فرهنگ مصادیق:تحریم حلال بر خود
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | تحریم دو حکم حلال |
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | حلال بودن حیوانات دریایی |
| ۲ | حلال را بر خود حرام نکنیم |
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
کلیدواژه: سوره تحریم، حلال، حرام، همسران پیامبر صلیاللهعلیهوآله، شیعه، سنی.
محتویات
- ۱ حرام کردن حلال - ویکی پرسش
- ۲ پرسش
- ۳ بررسی آیات ابتدایی سوره تحریم
- ۴ عکس العمل قرآن در این موضوع
- ۵ دیدگاه شیعه و سنی دربارهٔ شأن نزولاین آیات
- ۶ سند شأن نزول آیات مذکور
- ۷ بررسی سندی و دلالی این روایات
- ۸ بررسی افراد موجود در سلسله سند این روایت
- ۹ دیدگاه علامه طباطبایی
- ۱۰ نتیجه بحث
- ۱۱ منبع
- ۱۲ پا نویس
حرام کردن حلال - ویکی پرسش
پرسش
آیا این جریان که روزی حفصه همسر پیامبر اسلام ـ صلیاللهعلیهوآله ـ خود از روی رضایت تصمیم میگیرد که از خانه پیامبر به خانه پدرش برود و در این زمان پیامبر با یکی دیگر از کنیزانش به بستر میرود که در همین وقت عایشه با زن دیگری آمده و او را گواه میگیرد که در شبی که نوبت او بوده پیامبر با زن دیگری در بستر است که پیامبر میفرماید که این زن بر من حرام باشد که اگر شما به میل خود نرفته باشید و در همین زمان از جانب خداوند وحی میرسد که چون عایشه قصد فتنه دارد به قول عوام شما در برابرش کوتاه نیا، آیا این جریان درست است و سندیت دارد و یا روایتی معتبر است.
پاسخ: یکی از مسائل اختلافی در تاریخ اسلام، مسئله مطرح شده در آیات ابتدایی سوره مبارکه تحریم است که در آن از پیامبر اسلام ـ صلیاللهعلیهوآله ـ در مورد چرایی حرام کردن حلالی از حلالهای خداوند سؤال میشود.
با تأمل و جستوجویی که در دیدگاههای مفسران شیعه و سنی صورت گرفت؛ چنین به دست میآید که بیشتر شأن نزولهای این آیات، از منابع کهن اهل سنت نقل شده و شیعه بهصورت مستقل ـ غیر از روایتی که از امام باقر ـ علیهالسلام ـ نقل شده ـ نظری در اینباره نداشته و بیشتر آنچه در منابع تفسیری شیعه ملاحظه میشود، گردآوری و نقل قول محدثان و مفسران اهل سنت است. یکی از این روایات نقل شده، همان است که در پرسش آمده است که برخی از روایان آن، از دیدگاه علما ی رجال اهل سنت ضعیف هستند. اما بههرحال محمد بن جریر طبری صاحب تفسیر «جامع البیان» به این راویان اعتنا کرده و آنها را در تفسیر خود، در طریق نقل روایت از ابن عباس قرار داده است.
بررسی آیات ابتدایی سوره تحریم
یکی از مسائل اختلافی در تاریخ اسلام، مسئله مطرح شده در آیات ابتدایی سوره مبارکه تحریم است که در آن از پیامبر اسلام ـ صلیاللهعلیهوآله ـ در مورد چرایی حرام کردن حلالی از حلالهای خداوند سؤال میشود که چند آیه از آیات قرآن کریم بدان اختصاص یافته است:
ترجمه آیات ۱ تا ۴ سوره تحریم
«ای پیامبر! چرا چیزی را که خدا بر تو حلال کرده، بهخاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام میکنی؟! و خداوند آمرزنده و رحیم است. خداوند راه گشودن سوگندهایتان را (در اینگونه موارد) روشن ساخته و خداوند مولای شماست و او دانا و حکیم است. (به خاطر بیاورید) هنگامی را که پیامبر یکی از رازهای خود را به بعضی از همسرانش گفت؛ ولی هنگامی که وی آنرا افشا کرد و خداوند پیامبرش را از آن آگاه ساخت، قسمتی از آنرا برای او بازگو کرد و از قسمت دیگر خودداری نمود، هنگامی که پیامبر همسرش را از آن خبر داد، گفت: چه کسی تو را از این راز آگاه ساخت؟ فرمود: خداوند عالِم و آگاه مرا با خبر ساخت! اگر شما (همسران پیامبر) از کار خود توبه کنید (به نفع شماست؛ زیرا) دلهایتان از حق منحرف گشته و اگر ضد او دستبهدست هم دهید، (کاری از پیش نخواهید برد)؛ زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح و فرشتگان پس از آنان پشتیبان اویند». [۱]
عکس العمل قرآن در این موضوع
قرآن کریم دربارهٔ موضوع حلالِ حرام شده و علت آن سکوت میکند، تا جایی که مفسران شیعه و سنی با توجه به روایاتی مختلف که دربارهٔ شأن نزول آن نقل شده، دیدگاههایی متفاوت را ارائه کردهاند.
دیدگاه شیعه و سنی دربارهٔ شأن نزولاین آیات
با تأمّل و جستوجویی که در دیدگاههای مفسران شیعه و سنی صورت گرفت؛ چنین به دست میآید که بیشتر شأن نزولهای این آیات، از منابع کهن اهل سنت نقل شده [۲] [۳] [۴] [۵] [۶] و شیعه بهصورت مستقل ـ غیر از روایتی که از امام باقر ـ علیهالسلام ـ نقل شده [۷] ـ نظری در اینباره نداشته و هرچه در منابع تفسیری شیعه ملاحظه میشود، گردآوری و نقل قول محدثان و مفسران اهل سنت است.
سند شأن نزول آیات مذکور
در بیشتر منابع اهل سنت روایاتی که بهعنوان شأن نزول این آیات شریفه نقل شدهاند، بدون سلسله سند از ابن عباس و عمر نقل میکنند؛ اما برخی از منابع اهل سنت دارای سلسله سند میباشند.
بررسی سندی و دلالی این روایات
در این نوشته، به بررسی سندی و دلالی یکی از روایاتی که در پرسش آمده، میپردازیم که طبری در «جامع البیان فی تفسیر القرآن» سند این روایت را به شرح زیر نقل میکند:
متن عربی روایت
«حدثنی محمد بن سعد، قال:حدثنی أبی، قال:حدثنی عمّی، قال:حدثنی أبی، عن أبیه أب جد سعد، عن ابن عباس، قوله:یا أَیهَا النَّبِی لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ إلی قوله وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ قال:کانت حفصة و عائشة متحابتین و کانتا زوجتی النبی صلیاللهعلیهوسلم، فذهبت حفصة إلی أبیها أبوحفصة، فتحدثت عنده، فأرسل النبی ـ صلیاللهعلیهوسلم ـ إلی جاریته رسول الله صلیاللهعلیهوسلم، فظلت معه فی بیت حفصة، و کان الیوم الذی یأتی فیه عائشة، فرجعت حفصة، فوجدتهما فی بیتها، فجعلت تنتظر خروجها، و غارت غیرة شدیدة، فأخرج رسول الله ـ صلیاللهعلیهوسلم ـ جاریته رسول الله صلیاللهعلیهوسلم، و دخلت حفصة فقالت: قد رأیت من کان عندک، و الله لقد سوتنی، فقال النبی صلیاللهعلیهوسلم: و الله لأرضینک فإنک مسر إلیک سرا فاحفظیه قالت:ما هو؟ قال:إنی أشهدک أن سریتی هذه علی حرام رضا لک، و کانت حفصة و عائشة تظاهران علی نساء النبی صلیاللهعلیهوسلم، فانطلقت حفصة إلی عائشة، فأسرت إلیها أن أبشری إن النبی ـ صلیاللهعلیهوسلم ـ قد حرم علیه فتاته، فلما أخبرت بسر النبی ـ صلیاللهعلیهوسلم ـ أظهر الله عز وجل النبی صلیاللهعلیهوسلم، فأنزل الله علی رسوله لما تظاهرتا علیه یا أَیهَا النَّبِی لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضاتَ أَزْواجِکَ إلی قوله وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ». [۸]
ترجمه روایت
عایشه و حفصه خیلی به هم علاقهمند بودند، روزی حفصه به خانه پدرش عمر رفت و با پدر گرم گفتوگو شد. رسول خدا ـ صلیاللهعلیهوآله ـ وقتی خانه را از حفصه خالی دید، فرستاد کنیزش بیاید و با کنیزش در خانه حفصه بود و اتفاقاً آن روز روزی بود که باید رسول خدا ـ صلیاللهعلیهوآله ـ به خانه عایشه میرفت. حفصه برگشت و آن جناب را با کنیز ش در خانه خود یافت و منتظر شد تا بیرون بیاید و سخت دچار غیرت شده بود. رسول خدا ـ صلیاللهعلیهوآله ـ کنیزش را بیرون کرد و حفصه وارد خانه شد و گفت: من فهمیدم که چه کسی با تو بود. به خدا سوگند! تو با من بدی میکنی. رسول خدا ـ صلیاللهعلیهوآله ـ فرمود: به خدا سوگند! راضیت میکنم و من نزد تو سِرّی میسپارم آن را حفظ کن. پرسید آن سِرّ چیست؟ فرمود:آن، این است که به خاطر رضایت تو این کنیزم بر من حرام باشد و تو شاهد آن باش. حفصه چون این را شنید نزد عایشه رفت و سِرّ رسول خدا ـ صلیاللهعلیهوآله ـ را نزد او فاش ساخت و مژدهاش داد که رسول خدا ـ صلیاللهعلیهوآله ـ کنیز خود را بر خود حرام کرد. همین که حفصه این عمل خلاف را انجام داد، خدای تعالی پیامبر گرامیاش را بر آن واقف ساخت و در آخر فرمود: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ...».
اکنون به بررسی افرادی که در سلسله سند قرار دارند، میپردازیم.
بررسی افراد موجود در سلسله سند این روایت
اول
محمدبنسعدبنمحمدبنالحسنبن عطیةبن سعدبن جنادة، أبوجعفر العوفی: [۹] [۱۰] از شیوخ طبری بوده [۱۱] و طبری در تفسیر خود بسیاری از روایات را از طریق محمد بن سعد نقل میکند. [۱۲] علما ی اهل سنت او را از خانواده حدیث و علم دانستهاند و در حق او گفتهاند:«لا بأس به»؛ [۱۳] [۱۴] که از الفاظی است که دلالت بر مدح راوی میکند و برخی از علما این واژه را بسان ثقه دانسته و میگویند دلالت بر وثاقت راوی دارد. [۱۵]
دوم
حدثنی أبی؛ یعنی سعدبن محمدبن عطیه عوفی: [۱۶] [۱۷] ذهبی دربارهٔ او میگوید: «وثّقه بعضهم. و أمّا أحمد بن حنبل فقال: کان جهیمیاً»؛ [۱۸]
بعضی از علما او را توثیق کردهاند؛ اما احمد بن حنبل گفته است که او شخصی ترشرو و عبوس بود. همچنین خطیب بغدادی دربارهٔ او نقل کردهاست: «...لم یکن ممن یستأهل أن یکتب عنه، و لا کان موضعا لذاک»؛ [۱۹] یعنیاو اهلیت نقل و نوشتن روایت را ندارد.
از او در منابع رجالی شیعه نامی برده نشده است.
سوم
حدثنی عمّی؛ یعنی حسینبن حسنبن عطیه عوفی (قاضی ابوعبدالله کوفی): [۲۰] [۲۱] او از فقها ی شیعه و از مشهورترین تابعین در زمان حجاج است. [۲۲] او قاضی در زمان هارون الرشید بود. [۲۳] [۲۴] اهل سنت او را در نقل حدیث ضعیف میدانند. [۲۵] [۲۶] [۲۷] او از پدر خود روایت نقل میکند. [۲۸]
چهارم
حدثنی أبی؛ یعنی حسنبن عطیةبن سعدبن جُنادة عوفی: بیشتر علمای اهل سنت او را ضعیف دانستهاند. [۲۹][۳۰] اما برخی دربارهٔ او گفتهاند:«لم یکُن به بأس». [۳۱] حسنبن عطیه کوفی، یکی از راویان حدیث ثقلین است. [۳۲] [۳۳]
پنجم
عن أبیه؛ یعنی عطیةبن سعد بن جُنادة (بعد از ۳۵ ـ ۱۱۱ق): [۳۴] [۳۵] او در زمان خلافت حضرت علی ـ علیهالسلام ـ متولد شد. [۳۶] کنیهاش «ابوالحسن» بود. او از شیعیان است. [۳۷] [۳۸] او از افرادی همچون ابوسعید خدری، زیدبن ارقم، عبداللهبن عباس روایت نقل میکند. [۳۹]همچنین او را از اصحاب امام باقر ـ علیهالسلام ـ شمردهاند [۴۰] و ابانبن تغلب از او نقل روایت میکند. [۴۱] [۴۲]
بیشتر علمای سنی عطیةبن سعدبن جنادة را ضعیف دانستهاند [۴۳] [۴۴] که آن هم به جهت شیعه بودنش است. [۴۵] اما برخی دیگر مانند محمدبن جریر طبری او را ثقه دانستهاند. [۴۶] لذا در این روایت، از او نقل حدیث میکند.
چگونگی نامگداری عطیه به این نام
پدرش نزد امام علی ـ علیهالسلام ـ رفت و عرض کرد: «یا امیرالمؤمنین! صاحب نوزاد پسری شدهام. نامی برای او برگزین!»
آنحضرت فرمود: «این عطیهخداوند است»؛ ازاینرو نام او را عطیه نهادند؛ [۴۷] یعنی هدیه و هر چیزی که بزرگان میبخشند.
از عطیه عوفی، در رجال برقی [۴۸] و رجال شیخ طوسی [۴۹] نیز یاد شده است. از دیدگاه برخی از علمای رجال، عطیه بکالی، همان عطیه عوفی است. [۵۰]
همانطور که در بررسی سندی روایت دیدیم، برخی از راویان آن از دیدگاه علمای رجال اهل سنت ضعیف هستند؛ اما بههرحال طبری به این راویان اعتنا کرده و در تفسیر خود، در طریق نقل روایت از ابن عباس قرار داده است.
دیدگاه علامه طباطبایی
علامه طباطبایی (قدّس سرّه) در تفسیر شریف «المیزان فی تفسیر القرآن»، ذیل آیات ابتدایی سوره مبارکه تحریم و پس از ذکر شأن نزولهای مختلف نقل شده برای این آیات، تمام آنها را نقد و بررسی میکند. مهمترین دلیل ایشان در نقد برخی شأن نزولها، ناسازگاری و تطبیق نداشتن با آیه شریفه «عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ» [۵۱] است. [۵۲]
نتیجه بحث
خلاصه آنچه مشخص است این است که هیچکس از مفسران شیعه و سنی ماجرای آزار و اذیتهای همسران پیامبر اسلام ـ صلیاللهعلیهوآله ـ را در اینجا انکار نکردهاند.
منبع
پایگاه اسلام کوئست.
پا نویس
- ↑ تحریم (۶۶)، آیه ۱ -۴.
- ↑ طبری (قرن چهارم)، ابوجعفر محمدبن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۲۸، ص ۱۰۰ ـ ۱۰۳، دارالمعرفة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
- ↑ سمرقندی (قرن چهارم)، نصربن محمد بن احمد، بحرالعلوم، ج ۳، ص ۴۶۶، دارالفکر، بیروت، ۱۴۱۶ق.
- ↑ واحدی، علی بن احمد (قرن پنجم)، اسباب نزول القرآن، تحقیق: بسیونی زغلول، کمال، ص ۴۵۹ ـ ۴۶۱، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.
- ↑ طبریکیا هراسی، ابوالحسن علیبن محمد (قرن پنجم)، احکام القرآن، تحقیق: موسی، محمدعلی، عبد عطیة، عزت، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۵ق.
- ↑ ابن کثیر (قرن هشتم)، دمشقی اسماعیل بن عمرو، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق:شمسالدین، محمدحسین، ج ۸، ص ۱۸۰ ـ ۱۸۵، دارالکتب العلمیة، منشورات محمدعلی بیضون، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
- ↑ ابن حیون، نعمانبن محمد مغربی، دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، محقق و مصحح:فیضی، آصف، ج ۲، ص ۹۸، مؤسسة آل البیت (ع)، قم، چاپ دوم، ۱۳۸۵ق؛ در کتاب دعائم الاسلام در تفسیر آیه مذکور، از امام باقر ـ علیهالسلام ـ روایت شده که فرمود: «پیامبر اکرم ـ صلیاللهعلیهوآله ـ پیش از ولادت ابراهیم، با ماریه قبطیه خلوت میکرد. عایشه از این موضوع آگاه شد. پیامبر اکرم ـ صلیاللهعلیهوآله ـ به وی دستور داد این مطلب را پوشیده دارد و ماریه را بر خود حرام کرد. آنگاه عایشه به حفصه گفت و خداوند این آیه را نازل فرمود».
- ↑ طبری (قرن چهارم)، ابوجعفر محمدبن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۲۸، ص ۱۰۲، دارالمعرفة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج ۲، ص ۳۶۷، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
- ↑ فالوجی اثری، أکرمبن محمد زیادة، معجم شیوخ الطبری الذین روی عنهم فی کتبه المسندة المطبوعة، ص ۴۹۱، الدارالأثریة، دار ابن عفان، اردن، قاهرة، چاپ اول، ۱۴۲۶ق.
- ↑ فالوجی اثری، أکرمبن محمد زیادة، معجم شیوخ الطبری الذین روی عنهم فی کتبه المسندة المطبوعة، ص ۴۹۱، الدارالأثریة، دار ابن عفان، اردن، قاهرة، چاپ اول، ۱۴۲۶ق.
- ↑ این امر با جستوجو از طریق نرمافزار «جامع التفاسیر» مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور به دست میآید.
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج ۲، ص ۳۶۸، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
- ↑ ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق:تدمری، عمر عبد السلام، ج ۲۰، ص ۴۴۵، دار الکتاب العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
- ↑ ر.ک:نصیری، علی، حدیث شناسی، ج ۲، ص ۱۲۲، انتشارات سنابل، قم، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج ۲، ص ۳۶۷، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
- ↑ فالوجی اثری، أکرمبن محمد زیادة، معجم شیوخ الطبری الذین روی عنهم فی کتبه المسندة المطبوعة، ص ۴۹۱، الدارالأثریة، دار ابن عفان، اردن، قاهرة، چاپ اول، ۱۴۲۶ق.
- ↑ ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق:تدمری، عمر عبد السلام، ج ۱۶، ص ۱۷۱، دار الکتاب العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج ۹، ص ۱۲۸ ۱۲۹، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
- ↑ ذهبی، شمسالدین محمدبن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق: تدمری، عمر عبدالسلام، ج ۱۴، ص ۱۰۴، دارالکتاب العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
- ↑ مَنْدَه العبدی، أبوعبدالله محمدبن إسحاق، فتح الباب فی الکنی والألقاب، محقق: فاریابی، أبوقتیبة نظر محمد، ص ۴۸۸، مکتبة الکوثر، ریاض، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
- ↑ سبحانی تبریزی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، ج ۳، ص ۲۱۸، مؤسسه امام صادق (ع)، قم، چاپ اول.
- ↑ سبحانی تبریزی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، ج ۳، ص ۲۱۹، مؤسسه امام صادق (ع)، قم، چاپ اول.
- ↑ بلاذری، أحمدبن یحیی، أنساب الأشراف، تحقیق: زکار، سهیل، زرکلی، ریاض، ج ۱۳، ص ۲۶۹، دارالفکر، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
- ↑ ابن ابیحاتم منذر تمیمی، أبومحمد عبدالرحمنبن محمد، الجرح والتعدیل، ج ۳، ص ۴۸، طبعة مجلس دایرةالمعارف العثمانیة، دارإحیاء التراث العربی، حیدرآباد هند، بیروت، چاپ اول، ۱۲۷۱ق.
- ↑ ذهبی، شمسالدین محمدبن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق:تدمری، عمر عبدالسلام، ج ۱۴، ص ۱۰۴ ـ ۱۰۵، دارالکتاب العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
- ↑ ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی، لسان المیزان، محقق: أبوغدة، عبدالفتاح، ج ۳، ص ۱۵۵، دارالبشائر الإسلامیة، چاپ اول، ۲۰۰۲م.
- ↑ سبحانی تبریزی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، ج ۳، ص ۲۱۸، مؤسسه امام صادق (ع)، قم، چاپ اول.
- ↑ ذهبی، شمسالدین محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق:تدمری، عمر عبد السلام، ج ۹، ص ۱۰۸، دارالکتاب العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
- ↑ کلبی مزی، یوسف بن عبدالرحمن، تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، المحقق: د. بشار عواد معروف، ج ۶، ص ۲۱۱ ـ ۲۱۲، مؤسسة الرسالة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۰۰ق.
- ↑ ابن شاهین، أبوحفص عمربن أحمد، تاریخ أسماء الثقات، محقق:صبحی سامرائی، ص ۶۱، الدارالسلفیة، کویت، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
- ↑ شیخ طوسی، الأمالی، ص ۲۵۵، دارالثقافة، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
- ↑ شیخ حُرّ عاملی، إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج ۲، ص ۱۳۴، اعلمی، بیروت، چاپ اول، ۱۴۲۵ق.
- ↑ زرکلی، خیرالدین، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، ج ۴، ص ۲۳۷، دار العلم للملایین، بیروت، چاپ هشتم، ۱۹۸۹م.
- ↑ سبحانی تبریزی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، ج ۱، ص ۴۶۲، مؤسسه امام صادق (ع)، قم، چاپ اول.
- ↑ سبحانی تبریزی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، ج ۱، ص ۴۶۲، مؤسسه امام صادق (ع)، قم، چاپ اول.
- ↑ زرکلی، خیرالدین، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، ج ۴، ص ۲۳۷، دار العلم للملایین، بیروت، چاپ هشتم، ۱۹۸۹م.
- ↑ سبحانی تبریزی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، ج ۱، ص ۴۶۳، مؤسسه امام صادق (ع)، قم، چاپ اول.
- ↑ سبحانی تبریزی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، ج ۱، ص ۴۶۲، مؤسسه امام صادق (ع)، قم، چاپ اول.
- ↑ سبحانی تبریزی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، ج ۱، ص ۴۶۳، مؤسسه امام صادق (ع)، قم، چاپ اول.
- ↑ سبحانی تبریزی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، ج ۱، ص ۴۶۳، مؤسسه امام صادق (ع)، قم، چاپ اول.
- ↑ ذهبی، شمسالدین محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق:تدمری، عمر عبد السلام، ج ۷، ص ۴۲۴، دارالکتاب العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
- ↑ ذهبی، شمسالدین أبوعبدالله محمدبن أحمد، سیر أعلام النبلاء، ج ۵، ص ۳۲۵، مؤسسة الرسالة، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۰۵ق.
- ↑ جرجانی، أبوأحمدبن عدی، الکامل فی ضعفاء الرجال، تحقیق: عبدالموجود، عادل أحمد، معوض، علی محمد، ج ۷، ص ۸۴، الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
- ↑ سبحانی تبریزی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، ج ۱، ص ۴۶۳، مؤسسه امام صادق (ع)، قم، چاپ اول.
- ↑ طبری، أبوجعفر محمدبن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: ابراهیم، محمد أبوالفضل، ج ۱۱ ؟؟؟، ص ۶۴۱، دارالتراث، بیروت، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
- ↑ طبری، أبوجعفر محمدبن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق:ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج ۱۱ ؟؟؟، ص ۶۴۰ ـ ۶۴۱، دارالتراث، بیروت، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
- ↑ برقی، احمد بن محمد، الطبقات (رجال البرقی)، ص ۱۴، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۳ق.
- ↑ شیخ طوسی، الأبواب (رجال الشیخ الطوسی)، محقق و مصحح:قیومی اصفهانی، جواد، ص ۷۶ و ۱۴۰، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ سوم، ۱۴۲۷ق.
- ↑ موسوی خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرجال، ج ۱۲، ص ۱۶۴.
- ↑ تحریم (۶۶)، آیه ۳.
- ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۹، ص ۳۳۷ ۳۴۲، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.







