فرهنگ مصادیق:تحریف لفظی کتاب مقدس
تحریف لفظی به ایجاد تغییراتی در حرکات و حروف یک کلمه و یا کم و زیاد کردن کلمات و عبارات یک متن برای دست یافتن به معنای جدید و یا تغییر معنای موجود، گفته میشود.
از میان مفسران اسلامی دو نظریهٔ عمده در باب تحریف کتب آسمانی موجود است. برخی چون محمد بن عبده در ذیل آیهٔ ۷۸ سورهٔ آل عمران[۱] و قاسم بن ابراهیم از علمای قرن سوم هجری به تحریف معنوی متمایل شدهاند[۲] و در مقابل، عدهای دیگر، از جمله ابن حزم (متوفای ۴۵۶) معتقد به وقوع تحریف لفظی و معنوی در کتب ادیان پیشین اند، محمد رشید رضا در تفسیر المنار مینویسد: «بسیاری از علما معتقدند که مراد از تحریف در آیهٔ شریفهٔ «يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ... »[۳] تعبیر الفاظ به غیر معانی واقعی است. به نظر آنان تصرف و تحریف لفظی در این کتبِ متواتر، دشوار و حتی غیر ممکن است. اما دیدگاه محققان و دانشمندانی که تاریخ اهل کتاب را مطالعه کردهاند این است که تحریف لفظی و معنوی، هر دو، در این کتب یافت میشود.[۴]
از سوی دیگر، ویلیام مونتگمری وات بر این باور است که هیچیک از آیات قرآن بر وقوع تحریف لفظی و یا معنوی دلالت نمیکند و نمیتوان به استناد آیات قرآن نشان داد که در گذشتهٔ دوردست و پیش از دوران نگارش نسخههای خطی موجود، تحریف وسیعی در کتاب مقدس صورت گرفته است. وی تمام آیات دال بر تحریف را به رفتار مقطعی یهودیان در مقابل مسلمانان و به تمسخر گرفتن کلمات و عبارتها و فروش نسخههای مجعول از عهد عتیق حمل میکند و به عملکرد یهود و نصارا و تحریف کتب خود در گذشتهٔ قبل از اسلام اشارهای نمیکند. وی توضیح نداده است که صنعت نسخه برداری از عهد عتیق برای فروش آن، در زمان نزول قرآن، ساختهٔ ذهن اوست و یا آن که قرائن تاریخی به همراه دارد.
وی به این نکته توجه نکرده است که برای اثبات تحریف لفظی در کتاب مقدس نیازی به استناد به این آیات صریح نیست. آیات بسیاری از قرآن کریم و اعتقادات دینی ما در مورد مسائل مختلف به گونهای غیر مستقیم بر تحریف لفظی عهدین دلالت دارد.
اینکه قرآن کریم هارون (ع) برادر موسی (ع) را صاحب شریعت میداند و کتاب مقدس وی را ناسخ شریعت میشمارد.
اینکه قرآن اعتقاد به تثلیث و الوهیت مسیح را مردود میشمارد و رسالههای پولس بر آن صحه میگذارد.
اینکه قرآن کریم داوود (ع) و سلیمان (ع) را پیامبرانی حکیم میداند و عهد عتیق داوود (ع) را زناکار و سلیمان (ع) را بت پرست میشمارد.
اینکه قرآن کریم شراب را پلید میشمارد و روایات ما خمر را نزد تمام پیامبران منفور میداند و عهد عتیق لوط (ع) را شراب خوار و در عهد جدید شراب سازی را از معجزات عیسی (ع) میشمارد.
اینکه معاد از مهمترین اصول تعالیم ادیان آسمانی است که بسیاری از آیات قرآن به آن اختصاص یافته و محور مهم تبلیغ پیامبران توجه به معاد و حیات پس از مرگ بوده است با این وجود، در عهد عتیق به صراحت سخنی از معاد به میان نیامده است. و دهها نمونهٔ دیگر از این دست میتواند قرینهای بر وقوع تحریف لفظی در تورات[۵] و مُلهَم نبودن اناجیل، کتب و رسالات دیگر باشد.
اصولاً اگر به آموزههای دینی هم استناد نکنیم، تحریف لفظی کتاب مقدس باز هم قابل اثبات است.[۶]
پانویس
- ↑ محمد جواد مغنیه، التفسیر الکاشف، ج 2، ص 94.
- ↑ ویلیام مونتگمری وات، برخورد آرای مسلمان و مسیحیان، ص 56.
- ↑ مائده، آیهٔ 13.
- ↑ محمد رشید رضا، تفسیر المنار، ج 6، ذیل آیهٔ 3 سورهٔ مائده.
- ↑ این فرض در صورتی صحیح است که تورات موجود را همان تورات نازل شده بر موسی (ع) بدانیم و ادعا کنیم که تغییراتی بر آن عارض شده است و اگر تورات کنونی را کتابی انسان نوشته بدانیم، به منزلهٔ اناجیل و رسالات و کتب دیگر خواهد بود؛ هر چند عباراتی از تورات حقیقی در آن آمده باشد.
- ↑ محمد رضا زیبائی نژاد، مسیحیت شناسی مقایسهای، ص 191 - 193.







