فرهنگ مصادیق:چرا دیگران را تحقیر میکنیم؟
محتویات
مقدمه
ما ایرانیها هزاران خصوصیت خوب و نیکو داریم، اما در کنار این خصوصیات خوب، گاهی نیز به ویژگیهایی برمی خوریم که چندان خوشایند نیستند.
واقعیت این است که برخی از ما در خانه، محیط کار یا مدرسه عادت داریم دیگران را تحقیر کنیم، به طور مثال برای دیگران اسم میگذاریم یا با طعنه و کنایه، به آنها نیش و زخم زبان میزنیم.
این موضوع را با یک روان شناس مطرح کردیم و ایشان از زاویهای دیگر به این موضوع نگاه کردند. شما هم همراه ما باشید.
یکی از شایعترین انواع تحقیر، اسم گذاشتن روی افراد است. شاید جالب نباشد بگویم، اما خیلی اوقات میبینیم که والدین برای تنبیه یا تربیت فرزندشان از کلمات احمق، تنبل و امثال آن استفاده میکنند. به نظر شما چنین رفتاری، چه تبعاتی به همراه خواهد داشت؟
به نکته مهمی اشاره کردید. اگر کودکان را با گذاشتن اسم نامناسب تحقیر کنیم، آنها باور میکنند که دارای این صفات و خصوصیات هستند. در نتیجه عزت نفس آنها از دست میرود و گاهی ممکن است از حضور در جمع و ارتباط با دیگران خودداری کنند.
تحقیر کردن در کودکی دردسرسازتر است یا بزرگسالی؟
تحقیر کردن در هر سنی مشکل ساز است اما در کودکان میتواند تاثیرگذارتر باشد، زیرا قدرت تاثیر کلمات بر کودکان بیشتر است. هر واژه یا جملهای که به کودک گفته شود، به همراه خود پیام مهمی دربارهٔ کودک و رابطه او با دنیای خویش دارد. این پیامها تبدیل به یک باور میشوند و در آینده و بزرگسالی برای او دردسرساز خواهند شد. متاسفانه کودکان به آن حد از توانایی نرسیدهاند تا مطالبی را که به ذهن شان وارد میشود، جداسازی کنند و مانع بعضی از آنها شوند.
کودک، پدر و مادر خود را عقل کل میداند و باور دارد که آنها همه چیز را میدانند و سخنانشان مثل یک قانون است.بهداشت روانی در کودکان و بزرگسالان بر چند اصل استوار است و نخستین اصل آن احترام به شخصیت خود و دیگران است.
افرادی که خود یا دیگران را با الفاظ یا صفات ناخوشایند خطاب میکنند، به تدریج سلامت روان خود را ار دست میدهند. تکرار تحقیر کودک از سوی والدین، موجب مخدوش شدن عزت نفس کودک خواهد شد.
نتیجه اش چه میشود؟
خب، اگر عزت نفس داشته باشیم، برای برخورد با مشکلاتی که در زندگی خصوصی و شغل مان بروز میکند، آمادگی بیشتری داریم. به تعبیری میتوانیم در پی هر شکست، روی پایمان بایستیم و نیروی بیشتری برای از نو شروع کردن خواهیم داشت.
هر چه عزت نفس ما سالم تر باشد، به دیگران احترام بیشتری میگذاریم و باآنها برخورد بهتر و منصفانه تری خواهیم داشت، زیرا آنها را تهدیدی علیه خودنمی دانیم.در مقابل هر چه عزت نفس ما کمتر باشد، امید و آرزویمان دچار نقصان میشود و احتمال موفقیت مان کاهش مییابد.
هر چه عزت نفس ما بیشتر باشد، با اشخاص روابط سالم تری برقرار میکنیم. دلیل آن هم این است که افراد همانند، یکدیگر را جذب میکنند و سالمها به هم میرسند، لذا اگر دوستی دارید که مدام در پی تحقیر دیگران یا خود شماست، میتوانید هم به عزت نفس خودتان شک کنید و هم به انتخاب تان!
افراد با عزت نفس بالا و پایین چه طور دوستانشان را انتخاب میکنند؟
ما اصولا مایل به برقراری ارتباط با کسانی هستیم که عزت نفس بیشتری دارند و برای خود ارزش قایل هستند. به همین ترتیب اگر برای خودمان ارزش قایل شویم و اجازه ندهیم که دیگران ارزش و اعتبار ما را خدشه دار سازند، بیشتر احتمال دارد که افراد باعزت نفس بالا را به دور خود جمع کنیم.
برعکس اگر برای خودمان ارزشی قایل نباشیم و اجازه دهیم به راحتی مورد تحقیر و سرزنش دیگران قرار گرفته و یا خدای ناکرده الفاظ و کلمات نازیبا در مورد ما به کار بردند، به تدریج شاهد خواهیم بود که اطرافیان و دوستان ما نیز از زمره کسانی هستند که در تحقیر خود و دیگران مهارت دارند!
و به عنوان حرف آخر، لطفا دربارهٔ عزت نفس و رابطه آن با احترام به دیگران هم توضیح دهید.
هر چه عزت نفس ما سالم تر باشد، به دیگران احترام بیشتری میگذاریم و با آنها برخورد بهتر و منصفانه تری خواهیم داشت، زیرا آنها را تهدیدی علیه خود نمیدانیم.
از این گذشته، احترام گذاشتن به خود، مقدمه و شرط لازم احترام گذاشتن به دیگران است.در نظر داشته باشید که با داشتن عزت نفس خوب و سالم، بدخواه دیگران نمیشویم، از بی اعتنایی دیگران نمیترسیم و نگران تحقیر و خیانت نخواهیم بود.
کوتاه سخن اینکه، اشخاصی که به احساس ارزشمندی خود رسیدهاند، با مهربانی، سخاوت و تعاون اجتماعی بیشتری با دیگران برخورد میکنند.
البته داشتن احساس خوب از خویشتن شرط لازم برای رسیدن به حال خوب است، اما شرط کافی نیست. عزت نفس جایگزین دانش و مهارتی که شخص برای رسیدن به موفقیت به آنها نیاز دارد نخواهد شد، اما احتمالا میتواند به یاد گرفتن این دانش و مهارت کمک کند.







