فرهنگ مصادیق:اطاعت از ولی فقیه
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | ولایت فقیه در حکومت اسلام ج1 |
| ۲ | ولایت فقیه در حکومت اسلام ج2 |
| 3 | ولایت فقیه در حکومت اسلام ج3 |
| 4 | ولایت فقیه در حکومت اسلام ج4 |
| 5 | قرارگاه فرهنگی ولی امر |
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | اطاعت از امامان |
| ۲ | اطاعت از پیامبران |
| ۳ | اطاعت از خدا |
| ۴ | اطاعت از شوهر |
| ۵ | اطاعت از والدین |
| ۶ | اطاعت از منافقان |
| ۷ | اطاعت_از_کفار |
| ۸ | اطاعت از ظالمان |
| ۹ | شرک در اطاعت |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: مجید یزدانی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف ونهی ازمنکر قم
محتویات
- ۱ اطاعت از ولی فقیه
- ۲ مقدمه
- ۳ آمار قرآنی وروایی
- ۴ تعریف لغوی واصطلاحی (اطاعت - ولایت - فقیه)
- ۵ پیشینه
- ۶ ضرورت اطاعت از ولایت فقیه
- ۷ گستردگی اطاعت از ولایت فقیه
- ۸ پیامد عدم اطاعت از ولی فقیه
- ۹ دلایل اطاعت از ولایت فقیه
- ۱۰ اقوال فقها دراطاعت از ولایت فقیه
- ۱۱ حدود واختیارات اطاعت از ولایت فقیه
- ۱۲ شبهات اطاعت ازولایت فقیه
- ۱۳ اشکال لتعدد مراجع تقلید و وحدت ولی فقیه
- ۱۴ راهکارهای اطاعت از ولایت فقیه
- ۱۵ برای مطالعه بیشتر
- ۱۶ فهرست منابع
- ۱۷ پا نویس
اطاعت از ولی فقیه
مقدمه
تاریخ صدر اسلام گواهی میدهد که تمام انحرافاتی که موجب انحطاط جامعه اسلامی شد از زمانی شکل گرفت که«ولایت مداری» مردم رو به سستی نهاد.همان طور که نقطه قوت اصحاب پیامبر اعظم (ص) که باعث رشد و بالندگی پرشتاب مسلمین در طول ۲۳ سال نبوت آن حضرت شد چیزی جز«ولایت مداری» آنها نسبت به شخص پیامبر اکرم(ص) نبود. به همین جهت یکی از اهداف بزرگ دشمن تضعیف و تخریب ریشهها و پایههای ولایت مداری مردم است.
انقلاب اسلامی ایران نیز با انگیزه برپایی یک نظام اسلامی که در رأس آن «ولایت فقیه» قرار دارد به پیروزی رسید. دشمنان زخم خورده این انقلاب که منافع زیادی را از دست داده بودند و پیش بینی میکردند در اثر صدور انقلاب در آیندهای نه چندان دور تمام هستی خود را از دست بدهند، به این نتیجه رسیدهاند که مهمترین رمز بقای این نظام پیروی مردم از جایگاه «ولایت فقیه» میباشد.
عدم آگاهی مردم نسبت به چرایی اطاعت از ولایت فقیه و جایگاه و شرایط و فواید آن، خواسته یا ناخواسته باعث ضربه به مردم، اسلام، انقلاب و کشور میشود که نمونه تلخ آن را در فتنه ۸۸ شاهد بودیم و لذا آموزش و آگاه کردن مردم در این زمینه از وظایف مهم مسوولین به ویژه حوزههای علمیه است که با زبانی ساده و روشن و با دلایل عقلی و نقلی شناخت مردم را بالا ببرند.
کلید واژگان: اطاعت، ولایت، فقیه، سیاست، روایات، قرآن
آمار قرآنی وروایی
حدود ۲۰۰ آیه شریفه از قرآن کریم - مستقیم و غیرمستقیم- خطوط کلی حکومت و ولایت در جامعه را نشان میدهد. تعداد روایاتی که برای اثبات ولایت فقیه، مورد استدلال قرار گرفتهاند و مباحث مربوط به آنها، در منابع روایی و فقهی و اعتقادی علمای شیعه و نشریات مرتبط به حکومت اسلامی آمده است.
تعریف لغوی واصطلاحی (اطاعت - ولایت - فقیه)
اطاعت به معنای انقیاد از ماده طوع گرفته شده که نقیض آن کره و کراهت است این واژه در بیشتر کاربردها برای پذیرش فرمان به کار میرود[۱].
ولایت با هیئتهای مختلف (به فتح و کسر) در معانی «حب و دوستی »، «نصرت و یاری »، «متابعت و پیروی » و «سرپرستی » استعمال شده که وجه مشترک همه این معانی همان قرب معنوی است. مقصود از واژه «ولایت » در بحث ولایت فقیه، آخرین معنای مذکور یعنی «سرپرستی » است[۲].
فقه نیز به معنای فهم عمیق بکار برده شده است و فقیه کسی است که در دین فهم عمیق دارد[۳].
مقصود از «فقیه » در بحث ولایت فقیه، مجتهد جامع الشرایط است، نه هر کسی که فقه خوانده باشد. فقیه جامع الشرایط باید سه ویژگی داشته باشد تا شایستگی رهبری جامعه اسلامی را احراز کند:
«اجتهاد مطلق »، «عدالت مطلق » و «قدرت مدیریت و استعداد رهبری ».یعنی از سویی باید صدر و ساقه اسلام را به طور عمیق و با استدلال و استنباط بشناسد و از سوی دیگر، در تمام زمینهها، حدود و ضوابط الهی را رعایت کند و از هیچ یک تخطی و تخلف ننماید و از سوی سوم، استعداد و توانایی مدیریت و کشورداری و لوازم آن را واجد باشد.
امام علی علیه السلام میفرماید: «ای مردم! شایستهترین فرد به حکومت و ولایت کسی است که بر آن تواناتر باشد و نسبت به فرمان خداوند متعال در امور حکومت داناتر باشد»[۴].
پیشینه
بحث ولایت فقیه از شروع عصر غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تا به امروز بین فقها مطرح بوده است و ملا احمد نراقی از فقهای بزرگ میگوید: ولایت فقیه فیالجمله بین شیعیان اجماعی است و هیچ یک از فقها فیالجمله در ولایت فقیه اشکال نکرده است[۵].
بنابراین در اصل ولایت فقیه هیچگونه اختلافی نیست ،تنها در محدوده اختیارات ولی فقیه اختلاف نظر وجود دارد. از این رو در عصر غیبت که از سال ۳۲۹ هجری قمری آغاز گردیده، ولایت فقیه استمرار امامت شمرده میشود و فقیه به عنوان نماینده و جانشین امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رهبری و زعامت جامعه اسلامی را عهدهدار است. این موضوع از آغاز غیبت امام زمان(عج) بین فقهای شیعه مطرح بوده است و امام خمینی یکی از فقهایی است که مباحث آن را تدریس و البته توفیق اجرای آن داشتهاند.
این موضوع ریشه قرآنی و حدیثی دارد و در کلمات فقهای بزرگ شیعه ریشهدار است و اینطور نیست که بعد از انقلاب به وجود آمده باشد.
ضرورت اطاعت از ولایت فقیه
اطاعت از خداوند و فرمانهای وی بر همگان لازم و ضروری است. آیات بسیاری در قرآن به مسأله اطاعت از خداوند میپردازد که میتوان به آیاتی چون ۹۵ و ۱۸۶ و ۲۳۸ سوره بقره ۳۲ و ۱۳۲ سوره آل عمران و ۵۹ سوره نساء به عنوان نمونه اشاره کرد از طرفی اطاعت خدا در اطاعت از اولیای خدا و فرمانهای آنان معنا و مفهوم و تحقق مییابد. از این رو خداوند همواره اطاعت خود را به اطاعت رهبران و پیامبران پیوند میزند. از جمله درایه ۵۹ سوره نساء به صراحت از اطاعت مردم از رسول الله (ص)، امامان معصوم(ع) و جانشینان ایشان به عنوان اولوالامر و صاحبان مشروع و قانونی حکومت و دولت یاد میکند و اطاعت اولوالامر و پیامبر(ص) را اطاعت از خویش بیان نموده است به سخن دیگر، این آیه تبیین میکند که اطاعت از پیامبر و امام معصوم (علیهم السلام) به عنوان جانشینان منصوص و منصوب از سوی خدا و رسول و نیز دیگر صاحبان حکومت و دولتی که به شکل عمومی معرفی و با ویژگیهای خاص شناخته میشوند و ما آنان را به عنوان ولی فقیه میشناسیم، نشانهای از ایمان به خدا و قیامت و اطاعت از خداست. بنابراین کسانی که اطاعت خدا را میجویند و یا امید به سعادت و خوشبختی دنیوی و اخروی دارند میبایست از ولایت فقیه اطاعت کنند.
گستردگی اطاعت از ولایت فقیه
اطاعت از ولی فقیه در مورد خاص و یا سلیقهای نیست و انسان با تحقیق، تتبع و تفکر به ضرورت و اهمیت ولایت پذیری در همه ابعاد به باور و یقین پیدا میکند و دستورات ولی فقیه را با تمام گستره آن خواهد پذیرفت. در این مجال به چند مورد از ابعاد اطاعت از ولی فقیه اشاره میکنیم:
تسلیم قلبی
این مرحله از اطاعت، فقط به پیامبر و امام معصوم (ع) اختصاص دارد که انسان به دلیل عصمت آن بزرگواران، در قلبش نیز در برابر اوامر و نواهی آنان چون و چرا نمیکند؛
«فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا»[۶]
ولى چنين نيست به پروردگارت قسم كه ايمان نمى آورند مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور گردانند سپس از حكمى كه كرده اى در دلهايشان احساس ناراحتى [و ترديد] نكنند و كاملا سر تسليم فرود آورند.
امام صادق (ع) میفرماید: اگر مردمی خدای یگانه را بپرستند، نماز به پا دارند، زکات بپردازند، حج خانه خدا را به جا آورند و ماه رمضان را روزه بگیرند، ولی نسبت به کارهایی که خدا یا پیامبر (ص) انجام داده اعتراض کنند و بگویند چرا برخلاف آن رفتار نشده است، یا در دل خود چنین اعتراض کنند ( اگر چه بر زبان نیاورند) به همین اعتراض مشرک میگردند. سپس همین آیه «فَلَا وَ رَبِّكَ ...» را تلاوت کرد: آن گاه فرمود: بر شماست که تسلیم باشید « فعلیکم بالتسلیم»[۷] اما نسبت به ولی فقیه و اوامر و نواهی ایشان، معرفت، اطاعت و التزام عملی ضرورت دارد.
پذیرش همه دستورات
انسان باید در برابر فرامین و دستورات، رهنمودها، تدابیر و انتظارات ولی امر گزینشی عمل نکند و «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» نباشد، این گونه نباشد که هر جا با سلیقه و هواهای خود هماهنگ ببیند آن را تابلو کند و دربارهٔ آن مانور بدهد، ولی آنجا که بر وفق مرادش نباشد پشت گوش بیندازد.
ترک توجیه و بهانه جویی
تعبد در برابر اوامر ولی امر و تحریف نکردن سخنان و رهنمودهای او التزام عملی در برابر اوست.
امام صادق (ع) افرادی را که سخنانش را به نفع خود و حزب و گروه خود توجیه میکردند و آن را از مسیر اصلی اش منحرف میساختند، مورد لعنت قرار داده، میفرماید:
«قوم یزعمون انی امامهم و الله ما انا لهم بامام لعنهم الله کلما سترت سترا هتکوه اقول کذا و کذا فیقولون انما یعنی کذا و کذا انا امام من اطاعنی»[۸].
گروهی میپندارند که من امام آنها هستم. به خدا سوگند! من امام آنها نیستم، خدایشان لعنت کند، هر چه را من پنهان میکنم آنان افشا میکنند . من سخن میگویم، آنها (سخنانم را توجیه میکنند و) میگویند مقصود امام چنین و چنان است. من (امام آنها نیستم، بلکه) تنها امام کسانی هستم که از من فرمان میبرند.
همراهی کامل
التزام عملی به دستور ولی امر وقتی به نقطهٔ ایده آل خود میرسد که تمام عرصههای زندگی انسان را در برگیرد و همه حرکتها و جهت گیریهایش مبتنی بر محوریت و شاخص ولایت فقیه باشد؛ به گونهای که از نه از او جلو بیفتد و نه عقب بماند، بلکه ملازم و همراه او باشد.
مسلمان واقعی و حزب اللهی باید همواره به قله شامخ ولایت بنگرد و زندگی و حرکات و سکنات خود را با رهنمودها و منویات و دستور العملهای ارائه شده توسط او منطبق سازد. امام علی (ع) میفرماید:
انظروا اهل بیت نبیکم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثرهم یخرجوکم من هدی و لن یعیدوکم فی ردی فان لبدوا فالبدوا و ان نهضوا فانهضوا و لا تسبقوهم فتضلوا و لا تتأخر و عنهم فتهلکوا[۹].
به اهل بیت پیامبرتان بنگرید و بدان سو که میروند بروید و پی آنان را بگیرید که هرگز شما را از هدایت بیرون نبرده و به هلاکتتان باز نخواهند آورد. اگر ایستادند بایستید و اگر برخاستند (و قیام کردند) برخیزید، بر آنان پیشی نگیرید که گمراه میشوید و از آنان عقب نمانید که تباه میگردید.
لازمه چنین همراهی کاملی این است که انسان با اندیشه و افکار، سخنان، جهت گیریها و معیارها و ملاکها و حتی اشارات ولی امر در مسائل، انس و آشنایی نسبتا جامعی داشته باشد نمونهای از این همراهی کامل با ولایت فقیه در طول دوران انقلاب و دفاع مقدس عینیت یافت؛ به گونهای که قبل از پیروزی انقلاب نیروهای حزب اللهی و پیروان امام راحل (ره) تمام جهت گیریهای خود را با اعلامیهها و رهنمودها و سخنرانیهای ایشان تنظیم میکردند. پس از پیروزی انقلاب نیز همین گونه بود. تنها با اشارهای از امام (ره) کافی بود سیل عظیم جمعیت شیفته و دلداده و گوش به فرمان به راه بیفتند و اوامر ایشان را اجرا کنند.
پیامد عدم اطاعت از ولی فقیه
بی نظمی و هرج و مرج
اگر بنا باشد در حکومتی از حاکم و زمامدار در سطح عموم اطاعت نشود و مردم و به ویژه آنان که جزء بازوان اجرایی او هستند گوش به فرمان نباشند، نظام اجتماعی مختل میشود و بی نظمی و هرج و مرج و تجاوز به اموال و نوامیس و حقوق، خواب و آرامش را از همگان میگیرد.
شکست اسلام
در تاریخ اسلام فراوان مشاهده میشود که هرگاه مسلمانان گوش به فرمان پیامبر اکرم (ص) و یا امام معصوم(ع) بودند کارشان با موفقیت قرین میشد، ولی هرگاه به عللی مخالفت میکردند ناکام میگشتند. سرپیچی عدهای از مسلمانان در جنگ احد یک نمونه از این موارد است. نمونه دیگر آن دوران حکومت حضرت امیر (ع) است. امام علی (ع) دربارهٔ ملتزم نبودن سربازان مسلمان به مقام فرماندهی آن حضرت و ضررهای واردهٔ آن این گونه درد دل میکند:
«الا و انی قد دعوتکم الی قتال هؤلاء القوم لیلا و نهارا و سرا و اعلانا و قلت لکم: اغزوهم قبل ان یغزوکم، فوالله ما غزی قوم قط فی عقر دارهم الا ذلوا فتواکلتم و تخادلتم حتی شنت علیکم الغارات و ملکت علیکم الاوطان»
هان! من شما را شب و روز و آشکار و نهان به جنگ با معاویه فرا خواندم و گفتم: پیش از آن که مورد تهاجم بی رحمانه قرار گیرید، بر آنان حمله کنید و این را بدانید که، به خدا سوگند! هیچ ملتی در خانهٔ خود با دشمن جنگ نکرده، مگر این که خوار و ذلیل گردیده است، این شما بودید که وظیفه جنگ را به یکدیگر محول میکردید و یکدیگر را خوار و بی مقدار نمودید که اینک اموال شما را غارت کرده و دیار وطنتان را از دستتان گرفتهاند![۱۰]
تشتت و تفرقه
امام و ولی امر در جامعه نقش محوری دارد و به منزله بند تسبیحی است که دانههای متفرق تسبیح را متحد و منسجم میسازد و از متفرق شدن نگه میدارد. حال، اگر از ولی امر اطاعت نشود و مردم با التزام و تعهد در برابر او بر گرد شمع وجودش جمع نشوند اتحاد و انسجام آنها خدشه دار میگردد و نزاع و تفرقه اوج میگیرد.
امیرمؤمنان (ع) دربارهٔ اتحاد و انسجام لشکر معاویه و عدم اطاعت لشکریان خویش میفرماید:
«و الله لاظن ان هؤلاء القوم سیدالون منکم باجتماعهم علی باطلهم و تفرقکم عن حقکم و بمعصیتکم امامکم فی الحق و طاعتهم امامهم فی الباطل»[۱۱].
به خدا سوگند! یقین دارم که آنان به زودی بر شما مسلط میگردند؛ زیرا آنان در باطل خود با هم هستند و شما با اینکه حق با شماست متفرق هستید و از امام خود در حق سرپیچی میکنید، ولی آنان از رهبرشان در اهداف باطل پیروی مینمایند.
تهاجم فرهنگی
ولی فقیه در جامعه اسلامی کسی است که میخواهد قانون خدا را اجرا کند و ارزشهای اسلامی را در میان مردم رواج دهد. سنگربان اسلام و نظام اسلامی و نگهبان ملت در برابر انحراف و فساد عقیده و اخلاق باشد و در برابر تهاجم بی امان دشمن آوای بیداری و استقامت سر دهد.
حال اگر در حکومت اسلامی از اوامر ولی امر سرپیچی شود و تدابیر و انتظارات مقام رهبری عملی نشود مردم در برابر تهاجم فرهنگی و سیاسی دشمن، شکست میخورند و در نتیجه، ارزشهای اسلامی به فراموشی سپرده میشود، معروفها منکر و منکرات به عنوان معروف رواج مییابد و با رنگ باختن معنویت و افول غیرت دینی، فرهنگ اسلامی استحاله و به تباهی کشیده میشود.
دلایل اطاعت از ولایت فقیه
محکمترین دلیل بر ولایت فقیه این است که احکام اجتماعی اسلام بدون مجری و ولی امر بی اثر و لغو میباشد. در یک نظام دینی و اسلامی، هرگز نمیتوان زمام حکومت را به دست کسی داد که در فقه و فقاهت که دستورالعمل حیات فردی و جمعی جامعه اسلامی است، متخصص نباشد و یا به آن بی اعتنا باشد. همان گونه که عقل انسان چنین حکم میکند که در وقت بیماری به طبیب مراجعه و در جریان خانه سازی به مهندس رجوع نماید، دربارهٔ احکام دینی نیز حکم میکند که باید به فقیه که خبره وکارشناس دین است مراجعه شود.
اجرای تمام احکام اسلامی و حفظ جان و مال و نوامیس مسلمانان و تعلیم و تزکیه مردم، نیازمند رهبری اسلام شناس، عادل و مدیر و مدبر است.
امام خمینی (رحمه الله) میفرماید: « همان دلایلی که لزوم امامت پس از نبوت را اثبات میکند، عینا لزوم حکومت در دوران غیبت حضرت ولی عصر علیه السلام را در بردارد. به ویژه، پس از این همه مدت که از غیبت آن بزرگوار میگذرد و شاید این دوران هزارها سال دیگر نیز ادامه یابد»[۱۲].
روایات مورد استدلال برای اثبات ولایت فقیه و مباحث مربوط به آنها، مفصل است که در کتابها و مقالات مرتبط با حکومت اسلامی آمده است[۱۳] و در این مجال، امکان پرداختن به این مبحث وسیع وجود ندارد.
شیخ صدوق، با سندهای متعدّد، از امیرمؤمنان علی(علیه السلام)، از پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) نقل میکند که:
سه بار فرمودند: اللّهم ارحَم خُلفایی؛ خدایا جانشینان مرا مورد رحمت خود قرار ده. پرسیدند که: یا رسول اللّه، جانشینان شما چه کسانی هستند؟ در پاسخ فرمودند: اَلَّذینَ یَأتُونَ بَعدی وَ یَروُونَ حَدیثی وَ سُنَّتی کسانی که بعد از من میآیند، حدیث مرا روایت میکنند و سنّت مرا به مردم میرسانند[۱۴].
شیخ کلینی، با سند خود، از امام هفتم(علیه السلام)نقل کرده است که در قسمتی از سخنان خود دربارهٔ منزلت دانشمندان دینی فرمودند:
الفُقَهاءُ حُصُونُ الاِسلامِ کَحِصْنِ سُورِ المَدینَهِ لَها[۱۵] فقیهان دژهای مستحکم اسلام هستند همچون دژهای شهر که حفاظت از آن را بر عهده دارند.
بنابراین، به حکم آن که محال هست که حضرت ولی عصر(عج) دوستان و شیعیان خود را در عصر غیبت، در وادی حیرت رها کرده، تکلیف مردم را در عصر غیبت روشن ننموده باشند، با توجه به این روایات، و القاب و عناوینِ مندرج در آنها، کسی که با فهم عرفی به این ادلّه نگاه افکَند، تردیدی نمیکند که تمامی مسؤولیّتها و وظایفی را که امام زمان(عج) از نظر امامت و ولایت سیاسی بر عهده دارند، در زمان غیبت، به فقیه جامع شرایط واگذار نمودهاند و مردم باید به ایشان مراجعه کنند؛ در واقع مجموعهٔ این روایات به گونهای است که انسان میتواند ولایت فقیه را از آنها نتیجه گیری نماید..
اقوال فقها دراطاعت از ولایت فقیه
بررسی نظرات صاحب نظران برجسته امر فقاهت، بر طرف کننده بسیاری از شبهات خواهد بود. در اینجا برای تبیین مطلب نظرات برخی از فقهای شیعه را در مورد بحث ولایت فقیه بیان مینمائیم.
۱. شیخ مفید (ره) : ایشان معتقد است: «در عصر غیبت و محرومیت از سلطان عادل (امام معصوم) فقیهان شیعه عادلِ مدبرِ خردمند و برجسته می توانند به تولیت و سرپرستی جمیع اموری که تحت ولایت امام معصوم قرار دارد، بپردازند[۱۶] ایشان همچنین در جای دیگری نیز تأکید می کنند: «اقامه حدود، منصب قضاوت و اقامه نماز عید، به فقیهان واگذار شده است...»[۱۷].
۲. شهید ثانی (ره) : طبق آنچه از کتاب لمعه این عالم ارزشمند برمی آید، موارد ولایت فقیهان را در این امور جاری می دانند: زکات، خمس، دفاع از اسلام و تمامیت همه جانبه کشور اسلامی، اقامه حدود قضاوت، سرپرستی مال سفیه، فروش نفقه در صورت عدم ادای آن، پرداخت نفقه از بیت المال برای طلاق زنی که همسرش گم شده است و... [۱۸].
۷. حضرت امام خمینی (ره): ایشان میفرمایند: «فقیه عادل در مورد حکومت و سیاست دارای همه آن اختیاراتی است که پیامبر اکرم و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ داشتند و فرق بین فقیه عادل و آنها در این راستا معقول نیست، زیرا حاکم اسلامی هر کس باشد مجری احکام دین و برپا کننده حدود الهی و گیرنده خراج و سایر مالیاتها و تصرف کننده در آنها در مواردی که صلاح مسلمانان است، می باشد»[۱۹].
بنابراین در کل باید گفت که بحث ولایت فقیه از مباحثی است که مورد قبول فقهای گذشته و حال واقع شده است. تنها نکته مورد اختلاف آنها، در موارد ولایت میباشد که برخی مانند امام(ره) دائره ولایت را در هم ردیف با ولایت اهل بیت دانسته و آن را وسیع میداند و برخی دیگر هم، آن را محدود به اموری مانند اقامه نماز جمعه و اجرای حدود و ... میداند.
حدود واختیارات اطاعت از ولایت فقیه
بعضی با توجه به مفهوم لغوی مطلقه: (آزاد و رها از هرگونه قید، خودکامه و…) و با همانندی که بین ولایت مطلقه وحکومت مطلقه دیدهاند. پنداشتهاند که ولایت مطلقه فقیه، یعنی حکومتی که هیچ حدّ و مرزی ندارد و ولی فقیه هرگونه که بخواهد میتواند حکم براند و حتّی میتواند قانون و یا شریعت اسلامی را تغییر دهد و ما هم باید اطاعت کنیم!. هدف فقیهان از ولایت مطلقه فقیه، چنین چیزی نیست بلکه درمقابل دیدگاه ولایت محدود است که اختیارات فقیه را در مالهایی که مالکان آن ناشناختهاند، کودکانِ بی سرپرست و…و در مقابل سیاست و جنگ ودفاع را از اختیارات فقیه نمیدانند.
بسیاری از فقیهان شیعه، همان دیدگاه نخست را پذیرفتهاند و با عناوینی چون: نیابت عامّه فقیه، ولایت عامّه فقیه، ولایت مطلقه فقیه، ولایت کلیّه الهیه، و یا مبسوط الید بودن فقیه، از آن یاد کردهاند. امام خمینی نیز، همین دیدگاه را پذیرفته و از آن با عنوان: ولایت مطلقه فقیه یاد کرده است. و لذا مطلقه به معنای استبداد و دیکتاتوری نیست امام خمینی (ره) میفرمایند: حکومت اسلامی… حکومت استبدادی نیست که رئیس دولت مستبد و خودرأی باشد، مال وجان مردم رابه بازی بگیرد و درآن به دلخواه تصرف کند، هرکس را اراده اش تعلّق گرفت بکشد و به هر که خواست انعام کند و به هر که خواست تیول بدهد، اموال و املاک ملت را به این و آن بخشد. رسول اکرم(ص) و حضرت امیرالمؤمنین(ع) و سایر خلفا هم چنین اختیاراتی نداشتند)[۲۰].
شبهات اطاعت ازولایت فقیه
به علت حساسیت واهمیت ولایت فقیه شبهات بسیا زیاد است ومقاله جداگانه میطلبد وما به اختصار به چند شبهه مهم اشاره میکنیم
سؤال: با توجه به عدم عصمت ولی فقیه و احتمال خطا و اشتباه در او، آیا این احتمال مانع اطاعت از وی میگردد؟
این گونه نیست که اگر کسی معصوم نبود، اطاعت او لازم نباشد. اگر به سیره عملی شیعیان توجه کنیم، مییابیم آنها بی چون و چرا از مراجع، تقلید میکردهاند و به فتوای آنان عمل مینمودهاند، در حالی که هیچ کس معتقد به عصمت مراجع نبوده، بلکه با تغییر فتوای مرجع میفهمیدند نه تنها او عصمت ندارد، که قطعا اشتباه هم کرده است، زیرا یا فتوای پیشین او خطا بوده و یا فتوای جدیدش، همچنین از اختلاف فتاوای مراجع معلوم میشود بعضی از آنان دچار خطای در فتوا شدهاند، ولی با این حال هیچ کس اندک تردیدی در وجوب تقلید از مراجع ندارد.
وقتی فرمانده در جنگ به سربازان خود دستوری بدهد؛ اگر سربازان بخواهند به استناد این که احتمال دارد فرمانده خطا کند، از دستورش سرپیچی نمایند، آیا کار جنگ سامان خواهد گرفت؟ آیا اقدام و حرکتی صورت میگیرد؟ آیا شکست این گروه حتمی نیست؟ پس تبعیت نکردن چنان زیانی دارد که با ضرر ناشی از پیروی از دستور اشتباه قابل مقایسه نیست. به عبارت دیگر، اطاعت از فرمانده چنان منافعی دارد که با ضرر اندک ناشی از پیروی یک مورد دستور اشتباه قابل مقایسه نیست. همچنین زمانی که به پزشک متخصص مراجعه میکنید، آیا احتمال خطا درتشخیص او نمیدهید؟ با وجود چنین احتمالی از مراجعه به پزشک چشم نمیپوشید. در والیان و نمایندگان امام معصوم امثال مالک اشتر نیز معصوم نبودند ولی جامعه مصر باید از ایشان اطاعت میکرد.
اطاعت نکردن از حاکم موجب هرج و مرج و اختلال نظام جامعه میگردد. ضرر ناشی از این هرج و مرج بسیار بیش تر از ضرری است که گاه در اثر اطاعت از یک دستور اشتباه به جامعه وارد میشود.
اشکال لتعدد مراجع تقلید و وحدت ولی فقیه
ممکن است افراد، پس از تحقیق در مورد فقیه اعلم و بعداز مراجعه به خبرگان، به نتایج مختلفی برسند و در نتیجه هر یک ، از مرجعی تقلید نمایند که، البته این تعدد مراجع، در احکام فردی باعث مشکلی نخواهد شد؛ اما در مسائل اجتماعی که رابطه افراد با یکدیگر مطرح است، چندگانگی دیدگاهها خصوصا در مسائل کلان و سرنوشت ساز، مشکل آفرین خواهد بود و چه بسا باعث هرج و مرج و حتی اختلال نظام زندگی اجتماعی بشود. بنابراین، ضرورت دارد یک دیدگاه در کشور حاکم باشد که اولا: از سوی فقیه آگاه به مسائل سیاسی و اجتماعی ارائه شده باشد؛ ثانیا: صاحب آن دیدگاه، از سوی تعداد قابل توجهی از مجتهدان خبره به عنوان اعلم در مسائل اجتماعی معرفی گردیده باشد. به این ترتیب، مبنای تصمیم گیری در مسائل کشور و حل معضلات و اجرای احکام اسلامی، بر همین دیدگاه رسمی قرار میگیرد.
مطابق دیدگاه فقها، هرگاه حاکم اسلامی حکمی صادر کند، بر همه مسلمانان و از جمله مراجع تقلید و فقهای دیگر اطاعت از آن واجب است و هیچ فقیهی حق نقض حکم او را ندارد.
با در نظر گرفتن مطالب مذکور به این نتیجه میرسیم که مراجع تقلید، محل رجوع مردم در شناخت احکام فقهی هستند و ولی فقیه عهده دار امر و نهی و تصمیم گیری در مورد مسائل اجتماعی کشور بوده و اوامر او لازم الاجراست و به دلیل جدا بودن حیطه وظیفه مراجع تقلید و ولی فقیه، تعارضی پیش نخواهد آمد؛ زیرا یکی فقط به ارائه نظرات کلی اسلامی میپردازد، و دیگری به اجرای احکام الهی امر میکند و احیانا با وضع قوانینی متغیر، راه را برای عملی شدن احکام ثابت و رسیدن به اهدافی چون عزت مسلمانان و عدالت اجتماعی هموار میسازد، و با نظارت دقیق بر حسن اجرای احکام دینی، سیاست گذاریهای لازم را به عمل میآورد.
راهکارهای اطاعت از ولایت فقیه
۱.بالا بردن سطح آگاهی جامعه در آثار و برکاتی که در اطاعت از ولی فقیه وجود دارد و این مسأله باید از کتب آموزشی مدارس شروع شود.
۲.پخش فیلمهای مستند توسط صدا و سیما از دیگر کشورهای اسلامی و غیر اسلامی که با نداشتن رهبری جامعه و نیز عدم اطاعت با چه مشکلاتی مواجهاند.
۳.پیامدهای مهم عدم اطاعت از ولی فقیه وهمچنین فواید اطاعت آن را خطبا و کارشناسان سیاسی با زبان روز و ساده از طریق صدا و سیما و منابر بیان کنند.
۴.صدا و سیما با پخش مقایسه نظام مبتنی بر ولایت فقیه با نظامهای سکولار و لاییک و نظامهای دیگر جهان - که متاسفانه کم هم نیستند و از طرفی در علم و اقتصاد پیشرفتهایی هم کردهاند و با شبهات فراوان علت پیشرفت خود را سکولار بودن و جدایی دین از سیاست وانمود و نقاط ضعف خود را پنهان میکنند- به خوبی میتواند نظام مبتی بر وجود رهبری جامعه و آثار اطاعت از آن را به خوبی به ترسیم در بیاورد. علاوه بر آنکه فواید وجود ولی فقیه در کشورمان نسبت به دیگر کشورهای مسلمان به خصوص در بیداری اسلامی و انقلاب کشورهای مصر بحرین سوریه و.... که به خوبی جای خالی ولایت فقیه و بی نظمی را در این کشورها میتوان حس کرد بدون شک وحدتی که در کشور ما در همه اقشار و گروهها میتوان دید به علت وجود ولی فقیه و رهبری اگاه به زمان و شرایط کشور و جهان است.
برای مطالعه بیشتر
۱. مصباح یزدی، محمد تقی، ولایت فقیه، قم، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۷۸، ص۱۰۴
۲. لطفالله صافی گلپایگانی. ضروره وجود الحکومه او ولایه الفقهاء فی عصرالغیبه، قم: دارالقرآنالکریم، ۱۴۱۵ ق
۳. هادوی تهرانی، مهدی، ولایت فقیه، تهران: کانون اندیشه جوان، ش۱۳۷۷.
۴. سینا، حسین. «نگاهی به نظریه سیاسی شیعه در گذر زمان». در احیا- دفتر پنجم. تهران: یادآوران، ۱۳۷۰. ۳۳ تا
۵. جوادی آملی، عبدالله، «سیری در مبانی ولایت فقیه »، در فصل نامه حکومت اسلامی، شماره ۱، پاییز1375
۶. مطهری، مرتضی، ولاءها و ولایتها، تهران: انتشارات صدرا، ۱۳۷۷ش.
۷. لک زایی، شریف، بررسی تطبیقی نظریههای ولایت فقیه، قم: نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۵ش.
۸. واعظی، احمد، حکومت دینی، قم: مرصاد، ۱۳۷۸.
فهرست منابع
۱-قرآن کریم
۲- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید بیروت دار احیاء تراث عربی۱۳۸۵ ق
۳- صحیفه امام خمینی امام تهران، مؤسسهٔ تنظیم و نشر آثار امام خمینی ۱۳۷۸، ش
۴- معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواه خویی، ابوالقاسم مرکز نشر الثقافه الاسلامیه۱۳۳۳ق
۵-المفردات فی غریب القرآن راغب اصفهانی ابوالقاسم حسین بن محمد بیروت دارالمعرفه
۶-عیون أخبار الرضا (ع)، صدوق، محمد بن علی؛ انتشارات جهان، ۱۳۷۸ هجری قمری،
۷-اصول کافی کلینی محمد دارالکتب السلامیه تهران ۱۳۸۸ق
۸-لمعه دمشقیه مکی عاملی محمد موسسه اسماعیلیان قم چاپ هفتم ۱۳۸۰ق
۹--بحارالانوار مجلسی محمد باقر تهران دارالکتب السلامیه۱۳۶۴ش
۱۰- ولایت فقیه، امام خمینی (رحمه الله)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ دهم، ۱۳۷۸ش
۱۱- ولایت فقیه، آیت الله جوادی آملی، مؤسسه تحقیقاتی اسراء،1382
۱۲ـ عوائد الایام نراقی، مولی احمد، ، قم، مکتبه بصیرتی، ۱۴۰۸هق، ص 186.
۱۳ـ المقنعه مفید، قم، موسسه نشر الاسلامی لجماعه المدرسین، ۱۴۰۶هق، ج ۱۰،.
۱۴ـ نهایه طوسی، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۳۹۰هق،
۱۵ـ سرایر ابن ادریس، قم، موسسه النشر الاسلامی لجماعه المدرسین، ۱۴۱۰هق، ج ۲،
۱۶ـ مفتاح الکرامه فی شرح قواعد العلامه الحسینی العاملی، سید محمدجواد، ، قم، موسسه آل البیت، بیتا، ج ۱۰،
۱۷ـ کتاب البیع خمینی، روح الله، قم، اسماعیلیان، بیتا، ج۲،1349
۱۸- مجموعه تراث شیخ اعظم، کتاب القضاء و الشهادات، ج ۲۲،
۱۹- تقریرات درس بروجردی، البدر الزاهر فی صلوه الجمعه والمسافر،
۲۰- ولایت فقیه در عصر غیبت رجالی، علیرضا، تهران، انتشارات نبوغ، چاپ اول، ۱۳۷۹،
پا نویس
- ↑ مفردات راغب اصفهانی، ذیل واژه طوع ص96.
- ↑ همان ص443.
- ↑ همان ص236.
- ↑ نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 40، ص 82.
- ↑ نراقی، مولی احمد، عوائد الایام، قم، مکتبه بصیرتی، 1408هق، ص 186.
- ↑ نساء 65.
- ↑ اصول کافی، ج 2، ص 398.
- ↑ بحارالانوار، ج 2، ص 80.
- ↑ نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبهٔ 97.
- ↑ نهج البلاغه، خطبهٔ 27.
- ↑ همان نامه 25.
- ↑ ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، امام خمینی رحمه الله، چاپ دهم، ص 30.
- ↑ امام خمینی(رحمه الله)، ولایت فقیه، ص 48 - 114; محقّق نراقی، عوائد الایّام، ص 532 - 536 و سید محمد حسین حسینی تهرانی، ولایت فقیه، ج 1، ص4.
- ↑ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص 374 و همو عیون الاخبار الرضا، ج 2، ص 37.
- ↑ اصول کافی، کتاب فضل العلم، باب فقه العلماء، ح 3.
- ↑ المقنعه، ص 675 ـ 676.
- ↑ همان، ص 808 ـ 813.
- ↑ کشف الغطاء، ص350 ـ 429.
- ↑ امام خمینی، کتاب البیع، ج 2، ص 417.
- ↑ قانون اساسی 48 . (جمهوری اسلامی ایران)، اصل یکصدوهفتم.







