فرهنگ مصادیق:اطاعت از منافقان
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | فرق کافر و منافق |
| ۲ | نشانه های منافقان از منظر قرآن کریم |
| ۳ | نفاق و منافقان در نگاه امام موحدان علیه السلام |
| ۴ | ویژگیهای اهل نفاق در جامعه اسلامی |
| 5 | تقوا و اطاعت منافقان (قرآن) |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | استغفار برای منافقان |
| ۲ | شرک در اطاعت |
| ۳ | اعتماد به منافقان |
| ۴ | دوستی با منافقان |
| ۵ | مشاوره با منافقان |
| ۶ | استخدام مشاور منافق |
| ۷ | قذف کافر و منافق |
| ۸ | تشبه به منافقان |
| ۹ | حسن ظن به منافقان |
| ۱۰ | حمایت از منافقان |
| ۱۱ | مدح منافقان |
| ۱۲ | پذیرش ولایت منافقان |
| ۱۳ | اطاعت از امامان |
| ۱۴ | اطاعت از پیامبران |
| ۱۵ | اطاعت از خدا |
| ۱۶ | اطاعت از شوهر |
| ۱۷ | اطاعت از والدین |
| ۱۸ | اطاعت از ولی فقیه |
| ۱۹ | اطاعت از کفار |
| ۲۰ | اطاعت از ظالمان |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: علی بختیاری
تهیه وتدوین: پژوهشکده امر به معروف ونهی ازمنکر قم-95/10/6
محتویات
مفهوم شناسی اطاعت
این واژه از ریشه«طـوع» (ضد کَرْه) به معنای فرمان بردن [۱] همراه با خضوع و رغبت است. [۲] در تفاوت اطاعت با «اِتّباع» و «اجابت»؛ گفتهاند: اطاعت فرمانبری از موجودی برتر است، درحالیکه اِتّباع، مطلق پیروی با فرمان یا بدون فرمان، و اجابت، پذیرش درخواست موجود زیر دست است. [۳]
اطاعت در معنای عرفی اش به قبول فرمان یا پیشنهاد یا طرح و برنامه و مصوبه فرد یا گروهی است.
انواع اطاعت
اطاعت مشروع و نامشروع
برخی از اطاعتها در دین مبین اسلام مورد نهی شدید قرار گرفته و برخی اسباب رشد و تعالی فرد را فراهم آورده است. اطاعت از خداوند متعال و رسول گرامی اش و ائمه معصومین و نائبان آن بزرگواران و کسانی که اطاعت از آنها را دین اسلام واجب دانسته، از جمله اطاعتهای مشروع به حساب آمدهاند.
قرآن کریم، اطاعتهای نامشروع را عامل فساد اجتماعی دانسته و از آن به عنوان منکر اجتماعی یاد کرده که ساختارهای اجتماعی را مورد ضربه قرار میدهد
اطاعت از کافران، منافقان، تکذیب کنندگان و اطاعت ازمطلق اکثریت از جمله موارد اطاعتهای نامشروع و حرام به شمار میآیند. به برخی از آیات آن اشاره میکنیم.
«وَإِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ (انعام/۱۱۶)؛ اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه میکنند؛ (زیرا) آنها تنها از گمان پیروی مینمایند، و تخمین و حدس (واهی) میزنند.
فَلَا تُطِعِ الْمُکَذِّبِینَ (قلم/۸)؛ از تکذیب کنندگان آیات الهی پیروی نکن، که هرگونه موافقت گفتاری و رفتاری با آنان حرام است.
اطاعت اختیاری - اضطراری
اطاعت اختیاری، اطاعتی است که قصد و عزم شخص همواره در تبعیت از منافق استمرار دارد، و آگاهانه و بدون هیچ اجباری از منافق اطاعت میکند که از منظر عقل این نوع تبعیت به دلیل اختلالی که در نظام اسلامی ایجاد میکند قبیح است و از دیدگاه شرع نیز این نوع اطاعت حرام قطعی است. [۴]
اطاعت اضطراری، اطاعتی است که انسان را به وسیله اسباب خارجی یا داخلی به اطاعت مجبور میکند، که معمولا در صورت تبعیت نکردن از منافق، آبرو، جان، اموال و ... او به خطر میافتد.
در اطاعت اجباری هم در صورتی که تقیه امکان پذیر باشد باید از این اطاعت سرباز زد و در غیر این صورت چون حفظ جان واجب است و باید آن را تمکین کرد، یکی از وظایف سیاسی - امنیتی اینگونه افراد این است که نسبت سنجی بین مصلحتهای فردی و اجتماعی انجام گیرد و در صورتی که این تبعیت، ضربه به نظام و ساختار یک کشور میزند، جان خویش را فدای امنیت کشور نماید. [۵]
اطاعت در مباحات
مباح در لغت به معنای روا و جایز است. در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که انجام و ترک آن بر مکلَف مساوی است؛ نه عذابی دارد و نه پاداشی. مانند: راه رفتن و ... هر آنچه درموارد چهارگانه واجب حرام مستحب مکروه نباشد درقلمرو مباحات تلقی میگردد.
فتوای فقها در رابطه با اطاعت از منافق در مباحات به این بیان است که:
در صورتی که منافق پدر باشد، اطاعت از وی واجب است مگر در صورتی که متعلق اطاعت حرام باشد ولی در صورتی که منافق غیر پدر باشد اطاعت از وی واجب نیست. [۶]
اطاعت موقت یا دائم
اطاعت موقت از منافق ممکن است ضررهای اطاعت دائم را نداشته باشد ولی به تناسب مورد، میتوان اثرات زیانبارتری نسبت به آن تصور کرد، خصوصا برای کسانی که مسئولیتهای کشوری و ملی دارند.
تبعیت از منافق در عرصههای سیاسی - اجتماعی میتواند نفوذ عوامل خارجی را برای ضربه زدن به نظام و ساختارهای کلان یک ملت به همراه داشته باشد، نفاق میتواند دیگران را نیز به آلودگی و بی راهه و بیماری بکشاند، که در این صورت حرام بودن آن از لحاظ شرع و قبیح بودن از لحاظ عقل و عقلا واضح است. [۷]
انگیزههای اطاعت
عوامل احساسی
حب و بغضهای غیر الهی میتواند آدمی را از صراط مستقیم خارج کرده و به کفر برساند، و مقاومت در برابر این علایق و غرایز نشان ایمان راستین است. در طول انقلاب اسلامی افرادی داشتیم که برخی فرزندان آنها منافق بودند و پدر، خود فرزند منافقش را معرفی کرد و از وی تبری جست.
در صدر اسلام نیز رسول خدا در پاسخ به فرزند عبداللّه بن ابی، که اجازه قتل پدرش را به خاطر نفاق پدر، از پیامبر طلب نمود، ولی رسول گرامی فرمود: «تا هنگامی که زنده است، مانند یک دوست و رفیق با او به نیکی رفتار میکنیم» [۸]
وابستگیهای خانوادگی و حزبی از دیگر عوامل احساسی است. کسانی که منافع خود را در دوستی با منافقین و دشمنان اسلام و انقلاب میدانند، پیوند محکمی با آنها بسته و با اطاعت از آنها، در پیشبرد اهداف آنها و جمع منافع بیشتر برای خود قدم برمی دارند.
طمع
برخی از مردم و مسئولین دولتی و نخبگان جامعه با اهداف مختلف، گاهی دست به سوی منافقین دراز کرده، گروهی از آنها در پی دنیاطلبی و به طمع مال و منال به اعمال منافقانه دست میزدند. برخی نیز به انگیزه جاه طلبی و ریاست خواهی و به قصد به چنگ آوردن حکومت به گروه نفاق پیوستند. ارتباط با منافقین و دوستی و همفکری و سازش با آنان گاهی به دلیل مشارکت در اموال و قدرت آنان صورت میگیرد.
ترس
ترس، یکی دیگر از عوامل اطاعت از منافقان است. ترس از ترور شخصی و شخصیتی،ترس از زوال وجهه اجتماعی، ترسهای ناشی از تهدیدات خانوادگی، شغلی، آبرویی و ... روحیه اطاعت پذیری را در بعضی از کسانی که ایمان راستین دردلشان رسوخ نکرده، تقویت میکند.
جذب حداکثری
طرح جذب حداکثری در اجتماع اسلامی، یکی دیگر از عوامل اطاعت از منافقان است. اسلام نیز طرفدار جذب حداکثری است به گونهای که خداوند، دلسوزانه پیامبر اکرم را از این کار منع میکند، ولی سخن در این است منافقین داخلی و خارجی، به چه قیمتی جذب حداکثری را مطرح میکنند، در جذب حداکثری یک قاعده خیلی مهم وجود دارد و آن اینکه وقتی میخواهیم جذب حداکثری کنیم، نباید از دین چیزی کم کنیم و مفاهیم دینی را تقلیل دهیم یا از مواضع انقلابی خود کوتاه بیاییم.
در مقابل، منافقین - خصوصا در داخل کشور - با تقلیل اسلام ناب به اسلام سکولار، جذب حداکثری را سامان داده و هم صدا با دشمنان اسلام، اندیشههای مادیگری را فریاد زده و مردمان غافل و مسئولان ساده لوح را به سوی خود کشانده و علیه اسلام فعالیت میکنند.
مفهوم شناسی منافق
نفاق در اصل از ماده (نَفْق) بر وزن (نَفْخْ) به معنای خروج است که علت تسمیه خروج منافق از ایمان به کفر است. (نَفَق) بر وزن شَفَق به معنی کانالها و نقبهایی است که زیر زمین میزنند تا برای استتار یا فرار از آن استفاده کنند. [۹]
بعضی از مفسران گفتهاند: بسیاری از حیوانات، مانند موش صحرایی و روباه و سوسمار برای لانه خود دو سوراخ قرار میدهند. یکی آشکار که از آن وارد و خارج میشوند، دیگری پنهانی که اگر احساس خطری کنند، از آن میگریزند. این سوراخ پنهانی را (نافقاء) گویند. [۱۰]
شهید مطهری در بحثی پیرامون نفاق میفرمایند: "منافق کسی است که فکر و اندیشه اش یک جور میگوید و زبانش جور دیگر، درست بر ضد آن، احساسات و عواطفش در یک جهت است، ولی تظاهرات ظاهریش در جهت دیگر ".
مراتب نفاق
انسان هر چه از نظر تمدن پیش میرود قدرت نفاق بیشتری مییابد. بشر هزار سـال قبل یک صدم نفاق بشر امروز را نداشت و هر چه انسان بدوی تر باشد نفاقش کمتراست. انـسان چـون موجود تکامل یافته تری است قدرت زیادی بر تصنّع و ظاهر سازی دارد.
از این رو مواجهه و درمان نفاق، شناسائی مراتب آن را برای ما ضروری میسازد.
نفاق نفسانی
یکی از ملکاتی که در دنیا نمیتوان آن را به حقیقت آن تشخیص داد، صفت زشت دورویی است، که در آخرت به صورت شیطانی حیّال و مکار بروز میکند. اگر کسی در تمام حرکات و سکنات و معاشرتهای عرفی و منافع شخصی، صداقت و راستی و همت و مردانه گی را زیر پا نهد و دورنگ و دوچهره باشد، به حسب شدت و ضعف، از مراتب نفاق در ذات و گوهر او به حساب آمده که در (یوم تبلی السرائر) چهره واقعی اش نمودار خواهد گردید، این نوع نفاق در بسیاری از طبقات جامعه جاری و ساری است، در میان علمای اخلاق، به نفاق اخلاقی معروف است.
این سـطح از نفـاق در ضرر رسـانی و زیـان بخـشی، مرتبه نازلتری اسـت و هنـوز از چـارچوب هـدایت و لطـف و رحمـت خداونـد در نجات انسانها به طور کامل خارج نشده است
نفاق زبانی قولی
قرآن کریم نفاق زبانی را اینگونه تبیین میکند: «سَیَقُولُ لَکَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَأَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَنْ یَمْلِکُ لَکُمْ مِنَ اللَّهِ شَیْئًا إِنْ أَرَادَ بِکُمْ ضَرًّا أَوْ أَرَادَ بِکُمْ نَفْعًا بَلْ کَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا (فتح/۱۱)؛ بزودی، عدهای از اعراب که ازحرکت با تو تخلف ورزیدند از روی عذرخواهی میگویند: اموال و خانواده مان ما رامشغول کرده و از شرکت در جهاد مانع شد، پس تو از خدا برای ما طلب مغفرت کن ،ولی این سخنی است که با زبان خود میگویند و در دلشان چیز دیگریست ، به آنها بگو اگر خدا اراده ضرر یا نفعی برای شما بکند، کیست که بتواند مانع آن شود؟ بلکه خدا به آنچه میکنید آگاه است
خداوند میفرماید: بزودی متخلفین از ماجرای حدیبیه هنگام بازگشت به مدینه میگویند: اموال و زن و فرزندانمان مشغولمان کرد و ما را از اینکه در خدمت تو باشیم بازداشت پس برای ما که تخلف ورزیدیم از خدا طلب مغفرت نما
متخلفین، خودشان هم معترف بودهاند که تخلف آنها گناه بوده ، اما خداوند عذرخواهی آنها را تکذیب میکند و میفرماید: اینان آنچه را که در دلشان هست را نمیگویند یعنی نه گرفتاری مال و اولاد مانع آنها شد و نه اعتنایی به استغفار تو دارند بلکه این مطالب را میگویند تا به این وسیله از شر خشم و توبیخ مردم در امان باشند. آنگاه خداوند در جواب عذرخواهی آنها به رسول خدا تعلیم میدهد که در جوابشان بفرماید: خداست که مالک و مدبر کل عالم است و تدبیر اموال و خانواده شما هم بدست اوست و بدون اراده و مشیت او هیچگاه امری واقع نمیشود، بنابراین اگر خدا خواسته باشد ضرر یا نفعی را متوجه شما کند هیچ عاملی نمیتواند مانع او شود، پس انصراف شما از شرکت در لشکر پیغمبر و اشتغالتان به سرپرستی مال و فرزند به هیچ وجه نمیتواند شما را از مشیت خدا بی نیاز کند و عذرتان پذیرفته نیست هرچند که خدا به اعمال شما آگاه است و میداند که عدم خروج شما ارتباطی به اشتغال امور اموال و اولاد نداشت .
نفاق عملی
نفاق عملی آن است که ظاهرش را طوری نمایش دهد که باطن قلب و سـریره اش به خلاف او باشد. مثلاً در ظاهر، تظاهر به دوستی، صمیمیت و اخـلاص کنـد و در غیاب و باطن، دیگری باشد و یا در ملاقات با هر کس از او مدح و اظهار محبت و چاپلوسی کند امّا در غیابش به تکذیب و غیبتش پردازد. به چند نمونه از این نفاق اشاره میکنیم.
همدستی با کفار برای ضربه زدن به مؤمنان
«الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَیَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا» نساء/ ۱۳۹؛ همان کسانی(منافقان) که کافران را به جای مؤمنان سرپرست و دوست خود انتخاب میکنند، آیا قدرت را نزد آنان میطلبند؟ یقیناً همۀ قدرت فقط ویژۀ خداست.
فتنه جویی
«لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ مَا زَادُوکُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَةَ وَفِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ» توبه / ۴۷؛ اگر [هم] با شما بیرون میآمدند جز فساد و تباهی به شما نمیافزودند، و شتابان بین شما نفوذ کرده، فتنه جویی میکردند، برای آنان بین شما جاسوسانی است [که به نفع آنان و به زیان شما خبرچینی میکنند]، و خداوند به [وضع حال] ستمکاران داناست.
به تمسخر گرفتن آیات و نشانههای خداوند
«وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَیَقُولُنَّ إِنَّمَا کُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآیَاتِهِ وَرَسُولِهِ کُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ» توبه/ ۶۵ ؛ اگر از آنان بپرسی [چرا آیات قرآن و نبوت را به مسخره گرفتید؟] مسلّماً میگویند: ما فقط به شوخی و بازی مطلبی را میگفتیم، بگو: آیا [شما نیستید که] خدا و آیات او و رسولش را مسخره میکردید؟!
فسق جویی و فسادگستری
«أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَکِنْ لَا یَشْعُرُونَ» بقـره/ ۱۲؛ آگاه باشید! خودِ اینان اهل تبهکاری و فتنه انگیزی اند؛ ولی این مسئله را نمیفهمند .
فرقـه گستری اخـتلاف انـدازی
«یُرِیدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَیَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِیدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلًا» نــساء/ ۱۵۰؛ میخواهند بین خدا و پیامبرانش [به این که برخی از اینان فرستادۀ خدا نیستند] جدایی اندازند، و میگویند: به بعضی ایمان میآوریم و منکر برخی دیگر میشویم، و میخواهند [میان کفر و ایمان] راه [سومی] انتخاب کنند.
راهکارهای پیشگیری از اطاعت منافقان
گسترش آگاهی مردم به موازین دینی
پیامبر اکرم میفرمایند: «إنّی لَا أخَافُ عَلَی اُمَّتِی فَقرًا وَ لَکِن أخَافُ عَلَیهِم سُوءَ التَّدبِیر؛ [۱۱] من از فقر و نداشتن ثروت بر امتم بیمناک نیستم، آن چیزی که من از آن نگران هستم سوء التدبیر است». به فرموده شهید مطهری: «منظور از سوء التدبیر همان فقر معنوی و فکری و فقر اندیشه است» [۱۲]. پس اگر، از یک طرف متظاهر زیرک و ریاکار و منافق باشد، از طرف دیگر مردم جاهل و نادان، زمینه پیشبرد اهداف منافقان فراهم میشود. علم و آگاهی مردم بهترین راه پیشگیری از این منکر اجتماعی، سیاسی است.
جهل و ناآگاهی مردم، ابزاری برای جریان شوم و شجره ملعونه نفاق میباشد. در مقابل تنها راه چاره، آگاه سازی مردم از طریق روشنگری خواص است. بر همین اساس شهید مطهری میفرماید: «باید توجه داشت که هر اندازه احمق زیاد باشد، بازار نفاق داغ تر است. مبارزه با احمق و حماقت، مبارزه با نفاق نیز هست. زیرا احمق، ابزار دست منافق است. قهراً مبارزه با احمق وحماقت، خلع سلاح کردن منافق و شمشیر از دست منافق گرفتن است.» [۱۳]
بصیرت و علم و آگاهی فردی نسبت به مسائل سیاسی و اتفاقات جامعه، نشاط و بصیرت جمعی و آگاهی را در پی دارد و به عنوان دژ محکمی در مقابل فتنه ی منافقین است. [۱۴]
روشنگری و افشاگری درباره اهداف منافقان
وظیفه دیگر در برابر جریان نفاق روشنگری و افشاگری است. اما این حکم تا آنجا اعتبار دارد که معصیت مزبور فردی باشد و حیطه اثرگذاری آن در شخص محدود شود و آنجا یک فرد یا گروه اقدام به اعمالی کند که در اثر آن حیثیت کلی جامعه در خطر قرار گیرد، وظیفه خواص جامعه افشای اسرار و فعالیتهای آنهاست. این روشنگری سه پیامد دارد: اولا بستری فراهم میشود تا اعضای فریب خورده جبهه نفاق توبه کنند و باز گردند. ثانیا، موجب افزایش شناخت مردم میشود تا فریب این گروه را نخورند. ثالثا سبب محدودیت فعالیتهای منافقین و در انزوا قرار گرفتن آنها میشود. [۱۵]
حذر و احتیاط نسبت به رفتارآنان
نکتهای که قرآن در برخورد با منافقین بسیار روی آن تاکید دارد، حذر و احتیاط و شناخت نقشههای منافقین است. این همه توصیه به احتیاط به علت آن عداوتی است که دیر یا زود آشکار خواهد شد: هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ (المنافقون/ ۴) عداوتی که در حد کمال است. زیرا بدترین دشمنان انسان کسی است که واقعا دشمن باشد و انسان او را دوست بدارد: کُن لِلعَدُو المُکاتِم َاشَّدُّ حَذَرًا مِنکَ لِلعَدُو المُبَارِز؛ [۱۶]از دشمن مخفی، بیش از دشمن آشکار حذر کن.
و هر چه این نفاق پیچیده تر باشد، احتیاط از آن نیز مشکلتر خواهد بود و از اینرو عصر نفاق که در آن دورویی بر تمام جوانب حیات سایه میافکند و گرد و غبار فضای جامعه را در بر میگیرد، سختترین عصر برای امتحان مردم است. حذر و احتیاط نیز در اینجا به معنای آن است که افراد جامعه مراقب اعمال منافقین و دسیسههای آنها باشند و از یاد نبرند که بدترین دشمنان آنها منافقین هستند. لازمه احتیاط و مراقبت نیز دو عنصر صبر وبصیرت است؛ صبر که در خود معنای احتیاط نهفته و بصیرت که سبب شناخت فتنهها به منظور عکس العمل به موقع در دوران صبر میشود. [۱۷]
هشدار به خواص اهل حق
توجه مردم در یک جامعه دینی، به اولیای دین است و معیار تصمیم گیریهای آنها اهل حق میباشند. وجود این خواص، جدا از حیث افشاگریها و روشنگریهای آنها، خود میزانی است برای تمیز منافق از مومن.
زیرا منافق چون نمیتواند با خود اسلام در بیفتد، در نتیجه دشمنی خود با اسلام را در مقابل اولیای جامعه دینی که حامی و حافظ اسلام هستند، ظاهر کند تا با تضعیف آنها خورشیداسلام را خاموش کند. ابراز این عداوت نیز میتواند صورتهای گوناگونی پیدا کند. [۱۸]
برخوردهای قاطع حاکمیتی
«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ...» (التوبه/ ۷۳) ؛ ای پیامبر، با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر ...
مقصود از جهاد در این آیه به قول مفسرین، همان غلظت و خشونت است. زیرا منافقین تا زمانی که علنا پرچم مبارزه با اسلام را برنداشتهاند، حکومت اسلامی نیز اقدام به جهاد مسلحانه علیه آنها نمیکند. لذا منظور از دستور جهاد با منافقین، اشکال دیگر مبارزه همچون مذمت، توبیخ، تحریم، معاشرت، تهدید، رسواسازی و در انزوا قرار دادن آنان است. مقصود از «وَ اغلُظ عَلَیهِم» نیز برخورد با اقتدار و بدون نرمش است. لزوم این اقتدار از آیه ۶۰ سوره انفال نیز استفاده میشود: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ (الأنفال/ ۶۰)؛ هر چه نیرو در قدرت دارید، برای مقابله با آنها آماده سازید و همچنین اسبهای ورزیده ( برای میدان نبرد )، تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید، و نیز گروه دیگری غیز از اینها که شما آنها را نمیشناسید و خدا آنها را میشناسد. که در این آیه اشاره به لزوم اقتدار در مقابل دشمنانی میکند که از آن تعبیر به «آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ» میکند، یعنی منافقین. [۱۹]
تبعیت از منافق در قرآن
مهمترین ویژگیهای رفتاری منافقین در قرآن کریم عبارت است: از ارتکاب گناه برای کسب عزت، نیرنگ و فریبکاری، افساد با ادعای اصلاح طلبی، خود روشنفکر بینی و برتری طلبی ، ارتباط حزبی و مخفیانه، تذبذب، پیمان شکنی، زیبا سخن گفتن( شعار بدون شعور)، ریاکاری، طراحی ترور، تخلف از جهاد، تفرقه افکنی، سوگند دروغ و ... اما آنچه که در این مقاله در صدد تبیین آن هستیم، هشدارنسبت به اطاعت از منافقین و عواقب آن است.
اطاعت از منافقین در آیه شریفه«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِینَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمً﴿احزاب/۱﴾؛ ای پیامبر! تقوای الهی پیشه کن و از کافران و منافقان اطاعت مکن که خداوند عالم و حکیم است.
مقام معظم رهبری در یکی از بیانات خویش ، نسبت به اطاعت از منافقین فرمودند: «وَ جاهِدهُم بِه جِهادًا کَبیرًا؛ در سورهی مبارکهی فرقان است؛ «بِه» یعنی به قرآن، «جٰهِدهُم بِه» یعنی بهوسیلهی قرآن با آنها جهاد کن؛ جِهاداً کَبیرًا. این آیه در مکّه نازل شده. درست توجّه کنند جوانهای عزیز! در مکّه جنگ نظامی مطرح نبود؛ پیغمبر و مسلمانها مأمور به جنگ نظامی نبودند، کاری که آنها میکردند کار دیگری بود؛ همان کار دیگر است که خدای متعال در این آیهی شریفه میگوید: وَ جاهِدهُم بِه جِهادًا کَبیرًا. آن کارِ دیگر چیست؟ آن کارِ دیگر، ایستادگی و مقاومت و عدم تبعیّت [است.] ... این اطاعت نکردن از کافرین، آن چیز بزرگ و مهمّی است که خدای متعال با این لحن با پیغمبرش حرف میزند ... خب، اطاعت از کافرین نکن، پس چهکار کن؟ «وَاتَّبِعْ مَا یُوحَی إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا» [۲۰] پشتیبانی خداوند از جامعه اسلامی نسبت به اطاعت نکردن از منافقین و کفار در آیات دیگر قرآن به چشم میخورد که میفرماید: «لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لَا یُجَاوِرُونَکَ فِیهَا إِلَّا قَلِیلًا» (احزاب/۶۰) اگر منافقان و بیمار دلان و کسانی که در مدینه(شایعات بی اساس و اخبار دروغین پخش میکنند و) باعث اضطراب(مؤمنان و تزلزل دین ایشان) میگردند، از کار خود دست نکشند، تو را بر ضدّ ایشان میشورانیم و بر آنان مسلّط میگردانیم، آن گاه جز مدّت اندکی در جوار تو در شهر مدینه، نمیمانند(و بلکه در پرتو شوکت اسلام از آنجا رانده میشوند.
توجه به عواقب اطاعت از منافقان و تجربه تاریخی، از جریانهای صدر اسلام تا گروهک منافقین و افراد منافق داخل کشور نسبت به این مساله از یک طرف و از طرفی دیگر دستور شدید اللحن الهی، ایجاب میکند که - چه در عرصه فردی، اجتماعی و حتی روابط بین الملل - از اطاعت منافقین نسبت به همه ی موارد خودداری بکنیم، و در مواردی که تزاحم با جان و آبرو... پیدا کرده، اهمیت طرفین مسئله دیده شود و طبق آن عمل کنیم برای مثال گاهی اوقات جان شخصی در مقابل مصلحت جامعه قرار گرفته که در این صورت مصلحت جامعه مقدم است و شهیدان ترور در سالهای اخیر با توجه به این مسئله راه مصلحت و پیشرفت جامعه را پیش گرفتند.
این نهی آنچنان از اهمیت زیادی برخوردار است که قرآن کریم بار دیگر در چند آیه بعد نسبت به این مسئله حساسیت نشان داده و نهی خود را تکرار کرده و میفرماید: «وَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِینَ وَدَعْ أَذَاهُمْ» از کافران و منافقان اطاعت نکن و آنچه به تو آزار میرسانند رهاکن(احزاب /48).
راه تشخیص نفاق
موانعی در راه ایجاد یک جامعه سالم و ارزشی وجود دارد، یکی از آن موانع، نفاق است، همه افراد باید در پی درمان فردی و اجتماعی آن باشند و این نیز میسر نیست، مگر این که نخست ویژگیهای اینگونه افراد را شناسایی کنیم وسپس به پیشگیری ویا درمان آن روی آوریم.
شاخصها و ویژگیهای سیاسی منافقین و خط نفاق عبارت است از:
۱ دوستی و همسویی خط نفاق با بیگانگان و دشمنان خارجی
۲ تحقیر خودیها ، مسخره ، عیبجویی و عدم خودباوری
۳ آرمان و آرزوهای واهی: ارتجاع و بازگشت به فرهنگ خارجی
۴ توطئه علیه خودیها و ایجاد مشکلات مختلف
۵ کینه نسبت به مسلمین
۶ غافلگیری مسلمین
۷ ولایت ناپذیری یا ولایت شعاری
۸ مخالفت عملی و نپذیرفتن حاکمیت نظام اسلامی
۹ تهدید امنیت و عزت جامعه اسلامی .
۱۰ تحقیر غیرتمندان دینی
۱۱ امر به منکر و نهی از معروف
۱۲ کشتارکور
۱۳ القاء شک و تردید
۱۴ تبلیغات با شیوه دروغین همراه با مسخره
۱۵ وارونه نشان دادن چهره واقعیتها
۱۶ فاصله و عدم پیوستگی دائم با ولایت
۱۷ بیزاری و بی حیایی از یکدیگر
۱۸ پخش شایعات و اخبار یأس آور و... .
استکبار جهانی، با برنامهریزیهای گسترده و با دستآویز قراردادن ضعف ایمانی مؤمنان و حمایت از منافقان، در صدد تحقق اهداف و گسترش چتر حاکمیتی خود بر جهان اسلام است.لذا مومنان باید ضمن ناکام نهادن استکبارو عدم اطاعت ازمنافقان، سعادت دنیوی و اخروی خود را فراهم آورند.
وظایف مسئولان در مقابل نفاق
نهی از پیروی و اطاعت پذیری
در آیاتی پیامبر و یارانش را از اینکه دنباله رو و مطیع منافقین شوند باز میدارد.
«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِینَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا» ﴿۱/ احزاب﴾ ای پیامبر از خدا پروا بدار و کافران و منافقان را فرمان مبر که خدا همواره دانای حکیم است
تلاش و تکیه اصلی بر آگاه کردن و هوشیار کردن مردم است. آگاهی بخشی کارآیی فریب منافقین را از بین میبرد.
هشیاری در مقابل فریبکاری
قرآن در مواردی از فریبکاری منافقین و فریب خوردن مومنین یاد میکند: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ * یُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا یَشْعُرُونَ.» (۸ و ۹ /بقره)؛ و از بین مردم کسی است که میگوید به خدا و روز قیامت ایمان آوردیم ولی آنها مومن نیستند. با خداوند و کسانی که ایمان آوردند خدعه میکنند در حالی که این خدعه علیه خودشان است و نمیفهمند.
«وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا ...» (۲۰۴ تا ۲۰۶ / بقره؛ و از مردم کسی هست که گفتار او در زندگی دنیا تو را به شگفت میآورد و خدا را بر آنچه در قلبش هست به شهادت میگیرد. در حالی که دشمنترین دشمنان است سعی میکند در زمین فساد کند و اقتصاد و نسل را از بین ببرد. در حالی که خداوند فساد را دوست نمیدارد و هنگامی که به او گفته میشود تقوا داشته باشد غرور و عزت دروغین او را به گناه میکشاند، یادآوری چندین باره این مساله، هشیاری در مقابل این مساله را اقتضا دارد.
تاکید بر مرزبندی
هنگام درگذشت سرکرده منافقین صدر اسلام که عبدالله بن ابی نام داشت. بنا به نقل برخی تواریخ و تفسیرها پیامبر بر جنازه او نماز خواندند و میخواستند در مراسم خاکسپاری او شرکت کنند و با او همچون سایر مومنین رفتار کنند. در این زمان آیهای نازل شد که او را از این کار بازداشت و بر لزوم مرزبندی و مبارزه قاطع با چنین عناصری تاکید ورزید.
آیه ۷۲ سوره توبه: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ». همچنین آیه ۹ سوره تحریم به این موضوع اشاره دارد، این گروه کاملا نفاق خود را عملی کردند و بعد از اسلامشان کفر ورزیدند.
کارگزاران حکومتی طبق همین معیار باید از منافقین و حمایتها، تشویقها و تبلیغات آنها تبری بجویند و اگر تحلیل و نگرش و منطق معرفتی آنها در همان ریل تصمیمات منافقین قرار گرفت به دینداری خود شک کرده و به عاقبت کار بیاندیشند.
آماده کردن اصلاح پذیری منافقان
گروهی از منافقین کسانی هستند که به گناهشان اعتراف کرده عمل صالح و ناشایست را خلط نمودهاند. این گروه را امید است که بخشوده و اصلاح شوند.
«وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَیِّئًا عَسَی اللَّهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ». (۱۰۳ / توبه؛ این گروه در مقابل کسانی هستند که خداوند در آیه قبل وعده کرده که به زودی دو بار آنها را عذاب خواهد کرد و سپس به عذاب بزرگ برگشت داده میشوند.
وظایف نخبگان در مقابل نفاق
افشای چهره منافقان
قرآن کریم در آیه شریفه ۱۰۷ سوره توبه از کسانی صحبت میکند که نفاق خود را در لوای ظاهر ایمانی پنهان کردهاند و میخواهند اذهان عمومی و مردم عامی را زیر پوشش عبادت و تاسیس مسجد و... جلب کنند. و قرآن پرده از چهره آنان برمی دارد که هدفشان چیزی نیست جز تفرقه بین مومنین و کمین کردن به نفع کسانی که محارب خدا و رسولش هستند، آنها سوگند میخورند که جز نیکی ارادهای نداشتند و نخواستند و خداوند نیتهای پلید آنها را برملا میکند و به پیامبر فرمان میدهد «لاتقم فیه ابدا» هرگز در آن قیام نکن و به نماز نایست. «لمسجد اسس علی التقوی من اول یوم احق ان تقوم فیه» هر آینه مسجدی که اساس آن از اولین روز بر تقوی و رعایت امر خدا گذاشته شود سزاواتر است که در آن به پا خیزی و قیام کنی، و با این عمل چهره ی مقدس آنها را خراب کنی.
اعراض و مرزبندی
گروهی دیگر از منافقین کسانی هستند که در مقابل دعوتی که از آنان به سوی حق به عمل آمده برخورد عملی کرده و مانع از پیامبر و اهداف او میشوند و هنگامی که به علت عملکردشان مصیبتی به آنها میرسد سوگند میخورند که غیر از احسان و توفیق و همراهی با مومنین نمیخواستند. در اینجا خداوند دستور اعراض از آنها را به پیامبر میدهد. فَمَا لَکُمْ فِی الْمُنَافِقِینَ فِئَتَیْنِ وَاللَّهُ أَرْکَسَهُمْ بِمَا کَسَبُوا أَتُرِیدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِیلًا ﴿۸۸﴾ شما را چه شده است که در باره منافقان دو دسته شدهاید با اینکه خدا آنان را به [سزای] آنچه انجام دادهاند سرنگون کرده است آیا میخواهید کسی را که خدا در گمراهی اش وانهاده است به راه آورید و حال آنکه هر که را خدا در گمراهی اش وانهد هرگز راهی برای [هدایت] او نخواهی یافت.
روشنگری
مهمترین و مستمرترین برخورد روش توضیحی است. در هر موردی درصدد روشن کردن و تفکیک روشهای منافقین با روشهای اصولی و صحیح برمی آید، در بعضی آیات روشها و ویژگیهای آنها را معرفی میکند و چهره آنها را از زیر نقاب نفاق بیرون میکشد، در بعضی آیات به پیامبر و مومنین هشدار میدهد و در برخی دیگر به پیامبر امر یا خطاب میکند که چگونه با آنها برخورد نماید. به نظر میرسد شدت و ضعف برخورد پیامبر با آنها به درجه نفاق آنها و شدت و ضعف اثرات اجتماعی عملکرد آنان در جامعه مسلمین بستگی داشته باشد، آیاتی که متضمن این معنا بود، اشاره گردید.
منافقان ونفوذ
مقام معظم رهبری مدتی است به خطر نفوذ دشمن هشدارداده و ایشان در یکی از آخرین دیدارهای خود دربارهی هدف نفوذ دشمن فرمودند: اینکه «افرادی که میتوانند در جامعه اثرگذار باشند، بکشانند به آن سمت مورد نظر خودشان. سمت مورد نظر عبارت است از تغییر باورها، تغییر آرمانها، تغییر نگاهها، تغییر سبک زندگی؛ کاری کنند که این شخصی که تحت تأثیر نفوذ قرار گرفته، همان چیزی را فکر کند که آن آمریکایی فکر میکند؛ کاری کنند که شما همانجوری نگاه کنی به مسئله، همانجوری تشخیص بدهی که آن مأمور عالیرتبهی سیا تشخیص میدهد؛ در نتیجه همان چیزی را بخواهی که او میخواهد. بنابراین خیال او آسوده است؛ بدون اینکه لازم باشد خودش را به خطر بیندازد و وارد عرصه بشود، شما برای او داری کار میکنی؛ هدف نفوذ این است؛ نفوذ جریانی، نفوذ شبکهای، نفوذ گسترده؛ نه موردی. اگر این نفوذ نسبت به اشخاصی انجام بگیرد که اینها در سرنوشت کشور، سیاست کشور، آیندهی کشور تأثیری دارند، شما ببینید چه اتّفاقی میافتد؟ آرمانها تغییر پیدا خواهند کرد، ارزشها تغییر پیدا خواهد کرد، خواستها تغییر پیدا خواهد کرد، باورها تغییر پیدا خواهد کرد. [۲۱]
ایشان نفوذ دشمن را به دو نوع فردی و جریانی تقسیم کرده «نفوذ فردی» را معرفی یکی از افراد دشمن به عنوان دوست با چهره بزک شده میدانند که هدف آن جاسوسی و تصمیم سازی به نفع دشمن است.
در رابطه با نفوذ جریانی میفرمایند: شبکه سازی در داخل ملت به وسیله پول و جاذبه جنسی و تاثیرگذاری در شخصیتهای مهم کشوری از خصایص این نوع نفوذ است که با هدف تغییر فکر و نگرش به نفع دولتهای دشمن، به گونهای که فکر شخص همان فکر دولت دشمن است که نقطه اصابت این نفوذ، نخبگان، تصمیم گیران و تصمیم سازان هستند و کار تکمیلی آنها تخطئه کسانی است که بر نگاه درست، اصالتها و ارزشها پای میفشارند.
منابع
کلینی، اصول کافی، انتشارات دارالحدیث، ۱۴۲۹ق.
امام خمینی، صحیفه نور، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،1361.
شهید مطهری، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، 1384.
محمد ضیاآبادی، اطاعت/ نشانهی معرفت و صداقت، موسسه بنیاد خیریه الزهرا علیها السلام، 1388.
حسینی یکتا، علی، شناخت منافقین، قم، دانش و ادب ، 1381.
شکوری، ابوالفضل، فقه سیاسی اسلام، دفتر تبلیغات اسلامی. مرکز انتشارات، ۱۳۷۷.
خالد رضاپور، از دستورات خداوند اطاعت کنیم، انتشارات آستان قدس رضوی، 1381.
غلامرضا نوعی، مدارا با مخالفان در قرآن و سنّت، رشت، کتاب مبین، ۱۳۷۹،
گلدی گلشاهی، اطاعت - تقوا و موانع، 1382.
کتاب الکترونیکی دوچهرگان (نفاق آفت دین و اجتماع)، محمد حسینی.
مقالات مرتبط
واکاوی و شناخت مبانی نفاق و نشانههای منافق، حسین ظفری.( alef.ir)
صفات و ویژگیهای منافقین، مهدی گنجور.( rasekhoon.net)
منافقان در قرآن، مصطفی قویدل.( tamrineakhlagh.blogfa.com)
نفاق و منافقین ازمنظرقرآن، حسین بزرگ زاده.( raj.smc.ac.ir)
منافقین از دیدگاه پیامبر صلی الله علیه و آله در روایات شیعه، مصطفی نصر اصفهانی.( rasekhoon.net)
پانویس
- ↑ مقاییساللغه، ج۳، ص۴۳۱، المصباح، ج۲، ص۳۸۰، «طوع».
- ↑ مفردات، ص۵۲۹، التحقیق، ج۷، ص۱۳۸، «طوع».
- ↑ التحقیق، ج۱، ص۳۷۷، «تبع».
- ↑ استفتا شفاهی از دفاتر مراجع عظام: حضرات آیات خامنهای، همدانی، مکارم، وحید خراسانی، شبیری زنجانی.(19/8/95)
- ↑ استفتا شفاهی از دفاتر مراجع عظام: حضرات آیات خامنهای، نوری همدانی، مکارم، وحید خراسانی، شبیری زنجانی.(19/8/95)
- ↑ استفتا شفاهی از دفاتر مراجع عظام: حضرات آیات خامنهای، نوری همدانی، مکارم، وحید خراسانی، شبیری زنجانی. .(19/8/95)
- ↑ استفتا شفاهی از دفاتر مراجع عظام: حضرات آیات خامنهای، نوری همدانی، مکارم، وحید خراسانی، شبیری زنجانی. .(19/8/95)
- ↑ مدارا با مخالفان در قرآن و سنّت: ص 98.
- ↑ معجم مقاییس الغه، ج5، ص 554، مفردات الفاظ قرآن، ص 819 (ماده نفق)
- ↑ نرم افزار توشه تبلیغ، مجموعه فیشهای تحقیقاتی حجت الاسلام و المسلمین قرائتی.
- ↑ عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، ج4، ص: 39
- ↑ مجموعه آثار شهید مطهری، ج 25، ص213.
- ↑ جاذبه و دافعه حضرت علی علیه السلام ص ۱۷۶
- ↑ شناخت منافقین، ص 128.
- ↑ همان.
- ↑ شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید 20: 311 حکمت 575.
- ↑ شناخت منافقین، 129.
- ↑ همان، 130.
- ↑ همان ، 125.
- ↑ بیانات در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین علیهالسلام، سال 95.
- ↑ بیانات در تاریخ 4/9/94.







