فرهنگ مصادیق:دشمن شناسی
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | دشمن شناسی از دیدگاه امام خمینی |
| ۱ | راهبردهای دشمن شناسی در قران |
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | دشمن شناسی از منظر مقام معظم رهبری |
| ۲ | دشمن شناسی و راهکارهای مقابله با آن از منظر قرآن چیست؟ |
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: طیبه پوراوند
محتویات
- ۱ شیوههای دشمن شناسی را با استفاده از فرهنگ دفاع مقدس بیان نمایید؟
- ۲ مقدمه
- ۳ دشمن درونی
- ۴ دشمن بیرونی
- ۵ اهمیت و جایگاه دشمن شناسی در قرآن
- ۶ طرح مسئله
- ۷ جایگاه شناخت دشمن در قرآن
- ۸ اصل مشابهت تاریخی اقوام
- ۹ واژههای کلیدی مرتبط با شناخت دشمن در قرآن
- ۱۰ ویژگیهای منافقان در قرآن
- ۱۱ سیاست اصولی دشمن برای مبارزه
- ۱۲ سیاست اصولی مبارزه با دشمن
- ۱۳ خاتمه
- ۱۴ پا نویس
شیوههای دشمن شناسی را با استفاده از فرهنگ دفاع مقدس بیان نمایید؟
مقدمه
دفاع مقدس یکی ازمهمترین مقاطع تاریخ کشور ما ست که برکات بسیاری برای کشور ما داشته است . ازجمله پیامدها و اثار مثبت دفاع مقدس، دشمن شناسی است که بر اساس این تجربه ما هم دشمنان داخلی(منافقین) و هم دشمن خارجی مان(استکبارجهانی ) را شناختیم و اگر این تجربه دفاع مقدس نبود مردم کشور ما به این صورت با دشمن شناسی و ضرورت ان اشنا نمیشدند اما بهترین وسیله برای دشمنشناسی، مراجعه به قرآن است که دشمنان مختلف را در آیات نورانی خویش معرفی کرده است. برخی از دشمنان انسان عبارتند از: ۱- شیطانهای جن و انس، ۲- هواهای نفسانی، ۳- کافران و اهل کتابی که در صدد مقابله با مسلمانان باشند، ۴-جهل و نادانی و... .
طبق آیات وروایات انسان دو گونه دشمن دارد:
۱-دشمن درونی یا دشمن نزدیک
۲ -دشمن بیرونی یا دشمن دور عبارتند از شیطانهای جن و انس
دشمن درونی
نزدیکترین دشمن به آدمی نفس اوست که به فرمایش امام امیرالمومنین (ع): «اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک... دشمنترین دشمنان نفس توست که درکنار توست » این روایت از پیامبر(ص) نیز نقل شده (نهج الفصاحه، ص۶۶، ح338 )
این نفس اماره که آدمی را دائما به بدی دعوت میکند و دشمن نزدیک اوست. اما هوای نفس و نفس اماره، چیزی خارج از وجود انسان و موجودی مستقل همانند شیطان نمیباشد بلکه مرحلهای و بخشی از وجود خود انسان است. در حقیقت نفس اماره که به زشتیها و گناهان و پستیها امر میکند و هوای نفس با فرمان و خواست و اراده او شکل میگیرد، مرتبه پایین و پست و تربیت نیافته از نفس و حقیقت انسان است. اگر گفته میشود، نفس خود را تقویت کن و پرورش بده، مراد مرتبه انسانی نفس است و اگر گفته میشود او را سرکوب و مغلوب و کنترل کن مراد مرتبه پایین حیوانی او است. بین این دو «خود» یا دو مرتبه وجودی نفس کشمکش دائم وجود دارد. اگر خود انسانی و ملکوتی در این مبارزه چیره گردد، ارزشهای انسانی زنده میشود و انسان را به مقام شامخ قرب الی الله صعود میدهد و اگر خود حیوانی غالب گردد، چراغ عقل انسان را خاموش میسازد و او را در وادی ضلالت و گمراهی ساقط میگرداند.
دشمن بیرونی
الف- شیاطینِ جن
اما دشمن بیرونی و دور شیطان است ؛ شیطان موجودی حقیقی است که با وسوسه و دگرگون ساختن واقعیت امور و زینت بخشیدن به زشتیها و گناهان و ناگوار جلوه دادن نیکیها و طاعات سعی در اغوا و انحراف انسان دارد. در واقع حوزه اصلی فعالیت شیطان در حالات روانی انسان و جنبه تخیل و توهم او است که حقایق را وارونه و بر خلاف واقعیت آنها جلوه میدهد و انسان را به خیال و توهم در مورد واقعیات وادار میسازد.
از منظر قرآن کریم شیطان تنها وسوسه میکند و در قوه خیال و وهم انسان تصرف میکند و حقایق را دگرگون میسازد. «فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا»[۱] و «فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ»[۲] شیطان زشتیها را زیبا جلوه میدهد و اعمال ناپسند را زینت و آرایش کرده و آن را پسندیده و درست در اذهان ظهور میدهد: «وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»[۳] و «وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ»[۴] بت پرستیها و تکبرها و ایستادن در برابر حق و حقیقت نمونههایی از اعمال نفوذ و تصرف شیطان در وهم و خیال انسان است که بخشی از حوزه فعالیتهای روانی انسان هستند.
ب- شیاطین انس
۱-منظور از شیاطین انس ، انسانهایی هستند که مانند شیاطین جنّ، بر ضدِّ خدا و دین او اقدام نموده ، انسانها را با انواع فریبها از راه خدا دور میسازند یا اعمالی شیطانی انجام میدهند.
بر همین مبنا بود که امام خمینی ـ قدس سرّه ـ حکومت آمریکا را شیطان بزرگ لقب دادند. پس شیاطین انس از حیث بشر بودن تفاوتی با انسانهای عادی ندارند و تنها از نظر فکری و اعتقادی و عملی در مسیر شیاطین جنّ قرار داشته ، دانسته یا نادانسته کارمندان شیطان میباشند.
۲-هر کسی یا از جنود خداست یا از جنود شیطان؛ یا حزب الله است یا حزب الشیطان ؛ چرا که بین حقّ و باطل راه دیگری وجود ندارد.
پس هر که از خدا و راه حقّ و حقیقت خارج شود، از جنود شیطان خواهد بود. آیات شریفهای که ذیلاً به آنها پرداخته میشود ، راز این حقیقت را روشن میسازند که چگونه برخی انسانها جزء حزب شیطان یا حزب الله میشوند.
«وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ؛[۵] و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد باایمان را بپذیرند، پیروزند؛ (زیرا) حزب و جمعیّت خدا پیروز است».
در نتیجه؛ بهترین راه دریافتن دسیسههای دشمنان و شیطان و آگاه ساختن دیگران از کیود آنان، رجوع به آیات قران کریم و احادیث معصومین (علیهم السلام) میباشد. چرا که بهترین کسانی که میتوانند آنان را بشناسند ،خود خداوند ومعصومین(علیهم السلام) میباشند.
به عنوان مثال:
۱-«وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا؛[۶] و گمراهشان میکنم و آرزومندشان میسازم و وادارشان میکنم، تا به عنوان تحریم گوشت حیوانات حلال گوشت گوش آنها را بشکافند و دستورشان میدهم تا خلقت خدا را دگرگون سازند،- این است دعوت شیطان- و هر کس به جای خدا، شیطان را دوست بگیرد، زیانی آشکار کرده»
۲-رسول خدا(ص) فرمودهاند:
«زمانی موسی(ع) نشسته بود که ناگهان شیطان سوی او آمد و کلاه دراز رنگارنگی به سر داشت، چون نزدیک موسی(ع) رسید، کلاهش را برداشت و خدمت موسی(ع) ایستاد و به او سلام کرد. موسی گفت: تو کیستی؟!گفت: من شیطانم.
موسی به او فرمود: این کلاه چیست؟ گفت: به وسیله این کلاه دل آدمی زاد را میربایم.(گویا رنگهای مختلف کلاه، نمودار شهوتها و زینتهای دنیا، و عقاید فاسد و ادیان باطل بوده است).
موسی(ع) گفت: به من خبر بده از گناهی که چون آدمی زاد مرتکب شود، بر او مسلط شوی؟شیطان گفت: هنگامی که او از خودش خوشش آید و عملش را زیاد شمارد و گناهش در نظرش کوچک شود.(اصول کافی، ج۳، ص ۴۲۹٫)
راه مقابله با دشمنان را نیز خود قرآن بیان میفرمایید.به عنوان مثال :
«إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ؛ پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسههای شیطان شوند، خدا را یاد میکنند؛ و ناگهان بینا میگردند.»[۷]
در این آیه راه خلاصی از دام شیطان تعلیم داده شده؛ به این صورت که انسان هر گاه خود را گرفتار دام شیطان دید باید بلافاصله باطن خویش را متوجّه خدا نماید. چرا که حقّ و باطل در یکجا جمع نمیشوند ؛ پس هر که رو به خدا نمود یقیناً از صف شیاطین خارج میشود.
در ادامه مقالهای برایتان درج کردهایم که در این زمینه بسیار مفید خواهد بود.
اهمیت و جایگاه دشمن شناسی در قرآن
در بحث «دشمن شناسی در قرآن» به جایگاه شناخت دشمن در قرآن پرداخته میشود و طی این شناخت به واژگانی برخورد میکنیم که شناخت دشمن را برای ما بهتر و راحت تر مینماید. در این نوشتار، بیان خواهیم کرد که اصل مطرح شده در قرآن در خصوص برخورد با دشمنان، یک اصل همیشگی و دائمی است و در تمام ادوار قابل استفاده است. در قرآن به انواع دشمنان و در واقع به مراتب دشمنی اشاره شده است. از این رو، هر دسته از دشمنان دارای خصوصیاتی منحصر به فرد میباشند و راهکارهای مبارزه مختص به خود دارند. پس برای مبارزه با آنها باید سیاستهای اصولی خاصی را به کار گرفت و دچار افراط و تفریط نگردیم و تنها براساس موازین الهی عمل نماییم.
طرح مسئله
با پیروزی انقلاب اسلامی، دشمنان اسلام بیش از پیش خود را برای مقابله با اسلام ناب آماده کردند. آنها همواره سعی نمودند تا از راههای گوناگون کیان و عظمت اسلام را متزلزل سازند؛ بنابراین برای دفاع از حریم اسلام و انقلاب اسلامی در مرحله اول باید دشمن را شناسایی کرد و سپس با تاسی به اولیای الهی روش برخورد با آنان را آموخت؛ زیرا دشمن با چهرههای گوناگون ظاهر میشود و برای هر زمانی باید سلاحی متناسب با آن زمان را به کار گرفت.
سوالهایی که در خصوص بحث «دشمن شناسی» در قرآن مطرح است، این است که آیا برای شناخت دشمن فقط باید به لفظ «عدو» بسنده کرد و یا این که الفاظ دیگری هم راهگشای این بحث است؟ آیا اصول بیان شده در قرآن در همه ادوار قابلیت اجرایی دارد؟ و آیا دشمنان در قرآن معرفی شدهاند؟
جایگاه شناخت دشمن در قرآن
شناخت دشمن نقش مهم و اساسی در رویارویی انسان با دشمنان دارد، چرا که، اگر توان انسان در رویارویی بسیار باشد ولی اطلاعات کافی را در دست نداشته باشد شکست خواهد خورد، هر موجود زندهای دشمن دارد و به میزان گستردگی وجود خود با دشمن بیشتری رو به رو است.
جمهوری اسلامی ایران، حکومتی است با روشی نو و مستقل که مردمان آگاه و مستعد آن، این حکومت را پذیرفتهاند و تا پای جان در حراست از آن میکوشند. چنان چه به چگونگی تشکیل این حکومت و ابعاد آن توجه کنیم در خواهیم یافت که جمهوری اسلامی ایران به حتم دشمنان فراوانی دارد چنان چه دشمن را به خوبی نشناسیم شکست ما حتمی خواهد بود؛ اما شناسایی دشمن جمهوری اسلامی ایران تا حدی دشوار است زیرا این حکومت نوپاست و دشمنان ما سالها به اندوختن تجربه و آموزش در به کارگیری فنون استتار و اختفاء پرداختهاند، پر واضح است که کشف و شناسایی آنان به راحتی و از راههای معمولی امکان پذیر نمیباشد. پس در شناخت دشمن و اهداف و روشهای آنان باید مسیر دیگری در پیش گرفت و آن، بهره جویی از معارف و هدایت قرآن کریم است که دشمن را به همراه نیرنگهای او به روشنی در برابر دیدگان ما به تصویر کشیده و راه مقابله و پیروزی را نیز تبیین نموده است.
نظر به این که قرآن هم جامعیت دارد و هم جاودانگی، در مییابیم که هیچ موضوع مهمی در راستای هدایت انسان نیست که در قرآن از آن صحبت نشده باشد به خصوص موضوع مهمی همچون ساختار جامعه اسلامی و عواملی که به طور مثبت یا منفی در ساختار آن موثر است. با تاملی دقیق در آیات در خواهیم یافت که تا چه اندازه قرآن کریم نسبت به «شناساندن دشمن» حساسیت نشان داده است؛ به طوری که بیش از هزار و پانصد آیه از آیات قرآن پیرامون دشمن شناسی است. این آیات، انواع دشمنان مومنان و نظام اسلامی، ابزار و شیوههای دشمن و راههای مقابله با آنان را به مسلمانان میآموزد. قرآن کریم چهار گروه از دشمنان را نام برده است:
«شیطان و همراهان او»، «کفار»، «برخی از اهل کتاب خصوصا یهودیان» و «منافقین»، که ما از این چهار دشمن، به اسم دشمنان ایمانی، خارجی - سیاسی و داخلی - سیاسی نام خواهیم برد. اما قبل از ورود به بحث بیان چند نکته ضروری مینماید:
اصل مشابهت تاریخی اقوام
ممکن است کسی بپرسد که مورد خطاب قرآن تنها اقوام گذشته بودند که در عصر نزول قرآن تا پایان آن دوره زندگی میکردهاند نه نسلهای آینده، در نتیجه قرآن برای همه عصرها و نسلها سودمند و هدایت کننده نخواهد بود. برخی گمان میکنند که هیچ ارتباطی بین شگردهای دشمنان در گذشته با آن چه که امروز اتفاق میافتد وجود ندارد و شناسایی روش دشمنان اوایل اسلام که در قرآن بیان شده است سودی برای شناخت تاکتیکهای کنونی دشمن ندارد چه این که فاصله گذشته و حال از هر جهت، از زمین تا آسمان است. ولی حقیقت آن است که این یک برداشت سطحی است، چون قرآن علاوه بر این که همه مسائل را بیان کرده، فراتاریخی هم میباشد و قاعده «جری» و «انطباق؛» این که قرآن کتابی همگانی و همیشگی است و در غایب مانند حاضر جاری است و به آینده و گذشته مانند حال منطبق میباشد، مورد تایید و قبول همه میباشد و در واقع، این کتاب آسمانی، صفت و اصل مهم «مشابهت تاریخی اقوام» را به رسمیت میشناسد. آیات سورههای بقره: /۱۱۸ «وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ لَوْلَا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ…»[۸] مومنون/ ۴۴ و ۸۱، مومن/ ۵، سبا/ ۲۴ و قصص / ۵۸ بیانگر اصل «مشابهت تاریخی اقوام» میباشند. از مجموع این آیات در مییابیم راهکارهایی که در قرآن برای شناسایی و برخورد با دشمنان بیان شده در هر زمانی کاربرد و قابلیت اجرایی دارد و با استعانت از آیات قرآن میتوانیم موضع گیری مناسب و عاقلانهای در برابر دشمن داشته باشیم.
واژههای کلیدی مرتبط با شناخت دشمن در قرآن
الف- عدو: در قاموس قرآن «عدو» به معنای دشمن است؛ آن هم دشمنی که هم در دل با انسان عداوت دارد و هم در ظاهر مطابق آن رفتار میکنند. به طور کلی، دو نوع دشمن وجود دارد: یکی آن که یک شخص به فرد دیگر عداوت دارد همراه با انگیزه عداوت و دشمنی. دیگری این که فرد با قصد و انگیزه عداوت نباشد بلکه دارای حالتی است که فرد مقابل از آن متاذی میشود.
ب- مکر: به معنی خدعه و نیرنگ است. استاد مصطفی مراغی در تفسیر خود مکرر این گونه بیان کردهاند: «مکر در اصل تدبیر مخفی است که مکر شده را نسبت به آنچه که گمان نمیکرد میکشاند و غالبا در تدبیر سوء و ناپسند به کار میرود.»
ج- کید: به مفهوم حیله و نیرنگ، فریب دادن و کوشش کردن است. از این جهت، به جنگ «کید» گفته میشود. کید در هیچ زمانی بدون تامل و اندیشیدن به کار گرفته نمیشود.
د- خدع: به معنی فریب دادن و قصد بدی نسبت به دیگران داشتن است به گونهای که از دید طرف مقابل پنهان باشد. مراغی در تفسیر این آیه «يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا…»[۹] میگوید تعبیر به «مخادعه» برای مبالغه است یا بیانگر تکرار و دوام «خدعه» و نیرنگ منافقان به مومنین است.
هـ نفاق: به مفهوم مخفی کردن، کفر و تظاهر به ایمان است. منافق کسی است که با روش مرموز در جامعه نفوذ کند و از طریق دیگر فرار کند. علاوه بر واژههای فوق «کفر، ضلل، صد و بطانه» هم به بحث دشمن و شناخت دشمن در قرآن مرتبط میباشد، همه این واژهها بیش از هزار بار در قرآن مطرح شده است که هر کدام از این واژهها و مشتقات آنها به نوعی به شناخت دشمن مرتبط است و از طریق این واژهها، راه برای شناسایی دشمن هموارتر میگردد. حال به بحث دربارهٔ انواع دشمن از نگاه قرآن میپردازیم:
دشمن ایمانی (شیطان و بعضی از همسران و فرزندان)
شیطان از ماده «شطن» به معنای فاصله گیرنده و دور شونده است، در لغت به هر موجود منحرف کننده، سرکش و اختلاف گر گفته میشود. شیطان با نامهای ابلیس و خناس هم در قرآن مطرح شده، ابلیس از «بلس» به معنای مایوس شده و خناس به معنی پنهان شده و باز پس رفته میباشد. با تحلیل مفهومی از واژه شیطان و خناس در خواهیم یافت که این دشمن حالت تهاجمی دارد و فاصله گرفتن او مبنی بر واکنش آدمی است که با یاد خدا صورت میپذیرد. شیطان دشمن قسم خورده و دیرینه انسان است که با اهداف خاصی به میدان میآید و مبارزه اش حساب شده است، او از کمین گاههایی که انسان در آنها به دام میافتد آگاه است و به هیچ چیز جز به اسارت در آوردن آدمی قانع نیست. او در پی اغوای همه آدمیان جز مخلصان است.
قرآن به صراحت میفرماید: «إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا…»[۱۰] این که شیطان دشمن آدمی است یک مطلب است و این که انسان باید متوجه باشد و با هوشیاری او را دشمن خویش بگیرد و در مقابل او ایستادگی و واکنش از خود نشان دهد، مطلب دیگری است. در بسیاری از آیات قرآن کریم از شیطان به عنوان دشمنی آشکار نام برده است.
خصوصیات شیطان یا مهارتهای او در به اسارت کشیدن انسان عبارتند از: زینت بخشی اعمال در نظر انسان (انفال/ ۴۸، نحل/ ۶۳؛) القای وسوسه (انعام/ ۱۲۱، اعراف/ ۲۰ - ۲۱، طه/ ۱۲۰؛) تباه کردن و گسستن پیوندها (اسراء/ ۵۳؛) راندن از پشت و زمامگیری از رو به رو (مجادله/ ۱۹؛) دستور دادن به منکرها (حشر/۱۶، نور/ ۲۱٫)
اما در برابر مهارتهای شیطان، انسان به یکسری سیاستهای اصولی برای مبارزه با شیطان نیاز دارد: گام اول کاوش و بازنگری در حوزه جان است برای شناخت بیماریها در بعد رفتاری و شناخت کاستیها و ضعفها در بعد اندیشه، گام دوم، درمان بیماریها و تصحیح اندیشهها و ارزیابی باورها و در نهایت پیش گیری از آسیب دیدن و تلاش در بالندگی و عروج روح میباشد. طبق آیات صریح قرآن انسان ابتدا باید نگهبان جان خویش باشد تا از شر دشمن ایمانی در امان باشد و در مرحله بعد باید واکنش مناسب در مقابل هر نوع وسوسه دشمن داشته باشد سپس استعاذه و استغفار را در درگاه خداوند ترک نکند. و در مرحله آخر پایداری و برخورد خصمانه با این نوع دشمن داشته باشد.
اما دشمن ایمانی در شیطان خلاصه نمیشود آیاتی از قرآن مجید بعضی از همسران و فرزندان را «عدو» معرفی کرده است. اما چرا بعضی از آن ها؟! مرحوم طبرسی(رحمه الله) در این باره بیان میدارند: «برخی از همسران و فرزندان آرزوی مرگ انسان را دارند تا ثروت او را به ارث برند و مسلما هیچ دشمنی برای انسان بدتر از آن نیست که آرزوی مرگ را برای انسان داشته باشد، برخی هم پدر و همسر را به خاطر سودجویی وسوسه میکنند تا دست به گناه و ستم زند و مقررات خدا را در جهت هواهای خود پایمال کند.» هم چنین علامه طباطبایی(رحمه الله)در این زمینه بیان کردهاند که «بعضی از زنانی که با همسران مومن خود دشمنی میورزند بدان علت است که شوهرانشان ایمان دارند و عداوت به خاطر ایمان آن هاست، میخواهند شوهران خود را از اصل ایمان و یا از اعمال صالحهای که مقتضای ایمان است منحرف کنند و شوهران زیر بار نمیروند، قهرا زنان با آنها دشمنی میکنند چون دوست میدارند شوهران به جای علاقه مندی به راه خدا و پیشرفت دین به اولاد و همسران خود علاقه مند باشند و برای تامین آسایش آنان به دزدی و غصب مال مردم دست بزنند. در حقیقت، دشمن ایمان پدران و همسران خود میباشند.» خداوند متعال مومنان را چنین مورد خطاب قرار میدهد که: «در حقیقت برخی از همسران و فرزندان شما دشمنان شمایند، از آنان بر حذر باشید…»
با این اوصاف دریافتیم که دشمن ایمانی دشمنی جدی است که ما چه بخواهیم چه نخواهیم با این نوع دشمن دست به گریبانیم، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در این باره میفرمایند: «الا ان اعقل الناس عبد عرف ربه فاطاعه، و عرف عدوه فعصاه؛ آگاه باشید! خردمندترین مردم بندهای است که پروردگارش را شناخته، فرمانش برد و دشمنش را شناخته، نافرمانی اش کند.»
دشمن خارجی - سیاسی (یهود، مشرک و کافر)
برخی یهودیان به نامهای عبرانیان و اسرائیلیها هم خوانده شدهاند، در قرآن بیش از همه اقوام دیگر از بنی اسرائیل سخن گفته شده است و آن به علت شدت عناد و جهودشان نسبت به حق است، خداوند برای روشن و تبیین نمودن ابعاد دشمنی آنها با حق در آیات بسیاری از نعمتهای مختلف الهی بر آنها سخن گفته و سپس موضع آنها را در برابر این نعمتها بیان کرده است که چگونه ناسپاس و بهانه جو هستند.
برخی از یهودیان ، آن قدر نیرنگ و توطئه از خود نشان داده که از حد و حصر خارج است. در همان روزهای پیدایش، آن قدر با پیامبر عظیم الشان خود کج روی و بدرفتاری کردند که چندین مرتبه برایشان عذاب نازل شد. در سوره مائده یهودیان به عنوان دشمنترین دشمنان معرفی شدهاند: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا…»[۱۱]
از مشرکان نیز در آیه ۸۲ سوره مائده به عنوان دشمنترین دشمنان معرفی شدهاند؛ چنان که کفار هم طبق آیات صریح قرآن کریم هرگز خیرخواه اهل حق نیستند (بقره/ ۱۰۵)، در راه خدا موانعی را برای باز ماندن مسلمانان از این راه ایجاد میکنند (انفال/ ۳۶)، سعی و تلاش میکنند که اهل حق را به کفر برگردانند (نساء/ ۸۹)، خیلی علاقه مند به غفلت مسلمانان میباشند (نساء/ ۱۰۲) و نهایت سعی و تلاش خود را برای نابودی حق دارند. طبق آیه ۵۶ از سوره کهف، به طور کلی در سه آیه از قرآن کریم کافران به عنوان دشمن نام برده شدهاند: نساء/ ۱۰۱، ممتحنه/۱ و صف. /۱۴
دشمن داخلی - سیاسی (منافق)
منافق، کسی است که ظاهر و باطن او یکی نباشد و به اصطلاح «دورو» باشد. منافق اختصاص به اسلام ندارد بلکه آن دسته افراد دور از منطق و استدلال هستند که برای اغراض شخصی خود تا آن جا که شرایط اجازه میدهد کارشکنی میکنند ولی به دوستی تظاهر مینمایند.
خطرناکترین دشمن چه در مجموعه اعتقادات دینی و مذهبی و چه در ناحیه معاشرتهای اجتماعی دشمن ناشناخته است، دشمن شناخته شده هر چند هم قوی و نیرومند باشد، ضررش کمتر و خیانت او قابل دفاع و جبران است زیرا هویت او معلوم و سوء قصد او روشن است، اما دشمن ناشناخته هر چه هم کوچک و ناتوان باشد چون نقابی از دوستی و محبت بر چهره دارد و شعار او شعار توده مردم است؛ ولی زیر آن نقاب و لباس ظاهری، دلی مملو از کین و عداوت و خنجری زهرآلود و کشنده پنهان دارد و همواره منتظر فرصتی است تا به اغراض پلیدش جامه عمل بپوشاند.
اسلام در طول تاریخ خود بیشترین ضربه را از منافقان خورده است. به همین دلیل است که قرآن سختترین حملات خود را متوجه منافقان ساخته است و بزرگترین اعلام خطر را دربارهٔ آن دسته از دشمنان داشته است که میفرماید: «هم العدو فاحذرهم» طبق این فراز نورانی، تنها منافقان دشمنان حقیقی هستند و باید از آنان پرهیز نمود. بنابر گفته علامه طباطبایی(رحمه الله:) «بدترین دشمن انسان آن کسی است که واقعا دشمن باشد و آدمی او را دوست خود بپندارد.»
خطر قشر «منافقین» برای اسلام و مسلمانان تا آن جاست که پیامبر(صلی الله علیه وآله) در مورد نقشههای خائنانه آنها میفرماید: «من بر امتم نه از مومنان بیمناکم و نه از مشرکان؛ » چرا که مومن ایمانش مانع ضرر او است، و خداوند مشرک را به جهت شرکش رسوا میکند، «ولی من از منافق بر شما میترسم که از زبانش علم میریزد و سخنانی میگوید که برای شما دلپذیر است، اما اعمالی (در خفا) انجام میدهد که زشت و بد است.» در برخی از آیات قرآن منافقان بدتر از کفار تلقی شدهاند: (نساء/ ۱۴۵٫) سر این حقیقت از نظر اندیشمند و فاضل محترم، حضرت آیت الله جوادی آملی آن است که: «اولا منافقان از کافران و مشرکان زیان بارترند، ثانیا، منافقان هر چند مانند کافران در درون، منکر دین هستند، ولی اهل کتمان، دروغ، خدعه و استهزاء نیز هستند. کسی که کفرش، کفر محض است، دیگر به این پلیدیهای نفسانی مبتلا نیست، ولی کفر منافق آمیخته با این بدیها است.»
ویژگیهای منافقان در قرآن
خصوصیات متعددی که قرآن برای منافقان بیان نموده است، تصویر روشنی را از شخصیت منافق ارائه میدهد که در قالب خصوصیات ذیل قابل تبیین است.
- خصوصیات عقیدتی: عدم اتخاذ موضعی مشخص در برابر توحید، اظهار ایمان در میان مسلمانان و اظهار شرک در میان مشرکان (بقره/ ۲۰۴ و منافقون/ ۲؛)
- خصوصیات عبادی: عبادت از روی ریا و عدم اعتقاد، ایستادن به نماز همراه با تنبلی و بی حالی (نساء/۱۰۸ و ۱۴۱ - ۱۴۳ و توبه/ ۵۴؛)
- خصوصیات اجتماعی: امر به منکر و نهی از معروف (توبه/ ۶۷)، کفر ورزیدن در پوشش ایمان، افساد در پوشش اصلاح و نیرنگ بازی و چند چهرگی (بقره/ ۱۰-۸) دارای قیافه حق به جانبند و سعی دارند که مردم را تحت تاثیر قرار دهند (منافقون/ ۵-۱)، تضعیف باورهای دینی و شبهه افکنی (آل عمران/ ۱۵۴، احزاب/۱۲)، تحقیر مومنان (بقره/ ۱۴، توبه/ ۷۹، هود/ ۲۷ و شعراء/ ۱۱۱) و سوگند بسیار برای باوراندن حرف خود به مردم (توبه/ ۵۶ و منافقون/ ۲٫)
- خصوصیات اخلاقی: عدم اعتماد به نفس، ترس و بخل (احزاب/ ۱۹، منافقون/ ۷، توبه/ ۶۷)، لجاجت (بقره/ ۱۸ و اعراف/ ۱۷۹)، خودبزرگ بینی (بقره/ ۲۰۶)، پیروی از هوای نفس (محمد/ ۱۶)، توجیه گناه (نساء/ ۶۲٫)
- خصوصیات سیاسی: دوستی با بیگانگان (مجادله/ ۱۴)، فتنه انگیزی (توبه/ ۴۸-۴۷)، فرصت طلبی (نساء/ ۱۴۱، احزاب/ ۲۰-۱۹)، ایجاد جنگ روانی (نساء/ ۸۳ و احزاب/ ۶۰)، نپذیرفتن حکومت دینی (نساء/۶۰- ۶۱) و مخالفت عملی با دستورات ولایت (نور/ ۶۲ - ۶۳٫)
حضرت علی(علیه السلام) در این باره میفرمایند: «از دشمن مخفی بیش از دشمن آشکار بر حذر باش.» اصولا خصوصیت اصلی شخصیت منافق همان تردید در انتخاب ایمان و کفر است که نشانه ترسو بودن و عدم اعتماد به نفس او است که دربارهٔ منافقان هر عصری جاری است.
سیاست اصولی دشمن برای مبارزه
جنگ و عناد دشمنان همیشه شکل ثابتی نداشته است و شیوههای مختلف و متنوعی را برای پیکار و از پا درآوردن حریف خود، متناسب با اوضاع و شرایط مبارزه به کار میبرند، اصولی را بر میگزینند و به عنوان خط مشی کلی بر مبنای آنها راهکارها و مراحل عملیات را برای دست یابی به مقصد خود برنامه ریزی میکنند. به یقین، شیوههای مبارزه دشمنان سیاسی با دشمنان ایمانی از هم متمایز میباشد، هر چند هر دو هدف واحدی را دارند و آن به اسارت کشیدن انسان است و پر واضح است که باید شیوههای تدافعی هم در مورد این دو دسته با هم فرق داشته باشد. شیوههای مبارزه دشمنان ایمانی در بحث مربوط به شیطان، بعضی از همسران و فرزندان مطرح شد اما در خصوص دشمنان سیاسی گفتنی است که شیوههایی که دشمنان اسلام برای مبارزه با رهبر حکومت اسلامی که از قدرت نفوذ و تاثیر در جبهه سیاسی و اجتماعی برخوردار است به کار میبرند، از منظر قرآن عبارت است از:
الف) شکستن قداست رهبری با استفاده از حربه تهمت و افتراء که در سوره مومن/ ۲۶ به این مطلب اشاره شده است.
ب) ایجاد تردید و ابهام در بین مردم نسبت به حقانیت رهبری (اعراف/ ۷۵، رعد/ ۴۳، فرقان/ ۸-۷، تغابن/۶٫)
ج) تحقیر و استهزای رهبری (هود/ ۳۸، انبیاء/ ۳۶، حجر/ ۱۱، زخرف/ ۵۲٫)
د) تهدید رهبری که انواع مختلف آن در قرآن بیان شده است (آل عمران/ ۲۱، انفال/ ۳۰، اعراف/ ۸۸، ابراهیم/ ۱۳، شعراء/ ۲۹و۱۶، قصص/ ۲۰٫)
دشمن برای گمراه کردن پیروان حق و تضعیف و تحریف مبانی مکتب اسلام، به راهکارهای گوناگونی ممکن است روی بیاورد که عبارت اند از:
الف) تلاش برای گمراه کردن از طریق صرف هزینههای کلان (انفال/ ۳۰؛)
ب) اشاعه فساد، نشر اکاذیب و پخش شایعات (لقمان/ ۶، انعام/ ۱۴۴)
ج) اختلاف افکنی و تفرقه انگیزی (قصص/ ۴؛)
د) محاصره اقتصادی (منافقون/ ۷؛)
ه-) تمسخر و دست انداختن (بقره/ ۱۴ و ۲۱۲، مطففین/ ۲۹ - ۳۲؛)
و) تهمتهای ناروا و اعزام عوامل نفوذی (توبه/ ۴۷؛)
ز) ترویج فرهنگ استعماری، تضعیف روحیه مسلمانان و تبلیغات سوء (نساء/ ۸۳، ممتحنه/۱٫)
برخورد دشمن با دین و مذهب و مبانی مکتب نیز دارای شکل ثابتی نمیباشد. دشمن همواره در طول تاریخ حسابگرانه وارد عمل شده و در شرایطی که مذهب در رگ و پوست مردم ریشه دوانده است، دشمن برای ضربه زدن، خود را مزین به لباس مذهب میکند و اتهامات و برچسبهای گوناگون را به رهبر، مکتب و امت اسلامی بیان میدارد. البته این شیوهها خود نشان دهنده ضعف و زبونی دشمنان امت اسلامی است چون نمیتوانند در قداست و عظمت اسلام و مسلمانان عیب و نقصی پیدا کند، به این شیوهها متوسل میشوند.
سیاست اصولی مبارزه با دشمن
به طور کلی، سه اصل مهم در برخورد با دشمن وجود دارد: ابتدا دشمن شناسی است و آن چه بعد از شناخت دشمن در دفاع هوشمندانه نقش مهم و اساسی را ایفا میکند، شناخت راههای تدافعی آن میباشد که باید برای آموختن این شیوهها به «قرآن و عترت» روی آورد که در تاریکیها، «نورالمبین» و در تنشهای اجتماعی «حبل المتین» ودر طوفانهای سهمگین حوادث «عروه الوثقی» میباشند و البته عترت پیامبر است که مفسر و مبین قرآن میباشد.
اصل دوم طبق آیه ۶۰ از سوره انفال، هوشیاری و کسب اقتدار، مجهز شدن به مدرنترین سلاحها و آمادگی کامل در مقابل دشمن است.
و اصل سوم در برخورد با دشمن، ممنوعیت دوستی با دشمن است که بسیاری از آیات قرآن به آن اشاره کرده است: احتیاط در برخورد با دشمن (بقره/ ۱۲۰، آل عمران/ ۶۹)، عدم طرح دوستی با دشمن (نساء/ ۸۹ و ۱۴۴، مائده/ ۸۲، ممتحنه/ ۴-۱)، ایمن ندانستن خود از وسوسه دشمنان (نساء/ ۴۵-۴۴)، عدم اعتماد در گفتن راز به دشمنان (آل عمران/ ۱۱۸ - ۱۲۰، منافقون/ ۱۴)، سازش ناپذیری در برابر دشمنان (آل عمران/ ۱۴۶، هود/ ۱۱۳) و پرهیز از دوستی با یهود و نصاری (مائده/ ۵۲-۵۱) همگی از جمله هشدارهایی است که قرآن کریم اعلان فرموده است.خداوند علاوه بر هشدارهای فوق یک راهکار اصلی و اساسی به مسلمانان توصیه میکند و آن آراسته شدن به لباس صبر و تقوی است که آیه ۱۲۰ سوره آل عمران به آن پرداخته است: …«إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا…»[۱۲] نقطه پیوند صبر و تقوی و مصونیت از نیرنگهای دشمنان در این است که اولا این دو (صبر و تقوی) سبب: نیرومندی در کارها (آل عمران/ ۱۸۶)، زدودن ترس و اندوه از دلها (احقاف/ ۱۳) و نیز نزول امدادهای غیبی از جانب خدا برای صاحبان این دو فضیلت است. در این صورت است که تیرهای توطئه دشمنان به هدف اصابت نمیکند و نقشههای آنان ناکام میماند.
خاتمه
در دفاع مقدس نیز بسیاری از افراد مغلوب دشن درونی خود شدند و به میدان جهاد قدم نگذاشتند و برخی از افراد نیز با پیروی از منافقان داخلی به صف انها پیوستند و در سطح بین المللی نیز دفاع مقدس به خوبی خط دشمنان انقلاب را مشخص کرد که بلوک غرب و شرق به دلیل مخالفت با اندیشه توحیدی مهمترین دشمن جهانی انقلاب است.
پا نویس







