فرهنگ مصادیق:طهارت بدن: تفاوت بین نسخهها
جز (Fayzi صفحهٔ طهارت بدن را به فرهنگ مصادیق:طهارت بدن منتقل کرد) |
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
||
| سطر ۲۵: | سطر ۲۵: | ||
| ۷ || [[نجاسات]] | | ۷ || [[نجاسات]] | ||
|} | |} | ||
| − | <p class="relatesubject"> | + | <p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p> |
{| class="wikitable" | {| class="wikitable" | ||
|- | |- | ||
| سطر ۵۳: | سطر ۵۳: | ||
! ردیف !! عنوان | ! ردیف !! عنوان | ||
|} | |} | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
</div> | </div> | ||
| سطر ۱۱۴: | سطر ۱۱۰: | ||
== سه نکتهٔ مهم == | == سه نکتهٔ مهم == | ||
۱. حقیقت طهارت درونی با ایمان به دست میآید<ref>ابن عربی، محی الدین؛ الفتوحات المکیة (14 جلدی)، چاپ دوم، مصر، 1405 هجری قمری، جلد5، ص 170.</ref>. و به همین جهت است که هر عملی که این طهارت را قبلاً نداشته باشد، مورد قبول نیست<ref>ابن عربی، محی الدین؛ پیشین، جلد5، ص 260.</ref>. و همه آن چه گفته شد در واقع مراتب تقوی است که امام علی(ع) فرمود: تقوی، پاک کننده چرک جانهای شماست<ref>سید رضی، محمد؛ نهج البلاغة، مؤسسه نهج البلاغه، قم، چاپ اول، 1414 ق، ص 232.</ref>.<br/> | ۱. حقیقت طهارت درونی با ایمان به دست میآید<ref>ابن عربی، محی الدین؛ الفتوحات المکیة (14 جلدی)، چاپ دوم، مصر، 1405 هجری قمری، جلد5، ص 170.</ref>. و به همین جهت است که هر عملی که این طهارت را قبلاً نداشته باشد، مورد قبول نیست<ref>ابن عربی، محی الدین؛ پیشین، جلد5، ص 260.</ref>. و همه آن چه گفته شد در واقع مراتب تقوی است که امام علی(ع) فرمود: تقوی، پاک کننده چرک جانهای شماست<ref>سید رضی، محمد؛ نهج البلاغة، مؤسسه نهج البلاغه، قم، چاپ اول، 1414 ق، ص 232.</ref>.<br/> | ||
| − | ۲. طهارت مخصوص مقام انسانی | + | ۲. طهارت مخصوص مقام انسانی. (مقامی که والاتر از فرشتگان است) بعد از عبور او از [[طهارت بدن]] و روح و سرّش، به دست میآید که عبارت است از بهرهٔ او از تجلی ذاتی<ref>رسیدن به تجلی ذاتی، عبارت است از مشاهدهٔ ذات خدای متعال که جامع تمام اسما و اوصاف بی انتهای او است و بالاتر از تجلی اسما و صفاتی است که دیدن او از منظر اسم و صفتی خاص است.</ref>. حق سبحانه و این مرتبه از طهارت، اعلی مراتب طهارت است. و بعد از تجلی ذاتی حجابی بین بنده و خدای متعال نیست و کاملان را جز این تجلی جایگاهی نیست<ref>حسن زاده آملی؛ حسن؛ نور علی نور، پیشین، ص 152- 154</ref><br/> |
۳. باید همواره در نظر داشت که تا آدمی از طهارت دل از اخلاق ناپسندیده و آراستن آن به صفات پسندیده فارغ نشود به پاکی دل از غیر خدا نمیرسد و به آباد ساختن آن به [[معرفت خدا]] نائل نمیگردد و جلال و عظمت او برایش کشف و آشکار نمیشود. وصول به این مرتبه میسّر نیست مگر با طهارت اعضاء و جوارح از معاصی و آباد کردن آنها به طاعات و به این مرتبه نمیرسد مگر به زدودن پلیدی و نجاست از ظاهر و آباد ساختن آن به پاکی و پاکیزگی<ref>نراقی، ملامحمدمهدی؛ مجتبوی، علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ترجمهٔ سید جلال الدین، انتشارات حکمت، چاپ چهارم، 1377، ج 3، ص 391</ref> بنابراین، طهارت ظاهر وسیله حصول طهارت باطن است و اگر اولی حاصل نشود، دومی حاصل نخواهد شد<ref>نراقی، ملا محمد مهدی؛ پیشین، 389 و 390</ref>. بنابراین نباید به خیالات واهی بدون مراعات دستورات ظاهری شریعت دل در سراب طهارات روحی بست.<br/> | ۳. باید همواره در نظر داشت که تا آدمی از طهارت دل از اخلاق ناپسندیده و آراستن آن به صفات پسندیده فارغ نشود به پاکی دل از غیر خدا نمیرسد و به آباد ساختن آن به [[معرفت خدا]] نائل نمیگردد و جلال و عظمت او برایش کشف و آشکار نمیشود. وصول به این مرتبه میسّر نیست مگر با طهارت اعضاء و جوارح از معاصی و آباد کردن آنها به طاعات و به این مرتبه نمیرسد مگر به زدودن پلیدی و نجاست از ظاهر و آباد ساختن آن به پاکی و پاکیزگی<ref>نراقی، ملامحمدمهدی؛ مجتبوی، علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ترجمهٔ سید جلال الدین، انتشارات حکمت، چاپ چهارم، 1377، ج 3، ص 391</ref> بنابراین، طهارت ظاهر وسیله حصول طهارت باطن است و اگر اولی حاصل نشود، دومی حاصل نخواهد شد<ref>نراقی، ملا محمد مهدی؛ پیشین، 389 و 390</ref>. بنابراین نباید به خیالات واهی بدون مراعات دستورات ظاهری شریعت دل در سراب طهارات روحی بست.<br/> | ||
<br/> | <br/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۴ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۴۶
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | احکام طهارت |
| ۲ | بحثی اجتهادی در طهارت و نجاست |
| ۳ | بدن |
| ۴ | طهارت و نجاست |
| ۵ | طهارت و نظافت بدن |
| ۶ | طهارت - ویکی شیعه |
| ۷ | نجاسات |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | تشریح بدن مسلمان |
| ۲ | لمس بدن نامحرم |
| ۳ | طهارت لباس |
| ۴ | لمس اسامی مقدسه بدون طهارت |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده : مصطفی همدانی
کلمات کلیدی : طهارت، وضوء، غسل، تیمم، مراتب طهارت، طهارت از حدث، طهارت از خبث، انواع طهارت
محتویات
طهارت
تعریف
مراد از «طهارت»، خالی شدن و پاک گشتن از هر چیزی است که موجب ناپاکیها و کثافات ظاهر و باطن آدمی گردد. [۱].
اهمیّت طهارت
اهل طهارت، محبوبان خدایند[۲]. و سعادت ظاهری و باطنی در طهارت است[۳].پیامبر اکرم(ص) فرمودند: طهور بخشی از ایمان است[۴]. که برخی علمای اخلاق در تفسیر گفتار آن بزرگوار گفتهاند: بخش دیگر ایمان عبارت است از آراستن نفس به فضایل ظاهری و باطنی[۵].
همچنین خدای متعال در سورهٔ مبارکه شمس پس از چندین سوگند عظیم، میفرماید: به تحقیق رستگار شد آن کس که این نفس را پاکیزه نمود و جان خود را پاک ساخت و بی بهره گشت آنکه آن را آلوده نمود. این همه تأکید گویای این حقیقت است که طهارت قلب به مراتب طهارت بدن مهم تر است[۶]
همچنین مربیان اخلاق و سلوک، هفدهمین امر از ضروریات مورد توجه سالک را، دوام طهارت[۷] میدانند[۸].و نیز از نظر ایشان، شرط بسیار مهمّ تأثیر اذکار و ادعیه، طهارت انسان است[۹] تا آن جا که طهارت مکان ذکر را هم از ضروریات میدانند[۱۰]
آثار و فواید طهارت
امیرالمومنین(ع) فرمود: دلهای پاکیزه، نظرگاههای خدایند؛ پس هر کس دلش را پاک نمود، خدای سبحان در آن نظر میکند[۱۱]همینطور، دوام بر طهارت سبب وسعت رزق میشود و رزق عمده برای انسان به عنوان انسان، معارف حقه الهیه است[۱۲] پس طهارت ارواح و قلوب موجب زیاد شدن رزق معنوی است همانطور که طهارت ظاهری، مستلزم فراوانی رزق مادی است[۱۳].
مراتب طهارت
نجاست نزد عموم متدینین، همین آلودگیهای متعارف است. و نزد خواصّ، آلودگیهای معنویّ است و نزد اهل معرفت و اصحاب قلوب،[۱۴]. همه عالم هرچه غیر خدا باشد است[۱۵]. بنابراین طهارت نیز دارای مراتبی است که برخی معتقدند چهار مرتبه دارد:
۱. پاک نمودن و نظافت ظاهر از چرک و نجاست و کثافات.
۲. پاک نمودن اعضاء و جوارح بدن از جرائم و گناهان.
۳. تطهیر قلب از رذایل اخلاقی.
۴. تطهیر اندرون از غیر خدا؛ یعنی عدم توجه به مخلوق در تمام شئون زندگی که این مرتبه آخر مخصوص انبیاء و صدّیقین است[۱۶].
عارف شبستری میگوید:
موانع تا نگردانی ز خود دور
درون خانه دل نایدت نور
موانع چون در این عالم چهار است
طهارت کردن از وی هم چهار است
نخستین پاکی از احداث و انجاس
دویم از معصیت و از شر وسواس
سیم پاکی ز اخلاق ذمیمه است
که با وی آدمی همچون بهیمه است
چهارم پاکی سرّ است از غیر
که اینجا منتهی می گرددت سیر[۱۷]
طهارت مرتبهٔ اول در هر نجاستی به حسب آن است که در کتب فقهیه ذکر شده و معمولاً با آب است و گاهی با روشهای دیگر چون تبخیر دو ثلث در شراب و... است و موضوع علم اخلاق نیست.
طهارت در مرتبهٔ دوم با آب پاک و پاکیزه توبه نصوح[۱۸]. و اطاعت از اوامر و نواهی و سنن الهی و دینی به دست میآید[۱۹]
طهارت مرتبه سوم، اهمّیّتش بیشتر و دشوارتر است؛ زیرا تا باطن انسان را آلودگیهای معنوی احاطه نموده، لایق مقام قدس نمیشود، بلکه مبدأ گناهان ظاهری، ملکات فاسد باطنی است و اگر سالک به توبه موفّق شود، استقامت در آن که از مهمّات است برایش میسّر نمیشود[۲۰]. و این مرتبه با آراسته شدن به فضائل اخلاق و برترینهای ملکات حاصل میگردد[۲۱]
طهارت مرتبهٔ چهارم، اساسیترین مرتبه است؛ زیرا تا ریشه تعلّق قلب به غیر خدای متعال و توجه به خود و حب نفس و حب دنیا که بالاترین خطاها و مادر همه امراض است، در قلب سالک وجود دارد، سیر او به سوی نفس و شیطان است. [۲۲]
برخی دیگر از علمای اخلاق، طهارت را بر دو قسم ظاهری و باطنی دانسته و هر یک را دارای درجاتی دانستهاند که در واقع تفصیل چهار دستهٔ فوق است:
مراتب طهارت ظاهری
۱. طهارت بدن از آلودگی و نجاسات.
۲. طهارت حواس از رها شدن در کارهای غیر لازم.
۳. طهارت اعضاء از رها کردن آنها در تصرفات خارج از دایره اعتدال که به حسب شرع و عقل مذموم است؛ مثلاً سکوت زبان از بیهوده گویی و مراعات عدل در آنچه که از آن تعبیر میکند بدون گزافه گویی و یا کم ارزش کردن آن چیز.
مراتب طهارت باطنی
۱. طهارت ذهن
۲. طهارت عقل
۳. طهارت قلب
۴. طهارت سرّ[۲۳].: که این طهارت، مهمترین شعبهٔ تزکیه است که در اثر آن، دل با نور معرفت از ظلمات اوهام، به در آمده و به زینت توحید حقیقی که توحید قرآنی است آراسته میگردد[۲۴].
جهت توضیخ بیشتر این مراتب به کتاب «نورعلی نور» تالیف استاد حسن زاده آملی، ص ۱۵۳ مراجعه شود.
سه نکتهٔ مهم
۱. حقیقت طهارت درونی با ایمان به دست میآید[۲۵]. و به همین جهت است که هر عملی که این طهارت را قبلاً نداشته باشد، مورد قبول نیست[۲۶]. و همه آن چه گفته شد در واقع مراتب تقوی است که امام علی(ع) فرمود: تقوی، پاک کننده چرک جانهای شماست[۲۷].
۲. طهارت مخصوص مقام انسانی. (مقامی که والاتر از فرشتگان است) بعد از عبور او از طهارت بدن و روح و سرّش، به دست میآید که عبارت است از بهرهٔ او از تجلی ذاتی[۲۸]. حق سبحانه و این مرتبه از طهارت، اعلی مراتب طهارت است. و بعد از تجلی ذاتی حجابی بین بنده و خدای متعال نیست و کاملان را جز این تجلی جایگاهی نیست[۲۹]
۳. باید همواره در نظر داشت که تا آدمی از طهارت دل از اخلاق ناپسندیده و آراستن آن به صفات پسندیده فارغ نشود به پاکی دل از غیر خدا نمیرسد و به آباد ساختن آن به معرفت خدا نائل نمیگردد و جلال و عظمت او برایش کشف و آشکار نمیشود. وصول به این مرتبه میسّر نیست مگر با طهارت اعضاء و جوارح از معاصی و آباد کردن آنها به طاعات و به این مرتبه نمیرسد مگر به زدودن پلیدی و نجاست از ظاهر و آباد ساختن آن به پاکی و پاکیزگی[۳۰] بنابراین، طهارت ظاهر وسیله حصول طهارت باطن است و اگر اولی حاصل نشود، دومی حاصل نخواهد شد[۳۱]. بنابراین نباید به خیالات واهی بدون مراعات دستورات ظاهری شریعت دل در سراب طهارات روحی بست.
تحلیل اخلاقی دربارهٔ طهارات فقهی (آداب باطنی طهارت)
در شرع مقدس اسلام آنچه که میتواند انسان را از حالت طهارت خارج کند بر دو قسم است: اول نجاستهای ظاهری که در اصطلاح فقه خَبَث نامیده میشود و راه پاک شدن از آنها همان است که در بحث مطهرات رسالههای عملیه بیان شده است. دوم نجاستهای باطنی که در اصطلاح فقه حَدَث نامیده میشود و یک حالت روانی ایجاد میکند که آمادگی عبادت و مناجات را از انسان میگیرد.
آنچه که میتواند حدث را از وجود یک انسان رفع کند و به او آمادگی عبادت دهد سه چیز است که عبارتند از وضو، غسل و تیمّم. نوعی دیگر از طهارت نیز در اسلام توصیه شده است که طهارت بدن از کثافات غیر نجسه است[۳۲]
بنابراین، انواع طهارات بر چهار بخش خواهند بود
طهارت بدن از کثافات
این طهارت عبارت است از پاک ساختن بدن که با استحمام و امثال آن حاصل میشود[۳۳] و توضیح آن را در مدخل «نظافت» باید جست. اما در این طهارات هم باید انسان اخلاق جو به هر چه نظر میافکند از آب یا آتش یا غیر اینها پند از وی بگیرد؛ مثلاً با دیدن حرارت حمّام، متذکّر حرارت آتش جهنّم گردد و از بودن در آب گرم، حبس در جهنّم را به یاد آورد[۳۴].
طهارت از نجاسات یازده گانه
شهید ثانی(ره) میفرماید: «لازم است انسان برطرف کردن نجاسات، تطهیر قلب از نجاسات و زشتیهای اخلاقی را یاد آور شود[۳۵]. به عنوان مثال وقتی که برای قضای حاجت میرود، نقص و قصور خود را به نظر آورد و خود را تصوّر کند که چگونه اندرون او آکنده از آلودگی است و چون به فراغت از قضای حاجت سبکبار گردد اخلاق ناپسند خود را یاد آورد که نجاسات باطنیّه هستند و در باطن او جمع گشتهاند و متوجه باشد که اگر آنها را از خود دور کند، جان او به راحتی میافتد و دل او از چرکینی آنها پاک میشود و شایستگی وصول به حرم قرب الهی را مییابد[۳۶]. پس همان گونه که در بیرون کردن نجاستهای ظاهری برای راحت کوتاه مدت دنیوی سعی میکند، سزاوار است که در اخراج پلیدیهای باطنی و نجاستهای درونی که در عمق وجود او فرو رفته و تباه کننده است بکوشد تا روح و بدن او در دنیا و آخرت برای همیشه استراحت کند[۳۷].
همچنین آدمی باید تأمّل کند که آنچه از غائط و نجاست که از او دفع شده همان خوراکهای لذیذی بود که در طلب آنها حرص میورزید و هر چه لذیذتر باشد بدبوئی آن بیشتر است. پس چیزی که عاقبت آن این باشد، باید از اینکه آن را از حرام به دست آورد و به سبب آن تا ابد در عذاب باشد بپرهیزد. [۳۸]
وضو
پیامبر اکرم(ص) به کامل[۳۹]. و زیبا[۴۰] انجام دادن وضو سفارش میکردند. و میفرمود: هر گاه مسلمانی وضو بگیرد، از هر گناهی که با چشم و دست و پایش کرده باشد خارج میشود[۴۱] همانطور که مرحوم نراقی میگوید: در وضوء ابتدا امر به شستن رو (صورت ). شده است زیرا اکثر حواسّ ظاهری که دنبال تمایلات دنیوی هستند در آنجا قرار دارند. و بعد از آن، تکلیف به شستن دستها شده است، زیرا آدمی بیشتر امور دنیویّ را به کمک آنها انجام میدهد. سپس امر به مسح پیش سر که منبع اکثر خیالات فاسده است شده است. پس به مسح پاها که واسطهٔ حرکت به سوی بسیاری از خواهشهای دنیویّه هستند گردیده است[۴۲].
بنابراین، مقصد اصلی از وضوء، پاکیزه ساختن ظاهر و باطن آدمی از هرگونه پلیدیهای جسمی و معنوی است[۴۳]. زیرا تکلیف به طهاراتی چون وضو و غسل از آن جهت است که اعضائی که امر به شستن آنها شده مشغول امور دنیوی بوده و در تیرگیهای طبیعت فرو رفتهاند، و از اهلیّت ایستادن در پیشگاه خدای سبحان بیرون رفتهاند، و شکّی نیست که تا سالک دل خود را از اخلاق نکوهیده و دلبستگیهای دنیا پاک نگرداند و عزم بازگشت به خدا نکند، صِرف شستن اعضاء، آنها را از چرکهای دنیوی و آلایشهای جسمانی پاک نمیکند. پس در وقت طهارت باید دل را از صفات ناشایست و شهوات پلید پاک کرد، و عزم نمود که اعضای خود را که خدمتکاران او هستند از شهوات دنیا باز گیرد تا نورانیّت و طهارت دل به آن اعضاء سرایت کند[۴۴].
غسل
حکمت غسل چه واجب و چه مستحب همان است که برای وضو بیان شد و عبرتی که از آن باید گرفته شود همان اموری است که در مورد وضو بیان شد[۴۵] اما دربارهٔ جنابت و غسل آن، آداب باطنی خاصی دکر شده است:
یکی از اهل معرفت میگوید: جنابت، دوری از موطن اصلی انسانی (عبودیت) است. ایشان یکصد و پنجاه حال در ضمن ده فصل ذکر نمودهاند که باید بنده سالک در غسل از آنها تطهیر نماید[۴۶]، که امام خمینی(ره) پس از نقل گفتار ایشان میگوید غالب یا تمام آنها به خودبزرگ بینی و خودبینی نفس برگردد[۴۷]
امام خمینی(ره) میگوید جنابت، فنای در طبیعت و غفلت از روحانیّت است و نهایت درجهی تسلّط حیوانیّت بر انسان است و غسل، تطهیر از این گناه و بازگشت از آثار جهان پستی به سوی عالم الهی است[۴۸]. و به این دلیل امر به شستن همه بدن شده است؛ زیرا پستترین حالات انسان که بستگی شدید به شهوات دارد حالت آمیزش است[۴۹] و در آن وقت لذّت به همه بدن او عاید میگردد و از این جهت حضرت رسول(ص) فرمود: در زیر هر مویی جنابتی است، پس باید همه بدن شسته شود تا صلاحیّت توجّه به جانب حقّ سبحانه وتعالی را داشته باشد[۵۰]
تیمم
آن گاه که دست یابی به آب ممکن نشود و یا این که آب برای انسان ضرر داشته باشد، عوض آن باید چیزی باشد که تطهیر باطن از آن حاصل شود و آن خاک است که به بازگشت انسان به حقیقت خود که عدم محض باشد اشاره دارد و در ظاهر نشانه تواضع است که فناء خودبینی و منیّت باشد[۵۱]. پس باید در وقت تیمّم متوجه بود که این اعضا را به این جهت که مشغول امور دنیا شدهاند، با تماس با خاک پست و ذلیل میکند و شکستگی و فروتنی را سرلوحه خود قرار میدهد[۵۲]
بنابراین، همان طهارت باطنی که از آب و علم حاصل میشود از تیمم نیز حاصل میشود و فقط طهارت ظاهر باقی میماند و چون طهارت باطن مهم است و امکان طهارت ظاهری هم ممکن نبود، به همان طهارت باطن که عمده است اکتفا میشود[۵۳]
پا نویس
- ↑ ملکی تبریزی، میرزا جواد آقا؛ أسرار الصلاه، تهران، انتشارات پیام آزادی، 1378، چاپ هشتم، ص 10.
- ↑ بقره، 222.
- ↑ ملکی تبریزی، میرزا جواد آقا؛ أسرار الصلاة، پیشین، ص 9.
- ↑ نیشابوری مسلمبن حجاج؛ صحیح مسلم، دار المعرفه، بیروت، چاپ دوم، 1428ق، ص 154.
- ↑ ملکی تبریزی، میرزا جواد آقا؛ أسرار الصلاة، پیشین، ص 10.
- ↑ ملکی تبریزی، میرزا جواد آقا؛ أسرار الصلاة، پیشین، ص 11.
- ↑ یعنی همواره با وضو باشد و غسل واجب را تاخیر نیفکند.
- ↑ سید بحر العلوم؛ رساله سیر و سلوک (تحفة الملوک)، انتشارات علامه طباطبایی،چاپ چهارم، 1418 ق، ص 52.
- ↑ حسن زاده آملی، حسن؛ نور علی نور، انتشارات تشیّع، چاپ ششم، 1376، ص 62.
- ↑ سید بحر العلوم، پیشین، ص 161.
- ↑ آمدی، عبدالواحد بن محمد تمیمی؛ غرر الحکم و درر الکلم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1366 ش، ص 67.
- ↑ حسن زاده حسن، تعلیقات بر آغاز و انجام (تالیف خواجه نصیر الدین طوسی ره)، وزارت ارشاد، تهران، چاپ چهارم، 1374، ص 184.
- ↑ حسن زاده آملی، حسن؛ نور علی نور، انتشارات تشیّع، چاپ ششم، 1376، ص 152- 154
- ↑ منظور از اصحاب قلوب، وارد شدگان در حریم عالم قلب و تجلّیات الهیّه است.
- ↑ موسوی خمینی؛ سرّ الصلاة، مؤسسهٔ تنظیم و نشر آثار موسوی خمینی؛ قم، چاپ ششم، 1378، ص 54.
- ↑ شبر، سیدعبدالله؛ الأخلاق، ترجمهٔ جباران محمدرضا، قم، انتشارات هجرت، 1378، چاپ چهارم، 52.
- ↑ شبستری، شیخ محمود؛ گلشن راز، انتشارات زرّین، چاپ اول، 1382، ص 65 و 66.
- ↑ موسوی خمینی؛ آداب الصلاة، مؤسسه تنظیم و نشر آثار موسوی خمینی؛ قم، چاپ هفتم، 1378، ص 56.
- ↑ موسوی خمینی؛ آداب الصلاة، پیشین، ص 61.
- ↑ موسوی خمینی؛ آداب الصلاة، پیشین، ص 57.
- ↑ موسوی خمینی؛ آداب الصلاة، پیشین، ص 61.
- ↑ موسوی خمینی؛ آداب الصلاة، پیشین، ص 57 و 58.
- ↑ حسن زاده آملی، حسن؛ نور علی نور، پیشین، ص 152- 154
- ↑ حسن زاده آملی، حسن؛ نور علی نور، پیشین، ص 64
- ↑ ابن عربی، محی الدین؛ الفتوحات المکیة (14 جلدی)، چاپ دوم، مصر، 1405 هجری قمری، جلد5، ص 170.
- ↑ ابن عربی، محی الدین؛ پیشین، جلد5، ص 260.
- ↑ سید رضی، محمد؛ نهج البلاغة، مؤسسه نهج البلاغه، قم، چاپ اول، 1414 ق، ص 232.
- ↑ رسیدن به تجلی ذاتی، عبارت است از مشاهدهٔ ذات خدای متعال که جامع تمام اسما و اوصاف بی انتهای او است و بالاتر از تجلی اسما و صفاتی است که دیدن او از منظر اسم و صفتی خاص است.
- ↑ حسن زاده آملی؛ حسن؛ نور علی نور، پیشین، ص 152- 154
- ↑ نراقی، ملامحمدمهدی؛ مجتبوی، علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ترجمهٔ سید جلال الدین، انتشارات حکمت، چاپ چهارم، 1377، ج 3، ص 391
- ↑ نراقی، ملا محمد مهدی؛ پیشین، 389 و 390
- ↑ شبر، سیدعبدالله، الأخلاق، پیشین، 56.
- ↑ نراقی، ملا احمد؛ معراج السعادة، انتشارات هجرت، چاپ پنجم، 1377، ص 839.
- ↑ نراقی، ملا احمد؛ پیشین، ص 841 و 842.
- ↑ شبر، سیدعبدالله؛ پیشین، 53.
- ↑ نراقی، ملا احمد؛ پیشین، ص 839 و 840
- ↑ نراقی، ملا محمد مهدی؛ پیشین، ج3، ص 392.
- ↑ نراقی، ملا محمد مهدی؛ پیشین، ج3، ص 393
- ↑ نیشابوری مسلمبن حجاج؛ پیشین، ص 156.
- ↑ نیشابوری مسلمبن حجاج؛ پیشین، ص 155.
- ↑ نیشابوری مسلمبن حجاج؛ پیشین، ص 161.
- ↑ نراقی، ملا احمد؛ پیشین، ص 840.
- ↑ ملکی تبریزی، میرزا جواد آقا؛ پیشین، ص 114.
- ↑ نراقی، ملا محمد مهدی؛ پیشین، ج3، ص 394.
- ↑ ملکی تبریزی، میرزا جواد آقا؛ پیشین، ص 100.
- ↑ ابن عربی محی الدین؛ پیشین، جلد5، ص 363.
- ↑ موسوی خمینی؛ آداب الصلاة، پیشین، ص 73.
- ↑ موسوی خمینی؛ آداب الصلاة، پیشین، ص 73 و 74.
- ↑ نراقی، ملا محمد مهدی، پیشین، ج3، ص 395.
- ↑ نراقی، ملا احمد، پیشین، ص 840.
- ↑ ملکی تبریزی، میرزا جواد آقا؛ پیشین، ص 114.
- ↑ نراقی، ملا احمد، پیشین، ص 840 و 841.
- ↑ ملکی تبریزی، میرزا جواد آقا؛ پیشین، ص 114.







