فرهنگ مصادیق:اهانت و تحقیر دیگران
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: عصمت دوستی گازار
محتویات
- ۱ صورتهای توهین و تحقیر کودکان
- ۲ مقدمه
- ۳ چالشهای فرا روی تعلیم و تربیت اسلامی در جامعه
- ۴ معنای تعلیم و تربیت
- ۵ علم و ایمان، زمینه پیشرفت و تکامل
- ۶ انسان و ارزشها
- ۷ حفظ تعادل در امر تربیت
- ۸ استفاده ابزاری و نادرست از دین
- ۹ ظاهرسازی و ریاکاری
- ۱۰ جمود و قشری گری
- ۱۱ فقر و غنای مفرط اقتصادی
- ۱۲ رسانهها و نقش تربیتی آنها
- ۱۳ منبع
صورتهای توهین و تحقیر کودکان
مقدمه
رفتار با کودکان و نوجوانان، امری بسیار حساس و دقیق است. بعضی از حرکتها و رفتارهای پدر یا مادر یا مربی، ناخواسته و ناآگاهانه، شخصیت کودک و نوجوان را حقیر و ضعیف میکند. در واقع، همه ما به طور مؤثرو ناخودآگاه، با رفتار و گفتار خود، مصالح ساختمانی شخصیت کودک را تهیه میکنیم که در آینده میتواند نقش مهمی در سازندگی و سلامت یا تخریب و ناهنجاری شخصیت وی داشته باشد.
گاهی رفتاری ناپسند و به ظاهر کوچک و ساده با فرزند، او را دچار احساس حقارت و خودکم بینی میکند و بسیاری از مشکلات جدی رفتاری را برای او به بار میآورد. برخی از این گونه رفتارها عبارتند از:
۱. اجازه ندادن به کودک برای کامل کردن حرف خود و توجه نکردن به حرف و نظر او؛
۲. مقایسه و ارزیابی او با دیگران؛
۳. طعنه زدن و سرزنش کردن او در جمع؛
۴. کنج کاویهای وی را با لفظ «فضولی نکن» از میان بردن؛
۵. بیش از توان، از او تکلیف خواستن؛
۶. بیش از توان او انتظار نمره بیست داشتن؛
۷. در سطح فهم و درک او دلیل کارها را به وی نگفتن؛
۸. به قول و قرار با او اهمیت ندادن؛
۹. سلام نکردن به او؛
۱۰. در نظر نگرفتن مکان خاصی برای او در مسافرت ها؛
۱۱. در رفت و آمدها و میهمانیها او را به حساب نیاوردن و اعتماد به نفس او را در جمع کاستن؛
۱۲. نظارت افراطی بر کودک؛
۱۳. تذکر دادنهای پی در پی؛
۱۴. انتظار داشتن در اینکه کودکان همه غذاها را دوست بدارند و از آن بخورند؛
۱۵. بدون در نظر گرفتن خواست و استعداد وی، اموری را بر او تحمیل کردن.
چالشهای فرا روی تعلیم و تربیت اسلامی در جامعه
معنای تعلیم و تربیت
«تربیت» به معنای زیاد کردن و وسیله رشد را فراهم ساختن و پاک گردانیدن است. با توجه به این سخن، تربیت افزون بر رشد جسم، پرورش دادن و زیاد کردن استعدادهای انسان در جهت رسیدن به کمال را نیز شامل میشود. تربیت، همیشه به معنای بالا بردن ابعاد و حجم نیست، بلکه گاهی رشد کیفی مدنظر است؛ یعنی تربیت سبب میشود. وجود و شخصیت فرد به اعتدال منطقی برسد. معنای تربیت اصطلاحی؛ پرورش استعدادهای مادی و معنوی است تا انسان بدین وسیله به سوی هدفها و کمالاتی که خداوند برایش در نظر گرفته است، هدایت شود. «تعلیم» در لغت؛ به معنای یاد دادن و معنای اصطلاحی آن، همان آموزش دادن است. بنا بر این تعریف، معلم مطالب مورد نظر خود را به دانش آموزان انتقال میدهد. تعلیم، ناشی از تکرار است که به دنبال آن، اثری در ذهن یادگیرنده به وجود میآید و این، شامل حیوانات نیز میشود. برای یادگیری، به نیروی خیال و حافظه و اراده نیاز است و این همه، در حیوان نیز موجود است. پس تعلیم، به معنای انتقال دانایی به دیگری است، خواه موجب رشد و کمال شود یا سبب تباهی و فساد. از مقایسه دو واژه تعلیم و تربیت، درمی یابیم که تعلیم، شاخهای از تربیت است؛ زیرا تربیت، استعدادها را در جهت کمال رشد میدهد و آموختههای آدمی در چگونگی پرورش استعدادها تأثیر مهمی دارد. اگر آموختهها واقعی و اصیل باشد، فرد را در جهت کمال و تقرب الهی هدایت میکند، ولی اگر آنچه آموخته شده است، گمراه کننده و باطل باشد، سبب تباهی و سیه روزی انسان میشود.
پیام متن:
۱. تربیت صحیح، انسان را به کمال و تقرب الهی میرساند.
۲. چون در اثر تربیت، انسان، هم میتواند به سوی هدایت الهی حرکت کند و هم به سوی گمراهی، پس وظیفه مربیان، بسیار سنگین است.
علم و ایمان، زمینه پیشرفت و تکامل
در اسلام، علم و دانش اهمیت و جایگاه والایی دارد. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ، طلب علم را بر هر مرد و زن مسلمانی لازم شمرده و آن را به عده و دسته ویژه محدود ندانسته است. «حکمت، گم شده فرد مؤمن است. پس آن را بجویید، حتی اگر نزد مشرک باشد؛ چون مؤمن مسلمان به آن سزاوارتر و شایسته تر است».
علم به تنهایی انسان را به کمال و بهروزی نمیرساند. چه بسیار دانشمندانی که با به کارگیری آن بر ضد ارزشهای انسانی و مردم مظلوم و بی پناه، علم خود را در خدمت منافع زورگویان و سیاست مداران ستم کار قرار دادند. در صورتی که عالِم واقعی، باید با نورعلمش چراغ هدایتی برای افراد جامعه باشد. گفتار و رفتارش، وجدانهای خفته را بیدار کند و با دانش و علمش، آسایش و آرامش را برای مردم به ارمغان آورد و این امر هنگامی تحقق مییابد که هر فرد، میان علم و ایمانش ارتباط درست و عمیقی برقرار کند. «کسی که علم را برای هدفهای مادی و دنیایی بیاموزد و دوستی دنیا و زشتیهای این جهان را بر آن ترجیح دهد، شامل خشم خدا میشود و در پایینترین درجه از جهنم خواهد بود».
حال اگر دانش با ایمان و اخلاق همراه شود، پیشرفت جامعه در زمینههای علمی و تخصصی، نظامی، اقتصادی و سیاسی، چشم گیر و وسیع خواهد بود. تقویت ایمان و توجه به مالکیت خداوند بر کل هستی و بالا بردن روحیه کار و کوشش، پرورش روحیه قناعت در مصرف و عادت به صرفه جویی و نفی تجاوز و بهره کشی ظالمانه، در توسعه همه جانبه کشور نقش مهمی دارد. بدین جهت، چون مسلمانان، ایمان دینی خود را با دانش روز همراه کردند، توانستند تمدن بزرگ اسلامی را به وجود آورند.
پیام متن:
۱. علم، به تنهایی موجب رشد و کمال انسان نمیشود. چه بسا دانشمندان بی دین که در خدمت قدرتهای استعماری و استکباری درآیند و به جای آنکه از علم خود برای راحتی و آسایش مردم استفاده کنند، آن را برضد مردم به کاربرند.
۲. همراهی ایمان اسلامی با علوم روز، عامل ایجاد تمدن عظیم اسلامی بود.
انسان و ارزشها
انسان، موجودی است که به طورفطری کمال طلب و فضیلت جوست. وقتی کمالی را پیش روی خود ببیند، به سوی آن میرود. حال آنکه گاهی بر اثر عواملی چون محیط تربیتی و اجتماعی، فرد از این خواسته فطری خود دور یا آنکه دچار اشتباه و انحراف میشود. در این صورت، از ارزشهای واقعی و اصیل انسانی اش فاصله میگیرد و امور ضد آن، در نظرش بزرگ و ارزشمند جلوه میکند. نظام ارزشی هر جامعهای، بر اساس جهان بینی حاکم بر آن، اخلاق و رفتار اعضای آن جامعه را تعیین میکند. ترویج ارزشهای اسلامی و اجرای تربیت درست در جامعه، به سازندگی افراد و سالم سازی اجتماع میانجامد.
بدین ترتیب، افراد به آسانی میتوانند ارزشها و شعائر اسلامی را بشناسند و در حفظ آن بکوشند. اگر محیط اجتماعی، فضای مناسبی برای رشد و رواج فرهنگ غرب باشد و الگوهای آن با جذابیتهای ویژه خود جای الگوهای فرهنگ اسلامی را در ذهن یکایک افراد جامعه بگیرند، دیگر چنین جامعهای بستر مناسبی برای آموختن ارزشهای اسلامی نخواهد بود و برای افراد معتقد نیز سخن گفتن از ارزشهای دینی و اسلامی دشوار خواهد بود.
تهاجم فرهنگی دشمن، با حمله به ارزشهای فرهنگ اسلامی و ترویج مدهای ناهم خوان و ناهماهنگ با فرهنگ اسلامی، در این ارزشها شک و ابهام ایجاد میکند و میان افراد جامعه و ارزشهای اسلامی فاصله میاندازد. بنابراین، برای حفظ ارزشهای دینی، هم باید از دوران کودکی به فرزندان آموزشهای لازم را داد و هم اینکه فضای جامعه را هماهنگ با ارزشهای اسلامی تغییر داد تا این آموزشها مؤثر افتند و کارکرد تربیتی و اجتماعی خود را ایفا کنند.
پیام متن:
۱. انسان به طور فطری دوست دار ارزش هاست و فضای جامعه اسلامی باید به گونهای باشد که این نیاز فطری انسانها به شایستگی برآورده شود.
۲. برای حفظ ارزشهای اسلامی، ضمن آموزش و تأکید آن در دوران کودکی، باید فضای جامعه را نیز هماهنگ با ارزشهای دینی تغییر داد.
حفظ تعادل در امر تربیت
کمال گرایی؛ یعنی در نظر گرفتن نقاط متعالی و حرکت به سوی آنها. تربیت دینی، به طور معمول کمال گراست؛ زیرا در این شیوه تربیتی، فرد تعالی مییابد و در نتیجه به خدا نزدیک تر میشود. گاهی والدین و مربیان بدون در نظر گرفتن محدودیت و ظرفیت وجودی افراد، آنها را به سوی کمال هدایت میکنند. در واقع، آنها با این عمل شتاب زده شان میخواهند در زمانی کوتاه، فاصلهها را پشت سر بگذارند و افراد را به سرعت به کمال برسانند. در این شیوه، از فردی که هنوز درک و تصویری روشن از ایدهها و آرمانها ندارد، انتظار میرود آنها را در کردار خویش عملی کند.
یکی از آن موارد، واجب جلوه دادن امور مستحب و مباح دین است. برای مثال، نماز جماعت و نماز اول وقت مستحب است، ولی در بعضی از مدارس، حضور در نماز جماعت اجباری است و مسئولان آموزشگاه این مسئله را به شدت کنترل میکنند. این در حالی است که بالاترین وظیفه و اقدامی که مدارس مجاز به انجام دادن آن هستند، تشویق و ترغیب دانش آموزان به نماز جماعت است. بنابراین، نظام آموزشی باید به این نکته توجه کند که مجاز نیست حدود شریعت را به اختیار خود جا به جا کند. گاهی نیز در جریان تعلیم و تربیت، ضوابط و معیارها آن چنان سست میشود که رعایت نکردن آنها هیچ گونه مخالفت و حساسیتی را برنمی انگیزد. بدین جهت، اسلام با وضع برخی از احکام به عنوان واجب و حرام، آن را مهار کرده است.
پیام متن:
۱. گاهی سخت گیری والدین و مربیان در تربیت دینی تا آن جا پیش میرود که حدود احکام را تغییر میدهند.
۲. در جریان تربیت صحیح دینی فرزندان، باید با تشویق، آنان را به انجام دادن فرایض دینی مشتاق کرد.
استفاده ابزاری و نادرست از دین
یکی از عوامل آسیب زای فرا روی تعلیم و تربیت اسلامی، برداشتهای نادرست از دین است. گاهی این امر را کسانی مرتکب میشوند که بدون داشتن تخصص در دین و علوم اسلامی، در تفسیر و تبلیغ دین دخالت میکنند. در نتیجه، برداشتهای نادرستی از دین ارائه میدهند. گاهی نیز این حرکت نادرست را از افراد آشنا به دین و معارف اسلامی شاهد هستیم که در ظاهر، به علوم دینی اشراف دارند، حال آنکه به خاطر برخی اندیشههای سنتی و احتیاطهای نابه جا، برداشتهای خشک غیر واقعی از دین ارائه میدهند که در واقع، از حقیقت دین فرسنگها فاصله دارد. گاهی نیز در عرصه تعلیم و تربیت دینی، از دین و مظاهر آن استفاده ابزاری میشود. برخی با تفسیر به رأی از دین، بر بخشهایی از دین و اندیشههای دینی پافشاری میکنند که موازی با هدفهای حزبی و گروهی خودشان است. برخی نیز با به خدمت درآوردن کانونهای دینی در حوزه سیاست بازیهای خود، سبب میشوند که این کانونها به جای ایفای رسالت دینی و اسلامی خود، در خدمت هدفها و مقاصد سیاسی قرار گیرد و در زمانی کوتاه، با الگو معرفی کردن چهرههای مذهبی ناشایست، برای دست یابی به اهدافشان سودجویی کنند. البته این گونه الگوهای ناقص و ناپایدار، هرگز نقش الگویی مثبت را ایفا نخواهند کرد و بدبینی و بی رغبتی مردم به دین و مظاهر دین داری را برمی انگیزند.
پیام متن:
۱. برای تربیت درست دینی، مسئولان تعلیم و تربیت باید آشنایی درست و کافی از دین و آموزههای آن داشته باشند.
۲. برای ثمربخش بودن تربیت دینی، به جای استفاده ابزاری از دین، باید حقیقت دین آموزش داده شود و الگوهای واقعی آن معرفی شوند.
ظاهرسازی و ریاکاری
یکی از آفتهای تربیت دینی، ظاهر سازی و ریاکاری است. این عامل، ضمن خطرناک بودن برای تربیت اسلامی، سریع و آسان نیز شیوع مییابد. ظاهرسازی، میان ظاهر و باطن فرد فاصله میافکند که در اثر آن روابط اجتماعی فرد، سست و دین و ایمان او نیز به سوی نابودی کشیده میشود. اگر در جامعه، به آداب و مناسک ظاهری دین اهمیت بسیار داده شود و به معرفت و بینش دینی بهای چندانی داده نشود، برخی افراد با فکر و بینشی ضعیف، انگیزه درونی کافی برای انجام آداب و اعمال دینی نخواهند داشت و این امر، زمینه مساعدی را برای ظاهرسازی آنان فراهم میکند. گاهی نیز قائل شدن امتیازهای ویژه اجتماعی برای افراد، در قبال انجام دادن آداب و اعمال دینی، آنان را وامی دارد که برای به دست آوردن این گونه امتیازها، برخی از اعمال دینی را به جای آورند که این، نوعی استفاده ابزاری از دین و زمینه مناسبی برای رواج ظاهرسازی در افراد است. ازاین رو، برای درامان ماندن از ظاهرآرایی و ریاکاری، هر فردی باید در به دست آوردن معرفت و بینش حقیقی دربارهٔ آموزههای دینی بکوشد و آنها را در اعمال و کردارش نمایان سازد.
پیام متن:
۱. برای تحقق تربیت دینی مناسب، باید سطح معرفت و بینش افراد را در زمینه آموزههای دینی بالا برد.
۲. هنگامی که افراد انگیزه درونی برای پرداختن به اعمال دینی داشته باشند، میکوشند آموزههای دین را به درستی کردارشان نمایان سازند و از ظاهر سازی و ریاکاری در امان بمانند.
جمود و قشری گری
جمود، یکی از آسیبهای تربیت دینی است که به سبب آن، افراد، سطحی نگر و ظاهربین بار میآیند. چنین افرادی، نه تنها خود بی مایه و سطحی اند، بلکه خطر بالقوهای برای جامعه اسلامی نیز به شمار میآیند. یک نمونه آن در جنگ صفین رخ داد که افراد ساده لوح، به سبب رعایت احترام ظاهری قرآن، آلت دست معاویه شدند و حضرت علی علیه السلام را کنار زدند و سرانجام، به صورت گروهی به نام خوارج در آمدند و با حضرت به جنگ برخاستند. بدین ترتیب، آن حضرت فرمود: «بسا اهل ظاهرشریعت که دین ندارد».
البته توجه به ظاهر دین لازم است، ولی باید با بصیرت و فهم درست همراه شود. گاهی نیز افراد، تنها چیزهایی را میپذیرند که از نظر عقل پذیرفتنی باشد و به دنبال این حکم، از شرع هم چیزهایی را میپذیرند که با عقل آنها سازگار باشد. این خود، یکی از آسیبهای تربیت دینی است؛ زیرا همه حقایق جهان، با عقل آدمی درک نمیشوند و چه بسا عقل در برابر برخی از آنها به حیرت و سرگردانی دچار میشود.
پیام متن:
۱. یکی از آسیبهای تربیت دینی، توجه صرف به ظواهر دین، بدون مهم دانستن محتوای آن است که این امر، فرد را ظاهربین و سطحی نگر بار میآورد.
۲. عقلانیت صرف، از آسیبهای تربیت دینی است؛ زیرا فهم همه امور این جهان، در محدوده عقل نمیگنجد و عقل، از شناخت بعضی از حقایق هستی ناتوان است.
فقر و غنای مفرط اقتصادی
فقر اقتصادی، میتواند به ضعف و نقصان دین داری انجامد. کسانی که برای تأمین نیازهای ضروری و اولیه زندگی مادی خود، از صبح زود تا پاسی از شب به کار سخت و طاقت فرسا تن میدهند، طبیعی است که نتوانند وظایف دینی و شرعی خود را به طور شایستهای انجام دهند. در نتیجه، از دین و ایمان واقعی انسان کاشته میشود. حضرت علی علیه السلام در خطاب به فرزندش محمد بن حنفیه میفرماید: فرزندم! به درستی که از فقر بر تو میترسم. از فقر به خدا پناه ببر. به درستی که تنگ دستی؛ ضعف و نقصان دین داری و سرگردانی خرد و دشمنی را به دنبال دارد.
در کنار فقر اقتصادی، غنای بیش از حد اقتصادی نیز میتواند زمینه طغیان و فساد را فراهم کند و از عوامل آسیب زای دین داری به شمار آید.
گاهی دلیل طغیان گری ثروتمندان، این است که اینان بر اثر تأمین همه نیازهای مادی و رفاه بیش از حد، وابستگی خود به خدا را فراموش کردهاند، چنان که در قرآن آمده است: «ای مردم! شما به خدا نیازمندید و خداست که بی نیاز ستوده است.» رشد روحیه استکباری و طغیان گری، قید و بندهای دین خدا را بر نمیتابد و در مقابل احکام دین تسلیم نمیشود. در نتیجه، فقر و غنای بیش از حد، هر دو میتواند در تربیت دینی اخلال ایجاد کند.
پیام متن:
۱. از آن جا که فقر اقتصادی، فرصت کافی برای انجام دادن تکالیف و وظایف شرعی را به فرد نمیدهد، از آسیبهای تربیت دینی به شمار میرود.
۲. یکی دیگر از آفتهای تربیت اسلامی، غنای اقتصادی است که به رشد روحیه استکباری و بی نیازی در فرد انجامد.
رسانهها و نقش تربیتی آنها
رسانههایی چون رادیو و تلویزیون، ماهواره و کامپیوتر، آثار مثبت یا منفی گسترده و انکارناپذیری بر مخاطبان خود به جای میگذارند.
بدین جهت، وظیفه والدین و مربیان است که بر نوع برنامههایی که کودکان و نوجوانان تماشا میکنند، نظارت کافی داشته باشند و از استفادههای نادرست احتمالی جلوگیری کنند. تماشای برنامههای خشونت آمیز، ترس و دلهره را در دلهای کوچک کودکان جای میدهد و به آنها القا میکند که در این دنیا، جایی برای خوب زندگی کردن وجود ندارد و هر لحظه باید منتظر بدی و اتفاق ناگواری باشند. بدین ترتیب، آرامش و امنیت را به طور پنهانی از زندگی آنها میگیرند. همچنین وجود مطالب و صحنههای غیر اخلاقی و غیردینی در اینترنت، اثر بدتربیتی روی کاربران خواهد گذاشت.
بنابراین، والدین و مربیان باید هنگام استفاده نوجوان از این گونه تکنولوژیها، نظارت و کنترل مدبرانهای بر او داشته باشند تا در صورت نیاز، به راهنمایی و هدایت نوجوان اقدام کنند. البته نباید از نقش مثبت مطبوعات و رسانههای جمعی در تحکیم ارزشهای اسلامی و تربیتی غافل شد. پخش برنامههایی که بر آموزههای اسلامی و فرهنگ جامعه تأکید دارند، سبب درونی شدن این ارزشها و آموزهها در نوجوانان میشود و آنها را با الگوهای برتر فرهنگ اسلامی خود آشنا میسازد.
پیام متن:
۱. مطبوعات و رسانههای جمعی، اگر با ارزشهای حاکم بر جامعه هماهنگ نباشد، اثر بد تربیتی برجای خواهد گذاشت.
۲. والدین و مربیان باید بر نوع برنامههایی که فرزندانشان از آنها استفاده میکنند، نظارت داشته باشند، تا از آثار ناگوار احتمالی آنها جلوگیری کنند.
منبع
طوبی - فروردین ۱۳۸۶، شماره 16







