده است و اگر مطلبی راجع به ملائکه وجود دارد، درباره ماهیت فرشتگان، صفات، ویژگی‌ها، امکان رؤیت آنان و سایر مباحثی مربوط به فرشتگان که در همه آنها، وجود ملائکه به عنوان یک اصل مسلم پذیرفته شده است. خداوند در قرآن کریم، برخی از صنوف و وظایف فرشتگان را مورد اشاره قرار می‌دهد و نام برخی از فرشتگان مقرب را می‌برد. برخی از فرشتگان و وظایف آنان در قرآن کریم:<br/>
=== وجوب ===
+
فرشتگان قبض روح: «وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ یُرْسِلُ عَلَیْکُمْ حَفَظَهً حَتَّی إِذا جاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ هُمْ لا یُفَرِّطُونَ»  <ref>«او بر بندگان خود تسلّط کامل دارد؛ و مراقبانی بر شما می‌گمارد؛ تا زمانی که یکی از شما را مرگ فرا رسد؛ (در این موقع،) فرستادگان ما جان او را می‌گیرند؛ و آنها (در نگاهداری حساب عمر و اعمال بندگان،) کوتاهی نمی‌کنند أنعام، 61  </ref>   <br/>
خداوند در قرآن کریم ایمان به فرشتگان را بر ما واجب کرده و فرموده است: «نیکی، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز،) رویِ خود را به سوی مشرق و (یا) مغرب کنید (و تمام گفت‌وگوی شما، دربارهٔ قبله و تغییر آن باشد و همه وقت خود را مصروف آن سازید) بلکه نیکی (و نیکوکار) کسی است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب (آسمانی)، و پیامبران، ایمان آورد ...<ref>بقره (۲)، آیه ۱۷۷.</ref><br />
+
فرشتگان پبام رسان الهی: «الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِکَهِ رُسُلاً أُولی أَجْنِحَهٍ مَثْنی وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ یَزیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدیرٌ»  <ref>«ستایش مخصوص خداوندی است آفریننده آسمانها و زمین، که فرشتگان را رسولانی قرار داد دارای بالهای دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه، او هر چه بخواهد در آفرینش می‌افزاید، و او بر هر چیزی تواناست‏»  فاطر، 1  </ref> <br/>
=== اهمیت ===
+
فرشتگان کاتب اعمال انسان: «وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لحَفِظِینَ کِرَامًا کَاتِبِینَ یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ»  <ref>«و بی‌شک نگاهبانانی بر شما گمارده شده ... والا مقام و نویسنده (اعمال نیک و بد شماکه می‌دانند شما چه می‌کنید!»  انفطار، 10-12</ref> <br/>
خداوند ایمان به فرشتگان را در ردیف [[ایمان به خدا]] و روز قیامت و کتاب‌های آسمانی و پیامبران قرار داده است.<br />
+
فرشتگان مقرب الهی: «مَنْ کانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ»  <ref>«کسی که دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئیل و میکائیل باشد (کافر است؛ و) خداوند دشمن کافران است.»  بقره، 98  </ref>   <br/>
«... وَ مَنْ یَکْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعیداً»؛ «کسی که خدا و فرشتگان او و کتاب‌ها و پیامبرانش و روز واپسین را انکار کند، در گمراهی دور و درازی افتاده است».<ref>نساء (۴)، آیه ۱۳۶.</ref><br />
+
فرشتگان نازل کننده عذاب: «قالُوا یا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّکَ لَنْ یَصِلُوا إِلَیْکَ فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّیْلِ وَ لا یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَکَ إِنَّهُ مُصیبُها ما أَصابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَیْسَ الصُّبْحُ بِقَریبٍ»  <ref>«(فرشتگان عذاب) گفتند: «ای لوط! ما فرستادگان پروردگار توایم! آنها هرگز دسترسی به تو پیدا نخواهند کرد! در دل شب، خانواده‌ات را (از این شهر) حرکت ده! و هیچ یک از شما پشت سرش را نگاه نکند؛ مگر همسرت، که او هم به همان بلایی که آنها گرفتار می‌شوند، گرفتار خواهد شد! موعد آنها صبح است؛ آیا صبح نزدیک نیست؟!»  هود، 81  </ref><br/>
این موضوع که قرآن، [[ایمان به ملائکه]] را در ردیف [[ایمان به خدا]] و انبیا و کتب آسمانی قرار داده است، دلیل بر اهمیت بنیادی این مسئله است. پس بدون شک وجود فرشتگان از امور غیبیه‌ای است که برای اثبات آن با صفات و ویژگی‌ها راهی جز ادله نقلیه نیست،<ref>صافات (۳۷)، آیه ۱۶۴ ۱۶۶.</ref><ref>شوری (۴۲)، آیه ۵.</ref><ref>نحل (۱۶)، آیه ۲.</ref><ref>احزاب (۳۳آیه ۹.</ref><ref>هود (۱۱)، آیه ۷۷.</ref><ref>انعام (۶)، آیه۶۱.</ref><ref>انفطار (۸۲)، آیه ۱۰ ۱۳.</ref><ref>اعراف (۷)، آیه ۳۷.</ref><ref>نازعات (۷۹)، آیه ۵.</ref><ref>حاقه (۶۹)، آیه ۱۷. </ref><ref>انبیاء (۲۱)، آیه ۲۶.</ref>و به حکم ایمان به غیب آنها را باید پذیرفت.<br />
+
  
== برتری پیامبران بر فرشتگان ==
+
== ماهیت ملائکه ==
دربارهٔ فضیلت و برتری انبیا بر ملائکه یا ملائکه بر پیامبران، میان متکلمان اسلامی اختلاف نظر وجود دارد:<br />
+
در خصوص مجرد و یا مادی بودن ملائکه زیاد بحث شده است عمده اختلاف دیدگاه‌های موجود مابین محدثین، فلاسفه و متکلمین است.<br/>
=== دیدگاه شیعیان و برخی اشاعره ===
+
در این میان سه دیدگاه عمده وجود دارد:<br/>
شیعیان و برخی اشاعره معتقدند که پیامبران بر ملائکه فضیلت و برتری دارند.<ref>فیاض لاهیجی، گوهر مراد، ص ۴۲۷، نشر سایه، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.</ref>
+
۱. دیدگاه نخست که فرشتگان را مادی دانسته و برای قول خود به ادله‌ای همچون تکلم فرشتگان، رویت فرشتگان و... استناد کرده است این دیدگاه منسوب به برخی محدثان و اخباریان است:<br/>
=== دیدگاه معتزله و برخی دیگر از اشاعره ===
+
از جمله مدعیان این دیدگاه مرحوم سیدحسین بروجردی است که در تفسیر الصراط المستقیم بر این دیدگاه استدلال نموده است. ایشان با استناد به روایات صحیحه، ملائکه را جسمانی می‌داند البته جسمی نورانی، و در ادامه می‌نویسد که مانعی نیست که برخی از ملائکه اجسامی لطیفه داشته باشند اما مجرد بودن آنها را به شدت رد می‌کند. ایشان پس از نقل دسته‌ای از روایات، استدلال خود را بیان می‌کند و می‌نویسد:<br/>
معتزله و برخی دیگر از اشاعره، مانند قاضی ابوبکر باقلانی و ابوعبداللّه حلبی معتقدند که ملائکه بر پیامبران فضیلت و برتری دارند.<ref>فیاض لاهیجی، گوهر مراد، ص ۴۲۷، نشر سایه، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.</ref>
+
«و سائر روایات متواتری که در این باب وارد شده‌اند و می‌توان از آنها قطع حاصل کرد که فرشتگان، اجسام نورانی هستند هرچند که قابل رؤیت نمی‌باشند مگر بوسیله اسباب و شرایط خاص. و برای فرشتگان، جا و مکان، و اعضا و جوارح، و قدرت و توانایی وجود دارد همانطور که آنان دارای قوتی از تسبیح و تهلیل می‌باشند و دارای حرکت و سکون،  اجتماع و افتراق، و قیام و قعود، و رکوع و سجود، و صداها و تکلم، و بزرگی و اندازه، و دیگر احکام اجسام و خواص آنها.<br/>
=== دلایلی نقلی و عقلی ===
+
و حمل کردن همه این روایات و صفات بر استعاره و تشبیه و اینکه اگر فرشتگان تجسم می‌کردند، اینگونه و آنگونه می‌بودند، خروج از ظواهر فراوانی است که همانا این ظواهر حجت می‌باشند بدون نیاز به اثبات و دلیل(به خودی خود حجت هستند). و انسان مؤمن یکتاپرست، هرگز بر کمتر از این روایات نیز بی احترامی و گستاخی نمی‌کند، تا چه رسد به این روایات فراوان. و اگر در شرع، شبیه این تاویل‌ها، و احتمالاتی که مشتمل بر تکلف و به سختی انداختن خود است، رواج پیدا کند، چیزی از دین و اسلام باقی نمی‌ماند.<br/>
در مورد برتری پیامبران بر فرشتگان دلایلی نقلی و عقلی ارائه شده است؛ مانند «امر ملائکه به سجود آدم»، «تعلیم آدم، اسما را به ملائکه»، «برگزیدن خدای تعالی انبیا را از موجودات که ملائکه از آن جمله‌اند» و مانند وجود قوای متضاد شهوت و غضب در پیامبران، اما فقدان این قوا در ملائکه و ... <ref>شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، با مقدمه:شیخ آقا بزرگ تهرانی، تحقیق:قصیر عاملی، احمد، ج ۱، ص ۱۵۰، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بی‌تا.</ref><ref>سعدالدین تفتازانی، شرح المقاصد، مقدمه، تحقیق و تعلیق: عمیره، عبدالرحمن، ج ۵، ص ۶۵ ـ ۶۶، الشریف الرضی، افست قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.</ref><ref>فیاض لاهیجی، گوهر مراد، ص ۴۲۷، نشر سایه، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.</ref><br />
+
و بالجمله باید به آنچه از اهل بیت عصمت و طهارت به طور صحیح به ما رسیده است در مورد آنچه که عقل ما نسبت به آن دسترسی ندارد، تصدیق نماییم. و شنیدی که ظاهر کتاب و سنت بر این است که فرشتگان، جسم لطیف و نورانی هستند همانطور که اکثر مسلمانان قائل موافق این دیدگاه می‌باشند. بله ابایی نداریم که بگوییم ممکن است اصناف دیگری از فرشتگان بوده باشند که نه جسمانی هستند و نه وابسته به جسم. بلکه بالاتر از جهان ماده بوده باشند همانند ملائکه عالین و کروبیین و روحی که از امر خداوند است.»  <ref>«إلی غیر ذلک من الأخبار المتواتره التی یمکن تحصیل القطع منها بأنّها أجسام نورانیّه و ان کانت غیر مرئیّه إلّا بأسباب خاصّه و انّ لها أمکنه و أحیازا و أعضاء و جوارح و قوّه و نشاطا و قوتا من التّسبیح و التهلیل و حرکه و سکونا و اجتماعا و افتراقا و قیاما و قعودا و رکوعا و سجودا و أصواتا و کلاما و عظما و أقدارا و غیر ذلک من أحکام الأجسام و خواصها.
به دیگر سخن، پیامبران از فرشتگان برتر و بهتر هستند و علت برتری انبیا آن است که شهوت و غضب و ملکاتی ضد قوه عقلیه دارند و آن ملکات را مقهور و فرمان‌بردار عقل ساختند و معصوم ماندند؛ اما فرشتگان که معصومند، ملکاتی از قبیل شهوت و غضب ندارند و عصمت ملائکه مانند بی‌گناهی کودکان است و عصمت پیامبر مانند عفت جوان سالم و نیرومندی است با شهوت و غضب.<ref>ابوالحسن شعرانی، شرح فارسی تجرید الاعتقاد، ص ۵۰۶، انتشارات اسلامیه، تهران، بی‌تا.</ref><br />
+
و حمل ذلک کلّه علی الاستعاره و التّشبیه و انّه لو تجسّم بمقدار قوّته لکان کذا و کذا خروج عن الظّواهر المتظافره التی هی الحجه من غیر حجّه، و المؤمن الموحّد لا یتجاسر علی أدنی من ذلک، فکیف بما هنالک، و لو ساغ فی الشریعه فتح باب أمثال هذه التأویلات و الاحتمالات المشتمله علی ما لا یخفی من التکلّف و التحمّل لما اخضرّ للدّین عود، و ما قام للإسلام عمود.
==== روایتی از امام رضا ====
+
و بالجمله یجب التصدیق و الإذعان بما صحّ عنهم فیما لا تصل إلیه عقولنا، و قد سمعت أنّ الظّاهر من الکتاب و السّنه کونهم أجساما لطیفه نورانیّه کما علیه أکثر المسلمین، نعم لا نأبی من القول بأن یکون هناک أصناف أخر من الملائکه غیر جسمانیّه، و لا متعلقه بالأجسام، بل یکون فوق عالم الأجسام کملائکه العالین و الکروبیّین، و الرّوح الذی هو من أمره سبحانه دون الذی علی ملائکه الحجب.»  تفسیر الصراط المستقیم، ج‏5، ص: 77</ref><br/>
امام رضا علیه‌السلام به نقل از پدران بزرگوارشان و آنها از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند: «خدای تعالی نیافریده است خلقی را افضل و گرامی‌تر از من.
+
۲. دیدگاه دوم فرشتگان را غیر مجرد دانسته اما به این معنا نیست که آنها مادی باشند بلکه نوعی جسم لطیف هستند شبیه جسم مثالی و برزخی. این دیدگاه منسوب به متکلمان است:<br/>
==== روایتی از امام علی ====
+
از جمله قائلین به این دیدگاه مفسر معاصر حضرت آیت الله مکارم شیرازی می‌باشند ایشان در تفسیر الأمثل فی تفسیر الکتاب المنزل می‌فرمایند: <br/>
امام علی علیه‌السلام فرمود: ای رسول خدا! تو افضل خواهی بود یا جبرئیل؟ پیامبر فرمود: ای علی! حق تعالی پیامبران مرسل خود را به ملائکه مقربین فضیلت و برتری داده است و مرا از جمیع پیامبران ـ از مرسل و غیر مرسل ـ فضیلت داده است. ای علی! فضیلت، بعد از من برای تو و ائمه بعد از تو است و ملائکه خدمت‌گزاران ما و خدمت‌گزاران کسانی هستند که ما را دوست داشته باشند...».<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا (ع)، محقق و مصحح:لاجوردی، مهدی، ج ۱، ص ۲۶۲، نشر جهان، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۸ق.</ref>
+
«ممکن نیست ملائکه با این اوصافی که دارند مادی بوده باشند اما مانعی وجود ندارد که اجسام لطیفه باشند ایشان در استدلال خود می‌نویسند که اثبات تجرد مطلق از زمان و مکان و جزئیت کار آسانی نیست و البته اضافه می‌دارند که اثبات همچین چیزی فایده‌ای ندارد مهم این است که فرشتگان را با این اوصافی که در قرآن و روایات آمده است بشناسیم و بدان معتقد باشیم.»  <ref>مکارم شیرازی، الأمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، ج‏14، ص19</ref><br/>
==== روایتی از پیامبر ====
+
ایشان همچنین در کتاب سوگندهای پربار قرآن می‌نویسند:<br/>
پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ فرمود: من افضل و برتر از جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و از تمام ملائکه مقرب هستم و من بهترین مردم و برترین فرزند آدمم».<ref>شیخ صدوق، الاعتقادات، ص ۹۰، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.</ref>
+
«بسیاری از دانشمندان آنها را موجوداتی جسمانی (از نوع جسم لطیف) می‌دانند، بلکه علّامه مجلسی رحمه الله ادّعای اجماع کرده که ملائکه اجسام لطیف نامرئی هستند. توضیح اینکه: در عالم مادّه اجسام لطیف نامرئی وجود دارد. از جمله آنها نیروی جاذبه است، که هر چند مادّه است، امّا قابل رؤیت نمی‌باشد. فرشتگان نیز اجسام مادّی نامرئی هستند. البتّه می‌توانند به شکل انسان درآیند، همان‌گونه که آن فرشته در مقابل حضرت مریم علیها السلام به صورت یک جوان زیبا ظاهر شد <ref>مکارم شیرازی، سوگندهای پربار قرآن، ص: 139</ref><br/>
==== روایتی از امام عسکری ====
+
۳. دیدگاه سومی دیدگاه منسوب به فلاسفه است که فرشتگان را منزه از هر گونه ماده حتی نوع مثالی و برزخی می‌دانند و معتقدند که فرشتگان مجردند:<br/>
امام حسن عسکری علیه‌السلام فرمود: «منافقان از پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ پرسیدند: آیا علی افضل است یا ملائکه مقرب خدا؟ پیامبر فرمود: آیا غیر از این است که ملائکه، محترم و مقرب شدند جز به‌واسطه محبت با محمد و علی و قبول ولایت آن دو؟! هر یک از محبین علی که دل از کثافت غش و دغل‌بازی و فریب‌کاری و نجاست [[گناه]] پاک کنند پاک‌تر و افضل از ملائکه هستند. مگر جز این بود که ملائکه را دستور دادند که سجده آدم کنند؛ چون آنها با خود خیال می‌کردند کسی بهتر از آنها نیست و هر کسی بیاید خود را از او برتر می‌دانستند؛ از نظر فضیلت دینی و شناخت خدا و اطلاعات دینی. خداوند خواست به آنها بفهماند که در این خیال اشتباه کرده‌اند، آدم را آفرید و به او تعلیم تمام اسما را نمود؛ سپس بر ملائکه عرضه داشت آنها از جواب عاجز شدند، به حضرت آدم دستور داد به ایشان اطلاع دهد و بفهماند که در علم از ملائکه برتر است؛ سپس از صلب آدم ذریه‌ای خارج نمود که گروهی از آنها انبیا و رسل و بندگان برجسته خدا بودند، بهترین ایشان محمد و پس از او آلش بودند و شخصیت‌های برجسته از این میان اصحاب محمد و افراد شایسته امت او بودند».<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج ۱۱، ص ۱۳۶ ۱۳۷، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.</ref>
+
از جمله موافقان این دیدگاه مرحوم علامه طباطبایی است ایشان در تفسیر المیزان می‌فرمایند ملائکه موجوداتی هستند که در وجودشان منزه از ماده جسمانی اند و بر این دیدگاه خود استدلال می‌نماید و می‌نویسد:<br/>
==== روایتی از شیخ صدوق ====
+
«چون ماده جسمانی در معرض زوال و فساد و تغییر است، و نیز کمال در ماده، تدریجی است، از مبدأ سیر و حرکت می‌کند تا به تدریج به غایت کمال برسد، و چه بسا در بین راه به موانع و آفاتی برخورد کند و قبل از رسیدن به حد کمالش از بین برود، ولی ملائکه این طور نیستند.»  <ref>علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج‏17، ص 14    </ref><br/>
شیخ صدوق(ره) گوید: اعتقاد ما در شأن پیامبران و رسولان و حجت‌های خدا آن است که ایشان افضل از ملائکه‌اند، و این‌که وقتی حق تعالی به ملائکه فرمود: «به‌درستی که من خلیفه‌ای در زمین قرار خواهم داد»، ملائکه گفتند: آیا قرار می‌دهی در زمین کسی را که فساد می‌کند در آن و خون‌ها را می‌ریزد و ما تسبیح به حمد تو می‌نماییم و تقدیس برای تو می‌کنیم («وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ»)،<ref>بقره (۲)، ایه ۲۸.</ref> خلاصه آنچه فرشتگان به دنبال آن بودند، آرزوی جایگاه آدم علیه‌السلام بود و معلوم است که آنان آرزوی جایگاهی را نداشتند، مگر جایگاهی والاتر از جایگاه خویش!<ref>شیخ صدوق، الاعتقادات، ص ۸۹، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.</ref>
+
وی همچنین درخصوص رد دو دیدگاه دیگر معتقد است که روایات رسیده در باب صورت و شکل و هیاتهای جسمانی ملائکه، از باب تمثل است و مقصود این بوده که اگر بنا بود ملائکه را ترسیم نمایند به این شکل در می‌آمدند. همچنین در رد دیدگاه دوم می‌نویسد:<br/>
 +
«و اما اینکه بر سر زبانها افتاده که می‌گویند:" ملک جسمی است لطیف، که به هر شکل درمی‌آید جز به شکل سگ و خوک،... مطلبی است که هیچ دلیلی بر آن نیست، نه از عقل و نه از نقل، نه نقل از کتاب و نه نقل از سنت معتبر، و اینکه بعضی ادعا کرده‌اند بر اینکه مسلمین بر این مطلب اجماع دارند، علاوه بر اینکه چنین اجماعی در کار نیست، هیچ دلیلی بر حجیت چنین اجماعی در مسائل اعتقادی نیست.»  <ref>همان</ref><br/>
 +
در هر صورت، بیشتر دانشمندان مسلمان بر این باور هستند که ملائکه موجوداتی هستند که دارای جسمی لطیف می‌باشند و قادر بر تشکل به صورت‌های مختلف.<br/>
  
== علم سبب برتری ==
+
== صنوف و وظایف ملائکه ==
علم موجب مزیت و برتری است.
+
همانگونه که در بحث وجود ملائکه اشاره شد، ملائکه دارای صنوف و وظایف مختلفی هستند که علم تفصیلی به آن از توان انسان خارج است و ما صرفا به صفاتی که در قرآن و روایات برای ملائکه بیان شده اطلاع داریم.<br/>
=== برتری حضرت آدم بر ملائکه ===
+
از مجموع آیات و روایات به دست می‌آید که فرشتگان، وظیفه همکاری در تشریع و تکوین را بر عهده دارند؛ آفرینش جهان و موجودات مختلف آن به امر خداوند متعال و به دست فرشتگان صورت پذیرفته است:<br/>
خدای تعالی در قرآن فرموده: «سپس علم اسماء (علم اسرار آفرینش و نام‌گذاری موجودات) را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید! فرشتگان گفتند: منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌دانیم تو دانا و حکیمی. فرمود: ای آدم! آنان را از اسامی اسرار) این موجودات آگاه کن. هنگامی که آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: آیا به شما نگفتم که من،
+
«وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما لاعِبینَ»  <ref>«ما آسمان و زمین، و آنچه را در میان آنهاست از روی بازی نیافریدیم‏»  الأنبیاء، 16  </ref>    <br/>
غیب آسمان‌ها و زمین را می‌دانم؟! و نیز می‌دانم آنچه را شما آشکار می‌کنید، و آنچه را پنهان می‌داشتید!»<ref>بقره (۲ایه ۳۱ ۳۲. </ref><br />
+
در این آیه شریفه، خداوند آفرینش آسمان و زمین را به ضمیر جمع آورده و فرموده «خَلَقْنَا»؛ بنابر قول مفسران، مقصود از ضمیر جمع، خداوند و ملائکه می‌باشد.<br/>
اینها همه موجب تفضل و برتری حضرت آدم ـ علیه‌السلام ـ بر ملائکه است؛ به دلیل آن‌که حق تعالی فرموده: «أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ»؛ یعنی ای آدم خبر ده ملائکه را به نام‌های آن اشخاص.<ref>شیخ صدوق، الاعتقادات، ص ۸۹ ۹۰، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.</ref>
+
و گاهی ابلاغ وحی و شریعت هر پیامبری از جانب خداوند متعال، به آن پیامبر از طریق فرشتگان صورت می‌پذیرفت: <br/>
=== سجود ملائکه بر آدم ===
+
«وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولاً فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکیمٌ» <ref>«و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است‏»  شوری، 51  </ref>    <br/>
از جمله دلیل‌هایی که اثبات برتری آدم ـ علیه‌السلام ـ بر ملائکه می‌نماید این است که خدای تعالی ملائکه را به سجود برای آدم ـ علیه‌السلام ـ امر کرد و معلوم است که امر نفرموده به سجود مگر برای کسی که افضل از آنها باشد و سجود مذکور ملائکه بندگی بود برای حق تعالی و احترام بود برای آدم ـ علیه‌السلام ـ جهت آنچه در صلب او سپرده شده بود از پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ و [ائمه|ائمه اطهار علیهم‌السلام]] .<ref>شیخ صدوق، الاعتقادات، ص ۸۹ ۹۰، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.</ref>
+
همچنین کارهای متفاوتی برای گروه‌های مختلفی از ملائکه در قرآن کریم و روایات نام برده شده است.<br/>
 +
محمد شجاعی در کتاب ملائکه می‌نویسد: <br/>
 +
«وَ ما مِنَّا إِلاَّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ»  <ref>«و هیچ یک از ما نیست جز آنکه مقام معلومی دارد»  صافات، 164</ref> با توجه به این آیه شریفه، ملائکه دارای مراتب وجودی و مقامات هستند و هر کدام در همان مقام و رتبه تحت فرمان الهی هستند. <br/>
 +
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ ذِی قُوَّهٍ عِندَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٍ مُّطَاعٍ ثمَ أَمِینٍ  <ref>«که این (قرآن) کلام فرستاده بزرگواری است [جبرئیل امین‏] که صاحب قدرت است و نزد (خداوند) صاحب عرش، مقام والایی دارد! در آسمانها مورد اطاعت (فرشتگان) و امین است!»  تکویر، 19-21</ref><br/>
 +
این آیات نیز به مقامات فرشتگان اشاره دارد و در خصوص حضرت جبرئیل است و از واژه مطاع استفاده می‌شود که ملائکه‌ای تحت فرمان او اطاعت کننده او هستند.  <ref>محمد شجاعی، ملائکه</ref><br/>
 +
== برخی از صنوف ملائکه ==
 +
حاملان عرش: «والمَلَکُ عَلی اَرجاها ویَحمِلُ عَرشَ رَبِّکَ فَوقَهُم یَومَئِذ ثَمـنِیَه»  <ref>«فرشتگان در اطراف آسمان قرار می‌گیرند برای انجام مأموریتها آماده می‌شوند)؛ و آن روز عرش پروردگارت را هشت فرشته بر فراز همه آنها حمل می‌کنند!»  حاقّه، 17</ref> <br/>
 +
تسبیح کنندگان: «فَإِنِ اسْتَکْبَرُوا فَالَّذینَ عِنْدَ رَبِّکَ یُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ هُمْ لا یَسْأَمُونَ»  <ref>«و اگر (از عبادت پروردگار) تکبّر کنند، کسانی که نزد پروردگار تو هستند شب و روز برای او تسبیح می‌گویند و خسته نمی‌شوند.»  فصلت، 38  </ref>  <br/>
 +
تدبیر کنندگان: «فَالمُدَبِّرتِ اَمرا»  <ref>«و آنها که امور را تدبیر می‌کنند!» نازعات، 5</ref> <br/>
 +
فرشتگان موکل بر بهشت: «الَّذینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَهُ طَیِّبینَ یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْکُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّهَ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» <ref>«همانها که فرشتگان (مرگ) روحشان را می‌گیرند در حالی که پاک و پاکیزه‌اند؛ به آنها می‌گویند: «سلام بر شما! وارد بهشت شوید به خاطر اعمالی که انجام می‌دادید!»  نحل، 32  </ref><br/>
 +
فرشتگان موکل بر جهنم: وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلاَّ مَلائِکَهً...  <ref>«مأموران دوزخ را فقط فرشتگان (عذاب) قرار دادیم‏...» مدثر، 31  </ref>  <br/>
 +
فرشتگان عذاب: «قالَ فَما خَطبُکُم اَیُّهَا المُرسَلون * قالوا اِنّا اُرسِلنا اِلی قَوم مُجرِمین * لِنُرسِلَ عَلَیهِم حِجارَهً مِن طین * مُسَوَّمَهً عِندَ رَبِّکَ لِلمُسرِفین»  <ref>«(ابراهیم) گفت: «مأموریت شما چیست ای فرستادگان (خدا)؟» گفتند: «ما به سوی قوم مجرمی فرستاده شده‌ایم ... تا بارانی از «سنگ- گِل» بر آنها بفرستیم؛ سنگهایی که از ناحیه پروردگارت برای اسرافکاران نشان گذاشته شده است!»  ذاریات، 31 - 34</ref>  <br/>
 +
فرشتگان قبض روح: «فَکَیفَ اِذا تَوَفَّتهُمُ المَلـکَهُ یَضرِبونَ وُجوهَهُم واَدبـرَهُم»  <ref>«حال آنها چگونه خواهد بود هنگامی که فرشتگان (مرگ) بر صورت و پشت آنان می‌زنند و جانشان را می‌گیرند؟محمّد، 27</ref> <br/>
 +
فرشتگان ثبت اعمال: «وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لحَفِظِینَ کِرَامًا کَاتِبِینَ یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ»  <ref>«و بی‌شک نگاهبانانی بر شما گمارده شده ... والا مقام و نویسنده (اعمال نیک و بد شماکه می‌دانند شما چه می‌کنید!»  انفطار، 10-12</ref> <br/>
 +
فرشتگان پیام رسان: «اللَّهُ یَصْطَفی مِنَ الْمَلائِکَهِ رُسُلاً وَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمیعٌ بَصیرٌ»  <ref>«خداوند از فرشتگان رسولانی برمی‌گزیند، و همچنین از مردم؛ خداوند شنوا و بیناست‏.» حج، 75  </ref>  <br/>
 +
<br/>
 +
== تعداد فرشتگان ==
 +
در خصوص تعداد فرشتگان باید عرض شود که علم آن نزد خداوند است همانگونه که در این آیه شریفه آمده است:<br/>
 +
«وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلاَّ مَلائِکَهً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلاَّ فِتْنَهً لِلَّذینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ یَزْدادَ الَّذینَ آمَنُوا إیماناً وَ لا یَرْتابَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِیَقُولَ الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْکافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً کَذلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی مَنْ یَشاءُ وَ ما یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلاَّ هُوَ وَ ما هِیَ إِلاَّ ذِکْری لِلْبَشَرِ »  <ref>مأموران دوزخ را فقط فرشتگان (عذاب) قرار دادیم، و تعداد آنها را جز برای آزمایش کافران معیّن نکردیم تا اهل کتاب [یهود و نصاری‏] یقین پیدا کنند و بر [[ایمان]] مؤمنان بیفزاید، و اهل کتاب و مؤمنان (در حقّانیّت این کتاب آسمانی) تردید به خود راه ندهند، و بیماردلان و کافران بگویند: «خدا از این توصیف چه منظوری دارد؟!» (آری) این گونه خداوند هر کس را بخواهد گمراه می‌سازد و هر کس را بخواهد هدایت می‌کند! و لشکریان پروردگارت را جز او کسی نمی‌داند، و این جز هشدار و تذکّری برای انسانها نیست‏. سوره مدثر: 74، آیه 31</ref> <br/>
 +
بنابراین خداوند متعال با قدرت خود و علم و حکمت خویش در تدبیر عالم از ملائکه استفاده می‌کند و اینکه تعداد آنها چه اندازه است، مسأله‌ای است که نه علم به آن لازم است، و نه مقدمه حل مسأله‌ای دیگر می‌باشد؛ کما اینکه لازمه دانستن پاسخ این پرسش، این است که ما عالم به تمام موجودات جهان، ارضی و سماوی، مجرد و مادی، دنیوی و برزخی و آخرتی باشیم و این خارج از توان انسان عادی است و از علوم غیبی الهی است که به هر که خواهد تعلیم می‌کند. <br/>
  
== نتیجه بحث ==
+
== عصمت ملائکه ==
اول<br />
+
در خصوص عصمت فرشتگان، آیات و روایات فراوانی وارد شده است و همگی فرشتگان را منزه از عصیان و نافرمانی می‌دانند. <br/>
به اعتقاد متکلمان شیعی پیامبران و ائمه طاهرین بر فرشتگان برتری و فضیلت دارند.<br />
+
در کتاب عیون اخبار الرضا از امام رضا (علیه السلام) در پاسخ به گفته‌های کسانی که فرشتگان را گناهکار هستند روایت شده است که امام فرمود: <br/>
دوم<br />
+
«معاذ اللَّه ملائکه معصوم و محفوظند از کفر و اعمال ناشایسته بالطاف خداوندی، حقتعالی در حق آنها فرموده است لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ  «فرشتگان خلاف فرموده خدا نکنند و هر چه خدا بآن امر فرماید بکنند»  <ref>تحریم، 6</ref> و نیز حقتعالی فرموده وَ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَنْ عِنْدَهُ  «از برای خداوند است آنچه در آسمانها و زمین است و هر کس نزد خدا است یعنی فرشتگان» لا یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ لا یَسْتَحْسِرُونَ یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ لا یَفْتُرُونَ «سرکشی نمی‌کنند از پرستش او و هیچ مانده نمی‌شوند و ملال نمی‌گیرند در عبادت تا در وظایف طاعت ایشان قصوری و فتوری بهم رسد تنزیه می‌کنند حق سبحانه را از آنچه لایق حضرت وی نباشد شب و روز یعنی پیوسته بتعظیم و تنزیه حق سبحانه و تعالی مشغولند و سست نمی‌شوند»  <ref>أنبیاء، 19-20</ref> ، و نیز حقتعالی در حق ملائکه می‌فرماید بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ بلکه فرشتگان بندگانی هستند گرامی‌شدگان پیشی نگیرند بر خدا بسخن گفتن بلکه بیدستوری وی سخن نکنند پس بی‌اذن او شفاعت احدی نتوانند کرد و ایشان بفرمان حقتعالی کار می‌کنند یعنی تا امر الهی بایشان نازل نشود بهیچ عملی اقدام ننمایند می‌داند حقتعالی آنچه از پیش ایشان است و از آنچه از پس ایشان است یعنی آنچه فرشتگان مقدم و مؤخر داشته‌اند از افعال و اقوال بر او پوشیده نیست به جهت علم او سبحانه به احوال سابق و لاحق ایشان و درخواست نمی‌کنند مگر کسی را که خدا به پسندد که در حق وی شفاعت کنند از اهل توحید و ایشان با وجود قرب و منزلت و عدم قصور در طاعت از ترس و عذاب و عقاب او ترسانند از آنکه مبادا تقصیری در عبادت ایشان واقع شود و یا از نهایت عظمت او لرزانند.»  <ref>أنبیاء، 26-28</ref>  <ref>ابن بابویه، عیون أخبار الرضا علیه السلام / ترجمه آقا نجفی، ج‏1، ص 205</ref><br/>
این‌که در برخی آیات، نام ملائکه بعد از انبیا ذکر شده است، مقتضی برتری فرشتگان نیست؛ زیرا همان‌طور که گفته شد پیامبران بر فرشتگان برتری دارند؛ اما این برتری موجب چندان فاصله‌ای نمی‌شود که نتوان در استعمالات، غیر افضل را بر افضل، مقدم داشت.<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه:بلاغی، محم جواد، ج ۳، ص ۲۲۵، ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.</ref><ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه:بلاغی، محمد جواد، ج ۳، ص ۲۵۰.</ref><br />
+
همان‌طور که در ذکر نام فرشتگان نیز جبرئیل و میکائیل در انتها و بعد از تمام فرشتگان ذکر شده است؛ درحالی‌که آنها از فرشتگان بزرگ الهی هستند. بنابراین ترتیب ذکر فرشتگان و انبیا دلالت بر ترتیب مقام و جایگاه وجودی آنها ندارد. به‌علاوه در ادبیات عرب، «واو» عطف همیشه بیان‌گر ترتیب نیست.<ref>دمشقی علائی، صلاح الدین أبوسعید خلیل بن کیکلدی، الفصول المفیدة فی الواو المزیدة، ص ۸۵، دار البشیر، عمان، چاپ اول، ۱۴۱۰ق. </ref><br />
+
== ایمان به ملائکه در آیات قرآن ==
 +
صرف فرمایش خداوند در مورد صفات، اقسام و کارهای ملائکه که بیش از ۵۰ مرتبه در قرآن کریم ذکر شده است، اثبات کننده اصل وجود آنهاست بنابراین [[ایمان]] به خداوند و نبوت پیامبر و کتب آسمانی ، [[ایمان به ملائکه]] را نتیجه می‌دهد و عدم اعتقاد به ملائکه به معنای عدم اعتقاد به خداوند و پیامبر می‌باشد. زیرا کسی نمی‌تواند ادعا کند که به خداوند متعال [[ایمان]] دارم اما به وجود ملائکه که در کلام خداوند آمده؛ معتقد نیستم و آن را غیر حقیقی و غیر واقعی می‌پندارم. با تلاوت آیات قرآن کریم، به آیات فراوانی که در آنها نامی از ملائکه برده شده است، بر می‌خوریم؛ آیاتی همچون: آیه ۱ سوره فاطر  <ref>«الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِکَهِ رُسُلاً أُولی أَجْنِحَهٍ مَثْنی وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ یَزیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدیرٌ»</ref> ؛ آیه ۷۵ سوره زمر  <ref>«وَ تَرَی الْمَلائِکَهَ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ قیلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ»</ref> ؛ آیه ۱۹ سوره زخرف  <ref>«وَ جَعَلُوا الْمَلائِکَهَ الَّذینَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُکْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ یُسْئَلُونَ»</ref> ؛ آیه ۳۱ سوره بقره  <ref>«وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلائِکَهِ فَقالَ أَنْبِئُونی بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ»</ref> ؛ آیه ۱۲ سوره أنفال  <ref>  «إِذْ یُوحی رَبُّکَ إِلَی الْمَلائِکَهِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذینَ آمَنُوا سَأُلْقی فی قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنانٍ»</ref> ؛ آیه ۷۵ سوره [[حج]]  <ref>«اللَّهُ یَصْطَفی مِنَ الْمَلائِکَهِ رُسُلاً وَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمیعٌ بَصیرٌ»</ref> . <br/>
 +
در خصوص [[ایمان به ملائکه]] به بیان تعدادی از آیات قرآن می‌پردازیم:<br/>
 +
۱. آیه نخست، آیه ۱۷۷ سوره مبارکه بقره می‌باشد: «لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ- وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَهِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ- وَ آتَی الْمالَ عَلی حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینَ- وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ السَّائِلِینَ وَ فِی الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاهَ- وَ آتَی الزَّکاهَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا- وَ الصَّابِرِینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِینَ الْبَأْسِ- أُولئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ‏»  <ref>نیکی، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز،) رویِ خود را به سوی مشرق و (یا) مغرب کنید؛ (و تمام گفتگوی شما، در باره قبله و تغییر آن باشد؛ و همه وقت خود را مصروف آن سازید؛) بلکه نیکی (و نیکوکار) کسی است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب (آسمانی)، و پیامبران، [[ایمان]] آورده؛ و مال (خود) را، با همه علاقه‌ای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، [[انفاق]] می‌کند؛ [[نماز]] را برپا می‌دارد و زکات را می‌پردازد؛ و (همچنین) کسانی که به عهد خود- به هنگامی که عهد بستند- وفا می‌کنند؛ و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می‌دهند؛ اینها کسانی هستند که راست می‌گویند؛ و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است؛) و اینها هستند پرهیزکاران‏.</ref><br/>
 +
تفسیر آیه:<br/>
 +
قرآن به بیان مهمترین اصول نیکیها در ناحیه [[ایمان]] و اخلاق و عمل ضمن بیان شش عنوان پرداخته چنین می‌گوید:" بلکه نیکی (نیکوکار) کسانی هستند که به خدا و روز آخر و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران [[ایمان]] آورده‌اند" (وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَهِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ‏).<br/>
 +
در حقیقت این نخستین پایه همه نیکیها و خوبیها است: [[ایمان]] به مبدء و معاد و برنامه‌های الهی، و پیامبران که مامور ابلاغ و اجرای این برنامه‌ها بودند، و فرشتگانی که واسطه ابلاغ این دعوت محسوب می‌شدند، [[ایمان]] به اصولی که تمام وجود انسان را روشن می‌کند و انگیزه نیرومندی برای حرکت به سوی برنامه‌های سازنده و اعمال صالح است.  <ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏1، ص598    </ref><br/>
 +
۲. آیه دوم،آیه ۲۸۵ بقره است: «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَکَ رَبَّنا وَ إِلَیْکَ الْمَصیرُ»  <ref>پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، [[ایمان]] آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، کاملًا مؤمن می‌باشد.) و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، [[ایمان]] آورده‌اند؛ (و می‌گویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمی‌گذاریم (و به همه [[ایمان]] داریم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی توست.»</ref><br/>
 +
تفسیر آیه:<br/>
 +
نخست می‌فرماید:" پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنچه از طرف پروردگارش نازل شده است [[ایمان]] آورده" (آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ‏). سپس می‌افزاید:" مؤمنان نیز به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگان وی همگی [[ایمان]] آورده‌اند و (می‌گویند) ما در میان پیامبران او هیچگونه فرقی نمی‌گذاریم" و به همگی [[ایمان]] داریم (وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ‏). آری مؤمنان بر خلاف" کسانی که می‌خواهند بین خدا و پیامبرانش جدایی بیفکنند و به بعضی [[ایمان]] بیاورند و بعضی را انکار کنند" (وَ یُرِیدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ هیچگونه تفاوتی میان رسولان الهی نمی‌گذارند، و همه را از سوی خدا می‌دانند، و همگی را محترم می‌شمرند.  <ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏2، ص 398</ref><br/>
 +
بنابراین؛ [[ایمان]] به فرشتگان الهی، جزو [[ایمان]] به حساب می‌آید و جدای از [[ایمان]] به خداوند متعال و [[ایمان به پیامبران]] نخواهد بود. و مومن به کسی اطلاق می‌شود که به خداوند متعال، فرشتگان او، کتاب‌های آسمانی او و پیامبران او [[ایمان]] داشته باشند. و انکار فرشتگان، خروج از محدوده [[ایمان]] محسوب می‌شود.<br/>
 +
۳. آیه سوم، آیه ۹۸ سوره مبارکه بقره می‌باشد: «مَنْ کانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ»  <ref>«کسی که دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئیل و میکائیل باشد (کافر است؛ و) خداوند دشمن کافران است.»</ref><br/>
 +
تفسیر آیه:<br/>
 +
این آیه اشاره دارد به اینکه اینها قابل تفکیک نیستند: اللَّه، فرشتگان او، فرستادگان او، جبرئیل، میکائیل و هر فرشته دیگر، و در حقیقت دشمنی با یکی دشمنی با بقیه است. به تعبیر دیگر دستورات الهی که تکامل بخش انسانهاست از سوی خداوند بوسیله فرشتگان بر پیامبران نازل می‌شود و اگر تفاوتی بین ماموریتهای آنها باشد از قبیل تقسیم مسئولیت است نه تضاد در ماموریت، آنها همه در مسیر یک هدف قرار دارند، بنا بر این دشمنی با یکی از آنها، دشمنی با خدا است.  <ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏1، ص 362</ref><br/>
 +
خداوند در این آیه شریفه خود را دشمن کافران می‌داند و چه از این بالاتر که انسان دشمن خداوند قلمداد شود؛ انسانی که تمام سعی و تلاش و کوشش بر این است که بتواند رضایت خداوند متعال را کسب نماید و بنده‌ای خوب برای خداوند باشد. در این آیه شریفه خداوند، دشمنان خود، دشمنان فرشتگان، دشمنان پیامبران و با تاکید بیشتر نسبت به دشمنی با حضرت جبرئیل و میکائیل (علیهما السلام)، همه را در یک ردیف قرار داده و خود را دشمن آنان می‌خواند. بنابراین؛ عدم [[ایمان]] به فرشتگان و دشمنی با آنان، خسارت دنیا و آخرت را در پی دارد.<br/>
 +
<br/>
 +
== ایمان به ملائکه در روایات ==
 +
در روایات اهل بیت (علیهم السلام) در خصوص [[ایمان]] و باور به فرشتگان، به صورت مختصر و راجع به حقیقت آنان، صفات و ویژگی‌های آنان به صورت مفصل مطالبی نقل شده است که در کتاب‌های موجود در نرم افزار جامع الاحادیث  <ref>نرم افزار نسبتا جامعی از کتاب‌های حدیثی شیعه که توسط مرکز علوم کامپیوتری نور تهیه و در اختیار علاقه مندان قرار داده شده است.</ref> ، بالای ۲۷ هزار مرتبه نام فرشتگان و ملائکه ذکر شده است. این مقاله به دو روایت اشاره می‌شود:<br/>
 +
۱. «حضرت جبرئیل (علیه السلام) نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به صورت یک بادیه نشین آمد و در حالی که پیامبر او را نشناخته بود، عرضه داشت: ای محمد؛ [[ایمان]] چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اینکه به خداوند و آخرت و فرشتگان و کتاب و پیامبران و مبعوث شدن بعد از مرگ باور داشته باشی. جبرئیل (علیه السلام) گفت: راست گفتی ای محمد...»  <ref>«وَ جَاءَ جَبْرَائِیلُ (علیه السلام)‏ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله و سلم) فِی صُورَهِ أَعْرَابِیٍّ وَ النَّبِیُّ لَا یَعْرِفُهُ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ مَا الْإِیمَانُ قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله و سلم) أَنْ تُؤْمِنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلَائِکَهِ وَ الْکِتَابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ الْبَعْثِ بَعْدَ الْمَوْتِ قَالَ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّدُ...»  شعیری، جامع الأخبار، ص 36  </ref><br/>
 +
۲. در بین روایات رسیده از اهل بیت (علیهم السلام)، خطبه‌های ۱ و ۹۱ نهج البلاغه امام علی (علیه السلام) و دعای سوم صحیفه سجادیه درباره فرشتگان، صفات و چگونگی آنان، دارای جایگاه ویژه‌ای می‌باشند. حضرت علی (علیه السلام) در این خطبه‌ها، ضمن بیان صفات و ویژگی‌های فرشتگان، وجود آنان را امری مسلم قلمداد می‌کند بنابراین بسیار مناسب است که در این نوشته به یکی از این خطبه‌ها اشاره شود. حضرت در خطبه نخست درباره فرشتگان می‌فرمایند:<br/>
 +
«سپس آسمان‌های بالا را از هم گشود، و از فرشتگان گوناگون پر نمود. گروهی از فرشتگان همواره در سجده‌اند و رکوع ندارند و گروهی در رکوعند و یارای ایستادن ندارند و گروهی در صف‌هایی ایستاده‌اند که پراکنده نمی‌شوند و گروهی همواره تسبیح گویند و خسته نمی‌شوند و هیچ گاه خواب به چشمشان راه نمی‌یابد، و عقل‌های آنان دچار اشتباه نمی‌گردد ، بدن‌های آنان دچار سستی نشده، و آنان دچار بی خبری برخاسته از فراموشی نمی‌شوند. برخی از فرشتگان، امینان وحی الهی، و زبان گویای وحی برای پیامبران می‌باشند، که پیوسته برای رساندن حکم و فرمان خدا در رفت و آمدند. جمعی از فرشتگان حافظان بندگان، و جمعی دیگر دربانان بهشت خداوندند. بعضی از آنها پاهایشان در طبقات پایین زمین قرار داشته، و گردن‌هاشان از آسمان فراتر، و ارکان وجودشان از اطراف جهان گذشته، عرش الهی بر دوش‌هایشان استوار است، برابر عرش خدا دیدگان به زیر افکنده، و در زیر آن، بالها را به خود پیچیده‌اند. میان این دسته از فرشتگان با آنها که در مراتب پایین‌تری قرار دارند، [[حجاب]] عزّت، و پرده‌های قدرت، فاصله انداخته است. هرگز خدا را با وهم و خیال، در شکل و صورتی نمی‌پندارند، و صفات پدیده‌ها را بر او روا نمی‌دارند، هرگز خدا را در جایی محدود نمی‌سازند، و نه با همانند آوردن، به او اشاره می‌کنند.»  <ref>«ثُمَّ فَتَقَ مَا بَیْنَ السَّمَوَاتِ الْعُلَا فَمَلَأَهُنَّ أَطْوَاراً مِنْ مَلَائِکَتِهِ مِنْهُمْ سُجُودٌ لَا یَرْکَعُونَ وَ رُکُوعٌ لَا یَنْتَصِبُونَ وَ صَافُّونَ لَا یَتَزَایَلُونَ وَ مُسَبِّحُونَ لا یَسْأَمُونَ لَا یَغْشَاهُمْ نَوْمُ الْعُیُونِ وَ لَا سَهْوُ الْعُقُولِ وَ لَا فَتْرَهُ الْأَبْدَانِ وَ لَا غَفْلَهُ النِّسْیَانِ وَ مِنْهُمْ أُمَنَاءُ عَلَی وَحْیِهِ وَ أَلْسِنَهٌ إِلَی رُسُلِهِ وَ مُخْتَلِفُونَ بِقَضَائِهِ وَ أَمْرِهِ وَ مِنْهُمُ الْحَفَظَهُ لِعِبَادِهِ وَ السَّدَنَهُ لِأَبْوَابِ جِنَانِهِ وَ مِنْهُمُ الثَّابِتَهُ فِی الْأَرَضِینَ السُّفْلَی أَقْدَامُهُمْ وَ الْمَارِقَهُ مِنَ السَّمَاءِ الْعُلْیَا أَعْنَاقُهُمْ وَ الْخَارِجَهُ مِنَ الْأَقْطَارِ أَرْکَانُهُمْ وَ الْمُنَاسِبَهُ لِقَوَائِمِ الْعَرْشِ أَکْتَافُهُمْ نَاکِسَهٌ دُونَهُ أَبْصَارُهُمْ مُتَلَفِّعُونَ تَحْتَهُ بِأَجْنِحَتِهِمْ مَضْرُوبَهٌ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ مَنْ دُونَهُمْ حُجُبُ الْعِزَّهِ وَ أَسْتَارُ الْقُدْرَهِ لَا یَتَوَهَّمُونَ رَبَّهُمْ بِالتَّصْوِیرِ- وَ لَا یُجْرُونَ عَلَیْهِ صِفَاتِ الْمَصْنُوعِینَ وَ لَا یَحُدُّونَهُ بِالْأَمَاکِنِ وَ لَا یُشِیرُونَ إِلَیْهِ بِالنَّظَائِر» سید رضی، نهج البلاغه، خطبه اول</ref><br/>
 +
<br/>
 +
== ایمان به ملائکه در فقه ==
 +
[[ایمان به ملائکه]] ازفروعات اصول دینی است و این بدان معناست که [[ایمان]] به آنان، لازمه عمل به تکالیف دینی است. به عبارتی دیگر؛ زمانی یک مکلف می‌تواند بنابر [[اجتهاد]] خود و یا تقلید از یکی از مراجع تقلید، به تکالیف دینی خود همچون [[نماز]] و [[روزه]] و [[حج]] و زکات و خمس و... بپردازد که به اصول دینی، پایبند باشد مثلا اگر نبوت پیامبر برای شخصی، نامعلوم و مبهم باشد، این شخص نمی‌تواند به فروع دینی همچون [[نماز]] و [[روزه]] و سایر فروع عمل کند. زیرا عمل به این تکالیف شرعی فقهی، متوقف بر پذیرش اصل نبوت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌باشد. <br/>
 +
در خصوص [[ایمان به ملائکه]] نیز اینگونه است. هرچند که [[ایمان به ملائکه]] از اصول دین اسلام نمی‌باشد اما از فروعات و زیر مجموعه‌های این اصول است و [[ایمان]] به آن لازم و واجب می‌باشد و خداوند متعال در قرآن کریم، [[ایمان به ملائکه]] را هم ردیف [[ایمان]] به خداوند و پیامبر و کتاب آسمانی، قرار داده است.<br/>
  
== پا نویس ==
+
== گروه‌هایی که به وجود ملائکه ایمان ندارند ==
 +
طبیعی است که مادی گرایان و کسانی که صرفا یک تفسیر مادی از جهان هستی دارند و موجودات غیبی و فراطبیعی را انکار می‌کنند، وجود فرشتگان را نیز به با چشم قابل رؤیت نیستند را انکار می‌نمایند این نوع تفکر در فلسفه غرب بسیار مشهود است.<br/>
 +
اما در میان مسلمانا جدای از مسلمانانی که صرفا نام مسلمان را یدک می‌کشند و افکار غرب و شرق را بر تعالیم اسلامی ترجیح می‌دهند و دنباله روی مادی گرایان غربی هستند، گروه‌هایی از مسلمانان نیز با ارائه تفاسیری مختلف از فرشتگان، آنان را غیر از آنچه که عموم مسلمانان باور دارند، معرفی می‌کنند.<br/>
 +
علیرضا رجالی تهرانی در کتاب خود، فرشتگان و تحقیقی قرآنی ، روایی و عقلی می‌نویسد:<br/>
 +
«در طول تاریخ اسلام دو گروه منکر وجود فرشته شدند : <br/>
 +
دسته اول اسماعیلیه هستند که هر کجا سخن از مسائل غیبی ، مانند فرشته و وحی و معجزه و . . . به میان می‌آید،  به تاویل و توجیه دست زده و به نوعی آنها را به امور مادی و عینی بر گردانده‌اند . <br/>
 +
دسته دوم ، مسلمانان التقاطی هستند که افکار دینی خود را از مستشرقان گرفته‌اند . آنها نیز تمام مسائل غیب را به حس و شهادت و به عالم طبیعت، بر می‌گردانند و توجه می‌کنند.»  <ref>علیرضا رجالی تهرانی، فرشتگان و تحقیقی قرآنی ، روایی و عقلی، ص10</ref><br/>
 +
 
 +
== ایمان به ملائکه از دیدگان علماء و بزرگان ==
 +
مرحوم شیخ مفید در کتاب المقنعه خود راجع به [[ایمان]] به فرشتگان می‌نویسد:<br/>
 +
«لازم است که انسان به رسولان خداوند تبارک و تعالی از فرشتگان (علیهم السلام) [[ایمان]] داشته باشد و همچنین [[ایمان]] داشته باشد که آنان از همه فرشتگان افضل هستند و ثواب بیشتری می‌برند و منزلت و جایگاه بالاتری دارند، همانند جبرئیل و میکائیل و اسرافیل. و لازم است که به صورت مفصل به همه آنان [[ایمان]] آورد و همچنین فرشتگانی که نام آنها به صورت مشخص در قرآن کریم نیامده است، همانگونه که در خصوص پیامبران از بشر (علیهم السلام) اینگونه ایمان،لازم است.»  <ref>یجب الاعتقاد فی رسل الله تعالی من ملائکته‏ «علیهم السلام» و أنهم أفضل الملائکه و أعظمهم ثوابا عند الله تعالی و منزله، کجبرائیل و میکائیل و إسرافیل و یجب الإیمان بهم علی التفصیل و من لم یتضمن القرآن ذکره باسمه علی التعیین جمله کما وجب ذلک فی الأنبیاء من البشر «علیهم السلام».  شیخ مفید، المقنعه، ص30</ref><br/>
 +
همچنین مولف ریاض السالکین می‌نویسد:<br/>
 +
«مقصود از [[ایمان]] به فرشتگان، اعتقاد به خصوصیات ذاتی آنان نیست بلکه مقصود اضافه آنان به خداوند متعال است از حیث اینکه بندگان مکرم او هستند و توانایی وساطت بین خداوند و پیامبران او به جهت انزال کتاب‌های آسمانی و القاء وحی  را دارند.»  <ref>مدار الإیمان بهم لیس خصوصیّات ذواتهم فی أنفسهم، بل هو إضافتهم إلیه تعالی، من حیث إنّهم عباد مکرمون له من شأنهم التوسّط بینه تعالی و بین الرسل بإنزال الکتب و إلقاء الوحی.  سید علیخان کبیر مدنی، ریاض السالکین فی شرح صحیفه سیّد الساجدین، ص10</ref><br/>
 +
و شیخ صدوق در کتاب الاعتقادات، جاهل به ملائکه را کافر دانسته و می‌نویسد:<br/>
 +
«اعتقاد ما در شأن انبیاء و رسل و ائمه و ملائکه (صلوات اللَّه علیهم اجمعین) این است که ایشان معصوم و از هر چرکینی پاکیزه شده هستند و آنکه ایشان هیچ معصیتی را مرتکب نمی‌شوند نه کبیره و نه صغیره، و نافرمانی حقتعالی نمی‌نمایند، هر چه امرشان می‌فرماید و هر چه مأمور می‌شوند می‌کنند، و هر که ایشان را در حالی از احوالشان معصوم ندانسته، پس به تحقیق که جاهل بحق ایشان شده، و هر که جاهل به ایشان شد، کافر است.»  <ref>اعتقادنا فی الأنبیاء و الرسل و الأئمّه و الملائکه [[صلوات]] اللّه علیهم أنّهم معصومون مطهّرون من کل دنس، و أنّهم لا یذنبون ذنبا، لا صغیرا و لا کبیرا، و لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ، وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ.  و من نفی عنهم العصمه فی شی‌ء من أحوالهم فقد جهلهم و من جهلهم فهو کافر.  شیخ صدوق، الاعتقادات، ص96</ref><br/>
 +
مرحوم علامه مجلسی نیز در تفسیر آیه ۹۸ سوره مبارکه بقره  <ref>«مَنْ کانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ»</ref> در کتاب شریف بحار الانوار می‌نویسد:<br/>
 +
«ظاهرا اینکه از آنان به کافرین تعبیر شده، به جهت بیان این نکته است که دشمنی با فرشتگان نیز از موجبات کفر آنهاست. و آیه دلالت دارد بر اینکه محبت ملائکه واجب است و دشمنی با آنان، کفر می‌باشد.»  <ref>«الظاهر أن التعبیر بالکافرین عنهم لبیان أن هذا أیضا من موجبات کفرهم و تدل الآیه علی أنه تجب محبه الملائکه و أن عداوتهم کفر» علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج‏56، ص 148  </ref><br/>
 +
<br/>
 +
== برخی دلایل لزوم ایمان به ملائکه ==
 +
۱. [[ایمان به ملائکه]] لازمه [[ایمان]] به نزول وحی بر پیامبران توسط ملائکه است<br/>
 +
همه ملائکه و یا تعدادی از آنان در واقع سفیران خداوند متعال به پیامبران می‌باشند و حاملان وحی و پیام‌های الهی به پیامبران، جهت ابلاغ به مردم هستند و عدم [[ایمان]] به آنان، نزول وحی و عمل بر طبق فرمایشات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را زیر سوال می‌برد زیرا در این صورت، نحوه ارتباط پیامبر با عالم بالا، مجهول خواهد ماند. بنابراین دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان دستور و امر خداوند متعال، مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت و این علاوه بر اینکه باعث می‌شود تکالیف شرعی، مبهم و غیر وحیانی به نظر برسد، نبوت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز مخدوش خواهد شد؛ زیرا در این صورت ارتباطی با عالم بالا متصور نیست که معلوم شود شخص مدعی نبوت، فی الواقع نبی هست و یا خیر. نه تاییدی از جانب خداوند در باره او صورت می‌پذیرد و نه اوامر الهی به وی ابلاغ می‌گردد.<br/>
 +
۲. مراقبت و حساب و کتاب ملائکه از اعمال انسان<br/>
 +
ملائکه گروه‌های زیادی هستند گروهی سفیران الهی به انبیاء و رسل می‌باشند،گروهی مشغول عبادت و حمد و تسبیح الهی هستند، گروهی مدبرات عالم اند و... .<br/>
 +
در میان گروه‌های مختلف ملائکه، گروهی مامور حساب و کتاب انسانها هستند بنابر قرآن کریم برای هر کدام از انسانها دو فرشته گمارده شده‌اند تا همه اعمال و کردار او ر ا ثبت و ضبط نمایند و در روز قیامت به محضر پروردگار عرضه بدارند و بنابر این کتاب‌ها، خداوند به حساب و کتاب انسان می‌پردازد. همانند آیات ذیل:<br/>
 +
«ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتیدٌ»  <ref>«انسان هیچ سخنی را بر زبان نمی‌آورد مگر اینکه همان دم، فرشته‌ای مراقب و آماده برای انجام مأموریت (و ضبط آن) است» ق، 18  </ref><br/>
 +
«وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لحَفِظِینَ کِرَامًا کَاتِبِینَ یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ»  <ref>«و بی‌شک نگاهبانانی بر شما گمارده شده. والا مقام و نویسنده (اعمال نیک و بد شما)، که می‌دانند شما چه می‌کنید» انفطار، 10-12</ref><br/>
 +
 
 +
== امکان ارتباط انسان با ملائکه ==
 +
از جمله مسائلی که با بحث مجرد و مادی بودن فرشتگان مرتبط است بحث امکان ارتباط با فرشتگان و دیدن آنهاست. زیرا در صورت قول به مادی بودن و یا حداقل جسم لطیف داشتن ملائکه، بحث از امکان دیدن آنها و برقراری نوعی ارتباط با آنها مطرح می‌شود اما بنابر قول به تجرد آنها، این بحث منتفی خواهد بود. در این خصوص، برخی دیدگاه‌ها را به اختصار مورد بررسی قرار خواهیم داد.<br/>
 +
حضرت علامه عبدالله جوادی آملی در تفسیر گران سنگ تسنیم می‌نویسند:<br/>
 +
«مؤمنان منزّه از آلودگی اعتقادی و مبرّا از رَین و دَنَس اخلاقی و برخوردار از استقامت فکری و عملی با ملائکه بی‌ارتباط نبوده بلکه وعده قرآن مجید مناسب با نزول فرشتگان بشارت‌بخش بر آن‌هاست: (الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ استَقموا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِکَهُ اَلاّتَخافوا ولاتَحزَنوا... )  <ref>«به یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند که: «نترسید و غمگین مباشید...» فصلت، 30</ref>. بررسی همه‌جانبه این پیوند نشان می‌دهد که ارتباط ملائکه با مؤمنان طیب و طاهر به زمان مرگ و جریان برزخ اختصاص ندارد. آن که لیاقت پیوند با فرشته ندارد، [[انتظار]] نابخردانه و سفیهانه را در سر و امید مستکبرانه را در دل می‌پروراند که مَلَک وحی را ببیند.»  <ref>جوادی آملی، تسنیم، جلد 24،  ص 457</ref><br/>
 +
همچنین محمد حسین طهرانی در نور ملکوت قرآن در خصوص تمثل فرشتگان و دیدن آنها می‌آورد:<br/>
 +
اهل کشف و شهود ملائکه را می‌بینند، غایه الامر صورت تمثّلی آنها را؛ زیرا همان‌طورکه گفتیم آنها مجرّدند و نمی‌توانند به لباس مادّه متلبّس گردند، بخلاف جنّ و شیطان که موجود مادّی و ناری هستند و دارای شکل و صورتند. جنّیان متشکّل‌اند؛ و امّا ملائکه متمثّل می‌شوند، یعنی در قوای ذهنیّه انسان به صورت مناسب ظاهر می‌شوند. حقیقت جبرائیل، موجود مجرّد نورانی است که چون با آن صورت بر رسول الله ظاهر می‌شد، مشرق و مغرب عالم را احاطه می‌کرد. ولی گاهی به صورت دحیه کلبیّ متمثّل می‌شد، در این حال رسول خدا وی را به حقیقت جبرائیل دریافت می‌نمودند و سائرین او را دحیه می‌پنداشتند، درحالی‌که دحیه نبود، به مثال و صورت دحیه در انظار نظاره‌کنندگان متمثّل می‌شد.  <ref>محمد حسین طهرانی، نور ملکوت قرآن، ج‏2، ص 426</ref><br/>
 +
 
 +
== راهکار تقویت این معروف ==
 +
جهت تقویت [[ایمان]] به ملائکه، باید انسان همواره محشور با قرآن کریم و روایات اهل بیت (علیهم السلام) و عامل به تعالیم و تکالیف دینی باشد. انسانی که از تعالیم دینی فاصله بگیرد و تمام هدف خلقت خود را خوشی چند [[روزه]] دنیایی بپندارد، بی شک با مرور زمان و در اثر گناه، فرامین دینی برای او غیر قابل فهم و غیر واقعی جلوه می‌نمایند بنابراین با دل سپردن به عالم ماده، از عالم فراماده فاصله می‌گیرد. چنین شخصی منکر عالم ماوراء می‌شود که انکار خداوند متعال و ملائکه را در پی دارد. برای او، جهان صرف ماده خواهد بود و اصولا امور غیر قابل درک با حواس پنجگانه خود را انکار خواهد کرد.<br/>
 +
بنابراین ارتباط مستمر با تعالیم دینی و مراجعه به متون روایی و قرآن کریم وتهذیب نفس، انسان را با عالمی فراتر از این عالم ماده پست، آشنا خواهد کرد.<br/>
 +
<br/>
 +
== منابع برای مطالعه بیشتر ==
 +
۱. نهج البلاغه، خطبه‌های ۱ و 91<br/>
 +
۲. صحیفه سجادیه، دعای سوم<br/>
 +
۳. علیرضا رجالی تهرانی، فرشتگان، انتشارات حوزه علمیه قم دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ دوم، ۱۳۷۸<br/>
 +
۴. لیلا حمداللهی، بانظارت محمد بیستونی، سیمای فرشتگان (در قرآن و نهج‌البلاغه)، انتشارات بیان جوان، قم، چاپ دوم ۱۳۸۵<br/>
 +
۵. سیدمهدی امین، با نظارت دکتر محمد بیستونی،‏ ملائکه از دیدگاه قرآن و حدیث (تفسیر موضوعی المیزان)، انتشارات بیان جوان، تابستان 1388<br/>
 +
۶. محمد زمان رستمی و طاهره آل بویه، سیری در اسرار فرشتگان با رویکردی قرانی و عرفانی، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، اول  پاییز 93<br/>
 +
۷. محمد شجاعی، ملائکه، تنظیم و نگارش محمدرضا کاشفی، انتشارات وثوق قم، اول زمستان 83<br/>
 +
۸. فریبا چناری، فرشته، نیکان کتاب زنجان، اول بهار 84<br/>
 +
۹. عمر سلیمان الاشقر، عالم الملائکه الابرار، دار النفائس للنشر و التوزیع، اردن، الطبعه السابعه۱۴۱۵ ه - ۱۹۹۵م<br/>
 +
۱۰. اسماعیل سلطانی بیرامی، تمثل فرشته در شکل انسان از دیدگاه علامه طباطبایی، مجله علوم قرآن شناخت، پاییز و زمستان ۱۳۹۲، شماره 12<br/>
 +
۱۱. زهرا جمشیدیان، قرآن کریم و فرشتگان آسمانی، مجله کوثر، پاییز و زمستان ۱۳۸۴، شماره 18<br/>
 +
۱۲. امیر راستین و علی رضا کهن سال، عصمت فرشتگان، شواهد موافق و مخالف، مجله اندیشه نوین دینی، پاییز ۱۳۹۳، شماره 38<br/>
 +
۱۳. مصطفی کریمی، نقش فرشته و پیامبر در وحی از نگاه قرآن و روایات، مجله معرفت، آذر ۱۳۸۴، شماره 96<br/>
 +
۱۴. محمد تقی شاکر و محمود قیوم زاده، فرشته و نقش آن در امداد الهی از منظر مفسران، مجله مطالعات تفسیری، تابستان ۱۳۹۳، سال پنجم شماره 18<br/>
 +
۱۵. یعقوب جعفری، فرشتگان نگهبان، مجله درسهایی از مکتب اسلام، سال چهل و نهم، مهر ۱۳۸۸،  شماره 7<br/>
 +
۱۶. سید حسام الدین حسینی، نقش فرشتگان در تدبیر جهان در قرآن و عهدین، مجله ادیان و عرفان، پاییز و زمستان ۱۳۹۱، سال چهل و پنجم  شماره 2<br/>
 +
 
 +
== فهرست منابع ==
 +
۱. قرآن کریم<br/>
 +
۲. مصباح یزدی، جهان شناسی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، قم، تابستان86<br/>
 +
۳. نرم افزار جامع التفاسیر، مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیه تهران‏، ۱۳۷۴ ش‏<br/>
 +
۴. نرم افزار جامع التفاسیر، طباطبایی، ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمد باقر موسوی همدانی‏، دفتر انتشارات اسلامی جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم<br/>
 +
۵. نرم افزار جامع التفاسیر، مکارم شیرازی، ناصر، سوگندهای پربار قرآن‏، مدرسه الامام علی بن ابی طالب( ع) قم‏، ۱۳۸۶ ش چاپ دوم‏<br/>
 +
۶. شیخ مفید، المقنعه، انتشارات کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، قم، چاپ اول ۱۴۱۳ ق‏.<br/>
 +
۷. کبیر مدنی، سید علیخان بن احمد، ریاض السالکین فی شرح صحیفه سیّد الساجدین‏، انتشارات دفتر انتشارات اسلامی‏، قم، چاپ اول ۱۴۰۹ ق<br/>
 +
۸. شیخ صدوق، الاعتقادات‏، ترجمه حسنی‏، انتشارات اسلامیه‏، تهران‏، چاپ اول‏ ۱۳۷۱ ش<br/>
 +
۹. شیخ صدوق، ‏الاعتقادات‏، انتشارات، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، قم‏، چاپ دوم ۱۴۱۴ ق‏<br/>
 +
۱۰. سیده طاهره موسوی، جایگاه بحث وجوب [[ایمان به ملائکه]] در کتب متکلمان مسلمان۲، مجله کلام اسلامی، زمستان ۱۳۸۸، شماره 72<br/>
 +
۱۱. شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، انتشارات مطبعه حیدریه، نجف‏، چاپ اول‏<br/>
 +
۱۲. سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه دشتی‏، انتشارات مشهور، قم‏، چاپ اول‏۱۳۷۹ ش<br/>
 +
۱۳. سید رضی،  نهج البلاغه (صبحی صالح)، انتشارات هجرت‏، قم‏، چاپ اول ‏۱۴۱۴ ق<br/>
 +
۱۴. سیده طاهره موسوی، وجوب [[ایمان به ملائکه]] از نظر قرآن، مجله کلام اسلامی، شماره 71<br/>
 +
۱۵. نرم افزار القاموس، ابن منظور، لسان العرب<br/>
 +
۱۶. نرم افزار القاموس، خلیل بن احمد فراهیدی، العین<br/>
 +
۱۷. علیرضا رجالی تهرانی، فرشتگان، انتشارات حوزه علمیه قم دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ دوم، ۱۳۷۸<br/>
 +
۱۸. نرم افزار جامع التفاسیر، حسینی طهرانی، محمد حسین‏، نور ملکوت قرآن‏، انتشارات نور ملکوت قرآن‏، مشهد مقدس‏، ۱۴۲۷ ق چاپ سوم‏<br/>
 +
۱۹. ابن بابویه، عیون أخبار الرضا علیه السلام / ترجمه آقا نجفی، انتشارات علمیه اسلامیه‏، تهران‏، چاپ اول‏<br/>
 +
۲۰. صدر المتألهین، الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه، دار احیاء التراث‏، بیروت‏، ۱۹۸۱ م چاپ سوم‏<br/>
 +
۲۱. بروجردی سید حسین، تفسیر الصراط المستقیم‏، موسسه انصاریان‏، قم‏، ۱۴۱۶ ق چاپ اول‏<br/>
 +
۲۲. محمد شجاعی، ملائکه، تنظیم و نگارش محمدرضا کاشفی، انتشارات وثوق قم، اول زمستان 83<br/>
 +
۲۳. نرم افزار جامع الاحادیث، علامه مجلسی، بحار الانوار، دار إحیاء التراث العربی‌بیروت‏، ۱۴۰۳ ق چاپ دوم‏<br/>
 +
۲۴. نرم افزار مجموعه آثار آیه الله جوادی آملی، عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، مرکز نشر بین المللی اسراء<br/>
 +
۲۵. نرم افزار جامع التفاسیر، مکارم شیرازی، ترجمه قرآن‏، دار القرآن الکریم( دفتر مطالعات تاریخ ومعارف اسلامی)قم، ۱۳۷۳ ش چاپ دوم‏<br/>
 +
<br/>
 +
 
 +
== پانویس ==
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.islamquest.net/fa/archive/question/id21990 اسلام کوئست نت] - تاریخ برداشت: 95/02/25  </span></div>
+
 
<br />
+
  
 
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق معروف]]
 
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق معروف]]
[[رده:معروف فرهنگی]]
 
 
[[رده:معروف اعتقادی]]
 
[[رده:معروف اعتقادی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۴۴

ایمان به ملائکه

کتب مرتبط

ردیف عنوان
۱ سیمای فرشتگان
۲ فرشتگان و تحقیقی قرآنی
۳ ملائکه از دیدگاه قرآن و حدیث

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ ایمان به فرشتگان - اختصاصی راسخون
۲ وجوب ایمان به ملائکه از نظر قرآن
۳ ایمان به ملائکه - اسلام کویست
۴ عوالم چهارگانه
۵ اسرافیل
۶ روح‌القدس
۷ عزرائیل
۸ فطرس ملک
۹ مالک (فرشته)
۱۰ میکائیل
۱۱ هاروت و ماروت
۱۲ فرشته
۱۳ چه تعداد ملائکه وجود دارد؟
۱۴ با وظایف ملائکه آشنا شویم !
۱۵ فلسفه وجودی ملائکه و فرشتگان چیست و چه نیازی به وساطت آنهاست؟
۱۶ فرق ملائکه جبروتی با ملائکه ملکوتی چیست؟
۱۷ سوالی در رابطه با فرشتگان
۱۸ فرق بین فرشته و ملائکه با جن و شیطان
۱۹ ملائكه اللّه از ديدگاه ملّاصدرا
۲۰ آیا شیطان از جنس ملائکه بود؟
۲۱ نزول ملائکه و روح در شب قدر به چه معناست؟
۲۲ فرق ملائكه با جن
۲۳ ارتباط انسان با ملائکه
۲۴ ملائکه - ویکی فقه

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ ایمان
۲ ایمان به پیامبران
۳ ایمان به خدا
۴ ایمان به عدل الهی
۵ ایمان به قیامت
۶ ایمان به کتب آسمانی
۷ ایمان به یگانگی خدا

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده:محمد نصّاری
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-95/10/29
کلیدواژه : ملائکه، فرشتگان، موجودات غیبی، جبرئیل، ملک الموت

چکیده

قرآن کریم از موجوداتی به نام ملائکه (فرشتگان) نام برده که ویژگی‌هایی متفاوت با سایر مخلوقات الهی دارند؛ ماهیت این موجودات و ویژگی‌های آنها کانون بررسی بسیاری از مفسران و متکلمان شیعه و اهل سنت بوده است؛ این تحقیق درصدد بررسی ایمان به ملائکه است. برای این منظور، پس از بیان معنا و تعریف واژه ملائکه، و مطالعه اجمالی ماهیت ملائکه، نخست به بررسی ایمان به ملائکه در آیات و روایات می‌پردازیم و سپس ضمن بیان برخی گروه‌هایی که به وجود ملائکه ایمان ندارند و ایمان به ملائکه از دیدگان علماء و بزرگان، دلایل لزوم ایمان به ملائکه را بررسی کرده و راهکار تقویت این معروف را ارائه می‌دهیم.

مقدمه

خداوند شرط بهره‌برداری از هدایت قرآن را تقوا و یکی از مهمترین صفات مؤمنان را ایمان به عالم غیب برشمرده است، [۱] ایمان و اعتقاد به غیب وقتی در تحصیل صفت تقوا و بهره‌مندی از هدایت قرآن مؤثر است که فهم صحیح و دقیقی بر اساس آیات قرآن برای انسان از عالم غیب حاصل شود؛ یکی از مهمترین موجودات غیبی که قرآن از آن نام برده است، فرشتگان هستند که به گواهی آیات قرآن در بسیاری از عرصه‌های زندگی انسان از جمله تولد انسانها، ثبت اعمال آنها، ستاندن جان انسانها و انتقال آنها به نشئه دیگر اثر دارند، بی‌شک ایمان به فرشتگان، جایگاه آنها در نظام هستی و عملکرد و مأموریت آنها می‌تواند موجب در فرآیند تحصیل تقوا نقشی مهم ایفا نماید.

ملائکه در لغت و اصطلاح

واژه ملائکه در کتب لغت مورد بررسی قرار گرفته است و اهمیت این واژه به لحاظ تکرار آن در قرآن کریم است بنابراین فهم صحیح از این واژه، در فهم صحیح قرآن کریم مؤثر می‌باشد.
ابن منظور در توضیح این واژه می‌نویسد:
ملک، مفرد کلمه ملائکه است و بنابر قول کسایی، اصل آن مألک بوده که به معنای رسالت و پیام رسانی می‌باشد. [۲]
صاحب کتاب العین نیز ملک را به معنای رسالت می‌داند و می‌نویسد:
ملک تخفیف ملأک است که به معنای رسالت و پیام رسانی می‌باشد. [۳]

اما کلمه ملائکه در اصطلاح

آنچه از آیات و کلمات معصومین (علیهم السلام) بر می‌آید این است که ملائکه موجوداتی نامرئی و فراطبیعی هستند، که مأمور اجرای اوامر خدا در دنیا و آخرت می‌باشند. آنها دسته‌ها و وظایف مختلفی دارند مانند: نوشتن نامه اعمال، آوردن وحی بر اولیاء، حفاظت از انسانها و یاری مؤمنان، رساندن روزی مادی و معنوی، گرفتن جانها، دعا و استغفار کردن برای مؤمنان، هدایت قلبها، مأموران عذاب. گروهی از فرشتگان نیز فارغ از امور دنیا به عبادت خدا و رکوع و سجود مشغولند. هر یک از ملائکه وظیفه و مقامی معلوم دارند و در انجام وظیفه خود کوتاهی نکرده و از هر گناه و نافرمانی پاک و مبرّا هستند.
ملاصدرا نیز در کتاب المبدأ و المعاد فی الحکمه المتعالیه، فرشتگان را اینگونه تعریف کرده است:
«مَلَک» در شریعت عبارت است از مخلوقی که شأنش افاضه خیر و افاده علم و کشف حق و وعد به معروف است که خداوند متعال او را به همین منظور آفریده است. [۴]
و رجالی تهرانی در کتاب فرشتگان خود می‌نویسد:
فـرشـتـه مـوجـودی نـامحسوس است که مظهر خوبیها و نیکی‌ها و برکات است. [۵]

وجود ملائکه

در رابطه با اصل وجود ملائکه باید گفته شود که در متون دینی اسلامی و همینطور سایر متون ادیان الهی، وجود ملائکه، امری مسلم قلمداد شده است و اگر مطلبی راجع به ملائکه وجود دارد، درباره ماهیت فرشتگان، صفات، ویژگی‌ها، امکان رؤیت آنان و سایر مباحثی مربوط به فرشتگان که در همه آنها، وجود ملائکه به عنوان یک اصل مسلم پذیرفته شده است. خداوند در قرآن کریم، برخی از صنوف و وظایف فرشتگان را مورد اشاره قرار می‌دهد و نام برخی از فرشتگان مقرب را می‌برد. برخی از فرشتگان و وظایف آنان در قرآن کریم:
فرشتگان قبض روح: «وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ یُرْسِلُ عَلَیْکُمْ حَفَظَهً حَتَّی إِذا جاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ هُمْ لا یُفَرِّطُونَ» [۶]
فرشتگان پبام رسان الهی: «الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِکَهِ رُسُلاً أُولی أَجْنِحَهٍ مَثْنی وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ یَزیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدیرٌ» [۷]
فرشتگان کاتب اعمال انسان: «وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لحَفِظِینَ کِرَامًا کَاتِبِینَ یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ» [۸]
فرشتگان مقرب الهی: «مَنْ کانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ» [۹]
فرشتگان نازل کننده عذاب: «قالُوا یا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّکَ لَنْ یَصِلُوا إِلَیْکَ فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّیْلِ وَ لا یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَکَ إِنَّهُ مُصیبُها ما أَصابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَیْسَ الصُّبْحُ بِقَریبٍ» [۱۰]

ماهیت ملائکه

در خصوص مجرد و یا مادی بودن ملائکه زیاد بحث شده است عمده اختلاف دیدگاه‌های موجود مابین محدثین، فلاسفه و متکلمین است.
در این میان سه دیدگاه عمده وجود دارد:
۱. دیدگاه نخست که فرشتگان را مادی دانسته و برای قول خود به ادله‌ای همچون تکلم فرشتگان، رویت فرشتگان و... استناد کرده است این دیدگاه منسوب به برخی محدثان و اخباریان است:
از جمله مدعیان این دیدگاه مرحوم سیدحسین بروجردی است که در تفسیر الصراط المستقیم بر این دیدگاه استدلال نموده است. ایشان با استناد به روایات صحیحه، ملائکه را جسمانی می‌داند البته جسمی نورانی، و در ادامه می‌نویسد که مانعی نیست که برخی از ملائکه اجسامی لطیفه داشته باشند اما مجرد بودن آنها را به شدت رد می‌کند. ایشان پس از نقل دسته‌ای از روایات، استدلال خود را بیان می‌کند و می‌نویسد:
«و سائر روایات متواتری که در این باب وارد شده‌اند و می‌توان از آنها قطع حاصل کرد که فرشتگان، اجسام نورانی هستند هرچند که قابل رؤیت نمی‌باشند مگر بوسیله اسباب و شرایط خاص. و برای فرشتگان، جا و مکان، و اعضا و جوارح، و قدرت و توانایی وجود دارد همانطور که آنان دارای قوتی از تسبیح و تهلیل می‌باشند و دارای حرکت و سکون، اجتماع و افتراق، و قیام و قعود، و رکوع و سجود، و صداها و تکلم، و بزرگی و اندازه، و دیگر احکام اجسام و خواص آنها.
و حمل کردن همه این روایات و صفات بر استعاره و تشبیه و اینکه اگر فرشتگان تجسم می‌کردند، اینگونه و آنگونه می‌بودند، خروج از ظواهر فراوانی است که همانا این ظواهر حجت می‌باشند بدون نیاز به اثبات و دلیل(به خودی خود حجت هستند). و انسان مؤمن یکتاپرست، هرگز بر کمتر از این روایات نیز بی احترامی و گستاخی نمی‌کند، تا چه رسد به این روایات فراوان. و اگر در شرع، شبیه این تاویل‌ها، و احتمالاتی که مشتمل بر تکلف و به سختی انداختن خود است، رواج پیدا کند، چیزی از دین و اسلام باقی نمی‌ماند.
و بالجمله باید به آنچه از اهل بیت عصمت و طهارت به طور صحیح به ما رسیده است در مورد آنچه که عقل ما نسبت به آن دسترسی ندارد، تصدیق نماییم. و شنیدی که ظاهر کتاب و سنت بر این است که فرشتگان، جسم لطیف و نورانی هستند همانطور که اکثر مسلمانان قائل موافق این دیدگاه می‌باشند. بله ابایی نداریم که بگوییم ممکن است اصناف دیگری از فرشتگان بوده باشند که نه جسمانی هستند و نه وابسته به جسم. بلکه بالاتر از جهان ماده بوده باشند همانند ملائکه عالین و کروبیین و روحی که از امر خداوند است.» [۱۱]
۲. دیدگاه دوم فرشتگان را غیر مجرد دانسته اما به این معنا نیست که آنها مادی باشند بلکه نوعی جسم لطیف هستند شبیه جسم مثالی و برزخی. این دیدگاه منسوب به متکلمان است:
از جمله قائلین به این دیدگاه مفسر معاصر حضرت آیت الله مکارم شیرازی می‌باشند ایشان در تفسیر الأمثل فی تفسیر الکتاب المنزل می‌فرمایند:
«ممکن نیست ملائکه با این اوصافی که دارند مادی بوده باشند اما مانعی وجود ندارد که اجسام لطیفه باشند ایشان در استدلال خود می‌نویسند که اثبات تجرد مطلق از زمان و مکان و جزئیت کار آسانی نیست و البته اضافه می‌دارند که اثبات همچین چیزی فایده‌ای ندارد مهم این است که فرشتگان را با این اوصافی که در قرآن و روایات آمده است بشناسیم و بدان معتقد باشیم.» [۱۲]
ایشان همچنین در کتاب سوگندهای پربار قرآن می‌نویسند:
«بسیاری از دانشمندان آنها را موجوداتی جسمانی (از نوع جسم لطیف) می‌دانند، بلکه علّامه مجلسی رحمه الله ادّعای اجماع کرده که ملائکه اجسام لطیف نامرئی هستند. توضیح اینکه: در عالم مادّه اجسام لطیف نامرئی وجود دارد. از جمله آنها نیروی جاذبه است، که هر چند مادّه است، امّا قابل رؤیت نمی‌باشد. فرشتگان نیز اجسام مادّی نامرئی هستند. البتّه می‌توانند به شکل انسان درآیند، همان‌گونه که آن فرشته در مقابل حضرت مریم علیها السلام به صورت یک جوان زیبا ظاهر شد.» [۱۳]
۳. دیدگاه سومی دیدگاه منسوب به فلاسفه است که فرشتگان را منزه از هر گونه ماده حتی نوع مثالی و برزخی می‌دانند و معتقدند که فرشتگان مجردند:
از جمله موافقان این دیدگاه مرحوم علامه طباطبایی است ایشان در تفسیر المیزان می‌فرمایند ملائکه موجوداتی هستند که در وجودشان منزه از ماده جسمانی اند و بر این دیدگاه خود استدلال می‌نماید و می‌نویسد:
«چون ماده جسمانی در معرض زوال و فساد و تغییر است، و نیز کمال در ماده، تدریجی است، از مبدأ سیر و حرکت می‌کند تا به تدریج به غایت کمال برسد، و چه بسا در بین راه به موانع و آفاتی برخورد کند و قبل از رسیدن به حد کمالش از بین برود، ولی ملائکه این طور نیستند.» [۱۴]
وی همچنین درخصوص رد دو دیدگاه دیگر معتقد است که روایات رسیده در باب صورت و شکل و هیاتهای جسمانی ملائکه، از باب تمثل است و مقصود این بوده که اگر بنا بود ملائکه را ترسیم نمایند به این شکل در می‌آمدند. همچنین در رد دیدگاه دوم می‌نویسد:
«و اما اینکه بر سر زبانها افتاده که می‌گویند:" ملک جسمی است لطیف، که به هر شکل درمی‌آید جز به شکل سگ و خوک،... مطلبی است که هیچ دلیلی بر آن نیست، نه از عقل و نه از نقل، نه نقل از کتاب و نه نقل از سنت معتبر، و اینکه بعضی ادعا کرده‌اند بر اینکه مسلمین بر این مطلب اجماع دارند، علاوه بر اینکه چنین اجماعی در کار نیست، هیچ دلیلی بر حجیت چنین اجماعی در مسائل اعتقادی نیست.» [۱۵]
در هر صورت، بیشتر دانشمندان مسلمان بر این باور هستند که ملائکه موجوداتی هستند که دارای جسمی لطیف می‌باشند و قادر بر تشکل به صورت‌های مختلف.

صنوف و وظایف ملائکه

همانگونه که در بحث وجود ملائکه اشاره شد، ملائکه دارای صنوف و وظایف مختلفی هستند که علم تفصیلی به آن از توان انسان خارج است و ما صرفا به صفاتی که در قرآن و روایات برای ملائکه بیان شده اطلاع داریم.
از مجموع آیات و روایات به دست می‌آید که فرشتگان، وظیفه همکاری در تشریع و تکوین را بر عهده دارند؛ آفرینش جهان و موجودات مختلف آن به امر خداوند متعال و به دست فرشتگان صورت پذیرفته است:
«وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما لاعِبینَ» [۱۶]
در این آیه شریفه، خداوند آفرینش آسمان و زمین را به ضمیر جمع آورده و فرموده «خَلَقْنَا»؛ بنابر قول مفسران، مقصود از ضمیر جمع، خداوند و ملائکه می‌باشد.
و گاهی ابلاغ وحی و شریعت هر پیامبری از جانب خداوند متعال، به آن پیامبر از طریق فرشتگان صورت می‌پذیرفت:
«وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولاً فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکیمٌ» [۱۷]
همچنین کارهای متفاوتی برای گروه‌های مختلفی از ملائکه در قرآن کریم و روایات نام برده شده است.
محمد شجاعی در کتاب ملائکه می‌نویسد:
«وَ ما مِنَّا إِلاَّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ» [۱۸] با توجه به این آیه شریفه، ملائکه دارای مراتب وجودی و مقامات هستند و هر کدام در همان مقام و رتبه تحت فرمان الهی هستند.
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ ذِی قُوَّهٍ عِندَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٍ مُّطَاعٍ ثمَ أَمِینٍ [۱۹]
این آیات نیز به مقامات فرشتگان اشاره دارد و در خصوص حضرت جبرئیل است و از واژه مطاع استفاده می‌شود که ملائکه‌ای تحت فرمان او اطاعت کننده او هستند. [۲۰]

برخی از صنوف ملائکه

حاملان عرش: «والمَلَکُ عَلی اَرجاها ویَحمِلُ عَرشَ رَبِّکَ فَوقَهُم یَومَئِذ ثَمـنِیَه» [۲۱]
تسبیح کنندگان: «فَإِنِ اسْتَکْبَرُوا فَالَّذینَ عِنْدَ رَبِّکَ یُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ هُمْ لا یَسْأَمُونَ» [۲۲]
تدبیر کنندگان: «فَالمُدَبِّرتِ اَمرا» [۲۳]
فرشتگان موکل بر بهشت: «الَّذینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَهُ طَیِّبینَ یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْکُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّهَ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» [۲۴]
فرشتگان موکل بر جهنم: وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلاَّ مَلائِکَهً... [۲۵]
فرشتگان عذاب: «قالَ فَما خَطبُکُم اَیُّهَا المُرسَلون * قالوا اِنّا اُرسِلنا اِلی قَوم مُجرِمین * لِنُرسِلَ عَلَیهِم حِجارَهً مِن طین * مُسَوَّمَهً عِندَ رَبِّکَ لِلمُسرِفین» [۲۶]
فرشتگان قبض روح: «فَکَیفَ اِذا تَوَفَّتهُمُ المَلـکَهُ یَضرِبونَ وُجوهَهُم واَدبـرَهُم» [۲۷]
فرشتگان ثبت اعمال: «وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لحَفِظِینَ کِرَامًا کَاتِبِینَ یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ» [۲۸]
فرشتگان پیام رسان: «اللَّهُ یَصْطَفی مِنَ الْمَلائِکَهِ رُسُلاً وَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمیعٌ بَصیرٌ» [۲۹]

تعداد فرشتگان

در خصوص تعداد فرشتگان باید عرض شود که علم آن نزد خداوند است همانگونه که در این آیه شریفه آمده است:
«وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلاَّ مَلائِکَهً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلاَّ فِتْنَهً لِلَّذینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ یَزْدادَ الَّذینَ آمَنُوا إیماناً وَ لا یَرْتابَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِیَقُولَ الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْکافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً کَذلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی مَنْ یَشاءُ وَ ما یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلاَّ هُوَ وَ ما هِیَ إِلاَّ ذِکْری لِلْبَشَرِ » [۳۰]
بنابراین خداوند متعال با قدرت خود و علم و حکمت خویش در تدبیر عالم از ملائکه استفاده می‌کند و اینکه تعداد آنها چه اندازه است، مسأله‌ای است که نه علم به آن لازم است، و نه مقدمه حل مسأله‌ای دیگر می‌باشد؛ کما اینکه لازمه دانستن پاسخ این پرسش، این است که ما عالم به تمام موجودات جهان، ارضی و سماوی، مجرد و مادی، دنیوی و برزخی و آخرتی باشیم و این خارج از توان انسان عادی است و از علوم غیبی الهی است که به هر که خواهد تعلیم می‌کند.

عصمت ملائکه

در خصوص عصمت فرشتگان، آیات و روایات فراوانی وارد شده است و همگی فرشتگان را منزه از عصیان و نافرمانی می‌دانند.
در کتاب عیون اخبار الرضا از امام رضا (علیه السلام) در پاسخ به گفته‌های کسانی که فرشتگان را گناهکار هستند روایت شده است که امام فرمود:
«معاذ اللَّه ملائکه معصوم و محفوظند از کفر و اعمال ناشایسته بالطاف خداوندی، حقتعالی در حق آنها فرموده است لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ «فرشتگان خلاف فرموده خدا نکنند و هر چه خدا بآن امر فرماید بکنند» [۳۱] و نیز حقتعالی فرموده وَ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَنْ عِنْدَهُ «از برای خداوند است آنچه در آسمانها و زمین است و هر کس نزد خدا است یعنی فرشتگان» لا یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ لا یَسْتَحْسِرُونَ یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ لا یَفْتُرُونَ «سرکشی نمی‌کنند از پرستش او و هیچ مانده نمی‌شوند و ملال نمی‌گیرند در عبادت تا در وظایف طاعت ایشان قصوری و فتوری بهم رسد تنزیه می‌کنند حق سبحانه را از آنچه لایق حضرت وی نباشد شب و روز یعنی پیوسته بتعظیم و تنزیه حق سبحانه و تعالی مشغولند و سست نمی‌شوند» [۳۲] ، و نیز حقتعالی در حق ملائکه می‌فرماید بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ بلکه فرشتگان بندگانی هستند گرامی‌شدگان پیشی نگیرند بر خدا بسخن گفتن بلکه بیدستوری وی سخن نکنند پس بی‌اذن او شفاعت احدی نتوانند کرد و ایشان بفرمان حقتعالی کار می‌کنند یعنی تا امر الهی بایشان نازل نشود بهیچ عملی اقدام ننمایند می‌داند حقتعالی آنچه از پیش ایشان است و از آنچه از پس ایشان است یعنی آنچه فرشتگان مقدم و مؤخر داشته‌اند از افعال و اقوال بر او پوشیده نیست به جهت علم او سبحانه به احوال سابق و لاحق ایشان و درخواست نمی‌کنند مگر کسی را که خدا به پسندد که در حق وی شفاعت کنند از اهل توحید و ایشان با وجود قرب و منزلت و عدم قصور در طاعت از ترس و عذاب و عقاب او ترسانند از آنکه مبادا تقصیری در عبادت ایشان واقع شود و یا از نهایت عظمت او لرزانند.» [۳۳] [۳۴]

ایمان به ملائکه در آیات قرآن

صرف فرمایش خداوند در مورد صفات، اقسام و کارهای ملائکه که بیش از ۵۰ مرتبه در قرآن کریم ذکر شده است، اثبات کننده اصل وجود آنهاست بنابراین ایمان به خداوند و نبوت پیامبر و کتب آسمانی ، ایمان به ملائکه را نتیجه می‌دهد و عدم اعتقاد به ملائکه به معنای عدم اعتقاد به خداوند و پیامبر می‌باشد. زیرا کسی نمی‌تواند ادعا کند که به خداوند متعال ایمان دارم اما به وجود ملائکه که در کلام خداوند آمده؛ معتقد نیستم و آن را غیر حقیقی و غیر واقعی می‌پندارم. با تلاوت آیات قرآن کریم، به آیات فراوانی که در آنها نامی از ملائکه برده شده است، بر می‌خوریم؛ آیاتی همچون: آیه ۱ سوره فاطر [۳۵] ؛ آیه ۷۵ سوره زمر [۳۶] ؛ آیه ۱۹ سوره زخرف [۳۷] ؛ آیه ۳۱ سوره بقره [۳۸] ؛ آیه ۱۲ سوره أنفال [۳۹] ؛ آیه ۷۵ سوره حج [۴۰] .
در خصوص ایمان به ملائکه به بیان تعدادی از آیات قرآن می‌پردازیم:
۱. آیه نخست، آیه ۱۷۷ سوره مبارکه بقره می‌باشد: «لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ- وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَهِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ- وَ آتَی الْمالَ عَلی حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینَ- وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ السَّائِلِینَ وَ فِی الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاهَ- وَ آتَی الزَّکاهَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا- وَ الصَّابِرِینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِینَ الْبَأْسِ- أُولئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ‏» [۴۱]
تفسیر آیه:
قرآن به بیان مهمترین اصول نیکیها در ناحیه ایمان و اخلاق و عمل ضمن بیان شش عنوان پرداخته چنین می‌گوید:" بلکه نیکی (نیکوکار) کسانی هستند که به خدا و روز آخر و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران ایمان آورده‌اند" (وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَهِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ‏).
در حقیقت این نخستین پایه همه نیکیها و خوبیها است: ایمان به مبدء و معاد و برنامه‌های الهی، و پیامبران که مامور ابلاغ و اجرای این برنامه‌ها بودند، و فرشتگانی که واسطه ابلاغ این دعوت محسوب می‌شدند، ایمان به اصولی که تمام وجود انسان را روشن می‌کند و انگیزه نیرومندی برای حرکت به سوی برنامه‌های سازنده و اعمال صالح است. [۴۲]
۲. آیه دوم،آیه ۲۸۵ بقره است: «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَکَ رَبَّنا وَ إِلَیْکَ الْمَصیرُ» [۴۳]
تفسیر آیه:
نخست می‌فرماید:" پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنچه از طرف پروردگارش نازل شده است ایمان آورده" (آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ‏). سپس می‌افزاید:" مؤمنان نیز به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگان وی همگی ایمان آورده‌اند و (می‌گویند) ما در میان پیامبران او هیچگونه فرقی نمی‌گذاریم" و به همگی ایمان داریم (وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ‏). آری مؤمنان بر خلاف" کسانی که می‌خواهند بین خدا و پیامبرانش جدایی بیفکنند و به بعضی ایمان بیاورند و بعضی را انکار کنند" (وَ یُرِیدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ هیچگونه تفاوتی میان رسولان الهی نمی‌گذارند، و همه را از سوی خدا می‌دانند، و همگی را محترم می‌شمرند. [۴۴]
بنابراین؛ ایمان به فرشتگان الهی، جزو ایمان به حساب می‌آید و جدای از ایمان به خداوند متعال و ایمان به پیامبران نخواهد بود. و مومن به کسی اطلاق می‌شود که به خداوند متعال، فرشتگان او، کتاب‌های آسمانی او و پیامبران او ایمان داشته باشند. و انکار فرشتگان، خروج از محدوده ایمان محسوب می‌شود.
۳. آیه سوم، آیه ۹۸ سوره مبارکه بقره می‌باشد: «مَنْ کانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ» [۴۵]
تفسیر آیه:
این آیه اشاره دارد به اینکه اینها قابل تفکیک نیستند: اللَّه، فرشتگان او، فرستادگان او، جبرئیل، میکائیل و هر فرشته دیگر، و در حقیقت دشمنی با یکی دشمنی با بقیه است. به تعبیر دیگر دستورات الهی که تکامل بخش انسانهاست از سوی خداوند بوسیله فرشتگان بر پیامبران نازل می‌شود و اگر تفاوتی بین ماموریتهای آنها باشد از قبیل تقسیم مسئولیت است نه تضاد در ماموریت، آنها همه در مسیر یک هدف قرار دارند، بنا بر این دشمنی با یکی از آنها، دشمنی با خدا است. [۴۶]
خداوند در این آیه شریفه خود را دشمن کافران می‌داند و چه از این بالاتر که انسان دشمن خداوند قلمداد شود؛ انسانی که تمام سعی و تلاش و کوشش بر این است که بتواند رضایت خداوند متعال را کسب نماید و بنده‌ای خوب برای خداوند باشد. در این آیه شریفه خداوند، دشمنان خود، دشمنان فرشتگان، دشمنان پیامبران و با تاکید بیشتر نسبت به دشمنی با حضرت جبرئیل و میکائیل (علیهما السلام)، همه را در یک ردیف قرار داده و خود را دشمن آنان می‌خواند. بنابراین؛ عدم ایمان به فرشتگان و دشمنی با آنان، خسارت دنیا و آخرت را در پی دارد.

ایمان به ملائکه در روایات

در روایات اهل بیت (علیهم السلام) در خصوص ایمان و باور به فرشتگان، به صورت مختصر و راجع به حقیقت آنان، صفات و ویژگی‌های آنان به صورت مفصل مطالبی نقل شده است که در کتاب‌های موجود در نرم افزار جامع الاحادیث [۴۷] ، بالای ۲۷ هزار مرتبه نام فرشتگان و ملائکه ذکر شده است. این مقاله به دو روایت اشاره می‌شود:
۱. «حضرت جبرئیل (علیه السلام) نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به صورت یک بادیه نشین آمد و در حالی که پیامبر او را نشناخته بود، عرضه داشت: ای محمد؛ ایمان چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اینکه به خداوند و آخرت و فرشتگان و کتاب و پیامبران و مبعوث شدن بعد از مرگ باور داشته باشی. جبرئیل (علیه السلام) گفت: راست گفتی ای محمد...» [۴۸]
۲. در بین روایات رسیده از اهل بیت (علیهم السلام)، خطبه‌های ۱ و ۹۱ نهج البلاغه امام علی (علیه السلام) و دعای سوم صحیفه سجادیه درباره فرشتگان، صفات و چگونگی آنان، دارای جایگاه ویژه‌ای می‌باشند. حضرت علی (علیه السلام) در این خطبه‌ها، ضمن بیان صفات و ویژگی‌های فرشتگان، وجود آنان را امری مسلم قلمداد می‌کند بنابراین بسیار مناسب است که در این نوشته به یکی از این خطبه‌ها اشاره شود. حضرت در خطبه نخست درباره فرشتگان می‌فرمایند:
«سپس آسمان‌های بالا را از هم گشود، و از فرشتگان گوناگون پر نمود. گروهی از فرشتگان همواره در سجده‌اند و رکوع ندارند و گروهی در رکوعند و یارای ایستادن ندارند و گروهی در صف‌هایی ایستاده‌اند که پراکنده نمی‌شوند و گروهی همواره تسبیح گویند و خسته نمی‌شوند و هیچ گاه خواب به چشمشان راه نمی‌یابد، و عقل‌های آنان دچار اشتباه نمی‌گردد ، بدن‌های آنان دچار سستی نشده، و آنان دچار بی خبری برخاسته از فراموشی نمی‌شوند. برخی از فرشتگان، امینان وحی الهی، و زبان گویای وحی برای پیامبران می‌باشند، که پیوسته برای رساندن حکم و فرمان خدا در رفت و آمدند. جمعی از فرشتگان حافظان بندگان، و جمعی دیگر دربانان بهشت خداوندند. بعضی از آنها پاهایشان در طبقات پایین زمین قرار داشته، و گردن‌هاشان از آسمان فراتر، و ارکان وجودشان از اطراف جهان گذشته، عرش الهی بر دوش‌هایشان استوار است، برابر عرش خدا دیدگان به زیر افکنده، و در زیر آن، بالها را به خود پیچیده‌اند. میان این دسته از فرشتگان با آنها که در مراتب پایین‌تری قرار دارند، حجاب عزّت، و پرده‌های قدرت، فاصله انداخته است. هرگز خدا را با وهم و خیال، در شکل و صورتی نمی‌پندارند، و صفات پدیده‌ها را بر او روا نمی‌دارند، هرگز خدا را در جایی محدود نمی‌سازند، و نه با همانند آوردن، به او اشاره می‌کنند.» [۴۹]

ایمان به ملائکه در فقه

ایمان به ملائکه ازفروعات اصول دینی است و این بدان معناست که ایمان به آنان، لازمه عمل به تکالیف دینی است. به عبارتی دیگر؛ زمانی یک مکلف می‌تواند بنابر اجتهاد خود و یا تقلید از یکی از مراجع تقلید، به تکالیف دینی خود همچون نماز و روزه و حج و زکات و خمس و... بپردازد که به اصول دینی، پایبند باشد مثلا اگر نبوت پیامبر برای شخصی، نامعلوم و مبهم باشد، این شخص نمی‌تواند به فروع دینی همچون نماز و روزه و سایر فروع عمل کند. زیرا عمل به این تکالیف شرعی فقهی، متوقف بر پذیرش اصل نبوت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌باشد.
در خصوص ایمان به ملائکه نیز اینگونه است. هرچند که ایمان به ملائکه از اصول دین اسلام نمی‌باشد اما از فروعات و زیر مجموعه‌های این اصول است و ایمان به آن لازم و واجب می‌باشد و خداوند متعال در قرآن کریم، ایمان به ملائکه را هم ردیف ایمان به خداوند و پیامبر و کتاب آسمانی، قرار داده است.

گروه‌هایی که به وجود ملائکه ایمان ندارند

طبیعی است که مادی گرایان و کسانی که صرفا یک تفسیر مادی از جهان هستی دارند و موجودات غیبی و فراطبیعی را انکار می‌کنند، وجود فرشتگان را نیز به با چشم قابل رؤیت نیستند را انکار می‌نمایند این نوع تفکر در فلسفه غرب بسیار مشهود است.
اما در میان مسلمانا جدای از مسلمانانی که صرفا نام مسلمان را یدک می‌کشند و افکار غرب و شرق را بر تعالیم اسلامی ترجیح می‌دهند و دنباله روی مادی گرایان غربی هستند، گروه‌هایی از مسلمانان نیز با ارائه تفاسیری مختلف از فرشتگان، آنان را غیر از آنچه که عموم مسلمانان باور دارند، معرفی می‌کنند.
علیرضا رجالی تهرانی در کتاب خود، فرشتگان و تحقیقی قرآنی ، روایی و عقلی می‌نویسد:
«در طول تاریخ اسلام دو گروه منکر وجود فرشته شدند :
دسته اول اسماعیلیه هستند که هر کجا سخن از مسائل غیبی ، مانند فرشته و وحی و معجزه و . . . به میان می‌آید، به تاویل و توجیه دست زده و به نوعی آنها را به امور مادی و عینی بر گردانده‌اند .
دسته دوم ، مسلمانان التقاطی هستند که افکار دینی خود را از مستشرقان گرفته‌اند . آنها نیز تمام مسائل غیب را به حس و شهادت و به عالم طبیعت، بر می‌گردانند و توجه می‌کنند.» [۵۰]

ایمان به ملائکه از دیدگان علماء و بزرگان

مرحوم شیخ مفید در کتاب المقنعه خود راجع به ایمان به فرشتگان می‌نویسد:
«لازم است که انسان به رسولان خداوند تبارک و تعالی از فرشتگان (علیهم السلام) ایمان داشته باشد و همچنین ایمان داشته باشد که آنان از همه فرشتگان افضل هستند و ثواب بیشتری می‌برند و منزلت و جایگاه بالاتری دارند، همانند جبرئیل و میکائیل و اسرافیل. و لازم است که به صورت مفصل به همه آنان ایمان آورد و همچنین فرشتگانی که نام آنها به صورت مشخص در قرآن کریم نیامده است، همانگونه که در خصوص پیامبران از بشر (علیهم السلام) اینگونه ایمان،لازم است.» [۵۱]
همچنین مولف ریاض السالکین می‌نویسد:
«مقصود از ایمان به فرشتگان، اعتقاد به خصوصیات ذاتی آنان نیست بلکه مقصود اضافه آنان به خداوند متعال است از حیث اینکه بندگان مکرم او هستند و توانایی وساطت بین خداوند و پیامبران او به جهت انزال کتاب‌های آسمانی و القاء وحی را دارند.» [۵۲]
و شیخ صدوق در کتاب الاعتقادات، جاهل به ملائکه را کافر دانسته و می‌نویسد:
«اعتقاد ما در شأن انبیاء و رسل و ائمه و ملائکه (صلوات اللَّه علیهم اجمعین) این است که ایشان معصوم و از هر چرکینی پاکیزه شده هستند و آنکه ایشان هیچ معصیتی را مرتکب نمی‌شوند نه کبیره و نه صغیره، و نافرمانی حقتعالی نمی‌نمایند، هر چه امرشان می‌فرماید و هر چه مأمور می‌شوند می‌کنند، و هر که ایشان را در حالی از احوالشان معصوم ندانسته، پس به تحقیق که جاهل بحق ایشان شده، و هر که جاهل به ایشان شد، کافر است.» [۵۳]
مرحوم علامه مجلسی نیز در تفسیر آیه ۹۸ سوره مبارکه بقره [۵۴] در کتاب شریف بحار الانوار می‌نویسد:
«ظاهرا اینکه از آنان به کافرین تعبیر شده، به جهت بیان این نکته است که دشمنی با فرشتگان نیز از موجبات کفر آنهاست. و آیه دلالت دارد بر اینکه محبت ملائکه واجب است و دشمنی با آنان، کفر می‌باشد.» [۵۵]

برخی دلایل لزوم ایمان به ملائکه

۱. ایمان به ملائکه لازمه ایمان به نزول وحی بر پیامبران توسط ملائکه است
همه ملائکه و یا تعدادی از آنان در واقع سفیران خداوند متعال به پیامبران می‌باشند و حاملان وحی و پیام‌های الهی به پیامبران، جهت ابلاغ به مردم هستند و عدم ایمان به آنان، نزول وحی و عمل بر طبق فرمایشات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را زیر سوال می‌برد زیرا در این صورت، نحوه ارتباط پیامبر با عالم بالا، مجهول خواهد ماند. بنابراین دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان دستور و امر خداوند متعال، مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت و این علاوه بر اینکه باعث می‌شود تکالیف شرعی، مبهم و غیر وحیانی به نظر برسد، نبوت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز مخدوش خواهد شد؛ زیرا در این صورت ارتباطی با عالم بالا متصور نیست که معلوم شود شخص مدعی نبوت، فی الواقع نبی هست و یا خیر. نه تاییدی از جانب خداوند در باره او صورت می‌پذیرد و نه اوامر الهی به وی ابلاغ می‌گردد.
۲. مراقبت و حساب و کتاب ملائکه از اعمال انسان
ملائکه گروه‌های زیادی هستند گروهی سفیران الهی به انبیاء و رسل می‌باشند،گروهی مشغول عبادت و حمد و تسبیح الهی هستند، گروهی مدبرات عالم اند و... .
در میان گروه‌های مختلف ملائکه، گروهی مامور حساب و کتاب انسانها هستند بنابر قرآن کریم برای هر کدام از انسانها دو فرشته گمارده شده‌اند تا همه اعمال و کردار او ر ا ثبت و ضبط نمایند و در روز قیامت به محضر پروردگار عرضه بدارند و بنابر این کتاب‌ها، خداوند به حساب و کتاب انسان می‌پردازد. همانند آیات ذیل:
«ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتیدٌ» [۵۶]
«وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لحَفِظِینَ کِرَامًا کَاتِبِینَ یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ» [۵۷]

امکان ارتباط انسان با ملائکه

از جمله مسائلی که با بحث مجرد و مادی بودن فرشتگان مرتبط است بحث امکان ارتباط با فرشتگان و دیدن آنهاست. زیرا در صورت قول به مادی بودن و یا حداقل جسم لطیف داشتن ملائکه، بحث از امکان دیدن آنها و برقراری نوعی ارتباط با آنها مطرح می‌شود اما بنابر قول به تجرد آنها، این بحث منتفی خواهد بود. در این خصوص، برخی دیدگاه‌ها را به اختصار مورد بررسی قرار خواهیم داد.
حضرت علامه عبدالله جوادی آملی در تفسیر گران سنگ تسنیم می‌نویسند:
«مؤمنان منزّه از آلودگی اعتقادی و مبرّا از رَین و دَنَس اخلاقی و برخوردار از استقامت فکری و عملی با ملائکه بی‌ارتباط نبوده بلکه وعده قرآن مجید مناسب با نزول فرشتگان بشارت‌بخش بر آن‌هاست: (الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ استَقموا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِکَهُ اَلاّتَخافوا ولاتَحزَنوا... ) [۵۸]. بررسی همه‌جانبه این پیوند نشان می‌دهد که ارتباط ملائکه با مؤمنان طیب و طاهر به زمان مرگ و جریان برزخ اختصاص ندارد. آن که لیاقت پیوند با فرشته ندارد، انتظار نابخردانه و سفیهانه را در سر و امید مستکبرانه را در دل می‌پروراند که مَلَک وحی را ببیند.» [۵۹]
همچنین محمد حسین طهرانی در نور ملکوت قرآن در خصوص تمثل فرشتگان و دیدن آنها می‌آورد:
اهل کشف و شهود ملائکه را می‌بینند، غایه الامر صورت تمثّلی آنها را؛ زیرا همان‌طورکه گفتیم آنها مجرّدند و نمی‌توانند به لباس مادّه متلبّس گردند، بخلاف جنّ و شیطان که موجود مادّی و ناری هستند و دارای شکل و صورتند. جنّیان متشکّل‌اند؛ و امّا ملائکه متمثّل می‌شوند، یعنی در قوای ذهنیّه انسان به صورت مناسب ظاهر می‌شوند. حقیقت جبرائیل، موجود مجرّد نورانی است که چون با آن صورت بر رسول الله ظاهر می‌شد، مشرق و مغرب عالم را احاطه می‌کرد. ولی گاهی به صورت دحیه کلبیّ متمثّل می‌شد، در این حال رسول خدا وی را به حقیقت جبرائیل دریافت می‌نمودند و سائرین او را دحیه می‌پنداشتند، درحالی‌که دحیه نبود، به مثال و صورت دحیه در انظار نظاره‌کنندگان متمثّل می‌شد. [۶۰]

راهکار تقویت این معروف

جهت تقویت ایمان به ملائکه، باید انسان همواره محشور با قرآن کریم و روایات اهل بیت (علیهم السلام) و عامل به تعالیم و تکالیف دینی باشد. انسانی که از تعالیم دینی فاصله بگیرد و تمام هدف خلقت خود را خوشی چند روزه دنیایی بپندارد، بی شک با مرور زمان و در اثر گناه، فرامین دینی برای او غیر قابل فهم و غیر واقعی جلوه می‌نمایند بنابراین با دل سپردن به عالم ماده، از عالم فراماده فاصله می‌گیرد. چنین شخصی منکر عالم ماوراء می‌شود که انکار خداوند متعال و ملائکه را در پی دارد. برای او، جهان صرف ماده خواهد بود و اصولا امور غیر قابل درک با حواس پنجگانه خود را انکار خواهد کرد.
بنابراین ارتباط مستمر با تعالیم دینی و مراجعه به متون روایی و قرآن کریم وتهذیب نفس، انسان را با عالمی فراتر از این عالم ماده پست، آشنا خواهد کرد.

منابع برای مطالعه بیشتر

۱. نهج البلاغه، خطبه‌های ۱ و 91
۲. صحیفه سجادیه، دعای سوم
۳. علیرضا رجالی تهرانی، فرشتگان، انتشارات حوزه علمیه قم دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ دوم، ۱۳۷۸
۴. لیلا حمداللهی، بانظارت محمد بیستونی، سیمای فرشتگان (در قرآن و نهج‌البلاغه)، انتشارات بیان جوان، قم، چاپ دوم ۱۳۸۵
۵. سیدمهدی امین، با نظارت دکتر محمد بیستونی،‏ ملائکه از دیدگاه قرآن و حدیث (تفسیر موضوعی المیزان)، انتشارات بیان جوان، تابستان 1388
۶. محمد زمان رستمی و طاهره آل بویه، سیری در اسرار فرشتگان با رویکردی قرانی و عرفانی، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، اول پاییز 93
۷. محمد شجاعی، ملائکه، تنظیم و نگارش محمدرضا کاشفی، انتشارات وثوق قم، اول زمستان 83
۸. فریبا چناری، فرشته، نیکان کتاب زنجان، اول بهار 84
۹. عمر سلیمان الاشقر، عالم الملائکه الابرار، دار النفائس للنشر و التوزیع، اردن، الطبعه السابعه۱۴۱۵ ه - ۱۹۹۵م
۱۰. اسماعیل سلطانی بیرامی، تمثل فرشته در شکل انسان از دیدگاه علامه طباطبایی، مجله علوم قرآن شناخت، پاییز و زمستان ۱۳۹۲، شماره 12
۱۱. زهرا جمشیدیان، قرآن کریم و فرشتگان آسمانی، مجله کوثر، پاییز و زمستان ۱۳۸۴، شماره 18
۱۲. امیر راستین و علی رضا کهن سال، عصمت فرشتگان، شواهد موافق و مخالف، مجله اندیشه نوین دینی، پاییز ۱۳۹۳، شماره 38
۱۳. مصطفی کریمی، نقش فرشته و پیامبر در وحی از نگاه قرآن و روایات، مجله معرفت، آذر ۱۳۸۴، شماره 96
۱۴. محمد تقی شاکر و محمود قیوم زاده، فرشته و نقش آن در امداد الهی از منظر مفسران، مجله مطالعات تفسیری، تابستان ۱۳۹۳، سال پنجم شماره 18
۱۵. یعقوب جعفری، فرشتگان نگهبان، مجله درسهایی از مکتب اسلام، سال چهل و نهم، مهر ۱۳۸۸، شماره 7
۱۶. سید حسام الدین حسینی، نقش فرشتگان در تدبیر جهان در قرآن و عهدین، مجله ادیان و عرفان، پاییز و زمستان ۱۳۹۱، سال چهل و پنجم شماره 2

فهرست منابع

۱. قرآن کریم
۲. مصباح یزدی، جهان شناسی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، قم، تابستان86
۳. نرم افزار جامع التفاسیر، مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیه تهران‏، ۱۳۷۴ ش‏
۴. نرم افزار جامع التفاسیر، طباطبایی، ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمد باقر موسوی همدانی‏، دفتر انتشارات اسلامی جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم
۵. نرم افزار جامع التفاسیر، مکارم شیرازی، ناصر، سوگندهای پربار قرآن‏، مدرسه الامام علی بن ابی طالب( ع) قم‏، ۱۳۸۶ ش چاپ دوم‏
۶. شیخ مفید، المقنعه، انتشارات کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، قم، چاپ اول ۱۴۱۳ ق‏.
۷. کبیر مدنی، سید علیخان بن احمد، ریاض السالکین فی شرح صحیفه سیّد الساجدین‏، انتشارات دفتر انتشارات اسلامی‏، قم، چاپ اول ۱۴۰۹ ق
۸. شیخ صدوق، الاعتقادات‏، ترجمه حسنی‏، انتشارات اسلامیه‏، تهران‏، چاپ اول‏ ۱۳۷۱ ش
۹. شیخ صدوق، ‏الاعتقادات‏، انتشارات، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، قم‏، چاپ دوم ۱۴۱۴ ق‏
۱۰. سیده طاهره موسوی، جایگاه بحث وجوب ایمان به ملائکه در کتب متکلمان مسلمان۲، مجله کلام اسلامی، زمستان ۱۳۸۸، شماره 72
۱۱. شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، انتشارات مطبعه حیدریه، نجف‏، چاپ اول‏
۱۲. سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه دشتی‏، انتشارات مشهور، قم‏، چاپ اول‏۱۳۷۹ ش
۱۳. سید رضی، نهج البلاغه (صبحی صالح)، انتشارات هجرت‏، قم‏، چاپ اول ‏۱۴۱۴ ق
۱۴. سیده طاهره موسوی، وجوب ایمان به ملائکه از نظر قرآن، مجله کلام اسلامی، شماره 71
۱۵. نرم افزار القاموس، ابن منظور، لسان العرب
۱۶. نرم افزار القاموس، خلیل بن احمد فراهیدی، العین
۱۷. علیرضا رجالی تهرانی، فرشتگان، انتشارات حوزه علمیه قم دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ دوم، ۱۳۷۸
۱۸. نرم افزار جامع التفاسیر، حسینی طهرانی، محمد حسین‏، نور ملکوت قرآن‏، انتشارات نور ملکوت قرآن‏، مشهد مقدس‏، ۱۴۲۷ ق چاپ سوم‏
۱۹. ابن بابویه، عیون أخبار الرضا علیه السلام / ترجمه آقا نجفی، انتشارات علمیه اسلامیه‏، تهران‏، چاپ اول‏
۲۰. صدر المتألهین، الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه، دار احیاء التراث‏، بیروت‏، ۱۹۸۱ م چاپ سوم‏
۲۱. بروجردی سید حسین، تفسیر الصراط المستقیم‏، موسسه انصاریان‏، قم‏، ۱۴۱۶ ق چاپ اول‏
۲۲. محمد شجاعی، ملائکه، تنظیم و نگارش محمدرضا کاشفی، انتشارات وثوق قم، اول زمستان 83
۲۳. نرم افزار جامع الاحادیث، علامه مجلسی، بحار الانوار، دار إحیاء التراث العربی‌بیروت‏، ۱۴۰۳ ق چاپ دوم‏
۲۴. نرم افزار مجموعه آثار آیه الله جوادی آملی، عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، مرکز نشر بین المللی اسراء
۲۵. نرم افزار جامع التفاسیر، مکارم شیرازی، ترجمه قرآن‏، دار القرآن الکریم( دفتر مطالعات تاریخ ومعارف اسلامی)قم، ۱۳۷۳ ش چاپ دوم‏

پانویس

  1. بقره، 2
  2. «المَلَکُ واحد الملائکه إِنما هو تخفیف المَلأَک، و اجتمعوا علی حذف همزه، و هو مَفْعَلٌ من الأَلُوکِ، و قد ذکرناه فی المعتل. و المَلَکُ من الملائکه: واحد و جمع؛ قال الکسائی: أَصله مَأْلَکٌ بتقدیم الهمزه من الأَلُوکِ، و هی الرساله، ثم قلبت و قدمت اللام فقیل مَلأَکٌ.» ابن منظور، لسان العرب، ج‏10، ص496
  3. «المَلَکُ‏ [واحد] المَلَائِکَهِ، إنما هو تخفیف المَلْأَکِ‏، و الأصل مألک، فقدموا اللام و أخروا الهمزه، فقالوا: مَلْأَک، و هو مفعل من الألوک و هو الرساله، و اجتمعوا علی حذف همزته»‏ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج‏5، ص380
  4. ملّاصدرا، المبدأ و المعاد فی الحکمه المتعالیه ، ج 1، ص 329
  5. رجالی تهرانی، فرشتگان، مقدمه
  6. «او بر بندگان خود تسلّط کامل دارد؛ و مراقبانی بر شما می‌گمارد؛ تا زمانی که یکی از شما را مرگ فرا رسد؛ (در این موقع،) فرستادگان ما جان او را می‌گیرند؛ و آنها (در نگاهداری حساب عمر و اعمال بندگان،) کوتاهی نمی‌کنند.» أنعام، 61
  7. «ستایش مخصوص خداوندی است آفریننده آسمانها و زمین، که فرشتگان را رسولانی قرار داد دارای بالهای دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه، او هر چه بخواهد در آفرینش می‌افزاید، و او بر هر چیزی تواناست‏» فاطر، 1
  8. «و بی‌شک نگاهبانانی بر شما گمارده شده ... والا مقام و نویسنده (اعمال نیک و بد شما)، که می‌دانند شما چه می‌کنید!» انفطار، 10-12
  9. «کسی که دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئیل و میکائیل باشد (کافر است؛ و) خداوند دشمن کافران است.» بقره، 98
  10. «(فرشتگان عذاب) گفتند: «ای لوط! ما فرستادگان پروردگار توایم! آنها هرگز دسترسی به تو پیدا نخواهند کرد! در دل شب، خانواده‌ات را (از این شهر) حرکت ده! و هیچ یک از شما پشت سرش را نگاه نکند؛ مگر همسرت، که او هم به همان بلایی که آنها گرفتار می‌شوند، گرفتار خواهد شد! موعد آنها صبح است؛ آیا صبح نزدیک نیست؟!» هود، 81
  11. «إلی غیر ذلک من الأخبار المتواتره التی یمکن تحصیل القطع منها بأنّها أجسام نورانیّه و ان کانت غیر مرئیّه إلّا بأسباب خاصّه و انّ لها أمکنه و أحیازا و أعضاء و جوارح و قوّه و نشاطا و قوتا من التّسبیح و التهلیل و حرکه و سکونا و اجتماعا و افتراقا و قیاما و قعودا و رکوعا و سجودا و أصواتا و کلاما و عظما و أقدارا و غیر ذلک من أحکام الأجسام و خواصها. و حمل ذلک کلّه علی الاستعاره و التّشبیه و انّه لو تجسّم بمقدار قوّته لکان کذا و کذا خروج عن الظّواهر المتظافره التی هی الحجه من غیر حجّه، و المؤمن الموحّد لا یتجاسر علی أدنی من ذلک، فکیف بما هنالک، و لو ساغ فی الشریعه فتح باب أمثال هذه التأویلات و الاحتمالات المشتمله علی ما لا یخفی من التکلّف و التحمّل لما اخضرّ للدّین عود، و ما قام للإسلام عمود. و بالجمله یجب التصدیق و الإذعان بما صحّ عنهم فیما لا تصل إلیه عقولنا، و قد سمعت أنّ الظّاهر من الکتاب و السّنه کونهم أجساما لطیفه نورانیّه کما علیه أکثر المسلمین، نعم لا نأبی من القول بأن یکون هناک أصناف أخر من الملائکه غیر جسمانیّه، و لا متعلقه بالأجسام، بل یکون فوق عالم الأجسام کملائکه العالین و الکروبیّین، و الرّوح الذی هو من أمره سبحانه دون الذی علی ملائکه الحجب.» تفسیر الصراط المستقیم، ج‏5، ص: 77
  12. مکارم شیرازی، الأمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، ج‏14، ص19
  13. مکارم شیرازی، سوگندهای پربار قرآن، ص: 139
  14. علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج‏17، ص 14
  15. همان
  16. «ما آسمان و زمین، و آنچه را در میان آنهاست از روی بازی نیافریدیم‏» الأنبیاء، 16
  17. «و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است‏» شوری، 51
  18. «و هیچ یک از ما نیست جز آنکه مقام معلومی دارد» صافات، 164
  19. «که این (قرآن) کلام فرستاده بزرگواری است [جبرئیل امین‏] که صاحب قدرت است و نزد (خداوند) صاحب عرش، مقام والایی دارد! در آسمانها مورد اطاعت (فرشتگان) و امین است!» تکویر، 19-21
  20. محمد شجاعی، ملائکه
  21. «فرشتگان در اطراف آسمان قرار می‌گیرند (و برای انجام مأموریتها آماده می‌شوند)؛ و آن روز عرش پروردگارت را هشت فرشته بر فراز همه آنها حمل می‌کنند!» حاقّه، 17
  22. «و اگر (از عبادت پروردگار) تکبّر کنند، کسانی که نزد پروردگار تو هستند شب و روز برای او تسبیح می‌گویند و خسته نمی‌شوند.» فصلت، 38
  23. «و آنها که امور را تدبیر می‌کنند!» نازعات، 5
  24. «همانها که فرشتگان (مرگ) روحشان را می‌گیرند در حالی که پاک و پاکیزه‌اند؛ به آنها می‌گویند: «سلام بر شما! وارد بهشت شوید به خاطر اعمالی که انجام می‌دادید!» نحل، 32
  25. «مأموران دوزخ را فقط فرشتگان (عذاب) قرار دادیم‏...» مدثر، 31
  26. «(ابراهیم) گفت: «مأموریت شما چیست ای فرستادگان (خدا)؟» گفتند: «ما به سوی قوم مجرمی فرستاده شده‌ایم ... تا بارانی از «سنگ- گِل» بر آنها بفرستیم؛ سنگهایی که از ناحیه پروردگارت برای اسرافکاران نشان گذاشته شده است!» ذاریات، 31 - 34
  27. «حال آنها چگونه خواهد بود هنگامی که فرشتگان (مرگ) بر صورت و پشت آنان می‌زنند و جانشان را می‌گیرند؟!» محمّد، 27
  28. «و بی‌شک نگاهبانانی بر شما گمارده شده ... والا مقام و نویسنده (اعمال نیک و بد شما)، که می‌دانند شما چه می‌کنید!» انفطار، 10-12
  29. «خداوند از فرشتگان رسولانی برمی‌گزیند، و همچنین از مردم؛ خداوند شنوا و بیناست‏.» حج، 75
  30. مأموران دوزخ را فقط فرشتگان (عذاب) قرار دادیم، و تعداد آنها را جز برای آزمایش کافران معیّن نکردیم تا اهل کتاب [یهود و نصاری‏] یقین پیدا کنند و بر ایمان مؤمنان بیفزاید، و اهل کتاب و مؤمنان (در حقّانیّت این کتاب آسمانی) تردید به خود راه ندهند، و بیماردلان و کافران بگویند: «خدا از این توصیف چه منظوری دارد؟!» (آری) این گونه خداوند هر کس را بخواهد گمراه می‌سازد و هر کس را بخواهد هدایت می‌کند! و لشکریان پروردگارت را جز او کسی نمی‌داند، و این جز هشدار و تذکّری برای انسانها نیست‏. سوره مدثر: 74، آیه 31
  31. تحریم، 6
  32. أنبیاء، 19-20
  33. أنبیاء، 26-28
  34. ابن بابویه، عیون أخبار الرضا علیه السلام / ترجمه آقا نجفی، ج‏1، ص 205
  35. «الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِکَهِ رُسُلاً أُولی أَجْنِحَهٍ مَثْنی وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ یَزیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدیرٌ»
  36. «وَ تَرَی الْمَلائِکَهَ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ قیلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ»
  37. «وَ جَعَلُوا الْمَلائِکَهَ الَّذینَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُکْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ یُسْئَلُونَ»
  38. «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلائِکَهِ فَقالَ أَنْبِئُونی بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ»
  39. «إِذْ یُوحی رَبُّکَ إِلَی الْمَلائِکَهِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذینَ آمَنُوا سَأُلْقی فی قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنانٍ»
  40. «اللَّهُ یَصْطَفی مِنَ الْمَلائِکَهِ رُسُلاً وَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمیعٌ بَصیرٌ»
  41. نیکی، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز،) رویِ خود را به سوی مشرق و (یا) مغرب کنید؛ (و تمام گفتگوی شما، در باره قبله و تغییر آن باشد؛ و همه وقت خود را مصروف آن سازید؛) بلکه نیکی (و نیکوکار) کسی است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب (آسمانی)، و پیامبران، ایمان آورده؛ و مال (خود) را، با همه علاقه‌ای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می‌کند؛ نماز را برپا می‌دارد و زکات را می‌پردازد؛ و (همچنین) کسانی که به عهد خود- به هنگامی که عهد بستند- وفا می‌کنند؛ و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می‌دهند؛ اینها کسانی هستند که راست می‌گویند؛ و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است؛) و اینها هستند پرهیزکاران‏.
  42. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏1، ص598
  43. پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، کاملًا مؤمن می‌باشد.) و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آورده‌اند؛ (و می‌گویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمی‌گذاریم (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی توست.»
  44. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏2، ص 398
  45. «کسی که دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئیل و میکائیل باشد (کافر است؛ و) خداوند دشمن کافران است.»
  46. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏1، ص 362
  47. نرم افزار نسبتا جامعی از کتاب‌های حدیثی شیعه که توسط مرکز علوم کامپیوتری نور تهیه و در اختیار علاقه مندان قرار داده شده است.
  48. «وَ جَاءَ جَبْرَائِیلُ (علیه السلام)‏ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله و سلم) فِی صُورَهِ أَعْرَابِیٍّ وَ النَّبِیُّ لَا یَعْرِفُهُ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ مَا الْإِیمَانُ قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله و سلم) أَنْ تُؤْمِنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلَائِکَهِ وَ الْکِتَابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ الْبَعْثِ بَعْدَ الْمَوْتِ قَالَ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّدُ...» شعیری، جامع الأخبار، ص 36
  49. «ثُمَّ فَتَقَ مَا بَیْنَ السَّمَوَاتِ الْعُلَا فَمَلَأَهُنَّ أَطْوَاراً مِنْ مَلَائِکَتِهِ مِنْهُمْ سُجُودٌ لَا یَرْکَعُونَ وَ رُکُوعٌ لَا یَنْتَصِبُونَ وَ صَافُّونَ لَا یَتَزَایَلُونَ وَ مُسَبِّحُونَ لا یَسْأَمُونَ لَا یَغْشَاهُمْ نَوْمُ الْعُیُونِ وَ لَا سَهْوُ الْعُقُولِ وَ لَا فَتْرَهُ الْأَبْدَانِ وَ لَا غَفْلَهُ النِّسْیَانِ وَ مِنْهُمْ أُمَنَاءُ عَلَی وَحْیِهِ وَ أَلْسِنَهٌ إِلَی رُسُلِهِ وَ مُخْتَلِفُونَ بِقَضَائِهِ وَ أَمْرِهِ وَ مِنْهُمُ الْحَفَظَهُ لِعِبَادِهِ وَ السَّدَنَهُ لِأَبْوَابِ جِنَانِهِ وَ مِنْهُمُ الثَّابِتَهُ فِی الْأَرَضِینَ السُّفْلَی أَقْدَامُهُمْ وَ الْمَارِقَهُ مِنَ السَّمَاءِ الْعُلْیَا أَعْنَاقُهُمْ وَ الْخَارِجَهُ مِنَ الْأَقْطَارِ أَرْکَانُهُمْ وَ الْمُنَاسِبَهُ لِقَوَائِمِ الْعَرْشِ أَکْتَافُهُمْ نَاکِسَهٌ دُونَهُ أَبْصَارُهُمْ مُتَلَفِّعُونَ تَحْتَهُ بِأَجْنِحَتِهِمْ مَضْرُوبَهٌ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ مَنْ دُونَهُمْ حُجُبُ الْعِزَّهِ وَ أَسْتَارُ الْقُدْرَهِ لَا یَتَوَهَّمُونَ رَبَّهُمْ بِالتَّصْوِیرِ- وَ لَا یُجْرُونَ عَلَیْهِ صِفَاتِ الْمَصْنُوعِینَ وَ لَا یَحُدُّونَهُ بِالْأَمَاکِنِ وَ لَا یُشِیرُونَ إِلَیْهِ بِالنَّظَائِر» سید رضی، نهج البلاغه، خطبه اول
  50. علیرضا رجالی تهرانی، فرشتگان و تحقیقی قرآنی ، روایی و عقلی، ص10
  51. یجب الاعتقاد فی رسل الله تعالی من ملائکته‏ «علیهم السلام» و أنهم أفضل الملائکه و أعظمهم ثوابا عند الله تعالی و منزله، کجبرائیل و میکائیل و إسرافیل و یجب الإیمان بهم علی التفصیل و من لم یتضمن القرآن ذکره باسمه علی التعیین جمله کما وجب ذلک فی الأنبیاء من البشر «علیهم السلام». شیخ مفید، المقنعه، ص30
  52. مدار الإیمان بهم لیس خصوصیّات ذواتهم فی أنفسهم، بل هو إضافتهم إلیه تعالی، من حیث إنّهم عباد مکرمون له من شأنهم التوسّط بینه تعالی و بین الرسل بإنزال الکتب و إلقاء الوحی. سید علیخان کبیر مدنی، ریاض السالکین فی شرح صحیفه سیّد الساجدین، ص10
  53. اعتقادنا فی الأنبیاء و الرسل و الأئمّه و الملائکه صلوات اللّه علیهم أنّهم معصومون مطهّرون من کل دنس، و أنّهم لا یذنبون ذنبا، لا صغیرا و لا کبیرا، و لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ، وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ. و من نفی عنهم العصمه فی شی‌ء من أحوالهم فقد جهلهم و من جهلهم فهو کافر. شیخ صدوق، الاعتقادات، ص96
  54. «مَنْ کانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ»
  55. «الظاهر أن التعبیر بالکافرین عنهم لبیان أن هذا أیضا من موجبات کفرهم و تدل الآیه علی أنه تجب محبه الملائکه و أن عداوتهم کفر» علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج‏56، ص 148
  56. «انسان هیچ سخنی را بر زبان نمی‌آورد مگر اینکه همان دم، فرشته‌ای مراقب و آماده برای انجام مأموریت (و ضبط آن) است» ق، 18
  57. «و بی‌شک نگاهبانانی بر شما گمارده شده. والا مقام و نویسنده (اعمال نیک و بد شما)، که می‌دانند شما چه می‌کنید» انفطار، 10-12
  58. «به یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند که: «نترسید و غمگین مباشید...» فصلت، 30
  59. جوادی آملی، تسنیم، جلد 24، ص 457
  60. محمد حسین طهرانی، نور ملکوت قرآن، ج‏2، ص 426