فرهنگ مصادیق:اطاعت از ظالمان
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | اسلام ونظام های طاغوتی |
| ۲ | آیا اطاعت ازحاکم ستمگرواجب است |
| ۳ | سکوت دربرابرحاکم ظالم مصداق عینی گناه است |
| ۴ | قیام علیه حاکمان جور |
| ۵ | وظیفه ما در برابر بیدادگران |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | اطاعت از امامان |
| ۲ | دعاکردن ظالمان |
| ۳ | همکاری با ظالمان در غیر ظلم |
| ۴ | همکاری با ظالمان در ظلم |
| ۵ | یاری ظالمان |
| ۶ | ظلم |
| ۷ | ظلم بر حیوان |
| ۸ | ظلم بر زیردستان |
| ۹ | ظلم بر مسؤولان |
| ۱۰ | ظلم بر همکاران |
| ۱۱ | ظلم به خود |
| ۱۲ | ظلم در وصیت |
| ۱۳ | لعن و نفرین ظالمان |
| ۱۴ | رجوع به حاکم ظالم در اختلافات |
| ۱۵ | حمایت از دولت های ظالم |
| ۱۶ | قبول مسئولیت از طرف دولت های ظالم |
| ۱۷ | مدح ظالم |
| ۱۸ | اطاعت از پیامبران |
| ۱۹ | اطاعت از خدا |
| ۲۰ | اطاعت از شوهر |
| ۲۱ | اطاعت از والدین |
| ۲۲ | اطاعت از ولی فقیه |
| ۲۳ | اطاعت از منافقان |
| ۲۴ | اطاعت از کفار |
| ۲۵ | شرک در اطاعت |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
اطاعت ازپیشوای ستمگر
مقدمه
یکی از مسائل مورد اختلاف بین اهل سنت و شیعهٔ امامیه، اطاعت از امام و حاکم جائر و فاسق و ظالم است؛ آیا اگر خلیفه فاسق بود یا فاسق شد از خلافت عزل میشود؟ و آیا میتوان علیه او قیام کرد یا خیر؟
اجماع اهل سنت بر این است که سلطان با فسق از خلافت عزل نمیشود، لذا نمیتوان با او مخالفت نمود و علیه او قیام کرد، تنها میتوان او را موعظه و نصیحت نمود.
در مقابل، شیعهٔ امامیه، به تبع از اهل بیت ( علیهم السّلام )، اطاعت از حاکم ستمگر و فاسق را نه تنها واجب نمیداند بلکه حرام میداند. در این بحث در صدد اثبات رأی اهل بیت ( علیهم السّلام ) هستیم.
فتواهای اهل سنت دربارهٔ وجوب اطاعت از پیشوای ستمگر
۱. امام نووی میگوید: « اهل سنت اجماع نمودهاند که سلطان و خلیفه با فسق از خلافت عزل نمیشود... »[۱].
۲. قاضی عیاض میگوید: « جماهیر اهل سنت از فقیهان، محدّثان و متکلمان معتقدند که سلطان با فسق، ظلم و تعطیل حقوق از خلافت عزل نمیشود »[۲].
این نظریّه که اطاعت از خلیفه و سلطان واجب است هر چند فاسق و ظالم باشد و خروج بر او نیز حرام است؛ از جهاتی اشکال دارد که به برخی از آنان اشاره میکنیم:
۱. مخالف با صریح آیات
از آیات استفاده میشود که امامت و خلافت حقّ انسان فاسق و جائر نیست و نباید از او اطاعت کرد:
الف: «وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ»[۳]. « به یاد آر هنگامی که خداوند ابراهیم را به اموری چند امتحان فرمود و همه را به جای آورد خدا بدو گفت: من تو را به پیشوایی خلق برگزیدم. ابراهیم عرض کرد: این پیشوایی را به فرزندان من نیز عطا خواهی فرمود؟ فرمود عهد من هرگز به ستمکاران نخواهد رسید».
ب: «... أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ»[۴]. « آیا آن که خلق را به راه حقّ رهبری میکند سزاوارتر به پیروی است یا آن که نمیکند مگر آن که خود هدایت شود پس شما مشرکان را چه شده چگونه چنین قضاوت باطل برای بتها میکنید؟ ».
از این آیه استفاده میشود کسی که هدایت به حقّ نمیکند سزاوار اطاعت و متابعت نیست
ج برخی از آیات عقوبت خضوع و میل به ستمگران را آتش جهنم قرار داده، میفرماید: «وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ»[۵]. « و شما مؤمنان هرگز نباید با ظالمان هم دست و دوست شوید و گرنه آتش کیفر آنان شما را خواهد گرفت ».
۲. مخالفت با ادلهٔ حرمت اطاعت اهل معصیت
الف: خداوند متعال میفرماید: «فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ»[۶] « پیروی مکن دروغ گویان را ».
ب: «وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ»[۷]. « و تو هرگز اطاعت مکن احدی از منافقان پست را که دائم سوگند میخورند ».
ج: «وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ»[۸]. « و تو هرگز اطاعت مکن کافران و منافقان را ».
د: «وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ * الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ»[۹]. « و از رفتار رؤسای مسرف و ستمگر که در زمین فساد میکنند و به اصلاح حال مردم نمیپردازند، پیروی نکنید ».
۳. مخالفت با روایات اهل سنت
این نظریه مخالفت با روایات دیگری است که در مصادر حدیثی اهل سنّت وارد شده است که مردم را از اطاعت خلیفهٔ جائر و فاسق نهی میکند. که برای نمونه به سه مورد از آنان اشاره میکنیم:
الف: رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: « چرخ آسیاب اسلام زود است که به حرکت درآید. هر جا که قرآن دور میزند شما نیز به دور او بگردید خواهد آمد که سلطان و قرآن به جنگ یکدیگر برآمده و از یکدیگر جدا شوند. به طور قطع زود است که بر شما پادشاهان حکمرانی کنند، که بر خود به نوعی حکم میکنند و بر دیگران نوعی دیگر. اگر از آنان اطاعت کنید شما را گمراه میکنند. و اگر نافرمانی کنید شما را به قتل میرساند. گفتند: ای رسول خدا! اگر آن زمان را درک کردیم چه کنیم؟ فرمود: همانند اصحاب عیسی باشید که با قیچی، بدن آنان تکه تکه میشد و بر دار میرفتند، ولی اطاعت از جائر نمیکردند. مردن در راه اطاعت بهتر است از زندگانی در معصیت[۱۰].
ب: عبدالله بن عمر میگوید: رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: « بر مرد مسلمان است که گوش فرا داده و اطاعت کند در آنچه دوست داشته یا کراهت دارد مگر آنکه امر به معصیت شود که در این صورت جایز نیست[۱۱].
ج: عبدالله بن مسعود میگوید: رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: « زود است که بعد از من مردانی متولّی امور شما گردند که سنت را خاموش و عمل به بدعت کنند و نماز را از اوقاتش تأخیر اندازند. عرض کردم: ای رسول خدا! اگر آن زمان را درک کردم چه کنم؟ فرمود: از من سؤال میکنی ای فرزند امّ عبد که چه کنی؟ کسی که خدا را معصیت میکند، اطاعت ندارد »[۱۲].
۴. مخالف با احادیث اهل بیت ( علیهم السّلام )
الف: سیوطی در درّالمنثور در تفسیر آیهٔ شریفهٔ : «لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ» از علی بن ابی طالب نقل میکند که فرمود: « اطاعت تنها در معروف و کارهای نیک است ».
ب: طبری و دیگران نقل کردهاند که حسین بن علی ( علیه السّلام ) در جواب نامه اهل کوفه چنین مرقوم داشت: « به جان خودم نیست امام مگر کسی که به کتاب خدا عمل کرده و به قسط و عدل متمسک باشد. حق را ادا کرده و نفس خود را برای خداوند حبس نماید »[۱۳].
ج: و باز طبری و دیگران نقل کردهاند که حسین بن علی ( علیه السّلام ) خطاب به ولید فرمود: « ای امیر! ما اهل بیت نبوت و جایگاه رسالت و محلّ آمد و شد ملائکه و محلّ نزول وحی ایم. تنها به وسیله ما فتح و ختم مینماید. یزید مردی است شارب الخمر، کشندهٔ جان محترم، به طور علنی فسق و فجور انجام میدهد و کسی همانند من با او بیعت نمیکند »[۱۴].
پا نویس







