فرهنگ مصادیق:وفای به عهد و پیمان در قاموس قرآن، حدیث و آزادمردان
محتویات
وفای به عهد در اسلام
خداوند بزرگ در قرآن کریم، خود را باوفاترین میشمارد و میفرماید:
«وَ مَنْ أَوْفی بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ؛ چه کسی به پیمانش پای بندتر از خداست».[۱]
خداوند منان، کمترین احتمال پیمان شکنی را نسبت به خود قاطعانه مردود میشمارد:
«فَلَنْ یُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ؛ خداوند هرگز پیمان شکنی نمیکند».[۲]
آن گاه بندگان مؤمن خود را نیز به وفاداری و پای بندی به تعهداتشان فرا میخواند و از نقض عهد و بی وفایی بازمی دارد. خداوند در آیهای با بیان نشانههای خردمندان حق جو بیش از هر چیز، وفای به عهد و پیمان را گوشزد میکند: «الَّذینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمیثاقَ؛ آنها کسانی هستند که به عهد الهی وفا میکنند و پیمان را نمیشکنند».[۳]
خداوند حکیم، در آیه دیگری، وفاداری به هر پیمانی را از مؤمنان میخواهد و میفرماید:
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! به پیمانها وفا کنید»[۴].
رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نیز وفای به عهد را از شرایط اساسی ایمان میداند و حضرت امیر علیه السلام نیز در فرمان خود به مالک اشتر، به اهمیت این مسئله در اسلام و جاهلیت اشاره میکند و آن را مهمترین و عمومیترین قانون اجتماع میشمارد:
اگر با دشمنی پیمانی بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری، به پیمان خویش وفادار بمان و ذمه ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار ده که در میان واجبات الهی، هیچ موضوعی همانند وفای به عهد در میان مردم جهان، با تمام اختلافاتی که با هم دارند، مورد اتفاق عمومی نیست. تا آنجا که مشرکان نیز پیش از مسلمانان در روابط خود بدان پای بند بودند؛ زیرا از پی آمدهای پیمان شکنی خاطرات تلخی داشتند.
پیام متن
۱. خداوند از باوفاترین پیمان بندان است و هرگز پیمان شکنی نمیکند؛
۲. وفای به عهد از شروط ایمان است؛
۳. وفای به عهد، مورد اتفاق مسلمانان و حتی کافران بوده است.
ضرورت وفای به عهد و پیمان
احترام به پیمان و لزوم عمل به آن ریشه فطری دارد. هر انسانی لزوم عمل به پیمان را در نخستین مدرسه تربیت، یعنی فطرت و سرشت انسانی میآموزد و از آن الهام میگیرد. کودکان در آغاز زندگی، با سرشت پاک خود، عمل به پیمان را لازم میدانند. پیمان شکنی را نکوهش میکنند و از پیمانهای توخالی برخی پدران و مادران ناراحت میشوند. در عین حال، کودکان با این احساس، رشد میکنند.
به خاطر فطری بودن این اصل در جامعه انسانی، نقض عهد و پیمان شکنی از رذایل اخلاقی شمرده میشود و ضربات شکننده و جبران ناپذیری بر شخصیت و انسانیت فرد، وارد میسازد و در صحنههای سیاسی، هیچ چیز رسواتر از پیمان شکنی نیست. تنها ملتی عزیز است که به تعهدات خود عمل کنند و آنها را محترم بشمارند.
قرآن مجید، دستور میدهد تا به عهد و پیمان خود پیوسته وفادار باشیم و بدانیم که در برابر خدا مسئولیم. همو میفرماید:
وَ بِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُوا ذلِکُمْ وَصّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ[۵].
به عهد الهی وفا کنید. این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده است تا متذکر شوید.
و نیز میفرماید:
وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْوءُلاً[۶].
به پیمانهای خود وفادار باشید زیرا از پیمانها سؤال خواهد شد.
و در آیه دیگری هم آمده است:
«وَ الَّذینَ هُمْ ِلأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ؛ آنان (مؤمنین) به امانت و عهد و پیمان خود وفادارند»[۷]
این سه آیه جایگاه پیمان را در قرآن روشن میسازد و اهمیت ویژه آن را بیان میکند.
نادیده گرفتن پیمانها، جز خودخواهی و بی اعتنایی به حقوق دیگران و سبک شمردن شخصیت آنها علتی ندارد و افراد خودخواه و پیمان شکن از دید پیامبر اکرم نکوهش شدهاند. چنان که ایشان فرموده است: «لا دینَ، لِمَن لا عهدَ له؛ آن کس که به پیمان خود وفادار نیست، مسلمان نیست».
پیام متن
۱. وفای به عهد و پیمان، ریشه در فطرت آدمی دارد؛
۲. انسان در برابر عهد و پیمان مسئولیت دارد و پیمان مداری از ویژگیهای مؤمنان است.
رعایت پیمانها حتی در برابر دشمنان
وفای به عهد، تنها در محدوده روابط داخلی مسلمانان خلاصه نمیشود، بلکه مسلمانان موظفند در برابر بیگانگان، کافران و دشمنان نیز به تعهدات خود پای بند باشند. قرآن مجید، بزرگترین دشمن اسلام را یهود و مشرکان میداند. آنجا که میفرماید:
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَهً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا[۸]
یهود و مشرکان را لجوجترین دشمن نسبت به افراد باایمان مییابی.
همین قرآن، هر زمان که پای پیمان به میان میآید، دستور میدهد که مسلمانان پیمانهای خود را حتی با این گروهها حفظ کنند و چیزی از آن کم نکنند. در آیهای میفرماید:
إِلاَّ الَّذینَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ فَمَا اسْتَقامُوا لَکُمْ فَاسْتَقیمُوا لَهُمْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقینَ.
مگر با آنان که در نزدیکی مسجد الحرام پیمان بستید تا آنان به پیمان خود وفادارند، شما نیز وفادار باشید. همانا خداوند پرهیزکاران را دوست میدارد[۹]
با توجه به نکوهشی که قرآن درباره پیمان شکنان میکند، میتوان از نظر اسلام در این باره به خوبی باخبر شد. برای مثال، در این آیه آمده است:
وَ إِنْ نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فی دینِکُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَیْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ[۱۰]
اگر آنان پیمانهای خود را شکستند و در آیین شما طعن زدند، سران کفر را بکشید. برای آنان پیمانی نیست. شاید آنان بپرهیزند.
در آیه دیگر با شدت هرچه تمام تر دستور میدهد که با پیمان شکنان نبرد کنید؛ چنان که میفرماید:
«أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ؛ چرا با گروه پیمان شکن نبرد نمیکنید»[۱۱]
در اهمیت حفظ پیمان، همین بس که اگر در میدان نبرد، فردی از دشمن بخواهد از منطق اسلام آگاه شود، آن گاه درباره گرایش به اسلام تصمیم بگیرد، به حکم قرآن، باید به او امان داد و پیمان بست تا سخن خدا و منطق قرآن را به خوبی بشنود. هرگاه بخواهد به اردوگاه خود بازگردد، باید او را با کمال احترام به آنجا بازگرداند و این حقیقت در این آیه به خوبی منعکس شده است:
وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتّی یَسْمَعَ کَلامَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ[۱۲]
هرگاه مشرکی امان بخواهد تا سخن خدا را بشنود، به او امان بده تا کلام الهی را گوش کند، آن گاه او را به جایگاه خود باز گردان.
پیام متن
۱. پای بندی به عهد و پیمان حتی در برابر مشرکان؛
۲. نکوهش شدید پیمان شکنان در آیات قرآن.
عمل به وعدههای اخلاقی
گروهی از مردم به پیمانهای رسمی اهمیت ویژهای میدهند، ولی به وعدههای اخلاقی خود چندان احترامی نمیگذارند. وعده کردن و عمل نکردن نزد آنان جرم و گناهی شمرده نمیشود، در صورتی که بی اعتنایی به چنین وعدههای دوستانهای، هر چند جرم به شمار نیاید، از نظر اصول اخلاقی اسلام بسیار نکوهیده است. این رفتار نوعی کم شخصیتی و بی اعتنایی به دیگران به شمار میآید. پیامبر گرامی اسلام فرمودند:
مَنْ کان یُؤمِنُ باللّه ِ والیومِ الآخِرِ فَلَیْفِ اِذا وَعَد.
آن کس که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارد، باید به وعدههای خود وفادار باشد.
در برخی روایتها، عمل به وعدههای اخلاقی به صورت یک امر واجب مطرح شده است. این نشان دهنده اهمیت عمل به چنین وعدههایی است. تا آنجاکه برخی پیشوایان معصوم میفرمایند:
«یَجِبُ عَلی الْمُؤْمِنِ الوفاءُ بالمَواعیدِ؛ بر فرد باایمان لازم است به پیمان خود عمل کند».
متأسفانه پیمان شکنی و خلف وعده، امروزه در زندگی بسیاری از مردم به ویژه صنعت کاران به وفور دیده میشود. البته گروهی هم به خاطر خودشیرینی چیزی را متعهد میشوند که توانایی اجرای آن را ندارند. این گروه، غافلند که وعدههای خارج از توانایی، از شخصیت انسان میکاهد و او را یک فرد غیراصولی و بی مبنا معرفی میکند.
پیام متن
۱. لزوم عمل به وعدههای اخلاقی؛
۲. وعده دادن به قدر توانایی.
اسوههای وفاداری
برجستهترین و زیباترین نمودهای وفاداری را میتوان در میان پیامبران و رهبران الهی یافت. این بزرگ مردان، هم خود بر وفاداری به عهد و پیمان پای میفشردند و هم پیروان خود را به سوی این فضیلت بزرگ فرامی خواندند. قرآن کریم یکی از این الگوها را چنین یادآور میشود:
وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعیلَ إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ[۱۳]
در این کتاب، اسماعیل را یاد کن، همانا که او در وعده اش راست گو و باوفا بود.
در تفسیر این آیه از امام صادق علیه السلام نقل شده است: حضرت اسماعیل با شخصی قرار گذاشت، ولی او در وعده گاه حاضر نشد. آن حضرت، مدت زیادی در آنجا به انتظار نشست. به گونهای که غیبت طولانی ایشان، سبب نگرانی پیروانش گردید. سرانجام فردی که بر حسب اتفاق از آنجا میگذشت، حضرت را دید و گفت: ای پیامبر خدا! ما بر اثر تأخیر شما نگران شدهایم. حضرت فرمود: من با فلان کس در اینجا وعده دیدار دارم، ولی او نیامده است و تا او نیاید من از اینجا نمیروم. آن مرد جریان را به مردم خبر داد و آنها به سراغ شخص مورد نظر رفتند و او را نزد آن حضرت آوردند. مرد با شرمساری گفت: ای پیامبر خدا! من قرار دیدار با شما را فراموش کردم. ایشان فرمود: اگر نیامده بودی، من همچنان در اینجا میماندم.
در مورد پیامبر گرامی اسلام هم آمده است که ایشان روزی کنار سنگی با شخصی وعده دیدار داشتند.
آفتاب بالا آمد. هوا گرم شد، ولی او نیامد. یاران آن حضرت به ایشان گفتند: خوب است از آفتاب به سایه بیایید. حضرت فرمود: من با او در اینجا وعده دیدار دارم و تا او نیاید، از اینجا حرکت نخواهم کرد.
درباره امام سجاد علیه السلام نیز آمده است که ایشان از یکی از یاران خویش ده هزار درهم قرض خواست. وقتی که شخص در برابر این مبلغ از حضرت تقاضای رهن کرد، امام نخی از عبای خود کشید و به او داد و فرمود: این وثیقه من است تا موقع ادای دین نزد تو باشد. پس از مدتی، امام پول شخص را آماده کرده و فرمود: پولت حاضر است. وثیقه مرا بیاور. آن شخص که قصد برگرداندن نخ را نداشت، گفت: من نخ عبا را گم کردهام. حضرت فرمود: در این صورت طلب خود را نخواهی گرفت؛ زیرا تعهد با شخصی مثل مرا نباید ناچیز انگاشت. به ناچار مرد نخ عبا را به امام برگرداند و بدهی خود را گرفت.
در حقیقت، امام با این عمل به دیگران آموخت که یک نخ ممکن است به تنهایی ارزشی نداشته باشد، ولی وقتی نشانه التزام به یک پیمان باشد، آن قدر ارزشمند است که میتواند وثیقه و پشتوانه مبالغ سنگین نیز قرار بگیرد.
پیام متن
وفاداری به پیمان در سیره انبیاء و ائمه معصومین علیهم السلام .
نمونهای دیگر از وفای به عهد
تاریخ از شخصیتهای برجستهای یاد میکند که عمل به پیمان را تا پای جان محترم میشمردند. در تاریخ زندگی سیاه حجاج میخوانیم وی به قتل گروهی فرمان داد. وقتی نوبت به قتل آخرین فرد رسید، صدای مؤذن برخاست. وی آن فرد را به یکی از مأموران خود سپرد که شب مراقب او باشد و او را صبح به دارالاماره بیاورد تا مجازاتش کند. وقتی هر دو نفر از مقرّ حکومت حجاج خارج شدند، آن فرد به مأمور حجاج رو کرد و گفت: من بی جهت گرفتار شدهام و به رحمت خداوند امیدوارم. تمنای من این است که به من نیکی کنی و اجازه دهی من امشب را به خانه خود برگردم و با همسر و فرزندانم وداع کنم و وصایای خود را بگویم، حقوق مردم را ادا کنم و فردا اول وقت پیش تو بیایم. مأمور حجاج از این درخواست در شگفت ماند و گفت: هرگز دیدهای مرغ از قفس بپرد و بار دیگر به قفس بازگردد. من چگونه تو را آزاد کنم، در حالی که امیدی به بازگشت تو ندارم. آن فرد گفت: عهد میکنم که فردا در اول وقت باز گردم و خدا را بر این عهد گواه میگیرم.
مأمور حجاج، لحظهای منقلب شد و او را آزاد کرد. وقتی از دیدگاه غایب شد، سخت پشیمان شد و خود را در معرض خشم حجاج دید. آن شب تا صبح نخوابید. صبحگاه، آن مرد به پیمان خود عمل کرد و در خانه مأمور حجاج را زد. تا چشم مأمور به وی افتاد، گفت: چرا آمدی؟ گفت هر کس عهد کند و خداوند را به آن گواه بگیرد باید به آن وفادار باشد و از سوی دیگر به رحمت پروردگار جهان اطمینان کامل دارم.
مأمور او را به دارالاماره برد و سرگذشت خود را با حجاج در میان نهاد و از وفای او به پیمان خود سخت تعجب کرد. حجاج او را به مأمور بخشید و او نیز مرد را با کمال مهربانی آزاد کرد. هنگام آزاد شدن، از مأمور حجاج سپاس گزاری نکرد، ولی فردای آن روز بازگشت و مراتب حق شناسی را به جا آورد و علت تأخیر در عذرخواهی را چنین بیان کرد: «نجات دهنده واقعی من خدا بود و تو وسیله این کار. اگر اول از تو تشکر میکردم، تو را شریک نعمت خدا قرار داده بودم. لازم دانستم نخست از خدا تشکر کنم، آن گاه از تو قدردانی نمایم».
چنین انسانهایی تربیت یافتگان مکتب قرآنند و همواره این آیهها را با گوش جانشان میشنوند که میفرماید: «الَّذینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمیثاقَ؛ آنها که به عهد الهی وفا میکنند وپیمان را نمیشکنند.» (رعد:۲۰) «وَ لا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَنًا قَلیلاً؛ و هرگز پیمان الهی را به بهای کم مبادله نکنید». [۱۴]
پیام متن
۱. وفاداری به پیمان وسیلهای برای نزول رحمت الهی؛
۲. وفای به عهد و پیمان حتی در حساسترین شرایط زندگی.
پیمان شکنی و پی آمدهای منفی آن
به همان اندازه که درباره وفاداری به عهد و پیمان تأکید شده، از پیمان شکنی و بی وفایی نکوهش شده است. قرآن کریم، بیشترین زیان ناشی از پیمان شکنی را متوجه شخص پیمان شکن میداند و میفرماید: «فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ؛ هر کس پیمان شکنی کند، در حقیقت به زیان خویش پیمان شکنی کرده است»[۱۵]
سلب اعتماد عمومی، آسیب دیگر پیمان شکنی است. احساس اعتماد متقابل، پشتوانه محکمی برای فعالیتهای اجتماعی است. اگر وفای به عهد، از جامعه انسانی رخت بربندد و پیمانها یکی پس از دیگری شکسته شود، سرمایه بزرگ اعتماد عمومی به غارت خواهد رفت و جامعه به ظاهر متشکل، به اجزایی پراکنده تبدیل میشود. حضرت علی علیه السلام میفرماید: «لا تَعْتَمِدْ عَلی مَوَدَّهِ مَنْ لا یُوفی بِعَهده؛ بر دوستی کسی که به عهد و پیمان خود وفا نمیکند، اعتماد مکن».
پیر پیمانه کشِ من که روانش خوش باد گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
حافظ
شخص پیمان شکن، افزون بر اینکه اعتبار و ارزش دنیوی خود را از دست میدهد، در آخرت نیز با گرفتاری بزرگی روبه رو خواهد شد. سرنوشتی که امام علی علیه السلام آن را چنین ترسیم میکند:
إنَّ فِی النَّارِ لَمَدینَهٌ یُقالُ لَهَا الْحَصینَهُ أفَلا تَسْئلُونی ما فیها؟ فَقیلَ لَهُ ما فیها یا امیرالمؤمنینَ؟ قالَ فیها أَیْدیِ النّاکِثینَ.
همانا در جهنم شهری است که به آن حصینه (دژ مستحکم) میگویند. آیا از من نمیپرسید که در آن شهر چیست؟ سؤال شد: ای امیرمؤمنان در آن شهر چیست؟ فرمود: دستهای پیمان شکنان!
شاید اشاره به دست در این روایت، به این خاطر باشد که اغلب پیمانها با دست دادن طرفین انجام میشده است.
پیام متن
ضرر و زیان پیمان شکنی به خود شخص باز میگردد و در دنیا دچار بی اعتمادی و در آخرت با عذاب الهی روبه رو میشود.







