فرهنگ مصادیق:اعراض از قرآن
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
آثار اطاعت و اعراض از قرآن
قرآن تنها کتاب وحیانی است که بی هیچ تحریف و تغییری به دست ما رسیده است. این کتاب در همه مراحل از نزول تا کتابت از طرق مختلف مورد صیانت الهی قرار گرفته است و خداوند بر حفظ و صیانت آن در همه مراحل حتی قیامت تاکید ورزیده است و خود را حافظ و نگه دارنده آن از هر گزندی معرفی کرده است.
این تاکید خداوند در آیات مختلف به ما این اطمینان را میبخشد که با کتابی مواجه هستیم که از هر لحاظ مطابق خواسته الهی میباشد و عمل به آن به معنا، عمل به خواستههای الهی میباشد. کسی که به این کتاب عمل کند میتواند یقین پیدا کند که در مسیر هدایت الهی و رستگاری و خوشبختی دو سرا گام بر میدارد.
با این همه برخی از مردم به هر دلیلی از اطاعت آن سر باز میزنند و در نتیجه آن نه تنها از آثار و برکات آن بهره مند نمیشوند بلکه گرفتار مشکلات و مصیبتهای میشوند که در آیات قرآنی به آنها اشاره شده است.
نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به آموزههای قرآنی آثار اطاعت و اعراض از قرآن را به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر میگذرانیم.
ویژگیهای قرآن
قرآن چنان که خود گواه صادقی بر این مطلب است، تنها کتاب الهی است که دارای ویژگیهای منحصر به فردی میباشد که دیگر کتب آسمانی از آن بهره مند نبودهاند. از جمله مهمترین صفت و ویژگی قرآن میتوان به آسانی قرآن برای همگان از نظر درک و فهم مطالب آن اشاره کرد که در آیاتی چون ۹۷ سوره مریم و ۵۸ سوره دخان و ۱۷، ۲۲، ۳۲ و ۴۰ سوره قمر بر آن تاکید شده است.
همین آسانی سبب شده است تا قرآن روشنترین تفسیری از هستی و جهان و نیز راههای رسیدن به کمال را در اختیار بشر قرار دهد.[۱] و سخنان و آموزههایش به بهترین شکل و زیباترین الفاظ و واژگان بیان شود[۲] بنابراین وسیلهای است که تصویر روشنی، کامل، جامع، ساده، ژرف و عمیقی از جهان هستی به آدمی میدهد و حقایق هستی را همانند پردهای روشن در برابردیدگان آدمی میآویزد. از این روست که خود را به بصایر میستاید و بصیرت بخشی را از لوازم طبیعی خود میداند.[۳]
در همین راستاست که قرآن به بیان حقایق و دلایل روشن به اشکال و انواع مختلف [۴]، بینه [۵] و بینات [۶]، برهان [۷]، تبیان هر چیزی[۸] ستوده شده است.
ازدیگر ویژگیهای قرآن در همین ارتباط میتوان به تفصیلی بودن آیات آن و پیراسته بودن آن از هر گونه ابهام و پیچیدگی [۹]، تفصیل هر چیزی [۱۰]، سراج منیر و چراغ روشنگر بودن [۱۱] و مانند آن اشاره کرد.
قرآن نه تنها حق [۱۲] بلکه حق یقین [۱۳] است و ا ز این توانایی برخوردار است که دلهای بیمار و قلوب زنگار گرفته و مریض را درمان کند و شفا بخشد[۱۴]
چنین ویژگیهای قرآن موجب میشود تا آدمی راه راست را در آن بیابد که خود صراط مستقیم است [۱۵]
قرآن همان گونه که تفصیل هر چیزی است فصل الخطاب نیز میباشد و هر اختلاف عقیدتی و گمانههای باطل را از میان بر میدارد و حقیقت را چون روز روشن در اختیار مخاطب قرار میدهد [۱۶] و میان حق و باطل جدایی روشنی میافکند.[۱۷]
اعتدال گرایی و به دور از هر گونه افراط و تفریط بودن[۱۸] عروه الوثقی و ریسمان محکم الهی بودن [۱۹] در کنار میزان حق و باطل بودن [۲۰] در کنار دهها صفت و ویژگی خاص قرآن موجب میشود تا این کتاب نه تنها تصدیق کننده محتوای تحریف نشده دیگر کتب آسمانی باشد بلکه به جهاتی بر همه آنها مسلط و مهیمن باشد [۲۱] که نورانیت آن [۲۲] و هدایتگری اش[۲۳] زندگی سعادتمند و خوشبختی دو سرا را برای آدمی تضمین کند. از این روست که از آن به عنوان کتاب بشارت یعنی بشری [۲۴] و بشیر [۲۵] یاد شده است. این نجم و ستاره درخشان در آسمان وحی [۲۶] وحی کامل و مطلق الهی در محتوا و الفاظ است و خود خداوند حافظ و نگه دارنده آن از هر گزندی میباشد.[۲۷]
لزوم اطاعت از قرآن
با نگاهی که گذرا به صفات گفته شده برای قرآن و دهها صفت ناگفتهای که در آیات قرآنی بیان شده، میتوان دریافت که اطاعت از چنین کتابی به عنوان تنها راهنمای خوشبختی انسان در دنیا و آخرت، لازم و ضروری است. به این معنا که حتی عقل سالم نیز حکم به وجوب اطاعت از آموزههای وحیانی قرآن میکند و پیش از هر عامل دیگری، این عقل سالم و فطرت پاک وقلب سلیم آدمی است که گرایش و اطاعت از چنین آموزههایی را لازم بر میشمارد و اعراض کنندگان را سرزنش و توبیخ میکند.
خداوند در قرآن بر آن است تا با بیان صفات و ویژگیهای ارزشی قرآن، آدمی را به این اندیشه وادارد که خود این کتاب را کتاب راهنمای سعادت و خوشبختی خویش بشناسد و در پی عمل به آموزههای آن باشد بی آن که عامل دیگری وی را به اطاعت از آن وادار سازد.
به سخن دیگر، فلسفه و حکمت بیان ویژگیها و صفات قرآن در خود این کتاب وحیانی آن است که مردم با آگاهی و شناخت از ارزش آموزههای قرآنی، به دنبال اطاعت و عمل به آن باشند.
با این همه خداوند با صراحت از مردم میخواهد تا از قرآن و احکام آن اطاعت کنند و معارف آن را به عنوان حقایق راستین هستی بپذیرند و نسبت به باورهای غلط و باطل چون شرک و بت پرستی دست بشویند و آن را بینش و نگرشی نادرست بشمارند.[۲۸]
از نظر قرآن، کسی که از قرآن با این همه ویژگیهای انحصاری و عقل پسند وفطرت خواه، اعراض کند و به آن عمل نکنند، در حقیقت از هواهای نفسانی پیروی کرده است که هیچ سود و بهرهای برای بشر جز غم و اندوه پس از لذتی گذرا نخواهد داشت. از این روست که پیامبرش را موظف به اطاعت از قرآن فرمان میدهد و آن را اجتناب از خواستههای نفسانی مخالفان میداند.[۲۹]
آیاتی چون ۱۷۰ و ۱۷۱ سوره بقره، اطاعت نکردن کافران از قرآن را نشانه بی تعقلی و بی خردی آنان دانسته و اطاعت نکردن آنان را نشانهای جهل و بی خردی ایشان بر میشمارد.[۳۰] هم چنین خداوند کسانی که از قرآن پیروی نمیکنند را پیروان شیطان معرفی میکند تا این گونه روشن سازد که چگونه این افراد در حزب دشمن وارد شده و علیه خود و جامعه انسانی فعالیت میکنند.[۳۱]
بنابراین عقل و فطرت انسانی افزون بر خود خداوند، اطاعت از قرآن را به عنوان کاملترین راهنمای سعادت و کمال آدمی ضروری و لازم بر میشمارد؛ زیرا این اطاعت آثار شگرفی در زندگی انسان به جا میگذارد که از جمله مهمترین آن هاست سعادت و خوشبختی ابدی انسان است.
اطاعت از قرآن هم چنین موجب بهره مندی انسان از پاداشهای ارزشمند، آمرزش و مغفرت الهی [۳۲]، رحمت خداوندی[۳۳] آگاهی نسبت به آثار خشم و غضب الهی در صورت اجتناب از آموزههای وحیانی و عامل پذیرش انذارهای خداوندی [۳۴] عزت انسان در دنیا و آخرت [۳۵] و رهایی از ضلالت و گمراهی [۳۶] و در یک کلمه سعادت و رستگاری [۳۷] میشود.
خداوند از مهمترین موانع اطاعت آدمی از قرآن و آموزههای وحیانی آن را جهل و بی خردی در کنار وسوسههای شیطانی [۳۸] و تقلید کورکورانه از نیاکان و سنتها و آیینها و افکار آنان[۳۹] میداند.
بنابراین میبایست همواره به این نکته توجه داشت که عقل و خرد به طور طبیعی و فطری گرایش به کمال دارد و با نگاهی به آموزههای وحیانی به دور از تعصب و تقلید و وسوسههای شیطانی، در مییابد که این کمال را میتوان از طریق عمل و اطاعت از آموزههای وحیانی قرآن به دست آورد.
اما با این همه گروهی از مردم که بیشتری آنان را تشکیل میدهند تحت تاثیر وسوسههای ابلیسی و تعصبات و تقلید کورکورانه از دیگران به ویژه نیاکان، از اطاعت قرآن سر باز میزنند و راه کفر و سقوط را در پیش میگیرند.
عوامل اعراض از قرآن و آثار آن
مهمترین عوامل اعراضی افزون بر آن چه گفته شد میتواند اموری چون جهل اکثریت مردم به حق و عدم بهره مندی از خرد و عقل در کنار تقلید از نیاکان دانست[۴۰] بسیاری از مردم با آن که از عقل و خرد بهره مند میباشند ولی آن را به کار نمیگیرند و تعقل نمیورزند و خردورزی نمیکنند. این گونه است که عقل ایشان بی فایده باقی میماند و رشد و بالندگی نمییابد. عقل سلیم و قلب سالم، اگر به کار گرفته شود به طور طبیعی به حقایق دسترسی مییابد و به آن گرایش و تمایل مییابد. اما عدم تدبر و اندیشه در هستی و حقایق آن از سوی بیش تری مردم موجب میشود که هم چنان پیرو هواهای نفسانی و وسوسههای شیطانی باشند و از قرآن و آموزههای رهایی بخش آن بهره مند نشوند.
خداوند در آیات ۶۴ تا ۶۸ سوره مومنون با اشاره به اشراف صد راسلام و علل واگرایی آنان از قرآن، به عدم تدبر ایشان اشاره میکند و نیندیشیدن آنان را مهمترین عامل این واگرایی بر میشمارد.
انسانی که پیروی از هواهای نفسانی را اصالت میبخشد و تمام همت و تلاش خویش را مصروف پاسخگویی به نیازهای زودگذر جسم و بدن میکند، فرصت رشد و بالندگی را از خود میگیرد و این گونه است که در یک فرآیندی ابزارهای شناختی و قوه ادراکی ومعرفتی که حق را از باطل باز میشناسد، از دست میدهد و ناتوان از شناخت و تشخیص حق از باطل، به سوی باطل گرایش مییابد؛ زیرا باطل به مذاق آدمی بیش تر خوش می اید تا حق که نیازمند گاه ایثار و خودگذشتگی و مبارزه با هواها و خواستههای نفسانی نیز میباشد.[۴۱]
از دست رفتن عقل و ابزارهای دیگر شناختی در یک فرآیند همراهی با هواهای نفسانی و وسوسههای شیطانی موجب میشود تا شناخت و معرفتی درست از حقایق و مسایل هستی نداشته باشد و نگرش نادرستی پیدا کند و همین نگرش نادرست و باطل نسبت به هستی موجب میشود تا از آموزههای قرآنی اعراض کند و به سمت مخالف آن کشیده شود.[۴۲]
برخی از افراد که حتی به نظر میرسد سالم و حتی در مسیر اسلام و ایمان هستند، به سبب فسق و فجور گرفتار انسداد مجاری شناختی و معرفتی میشوند و در یک فرآیندی سلامت عقل و قلب و فطرت خویش را از دست میدهند و دل هایشان چرکین و تیره و زنگار گرفته شده و حتی مهمور میشود و دیگر نمیتواند حقیقت را از باطل باز شناسد و در مسیر حق گام بر دارد؛ زیرا عادت به فسق و فجور وی را از مسیر حق و عدالت باز میدارد که بازتاب طبیعی آن اعراض از قرآن خواهد بود.[۴۳]
گروهی دیگر به گونهای دیگر در دام میافتند و از قرآن و آموزههای رهایی بخش آن اعراض میکنند. از جمله مومنان به ادیان و شرایع دیگر است که به دین خویش فریفته شده و بی تحقیق و بررسی در آن، به سبب خودشیفتگی به شریعت خود، حاضر نیستند که پس از آشنایی و شناخت حقایق آموزههای قرآنی پای بند آن شده و اعتقاد به آموزههای قرآنی و اطاعت از آن را بپذیرند. خداوند در آیات ۲۳ و ۲۴ سوره آل عمران این فریفته شدن عدهای از اهل کتاب به دین خویش را بیان میکند که مهمترین عامل دراعراض آنان از قرآن و اطاعت از آن بوده است.
با نگاهی به کسانی که خداوند به آنان به عنوان اعراض کنندگان قرآن یاد میکند میتواند برخی از عوامل دیگر رانیز شناسایی و معرفی کرد که موجب اعراض شخص و یا جامعه از قرآن و آموزههای آن میشود.
از جمله گروههای اعراض کننده میتوان از اشراف[۴۴] قرار گرفتن در اکثریت [۴۵] قرار گرفتن در جرگه اهل کتابهای آسمانی [۴۶] باطل گرایان مستکبر[۴۷] کافران مجادله گر بی برهان و دلیل [۴۸] شرک و بت پرستی و پذیرش نگرش نیاکان [۴۹] و نفاق و دورویی در زندگی [۵۰] یاد کرد. بنابراین، اموری از این دست میتواند از عوامل اعراض شخص از قرآن و اطاعت از آن باشد.
نتیجه اعراض از قرآن قرار گرفتن در زمره ظالمترین مردمان [۵۱]، کوری در قیامت [۵۲]، محرومیت از امدادهای الهی[۵۳]، محرومیت ابدی از هدایتهای الهی [۵۴] قرار گرفتن در گرفتاری و زندگی سخت و ناگوار[۵۵] میباشد.
حزن پیامبر(ص) نیز از اعراض مردمان از قرآن در آیات ۴ و ۶ دانسته شده است ؛ زیرا پیامبر(ص) خواهان آن بود که همگان راه رشد و تعالی را بپیمایند ؛ زیرا انسانی که به حقیقت روشن دست یافته نمیتواند گمراهی و ضلالت دیگران را برتابد ؛ از این روست که وقتی بشر را در گمراهی مییابد که سرانجام آن دوزخ خشم الهی است، بر آنان دل میسوزاند و بر خود سخت میگیرد. ازاین روست که خداوند حزن و اندوه پیامبر(ص) از عدم ایمان آوری مردمان و اعراض ایشان را به عنوان یکی ازآثار اعراض مطرح میکند.
به هر حال، اعراض از قرآن و عدم اطاعت از آموزههای قرآنی، آثاری پیش گفته را به دنبال دارد که میتواند هر یک با توجه مرتبهای از اعراض رخ دهد.
عقل سلیم در کنار دعوت الهی، از همگان میخواهد تا به جای پیروی از هواهای نفسانی و وسوسههای شیطانی به قرآن و آموزههای آن عمل کنند تا رستگار شوند. باشد ما این گونه باشیم.
پا نویس
- ↑ فرقان، آیات ۳۲ و ۳۳
- ↑ زمر، آیات ۲۳ و ۵۵
- ↑ انعام، آیه ۱۰۴ و اعراف، آیه ۲۰۳ و جاثیه، آیه ۲۰
- ↑ آل عمران، آیه ۱۳۸ و اسراء آیه ۴۱
- ↑ انعام، آیات ۵۷ و ۱۵۷ و آیات دیگر
- ↑ بقره، آیات ۹۹ و ۱۸۵ و ۲۰۹ و ۲۵۳ و آیات دیگر
- ↑ نساء، آیه ۱۷۴
- ↑ نحل، آیه ۸۹
- ↑ اعراف، آیات ۵۲ و ۱۷۳ و۱۷۴
- ↑ یوسف،آیه ۱۱۱
- ↑ احزاب، آیه ۴۶
- ↑ بقره، آیات ۱۷۶ و ۲۵۲ و آیات دیگر
- ↑ واقعه، آیه ۹۵ و حاقه، آیه ۵۱
- ↑ یونس، آیه ۵۷ و اسراء،آیه ۸۲
- ↑ انعام، آیه ۱۵۳ و نیز نگاه کنید تفسیر تبیان، ج ۴، ص ۳۲۰
- ↑ طارق، آیه ۱۳
- ↑ بقره، آیه ۱۸۵ و فرقان، آیه ۱ و آیات دیگر
- ↑ انعام،آیه ۱۱۵ و آیات دیگر
- ↑ آل عمران،ایه ۱۰۳
- ↑ شوری، آیه ۱۷
- ↑ مائده، آیه ۴۸
- ↑ نساء آیه ۱۷۴
- ↑ بقره، آیه ۲
- ↑ نحل، آیه ۱۰۲
- ↑ فصلت،آیات ۳ و ۴
- ↑ نجم، آیه ۱
- ↑ انعام، آیه ۱۹ و اعراف، آیه ۲۰۳ و یوسف، آیه ۳ و ایات بسیار دیگر
- ↑ انعام، آیات ۱۰۶ و ۱۵۵ و اعراف،آیات ۲ و ۳ و آیات دیگر قرآن
- ↑ رعد، آیه ۳۷
- ↑ مائده،آیات ۱۰۳ و ۱۰۴
- ↑ بقره، ایات ۱۶۸ تا ۱۷۰ و نیز لقمان، آیات ۲۱ و ۲۳
- ↑ یس،آیه ۱۱
- ↑ انعام، آیه ۱۵۵
- ↑ یس، آیه ۱۱
- ↑ ابراهیم،آیه ۱ و سبا، آیه ۶
- ↑ مائده، آیات ۱۰۴ و ۱۰۵
- ↑ اعراف، آیه ۱۵۷
- ↑ بقره، آیات ۱۶۸ و ۱۷۰ و نیز لقمان، آیات ۲۱ و۲۳
- ↑ همان
- ↑ انبیاء، آیه ۲۴
- ↑ کهف آیه ۵۷
- ↑ آل عمران،آیات ۲۳ و ۲۴
- ↑ مائده، آیه ۸۱
- ↑ مومنون،آیات ۶۴ و۶۶
- ↑ انبیاء، آیه ۳۴
- ↑ آل عمران، ایه ۲۳
- ↑ لقمان، ایات ۶ و ۷
- ↑ کهف، آیات ۵۶ و۵۷ و شعراء ایات ۵ و ۶
- ↑ کهف،آیات ۴ و ۶ و ۵۷ و آیات دیگر
- ↑ نساء، ایه ۶۱
- ↑ انعام، آیات ۱۵۵ و ۱۵۷ و کهف آیه، ۵۷ و طه، آیات ۹۹ تا ۱۱۱
- ↑ طه، آیه ۱۲۴
- ↑ مومنون، آیات ۶۵ و۶۶
- ↑ کهف،آیه ۵۷
- ↑ طه، آیه ۱۲۴







