فرهنگ مصادیق:تدبر در قرآن: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(۱۷ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۸: سطر ۸:
 
| ۱ || [[تدبر در قرآن-کتاب]]
 
| ۱ || [[تدبر در قرآن-کتاب]]
 
|-
 
|-
| ۲|| [[پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن ج1]]
+
| ۲|| [[پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن ج۱]]
 
|-
 
|-
| ۲|| [[پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن ج2]]
+
| 3|| [[پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن ج۲]]
 
|}
 
|}
 
<p class="relatebook">مقالات مرتبط</p>
 
<p class="relatebook">مقالات مرتبط</p>
سطر ۱۷: سطر ۱۷:
 
! ردیف !! عنوان
 
! ردیف !! عنوان
 
|-
 
|-
| ۱ || [[تدبّر در قرآن از دیدگاه اهل‌بیت (ع)]]
+
| ۱|| [[فیش‌های تدبر در قرآن]]
 
|-
 
|-
| ۲|| [[فیش‌های تدبر در قرآن]]
+
| ۲|| [[تدبّر در قرآن از دیدگاه اهلبیت(ع)]]
 
+
 
|}
 
|}
 
<p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p>
 
<p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p>
سطر ۴۵: سطر ۴۴:
 
| ۹ || [[رد احکام قرآن]]
 
| ۹ || [[رد احکام قرآن]]
 
|-
 
|-
| 10 || [[شرط خلاف قرآن در معاملات]]
+
| ۱۰ || [[شرط خلاف قرآن در معاملات]]
 
|-
 
|-
 
| ۱۱ || [[لمس خط قرآن بدون وضو]]
 
| ۱۱ || [[لمس خط قرآن بدون وضو]]
سطر ۷۲: سطر ۷۱:
 
|}
 
|}
 
<p class="relatesoft">نرم‌افزارهای مرتبط</p>
 
<p class="relatesoft">نرم‌افزارهای مرتبط</p>
{| class="wikitable"
 
|-
 
! ردیف !! عنوان
 
|}
 
<p class="relatesites">پایگاه‌های اینترنتی مرتبط</p>
 
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۸۲: سطر ۷۶:
 
|}
 
|}
 
</div>
 
</div>
نویسنده: علی کرجی
+
نویسنده : صالح دیانت<br/>
== تدبّر در قرآن از دیدگاه اهلبیت(ع) ==
+
تهیه و تدوین  :پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-95/8/11<br/>
==مقدمه==
+
کلید واژه:قرآن، تدبر، اندیشیدن و تفکر، بطن و باطن،تفسیر.<br/>
قرآن کریم مهم‌ترین و کامل‌ترین کتاب آسمانی برای هدایت انسان به سوی کمال واقعی است که از سوی خدا بر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم نازل شده است.<ref>انّ هذا القرآن یهدی لّلتی هی اقوم. (اسراء / 17</ref> چرا که قرآن کریم، تجلّی علم الهی در روی زمین است.<ref>مام صادق(ع): لَقد تجلّی اللّهُ لِخَلْقِهِ فی کلامه و لکنّهم لایُبصرون؛ خداوند در کلامش (قرآن) برای خلقش ظهور کرده است ولی آنها بصیرت ندارند. (بحارالانوار، ج 89، ص 107، مؤسّسة الوفاء، بیروت، 1403 ق</ref> و بر این اساس، مسلّماً ایمان به محتوا و اعتقاد به هدایت بخشی آن و ارتباط با مضامین بلند آن، بهره مندی از علم الهی در جهت سعادت و فلاح ابدی انسان را در پی دارد.<br />
+
== مقدمه ==
و اما اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام که چهره دیگر علم الهی هستند، طبعاً واجد همه حقائق قرآن و به منزله روح آن کتاب مقدّس الهی هستند. از این رو برظاهر و باطن، تفسیر و تأویل، محکم و متشابه و عامّ و خاصّ قرآن کریم آگاهی کامل دارند؛ بلکه آن حضرات، مکمّلان، مترجمان و بیان کنندگان واقعی آن جلوه بارز علم الهی نیز هستند. همان طوری که وقتی «سُدَیْر» از راویان حدیث، از امام باقرعلیه السلام در مورد جایگاه امامان علیهم السلام نسبت به هدایت مردم و نقش سازنده آنان سؤال می‌کند که: «شما کیستید؟» آن حضرت می‌فرماید:<br />
+
موانع فرهنگی و اجتماعی زیادی در مسیر فهم قرآن کریم وجود دارد. بعضی با بیان تلویحی و بعضی به صراحت مؤمنان را از فهم قرآن برحذر می‌دارند از ترس اینکه مبادا اشتباه و لغزشی روی دهد. این امر در اذهان مردم و به ویژه در حیطه معارف دینی تأثیری آشکار داشته، بدان گونه که در طیفی از مردم، رجوع به قرآن کریم برای فهم معارف دینی چندان معمول نیست و بلکه گاه مورد پرهیز است. این کناره گیری پدیده‌ای است زیان بخش و چه بسا خطر آفرین. زیان بخش است چون موجب محرومیت امت از درک مستقیم معارف قرآن و برقراری ارتباط بی واسطه با منبع نور الهی می‌گردد؛ و خطر آفرین است زیرا اگر مراجعه به قرآن کریم بصورت امری عادی درنیاید، تهاجم اندیشه‌های غیر قرآنی، بینش اجتماعی را به سوی فضایی ظلمانی سوق می‌دهد در حالیکه فرهنگ [[تدبر در قرآن]] و مراجعه به آن مانع از نفوذ ابهام و تردید در اندیشه‌های ایمانی و قلوب مومنین خواهد بود. همان طور که پیامبراکرم(ص) فرمودند: زمانی که فتنه‌ها همچون شب تاریک شما را در بر گرفت، همواره به قرآن تمسک جویید <ref>- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِی حَدِیثٍ : إِذَا الْتَبَسَتْ  عَلَیْکُمُ  الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ .... وَ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَی الْجَنَّهِ، وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَی النَّارِ. وسائل الشیعه ؛ ج 6 ؛ ص171</ref>. <ref>- تارنمای Khamenei.ir</ref><br/>
«نَحْنُ خُزَّانُ عِلمِ اللَّهِ وَ نَحنُ تَراجِمَةُ وَحْیِ اللّهِ»<ref>وسائل الشیعه، ج 2، ص 32 (20 جلدی، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت</ref>؛ ما (اهل بیت) خزینه‌های دانش خداوند و بیان کنندگان وحی الهی هستیم.»<br />
+
در این نوشته تلاش شده است که معنا، آثار، روشها، لغزشگاه‌ها و مباحث گوناگون [[تدبر در قرآن]] مورد بررسی قرار گیرد تا پس از گنجینه باشد برای استفاده علاقه مندان و راهنمای عاملان به این فریضه قرآنی و معروف فرهنگی باشد ان شاء الله.<br/>
بنابراین، ائمّه علیهم السلام هم بر حقائق قرآن احاطه دارند و هم مترجمان و بیان کنندگان واقعی آن می‌باشند. آنان مفسّران کلام حقّ تعالی به زبان بشری برای انسان‌ها هستند.<ref>شرح اصول کافی، ج 5، ص 171، ملا صالح مازندرانی، متوفّای 1081 </ref> آنان هم بر راز و رمزهای قرآن آگاهی دارند و هم بر راه‌های استفاده از آن احاطه دارند. از این رو در مواقع مختلف، مردم را به جایگاه بلند قرآن و نقش اساسی آن در هدایت و سعادت انسان‌ها آگاه می‌کردند و راه‌های بهره برداری از آن را نیز گوشزد می‌کردند.<br />
+
== تدبّر، راه استفاده از قرآن ==
+
  
از مهم‌ترین راه‌هایی که با طیّ آن هرکس می‌تواند بنابر ظرفیت وجودی، توان و همّت خود از معارف، آموزه‌ها، لطائف و حقائق قرآن استفاده کند، و معصومان علیهم السلام بر آن تکیه فراوان دارند، تدبّر در آیات قرآن است؛ به ویژه آیاتی که بیان کننده معارف مبدأ و معاد، عقائد، اخلاق، جامعه شناسی، جهان شناسی و انسان شناسی می‌باشند و در بردارنده کلیدی از کلیدهای گره گشای مشکلات انسان در مسیر به سوی خداوند متعال می‌باشند.
+
== معنای تدبر ==
== معنای تدبّر ==
+
=== در لغت ===
 +
بررسی چیزی پس از چیز دیگر را «تدبّر» می‌گویند و در {این آیات} به  معنای تأمّل و دقت در یک آیه با در نظر گرفتن همه آیات قرآن است.  <ref>- ر.ک: التحقیق، ج 3، ص 194، «د ب ر» تسنیم، جلد 19 -  صفحه 622</ref><br/>
 +
==== تفاوت تدبر و تفکر ====
 +
تفاوت "تدبر"  با "تفکر"، این است که تفکر مربوط به بررسی علل و خصوصیات یک موجود است، اما "تدبر" مربوط به بررسی عواقب و نتائج آن است <ref>- تفسیر نمونه، ج 4، از ص: 27.  و نیز. الفروق فی اللغه ؛ ص67</ref>. تدبر به معنای عمیق و ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی است. <ref>- لسان العرب، ابن منظور، واژه دبر-  نقل از سایت فلاح</ref>
 +
=== در اصطلاح ===
 +
تدبّر در آیات قرآن عبارت است از کاوش و دقّت نظر در کشف مفاهیم و روابط ناپیدای موجود در هریک از آیات و ارتباط آیات با یکدیگر و ارتباط آیه‌ای از یک سوره با آیه و آیات دیگر در سوره‌های دیگر. <ref>- تفسیر المیزان نیز دیدگاهی مشابه این دیدگاه را دارد. ترجمه المیزان، ج 5 ، ص: 26 - همچنین ر.ک Khamenei.ir فیشهای تدبر در قرآن</ref><br/>
 +
تدبّر در قرآن یعنی تلاوت آیات قرآن و عبور از الفاظ آن و رسیدن به عمق معنا، پیام‌ها، درس‌ها، انذارها، تبشیرها و رهنمودهای آن.<br/>
 +
علی علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 +
تَدَبَّرُوا آیَاتِ  الْقُرْآنِ  وَ اعْتَبِرُوا بِهِ  فَإِنَّهُ  أَبْلَغُ  الْعِبَرِ. <ref>- تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ؛ ؛ ص111</ref> در این روایت، «تدبّر» با «اعتبار» همراه شده است و این نشان می‌دهد که تدبّر یک نوع دقّت نظر و اندیشه در وسیله (آیات) می‌باشد برای رسیدن به یک هدف بلند. از این رو حضرت، کلام خود را به «ابلغ العبر» تعلیل کرد تا بفهماند قرآن بهترین ابزار عبور است؛ عبور قاری قرآن از الفاظ و عبارت و رسیدن به عمق معانی و شناختِ موجباتِ سعادت و هدایت.<br/>
 +
بنابراین، حقیقتِ تدبّر در آیات قرآن همان تلاوت راستین آن است که از قرائت آیات شروع می‌شود  و با تأمّل در معنا و پیام‌ها و خواسته‌ها، ادامه می‌یابد  و با تعهّد و التزام و عمل به مضامین آنها، ختم می‌گردد. <ref>- علی کرجی - فصلنامه کوثر ، شماره 63 ، پاییز 84 ، از طریق شبکه شارح</ref>
  
تدبّر از ریشه «دَبْر» به معنای پشت سر و عاقبت چیزی است. بنابراین، تدبّر به معنای اندیشیدن در عاقبت کارها، عواقب امور و نتایج عملکردها است و نتیجه اش کشف حقائق و مسائلی است که بدون آن اندیشیدن به دست آوردنش میسّر نمی‌باشد. به عبارت دیگر، «تدبّر» به معنای اندیشه عمیق و پیاپی و مستمر در ورای ظاهر گفتارها، نوشته‌ها و اعمال انسان، برای روشن شدن چهره واقعی و ظاهر شدن باطن امور می‌باشد.<ref>مفردات راغب، واژه دبر؛ المیزان، ج 5، ص 26 (20 جلدی عربی)؛ تفسیر نمونه، ج، 4، ص 27</ref><br />
 
تدبّر، یک معنای خاص تر از «تفکّر» دارد؛ چرا که تدبّر، ژرف اندیشی و دقّت نظر در نتایج، سرانجام‌ها، عواقب رفتارها، پدیده‌ها، شیوه‌های زندگی و به طور کلّی نظر عمیق انداختن به سرنوشت آینده انسان و جهانِ مربوط به اوست. و اما تفکّر، معنای وسیعتری دارد؛ چرا که در تفکّر، علاوه بر اندیشیدن در عواقب و آثار و معلول‌ها، شامل اندیشه در علل و اسباب و روابط پدیده‌ها نیز می‌شود. و به طور خلاصه، تدبّر، دقّت پیاپی در عواقب و نتایج امور است و اما تفکّر، اندیشه در علل و دلائل می‌باشد.<ref>حجةالتفاسیر، ج 2، ص 58؛ تفسیر خسروی، ج 2، ص 250؛ تفسیر عاملی، ج 3، ص 45؛ تفسیر نمونه، ج 4، ص 27</ref><br />
 
== معنای تدبّر در آیات قرآن ==
 
 
و اما تدبّر در آیات قرآن که هم از ناحیه خود قرآن به آن سفارش شده است <ref>نساء / 82؛ محمّد / 24</ref> و هم از طرف معصومان علیهم السلام بر آن تأکید بسیار شده است، عبارت است از کاوش و دقّت نظر در کشف مفاهیم و روابط ناپیدای موجود در هریک از آیات و ارتباط آیات با یکدیگر و ارتباط آیه‌ای از یک سوره با آیه و آیات دیگر در سوره‌های دیگر.<br />
 
تدبّر در قرآن؛ یعنی تلاوت آیات قرآن و عبور از الفاظ آن و رسیدن به عمق معنا، پیام‌ها، درس‌ها، انذارها، تبشیرها و رهنمودهای آن؛ به طوری که علی علیه السلام می‌فرماید:<br />
 
«تَدَبَّرُوا آیاتِ القُرآنِ وَاعْتَبِرُوا بِهِ فَإنَّهُ أَبْلَغُ الْعِبَرِ<ref>غرر الحکم</ref>؛ در آیات قرآن تدبّر کنید و به وسیله آن عبرت گیرید. چرا که تدبّر در آن رساترین عبرت هاست.»<br />
 
در این روایت علوی، «تدبّر» با «اعتبار» قرین شده است و این، نشان می‌دهد که تدبّر یک نوع تأمّل، دقّت نظر و اندیشه در وسیله (که همان آیات است) برای رسیدن به یک هدف بلند است. از این رو حضرت، کلام خود را به «ابلغ العبر» تعلیل کرد تا بفهماند قرآن بهترین محلّ عبور است؛ عبور قاری قرآن از الفاظ و عبارت و رسیدن به عمق معانی و شناختِ موجباتِ سعادت و هدایت.<br />
 
بنابراین، حقیقتِ تدبّر در آیات قرآن همان تلاوت راستین آن است که از قرائت آیات شروع و با تأمّل و تعمّق در معنا و پیام‌ها و خواسته‌ها، ادامه می‌یابد و با تعهّد و التزام و عمل به مضامین آنها، ختم می‌گردد. همان طور که امام باقرعلیه السلام در مورد رعایت کنندگان حقّ تلاوت و به عبارتی تلاوت کنندگان حقیقی که مراحل سه گانه قرائت، تأمّل و عمل را شامل می‌شود و در آیه «الذین آتینا هم الکتاب یتلونه حقّ تلاوته اولئک یؤمنون به»<ref>بقره / 121</ref>؛ ذکر شده است، می‌فرماید:<br />
 
«یَتلُون آیاتِهِ وَ یَتَفَقَّهُونِ فیهِ وَ یَعْمَلُونَ بِأحْکامِهِ، یَرْجُونَ وَعْدَهُ وَ یَخافُونَ وَعیدَهُ وَ یَعْتَبِرُونَ بِقَصَصِهِ وَ یَأْتَمِرُونَ بِأوامِرِهِ وَ یَنْتَهُونَ بَنَواهِیهِ، ماهُوَ وَاللَّهِ حِفْظُ آیاتِهِ وَ دَرْسُ حُرُوفِهِ وَ تَلاوَةُ سُوَرِهِ وَ دَرْسَ أعْشارِهِ وَ أخْماسِهِ <ref>در قرن‌های اوّل اسلام برای یادگیری و حفظ آیات، آیات قرآن را به پنج آیه، پنج آیه و ده آیه، ده آیه، بخش کرده بودند، از این رو به آیات، «اعشار و اخماس» تعبیر می‌شد</ref>؛ حَفِظُوا حُرُوفَهُ وَ أضاعُوا حُدُودَهُ وَ إنَّما هُوَ تَدَبَّرُ آیاتِهِ وَالْعَمَلُ بِأحْکامِهِ. قالَ اللَّهُ تَعالی: «کتاب انزلناه مبارک لیدّبّروا آیاته»<ref>ص / 29</ref> - <ref>مجمع البحرین، طریحی، ج 1، ص 294، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1408 ق</ref>؛ (تلاوت کنندگان واقعی) کسانی هستند که قرآن را تلاوت می‌کنند و در آن تفقّه و تأمّل عمیق می‌کنند و به احکام آن عمل می‌کنند، به وعده‌های آن امیدوارند و از وعید آن می‌ترسند و به وسیله قصّه‌های آن عبرت می‌گیرند و از اوامر آن، فرمان می‌برند و از نواهی آن نهی می‌پذیرند. به خدا قسم! حقّ تلاوت، (تنها) حفظ کردن آیات و حروف آن و قرائت سوره‌ها و بخش‌های ده گانه و پنج گانه آن نیست تا حروف قرآن را حفظ کرده باشند و حدود آن را ضایع؛ بلکه حقّ تلاوت، همان تدبّر در آیات و عمل به احکام آن است. خداوند تعالی می‌فرماید: «ما کتابی مبارک به سوی تو نازل کردیم تا در آیات آن تدبّر شود.»
 
 
== فرق تدبّر و تفسیر ==
 
== فرق تدبّر و تفسیر ==
 +
«تدبّر» با «تفسیر» از جهات گوناگون فرق دارد. چرا که در تدبّر همه اقشار مردم حتّی منافقان، مشرکان ، در هر مرتبه از فهم و علم که باشند، شرکت دارند و همین که به اندازه ظرفیت وجودی خود از قرآن بهره مند شوند، «تدبّر» صدق می‌کند و حال آنکه «تفسیر» اختصاص به کسانی دارد که در فهم مطالب و مضامین آیات قرآن، دارای مرتبه [[اجتهاد]] هستند. <ref>- فصلنامه کوثر ، شماره 63 ، پاییز 84 ، از طریق شبکه شارح. نقل از:  الحدائق الناظره، محقّق بحرانی، ج 1، ص 31، انتشارات جامعه مدرّسین، (25 جلدی). </ref><br/>
 +
در تدبّر، علاوه بر به کارگیری فکر و اندیشه، دل دادن به محتوای آیات و التزام به آنها نیز شرط است و اما تفسیر، تنها یک جریان فکری برای کشف حقائق قرآنی می‌باشد.  <ref>- تفسیر تسنیم ج 1، ص 39.</ref>
 +
در تدبّر، تلاوت کننده قرآن، خود را مخاطب آیات قرآن می‌داند و سعی می‌کند از تبشیرها، تبذیرها، و پیام‌های قرآن اثری در خود مشاهده کند و اما در تفسیر، چنین امتیازی نیست.<br/>
  
«تدبّر» با «تفسیر» از جهات گوناگون فرق دارد. چرا که در تدبّر همه اقشار مردم حتّی منافقان، مشرکان <ref>ر.ک: نساء / 82؛ مؤمنون / 47 و 48</ref>، در هر مرتبه از فهم و علم که باشند، شرکت دارند و همین که به اندازه ظرفیت وجودی خود از قرآن بهره مند شوند، صدق «تدبّر» می‌کند و حال آنکه «تفسیر» اختصاص به کسانی دارد که در فهم مطالب و مضامین آیات قرآن، دارای مرتبه اجتهاد هستند.<ref>لحدائق الناظرة، محقّق بحرانی، ج 1، ص 31، انتشارات جامعه مدرّسین، (25 جلدی</ref><br />
+
== ماده تدبر، در قرآن ==
در تدبّر، علاوه بر به کارگیری فکر و اندیشه، دل دادن به محتوای آیات و التزام به آنها نیز شرط است و اما در تفسیر، تنها یک جریان فکری برای کشف حقائق قرآنی می‌باشد.<ref>تسنیم، عبداللّه جوادی آملی، ج 1، ص 39، مؤسّسه اسراء</ref><br />
+
واژه  دبر  به همراه مشتقاتش ۴۴  بار در قرآن به کار رفته که ۴ مورد از آن پیرامون [[تدبر در قرآن]] است:<br/>
در تدبّر، توجّه اصلی به نتایج و پی آمدها و لوازم آیات می‌باشد و اما در تفسیر، همه جوانب آیات مورد بحث قرار می‌گیرد.<br />
+
سوره نساء، آیه ۸۲<br/>
در تدبّر، تلاوت کننده قرآن، خود را مخاطب آیات قرآن می‌داند و سعی می‌کند از تبشیرها، تبذیرها، و پیام‌های قرآن اثری در خود مشاهده کند و اما در تفسیر، چنین امتیازی نیست.<br />
+
سوره مومنون، آیه ۶۸<br/>
== سفارش ائمّه علیهم السلام به تدبّر در قرآن ==
+
سوره ص، آیه ۲۹<br/>
 +
سوره محمد، آیه ۲۴<br/>
  
اهل بیت علیهم السلام با بیان‌های متنوّع مردم را به تدبّر در آیات قرآن فراخوانده‌اند. گاه با کنایه و گاه به طور تصریح با الفاظی همچون: تدبّر، تفکّر، نظر، تأمّل و تفقّه، هدایت جویان کوی سعادت را به اندیشیدن در آیات قرآن تشویق و ترغیب کرده‌اند. امام صادق علیه السلام می‌فرماید:<br />
+
== ضرورت تدبر ==
«إنَّ هذَالقُرآنِ فیهِ مَنارُالهُدی وَ مَصابیحُ الدُّجی  فَلْیَجُلْ جالٍ بَصَرَهُ وِ نَفْتَحُ لِلضِّیاءِ، نَظَرَهُ فَإنَّ التَّفَکَّرَ حَیاةُ قلْبِ الْبَصیرِ کَما یَمْشیِ الْمُسْتَنیرُ فِی الظُّلُماتِ بِالنُّورِ<ref>اصول کافی، ج ص 400، انتشارات علمیه اسلامیه</ref>؛ همانا قرآن (کتابی) است که در آن جایگاه نور هدایت و چراغ‌های شب تار است. پس شخص تیزبین باید که در آن دقّت نظر کند و برای پرتوش نظر خویش را بگشاید. زیرا که اندیشه کردن، زندگانی و مایه حیات قلب بینا است. چنانکه آنکه جویای روشنایی است، در تاریکی‌ها به سبب نور راه پیماید.»<br />
+
پیرامون ضرورت [[تدبر در قرآن]] همین بس که قرآن کریم می‌فرماید:  وَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً. <ref>- فرقان 30</ref>  یعنی پیامبر اکرم که تجلی رحمت خداست از انسانها به خدای متعال شکایت می‌کند که آنها قرآن را به طور کلی وانهادند و ترک گفتند. نه آنرا قرائت می‌کنند و نه از آن هدایت می  طلبند و نه به دستوراتش عمل می‌کنند. «هجر»، جدایی با عمل، بدن، زبان و قلب را شامل می‌شود. <ref>- مفردات راغب. به نقل از نرم افزار جامع التفاسیر موسسه نور-  تفسیر نور، ج8 ، ص 247، ذیل آیه مذکور</ref><br/>
امام علی علیه السلام می‌فرماید:<br />
+
تدبر آنقدر حیاتی با ارزش است که شخصیت بزرگی همچون امام خمینی قدس سره به شدّت تأسّف می‌خورد که چرا تمام عمر خود را صرف تدّبر در قرآن نکرده است. <ref>- تفسیر نور (10جلدی)- ج 8 - ص 102    </ref>
«وَ تَعْلَمُوا القُرآنَ فَإنَّهُ أحْسَنُ الحَدیثِ وَ تَفَقِّهُوا فیهِ فَإنَّهُ رَبیعُ الْقُلُوبِ وَاسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإنَّهُ شِفاءُالصُّدُورِ<ref>نهج البلاغه، صبحی صالح، خ 110</ref>؛ قرآن را فراگیرید، زیرا قرآن بهترین حرف نو است و در آن اندیشه عمیق کنید، زیرا آن بهار قلب هاست و به وسیله نور آن شفا گیرید، زیرا آن شفای سینه هاست.»<br />
+
در روایت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بهره و سهم عبادی چشمهایتان را بدهید. گفتند: سهمش چیست؟ فرمود: نگاه کردن به صفحه قرآن و اندیشیدن در آن و درس گرفتن از آن. <ref>- تفسیر القُرطُبی  عن أبی سعید الخدری : قالَ رسولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: أعطُوا أعیُنَکُم حَظَّها مِن العِبادَهِ. قالوا: یا رسولَ اللَّهِ، و ما حَظُّها مِن العِبادَهِ؟ قالَ: النَّظرُ فی المُصحَفِ والتَّفکُّرُ فیهِ والاعتِبارُ عندَ عَجائبِهِ. نرم افزار میزان الحکمه ؛ ج 9- عربی ؛ ص230 تولیدی موسسه نور</ref> و نیز وارد شده که قرآن عهدی است میان خدا و بندگانش؛ پس سزاوار است که مسلمان در عهد خداوند به دقت و نظر بپردازد. <ref>- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْقُرْآنُ عَهْدُ اللَّهِ إِلَی خَلْقِهِ فَقَدْ یَنْبَغِی لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ یَنْظُرَ فِی عَهْدِهِ.  الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 2 ؛ ص609</ref> عهد یعنی لزوم حفظ و مراعات مدام یک چیز. <ref>- العهد: حفظ الشی ء و مراعاته حالا بعد حال و سمی الموثق الذی یلزم مراعاته عهدا. و عهِد فلان إلی فلان بعهد أی ألقی إلیه العهد و أوصاه بحفظه. قاله الراغب فی المفردات</ref> در این جمله که " قرآن عهدی است از خدای متعال به سوی خلق او" اسرار عمیقه‌ای نهفته است که برای اهل آن تا حدودی معلوم است. <ref>- به زبان آوردن عهد حضرت محبوب و تدبر در معانی و اشارات آن، به جای خود در عالم عشق و محبت، و طلب و مجاهدت، حساب‌ها دارد و موجب عنایات مخصوصی می‌شود .حتی مکانی که این تلاوت در آن انجام می‌گیرد، از این حساب‌ها و عنایت‌ها برخوردار می‌شود و حتی ساکنان آن مکان هم بهره مند می‌گردند. مقالات ج 3- صص106 و  107</ref><br/>
همه روایاتی که کیفیت و آداب تلاوت قرآن، به ویژه با اندوه خواندن قرآن، آرام قرائت کردن و طمأنینه داشتن را بیان می‌کنند، خود نوعی سفارش به تدبّر و ارتباط فکری با مضامین آیات را در خود به همراه دارند؛ چرا که حالت گریه به خود گرفتن و با تأنّی تلاوت کردن، زمینه تدبّر در مضامین آیات را در دل فراهم می‌کند. همان طوری که عبداللّه بن سلیمان می‌گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد فرمایش خداوند عزّوجلّ «وَ رَتِّلِ الْقُرآنَ تَرْتیلاً»<ref>مزمّل / 4</ref> سؤال کردم، که فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السلام می‌فرمود:<br />
+
ملا صدرا (ره) در مقدّمه تفسیر سوره واقعه می‌گوید: بسیار به مطالعه کتب حکما پرداختم تا آنجا که گمان کردم کسی هستم، ولی همین که کمی بصیرتم باز شد، خودم را از علوم واقعی خالی دیدم. در آخر عمر به فکر رفتم که به سراغ تدبّر در قرآن و روایات محمّد و آل محمّد (علیهم السلام) بروم. یقین کردم که کارم بی اساس بوده است، زیرا در طول عمرم به جای نور در سایه ایستاده بودم. از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله کشید، تا رحمت الهی دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا کرد و شروع به تفسیر و تدبّر در قرآن کردم، درِ خانه وحی را کوبیدم، درها باز شد و پرده‌ها کنار رفت و دیدم فرشتگان به من می‌گویند: «سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِینَ» تفسیر نور، ج ۸، ص: ۲۴۷<br/>
«بَیِّنْهُ تِبْیاناً وَ لاتَهُذَّهُ هَذَّ الشِّعْرِ وَلا تَنْثُرْهُ نَثْرَالرَّمْلِ وَ لَکِنْ اِفْزَعُوا قُلُوبَکُمُ الْقاسِیَةَ وَ لا یَکُنْ هَمُّ أَحَدِکُمْ آخِرَالسُّورَةِ<ref>اصول کافی، ج ص 418</ref>؛ (معنای آیه، آن است که) آن را خوب بیان کن و همانند شعر آن را به شتاب نخوان و مانند ریگ آن را پراکنده مساز؛ ولی دلهای سخت خود را به وسیله آن به بیم و هراس افکنید و همّت شما این نباشد که سوره را به آخر برسانید»<br />
+
حتی نقل شده است که پیامبر اکرم ۱۰ آیه را برای مردم می‌خواند، تا معارف آنها را بیاموزند وبه آنها عمل کنند سپس ده آیه دیگر را قرائت می‌فرمود. <ref>- ان رسول الله کان یقرئهم العشر فلا یجاوزونها الی عشر اخری حتی یتعلموا ما فیها من العمل فیعلمهم القرآن و العمل جمیعا.  نرم افزار مجموعه آثار حجت الاسلام  قرائتی- موسسه  نور- نقل از تفسیر قرطبی، ج 1، ص 39. </ref><br/>
یعنی همّت خود را در تدبّر و تأمّل در آیات و به کار بستن و عمل کردن آنها قرار دهید، نه این که سوره را به آخر رسانید!<br />
+
معصومین علیهم السلام قرآن را به عنوان بهار قلبها و مایه شفای دردها معرفی کرده <ref>- وَ تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ  فَإِنَّهُ  أَحْسَنُ  الْحَدِیثِ  وَ تَفَقَّهُوا فِیهِ فَإِنَّهُ رَبِیعُ الْقُلُوبِ وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُور. نهج البلاغه (للصبحی صالح) ؛ ؛ ص164</ref> و می‌فرمایند: قرائت قرآن اگر همراه با تدبر نباشد، خیری در آن نیست!  <ref>-  الإمامُ علیٌّ علیه السلام: ألا لا خَیرَ فی قِراءهٍ لیسَ فیها تَدَبُّرٌ. میزان الحکمه، ج 9- عربی، ص: 355- نقل از بحارالأنوار: ج 92/ ص 211/ ح 4.</ref><br/>
و در جای دیگر امام صادق علیه السلام در مورد آهسته خواندن، عدم شتاب در قرائت قرآن و توجّه به محتوای آیات، می‌فرماید:<br />
+
مرحوم ملا محسن فیض کاشانی از یکی از بزرگان نقل می‌کند که فرمود: من در هفته یک بار قرآن را ختم می‌کنم. اما قرائتی (همراه باتدبر)از قرآن را از۳۰ سال پیش شروع کرده‌ام که هنوز از آن فارغ نشده‌ام! روشن است که این تفاوت به خاطر اختلاف مراتب تدبر و تعمق اوست. <ref>- محجه البیضاء، جلد2، ص328-به نقل از کتاب ویژگی‌های قرآن و آداب تلاوت، ص408</ref>
«إنَّ القُرآنَ لایُقرَأُ هَذْرَمَةً وَلکِنْ یُرَتَّلُ تَرْتیلاً فَإذا مَرَرْتَ بِآیَةٍ فیها ذِکْرُ الجَنَّةِ فَقِفْ عِنْدَها وَسَلِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ الْجَنَّةَ وَ إذا مَرَرْتَ بِآیَةٍ فیها ذِکْرُ النَّارِ فَقِفْ عِنْدَها وَ تَعَوَّذْ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ<ref>همان، ص 422</ref>؛ هر آینه قرآن با سرعت و شتاب نباید خوانده شود و باید هموار و شمرده و با آهنگ خوش خوانده شود و هرگاه به آیه‌ای که در آن نام بهشت برده شده است، گذر کنی آنجا بایست و از خدای عزّوجلّ، بهشت را بخواه و چون به آیه‌ای که در آن ذکر دوزخ است، گذر کنی نزد آن نیز توقّف کن و از دوزخ به خدا پناه ببر.»<br />
+
== تبصره ==
و نیز همه روایاتی که به نحوی قرآن را بهار قلب‌ها، چشمه علم برای علماء مایه حیات و زندگی واقعی قلوب اهل بصیرت و امثال آنها شمرده‌اند،<ref>ر.ک: همان، ص 400؛ بحارالانوار، ج 89، ص 32؛ نهج البلاغه، خ 174 و نهج البلاغه، صبحی صالح، خ 110</ref> کنایه از سفارش به تدبّر در قرآن کریم می‌باشند؛ چرا که عالمان واقعی و اندیشمندان ربّانی هنگام برخورد با آیات الهی به تدبّر و تفکّر پرداخته، راه‌های هدایت و سعادت را جستجو می‌کنند.<br />
+
باید از برداشتهای شخصی و ذوقی که آیات یا روایات و یا عقل سلیم آنها را تایید نمی‌کند پرهیز کرد. و چه بهتر که برداشتهای خود را به اهل قرآن ارائه دهیم تا به انحراف و انحطاط دچار نشویم.<br/>
== سیره اهل بیت علیهم السلام در قرآن ==
+
در حدیثی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است: «أَنَ  هَذَا الْقُرْآنَ  مَأْدُبَهُ اللَّهِ  فَتَعَلَّمُوا مَأْدُبَتَهُ  مَا اسْتَطَعْتُم » <ref>- وسائل الشیعه ؛ ج 6 ؛ ص168</ref> قرآن (شیوه تربیت)غذای آماده الهی است. قرآن سفره‌ای نیست که هر کسی غذای خود را همراه بیاورد و بر آن سفره بخورد. یعنی کسی حق ندارد خواسته‌های خود را بر قرآن تحمیل کند و برداشتهای خود را به حساب قرآن بگذارد؛ زیرا قرآن غذایی است آماده که هر کسی گرسنه معارف باشد از این غذا استفاده خواهد کرد. <ref>- حکمت عبادات -  صفحه 207</ref><br/>
  
امامان معصوم علیهم السلام هم چنان که مردم را به تدبّر و تعمّق در آیات قرآن سفارش اکید می‌کنند، خود نیز در آیات آن به تدبّر و دقّت نظر می‌پرداختند و در این راه از خداوند منّان، توفیق طلب می‌کردند.<br />
+
== در چه چیزی تدبر کنیم؟ ==
امام صادق علیه السلام قبل از قرائت قرآن، وقتی که آن را در دست می‌گرفتند به خداوند عرض می‌کردند:<br />
+
حقایق و معارفی که قرآن بیان می‌کند، و به فکر و تدبر در آنها دعوت می‌نماید، همگی از مجاری فکر مطلوب و راهگشاست. حقایق خلقت از جمله حقیقت خود انسان، عبودیت و دقایق و مراتب آن، بازگشت انسانها به خدای متعال، مساله ظهور حقایق و بواطن در قیامت، مساله مهم و پر اسرار  لقای ربّ، اینها همه و همه از جمله مجراهای فکر مطلوب هستند. <ref>- مقالات،ج 3، ص 192</ref>
«خدایا! من شهادت می‌دهم این، کتاب توست که از نزد تو بر رسولت محمّد بن عبداللّه نازل شده است. و کلام توست که بر زبان پیامبرت جاری شده است. آن را هادی به سوی خلقت قرار داده‌ای و ریسمان متّصل بین خود و بندگانت قرار داده‌ای. خدایا! من عهد و کتابت را باز می‌کنم.<br />
+
به ویژه آیاتی که بیان کننده معارف مبدأ و معاد، عقائد، اخلاق، وظایف انسان در دنیا، جامعه  شناسی، جهان  شناسی و انسان شناسی می  باشند و در بردارنده کلیدی از کلیدهای گره گشای مشکلات انسان در مسیر سلوک به سوی خداوند متعال می‌باشند.<br/>
خدایا! نظر کردنم در قرآن را، عبادت و قرائتم را، فکر و فکر کردنم در آن را عبرت پذیری قرار ده. مرا از کسانی قرار ده که به وسیله بیان مواعظ تو در قرآن، موعظه می‌پذیرند و از نافرمانی تو پرهیز می‌کنند. و هنگام قرائت کردنم، برگوش (دل) من مُهر (غفلت) و بر دیدگانم (قلبم) پرده (جهالت) نکش. و قرائتم را قرائتی که بدون تدبّر در آن باشد، قرار نده، بلکه مرا طوری قرار ده که در آیات قرآن و احکام آن تدبّر کنم به گونه‌ای که شرایع دینت را اخذ کنم. و نظرم را در آن، نظر غفلت و قرائتم را، بیهوده گویی قرار نده. به درستی که تو مهربان و رحیم هستی.»<ref>بحارالانوار، ج 89، ص 207</ref><br />
+
در روایت آمده است که امام سجّادعلیه السلام هر وقت آیه شریفه «مالک یوم الدّین»<ref>حمد / 3</ref> را قرائت می‌فرمود، آن قدر آن را (باتوجّه و تأمّل بسیار) تکرار می‌کرد که گویی نزدیک است بمیرد (و با مالک حقیقی روز جزا ملاقات کند).<ref>تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 19</ref><br />
+
در سیره امام رضاعلیه السلام نوشته‌اند که آن حضرت، شب‌ها در بستر خواب مقدار زیادی قرآن می‌خواند و هنگامی که به آیات یادآور بهشت یا جهنّم می‌رسید، بسیار می‌گریست و از خداوند بهشت را مسئلت می‌کرد و از آتش جهنّم به او پناه می‌برد.<ref>مستند الامام الرضا(ع)، ج 1، ص 34</ref> همان طوری که از جمله برنامه‌های هر شب آن حضرت هنگام سفر به خراسان را، قرائت و تأمّل در آیات معاد یاد کرده‌اند.<ref>بحارالانوار، ج 89، ص 210</ref><br />
+
ائمّه علیهم السلام قرآن را با لحن و صوت زیبا قرائت می‌کردند.<ref>همان، ص 194 و 195</ref> چرا که صوت نیکو همراه با طمأنینه، قلب را آماده پذیرش مطالب می‌کند و زمینه تدبّر در آیات را فراهم می‌کند.<br />
+
== ابزار و شرایط تدبّر در قرآن ==
+
=== تلاوت ===
+
  
گرچه تلاوت، شرط کافی برای تدبّر در قرآن نیست ولی رعایت آداب آن، از لوازم فهم مقاصد و پیام‌های قرآن کریم می‌باشد.
+
== حقیقت قرآن ==
=== تکرار آیات ===
+
هرکس نسبت به قرآن ذره‌ای معرفت پیدا کند، هرگز دست از دامان پر برکت این کتاب نمی‌شوید. بر اساس برخی از احادیث، قرآن چهار لایه دارد:<br/>
 +
۱- عبارت: یعنی همان الفاظ شریف قرآن که مردم عادی به آن مشغول می‌شوند و از پاداش تلاوت سود می‌برند.<br/>
 +
۲- اشارت: که خواص مردم از آن بهره می‌برند.<br/>
 +
۳- لطایف: که اولیاء خدا بر سر سفره آن مهمانند.<br/>
 +
۴- حقایق: که ویژه انبیا و ائمه معصومین است. <ref>- قَالَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا: کِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی  أَرْبَعَهِ أَشْیَاءَ عَلَی  الْعِبَارَهِ وَ الْإِشَارَهِ وَ اللَّطَائِفِ  وَ الْحَقَائِقِ فَالْعِبَارَهُ لِلْعَوَامِّ وَ الْإِشَارَهُ لِلْخَوَاصِّ وَ اللَّطَائِفُ لِلْأَوْلِیَاءِ وَ الْحَقَائِقُ لِلْأَنْبِیَاءِ. بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج 89 ؛ ص20</ref><br/>
 +
اما با اینهمه هرکس همنشین قرآن شود - در هر مرتبه از طهارت و معرفت که باشد -  به اندازه ظرفیتش از آن خوشه چینی می‌کند، یا به هدایتش می‌افزاید و یا از کوردلی اش می‌کاهد. <ref>- عن علی علیه السلام: مَا جَالَسَ  أَحَدٌ هَذَا الْقُرْآنَ  إِلَّا قَامَ  بِزِیَادَهٍ أَوْ نُقْصَانٍ زِیَادَهٍ فِی هُدًی أَوْ نُقْصَانٍ فِی عَمًی . تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ؛ ؛ ص111برای مشاهده روایات بیشتر ر.ک الفصل الرابع فی القرآن که خود دارای چند باب است.</ref><br/>
 +
قرآن کریم ظاهری دلفریب و باطنی عمیق و عجیب دارد، همانند دریایی بی کرانه دارای گوهرهای بی پایان است، و تنها نوری است که تاریکی‌های مسیر بندگی را روشن می‌کند. <ref>- عن علی علیه السلام: إِنَّ الْقُرْآنَ ظَاهِرَهُ أَنِیقٌ وَ بَاطِنَهُ عَمِیقٌ لَا تَفْنَی عَجَائِبُهُ وَ لَا تَنْقَضِی غَرَائِبُهُ وَ لَا تُکْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِهِ. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: 110</ref><br/>
 +
در روایات این نکته بارها تکرار و تأیید شده است که قرآن کریم علاوه بر ظاهر، بطونی دارد « إِنَ  لِلْقُرْآنِ  ظَاهِراً وَ بَاطِنا» <ref>- الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 4 ؛ ص549</ref> برخی نصوص برای قرآن هفت بطن <ref>- إِنَّ لِلْقُرْآنِ ظَهْراً وَ بَطْناً وَ لِبَطْنِهِ بَطْنٌ إِلَی  سَبْعَهِ أَبْطُنٍ . عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه ؛ ج 4 ؛ ص107 - و نیز تفسیر الصافی ؛ ج 1 ؛ ص31</ref> و در برخی دیگر هفتاد بطن قائل شده است <ref>- تفسیر صافی، مقدمه هشتم. به نقل از آیت الله جوادی آملی، قرآن در قرآن، ص 373</ref>. البتّه مقصود از هفتاد بطن و مانند آن، کثرت بطون است نه آنکه عدد مخصوصی در نظر باشد. <ref>- قرآن در قرآن -  صفحه 373</ref>
 +
حضرت صادق(سلام الله علیه) می‌فرماید: «من علم به کتاب خدا دارم که در آن، آغاز خلق و آنچه موجود است تا روز قیامت و نیز خبر آسمان و خبر زمین، و خبر جنّت و خبر نار و خبر آنچه در گذشته بوده و آنچه در آینده خواهد بود، همگی آمده است و من این اخبار را می‌دانم مثل اینکه به کف دستم نگاه می‌کنم <ref>- عن أَبَی عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ:  قَدْ وَلَدَنِی  رَسُولُ  اللَّهِ  ص وَ أَنَا أَعْلَمُ کِتَابَ اللَّهِ وَ فِیهِ بَدْءُ الْخَلْقِ وَ مَا هُوَ کَائِنٌ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ فِیهِ خَبَرُ السَّمَاءِ وَ خَبَرُ الْأَرْضِ  وَ خَبَرُ الْجَنَّهِ وَ خَبَرُ النَّارِ وَ خَبَرُ مَا کَانَ وَ خَبَرُ مَا هُوَ کَائِنٌ أَعْلَمُ ذَلِکَ کَأَنَّمَا أَنْظُرُ إِلَی کَفِّی إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ فِیهِ تِبْیَانُ کُلِّ شَیْ ءٍ. بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلی الله علیهم ؛ ج 1 ؛ ص197</ref> » <ref>- قرآن در قرآن -  صفحه 378</ref>
  
تکرار آیات، در شرایط مناسب روحی، در تعمیق تدبّر بسیار مؤثّر است؛ چرا که هیچ گفتار و کرداری نیست مگر اینکه اثر مستقیم بر روی روح دارد و هرچه آن اقوال و اعمال تکرار شوند، آن اثرات تکرار و تشدید می‌شوند. از این رو، ائمّه علیهم السلام برخی از آیات قرآن کریم، که بارِ معرفتی بیشتری دارند و صفتی از صفات الهی را بیان می‌کنند را تکرار می‌کردند. همان طوری که در احوال امام صادق علیه السلام آورده‌اند که آن حضرت آیه «مالک یوم الدّین» را بسیار تکرار می‌کرد.<ref>تفسیر نورالثقلین، ج ص 19</ref> و گاه برخی آیات را طوری با توجّه و تأمّل تکرار می‌کرد که گویی هم اکنون آن را از زبان نازل کننده آن می‌شنود. از این رو، آن حضرت در چنین حالاتی متأثّر می‌شد.<ref>میزان الحکمه، ج ص 385</ref>
+
== یک نمونه از بطون قرآن ==
=== اعتقاد به هدایت بخشی آیات ===  
+
در مورد آیه کریمه « وَ إِنَّهُ فی  أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکیمٌ» <ref>- زخرف آیه 4</ref> از امام صادق (سلام الله علیه) روایتی وارد شده که فرمود: ما باطن قرآنیم و منظور از « عَلِّیٌ » در این آیه امیرالمؤمنین (علیه السلام) است <ref>- تفسیر برهان، ج 4، ص 135، ح 7- به نقل از  قرآن در قرآن -  صفحه 373</ref>. این تفسیر، تفسیر باطن قرآن است که آن حضرت ارائه فرموده و مقصودشان آن است که حقیقت علوی، و نور محمّدی  صلی الله علیه و آله و سلم در آن مقام بلند ( لدن) حضور دارد. <ref>- قرآن در قرآن -  صفحه 373</ref>
 +
== آثار تدبر ==
 +
حافظا درکنج فقر و خلوت شبهای تار<br/>
 +
تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور<br/>
 +
=== گرایش به خوبی‌ها ===
 +
علی علیه السلام می‌فرماید: « أَلَا لَا خَیْرَ فِی  قِرَاءَهٍ لَیْسَ فِیهَا تَدَبُّر؛ <ref>- الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 1 ؛ ص36</ref> در قرائتی که تدبّر نباشد، هیچ خیری نیست.»<br/>
 +
از این روایت استفاده می‌شود که اگر همراه قرائت قرآن، تدبّر در آیات نیز در کار باشد، قاری قرآن به خیر نائل می‌شود و "خیر" عبارت است از هر چیز مطلوبی که نسبت به آن گرایش وجود داشته باشد.  <ref>- مفردات راغب اصفهانی؛ واژه  خیر</ref>
 +
=== افزایش علم و آگاهی ===
 +
تلاوت همراه با تدبّر، موجب زیادی علم و کشف مسائل دینی و اطلاع پیداکردن بر حکمت‌ها و اسرار مخفی و شناخت حقوق خداوند، ائمّه علیهم السلام و دیگر صاحبان حق است. از امام صادق علیه السلام نقل شده است که در تفسیر آیه « أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن » <ref>- سوره محمد آیه 24</ref> فرمودند: فَیَقْضُوا ما عَلَیْهِمْ مِنَ الحَقّ  <ref>- تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره ؛ ؛ ص571</ref>؛ یعنی چرا در قرآن [[تفکّر]] نمی‌کنند تا حقوقی را که بر آنان است بدانند؟»<br/>
 +
نقل شده است که مردی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد تا قرآن بیاموزد. هنگامی که پیامبر اکرم به این آیه رسید: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ » <ref>- یعنی: هرکس به اندازه ذره‌ای کار خوب و یا کار بد انجام دهد (در آخرت) آن را خواهد دید. سوره زلزله آیه 7 و 8</ref> آن مرد عرض کرد: همین آیه برایم کافی است و رفت! پیامبر فرمود: این مرد عالم شد و بازگشت!! <ref>- أَسْرَارُ الصَّلَاهِ، رُوِیَ  أَنَّ رَجُلًا جَاءَ إِلَی النَّبِیِّ ص لِیُعَلِّمَهُ الْقُرْآنَ فَانْتَهَی إِلَی قَوْلِهِ تَعَالَی  فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ  فَقَالَ یَکْفِینِی هَذَا وَ انْصَرَفَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص انْصَرَفَ الرَّجُلُ وَ هُوَ فَقِیهٌ. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 89، ص: 107</ref>
 +
=== نجات یافتن از فتنه‌ها ===
 +
از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده که فرمود: آنگاه که فتنه‌ها روز شما را همچون شب، تیره و تار کردند، به چراغ قرآن چنگ بزنید. قرآن شافعی است که شفاعتش پذیرفته می‌شود ... اگر کسی قرآن را رهبر و راهنمای خود قرار دهد، بهشتی شده و اگر از آن جدا شد به دوزخ می‌افتد ... . <ref>- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِی حَدِیثٍ : إِذَا الْتَبَسَتْ  عَلَیْکُمُ  الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ .... وَ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَی الْجَنَّهِ، وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَی النَّارِ. وسائل الشیعه ؛ ج 6 ؛ ص171</ref>
 +
=== مورد غفران واقع شدن ===
 +
"غفران" معنای عمیقی دارد و تنها به "بخشش" محدود نمی‌شود. معنا و مفهوم و لوازم غفران در جای خود توضیح داده شده است <ref>- علاقه مندان به کتاب مقالات ج 1، ص  مراجعه نمایند.</ref> و ما در اینجا به ذکر آن نمی‌پردازیم .<br/>
 +
از امیرالمومنین علیه السلام نقل است که فرمودند: «تَنَوَّقَ رَجُلٌ فِی بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ فَغُفِرَ لَهُ» <ref>- مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ؛ ج 8 ؛ ص434</ref> یعنی (اگر) کسی در آیه " بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ" اتقان و محکم کاری کند (= به معارفش دست یابد و ملتزم باشد) <ref>- تَأَنَّقَ - تَأَنُّقاً [أنق ]: فی الکلامِ او العملِ: در سخن و گفتار و کردار اتقان و حکمت کرد. فرهنگ ابجدی ؛ متن ؛ ص204</ref>، مورد غفران واقع می‌شود.<br/>
 +
=== فکر در حقایق قرآنی از ارکان سلوک الی الله است ===
 +
لازم است طالبان قرب خدای متعال در ابواب مختلف قرآنی به فکر بپردازند زیرا قرآن برای سالکان رموز و اشارتها دارد. فکر و [[تدبر در قرآن]] برای همه ضروری است، اما برای سالکان از ارکان سلوک به شمار می‌رود؛ یعنی بدون آن رسیدن به مقامات بلند بندگی ممکن نیست. <ref>- جهت مطالعه بیشتر ر.ک مقالات ج3، از صفحه 185</ref>
 +
=== رسیدن به مقام اطمینان و جنت لقاء ===
 +
در جای خود اثبات شده است که از بهترین مصادیق "ذکر"، قرآن کریم است <ref>- از جمله آیاتی که بر این مطلب دلالت دارد، آیه 9 از سوره [[حجر]] است: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون</ref>. با توجه به این مقدمه، معنای این آیه روشن می‌شود که فرمود: «... أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » <ref>- رعد 28</ref>. یعنی آگاه باشید و بدانید که تنها با [[ذکر خدا]] (که یکی از مصادیقش قرآن است) دلها به مرحله اطمینان و آرامش واقعی می‌رسند.<br/>
 +
مراد از "اطمینان" آن جایگاهی است که به واسطه رسیدن به مقام یقین و شهود حاصل می‌شود. چرا که وقتی سالک به این مقام برسد، با علم حضوری به معلومِ خود دست یافته و دیگر شک و تردید در او راه ندارد. <ref>- فَالاطْمِینَانُ  فی القلب انّما یتحصّل بنور الیقین و الشهود بحیث یرتفع الاضطراب و التزلزل و التردد.  التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ؛ ج 7 ؛ ص148 واژه طمن</ref><br/>
 +
و آنگاه که انسانی به این مرحله چنگ زد مخاطب این آیات واقع می شودکه: «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ * ارْجِعی  إِلی  رَبِّکِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً * فَادْخُلی  فی  عِبادی* وَ ادْخُلی  جَنَّتی» <ref>- سوره فجر آیه 27-30</ref> یعنی ای کسی که به مقام اطمینان رسیده‌ای! به سوی پروردگار خویش بازگرد در حالی که راضی هستی و پروردگارت نیز از تو خوشنود است. حال که این چنین است در جمع بندگان ویژه من وارد شو <ref>- تسنیم ج9، ص 395</ref>. و به بهشت من قدم گذار. <ref>- ترجمه‌ای که بیان گردید به صورت بسیار کوتاه و خلاصه بود؛ و گرنه معارف و نکات این آیات در یکی دو صفحه نمی‌گنجد.</ref>
 +
و فرموده‌اند منظور از "جنتی" بهشت لقاء و دیدار با خداست. <ref>- ر.ک تسنیم ج ص 595 - و  نیز  ج12، ص206</ref>
 +
== آثار ترک تدبر ==
 +
قرآن کریم می‌فرماید:<br/>
 +
اگر کسی از یاد من روی بگرداند زندگی سخت و تنگی خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور خواهیم کرد. او می‌گوید پروردگارا چرا من را نابینا برانگیختی؟ پاسخ می‌شنود: آیات ما به تو رسید ولی آنها را فراموش کردی به همین خاطر امروز فراموش شدی! <ref>- طه 124 تا 126</ref><br/>
 +
و نیز اگر کسی از ذکر خدای رحمان کناره بگیرد، شیطانی (از جن یا انس) را بر او مسلط و با او همراه می‌کنیم. این شیاطین آنها را از راه سعادت باز می‌دارند ولی خودشان گمان می‌کنند ره یافته و هدایت شده‌اند. <ref>- وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرینٌ * وَ إِنهَُّمْ لَیَصُدُّونهَُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَ یحَْسَبُونَ أَنهَُّم مُّهْتَدُونَ. زخرف 36 و 37</ref><br/>
 +
حال آیه فوق را در کنار آیات ۱۰۳ و ۱۰۴ سوره کهف می‌گذاریم که می‌فرماید:<br/>
 +
ای پیامبر! (به مردم) بگو آیا به شما بگویم زیانکارترین افراد چه کسانی هستند؟ آنها کسانی هستند که تلاش آنها در زندگی دنیای گم شد و از بین رفت در حالی خودشان گمان می‌کنند کار نیک انجام می‌دهند. <ref>- قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُم بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالاً * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُُمْ فیِ الحَْیَوهِ الدُّنْیَا وَ هُمْ یحَْسَبُونَ أَنهَُّمْ یحُْسِنُونَ صُنْعًا.  کهف 103 و 104</ref>
 +
نتیجه اینکه اگر کسی از "ذکر" کناره بگیرد، شیطان بر او مسلط شده ولی توهم هدایت دارد. و کسی که چنین توهم و گمان باطلی داشته باشد زیانکارترین انسان است.<br/>
 +
== چگونه تدبر کنیم؟ ==
 +
بدون اندیشه و ژرف و عمیق نگری در قرآن، عمق آیات را نمی‌توان دریافت، و به حقایق شگفت انگیزش پی برد، [[تدبر در قرآن]] دارای زمینه‌ها، شرایط، اصول و قوانین و شیوه‌ها و مراحلی است که دانشمندان در این باره به طور مفصل سخن گفته‌اند. <ref>- جهت آگاهی بیشتر در این زمینه به کتاب تدبر در قرآن، ولی الله تقی پور، انتشارات اسوه مراجعه فرمایید. - نقل از سایت فلاح</ref>
 +
=== تدبر گام به گام ===
 +
۱-دانستن معنای لغوی واژگان<br/>
 +
۲-استفاده از روش تفسیری قرآن به قرآن: یافتن  آیات دیگری که با آیه مورد نظر مرتبط هستند و سپس بررسی آنها با هم به این صورت:<br/>
 +
-ابتدا واژهای کلیدی آیه را انتخاب کنید و سپس در نرم افزار جامع التفاسیر در بخش جستجو، از طریق ریشه ی آنها و یا در کتاب معجم المفهرَس لالفاظ القرآن تمام مشتقات به کار رفته در قرآن را بیابید.<br/>
 +
همچنین می‌توان ضد این واژه‌ها را هم در نظر گرفت.<br/>
 +
-با کمک کتب فهرست موضوعیِ تفاسیر، موضوع یا موضوعات آیه را بدست آورید، آنگاه آیاتی که از لحاظ محتوا به آیه مورد نظر نزدیک هستند را پیدا کنید. <ref>- هم برای تفسیر المیزان و هم برای تفسیر نمونه جلد موضوعی تهیه شده است.</ref>
 +
۳-یادآوری مدام این نکته که چرا خدای متعال این واژه و ترکیب را به کار برد و واژه و ترکیب مشابه را نیاورد؟<br/>
 +
مثلا چرا خدای سبحان "یُرِیدُ" را به جای "یَشَاءُ" و برعکس به کار می‌برد؟<br/>
 +
تفاوت "اجلِس" با "اقعُد" چیست؟<br/>
 +
۴- استفاده از روش  تفسیر باطنی <ref>- نرم افزار کارگاه تربیت محقق قرآنی، سخنرانی حجت الاسلام محمد علی رمضانی، روشهای نوین تفسیر قرآن، تولیدی موسسه نور</ref>  :<br/>
 +
-هدف آیه را بیابید و داستان یا مساله بیان شده در آیه را نادیده بگیرید.<br/>
 +
-زمان، مکان و افراد آیه را دخالت ندهید.<br/>
 +
-بدست آوردن قاعده‌ای کلی.<br/>
 +
-تطبیق بر مصادیق گوناگون در هر زمان و مکان<br/>
 +
-برای اینکه از تفسیر به رای در امان باشیم، قاعده کلی را بر مصداق بیان شده در آیه تطبیق می‌دهیم.<br/>
 +
یک مثال : « أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً یَرْتَعْ وَ یَلْعَبْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ» <ref>- « فردا او  را با ما (به خارج شهر) بفرست، تا غذای کافی بخورد و تفریح کند. ما نگهبان او هستیم». یوسف 12</ref><br/>
 +
-هدف آیه : هشدار به والدین که مراقب فرزندانتان باشید تا انسانهای گرگ صفت آنها را به بهانه‌های گوناگون از شما جدا نکنند.<br/>
 +
-زمان (عصر زندگی حضرت یعقوب علیه السلام)، مکان ( کنعان)، افراد (حضرت یعقوب و حضرت یوسف علیهما السلام و بقیه فرزندان) را نادیده می‌گیریم.<br/>
 +
-قاعده کلی: مراقبت از فرزندان و استعدادهای درخشان و ارزشهایتان<br/>
 +
-مصادیق امروزی آیه: در خانه مراقب اعضای خانواده، در جامعه مراقب جوانان و فرهنگ و ارزشهای خود باشید.<br/>
 +
-تطبیق قاعده کلی بر مصداق بیان شده در آیه: اینکه می‌بینیم آیه یکی از مصادیق قانون بیان شده می‌باشد، نشان از صحت تدبر دارد.<br/>
 +
۵-ارائه دادن برداشتها به کسی که اهل قرآن باشد تا از تفسیر به رای در امان باشبد.<br/>
 +
۶- عمل کردن به آنچه بدست آورده‌اید ترجیحا با مشورت اساتید.<br/>
 +
۷- نشر برداشتها برای استفاده دیگران<br/>
  
جهل به موقعیت قرآن، موجب می‌شود که نتوان ارتباط صحیحی با آن برقرار ساخت و با آن انس گرفت و از نور آن روشنایی کسب کرد. بنابراین، شناخت اجمالی نسبت به هادی بودن قرآن، صادق بودن وعده‌ها و وعیدهای آن، درمان کننده دردهای روحی و سعادت بخش بودن آن، شرط اساسی تدبّر در قرآن است؛ چرا که با این شناخت است که شوق به کاوش در مضامین آیات در وجود تلاوت کننده قرآن پیدا می‌شود و در آنها اندیشه می‌کند. از این رو، ائمّه علیهم السلام در بسیاری از مواقع، بر فواید و آثار و ثمربخشی قرآن تکیه می‌کردند و مردم را بر جهات متنوّع آن آگاه می‌نمودند.<ref>ر.ک:نهج البلاغه،خ 176؛اصول کافی،ج 4،ص 398</ref>
+
=== یک نمونه برای تدبر ===
=== آگاهی به معنای آیات ===
+
برای نمونه در آیه «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلیمٌ»  <ref>- آل عمران 92</ref> به تدبر می‌پردازیم: <ref>- ر.ک تفسیر نور، ج2، ص 112 ذیل آیه مورد بحث</ref>
 +
-لَن: تنها راه رسیدن به مقام "بِرّ" [[انفاق]] است.<br/>
 +
-مِمَّا تُحِبُّونَ: حب مال و... در نهاد همه انسانها وجود دارد. آنچه مذموم است دلبستگی به مال است. «وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ» <ref>- سوره عادیات آیه 8</ref>
 +
-فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلیمٌ : در [[انفاق]] ریا و چشم داشت جایی ندارد.<br/>
 +
-شهدا بالاترین مقام بر را خواهند داشت؛ چرا که بهترین داشته خود را [[انفاق]] کرده‌اند.<br/>
 +
-مِمَّا (مِن + مَا): در [[انفاق]] نه افراط و نه تفریط، تنها بخشی از آنچه را دوست داری، [[انفاق]] کن.<br/>
 +
-در مکتب اسلام، هدف از [[انفاق]] تنها فقرزدایی نیست، بلکه رشد [[انفاق]] کننده نیز مطرح است.<br/>
 +
-آنچه را که خود دوست می‌داری [[انفاق]] کن، نه آنچه را که بینوایان دوست می‌دارند. زیرا ممکن است فقرا به جهت شدّت فقر، به اشیای ناچیز نیز راضی باشند. «مِمَّا تُحِبُّونَ»، نه «مِمّا یُحِبُّونَ»<br/>
 +
-«مِمَّا تُحِبُّونَ»: در انفاق، اصل کیفیّت است، نه کمیّت.<br/>
  
احاطه بر معنای آیات، ولو در حدّ ترجمه صحیح و یا در اختیار داشتن قرآن ترجمه شده مطمئن، از شرایط دیگر تدبّر در آیات قرآن است. همان طوری که امام صادق علیه السلام می‌فرماید:
+
== موانع تدبر در آیات و فهم معارف آن ==
«ألْمُقْرِی ءُ بِلاعِلْمٍ کَالْمُعْجِبِ بِلامالٍ وَلامُلْکٍ <ref>مستدرک الوسائل، ج ص 252، مؤسّسة آل البیت</ref>؛ قرائت کننده بدون علم و آگاهی، مثل کسی است که بدون مال و ملک از خود راضی باشد.»
+
=== مانع اول: تیرگی گناه بر صفحه دل ===
=== وسیله دانستن الفاظ آیات ===  
+
به حکم « لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ » <ref>- واقعه 79</ref> تنها و تنها انسان‌های پاک و مطهر از دریای معارف قرآن بهره مند می‌شود. پس ناپاکان و کسانی که اهل معصیت خداوند هستند از رسیدن به بطون قرآن ناکام خواهند ماند. و این مهمترین مانع فهم قرآن است.<br/>
 +
مراد از قفل قلب در آیه «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ  الْقُرْآنَ أَمْ عَلی  قُلُوبٍ أَقْفالُها» <ref>- محمّد: 24.</ref>، [[گناه]] است، چون [[گناه]] راه دل را می‌بندد، در نتیجه نسبت به قرآن بی اعتنا می‌شود. کتاب‌های دیگر را می‌خواند؛ امّا قرآن را مطالعه نمی‌کند یا اهل تدبّر در آن نیست. <ref>- تسنیم، جلد 19 -  صفحه 625</ref><br/>
 +
اگر انسان سخن رسول الله را نمی‌شنود و قرآن را نمی‌فهمد باید بداند که در [[حجاب]] [[گناه]] است و میزان نفهمیدنش به مقدار حجابش بستگی دارد. هر چه بیشتر در دنیا و گناهان خود غوطه ور باشد، به همان اندازه از فهم قرآن محجوب است و هر اندازه از شهوت حیوانی لذت می‌برد، از لذّت قرآنی محروم می‌شود؛ زیرا فرمود: «فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُم» <ref>- هنگامی که آنها از حق منحرف شدند، خداوند قلوبشان را منحرف ساخت. سوره صف، آیه 5</ref> . بنابراین، قرآن در [[حجاب]] نیست و پرده‌ای ندارد، ابهامی ندارد که دیگران آیاتش را نفهمند. <ref>- قرآن در قرآن -  صفحه 368</ref>
 +
=== مانع دوم: توجه بیش از حد به ادای صحیح حروف و مخارج آن ===
 +
وقتی تمرکز قاری به سمت تلفظ واژگان منحرف شود از توجه به معنا و مفهوم آیات باز می‌ماند و از تلاوت، جز تلاوت ظاهری و بی روح چیزی بدست نمی‌آورد. از امام صادق علیه السلام نقل است که: مواظب باش که به خاطر رعایت آداب تجویدی و حفظ مخارج حروف، از معانی و حقایق و حفظ آداب معنوی آن محروم نگردی.  <ref>- وَ احْذَرْ أَنْ تَقَعَ مِنْ إِقَامَتِکَ حُرُوفَهُ فِی إِضَاعَهِ حُدُودِهِ. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 82، ص: 44 _ مصباح الشریعه ص 13 و 14_ همچنین:  تفسیر الصافی ؛ ج 1 ؛ ص73</ref>
 +
=== مانع سوم: محدود شدن به ظاهر آیات ===
 +
اینکه قاری نداند و یا نخواهد بداند که ظاهر آیات به عنوان ریسمانی است برای رسیدن به حقیقت قرآن، از مهمترین موانع فهم قرآن است. <br/>
 +
=== مانع چهارم: آشنا نبودن با ادبیات و زبان قرآن ===
 +
اگر بخواهیم مراد گوینده‌ای را خوب درک کنیم، لازم است علاوه بر دانستن زبان او، روش سخن گفتن او را نیز بدانیم. قرآن کریم به زبان عربی نازل شده <ref>- نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمین * عَلی  قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرینَ * بِلِسانٍ عَرَبِیٍّ مُبین.  شعراء 193- 195</ref>  پس برای فهم آن ابتدا باید تا حدودی زبان عربی را آموخت. و پس از آن از طریق انس زیاد با روش سخن گفتن این کتاب آشنا شد.<br/>
 +
=== مانع پنجم: دوستان و افراد ناباب ===
 +
در آخرت برخی از افراد ناله سر می‌دهند که ای کاش فلانی را دوست خودم قرار نمی‌دادم. او مرا از "ذکر" دور داشت <ref>- یَاوَیْلَتیَ  لَیْتَنیِ لَمْ أَتخَِّذْ فُلَانًا خَلِیلًا * لَّقَدْ أَضَلَّنیِ عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنیِ  وَ کَانَ الشَّیْطَنُ لِلْانسَنِ خَذُولًا.  فرقان 28 - 29</ref>. از اینکه بخواهم قرآن را بیاموزم و به معارفش دل بدهم.دوستان فاسد به جای جلسات و برنامه‌های قرآنی انسان را به مجالس [[لهو]] و [[لعب]] دعوت می‌کنند.<br/>
 +
=== مانع ششم و هفتم: جهل و استکبار ===
 +
خدای سبحان می‌فرماید: «سَأَصْرِفُ عَنْ آیاتِیَ الَّذینَ یَتَکَبَّرُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَق» <ref>- سوره اعراف، آیه 146</ref> کسی که عمداً کبر طلب باشد و در برابر حق خضوع نداشته باشد، من قلبش را از درک معارف دینی منصرف می‌کنم.<br/>
 +
کسانی که لزوم وحی را نمی‌فهمند و در برابر انبیا مقاومت می‌کنند؛ جاهلان و مستکبرانند. چون جاهلند، قابلیت فهم ره آورد انبیا را ندارند و چون مستکبرند، در ساحت حق خضوع و تواضع ندارند و در برابر آن قیام می‌کنند. <ref>- قرآن در قرآن، صفحه 365</ref>
  
الفاظ آیات قرآن، معبر رسیدن به معانی عمیق و هدایت بخش هستند؛ بنابراین، اگر تمام همّت قاری، خوب ادا کردن و گرفتار شدن در دام الفاظ، قرائت‌ها و لحن‌های زیبا شود، از تدبّر در معنای آن می‌ماند و از پل عبارت به مقصد معنا نمی‌رسد. بدان گونه که امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «من إنْهَمَکَ فِی طَلَبِ النَّحْوِ، سُلِبَ الْخُشُوعُ <ref>همان، ص 279</ref>؛ کسی که تمام کوشش خود را در راه طلب نحو صرف کند، از خشوع محروم می‌شود.»
+
== لوازم  تدبر در قرآن ==
=== دل دادن به پیام‌های قرآن ===  
+
قرآن کریم مراتبی دارد و بعضی از مراحل بلند آن در دسترس فکر و علم حصولی صاحب نظران نیست؛ زیرا که آن مرحله از سنخ مفهوم و ماهیت و تصور و تصدیق نیست. این مراحل، با فکر عادی بشر قابل دریافت نیست مگر آنکه خود انسان عروج کند و به آن موطن رفیع برسد و حقیقت قرآن را در آن مقام شامخ بیابد. <ref>- قرآن در قرآن -  صفحه 372</ref><br/>
 +
امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید: «ای جابر برای قرآن بطن است و برای آن بطن هم بطن است و برای قرآن ظهر است و برای ظهر آن نیز ظهر است؛ ای جابر هیچ چیزی مانند تفسیر قرآن از عقول رجال دور نیست به درستی که اوّلِ آیه‌ای در چیزی سخن می‌گوید و آخرش در چیز دیگر و قرآن، کلام متصل و پیوسته‌ای است که وجوه فراوان دارد.» <ref>- عن جابر قال : سألت أبا جعفر ع عن شی ء فی تفسیر القرآن فأجابنی، ثم سألته ثانیه فأجابنی بجواب آخر- فقلت: جعلت فداک- کنت أجبت فی هذه المسأله بجواب غیر هذا قبل الیوم- فقال ع لی: یا جابر إن  للقرآن  بطنا، و للبطن ظهرا، یا جابر و لیس شی ء أبعد من عقول الرجال من تفسیر القرآن، إن الآیه لتکون أولها فی شی ء و آخرها فی شی ء- و هو کلام متصل یتصرف علی وجوه .  تفسیر العیاشی ؛ ج 1 ؛ ص12</ref><br/>
 +
از این رو می‌توان ادعا کرد که هیچ کس به کنه معنای حقیقت تفسیر کتاب خدا و تأویلش نمی‌رسد مگر رسول اکرم و اوصیای طاهرین ایشان. <ref>- عن الصادق علیه السلام: لَا یَبْلُغُ  أَحَدٌ کُنْهَ  مَعْنَی  حَقِیقَهِ تَفْسِیرِ کِتَابِ  اللَّهِ  تَعَالَی إِلَّا نَبِیُّهُ وَ أَوْصِیَاؤُه . وسائل الشیعه ؛ ج 27 ؛ ص201</ref><br/>
 +
=== توجه مستمر به اینکه قرآن سخن خداست ===
 +
حکمت [[تلاوت قرآن]] این است که انسان، قرآن را به گونه‌ای تلاوت کند که معبود را مشاهده نماید. مرحله نازله مشاهده معبود آن است که در صفحه ضمیر و قلب عابد، چیزی جز علاقه به معبود نباشد. و انسان می‌تواند به خوبی تشخیص دهد که آیا در قلبش چیزی جز خدا هست یا نه؟ <ref>- حکمت عبادات، صفحه 191</ref> برای این که به مرحله مشاهده معبود راه یابیم باید تا می‌توانیم بر چشم و گوش خود کنترل داشته باشیم، هر کس باید مواظب باشد که جز وظیفه شرعی چیزی انجام ندهد محیط کار و محیط منزل را با غبارگناه و [[غفلت از خدا]] آلوده نسازد.  <ref>- همان، صفحه 192</ref><br/>
 +
در احوالات امام سجاد علیه السلام است که: «کَانَ ع إِذَا قَرَأَ-  مالِکِ  یَوْمِ  الدِّینِ  یُکَرِّرُهَا حَتَّی کَادَ أَنْ یَمُوتَ » <ref>- الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 2 ؛ ص602</ref> آن حضرت هرگاه آیه «مَالِکِ  یَوْمِ  الدِّینِ» را تلاوت می‌کرد آنقدر تکرار می‌کرد که نزدیک بود جان از بدنشان مفارقت کند!<br/>
 +
امام صادق علیه السلام در حدیث زیبایی می‌فرماید: « لَقَدْ تَجَلَّی اللَّهُ لِخَلْقِهِ فِی کَلَامِهِ وَ لَکِنَّهُمْ لَا یُبْصِرُونَ» <ref>- بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج 89 ؛ ص106</ref> یعنی خدای سبحان برای خود در کلامش تجلی کرده ولی آنها چشم بصیرت ندارند و نمی‌بینند.<br/>
 +
یکی از بهترین و ظریفترین تعبیرات در فرهنگ اسلامی، همان تعبیر ظریف "تجلّی" است. معنای تجلّی در قرآن و روایات چنین است که خدای سبحان حقیقتی را از جهان غیب تنزّل داده، پایین آورد و برای ما تبیین کند. <ref>- حکمت عبادات، صفحه 198</ref>  تنزل قرآن یعنی آویختن نه انداختن. بدین معنی که یک طرف آن به دست ماست طرف دیگر که همان ام الکتاب است نزد خدای سبحان.<br/>
 +
خدای سبحان، عظمت قرآن را با تمثیلی چنین بیان می‌فرماید: «لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلی  جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَهِ اللَّهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون» یعنی، اگر ما این قرآن را بر کوه نازل می‌کردیم، کوه با همه استحکامش، توان تحمّل آن را نمی‌داشت و از ترس و هراس خداوندی که گوینده این کلام آسمانی است، متلاشی می‌شد.<br/>
 +
اینکه کوهِ استوار، توان تحمّل قرآن را ندارد، برای آن است که قرآن کریم، «تجلی» ذات اقدس اله است. <ref>- قرآن در قرآن، صفحه 24</ref><br/>
 +
=== طهارت باطنی ===
 +
طهارت ظاهری( وضو، [[غسل]] و تیمم) تنها، مجوز مس ظاهر آیات است اما برای دسترسی به معارف و باطن قرآن، تلاوت کننده باید طهارت باطنی نیز داشته باشد،«لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُون» <ref>- واقعه 79</ref> پس اگر تلاوت کننده این پاکی را نداشته باشد از حقیقت قرآن بهره چندانی نخواهد برد. علم قرآن همراه با رحمت خدای سبحان است و رحمت خاصّه خداوند شامل حال متّقین می‌گردد. «وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ  <ref>- بقره 282</ref> » <ref>- قرآن در قرآن -  صفحه 369</ref><br/>
 +
پایین‌ترین مرحله طهارت باطنی، مرحله ترک گناهان و انجام واجبات است که هرچه پاکی و خلوص تلاوت کننده بیشتر باشد، دریافت‌های او از قرآن بیشتر خواهد بود.<br/>
 +
هرکسـی ز انـدازه روشـن دلـی<br/>
 +
غیـب را بیــند بـه قـدر صیـقلـی<br/>
 +
هرکه صیقل بیش کرد او بیش دید<br/>
 +
بیشتـر آمـد بـر او صـورت پدیـد <ref>- دفتر چهارم مثنوی</ref>
 +
=== اخلاص در تلاوت قرآن ===
 +
از شروط اولی و اساسی در پذیرفته شدن اعمال و حتی در تحقق معنای عبادت، اخلاص است. یعنی انسان باید عبادت را فقط به نیت انجام دستور خداوند و به قصد نزدیک شدن به او انجام دهد. تلاوت و قرائت اگر با هدف دنیایی باشد هیچ اثری نخواهد داشت و گاهی موجب گرفتاری نیز خواهد شد. <ref>- قَالَ النبی ص: رُبَ  تَالٍ  لِلْقُرْآنِ  وَ الْقُرْآنُ یَلْعَنُه . مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ؛ ج 4 ؛ ص249</ref>
 +
=== خود را مخاطب قرآن بداند ===
 +
به هنگام خواندن قرآن، چنان باشیم که گویا خداوند مستقیماً با خود ما، هم اکنون و در همین مکان سخن می‌گوید و خود را مخاطب آیات قرآن بدانیم، نه آنکه خواندن قرآن تنها برای تبرّک یا حفظ یا پیدا کردن سوژه برای سخنرانی باشد.<br/>
 +
یکی از آداب [[تلاوت قرآن]] این است که وقتی به جمله «یا أَیُّهَا النَّاسُ» و «یا أَیُّهَا الَّذِینَ  آمَنُوا» رسیدیم، بگوییم «لَبَّیْکَ  رَبَّنَا» <ref>- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: یَنْبَغِی لِلْعَبْدِ إِذَا صَلَّی أَنْ یُرَتِّلَ فِی قِرَاءَتِهِ فَإِذَا مَرَّ بِآیَهٍ فِیهَا ذِکْرُ الْجَنَّهِ وَ ذِکْرُ النَّارِ سَأَلَ اللَّهَ الْجَنَّهَ وَ تَعَوَّذَ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ وَ إِذَا مَرَّ بِ  یا أَیُّهَا النَّاسُ * وَ یا أَیُّهَا الَّذِینَ  آمَنُوا * یَقُولُ لَبَّیْکَ  رَبَّنَا.  تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ؛ ج 2 ؛ ص124</ref>
 +
یعنی خطابْ فعلی است و هم اکنون نیز ما مخاطب کلام خدا هستیم. <ref>- حکمت عبادات -  صفحه 197</ref>  و همانگونه که قرآن بر رسول خدا نازل گردیده بر امت او نیز نازل شده. پس قرآن نه تنها برای هدایت امت، بلکه به سوی امت نیز آمده است <ref>- یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبیناً. نساء 174</ref>. <ref>- قرآن در قرآن صص 64 و 65</ref>
 +
=== گریه ===
 +
از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمودند: وقتی قرآن می‌خوانید گریه کنید. و چنانچه نتوانستید، خود را به حال گریه بزنید. <ref>- عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَائِبٍ: قَالَ مَرَّ عَلَیْنَا سَعْدُ بْنُ أَبِی وَقَّاصٍ فَأَتَیْتُهُ مُسَلِّماً عَلَیْهِ. فَقَالَ مَرْحَباً بِابْنِ أَخِی بَلَغَنِی أَنَّکَ حَسَنُ الصَّوْتِ بِالْقُرْآنِ قُلْتُ نَعَمْ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ. قَالَ: فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) یَقُولُ: "إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ بِالْحُزْنِ فَإِذَا قَرَأْتُمُوهُ فَابْکُوا فَإِنْ لَمْ تَبْکُوا فَتَبَاکَوْا [وَ تَغَنَّوْا بِهِ ] فَمَنْ لَمْ یَتَغَنَّ بِالْقُرْآنِ فَلَیْسَ مِنَّا". مستدرک الوسائل، ج 4، ص 270.</ref> چرا که گریه، قلب را رقیق و آماده پذیرش معانی قرآن می‌کند.<br/>
 +
=== حق آیات را مراعات کند ===
 +
یعنی وقتی تلاوت کننده به آیات رحمت و بهشت می‌رسد، از خدای متعال بخواهد که او را اهل رحمت و بهشت قرار دهد. و آنگاه که به آیات عذاب خشم خداوند می‌رسد، بترسد و به خدای متعال پناه ببرد. هنگامی که به آیات تکبیر، تعظیم، تسبیح و تحمید می‌رسد به تکبیر، تعظیم، تسبیح و تحمید حضرت حق بپردازد. وقتی که به آیات [[استغفار]] و طلب عفو می‌رسد [[استغفار]] کند. آنجا که به ذکر صالحان و اولیاء و خوبان می‌رسد از خداوند درخواست کند که او را در جمع آنها قرار دهد. و آنگاه که به ذکر اهل طغیان و گنه کاران و گمراهان رسید، از خداوند بخواهد که او را از ورود به جمع ایشان، حفظ نماید. و هم چنین در همه آیات به حسب معنای آیه، این چنین کند. <ref>- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا مَرَرْتَ  بِآیَهٍ فِیهَا ذِکْرُ الْجَنَّهِ فَاسْأَلِ اللَّهَ الْجَنَّهَ وَ إِذَا مَرَرْتَ بِآیَهٍ فِیهَا ذِکْرُ النَّارِ فَتَعَوَّذْ بِاللَّهِ مِنَ النَّار.  بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج 89 ؛ ص216
 +
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: یَنْبَغِی لِلْعَبْدِ إِذَا صَلَّی أَنْ یُرَتِّلَ فِی قِرَاءَتِهِ فَإِذَا مَرَّ بِآیَهٍ فِیهَا ذِکْرُ الْجَنَّهِ- وَ ذِکْرُ النَّارِ سَأَلَ اللَّهَ الْجَنَّهَ وَ تَعَوَّذَ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ- وَ إِذَا مَرَّ بِأَیُّهَا النَّاسُ وَ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا یَقُولُ لَبَّیْکَ رَبَّنَا. وسائل الشیعه ؛ ج 6 ؛ ص69</ref>
 +
==== تاکید و تذکر ====
 +
تاکید می‌شود که در [[تلاوت قرآن]] و رعایت آداب آن کاملا جدیت داشته باشند، و به هنگام تلاوت در قرآن فانی باشند و با آن وحدت یابند، تا به «حقیقت نور قرآن» و در نتیجه به «حقیقت نوری خود» نزدیک شوند و آن را بیابند؛ زیرا «حقیقت نوری انسان» از «حقیقت نوری قرآن» است و مرتبه‌ای از مراتب آن. <ref>- مقالات، جلد3، ص111</ref>
 +
=== تکرار آیات ===
 +
تکرار آیات، در شرایط مناسب روحی، در تعمیق تدبّر بسیار مؤثّر است؛ چرا که هیچ گفتار و کرداری نیست مگر اینکه اثر مستقیم بر روی روح دارد و هرچه آن اقوال و اعمال تکرار شوند، آن اثرات تکرار و تشدید می‌شوند. از این رو، ائمّه علیهم السلام برخی از آیات قرآن کریم، که بارِ معرفتی بیشتری دارند و صفتی از صفات الهی را بیان می‌کنند را تکرار می‌کردند. <ref>- الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 2 ؛ ص602</ref>
 +
ابوذر می‌گوید: شبی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیوسته آیه ۱۱۸ از سوره مائده را تکرار می‌فرمودند: « إِنْ  تُعَذِّبْهُمْ  فَإِنَّهُمْ عِبادُکَ...اگر تبه کاران را عذاب کنی حق توست، چون تو مولایی و آنها عبد تواند .... و اما اگر آنها را بیامرزی تو عزیز و حکیمی. <ref>- ترجمه از تفسیر تسنیم، جلد4،ص244 -  عن أبی  ذر، قال: «صلی رسول الله (صلی الله علیه و آله) لیله فقرأ بآیه حتی أصبح یرکع بها و یسجد بها  إِنْ  تُعَذِّبْهُمْ  فَإِنَّهُمْ عِبادُکَ  الآیه. فلما أصبح قلت: یا رسول الله، ما زلت تقرأ هذه الآیه حتی أصبحت! قال: إنی سألت ربی الشفاعه لامتی فأعطانیها، و هی نائله إن شاء الله من لا یشرک بالله شیئا».  البرهان فی تفسیر القرآن ؛ ج 2 ؛ ص392</ref>
 +
=== اعتقاد به هدایت بخشی آیات ===
 +
جهل به موقعیت قرآن، موجب می‌شود که نتوان ارتباط صحیحی با آن برقرار ساخت و با آن انس گرفت و از نور آن روشنایی کسب کرد. بنابراین، شناخت اجمالی نسبت به هادی بودن قرآن، باور به صادق بودن وعده‌ها و وعیدهای آن، سعادت بخش بودن و درمان کنندۀ دردهای روحی بودن آن، شرط اساسی تدبّر در قرآن است. <ref>- فصلنامه کوثر ، شماره 63 ، پاییز 84 ، از طریق شبکه شارح - ر.ک:نهج البلاغه للصبحی صالح، خطبه 176</ref>
 +
=== مراعات کردن آداب تلاوت ===
 +
در مقاله  [[تلاوت قرآن]]  به طور مفصل در این باره سخن گفته‌ایم.<br/>
  
شرط دیگر تدبّر در قرآن، دل دادن به آیات قرآن و خالی کردن قلب از آلودگی‌ها، از جمله تعصّب و پیش فرض‌های غیر الهی در مواجهه با قرآن می‌باشد. چرا که نسبت تدبّر و قلب انسان، نسبت راه و چشم است. همان طوری که اگر کسی چشم نداشته باشد، به چاه می‌افتد، کسی که قلب او مریض باشد نمی‌تواند تدبّر کند و از هدایت قرآن استفاده کند.<ref>تقریب القرآن، ج 26، ص 71</ref><br />
+
== پرسش و پاسخ و شبهات ==
از امام صادق و امام کاظم علیهما السلام نقل شده که در تفسیر آیه «ام علی قلوبٍ اقفالها»<ref>محمّد / 24</ref> فرموده‌اند که: «هیچ ذکری به قلب آنها نمی‌رسد و حقیقتی برای آنها کشف نمی‌شود.»<ref>تفسیر کنز الدقائق، ج 12، ص 241</ref><br />
+
۱- [[تدبر در قرآن]] برای افراد عادی ممکن نیست بلکه ویژه علما و روحانیون است پس چرا همگان را بدان فرامی خوانید؟<br/>
همان طوری که دل دادن و به عبارتی، زنده دلی و دارا بودن قلبی سالم و عاری از هرگونه جهالت و کوری، موجب فراهم شدن زمینه تدبّر در قرآن می‌شود، دل مردگی و کوری دل نیز از عوامل عدم تدبّر در قرآن می‌شود. حضرت زهراعلیها السلام یکی از ریشه‌های عدم تدبّر در قرآن را، همین مسئله معرّفی می‌کند. چرا که مرگ دل و کوری قلب، موجب بسته شدن دریچه قلب بر روی نور علم و ایمان می‌شود و کسانی که با سوء اختیار خود از علم و ایمان محروم می‌شوند، از معارف قرآنی نیز گریزان می‌شوند و از تدبّر در قرآن و کشف حقائق از آن، دوری می‌کنند و گرفتار هلاکت می‌شوند و حقوق را ضایع کرده، جامعه را به انحراف می‌کشانند.<br />
+
پاسخ: از آیه شریفه {افلا یتدبرون القرآن} چند نکته استفاده می‌شود:<br/>
حضرت فاطمه علیها السلام در جریان ضایع کردن حقّ ولایت و خلافت علی علیه السلام از ناحیه گروهی از مردم، به این حقیقت چنین تصریح می‌فرمایند:<br />
+
اول اینکه قرآن کریم کتابی است که فهم عادی به درک آن دسترسی دارد، ترجمه المیزان، ج ۵، ص: ۲۸
«هان! سوگند به خدا! اگر حق را برای اهلش وا می‌گذاشتند و پیرو خاندان پیامبر خدا می‌شدند، هیچ گاه دو تن اختلاف نمی‌کردند، و این حکومت، نسل به نسل، میان اهلش می‌گشت و آیندگان از گذشتگان به ارث می‌بردند تا قائم ما که نهمین فرزند از نسل حسین علیه السلام است، قیام کند. اما پیش داشتند آن را که خدا پس زده بود، و پس داشتند آن را که خدا پیش داشته بود، تا آنگاه که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم را در گور نهادند و به گودال قبر سپردند، به دلخواه خود کسی را برگزیدند و به رأی خویش عمل کردند. مرگشان باد! مگر سخن خدا را نشنیدند که گوید: «و ربّک یخلق مایشاء و یختار، ماکان لهم الخیرة»<ref>قصص / 68</ref>؛ و پروردگار توست که می‌آفریند و بر می‌گزیند آنچه خواهد، آنان را (حقّ) گزینش نیست.؟ چرا، شنیدند؛ اما کوردلند چنانکه خدای سبحان فرموده: «فانّها لاتعمی الأبصار ولکن تعمی القلوب الّتی فی الصّدور»<ref>حجّ / 46</ref>؛ دیده‌ها کور نیست، بلکه دلهایی که در سینه هاست، کور است وه چه دور است! آرزوهای خود را در دنیا گستردند و مرگ خویش را از یاد بردند، هلاکتان باد!»<ref>بحارالانوار، ج 36، ص 353</ref>
+
== شیوه تدبّر در قرآن ==
+
  
آنچه متناسب با نوشتار حاضر در مورد شیوه تدبّر در قرآن است، آن است که قاری قرآن بعد از فراهم کردن لوازم و شرایط تدبّر در قرآن، هنگام تلاوت آیات مربوط به سرگذشت گذشتگان از ملل و اقوام ظالم، آیات مربوط به رذائل و فضائل و آثار آنها و نیز آیات مربوط به کیفر و پاداش اعمال مردم، به عرضه باورها، منش‌ها، رفتارها و گفتاری خود بر آیات قرآن می‌پردازد تا میزان صحّت و درجه سلامت آنها را تشخیص دهد و بنابر آن، به عقائد صحیح دست پیدا کند و رفتار و گفتاری متناسب با خواسته‌های قرآن انتخاب کند، فضائل را گرفته، خود را مزیّن به آنها گرداند و رذائل و آثار سوء آنها را شناخته، از آنها دوری کند و پیوسته در این راه قدم بردارد تا هر روز به کمالی از کمالات معنوی دست پیدا کند و در راه قرب الهی، قدم راسخ بردارد. علی علیه السلام در خطبه همام در وصف متّقین در برخورد با قرآن چنین می‌فرماید:<br />
+
۲- من به [[تدبر در قرآن]] بسیار علاقه دارم، ولی احساس می‌کنم آیات آن ابهام دارند. زیرا وقتی آنها را می‌خوانم برداشتی ندارم و بیش از ترجمه چیزی نمی‌یابم.<br/>
«چون شب شود (برای نماز) برپا ایستاده آیات قرآن را با تأمّل و اندیشه می‌خوانند. و با خواندن و تدبّر در آن، خود را اندوهگین می‌سازند و به وسیله آن به درمان درد خویش کوشش می‌کنند (از خواندن و عمل به قرآن چاره رهایی از عذاب و سختی قیامت را می‌جویند). پس هرگاه به آیه‌ای برخورند که شوق دهنده و امیدساز باشد، به آن شوق پیدا می‌کنند؛ مانند آنکه پاداشی که آیه از آن خبر می‌دهد، در برابر چشم ایشان است و آن را می‌بینند و هرگاه به آیه‌ای برخورند که در آن ترس و بیم است، گوش دلشان را به آن می‌گشایند، چنانکه گویا شیون و فریاد (اهل) دوزخ در بیخ گوشهایشان است.»<ref>نهج البلاغه، فیض، خ 184</ref>
+
پاسخ: امام باقر سلام الله علیه در این باره می‌فرماید: «فَمَنْ  زَعَمَ  أَنَ  کِتَابَ  اللَّهِ  مُبْهَمٌ  فَقَدْ هَلَکَ  وَ أَهْلَک » <ref>- المحاسن ؛ ج 1 ؛ ص270</ref> هر کس گمان کند کتاب خدا مبهم است، قطعا هلاک شده و دیگران را هلاک گردانیده است.<br/>
== آثار تدبّر در قرآن ==
+
پس برای حل مشکلتان به موارد زیر عمل کنید:<br/>
=== گرایش به خوبی‌ها ===
+
- به بحثهای  چگونه در قرآن تدبر کنیم؟، موانع تدبر در آیات و لوازم [[تدبر در قرآن]]  در همین مقاله مراجعه کنید و راهکارهای بیان شده را به کار ببندید.<br/>
 +
- با آثار علمایی همچون آیت الله جوادی آملی، آیت الله محمد شجاعی، حجت الاسلام قرائتی انس بیشتری داشته باشید.<br/>
 +
امیدواریم به آنچه می‌خواهید دست یابید.<br/>
  
علی علیه السلام می‌فرماید: «لاخَیرَ فی قِرائَةٍ لاتَدَبُّرَ فیها<ref>بحارالانوار، ج 75، ص 75</ref>؛ در قرائتی که تدبّر نباشد، هیچ خیری نیست.»<br />
+
== منابع جهت مطالعه بیشتر ==
از این روایت استفاده می‌شود که اگر همراه قرائت قرآن، تدبّر در آیات نیز در کار باشد، قاری قرآن به خیر نائل می‌شود و خیر عبارت است از گرایش به خوبی‌ها.<ref>مفردات راغب، واژه خیر</ref><br />
+
۱- کتاب قرآن در قرآن اثر آیت الله جوادی آملی<br/>
علاّمه طباطبایی می‌گوید: اصل در معنای خیر، انتخاب است و ما چیزی را خیر می‌دانیم که قبلاً آن را با چیز دیگر مقایسه کرده‌ایم و آن را انتخاب و گزینش می‌کنیم. و ما وقتی یکی از دو چیز را انتخاب می‌کنیم که مورد طلب ما بوده، طبیعت ما را به سوی خود بکشاند.<ref>المیزان، ج 3، ص 132</ref><br />
+
۲- کتاب حکمت عبادات اثر آیت الله جوادی آملی<br/>
بنابراین، هر کس در آیات قرآن تدبّر کند، کم کم نسبت به خوبی‌ها گرایش پیدا می‌کند. و طبعاً به آنها ملتزم شده، به خوبی‌ها و کمالات نائل می‌شود.
+
۳- کتاب مقالات ج ۱ و ۳ اثرمحمدشجاعی<br/>
=== کسب آگاهی و حق شناسی ===
+
۴- نرم افزار مجموعه آثار آیت الله جوادی آملی<br/>
 +
۵- نرم افزارهای جامع التفاسیر، و جامع الاحادیث اثر مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)<br/>
 +
۶- تارنمای <ref>- تارنما  به معنی  سایت  می‌باشد.</ref>  جامعه مجازی [[تدبر در قرآن]] کریم<br/>
 +
۷- تارنمای  موسسه [[تدبر در قرآن]] و سیره<br/>
 +
۸- تارنمای  رادیو قرآن<br/>
 +
۹- فیش‌های [[تدبر در قرآن]] تارنمای  Khamenei.ir<br/>
 +
5- www.tebyan.net<br/>
 +
6- www.al-falah.ir<br/>
 +
7-www.hawzah.net<br/>
 +
8- tadabbordarghoran.blogfa.com<br/>
 +
== فهرست منابع  ==
 +
۱- قرآن کریم<br/>
 +
۲- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ۱جلد، [[هجرت]] - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۴ ق.  به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۳- جوادی آملی عبدالله، تفسیر تسنیم، مرکز نشر اسراء؛ به نقل از نرم افزار و کتابخانه دیجیتال مجموعه آثار معظم له.<br/>
 +
۴- جوادی آملی عبدالله، حکمت عبادات، مرکز نشر اسراء، به نقل از نرم افزار و کتابخانه دیجیتال مجموعه آثار معظم له.<br/>
 +
۵- جوادی آملی عبدالله، قرآن در قرآن، مرکز نشر اسراء، به نقل از نرم افزار و کتابخانه دیجیتال مجموعه آثار معظم له<br/>
 +
۶- مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم - بیروت-قاهره-لندن، چاپ: سوم، ۱۴۳۰ ه.ق.  به نقل از نرم افزار قانوس النور۲ تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۷- عسکری، حسن بن عبدالله، الفروق فی اللغه - بیروت، چاپ: اول، ۱۴۰۰ ه.ق. به نقل از نرم افزار قانوس النور۲ تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۸- بستانی، فواد افرام، فرهنگ ابجدی - تهران، چاپ: دوم، ۱۳۷۵ ه.ش. به نقل از نرم افزار قانوس النور۲ تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۹- نرم افزار کارگاه تربیت محقق قرآنی، تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۱۰- تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ۱جلد، دفتر تبلیغات - ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۳۶۶ش.  به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۱۱- راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن - بیروت، چاپ: اول، ۱۴۱۲ ه.ق. به نقل از نرم افزار قانوس النور۲ تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۱۲- کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، ۸جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.  به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۱۳- شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، ۳۰جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، ۱۴۰۹ ق. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۱۴- مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الأنوارالجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (ط - بیروت)، ۱۱۱جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق.  به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۱۵- ابن أبی جمهور، محمد بن زین الدین، عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، ۴جلد، دار سید الشهداء للنشر - قم، چاپ: اول، ۱۴۰۵ ق.  به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۱۶- فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ۵جلد، مکتبه الصدر - تهران، چاپ: دوم، ۱۴۱۵ ق.  به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۱۷- صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلّی الله علیهم، ۱جلد، مکتبه آیه الله المرعشی النجفی - ایران ؛ قم، چاپ: دوم، ۱۴۰۴ ق.  به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۱۸- بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، ۵جلد، مؤسسه بعثه - قم، چاپ: اول، ۱۳۷۴ ش.  به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۱۹- استرآبادی، علی، تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، ۱جلد، مؤسسه النشر الإسلامی - ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۴۰۹ق.  به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۲۰- نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ۲۸جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، ۱۴۰۸ق.  به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۲۱- منسوب به جعفربن محمد علیه السلام، امام ششم علیه السلام، مصباح الشریعه، ۱جلد، اعلمی - بیروت، چاپ: اول، ۱۴۰۰ق. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۲۲- عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیّاشی، ۲جلد، المطبعه العلمیه - تهران، چاپ: اول، ۱۳۸۰ ق.  به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۲۳- ابن أبی الحدید، عبدالحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید، ۱۰جلد، مکتبه آیه الله المرعشی النجفی - قم، چاپ: اول، ۱۴۰۴ق.  به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۲۴- طوسی، محمد بن الحسن، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ۱۰جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.  به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۲۵- برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ۲جلد، دار الکتب الإسلامیه - قم، چاپ: دوم، ۱۳۷۱ ق. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۲۶- ، موسوی همدانی سید محمد باقر، ترجمه تفسیر المیزان ، دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم ، قم ، ۱۳۷۴ ش، به نقل از نرم افزار جامع التفاسیر تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۲۷- مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه ، دار الکتب الإسلامیه، تهران ، ۱۳۷۴ ش ، به نقل از نرم افزار جامع التفاسیر تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۲۸- قرائتی محسن،  تفسیر نور، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن،  تهران،  ۱۳۸۳ ش ، به نقل از نرم افزار جامع التفاسیر تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۲۹- محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ۱۴جلد، موسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، سازمان چاپ و نشر - قم - ایران، چاپ: ۱۱، ۱۳۸۹، به نقل از نرم افزار میزان الحکمه تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۳۰- نرم افزار مجموعه آثار حجت الاسلام قرائتی، فیشهای تبلیغاتی ۵ ، حرف قاف، بخش قرآن کریم، مبحث تدبر در قرآن، به نقل از نرم افزار مجموعه آثار حجت الاسلام قرائتی تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )<br/>
 +
۳۱- حاتم پور کرمانی، محمدرضا، ویژگیهای قرآن و آداب تلاوت، ناشر: زعیم، تهران، چاپ اول ۱۳۸۹<br/>
 +
۳۲- شجاعی محمد، مقالات، ۳ جلد، ناشر: سروش (انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران)، تهران، چاپ هفتم ۱۳۸۸<br/>
  
تلاوت همراه با تدبّر، موجب زیادی علم و کشف مسائل دینی و اطلاع پیداکردن بر حکمت‌ها و اسرار مخفی و شناخت حقوق خداوند، ائمّه علیهم السلام و دیگر صاحبان حق است. از این رو، برخی از فقیهان ثواب تدبّر در قرآن را، از ثواب نمازهای مستحبّی بالاتر دانسته‌اند.<ref>مشارق الشموس، محقّق خوانساری، ج 2، ص 503 (2 جلدی)، آل البیت</ref><br />
+
== پانویس ==
از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نقل شده است که در تفسیر آیه «أفلایتدبرون القرآن»<ref>محمّد / 24</ref>، فرمودند: «یعنی أَفلا یتدبرون القرآن فَیَقْضُوا ما عَلَیْهِمْ مِنَ الحَقّ <ref>بحارالانوار، ج 89، ص 65</ref>؛ یعنی چرا در قرآن تفکّر نمی‌کنند تا هر حقّی که بر آنان است، درک کنند؟»<br />
+
و نیز از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «ای مفضّل! اگر شیعیان ما در قرآن تدبّر می‌کردند، در فضیلت ما شک نمی‌نمودند.<ref>همان، ج 53، ص 26</ref><br />
+
 
+
== پا نویس ==
+
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text">[http://www.shareh.com/persian/magazine/kauthar/63/05.htm سایت فصلنامه کوثر] - 1395/02/26 </span></div>
 
<br />
 
  
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق منکر]]
+
 
 +
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق معروف]]
 +
[[رده:معروف فرهنگی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۵۰

تدبر در قرآن

نویسنده : صالح دیانت
تهیه و تدوین  :پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-95/8/11
کلید واژه:قرآن، تدبر، اندیشیدن و تفکر، بطن و باطن،تفسیر.

محتویات

مقدمه

موانع فرهنگی و اجتماعی زیادی در مسیر فهم قرآن کریم وجود دارد. بعضی با بیان تلویحی و بعضی به صراحت مؤمنان را از فهم قرآن برحذر می‌دارند از ترس اینکه مبادا اشتباه و لغزشی روی دهد. این امر در اذهان مردم و به ویژه در حیطه معارف دینی تأثیری آشکار داشته، بدان گونه که در طیفی از مردم، رجوع به قرآن کریم برای فهم معارف دینی چندان معمول نیست و بلکه گاه مورد پرهیز است. این کناره گیری پدیده‌ای است زیان بخش و چه بسا خطر آفرین. زیان بخش است چون موجب محرومیت امت از درک مستقیم معارف قرآن و برقراری ارتباط بی واسطه با منبع نور الهی می‌گردد؛ و خطر آفرین است زیرا اگر مراجعه به قرآن کریم بصورت امری عادی درنیاید، تهاجم اندیشه‌های غیر قرآنی، بینش اجتماعی را به سوی فضایی ظلمانی سوق می‌دهد در حالیکه فرهنگ تدبر در قرآن و مراجعه به آن مانع از نفوذ ابهام و تردید در اندیشه‌های ایمانی و قلوب مومنین خواهد بود. همان طور که پیامبراکرم(ص) فرمودند: زمانی که فتنه‌ها همچون شب تاریک شما را در بر گرفت، همواره به قرآن تمسک جویید [۱]. [۲]
در این نوشته تلاش شده است که معنا، آثار، روشها، لغزشگاه‌ها و مباحث گوناگون تدبر در قرآن مورد بررسی قرار گیرد تا پس از گنجینه باشد برای استفاده علاقه مندان و راهنمای عاملان به این فریضه قرآنی و معروف فرهنگی باشد ان شاء الله.

معنای تدبر

در لغت

بررسی چیزی پس از چیز دیگر را «تدبّر» می‌گویند و در {این آیات} به معنای تأمّل و دقت در یک آیه با در نظر گرفتن همه آیات قرآن است. [۳]

تفاوت تدبر و تفکر

تفاوت "تدبر" با "تفکر"، این است که تفکر مربوط به بررسی علل و خصوصیات یک موجود است، اما "تدبر" مربوط به بررسی عواقب و نتائج آن است [۴]. تدبر به معنای عمیق و ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی است. [۵]

در اصطلاح

تدبّر در آیات قرآن عبارت است از کاوش و دقّت نظر در کشف مفاهیم و روابط ناپیدای موجود در هریک از آیات و ارتباط آیات با یکدیگر و ارتباط آیه‌ای از یک سوره با آیه و آیات دیگر در سوره‌های دیگر. [۶]
تدبّر در قرآن یعنی تلاوت آیات قرآن و عبور از الفاظ آن و رسیدن به عمق معنا، پیام‌ها، درس‌ها، انذارها، تبشیرها و رهنمودهای آن.
علی علیه السلام می‌فرماید:
تَدَبَّرُوا آیَاتِ الْقُرْآنِ وَ اعْتَبِرُوا بِهِ فَإِنَّهُ أَبْلَغُ الْعِبَرِ. [۷] در این روایت، «تدبّر» با «اعتبار» همراه شده است و این نشان می‌دهد که تدبّر یک نوع دقّت نظر و اندیشه در وسیله (آیات) می‌باشد برای رسیدن به یک هدف بلند. از این رو حضرت، کلام خود را به «ابلغ العبر» تعلیل کرد تا بفهماند قرآن بهترین ابزار عبور است؛ عبور قاری قرآن از الفاظ و عبارت و رسیدن به عمق معانی و شناختِ موجباتِ سعادت و هدایت.
بنابراین، حقیقتِ تدبّر در آیات قرآن همان تلاوت راستین آن است که از قرائت آیات شروع می‌شود و با تأمّل در معنا و پیام‌ها و خواسته‌ها، ادامه می‌یابد و با تعهّد و التزام و عمل به مضامین آنها، ختم می‌گردد. [۸]

فرق تدبّر و تفسیر

«تدبّر» با «تفسیر» از جهات گوناگون فرق دارد. چرا که در تدبّر همه اقشار مردم حتّی منافقان، مشرکان ، در هر مرتبه از فهم و علم که باشند، شرکت دارند و همین که به اندازه ظرفیت وجودی خود از قرآن بهره مند شوند، «تدبّر» صدق می‌کند و حال آنکه «تفسیر» اختصاص به کسانی دارد که در فهم مطالب و مضامین آیات قرآن، دارای مرتبه اجتهاد هستند. [۹]
در تدبّر، علاوه بر به کارگیری فکر و اندیشه، دل دادن به محتوای آیات و التزام به آنها نیز شرط است و اما تفسیر، تنها یک جریان فکری برای کشف حقائق قرآنی می‌باشد. [۱۰] در تدبّر، تلاوت کننده قرآن، خود را مخاطب آیات قرآن می‌داند و سعی می‌کند از تبشیرها، تبذیرها، و پیام‌های قرآن اثری در خود مشاهده کند و اما در تفسیر، چنین امتیازی نیست.

ماده تدبر، در قرآن

واژه دبر به همراه مشتقاتش ۴۴ بار در قرآن به کار رفته که ۴ مورد از آن پیرامون تدبر در قرآن است:
سوره نساء، آیه ۸۲
سوره مومنون، آیه ۶۸
سوره ص، آیه ۲۹
سوره محمد، آیه ۲۴

ضرورت تدبر

پیرامون ضرورت تدبر در قرآن همین بس که قرآن کریم می‌فرماید: وَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً. [۱۱] یعنی پیامبر اکرم که تجلی رحمت خداست از انسانها به خدای متعال شکایت می‌کند که آنها قرآن را به طور کلی وانهادند و ترک گفتند. نه آنرا قرائت می‌کنند و نه از آن هدایت می طلبند و نه به دستوراتش عمل می‌کنند. «هجر»، جدایی با عمل، بدن، زبان و قلب را شامل می‌شود. [۱۲]
تدبر آنقدر حیاتی با ارزش است که شخصیت بزرگی همچون امام خمینی قدس سره به شدّت تأسّف می‌خورد که چرا تمام عمر خود را صرف تدّبر در قرآن نکرده است. [۱۳] در روایت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بهره و سهم عبادی چشمهایتان را بدهید. گفتند: سهمش چیست؟ فرمود: نگاه کردن به صفحه قرآن و اندیشیدن در آن و درس گرفتن از آن. [۱۴] و نیز وارد شده که قرآن عهدی است میان خدا و بندگانش؛ پس سزاوار است که مسلمان در عهد خداوند به دقت و نظر بپردازد. [۱۵] عهد یعنی لزوم حفظ و مراعات مدام یک چیز. [۱۶] در این جمله که " قرآن عهدی است از خدای متعال به سوی خلق او" اسرار عمیقه‌ای نهفته است که برای اهل آن تا حدودی معلوم است. [۱۷]
ملا صدرا (ره) در مقدّمه تفسیر سوره واقعه می‌گوید: بسیار به مطالعه کتب حکما پرداختم تا آنجا که گمان کردم کسی هستم، ولی همین که کمی بصیرتم باز شد، خودم را از علوم واقعی خالی دیدم. در آخر عمر به فکر رفتم که به سراغ تدبّر در قرآن و روایات محمّد و آل محمّد (علیهم السلام) بروم. یقین کردم که کارم بی اساس بوده است، زیرا در طول عمرم به جای نور در سایه ایستاده بودم. از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله کشید، تا رحمت الهی دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا کرد و شروع به تفسیر و تدبّر در قرآن کردم، درِ خانه وحی را کوبیدم، درها باز شد و پرده‌ها کنار رفت و دیدم فرشتگان به من می‌گویند: «سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِینَ» تفسیر نور، ج ۸، ص: ۲۴۷
حتی نقل شده است که پیامبر اکرم ۱۰ آیه را برای مردم می‌خواند، تا معارف آنها را بیاموزند وبه آنها عمل کنند سپس ده آیه دیگر را قرائت می‌فرمود. [۱۸]
معصومین علیهم السلام قرآن را به عنوان بهار قلبها و مایه شفای دردها معرفی کرده [۱۹] و می‌فرمایند: قرائت قرآن اگر همراه با تدبر نباشد، خیری در آن نیست! [۲۰]
مرحوم ملا محسن فیض کاشانی از یکی از بزرگان نقل می‌کند که فرمود: من در هفته یک بار قرآن را ختم می‌کنم. اما قرائتی (همراه باتدبر)از قرآن را از۳۰ سال پیش شروع کرده‌ام که هنوز از آن فارغ نشده‌ام! روشن است که این تفاوت به خاطر اختلاف مراتب تدبر و تعمق اوست. [۲۱]

تبصره

باید از برداشتهای شخصی و ذوقی که آیات یا روایات و یا عقل سلیم آنها را تایید نمی‌کند پرهیز کرد. و چه بهتر که برداشتهای خود را به اهل قرآن ارائه دهیم تا به انحراف و انحطاط دچار نشویم.
در حدیثی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است: «أَنَ هَذَا الْقُرْآنَ مَأْدُبَهُ اللَّهِ فَتَعَلَّمُوا مَأْدُبَتَهُ مَا اسْتَطَعْتُم » [۲۲] قرآن (شیوه تربیت)غذای آماده الهی است. قرآن سفره‌ای نیست که هر کسی غذای خود را همراه بیاورد و بر آن سفره بخورد. یعنی کسی حق ندارد خواسته‌های خود را بر قرآن تحمیل کند و برداشتهای خود را به حساب قرآن بگذارد؛ زیرا قرآن غذایی است آماده که هر کسی گرسنه معارف باشد از این غذا استفاده خواهد کرد. [۲۳]

در چه چیزی تدبر کنیم؟

حقایق و معارفی که قرآن بیان می‌کند، و به فکر و تدبر در آنها دعوت می‌نماید، همگی از مجاری فکر مطلوب و راهگشاست. حقایق خلقت از جمله حقیقت خود انسان، عبودیت و دقایق و مراتب آن، بازگشت انسانها به خدای متعال، مساله ظهور حقایق و بواطن در قیامت، مساله مهم و پر اسرار لقای ربّ، اینها همه و همه از جمله مجراهای فکر مطلوب هستند. [۲۴] به ویژه آیاتی که بیان کننده معارف مبدأ و معاد، عقائد، اخلاق، وظایف انسان در دنیا، جامعه شناسی، جهان شناسی و انسان شناسی می باشند و در بردارنده کلیدی از کلیدهای گره گشای مشکلات انسان در مسیر سلوک به سوی خداوند متعال می‌باشند.

حقیقت قرآن

هرکس نسبت به قرآن ذره‌ای معرفت پیدا کند، هرگز دست از دامان پر برکت این کتاب نمی‌شوید. بر اساس برخی از احادیث، قرآن چهار لایه دارد:
۱- عبارت: یعنی همان الفاظ شریف قرآن که مردم عادی به آن مشغول می‌شوند و از پاداش تلاوت سود می‌برند.
۲- اشارت: که خواص مردم از آن بهره می‌برند.
۳- لطایف: که اولیاء خدا بر سر سفره آن مهمانند.
۴- حقایق: که ویژه انبیا و ائمه معصومین است. [۲۵]
اما با اینهمه هرکس همنشین قرآن شود - در هر مرتبه از طهارت و معرفت که باشد - به اندازه ظرفیتش از آن خوشه چینی می‌کند، یا به هدایتش می‌افزاید و یا از کوردلی اش می‌کاهد. [۲۶]
قرآن کریم ظاهری دلفریب و باطنی عمیق و عجیب دارد، همانند دریایی بی کرانه دارای گوهرهای بی پایان است، و تنها نوری است که تاریکی‌های مسیر بندگی را روشن می‌کند. [۲۷]
در روایات این نکته بارها تکرار و تأیید شده است که قرآن کریم علاوه بر ظاهر، بطونی دارد « إِنَ لِلْقُرْآنِ ظَاهِراً وَ بَاطِنا» [۲۸] برخی نصوص برای قرآن هفت بطن [۲۹] و در برخی دیگر هفتاد بطن قائل شده است [۳۰]. البتّه مقصود از هفتاد بطن و مانند آن، کثرت بطون است نه آنکه عدد مخصوصی در نظر باشد. [۳۱] حضرت صادق(سلام الله علیه) می‌فرماید: «من علم به کتاب خدا دارم که در آن، آغاز خلق و آنچه موجود است تا روز قیامت و نیز خبر آسمان و خبر زمین، و خبر جنّت و خبر نار و خبر آنچه در گذشته بوده و آنچه در آینده خواهد بود، همگی آمده است و من این اخبار را می‌دانم مثل اینکه به کف دستم نگاه می‌کنم [۳۲] » [۳۳]

یک نمونه از بطون قرآن

در مورد آیه کریمه « وَ إِنَّهُ فی أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکیمٌ» [۳۴] از امام صادق (سلام الله علیه) روایتی وارد شده که فرمود: ما باطن قرآنیم و منظور از « عَلِّیٌ » در این آیه امیرالمؤمنین (علیه السلام) است [۳۵]. این تفسیر، تفسیر باطن قرآن است که آن حضرت ارائه فرموده و مقصودشان آن است که حقیقت علوی، و نور محمّدی صلی الله علیه و آله و سلم در آن مقام بلند ( لدن) حضور دارد. [۳۶]

آثار تدبر

حافظا درکنج فقر و خلوت شبهای تار
تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

گرایش به خوبی‌ها

علی علیه السلام می‌فرماید: « أَلَا لَا خَیْرَ فِی قِرَاءَهٍ لَیْسَ فِیهَا تَدَبُّر؛ [۳۷] در قرائتی که تدبّر نباشد، هیچ خیری نیست.»
از این روایت استفاده می‌شود که اگر همراه قرائت قرآن، تدبّر در آیات نیز در کار باشد، قاری قرآن به خیر نائل می‌شود و "خیر" عبارت است از هر چیز مطلوبی که نسبت به آن گرایش وجود داشته باشد. [۳۸]

افزایش علم و آگاهی

تلاوت همراه با تدبّر، موجب زیادی علم و کشف مسائل دینی و اطلاع پیداکردن بر حکمت‌ها و اسرار مخفی و شناخت حقوق خداوند، ائمّه علیهم السلام و دیگر صاحبان حق است. از امام صادق علیه السلام نقل شده است که در تفسیر آیه « أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن » [۳۹] فرمودند: فَیَقْضُوا ما عَلَیْهِمْ مِنَ الحَقّ [۴۰]؛ یعنی چرا در قرآن تفکّر نمی‌کنند تا حقوقی را که بر آنان است بدانند؟»
نقل شده است که مردی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد تا قرآن بیاموزد. هنگامی که پیامبر اکرم به این آیه رسید: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ » [۴۱] آن مرد عرض کرد: همین آیه برایم کافی است و رفت! پیامبر فرمود: این مرد عالم شد و بازگشت!! [۴۲]

نجات یافتن از فتنه‌ها

از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده که فرمود: آنگاه که فتنه‌ها روز شما را همچون شب، تیره و تار کردند، به چراغ قرآن چنگ بزنید. قرآن شافعی است که شفاعتش پذیرفته می‌شود ... اگر کسی قرآن را رهبر و راهنمای خود قرار دهد، بهشتی شده و اگر از آن جدا شد به دوزخ می‌افتد ... . [۴۳]

مورد غفران واقع شدن

"غفران" معنای عمیقی دارد و تنها به "بخشش" محدود نمی‌شود. معنا و مفهوم و لوازم غفران در جای خود توضیح داده شده است [۴۴] و ما در اینجا به ذکر آن نمی‌پردازیم .
از امیرالمومنین علیه السلام نقل است که فرمودند: «تَنَوَّقَ رَجُلٌ فِی بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ فَغُفِرَ لَهُ» [۴۵] یعنی (اگر) کسی در آیه " بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ" اتقان و محکم کاری کند (= به معارفش دست یابد و ملتزم باشد) [۴۶]، مورد غفران واقع می‌شود.

فکر در حقایق قرآنی از ارکان سلوک الی الله است

لازم است طالبان قرب خدای متعال در ابواب مختلف قرآنی به فکر بپردازند زیرا قرآن برای سالکان رموز و اشارتها دارد. فکر و تدبر در قرآن برای همه ضروری است، اما برای سالکان از ارکان سلوک به شمار می‌رود؛ یعنی بدون آن رسیدن به مقامات بلند بندگی ممکن نیست. [۴۷]

رسیدن به مقام اطمینان و جنت لقاء

در جای خود اثبات شده است که از بهترین مصادیق "ذکر"، قرآن کریم است [۴۸]. با توجه به این مقدمه، معنای این آیه روشن می‌شود که فرمود: «... أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » [۴۹]. یعنی آگاه باشید و بدانید که تنها با ذکر خدا (که یکی از مصادیقش قرآن است) دلها به مرحله اطمینان و آرامش واقعی می‌رسند.
مراد از "اطمینان" آن جایگاهی است که به واسطه رسیدن به مقام یقین و شهود حاصل می‌شود. چرا که وقتی سالک به این مقام برسد، با علم حضوری به معلومِ خود دست یافته و دیگر شک و تردید در او راه ندارد. [۵۰]
و آنگاه که انسانی به این مرحله چنگ زد مخاطب این آیات واقع می شودکه: «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ * ارْجِعی إِلی رَبِّکِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً * فَادْخُلی فی عِبادی* وَ ادْخُلی جَنَّتی» [۵۱] یعنی ای کسی که به مقام اطمینان رسیده‌ای! به سوی پروردگار خویش بازگرد در حالی که راضی هستی و پروردگارت نیز از تو خوشنود است. حال که این چنین است در جمع بندگان ویژه من وارد شو [۵۲]. و به بهشت من قدم گذار. [۵۳] و فرموده‌اند منظور از "جنتی" بهشت لقاء و دیدار با خداست. [۵۴]

آثار ترک تدبر

قرآن کریم می‌فرماید:
اگر کسی از یاد من روی بگرداند زندگی سخت و تنگی خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور خواهیم کرد. او می‌گوید پروردگارا چرا من را نابینا برانگیختی؟ پاسخ می‌شنود: آیات ما به تو رسید ولی آنها را فراموش کردی به همین خاطر امروز فراموش شدی! [۵۵]
و نیز اگر کسی از ذکر خدای رحمان کناره بگیرد، شیطانی (از جن یا انس) را بر او مسلط و با او همراه می‌کنیم. این شیاطین آنها را از راه سعادت باز می‌دارند ولی خودشان گمان می‌کنند ره یافته و هدایت شده‌اند. [۵۶]
حال آیه فوق را در کنار آیات ۱۰۳ و ۱۰۴ سوره کهف می‌گذاریم که می‌فرماید:
ای پیامبر! (به مردم) بگو آیا به شما بگویم زیانکارترین افراد چه کسانی هستند؟ آنها کسانی هستند که تلاش آنها در زندگی دنیای گم شد و از بین رفت در حالی خودشان گمان می‌کنند کار نیک انجام می‌دهند. [۵۷] نتیجه اینکه اگر کسی از "ذکر" کناره بگیرد، شیطان بر او مسلط شده ولی توهم هدایت دارد. و کسی که چنین توهم و گمان باطلی داشته باشد زیانکارترین انسان است.

چگونه تدبر کنیم؟

بدون اندیشه و ژرف و عمیق نگری در قرآن، عمق آیات را نمی‌توان دریافت، و به حقایق شگفت انگیزش پی برد، تدبر در قرآن دارای زمینه‌ها، شرایط، اصول و قوانین و شیوه‌ها و مراحلی است که دانشمندان در این باره به طور مفصل سخن گفته‌اند. [۵۸]

تدبر گام به گام

۱-دانستن معنای لغوی واژگان
۲-استفاده از روش تفسیری قرآن به قرآن: یافتن آیات دیگری که با آیه مورد نظر مرتبط هستند و سپس بررسی آنها با هم به این صورت:
-ابتدا واژهای کلیدی آیه را انتخاب کنید و سپس در نرم افزار جامع التفاسیر در بخش جستجو، از طریق ریشه ی آنها و یا در کتاب معجم المفهرَس لالفاظ القرآن تمام مشتقات به کار رفته در قرآن را بیابید.
همچنین می‌توان ضد این واژه‌ها را هم در نظر گرفت.
-با کمک کتب فهرست موضوعیِ تفاسیر، موضوع یا موضوعات آیه را بدست آورید، آنگاه آیاتی که از لحاظ محتوا به آیه مورد نظر نزدیک هستند را پیدا کنید. [۵۹] ۳-یادآوری مدام این نکته که چرا خدای متعال این واژه و ترکیب را به کار برد و واژه و ترکیب مشابه را نیاورد؟
مثلا چرا خدای سبحان "یُرِیدُ" را به جای "یَشَاءُ" و برعکس به کار می‌برد؟
تفاوت "اجلِس" با "اقعُد" چیست؟
۴- استفاده از روش تفسیر باطنی [۶۰]  :
-هدف آیه را بیابید و داستان یا مساله بیان شده در آیه را نادیده بگیرید.
-زمان، مکان و افراد آیه را دخالت ندهید.
-بدست آوردن قاعده‌ای کلی.
-تطبیق بر مصادیق گوناگون در هر زمان و مکان
-برای اینکه از تفسیر به رای در امان باشیم، قاعده کلی را بر مصداق بیان شده در آیه تطبیق می‌دهیم.
یک مثال : « أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً یَرْتَعْ وَ یَلْعَبْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ» [۶۱]
-هدف آیه : هشدار به والدین که مراقب فرزندانتان باشید تا انسانهای گرگ صفت آنها را به بهانه‌های گوناگون از شما جدا نکنند.
-زمان (عصر زندگی حضرت یعقوب علیه السلام)، مکان ( کنعان)، افراد (حضرت یعقوب و حضرت یوسف علیهما السلام و بقیه فرزندان) را نادیده می‌گیریم.
-قاعده کلی: مراقبت از فرزندان و استعدادهای درخشان و ارزشهایتان
-مصادیق امروزی آیه: در خانه مراقب اعضای خانواده، در جامعه مراقب جوانان و فرهنگ و ارزشهای خود باشید.
-تطبیق قاعده کلی بر مصداق بیان شده در آیه: اینکه می‌بینیم آیه یکی از مصادیق قانون بیان شده می‌باشد، نشان از صحت تدبر دارد.
۵-ارائه دادن برداشتها به کسی که اهل قرآن باشد تا از تفسیر به رای در امان باشبد.
۶- عمل کردن به آنچه بدست آورده‌اید ترجیحا با مشورت اساتید.
۷- نشر برداشتها برای استفاده دیگران

یک نمونه برای تدبر

برای نمونه در آیه «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلیمٌ» [۶۲] به تدبر می‌پردازیم: [۶۳] -لَن: تنها راه رسیدن به مقام "بِرّ" انفاق است.
-مِمَّا تُحِبُّونَ: حب مال و... در نهاد همه انسانها وجود دارد. آنچه مذموم است دلبستگی به مال است. «وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ» [۶۴] -فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلیمٌ : در انفاق ریا و چشم داشت جایی ندارد.
-شهدا بالاترین مقام بر را خواهند داشت؛ چرا که بهترین داشته خود را انفاق کرده‌اند.
-مِمَّا (مِن + مَا): در انفاق نه افراط و نه تفریط، تنها بخشی از آنچه را دوست داری، انفاق کن.
-در مکتب اسلام، هدف از انفاق تنها فقرزدایی نیست، بلکه رشد انفاق کننده نیز مطرح است.
-آنچه را که خود دوست می‌داری انفاق کن، نه آنچه را که بینوایان دوست می‌دارند. زیرا ممکن است فقرا به جهت شدّت فقر، به اشیای ناچیز نیز راضی باشند. «مِمَّا تُحِبُّونَ»، نه «مِمّا یُحِبُّونَ»
-«مِمَّا تُحِبُّونَ»: در انفاق، اصل کیفیّت است، نه کمیّت.

موانع تدبر در آیات و فهم معارف آن

مانع اول: تیرگی گناه بر صفحه دل

به حکم « لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ » [۶۵] تنها و تنها انسان‌های پاک و مطهر از دریای معارف قرآن بهره مند می‌شود. پس ناپاکان و کسانی که اهل معصیت خداوند هستند از رسیدن به بطون قرآن ناکام خواهند ماند. و این مهمترین مانع فهم قرآن است.
مراد از قفل قلب در آیه «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها» [۶۶]، گناه است، چون گناه راه دل را می‌بندد، در نتیجه نسبت به قرآن بی اعتنا می‌شود. کتاب‌های دیگر را می‌خواند؛ امّا قرآن را مطالعه نمی‌کند یا اهل تدبّر در آن نیست. [۶۷]
اگر انسان سخن رسول الله را نمی‌شنود و قرآن را نمی‌فهمد باید بداند که در حجاب گناه است و میزان نفهمیدنش به مقدار حجابش بستگی دارد. هر چه بیشتر در دنیا و گناهان خود غوطه ور باشد، به همان اندازه از فهم قرآن محجوب است و هر اندازه از شهوت حیوانی لذت می‌برد، از لذّت قرآنی محروم می‌شود؛ زیرا فرمود: «فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُم» [۶۸] . بنابراین، قرآن در حجاب نیست و پرده‌ای ندارد، ابهامی ندارد که دیگران آیاتش را نفهمند. [۶۹]

مانع دوم: توجه بیش از حد به ادای صحیح حروف و مخارج آن

وقتی تمرکز قاری به سمت تلفظ واژگان منحرف شود از توجه به معنا و مفهوم آیات باز می‌ماند و از تلاوت، جز تلاوت ظاهری و بی روح چیزی بدست نمی‌آورد. از امام صادق علیه السلام نقل است که: مواظب باش که به خاطر رعایت آداب تجویدی و حفظ مخارج حروف، از معانی و حقایق و حفظ آداب معنوی آن محروم نگردی. [۷۰]

مانع سوم: محدود شدن به ظاهر آیات

اینکه قاری نداند و یا نخواهد بداند که ظاهر آیات به عنوان ریسمانی است برای رسیدن به حقیقت قرآن، از مهمترین موانع فهم قرآن است.

مانع چهارم: آشنا نبودن با ادبیات و زبان قرآن

اگر بخواهیم مراد گوینده‌ای را خوب درک کنیم، لازم است علاوه بر دانستن زبان او، روش سخن گفتن او را نیز بدانیم. قرآن کریم به زبان عربی نازل شده [۷۱] پس برای فهم آن ابتدا باید تا حدودی زبان عربی را آموخت. و پس از آن از طریق انس زیاد با روش سخن گفتن این کتاب آشنا شد.

مانع پنجم: دوستان و افراد ناباب

در آخرت برخی از افراد ناله سر می‌دهند که ای کاش فلانی را دوست خودم قرار نمی‌دادم. او مرا از "ذکر" دور داشت [۷۲]. از اینکه بخواهم قرآن را بیاموزم و به معارفش دل بدهم.دوستان فاسد به جای جلسات و برنامه‌های قرآنی انسان را به مجالس لهو و لعب دعوت می‌کنند.

مانع ششم و هفتم: جهل و استکبار

خدای سبحان می‌فرماید: «سَأَصْرِفُ عَنْ آیاتِیَ الَّذینَ یَتَکَبَّرُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَق» [۷۳] کسی که عمداً کبر طلب باشد و در برابر حق خضوع نداشته باشد، من قلبش را از درک معارف دینی منصرف می‌کنم.
کسانی که لزوم وحی را نمی‌فهمند و در برابر انبیا مقاومت می‌کنند؛ جاهلان و مستکبرانند. چون جاهلند، قابلیت فهم ره آورد انبیا را ندارند و چون مستکبرند، در ساحت حق خضوع و تواضع ندارند و در برابر آن قیام می‌کنند. [۷۴]

لوازم تدبر در قرآن

قرآن کریم مراتبی دارد و بعضی از مراحل بلند آن در دسترس فکر و علم حصولی صاحب نظران نیست؛ زیرا که آن مرحله از سنخ مفهوم و ماهیت و تصور و تصدیق نیست. این مراحل، با فکر عادی بشر قابل دریافت نیست مگر آنکه خود انسان عروج کند و به آن موطن رفیع برسد و حقیقت قرآن را در آن مقام شامخ بیابد. [۷۵]
امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید: «ای جابر برای قرآن بطن است و برای آن بطن هم بطن است و برای قرآن ظهر است و برای ظهر آن نیز ظهر است؛ ای جابر هیچ چیزی مانند تفسیر قرآن از عقول رجال دور نیست به درستی که اوّلِ آیه‌ای در چیزی سخن می‌گوید و آخرش در چیز دیگر و قرآن، کلام متصل و پیوسته‌ای است که وجوه فراوان دارد.» [۷۶]
از این رو می‌توان ادعا کرد که هیچ کس به کنه معنای حقیقت تفسیر کتاب خدا و تأویلش نمی‌رسد مگر رسول اکرم و اوصیای طاهرین ایشان. [۷۷]

توجه مستمر به اینکه قرآن سخن خداست

حکمت تلاوت قرآن این است که انسان، قرآن را به گونه‌ای تلاوت کند که معبود را مشاهده نماید. مرحله نازله مشاهده معبود آن است که در صفحه ضمیر و قلب عابد، چیزی جز علاقه به معبود نباشد. و انسان می‌تواند به خوبی تشخیص دهد که آیا در قلبش چیزی جز خدا هست یا نه؟ [۷۸] برای این که به مرحله مشاهده معبود راه یابیم باید تا می‌توانیم بر چشم و گوش خود کنترل داشته باشیم، هر کس باید مواظب باشد که جز وظیفه شرعی چیزی انجام ندهد محیط کار و محیط منزل را با غبارگناه و غفلت از خدا آلوده نسازد. [۷۹]
در احوالات امام سجاد علیه السلام است که: «کَانَ ع إِذَا قَرَأَ- مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ یُکَرِّرُهَا حَتَّی کَادَ أَنْ یَمُوتَ » [۸۰] آن حضرت هرگاه آیه «مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» را تلاوت می‌کرد آنقدر تکرار می‌کرد که نزدیک بود جان از بدنشان مفارقت کند!
امام صادق علیه السلام در حدیث زیبایی می‌فرماید: « لَقَدْ تَجَلَّی اللَّهُ لِخَلْقِهِ فِی کَلَامِهِ وَ لَکِنَّهُمْ لَا یُبْصِرُونَ» [۸۱] یعنی خدای سبحان برای خود در کلامش تجلی کرده ولی آنها چشم بصیرت ندارند و نمی‌بینند.
یکی از بهترین و ظریفترین تعبیرات در فرهنگ اسلامی، همان تعبیر ظریف "تجلّی" است. معنای تجلّی در قرآن و روایات چنین است که خدای سبحان حقیقتی را از جهان غیب تنزّل داده، پایین آورد و برای ما تبیین کند. [۸۲] تنزل قرآن یعنی آویختن نه انداختن. بدین معنی که یک طرف آن به دست ماست طرف دیگر که همان ام الکتاب است نزد خدای سبحان.
خدای سبحان، عظمت قرآن را با تمثیلی چنین بیان می‌فرماید: «لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلی جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَهِ اللَّهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون» یعنی، اگر ما این قرآن را بر کوه نازل می‌کردیم، کوه با همه استحکامش، توان تحمّل آن را نمی‌داشت و از ترس و هراس خداوندی که گوینده این کلام آسمانی است، متلاشی می‌شد.
اینکه کوهِ استوار، توان تحمّل قرآن را ندارد، برای آن است که قرآن کریم، «تجلی» ذات اقدس اله است. [۸۳]

طهارت باطنی

طهارت ظاهری( وضو، غسل و تیمم) تنها، مجوز مس ظاهر آیات است اما برای دسترسی به معارف و باطن قرآن، تلاوت کننده باید طهارت باطنی نیز داشته باشد،«لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُون» [۸۴] پس اگر تلاوت کننده این پاکی را نداشته باشد از حقیقت قرآن بهره چندانی نخواهد برد. علم قرآن همراه با رحمت خدای سبحان است و رحمت خاصّه خداوند شامل حال متّقین می‌گردد. «وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ [۸۵] » [۸۶]
پایین‌ترین مرحله طهارت باطنی، مرحله ترک گناهان و انجام واجبات است که هرچه پاکی و خلوص تلاوت کننده بیشتر باشد، دریافت‌های او از قرآن بیشتر خواهد بود.
هرکسـی ز انـدازه روشـن دلـی
غیـب را بیــند بـه قـدر صیـقلـی
هرکه صیقل بیش کرد او بیش دید
بیشتـر آمـد بـر او صـورت پدیـد [۸۷]

اخلاص در تلاوت قرآن

از شروط اولی و اساسی در پذیرفته شدن اعمال و حتی در تحقق معنای عبادت، اخلاص است. یعنی انسان باید عبادت را فقط به نیت انجام دستور خداوند و به قصد نزدیک شدن به او انجام دهد. تلاوت و قرائت اگر با هدف دنیایی باشد هیچ اثری نخواهد داشت و گاهی موجب گرفتاری نیز خواهد شد. [۸۸]

خود را مخاطب قرآن بداند

به هنگام خواندن قرآن، چنان باشیم که گویا خداوند مستقیماً با خود ما، هم اکنون و در همین مکان سخن می‌گوید و خود را مخاطب آیات قرآن بدانیم، نه آنکه خواندن قرآن تنها برای تبرّک یا حفظ یا پیدا کردن سوژه برای سخنرانی باشد.
یکی از آداب تلاوت قرآن این است که وقتی به جمله «یا أَیُّهَا النَّاسُ» و «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» رسیدیم، بگوییم «لَبَّیْکَ رَبَّنَا» [۸۹] یعنی خطابْ فعلی است و هم اکنون نیز ما مخاطب کلام خدا هستیم. [۹۰] و همانگونه که قرآن بر رسول خدا نازل گردیده بر امت او نیز نازل شده. پس قرآن نه تنها برای هدایت امت، بلکه به سوی امت نیز آمده است [۹۱]. [۹۲]

گریه

از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمودند: وقتی قرآن می‌خوانید گریه کنید. و چنانچه نتوانستید، خود را به حال گریه بزنید. [۹۳] چرا که گریه، قلب را رقیق و آماده پذیرش معانی قرآن می‌کند.

حق آیات را مراعات کند

یعنی وقتی تلاوت کننده به آیات رحمت و بهشت می‌رسد، از خدای متعال بخواهد که او را اهل رحمت و بهشت قرار دهد. و آنگاه که به آیات عذاب خشم خداوند می‌رسد، بترسد و به خدای متعال پناه ببرد. هنگامی که به آیات تکبیر، تعظیم، تسبیح و تحمید می‌رسد به تکبیر، تعظیم، تسبیح و تحمید حضرت حق بپردازد. وقتی که به آیات استغفار و طلب عفو می‌رسد استغفار کند. آنجا که به ذکر صالحان و اولیاء و خوبان می‌رسد از خداوند درخواست کند که او را در جمع آنها قرار دهد. و آنگاه که به ذکر اهل طغیان و گنه کاران و گمراهان رسید، از خداوند بخواهد که او را از ورود به جمع ایشان، حفظ نماید. و هم چنین در همه آیات به حسب معنای آیه، این چنین کند. [۹۴]

تاکید و تذکر

تاکید می‌شود که در تلاوت قرآن و رعایت آداب آن کاملا جدیت داشته باشند، و به هنگام تلاوت در قرآن فانی باشند و با آن وحدت یابند، تا به «حقیقت نور قرآن» و در نتیجه به «حقیقت نوری خود» نزدیک شوند و آن را بیابند؛ زیرا «حقیقت نوری انسان» از «حقیقت نوری قرآن» است و مرتبه‌ای از مراتب آن. [۹۵]

تکرار آیات

تکرار آیات، در شرایط مناسب روحی، در تعمیق تدبّر بسیار مؤثّر است؛ چرا که هیچ گفتار و کرداری نیست مگر اینکه اثر مستقیم بر روی روح دارد و هرچه آن اقوال و اعمال تکرار شوند، آن اثرات تکرار و تشدید می‌شوند. از این رو، ائمّه علیهم السلام برخی از آیات قرآن کریم، که بارِ معرفتی بیشتری دارند و صفتی از صفات الهی را بیان می‌کنند را تکرار می‌کردند. [۹۶] ابوذر می‌گوید: شبی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیوسته آیه ۱۱۸ از سوره مائده را تکرار می‌فرمودند: « إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُکَ....» اگر تبه کاران را عذاب کنی حق توست، چون تو مولایی و آنها عبد تواند .... و اما اگر آنها را بیامرزی تو عزیز و حکیمی. [۹۷]

اعتقاد به هدایت بخشی آیات

جهل به موقعیت قرآن، موجب می‌شود که نتوان ارتباط صحیحی با آن برقرار ساخت و با آن انس گرفت و از نور آن روشنایی کسب کرد. بنابراین، شناخت اجمالی نسبت به هادی بودن قرآن، باور به صادق بودن وعده‌ها و وعیدهای آن، سعادت بخش بودن و درمان کنندۀ دردهای روحی بودن آن، شرط اساسی تدبّر در قرآن است. [۹۸]

مراعات کردن آداب تلاوت

در مقاله تلاوت قرآن به طور مفصل در این باره سخن گفته‌ایم.

پرسش و پاسخ و شبهات

۱- تدبر در قرآن برای افراد عادی ممکن نیست بلکه ویژه علما و روحانیون است پس چرا همگان را بدان فرامی خوانید؟
پاسخ: از آیه شریفه {افلا یتدبرون القرآن} چند نکته استفاده می‌شود:
اول اینکه قرآن کریم کتابی است که فهم عادی به درک آن دسترسی دارد، ترجمه المیزان، ج ۵، ص: ۲۸

۲- من به تدبر در قرآن بسیار علاقه دارم، ولی احساس می‌کنم آیات آن ابهام دارند. زیرا وقتی آنها را می‌خوانم برداشتی ندارم و بیش از ترجمه چیزی نمی‌یابم.
پاسخ: امام باقر سلام الله علیه در این باره می‌فرماید: «فَمَنْ زَعَمَ أَنَ کِتَابَ اللَّهِ مُبْهَمٌ فَقَدْ هَلَکَ وَ أَهْلَک » [۹۹] هر کس گمان کند کتاب خدا مبهم است، قطعا هلاک شده و دیگران را هلاک گردانیده است.
پس برای حل مشکلتان به موارد زیر عمل کنید:
- به بحثهای چگونه در قرآن تدبر کنیم؟، موانع تدبر در آیات و لوازم تدبر در قرآن در همین مقاله مراجعه کنید و راهکارهای بیان شده را به کار ببندید.
- با آثار علمایی همچون آیت الله جوادی آملی، آیت الله محمد شجاعی، حجت الاسلام قرائتی انس بیشتری داشته باشید.
امیدواریم به آنچه می‌خواهید دست یابید.

منابع جهت مطالعه بیشتر

۱- کتاب قرآن در قرآن اثر آیت الله جوادی آملی
۲- کتاب حکمت عبادات اثر آیت الله جوادی آملی
۳- کتاب مقالات ج ۱ و ۳ اثرمحمدشجاعی
۴- نرم افزار مجموعه آثار آیت الله جوادی آملی
۵- نرم افزارهای جامع التفاسیر، و جامع الاحادیث اثر مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)
۶- تارنمای [۱۰۰] جامعه مجازی تدبر در قرآن کریم
۷- تارنمای موسسه تدبر در قرآن و سیره
۸- تارنمای رادیو قرآن
۹- فیش‌های تدبر در قرآن تارنمای Khamenei.ir
5- www.tebyan.net
6- www.al-falah.ir
7-www.hawzah.net
8- tadabbordarghoran.blogfa.com

فهرست منابع

۱- قرآن کریم
۲- شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ۱جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۴ ق. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۳- جوادی آملی عبدالله، تفسیر تسنیم، مرکز نشر اسراء؛ به نقل از نرم افزار و کتابخانه دیجیتال مجموعه آثار معظم له.
۴- جوادی آملی عبدالله، حکمت عبادات، مرکز نشر اسراء، به نقل از نرم افزار و کتابخانه دیجیتال مجموعه آثار معظم له.
۵- جوادی آملی عبدالله، قرآن در قرآن، مرکز نشر اسراء، به نقل از نرم افزار و کتابخانه دیجیتال مجموعه آثار معظم له
۶- مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم - بیروت-قاهره-لندن، چاپ: سوم، ۱۴۳۰ ه.ق. به نقل از نرم افزار قانوس النور۲ تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۷- عسکری، حسن بن عبدالله، الفروق فی اللغه - بیروت، چاپ: اول، ۱۴۰۰ ه.ق. به نقل از نرم افزار قانوس النور۲ تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۸- بستانی، فواد افرام، فرهنگ ابجدی - تهران، چاپ: دوم، ۱۳۷۵ ه.ش. به نقل از نرم افزار قانوس النور۲ تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۹- نرم افزار کارگاه تربیت محقق قرآنی، تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۱۰- تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ۱جلد، دفتر تبلیغات - ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۳۶۶ش. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۱۱- راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن - بیروت، چاپ: اول، ۱۴۱۲ ه.ق. به نقل از نرم افزار قانوس النور۲ تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۱۲- کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، ۸جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۱۳- شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، ۳۰جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، ۱۴۰۹ ق. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۱۴- مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الأنوارالجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (ط - بیروت)، ۱۱۱جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۱۵- ابن أبی جمهور، محمد بن زین الدین، عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، ۴جلد، دار سید الشهداء للنشر - قم، چاپ: اول، ۱۴۰۵ ق. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۱۶- فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ۵جلد، مکتبه الصدر - تهران، چاپ: دوم، ۱۴۱۵ ق. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۱۷- صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلّی الله علیهم، ۱جلد، مکتبه آیه الله المرعشی النجفی - ایران ؛ قم، چاپ: دوم، ۱۴۰۴ ق. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۱۸- بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، ۵جلد، مؤسسه بعثه - قم، چاپ: اول، ۱۳۷۴ ش. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۱۹- استرآبادی، علی، تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، ۱جلد، مؤسسه النشر الإسلامی - ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۴۰۹ق. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۲۰- نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ۲۸جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، ۱۴۰۸ق. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۲۱- منسوب به جعفربن محمد علیه السلام، امام ششم علیه السلام، مصباح الشریعه، ۱جلد، اعلمی - بیروت، چاپ: اول، ۱۴۰۰ق. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۲۲- عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیّاشی، ۲جلد، المطبعه العلمیه - تهران، چاپ: اول، ۱۳۸۰ ق. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۲۳- ابن أبی الحدید، عبدالحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید، ۱۰جلد، مکتبه آیه الله المرعشی النجفی - قم، چاپ: اول، ۱۴۰۴ق. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۲۴- طوسی، محمد بن الحسن، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ۱۰جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۲۵- برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ۲جلد، دار الکتب الإسلامیه - قم، چاپ: دوم، ۱۳۷۱ ق. به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۲۶- ، موسوی همدانی سید محمد باقر، ترجمه تفسیر المیزان ، دفتر انتشارات اسلامی جامعه ی مدرسین حوزه علمیه قم ، قم ، ۱۳۷۴ ش، به نقل از نرم افزار جامع التفاسیر تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۲۷- مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه ، دار الکتب الإسلامیه، تهران ، ۱۳۷۴ ش ، به نقل از نرم افزار جامع التفاسیر تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۲۸- قرائتی محسن، تفسیر نور، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، تهران، ۱۳۸۳ ش ، به نقل از نرم افزار جامع التفاسیر تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۲۹- محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ۱۴جلد، موسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، سازمان چاپ و نشر - قم - ایران، چاپ: ۱۱، ۱۳۸۹، به نقل از نرم افزار میزان الحکمه تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۳۰- نرم افزار مجموعه آثار حجت الاسلام قرائتی، فیشهای تبلیغاتی ۵ ، حرف قاف، بخش قرآن کریم، مبحث تدبر در قرآن، به نقل از نرم افزار مجموعه آثار حجت الاسلام قرائتی تولیدی مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ( نور )
۳۱- حاتم پور کرمانی، محمدرضا، ویژگیهای قرآن و آداب تلاوت، ناشر: زعیم، تهران، چاپ اول ۱۳۸۹
۳۲- شجاعی محمد، مقالات، ۳ جلد، ناشر: سروش (انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران)، تهران، چاپ هفتم ۱۳۸۸

پانویس

  1. - قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِی حَدِیثٍ : إِذَا الْتَبَسَتْ عَلَیْکُمُ الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ .... وَ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَی الْجَنَّهِ، وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَی النَّارِ. وسائل الشیعه ؛ ج 6 ؛ ص171
  2. - تارنمای Khamenei.ir
  3. - ر.ک: التحقیق، ج 3، ص 194، «د ب ر» تسنیم، جلد 19 - صفحه 622
  4. - تفسیر نمونه، ج 4، از ص: 27. و نیز. الفروق فی اللغه ؛ ص67
  5. - لسان العرب، ابن منظور، واژه دبر- نقل از سایت فلاح
  6. - تفسیر المیزان نیز دیدگاهی مشابه این دیدگاه را دارد. ترجمه المیزان، ج 5 ، ص: 26 - همچنین ر.ک Khamenei.ir فیشهای تدبر در قرآن
  7. - تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ؛ ؛ ص111
  8. - علی کرجی - فصلنامه کوثر ، شماره 63 ، پاییز 84 ، از طریق شبکه شارح
  9. - فصلنامه کوثر ، شماره 63 ، پاییز 84 ، از طریق شبکه شارح. نقل از: الحدائق الناظره، محقّق بحرانی، ج 1، ص 31، انتشارات جامعه مدرّسین، (25 جلدی).
  10. - تفسیر تسنیم ج 1، ص 39.
  11. - فرقان 30
  12. - مفردات راغب. به نقل از نرم افزار جامع التفاسیر موسسه نور- تفسیر نور، ج8 ، ص 247، ذیل آیه مذکور
  13. - تفسیر نور (10جلدی)- ج 8 - ص 102
  14. - تفسیر القُرطُبی عن أبی سعید الخدری : قالَ رسولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: أعطُوا أعیُنَکُم حَظَّها مِن العِبادَهِ. قالوا: یا رسولَ اللَّهِ، و ما حَظُّها مِن العِبادَهِ؟ قالَ: النَّظرُ فی المُصحَفِ والتَّفکُّرُ فیهِ والاعتِبارُ عندَ عَجائبِهِ. نرم افزار میزان الحکمه ؛ ج 9- عربی ؛ ص230 تولیدی موسسه نور
  15. - عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْقُرْآنُ عَهْدُ اللَّهِ إِلَی خَلْقِهِ فَقَدْ یَنْبَغِی لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ یَنْظُرَ فِی عَهْدِهِ. الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 2 ؛ ص609
  16. - العهد: حفظ الشی ء و مراعاته حالا بعد حال و سمی الموثق الذی یلزم مراعاته عهدا. و عهِد فلان إلی فلان بعهد أی ألقی إلیه العهد و أوصاه بحفظه. قاله الراغب فی المفردات
  17. - به زبان آوردن عهد حضرت محبوب و تدبر در معانی و اشارات آن، به جای خود در عالم عشق و محبت، و طلب و مجاهدت، حساب‌ها دارد و موجب عنایات مخصوصی می‌شود .حتی مکانی که این تلاوت در آن انجام می‌گیرد، از این حساب‌ها و عنایت‌ها برخوردار می‌شود و حتی ساکنان آن مکان هم بهره مند می‌گردند. مقالات ج 3- صص106 و 107
  18. - ان رسول الله کان یقرئهم العشر فلا یجاوزونها الی عشر اخری حتی یتعلموا ما فیها من العمل فیعلمهم القرآن و العمل جمیعا. نرم افزار مجموعه آثار حجت الاسلام قرائتی- موسسه نور- نقل از تفسیر قرطبی، ج 1، ص 39.
  19. - وَ تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ الْحَدِیثِ وَ تَفَقَّهُوا فِیهِ فَإِنَّهُ رَبِیعُ الْقُلُوبِ وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُور. نهج البلاغه (للصبحی صالح) ؛ ؛ ص164
  20. - الإمامُ علیٌّ علیه السلام: ألا لا خَیرَ فی قِراءهٍ لیسَ فیها تَدَبُّرٌ. میزان الحکمه، ج 9- عربی، ص: 355- نقل از بحارالأنوار: ج 92/ ص 211/ ح 4.
  21. - محجه البیضاء، جلد2، ص328-به نقل از کتاب ویژگی‌های قرآن و آداب تلاوت، ص408
  22. - وسائل الشیعه ؛ ج 6 ؛ ص168
  23. - حکمت عبادات - صفحه 207
  24. - مقالات،ج 3، ص 192
  25. - قَالَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا: کِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی أَرْبَعَهِ أَشْیَاءَ عَلَی الْعِبَارَهِ وَ الْإِشَارَهِ وَ اللَّطَائِفِ وَ الْحَقَائِقِ فَالْعِبَارَهُ لِلْعَوَامِّ وَ الْإِشَارَهُ لِلْخَوَاصِّ وَ اللَّطَائِفُ لِلْأَوْلِیَاءِ وَ الْحَقَائِقُ لِلْأَنْبِیَاءِ. بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج 89 ؛ ص20
  26. - عن علی علیه السلام: مَا جَالَسَ أَحَدٌ هَذَا الْقُرْآنَ إِلَّا قَامَ بِزِیَادَهٍ أَوْ نُقْصَانٍ زِیَادَهٍ فِی هُدًی أَوْ نُقْصَانٍ فِی عَمًی . تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ؛ ؛ ص111برای مشاهده روایات بیشتر ر.ک الفصل الرابع فی القرآن که خود دارای چند باب است.
  27. - عن علی علیه السلام: إِنَّ الْقُرْآنَ ظَاهِرَهُ أَنِیقٌ وَ بَاطِنَهُ عَمِیقٌ لَا تَفْنَی عَجَائِبُهُ وَ لَا تَنْقَضِی غَرَائِبُهُ وَ لَا تُکْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِهِ. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: 110
  28. - الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 4 ؛ ص549
  29. - إِنَّ لِلْقُرْآنِ ظَهْراً وَ بَطْناً وَ لِبَطْنِهِ بَطْنٌ إِلَی سَبْعَهِ أَبْطُنٍ . عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه ؛ ج 4 ؛ ص107 - و نیز تفسیر الصافی ؛ ج 1 ؛ ص31
  30. - تفسیر صافی، مقدمه هشتم. به نقل از آیت الله جوادی آملی، قرآن در قرآن، ص 373
  31. - قرآن در قرآن - صفحه 373
  32. - عن أَبَی عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ: قَدْ وَلَدَنِی رَسُولُ اللَّهِ ص وَ أَنَا أَعْلَمُ کِتَابَ اللَّهِ وَ فِیهِ بَدْءُ الْخَلْقِ وَ مَا هُوَ کَائِنٌ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ فِیهِ خَبَرُ السَّمَاءِ وَ خَبَرُ الْأَرْضِ وَ خَبَرُ الْجَنَّهِ وَ خَبَرُ النَّارِ وَ خَبَرُ مَا کَانَ وَ خَبَرُ مَا هُوَ کَائِنٌ أَعْلَمُ ذَلِکَ کَأَنَّمَا أَنْظُرُ إِلَی کَفِّی إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ فِیهِ تِبْیَانُ کُلِّ شَیْ ءٍ. بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلی الله علیهم ؛ ج 1 ؛ ص197
  33. - قرآن در قرآن - صفحه 378
  34. - زخرف آیه 4
  35. - تفسیر برهان، ج 4، ص 135، ح 7- به نقل از قرآن در قرآن - صفحه 373
  36. - قرآن در قرآن - صفحه 373
  37. - الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 1 ؛ ص36
  38. - مفردات راغب اصفهانی؛ واژه خیر
  39. - سوره محمد آیه 24
  40. - تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره ؛ ؛ ص571
  41. - یعنی: هرکس به اندازه ذره‌ای کار خوب و یا کار بد انجام دهد (در آخرت) آن را خواهد دید. سوره زلزله آیه 7 و 8
  42. - أَسْرَارُ الصَّلَاهِ، رُوِیَ أَنَّ رَجُلًا جَاءَ إِلَی النَّبِیِّ ص لِیُعَلِّمَهُ الْقُرْآنَ فَانْتَهَی إِلَی قَوْلِهِ تَعَالَی فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ فَقَالَ یَکْفِینِی هَذَا وَ انْصَرَفَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص انْصَرَفَ الرَّجُلُ وَ هُوَ فَقِیهٌ. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 89، ص: 107
  43. - قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِی حَدِیثٍ : إِذَا الْتَبَسَتْ عَلَیْکُمُ الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ .... وَ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَی الْجَنَّهِ، وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَی النَّارِ. وسائل الشیعه ؛ ج 6 ؛ ص171
  44. - علاقه مندان به کتاب مقالات ج 1، ص مراجعه نمایند.
  45. - مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ؛ ج 8 ؛ ص434
  46. - تَأَنَّقَ - تَأَنُّقاً [أنق ]: فی الکلامِ او العملِ: در سخن و گفتار و کردار اتقان و حکمت کرد. فرهنگ ابجدی ؛ متن ؛ ص204
  47. - جهت مطالعه بیشتر ر.ک مقالات ج3، از صفحه 185
  48. - از جمله آیاتی که بر این مطلب دلالت دارد، آیه 9 از سوره حجر است: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون
  49. - رعد 28
  50. - فَالاطْمِینَانُ فی القلب انّما یتحصّل بنور الیقین و الشهود بحیث یرتفع الاضطراب و التزلزل و التردد. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ؛ ج 7 ؛ ص148 واژه طمن
  51. - سوره فجر آیه 27-30
  52. - تسنیم ج9، ص 395
  53. - ترجمه‌ای که بیان گردید به صورت بسیار کوتاه و خلاصه بود؛ و گرنه معارف و نکات این آیات در یکی دو صفحه نمی‌گنجد.
  54. - ر.ک تسنیم ج 2، ص 595 - و نیز ج12، ص206
  55. - طه 124 تا 126
  56. - وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرینٌ * وَ إِنهَُّمْ لَیَصُدُّونهَُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَ یحَْسَبُونَ أَنهَُّم مُّهْتَدُونَ. زخرف 36 و 37
  57. - قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُم بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالاً * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُُمْ فیِ الحَْیَوهِ الدُّنْیَا وَ هُمْ یحَْسَبُونَ أَنهَُّمْ یحُْسِنُونَ صُنْعًا. کهف 103 و 104
  58. - جهت آگاهی بیشتر در این زمینه به کتاب تدبر در قرآن، ولی الله تقی پور، انتشارات اسوه مراجعه فرمایید. - نقل از سایت فلاح
  59. - هم برای تفسیر المیزان و هم برای تفسیر نمونه جلد موضوعی تهیه شده است.
  60. - نرم افزار کارگاه تربیت محقق قرآنی، سخنرانی حجت الاسلام محمد علی رمضانی، روشهای نوین تفسیر قرآن، تولیدی موسسه نور
  61. - « فردا او را با ما (به خارج شهر) بفرست، تا غذای کافی بخورد و تفریح کند. ما نگهبان او هستیم». یوسف 12
  62. - آل عمران 92
  63. - ر.ک تفسیر نور، ج2، ص 112 ذیل آیه مورد بحث
  64. - سوره عادیات آیه 8
  65. - واقعه 79
  66. - محمّد: 24.
  67. - تسنیم، جلد 19 - صفحه 625
  68. - هنگامی که آنها از حق منحرف شدند، خداوند قلوبشان را منحرف ساخت. سوره صف، آیه 5
  69. - قرآن در قرآن - صفحه 368
  70. - وَ احْذَرْ أَنْ تَقَعَ مِنْ إِقَامَتِکَ حُرُوفَهُ فِی إِضَاعَهِ حُدُودِهِ. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 82، ص: 44 _ مصباح الشریعه ص 13 و 14_ همچنین: تفسیر الصافی ؛ ج 1 ؛ ص73
  71. - نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمین * عَلی قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرینَ * بِلِسانٍ عَرَبِیٍّ مُبین. شعراء 193- 195
  72. - یَاوَیْلَتیَ لَیْتَنیِ لَمْ أَتخَِّذْ فُلَانًا خَلِیلًا * لَّقَدْ أَضَلَّنیِ عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنیِ وَ کَانَ الشَّیْطَنُ لِلْانسَنِ خَذُولًا. فرقان 28 - 29
  73. - سوره اعراف، آیه 146
  74. - قرآن در قرآن، صفحه 365
  75. - قرآن در قرآن - صفحه 372
  76. - عن جابر قال : سألت أبا جعفر ع عن شی ء فی تفسیر القرآن فأجابنی، ثم سألته ثانیه فأجابنی بجواب آخر- فقلت: جعلت فداک- کنت أجبت فی هذه المسأله بجواب غیر هذا قبل الیوم- فقال ع لی: یا جابر إن للقرآن بطنا، و للبطن ظهرا، یا جابر و لیس شی ء أبعد من عقول الرجال من تفسیر القرآن، إن الآیه لتکون أولها فی شی ء و آخرها فی شی ء- و هو کلام متصل یتصرف علی وجوه . تفسیر العیاشی ؛ ج 1 ؛ ص12
  77. - عن الصادق علیه السلام: لَا یَبْلُغُ أَحَدٌ کُنْهَ مَعْنَی حَقِیقَهِ تَفْسِیرِ کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی إِلَّا نَبِیُّهُ وَ أَوْصِیَاؤُه . وسائل الشیعه ؛ ج 27 ؛ ص201
  78. - حکمت عبادات، صفحه 191
  79. - همان، صفحه 192
  80. - الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 2 ؛ ص602
  81. - بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج 89 ؛ ص106
  82. - حکمت عبادات، صفحه 198
  83. - قرآن در قرآن، صفحه 24
  84. - واقعه 79
  85. - بقره 282
  86. - قرآن در قرآن - صفحه 369
  87. - دفتر چهارم مثنوی
  88. - قَالَ النبی ص: رُبَ تَالٍ لِلْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ یَلْعَنُه . مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ؛ ج 4 ؛ ص249
  89. - عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: یَنْبَغِی لِلْعَبْدِ إِذَا صَلَّی أَنْ یُرَتِّلَ فِی قِرَاءَتِهِ فَإِذَا مَرَّ بِآیَهٍ فِیهَا ذِکْرُ الْجَنَّهِ وَ ذِکْرُ النَّارِ سَأَلَ اللَّهَ الْجَنَّهَ وَ تَعَوَّذَ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ وَ إِذَا مَرَّ بِ یا أَیُّهَا النَّاسُ * وَ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا * یَقُولُ لَبَّیْکَ رَبَّنَا. تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ؛ ج 2 ؛ ص124
  90. - حکمت عبادات - صفحه 197
  91. - یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبیناً. نساء 174
  92. - قرآن در قرآن صص 64 و 65
  93. - عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَائِبٍ: قَالَ مَرَّ عَلَیْنَا سَعْدُ بْنُ أَبِی وَقَّاصٍ فَأَتَیْتُهُ مُسَلِّماً عَلَیْهِ. فَقَالَ مَرْحَباً بِابْنِ أَخِی بَلَغَنِی أَنَّکَ حَسَنُ الصَّوْتِ بِالْقُرْآنِ قُلْتُ نَعَمْ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ. قَالَ: فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) یَقُولُ: "إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ بِالْحُزْنِ فَإِذَا قَرَأْتُمُوهُ فَابْکُوا فَإِنْ لَمْ تَبْکُوا فَتَبَاکَوْا [وَ تَغَنَّوْا بِهِ ] فَمَنْ لَمْ یَتَغَنَّ بِالْقُرْآنِ فَلَیْسَ مِنَّا". مستدرک الوسائل، ج 4، ص 270.
  94. - عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا مَرَرْتَ بِآیَهٍ فِیهَا ذِکْرُ الْجَنَّهِ فَاسْأَلِ اللَّهَ الْجَنَّهَ وَ إِذَا مَرَرْتَ بِآیَهٍ فِیهَا ذِکْرُ النَّارِ فَتَعَوَّذْ بِاللَّهِ مِنَ النَّار. بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج 89 ؛ ص216 عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: یَنْبَغِی لِلْعَبْدِ إِذَا صَلَّی أَنْ یُرَتِّلَ فِی قِرَاءَتِهِ فَإِذَا مَرَّ بِآیَهٍ فِیهَا ذِکْرُ الْجَنَّهِ- وَ ذِکْرُ النَّارِ سَأَلَ اللَّهَ الْجَنَّهَ وَ تَعَوَّذَ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ- وَ إِذَا مَرَّ بِأَیُّهَا النَّاسُ وَ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا یَقُولُ لَبَّیْکَ رَبَّنَا. وسائل الشیعه ؛ ج 6 ؛ ص69
  95. - مقالات، جلد3، ص111
  96. - الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 2 ؛ ص602
  97. - ترجمه از تفسیر تسنیم، جلد4،ص244 - عن أبی ذر، قال: «صلی رسول الله (صلی الله علیه و آله) لیله فقرأ بآیه حتی أصبح یرکع بها و یسجد بها إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُکَ الآیه. فلما أصبح قلت: یا رسول الله، ما زلت تقرأ هذه الآیه حتی أصبحت! قال: إنی سألت ربی الشفاعه لامتی فأعطانیها، و هی نائله إن شاء الله من لا یشرک بالله شیئا». البرهان فی تفسیر القرآن ؛ ج 2 ؛ ص392
  98. - فصلنامه کوثر ، شماره 63 ، پاییز 84 ، از طریق شبکه شارح - ر.ک:نهج البلاغه للصبحی صالح، خطبه 176
  99. - المحاسن ؛ ج 1 ؛ ص270
  100. - تارنما به معنی سایت می‌باشد.