فرهنگ مصادیق:ایمان به پیامبران
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: محمد نصّاری
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-96/1/20
کلید واژه: ایمان، اعتقاد، پیامبران، انبیا، رُسل، نبی
محتویات
- ۱ چکیده
- ۲ مقدمه
- ۳ «ایمان» و «پیامبران» در لغت و اصطلاح
- ۴ رابطه پیامبران و خداوند
- ۵ درجات پیامبران
- ۶ ایمان به تمام پیامبران در قرآن
- ۷ ایمان به پیامبران در روایات
- ۸ ایمان به پیامبران در آینه فقه
- ۹ ایمان به پیامبران در کلام بزرگان
- ۱۰ ابعاد ایمان به پیامبران
- ۱۱ نتایج ایمان به پیامبران
- ۱۲ موانع ایمان به پیامبران
- ۱۳ راههای تقویت ایمان به پیامبران
- ۱۴ برای مطالعه بیشتر
- ۱۵ فهرست منابع
- ۱۶ پانویس
چکیده
ایمان به پیامبران، بعد از توحید خداوند متعال، دومین اصل از اصول اعتقادی مسلمانان است که با اصول اعتقادی سایر ادیان الهی مشترک میباشد. رفع زنگارها از روی این اصل مسلم اعتقادی و تقویت بیش از پیش این معروف، نتایج و برکات فراوانی برای فرد و جامعه در بر دارد.
مقدمه
انسان مسلمان باید در مقابل دستورات انبیاء فرمانبردار باشد زیرا همه آنان از جانب خداوند آمدهاند و کسی که مطیع خداوند میباشد، هرآنچه که خداوند فرستاده را باید بپذیرد.
مسأله ایمان به پیامبر خاصی نیست بلکه ایمان به جریانی است که همه را به سوی خدای واحد دعوت میکند.
مسأله ایمان به پیامبران الهی، مورد تاکید قرآن کریم نیز میباشد. همانگونه که در آیه ۸۴ سوره مبارکه آل عمران آمده است:
«قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ عَلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ عَلی إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما أُوتِیَ مُوسی وَ عیسی وَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ»
بگو: «به خدا ایمان آوردیم؛ و (همچنین) به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل گردیده؛ و آنچه به موسی و عیسی و (دیگر) پیامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است؛ ما در میان هیچ یک از آنان فرقی نمیگذاریم؛ و در برابرِ (فرمان) او تسلیم هستیم.» [۱]
«ایمان» و «پیامبران» در لغت و اصطلاح
ایمان در لغت
نویسنده العین، خلیل بن احمد فراهیدی مینویسد:
«الْإِیمَانُ : التصدیق نفسه، و قوله تعالی: وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا، أی: بمصدق»
«ایمان، تصدیق است و فرموده خداوند: وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا [۲] بمعنای تصدیق کننده میباشد.» [۳]
در این خصوص، ابن منظور نیز مینویسد:
«الإِیمانُ: ضدُّ الکفر. و الإِیمان: بمعنی التصدیق، ضدُّه التکذیب. یقال: آمَنَ به قومٌ و کذَّب به قوم »
«ایمان ضد کفر و به معنای تصدیق میباشد و ضد آن تکذیب است. گفته میشود: گروهی به او ایمان آوردند و گروهی او را تکذیب کردند.» [۴]
ایمان در اصطلاح
فاضل مقداد در کتاب ارشاد الطالبین مینویسد:
«الایمان: اصطلاحا هو تصدیق الرسول علیه السلام فی جمیع ما علم بالضروره مجیئه به، مع الاقرار باللسان »
«ایمان، در اصطلاح عبارت است از تصدیق کردن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در همه آنچه که به آوردن آن علم داشته باشیم به همراه اقرار با زبان» [۵]
آیه الله جعفر سبحانی در کتاب بحوث فی الملل و النحل، ایمان را اینگونه معنا کرده است:
«فالإیمان بمقتضی الآیات عباره عن التّصدیق بالقلب، الظّاهر باللسان، أو ما یقوم مقامه، و لا یکفی واحد منهما وحده.»
«ایمان بنا بر آیات قرآن کریم عبارت است از: تصدیق با قلب و اظهار با زبان و یا هرآنچه که قائم مقام آن است؛ و یکی از این دو به تنهایی کفایت نمیکند.» [۶]
پیامبران در اصطلاح
ما معمولاً برای معادل عربی رسول در زبان فارسی لفظ پیغمبر، پیامبر و پیمبر به کار میبریم ولی لفظی که مترادف با نبی باشد نداریم و به ناچار لفظ پیامبر که نزدیک به معنی رسول است را به کار میبریم و حال آنکه قرآن دو تعبیر به کار میبرد یکی رسول و دیگری نبی.
علامه طباطبایی در تفسیر گرانسنگ المیزان در بیان تفاوت بین این دو مینویسد:
«میانه رسول و نبی فرق است، و فرق آن دو بطوری که از روایات ائمه اهل بیت (علیهم السلام) بر میآید این است که نبی کسی است که در خواب واسطه وحی را میبیند، و وحی را میگیرد، ولی رسول کسی است که فرشته حامل وحی را در بیداری میبیند، و با او صحبت میکند.» [۷]
استاد محمد رضا مظفر نیز در تعریف نبوت و نبی مینویسند:
«انسانی را گویند که خداوند او را برگزیده است تا پیام الهی را به مردم رسانَد و هدایت آنان را بر عهده گیرد. پیامبران از میان بندگان صالح و اولیای کامل برگزیده میشوند و به زبان مردم خویش سخن میگویند و میان آنان زندگی میکنند.» [۸]
رابطه پیامبران و خداوند
پیامبر کسی است که از جانب خداوند متعال فرستاده شده تا معارف دین و برنامه سعادت دنیوی ئ اخروی بشر را از جانب خداوند به مردم ابلاغ نماید و آنان را به راه راست هدایت کند. بنابراین پیامبران بندگان صالح و معصوم خداوند هستند که برای این هدف بزرگ انتخاب شدهاند.
علامه حلی در کتاب باب حادی عشر مینویسد:
«النّبیّ (صلی الله علیه و آله وسلم) هو الإنسان المخبر عن اللّه تعالی بغیر واسطه أحد من البشر»
«پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) همان انسانی است که معارف الهی را بدون واسطه انسانی دیگر از خداوند گرفته و به مردم برساند» [۹]
رابطه پیامبران و خداوند، رابطه عبد و مولا است؛ پیامبران نخست به خداوند متعال ایمان میآورند و به تعالیم الهی به نحو احسن عمل میکنند آنگاه شایسته رسالت و نبوت میگردند و وظیفه پیام رسانی الهی را به مردم به آنان محول میگردد. همانگونه که در آیه ۱۵۸ سوره مبارکه اعراف درباره ایمان پیامبر مکرم اسلام به خداوند متعال، آمده است:
«... فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ الَّذی یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ کَلِماتِهِ وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ»
«پس ایمان بیاورید به خدا و فرستاده اش، آن پیامبر درس نخواندهای که به خدا و کلماتش ایمان دارد؛ و از او پیروی کنید تا هدایت یابید!» [۱۰]
درجات پیامبران
پیامبران معصوم از خطا و نسیان و گناه و اهواء نفسانی هستند بنابراین هیچگاه بین آنان نزاع و اختلاف مشاهده نشد و همگی آنان به وظایف خود به نحو احسن عمل کردند. در بین پیامبران، برخی انبیاء و برخی رسولان بودند؛ همچنین از میان ۱۲۴ هزار پیامبر، ۵ تن از آنان اولوالعزم، به معنای صاحبان شریعت بودند و عبارتند از: حضرت آدم(علیه السلام)، حضرت نوح(علیه السلام)، حضرت موسی(علیه السلام)، حضرت عیسی(علیه السلام) و پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم). این تفاوت رتبه و جایگاه، از آیه شریفه ذیل قابل استفاده است:
«وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِمَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلی بَعْضٍ وَ آتَیْنا داوُدَ زَبُوراً»
«پروردگار تو، از حال همه کسانی که در آسمانها و زمین هستند، آگاهتر است؛ و (اگر تو را بر دیگران برتری دادیم، بخاطر شایستگی توست،) ما بعضی از پیامبران را بر بعضی دیگر برتری دادیم؛ و به داوود، زبور بخشیدیم .» [۱۱]
با توجه به اختلاف رتبه و مقام و جایگاه پیامبران، بنا به اراده الهی هرچند هزار سال یکبار، پیامبری اولوالعزم مبعوث میشد و تا زمان بعثت پیامبر اولوالعزم بعدی، همه پیامبران معاصر و بعد از او، مبلغ شریعت و دین آن پیامبر میبودند و مردم را به راه راست هدایت میکردند.
ایمان به تمام پیامبران در قرآن
ایمان به تمام انبیای الهی به عنوان یک اصل لازم و ضروری در قرآن کریم مورد تاکید و سفارش میباشد:
أ. «إِنَّ الَّذینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُریدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُریدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذلِکَ سَبیلاً أُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرینَ عَذاباً مُهیناً وَ الَّذینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لَمْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ أُولئِکَ سَوْفَ یُؤْتیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً»
«کسانی که خدا و پیامبرانِ او را انکار میکنند، و میخواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند، و میگویند: «به بعضی ایمان میآوریم، و بعضی را انکار میکنیم» و میخواهند در میان این دو، راهی برای خود انتخاب کنند... . آنها کافران حقیقی اند؛ و برای کافران، مجازات خوارکنندهای فراهم ساختهایم. (ولی) کسانی که به خدا و رسولان او ایمان آورده، و میان احدی از آنها فرق نمیگذارند، پاداششان را خواهد داد؛ خداوند، آمرزنده و مهربان است .» [۱۲]
تفسیر آیات:
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میفرمایند:
«" إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ..." منظور از این کفار که به خدا و پیامبران او کفر میورزند، اهل کتاب یعنی یهود و نصارا است که یهود به موسی ایمان میآورند ولی به عیسی و محمد (علیهما السلام) کفر میورزند و نصارا به موسی و عیسی (علیهما السلام) ایمان دارند ولی به محمد (ص) کفر میورزند و این دو طائفه میپندارند که به خدا و به بعضی از رسولان او کفر نورزیده، تنها به بعضی دیگر از رسولان او کفر ورزیدهاند، در حالی که در آیه مورد بحث بطور مطلق فرموده: اینها به خدا و همه رسولان خدا کفر ورزیدهاند.
حاصل بیان چنین است که یهود و نصارا به خدا و همه رسولان او کافرند، برای اینکه میگویند:" ما به بعضی ایمان داریم و به بعضی دیگر کافریم"، میخواهند بین خدا و رسولان او تفرقه انداخته، به خدا و بعضی از رسولانش ایمان آورند و به بعضی دیگر از رسولانش کفر بورزند با اینکه آن بعض نیز فرستاده خدا است و رد او رد خدای تعالی است.
پس ایمان به رسولی که چنین وضعی دارد و خاضع شدن در برابر رسولی که کفر و ایمان به وی هیچ ربطی به کفر و ایمان به خدا ندارد، در حقیقت خضوع در برابر غیر خدای تعالی است و شرکی است واضح و به همین جهت میبینی که خدای تعالی بعد از آنکه یهود و نصارا را توصیف کرد به اینکه میخواهند با ایمان آوردن به بعضی و کفر ورزیدن به بعضی دیگر، بین خدا و رسولان او تفرقه انداخته، راهی وسط اتخاذ کنند، این معنا را خاطرنشان میسازد که اینها با این روش خود کافر حقیقی هستند:" أُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ حَقًّا"، و سپس تهدیدشان کرده و فرموده:" وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرِینَ عَذاباً مُهِیناً".
" وَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لَمْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ ..." بعد از آنکه یهود و نصارا را که بین خدا و رسولانش تفرقه میاندازند تکفیر کرد و فرمود:
که اینها به خدا و رسولان او کفر میورزند، در مقابل آنان نام طائفهای دیگر را میبرد که مثل آنان نیستند تا تقسیم اطرافیان بحث تمام شود، و آنها کسانی هستند که به خدا و همه رسولان او ایمان دارند و فرقی میان این رسول و آن رسول نمیگذارند.» [۱۳]
ب. «یا قَوْمَنا أَجیبُوا داعِیَ اللَّهِ وَ آمِنُوا بِهِ یَغْفِرْ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُجِرْکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلیمٍ»
«ای قوم ما! دعوت کننده الهی را اجابت کنید و به او ایمان آورید تا گناهانتان را ببخشد و شما را از عذابی دردناک پناه دهد!» [۱۴]
تفسیر آیه:
حضرت آیه الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه مینویسند:
" ای قوم ما! دعوت کننده الهی را اجابت کنید، و به او ایمان آورید" (یا قَوْمَنا أَجِیبُوا داعِیَ اللَّهِ وَ آمِنُوا بِهِ ). که دو پاداش بزرگ به شما ارزانی میدارد:" گناهانتان را میبخشد، و شما را از عذاب الیم پناه میدهد" (یَغْفِرْ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُجِرْکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ ).
منظور از داعی اللَّه (دعوت کننده الهی) پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است که آنها را به سوی" اللَّه" رهنمون میشد و از آنجا که بیشترین ترس و وحشت انسان از گناهان و عذاب دردناک قیامت است امنیت در برابر این دو امر را مطرح کردند تا بیش از همه جلب توجه کند. [۱۵]
ت. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ»
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی میخواند که شما را حیات میبخشد! و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل میشود، و همه شما (در قیامت) نزد او گردآوری میشوید.» [۱۶]
تفسیر آیه:
در این آیه کریمه، تعابیر بسیار فوق العادهای وجود دارد؛ نخست مومنان را مورد خطاب قرار داده میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا»، سپس دستور به اطاعت از خداوند و پیامبر میدهد و میفرماید: «اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ». بنابراین اطاعت از خداوند و پیامبر، بعد از اقرار و ایمان به خداوند و پیامبر متصور است. حال که به خداوند و پیامبر ایمان آوردید و از تعالیم ربانی که توسط پیامبر به شما ابلاغ گردیده، پیروی کردید، به حیات واقعی و کامل خواهید رسید: «لِما یُحْییکُمْ».
ث. «الَّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراهِ وَ الْإِنْجیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی کانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذینَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»
«همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّی» پیروی میکنند؛ پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، مییابند؛ آنها را به معروف دستور میدهد، و از منکر باز میدارد؛ أشیاء پاکیزه را برای آنها حلال میشمرد، و ناپاکیها را تحریم میکند؛ و بارهای سنگین، و زنجیرهایی را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر میدارد، پس کسانی که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریش کردند، و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، آنان رستگارانند.» [۱۷]
تفسیر آیه:
این آیه شریفه درباره شخص پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و ایمان به ایشان و اطاعت از ایشان و نصرت و یاری ایشان میباشد. حضرت آیه الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه ذیل این آیه شریفه نوشتهاند:
«این آیه در حقیقت، مکمل آیه گذشته درباره صفات کسانی است که مشمول رحمت واسعه پروردگار هستند، یعنی پس از ذکر صفات سه گانه تقوی و اداء زکات و ایمان به آیات پروردگار، در این آیه صفات دیگری به عنوان توضیح برای آنها ذکر میکند و آن پیروی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است، زیرا ایمان به خدا از ایمان به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و پیروی از مکتبش جدایی ناپذیر است، لذا اضافه میکند:" کسانی که به او ایمان بیاورند و مقامش را بزرگ بشمرند و او را در ابلاغ رسالتش یاری کنند، و از نور آشکاری که با او نازل شده یعنی قرآن مجید پیروی کنند، بدون شک چنین افرادی رستگارانند" فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.» [۱۸]
ج. «قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلی إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما أُوتِیَ مُوسی وَ عیسی وَ ما أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ»
«بگویید: «ما به خدا ایمان آوردهایم؛ و به آنچه بر ما نازل شده؛ و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و پیامبران از فرزندان او نازل گردید، و (همچنین) آنچه به موسی و عیسی و پیامبران (دیگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در میان هیچ یک از آنها جدایی قائل نمیشویم، و در برابر فرمان خدا تسلیم هستیم؛ (و تعصبات نژادی و اغراض شخصی، سبب نمیشود که بعضی را بپذیریم و بعضی را رها کنیم.)» [۱۹]
تفسیر آیه:
در تفسیر نمونه ذیل این آیه کریمه آمده است:
«خداوند در این آیه، به مسلمانان دستور میدهد که به مخالفان خود" بگوئید: ما به خدا ایمان آوردهایم، و به آنچه از ناحیه او بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و پیامبران اسباط بنی اسرائیل نازل گردید و همچنین به آنچه به موسی و عیسی و پیامبران دیگر از ناحیه پروردگارشان داده شده ایمان داریم" (قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلی إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما أُوتِیَ مُوسی وَ عِیسی وَ ما أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ ).
" ما هیچ فرقی میان آنها نمیگذاریم و در برابر فرمان حق تسلیم هستیم" (لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ).
خودمحوریها و تعصبهای نژادی هرگز سبب نمیشود که ما بعضی را بپذیریم و بعضی را نفی کنیم، آنها همه معلمان الهی بودند که در دورههای مختلف تربیتی به راهنمایی انسانها پرداختند، هدف همه آنها یک چیز بیشتر نبود و آن هدایت بشر در پرتو توحید خالص و حق و عدالت، هر چند هر یک از آنها در مقطعهای خاص زمانی خود وظائف و ویژگیهایی داشتند.» [۲۰]
ح. «لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَهِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَی الْمالَ عَلی حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ السَّائِلینَ وَ فِی الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاهَ وَ آتَی الزَّکاهَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حینَ الْبَأْسِ أُولئِکَ الَّذینَ صَدَقُوا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ»
«نیکی، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز،) رویِ خود را به سوی مشرق و (یا) مغرب کنید؛ (و تمام گفتگوی شما، در باره قبله و تغییر آن باشد؛ و همه وقت خود را مصروف آن سازید؛) بلکه نیکی (و نیکوکار) کسی است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب (آسمانی)، و پیامبران، ایمان آورده؛ و مال (خود) را، با همه علاقهای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق میکند؛ نماز را برپا میدارد و زکات را میپردازد؛ و (همچنین) کسانی که به عهد خود- به هنگامی که عهد بستند- وفا میکنند؛ و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج میدهند؛ اینها کسانی هستند که راست میگویند؛ و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است؛) و اینها هستند پرهیزکاران!» [۲۱]
تفسیر آیه:
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در تفسیر این آیه میفرمایند:
«جمله: (وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ) تعریف ابرار و بیان حقیقت حال ایشان است که هم در مرتبه اعتقاد تعریفشان میکند و هم در مرتبه اعمال و هم اخلاق، در باره اعتقادشان میفرماید: (مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ) و در باره اعمالشان میفرماید: (أُولئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا)، و در باره اخلاقشان میفرماید. (وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ).
و در تعریف اولی که از ایشان کرده، فرموده: (کسانی هستند که ایمان به خدا و روز جزا و ملائکه و کتاب و انبیاء دارند)، و این تعریف شامل تمامی معارف حقهای است که خدای سبحان ایمان به آنها را از بندگان خود خواسته و مراد به این ایمان، ایمان کامل است که اثرش هرگز از آن جدا نمیشود و تخلف نمیکند، نه در قلب، و نه در جوارح، در قلب تخلف نمیکند چون صاحب آن دچار شک و اضطراب و یا اعتراض و یا در پیشامدی ناگوار دچار خشم نمیگردد و در اخلاق و اعمال هم تخلف نمیکند، (چون وقتی ایمان کامل در دل پیدا شد، اخلاق و اعمال هم اصلاح میشود).» [۲۲]
خ. «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَکَ رَبَّنا وَ إِلَیْکَ الْمَصیرُ»
«پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، کاملًا مؤمن میباشد.) و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آوردهاند؛ (و میگویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمیگذاریم (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی توست.» [۲۳]
تفسیر آیه:
حضرت آیه الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه مینویسند:
«این آیه شریفه، نخست میفرماید:" پیامبر ص به آنچه از طرف پروردگارش نازل شده است ایمان آورده" (آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ ). و این از امتیازات انبیای الهی است که عموما به مرام و مکتب خویش ایمان قاطع داشته و هیچگونه تزلزلی در اعتقاد خود نداشتهاند، قبل از همه خودشان مؤمن بودند، و بیش از همه استقامت و پایمردی داشتند.
سپس میافزاید:" مؤمنان نیز به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگان وی همگی ایمان آوردهاند و (میگویند) ما در میان پیامبران او هیچگونه فرقی نمیگذاریم" و به همگی ایمان داریم (وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ ). آری مؤمنان هیچگونه تفاوتی میان رسولان الهی نمیگذارند، و همه را از سوی خدا میدانند، و همگی را محترم میشمرند.
روشن است که این موضوع، منافاتی با نسخ ادیان پیشین به وسیله ادیان بعد ندارد، زیرا، تعلیمات انبیاء همچون تعلیمات مراحل مختلف تحصیلی از ابتدایی و راهنمایی و دبیرستانی و دانشگاهی است، گر چه اصول آن یکی است ولی در سطوح مختلفی پیاده میشود و به هنگام ارتقاء به مرحله بالاتر برنامههای پیشین کنار میرود، در عین اینکه احترام همه آنها محفوظ است. و به این ترتیب ایمان به مبدأ و معاد و رسولان الهی با التزام عملی به تمام دستورات الهی همراه و هماهنگ میگردد.» [۲۴]
ایمان به پیامبران در روایات
أ. الإمام علی (علیه السلام): «رحم الله امرأ سمع حکما فوعی، ودعی إلی رشاد فدنا، وأخذ بحجزه هاد فنجا»
«خداوند رحمت کند مردی را که حکمتی بشنود و آن را حفظ نماید، دعوت به هدایت شود و به آن نزدیک گردد، و دامن هدایتگری را بگیرد و نجات یابد.» [۲۵]
حضرت امیر (سلام الله علیه) در این حدیث گهربار، مسلمانان ار دعوت میکند که به دامن پیامبر و هدایتگری چنگ زنند و بعد از ایمان، از او پیروی نمایند تا هدایت گردند.
ب. «اگر بپرسد پس از چه رو معرفت و شناخت پیامبران و اقرار به اطاعت ایشان و سر نهادن به فرمان آنان واجب شده است؟ در پاسخ گفته میشود: برای آنکه در ساختمان وجود بشری و قوای دماغی آنها آنچه را که بدان همه مصالح خود را بفهمد نهاده نشده است، و از جانب دیگر، خالقشان منزه و مبرّا است از اینکه با چشم دیده شود، و مخلوق عاجزند از اینکه او را بظاهر درک کنند ناچار بایستی فرستادهای معصوم میان ایشان و خداوند باشد تا اوامر و نواهی او را بایشان برساند، و از دستورات او واقفشان نماید تا نفع و ضرر خود را بشناسند و چنانچه واجب نبود بر ایشان که خدای را بشناسند و طاعت او را گردن نهند در بعثت و آمدن پیغمبران فائدهای نبود، و حاجتی را بر نمیآورد و نیازی را برطرف نمیکرد، بلکه آمدن ایشان بیهوده و بدون سود و صلاح بود، و این از صفات حکیمی که همه چیز را در کمال اتقان و نظم آفریده است بدور است.» [۲۶]
ت. «هشام بن حکم گوید: امام صادق (ع) بزندیقی که پرسید: پیغمبران و رسولان را از چه راه ثابت میکنی؟ فرمود: چون ثابت کردیم که ما آفریننده و صانعی داریم که از ما و تمام مخلوق برتر و با حکمت و رفعت است و روا نباشد که خلقش او را به بینند و لمس کنند و بی واسطه با یک دیگر برخورد و مباحثه کنند، ثابت شد که برای او سفیرانی در میان خلقش باشند که خواست او را برای مخلوق و بندگانش بیان کنند و ایشان را بمصالح و منافعشان و موجبات تباه و فنایشان رهبری نمایند، پس وجود امر و نهی کنندگان و تقریر نمایندگان از طرف خدای حکیم دانا در میان خلقش ثابت گشت و ایشان همان پیغمبران و برگزیدههای خلق او باشند، حکیمانی هستند که بحکمت تربیت شده و بحکمت مبعوث گشتهاند، با آنکه در خلقت و اندام با مردم شریکند در احوال و اخلاق شریک ایشان نباشند. از جانب خدای حکیم دانا بحکمت مؤید باشند.» [۲۷]
ایمان به پیامبران در آینه فقه
ایمان و اعتقاد به پیامبران جزو اصول دین و از اصول مشترک میان همه ادیان الهی به شمار میرود. بنابراین ایمان به پیامبران مقدم بر عمل به فروعات شرعی است.
توضیح آنکه: پس از ایمان به خداوند متعال و یکتایی او، ایمان به نبوت، دومین اصل از اصول مسلم و مشترک اعتقادی است و ایمان به این اصول بر هر مسلمانی واجب است و اصولا بدون ایمان به این اصول پنجگاه (توحید، نبوت، امامت، عدل و معاد)، عمل به تکالیف شرعی و فروع دین(نماز، روزه، حج، زکات، خمس، جهاد و...) از احدی پذیرفته نیست. بنابراین ایمان به پیامبران و بالاخص پیامبر مکرم اسلام، بر فروع دین و فقه که متکفل بیان وظیفه شرعی انسان در فروع دین میباشد، مقدم میباشد.
ایمان به پیامبران در کلام بزرگان
استاد مظفر در خصوص ایمان به پیامبران مینویسند:
«به صورت مجمل ایمان داریم که همه پیامبران و رسولان بر حق بودند همانگونه که به عصمت و طهارت آنان ایمان داریم و اما انکار پیامبران، کفر و فسق و زندقه محسوب میشود. زیرا این انکار موجب انکار پیامبر اسلام (ص) میگردد که حقّانیّت پیامبران پیش از خویش را تصدیق کرده است و بدین روی بر مسلمانان نیز واجب است آنان را تصدیق کنند. ایمان به کتابهای آنان نیز واجب است؛ امّا نه کتابهایی که تحریف آنان ثابت شده و هم اکنون در دست مسیحیان و یهودیان است.» [۲۸]
همچنین حضرت آیه الله سبحانی در کتاب الفکر الخالد مینویسند:
«إنّ الهدف الأسمی والغایه القصوی من بعثه الأنبیاء هو هدایه الناس إلی التعالیم الإلهیه وتربیتهم، ولا تحصل تلک الغایه إلّا فی ظلّ بعض شروط من أهمّها الإیمان بصدق المبعوثین والمربّین، ومع فقدان هذا الشرط تذهب جمیع جهود ذلک المربّی أدراج الریاح ویکون عمله کالنقش علی الماء.»
«همانا هدف والا و نتیجه پایانی از بعثت پیامبران، هدایت مردم به تعالیم الهی و تربیت آنان است. و این هدف محقق نمیشود مگر به وسیله تحقق بعضی از شروط که ایمان به راستگویی پیامبران و مربیان از مهمترین آن شروط است. و با مفقود شدن این شرط، همه تلاشهای آن مربی بر باد میرود و کار او شبیه به نوشتن بر آب خواهد بود.» [۲۹]
ابعاد ایمان به پیامبران
همه مردم در برابر پیامبران و فرستادگان الهی، یک شکل نبودند؛ بلکه برخی آنان را تکذیب کردند و با آنان جنگیدند و گاهی هم به شهادت رساندند. و برخی در مورد آنان دودل بودند و در شک و تردید ماندند. و گروهی از مردم نیز به آنان و به دعوت آنان ایمان آوردند و رستگار شدند.
خداوند متعال در مورد تکذیب کنندگان انبیاء میفرماید:
«فَبِما نَقْضِهِمْ میثاقَهُمْ وَ کُفْرِهِمْ بِآیاتِ اللَّهِ وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَیْها بِکُفْرِهِمْ فَلا یُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلیلاً»
«بخاطر پیمان شکنی آنها، و انکار آیات خدا، و کشتن پیامبران بناحق، و بخاطر اینکه (از روی استهزا) میگفتند: «بر دلهای ما، پرده افکنده (شده و سخنان پیامبر را درک نمیکنیم!» رانده درگاه خدا شدند.) آری، خداوند بعلّت کفرشان، بر دلهای آنها مهر زده؛ که جز عده کمی (که راه حق میپویند و لجاج ندارند،) ایمان نمیآورند.» [۳۰]
همچنین خداوند، دسته دوم را بر اثر شک و تردید، غیر مومن معرفی میکند و میفرماید:
«إِنَّما یَسْتَأْذِنُکَ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ارْتابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فی رَیْبِهِمْ یَتَرَدَّدُونَ»
«تنها کسانی از تو اجازه (این کار را) میگیرند که به خدا و روز جزا ایمان ندارند، و دلهایشان با شکّ و تردید آمیخته است؛ آنها در تردید خود سرگردانند.» [۳۱]
و در مورد رستگاری گروه سوم میفرماید:
«وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ یَتَّخِذُ ما یُنْفِقُ قُرُباتٍ عِنْدَ اللَّهِ وَ صَلَواتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّها قُرْبَهٌ لَهُمْ سَیُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فی رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ»
«گروهی (دیگر) از عربهای بادیه نشین، به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند؛ و آنچه را انفاق میکنند، مایه تقرّب به خدا، و دعای پیامبر میدانند؛ آگاه باشید اینها مایه تقرّب آنهاست! خداوند بزودی آنان را در رحمت خود وارد خواهد ساخت؛ به یقین، خداوند آمرزنده و مهربان است!» [۳۲]
و در آیهای دیگر فرموده است:
«وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرینَ»
«چه بسیار پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراه آنان جنگ کردند! آنها هیچ گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان میرسید، سست و ناتوان نشدند (و تن به تسلیم ندادند)؛ و خداوند استقامت کنندگان را دوست دارد.» [۳۳]
نتایج ایمان به پیامبران
در بُعد اخلاقی و فردی
ایمان به پیامبران دارای نتایج فراوانی در بُعد فردی میباشد. انسانی که به انبیاء معتقد باشد، گفتار و سفارشات و تعالیم الهی آنان را آویزه گوش خود نموده و در زندگی دنیوی و اخروی خود از آنان استمداد میجوید.
از جمله نتایج مهم این معروف در زندگی فردی انسان، میتوان موارد ذیل را نام برد:
أ. آرامش در زندگی و عدم احساس پوچی؛
ب. مقاومت در برابر گناهان و وسوسههای شیطانی و نفسانی؛
ت. مراعات اخلاق مداری با همنوعان؛
ث. از خودگذشتگی، ایثار و بخشش؛
ج. تحمل سختیها و مشکلات و غیره... .
در بُعد اجتماعی
این معروف مهم اعتقادی، در زندگی اجتماعی انسان نیز نقش مهمی را ایفا میکند. زندگیهای اجتماعی انسانها با این معروف، رنگ خدایی میگیرد و عدالت اجتماعی را در همه عرصههای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و غیره را نتیجه میدهد.
از جمله نتایج مثبت ایمان به پیامبران در بُعد اجتماعی، میتوان موراد ذیل را شماره کرد:
أ. عدالت اجتماعی
ب. ایجاد وحدت عقیدتی
ت. ایجاد نظام قضایی واحد
ث. اقتدار پیروان ادیان الهی
ج. ایجاد قانون و رهبری الهی واحد
ح. مغرور نشدن بخاطر مناصب دولتی و مدیریتی؛
خ. شجاعت و دقت در تصمیم گیریهای سیاسی و غیره... .
>
موانع ایمان به پیامبران
امیال شیطانی
پیروی از هواهای نفسانی و وسوسههای شیطانی آثار زیان بار فراوانی دارد؛ از جمله این آثار منفی، عدم ایمان به پیامبران و فرستادگان الهی است. خداوند در آیه ۵۰ سوره مبارکه قصص خطاب به پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:
«فَإِنْ لَمْ یَسْتَجیبُوا لَکَ فَاعْلَمْ أَنَّما یَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ»
«اگر این پیشنهاد تو را نپذیرند(آوردن کتابی هدایتگر تر از قرآن)، بدان که آنان تنها از هوسهای خود پیروی میکنند! و آیا گمراهتر از آن کس که پیروی هوای نفس خویش کرده و هیچ هدایت الهی را نپذیرفته، کسی پیدا میشود؟! مسلّماً خداوند قوم ستمگر را هدایت نمیکند!»
تعارض دعوت پیامبران با مصالح دنیا طلبان
دعوت پیامبران، دعوت به یکتاپرستی، مخالفت با هواهای نفسانی و وسوسههای شیطانی جن و انس، و زندگی و راحتی ابدی در سایه رضایت خداوند میباشد. اما مادی گرایان و دنیا طلبان، مصالح خود را مغایر با نتایج این دعوت میبینند آنها میخواهند انسانها کماکان در بند تعلقات دنیایی بمانند تا با عناوین مختلف و با حقههای گوناگون از این انسانها برای مصالح خود استفاده ابزاری نمایند.
انسانی که یکتاپرست است و به زندگی و نعیم ابدی میاندیشد، زرق و برق و تجملات دنیایی نمیتوانند او را از هدف خود بازداند بنابراین در مقابل ظلم میایستد و در این راه، هرچه از دست بدهد، باعث بالاتر رفتن ارزش معنوی او میگردد. بنابراین چنین انسانی، برای مادی گرایان و دنیا طلبان فوق العاده خطرناک خواهد بود و دعوت به چنین راهی که سرلوحه دعوت انبیاست، نیز مغایر با اهداف آنان میباشد.
بنابراین مادی گرایان تمام سعی و کوشش خود را به کار میبندند تا ایمان به پیامبران در دل انسانها متزلزل گردد و به تبع آن، بتوانند مصالح خود را حفظ نمایند.
راههای تقویت ایمان به پیامبران
شناخت تاریخ و سیره پیامبران
شناخت تاریخ و مطالعه سیره پیامبران که بهترین عمل کننده به تعالیم الهی هستند، دل را نورانی و راه ایمان به این فرستادگان الهی را هموار مینماید. به جهت اینکه پیامبران الهی، معصوم هستند و جز ابلاغ دستورات خداوند متعال و هدایت مردم، هدف دیگری نداشتند؛ بنابراین مطالعه سیره آنان، جانفشانیها و سختیهایی که در این راه متحمل گشتهاند، دلیل بر حقانیت آنان و لزوم ایمان به آنان خواهد بود.
علاوه بر این، به جهت اینکه پیامبران الهی، خود اولین شخص عمل کننده به تعالیم الهی هستند و نمونه یک انسان کامل میباشند. شناخت تاریخ و سیره آنان و الگو قرار دادن آنان در زندگی، حیات حقیقی را برای انسان مجسم مینماید و این خود از عوامل مهم جذب انسان به ایمان به انبیاء و دعوت آنان است.
خداوند در قرآن کریم درباره پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند:
«لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیراً»
«مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد میکنند.» [۳۴]
همانگونه که در جای دیگری در مورد حضرت ابراهیم (علیه السلام) نیز میفرماید:
«قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فی إِبْراهیمَ وَ الَّذینَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ کَفَرْنا بِکُمْ وَ بَدا بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَهُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّی تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلاَّ قَوْلَ إِبْراهیمَ لِأَبیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ وَ ما أَمْلِکُ لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْ ءٍ رَبَّنا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنا وَ إِلَیْکَ أَنَبْنا وَ إِلَیْکَ الْمَصیرُ»
«برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند وجود داشت، در آن هنگامی که به قوم (مشرک) خود گفتند: «ما از شما و آنچه غیر از خدا میپرستید بیزاریم؛ ما نسبت به شما کافریم؛ و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشکار شده است؛ تا آن زمان که به خدای یگانه ایمان بیاورید!- جز آن سخن ابراهیم که به پدرش [عمویش آزر] گفت (و وعده داد) که برای تو آمرزش طلب میکنم، و در عین حال در برابر خداوند برای تو مالک چیزی نیستم (و اختیاری ندارم)!- پروردگارا! ما بر تو توکّل کردیم و به سوی تو بازگشتیم، و همه فرجامها بسوی تو است!» [۳۵]
البته پژوهش دقیق و صحیح در زندگی پیامبران مراد است و نه برخی نتایج غیر مستند و مستدل که باعث گمراهی بشر و دوری بیش ار پیش او از ایمان میگردند.
پیشگیری از تحریف تاریخ پیامبران
همیشه افراد مغرض با اهداف شخصی و دنیایی مختلفی وجود دارند که درصدد القای شبهات در دین هستند این افراد مریض، گاهی در تاریخ انبیاء و سیره آنان نیز شبهاتی را القاء و واقعیاتی را تحریف کردهاند.
بنابراین آموزش تعالیم، اخلاق و تاریخ صحیح پیامبران از جهتی، و پیشگیری از تحریف زندگی پیامبران و شبهه زدایی از اقدامات پیامبران، لازم و ضروری میباشد.
امروزه اکثریت بشر با فطرت الهی خویش، وجود انبیای الهی را پذیرفته و خود را پیرو آنان میدانند. اما مشکل اساسی در تحریف تعالیم، کتب و تاریخ پیامبران میباشد که باعث شده است برخی از این پیروان، مخالف با تعالیم الهی پیامبران عمل نمایند.
خود سازی و پاکسازی درونی
از جمله راههای تقویت ایمان به پیامبران، خودسازی و پاکسازی درونی است.
انسان با تلاش برای کسب فضایل اخلاقی و دور ساختن رذایل اخلاقی از خود، زمینه تابش نور ایمان در دل خود را فراهم مینماید.
خداوند دست کسی که میخواهد پاک باشد را میگیرد و او را به سرمقصد مقصود میرساند:
«وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ»
«و آنها که در راه ما (با خلوص نیّت) جهاد کنند، قطعاً به راههای خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است .» [۳۶]
لهو و لعب و اشتغال به محرمات، نه تنها زمینه ورود ایمان به دل انسان را از بین میبرد بلکه اگر این ارتکاب محرمات برای انسان تبدیل به عادت شود، ایمان انسان را نیز زایل میسازد و انسان را در اعتقادات خود دچار شک و بدگمانی میکند.
ناگفته نماند که عمل بر طبق آموزههای الهی پیامبران، خود باعث تقویت ایمان به پیامبران در دیگر انسانها میگردد چرا که با دیدن زندگی سراسر معنویت و عدالت و آرامش مدعیان راه پیامبران، خودبخود به این راه مقدس جذب میشوند.
زیارت و توسل به پیامبران
ارتباط مداوم با خداوند متعال در قالب نماز، دعا و مناجات، تلاوت قرآن و زیارت پیامبران و اولیای الهی و توسل به آنان، حلاوتی دارد که حلاوت کاذب دوستی و همنشینی با گنهکاران و گمراهان را از بین میبرد و انسان را معنوی ساخته و در برابر هجمههای شیطانی و هواهای نفسانی، نیرومند میسازد.
در فضیلت زیارت پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) روایات فراوانی وارد شده است که روایت ذیل از جمله آنهاست:
«وَ قَالَ (صلی الله علیه و آله و سلم) مَنْ أَتَانِی زَائِراً کُنْتُ شَفِیعَهُ یَوْمَ الْقِیَامَه وَ مَنْ أَتَی مَکَّهَ حَاجّاً وَ لَمْ یَزُرْنِی بِالْمَدِینَهِ فَقَدْ جَفَانِی وَ مَنْ جَفَانِی جَفَوْتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَه»
«هر کس به به قصد زیارت نزد من آید، در روز قیامت شفیع او خواهم بود و هر کس به قصد حج به مکه آید ولی به زیارت من در مدینه نیاید، به تحقیق که به من جفا کرده است و هر کس به من جفا کند در روز قیامت به او جفا میکنم» [۳۷]
این ارتباطهای مداوم و مستمر و عمیق، ایمان به پیامبران و نیاز شدید انسان به برنامههای جامع آنان برای تعالی و رشد تا رسیدن به حیات حقیقی و زندگی ابدی را تقویت میکند.
برای مطالعه بیشتر
۱. محمد تقی مصباح یزدی، راه و راهنما شناسی، انتشارات موسسه آموزشی و پرورشی امام خمینی (ره)، چاپ ششم، تابستان 88.
۲. نرم افزار مجموعه آثار آیه اللّه جعفر سبحانی، الفکر الخالد.
۳. ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، جلد۷و۸، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ ه. ش، چاپ نهم
۴. جوادی آملی، پیامبر رحمت، مرکز نشر اسراء، قم، بهار ۱۳۸۸، چاپ دوم
۵. جوادی آملی، وحی و نبوت، مرکز نشر اسراء، قم، تابستان ۱۳۸۸، چاپ اول
۶. نادره حیدری اصفهانی و علی شیخ الاسلامی و سوسن آل رسول، مقاله اطاعت از خاتم پیامبران در قرآن کریم، مجله سفینه، بهار ۱۳۹۰، شماره 30.
۷. محمدحسن قدردان قراملکی، مقاله فلسفه نیاز به دین و پیامبران، مجله قبسات، بهار ۱۳۸۲، شماره 27.
۸. صغری عبدلی، مقاله ابعاد ایمان به پیامبر اعظم در قرآن و روایات، مرکز فرهنگ قرآن.
۹. مریم پناهنده، مقاله اطاعت از پیامبران، سایت تبیان.
۱۰. مجتبی قزوینی خراسانی، مقاله ایمان به پیامبران، سایت راسخون.
فهرست منابع
۱. قرآن کریم.
۲. سید رضی، نهج البلاغه( للصبحی صالح)، هجرت، قم، ۱۴۱۴ ق، چاپ اول.
۳. شریف رضی، ترجمه نهج البلاغه، انصاریان، دار العرفان، قم .
۴. ابن بابویه، ترجمه عیون أخبار الرضا علیه السلام، حمید رضا مستفید، و علی اکبر غفاری، نشر صدوق، تهران .
۵. علامه مجلسی، بحار الأنوار، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ ق،چاپ دوم .
۶. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی (ط - الإسلامیه) - تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.
۷. کلینی، محمد بن یعقوب، أصول الکافی / ترجمه مصطفوی - تهران، چاپ: اول، ۱۳۶۹ ش.
۸. فاضل مقداد، إرشاد الطالبین إلی نهج المسترشدین، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی ره، قم، ۱۴۰۵ ق.
۹. علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، سید محمد باقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۷۴ ش، چاپ پنجم .
۱۰. مصباح یزدی، راه و راهنما شناسی، انتشارات موسسه آموزشی و پرورشی امام خمینی (ره)، چاپ ششم، تابستان 88.
۱۱. مکارم شیرازی، ترجمه قرآن، دار القرآن الکریم(دفتر مطالعات تاریخ ومعارف اسلامی)، قم، ۱۳۷۳ ش، چاپ دوم.
۱۲. نرم افزار القاموس، ابن منظور، لسان العرب، دار صادر، بیروت، چاپ سوم.
۱۳. نرم افزار القاموس، خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، نشر هجرت، قم، چاپ دوم .
۱۴. جعفر سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، مؤسسه النشر الإسلامی- مؤسسه الإمام الصادق ع، قم.
۱۵. علامه حلی، الباب الحادی عشر، مؤسسه مطالعات اسلامی .
۱۶. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، انتشارات مرتضوی، تهران، ۱۳۷۴، چاپ دوم.
۱۷. ری شهری، میزان الحکمه.
۱۸. مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم، نرم افزار پاسخ.
۱۹. نادره حیدری اصفهانی و علی شیخ الاسلامی و سوسن آل رسول، مقاله اطاعت از خاتم پیامبران در قرآن کریم، مجله سفینه، بهار ۱۳۹۰، شماره 30.
۲۰. محمدحسن قدردان قراملکی، مقاله فلسفه نیاز به دین و پیامبران، مجله قبسات، بهار ۱۳۸۲، شماره 27.
۲۱. صغری عبدلی، مقاله ابعاد ایمان به پیامبر اعظم در قرآن و روایات، مرکز فرهنگ قرآن.
۲۲. مریم پناهنده، مقاله اطاعت از پیامبران، سایت تبیان.
۲۳. مجتبی قزوینی خراسانی، مقاله ایمان به پیامبران، سایت راسخون.
۲۴. کلینی، الروضه من الکافی / ترجمه رسولی محلاتی، انتشارات علمیه اسلامیه - تهران، چاپ: اول، ۱۳۶۴ ش.
۲۵. شیخ محمد رضا مظفر، عقائد الإمامیه، انتشارات انصاریان - قم، چاپ دوازدهم، ۱۳۸۷ ش.
۲۶. پژوهشکده تحقیقات اسلامی، فرهنگ شیعه، زمزم هدایت - قم، چاپ دوم، ۱۳۸۶ ش.
۲۷. نرم افزار مجموعه آثار آیه اللّه جعفر سبحانی، الفکر الخالد.
۲۸. شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار(للشعیری)، مطبعه حیدریه - نجف، چاپ: اول، بی تا.
پانویس
- ↑ آل عمران، 84
- ↑ یوسف، 17
- ↑ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج 8، ص 389
- ↑ ابن منظور، لسان العرب، ج 13، ص 21
- ↑ فاضل مقداد، إرشاد الطالبین إلی نهج المسترشدین، ص436
- ↑ آیه الله جعفر سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ص ج 3، ص 115
- ↑ علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج 1، ص420
- ↑ فرهنگ شیعه، ص 173 به نقل از عقائد الامامیه علامه مظفر ص 48
- ↑ علامه حلی، الباب الحادی عشر، ص 8
- ↑ الأعراف، 158
- ↑ الإسراء، 55
- ↑ النساء، 150-152
- ↑ علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج 5، ص 206
- ↑ الأحقاف، 31
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 21، ص370
- ↑ الأنفال، 24
- ↑ الأعراف، 157
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 6، ص 396
- ↑ البقره، 136
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 1، ص 468
- ↑ البقره، 177
- ↑ علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج 1، ص650
- ↑ البقره، 285
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 2، ص 398
- ↑ نهج البلاغه، خطبه 76
- ↑ ترجمه عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 203 : الإمام الرضا (علیه السلام) - فی عله وجوب معرفه الرسل والإقرار بهم والإذعان لهم بالطاعه -: «لأنه لما لم یکن فی خلقهم وقواهم ما یکملوا لمصالحهم، وکان الصانع متعالیا عن أن یری، وکان ضعفهم وعجزهم عن إدراکه ظاهرا، لم یکن بد من رسول بینه وبینهم معصوم یؤدی إلیهم أمره ونهیه وأدبه، ویقفهم علی ما یکون به إحراز منافعهم ودفع مضارهم، إذ لم یکن فی خلقهم ما یعرفون به ما یحتاجون إلیه منافعهم ومضارهم. فلو لم یجب علیهم معرفته وطاعته لم یکن لهم فی مجئ الرسول منفعه ولا سد حاجه، ولکان یکون إتیانه عبثا لغیر منفعه ولا صلاح، ولیس هذا من صفه الحکیم الذی أتقن کل شئ» علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 11، ص 40
- ↑ کلینی، اصول الکافی، ترجمه مصطفوی، ج 1، ص 237 : «الإمام الصادق (علیه السلام) - للزندیق الذی سأله من أین أثبت الأنبیاء ؟ -: إنا لما أثبتنا أن لنا خالقا صانعا متعالیا عنا وعن جمیع ماخلق، وکان ذلک الصانع حکیما متعالیا لم یجز أن یشاهده خلقه، ولا یلامسوه، فیباشرهم ویباشروه، ویحاجهم ویحاجوه، ثبت أن له سفراء فی خلقه یعبرون عنه إلی خلقه وعباده، ویدلونهم علی مصالحهم ومنافعهم، ومابه بقاؤهم وفی ترکه فناؤهم. فثبت الآمرون والناهون عن الحکیم العلیم فی خلقه والمعبرون عنه جل وعز وهم الأنبیاء (علیهم السلام) وصفوته من خلقه، حکماء مؤدبین بالحکمه، مبعوثین بها، غیر مشارکین للناس - علی مشارکتهم لهم فی الخلق والترکیب - فی شئ من أحوالهم، مؤیدین من عند الحکیم العلیم بالحکمه» کلینی، الکافی، ج 1،ص168
- ↑ علامه محمد رضا مظفّر، عقائد الامامیّه، ص 55: «نؤمن علی الإجمال بأن جمیع الأنبیاء و المرسلین علی حق، کما نؤمن بعصمتهم و طهارتهم و أما إنکار نبوتهم أو سبهم أو الاستهزاء بهم فهو من الکفر و الزندقه؛ لأن ذلک یستلزم انکار نبینا الذی اخبر عنهم و صدقهم و کذلک یجب الایمان بکتبهم و ما نزل علیهم، و أما التوراه و الإنجیل الموجودان الآن بین أیدی الناس، فقد ثبت أنهما محرفان عما انزلا.»
- ↑ جعفر سبحانی، الفکر الخالد، ج 1، ص 202
- ↑ النساء 155
- ↑ التوبه، 45
- ↑ التوبه، 99
- ↑ آل عمران، 146
- ↑ الأحزاب 21
- ↑ الممتحنه، 4
- ↑ العنکبوت، 69
- ↑ شعیری، جامع الأخبار، ص20







