فرهنگ مصادیق:تحریف لفظی قرآن
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
تحریف قرآن
کلید واژه: تحریف، قرآن، تحریف لفظی و معنوی، حدیث ثقلین
تحریف در لغت
«تحریف» مصدر باب تفعیل از ریشه «حـرف» است. معنای اصلی حرف را لبه، جانب، کناره و مرز دانستهاند. بر اساس این معنا، تحریف، به حاشیه بردن معنای لفظ و ایجاد نوعی دگرگونی و انحراف در مقصود گوینده است. دگرگونی یاد شده میتواند از طریق جابه جا کردن واژهها، اعراب آنها، تغییر ساختار جملهها یا تفسیر نادرست آنها باشد.
برخی هم «تحریف» را به تغییر و تبدیل که جامع تر است، معنا کردهاند، با این تفاوت که در تحریف سعی بر القای خلاف مقصود است. تحریف بر دگرگون ساختن سخنان شفاهی نیز اطلاق میشود و اختصاص به سخنان مکتوب ندارد.
تحریف در اصطلاح
تحریف اصطلاحا از مباحث مهم کلامی است که به راهیابی تغییر در کتب آسمانی و عدم آن میپردازد. این بحث در فرهنگ اسلامی به طور خاص دربارهٔ کتاب مقدس (عهد قدیم و جدید) و قرآن کریم مطرح میشود.
همه اقسام تحریف را میتوان در دو دسته اصلی قرار داد: لفظی و معنوی.
تحریف لفظی، تصرّف در ساختار الفاظ و عبارات است.
تحریف معنوی، تفسیر و تأویل نادرست از لفظ و عبارت است، که برخلاف مقصود گوینده و اغلب بدون استناد به قواعد فهم درست کلام و بر اساس رأی شخصی و با انگیزههای خاص صورت میپذیرد.
تحریف لفظی خود دارای اقسامی است
تحریف به فزونی؛ یعنی افزودن کلمه یا جملهای به سخن و متن اصلی
تحریف به کاهش؛ یعنی حذف بخشی از حروف، واژهها یا جملات متن
تحریف به تبدیل و جابه جایی که در آن کلماتی جایگزین واژههای مترادف یا غیر مترادف میشود، به گونهای که معنا را مخدوش کند.
تحریف در لحن و گویش که همان تغییر در حرکات و نحوه ادای واژگان است، به گونهای که معنای اصلی کلمه فهمیده نشود.
واژه تحریف به شکل مصدر در قرآن نیامده است؛ ولی آیات متعددی به انواع تحریف در آموزههای دینی اهل کتاب ناظر است. از جمله این آیات، آیاتی هستند که با کاربرد واژگان هم خانواده با «تحریف»، نمونههایی از تحریف گری در آموزهها و سخنان دینی و الهی، به ویژه از سوی یهود را گزارش میکنند؛ مانند آیه «مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ...».[۱]
بر اساس آنچه گفته شد بیشتر مفسّران و قرآن پژوهان نخستین، متأخر و معاصر، کتاب مقدس را تحریف شده و فاقد ساختار وحیانی دانسته و بر این باورند که افزون بر تحریف معنوی، انواع تحریف لفظی نیز در آن راه یافته است.
این گروه از صاحب نظران در اثبات ادعای خویش افزون بر آیات بررسی شده، به مواردی همچون اختلاف نسخههای سه گانه عبری، سُریانی و یونانی عهد قدیم، تاریخ تدوین، عدم تواتر و نگارش آن قرنها پس از حضرت موسی علیه السلام، نگارش اناجیل به دست ۴ تن و اختلاف آنها با یکدیگر، نامعقول و توجیه ناپذیر بودن بخشی از آموزههای کتاب مقدس و... اشاره کردهاند.
اعتقاد مسلمانان در مورد عدم تحریف در قرآن
مسلمانان اعتقاد دارند که هیچ یک از انواع تحریف به ساحت قرآن راه نیافته است. تا جایی که عالم گرانقدر شیعه؛ علامه حسن زاده آملی در این مورد میگوید:
در قرآن کریم به هیچ وجه و هیچ نحو تحریفی نشده است. این قرآن بین دفّتین که اول آن فاتحه و آخر آن ناس است.همانی است که بر خاتم صلّی علیه وآله و سلم انزالاً و تنزیلاً وحی شده است،و ترتیب سور و آیات،همه به فرمان حق،سبحانه است و اگر کسی خلاف این حکم را مدعی است . علاوه بر این که رسالهای در ردّ آن نوشتهام و براهین قاطعه آوردهام، با چنان کس به مباهله حاضرم. [۲].
ادله عدم تحریف قرآن
ادله عقلی
دلیل اول بر عدم وقوع تحریف در قرآن با عقل ثابت میشود که به دو بیان قابل طرح است:[۳].
الف. ضرورت اتمام حجّت
ضرورت ابلاغ احکام الهی و اتمام حجت بر مردم از برنامههای رسالت پیامبران است که قرآن بر آن تأکید کرده است و خداوند بر اساس چنین حکمتی است که پیامبران را برای هدایت و ابلاغ پیامهای الهی به سوی مردم گسیل داشته است و کتابهای آسمانی نیز چنین وظیفهای را برعهده دارند؛ یعنی با ابلاغ اوامر و نواهی خداوند، حجت را بر مردم تمام میکنند. از سوی دیگر، قرآن در مقایسه با سایر کتابهای آسمانی دو ویژگی منحصر به فرد دارد؛ یکی جهانی و همگانی بودن؛ و دیگری جاودانگی و همیشگی بودن و خاتمیت رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و عدم امکان نسخ آن با دین یا کتاب آسمانی دیگر، همگی مبیّن جاودانگی قرآن است.
با چنین فرضی میبایست قرآن، افزون بر عصر نزول تمام اعصار تا قیامت ابلاغگری پیامهای خداوند و حیثیّت حجت بودن خود را حفظ کند؛ زیرا تنها در این صورت است که وظیفه هدایتگری را به انجام رسانده و حکمت رسالت جاوید پیامبر صلی الله علیه و آله که کامل شدن حجت بر جهانیان است، تحقق یافته است.
حال اگر کسی تحریف قرآن را هر چند به معنای کاستی در آیات قرآن، محتمل بداند و برایش دلیل اقامه کند، حجیت قرآن را مخدوش ساخته و حیثیت هدایتگری آن را زیر سؤال برده است؛ چون قرآنی حجت کامل بر مردم است که به طور کامل به مردم رسیده باشد و با احتمال تحریف فی الجمله، بخشی از پیامهای هدایتگر الهی از آن حذف میشود و با سقوط بخشی از حجت، همه آن از اعتبار ساقط خواهد شد؛ زیرا فرض آن بود که حجت بدون نقص و کاستی به مردم رسیده است و تنها در این صورت است که امر تکلیف و نظام پاداش و کیفر به صورت جامع شکل گرفته است. بنابراین با احتمال تحریف، نه تنها حجیت قرآن و کامل بودن حجت خدا بر مردم زیر سؤال میرود؛ بلکه دوام نبوت و استمرار رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله نیز مورد اشکال خواهد بود و در نتیجه برای تکمیل حجت بر مردم، بر خداوند لازم بود که همانند امتهای پیشین پیامبری جدید و کتابی نو، کامل و جامع حجیت برای مردم ارائه کند؛ در حالی که چنین امری قطعاً پس از رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله منتفی است.
بر این اساس از نظر عقل برهانی، خاتمیت رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله با عدم امکان راهیابی هر گونه تحریف در قرآن برای بقاء اصل اتمام حجت بر مردم و هدایتگری آنان، ملازمه کامل دارد.
ب. رابطه ناگسست اعجاز با عدم تحریف قرآن
اعجاز قرآن با ادلّه خاص خودش نظیر هماوردطلبی قرآن اثبات میگردد و امری مسلم میان تمام مسلمانان است. رابطه اعجاز قرآن با تحریفناپذیری آن با برهان عقلی اثباتپذیر است؛ یعنی عقل حکم میکند که اگر اعجاز قرآن امری مسلّم باشد که هست، این کتاب میبایست ضرورتاً دچار هیچگونه تحریف به فزونی یا کاستی نشده باشد و پذیرش احتمال تحریف به معنای نفی اعجاز آن است.
تبیین این ملازمه چنین است: درستی تحریف به زیادی، معنایش آن است که اشخاصی توانستهاند سورهای همسان با قرآن بیاورند و این همسانی به گونهای است که نمیشود این بخش فزونی را از قرآن تشخیص داد. ارائه آیات و سورهها در این سطح از همسانی به معنای فروپاشی تحدّی و نتیجهاش ساقط شدن اعجاز قرآن است که قطعا محال است؛ زیرا هیچ کس در طول تاریخ نتواسته است کلامی همانند آیهای از آیات قرآن بیاورد.
ادله نقلی
ادله نقلی یکی دیگر از مستندات قائلین به عدم تحریف است که در آیات و روایات مختلف بیان شده است که از باب نمونه به برخی از آنها اشاره میکنیم:[۴]
آیات دالّ بر عدم تحریف قرآن
آیه اول: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ».[۵] همانا ما ذکر (قرآن) را فرو فرستادیم و به یقین آن را حفظ خواهیم نمود.
این آیه به صراحت دلالت دارد که قرآن از تحریف محفوظ مانده و تا ابد نیز مصون خواهد ماند و خداوند در برابر تحریفکنندگان از کتاب خود دفاع خواهد کرد. جباران و ستمگران نخواهند توانست، دست خیانت به سوی قرآن ببرند و آن را بازیچه قرار دهند و به دلخواه خود در آن تغییر و تبدیل به وجود بیاورند.
آیه دوم: «...وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ * لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ»[۶] و این قرآن، کتابی است قطعاً شکست ناپذیر است و هیچ گونه باطلی نه از پیشرو و نه از پشت سر به سراغ آن نمیآید؛ چرا که از سوی خداوند حکیم و شایستهی ستایش، نازل شده است.
این آیه شریفه، قرآن مجید را از انواع و اقسام باطل، پاک و آن را از ساحت مقدس قرآن، دور معرفی میکند؛ زیرا اگر در کلامی، نفی متوجه طبیعت و موجودیت چیزی گردد، تمام افراد و مصادیق آن را نفی خواهد کرد و این آیه هم نیز طبیعت بطلان را از دامن مقدس قرآن زدوده و نفی کرده است. بنابراین هیچ گونه بطلان که تحریف نیز یکی از مصادیق آن است، نمیتواند به ساحت قدس قرآن راه یابد.
آیه سوم: «يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»[۷]؛ میخواهند نور خدا را با دهانشان (سخنان خویش) خاموش کنند، ولی خداوند نمیگذارد تا این که نور خود را کامل کند هر چند کافران را خوش نیاید.
از این آیه میتوان برای اثبات پیراستگی قرآن از تحریف بهره گرفت؛ زیرا خدای سبحان قرآن را نور معرفی کردهاست؛ «قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ»[۸]و آیه مزبور از اراده بدخواهان نسبت به قرآن حکایت دارد و یکی از برجستهترین نمونه اراده بدخواهان، از بین بردن قرآن است که با شیوههای مختلف دنبال شده است.
نابود کردن اساس قرآن و تحریف آن به منظور بر جای گذاشتن کتابی تحریف شده و نامعتبر، یکی از این شیوههاست. آنان همان گونه که به حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله پیشنهاد کردند که قرآن را تغییر دهد، خود نیز تلاش میکردند که قرآن را تغییر دهند یا با آوردن کتابی همسان با آن معارضه کنند و همه اینها مصادیق اطفاء نور الهی است.
بر اساس این آیه، دشمنان قرآن میخواهند نور خداوند را خاموش کنند، خداوند در پاسخ آنان میتوانست بگوید که قرآن بسان نور خورشید است که انسان قادر به خاموش کردن آن نمیباشد لیکن چنین تعبیری را روا ندانست؛ زیرا نور خورشید نیز یک روز خاموش میشود؛ «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ».[۹]، اما نور قرآن هرگز خاموش نخواهد شد؛ از این رو از قرآن به نور خداوند یاد نمود و این همان نوری است که حتی پس از خاموش شدن نور خورشید، منور خواهد ماند. بنابراین با بکار بردن تعبیر نور خداوند دربارهٔ قرآن خواست به کافران تفهیم کند که آنان هرگز قادر به تحقق آرمان خود نخواهند بود.[۱۰]
روایات
روایات مشهور ثقلین که از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است، از دیگر ادله نقلی است که بر عدم تحریف قرآن دلالت دارد. منظور از اخبار ثقلین، گروه احادیثی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله در این احادیث، عترت یعنی اهل بیت علیهم السلام و قرآن را جانشین خود معرفی فرموده و این که این دو ثقل، غیرقابل انفکاک از یکدیگرند و بر مسلمانان فرض و واجب است که از آن دو پیروی کنند و آنها را از هم جدا نسازند. این گونه روایات از طریق شیعه و سنی به طور فراوان نقل شده است لذا با مضمون این احادیث به دو شکل و طریق میتوان بر عدم تحریف قرآن استدلال نمود:[۱۱]
شکل اول استدلال
قائل شدن به تحریف قرآن مستلزم این است که امت اسلامی نتواند به قرآن تمسک جوید و از آن پیروی کند زیرا در صورت تحریف، قسمتی از قرآن از بین رفته و از حجیت و مدرک بودن ساقط شده است، در صورتی که وجوب تبعیت از قرآن و تمسک به آن - که صریح اخبار ثقلین است - تا روز قیامت باقی و پابرجاست.
از این مطلب نتیجه میگیریم که قول به تحریف، باطل و غیرقابل اعتبار میباشد.
شکل دوم استدلال
شکل و راه دوم در استدلال با اخبار ثقلین بر عدم تحریف قرآن، این است که اعتقاد به تحریف قرآن موجب سقوط قرآن از حجیت و اعتبار است. لذا کسانی که به تحریف قائل هستند در تمسک نمودن به قرآن موجود باید به ائمه هدی علیه السلام مراجعه نموده، در صورت تأیید و امضای آنان میتوانند از قرآن فعلی تبعیت کنند و به عبارت سادهتر: در صورت وقوع تحریف، حجیت و اعتبار قرآن موجود موقوف و منوط بر امضای اهل بیت علیهم السلام خواهد بود ولی از اخبار متواتر «ثقلین» چنین برمیآید که خود قرآن یک حجت و مدرک مستقل و یکی از دو مرجع اصیل اسلامی است یکی قرآن و دیگری اهل بیت علیهم السلام که از این دو مدرک باید مستقلاً پیروی شود و از آن روایت چنین استفاده میشود که قرآن، ثقل اکبر و بزرگترین حجت است و اهلبیت علیهم السلام نیز ثقل اصغر میباشد؛ بنابراین چگونه ممکن است که قرآن را از حجیت استقلالی بیاندازیم و حجت بودن آن را به اهل بیت علیهم السلام، یعنی «ثقل اصغر» متوقف سازیم؟!
شواهد دال بر عدم تحریف قرآن
شواهد تاریخی و روائی حکایت از اهتمام مسلمین به حفظ و ضبط قرآن دارد که وقوع هر گونه تحریف را در قرآن نفی میکند لذا ما به ذکر چند نمونه از اهتمام مسلمین به حفظ قرآن میپردازیم:
الف. اهتمام پیامبر صلی الله علیه و آله و صحابه به قرآن:
قرآن، بزرگترین معجزه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بوده و از ابتدای نزول، پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله به آیات آن تحدّی مینمود و دلیل صدق دعوی خود قرار میداد و همان طور که میدانیم قرآن آیه آیه و سوره سوره نازل شده است و چون پایه و اساس دین، و وسیله دعوت پیغمبر صلی الله علیه و آله و مسلمین بود. از همان روز اول اهتمام بسیار به حفظ و ضبط آن داشتند و به محض نزول، پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله برای مسلمانان قرائت میکردند و آنان ضبط و حفظ مینمودند و در مواقع لازم برای مشرکین و یهود و نصاری تلاوت و آنان را به دین مبین دعوت مینمودند و عدهای به نام کتاب وحی معروف بودند و آیاتی که نازل میشد، مینوشتند و هر چه تعداد مسلمین بیشتر میشد، اهتمامشان در این امر بیشتر میشد و چه بسیار از آنها که تمام قرآن را ضبط و حفظ کرده بودند و هر چند مرتبه بر پیغمبر صلی الله علیه و آله تلاوت مینمود.[۱۲]
بنابراین جمع آوری قرآن در عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله با دستور مستقیم آن بزرگوار انجام گرفته است پس نتیجه میگیریم که قرآن در زمان خود رسول خدا صلی الله علیه و آله با دستور و نظارت مستقیم شخص آن حضرت جمع آوری شده بود و کوچکترین احتمال تحریف در آن وجود ندارد؛ زیرا بالاتفاق همان قرآن به ما رسیده است و ما در اینجا به روایاتی در این زمینه اشاره میکنیم:[۱۳]
گروهی از محدثین مانند ابن ابی شیبه، احمد بن حنبل، ترمذی، نسائی، ابن حبان، حاتم، بیهقی و ضیاء مقدسی از ابن عباس نقل کردهاند که به عثمان گفتند: چه عاملی سبب شد که شما سوره انفال را که از مثانی بود و سوره برائت که از مئین بود، یک جا و پهلوی هم نوشتید و از میان آنها «بسم اللّه» را برداشتید و هر دو را در کنار سورههای بزرگ «طوال» قرار دادید؟ عثمان گفت: در دوران پیغمبر صلی الله علیه و آله سورهای که دارای آیات متعدد بود، نازل شد. آن بزرگوار نویسندگان وحی را میخواست و دستور میداد که این سوره را در کنار فلان سوره قرار دهید و گاهی نیز چند آیه نازل میشد و دستور میداد که این آیات را در فلان سورهای که دارای فلان آیات است، قرار دهید. همه اینها به دستور پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و با نظر وی انجام میگرفت. عثمان اضافه کرد که سوره انفال اولین سورهای است که در مدینه نازل شده و سوره برائت آخرین سوره قرآن است که فرود آمده است ولی داستان نزول هر دو سوره شبیه هم بود و دستورات و مضمون آیاتشان با هم سنخیت داشت. به این جهت من فکر کردم که هر دو سوره از یک باب و مقوله و از نوع واحد است و از طرف دیگر رسول خدا صلی الله علیه و آله که از دنیا رحلت نمود، بیان نکرد که آیا سوره برائت از انفال است یا نه؟ روی این اصل، من هم آنها را پهلوی هم و بدون این که «بسم اللّه» در میانشان فاصله باشد، نوشتم و در کنار سورههای بزرگ قرار دادم.
طبرانی و ابن عساکر از شعبی نقل کردهاند که در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله شش نفر از انصار، قرآن را جمع آوری کرده بودند: ابی بن کعب، زید بن ثابت، معاذ بن جبل، ابو درداء، سعد بن عبید و ابوزید و علاوه بر آنان مجمع بن جاریه نیز به جز دو یا سه سوره، همه قرآن را ضبط کرده بود.
قتاده نقل میکند که از انس بن مالک پرسیدم در دوران رسول خدا صلی الله علیه و آله چه کسی قرآن را جمعآوری کرده بود؟ گفت: چهار تن که همه آنها از «انصار» بودند: ابی ابن کعب، معاذ بن جبل، زید بن ثابت و ابو زید.
مسروق میگوید: روزی عبداللّه بن عمر از عبداللّه بن مسعود یاد کرد، سپس گفت: من تا زنده هستم او را دوست خواهم داشت؛ زیرا از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود: قرآن را از چهار نفر فراگیرد: عبداللّه بن مسعود، سالم بن معاذ و ابی بن کعب.
نسائی با سند صحیح از عبداللّه بن عمر نقل میکند که گفت: من قرآن را جمع آوری کرده بودم و هر شب یک بار میخواندم و چون این جریان به گوش پیامبر صلی الله علیه و آله رسید، فرمود: آن را آرام و با حوصله و هر ماه یک بار بخوان!
ب.اهتمام مسلمین به قرآن:
اهتمام مسلمانان به حفظ و حراست قرآن به حدی بود که اگر جزئی از قرآن کم میشد همه دانسته و به مقابله برمیخاستند[۱۴]، در تفسیر خازن تألیف محمد بن ابراهیم بغدادی صوفی میخوانیم که کلمات فلان سوره هزار و هشتصد و سی و دو و حروف آن نه هزار و نود و نه است. این شمارش، اهتمام مسلمین را به قرآن مجید نشان میدهد.[۱۵]فرید وجدی در دائره المعارف اهتمام مسلمین را در حفظ و تألیف و تعلیم قرآن دلیل عدم تحریف آن دانسته و گوید اهتمامی که مسلمین بر قرآن داشتند، احتمال نقصان آن را از میان برمیدارد.
این همان دلیل متقنی است که علمالهدی بنابر آنچه در مقدمه مجمع البیان است به آن تمسّک جسته و گفته: علم به صحت قرآن مانند علم به وجود شهرها و وقایع بزرگ است و علماء مسلمین در حفظ و حمایت آن کوشیدهاند چطور ممکن است که با آن عنایت صادقه و ضبط شدید تغییری یا نقصانی در آن راه یابد؟ علامه طباطبائی در کتاب «قرآن در اسلام» در این زمینه فرموده: آیات قرآنی در دست عامه مسلمانان بود و برای نگهداری آنچه داشتند کمال جدیت را به خرج میدادند، علاوه بر آن گروه زیادی از صحابه و تابعین قاری قرآن بودند و کاری جز آن نداشتند و جمع آوری قرآن در یک مصحف جلو چشم همه انجام میگرفت و همگان مصحفی را که آماده نموده در دسترسشان گذاشتند، پذیرفتند و نسخههائی از آن برداشتند و ردّ و اعتراض نکردند.
امام علی علیه السلام با این که خودش قرآن مجید را به ترتیب نزول جمع آوری کرده بود و به مردم نشان داده بود، مصحف دائر را پذیرفت.[۱۶]
پا نویس
- ↑ سوره نساء- 46
- ↑ هزار ویک نکته، صفحه 102
- ↑ آیت الله جوادی آملی؛ نزاهت قرآن از تحریف، قم، اسراء، اول، 1382ش، ص41.
- ↑ آیت الله خوئی، سید ابوالقاسم؛ البیان فی تفسیر القرآن، ص207.
- ↑ سوره حجر، آیه 9.
- ↑ سوره فصلت، آیه 41 و 42.
- ↑ سوره توبه، آیه 32.
- ↑ سوره مائده، آیه 15.
- ↑ سوره تکویر، آیه 1.
- ↑ آیت الله جوادی آملی؛ پیشین، ص69.
- ↑ آیت الله خوئی، سید ابوالقاسم؛ البیان فی تفسیرالقرآن، ص210.
- ↑ طیب، سید عبدالحسین؛ أطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، دوم، ج1، ص13 و 14.
- ↑ آیت الله خوئی، سید ابوالقاسم؛ البیان فی تفسیر القرآن، ص248.
- ↑ قرشی، سید علی اکبر؛ تفسیر أحسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، سوم، 1377ش، ج5، ص33.
- ↑ همان، ج4، ص340.
- ↑ قرشی، سید علی اکبر؛ قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ششم، 1371 ش، ج5، ص272.







