فرهنگ مصادیق:دشمن شناسی و راهکارهای مقابله با آن از منظر قرآن چیست؟
محتویات
پاسخ اجمالی
شناخت دشمن و بیان شیوههای مقابله با آن یکی از مباحث مهمی است که در قرآن کریم بیان شده است. از نگاه قرآن دشمن به چند دسته تقسیم میشود؛ مانند شیطان، یهود، مشرکان، منافقان، کافران و بعضی از همسران و فرزندان. شیوههای کلی مبارزه دشمنان نیز از منظر قرآن موارد مختلفی است که از آن جمله است: ایجاد تردید و تحیر به منظور سست نمودن اعتقادات، ایجاد اختلاف و تفرقه برای از بین بردن اتحاد و ایجاد شکاف در صفوف مستحکم مؤمنان، جنگ روانی میباشد. هدف دشمنان از چنین رفتارهایی القای یأس و ناامیدی در مردم و روی برگرداندن از اولیاء الله و دستورات الهی میباشد. از سوی دیگر، قرآن کریم استراتژیهای متعددی را برای مبارزه با دشمنان ارائه نموده است که برخی از آنها عبارت ند از: تجهیز به قدرت ایمان، افزایش قدرت نطامی، ممنوعیت دوستی با بیگانگان و جهاد و مبارزه.
پاسخ تفصیلی
قرآن کتاب هدایت و برنامه زندگی انسان است که اصول صحیح زیستن را برای بشر به ارمغان آورده است. قرآن «تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْء»[۱]است؛ یعنی بیانگر همه چیز برای بشر میباشد. از جمله موارد مهمی که در قرآن آمده شناخت دشمنان انسان، این مخلوق برتر و برگزیده الهی است. بخش قابل توجهی از آیات قرآن به مسئله دشمن شناسی اختصاص دارد و این نشان از اهمیت این مقوله مهم دارد؛ زیرا به تعبیر آیات نورانی قرآن برخی از این دشمنان از ابتدای خلقت انسان به همراه او بودهاند و تا آخر هم او را رها نخواهند کرد. تا جایی که بزرگترین دشمن انسان یعنی شیطان رانده شده به دشمنی با انسان قسم میخورد: «قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ»؛[۲] به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد.
بنابر این، دشمن شناسی بسیار مهم است و باید همه انسانها، انواع دشمنان خویش را بشناسند تا بهره بهتری از زندگی خویش برگیرند.
واژه شناسی دشمن
واژه دشمن در قرآن معادل «عدوّ» است. راغب اصفهانی دربارهٔ «عدوّ» میگوید:
«عدو، تجاوز و درگذشتن از حدّ است که با التیام منافات دارد؛ یعنی با بهبودی بخشیدن و سازگاری دادن میان دو چیز تفاوت دارد. عدوّ دو گونه است:
۱. عداوت به قصد دشمنی و خصومت، مثل آیات: «فَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ»،[۳]«جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ».[۴] و دشمنی از دیگری و از غیر جنس خود در آیه: «عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ»[۵]
۲. دشمنی و عداوتی که از روی قصد نباشد، بلکه حالتی به او دست میدهد که اذیّت میشود، همان گونه که از دشمنان مورد اذیّت و آزار قرار میگیرد، مثل آیه: «فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِی إِلَّا رَبَّ الْعالَمِینَ»،[۶] و آیهای در باره اولاد که میگوید: «عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ».[۷]، [۸]
با توجه به معنای فوق و نظر به آیات قرآن، مفهوم دشمن در قرآن به چند دسته تقسیم میشود که به شرح زیر است.
انواع دشمن
۱. شیطان: برخی از دشمنان انسان دشمن ایمان هستند. و به ایمان و اعتقادات انسان ضربه میزنند. یکی از آنها که بزرگترین و قویترین نیز میباشد، شیطان است. قرآن کریم به صراحت شیطان را دشمن بشر میداند: «إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا»؛[۹]البتّه شیطان دشمن شما است، پس او را دشمن بدانید.
در جای دیگری او را جزو دشمنان آشکار و بزرگ میداند که همواره با انسان سر دشمنی داشته است: «إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوًّا مُبِينًا»؛[۱۰] همیشه شیطان دشمن آشکاری برای انسان بوده است.
۲. مشرکان: مشرکان نیز دشمنان دیگری هستند که از دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان معرفی شدهاند: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا»؛[۱۱]به طور مسلم ... و مشرکان را دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان خواهی یافت.
مشرکان نیز دارای خصوصیاتی هستند که در قرآن به آنها اشاره شده است. ویژگیهایی از قبیل انسانهای جاهل و گمراه،(فصلت، 52) بی منطق و هوچی گر،(فصلت، 26) منحرف،(عنکبوت، 61) و... البته در این گروه یهود به جهت عناد و دشمنی خاص نسبت به مؤمنان چنین معرفی شده است: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ»؛[۱۲]به طور مسلّم، دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان را، یهود و مشرکان خواهی یافت.
از نگاه قرآن یهودیان نیز ویژگیهای خاصی دارند؛ آنها طغیان گر،[۱۳] تکذیب کننده و قاتلان انبیا،[۱۴] جنگ افروز،[۱۵]شبهه افکن،[۱۶] و... معرفی شدهاند.
۳. منافقان: منافقان گروهی هستند که در قرآن با لحن شدیدی از آنها یاد شده است؛ زیرا اسلام و مسلمانان ضربههای سختی از آنها دریافت کردهاند. منافقان دارای بیماری قلبی بوده و همواره نسبت به احکام و شریعت اسلام شک و تردید دارند. قرآن میفرماید: «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا...»؛[۱۷] در دلهای آنها یک نوع بیماری است، خداوند بر بیماری آنها میافزاید.
این افراد کسانی هستند که میگویند ایمان آوردهایم، اما دروغ میگویند و در حقیقت ایمانی به خدا و رسولش ندارند.[۱۸] لجاجت،[۱۹]قلب پرکینه،(بقره، 14) ترس،(احزاب، 19) سستی در انجام عبادات(نساء، 142) بهانه تراشی،(توبه، 49) هواپرستی،(محمد، 16) بخل،(توبه، 67) امر به بدی و نهی از نیکی،(همان) فرصت طلبی،(نساء، 141) حریم شکنی، (توبه، 61) ارتباط با دشمنان اسلام و مرعوب شدن از آنها (مائده، 52) و ... از جمله ویژگیهای برجسته این دشمنان سرسخت مؤمنان است.
۴. کفار: کفار هم گروه دیگری از دشمنان مؤمنان شمرده شدهاند؛ کفار همواره به عنوان مانعی در برابر حرکت توحیدی پیامبر و مسلمانان بودهاند.آنها نیز در قرآن به دشمنان آشکار معرفی شدهاند: «إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِينًا»[۲۰] هر چند این گروه ویژگیهای مشترکی با مشرکان دارند، اما به جهت ترسیم دقیق تر دشمنان، این گروه را در بخش جداگانهای معرفی مینماییم. ویژگیهایی که در قرآن برای کفار اشاره شده است، عبارت اند از: کسانی که آیات خدا را تکذیب کردند(بقره، 39) کور، کر و لال هستند، -کنایه از این که هیچ گونه بصیرتی ندارند). (بقره، 171<) افراد با ایمان را مسخره میکنند، (همان، 212) یاران شیطان، (نساء، 76) کسانی هستند که از راه خدا باز داشته شدهاند. (نساء، 167).
۵. بعضی از همسران و فرزندان: از جمله موارد دیگری که ممکن است با انسان به دشمنی بپردازد، بعضی از همسران و فرزندان هستند. قرآن در این باره میفرماید. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ»؛[۲۱] ای کسانی که ایمان آوردهاید بعضی از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند.
این بیان هشداری به مؤمنان است که مبادا فرزندان و همسر، شما را از تقرب به خداوند باز دارند و یا با القای شبهه شما را از عمل صالح باز دارند. در این صورت از نظر قرآن فرزندان و همسرانی که مانع ایمان و تقوای انسان باشند، از دشمنان محسوب میشوند.
برخی از شیوههای کلی مبارزه دشمنان از منظر قرآن
ذکر همه شیوههایی که قرآن کریم اشاره نموده است در ظرفیت این نوشته نیست، به ناچار به بخشی از آن اشاره مینماییم.
الف. ایجاد تردید و حیرانی: تردید و ایجاد سرگشتگی برای انسان از جمله ابزارهای مهم دشمنان است که از این طریق زمینه پذیرش انحرافات برای انسان میشود. تردید در مؤمنان عمدتاً با وسوسه شروع میشود. وسوسه میتواند مؤمنان را نسبت به باورهای خود سست نموده و راه را برای تردید و حیران شدن فراهم نماید و کسی که به این درجه از باور برسد، نمیتواند مطیع اوامر الهی باشد. بنابر این، به سوی انحراف از حق کشیده خواهد شد. قرآن در سوره ناس میفرماید «مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ، الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ»[۲۲] از شر وسواس خناس که در سینههای انسانها وسوسه میکند.
ب. ایجاد اختلاف بین مؤمنان: اختلاف و تفرقه نیز از دیگر ابزارهای دشمنان است. این ابزار که بسیار کارآمد نیز میباشد، باعث شکستن صفوف مستحکم مؤمنان شده و دشمنان نیز از آن برای انحراف مؤمنین استفاده میکنند. قرآن دربارهٔ چگونگی ایجاد اختلاف انداختن شیطان، این دشمن قسم خورده انسان، میفرماید: «إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ»؛[۲۳] شیطان میخواهد در میان شما به وسیله شراب و قمار عداوت ایجاد کند، و شما را از ذکر خدا و از نماز باز دارد. و یا دربارهٔ تفرقه افکنی کفار میفرماید: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا»؛[۲۴] فرعون در زمین برتری جویی کرد و اهل آن را به گروههای مختلفی تقسیم نمود.
ج. جنگ روانی: از دیگر شیوهای کلی دشمنان جنگ روانی است. در قرآن موارد مختلفی را میتوان یافت که دشمنان با هدف ضربه زدن به جامعه اسلامی از آن استفاده میکنند. مواردی از قبیل تحقیر مؤمنان و بزرگ نمایی مخالفان، توجیه، شایعه، تضعیف باورهای دینی، اظهارات دروغین و یا ریاکارانه، وعدههای دروغین، فریب و.. از جمله آنها میباشد. هدف دشمنان از چنین رفتارهایی القای یأس و ناامیدی در مردم و روی برگرداندن از اولیاء الله و دستورات الهی است. به عنوان مثال میتوان به شگرد فریب اشاره کرد که معمولاً با کذب و دروغ همراه است. قرآن دربارهٔ منافقان که دشمن مهم مؤمنان هستند، میفرماید: «إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ»؛[۲۵] هنگامی که منافقان نزد تو آیند میگویند: ما شهادت میدهیم که به یقین تو رسول خدایی! خداوند میداند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت میدهد که منافقان دروغ گو هستند. و یا در باره شیطان هشدار میدهد که او دروغ میگوید تا بتواند مؤمنان را فریب دهد و به انحراف بکشاند. قرآن در این باره میفرماید: «يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا»؛[۲۶] شیطان به آنها وعدهها (ی دروغین) میدهد و به آرزوها، سرگرم میسازد در حالی که جز فریب و نیرنگ، به آنها وعده نمیدهد.
سیاستهای کلی مبارزه با دشمنان
قرآن کریم استراتژیهای متعددی را برای مبارزه با دشمنان ارائه نموده است که در این جا صرفاً به تعدادی از آنها اشاره میشود.
۱. تجهیز به قدرت ایمان: از منظر قرآن مؤمنان برای مقابله با دشمنان، باید ابتدا به صفاتی آراسته شوند که بتوانند خود را ابتدا از آفات درونی حفظ نموده و یقین خویش را افزایش دهند. شرط پیروزی این است که در صف مؤمنان باشند و گرنه راه برای نفوذ دشمن باز خواهد ماند. یاد خدا، ایمان، صبر، استقامت، پرهیزگاری، توکل و یقین به وعدههای الهی است که قدرت معنوی بی اندازهای به انسان میدهد. قرآن در این باره میفرماید: «إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا»؛[۲۷] (اما) اگر (در برابر آنها) استقامت و پرهیزگاری پیشه کنید، نقشه های(خائنانه) آنها به شما زیانی نمیرساند.
در آیه دیگری میفرماید: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ»؛[۲۸] و اگر مردمی که در شهرها و آبادیها زندگی دارند ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند برکات آسمان و زمین را بر آنها میگشاییم.
۲. افزایش قدرت نظامی: هر چند اسلام آرمانهای بزرگی را برای بشر به ارمغان آورده است، اما به واقعیت بیرونی نیز توجه زیادی دارد. اسلام به مؤمنان برای قوی شدن در برابر دشمنان دستور میدهد تا خود را تجهیز نمایند و همواره در حال آماده باش باشند: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»؛[۲۹] در برابر آنها (دشمنان) آنچه توانایی دارید از نیرو آماده سازید.
۳. ممنوعیت دوستی با بی گانگان: در دین اسلام ارتباط با مشرکان و کفار در جهت رفع نیازهای اضطراری مانعی ندارد، اما دوستی و تکیه کردن به آنان و نیز گره زدن سرنوشت جامعه دینی در قالب مسائل مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی برای جوامع دینی ممنوع میباشد. به عبارت دیگر، سطح روابط نباید در حد ائتلافها و اتحاد با آنان باشد؛ زیرا این عمل باعث میشود تا آنان بر مؤمنان مسلط شده و بر اعتقادات آنان و فرزندانشان تأثیر منفی بگذارند. با عدم ارتباط طبعاً دشمنان نیز چنین تسلطی را از دست خواهند داد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاءَ»؛[۳۰] ای کسانی که ایمان آوردهاید، افرادی که آئین شما را به باد استهزاء و بازی میگیرند، از اهل کتاب و مشرکان، دوست و تکیه گاه خود انتخاب نکنید.
۴. جهاد و مبارزه: سستی در برابر دشمنی که از هر فرصتی برای ضربه زدن استفاده میکند باعث نابودی دین و مؤمنان خواهد بود. براین اساس است که خداوند متعال جهاد را یکی از واجبات مهم قرار داد و به پیامبرش دستور داد که بر دشمنان سخت گرفته و با آنان جهاد نماید: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ»؛[۳۱] ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن، و بر آنها سختگیر.
پانویس
- ↑ نحل، 89
- ↑ ص، 82
- ↑ نساء، 92
- ↑ فرقان، 31
- ↑ . انعام، 112
- ↑ شعراء، 77
- ↑ تغابن، 14
- ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص 553، دارالعلم الدار الشامیه، دمشق بیروت، 1412ق
- ↑ فاطر، 6.
- ↑ اسراء، 57
- ↑ مائده، 82
- ↑ مائده، 82
- ↑ نساء، 160
- ↑ مائده، 70
- ↑ مائده، 64
- ↑ بقره، 135
- ↑ بقره، 10
- ↑ همان، 8
- ↑ اعراف، 179
- ↑ نساء، 101
- ↑ تغابن، 14
- ↑ ناس، 4 - 5
- ↑ انعام، 91
- ↑ قصص، 4
- ↑ منافقون، 1
- ↑ نساء، 120
- ↑ آل عمران، 120
- ↑ اعراف، 96
- ↑ انفال، 60
- ↑ مائده، 57
- ↑ توبه، 73







