فرهنگ مصادیق:ایمان به کتب آسمانی
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | ایمان به کتابهای آسمانی |
| ۲ | ادیان و نام کتابهای آسمانی انبیاء |
| ۳ | چه تعداد کتب آسمانی داریم |
| 4 | ایمان به کتابهای آسمانی - پایگاه اطلاع رسانی اصلاح |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | ایمان |
| ۲ | ایمان به پیامبران |
| ۳ | ایمان به خدا |
| ۴ | ایمان به عدل الهی |
| ۵ | ایمان به قیامت |
| ۶ | ایمان به ملائکه |
| ۷ | ایمان به یگانگی خدا |
| ۸ | انکار کتب آسمانی |
| ۹ | کفر به کتب آسمانی |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: محمد نصّاری
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-96/1/21
کلید واژه: کتب، آسمانی، ایمان، قرآن، تورات، انجیل، صحف، زبور
محتویات
- ۱ چکیده
- ۲ مقدمه
- ۳ «ایمان» و «کتب آسمانی» در اصطلاح
- ۴ شمار کتب آسمانی و زمان نزول آنها
- ۵ معرفی کتب انبیاء
- ۶ نگاه قرآن به کتابهای آسمانی پیشین
- ۷ ایمان به کتب آسمانی در قرآن
- ۸ ایمان به کتب آسمانی در روایات
- ۹ ایمان به کتب آسمانی در آینه فقه
- ۱۰ ایمان به کتب آسمانی در کلام بزرگان
- ۱۱ نتایج ایمان به کتب آسمانی
- ۱۲ موانع ایمان به کتب آسمانی
- ۱۳ راههای تقویت ایمان به کتب آسمانی
- ۱۴ برای مطالعه بیشتر
- ۱۵ فهرست منابع
- ۱۶ پانویس
چکیده
خداوند برای هدایت نوع بشر کتابهای آسمانی متعددی فرستاده، از جمله «صحف » ابراهیم و نوح، و «تورات» موسی و «انجیل » عیسی (علیهم السلام) و از همه جامع تر «قرآن مجید» است، و اگر این کتابها نازل نمیشد، انسان در مسیر خداشناسی و عبادت پروردگار گرفتار خطا میشد و از اصول تقوا و اخلاق و تربیت، و قوانین اجتماعی مورد نیازش دور میماند. ایمان به این کتب آسمانی و عمل بر طبق تعالیم بلند قرآن کریم که تنها کتاب آسمانی تحریف نشده و در دسترس است، انسان را به تعالی میرساند.
مقدمه
مفهوم ایمان در فرهنگ اسلام، مفهومی اساسی و با اهمیت است. از جمله مصادیق ایمان، ایمان به قرآن کریم و دیگر کتابهای آسمانی است.
ایمان به کتب الهی و آسمانی، میتواند زمینه ساز عمل بر طبق تعالیم و دستورات عالیه این کتب هدایت گردد.
«ایمان» و «کتب آسمانی» در اصطلاح
ایمان در اصطلاح
فاضل مقداد در کتاب ارشاد الطالبین مینویسد:
«الایمان: اصطلاحا هو تصدیق الرسول علیه السلام فی جمیع ما علم بالضروره مجیئه به، مع الاقرار باللسان »
«ایمان، در اصطلاح عبارت است از تصدیق کردن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در همه آنچه که به آوردن آن علم داشته باشیم به همراه اقرار با زبان» [۱]
آیه الله جعفر سبحانی در کتاب بحوث فی الملل و النحل، ایمان را اینگونه معنا کرده است:
«فالإیمان بمقتضی الآیات عباره عن التّصدیق بالقلب، الظّاهر باللسان، أو ما یقوم مقامه، و لا یکفی واحد منهما وحده.»
«ایمان بنا بر آیات قرآن کریم عبارت است از: تصدیق با قلب و اظهار با زبان و یا هرآنچه که قائم مقام آن است؛ و یکی از این دو به تنهایی کفایت نمیکند.» [۲]
کتب آسمانی در اصطلاح
منظور از کتب آسمانی، کتابهایی است که خداوند متعال جهت هدایت بشر بر پیامبران خود نازل کرده است. خواه آن کتب در دسترس ما باشند و یا نباشند.
البته ناگفته نماند که در مقام عمل، عمل بر طبق کتاب قرآن که بر خاتم پیامبران نازل شده است، ملاک میباشد و نه کتابهای انبیای پیشین.
شمار کتب آسمانی و زمان نزول آنها
ما از تعداد کتابهای آسمانی که خداوند باری تعالی بر پیامبران خود نازل کرده است، بی اطلاع هستیم اما آنچه که مورد تایید است کتابهایی میباشد که در قرآن کریم و یا روایات صادره از پیامبر و اهل بیت ایشان (علیهم السلام) به آنها اشاره شده است.
این کتابها محدود هستند. و عمده آنها سه کتاب ذیل میباشند:
کتاب تورات که بر حضرت موسی (علیه السلام) جهت هدایت بنی اسرائیل نازل شده است.
کتاب انجیل که بر حضرت عیسی (علیه السلام) جهت هدایت بنی اسرائیل نازل شده است.
کتاب قرآن که بر پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) جهت هدایت همه جهانیان نازل شده است.
ابوذر، صحابی مخلص پیامبر از آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) روایتی به این مضمون نقل کرده است:
«عرض کردم یا رسول اللَّه انبیاء و پیامبران چند نفر بودند؟ فرمود: یکصد و بیست و چهار هزار نفر. پرسیدم، انبیاء مرسل چند نفر بودند؟ فرمود: سیصد و سیزده نفر و ما بقی پیامبران نامرسل بودند، گفتم آیا آدم پیغمبر بود؟ فرمود آری خداوند با او سخن گفت و او را بدست خود و ید قدرتش بیافرید.
ای ابا ذر چهار نفر از پیامبران عرب بودند:
۱- هود ۲- صالح ۳- شعیب ۴- پیغمبر تو، گفتم یا رسول اللَّه چند کتاب از طرف خدا نازل شده؟ فرمود: یکصد و چهار کتاب، ده کتاب از آنها را بر آدم فرستاد، و پنجاه کتاب بر شیث نازل کرد و بر اخنوخ که ادریس باشد سی کتاب فرستاد، و بعد تورات را به موسی و انجیل را به عیسی و زبور را به داود و قرآن را (به پیغمبر اسلام محمد صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم).» [۳]
معرفی کتب انبیاء
در این بخش، به اختصار به معرفی کتب آسمانی انبیای الهی که در قرآن مجید نامی از آنها برده شده است، میپردازیم.
أ. زبور و صحف
زبور کتاب حضرت داوود بود:
«إِنَّا أَوْحَیْنا إِلَیْکَ کَما أَوْحَیْنا إِلی نُوحٍ وَ النَّبِیِّینَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَوْحَیْنا إِلی إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ عیسی وَ أَیُّوبَ وَ یُونُسَ وَ هارُونَ وَ سُلَیْمانَ وَ آتَیْنا داوُدَ زَبُوراً»
«ما به تو وحی فرستادیم؛ همان گونه که به نوح و پیامبران بعد از او وحی فرستادیم؛ و (نیز) به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط [بنی اسرائیل ] و عیسی و ایّوب و یونس و هارون و سلیمان وحی نمودیم؛ و به داوود زبور دادیم.» [۴]
زبور جزو کتابهای آسمانی موجود نیست بنابراین صرفا ایمان به آن و اینکه از جانب خداوند بوده، لازم است.
و در سورهای دیگر در باره صحف، که کتاب حضرت ابراهیم میباشد، آمده است:
«قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّی،وَذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّی، بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا، وَالْآخِرَهُ خَیْرٌ وَأَبْقَی، إِنَّ هَذَا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولَی، صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَی»
«به یقین کسی که پاکی جست (و خود را تزکیه کرد)، رستگار شد. و (آن که) نام پروردگارش را یاد کرد سپس نماز خواند! ولی شما زندگی دنیا را مقدم میدارید، در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است! این دستورها در کتب آسمانی پیشین (نیز) آمده است، در کتب ابراهیم و موسی.» [۵]
ممکن است مقصود از صحف موسی، همان تورات بوده باشد اما در این آیات به صحف ابراهیم نیز اشاره شده است اما در حال حاضر چیزی از آن در دسترس نیست.
ب. تورات
تورات کتاب حضرت موسی (علیه السلام) است اما دچار تحریف و زیاده و نقصان گردیده است بنابراین استناد به آن و عمل بر طبق آن نه جایز است و نه مجزی. اما ایمان به اصل آن و اینکه به حق از جانب خداوند متعال نازل گشته، لازم و ضروری است.
نام تورات در آیات زیادی از قرآن کریم آمده است مانند آیات ذیل:
«إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراهَ فیها هُدیً وَ نُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذینَ أَسْلَمُوا لِلَّذینَ هادُوا وَ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتابِ اللَّهِ وَ کانُوا عَلَیْهِ شُهَداءَ فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتی ثَمَناً قَلیلاً وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ»
«ما تورات را نازل کردیم در حالی که در آن، هدایت و نور بود؛ و پیامبران، که در برابر فرمان خدا تسلیم بودند، با آن برای یهود حکم میکردند؛ و (همچنین) علما و دانشمندان به این کتاب که به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داوری مینمودند. بنا بر این، (بخاطر داوری بر طبق آیات الهی،) از مردم نهراسید! و از من بترسید! و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید! و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمیکنند، کافرند.» [۶]
«وَ إِذْ آتَیْنا مُوسَی الْکِتابَ وَ الْفُرْقانَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ»
«و (نیز به خاطر آورید) هنگامی را که به موسی، کتاب و وسیله تشخیص (حق از باطل) را دادیم؛ تا هدایت شوید.» [۷]
تحریف تورات نیز در برخی آیات قرآن مورد اشاره واقع شده است:
«وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الْکِتابَ فَاخْتُلِفَ فیهِ وَ لَوْ لا کَلِمَهٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَفی شَکٍّ مِنْهُ مُریبٍ»
«ما به موسی کتاب آسمانی دادیم؛ سپس در آن اختلاف شد؛ و اگر فرمانی از ناحیه پروردگارت در این باره صادر نشده بود (که باید به آنان مهلت داد تا اتمام حجّت شود)، در میان آنها داوری میشد (و به کیفر میرسیدند)؛ ولی آنها هنوز درباره آن شکّی تهمت انگیز دارند!» [۸]
«مَثَلُ الَّذینَ حُمِّلُوا التَّوْراهَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ»
«کسانی که مکلف به تورات شدند ولی حق آن را ادا نکردند، مانند درازگوشی هستند که کتابهایی حمل میکند، (آن را بر دوش میکشد اما چیزی از آن نمیفهمد)! گروهی که آیات خدا را انکار کردند مثال بدی دارند، و خداوند قوم ستمگر را هدایت نمیکند!» [۹]
ت. انجیل
انجیل کتاب حضرت عیسی (علیه السلام) است اما این کتاب نیز دچار تحریف و زیاده و نقصان گردیده است اما همانند کتاب تورات، ایمان به اصل آن و اینکه به حق از جانب خداوند متعال نازل گشته، لازم و ضروری است.
«وَ قَفَّیْنا عَلی آثارِهِمْ بِعیسَی ابْنِ مَرْیَمَ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْراهِ وَ آتَیْناهُ الْإِنْجیلَ فیهِ هُدیً وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْراهِ وَ هُدیً وَ مَوْعِظَهً لِلْمُتَّقینَ»
«و بدنبال آنها [پیامبران پیشین ]، عیسی بن مریم را فرستادیم در حالی که کتاب تورات را که پیش از او فرستاده شده بود تصدیق داشت؛ و انجیل را به او دادیم که در آن، هدایت و نور بود؛ و (این کتاب آسمانی نیز) تورات را، که قبل از آن بود، تصدیق میکرد؛ و هدایت و موعظهای برای پرهیزگاران بود.» [۱۰]
و همینطور آیه ذیل:
«ثُمَّ قَفَّیْنا عَلی آثارِهِمْ بِرُسُلِنا وَ قَفَّیْنا بِعیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَ آتَیْناهُ الْإِنْجیلَ وَ جَعَلْنا فی قُلُوبِ الَّذینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَهً وَ رَحْمَهً وَ رَهْبانِیَّهً ابْتَدَعُوها ما کَتَبْناها عَلَیْهِمْ إِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعایَتِها فَآتَیْنَا الَّذینَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ کَثیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ»
«سپس در پی آنان رسولان دیگر خود را فرستادیم، و بعد از آنان عیسی بن مریم را مبعوث کردیم و به او انجیل عطا کردیم، و در دل کسانی که از او پیروی کردند رأفت و رحمت قرار دادیم؛ و رهبانیّتی را که ابداع کرده بودند، ما بر آنان مقرّر نداشته بودیم؛ گرچه هدفشان جلب خشنودی خدا بود، ولی حقّ آن را رعایت نکردند؛ از این رو ما به کسانی از آنها که ایمان آوردند پاداششان را دادیم؛ و بسیاری از آنها فاسقند!» [۱۱]
آیه ذیل نیز به تحریف انجیل اشاره دارد:
«وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراهَ وَ الْإِنْجیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّهٌ مُقْتَصِدَهٌ وَ کَثیرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما یَعْمَلُونَ»
«و اگر آنان، تورات و انجیل و آنچه را از سوی پروردگارشان بر آنها نازل شده [قرآن ] برپا دارند، از آسمان و زمین، روزی خواهند خورد؛ جمعی از آنها، معتدل و میانه رو هستند، ولی بیشترشان اعمال بدی انجام میدهند.» [۱۲]
ث. قرآن
قرآن کریم کتاب پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است. قرآن کریم به دلیل اینکه کتاب خاتم پیامبران میباشد، آخرین کتاب الهی نازل شده بر انبیاء نیز است. بنابراین خداوند متعال آن را از تحریف و زیاده و نقصان مصمون داشته، تا اینکه همچنان، کتاب هدایت و برنامه سعادت دنیایی و اخروی همه جهانیان تا قیام قیامت بماند.
در مورد اینکه این کتاب شفابخش، نازل شده از جانب خداوند متعال است، آیات ذیل قابل استناد میباشند:
«وَ ما کانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَری مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لکِنْ تَصْدیقَ الَّذی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصیلَ الْکِتابِ لا رَیْبَ فیهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمینَ»
«شایسته نبود (و امکان نداشت) که این قرآن، بدون وحی الهی به خدا نسبت داده شود؛ ولی تصدیقی است برای آنچه پیش از آن است (از کتب آسمانی)، و شرح و تفصیلی بر آنها است؛ شکّی در آن نیست، و از طرف پروردگار جهانیان است.» [۱۳]
«تَنْزیلُ الْکِتابِ لا رَیْبَ فیهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمینَ»
«این کتابی است که از سوی پروردگار جهانیان نازل شده، و شک و تردیدی در آن نیست!» [۱۴]
و خداوند متعال در مورد عدم نفوذ حریف در قرآن کریم، میفرماید:
«أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً»
«آیا درباره قرآن نمیاندیشند؟! اگر از سوی غیر خدا بود، اختلاف فراوانی در آن مییافتند.» [۱۵]
و همچنین آیه ذیل:
«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»
«ما قرآن را نازل کردیم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنیم!» [۱۶]
نگاه قرآن به کتابهای آسمانی پیشین
قرآن کریم به عنوان آخرین کتاب آسمانی که بر پیامبر اسلام(ص) نازل شد و تکمیل کننده شرایع پیشین است، و بدیهی است که کتابهای آسمانی قبل از خود را - مانند تورات، انجیل، صحف ابراهیم، زبور داوود - تأیید میکند، و تعالیم راستین آنها را نور و هدایتی از جانب خدا میداند. البته نه آن قسمت از آنها که مورد تحریف قرار گرفته است.
«وَ هذا کِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَکٌ مُصَدِّقُ الَّذی بَیْنَ یَدَیْه»؛ [۱۷] و این کتابی است که ما آنرا نازل کردیم، کتابی است پُربرکت، که آنچه را پیش از آن آمده، تصدیق میکند.
از نگاه قرآن ایمان به پیامبران الهی و کتابهای آنان از شرایط ایمان اعلام شده است: «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ...»؛ [۱۸] پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. و همه مؤمنان [نیز]، به خدا، فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آوردهاند [و میگویند] ما در میان هیچیک از پیامبران او، فرق نمیگذاریم [و به همه ایمان داریم].
قرآن کریم با همه این تأییدات، اما تصریح میکند که کتابهای موجود سرشار از تحریفهایی است که از سوی معاندان، یا عالمان منحرف و فاسد بر پیکره آنها وارد شده و تعالیم آنها را مسموم ساخته است: «فَوَیْلٌ لِلَّذینَ یَکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأَیْدیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلیلاً فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ أَیْدیهِمْ وَ وَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَکْسِبُون»؛ [۱۹] پس وای بر آنها که نوشتهای با دست خود مینویسند، سپس میگویند: این، از طرف خدا است، تا آنرا به بهای کمی بفروشند. پس وای بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند و وای بر آنان از آنچه از این راه به دست میآورند.
ایمان به کتب آسمانی در قرآن
درخصوص ایمان به تمام کتابهای آسمانی، در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که برخی از این آیات را به اختصار بررسی میکنیم.
أ. «قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَیْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَی إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِیَ مُوسَی وَعِیسَی وَمَا أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ».
«بگویید: ما به خدا ایمان آوردهایم؛ و به آنچه بر ما نازل شده؛ و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و پیامبران از فرزندان او نازل گردید، و (همچنین) آنچه به موسی و عیسی و پیامبران (دیگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در میان هیچ یک از آنها جدایی قائل نمیشویم، و در برابر فرمان خدا تسلیم هستیم؛ (و تعصبات نژادی و اغراض شخصی، سبب نمیشود که بعضی را بپذیریم و بعضی را رها کنیم.)» [۲۰]
تفسیر آیه:
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه شریفه میفرمایند:
بعد از ایمان به خدای سبحان، ایمان (به آنچه بر ما نازل شده) را ذکر کرد، و منظور از آن قرآن و یا معارف قرآنی است، و سپس آنچه را که بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب نازل شده، و بعد از آن، آنچه بر موسی و عیسی نازل شده ذکر کرد، و اگر موسی و عیسی را از سایر انبیاء جدا کرد و آنچه را بر آن دو نازل شده بخصوص ذکر کرد، بدان جهت بود که در آیه شریفه روی سخن با یهود و نصاری بود، و آنها مردم را تنها بسوی آنچه بر موسی و عیسی نازل شده دعوت میکردند. و در آخر آنچه بر سایر انبیاء نازل شده نام برد، تا شهادت نامبرده شامل همه انبیاء بشود، و در نتیجه معنای (لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ . بین احدی از انبیاء فرق نمیگذاریم،) روشن تر گردد.» [۲۱]
ب. «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَکَ رَبَّنا وَ إِلَیْکَ الْمَصیرُ »
«پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، کاملًا مؤمن میباشد.) و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آوردهاند؛ (و میگویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمیگذاریم (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی توست.» [۲۲]
تفسیر آیه:
حضرت آیه الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه، ذیل این آیه شریفه میفرمایند:
«(خداوند متعال در این آیه شریفه)نخست میفرماید:" پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنچه از طرف پروردگارش نازل شده است ایمان آورده" (آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ ).
و این از امتیازات انبیای الهی است که عموما به مرام و مکتب خویش ایمان قاطع داشته و هیچگونه تزلزلی در اعتقاد خود نداشتهاند، قبل از همه خودشان مؤمن بودند، و بیش از همه استقامت و پایمردی داشتند.
سپس میافزاید:" مؤمنان نیز به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگان وی همگی ایمان آوردهاند و (میگویند) ما در میان پیامبران او هیچگونه فرقی نمیگذاریم" و به همگی ایمان داریم (وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ ). روشن است که این موضوع، منافاتی با نسخ ادیان پیشین به وسیله ادیان بعد ندارد، زیرارتعلیمات انبیاء همچون تعلیمات مراحل مختلف تحصیلی از ابتدایی و راهنمایی و دبیرستانی و دانشگاهی است، گر چه اصول آن یکی است ولی در سطوح مختلفی پیاده میشود و به هنگام ارتقاء به مرحله بالاتر برنامههای پیشین کنار میرود، در عین اینکه احترام همه آنها محفوظ است.» [۲۳]
ت. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الَّذی نَزَّلَ عَلی رَسُولِهِ وَ الْکِتابِ الَّذی أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعیداً»
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! به خدا و پیامبرش، و کتابی که بر او نازل کرده، و کتب (آسمانی) که پیش از این فرستاده است، ایمان (واقعی) بیاورید کسی که خدا و فرشتگان او و کتابها و پیامبرانش و روز واپسین را انکار کند، در گمراهی دور و درازی افتاده است.» [۲۴]
حضرت آیه الله مکارم شیرازی ذیل این آیه شریفه مینویسند:
«مومنان واقعی باید به تمام انبیاء و کتب پیشین و فرشتگان الهی ایمان داشته باشند، زیرا عدم ایمان به اینها مفهومش انکار حکمت خداوند است آیا ممکن است خداوند حکیم انسانهای پیشین را بدون رهبر و راهنما گذاشته باشد تا در میدان زندگی سرگردان شوند؟!
در پایان آیه سرنوشت کسانی را که از این واقعیتها غافل بشوند بیان کرده، چنین میفرماید:" کسی که به خدا و فرشتگان، و کتب الهی، و فرستادگان او، و روز بازپسین، کافر شود، در گمراهی دور و درازی افتاده است".
(وَ مَنْ یَکْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعِیداً).
در حقیقت ایمان به پنج اصل در این آیه لازم شمرده شده، یعنی علاوه بر ایمان به مبدء و معاد ایمان به کتب آسمانی و انبیاء و فرشتگان نیز لازم است. تعبیر به ضلال بعید (گمراهی دور) تعبیر لطیفی است یعنی چنین اشخاص آن چنان از جاده اصلی پرت شدهاند که بازگشتشان بشاهراه اصلی به آسانی ممکن نیست.» [۲۵]
ایمان به کتب آسمانی در روایات
اصبغ بن نباته روایتی از امیر المؤمنین (علیه السّلام) نقل کرده است که حضرت در پاسخ به پرسشهای فردی به نام ابن کوّاء ایمان به انبیاء و کتب آسمانی آنان را لازم میداند؛ متن پرسشها و پاسخ حضرت به این شرح است:
«آن کیست که شب و روز میبیند و آنکه شب و روز نمیبیند؟ و آنکه شب میبیند روز نمیبیند و آنکه روز نمیبیند و شب میبیند؟
حضرت فرمود: ... آنکه شب و روز میبیند فردی است که به تمام رسولان و اوصیای گذشته و تمام کتب و انبیاء ایمان آورده، و به خداوند و نبیّ او محمّد (صلّی اللَّه علیه و آله) نیز مؤمن است، و نیز به ولایت من نیز معترف است، او بینا در شب و روز است. و امّا آنکه شبانه روز کور است فردی است که منکر تمام انبیاء و اوصیاء و کتب گذشتگان است، و با اینکه رسول خدا (صلّی اللَّه علیه و آله) را درک نموده به او ایمان نیاورده، و ولایت مرا نیز قبول ندارد، پس با این کار خداوند عزّ و جلّ و پیامبرش را انکار نموده است، او کور شبانه روز است.
و امّا فرد بینا در شب و کور به روز فردی است که تمام انبیاء و کتب را قبول دارد و منکر رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله بود و ولایت و حقّ مرا قبول ندارد، پس او بینای شب و کور به روز است.
و امّا فرد کور شب و بینای روز فردی است که منکر انبیای گذشته و اوصیاء و کتب است، و محمّد (صلّی اللَّه علیه و آله) را درک و بدو و خداوند ایمان آورده و امامت مرا پذیرفته، پس او کور به شب و بینای به روز است... .» [۲۶]
و در روایتی دیگر، حضرت امیر المومنین (علیه السلام) از پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) معنای ایمان را اینگونه نقل میکنند:
«ابان از سلیم بن قیس روایت میرکند که مردی از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام از ایمان سؤال کرد و گفت ای امیر المؤمنین مرا از ایمان با خبر ساز که بعد از تو از دیگری نپرسم فرمود، مردی خدمت پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم آمده و همین پرسش را نمود.
حضرت مشغول گفتار شد آنگاه فرمود انجام ده (کارهائی را که گفتم) تا مؤمن باشی سپس علی علیه السّلام رو کرد به آن مرد و فرمود نمیدانی جبرئیل به صورت انسان خدمت پیامبر آمده و پرسید اسلام چیست؟ فرمود، گواهی به یگانگی خدا و پیامبری محمد فرستاده او، و به پاداشتن نماز، و پرداخت زکات، و حج خانه خدا و روزه ماه رمضان، و غسل جنابت، عرض کرد پس ایمان چیست؟ فرمود باور کردن خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران او، و زندگی بعد از مرگ و باور کردن تقدیر خوب و بدش، و شیرین و تلخش.» [۲۷]
ایمان به کتب آسمانی در آینه فقه
ایمان به کتب آسمانی و خصوصا قرآن کریم، در فقه نقش بسزایی دارد.
صرف نظر از اینکه ایمان به کتب آسمانی لازمه ایمان داشتن است و این ایمان مقدم بر بحث فقه و احکام و فروع دین میباشد، در صورتی که انسان مومن به قرآن کریم نباشد، نمیتواند در فقه، به حکمی از احکام الهی ملتزم گردد. زیرا اولین و مهمترین وسیله فهم و استنباط احکام الهی، کتاب خدا، «قرآن » است.
البته باید توجه داشت که «قرآن » منبع و ماخذ اصلی برای استنباط احکام شرعی و مقررات الهی است به طوری که هیچ حکمی نباید مخالف قرآن باشد، چنان که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) میفرمایند:
«إِنَّ عَلَی کُلِّ حَقٍّ حَقِیقَهً وَ عَلَی کُلِّ صَوَابٍ نُوراً فَمَا وَافَقَ کِتَابَ اللَّهِ فَخُذُوهُ وَ مَا خَالَفَ کِتَابَ اللَّهِ فَدَعُوهُ.» [۲۸]
«رسول خدا (ص) فرمود: برای هر امر حقی و حقیقتی موجود است (که بسوی آن حق رهبری میکند) و بر سر هر امر درستی نوری موجود است، پس آنچه موافق قرآن است اخذ کنید و آنچه مخالف قرآن است ترک نمائید (زیرا قرآن نور است و حقیقت که مردم را به حق و صواب دلالت کند)» [۲۹]
بنابراین اصل، ایمان به کتاب خدا است و در وهله دوم، مطابقت دادن احادیث، مسائل فقهی و غیره به جهت راستی آزمایی، بر آن است.
برخی از فقهاء ایمان به کتب آسمانی را جزو شعائر دینی میدانند از جمله آنان، آیه الله سیفی مازندرانی است. او در کتاب مبانی الفقه الفعال فی القواعد الفقهیه الأساسیه مینویسد:
«گفتار خداوند: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللّهِ» [۳۰] هرچند که به حرام بودن مخالفت عملی با احکام دین و گذر از حدود خداوند بوسیله ترک واجبات و انجام محرمات تفسیر شده است، اما به مفهوم فحوی بر حرمت اهانت به شعائر خداوندی و سبک شمردن حرمتهای اوست. اما شعائر؛ به معنای نشانهها و تعالیم دینی و هر آنچه که خداوند به وسیله آنها پرستش میشود و هر جایی که خداوند در آن پرستش شود از اماکن مقدسه و زیارتگاهها و هر آنچه که به واسطه آن، خداوند عبادت شود از انبیاء و امامان و کتابهای آسمانی و کتابهای حدیث.» [۳۱]
ایمان به کتب آسمانی در کلام بزرگان
آیه الله مکارم شیرازی در کتاب آیات ولایت در قرآن، عدم پذیرش و انکار کتابهای آسمانی را نوعی ظلم به آیات الهی میداند و مینویسد:
«خداوند متعال در آیه شریفه ۱۰۳ سوره مبارکه اعراف میفرماید:
«ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسی بِآیاتِنا الی فِرْعَوْنَ وَ مَلَإِیهِ فَظَلَمُوا بِها فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ الْمُفْسِدینَ»
«سپس به دنبال آنها [پیامبران پیشین ] موسی را با آیات خویش به سوی فرعون و اطرافیان او فرستادیم؛ امّا آنها (با عدم پذیرش)، به آن (آیات) ظلم کردند. ببین عاقبت مفسدان چگونه بود!» [۳۲]
طبق صریح این آیه شریفه عدم پذیرش و انکار آیات الهی- که همان کتابهای آسمانی و معجزات پیامبران است- نوعی ظلم به آیات الهی شمرده میشود.» [۳۳]
آیه الله جوادی آملی نیز در تفسیر تسنیم مینویسد:
«اگر تقوا در قلب کسی ملکه شود ایمان به غیب (همه مصادیق غیب دینی)، اقامه نماز، انفاق از آنچه خداوند روزی کرد، ایمان به همه آنچه از خداوند نازل شده، خواه به صورت قرآن بر خاتم انبیاء (صلی الله علیه و آله و سلم) و خواه به صورت کتابهای آسمانی دیگر بر انبیای گذشته و ایمان به قیامت، به صورت مستمر از چنان انسان باتقوا پدید میآید.» [۳۴]
همچنین استاد مرحوم مظفر در خصوص ایمان به پیامبران و کتب آسمانی مینویسند:
«به صورت مجمل ایمان داریم که همه پیامبران و رسولان بر حق بودند همانگونه که به عصمت و طهارت آنان ایمان داریم و اما انکار پیامبران، کفر و فسق و زندقه محسوب میشود. زیرا این انکار موجب انکار پیامبر اسلام (ص) میگردد که حقّانیّت پیامبران پیش از خویش را تصدیق کرده است و بدین روی بر مسلمانان نیز واجب است آنان را تصدیق کنند. ایمان به کتابهای آنان نیز واجب است؛ امّا نه کتابهایی که تحریف آنان ثابت شده و هم اکنون در دست مسیحیان و یهودیان است.» [۳۵]
نتایج ایمان به کتب آسمانی
ایمان به کتب آسمانی، که لازمه عمل بر طبق تعالیم آنهاست، نتایج و برکات فراوانی دارد. البته با توجه به تحریف کتب آسمانی پیشین و یا در دسترس نبودن آنها و با توجه به خاتمیت قرآن نسبت به کتب آسمانی گذشته و هیمنه قرآن بر آنها و همینطور مصون ماندن قرآن کریم از هر گونه زیاده و نقصان و تحریف، عمل بر طبق تعالیم بلند قرآن کریم، حیات واقعی انسان را تضمین و او را به سرمقصد مقصود میرساند.
موانع ایمان به کتب آسمانی
در مقابل ایمان به این کتب آسمانی که مقتضای عقل سلیم، پس از ایمان به پیامبران است، موانعی وجود دارد که بعضی از آنها ناشی از عدم تلاش برخی انسانها در کنترل هواهای نفسانی و مقابله با وسوسههای شیطانی میباشد.
أ. امیال شیطانی
هواهای نفسانی اگر به کنترل انسان در نیاید، انسان را تا لبه پرتگاه ضلالت و گمراهی میکشاند. از جمله وسوسههای نفس، عدم ایمان و اعتقاد و التزام به کتب آسمانی است.
هوای نفس، انسان را به همنشینی با کفار و منافقان میکشاند و این خود، باعث انکار کتب آسمانی است.
خداوند در آیه ۱۴۰ سوره مبارکه نساء میفرماید:
«وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فی حَدیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقینَ وَ الْکافِرینَ فی جَهَنَّمَ جَمیعاً»
«و خداوند (این حکم را) در قرآن بر شما نازل کرده که هر گاه بشنوید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا میکنند، با آنها ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند! و گر نه، شما هم مثل آنان خواهید بود. خداوند، منافقان و کافران را همگی در دوزخ جمع میکند.» [۳۶]
در این آیه شریفه همنشینی با غیر مومنان را سبب خروج ایمان از دل انسان، و ورود نفاق به جای آن میداند. اما این هوای نفس است که انسان را به چنین مجالسی فرا میخواند و یا اگر که انسان بخواهد از اینگونه مجالس خارج شود، مانع او میگردد.
ب. تعارض دعوت کتب آسمانی با مصالح دنیا طلبان
در طول تاریخ بشریت، همیشه افرادی سودجو و دنیا طلب وجود داشتهاند که تعالیم کتب آسمانی را مخالف با مصالح دنیوی خود دیده و درصدد مقابله، تحریف، تبدیل و شبهه افکنی در این تعالیم الهی برآمدهاند.
امروزه نیز تلاشهای این گروه کوردل را جهت مقابله با قرآن کریم و القاء شبهه در آن و یا ارائه تفاسیر غیرصحیح از آن و همینطور ارائه تعریفی مادی و بشری از پیامبر، وحی و قرآن کریم، را شاهد هستیم.
خداوند متعال در آیه ۳۱ سوره مبارکه سبأ در وصف حال اینگونه افراد و همینطور پیروان آنها میفرماید:
«وَ قالَ الَّذینَ کَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهذَا الْقُرْآنِ وَ لا بِالَّذی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ لَوْ تَری إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ یَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ الْقَوْلَ یَقُولُ الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذینَ اسْتَکْبَرُوا لَوْ لا أَنْتُمْ لَکُنَّا مُؤْمِنینَ»
«کافران گفتند: «ما هرگز به این قرآن و کتابهای دیگری که پیش از آن بوده ایمان نخواهیم آورد!» اگر ببینی هنگامی که این ستمگران در پیشگاه پروردگارشان (برای حساب و جزا) نگه داشته شدهاند در حالی که هر کدام گناه خود را به گردن دیگری میاندازد (از وضع آنها تعجّب میکنی)! مستضعفان به مستکبران میگویند: «اگر شما نبودید ما مؤمن بودیم!» [۳۷]
راههای تقویت ایمان به کتب آسمانی
أ. شناخت خدا و پیامبران
شناخت خداوند که مقدم بر تمام اصول و فروع دین میباشد لازم و مقدمه ایمان به پیامبران الهی است که از جانب خداوند به جهت هدایت بشر به سعادت ابدی، فرستاده شدهاند.
تقویت شناخت خداوند متعال و در وهله دوم، ایمان به پیامبران او، انسان را آماده پذیرش فرامین و تعالیم الهی مینماید. این تعالیم که در قالب وحی به پیامبران، القاء میشود، برنامه زندگی حقیقی انسان را رقم میزند.
گاهی خداوند متعال، بخشی از وحی فرو فرستاده بر پیامبر خود را به صورت کتاب، الواح و یا صحف بر پیامبر خود نازل میکند تا پیروان آن پیامبر، بتوانند پس از آن پیامبر نیز به تعالیم الهی دسترسی داشته باشند و پیامبران دیگر خداوند متعال که صاحب کتاب و شریعت نیستند نیز بر پایه همین کتاب و شریعت نازل شده، تعالیم الهی را به مردم آموزش دهند.
بنابراین معرفت به خداوند متعال و پیامبران، زمینه ایمان و پذیرش تعالیم الهی نازل شده در کتب آسمانی را فراهم میسازد.
ب. خود سازی و پاکسازی درونی
خودسازی، انسان را در برابر هجمههای دشمنان بیرونی و درونی، مقاوم میسازد.
انسانی که به خودسازی مشغول باشد، دچار وسوسه برای مقابله با خداوند متعال، پیامبران و کتب آسمانی نمیگردد بلکه برعکس؛ با تمام وجود، آماده پذیرش دعوت پیامبران خواهد بود زیرا در وجود خود، عقل را حاکم کرده است نه هوا و هوس را؛ و عقل که حجت درونی است، انسان را به بیراهه نمیبرد بلکه اگر مزاحمتهای نفس برای عقل را با خودسازی، کمتر نماییم، عقل به صحت دعوت انبیاء و لزوم ایمان به کتابهای آسمانی که دربردارنده برنامه سعادت بشری هستند، پی میبرد.
برای مطالعه بیشتر
۱. مصباح یزدی، راه و راهنما شناسی، انتشارات موسسه آموزشی و پرورشی امام خمینی (ره)، چاپ ششم، تابستان 88.
۲. ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، جلد۷و۸، دار الکتب الاسلامیه ، تهران ، ۱۳۸۶ ه. ش ، چاپ نهم
۳. جوادی آملی، پیامبر رحمت، مرکز نشر اسراء، قم، بهار ۱۳۸۸، چاپ دوم
۴. جوادی آملی، وحی و نبوت، مرکز نشر اسراء، قم، تابستان ۱۳۸۸، چاپ اول
۵. زهره علی عسگری، پایان نامه کتب آسمانی در قرآن، استاد راهنما: محمود خرسندی، مقطع کارشناسی، مرکز شهید باهنر، 1383
۶. پایگاه اندیشه قم وابسته به مرکز مطالعات فرهنگی حوزه علمیه قم، مقاله «چند کتاب آسمانی وجود دارد و آیا عدد آنها با عدد پیامبران برابر است؟»
۷. پرسمان دانشجویی، مقاله «ادیان و نام کتابهای آسمانی انبیاء»
۸. سایت المفلحون، مقاله «ایمان به کتابهای آسمانی»
۹. هادی صادقی، ایمان در اسلام، انجمن معارف اسلامی، زمستان ۱۳۸۳ – شماره 1
۱۰. داود کمیجانی، قرآن و کتب ادیان الهی، آدرس اینترنتی مقاله سایت سازمان تبلیغات اسلامی: http://old.ido.ir//a.aspx?a=1385032201
فهرست منابع
۱. قرآن کریم.
۲. علامه مجلسی، بحار الأنوار، دار إحیاء التراث العربی ، بیروت ، ۱۴۰۳ ق ، چاپ دوم .
۳. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی (ط - الإسلامیه) - تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.
۴. کلینی، اصول الکافی / ترجمه مصطفوی، کتاب فروشی علمیه اسلامیه - تهران، چاپ: اول، ۱۳۶۹ ش.
۵. فاضل مقداد، إرشاد الطالبین إلی نهج المسترشدین ، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی ره ، قم ، ۱۴۰۵ ق.
۶. علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان ، سید محمد باقر موسوی همدانی ، دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم ، ۱۳۷۴ ش ، چاپ پنجم .
۷. مصباح یزدی، راه و راهنما شناسی، انتشارات موسسه آموزشی و پرورشی امام خمینی (ره)، چاپ ششم، تابستان 88.
۸. مکارم شیرازی، ترجمه قرآن، دار القرآن الکریم(دفتر مطالعات تاریخ ومعارف اسلامی)، قم ، ۱۳۷۳ ش ، چاپ دوم.
۹. نرم افزار القاموس، ابن منظور، لسان العرب ، دار صادر، بیروت ، چاپ سوم.
۱۰. نرم افزار القاموس، خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین ، انتشارات هجرت ، قم ، چاپ دوم .
۱۱. جعفر سبحانی، بحوث فی الملل و النحل ، مؤسسه النشر الإسلامی- مؤسسه الإمام الصادق ع ، قم.
۱۲. شیخ محمد رضا مظفر، عقائد الإمامیه، انتشارات انصاریان - قم، چاپ دوازدهم، ۱۳۸۷ ش.
۱۳. پژوهشکده تحقیقات اسلامی، فرهنگ شیعه، زمزم هدایت - قم، چاپ دوم، ۱۳۸۶ ش.
۱۴. سایت اسلام کوئست
۱۵. شیخ طبرسی، الإحتجاج، نشر المرتضی - مشهد، چاپ: اول، ۱۴۰۳ق.
۱۶. شیخ طبرسی-ترجمه از جعفری، الاحتجاج(ترجمه جعفری)، انتشارات اسلامیه - تهران، چاپ: اول، ۱۳۸۱ ش.
۱۷. مکارم شیرازی، آیات ولایت در قرآن، نسل جوان - قم، چاپ: سوم، ۱۳۸۶ ه.ش.
۱۸. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، مرکز نشر اسراء، زمستان۱۳۸۸، چاپ هشتم
۱۹. طبرسی، ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات فراهانی تهران ، چاپ اول،۱۳۶۰ ش
۲۰. مکارم شیرازی، اعتقاد ما، نسل جوان - قم، چاپ: دوم، ۱۳۷۶ ه.ش.
۲۱. داود کمیجانی، قرآن و کتب ادیان الهی، آدرس اینترنتی مقاله سایت سازمان تبلیغات اسلامی: http://old.ido.ir//a.aspx?a=1385032201
۲۲. پایگاه اندیشه قم وابسته به مرکز مطالعات فرهنگی حوزه علمیه قم، مقاله «چند کتاب آسمانی وجود دارد و آیا عدد آنها با عدد پیامبران برابر است؟»
۲۳. پرسمان دانشجویی، مقاله «ادیان و نام کتابهای آسمانی انبیاء»
۲۴. سایت المفلحون، مقاله «ایمان به کتابهای آسمانی»
۲۵. هادی صادقی، ایمان در اسلام، انجمن معارف اسلامی، زمستان ۱۳۸۳ – شماره 1
۲۶. سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، الهادی - ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۴۰۵ق.
۲۷. محمد باقر مجلسی، - علی تهرانی، شیعه در پیشگاه قرآن و اهل بیت علیهم السلام (ترجمه بحار الأنوار)، کتابخانه مسجد حضرت ولی عصر (عج)- تهران، چاپ: اول، ۱۳۹۷ق.
پانویس
- ↑ فاضل مقداد، إرشاد الطالبین إلی نهج المسترشدین ، ص436
- ↑ آیه الله جعفر سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ص ج 3، ص 115
- ↑ ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 27، ص 31: «روی عن أبی ذر أنه قال قلت یا رسول الله کم الأنبیاء فقال مائه ألف نبی و أربعه و عشرون ألفا قلت یا رسول الله کم المرسلون منهم قال ثلاثمائه و ثلاثه عشر و بقیتهم أنبیاء قلت کان آدم (ع) نبیا قال نعم کلمه الله و خلقه بیده یا أبا ذر أربعه الأنبیاء عرب هود و صالح و شعیب و نبیک قلت یا رسول الله کم أنزل الله من کتاب قال مائه و أربعه کتب أنزل الله منها علی آدم (ع) عشر صحف و علی شیث خمسین صحیفه و علی أخنوخ و هو إدریس ثلاثین صحیفه و هو أول من خط بالقلم و علی إبراهیم عشر صحائف و التوراه و الإنجیل و الزبور و الفرقان » طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 10، ص722
- ↑ النساء، 163
- ↑ سوره اعلی، 14-19
- ↑ المائده، 44
- ↑ البقره، 53
- ↑ فصلت، 45
- ↑ الجمعه، 5
- ↑ المائده، 46
- ↑ الحدید، 27
- ↑ المائده، 66
- ↑ یونس، 37
- ↑ السجده، 2
- ↑ النساء، 82
- ↑ الحجر، 9
- ↑ انعام، 92
- ↑ مائده، 285
- ↑ بقره، 79
- ↑ البقره، ١٣٦
- ↑ علامه طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج 1، ص470-469
- ↑ البقره، 285
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 2، ص398
- ↑ النساء، 136
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 4، ص167-166
- ↑ طبرسی، الاحتجاج (ترجمه جعفری)، ج 1، ص511: «وَ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَهَ أَیْضاً قَالَ: سَأَلَ ابْنُ الْکَوَّاءِ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقَالَ أَخْبِرْنِی عَنْ بَصِیرٍ بِاللَّیْلِ وَ بَصِیرٍ بِالنَّهَارِ وَ عَنْ أَعْمَی بِاللَّیْلِ وَ أَعْمَی بِالنَّهَارِ وَ عَنْ أَعْمَی بِاللَّیْلِ بَصِیرٍ بِالنَّهَارِ وَ عَنْ أَعْمَی بِالنَّهَارِ بَصِیرٍ بِاللَّیْلِ فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع وَیْلَکَ سَلْ عَمَّا یَعْنِیکَ وَ لَا تَسْأَلْ عَمَّا لَا یَعْنِیکَ وَیْلَکَ أَمَّا بَصِیرٌ بِاللَّیْلِ وَ بَصِیرٌ بِالنَّهَارِ فَهُوَ رَجُلٌ آمَنَ بِالرُّسُلِ وَ الْأَوْصِیَاءِ الَّذِینَ مَضَوْا وَ بِالْکُتُبِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آمَنَ بِاللَّهِ وَ نَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ ص وَ أَقَرَّ لِی بِالْوَلَایَهِ فَأَبْصَرَ فِی لَیْلِهِ وَ نَهَارِهِ وَ أَمَّا أَعْمَی بِاللَّیْلِ أَعْمَی بِالنَّهَارِ فَرَجُلٌ جَحَدَ الْأَنْبِیَاءَ وَ الْأَوْصِیَاءَ وَ الْکُتُبَ الَّتِی مَضَتْ وَ أَدْرَکَ النَّبِیَّ فَلَمْ یُؤْمِنْ بِهِ وَ لَمْ یُقِرَّ بِوَلَایَتِی فَجَحَدَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَبِیَّهُ ص فَعَمِیَ بِاللَّیْلِ وَ عَمِیَ بِالنَّهَارِ- وَ أَمَّا بَصِیرٌ بِاللَّیْلِ أَعْمَی بِالنَّهَارِ- فَرَجُلٌ آمَنَ بِالْأَنْبِیَاءِ وَ الْکُتُبِ وَ جَحَدَ النَّبِیَّ ص وَ أَنْکَرَ حَقِّی فَأَبْصَرَ بِاللَّیْلِ وَ عَمِیَ بِالنَّهَارِ وَ أَمَّا أَعْمَی بِاللَّیْلِ وَ بَصِیرٌ بِالنَّهَارِ فَرَجُلٌ جَحَدَ الْأَنْبِیَاءَ الَّذِینَ مَضَوْا وَ الْأَوْصِیَاءَ وَ الْکُتُبَ وَ أَدْرَکَ مُحَمَّداً ص فَآمَنَ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ مُحَمَّدٍ ص وَ آمَنَ بِإِمَامَتِی وَ قَبِلَ وَلَایَتِی فَعَمِیَ بِاللَّیْلِ وَ أَبْصَرَ بِالنَّهَارِ... .» طبرسی، الإحتجاج، ج 1، ص، 229
- ↑ علی تهرانی، شیعه در پیشگاه قرآن و اهل بیت علیهم السلام ( ترجمه بحار الأنوار)، ص 379: «وَ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِی عَیَّاشٍ عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ قَالَ سَمِعْتُ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ ع وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الْإِیمَانِ فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَخْبِرْنِی عَنِ الْإِیمَانِ لَا أَسْأَلُ عَنْهُ أَحَداً [غَیْرَکَ وَ لَا] بَعْدَکَ فَقَالَ عَلِیٌّ ع جَاءَ رَجُلٌ إِلَی النَّبِیِّ ص وَ سَأَلَهُ عَنْ مِثْلِ مَا سَأَلْتَنِی عَنْهُ فَقَالَ لَهُ [مِثْلَ مَقَالَتِکَ ] فَأَخَذَ یُحَدِّثُهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ اقْعُدْ [فَقَالَ لَهُ ] آمَنْتُ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلِیٌّ ع عَلَی الرَّجُلِ فَقَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ جَبْرَئِیلَ أَتَی رَسُولَ اللَّهِ ص فِی صُورَهِ آدَمِیٍّ فَقَالَ لَهُ مَا الْإِسْلَامُ فَقَالَ شَهَادَهُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ وَ إِقَامُ الصَّلَاهِ وَ إِیتَاءُ الزَّکَاهِ وَ حِجُّ الْبَیْتِ وَ صِیَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ الْغُسْلُ مِنَ الْجَنَابَهِ فَقَالَ وَ مَا الْإِیمَانُ قَالَ تُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ بِالْحَیَاهِ بَعْدَ الْمَوْتِ وَ بِالْقَدَرِ [کُلِّهِ ] خَیْرِهِ وَ شَرِّهِ وَ حُلْوِهِ وَ مُرِّهِ » کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج 2، ص 614
- ↑ کلینی، الکافی، ج 1، ص 69
- ↑ کلینی، اصول الکافی / ترجمه مصطفوی، ج 1، ص 88
- ↑ مائده، 2
- ↑ فقوله تعالی: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللّهِ» (مائده، 2) و إن فسّرت بتحریم المخالفه العملیّه لأحکام الدین و التعدی عن حدود اللّه بترک الواجبات و فعل المحرمات، إلّا أنّها تدل بمفهوم الفحوی علی حرمه إهانه شعائر الله و الاستخفاف بحرماته. أما الشعائر؛ معالم الدین و علائم الشریعه و آثارها و متعبّدات اللّه، و کل ما یعبد اللّه فیه من الأماکن المقدسه و المشاهد المشرّفه أو یعبد به اللّه، کالأنبیاء و الأئمه و الکتب السماویه و کتب الأحادیث. علی اکبر سیفی مازندرانی، مبانی الفقه الفعال فی القواعد الفقهیه الأساسیه، ج1، ص 154-153
- ↑ اعراف، 103
- ↑ مکارم شیرازی، آیات ولایت در قرآن، ص347
- ↑ جوادی آملی، تسنیم، جلد 2 ، ص572
- ↑ علامه محمد رضا مظفّر، عقائد الامامیّه ، ص 55: «نؤمن علی الإجمال بأن جمیع الأنبیاء و المرسلین علی حق، کما نؤمن بعصمتهم و طهارتهم و أما إنکار نبوتهم أو سبهم أو الاستهزاء بهم فهو من الکفر و الزندقه؛ لأن ذلک یستلزم انکار نبینا الذی اخبر عنهم و صدقهم و کذلک یجب الایمان بکتبهم و ما نزل علیهم، و أما التوراه و الإنجیل الموجودان الآن بین أیدی الناس، فقد ثبت أنهما محرفان عما انزلا.»
- ↑ النساء140
- ↑ سبأ، 31







