سوالی در رابطه با فرشتگان

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
سوالی در رابطه با فرشتگان

مقدمه

جنس فرشتگان الهی و همچنین شیطان مردود چیست؟
و بنا به خطبه ۹۱ نهج البلاغه فرشتگان زمان را درک میکنند.
مفهوم این سخن ارزشمند چیست سوال دیگرم این بود که طی الارض چیست؟
وانسان با عبادت زیاد طی الارض میشود؟

پرسش

سوالی در رابطه با فرشتگان شرح :
جنس فرشتگان الهی و همچنین شیطان چیست؟

پاسخ

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز؛ شیطان که از طایفه جن است و با فرشتگان متفاوت است .
آیات قرآن و روایات اهل‌بیت(ع) فرشتگان را از زاویه‌های مختلف توصیف کرده‌اند که ما در دو محور جنس فرشتگان و ویژگی‌های فرشتگان پاسخ را ارائه می‌کنیم:
ا: جنس فرشتگان:
از امام صادق(ع) حکایت شده: «خداوند عزوجل ملائکه را از نور خلق کرد.»[۱]
از حضرت علی(ع) نقل شده که در مورد ملائکه فرمودند: «آن ها نه در صلب پدران جای می‌گیرند و نه در رحم مادران و نه خلقت شان از ماء مهین است.»[۲]
باز از حضرت حکایت شده که: «پی در پی آمدن شب‌ها و روزها در آن ها تغییری ایجاد نمی‌کند.»[۳]
از برخی روایات به دست می‌آید که:
۱. ملائکه موجوداتی هستند منزه از ماده جسمانی، چون ماده جسمانی در معرض زوال، فساد و تغییر است، همچنین کمال در ماده، تدریجی است از مبدا حرکت می‌کند و چه بسا در بین راه به موانع و آفاتی برخورد کند و قبل از رسیدن به حد کمالش از بین برود، ولی ملائکه این طور نمی‌باشند.[۴]
۲. در روایات گاهی دیده می‌شود که جبرئیل مثلاً به صورت فلان انسان بر پیامبر(ص) نازل می‌شد که این از باب تمثّل است؛ به این معنا که ظهور ملائکه برای بیننده به صورت بشر است نه اینکه ملک، بشر بشود بلکه تمثل به این معناست که چیزی به صورت چیز دیگر ظاهر شود مثلاً در سوره مریم آیه‌ی ۱۹ می‌فرماید: «فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِیاً» که جبرئیل خود را به صورت بشری برای حضرت مریم(س) ظاهر کرد ،یعنی جبرئیل در ظرف ادراک ایشان به آن صورت محسوس شد، نه اینکه واقعاً هم به آن صورت درآمده باشد؛ بلکه خارج از ادراک وی صورتی غیرصورت بشر داشت.[۵]
۳. اینکه در روایات حکایت شده که ملائکه از نور خلق شدند، این احتمال می‌رود که ممکن است از یک اشعه‌ی غیرمرئی خلق شده باشند، چون نور فقط به این نور محسوس اطلاق نمی‌شود، بلکه اشعه‌هایی در این عالم هستند که نورند، ولی با چشم دیده نمی‌شوند[۶] و البته این نکته نیز قابل توجه است که به مقولاتی از قبیل علم، عقل، ایمان و قرآن هم نور اطلاق شده است[۷].
۴. محل فرود ملائکه وحی، قلب مبارک رسول الله(ص) می‌باشد. «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِینُ عَلَی قَلْبِکَ»[۸]که علامه طباطبائی در تفسیر المیزان ذیل این آیه می‌نویسند:
منظور از قلب در کلام خدای تعالی «جان و نفس» آدمی است . رسول خدا(ص) در همان حالی که به او وحی می‌شد، هم می‌دید و هم می‌شنید، اما بدون اینکه دو حس بینائی و شنوائی‌اش به کار بیفتد، همچنان که در روایت آمده، که حالتی شبیه به بیهوشی به حضرت دست می‌داد،[۹] پس همان طور که ما شخصی را می‌بینیم و صدایش را می‌شنویم، ایشان فرشته وحی را می‌دید و صدایش را می‌شنید اما بدون اینکه دو حس بینائی و شنوائی مادی خود را چون ما به کار گیرد. اگر رؤیت و شنیدن حضرت در حال وحی مثل دیدن و شنیدن ما بود، پس باید آنچه می‌دید و می‌شنید، میان او و سایر مردم مشترک باشد . اصحابش هم فرشته وحی را ببینند و صدایش را بشنوند و حال آنکه گاهی اصحاب حضور داشتند و فرشته وحی نازل می‌شد ولی آن ها چیزی احساس نمی‌کردند[۱۰].
دیدن ملائکه مستلزم این است که عالم غیب فرشتگان مبدل به عالم شهود (ماده) شود، زیرا نفوس مردمی که در عالم ماده گرفتارند و به عالم طبیعت دل بسته‌اند، طاقت مشاهده‌ی ملائکه را ندارند، زیرا عالم مردم دنیا با عالم فرشتگان متفاوت است . قرار گرفتن در عالم فرشتگان جز به این ممکن نیست که از عالم ماده به ماورای ماده منتقل شوند[۱۱].
۵. قرآن کریم می‌فرماید: «ستایش مخصوص خداوندی است آفریننده آسمان‌ها و زمین، که فرشتگان را رسولانی قرارداد دارای بال‌های دو گانه و سه گانه و چهار گانه، او هر چه بخواهد در آفرینش می‌افزاید...»[۱۲].
اینکه قرآن ملائکه را دارای بال معرفی می‌کند، به این معناست که فرشتگان نیز مجهز به چیزی هستند که با آن از آسمان به زمین و از زمین به آسمان می‌روند. که قرآن نام آن چیز را جناح = بال گذاشته ، نامگذاری مستلزم آن نیست که بگوئیم ملائکه دو «بال» نظیر «بال» پرندگان دارند که پوشیده از «پر» است.
همان طور که واژه «عرش»، «کرسی» و «قلم» که در مورد خداوند به کار می‌بریم نمی‌گوییم آن ها نظیر عرش و کرسی و قلم ما می‌باشند.[۱۳]
آری بال داشتن ملائکه و تعداد آن کنایه است از قدرت طیران و پرواز ملائکه.

جمع‌بندی

صاحب نظران در مورد جنس ملائکه مطالب گوناگونی بیان کرده‌اند. گروهی ملائکه را جسم لطیف[۱۴] و گروهی ملائکه را مجرد[۱۵]می‌دانند.
برخی بزرگان بین اقوال را چنین جمع می‌کنند و می‌نویسند:
برای ملائکه اصناف فراوانی وجود دارد که بسیاری از آن ها مجردند . بسیاری از آن ها جسمانی برزخی می‌باشند. در ادامه موجودات ملکوتی را به دو قسم کلی تقسیم می‌کند:
یکی آنکه به عالم اجسام تعلق ندارد و دیگر آن که به عالم اجسام تعلق دارد. آن دسته که تعلق به عالم اجسام ندارد ،دو قسم است:
یک قسم آن که مستغرق در جمال جمیل و متحیر در ذات جلیل می‌باشند و از دیگر خلائق غافل و به دیگر موجودات توجه ندارند.
قسم دوم آنان هستند که خدای تعالی آنان را واسطه‌های رحمت وجود خود قرارداده ، این طایفه را نیز اهل «جبروت» گویند و رئیس آن‌ها، روح اعظم است.[۱۶]
با اوصافی که برای ملائکه ذکر شده، بدون شک نمی‌توانند از ماده کثیف عنصری باشند، ولی مانعی ندارد که از اجسام لطیفی آفریده شده باشند، اجسامی فوق ماده معمولی که با آن آشنا هستیم.
اثبات «تجرد مطلق» برای فرشتگان حتی از زمان و مکان و اجزا کار آسانی نیست. تحقیق در مورد این موضوع فایده زیادی در بر ندارد، مهم آن است که ما فرشتگان را به اوصافی که قرآن و روایات مسلم اسلامی توصیف کرده بشناسیم . آن ها را صنف عظیمی از موجودات والا و برجسته خداوند بدانیم بی‌آنکه مقامی جز مقام بندگی و عبودیت برای آن ها قائل باشیم.[۱۷]

ویژگی‌های فرشتگان

آیات فراوانی از قرآن کریم درباره صفات، ویژگی‌ها، وظایف و مأموریت‌های ملائکه سخن می‌گوید حتی قرآن، ایمان به ملائکه را در ردیف ایمان به خدا و انبیا و کتب آسمانی قرار داده است. [۱۸] و این دلیل بر اهمیت این موضوع است.
اینک برخی از ویژگی‌های ملائکه که در قرآن آمده را بر می‌شماریم:[۱۹]
۱. فرشتگان موجودات عاقل و باشعورند و بندگان گرامی خدا هستند. [۲۰]
۲. سر بر فرمان خدا دارند و معصیت نمی‌کنند. [۲۱]
۳. وظایف مهم و متنوعی از سوی خدا بر عهده دارند از جمله:
گروهی حاملان عرشند.[۲۲]
برخی مدبرات امرند. [۲۳]
گروهی فرشتگان قبض ارواحند. [۲۴]
بعضی مراقبان اعمال بشرند. [۲۵]
عده‌ای حافظان انسان از خطرات و حوادث می‌باشند. [۲۶]
گروهی مأمور عذاب و مجازات اقوام سرکشند. [۲۷]
گروهی امدادگران الهی نسبت به مؤمنان می‌باشند. [۲۸]
و بالاخره گروهی مبلغان وحی و آورندگان کتب آسمانی برای انبیا می‌باشند. [۲۹]
۴. دارای مقامات مختلف و مراتب متفاوت و همیشه در حال تسبیح و تقدیس خداوند هستند. [۳۰]
۵. با این حال انسان براساس استعداد تکاملی که دارد ،از آن‌ها برتر است تا آن جا که همه فرشتگان به خاطر آفرینش آدم به سجده افتادند و آدم معلم آن ها گشت. [۳۱]

پرسش

بنا به خطبه ۹۱ نهج البلاغه فرشتگان زمان را درک می کنند. مفهوم این سخن ارزشمند چیست؟

پاسخ

درآن خطبه نورانی (خطبه ۹۱) حضرت به تفصیل درباره ملائکه از جنبه‌های مختلف سخن گفته . یکی از فرازهای کلام حضرت چنین است:
«و لم تجر الفترات فیهم علی طول دوو بهم و لم تغض ...؛ [۳۲] گذشت زمان آنان را از انجام وظایف پیاپی نرنجانده و از شوق و رغبت شان نکاسته».
شاید مراد پرسشگر این فراز از کلام حضرت باشد. و گرنه در فرازهای دیگر سخنی از زمان مطرح نشده، جای تردید نیست که فرشتگان موجودات فرا زمانی‌اند. از این رو کارهای آنان زمان مند نیست . بر اساس میزان زمانی محاسبه نمی شود، ولی آنچه در کلام حضرت آمده مثل بسیاری دیگر از آموزه های دینی نظیر مسایل قیامت که زمان به مفهوم متداول در آن جا وجود ندارد، باز هم تعبیراتی زمانی از آن رخ دادها یاد شده، مسئله عبادت فرشتگان که حضرت فرموده گذشت زمان آن ها را خسته نمی‌کند، از باب تفهیم و تعلیم است .مخاطبان کارهای شان را بر اساس زمان محاسبه می کنند مثلا مدت طولانی زمان در عبادت و یا کار دیگر باعث خستگی شان می شود. حضرت می خواهد بفرماید فرشتگان چنین نیستند که مدت طولانی زمان سبب خستگی آنان در کارشان بشود. حضرت متناسب با معیارهای درک بشری کار فرشتگان را بیان کرده است، و گرنه فرشتگان وجود و عمل شان هر دو فراتر از زمان است و موجودات زمان مند نمی‌باشد.

پرسش

طی الارض چیست؟ انسان با عبادت زیاد طی الارض می کند؟

پاسخ

از دیدگاه تفکر اسلامی طی الارض حقیقتی است که در نگاه علمی « اعدام و نابود کردن یک جسم و بدن در مکان اوّل، و احضار و ایجادش در مکان مقصود » محسوب می شود [۳۳] . بسته به توانایی های فرد با فاصله زمانی کم تر یا بیش تر و با امکان همراه نمودن دیگری با خود یا عدم امکان آن اتفاق می افتد .
هرچند بحث طی الارض و ثبت موارد آن و مشاهدات افراد از وقوع این عمل توسط پاره ای از بزرگان اهل معرفت ، اعم از صوفیان یا عارفان یا عالمان بزرگ و عموما در کتاب های عرفانی یا شرح حال بزرگان و مانند آن ذکر شده ،اما در مجموع این گزارش ها این نکته مورد اتفاق است که این حقیقت نوعی عنایت ویژه الهی در حق برخی از افراد، اعم از انبیا و اولیا و انسان های صالح است. به واسطه آن توانایی تصرف در قوانین عادی عالم ماده و انتقال دفعی اجسام یا بدن خودشان از یک مکان به مکان دیگر را پیدا می کنند ،یعنی فرد می تواند با اراده خود در یک لحظه به مکان دیگری هرچند بسیار دور منتقل گردد ، ولی چه بسا خود نیز از حقیقت آن چندان مطلع نبوده، آن را عنایتی الهی در حق خود می دیدند . به همین خاطر هیچ گاه حتی نزد نزدیک ترین شاگردان خود از دارا بودن چنین توانمندی دم نمی زدند و آن را آشکار نمی کردند .
بزرگان جز در موارد خاص از آن بهره نمی بردند. در نتیجه فرضیه اثبات قطعی آن در این شرایط قابل تحقق خارجی نیست ،چون چه بسا خود این افراد در برابر سوال شاگردان و مریدان، منکر دارا بودن این توانایی می شدند ؛ مگر آنکه از طریق مباحث فلسفی یا حتی علوم تجربی اصل این عمل ممکن دانسته شود . آن گاه از طریق آیات و روایات قطعی تحقق خارجی آن پذیرفته شود اما در کنار این امور، گزارش مختلف افراد در طول تاریخ از مشاهده این عمل توسط برخی از اولیا است که می تواند در فرض اعتماد به این اخبار ، برای ما نوعی اطمینان و باور را به وجود آورد .
در نگاه عرفان اسلامی انسان می تواند در مراحل تکامل و قرب به خداوند به جایی برسد که صفات الهی از او برآید . به نوعی مظهر تجلی صفات الهی در عالم گردد ؛ در نتیجه فرد عارف قدرت تصرف در برخی از قوانین عالم ماده را پیدا کرده ، قادر به انجام عملی همچون انتقال اجسام از جایی به جای دیگر یا انعدام آن در مکان اول و ایجاد آن در مکان دوم می گردد .
نکات دقیقی هم درخصوصی الارض در کتاب مهر تابان از قول علامه طباطبایی بیان شده است که می توانید مراجعه نمایید [۳۴].
در مورد بخش دوم شما نمی توان پاسخ دقیقی ارائه داد. ممکن است انسان به طی الارض دسترسی پیدا کند و ممکن هم هست به این مقام دسترسی پیدا نکند .هیچ تضمینی در این باره نمی توان داد.

پانویس

  1. بحارالانوار، ج 56، ص 191.
  2. نهج‌البلاغه، خطبة 108، ص 329 (فیض الاسلام).
  3. نهج‌البلاغه، خطبة 1، ص 28.
  4. المیزان، ج 17، ذیل آیه اول سوره فاطر.
  5. المیزان، همان.
  6. الملائکه اطوارها، و مهامهّا التدبیریه، تالیف عبدالله الفریحی، ص 41، به نقل از «ملک در قرآن»، ص 7، پایان‌نامه کارشناسی ارشد تربیت مدرس.
  7. آشنایی با قرآن، ج 4، ص 97.
  8. شعراء(26)آیه 193.
  9. که به آن «رحاء وحی» می‌گویند. (المیزان، ج 15، ص 345).
  10. المیزان، همان.
  11. المیزان، ج 17، ذیل آیات اول فاطر.
  12. «الحمد لله الذی فاطر السموات و الارض جاهل الملائکة رسلاً اولی اجنحة مثنی و ثلاث و رباع یزید فی الخلق ما یشاء ان الله علی کل شی قدیر». (فاطر / 1).
  13. المیزان، ج 17، ذیل آیه.
  14. علامه مجلسی، بحار، ج 56، ص 202.
  15. واژه «مجرد» به معنای «برهنه شده» می‌باشد، که در اصطلاح فلسفه به معنای مقابل «مادی» است. موجودی که دارای ویژگی‌های امور مادی نباشد، در واقع به معنای غیرمادی می‌باشد.چیزی که نه خودش جسم است و نه از قبیل صفات و ویژگی‌های اجسام می‌باشد. (آموزش فلسفه، استاد مصباح یزدی، ج 2، ص 132.)
  16. پرواز در ملکوت شرح و تفسیر آداب الصلوه، حضرت امام خمینی(ره)، ص 236 تالیف سید احمد فهری.
  17. تفسیر نمونه، ج 18، ص 176.
  18. (بقره / 285).
  19. نمونه، ج 18، ص 173 با تلخیص.
  20. (انبیا / 26).
  21. (انبیا / 27).
  22. (حاقه / 17).
  23. (نازعات / 5).
  24. (اعراف / 37).
  25. (انفطار / 10 - 13).
  26. (انعام / 61).
  27. (هود / 77).
  28. (احزاب / 9).
  29. (نحل / 2).
  30. (صافات / 164 - 166 و شوری / 5).
  31. (بقره / 30 - 34).
  32. خطبه 91.
  33. کتاب مهرتابان ،علامه طهرانی ،ص 377 .
  34. همان.
منبع: مرکزپاسخگویی به سوالات دینی - تاریخ برداشت: 95/11/11
بازگشت به ایمان به ملائکه