فرهنگ مصادیق:اطاعت از پیامبران
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | در چند آیه از قرآن کریم به اطاعت از خدا و پیامبر دستور داده شد و منظور از این اطاعت چیست؟ - اسلام کوئست |
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: مریم پناهنده - بخش قرآن تبیان
محتویات
اطاعت از پیامبر به جای اطاعت از خدا؟
مقدمه
سوره مبارکه آل عمران لبریز از معارف و نکات ارزشمندی است که در جهت حرکت و سیر الی الله در جای خود سودمند و قابل استفاده است. نه تنها این سوره بلکه تمامی آیات قرآن از این قاعده مستثنی نیستند.
دقت و تدبّر در هر یک از این آیات لاجرم نتایج قابل توجهی به همراه خواهد داشت. در این میان سوالات ریز و درشتی در ذهن قاری ایجاد خواهد شد که پاسخ به آن راهگشای مسائل بسیار دیگر نیز خواهد بود. از آن جمله، پرسشی است که در بطن آیه ۵۰ سوره آل عمران جای گرفته است.
«وَ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَ لِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ؛ و [مى گويد آمده ام تا] تورات را كه پيش از من [نازل شده] است تصديق كننده باشم و تا پاره اى از آنچه را كه بر شما حرام گرديده براى شما حلال كنم و از جانب پروردگارتان براى شما نشانه اى آورده ام پس از خدا پروا داريد و مرا اطاعت كنيد.[۱]
این آیه ادامه سخنان حضرت مسیح (علیه السلام) است و در واقع بخشی از اهداف بعثت خود را شرح میدهد می گوید: من آمدهام تورات را تصدیق کنم و مبانی و اصول آن را تحکیم بخشم و در آخر به بنی اسرائیل دستور اطاعت از خویش را میدهد.
سوال این است: چرا در این آیه به جای اطاعت از خداوند، اطاعت از پیامبر خدا (حضرت مسیح علیه السلام) مطرح شده است؟!
در ادامه سعی میکنیم پاسخی روشن و متمایز در جواب این پرسش ارائه کنیم.
اطاعت از پیامبران به اذن خدا
در ابتدای امر باید به این نکته توجه نمود که خداوند کریم هر پیامبری را که برای هدایت امت فرستاده اذن اطاعت و پیروی از ایشان را نیز پیش از آن صادر نموده است چنانکه در آیه ۶۴ سوره نساء میفرمایند: «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ» و ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر آنكه به توفيق الهى از او اطاعت كنند.[۲]
از این رو اطاعت از پیامبر خدا به تمام معنا اطاعت از امر الهی در پیروی از فرمان الهی است. بر اساس اصل «توحید در اطاعت» پیروی از دستورات غیر خدا در صورتی جایز است که از سوی خدا مجوز داشته باشند پیامبران الهی علیهم السلام از جمله کسانی هستند که به این مقام والا دست یافته و با اذن خدا اطاعتشان واجب شده است زیرا آنان بیانگر و اجرا کننده احکام خدا بوده و اطاعت از ایشان در طول اطاعت خداست.[۳]
آیات فراوانی در قرآن کریم وجود دارد که در آن پیامبران الهی علیهم السلام قوم خود را به اطاعت از خویش میخواندهاند از آن جمله: در سوره شعرا آیات ۱۲۶، ۱۳۱ از قول هود علیه السلام، ۱۲۴، ۱۵۰ از قول صالح علیه السلام، سوره زخرف آیه ۶۳ از قول لوط علیه السلام نیز همین مطلب را میخوانیم که به قوم خود میگفتند: «تقوی الهی را پیشه کنید و مرا اطاعت کنید»
این آیه میرساند که یکی از پیامهای اساسی پیامبران این بوده است که مردم فرمانبردار و پیرو آنان باشند.[۴]
ابعاد اطاعت از پیامبران الهی
نکته قابل توجه این است که اطاعت از پیامبران الهی دارای دو بعد است، زیرا پیامبران علیهم السلام دارای دو مقام و منصب از جانب خدا هستند که اطاعت از ایشان در هر مورد لازم و واجب است.
منصب تبیین احکام الهی
در این بعد پیامبران علیهم السلام مسئولیت تبیین جزئیات احکام و آیات الهی را که به او وحی شده است و تفصیل آنچه به اجمال بیان شده بر عهده دارد.
منصب حکومت و رهبری
پیامبران علیهم السلام از سوی خدا دارای مقام ولایت و رهبری در تمام شئون اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... در جامعه میباشند و اطاعت از اوامر آنان بر همگان بدون چون و چرا لازم است. اطاعت از پیامبران علیهم السلام یعنی اطاعت از دستورات الهی.[۵]
نعمت اطاعت از خدا و رسول
رسالت انبیاء و رسل از جانب مردمان منصف و عاقل و مطیع به اوامر و احکام الهی و عامل بدانها؛ یکی از احسن و أعظم نعم پروردگار یکتاست که نصیب انسان مهتدی و طالب کمال و قرب حضرت حقّ میگردد، و در حقیقت باید به تعبیری بهتر قائل شد که اگر رهنما و پیشوا و رهبری معصوم از خطا و فرستاده خدا و برگزیده او وجود نداشت؛ معرفت و حکمت لازم برای ادامه حیات نیز محقّق نبوده و یکی از بزرگترین و ارجمندترین منّت خدایی بر انسانها، همین ارسال رسل و انزال کتب میباشد، و گرنه دوامی برای عالم متصوّر نبوده و ناقص و کامل و مقبول و مردود، و صلاح و فسادی معنی نداشت؛ و طریق کمال و سبیل نجات و صراط مستقیمی تحقّق نمییافت و چون وجود انبیاء و رسل، بنا به انتخاب حقّ و فرستادن آنها برای هدایت خلق لازم مینمود؛ خداوند منّان نیز با ارسال آنان، بندگان خود را به پیروی و قبول اوامر و نواهی و تعالیم ظاهری و باطنی و اطاعت از آنها فراخواند و اطاعت از آن برگزیدگان سرمدی را عین اطاعت از خود دانست.[۶]
به قول مولانا:
سای یزدان بود، بند خدا مرد این عالم و، زند خدا
سای او جو، که سای ایزد است سایه چه؟ ! خورشید برج سرمد است
نتیجه گیری
در آیه مورد بحث حضرت مسیح (علیه السلام) دو مأموریت داشت: آوردن احکام و اجرای حدود.
محور امور یاد شده ربوبیت الهی است، از این رو فرمود: چون خداوند پروردگار و معبود من و شماست باید از او اطاعت کنید و از من نیز که به اذن او ولی شما هستم و مانند شما از او پیروی میکنم باید فرمان برید و همانند من او را بپرستید، چون راه راست همین عبودیت و پرستش است.[۷]
از این رو دعوت به اطاعت از خود از سوی پیامبران علیهم السلام منافاتی با دعوت به سوی خدا و پیروی از دستورات الهی ندارد.
پا نویس







