فرهنگ مصادیق:شرک در اطاعت
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | پاسخ به شبهات |
| ۲ | توحید در اطاعت |
| ۳ | شرک در قرآن |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
شرک طاعتی
مناسب است در اینجا از بعض اقسام شرک ذکری شود که یکی از آنها شرک در طاعت است و مراد از آن اینست که شخص به اطاعت و تحصیل رضای غیر خداوند را انجام دهد.
قرآن کریم :
(۱) بیشتر مردم به خدا ایمان نمیآورند؛ مگر این که مشرک هم هستند. (یعنی در بیشتر مردم، ایمان و شرک هر دو هست؛ مانند این که با ایمان به خدا و رسول، به اطاعت از شیطان معصیت خداوند میکنند؛ پس در طاعت مشرک میشوند.)
وما یومن اکثرهم بالله الا وهم مشرکون.[۱]
(۲) (مردمانی)، سوای خداوند، خدایانی (که به اطاعت از آنان معصیت خدای واقعی را مینمایند) پذیرفتند تا این که آن خدایان برای ایشان مایه عزت باشند، نه چنان است به زودی به بندگی (و اطاعت) خدایان خود کافر میگردند و با ایشان دشمن میشوند.
واتخذوا من دون الله آلهة لیکونوا لهم عزاً کلا سیکفرون بعبادتهم ویکونون علیهم ضداً.[۲]
(۳) (اهل کتاب) علماء و زُهّاد خود را (با اطاعت از آنان در معصیت خدا) اربابی برای خود (به جای خدا) قرار دادند.اتخذوا احبار هم ورهبانهم ارباباً من دون الله.[۳]
(۴) آیا دیدهای آنکه هوای خود را خدای خود قرار داد؟! (یعنی به اطاعت از هوای نفس، مخالفت و معصیت خدا نمود.)ارایت من اتخذ الهه هویه.[۴]
(۵) بگو ای اهل کتاب بیایید به سوی کلمه و حقیقتی که بین ما و بین شما مشترک است؛ این که نپرستیم جز خدا را و هیچ چیزی را برای او شریک قرار ندهیم و بعض ما، بعض دیگرمان را (به اطاعت آنان در معصیت خدا) پروردگار خود به جای خدا قرار ندهیم، پس اگر روبگردانند از قبول این دعوت، به ایشان بگویید شاهد باشید که ما حقاً تسلیم امر خداییم.
قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا وبینکم الا نعبد الا الله ولانشرک به شیئاً ولایتخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون.[۵]
(۶) ای فرزندان آدم آیا با شما عهد نکردم که شیطان را (به وسیله اطاعتش) عبادت نکنید که او باری شما دشمن آشکاری است، و این که مرا عبادت (و فرمانبرداری) کنید، که این است راه راست.
الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لاتعبدوا الشیطان انه لکم عدو مبین وان اعبدونی هذا صراط مستقیم.[۶]
(۱) از امام صادق (علیه السلام) در تفسیر وما یومن اکثرهم بالله الا وهم مشرکون روایت شده که: (مراد) شرک طاعت است نه شرک عبادت؛ یعنی به جای خدا از هوی و شیطان پیروی میکنند.
عن الصادق (علیه السلام) فی آیة وما یومن اکثرهم بالله الا وهم مشرکون قال (علیه السلام): شرک طاعة ولیس شرک عبادة.[۷]
(۲) و نیز از امام صادق (علیه السلام) درباره این آیه شریفه روایت شده که فرمود: شخص از روی نادانی اطاعت شیطان میکند پس مشرک (به شرک طاعت) میشود.
عن الصادق (علیه السلام) فی هذه الایة قال (علیه السلام): یطیع الشیطان من حیث لایعلم فیشرک.
(تفسیر صافی، به نقل از کافی)
(۳) و از امام باقر (علیه السلام) درباره همین آیه روایت شده که مراد: شرک اطاعت است نه شرک عبادت؛ معاصی را که مردم مرتکب میشوند، شرک طاعت است که در ارتکاب آنها اطاعت شیطان میکنند؛ پس در اطاعت برای غیر خدا، مشرک به خدا میشوند (به شرک طاعت) و (و مراد از آیه شریفه)، شرک عبادت نیست که عبادت و پرستش غیر خدا بنمایند.
وعن الباقر (علیه السلام): شرک طاعة ولیس شرک عبادة والمعاصی التی یرتکبون فهی شرک طاعة اطاعوا فیها الشیطان فاشرکوا بالله فی الطاعة لغیره ولیس باشراک عبادة ان یعبدوا غیرالله.
(تفسیر صافی، به نقل از قمی و عیاشی)
(۴) از حضرت رضا (علیه السلام) در نامه اش به مأمون است: نیکی به پدر و مادر واجب است، گر چه آن دو مشرک باشند؛ ولی در معصیت خالق، اطاعتی نسبت به پدر و مادر و غیر پدر و مادر نیست؛ پس در معصیت خالق هیچ طاعتی برای هیچ مخلوقی (جایز) نیست.
عن الرضا (علیه السلام) فی کتابه الی المامون، قال (علیه السلام): وبر الوالدین واجب وان کانا مشرکین ولا طاعة لهما فی معصیة الخالق ولا لغیر هما فانه لاطاعة لمخلوق فی معصیة الخالق.[۸]
(۵) درباره قول خداوند عزوجل: واتخذوا من دون الله آلهة لیکونوا لهم عزاً کلا سیکفرون بعبادتهم ویکونون علیهم ضداً از امام صادق (علیه السلام) روایت شده: (مراد در این آیه کریمه از) عبادت، سجود و رکوع نیست؛ بلکه فقط طاعت مردمان است. هر کس در معصیت خالق، اطاعت مخلوق نماید، مخلوق را عبادت نموده است.
عن ابیعبد الله (علیه السلام) فی قوله عزّوجلّ: واتخذوا من دون الله آلهة لیکونوا لهم عزاً کلا سیکفرون بعبادتهم ویکونون علیهم ضداً قال (علیه السلام): لیس العبادة هی السجود والرکوع انما هی طاعة الرجال، من اطاع المخلوق فی معصیة الخالق فقد عبده.[۹]
(۶) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت است که فرمودند: در معصیت خالق هیچ طاعتی برای هیچ مخلوقی (جایز) نیست.
عن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لاطاعة لمخلوق فی معصیة الخالق.[۱۰]
شرک به اسباب طبیعی
شرک به وسیله اسباب طبیعی به این گونه است که شخص فقط به وسائل و اسباب طبیعیه نظر بدوزد و آثار را مستقلاً به آنها مستند کند و به عبارت دیگر کلیه امور و حوادث را منحصراً ناشی از علل و اسباب ظاهری بداند.
(۱) درباره شرک در آیه کریمه: وما یومن اکثرهم بالله الا وهم مشرکون تفسیر دیگری نیز به غیر از تفسیر گذشته از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: کسی میگوید اگر فلان شخص نبود (مثلاً از گرسنگی) هلاک میشدم و اگر فلان شخص نبود مبتلا به چنین و چنان بلایی میشدم و اگر فلانی نبود خانواده من تلف میشدند. آیا نمیبینی که این گوینده در ملک خدا برای او شریکی قرار داده است که او را روزی میدهد، و از او دفع بلا میکند. کسی عرض نمود: اگر کسی بگوید: اگر خداوند بر من به وسیله فلانی منت نمینهاد هلاک میشدم چگونه است؟ فرمود: بلی در این گفتار عیبی نیست.
عن الصادق (علیه السلام) فی تفسیر وما یومن اکثرهم بالله الا وهم مشرکون قال (علیه السلام): هو الرجل یقول: لو لا فلان لهلکت، ولو لا فلان لاصبت کذا وکذا، ولو لا فلان لضاع عیالی، الاتری انه قد جعل لله شریکا فی ملکه یرزقه ویدفع عنه. قیل: فیقول لو لا ان الله علی بفلان لهلکت. قال (علیه السلام): نعم لابأس بهذا.
(۲) و از امام باقر و صادق (علیهما السلام) درباره شرک در این آیه نیز نقل شده که مراد، شرک در نعمتها است. یعنی در نعمتهای خداوند متعال، مردم از منعم حقیقی غفلت میکنند و نعمت را تنها به وسائط در نعمت مستند مینمایند؛ پس، غیر خدا را از این راه شریک خدا در ایصال و اعطاء نعمت قرار میدهند.
وعنهما (علیهما السلام): شرک النعم وعن الرضا (علیه السلام): شرک لا یبلغ به الکفر.[۱۱]
تکبّر و تواضع
یکی از صفات ناپسند تکبر است و آن عبارت است از این که آدمی خود را برتر و بالاتر از دیگری بپندارد و در رفتار و کردار و گفتارش دیگری را تحقیر نماید، و فرق این با عجب که بعد از این میآید، آنست که در حالت عجب آدمی خود را شخص ممتازی دانسته و خودپسند است؛ اگر چه پای کسی دیگر در میان نباشد، ولی در حالت کبر پای غیر نیز در میان است و خود را از او برتر و بالاتر میبیند؛ و ضد صفت تکبر، تواضع و فروتنی است که از اخلاق و صفات نیکوست.
(۱) از روی کبر و ناز بر زمین راه مرو که تو (با پای خود) هرگز زمین را نمیتوانی شکافت، و در بلندی هرگز به کوهها نخواهی رسید.
ولا تمش فی الارض مرحاً انک لن تخرق الارض ولن تبلغ الجبال طولاً.[۱۲]
(۲) در وصیت لقمان به فرزندش در سوره لقمان: به تکبر و ناز از مردم رخ متاب و در زمین به نشاط و تبختر، قدم بر مدار که خدا مردم متکبر فخر کننده را دوست نمیدارد، در رفتن میانه رو باش و از صدایت بکاه، که ناخوشترین صداها آواز خران است.
ولا تصعر خدک للناس ولاتمش فی الارض مرحاً ان الله لایحب کل مختال فخور واقصد فی مشیک واغضض من صوتک ان انکر الاصوات لصوت الحمیر.[۱۳]
(۳) حتی خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است که: برای مؤمنین بالت (دست و بازو و جوانبت) را فرود آور (یعنی فروتن باش).
واخفض جناحک للمؤمنین.[۱۴]
(۴) و برای هر که از مؤمنین که پیرو تو شد، بالت (دست و بازو و جوانبت) را فرود آور (یعنی فروتن باش.)
واخفض جناحک لمن اتبعک من المومنین.[۱۵]
(۱) از امام کاظم (علیه السلام): تواضع آن است که رفتارت با مردم چنان باشد که دوست داری آنان با تو رفتار کنند.
التواضع ان تعطی الناس ما تحب ان تعطاه.[۱۶]
(۲) از امام کاظم (علیه السلام): تواضع درجاتی دارد؛ از آن جمله این که شخص منزلت و اندازه خود را بشناسد؛ پس با قلب سالم و آرام، خویش را در همان منزلت خود نازل کند، دوست نداشته باشد این که با احدی رفتار کند، مگر مانند آنچه با او رفتار میشود، اگر از کسی بدی ببیند آن را به نیکی دفع کند، فرو خورنده خشم و دارنده گذشت نسبت به مردم باشد، و خداوند نیکوکاران را دوست میدارد.
للتواضع درجات: منها ان یعرف المرء قدر نفسه فینزلها منزلتها بقلب سلیم، لایحب ان یأتی الی احد الا مثل ما یؤتی الیه، ان رأی سیئة درأها بالحسنة، کاظم الغیظ عاف عن الناس والله یحب المحسنین.[۱۷]
(۳) از امام صادق (علیه السلام): از (نشانههای) تواضع اینست که شخص به نشستن در پایین مجلس راضی شود، و بر کسی که رو به رو میشود سلام کند، و ترک جدال کند گرچه مُحِق باشد، و دوست نداشته باشد که بر تقوی، ستایش شود.
ان من التواضع ان یرضی بالمجلس دون المجلس وان یسلم علی من یلقی وان یترک المراء وان کان محقاً ولایحب ان یحمد علی التقوی. [۱۸]
(۴) از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): به راستی فروتنی بربلندی منزلت میافزاید، پس فروتنی کنید تا خداوند شما را بلند کند.
ان التواضع یزید صاحبه رفعة فتوا ضعوا یرفعکم الله.[۱۹]
(۵) از امام صادق (علیه السلام): از بزرگی کردن و کبر بپرهیزید که کبریایی رداء خداوند او را در روز قیامت میشکند و ذلیل میکند.
ایاکم والعظمة والکبر فان الکبر رداء الله عزّوجلّ فمن نازع الله ردائه قصمه الله واذله یوم القیمة.[۲۰]
(۶) از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): اکثر اهل جهنم متکبرانند.
اکثر اهل جهنم المتکبرون.[۲۱]
(۷) از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): به درستی محبوبترین شما نزد من و نزدیکترین شما به جوار من در قیامت، نیکوترین شما است از جهت خلق، و شدیدترین شما است از جهت تواضع، و دورترین شما از من در روز قیامت مستکبرانند.
ان احبکم الی واقربکم منی یوم القیمة مجلساً احسنکم خلقاً واشدکم تواضعاً وان ابعدکم منی یوم القیمة الثرثارون وهم المستکبرون. [۲۲]
(۸) از علی (علیه السلام): زشتترین خویها تکبر است. بدترین آفتهای خرد، کبر است. از کبر بپرهیز که بزرگترین گناهان و پستترین عیوب و زینت اهریمن است. فروتنی (آدمی را) بلند، و تکبر او را پست میکند.
اقبح الخلق التکبر شر آفات العقل الکبر ایاک والکبر فانه اعظم الذنوب وألام العیوب وهو حلیة ابلیس التواضع یرفع والتکبر یضع. [۲۳]
(۹) از امام صادق (علیه السلام): بر شما باد دوستی مساکین مسلمین؛ که هر کس آنان را تحقیر کند و تکبر نماید از دین خدا لغزیده است و خداوند حقیر کننده و دشمن سخت اوست.
علیکم بحب المساکین المسلمین فان من حقرهم وتکبر علیهم فقد زل عن دین الله والله له حاقر ماقت.
(تحت العقول، فرازی از نامه امام صادق (علیه السلام) به گروهی از شیعیان و یاران آن حضرت)
(۱۰) از امام رضا (علیه السلام) نقل شده است در نامه اش به مأمون، و از امام صادق (علیه السلام) در حدیث شرایع الدین که کبر و استعمال تکبر را در عداد گناهان کبیره شمردهاند.
(الکبائر) هی قتل النفس التی حرم الله تعالی والزنا والسرقة وشرب الخمر وعقوق الوالدین (الی ان قال (علیه السلام) والکذب والکبر والاسراف والتبذیر والخیانة.) الخبر.[۲۴]
والکبائر محرمة وهی الشرک بالله وقتل النفس التی حرم الله وعقوق الوالدین (الی ان قال (علیه السلام) واستعمال التکبر والتجبر والکذب والاسراف والتبذیر والخیانة. الخبر.[۲۵]
(۱۱) از علی (علیه السلام) است در پیمانش به محمد بن ابی بکر هنگامی که حکومت مصر را به او واگذار فرمود بود: برای مردم بال بیفکن (یعنی متواضع باش) و پهلویت را نرم دار (یعنی با مدارا باش) و رویت را بگشا (یعنی ترش روی مباش).
فاخفض لهم جناحک والن لهم جانبک وابسط لهم وجهک. [۲۶]
(۱۲) از امام رضا (علیه السلام): کسی که فقیر مسلمانی را ملاقات کند و به او، نه به آن گونه که با مالداران سلام میکند، سلام کند؛ در روز قیامت با غضب خداوند عزوجل روبرو میشود.
من لقی فقراً مسلماً فسلّم علیه خلاف سلامه علی الغنی لقی الله عزوجل یوم القیمة وهو علیه غضبان.[۲۷]
پا نویس
- ↑ (یوسف، 106).
- ↑ (مریم، ۸۱ و 82).
- ↑ (توبه، 31).
- ↑ (فرقان، 43).
- ↑ (آل عمران، 64).
- ↑ (یس، ۶۰ و 61).
- ↑ (تفسیر صافی، به نقل از کافی).
- ↑ (وسائل الشیعه، ج ۲ ص 494).
- ↑ (وسائل الشیعه، ج ۲، ص 494).
- ↑ (وسائل الشیعه، ج ۲، ص 493).
- ↑ (تفسیر صافی، به نقل از عیاشی).
- ↑ (بنی اسرائیل، 37).
- ↑ (لقمان ۱۸ و 19).
- ↑ (حجر، 88).
- ↑ (شعراء، 215).
- ↑ (وسائل الشیعه، ج ۲، ص 456).
- ↑ (وسائل الشیعه، ج ۲، ص 456).
- ↑ (وسائل الشیعه، ج ۲، ص 456).
- ↑ (وسائل الشیعه، ج ۲، ص 457).
- ↑ (وسائل الشیعه، ج ۲، ص 471).
- ↑ (وسائل الشیعه، ج ۲، ص 472).
- ↑ (وسائل الشیعه، ج ۲، ص 472).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۳۲۹؛ به نقل از آمدی در غرر).
- ↑ (وسائل الشیعه، ج ۲، ص 464).
- ↑ (وسائل الشیعه، ج ۲، ص 465).
- ↑ (نهج البلاغه).
- ↑ (وسائل الشیعه، ج ۲، ص 210).







