فرهنگ مصادیق:وفای به عهد: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
جز (removed Category:عبادی; added Category:معروف عبادی using HotCat) |
||
| سطر ۱۵۳: | سطر ۱۵۳: | ||
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق معروف]] | [[رده:فهرست الفبایی مصادیق معروف]] | ||
| − | [[رده:عبادی]] | + | [[رده:معروف عبادی]] |
نسخهٔ ۲۸ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۴۹
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | احادیث - وفاى به عهد |
| ۲ | اهمیت وفای به عهد در اسلام |
| ۳ | وفای به عهد و پیمان در قاموس قرآن، حدیث و آزادمردان |
| ۴ | وفای به عهد - درس هایی از قرآن |
| ۵ | وفای به عهد - ویکی اهل البیت |
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
وفای به عهد - پایگاه اطلاع رسانی حوزه
مقدمه
عهد در لغت، به معنای نگه داری و مراعات پی در پی شیء، شناختن امری، حفظ کردن، پیمان بستن، میثاق، سوگند و نیز به معنای زمان و روزگار [۱] آمده است. پیمان نیز به معنای شرط، عهد، قرارداد و قول و قراری است که کسی با کس دیگر بگذارد که بر طبق آن عمل کند.[۲]
(وفای به عهد، به معنای به جا آوردن عهد و پیمان، نگه داری عهد و پیمان و همچنین به معنای پایداری در دوستی نیز میباشد.
اهمیت وفای به عهد از دیدگاه عقل و نقل
احترام به پیمان و لزوم عمل به آن، ریشه فطری دارد و هر انسانی آن را در نخستین مدرسه تربیت، یعنی فطرت و سرشت انسانی میآموزد و از آن الهام میگیرد. کودکان در آغاز زندگی با سرشت پاک خود، عمل به پیمان را لازم میدانند و پیمان شکنی را نکوهش میکنند و از پیمانهای پوچ و توخالی برخی پدران و مادران ناراحت میشوند. این احساس مادامی که دستی از عالم خارج آنان را از راه راست فطرت منحرف نکند و یا از راه چشم و گوش، خلاف مقتضای فطرت وارد فضای فکر آنان نشود، در نهاد کودکان باقی میماند. به دلیل فطری بودن این اصل در جامعه اسلامی، نقض عهد و پیمان از رذایل بزرگ اخلاقی شمرده میشود. میتوان گفت مهمترین سرمایه یک جامعه، اعتماد متقابل افراد به یکدیگر است. اصولاً آنچه جامعه را از صورت آحادِ پراکنده بیرون میآورد و همچون رشتههای زنجیر به هم پیوند میدهد، همین اصل اعتماد متقابل است که پشتوانه فعالیتهای هماهنگ اجتماعی و همکاری در سطح وسیع میباشد.
اگر عهد و پیمانها در هر جامعهای رعایت شود، امنیت و ثبات آن را تضمین میکند و بسیاری از احتیاط کاریها را که مردم برای پیش گیری از پیمان شکنی به عمل میآورند، زایل میکند.
تفاوت مهم اجتماع اسلامی با دیگر جوامع این است که برای اجتماعات دیگر، جز حفظ منافع مادی زود گذر چیز دیگری مطرح نیست و لذا تا لحظهای که عهد و پیمان به حال آنان مفید باشد، با تمام قدرت در حفظ آن میکوشند; اما وقتی به سود آنها نباشد، به بهانههای مختلف آن را نادیده میگیرند. ولی جامعه اسلامی هدفی جز نشر معنویت و احیای اصول انسانی و گسترش محبت و دوستی ندارد و به همین دلیل به طور مکرر و گسترده در آیات قرآن و در احادیث اسلامی بر این مسئله تأکید شده است.
پیامبر اکرم (ص) لزوم وفای به عهد را در همه شرایط به مسلمانان تأکید و توصیه میکند. روایت زیر اهمیت این مسئله را بیشتر مشخص میکند: حذیفه از کسانی بود که در جنگ بدر شرکت نکرد و از آن فیض بزرگ محروم گردید، خودش درباره این محرومیت میگوید: من و رفیقم ابوالحسیل از مدینه خارج شدیم تا به پیغمبر اسلام و سپاه مسلمین بپیوندیم. اتفاقاً به جمعی از کفار قریش برخوردیم. از ما پرسیدند: به سوی محمد میروید؟ از ترس آنها و برای نجات از شرشان گفتیم: نه، ما به مدینه میرویم. آنها از ما قول گرفتند که اگر آزادمان کنند، به یاری محمد(ص) نرویم و علیه آنها جنگ نکنیم. ما هم این قول را دادیم و آزاد شدیم. از آن جا به حضور خاتم انبیا(ص) رسیدیم و ماجرا را نقل کردیم و اجازه شرکت در جنگ را خواستیم. پیامبر فرمود: نه، شما با آنها عهد و پیمان دارید و نباید نادیده بگیرید. شما بروید و به عهد و پیمان خود وفا کنید، ما هم از خدا یاری میجوییم. )[۳]
شواهد بسیاری در دست است که پیغمبر اکرم(ص) به وفای به عهد بسیار اهتمام داشت; از آن جمله در صلح حدیبیه که بین آن حضرت و مشرکین مکه پیمانی بسته شد به این مضمون که اگر کسی از پیروان رسول خدا به سوی قریش آمد، او را بپذیرد و هر کس از قریش به سوی پیغمبر آمد، او را نپذیرد و رسول خدا همچنان بر پیمان خود استوار بود و کسی از افراد قریش را در آن هنگام نمیپذیرفت. (ابو رافع میگوید: قریش مرا به نزد پیامبر(ص) میفرستادند. هنگامی که آن حضرت را دیدم در دلم نور اسلام تابید. به آن حضرت عرض کردم: یا رسول الله! من دیگر به سوی قریش بر نمیگردم. فرمود: من بر خلاف عهد عمل نمیکنم و پیام آوران را نگه نمیدارم. تو به سوی آنان باز گرد و اگر دیدی باز اسلام را میخواهی، از نو به سوی ما باز آی. )[۴]
لفظ (عهد) با تمام مشتقات آن، ۴۵ بار در قرآن آمده است. این کتاب آسمانی به صورتهای مختلف انسانها را به رعایت عهد و پیمان دعوت میکند. برای نمونه به سه آیه بسنده میکنیم:
۱ ـ (او کلّما عاهدوا عهداً نبذه فریق منهم بل اکثرهم لا یؤمنون. )[۵]
چرا بعضی از مردمان روی مهد
شکستند هر گونه پیمان و عهد
نه تنها که هستند پیمان شکن
که هرگز نگردند مؤمن به من
۲ ـ (بلی من اوفی بعهده و اتّقی فان ّ اللّه یحب المتّقین. )[۶]
به عهدش هر آن کس که سازد وفا
بترسد هم از خشم یکتا خدا
همانا خداوند خواهان اوست
که با متقین است الله دوست
۳ ـ (الّذین یوفون بعهد اللّه و لا ینقضون المیثاق. )[۷]
همین عاقلانند اهل وفا
به عهدی که بستند با کبریا
چو بستند پیمان دگر نشکنند
عمل بر فرامین پیمان کنند
اقسام عهد و پیمان
الف) عهد و پیمان با خدا: (این عهد از بزرگترین عهدهاست. در آیات زیادی لفظ (عهد) به (الله) اضافه شده و به صورت (عهدالله) آمده است; از جمله در سوره رعد، آیه ۲۰ ; آل عمران، آیه ۷۷; یس، آیه 60.
عهد با خد، پیوندی است بین خالق و مخلوق. پیمان است که ریشه در ذات دارد و انسان را به یک منبع معنوی و بسیار آرامش دهنده وصل میکند. اگر انسان به این عهد مهم وفادار باشد، به سایر عهدها نیز وفادار خواهد بود.
ب) پیمان با خود: این پیمان به طور مستقیم یا غیر مستقیم یکی از مشتقات عهد و پیمانی است که انسان با خدا میبندد. انسانها در طول زندگی بارها و بارها با خود حرف میزنند. شاید این حرفها نوعی عهد با اراده انسان باشد. وقتی انسان عزم خود را جزم میکند تا کار خوبی انجام دهد و یا بندگی خدا کند، در وجود خود عهد میبندد و تلقین میکند که حسنات را انجام دهد و از سیئات دوری کند.
ج) عهد و پیمان با خلق: این عهد نیز بسیار با اهمیت است و کوتاهی از آن، ضایع کردن حقوق دیگران محسوب میشود. عهد و پیمان با خلق، خود دارای اقسامی است:
۱ ـ پیمان زناشویی: وفای متقابل میان زن و مرد که اسلام دستورات زیادی در باره آن صادر کرده است، باعث استحکام نظام خانواده میشود. وقتی خانواده مستحکم باشد، اجتماع نیز به سلامتی و بقای خود ادامه میدهد.
۲ ـ وفای به عهد در خانواده: وفای به عهد در قبال اعضای خانواده، بسیار مهم است. اگر پدر و مادر به عهد خود وفادار نباشند، به روحیه فرزندان لطمه وارد میکنند و آنها را به دروغ گویی سوق میدهند. پیشوایان اسلام در سخنان خود به تربیت صحیح کودکان و آموزش اخلاق و رفتار اجتماعی به آنان در خانواده اشاره کردهاند. . پیامبر اکرم (ص) میفرماید: (وقتی یکی از شما به فرزند کوچکی وعده دادید، حتماً به آن وفا کنید). [۸] امیر مؤمنان علی (ع)میفرماید: (شایسته نیست انسان به شوخی یا جدی دروغ بگوید و شایسته نیست کسی به فرزند خود وعدهای بدهد و به آن وفا نکند. )[۹]
۳ ـ وفای به عهد در کارها: خوش قولی و خوش حسابی در کلیه معاملات و روابط حقوقی و اقتصادی، موجب پیدایش ثبات و اطمینان و امنیت اقتصادی میشود.
۴ ـ وفای به عهد یک ملت با ملت دیگر: اگر هر دو ملت مسلمان باشند، وفای به عهد در میان آن دو، سبب ثبات و برادری و محبت میشود. اگر بین یک ملت مسلمان و ملت غیر مسلمان دیگر باشد، وفای به آن، واجب و تا زمانی که از این پیمانها زیان و اهانتی متوجه اسلام و مسلمین نباشد، نمیتوان آن را نادیده گرفت. و همان طور که گفته شد، این نوع وفای به عهد یکی از امور بسیار مهمی بود که در صدر اسلام سبب شد گروههای بسیاری آیین بزرگ الهی را پذیرا شوند.
آثار وفای به عهد در زندگی فردی
پای بندی به تعهدات، در سالم سازی محیط و تحکیم روابط دوستانه و به وجود آمدن جوّ اعتماد و اطمینان بین دوستان بسیار تأثیر دارد. از طرفی عهد شکنی و عدم التزام به تعهدات، بیشترین نقش را در ایجاد جوّ بدبینی و نفاق و پیدایش رخوت و سستی بین دوستان ایفا میکند. حضرت علی(ع)میفرماید: (لا تعتمد علی مودّه من لا یوفّی بعهده;[۱۰] بر دوستی کسی که به عهد خود وفا نمیکند، اعتماد مکن. )
شخصی که خوش قول است، منظم نیز هست و احساس مسئولیت بیشتری میکند و حتی برای عهد و پیمانهای ناچیز ارزش قائل میشود و نمیگذارد عدم انجام وظیفه، بر روی دوشش ایجاد سنگینی کند و او را از رحمت خدا دور سازد.
آثار وفای به عهد در جامعه
(وفای به عهد و پیمان، موجب تحکیم روابط سیاسی و اجتماعی و اتحاد مسئولین و در نتیجه، سالم سازی فضای سیاسی و اجتماعی جامعه میشود. پای بندی به عهد و پیمان، در زندگی مردم و روابط داخلی و خارجی آنان تأثیر بسیار دارد و هر اندازه مردم بیشتر آن را رعایت کنند، به یکدیگر اعتماد بیشتری پیدا میکنند و در نتیجه، بیشتر احساس آرامش کرده و با خیال راحت تری به فعالیت میپردازند.
طبیعی است در کشوری که مردم وفای به عهد را وظیفه انسانی، اخلاقی و دینی خود بدانند و در مراعات آن کوشا باشند، تعهدات مالی و قراردادهای اقتصای بر پایه اعتماد و اطمینان کامل شکل میگیرد و باعث رشد اقتصادی آن کشور و مایه سعادت مردم آن میگردد، زیرا بدهکار در وقت معیّن و مقرر بدهی خود را میپردازد و فروشنده نیز کالا را برابر تعهدات خود تسلیم خریدار میکند و در نتیجه، چرخ اقتصاد به صورت منظم به حرکت خود ادامه میدهد. )[۱۱]
زیانهای پیمان شکنی
اگر روزی عمل نیک وفای به عهد در انسان کم رنگ شود، ضربه شکنندهای بر شخصیت او وارد میگردد. چنین فردی در هر عرصه و صحنهای که پا بگذارد، جز بی اعتمادی و بی توجهی چیز دیگری باقی نخواهد گذاشت و در همه جا انگشت نما خواهد شد. علاوه بر این، انسانی که عهد و پیمانش را میشکند، اعتماد را در اجتماع کاهش میدهد و در نتیجه، زندگی را بر دیگران سخت و دشوار میکند. همچنین فعالیتهای انسانی دچار خلل میگردد و امرار معاش، پیشرفت صنعت و… تحت تأثیر قرار میگیرد و جامعه دچار از هم گسیختگی و بی ثباتی میشود. حضرت علی(ع) به مالک اشتر میفرماید: (در آنچه به عهد گرفتهای، خیانت نکن و به عهد خود وفا کن). [۱۲] در فرازی دیگر میفرماید: (از این که به آنها وعده دهی و سپس تخلف کنی، بر حذر باش… خلف وعده، موجب خشم خدا و خلق است. )[۱۳]
شهید مطهری میفرماید: (فردی که هیچ گاه پای بند به وفای به عهد و پیمان خود نیست و هر وقت که پیمانی میبندد دسیسه و دغل بازی است و تصمیمش این است که آن را نقض کند، از انسانیت و آن چیز که آن را اشرف انسانیّت مینامند، سقوط کرده و دیگر انسان نیست. )[۱۴]
طرد شدن از طرف دیگران و عدم صلاحیت برای پایداری در روابط دوستی، از دیگر زیانهای پیمان شکنی است. کسی که پیمان شکن است، دوست خوبی نمیتواند باشد. آن که امروز قولی میدهد و فردا آن را زیر پا میگذارد، امروز تعهد میکند با افراد بد رفت و آمد نکند و فردا خلاف آن را عمل میکند و خلاصه به هیچ یک از پیمانهای خود پای بند نمیماند، چگونه میتواند دوستی صمیمی و مورد اعتماد شناخته شود.
از دیگر زیانهای پیمان شکنی، به اجابت نرسیدن دعاها میباشد. شاید انسان خود را بسان ماشینی فرض کند که سازنده یک مالک آن باید همواره نیازهایش را برآورد و تصور کند چون آفریننده او خداوند است، پس باید همواره او را کمک کند، بدون این که عهدی بر گردن وی باشد; در حالی که چنین نیست، زیرا خداوند عهدهایی بر گردن بنده اش دارد که باید عملی شوند تا خداوند نیز پیمانش را وفا کند. امام صادق(ع) در پاسخ عدهای که از علت عدم استجابت دعا پرسیده بودند، فرمود: (به دلیل این که شما به عهدهای خود در پیشگاه خداوند وفا نمیکنید، در حالی که خدای تعالی میفرماید: به عهد من وفا کنید تا من به عهد شما وفا کنم. به خدا قسم، اگر به عهد خدا وفا کنید. خدای متعال نیز به عهد شما وفا میکند. )[۱۵]
در حدیثی از حضرت علی(ع) آمده است که فرمود: (در جهنم شهری است به نام حصینه، آیا از من نمیپرسید در آن شهر چیست؟ کسی عرض کرد: ای امیر مؤمنان! در آن شهر چیست؟ فرمود: دستهای پیمان شکنان. )[۱۶]
حضرت محمد(ص) میفرماید: (هر کس با امامی بی وفایی کرده و عهد شکنی نماید، روز قیامت آویخته لب وارد محشر میشود تا داخل آتش دوزخ گردد. )[۱۷]
هشام بن سالم گوید: از حضرت صادق(ع) شنیدم که میفرمود: (وعده مؤمن به برادر دینی خود نذری است که کفاره ندارد، پس هر که به آن وفا نکند، به مخالفتِ وعده با خدا برخاسته و خود را در غضب او انداخته است. این است گفتار خدای تعالی که میفرماید: ای کسانی که ایمان آوردهاید، چرا سخنانی میگویید که به کارشان نمیبندید؟ خداوند سخت به خشم میآید که چیزی بگویید و به جای نیاورید. )[۱۸]
عوامل پیمان شکنی
الف) بی ایمانی: یکی از عواملی که میتواند باعث پیمان شکنی شود، نداشتن ایمان است. کسی که ایمان ندارد، به تعهداتش به خدا وفا نمیکند و در نتیجه به دیگر تعهدات خود در قبال خلق نیز توجه نکرده و پیوسته عهد شکنی میکند.
ب) ترس: گاهی ترس عامل پیمان شکنی است. اگر انسان ترسو در مضیقه قرار گیرد و احساس کند جان یا مالش در خطر است، دیگر عهد برای او اهمیت ندارد; بنابر این به پیمان خود پشت پا میزند.
ج) سود جویی: کسی که فقط به فکر منافع خودش است و غیر از مادیات هیچ فکری ندارد، پیوسته سعی میکند از هر راهی به منافع خویش دست یابد، حتی اگر از طریق شکستن عهد و پیمان باشد.
د) دروغ گویی: دروغ گویی نیز میتواند یکی از عوامل پیمان شکنی باشد. اگر از ابتدا پیمانی دروغین بین دو طرف بسته شده باشد، ممکن است از طرف یک شخص نادیده گرفته شود.
عوامل دیگری نیز در پیمان شکنی دخالت دارند که برای پرهیز از طولانی تر شدن مقاله از ذکر آنها خودداری میکنیم.
پا نویس
- ↑ فرهنگ فارسی عمید، واژه عهد.
- ↑ همان، واژه پیمان.
- ↑ اسلام صلح جهانی، ص 264.
- ↑ همان.
- ↑ بقره(2) آیه 100.
- ↑ آل عمران(3) آیه 76.
- ↑ رعد(13) آیه 20.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج 2، ص 626.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 3، ص 232.
- ↑ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، حدیث 9562.
- ↑ محمد تقی فلسفی، کودک، ج 2، ص 17-18، با اندکی تغییر.
- ↑ نهج البلاغه، نامه 53.
- ↑ همان.
- ↑ آشنایی با قرآن، ج 3، ص 146-147.
- ↑ فیض کاشانی، تفسیر صافی (چاپ قدیم، تهران) ص 54.
- ↑ بحار الانوار، ج 67، ص 186.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 6، ص 52
- ↑ اصول کافی، ج 4، ص 68.







