کتابخانه:موسیقی-کتاب
|
| |
| نویسنده | عزیزالله حیدری |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | مسجد مقدس جمکران |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | چاپ دوم: زمستان ۱۳۸۷ |
| شابک | 978-964-973-159-9 |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ احکام مختصر و مفید موسیقی
- ۲ یک پرسش و پاسخ
- ۳ موسیقی
- ۴ احادیث بیدارگر دربارهی غنا یا موسیقی حرام
- ۵ شناختی مختصر از آثار موسیقی حرام از نظر علم و دانشمندان
- ۶ آثار موسیقی حرام در نگاه دین
- ۷ پرسشها و پاسخها
- ۷.۱ اگر آهنگهای خوانندگان خارجی را پیوسته گوش کنیم، امّا تغییری در ما ایجاد نشود، اشکال شرعی دارد
- ۷.۲ استفاده و نگه داشتن وسایل موسیقی برای خانواده چه حکمی دارد
- ۷.۳ خواندن آواز توسط زن چگونه است؟ اگر شعر آن عرفانی باشد به چه صورت میباشد؟
- ۷.۴ ملاک و معیار حرام بودن موسیقی را روشن بیان نمایید
- ۷.۵ آیا موسیقی غیرمجاز که محتوای غربی ندارد، حرام است
- ۷.۶ نشستن در مجالس عروسی که موسیقی حرام استفاده میشود، چه حکمی دارد
- ۷.۷ آیات قرآن بر اوزان موسیقی است و هارمونی خاصی دارد
- ۷.۸ چگونه میتوان فهمید یک موزیک حرام است
- ۷.۹ موسیقی حرام چه آثار سوئی بر جسم و جان دارد
- ۷.۱۰ اگر موسیقی در ما تغییری ایجاد نکند، باز حرام است
- ۷.۱۱ گوش کردن به موسیقی حرام چه نوع گناهی است و توبه آن چگونه است
- ۷.۱۲ چرا بعضی آهنگها که دل انسان را شاد میکند حرام است؟
- ۸ پانویس
احکام مختصر و مفید موسیقی
درباره موسیقی گفتگوهای زیادی هست که بحث کارشناسانه وسیع میطلبد. امّا در جمعبندی نهایی توجّه شما را به معیارهای زیر درباره موسیقی که همگام با فتوای غالب علما و مراجع از جمله امام خمینیرحمه الله میباشد، جلب میکنیم.
موسیقی سه نوع است:
1. مطرب؛
2. غیرمطرب؛
3. مشکوک.
موسیقی مطرب یا غنا حرام است و نشانه آن خروج از تعادل و توازن روحی و حتی جسمی است. چون موسیقیهای حرام، حتی جسم را بیاراده به حرکت وادار میکند. از نشانههای دیگر آن ابتذال در محتوی (شعر) و فرم آن است و نشانه دیگر که بسیار کار را آسان میکند مطابق بودن نوع موسیقی با مجالس فساد و خوشگذرانی است که در اصطلاح فقهی لهو و لعب[۱] نامیده میشود.
قریب به تمام موسیقیهایی که خوانندههای قبل از انقلاب و فراریهای خارج از کشور که اکنون تحت عنوان نوارهای مبتذل پخش میشود، از آن نوع است.
در نوع دوم و سوم گرچه منعی نیست، امّا تشویق و ترغیبی هم نداریم، زیرا موسیقی در نوع حلال آن هم پایی محکم برای رسیدن به حق و حقیقت نمیباشد.
پس موسیقی به طور کلّی نفی نمیشود، امّا میتوانیم حرکتمان را از جایی دیگر شروع کنیم، یعنی هنگامی که برای صفای روح، عبادات، اعمال صالح، توسّل و نجوای صمیمانه با خدا، موسیقی قرآنی، اُنس با مدح و مراثی ائمه اطهارعلیهم السلام بستر اساسی اعتلای روحی است، دیگر موسیقی، پایی توانا برای رفتن نیست، چنانکه وقتی انسان اتومبیل سریع و راحتی برای رسیدن به مقصد دارد؛ از یک خر لنگ استفاده نمیکند.
یکی از بهترین و لذت بخشترین نعمات بهشتی «سماع» (موسیقی) است که از طریق خوانندگان و هم از طریق ابزار موسیقی به گوش جان میهمانان خداوند در بهشت میرسد.[۲]
روایت ذیل نمونهای از طرح و ترسیم چنین نعمتی در میان نعمات بهشت میباشد.
عاصم بن حمید از امام صادقعلیه السلام سؤال میکند:
«...فدایت شوم میخواهم از شما سؤال بکنم، امّا خجالت میکشم!
حضرت فرمود: بپرس.
عرض کردم: آیا در بهشت «غنا» وجود دارد؟
فرمود: به درستی که در بهشت درختی است که خداوند به بادها امر میکند به آن بوزند، از این درخت اصواتی بلند میشود که خلایق تا کنون به زیبایی آن نشنیدهاند.
سپس فرمود: (این نعمت) عوض ترک شنیدن موسیقیهای حرامی است که مؤمنین از خوف خداوند در دنیا نمودهاند».[۳]
یک پرسش و پاسخ
برخی که موسیقی مبتذل گوش میدهند، میگویند:
ما اصلاً تحت تأثیر قرار نمیگیریم و محتوای این ترانهها در ما اثری ندارد!
جواب این است که:
اوّلاً) در حرام بودن این نوع موسیقی حالت شخصی معیار نیست، بلکه نوع افراد و یا همان کلّیت آدمها مطرح است؛
ثانیاً) حرف این افراد مثل سخن خندهدار آدمی است که میگوید: این که میگویند آدم با سیگار معتاد میشود، اصلاً معنی ندارد، من حدود پنج سال است روزی سه نخ سیگار میکشم و معتاد نشدهام.
این اشخاص متوجه نیستند که کاملاً وابسته شدهاند، ولی غافلند.
برخی از آمار و گفتههای بزرگان را در جزوه موسیقی مؤسسه «در راه حق» بخوانید.
موسیقی
دین جامع و مترقّی اسلام، سهم تمام اعضای انسان را در نظر گرفته؛ بنابراین گوش انسان نیز بهرهای دارد، پس شنیدن صدای خوب و آهنگ حرکت آب و چهچه بلبلان و پرندگان خوش صدا، منعی ندارد.
جالب توجه است که تأمین این نیاز تا بهشت ادامه دارد و امام رضاعلیه السلام میفرماید:
در بهشت درختی است که خدای تعالی بادها را میفرستد تا آن را حرکت دهند، پس از آن آوازی از آن درخت شنیده میشود که هرگز مثل آن را نشنیده و کسی که از غنا (موسیقی حرام) خودداری نکند، آن را نمیشنود.
در حدیثی دیگر پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمودهاند:
آن کس که گوش خود را از غنا پر کند، آواز روحانیان را نخواهد شنید.
پرسیدند: یا رسول اللَّه روحانیان چه کسانی هستند؟
پاسخ فرمود: خوانندگان بهشت.
جالب این است که حضرت داوودعلیه السلام، آقا و بزرگتر خوانندگان بهشت است.[۴]
اما بین موسیقی و غنا تفاوت زیادی است.
با شناخت این موضوع، تفاوت و تنوع آن از نظر اسلام، مشخص شده و نوع غنایی آن معلوم میگردد که حرام است.
قرآن این نوع موسیقی (غنا) را حرام دانسته و به قول زور (قول باطل) توصیف نموده است.[۵]،[۶]
در آیهای دیگر، غنا با عنوان لهوالحدیث یعنی گویشهای غافل کننده، یاد شده است.[۷]
احادیث بیدارگر دربارهی غنا یا موسیقی حرام
1. اولین کسی که غنا را به کار گرفت، ابلیس بود.[۸]
2. امام باقرعلیه السلام فرمود:
غنا از چیزهایی است که خداوند به (گوش کننده آن) وعده آتش داده است.
3. امام صادقعلیه السلام فرمودند:
اهل خانهای که در آن غنا استفاده میشود و نسبت به موسیقی حرام بیاعتنا هستند از سه بلا در امان نیست:
فاجعه (بلای ناگهانی)؛
اجابت نشدن دعاها؛
داخل نشدن فرشتگان در آن خانه.
4. غنا و موسیقی حرام زمینهساز نفاق است.[۹]
5. مردی به نام حسن میگوید: من در منزل خود هنگامی که به مستراح میرفتم، نشستن را طول میدادم تا صدای موسیقی غنایی که از خانه همسایهام به گوش میرسید را بشنوم.
بعد از این کار، روزی نزد امام صادقعلیه السلام رفتم؛ فرمود:
...ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسؤولاً
همانا گوش، چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد، گوش از آن چه شنیده، چشم از آنچه دیده و قلب به آنچه دل بسته و وابسته است.
6. راوی میگوید: به امام رضاعلیه السلام عرض کردم، عبّاسی از شما نقل قول نموده که شما در موسیقی غنایی اجازه دادهاید.
امامعلیه السلام فرمود: دروغ گفته است او از غنا سؤال کرد و من جواب دادم، روزی شخصی نزد امام باقرعلیه السلام رفت و از غنا سؤال کرد.
امامعلیه السلام به او گفت: فلانی! اگر خداوند متعال حق را در یک طرف و باطل را در طرف دیگر قرار دهد، غنا در کدام طرف خواهد بود؟
خودش گفت: در طرف باطل.
امامعلیه السلام فرمود: خودت حکم نمودی.[۱۰]
شناختی مختصر از آثار موسیقی حرام از نظر علم و دانشمندان
اشاره
بیتردید در موسیقی استعداد مثبت و منفی وجود دارد. امّا موضوع بحث ما طرح معیارهاست، یعنی اگر موسیقی دارای ویژگی غنا و حرمت نبود، جایز است. روشن است که موسیقی با سلسله اعصاب انسان به سرعت وارد عمل میشود و موسیقی با دسیبِل و صدای بالا، تأثیرات مخرّبی دارد و میتواند ایجاد عدم تعادل و توازن بین اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک نماید.
برخی از امراضی که کارشناسان در موسیقی تشخیص دادهاند عبارتند از:[۱۱]
1 . مرض مانی)Manie( که نوعی جنون است؛
2 . سیکلوتیمی: بیماری روانی فصلی با آثاری چون:
خنده؛
تُرشرویی؛
افسردگی و غمگینی.
3 . پارانویا: مرضی که شخص ادعاهای بیمورد کرده و خود را بالاتر از دیگران میداند؛
4 . ضعف اعصاب؛
5 . اختلالات دماغی (مغزی، هیجانات روحی، جنون)؛
6 . حمله قلبی؛
7 . انتحار و خودکشی؛
8 . فشار خون؛
9 . هیجانات فوق کنترل؛
10 . سلب غیرت؛
11 . فحشاء؛
12 . تهییج عشقهای بیحساب.
و... .[۱۲]
ویکتورهوگو
علت این که ما از موسیقی خوشمان میآید؛ این است که در عالم خیالها و رؤیاها فرو میرویم.[۱۳]
دکتر ولف آدلر (از دانشگاه کلمبیا)
موسیقی علاوه بر آن که سلسله اعصاب ما را در اثر جلب دقت خارج از حدّ طبیعی، سخت خسته میکند، عمل ارتعاش صوتیای که در موسیقی انجام میشود، تولید تعرق خارج از حدّ طبیعی در پوست مینماید که بسیار زیانمند است.[۱۴]
دکتر آلکسیس کارل
(فیزیولوژیست بزرگ فرانسوی، نویسنده کتاب انسان موجود ناشناخته و راه و رسم زندگی) میگوید: ساز و آواز و کنسرتها و اتوموبیلها و (حتی) ورزش (نمیتوانند جای فعالیتها و کارهای سودمند اجتماعی را بگیرند، رادیو نیز مانند سینما و موزیکال کاملی به انسان میبخشد که با آن سرگرمند، بدون شک ما را از پا در میآورد و سر و صدای نامناسب روحیه فرزندان ما را فلج میکند.[۱۵]
دکتر آرنولد فریدمانی (پزشک بیمارستان نیویورک و رئیس کلینک سردرد)
او با کمک دستگاههای الکترونیک تعیین امواج مغز و تجربیاتی که از هزاران بیمار به دست آورده ثابت کرده است، یکی از عوامل مهم خستگیهای روحی و فکری و سردردهای عصبی، گوش دادن به موسیقی رادیو (رادیوهای غربی) است، مخصوصاً برای کسانی که به موسیقی آن دقت میکنند.[۱۶]
دکتر رُبرت (متخصص روانشناسی کودک در انگلیس) میگوید
اطفال در رحم مادر تحت تأثیر موسیقی قرار میگیرند و اگر مادر به موسیقی (نامناسب) گوش دهد، ضربان قلب طفل در رحم زیاد میشود.[۱۷]
جالب توجه است که بدانیم اکثر موسیقیدانها دچار کوتاهی عمر میشوند، مثلاً موزارت، 35 سال و شوبرت نوازنده اطریشی، 31 سال عمر کردند و جالب است بدانیم بتهون آخرین کنسرت خود را در حالی اجرا نمود که کَر بود.[۱۸]
آثار موسیقی حرام در نگاه دین
موسیقی نفاق میآورد و غیرت را میبرد
در حدیث آمده: موسیقی نفاق را در قلب میرویاند، چنان که آب سبزه را میرویاند.
کسی که چهل روز در خانهاش بربط نوازند و مردم نیز بر او وارد شوند، شیطان اعضای خود را به تمام اعضای بدنش میمالد، پس غیرت از آن مرد زائل میشود، تا حدّی که اگر با زنش کار زشتی انجام دهند؛ بدش نمیآید.
در حدیثی دیگر میفرماید: حیاء از او گرفته میشود و از هر چه بگوید یا دربارهاش بگویند، پروایی ندارد.
موسیقی حرام برکت را میبرد
فرشتگان در خانهای که شراب و آلات موسیقی باشد، وارد نمیشوند و دعای اهل آن خانه مستجاب نمیشود و برکت از آنها برداشته میشود.
استماع موسیقیِ حرام، از گناهان کبیره است.
گوش کنندهی موسیقی حرام با روی سیاه، کور، کر و گنگ، محشور میشود.
یک حکایت عبرتآموز
نگارنده: خود شاهد این جریان بودم که:
زنی در همسایگی ما ترانهای از یکی از خوانندگان مشهور دوران ستم شاهی را در ضبط صوت گذاشته بود و صدای آن کاملاً به گوش میرسید که زن خواننده میگفت:
«غریب آشنا دوستت دارم بیا!»
بنده در منزل این همسایه را زدم، خانمی بد حجاب، جلوی در منزل آمد.
گفتم: لطفاً صدای این موسیقی را کم کنید.
با ناراحتی رفت.
هفتهی دیگر که به منزل مادرمان سر زدم، از خانهی همان همسایه صدای دعوا و درگیری میآمد.
از مادر پرسیدم: چه خبر است؟
گفت: اینها همیشه دعوا دارند.
هفته دیگر که به دیدار مادر رفتم، مشاهده کردم که در منزل آن همسایه کشمکش و درگیری است.
از مادر سؤال کردم: چه خبر شده؟!
پاسخ داد: شوهر این زن به صورت ناگهانی به منزل خود آمده و مرد غریبهای را در منزل دیده و... .
کار به طلاق کشید.
میبینید که این مضامین چگونه از گوش به هوش و سپس بر دوش انسان مینشیند، عاقبت شنیدن پی در پی «غریب آشنا!» به واقعیت پیوست.
پرسشها و پاسخها
اگر آهنگهای خوانندگان خارجی را پیوسته گوش کنیم، امّا تغییری در ما ایجاد نشود، اشکال شرعی دارد
این سؤال از مراجع تقلید استفتاء شده و جواب دادند:
ملاک، نوع مردم (عموم) است نه شخص انسان.[۱۹]
شایان ذکر است که خیال میکنیم در ما تأثیر ندارد، مشکل ما این است که مانند فرد معتاد شدهایم و سم تمام وجودمان را گرفته است.
اعتیاد، ما را از درک آثار منفی باز میدارد، در حالی که خودِ عادتْ، رفتاری نادرست است.
ظریفی گفته است:
یک فرد سیگاری با بیخیالی میگفت: این که میگویند آدم به سیگار معتاد میشود، درست نیست. من هم اکنون فقط روزی سه عدد میکشم، ولی معتاد نشدهام!
استفاده و نگه داشتن وسایل موسیقی برای خانواده چه حکمی دارد
این پرسش نیز از مراجع تقلید پاسخ گرفته و میفرمایند:
آلات لهو را باید از بین ببرید.[۲۰]
از این پاسخ روشن میشود که:
باید دید این وسیله چه مصرفی دارد، اگر مقاصد لهوی (مفسده انگیز) دارد، باید از خانواده و زندگی حذف شود.
خواندن آواز توسط زن چگونه است؟ اگر شعر آن عرفانی باشد به چه صورت میباشد؟
خواندن زن فی نفسه اشکالی ندارد و شنیدن صدای او هم بیاشکال است. به پاسخ مراجع توجه فرمایید:
اگر اجرای موسیقی (کنسرت) به صورت ترجیع مطرب (غنا) نباشد و موسیقی که نواخته میشود، از نوع لهوی حرام نباشد، این امر فی نفسه اشکال ندارد.[۲۱]
در مورد گوش دادن به صدای زن هنگامی که شعر و غیر آن را با آهنگ بخواند و جوان یا غیر جوان باشد، چنین پاسخ دادهاند:
اگر صدای زن به صورت غنا نباشد و گوش دادن هم به قصد لذّت و ریبه (امکان به فساد افتادن) نباشد و مفسدهای مترتب نگردد، اشکال ندارد و فرقی بین موارد نیست.(24)
پس ویژگی حرمت مخصوص صدای زن نیست، لذا اگر شنیدن صدای زن حتی اگر قرآن و مرثیه بخواند و فردی به قصد لذت گوش کند، جایز نیست[۲۲] و زنان نیز باید از افشای صدای خود مانع شوند
ملاک و معیار حرام بودن موسیقی را روشن بیان نمایید
موسیقی مطلقاً حرام نیست.
حتی مرحوم شیخ انصاریقدس سره که منزلتی بس عظیم در علم و اخلاق و دینداری در بین علمای اسلام دارند؛ در کتاب مشهور مکاسب محرّمه، اصطلاح حرمت موسیقی را با قید «فیالجمله» به کار بردهاند. فیالجمله، به معنای بخشی از موسیقی است نه تمامیت آن، در مقابلِ بالجمله که به معنای تمام و کل میباشد.
امّا ملاکها عبارتند از:
-
هماهنگی موسیقی با مجالس فساد و عیاشی طربانگیز به طوری که فرد را به رقص وا دارد؛
- ابتذال در محتوی و شکل؛
در کلمات رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، موسیقی حرام چنین توصیف شده است:
آنچه انسان را به بیکارگی، ابتذال، بیحالی و افسردگی از واقعیتهای زندگی بکشاند و نیز انسان را از معنویت، از خدا و از ذکر غافل کند و به شهوترانی تشویق نماید.[۲۳]
آیا موسیقی غیرمجاز که محتوای غربی ندارد، حرام است
موسیقی سنتی، کلاسیک، غیرمجاز و یا عناوین دیگر، معیار نیستند. باید به همان معیارها مراجعه شود که عبارتند از:
مطرب بودن؛
هماهنگی با مجالس فساد و عیاشی؛
خروج از توازن و اعتدال؛
ابتذال؛
واخوردگی از واقعیتهای زندگی؛
باعث غفلت از:
معنویت؛
خدا؛
ذکر؛
و آنچه تشویق به هوسرانی میکند.
نشستن در مجالس عروسی که موسیقی حرام استفاده میشود، چه حکمی دارد
پاسخ این پرسش در فتاوای علما و مراجع چنین آمده است:
اگر موسیقی مطرب است، شرکت جایز نیست.[۲۴]
در مجالس معصیت نباید شرکت کنید.[۲۵]
شرکت در مجالس گناه حرام است.[۲۶]
شرکت در مجالس لهو و لعب جایز نیست.[۲۷]
گوش دادن به موسیقی لهوی حتی در مجالس عروسی جایز نیست.[۲۸]
اگر موسیقی مناسب مجالس لهو و عیاشی است، شرکت کردن جایز نیست.[۲۹]
شرکت در این گونه مجالس در صورتی که تأیید یا تشویق گناهکار باشد، جایز نیست.[۳۰]
آیات قرآن بر اوزان موسیقی است و هارمونی خاصی دارد
چرا شریعت ما با این هارمونی و توازن مخالف است در حالی که در کلیسا با موسیقی ملایم آیات انجیل قرائت میشود و تأثیرگذاری آن بیشتر است
موسیقی قرآنی مورد قبول بوده و تشویق و ترویج هم میشود و شریعت هرگز مخالفتی با آن ندارد، و اصولاً شریعت چیزی جز محتوای قرآن نیست، شریعت عین قرآن است.
بله!
از آنجا که قرآن کلیات امور را میگوید، سنت و سیره اهلبیتعلیهم السلام پیامبرصلی الله علیه وآله و ائمهعلیهم السلام) به تفسیر و تبیین میپردازد و شریعت شکل میگیرد.
اشتباه از آنجاست که ما میخواهیم اشتباهات دیگران را سند جواز برای خود بگیریم، یعنی ما نمیتوانیم روش منسوخ مسیحیان را ملاک و الگو قرار دهیم.
اسلام دین جدید و کامل است که ادیان دیگر را از مشروعیت ساقط نمود، به ویژه آنکه ادیان مسیحی و یهودی و زرتشتی تحریف شده هستند.
در کلیساها انواع کارهای خلاف انجام میشود، مثلاً در مراسم عشاء ربانی نان در شراب زده میشود و به نام خون مسیح به خورد آدمها میدهند! یا در جشن کریسمس زن و مرد اختلاط نموده و انواع گناهان انجام میشود! این کارها هرگز مورد قبول خداوند و اهل دین نیست، دین با هوسهای ما جمع نمیشود.[۳۱]
در ضمن قرآن از چنان موسیقی زیبا و تأثیرگذاری برخوردار است که هرگز نیازی به موسیقی جانبی نیست و در اینجا جالب است که به خاطرات افرادی که با صوت خالی قرآن به دین اسلام ایمان آوردهاند مراجعه کنیم:
در فرودگاه مصر، یک هواپیمای آلمانی به خاطر ضرورت پیش آمده مجبور به توقف شده بود، یکی از مسافران که یک موسیقیدان آلمانی بود در سالن انتظار فرودگاه صدای تلاوت قرآن به گوشش خورد، قدری که قرآن را استماع کرد در وی چنان اثری گذاشت که به جستجو برآمد و در نهایت اسلام آورد، او اعتراف نمود که با همه آگاهی من به قواعد و اصول و دستگاههای موسیقی، هرچه فکر کردم، موسیقی قرآن را فراتر از این دستگاهها یافتم.
کتاب «چرا مسلمان شدم» نشر مؤسسه در راه حق، حکایتگر بسیاری از این جاذبههاست.
نکته مهم این است که اسلام، هارمونی و تناسب هر چیز را با فطرت یا همان ساختار باطنی انسان و نظم هستی در نظر دارد، اگر چیزی با این ساختار تناسب نداشته باشد، برای انسان در جامعه آسیبساز است، زیرا براساس بینش قرآنی جهان نظم و قانونمندی ویژهای دارد و روابط انسان زمانی به رشد و کمال میانجامد که با این نظم هماهنگ گردد؛ زیرا امروزه ثابت شده است که رفتارهای ما، در تمامی هستی اثر میگذارد و دین عهدهدار تبیین این حقیقت است و رابطه انسان با خود و جامعه و با جهان و حاکم هستی را روشن میکند.
این دانش در توان علم، عقل و وجدان بشری نیست. زیرا محدودند و حال آنکه وحی یعنی علم و دانش نامحدود حاکم هستی است و به همین دلیل قرآن میفرماید:
علّمکم ما لم تکونوا تعلمون
دین به شما چیزی را میآموزد که نمیتوانستید بدانید.
یعنی در حوزه آگاهی شما نبود و به همین دلیل خبر میدهد که کارهای بیحساب و دستاوردهای آدمیان در خشکی و دریا فساد آفرید.[۳۲]
بنابراین نظم و هارمونی در شریعت است و دریغ از ناآگاهی انسان.
چگونه میتوان فهمید یک موزیک حرام است
شایسته است در این باره آگاهیهایی داشته باشیم که در نظر عالمان دین معیارهایی داده شده که بسیار روشن است.
هرجا در اثر موسیقی، حسّ تشویق به ولنگاری، بیبند و باری، شهوترانی، میل به گناه و غفلت از خدا ایجاد بشود، با وجود این علائم معلوم میشود که این موسیقی حرام است.[۳۳]
آثار موزیک حرام، دو گونه است:
سریع؛
تدریجی.
پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله فرمود:
فرشتگان به خانهای که شراب و وسایل موسیقی و قمار در آن باشد، وارد نمیشوند و دعای اهل خانه مستجاب نمیشود و خیر و برکت هم از آنجا میرود.[۳۴]
امّا آثار سریع در موسیقیهای جاز و تند، کاملاً واضح است؛ در چند گزارش میخوانیم:
وقتی دخترها و پسرها، آهنگهای تند و رعشهانگیزشان را سر میدهند سالن به لرزه میافتد، دخترها جیغ میکشند، به سر و گوش هم مشت میکوبند، موهای خود را چنگ میزنند و پسرها از هوش میروند.[۳۵]
در جریان کنسرت پرشور و شرِ گروه موزیک (ولینک استونز) مردی از شدّت هیجان برهنه شد و با حالت جنونآمیزی بر سر و کول خلایق به راه افتاد که توسط پلیس دستگیر شد.[۳۶]
در ایالات لیتل راک، خانم 64 سالهای به نام لیکیام، به جوانی پیانو میآموخت، نغمات موسیقی چنان در روح جوان ایجاد هیجان کرد که بدون دلیل برخاست و با 19 ضربه چاقو معلم موسیقی را از پای درآورد.[۳۷]
در یک کنسرت موسیقی به دستهای از جوانان برای اولین بار هیستری (که نوعی بیماری روحی است) دست داد، آنها بعد از برنامه بیتلها به خیابانها ریختند، اتومبیلها را آتش زدند، شیشههای مغازهها را شکستند و مغازهها را غارت کردند و تعداد 315 نفر از آنها از فرط هیجان غش کرده و به بیمارستان انتقال داده شدند.[۳۸]
موسیقی حرام چه آثار سوئی بر جسم و جان دارد
هشدار!
شاید در این گونه پاسخها تصوّر شود، دین پیوسته دیوار میکشد و منع میتراشد!
در حالیکه چنین نیست!
یک تحلیل زیبا از حالات انسان نشان میدهد، انسان با درک نیازها (فردی، اجتماعی) به حرکت میافتد و با این حرکت آزادی و رفاه را به دست میآورد و سپس با رفاه به پوچی میرسد، چون رفاه مادّی، پاسخگوی ابعاد روح بینهایت طلب انسان و به تعبیر فرانکل، معناگرا[۳۹]نیست.
پس با این پوچی چه باید بکند؟
چارهای جز یافتن پناهگاه ندارد تا در سایه آن بیارامد، پناهگاههای وی عبارتند از:
1 . هنر؛
2 . انتحار و خودکشی؛
3 . بیتفاوتی و بیخیالی؛
4 . درونگرایی؛
اما «خودکشی» که در واقع پاک کردن صورت مسأله است.
«بیتفاوتی و بیخیالی» هم امکان ندارد، چون فکر آدمی را رها نمیکند و به قول «هرمان هسه» در آدمی کسی هست که همیشه بیدار است[۴۰]و «درونگرایی» نیز پاسخگو نخواهد بود. چون این نوع عرفان مانند آن است که یک کشتی به جای لنگر انداختن در بندر بخواهد به خود تکیه کند! و لذا دوباره نیاز به راه و نجات مطرح میشود.
اما «هنر» (چه در شکل صوت و موسیقی و چه در شکل تصویر یعنی نقاشی و سینما و تئاتر و چه در قصه و رُمان) دریچهای به سوی مطلوب است و برای وضعیت موجود کاری نمیکند و این جاست که تنها «مذهب» کارگشا میباشد و دین با پیوند دادن انسان با معبودی بینهایت و زیبا و نزدیک و مهربان، بنبست را میشکند، پس چارهای نداریم جز آن که قضاوت دین را بپذیریم.
بنابراین مقدمه، میگوییم موسیقی براساس نظر بسیاری از روانشناسان، احساسات بشر را در مسیر غیرطبیعی و غیرعادی توسعه میدهد و انسان را در یک عالم ناخودآگاه کامل فرو میبرد و قوّه خیالبافی غیرطبیعی را در انسان زیاد میکند.
موسیقی قوه خیال را تحریک میکند و انسان از خیالهای خود لذت میبرد و بیماری روانی از همین جا شروع میشود که انسان در یک عالم گنگ فرو میرود که خود نمیتواند تعریف نماید.
اگر موسیقی در ما تغییری ایجاد نکند، باز حرام است
اوّلاً) علما در پاسخ گفتهاند: معیار، نوع مردمند نه آن که شخصی بگوید در من تأثیری ندارد.
ثانیاً) این وضعیت (عدم تأثیر) حاصل اعتیاد یا بیتفاوتی است، درست مثل کسی که آن قدر پزشک او داروی بتامتازون برای وی تزریق نموده بود که دیگر در او تأثیری نداشت!
ثالثاً) خود این بیتفاوتی یک خطر است، زیرا یک بدن سالم در برابر اولین بار سیگار کشیدن عکسالعمل نشان میدهد و سرفه میکند!
شایان ذکر است که اگر به این مثال توجه کنیم، میبینیم چقدر حرف اشتباهی زدهایم.
بسیاری از افراد شرابخوار بعد از مدتی با شراب معمولی مست نمیشوند و یا معتادان حرفهای احساس ارضا شدن با مواد مخدر مصرفی همیشگیشان ندارند، آیا میتوان گفت: پس شرابخواری حلال است یا اعتیاد مورد تأیید است؟
چقدر خوب است به اسوههای دین خود روی آوریم و ببینیم تا چه حد از این پرتگاهها فاصله میگرفتهاند. مشهور است که علیعلیه السلام فرمود: اگر قطرهای شراب در چاهی بیفتد و از آب آن چاه گیاهانی بروید و گوسفندانی زیاد از آن گیاهان بخورند، من از گوشت آن گوسفندان نمیخورم!
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود:
شنیدن و استماع موسیقی قساوت قلب میآورد.[۴۱]
پس باید هشیار باشیم و برای مثال، هنگامی که احساس میکنیم دل ما به عبادت بیمیل شده است، باید بدانیم که این مورد یک نمونه از آثار جبری موسیقی حرام است.
گوش کردن به موسیقی حرام چه نوع گناهی است و توبه آن چگونه است
این مسأله به گناه گوش مربوط میشود، در احادیث آمده است که هر عضوی زنا میکند، مثلاً زنای چشم نگاه به نامحرم و زنای دست لمس نامحرم است.
امّا توبه از این کار شکل خاصی ندارد و فقط با ترک گوش کردن، حاصل میشود، البته اگر کسی برای تأکید توبه، نماز هم بخواند و استغفار کند، چه بهتر.
در نهایت لازم است درباره اهداف و مسائل دینی مطالعه کنیم و مقاصد بالاتر زندگی را جستجو نماییم تا زمینه بازگشت به گناه در ما خشکانده شود، زیرا انسان زمانی از گناه دست میکشد که جایگزین بهتری یافته باشد. چنان که علیعلیه السلام میفرماید:
بزرگی خدا در دلهای پرهیزکاران چیزهای دیگر را در چشم آنان کوچک نموده است.[۴۲] پس این عظمت خدا و عشق به او، مؤمن را بیاعتنا به تفریحهای بیارزش نموده است.
چرا بعضی آهنگها که دل انسان را شاد میکند حرام است؟
اوّلاً) هیچ وقت دین نگفته شادی چیز بدی است، در حدیث آمده است که مؤمن باید همراه با شوخی و مزاح باشد، یعنی حضور شیرینی داشته باشد، از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله شوخیهای سرور افزا گزارش شده است؛ در روایتهای زیادی راههای دور نمودن حزن و غم نشان داده شده است که از جمله:
1. نگاه به آب
2. نگاه به سبزه
3. نگاه به مناظر زیبا
حتی در احادیث توصیه شده که لباس چرکین نپوشید که غم را میافزاید، یعنی تبادل ماده و معنا، جسم و روح و تأثیرگذاری آنها بر یکدیگر تا این حد مدّنظر بوده است.
امّا آنچه اهمیت دارد این است که نباید برای به دست آوردن شادی از هر راهی و وسیلهای استفاده کرد، مگر میتوان به خاطر شادی از قرصهای روان گردان (اکستازی) استفاده کرد که دهها زیان روحی و جسمی به دنبال دارد؟[۴۳]
ثانیاً) در بسیاری از موارد، ما توهّم شادی داریم، علامه جعفریرحمه الله میگوید: درست است که تحریک مثبت و تشجیعی را که موسیقی انجام میدهد ما را از موجودیت حقیقی خود با یک گروه نوسانات بالاتر میبرد، ولی هنگامی که موسیقی تمام میشود، یک سرازیری حقیقی در خود احساس میکنیم و میبینیم که موسیقی سایهای از ما برای ما ساخته و آن را بالا برده بود، اکنون شبح مصنوعی از بین رفته و واقعیات با همان خشونت برای ما نمودار میشود... خلاصه بایستی گفت: بشر از نظر کمبودی که در معرفت و توانایی مواجهه با واقعیت دارد، موسیقی را برای تسلّی خود تأیید میکند.
پس نام آن را ضرورت میگذارد به همین جهت است که اسلام به موسیقی روی خوشی نشان نمیدهد و میخواهد انسانها از زندگانی روحی و طبیعی خود با واقعیات روبرو گردند.[۴۴]
امّا این واقعیت چیست؟
1. در پرسش، از تنهایی و سردی زندگی نام برده شده در حالی که ما تنها نیستیم، تنها کسی است که اویی را ندارد. اوی مهربان، نزدیک، بخشنده، زیبا و آگاه، همان خداست که از رگ گردن به ما نزدیک است و هر وقت بخواهیم میتوانیم با او اُنس بگیریم، حتی کسانی که گناهان زیادی کردهاند از طرف او طرد نشدهاند و با مهربانی صدا زده است که ای کسانی که در حق خود اسراف نمودهاید از رحمت خدا ناامید نشوید، خدا همه گناهان را میآمرزد.[۴۵]
پس با این توصیف ما جداییم و سردی زندگی از این جاست، چرا که خدا خود فرموده است، کسی که از ذکر و یاد من روی برگرداند:
فان له معیشةً ضَنکاً
پس برای او زندگی تنگ و بسته خواهد بود.[۴۶]
آری!
این ندای اوست و انسانی که روی گردانید، با خویشتن نیز بیگانه میشود و در کوچه بنبست میماند، ولی راه بسته نیست و باید بازگشت نماید.
هر کسی کو دور شد از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
و اگر بازگردد، زندگی سرشار از گرمی و نشاط خواهد شد.
بله!
در حدیث قدسی آمده:
اگر آنان که از من روی گرداندهاند، میدانستند که چقدر در انتظارشان هستم از شوق میمردند.
2. واقعیت دوم مسأله رنجهاست، که ما خیال میکنیم رنج نباید در زندگی باشد و حالا که هست دیگر باید به هر چیزی پناه ببریم تا رنج نبریم، و این اشتباهی بزرگ در دیدگاه ما نسبت به رنج است.
راه حل چیست؟
حقیقت این است که ما خود را فریب دادهایم و برای رنج، تسلیتهای آبکی و ناپایدار ساختهایم.
بزرگی مینویسد:[۴۷]
هیچ شده که شاهد تسلیت دادنها و تسلّیها باشی؟
هیچ دیدهای چه جملهای تکراری و بیرمق حتی نفرتآور به کار میرود؟
غم آخر شما باشد!
این شتر بر در خانه همه میخوابد.
آی دنیای بیوفایی است!
ان شاء اللَّه وضع بهتر میشود!
پایان شب سیه سفید است!
زمستان میگذرد و رو سیاهی به ذغال میماند!
اصلاً دنیا در گذر است... و غیر تسلیم و رضا، کو چارهای؟
اینها تسلیتهای ماست، اگر آنها را دستهبندی کنیم، معلوم میشود از چه عواملی استفاده میکنیم:
1 . کم نشان دادن درد و رنج؛
2 . عمومی بودن رنج؛
3 . گذرا بودن درد و رنج؛
4 . امید دادن به وضع بهتر و سپیده فجر؛
5 . تلقینها و باد کردنها و تزریقها؛
6 . تخدیرها و بیتفاوت بار آوردنها؛
7 . به فراموشی سپردنها و از غفلت و نسیان استفاده کردن.
این راهها در نهایت، تلقین امثال پایداری و استقامت را تزریق میکنند در حالی که تو هنوز احساس نکردهای و مقدماتش را نگذراندهای و خیال میکنی که سدّ سِکَنْدر را شکستهای.
اینها تسلیتهای ماست که همه در روانکاوی و روانپزشکی به گونهای از آن استفاده میکنیم و گرهها را میگشاییم و اگر این روانکاوی مؤثر نشد، بوسیله داروهای خوابآور و تخدیر کننده مریض را به بیخبری و بیخیالی میکشانیم و خواب میکنیم، تا توان و قدرتش را به دست بیاورد و سپس برپا بایستد.
یکی از همین روشها، پناه بردن به موسیقی (به قول پرسش کننده) برای فرار از تنهایی و سردی زندگی و شادی کردن است!
این کار ماست تا غمها را در زَرورق پیچیده و در نهایت، مائدههای زمینی درست میکنیم و آن قدر سخت دروغ میگوییم که خودمان هم باور میکنیم که دنیا قشنگ است و این مثل دروغ اشعث (آن طماع، که خودش هم دروغش را باور میکرده) خودمان را هم به دنبال میکشد و توقع ما را بالا میبرد، ولی همین که از خواب بیدار میشویم، میبینیم که نه بابا! هیچ آشی خیر نمیکنند و خوشیهای دنیا، هنگام بلوغشان، ریش و سبیل ناخوشی در میآورند و پدر میسوزانند که خوشی چیزی جز ناخوشی نیست.
راه حلّ صادقانه چیست؟
واقعیت این است که زندگی چهار فصل است، کسی که مثل آندره ژید فقط بهارش را ببیند، دروغگوست.
دنیا چهار فصل است و در حرکت است و اگر دنیا هم ثابت بماند، این انسان ماندنی نیست، ترکیب و ساختار او حرکت آفرین است، نمیتواند با تکرار و با تنوع خودش را فریب بدهد، لازمه حرکت جدایی است و لازمه جدایی و فراق، درد و رنج است.
این درد و رنج هم آفت انسانی است که زود دل میبندد و اُنس میگیرد.
این تسلیت ماست که غم را کم جلوه دهیم و خوشیها را باد کنیم، ولی غمهای انسان کم نیستند و کم نمیشوند. هر چقدر انسان آگاهیاش بیشتر بشود و رابطهها را بیشتر ببیند (رابطه با خود، با جهان و جامعه و اثر کارها) مسؤولیتش را زیادتر میبیند و بارش را بیشتر و دردش را زیادتر.
وقتی انسان بفهمد که هر فکر و قلب خالی و هر روح خستهای باید سرشار و پر بشود و با تو رابطه دارد و نمیتوانید بیتفاوت بمانید، اینجاست که بار تو و درد تو تنها درد خودت نیست، درد نان و آب و آش نیست بلکه تو با همه وجود خودت و با همه ابعاد وجود دیگران پیوند داری.
پس مسئولی، پس در فشار و رنج میشوی و همراهِ درد و رنج.
با این دید، دیگر چه تسلیتی را میتوانی بپذیری و چه دروغی را باور میکنی؟ (چگونه میتوانی با چند آهنگ و موسیقی خودت را شاد کنی و اجاق دل را گرم نگاه داری؟!)
چگونه میتوان نجات یافت؟
قرآن میگوید:
الم نشرح لک صدرک
راه نجات، شرح صدر و ظرفیت است...
یعنی چه؟
بینش قرآن و تسلیت خدا این است، در برابر دردهای بزرگ و بارهای سنگین یک راه بیشتر نیست، آن هم زیاد کردن خودِ تو و باز کردن سینه تو و وسعت دادن به ظرفیت خویش است.
آنجا که نمیتوان غمها را کم کرد، باید ظرفیتها را گسترده ساخت.
چگونه؟
یک ذکر و آگاهی رفیع لازم است که دیگر درد را نبینیم، یعنی همراه درد و رنج احساس راحتی کنیم.
چنان که قرآن میگوید:
ان مع العسر یسراً
همراه هر سختی آسانی است.
یعنی در برابر هر رنج سه راحتی هست، سه آسانی هست دو تا همراه درد و یکی در پایان.
چون همراه رنج، انسان
اوّلاً) به جریان افتاده؛
ثانیاً) ورزیدگی پیدا کرده؛
ثالثاً) در پایان هم بهره، پاداش و مزد دارد.
مثل کارگری که وقتی بارها را به دوش میگیرد دو خوشحالی همراه و هنگام گرفتاری دارد و یک شادی در پایان کار. زیرا وقتی بار را قبول میکند از بیکاری و رکود رها شده و همچنین با تحمل بار، ورزیدهتر و نیرومند میشود و آخر کار هم مزد و پاداش دارد، چنین است که در قرآن سه بار این آیه تکرار میشود، دو بار «ان مع العسر یسراً»[۴۸] و یک بار «سیجعل اللَّه بعد عسر یسراً»؛ یعنی به زودی خداوند بعد از سختی آسانی میآورد.[۴۹]
با این دیدگاه که در برابر هر سختی سه آسانی هست، دیگر بحران و ضعف اعصاب نمیماند و این وجود با همین درد و رنجها ساخته شده و قدرت میگیرد و نتیجه آخر این که، این رنجها و دردها ضربههایی است که آدم را از بتها و معبودهای خیالی رها میکند.
پس کسی رنج میبرد که این ذکر رفیع، این آگاهی بلند را ندارد.
کسی رنج میبرد که خیال میکند (در این دنیا) برای خوشی آمده، امّا کسی که بداند وجود انسانی بیش از خوشی مایه دارد و استعداد و سرمایههای او برای مقصدی مثل خوشی ساخته نشده، دیگر به تکرار خوشی و تنوع قانع نمیشود و با این تخدیرها زندگی نمیکند و موسیقی و نوایی را میپسندد که او را با این بینش بیشتر پیوند دهد و آگاهش کند.[۵۰]
پانویس
- ↑ بهتر است، توضیحی درباره لهو و لعب داده شود تا دیدگاه مترقی دین درباره موسیقی حرام آشکار شود.
لعب: اگر کاری به هدف صحیح و راست و درستی نبوده و نتیجه درست و ثابتی نداشته باشد، آن کار را لعب (بازی کردن) گویند. مثل کودکان که با هم جمع میشوند و با آب و گل کارهایی انجام میدهند که هیج ثمری جز گذشت وقت ندارد.
لهو: هر کاری که بشر به وسیله آن از کار مهم و پر اثری بازماند آن را لهو (سرگرمی) گویند. مثل کودکی که سرگرم بازی بچهگانه شود و از درس بازماند و یا سرگرمیهای دیگر که از کار آخرت و سرانجام اصلی انسان باز دارد. یعنی هر چه انسان را از خدا باز میدارد و به افکار شیطانی رهنمود میشود - ↑ کتاب تصویری از بهشت و جهنّم، ص 269، اقتباس از بحارالانوار، مؤلف احمد حبیبیان
- ↑ بحارالانوار، ج 8، ص 119
- ↑ نهجالبلاغه، خطبه 1606 و کافی و مجمعالبیان به نقل از گناهان کبیره، ج 1، ص 327
- ↑ سورهی حج، آیهی 30
- ↑ وسائلالشیعه، ج 12، ص 225
- ↑ سورهی لقمان، آیهی 6 و وسائلالشیعه، ج 12، ص 226
- ↑ پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله
- ↑ امام صادقعلیه السلام
- ↑ وسائلالشیعه، ج 12، باب غنا
- ↑ کتاب بهشت و جوانان
- ↑ این فهرست از نظرات علامه محمدتقی جعفریرحمه الله در کتاب بهشت جوانان، صفحات 242 و 243 نقل گردید
- ↑ پموسیقی از نظر دین و دانش، ص 30، بهشت جوانان، ص 244
- ↑ بهشت جوانان، ص 245، به نقل از موسیقی و اعصاب و روان
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ بهشت جوانان، صص 249 - 248
- ↑ استفتائات آیةاللَّه لنکرانی، ج 1، ص 255
- ↑ استفتائات آیةاللَّه لنکرانی، ج 1، ص 254
- ↑ استفتائات رهبر انقلاب، ج 2، صص 26 - 24؛ یادآور میشود برخی فتاوی در این باره متفاوت است و برخی مراجع شنیدن صدای زن حتی بدون مفسده را هم اشکال میگیرند
- ↑ استفتائات آیةاللَّه فاضل لنکرانی، ج 1، ص 484
- ↑ روزنامه جمهوری، 18/11/1377 به نقل از کتاب بهشت جوانان، ص 237
- ↑ آیةاللَّه بهجت
- ↑ استفتائات آیةاللَّه مکارم شیرازی، ج 1، ص 149
- ↑ همان، ج 2، ص 234
- ↑ آیةاللَّه لنکرانی
- ↑ آیةاللَّه تبریزی
- ↑ آیةاللَّه سیستانی
- ↑ آیةاللَّه خامنهای
- ↑ در قرآن میخوانیم: «اگر حق و حقیقت میخواست پیرو هوی و هوس آدمها شود، آسمان و زمین را فساد میگرفت»، سوره مؤمنون، آیه 71
- ↑ سوره روم، آیه 41
- ↑ استفتائات، رهبر انقلاب، ج 2
- ↑ وسائلالشیعه، ج 12، ص 235
- ↑ بهشت جوان، ص 246 و 247، به نقل از: تأثیر موسیقی بر روان و اعصاب، به نقل از مجله روشنفکر، شماره 556
- ↑ بهشت جوانان، ص 246
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ انسان در جستجوی معنا از ویکتورفرانکل
- ↑ یکی از رمانهای هرمان هسه به نام دمیان
- ↑ وصایای رسولصلی الله علیه وآله، ص 18
- ↑ خطبه متقین یا همّام، نهجالبلاغه
- ↑ نتایج یک بررسی نشان میدهد در انگلستان بین 800 هزار تا دو میلیون نفر و بیش از پنجاه هزار زن و مرد (که بخش عمدهای از آن دانشآموزان هستند) این دارو را تجربه کردهاند. «آمارها پرده برمیدارند، ص 113، نوشته اصغر جدایی»
- ↑ بهشت جوانان، ص 240
- ↑ سوره زمر، آیه 53
- ↑ سوره طه، آیه 124
- ↑ کتاب تطهیر با جاری قرآن، استاد صفائی حائریرحمه الله
- ↑ سوره انشراح
- ↑ سوره طلاق، آیه 7
- ↑ تطهیر با جاری قرآن، استاد علی صفایی، صص 83 - 75







