فرهنگ مصادیق:عوامل اعراض از قرآن
مقدمه
از جمله مباحثی که بسیار مهم است پی گیری شود اینست که چگونه انسان در مقابل سخن حق میایستد و مقابله میکند و از آن روی گردان میشود مگر انسان یک موجود حق گرا و حق طلب و فضیلت خواه و جستجوگر و علت یاب نیست. به واقع انسانها با چه مشکلاتی مواجه میشوند و در برابر آیات الهی موضع میگیرند و چنانچه گذشت به مرحله انکار و کفر وتمسخر و اهانت به قرآن کریم کشانده میشود این عنوان میتواند هم برای کسانی که برای قرآن حریم و حرمت قائلند جالب باشد و هم برای کسانی که انواع مقابله و معارضه با قرآن را پیشه گرفتند مورد توجه قرار گیرد تا با مروری مجدّد بر حالات خود اگر روزنهٔ امیدی است به دامن قرآن برگردند و خود را از گمراهی و انحراف نجات دهند.
قرآن با بیانی تذکر آمیز به این نکته اشاره میکند چگونه عدهای آئینی غیر از آئین خدا را برمی گزینند و تسلیم غیر حق میشوند و خود را در دامن باطل قرار میدهند و حال آنکه تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند در برابر فرمان الهی تسلیم میشوند و سر خم فرود میآورند. [۱] و آیا رواست انسان با این منبع جوشان و بی کران معرفت به گمانهای نادرست دوران جاهلیت تن دهد.[۲]و از حکم الهی که بهترین حکم قانون است روی گردان شود؟ [۳] و البته ممکن است در هر زمانی این ملاک جاهلیت پدیدار شود و گاهی غرورهای بی جای علمی و پیشرفتهای دوران مدرنیته نیز کار را به جائی برساند که نسبت به قانون الهی بی اعتنا باشد لذا باید مراقب بود و با پذیرش و ایمان و اعتقاد به قوانین آرامبخش الهی انسانها خود را در معرض نجات و رستگاری قرار دهند.
از جمله عواملی که باعث میشود انسان در برابر قرآن بایستد و عَلَم و پرچم مخالفت را بالا برد جهل و نادانی است زیرا با نادانی انسان در هر امری در مسیر افراط و تفریط قرار میگیرد و اساس هر شرّ و زشتی را پی ریزی میکند. برخی با غلبه و نادانی آنقدر لجوج و معاند میشوند که اگر تمام نشانههای حق را ببینند باز هم ایمان نمیآورند و به خود جرائت میدهند که نسبت به پیامبر (ص) جسارت کنند و پرخاش نمایند بی شک آنها جز خود را هلاک نکردند و این وضعیت اسفبار آنها بخاطر نادانی و نفهمی است.[۴]
آنان با خود چنان میکنند که خود را از هر درک و فهم صحیحی محروم میکنند آنها آنچنان غوطه ور در گناه و لغزش هستند که توان بهره گیری از ابزار معرفت و شناخت صحیح را پیدا نمیکنند.[۵]و البته گاهی اعتراف میکنند که مشکل اصلیشان در اعراض و رویگردانی از قرآن، عجز و ناتوانی از شنوایی حق است و در خود حجاب و پردهای میبینند که مانع فهم و درک صحیح از حقائق میشود. [۶]
از جمله عوامل اعراض از قرآن، ضعف و سستی در ایمان به قرآن است آنها بخاطر مشکلات درونی خود و حس خود برتر بینی در مسیر مقابله و معارضه با قرآن قرار میگیرند که البته مکرّر به اینها گفته میشود مگر آیات الهی بر شما خوانده نشد چرا در عین حال استکبار ورزیدند. [۷] و همین استکبار باعث میشود که به بدگویی به قرآن و پیامبر (ص) بپردازند [۸] و قطعاً اینها کسانی هستند که درهای آسمان به سوی آنها گشوده نخواهد شد و داخل بهشت نخواهند گردید. [۹] و این حالت در آنها باعث میشود که از تفکّر و اندیشه دور باشند و توان درک محتوای دعوت پیامبر اسلام را که بشریّت را دعوت به آزادی کرده نداشته باشند. [۱۰]
از جمله عواملی که باعث رویگرداندن از قرآن میشود پیروی از هوی و هوس است [۱۱] زیرا پیروی از تمایلات نفسانی روش صحیح فکر کردن را از انسان میگیرد و فقط آنها را متوجه خود پنداری مینمایند به این معنا که از شناخت هویّت و ماهیت خود محروم خواهند بود و یک مفهوم مبهم را نسبت به خود پیدا خواهند کرد و او را به سمت دنیا طلبی که یکی از مهمترین عوامل اعراض از قرآن است خواهند کشاند که تمام هم و غم او امور دنیائی خواهد بود و هیچوقت به آنچه که مربوط به کرامت انسان است توجه نخواهد داشت و بی شک چنین فردی در همهٔ امتحانات الهی مردود خواهد شد زیرا تعلّق و وابستگی اش به زینتهای دنیا باعث میشود هر آنچه که با لذّتهای افراطی دنیا مقابله کند موضع بگیرند تا منافع آنها به خطر نیفتد چه اینکه با مطالعه صدر اسلام و آنچه که در طول تاریخ برای بشر رخ داده با چنین مقابلهای مواجه میباشیم. انسان در چنین وضعیتی با انگیزههای روانی و نفسانی از حق روی گردان میشود و در
مسیر باطل قرار خواهد گرفت.[۱۲] و همواره خود را با پندارهای غلط مشغول خواهد ساخت و بر همین اساس از دوستی حق و صاحبان حق فاصله خواهد گرفت و دوستی با گمراهان را انتخاب خواهد نمود. گرچه زمانی از این دوستی اظهار نگرانی میکند که برای او سودی نخواهد داشت [۱۳] و برای آنکه خود را قانع کند به قرآن و پیامبر اتهام وارد خواهند کرد و به ساحت مقدسش نسبتهای ساحر و کاهن و مجنون را روا خواهند داشت.[۱۴]
نگاهی گذرا به این عوامل این تنبه و تذکّر را به انسان میدهد که همهٔ مشکلات از خود انسان نشأت گرفته و پیش از هر چیز باید درون خود را سرو سامان دهد و به صفات انسانی آراسته شود تا در برابر حق و صاحبان حق موضع نگیرند و مقاومت نداشته باشد.







