فرهنگ مصادیق:اطاعت از کفار: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
سطر ۱۶: سطر ۱۶:
 
|-
 
|-
 
| ۲ || [[اطاعت از خدا با پیروی کفار و منافقان جمع نمی‌ شود]]
 
| ۲ || [[اطاعت از خدا با پیروی کفار و منافقان جمع نمی‌ شود]]
 +
|-
 +
| ۳|| [[اطاعت – ویکی فقه]]
 
|}
 
|}
 
<p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p>
 
<p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p>
سطر ۶۹: سطر ۷۱:
 
</div>
 
</div>
  
==  اطاعت – ویکی فقه ==
+
نویسنده: محمد نصّاری<br/>
 +
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-25-10-95<br/>
 +
کلیدواژه:  اطاعت، کفار، عصیان، تبعیت، پیروی، غرب زدگی<br/>
  
== تعریف ==
 
فرمان بردن را اطاعت گویند. در فقه از آن در باب‌هایی نظیر طهارت، صلات، صوم، اعتکاف، حج، جهاد و نکاح و مانند آن‌ها سخن رفته است.<br/>
 
  
مطابقت عمل مکلّف با حکم واقعی شرع را اطاعت گویند.<br/>
+
== چکیده ==
اطاعت، مقابل عصیان و به معنای موافقت واقعی مکلف با حکم خداوند است که یا از راه قطع یا حجت معتبر به دست آمده باشد، مثل این که انسان به حرمت چیزی- شرب خمر (قطع پیدا کند) و آن را ترک نماید و آن چیز در واقع هم حرام باشد؛ یعنی قطع او مطابق واقع باشد. <ref> اصطلاحات الاصول، مشکینی، علی، ص۹۶.</ref><ref>تحریر المعالم، مشکینی، علی، ص۱۴۵.</ref> <ref>کفایة الاصول، فاضل لنکرانی، محمد، ج۴، ص (۵۳- ۵۲).</ref> <ref>خراسانی، محمد کاظم بن حسین، ص۳۵۰.</ref> <ref>انوار الهدایة فی التعلیقة علی الکفایة، خمینی، روح الله، ج۱، ص۴۶.</ref><ref>تهذیب الاصول، خمینی، روح الله، ج۲، ص۱۰.</ref> <ref>مختاری فرهنگ اصطلاحات اصولی، مازندرانی، محمد حسین، ص۶۹. </ref><ref>مصباح الاصول، خویی، ابوالقاسم، ج۲، ص۲۷.</ref>
+
اطاعت و فرمانبرداری فقط حق خداوند است و به تبع آن، از کسانی که خداوند اطاعت از آنان را بر ما واجب کرده است. اما در طول تاریخ اسلام، اطاعت از کفار، توسط برخی مسلمانان صورت گرفته است و همیشه مورد نهی و نکوهش خداوند متعال بوده است. در این مقاله، به بررسی نهی از اطاعت کفار در آیات قرآن کریم و روایات، و همچنین علل اطاعت از کفار و بیان پیامدهای اطاعت از کفار، راهکار مقابله با این منکر پرداخته‌ایم.<br/>
 +
<br/>
 +
== مقدمه ==
 +
اطاعت و فرمانبرداری از خداوند متعالی که خالق انسان و عالم به سعادت و شقاوت او می‌باشد، می‌تواند انسان را تا اعلی علیین بالا ببرد و در مقابل اطاعت و فرمانبرداری از غیر خداوند متعال و پیمودن هر راهی غیر از راه خداوند، می‌تواند انسان را تا اسفل سافلین بکشاند. خواه آن راه، راه کفار باشد، خواه راه شیطان و خواه راه هواهای نفسانی.<br/>
 +
خداوند متعال در آیات قرآن کریم، ما را به اطاعت‌های مشروع دعوت کرده است اطاعت از الله و اطاعت از پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت ایشان (علیهم السلام). و ما را از پیمودن راه‌های باطل و اطاعت‌های نامشروع بازداشته است.<br/>
 +
== معنای لغوی و اصطلاحی واژه‌های «اطاعت» و «کفار» ==
 +
اطاعت در لغت از ماده «طوع» است و همانگونه که در کتب لغوی متقدم آمده است به معنای انقیاد و فرمانبرداری می‌باشد:<br/>
 +
صاحب کتاب گرانسنگ العین آورده است:<br/>
 +
طاعت اسمی است برای آنچه که مصدرش اطاعت می‌باشد، و آن همان انقیاد و فرمانبرداری است.  <ref>«و الطَّاعَه اسم لما یکون مصدره الإِطَاعه، و هو الانقیاد» خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج‏2، ص209</ref><br/>
 +
همچنین ابن فارس در خصوص این ماده می‌نویسد: <br/>
 +
طاء و واو و عین، اصل صحیح واحدی است که دلالت بر همراهی و انقیاد و فرمانبرداری دارد. گفته می‌شود: از او اطاعت کرد و از او اطاعت دارد، وقتی که به انقیاد او درآمد و به جهت انجام فرمانش، اقدام کرد.  <ref>«الطاء و الواو و العین أصلٌ صحیح واحد یدلّ علی الإصحابِ و الانقیاد. یقال طاعَه یَطُوعه، إذا انقاد معه و مضی لأمره‏» ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج‏3، ص431</ref><br/>
 +
== اما در اصطلاح دین ==
 +
اطاعت در اصطلاح دین به معنای فرمانبرداری بنده از مولا در تمامی اوامر و نواهی است به گونه‌ای که رفتار انسان، موافق با اراده مولا باشد.<br/>
 +
مرحوم آیه الله علی فیض مشکینی در کتاب تحریر المعالم فی اصول الفقه می‌نویسد:<br/>
 +
«بدان که اگر انسان به وجوب و یا حرمت کاری قطع پیدا کند و قطع وی نیز موافق با واقع باشد، در این صورت اگر بر وفق قطع خود عمل نمود، عمل او را طاعت حقیقی می‌نامند همانند کسی که به وجوب [[نماز جمعه]] قطع پیدا کند و آن را اقامه نماید و در واقع نیز واجب بوده باشد.»  <ref>اعلم انه اذا قطع الانسان بوجوب فعل او حرمته و کان قطعه مصیبا فان عمل علی وفق قطعه سمی عمله طاعه حقیقیه، کمن قطع بوجوب صلاه الجمعه فاتی بها و کانت واجبه فی الواقع. علی مشکینی، تحریر المعالم فی اصول الفقه، ص145</ref><br/>
 +
مرحوم محمد حسین نجفی کلباسی نیز همین معنا را اخذ کرده است:<br/>
 +
«طاعت عبارت است از انجام دادن آنچه که مورد رضایت مولا است.»  <ref>الطاعه عباره عن الاتیان بمطلوب المولی. تقریرات محمد حسین نجفی کلباسی، وسیله الوصول الی حقائق الأصول، ج‏1، ص184</ref><br/>
 +
شیخ طوسی (رحمه الله) در تفسیر التبیان، در تعریف طاعت می‌فرماید:<br/>
 +
طاعت عبارت است از عمل بر طبق اراده‌ای که انسان را به انجام فعل تشویق می‌کند. و تفاوت آن با اجابت، این است که در اجابت اراده مشوّق وجود ندارد هرچند که عمل بر طبق اراده صورت گرفته باشد.  <ref>«الطاعه موافقه الاراده المرغبه فی الفعل، و بالترغیب ینفصل من الاجابه، و إن کان موافقه الاراده حاصله» شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج‏3، ص 14    </ref><br/>
 +
همچنین حضرت آیت الله جعفر سبحانی در تعریف طاعت می‌فرماید:<br/>
 +
«همانا حق طاعت عبارت است از تحمل مسئولیت بنده در مقابل مولا می‌باشد و لزوم کرنش او در برابر مولا به هر آنچه که بدان دستور داده و یا از آن باز داشته است.بنابراین طاعت، اختصاص به موارد تکلیف دارد.»  <ref>إنّ حقّ الطاعه عباره عن تحمّل العبد مسئولیه أمام المولی، و لزوم مثوله بین یدیه فیما أمر به أو نهی عنه، فتختص بالطبع بموارد التکلیف. جعفر سبحانی، رسائل اصولیه، ص 81</ref><br/>
 +
در خصوص مفهوم «کفار» نیز باید گفته شود که این واژه، جمع مکسر «کافر»، از ماده «ک ف ر» است. به جهت اینکه این واژه، واژه‌ای مأنوس و معروف است، توضیح چندانی نیاز ندارد. و صرفا به نقل معنای آن از یکی از کتب لغت اکتفا می‌کنیم.<br/>
 +
ابن فارس در کتاب مقاییس اللغه در توضیح این واژه می‌نویسد:<br/>
 +
کفر، ضد [[ایمان]] است و به جهت اینکه سرپوشی بر روی [[ایمان]] است به آن کفر گفته می‌شود. و همینطور کفران نعمت که به معنای انکار و پوشاندن آن است.  <ref>«الکُفْر: ضِدّ الإیمان، سمِّی لأنّه تَغْطِیَهُ الحقّ و کذلک کُفْران النِّعمه: جُحودها و سَترُها»ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج‏5، ص191</ref>                <br/>
 +
== کافر در اصطلاح فقها ==
 +
شهید ثانی نیز فرموده است: کافر کسی است که الوهیت یا رسالت پیامبر یا بعضی از آنچه که به نحو ضروری جزو دین دانسته شده را انکار نماید. <ref>شهید ثانی، روضه، ج 1، ص 27</ref><br/>
 +
مرحوم امام خمینی (ره) نیز می‌فرماید: کافر کسی است که دینی جز اسلام را اختیار نماید یا آنکه اسلام را اختیار کند ولی آنچه که به نحو ضروری جزو دین دانسته می‌شود را انکار نماید به گونه‌ای که انکارش به انکار رسالت یا تکذیب نبی یا تنقیص شریعت مطهر او بازگشت نماید یا از او سخن یا کرداری صادر شود که کفر او را اقتضا نماید.  <ref>امام خمینی، تحریر، ج 1، ص 114</ref><br/>
 +
کفر، دارای اقسام و عللی است که توضیح آن خارج از توان این مقاله می‌باشد و برای مطالعه بیشتر در مورد آن، باید به کتب مفصل و یا مقالاتی که در این خصوص نوشته شده‌اند، مراجعه شود.<br/>
 +
<br/>
 +
== اقسام اطاعت ==
 +
اطاعت، فرمان پذیری زیردست و دانی از بالادست و عالی است و اطاعت کردن، فقط از کسی پسندیده است، که بر انسان ولایت مشروع داشته باشد. و تفاوت آن با اجابت در این است که اجابت، قبول دعا و انجام کاری توسط بالادست در اثر درخواست فرودست است. اما تفاوت آن با تبعیت در این است که تبعیت، دنباله روی و پا جاپای کسی گذاشتن را می‌گویند.<br/>
 +
اطاعت تنها از کسی نیکو است که بر مطیع، ولایت مشروع داشته باشد. ولایت؛ به مشروع، همچون ولایت خداوند بر انسان «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ»  <ref>البقره، 257  </ref> ، و ولایت غیر مشروع، همچون ولایت شیطان بر انسان «وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ»  <ref>البقره، 257  </ref> ، تقسیم می‌شود. <br/>
 +
اطاعت بالاصاله از آنِ خداوند تبارک و تعالی است اما خداوند به جهت هدایت بشر و برقراری نظم در اجتماع، اطاعت از افرادی را مجاز شمرده است. بنابراین اطاعت از آنان در طول اطاعت از خداوند خواهد بود. <br/>
 +
حضرت آیه الله محمد تقی مصباح یزدی در کتاب خداشناسی در این خصوص می‌نویسند:<br/>
 +
«خداوند ولیّ حقیقی تمام موجودات هستی است؛ اما گاهی خداوند برای برخی از انسان‌ها که کمالات و شایستگی‌های ویژه‌ای دارند نیز جعل ولایت می‌کند و به آنها قدرت تصرف در جهان هستی، با اذن خود را می‌دهد. چنین انسان‌هایی به‌اذن خداوند می‌توانند تصرفاتی در عالم موجود بکنند.<br/>
 +
وقتی می‌گوییم جز الله کسی حق قانون‎گذاری، فرمان دادن و اطاعت شدن بی‌چون و چرا ندارد، به معنای این است که هیچ‌کس مستقلاً از ناحیه خودش حق فرمان دادن ندارد؛ اما اگر خدا برای کسی این حق را قرار بدهد، اطاعت چنین کسی درواقع به اطاعت خدا بازمی‌گردد. در قرآن آمده است: وَمَا أرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللّه  <ref>نساء،64</ref> ؛ «هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای اینکه مردم به‌اذن خدا از او اطاعت کنند».<br/>
 +
همچنین اطاعـت از کسـانی که ازسوی پیامـبر(صلی الله علیه وآله) یـا امـام معصوم(علیهم السلام) به‌طور خاص یا با بیانی عـام در زمـان حضـور یا غـیبت نصب می‌شـوند، در امتداد اطاعت از پیامبر و «اولی‌الامر» است و همان‌گونه‌که وقتی پیامبر(صلی الله علیه وآله) یا امام معصوم(علیهم السلام) در حیات خویش برای منطقه‌ای کسی را والی قرار می‌داد، اطاعت او بر مردم لازم می‌بود، در زمان غیبت هم «ولی فقیه» که ازسوی امام زمان(عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) برای رسیدگی به امور مردم در این زمان تعیین شده است، باید اطاعت شود و اطاعت از او درحقیقت اطاعت از خـدا، پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امام زمان(عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) است؛ چنان‌که در توقیع شریف امام زمان(عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) این مطلب ذکـر شده است: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَهُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاهِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّهُ اللَّهِ عَلَیْهِم‏»  <ref>جامع الاحادیث، محمـدبن‌علـی‌بن‌بابـویـه قمـی (شیـخ صـدوق)، کمال الـدین وتمام النعـمه، ج2، ص484؛ قطـب‌الـدیـن سعیدبن‌هبه‌الله راوندی، الخرائج، ص1114؛ ابوعلی فضل‌بن‌حسن طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ص452؛ ابوجعفر محمدبن‌حسن‌بن‌علی طوسی، الغیبه، ص291؛ علی‌بن‌عیسی اربلی، کشف الغمه فی معرفه الائمه، ج2، ص531؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج2، ص90؛ و همان، ج75، ص380.</ref><br/>
 +
اما درحکم پیشآمدهای تازه به راویان حدیث ما رجوع کنید زیرا آن‌ها حجت بر شمایند ومن حجت برآنهایم‏.» <ref>مصباح یزدی، خداشناسی، ص70 -74</ref><br/>
  
== معانی اطاعت ==  
+
== اطاعت مشروع و اطاعت غیرمشروع ==
این واژه از ریشه«ط ـ وع» (ضد کَرْه) به معنای فرمان بردن <ref>مقاییس اللغه، ج۳، ص۴۳۱.</ref> <ref>المصباح، ج۲، ص۳۸۰، «طوع».</ref> همراه با خضوع و رغبت است. <ref>مفردات، ص ۵۲۹.</ref> <ref> التحقیق، ج ۷، ص ۱۳۸، «طوع».</ref> در تفاوت اطاعت با «اِتّباع» و «اجابت» گفته‌اند: اطاعت فرمانبری از موجودی برتر است، درحالی که اِتّباع، مطلق پیروی با فرمان یا بدون  فرمان، و اجابت، پذیرش درخواست موجود زیر دست است. <ref>التحقیق، ج ۱، ص ۳۷۷، «تبع».</ref>
+
خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:<br/>
 +
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ ... .  <ref>النساء، 59  </ref><br/>
 +
ای کسانی که [[ایمان]] آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر را... .<br/>
 +
در این آیه شریفه خداوند سه اطاعت مشروع را نام می‌برد و مسلمانان را به اطاعت از خود و اطاعت از پیامبر و اطاعت از اولوا الأمر فرمان می‌دهد. با توجه به اینکه اطاعت از اولوالأمر هم ردیف اطاعت از خداوند و اطاعت از پیامبر آمده است، مقصود از اولوالأمر مشخص می‌گردد. در این آیه شریفه اطاعت از خداوند و پیامبر به صورت مطلق و نامحدود آمده است از این نکته استفاده می‌شود که اولوالأمر را که هم ردیف خدا و پیامبر از آنان نام برده شده است، باید معصوم باشند و مصون از خطا و اشتباه. <br/>
 +
بنابراین  اطاعت از خداوند متعال، اطاعت از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اطاعت از معصومین (علیهم السلام) نه تنها جزو اطاعت‌های مشروع، بلکه واجب می‌باشد.<br/>
 +
خداوند در آیه دیگری از قرآن مجید می‌فرماید:<br/>
 +
«وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداکَ لِتُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» <ref>العنکبوت، 8  </ref><br/>
 +
ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، و اگر آن دو (مشرک باشند و) تلاش کنند که برای من همتایی قائل شوی که به آن علم نداری، از آنها پیروی مکن! بازگشت شما به سوی من است، و شما را از آنچه انجام می‌دادید با خبر خواهم ساخت‏.<br/>
 +
خداوند در این آیه شریفه به صورت غیر مستقیم، اطاعت از پدر و مادر، البته به صورت مشروط فرمان داده است و می‌فرماید: «وَ إِنْ جاهَداکَ لِتُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما» و اگر آن دو تلاش کنند که برای من همتایی قائل شوی که به آن علم نداری، از آنها پیروی مکن. بنابراین طبق این آیه شریفه، اطاعت از پدر و مادر توصیه شده است و جزو اطاعت‌های مشروع می‌باشد البته در صورتی که اطاعت آنها منجر به نافرمانی و عدم اطاعت خداوند متعال نگردد.<br/>
 +
اما در خصوص اطاعت‌های نامشروع، چند آیه از قرآن کریم را نقل می‌کنیم:<br/>
 +
۱. «یا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ»  <ref>البقره، 168  </ref><br/>
 +
ای مردم! از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید! و از گامهای شیطان، پیروی نکنید! چه اینکه او، دشمن آشکار شماست‏.<br/>
 +
۲. «وَ أَنَّ هذا صِراطی مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»  <ref>الأنعام، 153  </ref><br/>
 +
این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید! و از راه‌های پراکنده (و انحرافی) پیروی نکنید، که شما را از طریق حق، دور می‌سازد! این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می‌کند، شاید پرهیزگاری پیشه کنید!<br/>
 +
۳. «یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَهً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ»  <ref>ص، 26  </ref><br/>
 +
ای داوود! ما تو را خلیفه و (نماینده خود) در زمین قرار دادیم؛ پس در میان مردم بحق داوری کن، و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد؛ کسانی که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدی بخاطر فراموش کردن روز حساب دارند<br/>
 +
در آیه نخست، از پیروی شیطان نهی نموده، و او را دشمنی آشکار برای انسانها معرفی کرده است. اما در آیه دوم، از پیروی راه‌های پراکنده و انحرافی نهی شده و دلیل آن را دور ساختن انسان از طریق حق، می‌داند. منظور از راه‌های پراکنده و انحرافی، راه‌هایی است که با صراط مستقیمی که خداوند برای کمال و تعالی انسان قرار داده است، مختلف می‌باشند. و از آنجا که قرآن کریم، کفار را دشمنان خداوند متعال معرفی کرده است، پیروی از آنان نیز، پیمودن راه انحرافی به حساب می‌آید. در آیه سوم، خداوند حضرت داود را از پیروی هوای نفسانی، برحذر می‌دارد و می‌فرماید: «وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ». و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد.<br/>
 +
بنابر این سه آیه کریمه، پیروی از شیطان، پیروی از دعوت کنندگان به راه‌هایی غیر از صراط مستقیمی که خداوند برای بشر قرار داده و پیروی از هوای نفس، از پیروی‌های نامشروع و گمراه کننده به حساب آمده است.<br/>
 +
با توجه به اینکه آیه دوم، عام است و همه راه‌های غیر منتهی به کمال و سعادت ابدی بشر را شامل می‌شود، اطاعت از گنهکاران، اطاعت از منافقان، اطاعت از بیماردلان و ... را نیز شامل می‌شود.<br/>
 +
<br/>
  
== واژه اطاعت در قرآن ==  
+
== نهی از اطاعت کفار در قرآن ==
واژه اطاعت و مشتقات آن ۷۸ بار در قرآن به کار رفته و مضمون آن از برخی آیات نیز که مشتمل بر این واژه و مشتقات آن نیست، استفاده  می‌شود.<br/>
+
خداوند متعال در چندین آیه قرآن کریم، مسلمانان و شخص پیامبر را به جهت عبرت آموزی مسلمانان، مورد خطاب قرار داده و آنان را از اطاعت کفار و منافقان برحذر داشته است. در برخی از این آیات، نتیجه پیروی از کفار را خسران و شکست و عقب ماندگی می‌داند و تنها خداوند تبارک و تعالی را ولی و سرپرست مسلمانان دانسته و به اطاعت از خود دعوت کرده است. در این مقاله به چند آیه به اختصار اشاره می‌شود:<br/>
 +
۱. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تُطیعُوا الَّذینَ کَفَرُوا یَرُدُّوکُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرینَ بَلِ اللَّهُ مَوْلَئکُمْ وَ هُوَ خَیرُ النَّاصرِین»  <ref>آل‌عمران، 150- 149  </ref><br/>
 +
ای کسانی که [[ایمان]] آورده‌اید! اگر از کسانی که کافر شده‌اند اطاعت کنید، شما را به گذشته هایتان بازمی‌گردانند؛ و سرانجام، زیانکار خواهید شد. (آنها تکیه‌گاه شما نیستند،) بلکه ولی و سرپرست شما، خداست؛ و او بهترین یاوران است‏<br/>
 +
تفسیر آیه:<br/>
 +
آیه، نخست به مسلمانان اخطار می‌کند و از پیروی آنها بر حذر می‌دارد و می‌گوید: اگر از کفار پیروی کنید شما را به عقب برمی‌گردانند و پس از پیمودن راه پر افتخار تکامل معنوی و مادی در پرتو تعلیمات اسلام، به نقطه اول که نقطه کفر و فساد بود سقوط می‌دهند و در این موقع، بزرگترین زیانکاری دامنگیر شما خواهد شد چه زیانی از این بالاتر که انسان، اسلام را با کفر و سعادت را با شقاوت وحقیقت را با باطل معاوضه کند.<br/>
 +
سپس تاکید می‌کند که شما بالاترین پشتیبان و بهترین یاور را دارید و می‌گوید:<br/>
 +
" بَلِ اللَّهُ مَوْلاکُمْ وَ هُوَ خَیْرُ النَّاصِرِینَ‏": خدا پشتیبان و سرپرست شما است و او بهترین یاوران است، یاوری است که هرگز مغلوب نمی‌شود و هیچ قدرتی با قدرت او برابری ندارد در حالی که یاوران دیگر ممکن است گرفتار شکست و نابودی شوند.  <ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏3، ص 124    </ref><br/>
 +
در آیه بعد، خداوند به سرانجام مؤمنان در اطاعت آنان از خداوند متعال و کافران در اطاعت آنان از غیر خدا اشاره می‌کند و به گونه‌ای دیگر مسلمانان را از اطاعت نامشروع برحذر می‌دارد:<br/>
 +
۲. «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ»  <ref>البقره، 257  </ref><br/>
 +
خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که [[ایمان]] آورده‌اند؛ آنها را از ظلمتها، به سوی نور بیرون می‌برد. (اما) کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون می‌برند؛ آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند.<br/>
 +
تفسیر آیه:<br/>
 +
در اینجا وضع مؤمنان و کافران را از نظر راهنما و رهبر مشخص می‌کند، می‌فرماید:" خداوند ولی و سرپرست کسانی است که [[ایمان]] آورده‌اند" (اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا). و در پرتو این ولایت و رهبری" آنها را از ظلمتها به سوی نور خارج می‌سازد" (یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ).<br/>
 +
ممکن است گفته شود که هدایت مؤمنان از ظلمتها به نور تحصیل حاصل است ولی با توجه به سلسله مراتب هدایت و ایمان، روشن می‌شود که چنین نیست زیرا مؤمنان در مسیر هدایت و قرب الی اللَّه، شدیدا محتاج راهنماییهای الهی در هر مرحله هستند، و نیازمند هدایتهای او در هر قدم، و در هر کار و برنامه‌اند، درست شبیه آنچه شبانه روز در نمازها می‌گوییم: اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ‏،" خدایا پیوسته ما را به راه راست هدایت فرما".<br/>
 +
سپس می‌افزاید:" اما کسانی که کافر شدند، اولیاء آنها طاغوت (بت و شیطان و افراد جبار و منحرف) هستند که آنها را از نور به سوی ظلمتها بیرون می‌برند" (وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ‏).<br/>
 +
" به همین دلیل آنها اهل آتش‌اند و برای همیشه در آن خواهند بود" (أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ‏).<br/>
 +
در این آیه شریفه، تشبیه" ایمان" و" کفر" به" نور" و" ظلمت" رساترین تشبیهی است که در این مورد به نظر می‌رسد نور، منبع حیات و همه برکات و آثار حیاتی و سرچشمه رشد و نمو و تکامل و جنبش و تحرک است نور، آرام بخش و مطمئن کننده و آگاه کننده و نشان دهنده است در حالی که ظلمت، رمز سکوت و مرگ، خواب و نادانی، ظلالت و وحشت می‌باشد [[ایمان]] و کفر نیز چنین هستند.<br/>
 +
همچنین در این آیه و آیات مشابه آن در قرآن مجید، ظلمت به صیغه" جمع" آورده شده (ظلمات) و نور به صیغه" مفرد" و این اشاره به آن است که در راه حق، هیچگونه پراکندگی و دوگانگی وجود ندارد بلکه سراسر وحدت و یگانگی است. ولی باطل و کفر، مرکز انواع اختلافها و پراکندگیها است حتی اهل باطل در باطل خود هماهنگ نیستند و وحدت هدف ندارند درست مانند خطوط انحرافی است که در میان دو نقطه کشیده می‌شود که تعداد آن در دو طرف" خط مستقیم" بی‌شمار و نامحدود است.  <ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏2، ص 284    </ref><br/>
 +
۳. «فَلا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کَبیراً»  <ref>الفرقان، 52  </ref><br/>
 +
بنا بر این از کافران اطاعت مکن، و بوسیله آن [قرآن‏] با آنان [[جهاد]] بزرگی بنما.<br/>
 +
تفسیرآیه:
 +
در این آیه شریفه که مخاطب آن پیامبر اسلام می‌باشد، از اطاعت کفار نهی شده است و سپس فرمان [[جهاد]] با کافران داده شده است. نکته‌ای که در تفسیر این آیه وجود دارد مرجع ضمیر در «به» است. بنابر برخی تفاسیر، مرجع ضمیر در این آیه، «قرآن» است که از آیات سابق، قابل استفاده است. اما بنابر نظر برخی از علماء، مرجع ضمیر در این کلمه، قسمت اول آیه، یعنی «فَلا تُطِعِ الْکافِرینَ» است. بنابراین ترجمه آیه به این صورت خواهد بود:
 +
از کافران اطاعت مکن، و بوسیله عدم اطاعت از کفار، با آنان [[جهاد]] بزرگی بنما. <br/>
 +
بنابراین عدم اطاعت از کفار، مصداق [[جهاد]] کبیر است. <ref>آیت الله سید ابوالحسن مهدوی به نقل از مقام معظم رهبری. http://www.rasanews.ir/detail/news/454940/75</ref><br/>
 +
این معنا در برخی تفاسیر آمده است:<br/>
 +
صاحب تفسیر کنز الدقائق در تفسیر این آیه شریفه می‌نویسد:<br/>
 +
«وَ جاهِدْهُمْ بِهِ‏: بالقرآن. أو: بترک طاعتهم الّذی یدلّ علیه، فَلا تُطِعِ. و المعنی أنّهم. یجتهدون فی إبطال حقّک، فقابلهم بالاجتهاد فی مخالفتهم و إزاحه باطلهم». ‏ <ref>قمی مشهدی، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب،ج‏9، ص 409    </ref><br/>
 +
مقصود از عبارت «وَ جاهِدْهُمْ بِهِ»، این است که با قرآن با کافران [[جهاد]] کن و یا اینکه مقصود این است که با عدم اطاعت از آنان با آنها [[جهاد]] کن. معنای دوم از عبارت «فَلا تُطِعِ»، قابل استفاده است. و معنای آن این است که آنها برای باطل کردن حق تو کوشش می‌کنند، بنابراین تو نیز با مخالفت با آنها و از بین بردن باطلشان، با آنان [[جهاد]] کن.<br/>
 +
اطاعت از کفار در آیات متعدد مورد نکوهش قرار گرفته است که به جهت رعایت اختصار به ذکر دو مورد دیگر بسنده می‌کنیم:<br/>
 +
«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً»  <ref>الأحزاب، 1  </ref><br/>
 +
ای پیامبر! تقوای الهی پیشه کن و از کافران و منافقان اطاعت مکن که خداوند عالم و حکیم است‏.<br/>
 +
«وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ وَ کَفی بِاللَّهِ وَکیلاً»  <ref>الأحزاب، 48  </ref><br/>
 +
و از کافران و منافقان اطاعت مکن، و به آزارهای آنها اعتنا منما، و بر خدا توکّل کن، و همین بس که خدا حامی و مدافع (تو) است‏.<br/>
  
== اقسام اطاعت ==
+
== نهی از اطاعت کفار در روایات ==
اطاعت بر دو گونه تکوینی و تشریعی است:
+
در روایات صادره از اهل بیت (علیهم السلام)، به اطاعت از خداوند و اطاعت از آن کسی که خداوند متعال اطاعت او را واجب نموده، سفارش شده است. و در مقابل از اطاعت‌های نامشروع، همچون اطاعت کفار، اطاعت شیطان، اطاعت از هواهای نفسانی، اطاعت از حاکم ستمگر و ظالم و... نهی شده است. در خصوص تشبه به کفار، چند روایت را نقل می‌کنیم.<br/>
=== اطاعت تکوینی ===
+
۱. عن ابی عبدالله(علیه السلام) قال: «إِنَّهُ أَوْحَی اللَّهُ إِلَی نَبِیٍّ مِنْ أَنْبِیَائِهِ قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ لَا تَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِی وَ لَا تَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِی وَ لَا تَسْلُکُوا مَسَالِکَ أَعْدَائِی فَتَکُونُوا أَعْدَائِی کَمَا هُمْ أَعْدَائِی‏»  <ref>جامع الاحادیث، ابن بابویه، علل الشرایع، ص 348- جامع الاحادیث، شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 4، ص385 - جامع الاحادیث، شیخ طبرسی، مشکاه الانوار فی غرر الاخبار، ص325</ref><br/>
این اطاعت خود در دو  بخش قابل بررسی است:
+
امام صادق(علیه السلام) فرمود: خداوند به پیامبری از پیامبرانش وحی فرمود: به مؤمنان بگو که لباس دشمنان مرا نپوشید و طعام دشمنان مرا نخورید و راه‌های دشمنان مرا نپیمایید و گرنه در زمره دشمنان من به شمار خواهید رفت.<br/>
==== اطاعت تکوینی از فرمان الهی ====
+
توضیح روایت:<br/>
موجودات عالم دو نحوه وجود دارند: یکی وجود علمی که جایگاه آن صُقع ربوبی است و دیگری وجود عینی که ظرف آن مرتبه فعل خداوند و عالَم خارج است. وجود علمی اشیا سایه‌ها و مرتبه نازله اسما و صفات در مرتبه واحدیت است و از لوازم ذات، بلکه به اعتباری عین ذات حق است. <ref>شرح فصوص الحکم، ص ۶۲.</ref>ازاین رو اطاعت در آن قابل تصور نیست؛ امّا وجود عینی اشیا مسبوق به اراده خداست: «اِذا اَرادَ شیــًا اَن یَقولَ لَهُ کُن فَیَکون»؛ <ref>یس/سوره۳۶، آیه۸۲.</ref> خطاب «کُنْ» به مرتبه شیئیت اشیا که همان وجود علمی آنهاست، تعلق دارد و بر اثر آن اشیا با طوع و رغبت (بدون تجافی) از مرحله علم به مرحله عین درآمده و به صورت وجود خارجی ظاهر  می‌شوند. این همان چیزی است که از آن به «اطاعت تکوینی» اشیا تعبیر شده و همه موجودات، اعم از جاندار و بی جان و عاقل و غیر عاقل را در بر می‌گیرد.<br/>
+
در این روایت، خداوند علاوه بر اطاعت کفار که از آنها به دشمنان تعبیر کرده است، تشبه به کفار را نیز نکوهش کرده است. نهی از اطاعت کفار را می‌توان از عبارت « وَ لَا تَسْلُکُوا مَسَالِکَ أَعْدَائِی» استفاده کرد و ترجمه دقیق آن این است: دنباله رو دشمنان من نباشید. و به عبارتی دیگر: پا جاپای دشمنان من نگذارید. که تعبیری دیگر از عدم اطاعت دشمنان خداوند و یا همان کفار می‌باشد. و اما عبارات دیگر روایت، یعنی: «لَا تَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِی» و «وَ لَا تَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِی» به جهت نفی تشبه مومنان به کافران است هرچند که از نفی تشبه نیز می‌توان عدم اطاعت را حداقل در موارد نفی شده، استفاده کرد. در پایان روایت، خداوند متعال، نتیجه این تبعیت از کفار و دشمنان خود را دشمنی مومنان با خداوند می‌داند و این به معنای خروج [[ایمان]] از دلهای مومنان است که پس از تغییری کامل، انسان به جرگه دشمنان خداوند تبارک و تعالی می‌پیوندد.<br/>
بدیهی است که امتثال و فرمانبرداری یاد شده از روی میل و رغبت است؛ نه کره و اضطرار، ازاین رو می‌توان آن را اطاعت نامید؛ ولی باید خاطرنشان کرد که موجودات عالم ماده را دو وجهه است: ملکوتی و مُلْکی. با توجه به وجهه ملکوتی آنها که سراسر علم و شعور و حیات و اراده و قدرت و حضور است، فرمانبرداری از روی میل و رغبت به وضوح قابل تصور است؛ ولی با توجه به وجهه مُلْکی اشیا و مراعات خصوصیات عالم ماده که عالم احتجاب و تزاحم و تضاد است، فرمانبرداری موجودات به نحو کره و اجبار رخ می‌نماید و چنانچه هر دو وجهه پیشگفته مورد نظر قرار گیرد از اطاعت به «اسلام» تعبیر می‌شود که اعم از طوع و کره است: «ولَهُ اَسلَمَ مَن فی السَّمـوتِ والاَرضِ طَوعـًا وکَرهـًا...»؛ <ref>آل عمران/سوره۳، آیه۸۳.</ref><br/>
+
۲. عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: «لَا یَذْهَبْ بِکُمُ الْمَذَاهِبُ فَوَ اللَّهِ مَا شِیعَتُنَا إِلَّا مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَ». <ref>جامع الاحادیث، علامه مجلسی، بحار الانوار، ج‏67، ص 95</ref><br/>
افزون بر اطاعت تکوینی، اشیا در اصل تحقق وجود آنها، در پذیرش هرگونه تغییر و تحولی در اوصاف و کمالات وجود (ذاتی و عرضی) نیز مطیع فرمان پروردگارند و آیاتی که از عبودیّت <ref>مریم/سوره۱۹، آیه۹۳.</ref> سجده <ref> رعد/سوره۱۳، آیه۱۵.</ref> تسبیح <ref>جمعه/سوره۶۲، آیه۱.</ref>و قنوتِ <ref>روم/سوره۳۰، آیه۲۶.</ref> <ref>بقره/سوره۲، آیه۱۱۶.</ref> همه موجودات پرده برمی دارد، هریک حکایت از اطاعت اشیا در اوصاف وجود دارد؛ همچنین در آیاتی به اطاعت تکوینی برخی از موجودات در اوصاف وجود اشاره شده است؛ مانند زمین که در داستان نوح(علیه السلام) آب خود را فرو برد: «یـاَرضُ ابلَعی ماءَکِ»؛ <ref>هود/سوره۱۱، آیه۴۴.</ref> آسمان که در همان واقعه از باران باز ایستاد: «یـسَماءُ اَقلِعی»؛ <ref>هود/سوره۱۱، آیه۴۴.</ref>، چشم و گوش و پوست مجرمان که به زیان آنان شهادت می‌دهند:«حَتّی اِذا ما جاءوها شَهِدَ عَلَیهِم سَمعُهُم واَبصـرُهُم وجُلودُهُم بِما کانوا یَعمَلون • و قالوا... اَنطَقَنَا اللّهُ الَّذی ...»؛ <ref>فصلت/سوره۴۱، آیه۲۰-۲۱.</ref> اصحاب سبت که به بوزینه تبدیل شدند: «فَقُلنا لَهُم کونوا قِرَدَةً خـسِـین»؛ <ref>بقره/سوره۲، آیه۶۵.</ref> آتش نمرود که بر ابراهیم(علیه السلام)سرد و سلامت شد:«یـنارُ کونی بَردًا و سَلـمـًا...»؛ <ref>انبیا/سوره۲۱، آیه۶۹.</ref> زمین که به فرمان خدا رام انسان است: «هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الاَرضَ ذَلُولاً ...»؛<ref>ملک/سوره۶۷، آیه۱۶.</ref> بلد طیّب که به اذن خدا گیاه خود را می‌رویاند:«والبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخرُجُ نَباتُهُ بِاِذنِ رَبِّه»؛ <ref>اعراف/سوره۷، آیه۵۸.</ref> حجاره سجّیل (سنگِ گِل) که اصحاب ابرهه را هدف قرار داد: «تَرمیهِم بِحِجارَة مِن سِجّیل»؛ <ref>فیل/سوره۱۰۵، آیه۴.</ref> آسمان که به فرمان خدا شکافته می‌شود:«اِذَا السَّماءُ انشَقَّت • واَذِنَت لِرَبِّها وحُقَّت»؛ <ref>انشقاق/شوره۸۴، آیه۱-۲.</ref> زمین که به اذن حق اخبار خویش را باز می‌گوید: «یَومَئِذ تُحَدِّثُ اَخبارَها»؛ <ref>زلزله/سوره۹۹، آیه۴.</ref> بادها که درختان را بارور می‌سازند:«واَرسَلنَا الرِّیـحَ لَوقِحَ»؛ <ref>حجر/سوره۱۵، آیه۲۲.</ref>و زنبور عسل که از کوه‌ها خانه اختیار می‌کند و از شهد همه میوه‌ها عسل می‌سازد:«و اَوحی رَبُّکَ اِلَی النَّحلِ اَنِ اتَّخِذی مِنَ الجِبالِ بُیوتـًا... ثُمَّ کُلی مِن کُلِّ الثَّمَرتِ ...»؛ <ref>نحل/سوره۱۶، آیه۶۸-۶۹.</ref>
+
امام باقر (علیه السلام) فرمودند: مذاهب و راه‌های باطل شما را به گمراهی و ضلالت نیفکند بخدا قسم شیعه ما نیست مگر آن کس که خداوند متعال را اطاعت نماید.<br/>
==== اطاعت تکوینی از غیر خداوند ====
+
توضیح حدیث:<br/>
اطاعت تکوینی موجودات ـ در اصلِ وجود و کمالات و اوصاف ـ بالاصاله در برابر فرمان الهی است؛ ولی با مشیّت الهی، ممکن است موجودات از فرمان انسانهایی همچون پیامبران نیز در هر دو بعد یاد شده اطاعت تکوینی داشته باشند، چنان که کوه‌ها و پرندگان در تسخیر داود(علیه السلام)بوده و از او اطاعت می‌کردند و به هر جا که اراده وی بود، باز می‌گشتند: «اِنّا سَخَّرنَا الجِبالَ مَعَهُ یُسَبِّحنَ بِالعَشیِّ والاِشراق • والطَّیرَ مَحشورَةً کُلٌّ لَهُ اَوّاب»؛ <ref>ص/سوره۳۸، آیه۱۸-۱۹.</ref> <ref> مجمع البیان، ج ۸، ص ۳۴۹.</ref> و جریان باد و شیطانهای بنّا و غوّاص و شیطانهای در غل و زنجیر که مطیع و فرمانبر سلیمان(علیه السلام)بودند: «فَسَخَّرنا لَهُ الرّیحَ تَجری بِاَمرِهِ... الشَّیـطینَ کُلَّ بَنّاء وغَوّاص ...»؛ <ref>ص/سوره۳۸، آیه۳۶-۳۷.</ref> <ref>مجمع البیان، ج ۸، ص ۳۶۱-۳۶۲.</ref> و آفریدن پرنده از گل و زنده ساختن مردگان و شفادادن کور مادرزاد که به اذن خداوند، به دست عیسی(علیه السلام)صورت گرفت:«... اِذ تَخلُقُ مِنَ الطّینِ کَهَیـَةِ الطَّیرِ بِاِذنی ...»؛ <ref>مائده/سوره۵، آیه۱۱۰.</ref> و افتادن خرما از درخت خشکیده که برای مریم واقع شد: «... تُساقِط عَلَیکَ رُطَباً جَنیّاً»؛ <ref>مریم/سوره۱۹، آیه۲۵.</ref> و اطاعت اجزای به هم آمیخته ۴ مرغ در پی فراخواندن ابراهیم(علیه السلام): «... فَخُذ اَربَعَةً مِنَ الطَّیرِ... ثُمَّ ادعُهُنَّ یَأتینَکَ سَعیـًا»؛<ref>بقره/سوره۲، آیه۲۶۰.</ref>
+
امام باقر (علیه السلام) در این روایت، شیعیان واقعی را کسانی می‌داند که فقط از خداوند متعال اطاعت می‌کنند. با این بیان، تمامی اطاعت‌های نامشروع نفی می‌شوند که اطاعت از کفار از جمله آنهاست.<br/>
=== اطاعت تشریعی ===
+
اطاعت تشریعی فرمان بری ارادی از حکم و قانونی است که از ناحیه شخصِ برخوردار از حق تشریع و آمریت، اعتبار شده باشد. بدیهی است که این اطاعت در حوزه رفتار ارادی موجوداتی مختار، مانند انسان معنا می‌یابد و پذیرش آن در گرو نفی مسلک جبر و بر مبنای ارادی بودن اطاعت است که اطاعت و عصیان، ارزش یا ضد ارزش محسوب می‌شود.<br/>
+
به حکم عقل و تصریح قرآن کریم، <ref>انفال/سوره۸، آیه۲۰.</ref><ref> آل عمران/سوره۳، آیه۱۳۲.</ref> <ref>نساء/سوره۴، آیه۵۹.</ref><ref> نساء/سوره۴، آیه۸۰.</ref>اطاعت خداوند، پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و پیشوایان معصوم علیهم السّلام بر همهٔ مردم، واجب است.<br/>
+
موارد اطاعت تشریعی به تفصیل به شرح زیر است:
+
==== اطاعت از خداوند ====
+
براساس نگرش توحیدی در ربوبیت تشریعی، حق اطاعت بالاصاله، ویژه ذات ربوبی است و اطاعت از حکم و فرمان غیر خداوند اگر به فرمان و اذن الهی نباشد، به [[شرک در اطاعت]] منتهی می‌شود. شماری از آیات قرآن به [[اطاعت از خدا]] اشاره کرده و آن را لازم شمرده است: «قُل اَطیعوا اللّهَ...»؛ <ref> آل عمران/سوره۳، آیه۳۲.</ref><ref> آل عمران/سوره۳، آیه۱۳۲.</ref> <ref>نساء/سوره۴، آیه۵۹.</ref> <ref>مائده/سوره۵، آیه۹۲.</ref>امر به اطاعت از خداوند، در آیات یاد شده ارشادی است؛ نه مولوی و گرنه موجب تسلسل می‌شود، چون این عقل انسان است که او را به اطاعت از پروردگار وا می‌دارد و آیات «اَطیعُوا اللّهَ» وی را به آن حکم عقلی ارشاد می‌کند <ref>دراسات فی ولایة الفقیه، ج ۱، ص ۶۴.</ref> یا می‌تواند تأکید حکم عقل باشد. <ref>التبیان، ج ۲، ص ۵۸۹.</ref>
+
==== اطاعت از پیامبر اسلام ====
+
در آیات فراوانی، اطاعت از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)در ردیف اطاعت از خدا، مطرح شده است؛ مانند: «قُل اَطیعوا اللّهَ والرَّسولَ» <ref>آل عمران/سوره۳، آیه۳۲.</ref> «یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اَطیعُوا اللّهَ واَطیعُوا الرَّسولَ...»؛ <ref>نساء/سوره۴، آیه۵۹.</ref> با توجه به اینکه اطاعت از پیامبر(صلی الله علیه وآله)به دستور خدا لازم شده است، اطاعت از وی [[اطاعت از خدا]] محسوب می‌شود. <ref>جامع البیان، مج، ۴، ج ۵، ص ۲۴۲.</ref>«مَن یُطِعِ الرَّسولَ فَقَد اَطاعَ اللّهَ»؛ <ref> نساء/سوره۴، آیه۸۰.</ref> نه تنها در زمین که در آسمانها نیز پیامبر واجب الاطاعه است و فرمانش را فرشتگان اطاعت می‌کنند، ازاین رو در شب معراج، فرشتگان به فرمان پیامبر درهای بهشت را گشودند. <ref>کشف الاسرار، ج ۱۰، ص ۳۹۸.</ref> «مُطاع ثَمَّ اَمین»؛ <ref>تکویر/سوره۸۱، آیه۲۱.</ref>و چون شریعت محمدی(صلی الله علیه وآله)تا قیامت پابرجاست، اطاعت از فرمانهای آن حضرت پس از وفات ایشان نیز واجب است. <ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۱۴.</ref>
+
==== اطاعت از اولی الامر ====
+
گروهی دیگر که در قرآن به اطاعت از آنان امر شده، اولی  الامر هستند:«...اَطیعُوا اللّهَ واَطیعُوا الرَّسولَ واُولِی الاَمرِ مِنکُم...»؛ <ref> نساء/سوره۴، آیه۵۹.</ref>مفسّران عامه اولی الامر را بر مصادیق گوناگونی مانند اصحاب پیامبر، خلفای راشدین، اهل علم و فقه،فرماندهان جنگی، والیان و حاکمان و اهل حل  و عقد تطبیق کرده‌اند <ref>جامع البیان، مج۴، ج۵، ص۲۰۴ـ۲۰۸ .</ref> <ref>التفسیرالکبیر، ج ۱۰، ص ۱۴۴ ـ ۱۴۵.</ref>امّا بیشتر مفسران شیعه، بر اساس مطلق و بی قید و شرط بودن امر به اطاعت از اولی الامر، لزوم عصمت اولی الامر را استفاده کرده و آن را بر امامان دوازده گانه(علیهم السلام)تطبیق داده‌اند. این مطلب در روایات فراوان منقول از اهل بیت(علیه السلام) نیز تأکید شده است، چون وجوب اطاعت مطلق مانند [[اطاعت از خدا]] و رسول در صورتی پذیرفتنی است که فرد از خطا مصون باشد و هرگز به کار خطا و زشت فرمان ندهد و چنین ویژگی را در امیران یا عالمان نمی‌توان یافت، بنابراین، اولی الامر به امامان دوازده گانه اختصاص خواهد داشت. <ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۱۴.</ref> <ref>نورالثقلین، ج ۱، ص ۴۹۷ ۵۰۵.</ref> <ref> المیزان، ج ۴، ص ۳۸۸ ۳۹۸.</ref> <ref>المیزان، ج ۴، ص۴۰۸ ۴۱۲.</ref><br/>
+
البته کسانی هم که اولی الامر را خصوص معصوم نمی‌دانند، بر این معنا تأکید می‌ورزند که اطاعت از امیران و رهبران سیاسی جامعه اطاعت مطلق نیست، بلکه تا زمانی است که فرمانروایی آنها بر اساس مصالح عمومی اجتماعی بوده و عصیان و تخطّی از اوامر الهی نباشد. <ref>جامع البیان، مج ۴، ج ۵، ص ۲۰۸.</ref>در روایات نیز نقل شده که اطاعت، در معروف است و در فرمان به معصیت روا نیست. <ref>صحیح البخاری، ج ۸، ص ۱۳۴.</ref> <ref>صحیح مسلم، ج ۶، ص ۵۲۵ ـ ۵۲۶.</ref> از امیرمؤمنان(علیه السلام)نقل شده است که امام حق باید بر اساس عدل حکمرانی کند و امانتدار باشد و در این صورت است که مردم باید از او فرمانبرداری کنند. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص ۱۴۳.</ref> <ref>التحریر والتنویر، ج ۵، ص ۹۶.</ref> پس نظام سیاسی حاکم بر جامعه در صورتی مشروعیت دارد و می‌تواند الزام سیاسی کند که در مقام اجرا و تنفیذ حکمِ نازل شده از سوی خداوند باشد و طبق قوانین شرعی حکم کند و چنانچه التزام سیاسی جامعه از نظام، موجب معصیت الهی باشد باید ترک گردد. <ref>تفسیرالمنار، ج۵، ص۲۷۶ ـ ۲۷۷.</ref> <ref>تفسیرالمنار،ج ۸، ص ۳۰۸.</ref> «لا دین لمن دان بطاعة المخلوق فی معصیة الخالق»؛ «کسی که از مخلوق در معصیت الهی پیروی کند، دین ندارد». <ref>بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۹۲.</ref>
+
==== اطاعت از پیامبران ====
+
خداوند به اطاعت از همه پیامبران فرمان داده است: «وما اَرسَلنا مِن رَسول اِلاّ لِیُطاعَ بِاِذنِ اللّهِ»؛ <ref>نساء/سوره۴، آیه۶۴.</ref> و قرآن از پیامبرانی چون عیسی، نوح، هود، صالح، لوط و شعیب نقل می‌کند که پیام مشترک آنان برای قوم خود، امر به تقوای الهی و اطاعت از خویش بوده است: «فَاتَّقوا اللّهَ واَطیعون» <ref>آل عمران/سوره۳، آیه۵۰.</ref> <ref>شعراء/سوره۲۶، آیه، ۱۰۸.</ref> <ref>شعراء/سوره۲۶، آیه، ۱۱۰.</ref> <ref>شعراء/سوره۲۶، آیه، ۱۲۶.</ref> <ref>شعراء/سوره۲۶، آیه، ۱۳۱.</ref> <ref>شعراء/سوره۲۶، آیه، ۱۴۴.</ref><ref>شعراء/سوره۲۶، آیه، ۱۵۰.</ref> <ref>شعراء/سوره۲۶، آیه، ۱۶۳.</ref><ref>شعراء/سوره۲۶، آیه، ۱۷۹.</ref>در پاره‌ای از موارد، پیش از بیان پیام بالا، جمله «اِنّی لَکُم رَسولٌ اَمین»؛ <ref>شعراء/سوره۲۶، آیه، ۱۰۷.</ref><ref>شعراء/سوره۲۶، آیه، ۱۲۵.</ref> <ref>شعراء/سوره۲۶، آیه، ۱۴۳.</ref> <ref>شعراء/سوره۲۶، آیه، ۱۶۲.</ref> <ref>شعراء/سوره۲۶، آیه، ۱۷۸.</ref>ذکر شده و نشان می‌دهد که پیامبران، چون رسول الهی بوده و برای بر دوش  گرفتن بار سنگین رسالت، امین هستند، همین امانتداری علّت لزوم اطاعت از ایشان است. <ref> المیزان، ج ۱۵، ص ۲۹۶.</ref>و تکرار این پیام از سوی پیامبران اولوا العزم و غیر اولواالعزم گویای جوهره و فلسفه بعثت است؛ یعنی دعوت به اطاعت از کارهایی که مقرّب ثواب و مبعّد عقاب می‌شود و سعادت بشریّت را تأمین می‌کند. پیامبران، هرچند در برخی فروع جزئی شریعت، بر اثر مقتضیات زمانی گوناگون اند؛ ولی در پیام اطاعت هم آوا بودند.<ref>المیزان، ج ۱۵، ص ۳۰۰.</ref>
+
==== اطاعت از فقیه جامع الشرائط ====
+
فرمانبری از فقیه جامع الشرایط به عنوان نایب امام معصوم در قلمرو ولایت ثابت برای وی نیز واجب است.<br/>
+
نیز اطاعت از کارگزاران حکومت و فرماندهان نظامی منصوب از جانب او نیز واجب می‌باشد. <ref>عوائد الایام، ص۵۴۰.</ref> <ref>جواهر الکلام ج۱۵، ص۴۲۱-۴۲۲.</ref>
+
==== اطاعت از شوهر ====
+
فرمانبری زن از همسر خود در مسائل زناشویی، از مواردی است که خداوند بدان فرمان داده است. از رسول  خدا(صلی الله علیه وآله)نقل است که «بهترین زنان، کسی است که وقتی به او فرمان دادی، از تو اطاعت کند». زنی که مخالفت کند و ناشزه شود، از پاره‌ای حقوق از جمله حق همخوابی محروم می‌گردد. <ref>جامع البیان، مج ۴، ج ۵، ص ۸۲ ـ ۹۹.</ref> و چنانچه از سرپیچی دست برداشت و مطیع گردید، شوهر حق ستم و آزار وی را ندارد: «... فَاِن اَطَعنَکُم فَلا تَبغوا عَلَیهِنَّ سَبیلاً»؛ <ref>نساء/سوره۴، آیه۳۴.</ref>
+
==== اطاعت فرزند از پدر و مادر ====
+
فرمان بردن فرزند از پدر و مادر هم واجب می‌باشد.<br/>
+
  
== قلمرو اطاعت ==  
+
== علل اطاعت از کفار ==  
وجوب اطاعت در سه مورد نخست (اطاعت خدا، پیامبر و امامان علیهم السّلام) مطلق و شامل همهٔ امرها و نهی‌های ایشان است، لیکن در دیگر موارد، به عدم معصیت مقیّد است.<br/>
+
در دنیای امروزی با توجه به تنوع وسایل اطلاع رسانی و گسترش فعالیت‌ها در فضای مجازی و امکانات متنوعی که در خدمت کمپانی‌های بزرگ فیلم سازی و خبرگزاری‌های مختلف وجود دارد، جهان غرب در چشم فرد مسلمان، بسیار ایده آل و مطلوب نمایان می‌کند. جهانی که به ادعای سیاستمداران غربی در اثر جدایی دین از سیاست و از دوره رنسانس ایجاد شده است. آنها با این شعار، و با تبلیغات گسترده، سعی دارند به جوان مسلمان القاء کنند که بهشتی که در آرزوی آن هستید، هم اینک در غرب وجود دارد و دیگر اینکه، این زندگی سراسر راحتی و خوشی، در اثر دوری از خداوند و تعالیم دینی به وجود آمده است.<br/>
بنابراین، اطاعت از آنان در [[گناه]] جایز نیست؛ <ref>جواهر الکلام ج۳۱، ص۱۰۳.</ref> <ref> مستمسک العروة ج۸، ص۵۷۱.</ref> <ref>مستمسک العروة ج۳، ص۳۰۵.</ref><ref> العروة الوثقی ج۲، ص۴۲۵.</ref><br/>
+
متاسفانه برخی مسلمانان با نگاهی از دور، این کشورها را بهشت گمشده خود تصور می‌کنند و به دنبال فراگرفتن آموزه‌ها، قوانین و تکنولوژی‌های آنان می‌روند. و خوب و بد آنان را با هم، خوب می‌پندارند. اولین آموزه‌هایی که این جهان سراسر فریب و نیرنگ بر آن استوار است، دوری از خداوند متعال، تکذیب آخرت و نگاه مادیگرانه به جهان هستی است. <br/>
همان گونه که به نظر برخی، قدر متیقّن از وجوب اطاعت پدر و مادر، جایی است که نافرمانی فرزند موجب آزار و عقوق آنان گردد. موارد دیگر محل تأمّل و اشکال واقع شده است. <ref>جواهر الکلام ج۲۱، ص۲۳.</ref> <ref>مستمسک العروة ج۷، ص۱۶۹.</ref>
+
بنابراین از جمله علل و عوامل اطاعت مسلمانان از کفار، فریفتگی و تصور غیر واقعی از دنیای آنان، دلبستگی به دنیا، نگاه مادیگرایانه به جهان هستی، خودباختگی برخی مسلمانان در برابر کفار، عدم شناخت صحیح از تعالیم و برنامه‌های سعادت بخش دین مبین اسلام و عدم اعتقاد به جهان آخرت می‌باشد.<br/>
 +
<br/>
 +
== روش‌های امروز کفار برای اطاعت پذیری مردم ==
 +
=== در قالب مصوبات بین المللی ===
 +
امروزه کفار با در دست گرفتن سازمان‌های بین المللی؛ همچون سازمان ملل، شورای امنیت سازمان ملل و... با تصویب برخی قوانین، هزینه‌های هنگفتی را برای کشورهای مخالف خود ایجاد می‌کنند. مصوبات سازمان ملل و یا شورای امنیت، هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و در برخی موارد نظامی برای سایر کشورها ایجاد می‌نماید. آنها با این مصوبات سعی می‌کنند با تحت فشار قرار دادن کشورهای مخالف، آنها را مجبور به اطاعت از خود نمایند.<br/>
 +
=== در قالب ایجاد نیاز و ضرورت زندگی اجتماعی ===
 +
امروزه غرب و شرق با استفاده از تکنولوژی، مصرف گرایی و... سعی در مطیع کردن کشورهای مسلمان و مخالف خود دارد. استفاده از اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و پیام رسان، گوشی‌های هوشمند، وسایل پیشرفته زندگی و... منوط به کسب اجازه و رضایت آنان است. زمانی که انسان مسلمان خود را بی نیاز از دستآوردها و تکنولوژی کفار نداند، به جهت استفاده از این ابزار، سعی خواهد کرد تا رضایت آنان را جلب نماید و بدیهی است که بنابر آیه شریفه ۱۲۰ سوره مبارکه بقره، رضایت آنان منوط به اطاعت از آنان می‌باشد:<br/>
 +
«وَ لَنْ تَرْضی عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصاری حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الْهُدی وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذی جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصیرٍ»<br/>
 +
هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شده‌ای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود.<br/>
 +
=== در قالب فیلم و رسانه ===
 +
کمپانی‌های بزرگ فیلمسازی همچون هالیوود، کار هنری خود را در خدمت سیاست و تبلیغ فرهنگ غربی به کار گرفته‌اند. انسان مسلمان با دنبال کردن این فیلم‌ها و رسانه‌های کفار، با مرور زمان، فرهنگ خود را ناقص و غیر صحیح می‌پندارد و در مقابل، تصور غیر واقعی از دنیای غرب در ذهن او شکل خواهد گرفت. چنین شخصی خود را تهی می‌انگارد و سعادت و خوشبختی را در تبعیت از کفار تصور می‌کند.<br/>
 +
=== در قالب تخریب زیرساخت‌های استقلال کشورهای اسلامی ===
 +
کفار با بهانه‌های واهی و دروغین، تلاش می‌کنند زیرساخت‌های کشورهای اسلامی را از بین ببرند به جهت اینکه مسلمانان برای گذراندن زندگی خود، نیازمند آنان باشند تا بتوانند تامین نیازهای آنان را مشروط به اطاعت از خود کنند. گاهی به بهانه تسلیحات هسته‌ای به عراق حمله می‌کنند، گاهی به بهانه طالبان و تروریسم به افغانستان هجوم می‌آورند، گاهی به بهانه حقوق بشر در سوریه جنگ به راه می‌اندازند و ... .<br/>
 +
در این جنگ‌ها، منابع طبیعی آن کشورها را به غارت می‌برند و به بهانه ایجاد امنیت، تا سالیان سال، آن کشورها را تصرف و ضمن تبلیغ فرهنگ غربی، هزینه‌های هنگفتی را متوجه آن کشورها می‌سازند.<br/>
 +
=== در قالب تهدید و تطمیع ===
 +
همیشه تهدید و تطمیع مسلمانان در برنامه کشورهای مدعی حقوق بشر، وجود دارد. آنان با استفاده از روش‌های چهارگانه‌ای که بیان کردیم، با تهدید و تطمیع، ضمن ایجاد فضای رعب و وحشت و ناامنی در بین ملت‌های مسلمان، آنان را به اطاعت از خود وا می‌دارند. با تهدید کشورها به جنگ، فضایی ناامن و غیر قابل اعتماد در آن کشورها ایجاد می‌کنند. کمترین نتیجه‌ای که از این روش عائد آنان می‌شود این است که ملت‌های مختلف به مرور زمان، از وضعیت ایجاد شده خسته می‌شوند و به حکومت‌های خود برای اطاعت از آنان، فشار خواهند آورد. <br/>
  
== آیات اطاعت از رسول اکرم ==  
+
== برخی پیامدهای اطاعت از کفار در زندگی امروزی ==  
آیات مربوط به اطاعت از رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)دو دسته است: در برخی از آنها کلمه «اَطیعُوا» تکرار نشده؛ <ref> آل عمران/سوره۳، آیه۳۲.</ref> <ref> انفال/سوره۸، آیه۴۶.</ref> و در برخی دیگر تکرار شده است؛ مانند: «یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اَطیعُوا اللّهَ واَطیعُوا الرَّسولَ...»؛ <ref> نساء/سوره۴، آیه۵۹.</ref> <ref>نور/سوره۲۴، آیه۵۴.</ref><ref>تغابن/سوره۶۴، آیه۱۲.</ref> در دسته نخست که «اطیعوا» تکرار نشده، می‌توان گفت معنای اطاعت از رسول، همان اطاعت از خداست؛ ولی در دسته دوم در باره وجه تکرار «اَطیعُوا» با آنکه به نصّ قرآن <ref>نساء/سوره۴، آیه۵۹.</ref>اطاعت از رسول، همان اطاعت از خداست، مفسّران نظراتی متفاوت ارائه داده‌اند:
+
زمانی که فرد مسلمان در اثر عواملی چون خودباختگی دینی و عدم شناخت صحیح از تعالیم و برنامه‌های سعادت بخش دین مبین اسلام، زندگی در جهان کفر را مدینه فاضله بداند و در آرزوی داشتن زندگی پیشرفته و راحتی،  همچون زندگی آنان باشد، دانسته و یا نادانسته، کفار را الگوی خود قرار می‌دهد و سعی خواهد کرد تا در زندگی خود، از آنان الگو برداری نماید. بنابراین نحوه زندگی خود را با مرور زمان تغییر می‌دهد. نحوه پوشش خود را، نحوه غذا خوردن خود را، نحوه تعامل با خانواده و اجتماع، و مهم تر از همه، اعتقاد و طریقه تفکر خود را درباره اصل زندگی و چگونگی آن و وظایف و تکالیفی که بر عهده دارد را از کفار، الگو برداری می‌کند. <br/>
 +
در زندگی این مسلمان، نتایج و پیامدهای این الگوبرداری غیرصحیح و اطاعت نامشروع با مرور زمان، نمود پیدا می‌کند پیامدهایی همچون: عدم تقید به تعالیم دینی، بی بندوباری، اسراف، نسخه برداری از زندگی غربی، اعتقاد و اعتماد غیرعقلایی به قوانین و تعالیم غربی، دوری از خدا، خروج از ولایت رب، عقب ماندگی دنیوی، عدم کسب استقلال و تابع غرب بودن در زندگی و... . <br/>
 +
غافل از اینکه بنابر تعالیم الهی قرآن کریم، سرنوشت اینگونه افراد، سرنوشتی شوم و ننگین خواهد بود. همانگونه که در آیات ۱۴۹-۱۵۰ سوره آل عمران؛ ۲۵۷ سوره بقره و ۳۹ سوره مبارکه نور، خداوند متعال مسلمانان را از اطاعت کفار برحذر می‌دارد.<br/>
  
== وجوه تکراراَطیعُوا ==
+
== راهکار مقابله با این منکر ==
=== برای مبالغه ===
+
به جهت گرفتار نشدن در این منکر، باید شناخت کامل و صحیحی از دین اسلام و تعالیم حیات بخش آن به دست آوریم یا خود مجتهدانه آن را بشناسیم و یا اینکه مقلدانه از اسلام شناس امین اطاعت کنیم و فهم صحیحی از برنامه‌های دنیوی و اخروی دین مبین اسلام حاصل نماییم. تا در تبلیغات دروغین و اغوا کننده کفار و مشرکان گرفتار نشویم و با اندک شبهه و پرسشی، سعادت دنیا و آخرت خود را ارزان نفروشیم و به اطاعت اغیاری که در روایات اهل بیت (علیهم السلام) به عنوان دشمن خداوند معرفی شده‌اند،  <ref>جامع الاحادیث، ابن بابویه، علل الشرایع، ص 348- جامع الاحادیث، شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 4، ص385 - جامع الاحادیث، شیخ طبرسی، مشکاه الانوار فی غرر الاخبار، ص325</ref> درنیاییم. <br/>
اطاعت پیامبر، مانند اطاعت از خداست. <ref>جامع البیان، مج ۴، ج ۵، ص ۹۹.</ref> <ref> التبیان، ج ۲، ص ۵۹۰.</ref> <ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۱۳.</ref>
+
<br/>
=== برای دفع توّهم ===
+
== منابع مفید جهت مطالعه بیشتر ==
برای دفع توّهم کسی است که قائل به حسبنا کتاب اللّه بوده و می‌پندارد پیروی از احکام پیامبر که در قرآن نیامده، واجب نیست. <ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۹۹.</ref>
+
۱. نرم افزار جامع التفاسیر،  <ref>نرم افزاری جامع از تفاسیر شیعه و اهل سنت می‌باشد و توسط مرکز تحقیقات علوم قرآنی نور تهیه و توزیع شده است.</ref> ذیل آیات مربوطه در تفاسیر<br/>
=== وجوب پیروی از دو امر ===
+
۲. سید محسن خرازی، مقاله تشبه به کفار و پیروی از آنان، مجله فقه اهل بیت (علیهم السلام)، پاییز ۱۳۷۷، شماره 15<br/>
«اَطیعُوا اللّه» یعنی وجوب پیروی از کتاب الهی و «اَطیعُوا الرَّسول» یعنی وجوب پیروی از سنّت نبوی. <ref>جامع البیان، مج۴، ج۵، ص۲۰۳ ـ ۲۰۴.</ref> <ref>مجمع البیان، ج۳، ص ۱۱۴.</ref> <ref> التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۱۴۳.</ref>
+
۳. حسین علی احمدی، مقاله قاعده فقهی نفی سلطه کافر بر مسلمان، مجله درسهایی از مکتب اسلام، شهریور۱۳۸۳، شماره 6<br/>
  
=== اطاعت رسول، اطاعت الله است ===
+
== فهرست منابع ==
مقصود آن است که اطاعت رسول هم باید به قصد اطاعت اللّه باشد.<ref> التبیان، ج ۲، ص ۵۹۰.</ref>
+
۱. قرآن کریم<br/>
=== دو حیثیتی بودن شخصیت پیامبر ===
+
۲. جامع التفاسیر، طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن<br/>
شخصیت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) دو حیثیت دارد: حیثیت تبلیغ وحی الهی و آگاه کردن مردم از معارف و احکام شریعت و تفصیل کلیات قرآن، و حیثیت زمامداری و ولایت او بر جامعه. زمامدار به اقتضای رهبری لازم است برای اداره جامعه و حفظ اساس نظام اسلامی، فرمان بدهد و مردم نیز به اطاعت از احکام حکومتی وی موظّف اند. اطاعت از این اوامر در حقیقت اطاعت خداست؛ ولی برای بیان لزوم اطاعت در این احکام، واژه اطاعت تکرار شده است. <ref>المیزان، ج۴، ص ۳۸۸.</ref> <ref>المیزان، ج۹، ص ۹۵.</ref> <ref>المیزان، ج۹، ص۳۳۸.</ref><ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۲۴۷.</ref>
+
۳. جامع التفاسیر، طبرسی، مجمع البیان<br/>
 +
۴. جامع التفاسیر، مکارم شیرازی، تفسیر نمونه<br/>
 +
۵. جامع الاحادیث، مجلسی، بحار الأنوار<br/>
 +
۶. جامع التفاسیر، مکارم شیرازی، ترجمه قرآن <br/>
 +
۷. زارع پور، مقاله اطاعت در قرآن(؟؟؟؟؟؟)<br/>
 +
۸. تشبه به کفار در پوشش، زین العابدین نجفی، آرایش و آداب و رسوم از منظر فقه امامیه، مجله انسان پژوهی دینی، بهار و تابستان ۱۳۸۵، شماره ۷و8<br/>
 +
۹. القاموس، حسن بن عبدالله عسکری، الفروق فی اللغه<br/>
 +
۱۰. القاموس، ابن فارس، معجم مقاییس اللغه<br/>
 +
۱۱.   القاموس، ابن منظور، لسان العرب<br/>
 +
۱۲.   القاموس، احمد بن محمد فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی<br/>
 +
۱۳. جامع الاحادیث، علی‌بن‌عیسی اربلی، کشف الغمه فی معرفه الائمه<br/>
 +
۱۴. جامع الاحادیث، محمـدبن‌علـی‌بن‌بابـویـه قمـی (شیـخ صـدوق)، کمال الـدین وتمام النعـمه<br/>
 +
۱۵. جامع الاحادیث، قطـب‌الـدیـن سعیدبن‌هبه‌الله راوندی، الخرائج<br/>
 +
۱۶. جامع الاحادیث، ابوعلی فضل‌بن‌حسن طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی<br/>
 +
۱۷. جامع الاحادیث، ابوجعفر محمدبن‌حسن‌بن‌علی طوسی، الغیبه<br/>
 +
۱۸. مصباح یزدی، خداشناسی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، قم، تابستان86<br/>
  
== آثار اطاعت از خدا و رسول ==  
+
== پانویس ==
[[اطاعت از خدا]] و رسول، آثار و برکاتی را در پی دارد:
+
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
=== بهره مندی از رحمت الهی ===
+
«واَطیعوا اللّهَ والرَّسولَ لَعَلَّکُم تُرحَمون»؛ <ref> آل عمران/سوره۳، آیه۱۳۲.</ref>
+
=== ورود به بهشت ===
+
«...و مَن یُطِعِ اللّهَ و رَسولَهُ یُدخِلهُ جَنّـت تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ ...»؛ <ref> نساء/سوره۴، آیه۱۳.</ref> ورود اهل طاعت به بهشت طبق قاعده عقلی وجوب وفا به وعده است که ترک آن ظلم محسوب می‌شود. <ref> المیزان، ج ۱۱، ص ۳۵.</ref>
+
=== قرار گرفتن در کنار نعمت داده شدگان ===
+
«ومَن یُطِعِ اللّهَ والرَّسولَ فَاُولئِکَ مَعَ الَّذینَ اَنعَمَ اللّهُ عَلَیهِم مِنَ النَّبِیّینَ والصِّدّیقِینَ والشُّهَداءِ والصّــلِحین». <ref>نساء/سوره۴، آیه۶۹.</ref>
+
=== پاداش نیکو و عدم کاستی ===
+
«...فَاِن تُطیعوا یُؤتِکُمُ اللّهُ اَجرًا حَسَنـًا»؛ <ref>فتح/سوره۴۸، آیه۱۶.</ref>، «... و اِن تُطیعُوا اللّهَ ورَسولَهُ لا یَلِتکُم مِن اَعمــلِکُم شیــًا». <ref>حجرات/سوره۴۹، آیه۱۴.</ref> <ref>جامع البیان، مج ۱۳، ج ۲۵، ص ۱۸۵.</ref>
+
=== رسیدن به فوز بزرگ ===
+
«ومَن یُطِعِ اللّهَ و رَسولَهُ فَقَد فازَ فَوزًا عَظیمـا». <ref>احزاب/سوره۳۳، آیه۷۱.</ref> برخی با تمسک به آیات «وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِیلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَیهِم مِّن رَّبِّهِمْ لأکَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم...»؛ <ref>مائده/سوره۵، آیه۶۶.</ref>، «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ» <ref>اعراف/سوره۷، آیه۹۶.</ref> و «وَمَن یُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَخْشَ اللَّهَ وَیَتَّقْهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ» و <ref> نور/سوره۲۴، آیه۵۲.</ref>، وسعت روزی و گشایش درهای خیر را هم از آثار اطاعت دانسته‌اند. <ref>کشف الاسرار، ج ۳، ص ۱۷۹.</ref> <ref> التفسیر الکبیر، ج ۳۰، ص ۱۳۷.</ref> در مقابل، پیامدهای سوء اطاعت نکردن از خدا و رسول و نافرمانی امر و نهی الهی، گریبانگیر خود فرد وجامعه عصیانگر می‌شود. وظیفه پیامبر(صلی الله علیه وآله)تنها رساندن پیام الهی است. <ref>جامع البیان، مج ۱۴، ج ۲۸، ص ۱۵۸.</ref> «واَطیعُوا اللّهَ واَطیعُوا الرَّسولَ فَاِن تَوَلَّیتُم فَاِنَّما عَلی رَسولِنَا البَلـغُ المُبین»؛<ref>تغابن/سوره۶۴، آیه۱۲.</ref> و این انسان است که با عصیان فرمان خدا و رسول، گرفتار گمراهی آشکار خواهد شد. <ref>جامع البیان، مج ۱۲، ج ۲۳، ص ۱۶ ـ ۱۷.</ref> : «...و مَن یَعصِ اللّهَ و رَسولَهُ فَقَد ضَلَّ ضَلـلاً مُبینـا»؛ <ref> احزاب/سوره۳۳، آیه۳۶.</ref>
+
  
== اطاعتهای نامشروع ==
 
اطاعتهای نامشروع، دو دسته است: دسته نخست مواردی است که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) و یاران وی یا همه مؤمنان صریحاً از اطاعت نهی شده‌اند (شماره‌های ۱ ـ ۸) و دسته دوم مواردی که پیامدهای سوء برخی اطاعتهای نادرست، به پیامبر یا مؤمنان گوشزد شده است (شماره‌های ۹ ـ ۱۳).<br/>
 
=== اطاعت از کافران ===
 
«فَلا تُطِعِ الکـفِرینَ»؛<ref>فرقان/سوره۲۵، آیه۵۲.</ref> <ref> احزاب/سوره۳۳، آیه۴۸.</ref>
 
=== اطاعت از منافقان ===
 
«ولا تُطِعِ الکـفِرینَ والمُنـفِقینَ». <ref> احزاب/سوره۳۳، آیه۱،۴۸.</ref> طبق اطلاق این آیه، اطاعت از کافران و منافقان، هرچند دعوت به حق کنند جایز نیست و انجام دادن کار حق باید برای خود حق باشد؛ نه برای دعوت کافران و منافقان. <ref> التبیان، ج ۸، ص ۳۱۳.</ref>
 
=== اطاعت از تکذیب کنندگان ===
 
«فَلا  تُطِعِ المُکَذِّبین»؛ <ref>قلم/سوره۶۸، آیه۸.</ref> که هرگونه موافقت گفتاری و رفتاری با آنان حرام است.<ref> المیزان، ج ۱۹، ص ۳۷۲.</ref>
 
=== اطاعت از بسیار سوگند خورنده پست ===
 
که اهل [[عیب جویی]] و [[سخن چینی]] است و از کار خیر، بسیار منع می‌کند و متجاوز، گنهکار، کینه  توز، پر خور، خشن و بی  ریشه است: «ولا تُطِع کُلَّ حَلاّف مَهین • هَمّاز مَشّاء بِنَمیم • مَنّاع لِلخَیرِ مُعتَد اَثیم • عُتُلّ بَعدَ ذلِکَ زَنیم»؛ <ref>قلم/سوره۶۸، آیه۱۰-۱۳.</ref><br/>
 
خداوند در آیات یاد شده به ۹ صفت زشت اشاره فرموده و پیامبر صلی الله علیه وآله را از اطاعت صاحبان چنین اوصافی بازداشته است. درحقیقت خداوند با این نهی خواسته افراد مزبور را به حاشیه اجتماع براند تا دیگران ـ با توجه به روحیه تأثیرپذیری انسانها ـ تحت تأثیر آنها قرار نگیرند. <ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۳۷۱ ۳۷۲.</ref>
 
=== اطاعت از غافلان از یاد خدا و پیروان هوای نفس ===
 
«ولا تُطِع مَن اَغفَلنا قَلبَهُ عَن ذِکرِنا واتَّبَعَ هَوهُ»؛ <ref>کهف/سوره۱۸، آیه۲۸.</ref>
 
=== اطاعت از گناهکاران ===
 
«ولا تُطِع مِنهُم ءاثِمـًا...». (انسان/۷۶٬۲۴) تعلیق نهی از اطاعت بر صفت گناهکاری و کفر، مفید علیّت این دو ویژگی برای حرمت مطلق اطاعت از کافران و فاسقان است، و حرمت اختصاص به جایی ندارد که آنها دعوت به [[گناه]] یا کفر می‌کنند. <ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۴۱.</ref><br/>
 
در موارد پیشگفته خطاب نهی متوجه پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) بود. در دو مورد نیز خطاب نهی متوجه همه مؤمنان یا متوجه انسان است که به ترتیب عبارت است از: <ref>جامع البیان، مج ۱۱، ج ۱۹، ص ۱۲۵.</ref>
 
=== اطاعت از مسرفان ===
 
«ولا تُطیعوا اَمرَ المُسرِفین»؛ <ref> شعراء/سوره۲۶، آیه۱۵۱.</ref>
 
=== اطاعت کورکورانه از پدر و مادر ===
 
«و اِن جـهَداکَ لِتُشرِکَ بی ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ فَلا تُطِعهُما»؛ <ref>عنکبوت/سوره۲۹، آیه۸.</ref> <ref>لقمان/سوره۳۱، آیه۱۵.</ref>
 
=== اطاعت از اکثریت ===
 
«واِن تُطِع اَکثَرَ مَن فِی الاَرضِ یُضِلّوکَ عَن سَبیلِ اللّهِ اِن یَتَّبِعونَ اِلاَّالظَّنَّ واِن هُم اِلاّ یَخرُصون »؛ <ref>انعام/سوره۶، آیه۱۱۶.</ref> مهم‌ترین ویژگی اطاعت از اکثریت که باعث گمراهی است پیروی از حدس و گمان است. انسان در امور جزئی زندگی دنیا معمولا چاره‌ای جز پیروی از حدس و گمان ندارد؛ ولی در امور اساسی زندگی و سعادت و شقاوت ابدی نمی‌تواند از کسانی که مبنای نظرشان گمان است و به عالم واقع و کشف یقینی راهی ندارند پیروی کند، ازاین رو قرآن هم پیامبر را از اطاعت اکثریت باز می‌دارد و هم به مردم هشدار می‌دهد که فراموش نکنید، پیامبر خدا در میان شماست و خیر و رشد جامعه در گرو اطاعت مردم از اوست؛ نه اینکه وی پیرو مردم باشد و طبق هوای آنها ـ که بیشتر ریشه در گمان داشته و مبنای عقلانی ندارد ـ حرکت کند: «لَو یُطیعُکُم فی کَثیر مِنَ الاَمرِ لَعَنِتُّم ...»؛<ref>حجرات/سوره۴۹، آیه۷.</ref>
 
=== اطاعت از برخی همسران و فرزندان ===
 
«... اِنَّ مِن اَزوجِکُم واَولـدِکُم عَدُوًّا لَکُم فَاحذَروهُم»؛ <ref>تغابن/سوره۶۴، آیه۱۴.</ref> چون بعضی از همسران و فرزندان دشمن انسان اند و انسان را از اطاعت الهی باز می‌دارند. <ref>جامع البیان، مج ۱۴، ج ۲۸، ص ۱۵۸.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۳۳.</ref>
 
 
==فهرست منابع ==
 
فرهنگ نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۲۲۲، برگرفته از مقاله «اطاعت».<br/>
 
دانش نامه موضوعی قرآن.<br/>
 
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۵۷۸-۵۷۹.<br/>
 
 
== پا نویس ==
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://wikifeqh.ir/%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%B9%D8%AA ویکی فقه] - تاریخ برداشت: 94/06/14    </span></div>
 
<br />
 
  
 
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق منکر]]
 
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق منکر]]
 
[[رده:منکرسیاسی]]
 
[[رده:منکرسیاسی]]
 
[[رده:منکر اجتماعی]]
 
[[رده:منکر اجتماعی]]

نسخهٔ ‏۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۳۸

اطاعت از کفار

نویسنده: محمد نصّاری
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-25-10-95
کلیدواژه: اطاعت، کفار، عصیان، تبعیت، پیروی، غرب زدگی


چکیده

اطاعت و فرمانبرداری فقط حق خداوند است و به تبع آن، از کسانی که خداوند اطاعت از آنان را بر ما واجب کرده است. اما در طول تاریخ اسلام، اطاعت از کفار، توسط برخی مسلمانان صورت گرفته است و همیشه مورد نهی و نکوهش خداوند متعال بوده است. در این مقاله، به بررسی نهی از اطاعت کفار در آیات قرآن کریم و روایات، و همچنین علل اطاعت از کفار و بیان پیامدهای اطاعت از کفار، راهکار مقابله با این منکر پرداخته‌ایم.

مقدمه

اطاعت و فرمانبرداری از خداوند متعالی که خالق انسان و عالم به سعادت و شقاوت او می‌باشد، می‌تواند انسان را تا اعلی علیین بالا ببرد و در مقابل اطاعت و فرمانبرداری از غیر خداوند متعال و پیمودن هر راهی غیر از راه خداوند، می‌تواند انسان را تا اسفل سافلین بکشاند. خواه آن راه، راه کفار باشد، خواه راه شیطان و خواه راه هواهای نفسانی.
خداوند متعال در آیات قرآن کریم، ما را به اطاعت‌های مشروع دعوت کرده است اطاعت از الله و اطاعت از پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت ایشان (علیهم السلام). و ما را از پیمودن راه‌های باطل و اطاعت‌های نامشروع بازداشته است.

معنای لغوی و اصطلاحی واژه‌های «اطاعت» و «کفار»

اطاعت در لغت از ماده «طوع» است و همانگونه که در کتب لغوی متقدم آمده است به معنای انقیاد و فرمانبرداری می‌باشد:
صاحب کتاب گرانسنگ العین آورده است:
طاعت اسمی است برای آنچه که مصدرش اطاعت می‌باشد، و آن همان انقیاد و فرمانبرداری است. [۱]
همچنین ابن فارس در خصوص این ماده می‌نویسد:
طاء و واو و عین، اصل صحیح واحدی است که دلالت بر همراهی و انقیاد و فرمانبرداری دارد. گفته می‌شود: از او اطاعت کرد و از او اطاعت دارد، وقتی که به انقیاد او درآمد و به جهت انجام فرمانش، اقدام کرد. [۲]

اما در اصطلاح دین

اطاعت در اصطلاح دین به معنای فرمانبرداری بنده از مولا در تمامی اوامر و نواهی است به گونه‌ای که رفتار انسان، موافق با اراده مولا باشد.
مرحوم آیه الله علی فیض مشکینی در کتاب تحریر المعالم فی اصول الفقه می‌نویسد:
«بدان که اگر انسان به وجوب و یا حرمت کاری قطع پیدا کند و قطع وی نیز موافق با واقع باشد، در این صورت اگر بر وفق قطع خود عمل نمود، عمل او را طاعت حقیقی می‌نامند همانند کسی که به وجوب نماز جمعه قطع پیدا کند و آن را اقامه نماید و در واقع نیز واجب بوده باشد.» [۳]
مرحوم محمد حسین نجفی کلباسی نیز همین معنا را اخذ کرده است:
«طاعت عبارت است از انجام دادن آنچه که مورد رضایت مولا است.» [۴]
شیخ طوسی (رحمه الله) در تفسیر التبیان، در تعریف طاعت می‌فرماید:
طاعت عبارت است از عمل بر طبق اراده‌ای که انسان را به انجام فعل تشویق می‌کند. و تفاوت آن با اجابت، این است که در اجابت اراده مشوّق وجود ندارد هرچند که عمل بر طبق اراده صورت گرفته باشد. [۵]
همچنین حضرت آیت الله جعفر سبحانی در تعریف طاعت می‌فرماید:
«همانا حق طاعت عبارت است از تحمل مسئولیت بنده در مقابل مولا می‌باشد و لزوم کرنش او در برابر مولا به هر آنچه که بدان دستور داده و یا از آن باز داشته است.بنابراین طاعت، اختصاص به موارد تکلیف دارد.» [۶]
در خصوص مفهوم «کفار» نیز باید گفته شود که این واژه، جمع مکسر «کافر»، از ماده «ک ف ر» است. به جهت اینکه این واژه، واژه‌ای مأنوس و معروف است، توضیح چندانی نیاز ندارد. و صرفا به نقل معنای آن از یکی از کتب لغت اکتفا می‌کنیم.
ابن فارس در کتاب مقاییس اللغه در توضیح این واژه می‌نویسد:
کفر، ضد ایمان است و به جهت اینکه سرپوشی بر روی ایمان است به آن کفر گفته می‌شود. و همینطور کفران نعمت که به معنای انکار و پوشاندن آن است. [۷]

کافر در اصطلاح فقها

شهید ثانی نیز فرموده است: کافر کسی است که الوهیت یا رسالت پیامبر یا بعضی از آنچه که به نحو ضروری جزو دین دانسته شده را انکار نماید. [۸]
مرحوم امام خمینی (ره) نیز می‌فرماید: کافر کسی است که دینی جز اسلام را اختیار نماید یا آنکه اسلام را اختیار کند ولی آنچه که به نحو ضروری جزو دین دانسته می‌شود را انکار نماید به گونه‌ای که انکارش به انکار رسالت یا تکذیب نبی یا تنقیص شریعت مطهر او بازگشت نماید یا از او سخن یا کرداری صادر شود که کفر او را اقتضا نماید. [۹]
کفر، دارای اقسام و عللی است که توضیح آن خارج از توان این مقاله می‌باشد و برای مطالعه بیشتر در مورد آن، باید به کتب مفصل و یا مقالاتی که در این خصوص نوشته شده‌اند، مراجعه شود.

اقسام اطاعت

اطاعت، فرمان پذیری زیردست و دانی از بالادست و عالی است و اطاعت کردن، فقط از کسی پسندیده است، که بر انسان ولایت مشروع داشته باشد. و تفاوت آن با اجابت در این است که اجابت، قبول دعا و انجام کاری توسط بالادست در اثر درخواست فرودست است. اما تفاوت آن با تبعیت در این است که تبعیت، دنباله روی و پا جاپای کسی گذاشتن را می‌گویند.
اطاعت تنها از کسی نیکو است که بر مطیع، ولایت مشروع داشته باشد. ولایت؛ به مشروع، همچون ولایت خداوند بر انسان «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ» [۱۰] ، و ولایت غیر مشروع، همچون ولایت شیطان بر انسان «وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ» [۱۱] ، تقسیم می‌شود.
اطاعت بالاصاله از آنِ خداوند تبارک و تعالی است اما خداوند به جهت هدایت بشر و برقراری نظم در اجتماع، اطاعت از افرادی را مجاز شمرده است. بنابراین اطاعت از آنان در طول اطاعت از خداوند خواهد بود.
حضرت آیه الله محمد تقی مصباح یزدی در کتاب خداشناسی در این خصوص می‌نویسند:
«خداوند ولیّ حقیقی تمام موجودات هستی است؛ اما گاهی خداوند برای برخی از انسان‌ها که کمالات و شایستگی‌های ویژه‌ای دارند نیز جعل ولایت می‌کند و به آنها قدرت تصرف در جهان هستی، با اذن خود را می‌دهد. چنین انسان‌هایی به‌اذن خداوند می‌توانند تصرفاتی در عالم موجود بکنند.
وقتی می‌گوییم جز الله کسی حق قانون‎گذاری، فرمان دادن و اطاعت شدن بی‌چون و چرا ندارد، به معنای این است که هیچ‌کس مستقلاً از ناحیه خودش حق فرمان دادن ندارد؛ اما اگر خدا برای کسی این حق را قرار بدهد، اطاعت چنین کسی درواقع به اطاعت خدا بازمی‌گردد. در قرآن آمده است: وَمَا أرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللّه [۱۲] ؛ «هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای اینکه مردم به‌اذن خدا از او اطاعت کنند».
همچنین اطاعـت از کسـانی که ازسوی پیامـبر(صلی الله علیه وآله) یـا امـام معصوم(علیهم السلام) به‌طور خاص یا با بیانی عـام در زمـان حضـور یا غـیبت نصب می‌شـوند، در امتداد اطاعت از پیامبر و «اولی‌الامر» است و همان‌گونه‌که وقتی پیامبر(صلی الله علیه وآله) یا امام معصوم(علیهم السلام) در حیات خویش برای منطقه‌ای کسی را والی قرار می‌داد، اطاعت او بر مردم لازم می‌بود، در زمان غیبت هم «ولی فقیه» که ازسوی امام زمان(عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) برای رسیدگی به امور مردم در این زمان تعیین شده است، باید اطاعت شود و اطاعت از او درحقیقت اطاعت از خـدا، پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امام زمان(عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) است؛ چنان‌که در توقیع شریف امام زمان(عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) این مطلب ذکـر شده است: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَهُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاهِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّهُ اللَّهِ عَلَیْهِم‏» [۱۳]
اما درحکم پیشآمدهای تازه به راویان حدیث ما رجوع کنید زیرا آن‌ها حجت بر شمایند ومن حجت برآنهایم‏.» [۱۴]

اطاعت مشروع و اطاعت غیرمشروع

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ ... . [۱۵]
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر را... .
در این آیه شریفه خداوند سه اطاعت مشروع را نام می‌برد و مسلمانان را به اطاعت از خود و اطاعت از پیامبر و اطاعت از اولوا الأمر فرمان می‌دهد. با توجه به اینکه اطاعت از اولوالأمر هم ردیف اطاعت از خداوند و اطاعت از پیامبر آمده است، مقصود از اولوالأمر مشخص می‌گردد. در این آیه شریفه اطاعت از خداوند و پیامبر به صورت مطلق و نامحدود آمده است از این نکته استفاده می‌شود که اولوالأمر را که هم ردیف خدا و پیامبر از آنان نام برده شده است، باید معصوم باشند و مصون از خطا و اشتباه.
بنابراین اطاعت از خداوند متعال، اطاعت از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اطاعت از معصومین (علیهم السلام) نه تنها جزو اطاعت‌های مشروع، بلکه واجب می‌باشد.
خداوند در آیه دیگری از قرآن مجید می‌فرماید:
«وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداکَ لِتُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» [۱۶]
ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، و اگر آن دو (مشرک باشند و) تلاش کنند که برای من همتایی قائل شوی که به آن علم نداری، از آنها پیروی مکن! بازگشت شما به سوی من است، و شما را از آنچه انجام می‌دادید با خبر خواهم ساخت‏.
خداوند در این آیه شریفه به صورت غیر مستقیم، اطاعت از پدر و مادر، البته به صورت مشروط فرمان داده است و می‌فرماید: «وَ إِنْ جاهَداکَ لِتُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما» و اگر آن دو تلاش کنند که برای من همتایی قائل شوی که به آن علم نداری، از آنها پیروی مکن. بنابراین طبق این آیه شریفه، اطاعت از پدر و مادر توصیه شده است و جزو اطاعت‌های مشروع می‌باشد البته در صورتی که اطاعت آنها منجر به نافرمانی و عدم اطاعت خداوند متعال نگردد.
اما در خصوص اطاعت‌های نامشروع، چند آیه از قرآن کریم را نقل می‌کنیم:
۱. «یا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ» [۱۷]
ای مردم! از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید! و از گامهای شیطان، پیروی نکنید! چه اینکه او، دشمن آشکار شماست‏.
۲. «وَ أَنَّ هذا صِراطی مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» [۱۸]
این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید! و از راه‌های پراکنده (و انحرافی) پیروی نکنید، که شما را از طریق حق، دور می‌سازد! این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می‌کند، شاید پرهیزگاری پیشه کنید!
۳. «یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَهً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ» [۱۹]
ای داوود! ما تو را خلیفه و (نماینده خود) در زمین قرار دادیم؛ پس در میان مردم بحق داوری کن، و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد؛ کسانی که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدی بخاطر فراموش کردن روز حساب دارند
در آیه نخست، از پیروی شیطان نهی نموده، و او را دشمنی آشکار برای انسانها معرفی کرده است. اما در آیه دوم، از پیروی راه‌های پراکنده و انحرافی نهی شده و دلیل آن را دور ساختن انسان از طریق حق، می‌داند. منظور از راه‌های پراکنده و انحرافی، راه‌هایی است که با صراط مستقیمی که خداوند برای کمال و تعالی انسان قرار داده است، مختلف می‌باشند. و از آنجا که قرآن کریم، کفار را دشمنان خداوند متعال معرفی کرده است، پیروی از آنان نیز، پیمودن راه انحرافی به حساب می‌آید. در آیه سوم، خداوند حضرت داود را از پیروی هوای نفسانی، برحذر می‌دارد و می‌فرماید: «وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ». و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد.
بنابر این سه آیه کریمه، پیروی از شیطان، پیروی از دعوت کنندگان به راه‌هایی غیر از صراط مستقیمی که خداوند برای بشر قرار داده و پیروی از هوای نفس، از پیروی‌های نامشروع و گمراه کننده به حساب آمده است.
با توجه به اینکه آیه دوم، عام است و همه راه‌های غیر منتهی به کمال و سعادت ابدی بشر را شامل می‌شود، اطاعت از گنهکاران، اطاعت از منافقان، اطاعت از بیماردلان و ... را نیز شامل می‌شود.

نهی از اطاعت کفار در قرآن

خداوند متعال در چندین آیه قرآن کریم، مسلمانان و شخص پیامبر را به جهت عبرت آموزی مسلمانان، مورد خطاب قرار داده و آنان را از اطاعت کفار و منافقان برحذر داشته است. در برخی از این آیات، نتیجه پیروی از کفار را خسران و شکست و عقب ماندگی می‌داند و تنها خداوند تبارک و تعالی را ولی و سرپرست مسلمانان دانسته و به اطاعت از خود دعوت کرده است. در این مقاله به چند آیه به اختصار اشاره می‌شود:
۱. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تُطیعُوا الَّذینَ کَفَرُوا یَرُدُّوکُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرینَ بَلِ اللَّهُ مَوْلَئکُمْ وَ هُوَ خَیرُ النَّاصرِین» [۲۰]
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از کسانی که کافر شده‌اند اطاعت کنید، شما را به گذشته هایتان بازمی‌گردانند؛ و سرانجام، زیانکار خواهید شد. (آنها تکیه‌گاه شما نیستند،) بلکه ولی و سرپرست شما، خداست؛ و او بهترین یاوران است‏
تفسیر آیه:
آیه، نخست به مسلمانان اخطار می‌کند و از پیروی آنها بر حذر می‌دارد و می‌گوید: اگر از کفار پیروی کنید شما را به عقب برمی‌گردانند و پس از پیمودن راه پر افتخار تکامل معنوی و مادی در پرتو تعلیمات اسلام، به نقطه اول که نقطه کفر و فساد بود سقوط می‌دهند و در این موقع، بزرگترین زیانکاری دامنگیر شما خواهد شد چه زیانی از این بالاتر که انسان، اسلام را با کفر و سعادت را با شقاوت وحقیقت را با باطل معاوضه کند.
سپس تاکید می‌کند که شما بالاترین پشتیبان و بهترین یاور را دارید و می‌گوید:
" بَلِ اللَّهُ مَوْلاکُمْ وَ هُوَ خَیْرُ النَّاصِرِینَ‏": خدا پشتیبان و سرپرست شما است و او بهترین یاوران است، یاوری است که هرگز مغلوب نمی‌شود و هیچ قدرتی با قدرت او برابری ندارد در حالی که یاوران دیگر ممکن است گرفتار شکست و نابودی شوند. [۲۱]
در آیه بعد، خداوند به سرانجام مؤمنان در اطاعت آنان از خداوند متعال و کافران در اطاعت آنان از غیر خدا اشاره می‌کند و به گونه‌ای دیگر مسلمانان را از اطاعت نامشروع برحذر می‌دارد:
۲. «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ» [۲۲]
خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آنها را از ظلمتها، به سوی نور بیرون می‌برد. (اما) کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون می‌برند؛ آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند.
تفسیر آیه:
در اینجا وضع مؤمنان و کافران را از نظر راهنما و رهبر مشخص می‌کند، می‌فرماید:" خداوند ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند" (اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا). و در پرتو این ولایت و رهبری" آنها را از ظلمتها به سوی نور خارج می‌سازد" (یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ).
ممکن است گفته شود که هدایت مؤمنان از ظلمتها به نور تحصیل حاصل است ولی با توجه به سلسله مراتب هدایت و ایمان، روشن می‌شود که چنین نیست زیرا مؤمنان در مسیر هدایت و قرب الی اللَّه، شدیدا محتاج راهنماییهای الهی در هر مرحله هستند، و نیازمند هدایتهای او در هر قدم، و در هر کار و برنامه‌اند، درست شبیه آنچه شبانه روز در نمازها می‌گوییم: اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ‏،" خدایا پیوسته ما را به راه راست هدایت فرما".
سپس می‌افزاید:" اما کسانی که کافر شدند، اولیاء آنها طاغوت (بت و شیطان و افراد جبار و منحرف) هستند که آنها را از نور به سوی ظلمتها بیرون می‌برند" (وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ‏).
" به همین دلیل آنها اهل آتش‌اند و برای همیشه در آن خواهند بود" (أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ‏).
در این آیه شریفه، تشبیه" ایمان" و" کفر" به" نور" و" ظلمت" رساترین تشبیهی است که در این مورد به نظر می‌رسد نور، منبع حیات و همه برکات و آثار حیاتی و سرچشمه رشد و نمو و تکامل و جنبش و تحرک است نور، آرام بخش و مطمئن کننده و آگاه کننده و نشان دهنده است در حالی که ظلمت، رمز سکوت و مرگ، خواب و نادانی، ظلالت و وحشت می‌باشد ایمان و کفر نیز چنین هستند.
همچنین در این آیه و آیات مشابه آن در قرآن مجید، ظلمت به صیغه" جمع" آورده شده (ظلمات) و نور به صیغه" مفرد" و این اشاره به آن است که در راه حق، هیچگونه پراکندگی و دوگانگی وجود ندارد بلکه سراسر وحدت و یگانگی است. ولی باطل و کفر، مرکز انواع اختلافها و پراکندگیها است حتی اهل باطل در باطل خود هماهنگ نیستند و وحدت هدف ندارند درست مانند خطوط انحرافی است که در میان دو نقطه کشیده می‌شود که تعداد آن در دو طرف" خط مستقیم" بی‌شمار و نامحدود است. [۲۳]
۳. «فَلا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کَبیراً» [۲۴]
بنا بر این از کافران اطاعت مکن، و بوسیله آن [قرآن‏] با آنان جهاد بزرگی بنما.
تفسیرآیه: در این آیه شریفه که مخاطب آن پیامبر اسلام می‌باشد، از اطاعت کفار نهی شده است و سپس فرمان جهاد با کافران داده شده است. نکته‌ای که در تفسیر این آیه وجود دارد مرجع ضمیر در «به» است. بنابر برخی تفاسیر، مرجع ضمیر در این آیه، «قرآن» است که از آیات سابق، قابل استفاده است. اما بنابر نظر برخی از علماء، مرجع ضمیر در این کلمه، قسمت اول آیه، یعنی «فَلا تُطِعِ الْکافِرینَ» است. بنابراین ترجمه آیه به این صورت خواهد بود: از کافران اطاعت مکن، و بوسیله عدم اطاعت از کفار، با آنان جهاد بزرگی بنما.
بنابراین عدم اطاعت از کفار، مصداق جهاد کبیر است. [۲۵]
این معنا در برخی تفاسیر آمده است:
صاحب تفسیر کنز الدقائق در تفسیر این آیه شریفه می‌نویسد:
«وَ جاهِدْهُمْ بِهِ‏: بالقرآن. أو: بترک طاعتهم الّذی یدلّ علیه، فَلا تُطِعِ. و المعنی أنّهم. یجتهدون فی إبطال حقّک، فقابلهم بالاجتهاد فی مخالفتهم و إزاحه باطلهم». ‏ [۲۶]
مقصود از عبارت «وَ جاهِدْهُمْ بِهِ»، این است که با قرآن با کافران جهاد کن و یا اینکه مقصود این است که با عدم اطاعت از آنان با آنها جهاد کن. معنای دوم از عبارت «فَلا تُطِعِ»، قابل استفاده است. و معنای آن این است که آنها برای باطل کردن حق تو کوشش می‌کنند، بنابراین تو نیز با مخالفت با آنها و از بین بردن باطلشان، با آنان جهاد کن.
اطاعت از کفار در آیات متعدد مورد نکوهش قرار گرفته است که به جهت رعایت اختصار به ذکر دو مورد دیگر بسنده می‌کنیم:
«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً» [۲۷]
ای پیامبر! تقوای الهی پیشه کن و از کافران و منافقان اطاعت مکن که خداوند عالم و حکیم است‏.
«وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ وَ کَفی بِاللَّهِ وَکیلاً» [۲۸]
و از کافران و منافقان اطاعت مکن، و به آزارهای آنها اعتنا منما، و بر خدا توکّل کن، و همین بس که خدا حامی و مدافع (تو) است‏.

نهی از اطاعت کفار در روایات

در روایات صادره از اهل بیت (علیهم السلام)، به اطاعت از خداوند و اطاعت از آن کسی که خداوند متعال اطاعت او را واجب نموده، سفارش شده است. و در مقابل از اطاعت‌های نامشروع، همچون اطاعت کفار، اطاعت شیطان، اطاعت از هواهای نفسانی، اطاعت از حاکم ستمگر و ظالم و... نهی شده است. در خصوص تشبه به کفار، چند روایت را نقل می‌کنیم.
۱. عن ابی عبدالله(علیه السلام) قال: «إِنَّهُ أَوْحَی اللَّهُ إِلَی نَبِیٍّ مِنْ أَنْبِیَائِهِ قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ لَا تَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِی وَ لَا تَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِی وَ لَا تَسْلُکُوا مَسَالِکَ أَعْدَائِی فَتَکُونُوا أَعْدَائِی کَمَا هُمْ أَعْدَائِی‏» [۲۹]
امام صادق(علیه السلام) فرمود: خداوند به پیامبری از پیامبرانش وحی فرمود: به مؤمنان بگو که لباس دشمنان مرا نپوشید و طعام دشمنان مرا نخورید و راه‌های دشمنان مرا نپیمایید و گرنه در زمره دشمنان من به شمار خواهید رفت.
توضیح روایت:
در این روایت، خداوند علاوه بر اطاعت کفار که از آنها به دشمنان تعبیر کرده است، تشبه به کفار را نیز نکوهش کرده است. نهی از اطاعت کفار را می‌توان از عبارت « وَ لَا تَسْلُکُوا مَسَالِکَ أَعْدَائِی» استفاده کرد و ترجمه دقیق آن این است: دنباله رو دشمنان من نباشید. و به عبارتی دیگر: پا جاپای دشمنان من نگذارید. که تعبیری دیگر از عدم اطاعت دشمنان خداوند و یا همان کفار می‌باشد. و اما عبارات دیگر روایت، یعنی: «لَا تَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِی» و «وَ لَا تَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِی» به جهت نفی تشبه مومنان به کافران است هرچند که از نفی تشبه نیز می‌توان عدم اطاعت را حداقل در موارد نفی شده، استفاده کرد. در پایان روایت، خداوند متعال، نتیجه این تبعیت از کفار و دشمنان خود را دشمنی مومنان با خداوند می‌داند و این به معنای خروج ایمان از دلهای مومنان است که پس از تغییری کامل، انسان به جرگه دشمنان خداوند تبارک و تعالی می‌پیوندد.
۲. عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: «لَا یَذْهَبْ بِکُمُ الْمَذَاهِبُ فَوَ اللَّهِ مَا شِیعَتُنَا إِلَّا مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَ». [۳۰]
امام باقر (علیه السلام) فرمودند: مذاهب و راه‌های باطل شما را به گمراهی و ضلالت نیفکند بخدا قسم شیعه ما نیست مگر آن کس که خداوند متعال را اطاعت نماید.
توضیح حدیث:
امام باقر (علیه السلام) در این روایت، شیعیان واقعی را کسانی می‌داند که فقط از خداوند متعال اطاعت می‌کنند. با این بیان، تمامی اطاعت‌های نامشروع نفی می‌شوند که اطاعت از کفار از جمله آنهاست.

علل اطاعت از کفار

در دنیای امروزی با توجه به تنوع وسایل اطلاع رسانی و گسترش فعالیت‌ها در فضای مجازی و امکانات متنوعی که در خدمت کمپانی‌های بزرگ فیلم سازی و خبرگزاری‌های مختلف وجود دارد، جهان غرب در چشم فرد مسلمان، بسیار ایده آل و مطلوب نمایان می‌کند. جهانی که به ادعای سیاستمداران غربی در اثر جدایی دین از سیاست و از دوره رنسانس ایجاد شده است. آنها با این شعار، و با تبلیغات گسترده، سعی دارند به جوان مسلمان القاء کنند که بهشتی که در آرزوی آن هستید، هم اینک در غرب وجود دارد و دیگر اینکه، این زندگی سراسر راحتی و خوشی، در اثر دوری از خداوند و تعالیم دینی به وجود آمده است.
متاسفانه برخی مسلمانان با نگاهی از دور، این کشورها را بهشت گمشده خود تصور می‌کنند و به دنبال فراگرفتن آموزه‌ها، قوانین و تکنولوژی‌های آنان می‌روند. و خوب و بد آنان را با هم، خوب می‌پندارند. اولین آموزه‌هایی که این جهان سراسر فریب و نیرنگ بر آن استوار است، دوری از خداوند متعال، تکذیب آخرت و نگاه مادیگرانه به جهان هستی است.
بنابراین از جمله علل و عوامل اطاعت مسلمانان از کفار، فریفتگی و تصور غیر واقعی از دنیای آنان، دلبستگی به دنیا، نگاه مادیگرایانه به جهان هستی، خودباختگی برخی مسلمانان در برابر کفار، عدم شناخت صحیح از تعالیم و برنامه‌های سعادت بخش دین مبین اسلام و عدم اعتقاد به جهان آخرت می‌باشد.

روش‌های امروز کفار برای اطاعت پذیری مردم

در قالب مصوبات بین المللی

امروزه کفار با در دست گرفتن سازمان‌های بین المللی؛ همچون سازمان ملل، شورای امنیت سازمان ملل و... با تصویب برخی قوانین، هزینه‌های هنگفتی را برای کشورهای مخالف خود ایجاد می‌کنند. مصوبات سازمان ملل و یا شورای امنیت، هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و در برخی موارد نظامی برای سایر کشورها ایجاد می‌نماید. آنها با این مصوبات سعی می‌کنند با تحت فشار قرار دادن کشورهای مخالف، آنها را مجبور به اطاعت از خود نمایند.

در قالب ایجاد نیاز و ضرورت زندگی اجتماعی

امروزه غرب و شرق با استفاده از تکنولوژی، مصرف گرایی و... سعی در مطیع کردن کشورهای مسلمان و مخالف خود دارد. استفاده از اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و پیام رسان، گوشی‌های هوشمند، وسایل پیشرفته زندگی و... منوط به کسب اجازه و رضایت آنان است. زمانی که انسان مسلمان خود را بی نیاز از دستآوردها و تکنولوژی کفار نداند، به جهت استفاده از این ابزار، سعی خواهد کرد تا رضایت آنان را جلب نماید و بدیهی است که بنابر آیه شریفه ۱۲۰ سوره مبارکه بقره، رضایت آنان منوط به اطاعت از آنان می‌باشد:
«وَ لَنْ تَرْضی عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصاری حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الْهُدی وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذی جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصیرٍ»
هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شده‌ای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود.

در قالب فیلم و رسانه

کمپانی‌های بزرگ فیلمسازی همچون هالیوود، کار هنری خود را در خدمت سیاست و تبلیغ فرهنگ غربی به کار گرفته‌اند. انسان مسلمان با دنبال کردن این فیلم‌ها و رسانه‌های کفار، با مرور زمان، فرهنگ خود را ناقص و غیر صحیح می‌پندارد و در مقابل، تصور غیر واقعی از دنیای غرب در ذهن او شکل خواهد گرفت. چنین شخصی خود را تهی می‌انگارد و سعادت و خوشبختی را در تبعیت از کفار تصور می‌کند.

در قالب تخریب زیرساخت‌های استقلال کشورهای اسلامی

کفار با بهانه‌های واهی و دروغین، تلاش می‌کنند زیرساخت‌های کشورهای اسلامی را از بین ببرند به جهت اینکه مسلمانان برای گذراندن زندگی خود، نیازمند آنان باشند تا بتوانند تامین نیازهای آنان را مشروط به اطاعت از خود کنند. گاهی به بهانه تسلیحات هسته‌ای به عراق حمله می‌کنند، گاهی به بهانه طالبان و تروریسم به افغانستان هجوم می‌آورند، گاهی به بهانه حقوق بشر در سوریه جنگ به راه می‌اندازند و ... .
در این جنگ‌ها، منابع طبیعی آن کشورها را به غارت می‌برند و به بهانه ایجاد امنیت، تا سالیان سال، آن کشورها را تصرف و ضمن تبلیغ فرهنگ غربی، هزینه‌های هنگفتی را متوجه آن کشورها می‌سازند.

در قالب تهدید و تطمیع

همیشه تهدید و تطمیع مسلمانان در برنامه کشورهای مدعی حقوق بشر، وجود دارد. آنان با استفاده از روش‌های چهارگانه‌ای که بیان کردیم، با تهدید و تطمیع، ضمن ایجاد فضای رعب و وحشت و ناامنی در بین ملت‌های مسلمان، آنان را به اطاعت از خود وا می‌دارند. با تهدید کشورها به جنگ، فضایی ناامن و غیر قابل اعتماد در آن کشورها ایجاد می‌کنند. کمترین نتیجه‌ای که از این روش عائد آنان می‌شود این است که ملت‌های مختلف به مرور زمان، از وضعیت ایجاد شده خسته می‌شوند و به حکومت‌های خود برای اطاعت از آنان، فشار خواهند آورد.

برخی پیامدهای اطاعت از کفار در زندگی امروزی

زمانی که فرد مسلمان در اثر عواملی چون خودباختگی دینی و عدم شناخت صحیح از تعالیم و برنامه‌های سعادت بخش دین مبین اسلام، زندگی در جهان کفر را مدینه فاضله بداند و در آرزوی داشتن زندگی پیشرفته و راحتی، همچون زندگی آنان باشد، دانسته و یا نادانسته، کفار را الگوی خود قرار می‌دهد و سعی خواهد کرد تا در زندگی خود، از آنان الگو برداری نماید. بنابراین نحوه زندگی خود را با مرور زمان تغییر می‌دهد. نحوه پوشش خود را، نحوه غذا خوردن خود را، نحوه تعامل با خانواده و اجتماع، و مهم تر از همه، اعتقاد و طریقه تفکر خود را درباره اصل زندگی و چگونگی آن و وظایف و تکالیفی که بر عهده دارد را از کفار، الگو برداری می‌کند.
در زندگی این مسلمان، نتایج و پیامدهای این الگوبرداری غیرصحیح و اطاعت نامشروع با مرور زمان، نمود پیدا می‌کند پیامدهایی همچون: عدم تقید به تعالیم دینی، بی بندوباری، اسراف، نسخه برداری از زندگی غربی، اعتقاد و اعتماد غیرعقلایی به قوانین و تعالیم غربی، دوری از خدا، خروج از ولایت رب، عقب ماندگی دنیوی، عدم کسب استقلال و تابع غرب بودن در زندگی و... .
غافل از اینکه بنابر تعالیم الهی قرآن کریم، سرنوشت اینگونه افراد، سرنوشتی شوم و ننگین خواهد بود. همانگونه که در آیات ۱۴۹-۱۵۰ سوره آل عمران؛ ۲۵۷ سوره بقره و ۳۹ سوره مبارکه نور، خداوند متعال مسلمانان را از اطاعت کفار برحذر می‌دارد.

راهکار مقابله با این منکر

به جهت گرفتار نشدن در این منکر، باید شناخت کامل و صحیحی از دین اسلام و تعالیم حیات بخش آن به دست آوریم یا خود مجتهدانه آن را بشناسیم و یا اینکه مقلدانه از اسلام شناس امین اطاعت کنیم و فهم صحیحی از برنامه‌های دنیوی و اخروی دین مبین اسلام حاصل نماییم. تا در تبلیغات دروغین و اغوا کننده کفار و مشرکان گرفتار نشویم و با اندک شبهه و پرسشی، سعادت دنیا و آخرت خود را ارزان نفروشیم و به اطاعت اغیاری که در روایات اهل بیت (علیهم السلام) به عنوان دشمن خداوند معرفی شده‌اند، [۳۱] درنیاییم.

منابع مفید جهت مطالعه بیشتر

۱. نرم افزار جامع التفاسیر، [۳۲] ذیل آیات مربوطه در تفاسیر
۲. سید محسن خرازی، مقاله تشبه به کفار و پیروی از آنان، مجله فقه اهل بیت (علیهم السلام)، پاییز ۱۳۷۷، شماره 15
۳. حسین علی احمدی، مقاله قاعده فقهی نفی سلطه کافر بر مسلمان، مجله درسهایی از مکتب اسلام، شهریور۱۳۸۳، شماره 6

فهرست منابع

۱. قرآن کریم
۲. جامع التفاسیر، طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن
۳. جامع التفاسیر، طبرسی، مجمع البیان
۴. جامع التفاسیر، مکارم شیرازی، تفسیر نمونه
۵. جامع الاحادیث، مجلسی، بحار الأنوار
۶. جامع التفاسیر، مکارم شیرازی، ترجمه قرآن
۷. زارع پور، مقاله اطاعت در قرآن(؟؟؟؟؟؟)
۸. تشبه به کفار در پوشش، زین العابدین نجفی، آرایش و آداب و رسوم از منظر فقه امامیه، مجله انسان پژوهی دینی، بهار و تابستان ۱۳۸۵، شماره ۷و8
۹. القاموس، حسن بن عبدالله عسکری، الفروق فی اللغه
۱۰. القاموس، ابن فارس، معجم مقاییس اللغه
۱۱. القاموس، ابن منظور، لسان العرب
۱۲. القاموس، احمد بن محمد فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی
۱۳. جامع الاحادیث، علی‌بن‌عیسی اربلی، کشف الغمه فی معرفه الائمه
۱۴. جامع الاحادیث، محمـدبن‌علـی‌بن‌بابـویـه قمـی (شیـخ صـدوق)، کمال الـدین وتمام النعـمه
۱۵. جامع الاحادیث، قطـب‌الـدیـن سعیدبن‌هبه‌الله راوندی، الخرائج
۱۶. جامع الاحادیث، ابوعلی فضل‌بن‌حسن طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی
۱۷. جامع الاحادیث، ابوجعفر محمدبن‌حسن‌بن‌علی طوسی، الغیبه
۱۸. مصباح یزدی، خداشناسی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، قم، تابستان86

پانویس

  1. «و الطَّاعَه اسم لما یکون مصدره الإِطَاعه، و هو الانقیاد» خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج‏2، ص209
  2. «الطاء و الواو و العین أصلٌ صحیح واحد یدلّ علی الإصحابِ و الانقیاد. یقال طاعَه یَطُوعه، إذا انقاد معه و مضی لأمره‏» ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج‏3، ص431
  3. اعلم انه اذا قطع الانسان بوجوب فعل او حرمته و کان قطعه مصیبا فان عمل علی وفق قطعه سمی عمله طاعه حقیقیه، کمن قطع بوجوب صلاه الجمعه فاتی بها و کانت واجبه فی الواقع. علی مشکینی، تحریر المعالم فی اصول الفقه، ص145
  4. الطاعه عباره عن الاتیان بمطلوب المولی. تقریرات محمد حسین نجفی کلباسی، وسیله الوصول الی حقائق الأصول، ج‏1، ص184
  5. «الطاعه موافقه الاراده المرغبه فی الفعل، و بالترغیب ینفصل من الاجابه، و إن کان موافقه الاراده حاصله» شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج‏3، ص 14
  6. إنّ حقّ الطاعه عباره عن تحمّل العبد مسئولیه أمام المولی، و لزوم مثوله بین یدیه فیما أمر به أو نهی عنه، فتختص بالطبع بموارد التکلیف. جعفر سبحانی، رسائل اصولیه، ص 81
  7. «الکُفْر: ضِدّ الإیمان، سمِّی لأنّه تَغْطِیَهُ الحقّ و کذلک کُفْران النِّعمه: جُحودها و سَترُها»ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج‏5، ص191
  8. شهید ثانی، روضه، ج 1، ص 27
  9. امام خمینی، تحریر، ج 1، ص 114
  10. البقره، 257
  11. البقره، 257
  12. نساء،64
  13. جامع الاحادیث، محمـدبن‌علـی‌بن‌بابـویـه قمـی (شیـخ صـدوق)، کمال الـدین وتمام النعـمه، ج2، ص484؛ قطـب‌الـدیـن سعیدبن‌هبه‌الله راوندی، الخرائج، ص1114؛ ابوعلی فضل‌بن‌حسن طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ص452؛ ابوجعفر محمدبن‌حسن‌بن‌علی طوسی، الغیبه، ص291؛ علی‌بن‌عیسی اربلی، کشف الغمه فی معرفه الائمه، ج2، ص531؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج2، ص90؛ و همان، ج75، ص380.
  14. مصباح یزدی، خداشناسی، ص70 -74
  15. النساء، 59
  16. العنکبوت، 8
  17. البقره، 168
  18. الأنعام، 153
  19. ص، 26
  20. آل‌عمران، 150- 149
  21. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏3، ص 124
  22. البقره، 257
  23. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏2، ص 284
  24. الفرقان، 52
  25. آیت الله سید ابوالحسن مهدوی به نقل از مقام معظم رهبری. http://www.rasanews.ir/detail/news/454940/75
  26. قمی مشهدی، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب،ج‏9، ص 409
  27. الأحزاب، 1
  28. الأحزاب، 48
  29. جامع الاحادیث، ابن بابویه، علل الشرایع، ص 348- جامع الاحادیث، شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 4، ص385 - جامع الاحادیث، شیخ طبرسی، مشکاه الانوار فی غرر الاخبار، ص325
  30. جامع الاحادیث، علامه مجلسی، بحار الانوار، ج‏67، ص 95
  31. جامع الاحادیث، ابن بابویه، علل الشرایع، ص 348- جامع الاحادیث، شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 4، ص385 - جامع الاحادیث، شیخ طبرسی، مشکاه الانوار فی غرر الاخبار، ص325
  32. نرم افزاری جامع از تفاسیر شیعه و اهل سنت می‌باشد و توسط مرکز تحقیقات علوم قرآنی نور تهیه و توزیع شده است.