فرهنگ مصادیق:تفرقه افکنی: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(امکان اجتناب از فرقه فرقه شدن)
 
(۷ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۵: سطر ۵:
 
|-
 
|-
 
! ردیف !! عنوان
 
! ردیف !! عنوان
 +
|-
 +
| ۱ || [[امام علی و وحدت اسلامی]]
 +
|-
 +
| 2 || [[تجلی وحدت]]
 +
|-
 +
| 3 || [[راه وحدت امت اسلامی]]
 +
|-
 +
| 4 || [[وحدت از دیدگاه قرآن و سنت]]
 +
|-
 +
| 5 || [[وحدت در نهج البلاغه]]
 
|}
 
|}
 
<p class="relatebook">مقالات مرتبط</p>
 
<p class="relatebook">مقالات مرتبط</p>
سطر ۱۳: سطر ۲۳:
 
| ۱ || [[اختلاف افکنی و تفرقه؛ ابزار کار شیطان !]]
 
| ۱ || [[اختلاف افکنی و تفرقه؛ ابزار کار شیطان !]]
 
|-
 
|-
| ۱ || [[اختلاف و تفرقه از دیدگاه قرآن]]
+
| 2 || [[اختلاف و تفرقه از دیدگاه قرآن]]
 
|-
 
|-
| ۱ || [[تفسیر آیه ۱۵۹ سوره انعام]]
+
| 3 || [[تفسیر آیه ۱۵۹ سوره انعام]]
 
|-
 
|-
| ۱ || [[ایجاد اختلاف و تفرقه]]
+
| 4 || [[ایجاد اختلاف و تفرقه]]
 
|-
 
|-
| ۱ || [[تفرقه – ریشه‌ها]]
+
| 5 || [[تفرقه – ریشه‌ها]]
 
|-
 
|-
| ۱ || [[تفرقه انداز و حکومت کن]]
+
| 6 || [[تفرقه انداز و حکومت کن]]
 
|-
 
|-
| ۱ || [[تفرقه در دین]]
+
| 7 || [[تفرقه در دین]]
 
|-
 
|-
| ۱ || [[تفرقه، شاخصه جوامع مشرک است]]
+
| 8 || [[تفرقه، شاخصه جوامع مشرک است]]
 
|-
 
|-
| ۱ || [[تفرقه؛ حربه‌ای در دست دشمن (۲)]]
+
| 9|| [[تفرقه؛ حربه‌ای در دست دشمن (۲)]]
 
|-
 
|-
| ۱ || [[چهل حدیث وحدت]]
+
| 10 || [[چهل حدیث وحدت]]
 
|-
 
|-
| ۱ || [[راه‌های مبارزه با تفرقه از نظر قرآن]]
+
| 11 || [[راه‌های مبارزه با تفرقه از نظر قرآن]]
 
|-
 
|-
| ۱ || [[عامل تفرقه از نظر قرآن و راه جلوگیری از آن تفرقه مساوی با شرک]]
+
| 12 || [[عامل تفرقه از نظر قرآن و راه جلوگیری از آن تفرقه مساوی با شرک]]
  
 
|}
 
|}
<p class="relatesubject">موضوعات مرتبط</p>
+
<p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p>
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۵۶: سطر ۶۶:
 
! ردیف !! عنوان
 
! ردیف !! عنوان
 
|}
 
|}
<p class="relatesites">پایگاه‌های اینترنتی مرتبط</p>
+
 
{| class="wikitable"
+
|-
+
! ردیف !! عنوان
+
|}
+
 
</div>
 
</div>
 
== تفرقه-ویکی فقه ==
 
== تفرقه-ویکی فقه ==
 
== تفرقه ==
 
== تفرقه ==
تَفْرِقه <ref> علاوه بر قرآن .</ref>.، اصطلاحی در بحث‌ها و تحلیل‌های اجتماعی، متضاد وحدت و اتحاد می‌باشد.<br/>
+
تَفْرِقه <ref> علاوه بر قرآن .</ref>، اصطلاحی در بحث‌ها و تحلیل‌های اجتماعی، متضاد وحدت و اتحاد می‌باشد.<br/>
 
== تعریف تفرقه ==
 
== تعریف تفرقه ==
 
تفرقه به معنای پراکنده کردن و جدا جدا کردن <ref> محمد پادشاه بن غلام محیی الدین شاد، آنندراج: فرهنگ جامع فارسی، ذیل واژه، چاپ محمد دبیر سیاقی، تهران ۱۳۶۳ ش</ref>. و تَفَرُّق به معنای پراکنده شدن، جدا جدا شدن و گراییدن به فَرْق (تفاوت، فاصله، جدایی) یا فِرْق (نیمه، بخش و شعبه) یا فِرقه (گروهی کوچک، انشعاب یافته از یک جمعیت بزرگتر) است.<br/>
 
تفرقه به معنای پراکنده کردن و جدا جدا کردن <ref> محمد پادشاه بن غلام محیی الدین شاد، آنندراج: فرهنگ جامع فارسی، ذیل واژه، چاپ محمد دبیر سیاقی، تهران ۱۳۶۳ ش</ref>. و تَفَرُّق به معنای پراکنده شدن، جدا جدا شدن و گراییدن به فَرْق (تفاوت، فاصله، جدایی) یا فِرْق (نیمه، بخش و شعبه) یا فِرقه (گروهی کوچک، انشعاب یافته از یک جمعیت بزرگتر) است.<br/>
سطر ۷۰: سطر ۷۶:
 
تفرقه و تفرّق در قرآن و احادیث، در مقابل وحدت و اتحاد، گاه در کنار اختلاف و گاه به جای آن به کار رفته است.<br/>
 
تفرقه و تفرّق در قرآن و احادیث، در مقابل وحدت و اتحاد، گاه در کنار اختلاف و گاه به جای آن به کار رفته است.<br/>
 
== مقصود از «امت واحده» در روایات ==
 
== مقصود از «امت واحده» در روایات ==
در روایات مأثور از ائمه علیهم السلام و صحابه و تابعین، عبارت قرآنی «اِنَّ هذِهِ اُمَّتُکُم اُمَّهً واحِدَهً. . . »<ref> انبیاء/سوره ۲۱، آیه ۹۲</ref>.<ref> مؤمنون/سوره ۲۳، آیه ۵۲</ref>به «هذا دینُکم دینٌ واحدٌ» تفسیر شده <ref> محمد بن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۶۷</ref><ref> فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۱۱۱</ref>. و بیش تر مفسران پیام این آیه را امر به اجتماع و اتحاد و نهی از تفرقه در دین و فرقه فرقه شدن مسلمین دانسته‌اند<ref> محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۵۴۶</ref><ref> محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۴، ص۱۵۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵</ref><ref> محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج ۱۱، ص ۳۳۸ـ۳۳۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵</ref>.<br/>
+
در روایات مأثور از ائمه علیهم السلام و صحابه و تابعین، عبارت قرآنی «إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً. . . »<ref> انبیاء/سوره ۲۱، آیه ۹۲</ref>.<ref> مؤمنون/سوره ۲۳، آیه ۵۲</ref>به «هذا دینُکم دینٌ واحدٌ» تفسیر شده <ref> محمد بن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۶۷</ref><ref> فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۱۱۱</ref>. و بیش تر مفسران پیام این آیه را امر به اجتماع و اتحاد و نهی از تفرقه در دین و فرقه فرقه شدن مسلمین دانسته‌اند<ref> محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۵۴۶</ref><ref> محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۴، ص۱۵۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵</ref><ref> محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج ۱۱، ص ۳۳۸ـ۳۳۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵</ref>.<br/>
 
اما در آیات بعدی این آیه، در سوره‌های انبیاء و مؤمنون، فرقه فرقه شدن امت واحده، بر اثر اعمال تفرقه انگیز امت‌های پیشین، نکوهش شده است <ref> انبیاء/سوره ۲۱، آیه ۵۱-۹۱</ref><ref>انبیاء/سوره ۲۱، آیه ۹۳-۹۴</ref><ref> مؤمنون/سوره ۲۳، آیه ۳۱-۵۱</ref><ref> مؤمنون/سوره ۲۳، آیه ۵۳-۵۴</ref>. و در چهار موضع از قرآن کریم، همراه با تعبیر «امّه واحده»، آمده است که اگر خداوند می‌خواست تمامی مسلمانان و پیروان ادیان دیگر را به صورت امتی واحد در می‌آورد <ref> مائده/سوره ۵، آیه ۴۸</ref><ref>هود/سوره ۱۱، آیه ۱۱۸</ref><ref> نحل/سوره ۱۶، آیه ۹۳</ref><ref> شوری/سوره ۴۲، آیه ۸</ref>. بنابراین، تا زمانی که خداوند چنین اراده‌ای نکرده است، وحدت جامعه بشری و جوامع دینی همواره دستخوش اختلال خواهد بود.<br/>
 
اما در آیات بعدی این آیه، در سوره‌های انبیاء و مؤمنون، فرقه فرقه شدن امت واحده، بر اثر اعمال تفرقه انگیز امت‌های پیشین، نکوهش شده است <ref> انبیاء/سوره ۲۱، آیه ۵۱-۹۱</ref><ref>انبیاء/سوره ۲۱، آیه ۹۳-۹۴</ref><ref> مؤمنون/سوره ۲۳، آیه ۳۱-۵۱</ref><ref> مؤمنون/سوره ۲۳، آیه ۵۳-۵۴</ref>. و در چهار موضع از قرآن کریم، همراه با تعبیر «امّه واحده»، آمده است که اگر خداوند می‌خواست تمامی مسلمانان و پیروان ادیان دیگر را به صورت امتی واحد در می‌آورد <ref> مائده/سوره ۵، آیه ۴۸</ref><ref>هود/سوره ۱۱، آیه ۱۱۸</ref><ref> نحل/سوره ۱۶، آیه ۹۳</ref><ref> شوری/سوره ۴۲، آیه ۸</ref>. بنابراین، تا زمانی که خداوند چنین اراده‌ای نکرده است، وحدت جامعه بشری و جوامع دینی همواره دستخوش اختلال خواهد بود.<br/>
 
== عوامل متفرق شدن «امت واحده» ==
 
== عوامل متفرق شدن «امت واحده» ==
سطر ۷۹: سطر ۸۵:
 
<ref> مائده/سوره ۵، آیه ۶۴</ref>
 
<ref> مائده/سوره ۵، آیه ۶۴</ref>
 
<ref> سجده/سوره ۳۲، آیه ۲۵</ref>.<br/>
 
<ref> سجده/سوره ۳۲، آیه ۲۵</ref>.<br/>
در آیه ۱۰۵ سوره آل عمران <ref> آل عمران/سوره ۳، آیه ۱۰۵</ref>.، به اختلاف و تفرقه اشاره شده است.<br/>
+
در آیه ۱۰۵ سوره آل عمران <ref> آل عمران/سوره ۳، آیه ۱۰۵</ref>، به اختلاف و تفرقه اشاره شده است.<br/>
 
== تفاوت اختلاف با تفرقه ==
 
== تفاوت اختلاف با تفرقه ==
 
اختلاف با تفرقه تفاوتی اساسی دارد: اختلاف پدیده‌ای طبیعی و اجتناب ناپذیر است اما تفرقه امری غیر طبیعی و اجتناب پذیر است.<br/>
 
اختلاف با تفرقه تفاوتی اساسی دارد: اختلاف پدیده‌ای طبیعی و اجتناب ناپذیر است اما تفرقه امری غیر طبیعی و اجتناب پذیر است.<br/>
 
باید اختلاف بینش‌ها و نگرش‌ها را در چارچوب طبیعی شان محدود کرد تا به تفرقه نینجامند.<br/>
 
باید اختلاف بینش‌ها و نگرش‌ها را در چارچوب طبیعی شان محدود کرد تا به تفرقه نینجامند.<br/>
 
تفرقه هنگامی بروز می‌کند که موارد وِفاق و اتفاق در نظر گرفته نشوند و بر فَرق‌ها و اختلاف‌ها پافشاری شود، به گونه‌ای که پیروان یک دین با وجود ایمان داشتن به خدای یکتا و پیروی از پیامبر و کتاب و قبله‌ای واحد، یکدیگر را گمراه، کافر و اهل باطل بپندارند<ref> آل عمران/سوره ۳، آیه ۱۰۵</ref><ref> شوری/سوره ۴۲، آیه ۱۴</ref><ref> بیِّنه/سوره ۹۸، آیه ۴</ref>.<br/>
 
تفرقه هنگامی بروز می‌کند که موارد وِفاق و اتفاق در نظر گرفته نشوند و بر فَرق‌ها و اختلاف‌ها پافشاری شود، به گونه‌ای که پیروان یک دین با وجود ایمان داشتن به خدای یکتا و پیروی از پیامبر و کتاب و قبله‌ای واحد، یکدیگر را گمراه، کافر و اهل باطل بپندارند<ref> آل عمران/سوره ۳، آیه ۱۰۵</ref><ref> شوری/سوره ۴۲، آیه ۱۴</ref><ref> بیِّنه/سوره ۹۸، آیه ۴</ref>.<br/>
در قرآن اختلاف اساساً امری طبیعی دانسته شده است<ref> هود/سوره ۱۱، آیه ۱۱۸-۱۱۹</ref>.، همچنانکه اختلافاتی از قبیل اختلافات فقهی، که مانع اتفاق و همبستگی مسلمانان و دینداران نمی‌شوند، تحریم نشده‌اند<ref> محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۴، ص۴۵۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵</ref>.، بلکه اختلافاتی ممنوع شده‌اند که سبب فساد و فتنه می‌شوند.<br/>
+
در قرآن اختلاف اساساً امری طبیعی دانسته شده است<ref> هود/سوره ۱۱، آیه ۱۱۸-۱۱۹</ref>، همچنانکه اختلافاتی از قبیل اختلافات فقهی، که مانع اتفاق و همبستگی مسلمانان و دینداران نمی‌شوند، تحریم نشده‌اند<ref> محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۴، ص۴۵۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵</ref>، بلکه اختلافاتی ممنوع شده‌اند که سبب فساد و فتنه می‌شوند.<br/>
 
== امکان از بین بردن اختلاف‌ها ==
 
== امکان از بین بردن اختلاف‌ها ==
 
برخی عقیده دارند که ریشه کن کردن اختلاف‌ها و از بین بردن آن‌ها  به طور کامل میسر است، اما بنا بر قرآن کریم <ref> هود/سوره ۱۱، آیه ۱۱۸</ref>. این امر محال است و در حدیثی نبوی نیز آمده که اختلاف امت اسلام یکی از مظاهر رحمت الهی است<ref> محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۴، ص۱۵۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵</ref>.<br/>
 
برخی عقیده دارند که ریشه کن کردن اختلاف‌ها و از بین بردن آن‌ها  به طور کامل میسر است، اما بنا بر قرآن کریم <ref> هود/سوره ۱۱، آیه ۱۱۸</ref>. این امر محال است و در حدیثی نبوی نیز آمده که اختلاف امت اسلام یکی از مظاهر رحمت الهی است<ref> محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۴، ص۱۵۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵</ref>.<br/>
سطر ۹۳: سطر ۹۹:
 
== افتراق منفی و مثبت ==
 
== افتراق منفی و مثبت ==
 
افتراق، تا آن جا که به معنای تفاوت و چند گونگی آرا و اندیشه‌ها باشد، ناپسند نیست اما آنچه نهی شده [[تفرقه افکنی]] و تفرقه انگیزی است.<br/>
 
افتراق، تا آن جا که به معنای تفاوت و چند گونگی آرا و اندیشه‌ها باشد، ناپسند نیست اما آنچه نهی شده [[تفرقه افکنی]] و تفرقه انگیزی است.<br/>
پیامبر اکرم از مسلمانان با تعبیر «یَدٌ واحدهٌ علی مَن سِواهُم» یاد کرده و خواسته است که مسلمانان همواره در برابر دیگران یکپارچه و متحد باشند <ref> عبد الرزاق بن همام صنعانی، المصنّف، ج۵، ص۲۲۶، چاپ حبیب الرحمان اعظمی، بیروت: مجلس العلمی</ref><ref> محمد غروی، الامثال النبویّه، ج۲، ص۳۴۷، بیروت ۱۴۰۱</ref>.، همچنانکه قرآن کریم نیز تمام مؤمنان را برادران یکدیگر دانسته است<ref>حجرات/سوره ۴۹، آیه ۱۰</ref>.<br/>
+
پیامبر اکرم از مسلمانان با تعبیر «یَدٌ واحدهٌ علی مَن سِواهُم» یاد کرده و خواسته است که مسلمانان همواره در برابر دیگران یکپارچه و متحد باشند <ref> عبد الرزاق بن همام صنعانی، المصنّف، ج۵، ص۲۲۶، چاپ حبیب الرحمان اعظمی، بیروت: مجلس العلمی</ref><ref> محمد غروی، الامثال النبویّه، ج۲، ص۳۴۷، بیروت ۱۴۰۱</ref>، همچنانکه قرآن کریم نیز تمام مؤمنان را برادران یکدیگر دانسته است<ref>حجرات/سوره ۴۹، آیه ۱۰</ref>.<br/>
 
== اتحاد کافران مختلف و متفرق ==
 
== اتحاد کافران مختلف و متفرق ==
بنا بر آیه ۷۳ سوره انفال <ref> انفال/سوره ۸، آیه ۷۳</ref>.، کافران با همه اختلافاتی که با یکدیگر دارند، در مخالفت و رویارویی با مسلمانان هم دست و هم دل اند و اگر مسلمانان با یکدیگر اتحاد و همبستگی نداشته باشند، فتنه و آشوب همه جا را فرا خواهد گرفت.<br/>
+
بنا بر آیه ۷۳ سوره انفال <ref> انفال/سوره ۸، آیه ۷۳</ref>، کافران با همه اختلافاتی که با یکدیگر دارند، در مخالفت و رویارویی با مسلمانان هم دست و هم دل اند و اگر مسلمانان با یکدیگر اتحاد و همبستگی نداشته باشند، فتنه و آشوب همه جا را فرا خواهد گرفت.<br/>
بر این نکته نیز تأکید شده که وحدت منافقان، صوری یا نمایشی است : «تَحْسَبُهُم جَمیعاً وَ قُلوبُهُم شَتّی. . .»<ref> حشر/سوره ۵۹، آیه ۱۴</ref>.<br/>
+
بر این نکته نیز تأکید شده که وحدت منافقان، صوری یا نمایشی است : «تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى. . .»<ref> حشر/سوره ۵۹، آیه ۱۴</ref>.<br/>
 
== علل تاکید قرآن بر وحدت و اتفاق ==
 
== علل تاکید قرآن بر وحدت و اتفاق ==
 
برای درک تأکیدات مستمر و گوناگون قرآن کریم بر وحدت و اتفاق، باید به وضع اجتماع و محیطی که قرآن در آن نازل شده است توجه کرد.<br/>
 
برای درک تأکیدات مستمر و گوناگون قرآن کریم بر وحدت و اتفاق، باید به وضع اجتماع و محیطی که قرآن در آن نازل شده است توجه کرد.<br/>
سطر ۱۰۸: سطر ۱۱۴:
 
در قرآن کریم، تفرقه دینی در کنار تفرقه اجتماعی نهی و نفی شده است و تفرّق در دین در برابر اقامه دین به کار رفته و عامل تفرقه گرایی مشرکان، انس و عادت به مظاهر شرک دانسته شده است<ref> شوری/سوره ۴۲، آیه ۱۳</ref><ref> روم/سوره ۳۰، آیه ۳۱-۳۲</ref>.<br/>
 
در قرآن کریم، تفرقه دینی در کنار تفرقه اجتماعی نهی و نفی شده است و تفرّق در دین در برابر اقامه دین به کار رفته و عامل تفرقه گرایی مشرکان، انس و عادت به مظاهر شرک دانسته شده است<ref> شوری/سوره ۴۲، آیه ۱۳</ref><ref> روم/سوره ۳۰، آیه ۳۱-۳۲</ref>.<br/>
 
خداوند پیامبر اسلام را به «استقامت» (بر راه راست، ثابت ماندن) <ref> حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل «قوم»، چاپ محمد سید کیلانی، بیروت</ref>. در تفرقه زدایی امر کرده است<ref> شوری/سوره ۴۲، آیه ۱۴-۱۵</ref>.<br/>
 
خداوند پیامبر اسلام را به «استقامت» (بر راه راست، ثابت ماندن) <ref> حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل «قوم»، چاپ محمد سید کیلانی، بیروت</ref>. در تفرقه زدایی امر کرده است<ref> شوری/سوره ۴۲، آیه ۱۴-۱۵</ref>.<br/>
همچنین، در ادامه آیه فطرت <ref> روم/سوره ۳۰، آیه ۳۰. </ref>.، فرقه گرایی‌ها و تفرقه انگیزی‌های مسلمانان را برابر با شرک ورزیدن و به صفوف مشرکان پیوستن اعلام می‌کند<ref> روم/سوره ۳۰، آیه ۳۱-۳۲</ref>.<br/>
+
همچنین، در ادامه آیه فطرت <ref> روم/سوره ۳۰، آیه ۳۰. </ref>، فرقه گرایی‌ها و تفرقه انگیزی‌های مسلمانان را برابر با شرک ورزیدن و به صفوف مشرکان پیوستن اعلام می‌کند<ref> روم/سوره ۳۰، آیه ۳۱-۳۲</ref>.<br/>
 
در قرآن کریم، این عجب و خودپسندی، که بر پایه آن هر فرقه و گروه به آنچه خود دارند خرسند و شادمان اند و باورها و پایبندی‌های فرقه‌های دیگر را ارج نمی‌نهند و به سخره می‌گیرند، سخت نکوهش شده است<ref> مؤمنون/سوره ۲۳، آیه ۵۳.</ref><ref> روم/سوره ۳۰، آیه ۳۲</ref><ref> محمد بن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۸، ص۲۳</ref><ref> محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۴، ص۳۲، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵</ref><ref>ابن عاشور (محمد طاهر بن محمد)، تفسیر التحریر و التنویر، ج۱۸، ص۷۲ـ۷۳، تونس ۱۹۸۴</ref>.<br/>
 
در قرآن کریم، این عجب و خودپسندی، که بر پایه آن هر فرقه و گروه به آنچه خود دارند خرسند و شادمان اند و باورها و پایبندی‌های فرقه‌های دیگر را ارج نمی‌نهند و به سخره می‌گیرند، سخت نکوهش شده است<ref> مؤمنون/سوره ۲۳، آیه ۵۳.</ref><ref> روم/سوره ۳۰، آیه ۳۲</ref><ref> محمد بن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۸، ص۲۳</ref><ref> محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۴، ص۳۲، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵</ref><ref>ابن عاشور (محمد طاهر بن محمد)، تفسیر التحریر و التنویر، ج۱۸، ص۷۲ـ۷۳، تونس ۱۹۸۴</ref>.<br/>
 
در واقع، قرآن کریم تفرقه در دین را مطلقاً نفی می‌کند و حساب اهل تفرقه را از پیامبر اسلام جدا می‌سازد<ref>انعام/سوره ۶، آیه ۱۵۹. </ref><ref>محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۸۹۳۹۰</ref>.<br/>
 
در واقع، قرآن کریم تفرقه در دین را مطلقاً نفی می‌کند و حساب اهل تفرقه را از پیامبر اسلام جدا می‌سازد<ref>انعام/سوره ۶، آیه ۱۵۹. </ref><ref>محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۸۹۳۹۰</ref>.<br/>
 
== تفرقه و نفاق در لباس دین ==
 
== تفرقه و نفاق در لباس دین ==
همچنین، پیامبر اسلام از پای نهادن به مسجد ضِرار (مسجد نفاق)، که منافقان مدینه آن را برای ایجاد تفرقه در میان مسلمانان بنا کرده بودند <ref> محمد بن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۱۷ـ۱۹</ref>.، نهی شد تا مسلمانان دریابند که مسجد نیز هرگاه به پایگاه تفرقه تبدیل شود، حتی پای نهادن در آن شرعاً روا نیست<ref> توبه/سوره ۹، آیه ۱۰۷-۱۱۰</ref>.<br/>
+
همچنین، پیامبر اسلام از پای نهادن به مسجد ضِرار (مسجد نفاق)، که منافقان مدینه آن را برای ایجاد تفرقه در میان مسلمانان بنا کرده بودند <ref> محمد بن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۱۷ـ۱۹</ref>، نهی شد تا مسلمانان دریابند که مسجد نیز هرگاه به پایگاه تفرقه تبدیل شود، حتی پای نهادن در آن شرعاً روا نیست<ref> توبه/سوره ۹، آیه ۱۰۷-۱۱۰</ref>.<br/>
 
عالمان مسلمان نیز در باره وجوب ویران کردن مساجدی که با چنین هدفی ساخته شوند، اتفاق نظر دارند<ref> محمد بن عمر فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج۱۶، ص۱۹۵، قاهره</ref>
 
عالمان مسلمان نیز در باره وجوب ویران کردن مساجدی که با چنین هدفی ساخته شوند، اتفاق نظر دارند<ref> محمد بن عمر فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج۱۶، ص۱۹۵، قاهره</ref>
 
<ref> محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۸، ص۲۵۴، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵</ref><ref>ابن عاشور (محمد طاهر بن محمد)، تفسیر التحریر و التنویر، ج۱۱، ص۳۱، تونس ۱۹۸۴</ref>.<br/>
 
<ref> محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۸، ص۲۵۴، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵</ref><ref>ابن عاشور (محمد طاهر بن محمد)، تفسیر التحریر و التنویر، ج۱۱، ص۳۱، تونس ۱۹۸۴</ref>.<br/>
سطر ۱۲۵: سطر ۱۳۱:
 
در عین حال، حقانیت یکدیگر را نیز نفی و همانند بی خبران از دین و مشرکان رفتار می‌کردند<ref> بقره/سوره ۲، آیه ۱۱۳</ref>.<br/>
 
در عین حال، حقانیت یکدیگر را نیز نفی و همانند بی خبران از دین و مشرکان رفتار می‌کردند<ref> بقره/سوره ۲، آیه ۱۱۳</ref>.<br/>
 
== راه درمان تفرقه دینی ==
 
== راه درمان تفرقه دینی ==
قرآن کریم برای برقرار ماندن وحدت و همبستگی میان مسلمانان، آنان را به چنگ زدن به ریسمان الهی امر و از [[تفرقه افکنی]] و تفرقه انگیزی نهی می‌کند: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبلِ اللّهِ جَمیعاً وَلاتَفَرَّقُوا. . . »<ref> آل عمران/سوره ۳، آیه ۱۰۳</ref>.<br/>
+
قرآن کریم برای برقرار ماندن وحدت و همبستگی میان مسلمانان، آنان را به چنگ زدن به ریسمان الهی امر و از [[تفرقه افکنی]] و تفرقه انگیزی نهی می‌کند: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا. . . »<ref> آل عمران/سوره ۳، آیه ۱۰۳</ref>.<br/>
 
اعتصام به معنی تمسک و آویختن به یک چیز است<ref> حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل «عصم»، چاپ محمد سید کیلانی، بیروت</ref>.<br/>
 
اعتصام به معنی تمسک و آویختن به یک چیز است<ref> حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل «عصم»، چاپ محمد سید کیلانی، بیروت</ref>.<br/>
حبل اللّه در روایات به قرآن کریم <ref> محمد بن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۲۱</ref><ref> محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۵۴۵</ref><ref> محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۴، ص۱۵۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵</ref><ref> هاشم بن سلیمان بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۰۵، چاپ محمود بن جعفر موسوی زرندی، تهران ۱۳۳۴ ش، چاپ افست قم</ref><ref> عبد علی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۳۷۷، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم (۱۳۸۳۱۳۸۵</ref><ref> محمود بن عبد اللّه آلوسی، روح المعانی، ج۴، ص۱۸، بیروت:داراحیاء التراث العربی</ref>.، آل محمد صلی اللّه علیه وآله وسلم <ref> هاشم بن سلیمان بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۰۷، چاپ محمود بن جعفر موسوی زرندی، تهران ۱۳۳۴ ش، چاپ افست قم</ref>
+
حبل اللّه در روایات به قرآن کریم <ref> محمد بن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۲۱</ref><ref> محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۵۴۵</ref><ref> محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۴، ص۱۵۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵</ref><ref> هاشم بن سلیمان بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۰۵، چاپ محمود بن جعفر موسوی زرندی، تهران ۱۳۳۴ ش، چاپ افست قم</ref><ref> عبد علی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۳۷۷، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم (۱۳۸۳۱۳۸۵</ref><ref> محمود بن عبد اللّه آلوسی، روح المعانی، ج۴، ص۱۸، بیروت:داراحیاء التراث العربی</ref>، آل محمد صلی اللّه علیه وآله وسلم <ref> هاشم بن سلیمان بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۰۷، چاپ محمود بن جعفر موسوی زرندی، تهران ۱۳۳۴ ش، چاپ افست قم</ref>
<ref> عبد علی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۳۷۷، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم (۱۳۸۳۱۳۸۵</ref>.، قرآن و عترت <ref> محمود بن عبد اللّه آلوسی، روح المعانی، ج۴، ص۱۸، بیروت:داراحیاء التراث العربی</ref>.، توحید و ولایت<ref> عبد علی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۳۷۸، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم (۱۳۸۳۱۳۸۵</ref>. و چیزهایی از این قبیل تفسیر شده است.<br/>
+
<ref> عبد علی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۳۷۷، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم (۱۳۸۳۱۳۸۵</ref>، قرآن و عترت <ref> محمود بن عبد اللّه آلوسی، روح المعانی، ج۴، ص۱۸، بیروت:داراحیاء التراث العربی</ref>، توحید و ولایت<ref> عبد علی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۳۷۸، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم (۱۳۸۳۱۳۸۵</ref>. و چیزهایی از این قبیل تفسیر شده است.<br/>
 
برخی از مفسران نیز آن را به معنای دین و آیین اسلام گرفته‌اند<ref> محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۵۴۵</ref><ref> محمد بن حسن طوسی ، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۵۴۹</ref><ref>محمد جواد مغنیه، التفسیر الکاشف، ج۲، ص۱۲۲، بیروت ۱۹۸۰ـ۱۹۸۱</ref>.<br/>
 
برخی از مفسران نیز آن را به معنای دین و آیین اسلام گرفته‌اند<ref> محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۵۴۵</ref><ref> محمد بن حسن طوسی ، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۵۴۹</ref><ref>محمد جواد مغنیه، التفسیر الکاشف، ج۲، ص۱۲۲، بیروت ۱۹۸۰ـ۱۹۸۱</ref>.<br/>
 
بنابراین، هر رویکرد و عملکردی که محور آن خداجویی و خداخواهی باشد، اعتصام به حبل اللّه است و اگر بر پایه ارتباط با خدا نباشد، تفرقه است.<br/>
 
بنابراین، هر رویکرد و عملکردی که محور آن خداجویی و خداخواهی باشد، اعتصام به حبل اللّه است و اگر بر پایه ارتباط با خدا نباشد، تفرقه است.<br/>
چنانکه پیشتر در سیاق همین آیه آمده است : «. . . وَمَن یَعتَصِم بِاللّهِ فَقَد هُدِیَ اِلی صِراطٍ مُسْتَقیم»<ref> آل عمران/سوره ۳، آیه ۱۰۱</ref>.<br/>
+
چنانکه پیشتر در سیاق همین آیه آمده است : «. . . وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ»<ref> آل عمران/سوره ۳، آیه ۱۰۱</ref>.<br/>
 
== وجه نزول آیه اعتصام ==
 
== وجه نزول آیه اعتصام ==
آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبلِ اللّهِ جَمیعاً وَلاتَفَرَّقُوا. . . » در مدینه نازل شده و ناظر به اختلافات میان دو قبیله اوس و خَزرَج است که پیش از اسلام دائماً درگیر بودند و به برکت اسلام با هم الفت یافتند.<br/>
+
آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا. . . »<ref>آل عمران؛ آیه 103</ref> در مدینه نازل شده و ناظر به اختلافات میان دو قبیله اوس و خَزرَج است که پیش از اسلام دائماً درگیر بودند و به برکت اسلام با هم الفت یافتند.<br/>
 
بعدها هم گاه با یادآوری گذشته به نزاع می‌پرداختند<ref> محمد بن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۱۹</ref>.<br/>
 
بعدها هم گاه با یادآوری گذشته به نزاع می‌پرداختند<ref> محمد بن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۱۹</ref>.<br/>
 
همچنین به اختلافات مذهبی و [[تفرقه افکنی]]‌های اهل کتاب، خاصه یهود، اشاره می‌کند که حتی بر سر فهم و تفسیر تورات اختلاف داشتند و بر این اساس به گروه‌ها و احزاب متعددی تقسیم شدند و به طرفداری از دو قبیله اوس و خزرج با هم می‌جنگیدند<ref> جواد علی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۶، ص۵۵۶، بیروت ۱۹۷۶ـ۱۹۷۸</ref>.<br/>
 
همچنین به اختلافات مذهبی و [[تفرقه افکنی]]‌های اهل کتاب، خاصه یهود، اشاره می‌کند که حتی بر سر فهم و تفسیر تورات اختلاف داشتند و بر این اساس به گروه‌ها و احزاب متعددی تقسیم شدند و به طرفداری از دو قبیله اوس و خزرج با هم می‌جنگیدند<ref> جواد علی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۶، ص۵۵۶، بیروت ۱۹۷۶ـ۱۹۷۸</ref>.<br/>
سطر ۱۴۵: سطر ۱۵۱:
 
== شرط رهایی از تفرقه ازنظر پیامبر ==
 
== شرط رهایی از تفرقه ازنظر پیامبر ==
 
در یک حدیث مشهور نبوی نیز امت اسلامی به ساختمانی استوار و دیرپا تشبیه شده که اجزای آن یکدیگر را ثابت نگاه می‌دارند<ref> احمد بن علی نسائی، کتاب السنن الکبری، ج۲، ص۴۱، چاپ عبدالغفار سلیمان بنداری و کسروی حسن، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱</ref><ref> عبد الرحمان بن ابی بکر سیوطی، الجامع الصغیر فی احادیث البشیر النذیر، ج۲، ص۶۶۰، بیروت ۱۴۰۱</ref>.<br/>
 
در یک حدیث مشهور نبوی نیز امت اسلامی به ساختمانی استوار و دیرپا تشبیه شده که اجزای آن یکدیگر را ثابت نگاه می‌دارند<ref> احمد بن علی نسائی، کتاب السنن الکبری، ج۲، ص۴۱، چاپ عبدالغفار سلیمان بنداری و کسروی حسن، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱</ref><ref> عبد الرحمان بن ابی بکر سیوطی، الجامع الصغیر فی احادیث البشیر النذیر، ج۲، ص۶۶۰، بیروت ۱۴۰۱</ref>.<br/>
همچنین، به رغم آن که نصاری برای خشنودی خداوند و اصرار بر اخلاص در دین، به رهبانیت (جمع گریزی و گوشه گیری) رو آورده بودند<ref>حدید/سوره ۵۷، آیه ۲۷</ref><ref> محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۷، ص۲۶۵، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵</ref><ref> محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحار الانوار، ج۶۵، ص۳۲۰</ref>.، اسلام با نفی رهبانیت انواع گوناگون تفرقه را، هرچند توجیه دینی و شرعی داشته باشد، [[بدعت]] می‌داند و محکوم می‌کند؛ چنانکه پیامبر اکرم، ضمن برخورد جدّی با انزواطلبی‌ها و جمع گریزی‌ها، رهبانیت امت اسلامی را جهاد در راه خدا شناساند<ref> ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، ج۴، ص۵۶۵، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹</ref><ref> ابن حنبل، مسندالامام احمد بن حنبل، ج۳، ص۸۲، بیروت: دار صادر</ref><ref> ابن حنبل، مسندالامام احمد بن حنبل، ج۳، ص۲۶۶، بیروت: دار صادر</ref><ref> ابن بابویه، الامالی، ج۱، ص۱۲۳، قم ۱۴۱۷</ref><ref> علی بن حسام الدین متقی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۳، ص۷۶۰، چاپ بکری حیّانی و صفوه سقا، بیروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹</ref><ref> محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحار الانوار، ج۷۹، ص۱۱۴</ref>.<br/>
+
همچنین، به رغم آن که نصاری برای خشنودی خداوند و اصرار بر اخلاص در دین، به رهبانیت (جمع گریزی و گوشه گیری) رو آورده بودند<ref>حدید/سوره ۵۷، آیه ۲۷</ref><ref> محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۷، ص۲۶۵، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵</ref><ref> محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحار الانوار، ج۶۵، ص۳۲۰</ref>، اسلام با نفی رهبانیت انواع گوناگون تفرقه را، هرچند توجیه دینی و شرعی داشته باشد، [[بدعت]] می‌داند و محکوم می‌کند؛ چنانکه پیامبر اکرم، ضمن برخورد جدّی با انزواطلبی‌ها و جمع گریزی‌ها، رهبانیت امت اسلامی را جهاد در راه خدا شناساند<ref> ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، ج۴، ص۵۶۵، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹</ref><ref> ابن حنبل، مسندالامام احمد بن حنبل، ج۳، ص۸۲، بیروت: دار صادر</ref><ref> ابن حنبل، مسندالامام احمد بن حنبل، ج۳، ص۲۶۶، بیروت: دار صادر</ref><ref> ابن بابویه، الامالی، ج۱، ص۱۲۳، قم ۱۴۱۷</ref><ref> علی بن حسام الدین متقی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۳، ص۷۶۰، چاپ بکری حیّانی و صفوه سقا، بیروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹</ref><ref> محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحار الانوار، ج۷۹، ص۱۱۴</ref>.<br/>
 
در احادیث دیگر نیز رهبانیت امت خود را [[هجرت]] و جهاد و نماز و [[روزه]] و [[حج]] دانسته است<ref> محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۷، ص۲۶۵، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵</ref><ref> محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحار الانوار، ج۶۵، ص۳۲۰</ref>.<br/>
 
در احادیث دیگر نیز رهبانیت امت خود را [[هجرت]] و جهاد و نماز و [[روزه]] و [[حج]] دانسته است<ref> محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۷، ص۲۶۵، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵</ref><ref> محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحار الانوار، ج۶۵، ص۳۲۰</ref>.<br/>
 
== فهرست منابع ==
 
== فهرست منابع ==
سطر ۱۸۱: سطر ۱۸۷:
 
<br />
 
<br />
  
[[منکر اجتماعی]]
+
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق منکر]]
[[منکر سیاسی]]
+
[[رده:منکر اجتماعی]]
 +
[[رده:منکر سیاسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۰۱

تفرقه افکنی

تفرقه-ویکی فقه

تفرقه

تَفْرِقه [۱]، اصطلاحی در بحث‌ها و تحلیل‌های اجتماعی، متضاد وحدت و اتحاد می‌باشد.

تعریف تفرقه

تفرقه به معنای پراکنده کردن و جدا جدا کردن [۲]. و تَفَرُّق به معنای پراکنده شدن، جدا جدا شدن و گراییدن به فَرْق (تفاوت، فاصله، جدایی) یا فِرْق (نیمه، بخش و شعبه) یا فِرقه (گروهی کوچک، انشعاب یافته از یک جمعیت بزرگتر) است.

کاربرد تفرقه در قرآن و حدیث

تفرقه و تفرّق در قرآن و احادیث، در مقابل وحدت و اتحاد، گاه در کنار اختلاف و گاه به جای آن به کار رفته است.

مقصود از «امت واحده» در روایات

در روایات مأثور از ائمه علیهم السلام و صحابه و تابعین، عبارت قرآنی «إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً. . . »[۳].[۴]به «هذا دینُکم دینٌ واحدٌ» تفسیر شده [۵][۶]. و بیش تر مفسران پیام این آیه را امر به اجتماع و اتحاد و نهی از تفرقه در دین و فرقه فرقه شدن مسلمین دانسته‌اند[۷][۸][۹].
اما در آیات بعدی این آیه، در سوره‌های انبیاء و مؤمنون، فرقه فرقه شدن امت واحده، بر اثر اعمال تفرقه انگیز امت‌های پیشین، نکوهش شده است [۱۰][۱۱][۱۲][۱۳]. و در چهار موضع از قرآن کریم، همراه با تعبیر «امّه واحده»، آمده است که اگر خداوند می‌خواست تمامی مسلمانان و پیروان ادیان دیگر را به صورت امتی واحد در می‌آورد [۱۴][۱۵][۱۶][۱۷]. بنابراین، تا زمانی که خداوند چنین اراده‌ای نکرده است، وحدت جامعه بشری و جوامع دینی همواره دستخوش اختلال خواهد بود.

عوامل متفرق شدن «امت واحده»

نقش بغی درمتفرق شدن «امت واحده»

بعلاوه، در قرآن کریم اختلاف در جوامع دینی، به رغم ماهیت اولیه آن‌ها که امت واحده هستند، فرایندی طبیعی به حساب آمده [۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲][۲۳]. و منشأ اختلاف و تفرقه «بَغْی» (خودخواهی و ا فزون طلبی انسان) دانسته شده است[۲۴][۲۵][۲۶].

نقش کفر وسرکشی درتفرقه «امت واحده»

در آیات دیگر به کفر و سرکشی قوم یهود و به فراموشی سپردن یادآوری‌های خداوند در میان نصاری اشاره و این دو امر زمینه ساز پیدایی اختلاف در میان ایشان دانسته شده است که تا قیامت باقی می‌ماند[۲۷] [۲۸] [۲۹].
در آیه ۱۰۵ سوره آل عمران [۳۰]، به اختلاف و تفرقه اشاره شده است.

تفاوت اختلاف با تفرقه

اختلاف با تفرقه تفاوتی اساسی دارد: اختلاف پدیده‌ای طبیعی و اجتناب ناپذیر است اما تفرقه امری غیر طبیعی و اجتناب پذیر است.
باید اختلاف بینش‌ها و نگرش‌ها را در چارچوب طبیعی شان محدود کرد تا به تفرقه نینجامند.
تفرقه هنگامی بروز می‌کند که موارد وِفاق و اتفاق در نظر گرفته نشوند و بر فَرق‌ها و اختلاف‌ها پافشاری شود، به گونه‌ای که پیروان یک دین با وجود ایمان داشتن به خدای یکتا و پیروی از پیامبر و کتاب و قبله‌ای واحد، یکدیگر را گمراه، کافر و اهل باطل بپندارند[۳۱][۳۲][۳۳].
در قرآن اختلاف اساساً امری طبیعی دانسته شده است[۳۴]، همچنانکه اختلافاتی از قبیل اختلافات فقهی، که مانع اتفاق و همبستگی مسلمانان و دینداران نمی‌شوند، تحریم نشده‌اند[۳۵]، بلکه اختلافاتی ممنوع شده‌اند که سبب فساد و فتنه می‌شوند.

امکان از بین بردن اختلاف‌ها

برخی عقیده دارند که ریشه کن کردن اختلاف‌ها و از بین بردن آن‌ها به طور کامل میسر است، اما بنا بر قرآن کریم [۳۶]. این امر محال است و در حدیثی نبوی نیز آمده که اختلاف امت اسلام یکی از مظاهر رحمت الهی است[۳۷].

امکان اجتناب از فرقه فرقه شدن

در احادیث، افتراق (فرقه فرقه شدن) نیز امری طبیعی و ناگزیر تلقی شده است؛ چنانکه از پیامبر اکرم نقل کرده‌اند که بزودی امت اسلام نیز مانند یهود و نصاری فرقه فرقه خواهد شد (حدیث افتراق)[۳۸] عبد اللّه بن عبد الرحمان دارمی، سنن الدارمی، ج۲، ص۲۴۱، چاپ محمد احمد دهمان، دمشق: مکتبه الاعتدال[۳۹][۴۰].

افتراق منفی و مثبت

افتراق، تا آن جا که به معنای تفاوت و چند گونگی آرا و اندیشه‌ها باشد، ناپسند نیست اما آنچه نهی شده تفرقه افکنی و تفرقه انگیزی است.
پیامبر اکرم از مسلمانان با تعبیر «یَدٌ واحدهٌ علی مَن سِواهُم» یاد کرده و خواسته است که مسلمانان همواره در برابر دیگران یکپارچه و متحد باشند [۴۱][۴۲]، همچنانکه قرآن کریم نیز تمام مؤمنان را برادران یکدیگر دانسته است[۴۳].

اتحاد کافران مختلف و متفرق

بنا بر آیه ۷۳ سوره انفال [۴۴]، کافران با همه اختلافاتی که با یکدیگر دارند، در مخالفت و رویارویی با مسلمانان هم دست و هم دل اند و اگر مسلمانان با یکدیگر اتحاد و همبستگی نداشته باشند، فتنه و آشوب همه جا را فرا خواهد گرفت.
بر این نکته نیز تأکید شده که وحدت منافقان، صوری یا نمایشی است : «تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى. . .»[۴۵].

علل تاکید قرآن بر وحدت و اتفاق

برای درک تأکیدات مستمر و گوناگون قرآن کریم بر وحدت و اتفاق، باید به وضع اجتماع و محیطی که قرآن در آن نازل شده است توجه کرد.
ویژگیهای اخلاقی و اجتماعی و محیطی اعراب، مانع همبستگی آنها، به عنوان یک امت، و موجب تفرقه و تکروی آن‌ها می‌شد.
از جمله این ویژگی‌ها، گرایش جدّی به حریت و مقاومت در برابر به بند کشیده شدن بود که حتی هرودوت و دیگر مورخان یونانی و رومی را هم به تعجب واداشت[۴۶].
از همین رو عرب جاهلی، جز در پاره‌ای موارد ضروری، به هیچگونه تعهدی تن نمی‌داد[۴۷].
افراط در اِعمال این خصلت منجر به فرد گرایی شدید و عنان گسیخته اعراب و مانع از تشکیل جوامع بزرگ و امت می‌شد[۴۸].
اعراب در واقع تنها عشیره و قبیله را ــ که افرادش با هم نسبت خونی داشتند ــ به رسمیت می‌شناختند.
این ویژگی در تمام عربستان وجود داشت، اما در مدینه، به سبب وجود یهودیان و مسیحیان، اختلافات مذهبی هم بر این ویژگی افزوده می‌شد و علاوه بر تفرقه اجتماعی، تفرقه دینی نیز در آن جا بروز می‌کرد.

جایگاه تفرقه دینی در اجتماع

در قرآن کریم، تفرقه دینی در کنار تفرقه اجتماعی نهی و نفی شده است و تفرّق در دین در برابر اقامه دین به کار رفته و عامل تفرقه گرایی مشرکان، انس و عادت به مظاهر شرک دانسته شده است[۴۹][۵۰].
خداوند پیامبر اسلام را به «استقامت» (بر راه راست، ثابت ماندن) [۵۱]. در تفرقه زدایی امر کرده است[۵۲].
همچنین، در ادامه آیه فطرت [۵۳]، فرقه گرایی‌ها و تفرقه انگیزی‌های مسلمانان را برابر با شرک ورزیدن و به صفوف مشرکان پیوستن اعلام می‌کند[۵۴].
در قرآن کریم، این عجب و خودپسندی، که بر پایه آن هر فرقه و گروه به آنچه خود دارند خرسند و شادمان اند و باورها و پایبندی‌های فرقه‌های دیگر را ارج نمی‌نهند و به سخره می‌گیرند، سخت نکوهش شده است[۵۵][۵۶][۵۷][۵۸][۵۹].
در واقع، قرآن کریم تفرقه در دین را مطلقاً نفی می‌کند و حساب اهل تفرقه را از پیامبر اسلام جدا می‌سازد[۶۰][۶۱].

تفرقه و نفاق در لباس دین

همچنین، پیامبر اسلام از پای نهادن به مسجد ضِرار (مسجد نفاق)، که منافقان مدینه آن را برای ایجاد تفرقه در میان مسلمانان بنا کرده بودند [۶۲]، نهی شد تا مسلمانان دریابند که مسجد نیز هرگاه به پایگاه تفرقه تبدیل شود، حتی پای نهادن در آن شرعاً روا نیست[۶۳].
عالمان مسلمان نیز در باره وجوب ویران کردن مساجدی که با چنین هدفی ساخته شوند، اتفاق نظر دارند[۶۴] [۶۵][۶۶].

ریشه اصلی تفرقه دینی

بنا بر آیات قرآن کریم، ریشه اصلی تفرقه دینی، جدایی افکندن و فرق نهادن میان پیامبران و پیروی از دین و شریعت یکی از پیامبران را بهانه مخالفت با دیگر پیامبران قرار دادن است، به گونه‌ای که پیروان یک دین، آیین خود را متفاوت با دیگر ادیان الهی و جدا از آن‌ها بدانند[۶۷].
قرآن به مسلمانان توصیه می‌کند که به همه پیامبران و کتاب‌های آسمانی و شریعت‌های الهی ایمان داشته باشند و بین پیامبران فرق نگذارند[۶۸][۶۹].
در واقع، مُسلِم حقیقی بودن مشروط به چنین ایمانی است[۷۰][۷۱].

پیشینه تفرقه دینی

قرآن کریم پیشینه تفرقه در دین را به اهل کتاب (یهود و نصاری)، منتسب کرده [۷۲][۷۳][۷۴][۷۵][۷۶]. که آگاهانه، بر اختلافات مذهبی پافشاری کردند و باب تفرقه در دین را گشودند[۷۷][۷۸][۷۹][۸۰]. و امت موسی علیه السلام را نخستین گروهی دانسته که در دین تفرقه کردند[۸۱][۸۲].
قرآن مسلمانان را از این که همانند آنان رفتار کنند، بر حذر می‌دارد[۸۳][۸۴].
آنان ادعا می‌کردند که جز یهود و نصاری پیروان هیچ دین دیگری به بهشت نمی‌روند [۸۵]. و به مسلمانان می‌گفتند اگر می‌خواهید هدایت یابید، یهودی یا نصرانی شوید[۸۶].
در عین حال، حقانیت یکدیگر را نیز نفی و همانند بی خبران از دین و مشرکان رفتار می‌کردند[۸۷].

راه درمان تفرقه دینی

قرآن کریم برای برقرار ماندن وحدت و همبستگی میان مسلمانان، آنان را به چنگ زدن به ریسمان الهی امر و از تفرقه افکنی و تفرقه انگیزی نهی می‌کند: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا. . . »[۸۸].
اعتصام به معنی تمسک و آویختن به یک چیز است[۸۹].
حبل اللّه در روایات به قرآن کریم [۹۰][۹۱][۹۲][۹۳][۹۴][۹۵]، آل محمد صلی اللّه علیه وآله وسلم [۹۶] [۹۷]، قرآن و عترت [۹۸]، توحید و ولایت[۹۹]. و چیزهایی از این قبیل تفسیر شده است.
برخی از مفسران نیز آن را به معنای دین و آیین اسلام گرفته‌اند[۱۰۰][۱۰۱][۱۰۲].
بنابراین، هر رویکرد و عملکردی که محور آن خداجویی و خداخواهی باشد، اعتصام به حبل اللّه است و اگر بر پایه ارتباط با خدا نباشد، تفرقه است.
چنانکه پیشتر در سیاق همین آیه آمده است : «. . . وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ»[۱۰۳].

وجه نزول آیه اعتصام

آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا. . . »[۱۰۴] در مدینه نازل شده و ناظر به اختلافات میان دو قبیله اوس و خَزرَج است که پیش از اسلام دائماً درگیر بودند و به برکت اسلام با هم الفت یافتند.
بعدها هم گاه با یادآوری گذشته به نزاع می‌پرداختند[۱۰۵].
همچنین به اختلافات مذهبی و تفرقه افکنی‌های اهل کتاب، خاصه یهود، اشاره می‌کند که حتی بر سر فهم و تفسیر تورات اختلاف داشتند و بر این اساس به گروه‌ها و احزاب متعددی تقسیم شدند و به طرفداری از دو قبیله اوس و خزرج با هم می‌جنگیدند[۱۰۶].

مضمون وثمره نزول آیه اعتصام

این آیه بیانگر اهمیت اخلاص در دین است [۱۰۷]. که خداوند همه امت‌های پیشین را به آن فرمان داده و آنان گاه سرپیچی کرده و راه تفرقه را پیش گرفته‌اند[۱۰۸].
بنابراین، مسلمانان موظف اند در تمامی اعمال و رفتار خویش فقط خدا را در نظر داشته باشند و خود را مانند بندگان دیگر او ببینند و اگر در برخی عقاید و مناسک با دیگران اختلاف‌هایی دارند، بر آن‌ها پافشاری نکنند و نسبت به فرقه‌ای که به آن نسبت دارند، تعصب نورزند[۱۰۹].
در احادیث نیز بر گرویدن خالصانه و متوسلانه به قرآن کریم، به عنوان رمز وحدت اسلامی، تأکید شده است : «فَعَلیکُم بکتابِ اللّه»[۱۱۰].

شرط رهایی از تفرقه ازنظر قرآن

در واقع در بیان صریح قرآن کریم ایمان به خدای یکتا و ایمان به آخرت و انجام دادن عمل صالح، شرط نجات و رستگاری است [۱۱۱]. تا اختلافات عقیدتی میان پیروان ادیان یا اختلافات موجود در عقاید مسلمانان، بهانه‌ای برای تفرقه انگیزی و متفرق شدن نگردد[۱۱۲].
محور تمام مناسک عبادی اسلامی نیز تفرقه زدایی و متمایل ساختن مسلمانان به جمعیت و جماعت است که این خصوصیت در نمازهای جماعت و جمعه و در مراسم حج مشهودتر است.

شرط رهایی از تفرقه ازنظر پیامبر

در یک حدیث مشهور نبوی نیز امت اسلامی به ساختمانی استوار و دیرپا تشبیه شده که اجزای آن یکدیگر را ثابت نگاه می‌دارند[۱۱۳][۱۱۴].
همچنین، به رغم آن که نصاری برای خشنودی خداوند و اصرار بر اخلاص در دین، به رهبانیت (جمع گریزی و گوشه گیری) رو آورده بودند[۱۱۵][۱۱۶][۱۱۷]، اسلام با نفی رهبانیت انواع گوناگون تفرقه را، هرچند توجیه دینی و شرعی داشته باشد، بدعت می‌داند و محکوم می‌کند؛ چنانکه پیامبر اکرم، ضمن برخورد جدّی با انزواطلبی‌ها و جمع گریزی‌ها، رهبانیت امت اسلامی را جهاد در راه خدا شناساند[۱۱۸][۱۱۹][۱۲۰][۱۲۱][۱۲۲][۱۲۳].
در احادیث دیگر نیز رهبانیت امت خود را هجرت و جهاد و نماز و روزه و حج دانسته است[۱۲۴][۱۲۵].

فهرست منابع

(۱) علاوه بر قرآن.
(۲) محمود بن عبد اللّه آلوسی، روح المعانی، بیروت: داراحیاء التراث العربی.
(۳) ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۴) ابن بابویه، الامالی، قم ۱۴۱۷.
(۵) ابن بابویه، معانی الاخبار، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۳۶۱ ش.
(۶) ابن حنبل، مسندالامام احمد بن حنبل، بیروت: دار صادر.
(۷) ابن عاشور (محمد طاهر بن محمد)، تفسیر التحریر و التنویر، تونس ۱۹۸۴.
(۸) هاشم بن سلیمان بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، چاپ محمود بن جعفر موسوی زرندی، تهران ۱۳۳۴ ش، چاپ افست قم.
(۹) عبد علی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نور الثقلین، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم (۱۳۸۳ـ۱۳۸۵).
(۱۰) عبد اللّه بن عبد الرحمان دارمی، سنن الدارمی، چاپ محمد احمد دهمان، دمشق: مکتبه الاعتدال.
(۱۱) حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، چاپ محمد سید کیلانی، بیروت.
(۱۲) عبد الرحمان بن ابی بکر سیوطی، الجامع الصغیر فی احادیث البشیر النذیر، بیروت ۱۴۰۱.
(۱۳) محمد پادشاه بن غلام محیی الدین شاد، آنندراج: فرهنگ جامع فارسی، چاپ محمد دبیر سیاقی، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۱۴) عبد الرزاق بن همام صنعانی، المصنّف، چاپ حبیب الرحمان اعظمی، بیروت: مجلس العلمی.
(۱۵) محمد حسین طباطبائی ، المیزان فی تفسیر القرآن.
(۱۶) فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیر القرآن.
(۱۷) محمد بن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن.
(۱۸) محمد بن حسن طوسی ، التبیان فی تفسیر القرآن.
(۱۹) جواد علی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت ۱۹۷۶ـ۱۹۷۸.
(۲۰) محمد غروی، الامثال النبویّه، بیروت ۱۴۰۱.
(۲۱) محمد بن عمر فخر رازی، التفسیر الکبیر، قاهره.
(۲۲) چاپ افست تهران.
(۲۳) محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۲۴) علی بن حسام الدین متقی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، چاپ بکری حیّانی و صفوه سقا، بیروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹.
(۲۵) محمد باقر بن محمد تقی مجلسی ، بحار الانوار.
(۲۶) محمد جواد مغنیه، التفسیر الکاشف، بیروت ۱۹۸۰ـ۱۹۸۱.
(۲۷) احمد بن علی نسائی، کتاب السنن الکبری، چاپ عبدالغفار سلیمان بنداری و کسروی حسن، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تفرقه»، شماره۳۶۷۸.

پا نویس

  1. علاوه بر قرآن .
  2. محمد پادشاه بن غلام محیی الدین شاد، آنندراج: فرهنگ جامع فارسی، ذیل واژه، چاپ محمد دبیر سیاقی، تهران ۱۳۶۳ ش
  3. انبیاء/سوره ۲۱، آیه ۹۲
  4. مؤمنون/سوره ۲۳، آیه ۵۲
  5. محمد بن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۶۷
  6. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۱۱۱
  7. محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۵۴۶
  8. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۴، ص۱۵۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵
  9. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج ۱۱، ص ۳۳۸ـ۳۳۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵
  10. انبیاء/سوره ۲۱، آیه ۵۱-۹۱
  11. انبیاء/سوره ۲۱، آیه ۹۳-۹۴
  12. مؤمنون/سوره ۲۳، آیه ۳۱-۵۱
  13. مؤمنون/سوره ۲۳، آیه ۵۳-۵۴
  14. مائده/سوره ۵، آیه ۴۸
  15. هود/سوره ۱۱، آیه ۱۱۸
  16. نحل/سوره ۱۶، آیه ۹۳
  17. شوری/سوره ۴۲، آیه ۸
  18. بقره/سوره ۲، آیه ۲۱۳
  19. یونس/سوره ۱۰، آیه ۱۹
  20. هود/سوره ۱۱، آیه ۱۱۸
  21. شوری/سوره ۴۲، آیه ۸
  22. شوری/سوره ۴۲، آیه ۱۰
  23. مائده/سوره ۵، آیه ۴۸
  24. بقره/سوره ۲، آیه ۲۱۳
  25. آل عمران/سوره ۳، آیه ۱۹
  26. شوری/سوره ۴۲، آیه ۱۴
  27. مائده/سوره ۵، آیه ۱۴
  28. مائده/سوره ۵، آیه ۶۴
  29. سجده/سوره ۳۲، آیه ۲۵
  30. آل عمران/سوره ۳، آیه ۱۰۵
  31. آل عمران/سوره ۳، آیه ۱۰۵
  32. شوری/سوره ۴۲، آیه ۱۴
  33. بیِّنه/سوره ۹۸، آیه ۴
  34. هود/سوره ۱۱، آیه ۱۱۸-۱۱۹
  35. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۴، ص۴۵۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵
  36. هود/سوره ۱۱، آیه ۱۱۸
  37. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۴، ص۱۵۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵
  38. ابن بابویه، معانی الاخبار، ج۱، ص۱۵۷، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۳۶۱ ش
  39. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۴، ص۱۵۹ـ ۱۶۰، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵
  40. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج ۱۲، ص ۱۲۹ـ۱۳۰، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵
  41. عبد الرزاق بن همام صنعانی، المصنّف، ج۵، ص۲۲۶، چاپ حبیب الرحمان اعظمی، بیروت: مجلس العلمی
  42. محمد غروی، الامثال النبویّه، ج۲، ص۳۴۷، بیروت ۱۴۰۱
  43. حجرات/سوره ۴۹، آیه ۱۰
  44. انفال/سوره ۸، آیه ۷۳
  45. حشر/سوره ۵۹، آیه ۱۴
  46. جواد علی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۴۰۸، بیروت ۱۹۷۶ـ۱۹۷۸
  47. جواد علی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۴۰۸، بیروت ۱۹۷۶ـ ۱۹۷۸
  48. جواد علی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۴۰۸، بیروت ۱۹۷۶ـ۱۹۷۸
  49. شوری/سوره ۴۲، آیه ۱۳
  50. روم/سوره ۳۰، آیه ۳۱-۳۲
  51. حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل «قوم»، چاپ محمد سید کیلانی، بیروت
  52. شوری/سوره ۴۲، آیه ۱۴-۱۵
  53. روم/سوره ۳۰، آیه ۳۰.
  54. روم/سوره ۳۰، آیه ۳۱-۳۲
  55. مؤمنون/سوره ۲۳، آیه ۵۳.
  56. روم/سوره ۳۰، آیه ۳۲
  57. محمد بن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۸، ص۲۳
  58. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۴، ص۳۲، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵
  59. ابن عاشور (محمد طاهر بن محمد)، تفسیر التحریر و التنویر، ج۱۸، ص۷۲ـ۷۳، تونس ۱۹۸۴
  60. انعام/سوره ۶، آیه ۱۵۹.
  61. محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۸۹۳۹۰
  62. محمد بن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۱۷ـ۱۹
  63. توبه/سوره ۹، آیه ۱۰۷-۱۱۰
  64. محمد بن عمر فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج۱۶، ص۱۹۵، قاهره
  65. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۸، ص۲۵۴، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵
  66. ابن عاشور (محمد طاهر بن محمد)، تفسیر التحریر و التنویر، ج۱۱، ص۳۱، تونس ۱۹۸۴
  67. نساء/سوره ۴، آیه ۱۵۰-۱۵۲
  68. بقره/سوره ۲، آیه ۱۳۶
  69. بقره/سوره ۲، آیه ۲۸۵
  70. آل عمران/سوره ۳، آیه ۱۹-۲۰
  71. آل عمران/سوره ۳، آیه ۸۴-۸۵
  72. شوری/سوره ۴۲، آیه ۱۴
  73. بیِّنه/سوره ۹۸، آیه ۴
  74. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۶، ص۱۲، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵
  75. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۲۰، ص۱۴۳، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵
  76. ابن عاشور (محمد طاهر بن محمد)، تفسیر التحریر و التنویر، ج۲۵، ص ۵۶ـ۵۸، تونس ۱۹۸۴
  77. بقره/سوره ۲، آیه ۲۱۳.
  78. آل عمران/سوره ۳، آیه ۱۹.
  79. یونس/سوره ۱۰، آیه ۹۳
  80. جاثیه/سوره ۴۵، آیه ۱۷
  81. هود/سوره ۱۱، آیه ۱۱۰
  82. فصّلت/سوره ۴۱، آیه ۴۵
  83. آل عمران/سوره ۳، آیه ۱۰۵
  84. محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۵۵۰
  85. بقره/سوره ۲، آیه ۱۱۱
  86. بقره/سوره ۲، آیه ۱۳۵.
  87. بقره/سوره ۲، آیه ۱۱۳
  88. آل عمران/سوره ۳، آیه ۱۰۳
  89. حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل «عصم»، چاپ محمد سید کیلانی، بیروت
  90. محمد بن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۲۱
  91. محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۵۴۵
  92. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۴، ص۱۵۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵
  93. هاشم بن سلیمان بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۰۵، چاپ محمود بن جعفر موسوی زرندی، تهران ۱۳۳۴ ش، چاپ افست قم
  94. عبد علی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۳۷۷، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم (۱۳۸۳۱۳۸۵
  95. محمود بن عبد اللّه آلوسی، روح المعانی، ج۴، ص۱۸، بیروت:داراحیاء التراث العربی
  96. هاشم بن سلیمان بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۰۷، چاپ محمود بن جعفر موسوی زرندی، تهران ۱۳۳۴ ش، چاپ افست قم
  97. عبد علی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۳۷۷، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم (۱۳۸۳۱۳۸۵
  98. محمود بن عبد اللّه آلوسی، روح المعانی، ج۴، ص۱۸، بیروت:داراحیاء التراث العربی
  99. عبد علی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۳۷۸، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم (۱۳۸۳۱۳۸۵
  100. محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۵۴۵
  101. محمد بن حسن طوسی ، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۵۴۹
  102. محمد جواد مغنیه، التفسیر الکاشف، ج۲، ص۱۲۲، بیروت ۱۹۸۰ـ۱۹۸۱
  103. آل عمران/سوره ۳، آیه ۱۰۱
  104. آل عمران؛ آیه 103
  105. محمد بن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۱۹
  106. جواد علی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۶، ص۵۵۶، بیروت ۱۹۷۶ـ۱۹۷۸
  107. محمد بن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۲۱ به نقل از ابوالعالیه
  108. بیِّنه/سوره ۹۸، آیه ۴
  109. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۴، ص۱۵۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵
  110. ابن حنبل، مسندالامام احمد بن حنبل، ج۲، ص۲۱۲، بیروت: دار صادر
  111. مائده/سوره ۵، آیه ۶۹.
  112. شوری/سوره ۴۲، آیه ۱۳
  113. احمد بن علی نسائی، کتاب السنن الکبری، ج۲، ص۴۱، چاپ عبدالغفار سلیمان بنداری و کسروی حسن، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱
  114. عبد الرحمان بن ابی بکر سیوطی، الجامع الصغیر فی احادیث البشیر النذیر، ج۲، ص۶۶۰، بیروت ۱۴۰۱
  115. حدید/سوره ۵۷، آیه ۲۷
  116. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۷، ص۲۶۵، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵
  117. محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحار الانوار، ج۶۵، ص۳۲۰
  118. ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، ج۴، ص۵۶۵، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹
  119. ابن حنبل، مسندالامام احمد بن حنبل، ج۳، ص۸۲، بیروت: دار صادر
  120. ابن حنبل، مسندالامام احمد بن حنبل، ج۳، ص۲۶۶، بیروت: دار صادر
  121. ابن بابویه، الامالی، ج۱، ص۱۲۳، قم ۱۴۱۷
  122. علی بن حسام الدین متقی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۳، ص۷۶۰، چاپ بکری حیّانی و صفوه سقا، بیروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹
  123. محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحار الانوار، ج۷۹، ص۱۱۴
  124. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۷، ص۲۶۵، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵
  125. محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، بحار الانوار، ج۶۵، ص۳۲۰
منبع:سایت ویکی فقه - تاریخ برداشت: 94/12/13