فرهنگ مصادیق:عواقب رویگردانی از قرآن از نگاه امام جواد علیه السلام
محتویات
مقدمه
قرآن، کتاب جاویدان خداوند و قانون اساسی اسلام، معجزه بزرگ و یادگار ماندگار پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله، و نخستین مرجع عقاید و احکام و اخلاق و آداب و شعایر اسلامی است .
خداوند در این کتاب، گنجینههای معارف و رازهای سر به مهر حقایق، راه و روشهای سعادت و دستورالعملهای هدایت و تشریع را به ودیعت نهاده است. قرآن، راهنماست و چراغ راه، شفاست و درمان، برای همه مردم و بخصوص برای مؤمنان. خداوند در آیه ۵۷، سوره یونس میفرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ/ ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده، و درمان آنچه در سینه هاست، و هدایت و رحمت برای مؤمنان».
پس علاقه مندان به قرآن باید قدر این نعمت بزرگ را که مایه سعادت دنیا و آخرت است دانسته، در عمل به احکام دینیه و دستورات اخلاقیه آن اقدام نموده و در نشر آن کوشش کنند. چنانچه مردم از آیات قرآنی که در دسترس آنان است رویگردان شوند از درک حقایق و معارف آن، خود را بی بهره نموده و در صحنه قیامت بار سنگینی بر دوش میکشند و به صورت محروم از رحمت، محشور خواهد شد. خداوند در این باره میفرماید: «مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وِزْرًا * خَالِدِينَ فِيهِ وَسَاءَ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حِمْلًا/ کسانی که از آن (قرآن) روی بگردانند روز قیامت بار سنگینی بر دوش میکشند در حالی که جاودان، در آن خواهند بود و بد باری است برای آنها در روز قیامت» [۱]
اعراض به اصطلاح، پشت پا زدن و ترک عمل به آن است بر کسی صادق است که دستورات قرآن را عمل نکند مثلا یکی از دستورات قرآن حجاب است بی حجابی اعراض از او است، یکی نماز است یکی روزه است و غیر اینها.
عیاشی در ذیل حدیثی روایت نموده از حضرت امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: شنیدم رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: جبرئیل نازل شد بر من و گفت: «سَیَکُونُ فِی أُمَّتِکَ فِتْنَةٌ قُلْتُ فَمَا الْمَخْرَجُ مِنْهَا فَقَالَ کِتَابُ اللَّهِ فِیهِ بَیَانُ مَا قَبْلَکُمْ مِنْ خَیْرٍ وَ خَبَرُ مَا بَعْدَکُمْ وَ حُکْمُ مَا بَیْنَکُمْ وَ هُوَ الْفَصْلُ لَیْسَ بِالْهَزْلِ مَنْ وَلِیَهُ مِنْ جَبَّارٍ فَعَمِلَ بِغَیْرِهِ قَصَمَهُ اللَّهُ وَ مَنِ الْتَمَسَ الْهُدَی فِی غَیْرِهِ أَضَلَّهُ اللَّه.../ به زودی فتنهای در میان شما ظاهر میشود، عرض کردم ای رسول خدا! راه نجات از آن چیست؟ فرمود: قرآن است که اخبار پیشینیان و آیندگان و داوری میان شما در آن است، آن کلامی است که حق را از باطل جدا میکند، جدی است و شوخی نیست، هر ستمگری آن را ترک کند خداوند او را درهم میشکند و هر کس هدایت را در غیر آن جستجو کند خداوند گمراهش میسازد» [۲].
امام نهم، حضرت جواد علیه السلام نیز در نامهای که به سعد الخیر نوشت عاقبت رویگردانی از قرآن را اینگونه بیان کرده است:
«کُلُ أُمَّةٍ قَدْ رَفَعَ اللَّهُ عَنْهُمْ عِلْمَ الْکِتَابِ حِینَ نَبَذُوهُ وَ وَلَّاهُمْ عَدُوَّهُمْ حِینَ تَوَلَّوْهُ»
هر جماعتی چون کتاب (قرآن) را کنار نهند، خدا علم کتاب را از ایشان میگیرد و چون دشمن خود را دوست بدارند، او را بر آنان فرمانروا خواهد کرد.
سپس ایشان به دو نمونه از نمونههای رویگردانی از قرآن اشاره میکنند:
نمونه نخست: اداء حروف و تغییر دادن حدود آن
«وَ کَانَ مِنْ نَبْذِهِمُ الْکِتَابَ أَنْ أَقَامُوا حُرُوفَهُ وَ حَرَّفُوا حُدُودَهُ فَهُمْ یَرْوُونَهُ وَ لَا یَرْعَوْنَهُ وَ الْجُهَّالُ یُعْجِبُهُمْ حِفْظُهُمْ لِلرِّوَایَةِ وَ الْعُلَمَاءُ یَحْزُنُهُمْ تَرْکُهُمْ لِلرِّعَایَةِ»
از نمونههای کنار نهادن قرآن، آن است که حروف آن را (به هنگام خواندن) درست ادا کنند و حدود آن را تغییر دهند؛ قرآن را میخوانند ولی احکامش را مراعات نمیکنند و نادانان به جهت آنکه الفاظ را حفظ کردهاند دلخوشند و علما به جهت آنکه (حقایق و احکام آن را) رعایت نکردهاند اندوهگینند.
نمونه دوم: واگذاری تفسیر قرآن به ناآگاهان
«وَ کَانَ مِنْ نَبْذِهِمُ الْکِتَابَ أَنْ وَلَّوْهُ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ فَأَوْرَدُوهُمُ الْهَوَی وَ أَصْدَرُوهُمْ إِلَی الرَّدَی وَ غَیَّرُوا عُرَی الدِّینِ ثُمَّ وَرَّثُوهُ فِی السَّفَهِ وَ الصِّبَا فَالْأُمَّةُ یَصْدُرُونَ عَنْ أَمْرِ النَّاسِ بَعْدَ أَمْرِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ عَلَیْهِ یُرَدُّونَ فَ بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا وَلَایَةُ النَّاسِ بَعْدَ وَلَایَةِ اللَّهِ وَ ثَوَابُ النَّاسِ بَعْدَ ثَوَابِ اللَّهِ وَ رِضَا النَّاسِ بَعْدَ رِضَا اللَّهِ فَأَصْبَحَتِ الْأُمَّةُ کَذَلِک» [۳].
نمونه دیگر از کنار نهادن قرآن آن است که کار (بیان و تفسیر آن را) به دست کسانی میسپرند که علم آن را ندارند، این است که آنان را به پیروی هوای نفس وامیدارند و به پستی میکشانند، دستگیرههای دین را تغییر میدهند و کتاب خدا را به دست سفیهان و کودکان میسپارند؛ در اینجا است که مردم به جای آنکه به فرمان خدا کار کنند، به فرمان چنین کسانی کار میکنند و این برای کسانی که این گونه ستمی روا داشتند، بد نتیجهای است، یعنی: دوستی مردم به جای دوستی خدا، و پاداش مردم به جای پاداش خدا، و خرسندی مردم به جای خرسندی خدا! پس (در چنین احوالی است) که امت بدین صورت (که گفته شد) در میآید.
این محروم کردن مردم از آشنایی با مفسران واقعی قرآن، نتایج شوم خود را بر جای گذاشت و آن خزانه علم را مُهر شده به پشت پرده غیبت برد. با این زمینه خالی از مفسران حقیقی قرآن، بسیاری از جاهلان و نااهلان دست به کار تفسیر قرآن و بیان معانی آن شدند، تا آنجا که گاهی به عنوان بیان باطن آن عرض اندام میکردند. باز هم لطف خداوند شامل حال مؤمنین حقیقی شد که ائمه علیهم السلام، خزانه داران علم الهی هر از چند گاهی در فرصتهای مناسب آن پارچه در هم پیچیده مهر شده را باز میکردند و کلماتی اطمینان دهنده بر قلبها از آن میخواندند و دریچههای کوچکی از قرآن به روی ما باز میکردند.







