فرهنگ مصادیق:رضا به قضای الهی
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | قضا و قدر از دیدگاه قران و روایات |
| ۲ | تفسير علامه : قضا و قدر در نظام آفرينش |
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | تلاش برای کسب رضای الهی |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: مینا باهنر[۱]
محتویات
بررسی نقش رضا به قضای الهی در سبک زندگی رضوی
چکیده
هر یک از امامان دوازده گانه با وجود برخورداری از کمالات و فضایل اخلاقی در حد کامل و تمام، به نوعی بیانگر تجلی یکی از اسماء و صفات الهی بوده، بیش از دیگران در ظهور آن صفت خوش درخشیدهاند. امام هشتم در راستای خرسندی به قضای الهی و بهره مندی از مقام صبر که از ارزشمندترین مقامات عرفانی است، مورد رضا و پسند خداوند در آسمان و مورد رضای رسول خدا، امامان و دوست و دشمن در زمین گردید.
«مقام رضا» که در عرفان از مقامات عالی به شمار می رود و برخی آن را عالیترین مقام عرفانی قلمداد کردهاند، در سایهٔ استکمال بندگی، معرفت، صبر و سایر فضایل اخلاقی به دست میآید و از طرفی، خود، زمینه ساز آثار و فواید ارزندهای در زندگی انسان، از جمله سکینه و آرامش، سلامتی جسم و روح، نفی حزن و اندوه و... میگردد.
از آنجایی که بر شیعیان و مریدان حضرتش اقتدا از چنین پیشوایی ضرورت دارد، لازمهٔ حرکت در مسیری که به عنوان «سبک زندگی رضوی» نامیده می شود، شناخت حقیقت «رضا» و بررسی علل و عوامل ایجاد آن و نیز بیان آثار و فواید برخورداری از این مقام متعالی در زندگی انسان است.
کلیدواژهها: سبک زندگی رضوی، مقام رضا، قضای الهی، عوامل ایجاد رضا، فواید رضا.
مقدمه
در طول تاریخ اسلام، زندگی پیامبر گرامی و ائمه اطهار (علیهم السلام)، اسوه نیکویی برای همه انسانها و به ویژه شیعیان بوده است. هر یک از این بزرگواران، با حرکت در مسیر بندگی و عبودیّت حضرت حق به رشد رسیده و راه را جهت پیمودن صراط مستقیم برای پیروانشان هموار ساختهاند. در مسیر سیر الی الله که با نیت قربت آغاز میشود و سرتاسرش چیزی جز عبودیت نیست، تخلق به اخلاق الهی و بهره مندی از فضایل و کمالات انسانی، لازم است. به همین دلیل، پیشوایان این طریق، روح خود را در حدّ اعلا به کسب این صفات اعتلا بخشیده و علاوه بر آن، هر کدام در صفتی مانند کرم، جود، صدق، رضا و... مظهر و نمایندهٔ خاص گردیدهاند تا به این طریق معلوم گردد که یکم: کسب کمالات اخلاقی امکان پذیر بوده و دوم: برترینها و امهات صفاتی که لازمهٔ پیمودن مسیر بندگی میباشد، کدام است. بنابراین، به دنبال چگونگی کسب تحصیل این کمالات برآمده، از فواید و آثار آن بهره مند گردند.
از آنجایی که بررسی سبک و سیرهٔ زندگی هر کدام از این انوار و تمسک به گفتار و کردار متعالی شان وظیفهٔ اصلی پیروان راستین ایشان میباشد و گرچه نمیتوان ادعا کرد که با یک بررسی اجمالی، تمام ابعاد شخصیتی امامان بزرگوار بر ما مکشوف گردیده، لکن با بضاعتی اندک میتوان جرعهای از دریای بی کران وجودیشان را نوشید و با همان جرعه سیراب شد.
در این راستا سعی شده است در حدّ بضاعت، به نکتهای لطیف دربارهٔ لقب امام هشتم، علی بن موسی الرضا (علیه السلام) پرداخته شود و نقش و تأثیر این لقب و عنوان، یعنی «رضا» در سبک و سیرهٔ رضوی ارزیابی گردد. هدف اصلی از انجام این تحقیق، بررسی نقش مقام «رضا» در سبک و سیرهٔ رضوی است که در ضمن این هدف، پرسشهای زیر مطرح میگردد:
چرا امام هشتم به لقب «رضا» معروف شدهاند؟ «مقام رضا» در عرفان اسلامی از چه جایگاهی برخوردار است؟ «مقام رضا» چگونه حاصل میگردد و به عبارتی، مقدمات مقام رضا کدام اند؟ و سرانجام، آثار و فواید برخورداری از این مقام چیست؟ پاسخ به این پرسشها برای شناختن و به تبع آن، پیروی از سبک و سیرهٔ رضوی ضرورت دارد، و در این صورت است که این معرفت و اقتدا در کنار آن محبتی که شیعیان به ویژه ایرانیان نسبت به امام هشتم دارند، انگیزهای برای تکمیل عهد و تجدید بیعت با ولایت امام بر حق میگردد.
مفهوم «رضا» در لغت، روایتها و اصطلاح عرفانی
«رضا» در فارسی به مفهوم خشنودی و رضایت است.[۲] این واژه نقطه مقابل «سَخَط» به معنای ناخشنودی میباشد.[۳] راضی به کسی میگویند که بر آنچه بر او مقدر شده، خشمگین و ناراضی نمیگردد و از عمل اندک خود، خشنود نیست. [۴]
بنابراین، «رضا» ضدّ سخط است «و عبارت است از ترک اعتراض بر مقدّرات الهیه در باطن و ظاهر، قولاً و فعلاً»[۵].
بنابر روایتها، رضا سرآمد طاعت الهی است.[۶] همچنین در روایتی از امام سجاد (علیه السلام) نقل شده است: «بالاترین درجهٔ زهد، پایین ترین درجهٔ ورع و بالاترین درجهٔ ورع، پایینترین درجهٔ یقین و بالاترین درجهٔ یقین، پایینترین درجهٔ رضاست. »[۷] بر اساس این روایت، رضا، بالاترین درجهٔ یقین میباشد و نسبت به مقامات زهد و ورع و یقین، از جایگاه والایی برخوردار است.
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به نقل از جبرئیل در تفسیر رضا فرموده: راضی کسی است که به آنچه از دنیا به او میرسد، یا نمیرسد، خشمگین نمیگردد و از نفس خود نیز به کمیِ عمل رضا نمیگردد.[۸] در روایتهای دیگری از ائمه اطهار (علیهم السلام) اصل رضا در اعتماد به خداوند سبحان دانسته شده که این خود، ثمرهٔ یقین است و نیز رضا، یقین، تسلیم و قناعت از مفاهیم مرتبط به هم معرفی گشتهاند.[۹]
در اصطلاح عرفانی، رضا، مقامی شریف و بلکه، نهایت مقامات است.[۱۰] همچنین بنا بر نظر عرفا، اگر کسی در این مقام قرار گرفت، گویا گامی در بهشت برداشته، زیرا روح و فرح که از لوازم اهل بهشت است، در رضا و یقین قرار دارد. نیز تسمیهٔ نگهبان بهشت به «رضوان» به همین معنا اشاره می کند. رضا از یقین متولد میگردد.[۱۱] بیشتر صوفیان معتقدند، رضا، ثمرهٔ محبت کامل به خداست و عبارت است از اینکه «قلب بنده در تحت حکم خداوند ساکن باشد و به تقدیر اذعان کند و معتقد شود که خداوند در قسمت، غلط نکرده و هیچ گاه خطایی بر قلم صنع نرفته است و هرکه را هرچه داده، بجا داده، پس حسد نبرد و به دادهٔ خدا اعتراض نکند، بلکه هرچه واقع شود، همه را خیر بیند و به آن راضی باشد و به عقیدهٔ صوفیه، این است معنای آیهٔ «رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ». صوفی کاملی که در مقام رضا واقع باشد، حتی در پیشامد بلا، لب به دعا نگشاید، یعنی طلب از خداوند که قضا را تغییر دهد، خلاف رضا باشد. صوفی متوکل و راضی طبعاً «آن بین» است؛ یعنی پیوسته به فکر حال است؛ نه به گذشته کاری دارد و نه خود را به آینده مشغول میسازد؛ به قول جلال الدین رومی:
صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق*** نیست فردا گفتن از شرط طریق[۱۲]
برخی عرفا رضا را در ترک اختیار دانسته و بعضی سکونت و آرامش قلب در برابر فرمان و قضای الهی معنا کردهاند. همچنین رضا، شادمانی قلب به گذشت قضا و یا پذیرفتن حکم الهی با شادمانی بیان شده است.[۱۳] در دیدگاه عرفانی، رضا و محبت هرگز از بنده مفارقت نمیکنند، نه در دنیا و نه در آخرت، برخلاف خوف و رجا که در آخرت از انسان مفارقت کنند.[۱۴]
با توجه به آنچه گفته شد، میتوان به این نتیجه رسید که متعلق رضا، امور تکوینی و مربوط به مسائلی است که از دایرهٔ تکلیف انسان خارج است و این مسئله، هیچ منافاتی با امور تکلیفی انسان ندارد. بنابراین، انسانی که به مقام رضا رسیده، از باب انسان بودن خود، مکلف به انجام اموری چون تلاش در زندگی، بهره گرفتن از مسببات در عالم هستی، دعا کردن و... است. هیچ کدام از این امور با رضا منافاتی ندارد و اگر عدهای ترک این امور را به دلیل برخورداری از مقام رضا جایز میدانند، مفهوم واقعی رضا را متوجه نشدهاند و برداشت صحیح و درستی از آن ندارند. شاید در اینجا شبههای مطرح گردد که پس چرا صوفی کامل در مقام رضا لب به دعا نمیگشاید؟ در پاسخ باید گفت: همان گونه که اشاره گردید، او از خداوند، طلب تغییر قضا را ندارد و این خلاف رضاست، وگرنه خداوند، خود، دعا را کلید سعادت و رسیدن انسان به حاجات دانسته است.
امام رضا (علیه السلام) و دلیل ملقّب شدن به صفت «رضا»
دربارهٔ اینکه چرا امام هشتم به صفت «رضا» ملقّب شدهاند، دلایل متعددی ذکر شده است که به مهمترین آنها اشاره میگردد:
۱- معروفترین و مشهورترین دلیل برای این عنوان، براساس حدیثی میباشد که در بحارالانوار بیان شده است. ذیل این حدیث، آمده است: «به او نام رضا داده شد، زیرا خدای متعال از وی در آسمانش راضی بود و نیز پیامبر و ائمه پس از او در زمینش. »[۱۵]
۲- «مخالف و موافق، شیعه و سنّی، او را پسندیدند و آن حضرت مورد رضا و پسند همه بود. »[۱۶]
۳-اینکه امام هشتم به رضای خداوند راضی بود و این خصلت ارزشمند را که مقامی بالاتر از مقام صبر است، به طور کامل داشت و به این ترتیب، بر مشکلات پیچیدهٔ عصر خود، با صبر و متانت غلبه کرد.[۱۷]
۴- «چون مأمون از بنی عباس بود -بنی عباس با حکومت آل علی (علیهم السلام) مخالف بودند- و حضرت علی بن موسی (علیه السلام) را به ولایتعهدی برگزید، همه از مخالف و موافق به او راضی شدند و مصداق «رضا من آل محمد» در حقّ آن حضرت، صادق آمد و به آن لقب، موسوم و مشهور شد. »[۱۸]
۵-برخی معتقدند مأمون این لقب را به دلیل پذیرش ولایتعهدی او از سوی امام برگزید، در حالی که خلاف این قول، به دو دلیل ثابت میشود: نخست به دلیل اینکه حضرت رضا (علیه السلام) پیش از این ماجرا نیز به این صفت معروف بود و دیگر اینکه فرزندشان امام جواد (علیه السلام) این قضیه را به صراحت رد میکند و همان حدیث معروف را میگوید و سپس در پاسخ به این پرسش که چرا دیگر امامان با اینکه آنان نیز مورد رضای خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بودند به این صفت نامیده نشدند، فرمود: «زیرا دشمنان و مخالفانش از وی رضایت داشتند، همان طور که دوستان و موافقانش از او راضی بودند و هیچ یک از پدرانش چنین نبودند. از این رو از میان آنها، پدرم ملقب به «رضا» گردید. »[۱۹]
با بررسی موارد بالا میتوان به این نتیجه رسید که صفت «رضا» دربارهٔ امام هشتم صفتی دوسویه است: از یک سو خدا، پیامبر، دوست و دشمن، موافق و مخالف از امام رضایت داشتند و از سوی دیگر، امام به مقامی عالی ای دست یافته بود که به واسطهٔ آن توانست بر مشکلات عصر خویش، فایق آید و با پرورش این صفت عالی در خود، که بالاتر از مقام صبر است، به آرامش و امنیت خاطر دست یافت، و شاید این همان تعبیر دیگر رضا به قضای الهی است.
نکتهٔ مهمی که باید در نظر گرفت، این است که به هرحال، این لقب را به هر دلیلی که بیان کردهاند، موضوعی فراتر از تحلیلهای یاد شده است و مورد اول، یعنی از جانب وحی بودن آن بر بقیه غلبه میکند، چنان که پیامبر در تعیین نام حسن و حسین فرمودند: «ما کنتُ لاسبقَ ربّی باسمِه»؛ در انتخاب نام بر پروردگارم پیشی نخواهم جست.[۲۰]
در اینجا ممکن است این شبهه پیش آید که آیا رضایتمندی امام رضا (علیه السلام) که در بیشتر تعبیرها از آن به «رضا به حکم قضا» عنوان میشود، به این معنا بوده که او در برابر هرگونه پیشامدی و به ویژه پذیرش ولایتعهدی و سفر به ایران، اظهار ناتوانی کرده و به این دلیل که حکم به ظاهر، از طرف مأمون، اما در حقیقت، از سوی خداوند بوده، چارهای جز اطاعت و فرمان برداری ندیده، به آن تن در داده است؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، دو اشکال اساسی مطرح میگردد: نخست اینکه چگونه میتوان این قضیه را پذیرفت، در حالی که مقام رضا از عالیترین مقامات عرفانی است و عارف با گذر از مقامات متعددی به این مرحله میرسد. اگر این گونه تصور شود، هر انسان ضعیفی در برخورد با کوچکترین مشکل و عدم به کارگیری عقل و منطق، میتواند با توجیه رضایتمندی به قضای الهی، خود را آرام سازد. این تفکر، به در نظر گرفتن هیچ سیر و سلوکی نیاز ندارد. حال آنکه این خلاف فرض ماست. اشکال دیگر اینکه امام رضا (علیه السلام) به عنوان امامی معصوم در مرتبهٔ خاصی قرار دارد که اقتدا به ایشان بر شیعیان واجب است، پس چطور ممکن است انسانی که در این مرتبه قرارگرفته و از نهایت قوّت نفس و اراده برخوردار میباشد، رفتاری از خود نشان دهد که بیانگرِ ضعف نفس و اراده است. با تأمل در سیرهٔ رضوی، میتوان به این نتیجه رسید که تعبیر «رضا به حکم قضا» تعبیری بسیار عمیق و دقیق بوده، رضایتمندی امام از جریان سرنوشت، با اشراف کامل بر کلّ جهان هستی و علم بر تقدیر و تدبیر آن، از سوی خداوند صورت پذیرفته است.
با بررسی دقیق زندگی امام رضا (علیه السلام) و به طور ویژه، از زمان برخورد و واکنش او در برابر پیشنهاد ولایتعهدی مأمون تا لحظهٔ شهادتش میتوان این مدعا را اثبات کرد. آنگونه که تاریخ نویسان در مورد قضیهٔ ولایتعهدی امام رضا (علیه السلام) و نحوهٔ پیشنهاد آن از طرف مأمون به امام و برخورد امام با آن نوشتهاند، گفت وگوهای فراوانی میان امام و مأمون صورت پذیرفته، امام تا دو ماه به جِدّ از پذیرفتن آن خودداری ورزید تا در نهایت، مأمون به اجبار و تهدید، او را به پذیرش آن واداشت. با این حال، واکنش امام در عین پذیرش، نشان دهندهٔ ذکاوت و زیرکی امام بود. شرایطی که امام در برابر این پذیرش از خود نشان داد، دلیل بر آن است که او در عین اجبار، دست به بهترین انتخاب زد و هیچ وقت خود را مجبور و عاجز ندید. امام با اینکه میدانست سرانجام، به دست مأمون کشته میشود و قضای الهی بر این امر تحقق میگیرد، با رضایت به این نوع قضا، تمام تلاش خود را در انتخاب بهترین قدر انجام داد.[۲۱]
همچنین عملکرد امام در طول مدت ولایتعهدی و اقدامات هوشمندانهٔ ایشان بر ضدّ مأمون و عدم سکوت امام در برابر ستم حکومت، نشان دهندهٔ حرکت آن امام همام در مسیر اجداد بزرگوارش بود.[۲۲]
مقدمات تحصیل رضا
از آنجایی که موضوع رضا، قضای الهی است و این مقام در سایهٔ شناخت خداوند و محبت به او حاصل می شود، به نظر میرسد دو عامل مهم در تحصیل رضا نقش اساسی دارند: ۱- معرفت الهی ۲- محبت الهی.
معرفت الهی
علامه جوادی آملی در کتاب فلسفهٔ الهی از منظر امام رضا (علیه السلام) به بیان استدلال بر قضا و قدر و اینکه هر چیزی در عالم هستی به واسطهٔ قضای الهی پدید میآید، پرداخته و در واقع، روایتهای بیان شده از امام رضا (علیه السلام) در باب قضا و قدر را بخشی از استدلالهای توحیدی قرار داده است: «بررسی دلایل قضا و قدر و اینکه اساس وجود اشیای عالم، قضای خدای متعالی است، اساساً مقتضای توحید ربوبی و اینکه مدبّر عالم ربّ واحد و پروردگار یگانه است، نیز اطلاق تدبیر نامتناهی الهی آن است که هیچ چیز در عالم به وجود نمیآید، مگر آنکه در سایهٔ تدبیر خدای متعالی باشد.»[۲۳]
ایشان سپس به دسته بندی روایتهایی پرداختهاند که از امام رضا (علیه السلام) صادر شده است. دستهٔ نخست روایتهایی است که رضا به قضای الهی را برگرفته از حقیقت ایمان میشمرد و از آنجایی که ایمان نیز فرع بر شناخت و مبتنی بر آن است، میتوان نتیجه گیری کرد که: معرفت و شناخت، ایمان را نتیجه میدهد و ایمان، رضا را. از حضرت رضا (علیه السلام)، از پدران معصومش، از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که فرمود: «من لم یرضَ بِقضائی و لم یؤمن بِقَدری فَلیَلتَمِس إلهاً غیری»؛ کسی که به قضای من راضی نگردد و به تقدیر من ایمان نیاورد، باید به خدای دیگری جز من روی آورد. نیز رسول خدا فرمود: «فی کلّ قضاءِ اللهِ خیرهٌ للمؤمنِ»؛ در هر قضای الهی، خیر و نیکی برای مؤمن است.[۲۴]
دستهٔ دوم، روایتهایی است که به این حقیقت اشاره دارد که مبحث قضای الهی، بسیار دشوار است؛ به این دلیل که قضای الهی در اسرار الهی جای دارد و رسیدن به ژرفای این اسرار، کار هر کسی نیست. به همین سبب ائمه (علیهم السلام) در برابر کسانی که پرسشهایی دربارهٔ قضا و قدر داشتند، از باب نهی ارشادی، آنان را از پرسیدن چنین سؤالهایی برحذر میداشتند.[۲۵]و روایتهای دستهٔ سوم، روایتهایی است که شدت نهی آنها از دستهٔ دوم، بسیار بیشتر بوده، بر این دلالت دارد که هر کس از قدر الهی آگاهی پیدا کند، در واقع، در حیطهٔ سلطنت خداوندی به جنگ با او پرداخته است و به تعبیر امام علی (علیه السلام) درست مثل کسی است که بدون هیچ سلاح و تجهیزاتی، بخواهد در دریایی سیاه و هولناک و پر از جانداران خطرناک شنا کند که در این صورت، گرفتار غضب الهی میگردد. این روایتها در واقع، به بنده هشدار میدهد که در پی کشف اسرار جزئی و به دنبال دلیل آوردن برای آنها نباشد؛ مانند جریانی که برای حضرت موسی و حضرت خضر (علیهما السلام) اتفاق افتاد. حضرت خضر به دلیل توانایی نداشتن موسی (علیه السلام) در همراهی خود در ادامهٔ راه از او جدا شد[۲۶]، زیرا لازمهٔ آگاهی از یک مورد جزئی، آگاه شدن از اسرار تک تک امور و آگاهی کامل به اسرار الهی است که چون این اسرار ریشه در علم الهی دارند و علم انسان در برابر خداوند، هیچ است، پی بردن کامل به اسرار نیز حاصلی جز نابودی محدود در برابر نامحدود ندارد. به همین دلیل علامه میفرماید: «اندیشه دربارهٔ تقدیر امور جزئی، اوهام را متحیّر و سرگردان میسازد و عالم دانشمند را به زندیق و کافر تبدیل میکند.»[۲۷]
دستهٔ چهارم روایتهایی هستند که بر این نکته دلالت دارند که قضای الهی از عالم بالا به عالم مادّه و حرکت نازل میشود. بنابراین، دو نوع قضا وجود دارد:
۱-قضای حتمی که در مخزن غیب پوشیده است و تبدیل بردار و تغییرپذیر نیست، زیرا عالم غیب از هرگونه حرکتی محفوظ است.
۲- قضای غیرحتمی که متعلق به افعال بندگان است و تغییرپذیر میباشد. به همین دلیل است که امام رضا (علیه السلام) از قول امام علی (علیه السلام) فرمود: «لَعلَّک تظُنُّ قضاءً حتماً و قدَراً لازِماً»؛ شاید تو گمان می کنی که (بازگشت ما از سفر) قضای حتمی و قدر لازم و تغییرناپذیر است؟[۲۸]
با توجه به آنچه در این چهار دسته روایتها گفته می شود، میتوان چنین نتیجه گیری کرد که مقتضای رضا به قضای الهی متفاوت است؛ یعنی گاهی اقتضا میکند که فردی خود را از دشمن محافظت کند و در برابر خطر از خویش، دفاع کند و گاهی به راحتی در مسیر مرگ قدم گذارد. البته این نوع واکنش تنها از کسی برمی آید که دانای به سِرّ قدر باشد. شاهد بر این قضیه، دو نوع رفتار کاملاً متفاوت حضرت امام رضا (علیه السلام) در برابر مأمون است. زمانی از پذیرش ولایتعهدی خودداری می کند و زمانی بدون هیچ واهمهای در برابر مأمون که از او میخواهد دلیل این خودداری را بیان کند، در نهایت خشم، او را عامل قتل خود میداند، گو اینکه میدانست به دست مأمون کشته میشود، ولی هنوز زمان آن فرا نرسیده است.[۲۹]
نظیر همین نوع رفتارهایی که حاصل یقین، ایمان و آگاهی بر سرّ غیب است، در رفتار سایر ائمه اطهار از جمله حضرت علی (علیه السلام) نیز به چشم میخورد. در پایان این بحث شایسته است به این بیت حافظ اشاره کرد که گویا زبان حالی از امامان بزرگوار است:
هان مشو نومید، چون واقف نیی از سرّ غیب*** باشد اندر پرده بازیهای پنهان، غم مخور
محبت الهی
عامل مهم دیگر در تحصیل رضا، محبت الهی است. مرحوم ملااحمد نراقی در طریق تحصیل رضا معتقد است که انسان باید تا جایی که برایش ممکن است، در تحصیل محبت الهی به وسیلهٔ دوام ذکر خدا در قلب و فکر در عجایب صنع او و تدبّر در حکم و مصالحی که در مخلوقات قرارداده، بکوشد. همچنین با مواظبت بر طاعات و عبادات و کم کردن علایق دنیوی و نفسانی، باعث ایجاد محبت الهی در درون خود، گردد. این محبت باعث میشود که انسان به دلیل شیفتگی و شیدایی نسبت به حضرت حق، حتی دشواریها را شیرین و گوارا یابد؛ چنان که حافظ میگوید:
گر تیغ بارد از کوی آن ماه*** گردن نهادیم، الحُکمُ لِله
همچنین راههای دیگری که باعث ایجاد این محبت در دل آدمی میگردد و او را نسبت به قضای الهی راضی میگرداند، عبارت اند از: مطالعهٔ حکایت دوستان خدا و بررسی احوال ایشان، تأمّل در خود و اینکه او از همه چیز غافل و به عاقبت هر امری، جاهل میباشد و خداوند هم دانا و هم خیرخواه اوست. بنابراین، هر آنچه در حقِّ او مقدّر نموده، البته به خیر اوست، گرچه سِرّ آن را نداند. نیز تدبّر در اینکه خشم و ناخوشایندی از آنچه خدا بر انسان مقدر فرموده، نه باعث تغییر قضا میگردد و نه آرامشی در او ایجاد میکند، بلکه باید به اجر و ثواب آن مصیبت بیندیشد و مصیبتهایی که به مقرّبان رسیده است و به این ترتیب، مقام رضا را در خود به وجود آورد.
تفاوت این عامل در ایجاد رضا به قضای الهی با قبلی، یعنی معرفت الهی، در این است که گرچه نمیتوان در جنبهٔ معرفتی به مرحلهٔ اولیاءالله رسید و از سرّ قدر آگاه شد تا به مرحلهٔ رضایتمندی رسید، اما با در نظر گرفتن دو نکته میتوان رضا به قضای الهی را در خود ایجاد کرد: نکتهٔ نخست اینکه به هر اندازه انسان نسبت به خداوند، ایمان و باور خود را قوی تر سازد و در شاخههای مختلفِ توحید، به ویژه توحید افعالی، به معرفت عمیق تری دست یابد، به سرّ قضا و قدر آگاهی یافته، در نتیجه، به نوعی تسلیم و رضا دست مییابد، و دیگر اینکه محبت به حق و ایجاد این محبت به تنهایی، خود، عامل قوی در ایجاد رضایتمندی در انسان است که البته اولیای الهی در هر دو تا سر حدّ تکامل پیش رفتهاند.
آثار و فواید «رضا» در زندگی
برخورداری از مقام رضا و بهره مند بودن از این فضیلت عالی اخلاقی باعث به وجود آمدن آثار و فواید فراوانی در زندگی میشود و البته بهره مندی حداکثری از اینها به میزان شدت و ضعف رضا در انسان بستگی دارد. از جمله ثمرات رضا میتوان به ایجاد آرامش، سلامت جسم و روح، قناعت، غنای روحی، اعتماد به کفایت رزق از طرف خدا، نفی حزن و اندوه، خودداری از اتّهام در قضای الهی و.. اشاره کرد.
رضا عاملی برای سلامت جسم
در روایتی از امام علی (علیه السلام) آمده است: کسی که از آنچه خداوند به بندگانش تقسیم کرده، راضی باشد، بدنش در استراحت و آسایش قرار میگیرد.[۳۰]
دربارهٔ راز اینکه چرا رضایتمندی به قسمت رزق و روزی باعث آرامش و آسایش جسم انسان قرار می گیرد، باید به سخنی دیگر از آن امام همام اشاره کرد که خطاب به امام حسن (علیه السلام) میفرماید: « ای فرزندم! بدان که رزق، دو رزق است: رزقی که تو به دنبال آن هستی و رزقی که آن به دنبال تو است... چه زشت است فروتنی به هنگام نیاز و ستم کاری به هنگام بی نیازی! دنیای تو برای تو همان قدر است که قیامتت را اصلاح کنی و اگر به جهت آنچه از دستت رفته، نگران و ناراحت هستی، پس نگران باش برای همهٔ آنچه در دست نداری».[۳۱]
اگر انسان بداند رزق و روزی او مقسوم و مقدر است، جسم و روح خود را برای بیش از آنچه بر او مقدّر شده، عذاب نمیدهد و سلامت خود را به خطر نمیاندازد. «ریشهٔ سخت زندگی کردن، یکی این است که فکر میکنیم در این دنیا آمدهایم تا فقط رزق درآوریم، در حالی که آمدهایم در این دنیا، تا بندگی کنیم و خدا رزق ما را به عهده گرفته است و هرچه در بندگی خدا بیشتر همت کنیم، راحت تر رزق ما را تأمین میکند... ». امام علی (علیه السلام) می فرماید: «اگر کسی راضی به رزق خدا شد، بر آنچه از دستش رفته، اندوهگین نمیشود، چون رزق هر کس ثابت است، پس آنچه از دست ما میرود، رزق ما نبوده، تا جای نگرانی باشد. »[۳۲]
رضا عاملی برای سلامت روح و روان
امام صادق (علیه السلام) راحتی و آسایش روح و روان انسان را در رضا و یقین دانسته، میفرماید: «راحتی و آسایش در رضا و یقین و ناراحتی و اندوه در شک و خشم است. »[۳۳]
و نیز امام علی (علیه السلام) فرمود: «رضا حزن و اندوه را برطرف میکند»[۳۴]و هم ایشان فرمود: «چه خوب طرد کنندهای برای حزن و اندوه است، رضایتمندی به قضا!»[۳۵]
با توجه به روایتهایی که بیان شد و روایتهای فراوان دیگری که در این زمینه از ائمه اطهار (علیهم السلام) نقل شده، میتوان به این نکتهٔ مهم رسید که در رضایتمندی، نخستین کسی که بهره مند میشود، خودِ شخص راضی است؛ چرا که انسان با تلاش خود، به نتیجه ایمان دارد و میداند سررشتهٔ امور به دست کسی است که بهتر از هر کسی به صلاح کار ما آگاه است و به همین دلیل، به هر آنچه که خداوند برای او میپسندد، خرسند است و به تعبیر باباطاهر:
یکی درد و یکی درمان پسندد *** یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران*** پسندم آنچه را جانان پسندد
قناعت
امام علی (علیه السلام) قناعت را عنوان رضا دانسته، فرموده است: «القنوع عنوان الرضا»[۳۶] از پیامبر گرامی اسلام روایت شده که فرمود: «به قسمت الهی راضی باش تا توانگر شوی»[۳۷] امام علی (علیه السلام) نیز قناعت را گنجی بی پایان معرفی کرده است: «القَناعهُ مالٌ لا ینفَدُ»[۳۸]
با توجه به مضمون این روایتها میتوان به این نتیجه رسید که انسان راضی، قناعت را پیشهٔ خود ساخته و به همین دلیل، به توانگریِ عظیمی دست یافته است. انسان ناراضی هیچ وقت به آنچه داشته، قناعت نمیکند، در نتیجه، همیشه در حسرتِ از دست دادهها و اندوه چیزهایی است که به دست نیاورده. بنابراین در هر حال، حتی اگر انبوهی از مال دنیا را در اختیار داشته و از موقعیت و مقام عالی برخوردار باشد، احساس کمبود و خسران میکند و این درست، نقطه مقابل قناعت و احساس رضایت از قناعت است.
خودداری از اتهام در قضای الهی و کفرپیشگی
در روایتی از امام علی (علیه السلام) آمده است: «کسی که به قضای الهی راضی نگردد، کفر در دینش پدیدار میگردد»[۳۹] همچنین امام صادق (علیه السلام) فرمود: «کسی که به آنچه خدا قسمت کرده، راضی نگردد، خداوند را در قضایش متهم میسازد»[۴۰] و نیز از هم ایشان نقل شده است: «کسی که به قضای الهی خشمگین و ناراضی است، قضا به سراغ او میآید، در حالی که خداوند، اعمال نیکش را حبط و تباه میسازد. »[۴۱] انسان کوته بین که میپندارد هر آنچه در دایرهٔ قسمت اتفاق میافتد، بر مبنای حساب و کتابهای او صورت میپذیرد و از زنجیرهٔ علل و عوامل مادی و معنوی جهان هستی غافل است، پس از آنکه حسابهایش در هم ریخت و با قضای ناخواستهای روبه رو شد، خداوند را در آنچه بر مبنای علم قاصرش به آن نتیجه رسیده، مقصّر و متهم میشمارد و حتی بر طبق روایت امام علی (علیه السلام) به دلیل ضعف ایمان و اعتقاد، به مرتبهٔ کفر نیز کشیده میشود. اما انسان راضی میداند که خداوند، امور را بر اسباب و علل مقتضی خود، جاری میسازد، نه بر آنچه انسان تمنا کند و یا در سر بپروراند. به همین دلیل، خود را به خدا میسپارد و با قراردادن تسلیم واقعی خویش در چرخهٔ اسباب علل، خداوند او را در آنچه میخواهد، بی نیاز میسازد.
نتیجه گیری
مقام رضا، از عالیترین مقامات عرفانی است، که امام رضا (علیه السلام) در این صفت سرآمد و شاخصهٔ سایر امامان (علیهم السلام) بودند. بهره مندی از مقام رضا به معنای دست کشیدن از کار و تلاش و حتی دعا نیست، بلکه عامل آرامش بخش انسان در برابر قضای الهی میباشد. انسانی که به قضای الهی راضی است، از سلامت جسم و روح برخوردار بوده، خداوند را در آنچه برایش مقدر ساخته، متهم نمیکند. بررسی سبک و سیرهٔ زندگی امام رضا (علیه السلام) به ما میآموزد که چگونه در نهایتِ سختیها و مشکلاتی که برای انسان پیش میآید، با وجود تلاش و مقاومت در برابر سختیها و ناملایمات، نتیجهٔ کارها را به خدا واگذاریم و به آنچه خداوند مقدّر کرده است، راضی و خرسند باشیم. هر روز هزاران زائر همچون پروانه به گرد حرمش طواف میکنند و وجود نازنینش را واسطهٔ برآورده شدن حاجات خود میدانند و در این امر مصرّند و کمتر به این حقیقت توجه دارند که حضرت با وجود واسطهٔ فیض بودن در برآورده ساختن حاجات، آیینهٔ تمام نمای رضا به قضای الهی است!
فهرست منابع
-قرآن کریم.
-نهج البلاغه.
-ابوالحسین احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقاییس اللغه، تحقیق محمد هارون، مکتب الاعلام الاسلامی، بی جا، ۱۴۰۴ق.
-جوادی آملی، عبدالله، فلسفهٔ الهی از منظر امام رضا (علیه السلام)، اسراء، قم، چاپ دوم، 1386.
-دهخدا، علی اکبر لغت نامهٔ دهخدا، تهران.
-سجادی، سیدجعفر، فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، طهوری، تهران، چاپ هفتم، 1383.
-سراج، ابونصر، ترجمه اللمع فی التصوف، ترجمه مهدی محبتی، اساطیر، تهران، 1382.
-سیدحر، حسین، امام رضا (علیه السلام) و ایران، معارف، قم، چاپ سوم، 1387.
-طاهرزاده، اصغر، جایگاه رزق انسان در هستی، لبّ المیزان، اصفهان، چاپ پنجم، 1390.
-عمید، حسن، فرهنگ عمید، امیرکبیر، چاپ پنجم، 1360.
-غنی، قاسم، تاریخ تصوف در اسلام، زوار، چاپ ششم، 1374.
-الفیومی، احمد بن محمد بن علی، مصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، دارالهجره، قم، الطبعه الثانیه، 1414.
-قرائتی، محسن، زندگانی امام هشتم (علیه السلام)، نهضت سوادآموزی، تهران، چاپ دوم، 1374.
-قربانی، مهدی، هزار و یک حدیث رضوی، قاف، مشهد، چاپ دوم، 1389.
-قرشی، باقرشریف، پژوهشی دقیق در زندگانی امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، ترجمه سیدمحمد صالحی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1382.
-کاشانی، عزالدین، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، تصحیح همایی، هما، تهران، چاپ چهارم، 1372.
-کلاباذی، ابوبکر محمد بن اسحاق، التعرّف لمذهب اهل التصوف، تصحیح احمد شمس الدین، دارالکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۱۳ق.
-کمپانی، فضل الله، حضرت رضا (علیه السلام)، مفید، تهران، 1386.
-ماهوان، محمدعلی، زندگانی هشتمین امام شیعیان حضرت رضا (علیه السلام)، هاتف، مشهد، 1378.
-محمدزاده، مرضیه، علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، دلیل ما، قم، چاپ پنجم، 1385.
-محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، مکتب الاعلام الاسلامی تهران، الطبعه الثانیه، 1363.
-محمدی اشتهاردی، محمد، نگاهی بر زندگی امام رضا (علیه السلام)، مطهر، تهران، 1374.
- معینی، محمدجواد، ترابی، احمد، امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، بنیاد پژوهشهای اسلامی، مشهد، چاپ دهم، 1385.
-موحدی ساوجی، علی، بررسی تحلیلی ولایتعهدی حضرت رضا (علیه السلام)، سهاره، تهران، 1380.
-نراقی، ملااحمد، معراج السعاده، هجرت، قم، چاپ هشتم، 1381.
-همایش ملی سبک زندگی رضوی (مقالات برگزیده)، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، چاپ اول (1393).
پا نویس
- ↑ مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا، گروه معارف اسلامی.
- ↑ عمید، حسن، فرهنگ عمید، ج2: 1046؛ دهخدا، علی اکبر، لغت نامهٔ دهخدا، ج1.
- ↑ رک: ابوالحسین احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقاییس اللغه، ج2: 402.
- ↑ رک: الفیومی، احمد بن محمد بن علی، مصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، ج1و2، ص229.
- ↑ نراقی، ملااحمد، معراج السعاده، ص746.
- ↑ محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج4، ص 143.
- ↑ همان.
- ↑ همان ص 145.
- ↑ همان.
- ↑ سراج، ابونصر، ترجمه اللمع فی التصوف، ص 106.
- ↑ کاشانی، عزالدین، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، ص 399.
- ↑ غنی، قاسم، تاریخ تصوف در اسلام، ج2، ص 312 و 313.
- ↑ رک: کلاباذی، ابوبکر محمد بن اسحاق، التعرف لمذهب اهل التصوف، ص120.
- ↑ سجادی، سیدجعفر، فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ص 421.
- ↑ قرشی، باقرشریف، پژوهشی دقیق در زندگانی امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، ص 44.
- ↑ محمدی اشتهاردی، محمد، نگاهی بر زندگی امام رضا (علیه السلام)، ص 14.
- ↑ رک: همان، ص 14.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، ص 84.
- ↑ قرشی، باقرشریف، همان، ص44.
- ↑ معینی، محمدجواد، ترابی، احمد، امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، ص16.
- ↑ رک: شریف قرشی، همان، ص 438-456؛ ماهوان، محمدعلی، زندگانی هشتمین امام شیعیان حضرت رضا (علیه السلام)، ص51؛ قرائتی، محسن، زندگانی امام هشتم (علیه السلام)، ص 10.
- ↑ رک: موحدی ساوجی، علی، بررسی تحلیلی ولایتعهدی حضرت رضا (علیه السلام)، ص165.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، فلسفهٔ الهی از منظر امام رضا (علیه السلام)، ص82.
- ↑ همان، ص 83؛ قربانی، مهدی، هزار و یک حدیث رضوی، ص82.
- ↑ رک: همان، ص 85 و 86.
- ↑ کهف (18): 67.
- ↑ جوادی آملی، همان، ص90.
- ↑ همان، ص 91.
- ↑ رک: سیدحر، حسین، امام رضا (علیه السلام) و ایران، ص116؛ کمپانی، فضل الله، حضرت رضا (علیه السلام)، ص98.
- ↑ محمدی ری شهری، همان، ج4، ص 147.
- ↑ نهج البلاغه، نامهٔ 31.
- ↑ طاهرزاده، اصغر، جایگاه رزق انسان در هستی، ص 83 و 85.
- ↑ محمدی ری شهری، همان، ج4، ص 147.
- ↑ همان.
- ↑ همان.
- ↑ محمدی ری شهری، همان، ج4، ص 146.
- ↑ همان.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت 475.
- ↑ محمدی ری شهری، همان، ج4، ص 148.
- ↑ همان.
- ↑ همان.







