فرهنگ مصادیق:آوازه خوانی: تفاوت بین نسخهها
جز (Golafshan صفحهٔ آوازه خوانی را به فرهنگ مصادیق:آوازه خوانی منتقل کرد) |
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
||
| سطر ۳۵: | سطر ۳۵: | ||
|} | |} | ||
| − | <p class="relatesubject"> | + | <p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p> |
{| class="wikitable" | {| class="wikitable" | ||
|- | |- | ||
| سطر ۵۱: | سطر ۵۱: | ||
|} | |} | ||
<p class="relatesoft">نرمافزارهای مرتبط</p> | <p class="relatesoft">نرمافزارهای مرتبط</p> | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
{| class="wikitable" | {| class="wikitable" | ||
|- | |- | ||
نسخهٔ ۳۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۵۱
کتب مرتبط
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | آوازه خوانی و نوازندگی در اسلام – گفتاری از شهید بهشتی |
| ۲ | منع موسیقی و آوازه خوانی در قرآن و روایات |
| ۳ | نظر رهبر معظم انقلاب درباره آواز خوانی زنان |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
آوازه خوانی زن – پرسمان دانشجویی
آیا آوازه خوانی زن در صورتی که مردان نامحرم صدای او را بشنوند، جایز است؟
«فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ»؛ احزاب (۳۳)، آیه ۳۲.؛ «پس با ناز و نازک کردن صدا، سخن مگویید؛ زیرا آن که در دلش بیماری است، طمع میورزد».
در پاسخ باید بگوییم که صرف سخن گفتن و حرف زدن معمولی و عادی زن با مرد نامحرم، تا زمانی که ایجاد مفسده ننماید، از نظر شرعی، عرفی و عقلایی، جایز است. همچنین است صورتی که زن با خانمها یا با محارم خود سخن بگوید و صدای او را مرد نامحرمی بشنود که همه اینها جایز است؛ حتی اگر ضرورتی برای سخن گفتن وجود نداشته باشد. البته با توجه به این که خانمها دارای جاذبه و کششهای فراوانی برای آقایان هستند، بهتر است تا آن جا که ممکن است، از طول دادن سخن و حرفهای غیر ضروری با مرد نامحرم، خودداری کنند. در این گونه امور، خانمها هر مقدار احتیاط کنند، خوب و مطلوب است؛ تا اندازهای که نسبت به بلند نماز خواندن وسائل الشیعه، کتاب الصلاه، باب ۲۵ و ۳۱ از ابواب قرائت در نماز. و بلند لبیک گفتن همان، کتاب حج، باب ۳۸ از ابواب احرام. خانمها در صورتی که نامحرم صدای آنان را میشنود، نهی شده است.
آن چه مورد بحث ماست و در رابطه با آن نظرهای مختلفی وجود دارد، خوانندگی زن مقابل مردان نامحرم است؛ خواه این خوانندگی آواز اشعار باشد یا قرائت قرآن و تواشیح.
این مسئله، دو صورت دارد؛ صورت اول آن است که خوانندگی و تکیه بر صوت خانم مقابل مردان، دارای مفسده باشد؛ یعنی آنها را به ارتکاب حرام اندازد و موجب تلذذ غریزی و جنسی آنان گردد یا احتمال واقع شدنشان در حرام را به وجود آورد.
در این صورت، هیچ اختلافی وجود ندارد که خواندن و شنیدن برای خواننده و مردان شنونده، حرام است.
صورت دوم آن است که زن خواننده نمیداند این عمل او برای شنوندگان مفسدهای دارد یا خیر و این فرضی است که مورد اختلاف نظر اهل تحقیق قرار گرفته است.
به نظر ما آیه «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ»؛ احزاب (۳۳)، آیه ۳۲.، دلالت بر حرمت، حتی در این صورت مینماید؛ زیرا تخضعن از ریشه خضوع به معنای نازک کردن صداست و شکی نیست که خواندن مطلبی با تکیه بر صوت و آواز، از بارزترین مصادیق آن است و در نتیجه، در گفتار زنان، هر صوتی که مصداق خضوع باشد، مشمول دلالت این آیه شریفه میشود؛ خواه مضمون آن کلام، مباح و معروف باشد یا مستهجن و بد؛ البته اگر مضمون کلام مستهجن یا مشتمل بر دروغ و تهمت و مفسده باشد، روشن است که از این جهت نیز حرام است؛ اما بحث ما فعلاً در کیفیت ادای جملات توسط زنان است؛ نه مضمون خود جمله و به همین جهت، حتی اگر قرآن و تواشیح بخوانند، اشکال دارد.
اگر گفته شود آن چه در آیه مورد نهی قرار گرفته، آوازی است که موجب طمع و وسوسه در قلب و دل مردان شنوندهای شود که در قلبشان مرضِ بی ایمانی و بی تقوایی و وسوسه وجود دارد و خانمی که خوانندگی میکند، علم ندارد که در میان حضار و شنوندگان، چنین مردی وجود دارد و در نتیجه، مسئله از باب شک در حرمت است و فقها گفتهاند که در چنین شکی، حکم به حرمت نمیشود و برائت از حرمت جاری میگردد.
در پاسخ میگوییم: موضوع نهی و حرمت، صرف خضوع و نازک کردن کلام است؛ نه «خضوع در قولی که موجب طمع در دل شخص مریض» گردد؛ زیرا این قید، قابل تحصیل نیست؛ مگر برای کسانی که علم غیب داشته باشند؛ یعنی زن از کجا بفهمد که شخص مریض از نظر ایمان و تقوا در میان حضار وجود دارد یا خیر؟
بنابراین، اگر آن جمله «فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ»، جزء موضوع حرمت و نهی باشد، لغو است؛ زیرا مکلف که یک خانم خواننده است، نه علم به سلامت مستمعین خود دارد و نه علم به مرض آنها و در نتیجه، باید موضوع حرمت، نفس «خضوع در قول زن» باشد.
اگر اشکال شود که ملاک حرمت، خضوع در قول است که نوعاً و به طور غالب، موجب طمع در قلب شخص مریض شود، مانند غنا که ملاک حرمت آن این است که برای نوع انسانها مهیج باشد، نه تک تک اشخاص بخصوص.
در پاسخ میگوییم: قبول داریم که آن چه موجب طمع و وسوسه انسانها میشود، یک امر عرفی است؛ مانند مهیج بودن در غنا؛ ولی عرف نسبت به اشخاص متعارف و متعادل، آن را میفهمد؛ یعنی درک میکند که این کیفیت و نوع از آواز، انسانهای معمولی را دچار مفسده و مشکل میکند؛ ولی نسبت به کسانی که در قلبشان مرض است، این درک را ندارد؛ زیرا امیال و هواهای نفسانی اشخاص مریض، قابل درج در یک ضابطه مشخص نیست؛ چون مردم در شدت و ضعف مرض روحی و ایمانیشان، متفاوت هستند و این در حالی است که آیه شریفه اطلاق دارد و با اطلاقش، همه مراتب مرض را شامل میشود و به عبارت دیگر، موجبات طمع شخصی که دچار بیماری ضعف ایمان است، یک امر مشخص و محدود نیست که عرف بتواند آن را تشخیص دهد و بدین جهت، خداوند در آیه مذکور خواسته از ایجاد طمع و وسوسه همه مریضها جلوگیری کند پس موضوع حرمت، قولی که «علم داشته باشی که موجب افساد در قلوب مستمعین گردد»، نیست؛ تا گفته شود تمسک به دلیل در شبهه موضوعیه خود دلیل است و مجرای برائت میباشد. به همین جهت، زنان از خضوع و نازک کردن صدا برای کسی که پشت درب خانه زنگ یا در میزند، نهی شدهاند؛ در حالی که خانمی که در داخل خانه است، نمیداند آیا کسی که پشت در است، در قلبش بیماری روحی و ایمانی وجود دارد یا خیر.
بنابراین موضوع نهی و حرمت در آیه مورد بحث، نفس خضوع در قول است و موضوع آیه، خضوع خاص نیست؛ زیرا تحصیل و علم به وجود این قید برای مکلف، غیرممکن است و تحت هیچ ضابطهای در نمیآید.
در نتیجه، معنای عرفی آیه این میشود: ای خانم ها! صدای خود را نازک نکنید؛ این عمل، حرام است؛ زیرا من که خالق شما هستم، میدانم که این کار موجب طمع و وسوسه انسانهای سست ایمان میگردد و این بدان معناست که کسی که همین الان فی قلبه مرض است، بالفعل وسوسه میشود و کسی که فعلاً فی قلبه مرض نیست، این کار شما، موجب مرض و وسوسه او در آینده میگردد؛ یعنی این کار، بیماری زاست.
بنابراین، به نظر ما، از این آیه میتوان استفاده کرد که خوانندگی زن برای نامحرم، چه به صورت تک خوانی و چه به صورت دسته جمعی مطلقاً حرام است و این کار در شأن یک زن مؤمن و متین و با شخصیت نیست.
لازم به ذکر است که هیچ یک از مراجع تقلید و فقها نیز به شکل مطلق، قائل به حلیت این عمل نشدهاند؛ بله، برخی فرمودهاند «اگر مفسده نداشته باشد، اشکال ندارد» و با توجه به این که مراد از مفسده، اعم از مفسده بالفعل و بالقوه است، باید گفت: با شناختی که از روحیات آقایان و جاذبه خانمها برای آنها، مخصوصاً مردهایی که جوان و مجرد هستند، وجود دارد، تحقق مفسده، امری قطعی است؛ زیرا کمترین مرتبه مفسده و ضرر در این موارد، تیره و تار شدن روح و سلب حال عبادت و ذکر خداست که اگر ادامه پیدا کند، زمینه برای دوری از خدا و ارتکاب گناهان فراهم میشود و این ضرر، هم برای خانم خواننده قابل تصور است و هم برای مرد شنونده. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، کد: 13/500037)







