فرهنگ مصادیق:تحریف لفظی احادیث معصومین (ع)
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
- ۱ تحریف در حدیث
- ۲ زمینهها در کتاب و سنت
- ۳ تحریف در دانش حدیث
- ۴ تحریف، لحن و تصحیف
- ۵ گونههای تصحیف
- ۶ گسترش اصطلاح تحریف
- ۷ تحریف بیرون از دانش حدیث
- ۸ ضعف زبانی و لحن
- ۹ عدم اتکا بر شنیدار
- ۱۰ نقل به معنا
- ۱۱ علقههای موجب تحریف
- ۱۲ انگیزههای تحریف
- ۱۳ اصلاح یا حفظ لحن
- ۱۴ تحریف در منابع علمالحدیث
- ۱۵ تألیف در باب تحریف
- ۱۶ فهرست منابع
- ۱۷ پا نویس
تحریف در حدیث
تَحْریف، کاستی، افزونی یا تغییر در متن قرآن که وقوع آن از سوی عالمان بررسی شده، و عموماً منتفی دانسته شده است. این اصطلاح در دانش حدیث، به معنای گرداندن و منحرف کردن میباشد.
اصطلاح تحریف در زمینههای متفاوتی کاربردهای مختلفی داشته است.
زمینهها در کتاب و سنت
مهمترین زمینهٔ شکلگیری اصطلاح تحریف در حوزهٔ حدیثپژوهی، حدیثی نبوی با این مضمون است که «این علم» را در هر نسلی عادلانی حمل میکنند که از آن «تحریف غالیان»، انتحال باطلجویان و تأویل جاهلان را دور سازند. این حدیث در شماری از منابع حدیثی آمده است [۱][۲] [۳] [۴]و با آنکه در صحاح اهل سنت وارد نشده، اما مضمون آن مورد استناد نقادان سختگیر بوده است. [۵][۶][۷][۸]این حدیث در منابع حدیثی امامیه و زیدیه نیز ثبت شده است. [۹][۱۰] [۱۱] [۱۲][۱۳]
تحریف در دانش حدیث
اصطلاح تحریف در دانش حدیث، بر مبنای معنای گرداندن و منحرف کردن شکل گرفته که معنای اصلی این واژه بوده است. [۱۴][۱۵] با آنکه کاربرد مکرر، اما همسوی این واژه در قرآن کریم [۱۶] آن را در معنای تحریف کلام آسمانی خصوصیت بخشیده، اما در کاربرد روزمره، گسترهٔ واژه تا چندین سده همچنان حفظ شده است. [۱۷][۱۸] از همین رو دور از انتظار نیست که اصطلاح حدیثی تحریف، نه بر پایهٔ آن طیف از معنای لغوی تحریف که در قرآن ملحوظ بوده، بلکه بر پایهٔ طیف معنایی دیگری شکلگرفته که بیشتر ناظر به تغییر در لفظ است.
تحریف، لحن و تصحیف
در منابع متقدم علمالحدیث، تعبیر تحریف در کنار واژهٔ «لحن» قرار گرفته، به گونهای که دو معنای متقابل از آنها اراده شده است؛ واژهٔ لحن بیشتر ناظر به خطاهای تلفظی، شامل تخفیف و تشدید یا اعراب نابجاست [۱۹] [۲۰][۲۱][۲۲] که از سدهٔ ۴ق، به طور خاص برای خطاهای اعرابی تخصیص یافته است. [۲۳] [۲۴]در این تقابل، چنین مینماید که تحریف ناظر به مواردی است که بر خلاف لحن، واژه یا عبارت با تصرفی در اصل روبهرو بوده است. [۲۵][۲۶][۲۷][۲۸] از آنجا که اعراب و تشدید به طور معمول در نوشتار ظاهر نمیشده است، رفتهرفته با اهمیت یافتن ضبط نوشتاری حدیث، مسئلهٔ لحن به حاشیه رانده شده، و مسئلهٔ تحریف برجسته شده است، با این حال در مواردی مانند ضبط ابو، لحن خود را در کتابت نیز نشان میداده است. [۲۹]گاه به جای تقابل یاد شده، از تقابل لحن و تصحیف نیز استفاده شده است. [۳۰] در سدهٔ ۴ق، در حیطهٔ مطالعات ادبی قرآن، دو اصطلاح تحریف و تصحیف در تقابل با یکدیگر قرار گرفتند و این تقابل به زودی به حیطهٔ حدیثپژوهی نیز راه یافت. یک سده بعد در منابع حدیثی نیز این تقابل دیده میشد. [۳۱] [۳۲] سمعانی در بحث از آثار املا، با استفاده از این زوج اصطلاح، تصحیف را به خطا در نقطـهگـذاری، و تحـریف را بـه خطـا در «شکـل» ــ مشتمـل بر اعراب ــ بازگردانده است. [۳۳] پس از آن، این تعریف از تصحیف و تحریف فراگیر شده، و در کاربردهای متقابل تصحیف و تحریف، مرزی قاطع میان آنها تصور شده است. [۳۴] این در حالی است که در کاربردهای منفرد، هریک از تحریف و تصحیف، میتوانسته است حیطهٔ اصطلاح دیگر را نیز پوشش دهد، و البته عموماً از تحریف معنای اعم از تصحیف اراده میشده است. [۳۵] [۳۶] [۳۷] همپوشی گسترده میان کاربردهای دو اصطلاح، گاه در منابع متأخر این نظر را پدید آورده است که تحریف و تصحیف جایگزین یکدیگر، و رسانندهٔ معنایی واحد بوده باشند. [۳۸][۳۹] [۴۰] [۴۱]
گونههای تصحیف
در تقسیمات محدثان، گاه به گونههایی از تصحیف توجه شده است. یکی از این تقسیمات، تقسیم آن به دو گونهٔ تصحیف در سند و تصحیف در متن است؛ مانند آنکه در سند حدیثی، برید به یزید تبدیل شود، یا در متن حدیثی، واژهٔ ستّا به صورت شیا (ضبط با همزه شیئا) مبدل گردد. [۴۲] [۴۳]اهمیت تمییزدادن این دوگونه از تصحیف، از دو حیث است. نخست آنکه، تصحیف در سند، تنها طریق دستیابی به سنت را خدشهدار میسازد، در حالی که متن حدیث، نطق به خود سنت است و تصحیف رخ داده در آن، به خصوص در صورتی که حدیث از نقد سندی سربلند عبور کرده باشد، زمینهٔ سوءبرداشت در اصل تعلیم را پدید خواهد آورد. ویژگی دوم که تمییز یاد شده را مهم میسازد، تفاوت دو گونه تصحیف در روشهای نقد و کشف تصحیف است. تقسیم تصحیف به دو گونهٔ تصحیف بصر و تصحیف سمع، از حیث روش نقد و کشف تصحیف دارای اهمیت فراوان است. [۴۴][۴۵] [۴۶] [۴۷] این تقسیم که کاملاً در مباحث نوین نقد متون در حوزهٔ تاریخ نیز دیده میشود، کاملاً قابلیت دارد که برای تحریف لفظی، با دامنهٔ وسیع آن، گسترش داده شود. تقسیم دیگر برای تصحیف، تقسیم آن به دو گونهٔ تصحیف لفظی و تصحیف معنوی است. در این کاربرد، تصحیف به معنای عام تحریف به کار برده شده است. مقصود از تصحیف لفظی، در واقع همان است که معمولاً از تصحیف فهمیده میشود، و مقصود از تصحیف معنوی، آن است که راوی، بر پایهٔ سوء تفاهمی دربـارهٔ معنای واژهای یا عبارتـی در حدیث، آن را به معنایی غیر آنچه در اصل اراده شده است، منصرف گرداند. [۴۸] [۴۹] [۵۰][۵۱]نمـونهٔ آن نماز خواندن پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) روی به «عنزه» ای است که محمد بن مثنی عنزی، آن را بـه معنای درود فـرستادن پیامبـر بر قبیلهٔ خود عَنَـزه قلمداد کرده است. [۵۲][۵۳][۵۴] به هر روی، این تقسیم همواره با دیدهٔ تأمل نگریسته شده، و مقبولیت عام نیافته، از جمله ابن صلاح آن را مجازی در کاربرد اصطلاح دانسته است.[۵۵]
گسترش اصطلاح تحریف
فارغ از معنای جامع تحریف ـ تصحیف، یعنی نقطه و شکلگذاری، همچنان گونههایی از تغییر در لفظ وجود داشت که در این مقولهها نمیگنجید؛ موارد بسیاری را میتوان در طی سدههای میانه سراغ گرفت که تحریف به معنایی شامل این موارد نیز به کار میرفته است. [۵۶] [۵۷][۵۸] واپسین گام در تعمیم معنای تحریف، توسعهٔ آن به زیادت و نقصان حروف یا کلمات است. در منابع سدهٔ ۳ق، نمونههایی وجود دارد که تحریف در تقابل با زیادت و نقصان قرار گرفته است. [۵۹] [۶۰]در سدههای ۴ و ۵ق، با وجود گسترش کاربرد نزد غیرمحدثان، همچنان تحریف رابطهٔ متمایز خود با زیادت و نقصان را حفظ کرده است[۶۱][۶۲] [۶۳] با اینهمه، از اواخر سدهٔ ۴ق، به خصوص در بحث از نفی تحریف قرآن، گاه میتوان اصطلاح تحریف را با معنایی فراگیرتر یافت که معنای زیادت و نقصان را نیز شامل میشده [۶۴][۶۵] و به تدریج به حوزههای حدیثی و فقهی نیز راه گشوده است. [۶۶] معنای تقدیم و تأخیر نیز از جمله معانی مکمل تحریف از نخستین علومالحدیث بوده است. [۶۷]در سدههای متأخر، در اصطلاح علمالحدیث تحریف با معنای مضیق خود، بدون آنکه زیادت و نقصان، تقدیم و تأخیر و حتی تصحیف را در بر گیرد، همچنان کاربرد داشته است، [۶۸] اما در حیطهٔ دیگر علوم باز تعریفهای دیگری از آن ارائه شده که آن را از کاربردهای متقدم دور ساخته است.[۶۹][۷۰][۷۱][۷۲]
تحریف بیرون از دانش حدیث
با وجود تمام این تعریفها، تحریف به عنوان یک اصطلاح عام به معنای هرگونه جابهجایی سخن از وضع اصلی، چه در گفتار و چه در نوشتار، در شاخههای مختلف علوم اسلامی، بیشتر نزد فقیهان، و کمتر محدثان کاربرد داشته است و نمونههای آن در سدههای میانی و متأخر دیده میشود. آنجا که برخی از عالمان، تعبیر تحریف را برای نوعی ناهنجاری رخ داده در سطوح متن حدیث به کار گرفتهاند، تعبیر تحریف ناظر به تغییراتی مبتنی بر سوء فهم و ناآگاهی نسبت به سیاق و یافت بوده است. از آن جمله میتوان به حدیث «اقبل علی فی السحاب» اشاره کرد که به دعوی ناقدان، سحاب در آن، نام عمامهٔ حضرت علی (علیهالسلام) بوده، و با جداشدن از بافت، معنای «ابر» از آن فهمیده شده است. [۷۳] نقدی مشابه دربارهٔ فهم نادرست حدیث «ان الله خلق آدم علی صورته» نیز از امام رضا (علیهالسلام) نقل شده است. [۷۴][۷۵] در تعابیر فقیهان و نه محدثان، گاه تحریف به معنای تأویل ناروا نیز به کار رفته است؛ این کاربرد که کاملاً متأثر از حدیث نبوی «تحریفالغالین» میتواند باشد، تحریف در حدیث را به معنای قرآنی آن نیز بسیار نزدیک ساخته است. به عنوان نمونه باید به ابن حزم اشاره کرد که در موضعی از المحلی، از «تحریف سنت از مواضع خود» (ملهلم از عبارت قرآنی: «یُحَرَّفونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِه»، [۷۶]سخن رانده، و آن را به تأویل غیرقابل پذیرش احادیث اطلاق کرده است. [۷۷] تعبیراتی نزدیک به آن از نووی و دیگر فقیهان نیز یافتنی است. [۷۸] [۷۹] [۸۰] [۸۱]
عوامل و انگیزههای متعددی باعث به وجود آمدن تحریف شده است.
ضعف زبانی و لحن
در منابع گوناگون رجالی و حدیثی، روایات پراکنده، اما پرشماری حاکی از آن است که بسیاری از راویان حدیث در دو سدهٔ نخست اسلامی، از ضعف عربیت یا به اصطلاح «لحن» رنج میبردهاند. در نامهای از خلیفهٔ دوم خطاب به ابوموسی اشعری در عراق، تفقه در سنت ملازم با تفقه در عربیت شمرده شده، [۸۲][۸۳] [۸۴] و این معنا از سوی دیگران نیز تکرار گردیده است. [۸۵] اگر در اواسط سدهٔ نخست هجری، خطا در تلفظ فقط نزد موالی عجم همچون اسماعیل بن ابی خالد احمسی دیده میشد. [۸۶]در اواخر سده شرایطی فراهم آمده بود که تابعین عربتبار بصره و کوفه، چون ایاس بن معاویهٔ مزنی و ابراهیم نخعی به لحن در سخن شهرت داشتند.[۸۷] [۸۸][۸۹] البته مسئلهٔ لحن به شدت برای بزرگان تابعین از موالی، چون ابن سیرین و نافع، مولای ابن عمر نیز مصداق داشت. [۹۰][۹۱] [۹۲] کثرت موالی در میان راویان حدیث، و شمول لحن در میان آنان و بسیاری از راویان عربتبار در عراق و دیگر سرزمینهای فتح شده، زمینهٔ آن را فراهم آورده بود تا روا دانستن در اینباره میان نقادان حدیث شیوع یابد. از جمله باید به احمد بن حنبل اشاره کرد که در پرسش از لحن راویان در نقل حدیث، آن را درخور اهمیت ندانسته،[۹۳]و نسایی نیز لحن را بر محدثان عیب نشمرده است. [۹۴]در دورهٔ تدوین مصطلحالحدیث، خطیب بغدادی به صراحت یادآور شده است که بسیاری از راویان، سخن را از شکل اصلی خود تحریف میکنند. [۹۵] ابن جوزی نیز به عنوان یکی از آفات معمول نزد اصحاب حدیث از آن یاد کرده است. [۹۶]با آنکه نقادان حدیث، همواره مسئلهٔ لحن در نقل حدیث را کماهمیت تلقی کرده، و آن را خللی جدی در نقل نشمردهاند، اما باید توجه داشت که در بسیاری از موارد، مانند آنچه در تحریف «کل» به «اکثر» در حدیث خلع از سوی قیس بن ربیع رخ داده، ضعف زبانی راوی موجب جابهجایی عبارت، تغییر معنا و در نهایت حتی فتوای برخی براساس روایت محرف گشته است.
عدم اتکا بر شنیدار
عاملی دیگر که در زمینههای تحریف باید مورد توجه قرار گیرد، خطاهای برخاسته از انتقال کتبی از قرائت و استنساخ است. ازجمله نمونههای گزارششدهٔ این دست، باید به تحریفات رخ داده در ضبط نامها توسط ابن اسحاق، صاحب سیره اشاره کرد؛ یحیی بن سعید اموی از محدثان و ناقدان اخبار، اشاره دارد که ابن اسحاق بسیاری از نامهای صحابه را از دیوان خراج خوانده، و از آنجا که با صورت تلفظی آنها آشنا نبوده، در ضبط و نقطهگذاری آنها به خطا رفته است. [۹۷] نمونهٔ دیگر، نقد ابراهیم ابن اورمه اصفهانی دربارهٔ اشتباه عثمان بن ابی شیبه، محدث کوفی در نقطهگذاری به سبب بسندهکردن بر صورت مکتوب عبارت است.[۹۸] [۹۹] انتقال محرف حدیث بر مبنای قرائت نادرست، در اواخر سدهٔ نخست، موجب پدیدار شدن اصطلاح «صَحَفی» گشته است؛ بر اساس تعریفی که خلیل بن احمد در اواسط سدهٔ ۲ق به دست داده است، صحفی کسی است که سخنی را صرفاً بر پایهٔ خواندن کتب و در اثر اشتباه حروف، به خطا روایت کند. [۱۰۰] [۱۰۱] در اوایل سدهٔ ۲ق، سلیمان بن موسی، از عالمان دمشق که از عملکرد صحفیان نگران بوده، بر این نکته تأکید کرده است که «دانش نباید از صحفی اخذ گردد». [۱۰۲] در دهههای بعد در شام، ثور بن یزید حمصی [۱۰۳] و سعید بن عبدالعزیز تنوخی دمشقی (د ۱۶۷ق) بر این آموزه اصرار ورزیدهاند.[۱۰۴] [۱۰۵] در همان سده، در حجاز و عراق نیز اندیشهٔ مشابهی رشد کرده است؛ نمونهٔ همین گفتوگوها را در مدینه از امام جعفر صادق (علیهالسلام) و عبدالله بن حسن حسنی[۱۰۶] [۱۰۷] و در بصره از ایوب سختیانی میتوان سراغ گرفت.[۱۰۸][۱۰۹][۱۱۰] با ضابطهمند شدن اسناد، از سدهٔ ۳ق به ندرت «صحفی» در جرح محدثی به کار رفته است. [۱۱۱]به جز آنچه برای یک صحفی رخ میداد، موارد دیگری نیز محدثان را نگران میساخت. چنانکه طالب حدیث به سبب ضابطنبودن شیخ و الزام به تکیه بر نوشتار، دچار همان دست خطایی میشد که برای صحفیان رخ میداد. [۱۱۲] به هر روی، تدوین جوامع حدیثی در سدههای ۲ و ۳ق و کتابهای مهمی که از سدهٔ ۳ق در علم رجال و علل حدیث نوشته شد، همچنان آفات ناشی از قرائت غیرمستند به شنیدار را کاهش داده است. با اینهمه، دستکم دربارهٔ احادیث غیرمشهور این خطر همواره در استنساخ کتابهای حدیثی باقی بوده است.
نقل به معنا
مجموع شواهد حکایت از آن دارد که در نقل سنت نبوی، معمول نزد صحابه و تابعین چنین بوده است که معنا را آنگونه که خود دریافتهاند، به نسل پسین انتقال دهند؛ جز در مواردی مانند خطبهها یا عباراتی با ترکیب خاص مانند حدیث ثقلین، در حفظ عین الفاظ وسواسی وجود نداشته است. این رواداری در نقل سنت که در اصطلاح پسین محدثان، «نقل به معنا» نام گرفته، در همان عصر صحابه مشکلاتی را پدید آورده است که بازتاب آن در برخی مواضع صحابه دیده میشود. در اینباره، نخست باید به کلامی مشهور از حضرت علی (علیهالسلام) اشاره کرد که در آن راویان حدیث پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را به ۴ گروه تقسیم کرده است؛ در این تقسیم به عنوان گروه دوم، از کسانی یاد شده است که چیزی را از پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) شنیدهاند، اما آن را به وجهی که باید درنیافتهاند و بدون آنکه قصد دروغزنی داشته باشند، سخن را به همانگونه وهمآلود که دریافتهاند، روایت میکنند. با این دعوی که آن را از پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) شنیدهاند.[۱۱۳] با اینهمه، همچنان برخی از متأخران صحابه چون واثلة بن اَسقَع (د ۸۳ق) بر این نکته پای میفشردند که اگر ما معنای آنچه را دریافتهایم، بازگوییم، حدیث گفتهایم. [۱۱۴] در پایان سدهٔ نخست هجری، مسئلهٔ نقل به معنا، به عنوان مسئلهای حاد در محافل تابعان، به ویژه در عراق مطرح بوده است و صاحبنظران را به دو جناح موافق و مخالف تقسیم کرده بود. جناحی که نقل به معنا را روا میداشت، در واقع روش پیشینیان را ادامه میداد و ضرورتی برای پایبندی به لفظ آنچه از اصحاب به عنوان سخن پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) میشنید، احساس نمیکرد. در رأس اینان باید از کسانی چون حسن بصری در بصره، ابراهیم نخعی و عامر شعبی در کوفه نام برد. راویان تصریح کردهاند که از آنان، گاه یک سخن واحد را به گونههای متنوعی شنیده بودهاند. ابن سیرین، عالم دیگر بصره و رقیب حسن، با نقد حسن و عالمان کوفه، بر آن بود که اگر آنان احادیث را همانگونه که شنیدهاند، روایت میکردند، سزاوارتر بود و این روشی است که خود در پیش گرفته بود. [۱۱۵] در مدینه نیز نقل به معنا روشی معمول در میان تابعین بوده است. در نیمهٔ نخست سدهٔ ۲ق، امام جعفر صادق (علیهالسلام)، بر پایهٔ روایت ابوبصیر، نقل حدیث به همان شکلی که شنیده شده ــ بدون زیادت و نقصان ــ را مورد ستایش قرار داده، و راویانی اینچنین را مصداق بشارت آیهٔ زمر [۱۱۶] دانسته است، [۱۱۷] با اینهمه، این ترجیح به معنای نفی نقل به معنا شمرده نشده است. در عبارات دیگری که محمد بن مسلم و داوود بن فرقد از آن حضرت روایت کردهاند، نقل به معنا روا شمرده شده است[۱۱۸] قید «ارادهٔ معانی (اصلی)» که در روایت محمد بن مسلم دیده میشود، در روایتی دیگر از داوود بن فرقد نیز تکرار شده، و عدم تعمد نیز به عنوان شرط روا بودن نقل به معنا افزوده شده است. [۱۱۹] باید در نظر داشت که بسیاری از موارد تحریف، در عمل ناشی از اقدامی شتابزده برای نقل به معنا، بدون دریافت دقیق معنا بوده است. همواره حفظ معنای اصلی، مبنای داوری برای تعیین مرز میان تحریف و نقل به معناست، اگرچه اصل داوری دربارهٔ حفظ معنای اصلی کاملاً نسبی و مسئله آفرین است. از همینروست که در بسیاری از موارد، با وجود جابهجایی رخ داده در متن احادیث، با مفروض گرفتن اینکه معنا محفوظ مانده، تغییر مورد نظر از مصادیق تحریف به شمار نیامده است. در متن حدیث «علی الید»، تعبیر «حتی تؤدی» و «حتی تؤدیه» هر دو در منابع معتبر شناخته شده است، بدون آنکه هیچیک تحریف شناخته شود. با آنکه حتماً ضبط اصلی یکی از این دوست، برابری معنایی آنها موجب برابری آنها در اعتبار استنادی شده است [۱۲۰][۱۲۱][۱۲۲] [۱۲۳] [۱۲۴] [۱۲۵][۱۲۶] [۱۲۷] گاه با وجود شهرت یک ضبط در منابع حدیثی، نقل به معنای آن نیز روا دانسته شده، و تحریف انگاشته نشده است؛ از این دست میتوان تبدیل ضرار به اضرار در حدیث «لاضرر» و تبدیل الضلالة به خطأ را در حدیث «لاتجتمع امتی...» که نزد اصولیان شهرت دارد، یاد کرد. [۱۲۸] [۱۲۹] [۱۳۰][۱۳۱] [۱۳۲] [۱۳۳][۱۳۴] [۱۳۵] [۱۳۶][۱۳۷][۱۳۸] [۱۳۹][۱۴۰] [۱۴۱][۱۴۲][۱۴۳] [۱۴۴][۱۴۵] [۱۴۶]
علقههای موجب تحریف
تحریف با گونههای مختلف آن از تبدیل، زیادت و نقصان، یا تقدیم و تأخیر، میتواند تحت تأثیر علقههایی متنوع میان عبارت اصلی و عبارت محرف واقع گردد. باید گفت که شایعترین علقههای موجب تحریف، شباهت نوشتاری، مانند تبدیل «جَدّد قبرا» به «حدّد قبرا»[۱۴۷][۱۴۸] یا شباهت شنیداری، مانند تبدیل «یورث الکلح» به «یورث القلح» در حدیث «النظر الی الوجه القبیح...» است.[۱۴۹] [۱۵۰]شباهت نوشتاری گاه ناشی از ناخوانا بودن نوشته و بسیار دور از انتظار است؛ از جمله میتوان به تبدیل «بعدالحلف» به «بغیرالحلف» نزد برخی فقها اشاره کرد. [۱۵۱] گاه نیز پدیدهٔ تکرار زمینهٔ تحریف در واژه را فراهم آورده است؛ گاه مانند تبدیل سخین بن سخیخین، تکرار در بخشی از واژه رخ میدهد[۱۵۲] و گاه مانند تبدیل «رأیت رجل یصلی» به «رأیت یعلی یصلی»، همسانسازی متقارب واژهای با واژهٔ مجاور زمینهٔ تحریف را فراهم آورده است. [۱۵۳] [۱۵۴]گونهٔ دیگر از تحریفات شایع در سطح واژه، تحریف واژه به واژهای همریشه است، مانند آنچه در تبدیل طعیمه به مطعم،[۱۵۵] یا شوب به شائبه [۱۵۶]رخ داده است. دربارهٔ افعال، تحریف فعل به فعلی جایگزین از همان ریشه، گاه معنا را کاملاً عکس کرده است، مانند آنچه در تبدیل «عما لم یخلق»، به «عماخلق» در حکمت ۳۷۸ نهجالبلاغة رخ داده است. [۱۵۷] گاه ارتباط معنایی دو واژه زمینهٔ انتقال و تحریف را فراهم آورده است. این انتقال گاه از آن روست که راوی تفاوت میان دو معنا را درنیافته است، مانند اینکه گفته میشود، قیس بن ربیع از رجال سدهٔ ۲ق، میان دو واژهٔ «کل» و «اکثر» تفاوت معنایی نمیدیده است. [۱۵۸] [۱۵۹][۱۶۰] گاه نیز انتقال میان دو زوج معنایی مانند زمان و مکان است، بدون آنکه هم معنایی میان آنها گمان رفته باشد. [۱۶۱] [۱۶۲]
انگیزههای تحریف
تحریف ممکن است برای شخص مؤلف، برای منبع کتبی یا شفاهی که مؤلف از آن نقل کرده است، یا برای ناسخی که پس از تألیف کتاب، از آن نسخهای تهیه کرده است، رخ داده باشد. در هریک از این سطوح، آنگاه که سخن از انگیزه به میان میآید، مسئلهٔ تحریف تنها یک خطای قهری ناشی از شنیدار، قرائت یا درک نادرست نیست، بلکه انگیزهٔ توانمندی در میان است که راوی را به سمت تحریف سوق میدهد، خواه او عمداً به تحریف دست زند و خواه نسبت به این انگیزه ناآگاه باشد. البته در بحث از انگیزهها، جداسازی مسئلهٔ تحریف از وضع امکانپذیر نیست و انگیزهها مشترکاند. مهمترین انگیزه در تحریف، گرایشهای فرقهای در اصول دین یا در فروع است؛ این انگیزه، گاه به صورت دفاع از مذهب خود و گاه حمله به مذهب مخالف نمود پیدا کرده است. [۱۶۳]یکی از احادیثی که تحریف در افزایش حرف در آن رخ داده، حدیث منقول از امام صادق (علیهالسلام) با عبارت «ما بدا للٰه بداء بداء کا بدا له فی اسماعیل ابی» است که در پارهای روایات، ابی در آن به ابنی تبدیل شده است. [۱۶۴] این حدیث مستقیماً به منازعات امامیه و اسماعیلیه بستگی دارد. [۱۶۵][۱۶۶] [۱۶۷]گاه در نقل حدیث، با حفظ متن، سیاق وقوع آن جابهجا شده است؛ به عنوان نمونه، در منابع امامیه حدیثی به نقل از اسید بن صفوان دربارهٔ وفات حضرت علی (علیهالسلام) به ثبت رسیده که مدیحهای از زبان حضرت خضر (علیهالسلام) دربارهٔ آن حضرت است. [۱۶۸] [۱۶۹] در منابع اهل سنت، ستایشگر حضرت علی (علیهالسلام) و مناسبت وفات ابوبکر است. [۱۷۰][۱۷۱][۱۷۲] [۱۷۳][۱۷۴] درخور توجه است که هم در منابع امامی و هم اهل سنت، طریق روایت از اسید، عمر بن ابراهیم هاشمی از عبدالملک بن عمیر است. انگیزهٔ مهم دیگر در تحریف، آشناییزدگی نسبت به یک آموزهٔ فرقهای است که راوی را ناخودآگاه به سوی قرائتی آشناتر، اما خطا سوق داده است. به عنوان نمونهای از این دست، باید به خبر نامهنگاری عمر بن عبدالعزیز با اهل مدینه اشاره کرد، مبنی بر اینکه از رختبستن علم و رفتن اهل آن نگران بوده، و دستور داده است تا حدیث رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم)، سنت ماضیه و «حدیث عمرة» (ناظر به عمرة بن عبدالرحمان) مکتوب گردد. [۱۷۵][۱۷۶] [۱۷۷] بند اخیر به سبب کمآشنا بودن برای پسینیان، گاه در متن خبر حذف شده، [۱۷۸] [۱۷۹][۱۸۰] [۱۸۱]و گاه به عبارت آشناتر «حدیث عمر» (ناظر به عمر بن خطاب) تحریف شده است. [۱۸۲][۱۸۳] [۱۸۴] [۱۸۵] جهتگیری به سوی قرائتی آشناتر، گاه حدیث را به آموزهای مخالف با آموزههای مذهب تبدیل کرده است؛ به عنوان مثال باید به حدیث نبوی دربارهٔ امامان اثنا عشر اشاره کرد که در آن، عبارت «احد عشر من ولدک» خطاب به حضرت علی (علیهالسلام)، بر اساس ترکیبی که برای راوی امامی بیشتر آشنا بوده، به «اثناعشر من ولدک» تحریف شده است. [۱۸۶][۱۸۷][۱۸۸] [۱۸۹] باید توجه داشت که همین تحریف منجر به ایجاد یک عقیدهٔ ناپایدار شیعی مبنی بر وجود ۱۳ امام بوده است. [۱۹۰] [۱۹۱] قراردادهای اجتماعی نیز از جمله عوامل ناخودآگاه مؤثر در تحریف بوده است؛ به عنوان نمونه، لفظ مسلم در قرارداد متقدمتری ناظر به دامنهای از اهل اسلام بوده، و در قراردادی متأخرتر، افزودن «مسلمة» به آن، به عنوان یک ضرورت احساس شده است تا شامل همهٔ مسلمانان باشد. این تفاوت در قرارداد موجب شده است تا از یک دورهٔ زمانی به بعد، برخی از احادیث، مانند حدیث طلب علم، پس از قید مسلم، یک قید افزوده «و مسلمة» نیز بیابد. در واقع در متون اصلی حدیثی چه از شیعه و چه اهل سنت، این افزوده دیده نمیشود.[۱۹۲][۱۹۳][۱۹۴] [۱۹۵][۱۹۶] [۱۹۷][۱۹۸] [۱۹۹][۲۰۰][۲۰۱] [۲۰۲][۲۰۳] افزودهٔ مسلمه، تنها از سدهٔ ۵ق در آثار غیرحدیثی رخ نموده، [۲۰۴][۲۰۵] و در سدههای پسین، رواج بیشتری یافته است. [۲۰۶][۲۰۷] [۲۰۸][۲۰۹] [۲۱۰] به هر روی باید توجه داشت که بخش مهمی از موارد تحریف در جریان استنساخ روی نموده، و همین امر، زمینهساز گشته است تا برخی از محققان علم حدیث، به آسیبشناسی استنساخ، و زمینههای مختلف رخداد تحریف و تصحیف در جریان نسخهبرداری بپردازند. از جمله قاضی عیاض، به بررسی شرایط فیزیکی نسخهٔ اصل، مانند آبدیدگی و پخششدگی مرکب، شیوهٔ نوشتن نسخه مانند کمبودن فاصلهٔ سطور و درآمیختن عبارات، و نامرتب بودن اصلاحات و تغییرات و حاشیهنویسیها در نسخهٔ اصلی پرداخته، و تأثیر آنها را در گونههای مختلف تحریف نشان داده است. [۲۱۱] به مسئلهٔ عوامل و انگیزههای تحریف با رویکرد آسیبشناسی استنساخ، افزون بر محققان حدیث، از سوی برخی پژوهشگران در حیطهٔ نسخهپژوهی نیز توجه شده، و گونهها و زمینههای آن بسط داده شده است. [۲۱۲][۲۱۳] [۲۱۴] [۲۱۵][۲۱۶][۲۱۷][۲۱۸]
رویارویی محدثان با تحریف صورتهای مختلفی داشته است.
اصلاح یا حفظ لحن
پیشتر در نقل قولهایی به نقل از احمد بن حنبل و نسایی اشاره شد که رخداد گونههایی از تحریف که لحن خوانده میشده، برای نقادان حدیث امری هم قابل انتظار و هم قابل تحمل بوده است. این وسعتنظر تا آنجاست که برخی از نقادان، نقل حدیث لحنآمیز را با همان وضع محرف، سزاوارتر از اصلاح آن دانستهاند؛ چه این نگرانی وجود داشت که اصلاح شتابزده و سطحی باشد و تلفظ اصلی از کف برود. چنین دیدگاهی از عامر شعبی، اسماعیل امیه و ابومعمر از رجال تابعین حکایت شده است. [۲۱۹][۲۲۰] اصلاح لحن دربارهٔ مصحف شریف، امری کاملاً معمول بود و عالمان حساسیت بسیاری در اینباره نشان میدادند، [۲۲۱] اما دربارهٔ حدیث، اختلافی آشکار وجود داشت[۲۲۲] و این به تفاوت اساسی در ماهیت این دو منبع بازمیگشت. در اواخر سدهٔ ۲ق که از سویی حدیث روی به تدوین نهاده، و از سوی دیگر دانش نحو و لغت عربی پای گرفته بود، نسبت به اصلاح لحن نگاهی مؤکدتر دیده میشود. در اینباره نخست باید به دیدگاه اوزاعی، عالم شام اشاره کرد که اصلاح لحن و خطاهای رخ داده در حدیث را نه تنها تأیید میکرد، بلکه آن را مستحسن میشمرد. [۲۲۳] [۲۲۴][۲۲۵] در نیم سدهٔ بعد نقادان بغدادی چون یحیی بن معین و احمد بن حنبل نیز اصلاح و بیرون کردن لحن از متن حدیث را ترویج میکردند. [۲۲۶] [۲۲۷] از نیمهٔ اخیر سدهٔ ۳ق، ضوابط ظریفتری دربارهٔ اصلاح لحن و خطا پدید آمده است. نسایی میان مخالفت با گویش قریش و مخالفت با عربیت به معنای عام آن، تفاوت نهاده، در صورت اخیر اصلاح را لازم شمرده، و در صورت مخالفت با گویش قریش، از اصلاح برحذر داشته است؛ با این استدلال که پیامبر (صلّی الله علیه و آله) با مردم به زبان خود آنان سخن میگفته، و همواره به گویش قریشی پایبند نبوده است. [۲۲۸] در سدهٔ ۴ق، ابن خلاد رامهرمزی با این مبنا که در مواردی لحن منجر به از دست رفتن معنا میشود، اصلاح لحن در حدیث را «واجب» و وجوب آن را آشکار شمرده است. [۲۲۹] همعصر او خطابی نیز اساساً کتاب اصلاح غلطالمحدثین را با همین جهتگیری نوشته است. [۲۳۰][۲۳۱] پس از آنان خطیب بغدادی، شناخت صورت درست حدیث پیامبر (صلّی الله علیه و آله) و شناخت شیوهٔ گفتار عرب را به عنوان دو مبنا برای اصلاح لحن و تحریف مطرح ساخته، و برای کسی که این توانایی را دارد، اصلاح را لازم شمرده است. [۲۳۲] با اینهمه، در دورههای پسین، گفتوگو در اینباره که راوی باید لحن و خطا را اصلاح کند، یا اتباع لفظ بر او لازم است، در کتابهای علمالحدیث همواره دوام داشته است. [۲۳۳][۲۳۴] [۲۳۵] [۲۳۶][۲۳۷] گاه برای فقیهانی که نسبت به ظاهر نصوص اهتمام داشتهاند، چون ابن حزم نیز حفظ صورت اصلی به عنوان رویهٔ برگزیده مطرح بوده است. [۲۳۸]
تحریف در منابع علمالحدیث
مبحث عللالحدیث که از نیمهٔ نخست سدهٔ ۳ق، در حوزهٔ مطالعات حدیث مورد توجه قرار گرفته، ارتباطی تنگاتنگ با مسئلهٔ تحریف داشته است. حدیثی که دارای «علت» شناخته میشود، حدیثی است که ظاهر آن سلیم به نظر میآید، اما در آن قصور یا سبب پنهانی وجود دارد که در نقدی دقیق، آن را در شمار احادیث ضعیف جای میدهد. این ضعف میتواند در متن حدیث باشد، اما بیشتر اسانید مورد توجه پردازندگان به عللالحدیث بوده است. [۲۳۹] حاکم نیشابوری که در اواخر سدهٔ ۴ق، به گونهشناسی علل حدیث پرداخته، از گونههایی یاد کرده است که به وضوح در مقولهٔ تحریف جای داشتهاند؛ در میان ده گونه، گونهٔ سوم ناظر به تبدیل نام صحابی به صحابی دیگر، گونهٔ پنجم ناظر به افتادن یک نام در شمار راویان، گونهٔ ششم ناظر به تبدیل حدیث منقطع به حدیث متصل، گونهٔ هفتم ناظر به تبدیل راوی نامعلوم به راوی معلوم، گونهٔ هشتم ناظر به تبدیل روایت غیرمستقیم به مستقیم با وجود احتمال استماع، گونهٔ نهم ناظر به تبدیل طریق غیرمعروف به طریق معروف، و گونهٔ دهم ناظر به تبدیل حدیث موقوف به مرفوع، در معنای عام تحریف جای میگیرند.[۲۴۰] گفتنی است که در کتابهای مصطلحالحدیث، افزون بر مباحث عللالحدیث، در مباحثی تکمیلی به گونههایی مشخصتر از تحریف نیز پرداخته شده است. در بررسی سطوح تحریف، تحریف در سطح تغییر شکل یک حرف و حتی قلب یا کاهش و افزایش حروف با معنای تعمیم یافتهٔ تصحیف، ذیل عنوان حدیث «مُصَحَّف» مطالعه میشود. [۲۴۱] [۲۴۲] [۲۴۳] از نمونههایی در اسناد میتوان تبدیل هزیل به هذیل، [۲۴۴][۲۴۵] و در متن تبدیل «قوادمالامور» به «عوازمالامور»[۲۴۶]اشاره کرد. [۲۴۷][۲۴۸][۲۴۹] آنگاه که تحریف در سطح افزوده شدن زیادتی از واژه یا عبارت باشد ــ اعم از آنکه این زیادت در اسناد یا متن حدیث رخ دهد ــ ذیل پدیدهٔ ادراج و با عنوان «حدیث مُدرّج» بررسی میشود. [۲۵۰][۲۵۱] [۲۵۲][۲۵۳]آنچه در حدیث «ثلاثة لایقصرون» رخ داده، و تعبیر «التاجر فی اَفْقِهِ» به «... فی افقه الفقه» تحریف شده است، میتواند نوعی ادراج متن باشد. [۲۵۴] [۲۵۵][۲۵۶][۲۵۷] خطیب بغدادی، کتابی مستقل در اینباره، با عنوان الفصل للوصل المدرج فی النقل (چ ریاض، ۱۴۱۸ق) پرداخته است. [۲۵۸] [۲۵۹] ادراج گاه دارای علل خاصی است: مانند تلقی سخن مؤلف به عنوان بخشی از حدیث، یا افزودن عبارتی در حاشیهٔ نسخه که به عنوان توضیح یا نسخه بدل آمده، و از سوی ناسخ بعدی، افتادهای از متن تلقی شده، و به درون متن، وارد گردیده است. بحث مهمی از مباحث تحریف که ناظر به جابهجایی از نوع تقدیم و تأخیر در عبارت است، در منابع مصطلحالحدیث، ذیل پدیدهٔ قلب و با عنوان «حدیث مقلوب» مطالعه میشود. [۲۶۰] [۲۶۱] [۲۶۲] [۲۶۳][۲۶۴][۲۶۵][۲۶۶]مبحثی دیگر که توجه عالمان حدیث را به خود جلب کرده، حدیثی است که در بخشی از اسناد یک قطعهای از عبارت، به دو یا چند وجه مختلف نقل شده باشد، به گونهای که نتوان یکی از وجوه را اصل نهاد و بر ضبطهای دیگر ترجیح داد. اینگونه از حدیث که در آن نمیتوان به طور قاطع وجه اصیل از دخیل را بازشناخت، به هر روی ناظر به رخداد تحریف در یکی از دو وجه ــ بدون تعیین ــ است و در اصطلاح «حدیث مضطرب» خوانده میشود. [۲۶۷] [۲۶۸] [۲۶۹] بر پایهٔ تعریفی که ارائه شد، داوری دربارهٔ مضطرب بودن یک حدیث در واقع نوعی توقف از داوری میان وجوه مختلف آن، و کاملاً قابل انتظار است که در تعیین مصادیق، برخی از نقادان که عوامل مرجحی یافتهاند، حدیثی را که دیگری مضطرب انگاشته، از موضوع اضطراب بیرون انگارند؛ یکی از وجوه را اصل شمارند و وجه یا وجوه دیگر را حاصل تحریف بدانند. [۲۷۰][۲۷۱] [۲۷۲][۲۷۳] ابن حجر عسقلانی تألیفی مستقل در این باب با عنوان المقترب فی بیان المضطرب تألیف کرده است. [۲۷۴][۲۷۵]
تألیف در باب تحریف
تألیف آثاری در نقد تحریف در احادیث، از سدههای ۳ و ۴ق و در حوزههای امامیه و معتزله آغاز شده، اگرچه هیچیک از آن آثار برجای نمانده است. از امامیه میتوان به معانی الحدیث و التحریف از احمد بن محمد برقی (د ۲۸۰ق)،[۲۷۶][۲۷۷] [۲۷۸] التبدیل و التحریف از ابوالقاسم کوفی (د ۳۵۲ق) [۲۷۹][۲۸۰] [۲۸۱] و از متکلمان ظاهراً معتزلی به اثباتالتحریف فی الحدیث، از حمید بن سعید ابن بختیار [۲۸۲] یاد کرد. مقدمهٔ تأویل مختلفالحدیث ابن قتیبه نیز به خوبی نشاندهندهٔ حملات و ایرادهایی از این دست است که از سوی متکلمان، به ویژه معتزله، نسبت به حدیث اهل سنت وارد میشده است. در نیمهٔ دوم سدهٔ ۴ق، به طور همزمان چندین کتاب در زمینهٔ تحریفات رخ داده در حدیث، توسط عالمان حدیثشناس نوشته شده که در آنها، اجتنابی از انتساب محدثان به خطا وجود نداشته است. شاخصهای این جریان کتاب التصحیف و التحریف و کتاب تصحیفاتالمحدثین از ابواحمد عسکری ، تصحیفالمحدثین، از دارقطنی (د ۳۸۵ق) [۲۸۳] و اصلاح غلطالمحدثین از ابوسلیمان خَطّابی (د ۳۸۸ق) است. آثاری در سدههای میانه همچون کتاب التصحیف و التحریف از عثمان بن عیسی بَلَطی [۲۸۴] [۲۸۵] و تصحیحالتصحیف و تحریرالتحریف، از صلاحالدین صفدی (د ۷۶۴ق)[۲۸۶]بیشتر ارزشی ادبی ـ تاریخی دارند. [۲۸۷] در سدههای متأخر بار دیگر آثار مهمی در نقد حدیث با جهتگیری به سوی تحریف و تصحیف نوشته شدهاند. از آن شمار، باید به التطریف فی التصحیف، از سیوطی و التالد و الطریف فی فنالتصحیف و التحریف از محمد بن علی بساطی [۲۸۸] [۲۸۹] اشاره کرد. بخش مهمی از کتاب الاخبار الدخلیة، و مستدرکات آن از محمدتقی شوشتری نیز به گونهشناسی و نقد مصادیق گوناگونی از تحریف حدیث اختصاص یافته است. به مجموع آنچه گفته شد، باید آثار متعدد تألیف شده در باب عللالحدیث، احادیث موضوعه و مبحث رجالی متفق و مفترق را نیز علاوه کرد که بسیاری از مباحث مربوط به تحریف در اثنای آنها مطالعه شده ست. [۲۹۰] [۲۹۱]
فهرست منابع
(۱) آقابزرگ، الذریعة.
(۲) ابشیهی، محمد، المستطرف، به کوشش مفید محمد قمیحه، بیروت، ۱۹۸۶م.
(۳) ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۱ق/۱۹۵۲م بب.
(۴) ابن ابی شیبه، عبدالله، المصنف، به کوشش کمال یوسف حوت، ریاض، ۱۴۰۹ق.
(۵) ابن اثیر، النهایة، به کوشش طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناحی، قاهره، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
(۶) ابن بابویه، محمد، الامالی، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
(۷) ابن بابویه، علل الشرایع، نجف، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
(۸) ابن بابویه، عیون اخبارالرضا (علیهالسلام)، تهران، ۱۳۷۸ش.
(۹) ابن بابویه، کمالالدین، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ۱۳۹۰ق.
(۱۰) ابن بابویه، من لایحضره الفقیه، به کوشش حسن موسوی خرسان، نجف، ۱۳۷۶ق/۱۹۵۷م.
(۱۱) ابن جماعه، محمد، المنهل الروی، به کوشش محییالدین عبدالرحمان رمضان، دمشق، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
(۱۲) ابن جوزی، عبدالرحمان، آفة اصحاب الحدیث، به کوشش علی حسینی میلانی، تهران، ۱۳۹۸ق.
(۱۳) ابن جوزی، التحقیق فی احادیث الخلاف، به کوشش مسعد عبدالحمید محمد سعدنی، بیروت، ۱۴۱۵ق.
(۱۴) ابن جوزی، العلل المتناهیة، به کوشش خلیل میس، بیروت، ۱۴۰۳ق.
(۱۵) ابن حیان، محمد، الثقات، به کوشش سیدشرفالدین احمد، بیروت، ۱۳۹۵ق/۱۹۷۵م.
(۱۶) ابن حجر عسقلانی، احمد، فتح الباری، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی و محبالدین خطیب، بیروت، ۱۳۷۹ق.
(۱۷) ابن حجر عسقلانی، «نخبةالفکر»، ضمن سبل السلام، بیروت، دار احیاءالتراث العربی.
(۱۸) ابن حزم، علی، الاحکام، قاهره، ۱۴۰۴ق.
(۱۹) ابن حزم، المحلی، بیروت، دارالآفاق الجدیده.
(۲۰) ابن خلاد رامهرمزی، حسن، المحدث الفاصل، محمد عجاج خطیب، بیـروت، ۱۴۰۴ق.
(۲۱) ابن خیر اشبیلـی، محمد، فهرسة، به کوشش ف کـودرا، بغـداد، ۱۹۶۳م.
(۲۲) ابن سعـد، محمد، الطبقاتالکبری، قسـم متمم در تابعیـن مدینه، به کوشش زیاد محمد منصور، مدینه، ۱۴۰۳ق/ ۱۹۸۳م.
(۲۳) ابن سعـد، کتاب الطبقات الکبیر، به کوشش زاخاو و دیگران، لیدن، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م.
(۲۴) ابن شهرآشوب، محمد، معالم العلماء، نجف، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۱م.
(۲۵) ابن صلاح، عثمان، صیانة صحیح مسلم، به کوشش موفق عبدالله عبدالقادر، بیروت، ۱۴۰۸ق.
(۲۶) ابن صلاح، المقدمة، به کوشش عائشه عبدالرحمان، قاهره، ۱۹۷۴م.
(۲۷) ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، بیروت، ۱۴۱۲ق.
(۲۸) ابن عبدالبر، التمهید، به کوشش مصطفی بن احمد علوی و محمد عبدالکبیر بکری، رباط، ۱۳۸۷ق.
(۲۹) ابن عدی، عبدالله، الکامل، به کوشش یحیی مختار غزاوی، بیروت، ۱۴۰۹ق/ ۱۹۸۸م.
(۳۰) ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، بـه کوشش علی شیـری، بیروت/ دمشـق، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.
(۳۱) ابن غضـائـری الضعفاء، ترتیب تستـری، تصـویر نسخهٔ خطـی کتابخانهٔ آیتالله مرعشی.
(۳۲) ابن فهد حلی، احمد، عدةالداعی، قم، ۱۴۰۷ق.
(۳۳) ابن قتیبه، عبدالله، تأویل مختلف الحدیث، به کوشش محمد زهری نجار، بیروت، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
(۳۴) ابن قیسرانی، محمد، ایضاح الاشکال، به کوشش باسم جوابرة، کویت، ۱۴۰۸ق.
(۳۵) ابن ماجه، محمد، السنن، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ۱۹۵۲-۱۹۵۳م.
(۳۶) ابن منده، محمد، شروط الائمة، به کوشش عبدالرحمان فریوایی، ریاض، ۱۴۱۴ق.
(۳۷) ابن ندیم، الفهرست.
(۳۸) ابواحمد عسکری، حسن، اخبارالمصحفین، به کوشش صبحی بدری سامرایی، بیروت، ۱۴۰۶ق.
(۳۹) ابواحمد عسکری، تصحیفات المحدثین، به کوشش محمود احمد میرة، قاهره، ۱۴۰۲ق.
(۴۰) ابواسحاق شیرازی، ابراهیم، التبصرة، به کوشش محمدحسن هیتو، دمشق، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
(۴۱) ابوالحسین بصری، محمد، المعتمد، به کوشش محمد حمیدالله و دیگران، دمشق، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
(۴۲) ابوداوود سجستانی، سلیمان، السنن، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره، ۱۳۶۹ق.
(۴۳) ابوعبید قاسم بن سلام، غریب الحدیث، حیدرآباد دکن، ۱۳۸۴-۱۳۸۷ق.
(۴۴) ابوعوانهٔ اسفراینی، یعقوب، المسند، به کوشش ایمن بن عارف دمشقی، بیروت، ۱۹۹۸م.
(۴۵) ابوهلال عسکری، حسن بن عبدالله، الفروق اللغویة، قاهره، ۱۳۵۳ق.
(۴۶) احمد بن حنبل، الرد علی الزنادقة و الجهمیة، به کوشش محمدحسن راشد، قاهره، ۱۳۹۳ق.
(۴۷) احمد بن حنبل، العلل و معرفة الرجال، به کوشش وصیالله عباس، بیروت، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م.
(۴۸) احمد بن حنبل، المسند، قاهره، ۱۳۱۳ق.
(۴۹) اسماعیلی، احمد، معجم الشیوخ، به کوشش زیاد محمد منصور، مدینه، ۱۴۱۰ق.
(۵۰) بخاری، محمد، الصحیح، به کوشش مصطفی دیب البغا، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
(۵۱) برقی، احمد، المحاسن، به کوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ۱۳۳۱ش.
(۵۲) برگشترسر، گ، اصول نقد النصوص و نشرالکتب، به کوشش و گردآوری محمد حمدی بکری، قاهره، ۱۹۶۹م.
(۵۳) بزار، احمد، المسند، به کوشش محفوظ الرحمان زینالله، بیروت/ مدینه، ۱۴۰۹ق.
(۵۴) بسوی، یعقوب، المعرفة و التاریخ، به کوشش اکرم ضیاء عمری، بغداد، ۱۹۷۵-۱۹۷۶م.
(۵۵) بغدادی، ایضاح.
(۵۶) بلقینی، عمر، «محاسن الاصطلاح»، در حاشیهٔ المقدمة (نک : هم، ابن صلاح).
(۵۷) بیهقی، احمد، شعب الایمان، به کوشش محمدسعیدبن بسیونی زغلول، بیروت، ۱۴۱۰ق.
(۵۸) بیهقی، المدخل الی السنن الکبری، به کوشش محمد ضیاءالرحمان اعظمی، کویت، ۱۴۰۴ق.
(۵۹) ترمذی، محمد، الجامع الصحیح (السنن)، به کوشش احمدمحمد شاکر و دیگران، قاهره، ۱۳۵۷ق/ ۱۹۳۸م بب.
(۶۰) جاحظ، عمرو، البیان و التبیین، به کوشش فوزی عطوی، بیروت، ۱۹۶۸م.
(۶۱) جرجانی، علی، التعریفات، به کوشش ابراهیم ابیاری، بیروت، ۱۴۰۵ق.
(۶۲) جصاص، احمد، احکام القرآن، به کوشش محمد صدیق قمحاوی، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
(۶۳) جوزجانی، ابراهیم، احوال الرجال، به کوشش صبحی بدری سامرایی، بیروت، ۱۴۰۵ق.
(۶۴) جوهری، اسماعیل، الصحاح، به کوشش احمد عبدالغفور عطار، قاهره، ۱۳۷۶ق/۱۹۵۶م.
(۶۵) حاجی خلیفه، کشف.
(۶۶) حاکم نیشابوری، محمد، المستدرک علی الصحیحین، به کوشش مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
(۶۷) حاکم نیشابوری، معرفة علوم الحدیث، به کوشش معظم حسین، مدینه، ۱۳۹۷ق/۱۹۷۷م.
(۶۸) حصکفی، محمد، الدرالمختار، بیروت، ۱۳۸۶ق.
(۶۹) حکیم ترمذی، محمد، نوادرالاصول، به کوشش عبدالرحمان عمیره، بیروت، ۱۹۹۲م.
(۷۰) حمیری، عبدالله، قرب الاسناد، قم، ۱۴۱۳ق.
(۷۱) خطابی، حمد، اصلاح غلط المحدثین، به کوشش محمدعلی عبدالکریم ردینی، دمشق، ۱۴۰۷ق.
(۷۲) خطیب بغدادی، احمد، الجامع لاخلاق الراوی و آداب السامع، به کوشش محمود طحان، ریاض، ۱۴۰۳ق.
(۷۳) خطیب بغدادی، الکفایة، فی علمالروایة، بهکوشش ابوعبدالله سورتی و ابراهیم حمدی مدنـی، مدینه، المکتبةالعلمیه.
(۷۴) خلیلبن احمد، العین، به کوشش مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی، بغداد، ۱۹۸۱-۱۹۸۲م.
(۷۵) دارقطنی، علی، السنن، به کوشش عبدالله هاشم یمانی، بیروت، ۱۳۸۶ق/۱۹۶۶م.
(۷۶) دارمی، عبدالله، السنن، دمشق، ۱۳۴۹ق.
(۷۷) ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
(۷۸) ذهبی، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
(۷۹) راویانی، محمد، صلةالخلف، به کوشش محمد حجی، بیروت، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م.
(۸۰) سبط طبرسی، علی، مشکاةالانوار، نجف، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
(۸۱) سرخسی، محمد، الاصول، به کوشش ابوالوفا افغانی، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۲ق.
(۸۲) سرخسی، المبسوط، قاهره، مطبعةالاستقامه.
(۸۳) سمعانی، عبدالکریم، ادب الاملاء و الاستملاء، به کوشش ماکس وایسوایلر، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
(۸۴) سیدمرتضی، علی، الذریعة، به کـوشش ابوالقاسم گـرجـی، تهران، ۱۳۴۸ش.
(۸۵) سیوطـی، تدریب الراوی، بـهکوشش عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
(۸۶) سیوطـی، التطریف فی التصحیف، به کوشش علی حسین بواب، عمان، ۱۴۰۹ق.
(۸۷) سیوطـی، المزهر، به کوشش محمداحمد جادالمولی و دیگران، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
(۸۸) شائب، احمد، اصول نقد النصوص و نشرالکتب، قاهره، ۱۹۶۹م.
(۸۹) شربینی، محمد، مغنی المحتاج، قاهره، ۱۳۵۲ق.
(۹۰) شوشتری، محمدتقی، الاخبارالدخیلة، تهران، ۱۴۰۱ق.
(۹۱) شوشتری، بهجالصباغة، به کوشش احمد پاکتچی و دیگران، تهران، ۱۳۷۶ش.
(۹۲) شوکانی، محمد، نیل الاوطار، بیروت، ۱۹۷۳م.
(۹۳) شهید ثانی، زینالدین، الرعایة فی علم الدرایة، به کوشش عبدالحسین محمدعلی بقال، قم، ۱۴۰۸ق.
(۹۴) شیبانی، محمد، الموطأ، بیروت، ۱۴۱۳ق/۱۹۹۱م.
(۹۵) صفار، محمد، بصائرالدرجات، تهران، ۱۴۰۴ق.
(۹۶) ضیاء مقدسی، محمد، الاحادیث المختارة، به کوشش عبدالملک عبدالله دهیش، مکه، ۱۴۱۰ق.
(۹۷) طبرانی، سلیمان، مسندالشامیین، به کوشش حمدی عبدالمجید سلفی، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
(۹۸) طبرانی، المعجم الاوسط، به کوشش طارق بن عوض الله بن محمد و عبدالمحسن بن ابراهیم حسینی، قاهره، ۱۴۱۵ق.
(۹۹) طبرسی، فضل، مجمع البیان، به کوشش گروهی از محققان، بیروت، ۱۴۱۵ق.
(۱۰۰) طبری، التفسیر، بیروت، ۱۴۰۵ق.
(۱۰۱) طوسی، محمد، تهذیب الاحکام، به کوشش حسن موسوی خرسان، نجف، ۱۳۷۹ق.
(۱۰۲) طوسی، الفهرست، به کوشش محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف، ۱۳۵۶ق.
(۱۰۳) طناحی، محمود محمد، مدخل الی تاریخ نشرالتراث العربی، مع محاضرة عن التصحیف و التحریف، قاهره، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
(۱۰۴) عجلونی، اسماعیل، کشف الخفاء، به کوشش احمد قلاش، بیروت، ۱۴۰۵ق.
(۱۰۵) عقیلی، محمد، کتاب الضعفاءالکبیر، به کوشش عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت، ۱۴۰۴ق/۱۹۹۴م.
(۱۰۶) فخرالدین رازی، المحصول، به کوشش طه جابر فیض علوانی، ریاض، ۱۴۰۰ق.
(۱۰۷) فضلی، عبدالهادی، اصول تحقیق التراث، جده، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
(۱۰۸) قاضی عیاض، الالماع الی معرفة اصول الروایة و تقیید السماع، به کوشش احمد صقر، قاهره، ۱۹۷۷م.
(۱۰۹) قاضی قضاعی، محمد، مسندالشهاب، به کوشش حمدی بن عبدالمجید سلفی، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م.
(۱۱۰) قاضی نعمان، دعائم الاسلام، به کوشش آصف فیضی، قاهره، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
(۱۱۱) قرآن کریم. (۱۱۲) قزوینی، محمد، یادداشتها، به کوشش ایرج افشار، تهران، ۱۳۶۳ش.
(۱۱۳) قلقشندی، احمد، صبح الاعشی، به کوشش یوسف علی طویل، دمشق، ۱۹۸۷م.
(۱۱۴) کتاب سلیم بن قیس، به کوشش محمدباقر انصاری، قم، ۱۴۱۵ق.
(۱۱۵) کتانی، محمد، الرسالة المستطرفة، استانبول، ۱۹۸۶م.
(۱۱۶) کراجکی، محمد، کنزالفوائد، تبریز، ۱۳۲۲ق.
(۱۱۷) کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ۱۳۹۱ق.
(۱۱۸) مالک بن انس، الموطأ، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ۱۳۷۰ق/۱۹۵۱م.
(۱۱۹) مامقانی، عبدالله، مقباس الهدایة، تلخیص علیاکبر غفاری، تهران، ۱۳۶۹ش.
(۱۲۰) مایل هروی، نجیب، نقد و تصحیح متون: مراحل نسخهشناسی و شیوههای تصحیح نسخههای خطی فارسی، مشهد، ۱۳۶۹ش.
(۱۲۱) مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق.
(۱۲۲) مروزی، محمد، السنة، به کوشش سالم احمد سلفی، بیروت، ۱۴۰۸ق.
(۱۲۳) مسعودی، علی، التنبیه و الاشراف، قاهره، ۱۳۵۷ق/ ۱۹۳۸م.
(۱۲۴) مسند زیدبن علی، به روایت ابوخالد واسطی، به کوشش عبدالواسع بن یحیی واسعی، بیروت، ۱۹۶۶م.
(۱۲۵) مصباح الشریعة، منسوب به امام صادق (علیهالسلام)، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
(۱۲۶) مفید، محمد، الامالی، به کوشش حسین استاد ولی و علیاکبر غفاری، قم، ۱۴۰۳ق.
(۱۲۷) مفید، اوائل المقالات، قم، ۱۴۱۳ق.
(۱۲۸) مفید، المسائل السرویة، قـم، ۱۴۱۳ق؛
(۱۲۹) مناوی، محمد عبـدالرئوف، التوقیف علی مهمـات التعاریف، به کوشش محمد رضوان دایه، بیروت/ دمشق، ۱۴۱۰ق.
(۱۳۰) میرداماد، محمدباقر، الرواشح السماویة، چ سنگی، تهران، ۱۳۱۱ق.
(۱۳۱) نجاشی، احمد، الرجال، به کوشش موسی شبیری زنجانی، قم، ۱۴۰۷ق.
(۱۳۲) نسایی، احمد، رسائل فی علوم الحدیث، به کوشش جمیل علی حسن، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
(۱۳۳) نهجالبلاغة.
(۱۳۴) نووی، یحیی، تهذیب الاسماء و اللغات، بیروت، ۱۹۹۶م.
(۱۳۵) نووی، روضةالطالبین، بیروت، ۱۴۰۵ق.
(۱۳۶) نووی، المجموع، به کوشش محمود مطرحی، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
(۱۳۷) هارون، عبدالسلام محمد، تحقیق النصوص و نشرها، قاهره، ۱۹۵۴م.
(۱۳۸) هندی، علی، کنزالعمال، به کوشش بکری حیانی و صفوة سقا، بیروت، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
(۱۳۹) هیثمی، علی، مجمع الزوائد، قاهره، ۱۳۵۶ق.
(۱۴۰) یاقوت، ادبا.
(۱۴۱) یاقوت، بلدان.
(۱۴۲) یحیی بن معین، التاریخ، روایت دوری، به کوشش احمد محمود نور سیف، مکه، ۱۳۹۹ق/ ۱۹۷۹م.
پا نویس
- ↑ هیثمی، علی، مجمع الزوائد، ج۱، ص۱۴۰، قاهره، ۱۳۵۶ق.
- ↑ ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعدیل، ج۱، ص۱۷، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۱ق/۱۹۵۲م بب.
- ↑ ابن حیان، محمد، الثقات، به کوشش سیدشرفالدین احمد، ج۴، ص۱۰، بیروت، ۱۳۹۵ق/۱۹۷۵م.
- ↑ طبرانی، سلیمان، مسندالشامیین، به کوشش حمدی عبدالمجید سلفی، ج۱، ص۳۴۴، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
- ↑ احمد بن حنبل، الرد علی الزنادقة و الجهمیة، به کوشش محمدحسن راشد، ج۱، ص۶، قاهره، ۱۳۹۳ق.
- ↑ ابن منده، محمد، ج۱، ص۲۹، شروط الائمة، به کوشش عبدالرحمان فریوایی، ج۱، ص۲۹، ریاض، ۱۴۱۴ق.
- ↑ خطیب بغدادی، احمد، الجامع لاخلاق الراوی و آداب السامع، به کوشش محمود طحان، ج۱، ص۱۲۸، ریاض، ۱۴۰۳ق.
- ↑ ابن صلاح، عثمان، صیانة صحیح مسلم، به کوشش موفق عبدالله عبدالقادر، ج۱، ص۲۲۱، بیروت، ۱۴۰۸ق.
- ↑ مسند زیدبن علی، به روایت ابوخالد واسطی، به کوشش عبدالواسع بن یحیی واسعی، ج۱، ص۳۸۳، بیروت، ۱۹۶۶م.
- ↑ حمیری، عبدالله، قرب الاسناد، ج۱، ص۷۷، قم، ۱۴۱۳ق.
- ↑ ابن بابویه، کمالالدین، به کوشش علیاکبر غفاری، ج۱، ص۲۲۱، تهران، ۱۳۹۰ق.
- ↑ ابن بابویه، کمالالدین، به کوشش علیاکبر غفاری، ج۱، ص۲۸۱، تهران، ۱۳۹۰ق.
- ↑ کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، ج۱، ص۳۲، تهران، ۱۳۹۱ق.
- ↑ خلیلبن احمد، العین، به کوشش مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی، ج۳، ص۲۱۱، بغداد، ۱۹۸۱-۱۹۸۲م.
- ↑ جوهری، اسماعیل، الصحاح، به کوشش احمد عبدالغفور عطار، ج۴، ص۱۳۴۳، قاهره، ۱۳۷۶ق/۱۹۵۶م.
- ↑ بقره/سوره۲، آیه۷۵.
- ↑ کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، ج۳، ص۴۸۸، تهران، ۱۳۹۱ق.
- ↑ ابوعوانۀ اسفراینی، یعقوب، المسند، به کوشش ایمن بن عارف دمشقی، ج۱، ص۲۷۲، بیروت، ۱۹۹۸م.
- ↑ خلیلبن احمد، العین، به کوشش مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی، ج۳، ص۲۳۰، بغداد، ۱۹۸۱-۱۹۸۲م.
- ↑ ابوعبید قاسم بن سلام، غریب الحدیث، ج۲، ص۲۳۳، حیدرآباد دکن، ۱۳۸۴-۱۳۸۷ق.
- ↑ جاحظ، عمرو، البیان و التبیین، به کوشش فوزی عطوی، ج۱، ص۹۱، بیروت، ۱۹۶۸م.
- ↑ جاحظ، عمرو، البیان و التبیین، به کوشش فوزی عطوی، ج۱، ص۹۹، بیروت، ۱۹۶۸م.
- ↑ ابوهلال عسکری، حسن بن عبدالله، الفروق اللغویة، ج۱، ص۴۱، قاهره، ۱۳۵۳ق.
- ↑ جوهری، اسماعیل، الصحاح، به کوشش احمد عبدالغفور عطار، ج۶، ص۲۱۹۳، قاهره، ۱۳۷۶ق/۱۹۵۶م.
- ↑ خطیب بغدادی، احمد، الجامع لاخلاق الراوی و آداب السامع، به کوشش محمود طحان، ج۲، ص۲۳، ریاض، ۱۴۰۳ق.
- ↑ احمد بن حنبل، العلل و معرفة الرجال، به کوشش وصیالله عباس، ج۱، ص۳۴۷، بیروت، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م.
- ↑ ابن خلاد رامهرمزی، حسن، المحدث الفاصل، محمد عجاج خطیب، ج۱، ص۴۵۸، بیـروت، ۱۴۰۴ق.
- ↑ خطابی، حمد، اصلاح غلط المحدثین، به کوشش محمدعلی عبدالکریم ردینی، ج۱، ص۱،دمشق، ۱۴۰۷ق.
- ↑ خطابی، حمد، اصلاح غلط المحدثین، به کوشش محمدعلی عبدالکریم ردینی، ج۱، ص۱۹۶، دمشق، ۱۴۰۷ق.
- ↑ ابن قتیبه، عبدالله، تأویل مختلف الحدیث، به کوشش محمد زهری نجار، ج۱۱، ص۷۸، بیروت، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
- ↑ ابن قیسرانی، محمد، ایضاح الاشکال، به کوشش باسم جوابرة، ج۱، ص۱۶۳، کویت، ۱۴۰۸ق.
- ↑ سیوطـی، تدریب الراوی، بـهکوشش عبدالوهاب عبداللطیف، ج۲، ص۱۲، قاهره، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
- ↑ سمعانی، عبدالکریم، ادب الاملاء و الاستملاء، به کوشش ماکس وایسوایلر، ج۱، ص۱۷۱، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
- ↑ ابن حجر عسقلانی، «نخبةالفکر»، ضمن سبل السلام، ص۲۳۰، بیروت، دار احیاءالتراث العربی.
- ↑ میرداماد، محمدباقر، الرواشح السماویة، ج۱، ص۱۳۲، چ سنگی، تهران، ۱۳۱۱ق.
- ↑ مامقانی، عبدالله، مقباس الهدایة، تلخیص علیاکبر غفاری، ج۱، ص۴۳، تهران، ۱۳۶۹ش.
- ↑ طناحی، محمود محمد، مدخل الی تاریخ نشرالتراث العربی، مع محاضرة عن التصحیف و التحریف، ج۱، ص۲۸۷، قاهره، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
- ↑ میرداماد، محمدباقر، الرواشح السماویة، چ سنگی، ج۱، ص۱۳۲، تهران، ۱۳۱۱ق.
- ↑ مامقانی، عبدالله، مقباس الهدایة، تلخیص علیاکبر غفاری، ج۱، ص۴۳، تهران، ۱۳۶۹ش.
- ↑ طناحی، محمود محمد، مدخل الی تاریخ نشرالتراث العربی، مع محاضرة عن التصحیف و التحریف، ج۱، ص۲۸۷، قاهره، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
- ↑ فضلی، عبدالهادی، اصول تحقیق التراث، ج۱، ص۱۸۰، جده، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
- ↑ ابن صلاح، عثمان، بب، صیانة صحیح مسلم، به کوشش موفق عبدالله عبدالقادر، ج۱، ص۴۷۱، بیروت، ۱۴۰۸ق.
- ↑ مامقانی، عبدالله، مقباس الهدایة، تلخیص علیاکبر غفاری، ج۱، ص۴۲، تهران، ۱۳۶۹ش.
- ↑ ابن صلاح، عثمان، صیانة صحیح مسلم، به کوشش موفق عبدالله عبدالقادر، ج۱، ص۴۷۶، بیروت، ۱۴۰۸ق.
- ↑ ابن جماعه، محمد، المنهل الروی، به کوشش محییالدین عبدالرحمان رمضان، ج۱، ص۵۶، دمشق، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
- ↑ شهید ثانی، زینالدین، الرعایة فی علم الدرایة، به کوشش عبدالحسین محمدعلی بقال، ج۱، ص۱۱۰، قم، ۱۴۰۸ق.
- ↑ سیوطـی، تدریب الراوی، ج۲، ص۱۹۴، بـهکوشش عبدالوهاب عبداللطیف، ج۲، ص۱۹۴، قاهره، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
- ↑ ابن صلاح، عثمان، صیانة صحیح مسلم، به کوشش موفق عبدالله عبدالقادر، ج۱، ص۴۷۶، بیروت، ۱۴۰۸ق.
- ↑ شهید ثانی، زینالدین، الرعایة فی علم الدرایة، به کوشش عبدالحسین محمدعلی بقال، ج۱، ص۱۰۹-۱۱۱، قم، ۱۴۰۸ق.
- ↑ میرداماد، محمدباقر، الرواشح السماویة، ج۱، ص۱۳۴-۱۳۶، چ سنگی، تهران، ۱۳۱۱ق.
- ↑ سیوطـی، تدریب الراوی، بـهکوشش عبدالوهاب عبداللطیف، ج۲، ص۱۹۴، قاهره، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
- ↑ خطیب بغدادی، احمد، الجامع لاخلاق الراوی و آداب السامع، به کوشش محمود طحان، ج۱، ص۲۹۵، ریاض، ۱۴۰۳ق.
- ↑ احمد بن حنبل، العلل و معرفة الرجال، به کوشش وصیالله عباس، ج۴، ص۳۰۸، بیروت، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م.
- ↑ ابن ابی شیبه، عبدالله، المصنف، به کوشش کمال یوسف حوت، ج۱، ص۲۴۸، ریاض، ۱۴۰۹ق.
- ↑ ابن ابی شیبه، عبدالله، المصنف، به کوشش کمال یوسف حوت، ج۱، ص۴۷۶، ریاض، ۱۴۰۹ق.
- ↑ ابن اثیر، النهایة، به کوشش طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناحی، ج۱، ص۳۸۸، قاهره، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
- ↑ ابن اثیر، النهایة، به کوشش طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناحی، ج۴، ص۲۳۱، قاهره، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
- ↑ نووی، المجموع، به کوشش محمود مطرحی، ج۱۹، ص۳۰۷، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
- ↑ طبری، التفسیر، ج۲، ص۶۳۵، بیروت، ۱۴۰۵ق.
- ↑ ابن قتیبه، عبدالله، تأویل مختلف الحدیث، به کوشش محمد زهری نجار، ج۱، ص۳۹، بیروت، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
- ↑ جصاص، احمد، احکام القرآن، به کوشش محمد صدیق قمحاوی، ج۲، ص۵۵۲، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
- ↑ مفید، اوائل المقالات، ص۱۸۶، قم، ۱۴۱۳ق.
- ↑ سرخسی، محمد، الاصول، به کوشش ابوالوفا افغانی، ج۱، ص۳۵۵، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۲ق.
- ↑ مفید، المسائل السرویة، ج۱، ص۷۸، قـم، ۱۴۱۳ق.
- ↑ قلقشندی، احمد، صبح الاعشی، به کوشش یوسف علی طویل، ج۲، ص۴۸۶، دمشق، ۱۹۸۷م.
- ↑ نووی، المجموع، ج۱، ص۳۵۳، به کوشش محمود مطرحی، ج۱، ص۳۵۳، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
- ↑ ابن خلاد رامهرمزی، حسن، المحدث الفاصل، محمد عجاج خطیب، ج۱، ص۳۰۷، بیـروت، ۱۴۰۴ق.
- ↑ سیوطـی، تدریب الراوی، بـهکوشش عبدالوهاب عبداللطیف، ج۲، ص۱۹۵، قاهره، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
- ↑ جرجانی، علی، التعریفات، به کوشش ابراهیم ابیاری، ج۱، ص۷۵، بیروت، ۱۴۰۵ق.
- ↑ جرجانی، علی، التعریفات، به کوشش ابراهیم ابیاری، ج۱، ص۸۲، بیروت، ۱۴۰۵ق.
- ↑ مناوی، محمد عبـدالرئوف، التوقیف علی مهمـات التعاریف، به کوشش محمد رضوان دایه، ص۱۶۳، بیروت/ دمشق، ۱۴۱۰ق.
- ↑ مناوی، محمد عبـدالرئوف، التوقیف علی مهمـات التعاریف، به کوشش محمد رضوان دایه، ص۱۷۹، بیروت/ دمشق، ۱۴۱۰ق.
- ↑ ابن جوزی، العلل المتناهیة، به کوشش خلیل میس، ج۱، ص۲۲۳، بیروت، ۱۴۰۳ق.
- ↑ ابن بابویه، عیون اخبارالرضا (علیهالسلام)، ج۱، ص۱۱۹-۱۲۰، تهران، ۱۳۷۸ش.
- ↑ ابن قتیبه، عبدالله، تأویل مختلف الحدیث، به کوشش محمد زهری نجار، ج۱، ص۲۱۹-۲۲۰، بیروت، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
- ↑ نساء/سوره۴، آیه۴۶.
- ↑ ابن حزم، المحلی، ج۸، ص۳۱۳، بیروت، دارالآفاق الجدیده.
- ↑ نووی، روضةالطالبین، ج۷، ص ۴۱۹، بیروت، ۱۴۰۵ق.
- ↑ ابشیهی، محمد، المستطرف، به کوشش مفید محمد قمیحه، ج۱، ص۲۲۲، بیروت، ۱۹۸۶م.
- ↑ شوکانی، محمد، نیل الاوطار، ج۳، ص۲۱۱، بیروت، ۱۹۷۳م.
- ↑ شوکانی، محمد، نیل الاوطار، ج۶، ص۱۹۷، بیروت، ۱۹۷۳م.
- ↑ ابن ابی شیبه، عبدالله، المصنف، به کوشش کمال یوسف حوت، ج۵، ص۲۴۰، ریاض، ۱۴۰۹ق.
- ↑ ابن ابی شیبه، عبدالله، المصنف، به کوشش کمال یوسف حوت، ج۶، ص۱۱۷، ریاض، ۱۴۰۹ق.
- ↑ ابن ابی شیبه، عبدالله، المصنف، به کوشش کمال یوسف حوت، ج۶، ص۲۴۰، ریاض، ۱۴۰۹ق.
- ↑ ابن ابی شیبه، عبدالله، المصنف، به کوشش کمال یوسف حوت، ج۶، ص۱۱۷، ریاض، ۱۴۰۹ق.
- ↑ احمد بن حنبل، العلل و معرفة الرجال، به کوشش وصیالله عباس، ج۱، ص۳۴۷، بیروت، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م.
- ↑ احمد بن حنبل، العلل و معرفة الرجال، به کوشش وصیالله عباس، ج۱، ص۳۴۷، بیروت، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م.
- ↑ احمد بن حنبل، العلل و معرفة الرجال، به کوشش وصیالله عباس، ج۱، ص۳۴۸، بیروت، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م.
- ↑ احمد بن حنبل، العلل و معرفة الرجال، به کوشش وصیالله عباس، ج۲، ص۲۴۹، بیروت، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م.
- ↑ ابن سعـد، محمد، ج۱، ص۱۴۴، الطبقاتالکبری، قسـم متمم در تابعیـن مدینه، به کوشش زیاد محمد منصور، ج۱، ص۱۴۴، مدینه، ۱۴۰۳ق/ ۱۹۸۳م.
- ↑ ابن ابی شیبه، عبدالله، المصنف، به کوشش کمال یوسف حوت، ج۵، ص۳۱۶، ریاض، ۱۴۰۹ق.
- ↑ خطیب بغدادی، الکفایة، فی علمالروایة، بهکوشش ابوعبدالله سورتی و ابراهیم حمدی مدنـی، ج۱، ص۱۹۴، مدینه، المکتبةالعلمیه.
- ↑ خطیب بغدادی، الکفایة، فی علمالروایة، بهکوشش ابوعبدالله سورتی و ابراهیم حمدی مدنـی، ج۱، ص۱۸۷، مدینه، المکتبةالعلمیه.
- ↑ نسایی، احمد، رسائل فی علوم الحدیث، به کوشش جمیل علی حسن، ج۱، ص۷۵، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
- ↑ نسایی، احمد، رسائل فی علوم الحدیث، به کوشش جمیل علی حسن، ج۱، ص۱۸۸، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
- ↑ ابن جوزی، عبدالرحمان، آفة اصحاب الحدیث، به کوشش علی حسینی میلانی، ج۱، ص۴۶ بب، تهران، ۱۳۹۸ق.
- ↑ ابواحمد عسکری، تصحیفات المحدثین، به کوشش محمود احمد میرة، ج۱، ص۲۶-۲۷، قاهره، ۱۴۰۲ق.
- ↑ ابواحمد عسکری، تصحیفات المحدثین، به کوشش محمود احمد میرة، ج۱، ص۲۶-۲۷، قاهره، ۱۴۰۲ق.
- ↑ سیوطـی، المزهر، به کوشش محمداحمد جادالمولی و دیگران، ج۲، ص۳۵۳، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
- ↑ خلیلبن احمد، العین، به کوشش مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی، ج۳، ص۱۲۰، بغداد، ۱۹۸۱-۱۹۸۲م.
- ↑ ابواحمد عسکری، تصحیفات المحدثین، به کوشش محمود احمد میرة، ج۱، ص۲۴، قاهره، ۱۴۰۲ق.
- ↑ ابن عبدالبر، التمهید، به کوشش مصطفی بن احمد علوی و محمد عبدالکبیر بکری، ج۱، ص۴۶، رباط، ۱۳۸۷ق.
- ↑ خطیب بغدادی، الکفایة، فی علمالروایة، بهکوشش ابوعبدالله سورتی و ابراهیم حمدی مدنـی، ج۱، ص۱۹۴، مدینه، المکتبةالعلمیه.
- ↑ ابواحمد عسکری، حسن، اخبارالمصحفین، به کوشش صبحی بدری سامرایی، ص۳۲، بیروت، ۱۴۰۶ق.
- ↑ ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، بـه کوشش علی شیـری، ج۲۲، ص۳۸۷، بیروت/ دمشـق، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.
- ↑ کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، ج۸، ص۳۶۴، تهران، ۱۳۹۱ق.
- ↑ ابن بابویه، علل الشرایع، ج۱، ص۸۹، نجف، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
- ↑ جوزجانی، ابراهیم، احوال الرجال، به کوشش صبحی بدری سامرایی، ج۱، ص۱۱۶، بیروت، ۱۴۰۵ق.
- ↑ عقیلی، محمد، کتاب الضعفاءالکبیر، به کوشش عبدالمعطی امین قلعجی، ج۲، ص۲۸، بیروت، ۱۴۰۴ق/۱۹۹۴م.
- ↑ ابن عدی، عبدالله، الکامل، به کوشش یحیی مختار غزاوی، ج۳، ص۶۷، بیروت، ۱۴۰۹ق/ ۱۹۸۸م.
- ↑ ذهبی، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، ج۲، ص۶۵۲، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م.
- ↑ خطیب بغدادی، الکفایة، فی علمالروایة، بهکوشش ابوعبدالله سورتی و ابراهیم حمدی مدنـی، ج۱، ص۴۳۵، مدینه، المکتبةالعلمیه.
- ↑ نهجالبلاغة.
- ↑ دارمی، عبدالله، السنن، ج۱، ص۱۰۴، دمشق، ۱۳۴۹ق.
- ↑ دارمی، عبدالله، السنن، ج۱، ص۱۰۵، دمشق، ۱۳۴۹ق.
- ↑ راویانی، محمد، صلةالخلف، به کوشش محمد حجی، ج۳۹، ص۱۸، بیروت، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م.
- ↑ کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، ج۱، ص۵۱، تهران، ۱۳۹۱ق.
- ↑ کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، ج۱، ص۵۱، تهران، ۱۳۹۱ق.
- ↑ کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، ج۱، ص۵۱، تهران، ۱۳۹۱ق.
- ↑ ابوداوود سجستانی، سلیمان، السنن، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، ج۳، ص۲۹۶، قاهره، ۱۳۶۹ق.
- ↑ ترمذی، محمد، الجامع الصحیح (السنن)، به کوشش احمدمحمد شاکر و دیگران، ج۳، ص۵۶۶، قاهره، ۱۳۵۷ق/ ۱۹۳۸م بب.
- ↑ ابن ماجه، محمد، السنن، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، ج۲، ص۸۰۲، قاهره، ۱۹۵۲-۱۹۵۳م.
- ↑ دارمی، عبدالله، السنن، ج۲، ص۲۶۴، دمشق، ۱۳۴۹ق.
- ↑ حاکم نیشابوری، محمد، المستدرک علی الصحیحین، به کوشش مصطفی عبدالقادر عطا، ج۲، ص۵۵، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۰م.
- ↑ احمد بن حنبل، المسند، ج۵، ص۸، قاهره، ۱۳۱۳ق.
- ↑ احمد بن حنبل، المسند، ج۵، ص۱۲، قاهره، ۱۳۱۳ق.
- ↑ احمد بن حنبل، المسند، ج۵، ص۱۳، قاهره، ۱۳۱۳ق.
- ↑ مالک بن انس، الموطأ، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، ج۲، ص۷۴۵، قاهره، ۱۳۷۰ق/۱۹۵۱م.
- ↑ مالک بن انس، الموطأ، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، ج۲، ص۸۰۴، قاهره، ۱۳۷۰ق/۱۹۵۱م.
- ↑ احمد بن حنبل، المسند، ج۱، ص۳۱۳، قاهره، ۱۳۱۳ق.
- ↑ ابن ماجه، محمد، السنن، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، ج۲، ص۷۸۴، قاهره، ۱۹۵۲-۱۹۵۳م.
- ↑ کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، ج۵، ص۲۸۰، تهران، ۱۳۹۱ق.
- ↑ کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، ج۵، ص۲۹۲-۲۹۴، تهران، ۱۳۹۱ق.
- ↑ ابن بابویه، من لایحضره الفقیه، به کوشش حسن موسوی خرسان، ج۳، ص۱۴۷، نجف، ۱۳۷۶ق/۱۹۵۷م.
- ↑ طوسی، محمد، تهذیب الاحکام، به کوشش حسن موسوی خرسان، ج۷، ص۱۴۶، نجف، ۱۳۷۹ق.
- ↑ طوسی، محمد، تهذیب الاحکام، به کوشش حسن موسوی خرسان، ج۷، ص۱۶۴، نجف، ۱۳۷۹ق.
- ↑ دارقطنی، علی، السنن، به کوشش عبدالله هاشم یمانی، ج۴، ص۲۲۸، بیروت، ۱۳۸۶ق/۱۹۶۶م.
- ↑ طبرانی، المعجم الاوسط، به کوشش طارق بن عوض الله بن محمد و عبدالمحسن بن ابراهیم حسینی، ج۱، ص۹۰، قاهره، ۱۴۱۵ق.
- ↑ ابن بابویه، من لایحضره الفقیه، به کوشش حسن موسوی خرسان، ج۳، ص۴۵، نجف، ۱۳۷۶ق/۱۹۵۷م.
- ↑ قاضی نعمان، دعائم الاسلام، به کوشش آصف فیضی، ج۲، ص۴۹۹، قاهره، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
- ↑ قاضی نعمان، دعائم الاسلام، به کوشش آصف فیضی، ج۲، ص۵۰۴، قاهره، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
- ↑ ابوداوود سجستانی، سلیمان، السنن، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، ج۴، ص۹۸، قاهره، ۱۳۶۹ق.
- ↑ دارمی، عبدالله، السنن، ج۱، ص۲۹، دمشق، ۱۳۴۹ق.
- ↑ ابوالحسین بصری، محمد، المعتمد، به کوشش محمد حمیدالله و دیگران، ج۲، ص۱۶، دمشق، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
- ↑ سیدمرتضی، علی، الذریعة، به کـوشش ابوالقاسم گـرجـی، ج۲، ص۵۱۰، تهران، ۱۳۴۸ش.
- ↑ ابواسحاق شیرازی، ابراهیم، التبصرة، به کوشش محمدحسن هیتو، ج۱، ص۳۷۱، دمشق، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
- ↑ شوشتری، محمدتقی، الاخبارالدخیلة، ج۱، ص۵۰-۵۱، تهران، ۱۴۰۱ق.
- ↑ ابن اثیر، النهایة، به کوشش طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناحی، ج۱، ص۳۸۸، قاهره، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
- ↑ عجلونی، اسماعیل، کشف الخفاء، به کوشش احمد قلاش، ج۲، ص۴۲۰-۴۲۱، بیروت، ۱۴۰۵ق.
- ↑ ابواحمد عسکری، تصحیفات المحدثین، به کوشش محمود احمد میرة، ج۱، ص۱۵۲-۱۵۴، قاهره، ۱۴۰۲ق.
- ↑ حصکفی، محمد، الدرالمختار، ج۶، ص۶۸، بیروت، ۱۳۸۶ق.
- ↑ ابن اثیر، النهایة، به کوشش طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناحی، ج۲، ص۳۵۱، قاهره، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
- ↑ ابن حجر عسقلانی، احمد، فتح الباری، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی و محبالدین خطیب، مقدمه، ص۲۶۴، بیروت، ۱۳۷۹ق.
- ↑ ابن ابی شیبه، عبدالله، المصنف، به کوشش کمال یوسف حوت، ج۱، ص۲۸۱، ریاض، ۱۴۰۹ق.
- ↑ نووی، المجموع، به کوشش محمود مطرحی، ج۱۹، ص۳۰۷، بیروت، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
- ↑ شربینی، محمد، مغنی المحتاج، ج۲، ص۱۸۸، قاهره، ۱۳۵۲ق.
- ↑ شوشتری، بهجالصباغة، به کوشش احمد پاکتچی و دیگران، ج۱، ص۲۱، تهران، ۱۳۷۶ش.
- ↑ ابن خلاد رامهرمزی، حسن، المحدث الفاصل، محمد عجاج خطیب، ج۱، ص۲۴۰، بیـروت، ۱۴۰۴ق.
- ↑ احمد بن حنبل، العلل و معرفة الرجال، به کوشش وصیالله عباس، ج۱، ص۳۴۸، بیروت، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م.
- ↑ حصکفی، محمد، الدرالمختار، ج۴، ص۲۵۷، بیروت، ۱۳۸۶ق.
- ↑ ابن حزم، المحلی، ج۱۰، ص۲۴۰، بیروت، دارالآفاق الجدیده.
- ↑ ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، بـه کوشش علی شیـری، ج۴، ص۱۲، بیروت/ دمشـق، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.
- ↑ سیوطـی، تدریب الراوی، بـهکوشش عبدالوهاب عبداللطیف،ج۱، ص۳۲۵، قاهره، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
- ↑ شوشتری، محمدتقی، الاخبارالدخیلة، ج۱، ص۵۲، تهران، ۱۴۰۱ق.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۵۱، ص۶۷، بیروت، ۱۴۰۳ق.
- ↑ مایل هروی، نجیب، نقد و تصحیح متون: مراحل نسخهشناسی و شیوههای تصحیح نسخههای خطی فارسی، ج۱، ص۷۸-۸۰، مشهد، ۱۳۶۹ش.
- ↑ مایل هروی، نجیب، نقد و تصحیح متون: مراحل نسخهشناسی و شیوههای تصحیح نسخههای خطی فارسی، ج۱، ص۲۰۲-۲۰۵، مشهد، ۱۳۶۹ش.
- ↑ کلینی، محمد،الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، ج۱، ص۴۵۴، تهران، ۱۳۹۱ق.
- ↑ ابن بابویه، محمد، الامالی، ج۱، ص۲۰۰، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
- ↑ بزار، احمد، المسند، به کوشش محفوظ الرحمان زینالله، ج۳، ص۱۳۸، بیروت/ مدینه، ۱۴۰۹ق.
- ↑ حکیم ترمذی، محمد، نوادرالاصول، به کوشش عبدالرحمان عمیره، ج۳، ص۱۴۳، بیروت، ۱۹۹۲م.
- ↑ ابن عبدالبر، یوسف،الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، ج۱، ص۹۷، بیروت، ۱۴۱۲ق.
- ↑ ضیاء مقدسی، محمد، الاحادیث المختارة، به کوشش عبدالملک عبدالله دهیش، ج۲، ص۱۵، مکه، ۱۴۱۰ق.
- ↑ هندی، علی، کنزالعمال، به کوشش بکری حیانی و صفوة سقا، ج۴، ص۳۶۷، بیروت، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
- ↑ ابن سعـد، کتاب الطبقات الکبیر، به کوشش زاخاو و دیگران، ج۲، ص۳۸۷، لیدن، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م.
- ↑ ابن سعـد، کتاب الطبقات الکبیر، به کوشش زاخاو و دیگران، ج۸، ص۴۸۰، لیدن، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م.
- ↑ بسوی، یعقوب، المعرفة و التاریخ، به کوشش اکرم ضیاء عمری، ج۱، ص۴۴۲، بغداد، ۱۹۷۵-۱۹۷۶م.
- ↑ بخاری، محمد، الصحیح، به کوشش مصطفی دیب البغا، ج۱، ص۴۹، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
- ↑ دارمی، عبدالله، السنن، ج۱، ص۱۳۷، دمشق، ۱۳۴۹ق.
- ↑ مروزی، محمد، السنة، به کوشش سالم احمد سلفی، ج۱، ص۳۱، بیروت، ۱۴۰۸ق.
- ↑ ابن خلاد رامهرمزی، حسن، المحدث الفاصل، محمد عجاج خطیب، ج۱، ص۳۷۴، بیـروت، ۱۴۰۴ق.
- ↑ دارمی، عبدالله، السنن، دمشق، ۱۳۴۹ق.
- ↑ بیهقی، المدخل الی السنن الکبری، به کوشش محمد ضیاءالرحمان اعظمی، ج۱، ص۴۲۳، کویت، ۱۴۰۴ق.
- ↑ شیبانی، محمد، الموطأ، ج۱، ص۱۳۷، بیروت، ۱۴۱۳ق/۱۹۹۱م.
- ↑ ابن عبدالبر، التمهید، به کوشش مصطفی بن احمد علوی و محمد عبدالکبیر بکری، ج۱۷، ص۲۵۱، رباط، ۱۳۸۷ق.
- ↑ کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، ج۱، ص۱۷۵، تهران، ۱۳۹۱ق.
- ↑ مسعودی، علی، التنبیه و الاشراف، ج۱، ص۱۹۸، قاهره، ۱۳۵۷ق/ ۱۹۳۸م.
- ↑ کتاب سلیم بن قیس، به کوشش محمدباقر انصاری، ج۱، ص۶۴۷، قم، ۱۴۱۵ق.
- ↑ کتاب سلیم بن قیس، به کوشش محمدباقر انصاری، ج۱، ص۷۶۲، قم، ۱۴۱۵ق.
- ↑ نجاشی، احمد، الرجال، به کوشش موسی شبیری زنجانی، ج۱، ص۴۴، قم، ۱۴۰۷ق.
- ↑ ابن غضـائـری الضعفاء، ترتیب تستـری، تصـویر نسخۀ خطـی کتابخانۀ آیتالله مرعشی، ج۱، ص۱۱-۱۲.
- ↑ برقی، احمد، المحاسن، به کوشش جلالالدین محدث ارموی، ج۱، ص۲۲۵، تهران، ۱۳۳۱ش.
- ↑ صفار، محمد، بصائرالدرجات، ج۱، ص۲۲، تهران، ۱۴۰۴ق.
- ↑ صفار، محمد، بصائرالدرجات، ج۱، ص۲۳،تهران، ۱۴۰۴ق.
- ↑ کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، ج۱، ص۳۰، تهران، ۱۳۹۱ق.
- ↑ کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، ج۱، ص۳۱، تهران، ۱۳۹۱ق.
- ↑ قاضی نعمان، دعائم الاسلام، به کوشش آصف فیضی، ج۱، ص۸۳، قاهره، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
- ↑ مفید، محمد، الامالی، به کوشش حسین استاد ولی و علیاکبر غفاری، ج۱، ص۲۹، قم، ۱۴۰۳ق.
- ↑ طبرانی، المعجم الاوسط، به کوشش طارق بن عوض الله بن محمد و عبدالمحسن بن ابراهیم حسینی، ج۴، ص۲۴۵، قاهره، ۱۴۱۵ق.
- ↑ اسماعیلی، احمد، معجم الشیوخ، به کوشش زیاد محمد منصور، ج۲، ص۶۵۲، مدینه، ۱۴۱۰ق.
- ↑ اسماعیلی، احمد، معجم الشیوخ، به کوشش زیاد محمد منصور، ج۳، ص۷۷۶، مدینه، ۱۴۱۰ق.
- ↑ بیهقی، احمد، شعب الایمان، به کوشش محمدسعیدبن بسیونی زغلول، ج۲، ص۲۵۳، بیروت، ۱۴۱۰ق.
- ↑ قاضی قضاعی، محمد، مسندالشهاب، به کوشش حمدی بن عبدالمجید سلفی، ج۱، ص۱۳۵، بیروت، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م.
- ↑ کراجکی، محمد، کنزالفوائد، ج۱، ص۲۳۹، تبریز، ۱۳۲۲ق.
- ↑ سرخسی، المبسوط، ج۱، ص۲، قاهره، مطبعةالاستقامه.
- ↑ سبط طبرسی، علی، مشکاةالانوار، ج۱، ص۳۲، نجف، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
- ↑ فخرالدین رازی، المحصول، به کوشش طه جابر فیض علوانی، ج۶، ص۱۰۸، ریاض، ۱۴۰۰ق.
- ↑ مصباح الشریعة، منسوب به امام صادق (علیهالسلام)، ج۱، ص۲۲، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
- ↑ سبط طبرسی، علی، مشکاةالانوار، ج۱، ص۲۳۶، نجف، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
- ↑ ابن فهد حلی، احمد، ج۱، ص۶۳، عدةالداعی، قم، ۱۴۰۷ق.
- ↑ قاضی عیاض، الالماع الی معرفة اصول الروایة و تقیید السماع، به کوشش احمد صقر، ج۱، ص۱۵۷، قاهره، ۱۹۷۷م.
- ↑ گ، اصول نقد النصوص و نشرالکتب، به کوشش و گردآوری محمد حمدی بکری، قاهره، ۱۹۶۹م.
- ↑ محمد، یادداشتها، به کوشش ایرج افشار، تهران، ۱۳۶۳ش.
- ↑ عبدالسلام محمد، تحقیق النصوص و نشرها، قاهره، ۱۹۵۴م.
- ↑ احمد، اصول نقد النصوص و نشرالکتب، قاهره، ۱۹۶۹م.
- ↑ محمود محمد، مدخل الی تاریخ نشرالتراث العربی، مع محاضرة عن التصحیف و التحریف، قاهره، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
- ↑ عبدالهادی، اصول تحقیق التراث، جده، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
- ↑ نجیب، نقد و تصحیح متون: مراحل نسخهشناسی و شیوههای تصحیح نسخههای خطی فارسی، مشهد، ۱۳۶۹ش.
- ↑ دارمی، عبدالله، السنن، ج۱، ص۱۰۶، دمشق، ۱۳۴۹ق.
- ↑ ابن ابی شیبه، عبدالله، المصنف، به کوشش کمال یوسف حوت، ج۵، ص۳۱۶، ریاض، ۱۴۰۹ق.
- ↑ طبری، التفسیر، ج۶، ص۲۷، بیروت، ۱۴۰۵ق.
- ↑ ابن ابی شیبه، عبدالله، المصنف، به کوشش کمال یوسف حوت، ج۵، ص۳۱۶، ریاض، ۱۴۰۹ق.
- ↑ خطیب بغدادی، الکفایة، فی علمالروایة، بهکوشش ابوعبدالله سورتی و ابراهیم حمدی مدنـی، ج۱، ص۱۹۵، مدینه، المکتبةالعلمیه.
- ↑ ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، ج۷، ص۱۱۵، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
- ↑ ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعدیل، ج۱، ص۲۱۶، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۱ق/۱۹۵۲م بب.
- ↑ یحیی بن معین، التاریخ، روایت دوری، به کوشش احمد محمود نور سیف، ج۴، ص۲۴۸، مکه، ۱۳۹۹ق/ ۱۹۷۹م.
- ↑ خطیب بغدادی، الکفایة، فی علمالروایة، بهکوشش ابوعبدالله سورتی و ابراهیم حمدی مدنـی، ج۱، ص۱۹۷، مدینه، المکتبةالعلمیه.
- ↑ یاقوت، بلدان، ذیل نسا.
- ↑ ابن خلاد رامهرمزی، حسن، المحدث الفاصل، محمد عجاج خطیب، ج۱، ص۵۲۷، بیـروت، ۱۴۰۴ق.
- ↑ خطابی، حمد، اصلاح غلط المحدثین، به کوشش محمدعلی عبدالکریم ردینی، ج۱، ص۱، دمشق، ۱۴۰۷ق.
- ↑ رودانی، محمد، صلةالخلف، به کوشش محمد حجی، بج۱، ص۱۳۴، یروت، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸م.
- ↑ خطیب بغدادی، الکفایة، فی علمالروایة، بهکوشش ابوعبدالله سورتی و ابراهیم حمدی مدنـی، ج۱، ص۱۸۸، مدینه، المکتبةالعلمیه.
- ↑ خطیب بغدادی، احمد، الجامع لاخلاق الراوی و آداب السامع، به کوشش محمود طحان، ج۲، ص۲۳، ریاض، ۱۴۰۳ق.
- ↑ شهید ثانی، زینالدین، الرعایة فی علم الدرایة، به کوشش عبدالحسین محمدعلی بقال، ج۱، ص۳۲۲، قم، ۱۴۰۸ق.
- ↑ ابن جماعه، محمد، المنهل الروی، به کوشش محییالدین عبدالرحمان رمضان، ج۱، ص۱۰۰-۱۰۱، دمشق، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
- ↑ سیوطـی، تدریب الراوی، بـهکوشش عبدالوهاب عبداللطیف، ج۲، ص۱۲، قاهره، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
- ↑ سیوطـی، تدریب الراوی، بـهکوشش عبدالوهاب عبداللطیف، ج۲، ص۱۰۷، قاهره، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
- ↑ ابن حزم، علی، الاحکام، ج۲، ص۲۱۶، قاهره، ۱۴۰۴ق.
- ↑ ابن صلاح، المقدمة، به کوشش عائشه عبدالرحمان، ج۱، ص۲۵۹، قاهره، ۱۹۷۴م.
- ↑ حاکم نیشابوری، معرفة علوم الحدیث، به کوشش معظم حسین، ج۱، ص۱۱۲ بب، مدینه، ۱۳۹۷ق/۱۹۷۷م.
- ↑ ابن جماعه، محمد، المنهل الروی، به کوشش محییالدین عبدالرحمان رمضان، ج۱، ص۵۶ بب، دمشق، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
- ↑ سیوطـی، تدریب الراوی، بـهکوشش عبدالوهاب عبداللطیف، ج۲، ص۱۹۳ بب، قاهره، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
- ↑ مامقانی، عبدالله، مقباس الهدایة، تلخیص علیاکبر غفاری، ج۱، ص۴۲، تهران، ۱۳۶۹ش.
- ↑ نووی، یحیی، تهذیب الاسماء و اللغات، ج۲، ص۴۳۵، بیروت، ۱۹۹۶م.
- ↑ شوکانی، محمد، نیل الاوطار، ج۶، ص۱۷۴، بیروت، ۱۹۷۳م.
- ↑ شوشتری، محمدتقی، الاخبارالدخیلة، ج۱، ص۵۵، تهران، ۱۴۰۱ق.
- ↑ سیوطـی، التطریف فی التصحیف، به کوشش علی حسین بواب، ج۱، ص۱۷، عمان، ۱۴۰۹ق.
- ↑ سیوطـی، التطریف فی التصحیف، به کوشش علی حسین بواب، ج۱، ص۱۸، عمان، ۱۴۰۹ق.
- ↑ سیوطـی، التطریف فی التصحیف، به کوشش علی حسین بواب، ج۱، ص۵۴، عمان، ۱۴۰۹ق.
- ↑ حاکم نیشابوری، معرفة علوم الحدیث، به کوشش معظم حسین، ج۱، ص۳۹، مدینه، ۱۳۹۷ق/۱۹۷۷م.
- ↑ ابن صلاح، المقدمة، به کوشش عائشه عبدالرحمان، ج۱، ص۲۷۴ بب، قاهره، ۱۹۷۴م.
- ↑ سیوطـی، تدریب الراوی، بـهکوشش عبدالوهاب عبداللطیف، ج۱، ص۲۶۸، قاهره، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
- ↑ مامقانی، عبدالله، مقباس الهدایة، تلخیص علیاکبر غفاری، ج۱، ص۳۹، تهران، ۱۳۶۹ش.
- ↑ ابن جوزی، التحقیق فی احادیث الخلاف، به کوشش مسعد عبدالحمید محمد سعدنی، ج۱، ص۴۹۶، بیروت، ۱۴۱۵ق.
- ↑ شوشتری، محمدتقی، الاخبارالدخیلة، ج۱، ص۷۹- ۸۸، تهران، ۱۴۰۱ق.
- ↑ شوشتری، محمدتقی، الاخبارالدخیلة، ج۲، ص۱۶۰، تهران، ۱۴۰۱ق.
- ↑ شوشتری، بهجالصباغة، به کوشش احمد پاکتچی و دیگران، ج۱، ص۳۱، تهران، ۱۳۷۶ش.
- ↑ شوشتری، محمدتقی، الاخبارالدخیلة، ج۱، ص۷۴-۷۷، تهران، ۱۴۰۱ق.
- ↑ شوشتری، محمدتقی، الاخبارالدخیلة، ج۲، ص۱۶۵، تهران، ۱۴۰۱ق.
- ↑ ابن صلاح، المقدمة، به کوشش عائشه عبدالرحمان، ج۱، ص۲۸۴ بب، قاهره، ۱۹۷۴م.
- ↑ ابن جماعه، محمد، المنهل الروی، به کوشش محییالدین عبدالرحمان رمضان، ج۱، ص۵۳، دمشق، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
- ↑ سیوطـی، تدریب الراوی، بـهکوشش عبدالوهاب عبداللطیف، ج۱، ص۲۹۱، قاهره، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
- ↑ مامقانی، عبدالله، مقباس الهدایة، تلخیص علیاکبر غفاری، ج۱، ص۷۱، تهران، ۱۳۶۹ش.
- ↑ شوشتری، بهجالصباغة، به کوشش احمد پاکتچی و دیگران، ج۱، ص۲۱، تهران، ۱۳۷۶ش.
- ↑ شوشتری، محمدتقی، الاخبارالدخیلة، ج۱، ص۶، تهران، ۱۴۰۱ق.
- ↑ شوشتری، محمدتقی، الاخبارالدخیلة، ص۶۳، تهران، ۱۴۰۱ق.
- ↑ ابن صلاح، المقدمة، به کوشش عائشه عبدالرحمان، ج۱، ص۲۶۹ بب، قاهره، ۱۹۷۴م.
- ↑ ابن جماعه، محمد، المنهل الروی، به کوشش محییالدین عبدالرحمان رمضان، ج۱، ص۵۳، دمشق، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
- ↑ سیوطـی، تدریب الراوی، بـهکوشش عبدالوهاب عبداللطیف، ج۱، ص۲۶۲، قاهره، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
- ↑ ابن صلاح، المقدمة، به کوشش عائشه عبدالرحمان، ج۱، ص۲۶۹ بب، قاهره، ۱۹۷۴م.
- ↑ بلقینی، عمر، «محاسن الاصطلاح»، در حاشیۀ المقدمة (نک : هم، ابن صلاح)، ج۱، ص۲۷۰.
- ↑ سیوطـی، تدریب الراوی، بـهکوشش عبدالوهاب عبداللطیف، ج۱، ص۲۶۴، قاهره، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
- ↑ ابن حجر عسقلانی، احمد، فتح الباری، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی و محبالدین خطیب، مقدمه، ص۳۴۸، بیروت، ۱۳۷۹ق.
- ↑ سیوطـی، تدریب الراوی، بـهکوشش عبدالوهاب عبداللطیف، ج۱، ص۲۶۷، قاهره، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
- ↑ حاجی خلیفه، کشف، ج۲، ص۱۷۹۲.
- ↑ ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۲۷۷.
- ↑ طوسی، الفهرست، به کوشش محمدصادق آل بحرالعلوم، ج۱، ص۲۱، نجف، ۱۳۵۶ق.
- ↑ نجاشی، احمد، الرجال، به کوشش موسی شبیری زنجانی، ج۱، ص۷۶، قم، ۱۴۰۷ق.
- ↑ نجاشی، احمد،الرجال، به کوشش موسی شبیری زنجانی، ج۱، ص۲۶۵، قم، ۱۴۰۷ق.
- ↑ ابن شهرآشوب، محمد، معالم العلماء، ص۹۹، نجف، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۱م.
- ↑ طوسی، الفهرست، به کوشش محمدصادق آل بحرالعلوم، ج۱، ص۱۵۱، نجف، ۱۳۵۶ق.
- ↑ ابن ندیم، الفهرست، ج۱، ص۲۲۰.
- ↑ ابن خیر اشبیلـی، محمد، فهرسة، به کوشش ف کـودرا، ج۱، ص۲۰۴، بغـداد، ۱۹۶۳م.
- ↑ یاقوت، ادبا، ج۱۲، ص۱۴۷.
- ↑ حاجی خلیفه، کشف، ج۱، ص۴۱۱.
- ↑ بغدادی، ایضاح، ج۱، ص۲۹۳.
- ↑ سیوطـی، المزهر، به کوشش محمداحمد جادالمولی و دیگران، ج۲، ص۳۵۳ بب، بیروت، ۱۴۰۶ق/۱۹۸۶م.
- ↑ (سدهٔ ۱۱ق).
- ↑ آقابزرگ، الذریعة، ج۲۶، ص۱۴۶.
- ↑ کتانی، محمد، الرسالة المستطرفة، ج۱، ص۱۱۴-۱۲۰، استانبول، ۱۹۸۶م.
- ↑ کتانی، محمد، الرسالة المستطرفة، ج۱، ص۱۴۷-۱۵۴، استانبول، ۱۹۸۶م.







