فرهنگ مصادیق:تلاش برای کسب رضای الهی
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
موضوعات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | پرداخت خمس منفعت کسب |
| ۲ | رضا به قضای الهی |
| ۳ | کسب استقلال اقتصادی |
| ۴ | کسب استقلال سیاسی |
| ۵ | کسب استقلال علمی فرهنگی |
| ۶ | کسب درآمد حلال |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: رضا شریفی
محتویات
خدا کی از ما راضی میشود؟
دعا برای خدا
انسان مومن همواره در این اندیشه است که رضایت خدا را در هر امری هر چند به شکل احتمال به دست آورد؛ زیرا باور مومن بر این است که کاری که رضایت خداوند در آن به دست نمیآید بیرون از هرگونه ارزش گذاری است. این مسئله موجب میشود تا دغدغه اصلی وی دستیابی به نشانههایی باشد که در آن رضایت و خشنودی خداوند نمودار است.
در بینش قرآنی زمانی عملی ارزش مییابد که کمالی باشد. کمال در عمل به این است که حسن فاعلی و فعلی را دارا باشد. حسن فاعلی به حوزه بینش و باورها و اعتقادات شخص باز میگردد و این که عملی را با چه قصد و نیت انجام میدهد و از انجام آن چه انتظاری دارد؟ اما حسن فعلی به این است که نفس فعل و کاری که انجام میشود عملی اخلاقی، هنجاری و پسندیده است. از این رو، زمانی کاری، کمالی شمرده میشود که از این دو ویژگی برخوردار است.
قرآن این دو ویژگی را در آیات بسیاری مورد تحلیل و تجربه قرار داده و اعلام کرده از زمانی عملی مقبول و مورد رضایت خداوند قرار میگیرد که از این ویژگیها برخوردار باشد. در این نوشتار تلاش بر آن است تا این دو ویژگی بر اساس تحلیل و تبیین قرآنی شناسایی و بیان شود. با هم این مطلب را از نظر میگذرانیم.
انسان زمانی در مسیر کمالی قرار میگیرد و اعمال و رفتارش شخصیت و شاکله کمالی او را میسازد که در حوزه بینش و نگرش براساس ارزشهای قرآنی و وحیانی قرارگیرد.
اگر خداوند را کمال مطلق بدانیم هر کسی میکوشد تا به سوی این موجود کمالی حرکت کرده و خود را به وی نزدیک سازد. این همان چیزی است که در اصطلاح دینی و عرفانی به عنوان تقرب یاد میکنند. هدف از تقرب به خداوند به عنوان کمال مطلق رهایی از هرگونه نقص و پستی و هبوط و سقوط است. انسان با تقرب به خدا میتواند خود را چنان که باید شود میسازد.
خودسازی مسیری کمالی به سوی خداست و این زمانی محقق مییابد که براساس آموزههای وحیانی قرآن باشد، در آیات قرآنی برای تکامل انسان مسیری مشخص شده است که شامل اصول بینشی و امور نگرشی است. مجموعهای که در آیات قرآن از آن به دین یاد میشود شامل دو دسته امور است. امور شناختی که باورها و بینشهای آدمی را شکل میبخشد و از آن به گزارههای شناختی یاد میشود و امور دیگری که این را به شکل موثر در جان و روح آدمی جایگزین میسازد و شاکله و شخصیت وجودی شخص را هویت جدیدی میبخشد که از آن به آموزههای دستوری و شریعت یاد میشود. در حقیقت انسان با دین که مجموعهای کامل از بینش و نگرش است شناخته میشود و هویت جدیدی مییابد.
در قرآن از بینش به عنوان ایمان و از نگرش به عنوان عمل صالح یاد شده است. از این رو در آیات قرآنی همواره ایمان و عمل صالح در کنار هم قرار گرفته است و تنها انسانهایی را رها یافته از خسران و زیان معرفی میکند که دارای بینش درست و نگرش راستین باشد. به این معنا که بینشهای آنان بر اساس گزارههای شناختی وحیانی شکل یافته باشد و اعمال و رفتارهایشان براساس آموزههای دستوری جهت گیری شده باشد. هرگاه میان بینشها و نگرشها تطابق صورت گیرد تصدیق انجام میگیرد که از آن به صدق یاد میشود و صدیقین کسانی هستند که دارای نگرش راستین میباشند و اعمال ایشان به درستی مطابق با گزارههای شناختی میباشد.
تلازم حسن فاعلی و حسن فعلی
ارتباط بینش و نگرش و تاثیر متقابل آن در آیات بسیاری بیان شده و روایات متعددی دراین باره نیز از معصومین (ع) وارد شده است. گویاترین حدیث در این حوزه را میتوان در این جمله کوتاه یافت که میگوید: «انماالاعمال بالنیات؛ به این معنی که نیت و قصد که بیانگر همان بینش درست است میبایست در هر عملی خود را نشان دهد و آن چه در مقوله اعمال، مهم و اساسی است نیت شخص است. به این معنا که میزان داوری و ارزش گذاری هر عملی نیت و قصد شخص است. این همان چیزی است که از آن به حسن فاعلی تعبیر میشود.
خداوند میفرماید اگر کسی عملی را انجام دهد و در آن عمل مرا با دیگری شریک کند. بخشی که مال شریک است که مال خودش است و اما من آن چنان بخشنده هستم که حتی آن بخشی که برای من در نظر گرفته است آن را نیز به شریکم میدهم. سوره انعام آیه ۱۳۶
البته در آموزههای قرآنی افزون بر حسن فاعلی که دربارهاش بیشتر خواهیم پرداخت به حسن فعلی نیز توجه جدی مبذول میشود؛ زیرا در تحلیل قرآنی برای دستیابی به کمال هر چیزی حسن فاعلی تنها کفایت نمیکند و میبایست به حسن فعلی نیز توجه داشت.
برای روشن شدن این مسئله مثالی از اندیشههایی آورده میشود که در جامعه امروز وجود دارد. بسیار دیده و شنیده شده است که شخص بی حجاب و یا بدحجاب میگردد و یا با نامحرم دست میدهد و هنگامی که از عمل وی انتقاد میشود می گوید دل باید دل پاک باشد و از این چیزهایی که برای توجیهات به کار میرود. در حقیقت این اشخاص بر حسن فاعلی تاکید دارند و میگویند که دل هایشان سرشار از ایمان به خداست و با این کار خویش هیچ گونه قصد سوء و یا عنادی با خدا ندارند. اما دل پاک و نیت صادق به تنهایی برای دستیابی به کمال کفایت نمیکند.
بنابراین باید در این تفسیر روایتی که میگوید: انماا لاعمال بالنیات نکتهای را افزود و گفت که مراد از اعمال در این روایت مطلق عمل و یا اعمال نیست بلکه مراد اعمال نیک و صالح است. به این معنا که انماالاعمال الصالحه بالنیات الصالحه؛ یعنی برای هر عمل صالح میبایست نیت و قصد خوب نیز باشد.
عجب چیزهایی در نامه اعمال ماست!
در حقیقت با این قیدهایی که در روایت اعمال شده است میتوان گفت که روایت به طور دقیق ناظر به همان آیات قرآنی است؛ زیرا قرآن مراد از نیت را نیت خیری میداند که برخاسته از ایمان باشد و از نظر بینشی دارای خاستگاه درست و راست الهی باشد و مراد از اعمال نیز اعمال صالح است. از این رو در آیات قرآنی همواره عبارات ایمان به خدا در کنار عمل صالح قرارمی گیرد. در این آیات تاکید بر ایمان به خدا و عمل صالح است و به مطلق ایمان و یا به مطلق عمل توجهی نمیشود. این همان معنای دیگری از حسن فاعلی و حسن فعلی است.
حسن فاعلی به این معناست که شخص در اندیشه و باورها و بینشها خداوند را در کار آورد و حسن فعلی آن است که اعمال و رفتارهای هنجاری و اخلاقی را در پیش گیرد که از نظر عقل مستقل و عقلا و سیره آنان و شریعت مورد تاکید و امضا باشد و یا به شکل تاسی خداوند آن را به عنوان عمل نیک و صالح مطرح و از مردم خواسته باشد که بدان عمل کنند.
بسیار دیده شده است که شخص کاری را به نیت خیر انجام میدهد ولی چون بیرون از دایره حکم عقل و عقلا و شریعت است امری نابهنجار و یا عملی زشت بشمار میرود اما عنوان عمل نیک برای خود میداند و یا این که اعمال خوب و نیکی را انجام میدهد ولی چون این اعمال بر اساس نیت درست و راست نبوده است واز نظر بینشی دچار مشکل است امری کمالی دانسته نشده است و سودی نخواهد داشت.
درحقیقت زمانی امری کمالی خواهد بود که دارای حسن فاعلی و فعلی باشد. خداوند دربارهٔ مساله حسن فاعلی در آیات چندی سخن گفته است از جمله آیاتی که به حسن فاعلی توجه داشته آیات ۱۰۳ تا ۱۰۵ سوره کهف است. خداوند در این آیه رفتار برخی از انسانها را تحلیل میکند و میگوید: ای پیامبر به مشرکان بگو که آیا میخواهند زیانکارترین مردمان را آگاه سازم آنانی که تمامی اعمالشان در زندگی دنیوی از میان رفت در حالی که گمان میکردند کارهای خوب انجام میدهند زیرا آنان کسانی بودند که به آیات و لقای پروردگارشان کافر شدند پس همه اعمالشان از میان رفت و هنگامی که در قیامت اعمال وزن میشود برای اعمال آنان وزنی نیست.”
در حقیقت اشخاصی که کافر هستند با این که کارهای خوب و خیر انجام میدهند و گمان میکنند که چون کار و عملشان دارای حسن فعلی است میبایست مفید و سازنده باشد امری کمالی دانسته شود؛ در حالی که حسن فعلی به تنهایی کفایت نمیکند و برای کمالی شدن عملی حسن فاعلی نیز مطرح میباشد. از این رو میگوید این اعمال به سبب نیت نادرست و بینش باطل کسانی که آن از انجام میدهند از میان میرود و حبط میشود و در قیامت به دلیل این که تنها اعمال کمالی وزن دارند هیچ وزن و ارزشی برای این عمل نیک وجود ندارد؛ زیرا از حسن فاعلی برخوردار نمیباشد.
خداوند به حسن فاعلی بسیار اهمیت میدهد، از این رو همواره در آیات قرآن ایمان و بینش بر عمل صالح مقدم است. حتی اگر شخصی عملی را مشرکانه انجام دهد که آن را نمیپذیرد و خلوص در عمل برای کمال یابی آن را شرط لازم از این رو هر گونه شرک خفی و غیر خفی را عاملی برای از میان رفتن وجه کمالی عمل بشمار میآورد.
خداوند در مساله شرک، خیلی حساسیت نشان میدهد و تنها اعمال مخلصانه را میپذیرد چنان که علت پذیرش اعمال خاندان مطهر رسول الله (ص) که در سوره انسان مطرح شده را اخلاص ایشان میداند.
آیت الله فاضل لنکرانی در تفسیر آیه ۱۳۶ سوره انعام میفرماید: خداوند خیلی بخشنده است و در میان شریکان، بهترین شریک را میتوان خداوند دانست. خداوند میفرماید اگر کسی عملی را انجام دهد و در آن عمل مرا با دیگری شریک کند. بخشی که مال شریک است که مال خودش است و اما من آن چنان بخشنده هستم که حتی آن بخشی که برای من در نظر گرفته است آن را نیز به شریکم میدهم.
خودسازی مسیری کمالی به سوی خداست و این زمانی محقق مییابد که بر اساس آموزههای وحیانی قرآن باشد.
نیت نام و نشان، عملی مشرکانه
از این رو گفتهاند اگر کسی در عمل خود، نیت نام و نشان و یا نام نان را داشته باشد آن عمل مشرکانه است و خداوند همه آن عمل را به شریک میبخشد و در قیامت عملی بی وزن و بی ارزش خواهد بود که در ترازوی عمل، سنگینی و وزنی نمییابد و اعمالش سبک و بی محتوا خواهد شد.
اخلاص زمانی اتفاق میافتد که شخص در عمل خویش تنها رضایت و خشنودی خداوند را در نظر داشته باشد و کاری را برای رضایت دیگری انجام ندهد. عمل حتی اگر هنجاری و اخلاقی باشد و ازنظر دین و شریعت آن را عمل صالح و نیک و خیر بشمارد زمانی میتواند کمالی و تاثیرگذار در قیامت باشد و وزنی برای صاحب خویش کسب کند که آن عمل دارای اخلاص و حسن فاعلی باشد و نیت غیر در آن وجود نداشته باشد.
بهترین اعمال
این گونه است که بسیاری از بزرگان در اعمال خویش تنها رضایت خدا را در نظر داشتند و کارهای نیک را برای غیر انجام میدادند. این غیر میتواند شخص یا اعتبار و مقام و یا نام و نشان یا نام و نان باشد. به این معنا که اشخاص، اعمال خویش را گاه برای نان و یا نام انجام میدهند و برخی دیگر هم برای نان و هم نام انجام میدهند. برخی هستند که ذکر میگویند تا مردم آنان را متدین بدانند و یا تسبیج میزنند زیرا از تسبیح خوششان میآید و یا اموری از این قبیل که شائبه شرک در آن است. این گونه اعمال حتی اگر عبادی باشد اگر دارای حسن فاعلی نباشد و تنها برای خداوند انجام نشود نه تنها خیر نیست بلکه وزر وبال روز قیامت اوست. دربارهٔ علامه جعفری حکایتی مطرح است که بیانگر بسیاری از امور دربارهٔ نقش حسن فاعلی و خلوص در کمال یابی عمل است و ما در اینجا به عنوان حسن ختام به آن اشاره میکنیم:
خاطرهای از علامه جعفری
مرتضی نجفی قدسی از فعالان قرآنی مینویسد: در یکی از روزهایی که خدمت استاد جعفری بودم؛ ایشان فرمودند: هر کاری که میکنید برای خدا بکنید نه برای خودتان و نه حتی برای آیندگان. کار باید برای خدا باشد و نیت باید خالص الوجه الله باشد آنگاه افزودند: نظام سرمایه داری میگوید برای خودت کار کن و نظام کمونیستی میگوید برای آیندگان کار کنید ولی اسلام این را نمیگوید. اسلام میگوید برای خدا کار کنید. سپس مثالی از زندگی خود ذکر کردند که واقعا شنیدن دارد.
ایشان فرمودند آن زمانی که من در نجف شروع کردم به شرح مثنوی، یکی از بزرگان اهل معرفت در نجف به بنده گفت: فلانی اگر این چیزهایی که مینویسی روزی به نام کسی دیگر منتشر شد و یا این که گفتند مثلا از پشت کوه پیدا کردهایم و نمیدانیم نویسنده اش کیست، شما در درون خودت ببین نارضایتی و یا چیزی احساس میکنی یا نه. اگر دیدی ناراضی بودی و علاقمند بودی که به نام تو این کارها انجام شود پس بشوی این اوراق را و بریز دور آنها را که زحمت بیهوده است و فایدهای ندارد ولی اگر دیدی برایت هیچ مسالهای نیست که اینها به نام کس دیگری منتشر شود و یا بدون ذکر نام شما منتشر گردد خوب پس ادامه بده که برای خداست و ایشان فرمود من هم از ابتدا حقیقتا نیتی این چنین کردم که اگر این (شرح مثنوی) روزی به نام کس دیگری چاپ شد و یا اصلا نام مرا ذکر نکردند برایم هیچ فرقی نکند.
با توجه به این حکایت آموزنده و تکان دهنده میتوان ادعا کرد که نمونههایی از شرک در بسیاری از اعمال ما به شکل خفی و اخفی وجود دارد که دست کم نقش کمالی عمل را از میان میبرد و از تاثیر آن میکاهد.







