فرهنگ مصادیق:نماز یومیه
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | چرا نمازهای یومیه ۱۷ رکعت است؟ |
| ۲ | روش صحیح خواندن نماز |
| ۳ | فلسفه اختلاف تعداد رکعت های نمازها |
| ۴ | نماز های واجب |
| ۵ | اوقات نمازهای یومیه |
| ۶ | نماز های واجب - آوینی |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | نماز |
| ۲ | نماز خواندن بر کفار |
| ۳ | باطل کردن نماز عمداً و از روی اختیار |
| ۴ | جلوگیری از اقامه نماز |
| ۵ | سبک شمردن نماز |
| ۶ | قطع نماز |
| ۷ | استماع خطبه نماز جمعه |
| ۸ | تشویق به نماز |
| ۹ | نماز آیات |
| 10 | نماز جمعه |
| ۱۱ | نماز طواف |
| ۱۲ | نماز عید فطر |
| ۱۳ | نماز عید قربان |
| ۱۴ | نماز قضا |
| ۱۵ | نماز قضای پدر بر پسر بزرگتر |
| ۱۶ | نماز قضای مادر بر پسر بزرگتر |
| ۱۷ | نماز میّت |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
- ۱ نماز
- ۲ واژه شناسی نماز
- ۳ وجه نامگذاری نماز
- ۴ نماز در ادیان گذشته
- ۵ توجه ویژه خداوند به نماز
- ۶ اهمیّت نماز
- ۷ سهل انگاری در نماز
- ۸ پی آمدِ سنگین بی نمازی
- ۹ معنای خشوع در نماز
- ۱۰ محافظت بر نماز
- ۱۱ حکمت و فلسفه نماز
- ۱۱.۱ نماز ذکرالله اکبر
- ۱۱.۲ نماز پاک کنند ی گناهان
- ۱۱.۳ نماز سدی در برابر گناهان
- ۱۱.۴ نماز غفلت را از بین میبرد
- ۱۱.۵ نماز کبر را از بین میبرد
- ۱۱.۶ نماز پرورش دهنده فضائل اخلاقی
- ۱۱.۷ نماز با ارزش کننده اعمال انسان
- ۱۱.۸ نماز دعوت کننده به پاکسازی
- ۱۱.۹ نماز کامل عامل مؤثر برای ترک بسیاری از گناهان
- ۱۱.۱۰ نماز تقویت کننده روح انضباط
- ۱۱.۱۱ بازداری از حرص و آز و کم طاقتی
- ۱۱.۱۲ استقامت و بردباری
- ۱۱.۱۳ نظم و انضباط
- ۱۲ منابع
- ۱۳ پانویس
نماز
یکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز میباشد.
واژه شناسی نماز
"نماز" واژه قرآنی آن "صلاه" [۱]و جمع آن "صلوات" است، "صلاه" در اصل به معنای دعاء است که در بعضی از آیات قرآن به همین معنی آمده است. در آیاتی همچون: [۲] [۳] [۴]
وجه نامگذاری نماز
وجه نامگذاری نماز به صلاه از باب اطلاق جزء به کل است یعنی نماز شامل دعاء هم هست.
نماز در ادیان گذشته
نماز از عباداتی است که هیچ شریعتی از آن خالی نبوده، هر چند که گونههای آن بر حسب شریعتهای مختلف فرق داشته است. [۵]
به دلیل اینکه حضرت ابراهیم (ع) بر پاداری نماز را هم برای خودش و هم برای فرزندش از خدای متعال طلب نمود:
«ربِّ اجْعَلْنِی مُقیمَ الصَّلاَهِ وَ مِن ذُرِّیَّتِی...» [۶]
«پروردگارا! مرا به پا دارندۀ نماز قرار ده و از فرزندانم (نیز)...»
و حضرت عیسی (ع) در گهواره از آن سخن گفت:
«و َأَوْصَانِی بِالصَّلَاهِ وَالزَّکَاهِ مَا دُمْتُ حَیًّا » [۷]
«و تا زمانی که زندهام مرا به نماز و زکات توصیه کرده است».
جمله "و اوصانی بالصلاه و الزکاه..." اشاره به این است که در شریعت عیسی (ع) نماز و زکات تشریع شده است. [۸]
توجه ویژه خداوند به نماز
نماز در بین عبادات از امتیاز خاصّی برخوردار است، خدای سبحان در آغاز دریافت وحی حضرت موسی (ع) ضمن اشاره به معارف کلی دین، نماز را انتخاب کرده و میفرماید:
«...اَقِمِ الصَّلاهَ لذکری » [۹]
«... نماز را برای یاد من بپا دار.»
از این آیه دو نکته روشن میشود:
۱) نماز اختصاص به شریعت خاتم الانبیاء (ص) ندارد.
۲) إقامه نماز باید برای یاد خدا باشد. [۱۰]
اهمیّت نماز
۱) نماز از واجبات الهی است:
«إِنَّ الصَّلاَهَ کَانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَّوْقُوتًا » [۱۱]
«نماز، وظیفه ثابت و معیّن برای مؤمنان است.»
"کتابت" کنایه است از واجب بودن و واجب کردن، پس طبق این آیه، نماز بر مؤمنان نوشته و واجبی است دارای وقت. [۱۲]
۲) بر پاداری نماز از صفات مؤمنان حقیقی است: [۱۳] [۱۴] [۱۵]
«الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَهَ وَ مِمَّا رَزَقثْنَاهُمْ یُنفِقُونَ » [۱۶]
«آنها که نماز را برپا میدارند و از آنچه به آنها روزی دادهایم، انفاق میکنند.»
۳) محافظت از نماز، نخستین نشانه عملی تقوا و معاد باوری است:
«...وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَهِ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلَی صَلاَتِهِمْ یُحَافِظُونَ » [۱۷]
«...آنها که به آخرت ایمان دارند و به آن(قرآن) ایمان میآورند و بر نمازهای خویش، مراقبت میکنند.»
تا آنجایی که به پای بندی نماز در میدانِ جنگ تأکید شده است. [۱۸]
۴) نماز، نخستین نشانه حکومت صالحان در روی زمین است:
«الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاهَ...» [۱۹]
«کسانی که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیم، نماز را برپامیدارند... »
۵)نماز باز دارنده از زشتیها و بدیها:
«...وَ أَقِمِ الصَّلَاهَ إِنَّ الصَّلَاهَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاء وَ الْمُنکَرِ...» [۲۰]
«...ونماز را بر پادار، که نماز (انسان )را از زشتیها و گناه باز میدارد...»
سیاق آیات شاهد بر این است که منظور از این باز داری، بازداریِ طبیعت نماز از فحشاء و منکر است.
البته بازداری آن به نحو اقتضاء است نه علیت تامه، که هر کس نماز خواند، دیگر نتواند گناه کند یعنی نمازی که با رعایت آداب و شرائط مطلوبِ شرع، انجام یافته قدرت باز دارندگی از گناه را دارد، به شرطی که خود شخص اراده بر انجام گناه نداشته باشد. [۲۱] [۲۲]
سهل انگاری در نماز
«فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ » [۲۳]
«پس وای بر نمازگزارانی که در نماز خود سهل نگاری میکنند.»
یعنی آنهایی که از نمازشان غافلند، اهتمامی به امر نماز ندارند و از فوت شدنش باکی ندارند؛ چه اینکه به کلّی فوت شود و چه اینکه بعضی وقتها، و یا اینکه وقت فضیلتش از دست برود و چه اینکه ارکان و شرائطش و احکام و مسائلش را ندانسته، نمازی باطل بخوانند. [۲۴]
از امام صادق (ع) روایت شده:
«إنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِفَّاً بِالصّلاه » [۲۵]
«همانا شفاعت ما به سبک شمارندۀ نماز نمیرسد.»
پی آمدِ سنگین بی نمازی
انسان با نماز نخواندن جهنمی و اهل دوزخ میشود، قرآن از گفتگوی میان بهشتیان و دوزخیان خبر میدهد که بهشتیان از علّت جهنمی شدن اهل دوزخ سئوال میکنند. در جواب آنان، اولین سخنی که بر زبان میآورند بی نمازی و بی تفاوتی نسبت به نماز است:
«مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ » [۲۶]
«چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟! میگویند: ما از نمازگزاران نبودیم.»
منظور از "صلاه" در اینجا، نماز معمول در اسلام نیست بلکه منظور عبادتی خاص است به درگاه خدای تعالی که با همه عبادتها یعنی عبادت در شریعتهای آسمانی که از حیث کم و کیف از همدیگر مختلفند میسازد. [۲۷]
معنای خشوع در نماز
"خشوع" به معنی حالت تواضع و ادب جسمی و روحی است که در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمی در انسان پیدا میشود و آثارش در بدن ظاهر میگردد. قرآن کریم، خشوع را از صفات مؤمنین حقیقی بر شمرده است:
«الّذین هُم فی صَلاتِهم خَاشِعُون » [۲۸]
«آنها که درنمازشان خشوع دارند.»
یعنی اشاره به اینکه نماز آنها الفاظ و حرکاتی بی روح و فاقد معنی نیست، بلکه به هنگام نماز آن چنان حالت توجه به پروردگار در آنها پیدا میشود که از غیر او جدا میگردند و به او میپیوندند. چنان غرق حالت تفکر و حضور و راز و نیاز با پروردگار میشوند که بر تمام ذرات وجودشان اثر میگذارد، خود را ذرهای میبینند در برابر وجودی بی پایان، و قطرهای در برابر اقیانوس بیکران. [۲۹]
محافظت بر نماز
«حَافِظُواْ عَلَی الصَّلَوَاتِ و الصَّلاَهِ الْوُسْطَی وَ قُومُواْ لِلّهِ قَانِتِینَ» [۳۰]
«در انجام همه نمازها (به خصوص) نماز وسطی کوشا باشید! و از روی خضوع و اطاعت، برای خدا بپاخیزید »
در آیه دیگری میفرماید:
«وَ الَّذِینَ هُمْ عَلَی صَلَوَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ » [۳۱]
«و آنها که بر نمازهایشان مواظبت مینمایند »
منظور، محافظت از عدد نماز است یعنی مؤمنان محافظت دارند که یکی از نمازهایشان فوت نشود و دائماً مراقب آنند؛ بخاطر اینکه "صلاه" به صیغه جمع آمده و به ضمیر "هم" اضافه شده است .
در سوره معارج لفظ "صلاه" مفرد آمده است: «وَالَّذِینَ هُمْ عَلَی صَلَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ » [۳۲]
در این آیه منظور از محافظت بر نماز، رعایت صفات کمالی نماز است؛ یعنی آن طور نماز بخواند که شرع دستور داده است. [۳۳]
حکمت و فلسفه نماز
گرچه نماز چیزی نیست که فلسفه اش بر کسی مخفی باشد، ولی دقت در متون آیات و روایات اسلامی ما را به نکات بیشتری در این زمینه رهنمون میگردد:
نماز ذکرالله اکبر
روح و اساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالاخره فلسفه نماز همان یاد خدا است، همان « ذکر الله » است که در آیه ی فوق به عنوان برترین بیان شده است.
البته ذکری که مقدمه ی فکر، و فکری که انگیزه عمل بوده باشد، چنانکه در حدیثی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمده است که در تفسیر جمله ی و لذکر الله اکبر فرمود: ذکرا لله عند ما احل و حرم « یاد خدا کردن به هنگام انجام حلال و حرام »
(یعنی به یاد خدا بیفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد.) [۳۴]
نماز پاک کنند ی گناهان
نماز وسیله ی شستشوی از گناهان و مغفرت و آمرزش الهی است چرا که خواه ناخواه نماز انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته میکند، لذا در حدیثی میخوانیم: پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ از یاران خود سؤال کرد: لو کان علی باب دار الحد کم نهر و اغتسل فی کل یوم منه خمس مرات اکان یبقی فی جسه من الدرن شیء؟ قلت لا، قال: فان مثل الصلاه کمثل النهر الجاری کلما صلی کفرت ما بینهما من الذنوب: « اگر بر در خانه یکی از شما نهری از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد، آیا چیزی از آلودگی و کثافت در بدن او میماند؟».
در پاسخ عرض کردند: نه، فرمود: « نماز درست همانند این آب جاری است، هر زمان که انسان نمازی میخواند گناهانی که در میان دو نماز انجام شده است از میان میرود» [۳۵]و به این ترتیب جراحاتی که بر روح و جان انسان از گناه مینشیند، با مرهم نماز التیام مییابد و زنگارهائی که بر قلب مینشیند زدوده میشود.
نماز سدی در برابر گناهان
نماز سدی در برابر گناهان آینده است، چرا که روح ایمان را در انسان تقویت میکند، و نهال تقوی را در دل پرورش میدهد، و میدانیم « ایمان » و « تقوی » نیرومندترین سد دربرابر گناهان است، و این همان چیزی است که در آیه ی فوق به عنوان نهی از فحشاء و منکر بیان شده است ، و همان است که در احادیث متعددی میخوانیم : افراد گناهکاری بودند که شرح حال آنها را برای پیشوایان اسلام بیان کردند فرمودند: غم مخورید، نماز آنها را اصلاح میکند و کرد.
نماز غفلت را از بین میبرد
نماز، غفلت زدا است، بزرگترین مصیبت برای رهروان راه حق آن است که هدف آفرینش خود را فراموش کنند و غرق در زندگی مادی و لذائذ زود گذر گردند، اما نماز به حکم این که در فواصل مختلف، و در هر شبانه روز پنج بار انجام میشود، مرتباً به انسان اخطار میکند، هشدار میدهد، هدف آفرینش او را خاطر نشان میسازد، موقعیت او را در جهان به او گوشزد میکند و این نعمت بزرگی است که انسان وسیلهای در اختیار داشته باشد که در هر شبانه روز چند مرتبه قویا به او بیدار باش گوید.
نماز کبر را از بین میبرد
نماز خودبینی و کبر را درهم میشکند، چرا که انسان در هر شبانه روز هفده رکعت و در هر رکعت دو بار پیشانی بر خاک در برابر خدا میگذارد، خود را ذره ی کوچکی در برابر عظمت او میبیند، بلکه صفری در برابر بی نهایت.
پردههای غرور و خود خواهی را کنار میزند، تکبر و برتری جوئی را در هم میکوبد.
به همین دلیل علی ـ علیه السّلام ـ در آن حدیث معروفی که فلسفههای عبادات اسلامی در آن منعکس شده است بعد از ایمان، نخستین عبادت را که نماز است با همین هدف تبیین میکند میفرماید: فرض الله الایمان تطهیراً من الشرک و الصلوه تنزیهاً عن الکبر ... : خداوند ایمان را برای پاکسازی انسانها از شرک واجب کرده است و نماز را برای پاکسازی از کبر» [۳۶]
نماز پرورش دهنده فضائل اخلاقی
نماز وسیله پرورش فضائل اخلاق و تکامل معنوی انسان است، چرا که انسان را از جهان محدود ماده و چهار دیوار عالم طبیعت بیرون میبرد، به ملکوت آسمانها دعوت میکند، و با فرشتگان هم صدا و همراز میسازد، خود را بدون نیاز به هیچ واسطه در برابر خدا میبیند و با او به گفتگو بر میخیزد.
تکرار این عمل در شبانه روز آن هم با تکیه روی صفات خدا، رحمانیت و رحیمیت و عظمت او مخصوصاً با کمک گرفتن از سورههای مختلف قرآن بعد از حمد که بهترین دعوت کننده به سوی نیکیها و پاکیها است اثر قابل ملاحظهای در پرورش فضائل اخلاقی در وجود انسان دارد.
لذا در حدیثی از امیر مؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ میخوانیم که در فلسفه نماز فرمود:
الصلوه قربان کلی تقی : « نماز وسیله ی تقرب هر پرهیزکاری به خدا است.» [۳۷]
نماز با ارزش کننده اعمال انسان
نماز به سایر اعمال انسان ارزش و روح میدهد ـ چرا که نماز روح اخلاص را زنده میکند، زیرا نماز مجموعهای است از نیت خالص و گفتار پاک و اعمال خالصانه، تکرار این مجموع در شبانه روز بذر سایر اعمال نیک را در جان انسان میپاشد و روح اخلاص را تقویت میکند.
لذا در حدیثی معروفی میخوانیم که امیر مؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ در وصایای خود بعد ازآن که فرق مبارکش با شمشیر ابن ملجم جنایتکار شکافته شد فرمود: الله الله فی الصلوه فانها عمود دینکم : « خدا را خدا درباره نماز ، چرا که ستون دین شما است». [۳۸]
میدانیم هنگامی که عمود هیمه در هم بشکند یا سقوط کند هر قدر طنابها و میخهای اطراف محکم باشد اثریندارد، همچنین هنگامی که ارتباط بندگان با خدا از طریق نماز از میان برود اعمال دیگر اثر خود را از دست خواهد داد. در حدیثی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ میخوانیم: اول ما یحاسب به العبد الصلوه فان قبلت قبلا سائل عمله، و ان ردت رد علیه سائل عمله: « نخستین چیزی که در قیامت از بندگان حساب میشود نماز است اگر مقبول افتاد سائر اعمالشان قبول میشود، و اگر مردود شد سائر اعمال نیز مردود میشود»!
شاید دلیل این سخن آن باشد که نماز رمز ارتباط خلق و خالق است، اگر به طور صحیح انجام گردد قصد قربت و اخلاص که وسیله قبولی سائر اعمال است در او زنده میشود، و گرنه بقیه اعمال او مشوب و آلوده میگردد و از درجه اعتبار ساقط میشود.
نماز دعوت کننده به پاکسازی
نماز قطع نظر از محتوای خودش با توجه به شرائط صحت دعوت به پاکسازی زندگی میکند، چرا که میدانیم مکان نماز گزار، لباس نمازگزار، فرشی که بر آن نماز میخواند، آبی که با آن وضو میگیرد و غسل میکند، محلی که در آن غسل و وضو انجام میشود باید از هر گونه غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاک باشد کسی که آلوده به تجاوز و ظلم، ریا، غصب، کم فروشی، رشوه خواری و کسی اموال حرام باشد چگوه میتواند مقدمات نماز را فراهم سازد؟ بنابر این تکرار نماز در پنج نوبت در شبانه روز خود دعوتی است به رعایت حقوق دیگران.
نماز کامل عامل مؤثر برای ترک بسیاری از گناهان
نماز علاوه بر شرائط قبول یا به تعبیر دیگر صحت شرائط کمال دارد که رعایت آنها نیز یک عامل مؤثر دیگر برای ترک سیاری از گناهان است.
در کتب فقهی و منابع حدیث مور زیادی به عنوان موانع قبول نماز ذکر شده است از جمله مسأله شرب خمر است که در روایات آمده است: لا تقبل صلوه شارب الخمر اربعین یوماً الا ان یتوب: « نماز شرابخوار تا چهل روز مقبول نخواهد شد مگر این که توبه کند.»[۳۹]
و در روایات متعددی میخوانیم: از جمله کسانی که در نماز آنها قبول نخواهد شد پیشوای ستمگر است» [۴۰]
و در بعضی از روایات دیگر تصریح شده است که نماز کسی که زکات نمیپردازد قبول نخواهد شد، و همچنین روایات دیگری که میگوید: خوردن غذای حرام یا عجب و خود بینی از موانع قبول نماز است، پیدا است که فراهم کردن این شرایط قبولی تا چه حد سازنده است؟
نماز تقویت کننده روح انضباط
نماز روح انضباط را در انسان تقویت میکند، چرا که دقیقاً باید در اوقات معینی انجام گیرد که تأخیر و تقدیم آن هر دو موجب بطلان نماز است، همچنین آداب و احکام دیگر در مورد نیت و قیام قعود و رکوع و سجود و مانند آن که رعایت آنها، پذیرش انضباط را در برنامههای زندگی کاملاً آسان میسازد.
همه اینها فوائدی است که در نماز، قطع نظر از مسأله جماعت وجود دارد و اگر ویژگی جماعت را بر آن بیفزائیم ـ که روح نماز همان جماعت است ـ برکات بی شمار دیگری دارد که این جا جای شرح آن نیست، بعلاوه کم و بیش همه از آن آگاهیم.
گفتار خود را در زمینه فلسفه و اسرار نماز با حدیث جامعی که از امام علی بن موسی الرضا ـ علیه السّلام ـ نقل شده پایان میدهیم:
امام در پاسخ نامهای که از فلسفه نماز در آن سؤال شده بود چنین فرمود:
علت تشریع نماز این است که توجه و اقرار به ربوبیت پروردگار است، و مبارزه با شرک و بت پرستی، و قیام در پیشگاه پروردگار در نهایت خضوع و نهایت تواضع، و اعتراف به گناهان و تقاضای بخشش از معاصی گذشته، و نهادن پیشانی بر زمین همه روز برای تعظیم پروردگار.
و نیز هدف این است که انسان همواره هشیار و متذکر باشد، گرد و غبار فراموشکاری بر دل او ننشیند، مست و مغرور نشود، خاشع و خاضع باشد، طالب و علاقمند افزونی در مواهب دین و دنیا گردد.
علاوه بر این که مداومت ذکرخداوند در شب و روز که در پرتو نماز حاصل میگردد، سبب میشود که انسان مولا و مدبر و خالق خود را فراموش نکند، روح سرکشی و طغیانگری بر او غلبه ننماید.
و همین توجه به خداوند و قیام در برابر او، انسان را از معاصی باز میدارد. و از انواع فساد جلوگیری میکند. [۴۱]
بازداری از حرص و آز و کم طاقتی
خداوند متعال میفرماید: انسان حریص و کم طاقت آفریده شده و هنگامی که بدی به او رسد بی تابی میکند و هنگامی که خوبی به او رسد مانع از دیگران میشود، مگر نماز گزاران، آنان که نمازها را پیوسته انجام میدهند. [۴۲]
انسان دارای غرائز منفی و مثبتی است که اگر غرائز منفی او بر اثر تعلیمات الهی کنترل نگردد، به گمراهی کشیده خواهد شد و یکی از آن غرائز منفی خصلت زشت حرص و آز و خصلت زشت بی تابی در برابر حوادث تلخ است بنابراین برای تعدیل این دو خصلت و جلوگیری از طغیان آن نیاز به تربیت الهی دارد و خداوند قادر و متعال ارتباط برقرار میکند، در پرتو این ارتباط، به وثوق و اطمینانی نسبت به آن یگانه بی همتا میرسد و نسبت به رزق فقط خدا را میبیند و مال و دارایی خود را از او میداند و با روحیه توکل و تسلیم، از آز و حرص دور میشود و در مقابل آن چه از خدا به او میرسد، خود را بنده خدا میداند و بی طاقتی نخواهد کرد.
استقامت و بردباری
نماز انسان را با پناه گاهی مطمئن و یاری مهربان آشنا میکند که در مقابله با سختیها و مشکلات زندگی به او اتکاء میکند و در برابر آنها ذلیل و خوار نمیگردد، بر همین اساس، خداوند متعال دو مورد در قرآن میفرماید: از خصلت صبر و نماز کمک بجویید، [۴۳] [۴۴]
و این امر در روان شناسی هم به اثبات رسیده است که با آرامش و اطمینان روحی که از گذر ابمان و اعتقاد حاصل میشود، انسان میتواند امواج سهمگین مشکلات را در هم بشکند.
نظم و انضباط
انجام نماز در اوقات معین و مخصوص، آداب نماز در مورد نیت و قیام و رکوع و سجود و جای گرفتن هر موضوعی در محل خودش، علاوه بر آثار مفیدی که در روح انسان میگذارد موجب نظم و انظباط در زندگی خواهد شد و همان طور که در زندگی بزرگان ما این امر به وضوح مشهود بود و با توجه به این که یکی از عوامل پیشرفت و بسیار مهم در تکامل، نظم و انضباط است و مسائل تربیتی در پرتو نظم و انضباط است که به نتیجه میرسد، جایگاه نماز در تکامل انسان بهتر معلوم میشود.
منابع
پانویس
- ↑ راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن مادّه «صلی».
- ↑ توبه/ سوره۹، آیه ۱۰۳
- ↑ احزاب/ سوره۳۳، آیه۵۶
- ↑ بقره/ سوره۲، آیه۱۵۷
- ↑ راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن،ص۴۹۱
- ↑ ابراهیم/ سوره۱۴، آیه۴۰
- ↑ مریم/ سوره۱۹، آیه۳۱
- ↑ المیزان فی تفسیر القران، ج۱۴، ص۴۷
- ↑ طه/ سوره۲۰، آیه۱۴
- ↑ جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر موضوعی قرآن کریم، قم، نشر اسراء، ۱۳۷۶ ش، ج۷، ص۱۳۰
- ↑ نساء/ سوره۴، آیه۱۰۳
- ↑ المیزان فی تفسیر القران، ج۵، ص۶۳.
- ↑ توبه/ سوره۹، آیه۷۱
- ↑ ابراهیم/ سوره۱۴، آیه۳۱
- ↑ لقمان/ سوره۳۱، آیه۳
- ↑ انفال/ سوره۸، آیه۳
- ↑ انعام/ سوره۶، آیه۹۲.
- ↑ نساء/ سوره۴، آیه۱۰۲
- ↑ حج/ سوره۲۲، آیه۴۱
- ↑ عنکبوت/ سوره۲۹، آیه۴۵
- ↑ المیزان فی تفسیر القران،ج۱۶،ص۱۳۳
- ↑ ترجمه المیزان، ج۱۶، ص۱۹۸
- ↑ ماعون/سوره۱۰۷، آیه۵-۴.
- ↑ المیزان فی تفسیر القران، ج۲۰، ص۳۶۸
- ↑ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۴۱۳ هجری قمری، ج۱، ص۲۰۶
- ↑ مدثر/ سوره۷۴، آیه۴۳-۴۲
- ↑ المیزان فی تفسیر القران، ج۲۰، ص۹۷
- ↑ مومنون/ سوره۲۳، آیه۲
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش، ج ۱۴، ص ۱۹۴
- ↑ بقره/ سوره۲، آیه۲۳۸
- ↑ مومنون/ سوره۲۳، آیه۹
- ↑ معارج/سوره۷۰، آیه۳۴
- ↑ المیزان فی تفسیر القران، ج۲۰، ص۱۷.
- ↑ بحار الانوار، ج۸۲، ص۲۰۰
- ↑ وسائل الشیعه، ج۳، ص۷
- ↑ نهج البلاغه، کلمات قصار ۲۵۲
- ↑ نهج البلاغه، کلمات قصار، جمله ۱۳۶
- ↑ نهج البلاغه، نامهها ( وصیت ) ۴۷
- ↑ بحار الانوار، ج۸۴، ص۳۱۷-۳۲۰.
- ↑ بحار الانوار، ج۸۴، ص۳۱۸
- ↑ وسائل الشیعه، ج۳، ص۴
- ↑ معارج/ سوره۷۰، آیات۱۹-۲۴
- ↑ بقره/ سوره۲، آیه۴۵.
- ↑ بقره/ سوره۲، آیه۱۵۳







