فرهنگ مصادیق:تقوا: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
(۲۰ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱۹: سطر ۱۹:
 
|-
 
|-
 
| ۷ || [[عمل الصالح در بیان ایمان و تقوی]]
 
| ۷ || [[عمل الصالح در بیان ایمان و تقوی]]
 +
|}
 +
<p class="relatebook">مقالات مرتبط</p>
 +
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
| ۸ || [[احادیث تقوا]]
+
! ردیف !! عنوان
 
|-
 
|-
| ۹ || [[با تقوا بودن به چیست؟]]
+
| ۱ || [[تقوا - ویکی فقه ]]
 
|-
 
|-
| ۱۰ || [[تقوا چیست؟]]
+
| 2 || [[احادیث تقوا]]
 
|-
 
|-
| ۱۱ || [[تقوا چیست؟ چگونه بدست می‌آید ؟ چگونه تقویت می‌شود؟ آثارش چیست؟]]
+
| 3 || [[با تقوا بودن به چیست؟]]
 
|-
 
|-
| ۱۲ || [[تقوا - ویکی شیعه]]
+
| 4 || [[تقوا چیست؟]]
 
|-
 
|-
| ۱۳ || [[تقوا یعنی چه؟]]
+
| 5 || [[تقوا چیست؟ چگونه بدست می‌آید ؟ چگونه تقویت می‌شود؟ آثارش چیست؟]]
 
|-
 
|-
| ۱۴ || [[تقوا - موسسه اهل البیت (ع)]]
+
| 6|| [[تقوا - ویکی شیعه]]
 
|-
 
|-
| ۱۵ || [[تقویت تقوا]]
+
| 7|| [[تقوا یعنی چه؟]]
 
|-
 
|-
| ۱۶ || [[حقیقت تقوا از نگاه قرآن]]
+
| 8|| [[تقوا - موسسه اهل البیت (ع)]]
 
|-
 
|-
| ۱۷ || [[نشانه‌های تقوا]]
+
| 9|| [[تقویت تقوا]]
 
|-
 
|-
| ۱۸ || [[ورع و تقوا در کلام امیرالمؤمنین]]
+
| 10|| [[حقیقت تقوا از نگاه قرآن]]
 
+
 
+
|}
+
<p class="relatebook">مقالات مرتبط</p>
+
{| class="wikitable"
+
 
|-
 
|-
! ردیف !! عنوان
+
| 11|| [[نشانه‌های تقوا]]
 +
|-
 +
| 12|| [[ورع و تقوا در کلام امیرالمؤمنین]]
 
|}
 
|}
<p class="relatesubject">موضوعات مرتبط</p>
+
<p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p>
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۶۵: سطر ۶۵:
 
|}
 
|}
 
<p class="relatesoft">نرم‌افزارهای مرتبط</p>
 
<p class="relatesoft">نرم‌افزارهای مرتبط</p>
{| class="wikitable"
 
|-
 
! ردیف !! عنوان
 
|}
 
<p class="relatesites">پایگاه‌های اینترنتی مرتبط</p>
 
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۷۶: سطر ۷۱:
 
</div>
 
</div>
  
== تقوا - ویکی فقه ==
+
نویسنده: اسرافیل صالحانی<br/>
 
+
تهیه وتدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم<br/>
==تعریف==
+
کلید واژگان: تقوا، ورع، انجام واجبات، ترک محرمات، [[گناه]] <br/>
[[تقوا]] پرهیز از [[گناه]] را [[تقوا]] گویند و از آن به مناسبت در باب‌های [[اجتهاد]] و تقلید، صلاة و جهاد سخن رفته است.<br/>
+
== مقدمه ==
 
+
یکى از مشکلات مهم در جهان امروز، عدم کنترل عوامل انحراف و سقوط شخصیت والاى انسانى است از این رو نقش [[تقوا]] در رشد شخصیتها و تکامل آنها و جلوگیرى از انحراف روحى اهمیت واقعى خود را یافته و به عنوان درمان اصلى براى اصلاح ساختار انسانها مطرح مى گردد.<br/>
== تقوا در لغت ==
+
در این مقاله ابعاد مختلف تقوی مثل [[تقوا]] در لغت و اصطلاح، ضرورت نیاز به تقوا، معیار تقوا، عوامل بی تقوایی و ... بررسی شده است.<br/>
[[تقوا]] اسم مصدر از ریشه «و ق ی»، در لغت به معنای پرهیز، حفاظت و مراقبت شدید و فوق العاده است. [۱] [۲]<br/>
+
انسان ذاتا طالب کمال است و به همین سبب برای دست یابی به هر چیزی که آن را دارای ارزش و عامل رشد دانسته می کوشد، وبسا با کمترین تشویق و ترغیب، سخت ترین مشکلات را در راه رسیدن به آن متحمل می گردد. ولی از آنجا که معیار شناخت ارزش ها با تفاوت میان فرهنگ ها متفاوت می گردد و غالب افراد ارزش های زودگذر و کاذب را به جای ارزش های راستین بر می گزینند، و از طرفی راه رشد و تعالی انسان بدون بر گزیدن روشی درست برای حفظ و حراست از هرگونه کج روی و انحراف میسر نبوده، حتی ارضای صحیح گرایش های ذاتی و غرایز طبیعی نیز که ریشه در نهاد آدمی دارد، نیازمند ارشاد دائمی و کنترل مستمر است و بدون مراقبت و هدایت صحیح، نه تنها حاصلی در بر نخواهد داشت، بلکه در بر دارنده خسارت های است که دامنگیر آدمی می گردد، از این رو اسلام، کار آمدترین راه کارهای پاسداری و حراست از دین و ایمان را نیز در اختیار پیروان خود قرار داده، [[تقوا]] و پرهیزکاری را که عاملی است بازدارنده از انحرافات، لغزش ها و خطرات گوناگون و  نردبانی برای رسیدن به قله کمال است به عنوان معیار فضیلت و میزان کرامت انسان در پیشگاه پروردگارمتعال مطرح نموده و موفقیت آدمی را در مسیر چیره شدن بر هواهای نفسانی و دستیابی به کمالات معنوی در گرو پای بندی به آن دانسته است و آن را به عنوان شرط پذیرش اعمال و بهترین زاد و توشه و روشن ترین نشانه و اثر ایمان به مبدء و معاد و سرمایه بزرگ جهان آخرت معرفی کرده است. حتی موضوعات مهمی هم چون علم ودانش را نیز در صورتی دارای ارزش حقیقی دانسته که در مسیر ایمان و [[تقوا]] و ارزش های اخلاقی قرار گیرد.<br/>
 
+
== تقوا در اصطلاح ==
+
 
+
۱) [[تقوا]] صفتی است که انسان را از [[گناه]] و نافرمانی خداوند متعال، باز می‌دارد و بر طاعت و بندگی او برمی‌انگیزد. به شخص متّصف به این صفت، متقی گفته می‌شود.<br/>
+
۲) در ادبیات معارف اسلامی به معنای حفظ خویشتن از مطلق محظورات است؛ اعم از محرمات و مکروهات. [۳] [۴]<br/>
+
برخی ترک بعضی از مباحات را نیز در تحقق این معنا لازم دانسته‌اند [۵] ، چنان که پیامبر اکرم [[صلوات]] الله علیه، وجه نام‌گذاری پرهیزگار به متّقی را، انجام ندادن برخی از مباحات به انگیزه پرهیز از حرام‌ها دانسته است. [۶] [۷] بر این اساس، عارفان افزون بر دوری از محرمات، اجتناب از لذت‌های حلال دنیوی را در مراتبی از [[تقوا]] لازم شمرده‌اند. [۸] [۹]<br/>
+
 
+
== تقوا یکی از اسباب ترجیح ==
+
در صورت مساوی بودن دو مجتهد از نظر علمی، با تقواتر بودن یکی از آنان از اسباب ترجیح تقلید به شمار می‌رود. [۱۰]<br/>
+
همچنین پرهیزگارتر بودن در فرض تعدّد امام جماعت و اختلاف نماز گزاران در تقدیم یکی از آنان، جزء اسباب تقدیم و ترجیح شمرده شده است. [۱۱]<br/>
+
 
+
== ویژگی مشترک اقسام تقوا ==
+
می‌توان گفت [[تقوا]] خصوصیاتی دارد که به حسب موارد، مختلف می‌گردند و قدر جامع آن‌ها پرهیز از محرمات شرعی و عقلی، توجه به حق و التفات به پاک‌سازی عمل و به سوی مجرای طبیعی و متعارف اعمال، حرکت کردن است، همان‌گونه که فجور، فاصله گرفتن از حالت اعتدال و خارج شدن از جریان طبیعی کارهاست [۱۲] و از آغاز پیدایش ایمان در دل مومن تا آخرین درجه کمال، همواره ملازم مؤمن است و در هر مرحله‌ای اقتضایی دارد؛ مانند محافظت نفس از عذاب و آتش، پرهیز از سخط خدا و مخالفت با وی و اجتناب از دوری و محجوبیت از خداوند. [۱۳]<br/>
+
 
+
== کاربرد تقوا در قرآن ==
+
واژه [[تقوا]] و دیگر مشتقات ریشه‌آن، ۲۵۸ بار در قرآن کریم آمده‌اند و مباحثی گوناگون را دربر دارند.<br/>
+
الف) از جمله مباحث مربوط به [[تقوا]] در قرآن، عبارتند از؛
+
۱) معنوی بودن [[تقوا]] [۱۴] [۱۵]<br/>
+
۲) [[تقوا]] بهترین پوشش معنوی [۱۶]<br/>
+
۳) [[تقوا]] ملاک برتری انسان‌ها [۱۷]<br/>
+
۴) [[تقوا]] بهترین توشه [۱۸]<br/>
+
۵) علل [[تقوا]] [۱۹]<br/>
+
۶) آثار [[تقوا]] [۲۰] [۲۱]<br/>
+
۷) ویژگی‌های متقیان [۲۲]<br/>
+
ب) برخی مشتقات [[تقوا]] در قرآن، تنها در معنای لغوی آن به کار رفته‌اند: [۲۳] [۲۴] [۲۵]<br/>
+
ج) در آیه‌ای نیز [[تقوا]] مضاف الیه واژه «کلمه» است: «اِذ جَعَلَ الَّذینَ کَفَروا فی قُلوبِهِمُ الحَمیَّةَ حَمیَّةَ الجـهِلیَّةِ فَاَنزَلَ اللّهُ سَکینَتَهُ عَلی رَسولِهِ و عَلَی المُؤمِنینَ و اَلزَمَهُم کَلِمَةَ التَّقوی وکانوا اَحَقَّ بِها و اَهلَها و کانَ اللّهُ بِکُلِّ شَیء عَلیمـا» [۲۶] بیشتر مفسران گفته‌اند: مراد از «کلمة التقوی» کلمه توحید یعنی قول لا اله إلاّ الله است [۲۷] [۲۸] [۲۹] [۳۰] [۳۱] و نیز روایاتی کلمه [[تقوا]] را رسول خدا [[صلوات]] الله علیه، امیر مومنان، امام علی علیه السلام و امامان معصوم علیهم السلام، دانسته‌اند. [۳۲] [۳۳] [۳۴] [۳۵] اطلاق کلمه [[تقوا]] بر امامان معصوم علیهم السلام، یا از این روست که آن‌ها کلمات الهی‌اند و همان طور که کلمات، از ضمیر خبر می‌دهند، آنان مراد خداوند را بیان می‌کنند یا بدان جهت است که ولایت ایشان و پذیرفتن امامت آنان، انسان را از آتش جهنم نگه می‌دارد [۳۶] [۳۷] ، چنان که در بعضی از روایات از ولایت امیرمؤمنان به «کلمة التقوی» یاد شده است. [۳۸] [۳۹] در زیارت‌های زیادی همچون زیارت امام حسین علیه السلام در اربعین، عید فطر و عید قربان، شهادت داده می‌شود که امامان از فرزندان او، کلمه تقوایند. [۴۰] [۴۱]<br/>
+
 
+
== تقوا امری قلبی ==
+
تعبیر تقوای قلوب، در آیه شریفه «فَاِنَّها مِن تَقوَی القُلوب » [۴۲]می‌رساند که تقوا، امری معنوی و مرتبط با روح و نفس انسان است [۴۳] [۴۴] [۴۵] و همچون اعمال نیست که متشکل از حرکات و سکنات و از نظر ظاهری، مشترک بین طاعت و معصیت باشد و همچنین از عناوینی نیست که بتوان آن را قطعاً از افعالی چون احسان، طاعت و امثال این‌ها انتزاع کرد و به شکلی حتمی به [[تقوا]] عامل آن پی برد. [۴۶] [۴۷] و آیه شریفه دیگری از قرآن [۴۸]نیز می‌رساند که [[تقوا]] با قلب، پیوند دارد: «اِنَّ الَّذینَ یَغُضّونَ اَصوتَهُم عِندَ رَسولِ اللّهِ اُولـئِکَ الَّذینَ امتَحَنَ اللّهُ قُلوبَهُم لِلتَّقوی لَهُم مَغفِرَةٌ واَجرٌ عَظیم».<br/>
+
برپایه روایات معصومان علیهم السلام هم، [[تقوا]] امری قلبی و نفسی است، چنان که به فرموده رسول اکرم [[صلوات]] الله علیه هر چیزی معدنی دارد و معدن [[تقوا]] قلوب عاقلان است [۴۹] یا این حدیث که [[تقوا]] ریشه ایمان است. [۵۰]<br/>
+
  
== وسعت حوزه‌های تقوا ==
+
== تقوا در لغت و اصطلاح ==
تقوا دارای حوزه‌های گوناگونی است و امور اعتقادی، اخلاقی و رفتاری را دربر می‌گیرد، از این رو برخی به استناد نخستین آیات سوره بقره، گفته‌اند که خداوند در آیات یاد شده، اوصافی را برای متقیان ذکر می‌کند که هریک بیانگر شعبه‌ای از تقواست؛ از «یُؤمِنونَ بِالغَیب» [۵۱]، تقوای اعتقادی و از «یُقیمونَ الصَّلوة» [۵۲]، تقوای عبادی و از«مِمّا رَزَقنـهُم یُنفِقون» [۵۳]، تقوای مالی و غیر مالی (همچون مقام و موقعیت) مراد است. [۵۴] [۵۵]<br/>
+
تقوا، از مصدر وقایه، در لغت به معنای «صیانت و نگهداشت» است، مصدر اتقاء از همین ریشه به معنای «ترسیدن ودوری کردن» است. اسم فاعل آن، تقی و متقی به معنای «صاحب تقوا» است.<br/> [[تقوا]] یک نیروی باز دارنده درونی است که در وجود انسان به وجود می آید و شخص را در برابر ارتکاب کارهای بد حفظ می کند. کمال [[تقوا]] آن است که علاوه بر دوری از تمام محرمات، و مطیع بودن بر اوامر الهی در انجام واجبات، از مشتبهات نیز اجتناب شود.<br/>
 +
این کلمه از کلمات شایع و رایج دینی است، در قرآن کریم به صورت اسمی و یا به صورت فعلی زیاد آمده است، در قرآن کریم واژه «تقوی»هفده بار و مشتقات آن بیش از دویست بار آمده است. وجه اخلاقی [[تقوا]] در احادیث و روایات آشکار است. در سخنان امام علی علیه السلام [[تقوا]] در رأس اخلاق نیکو معرفی شده است.<ref>- نهج البلاغه، حکمت ۴۱۰.</ref> [[صبر]] و حلم، صله رحم، امانتداری، دوری از حسد، حقگویی ولو به زیان گوینده، عدالت،<ref>- کلینی، ج ۲، ص۱۴۷، ۳۰۶، ج ۵، ص۳۸، ۱۳۳؛ مجلسی، ج ۶۷، ص۲۸۸؛نوری، ج ۹، ص۱۰۸، ج ۱۱، ص۲۸۸.</ref> صدق گفتار، وفای به عهد، دوری از بخل و تفاخر، مهربانی با ضعیفان، بخشش نیکو، حُسن خُلق، و پیروی از علمی که موجب تقرب به خداوند شود از ویژگیهای اهل [[تقوا]] شمرده شده است.<ref>- بحارالانوار، ج۶۷، ص۲۸۲.</ref> اهل [[تقوا]] کم ترین بهره مندی را از دنیا دارند و بیشترین بهره و فایده را به دیگران می رسانند.<ref>-  کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۳۳.</ref> محاسبه نفس از دیگر صفات متقین است که در احادیث بارها بر آن تأکید شده است<ref>-  وسایل الشیعه،ج ۱۶، ص۹۸.</ref><br/>
 +
امام صادق(ع) در ذکر آثار [[تقوا]] فرمود: اگر انسان از خدا بترسد، همه از او می ترسند و اگر از خدا نترسد، از هر چیزی خواهد ترسید<ref>- وسایل الشیعه، حرّ عاملی، ج ۱۵، ص۲۴۱.</ref>. در همین حدیث آمده است که خداوند هرکس را از ذلت معاصی به عزت [[تقوا]] برساند، بدون ثروت غنی اش می گرداند، بدون خاندان و عشیره عزتش می بخشد و بدون انیس و همنشین او را از وحشت تنهایی به در می آورد. از امام علی(ع) نقل شده که [[تقوا]] حق خداوند بر آدمیان است و رعایت آن موجب حق آدمیان بر خداوند. برای کسب [[تقوا]] از خداوند یاری بجویید و از [[تقوا]] در برابر عقاب خداوند یاری بطلبید.<ref>- نهج البلاغه، خطبه ۱۹۱.</ref> در نهج البلاغه از جمله کلماتی که زیاد روی آنها تکیه شده کلمه [[تقوا]] است. در نهج البلاغه خطبه ای هست طولانی به نام خطبه متقین، این خطبه را امیر المومنین8 در جواب تقاضای کسی بیان فرمود که از او درخواست کرد تا توصیف مجسم کننده ای از متقیان بکند.<br/>
 +
از نظر فقهی [[تقوا]] عبارت است از انجام واجبات و ترک محرمات. در اصطلاح فقه اسلامی هست که مثلا امام جماعت  باید عادل باشد، شاهد باید عادل باشد، قاضی باید عادل باشد، مرجع  تقلید باید عادل باشد، معنی عادل این است که  این درجه از [[تقوا]] یعنی خود نگهداری از گناهان کبیره و خود نگهداری از تکرار و اصرار بر گناهان صغیره  را داشته باشد، که اگر این حد هم نباشد فاسق است.<br/>
 +
درجه بالاتر این است که انسان خودش را از گناهان صغیره هم حفظ و نگهداری کند. بالاتر از اینکه از مکروهات هم خود را نگهداری کند، یعنی  طوری خودش را نگهداری می کند که هیچ وقت مکروهی هم بجا نمی  آورد. البته  این بدون تنظیم کردن زندگی به دست نمی  آید، یعنی انسان طوری عمل می کند که همیشه هر چه عمل کند یا واجب است یا مستحب یا مباح، و حتی مباح هم ممکن است نباشد، <br/>
  
== شعب تقوا در قرآن ==
+
== اهمیت تقوا ==
شعبه‌ها و موارد [[تقوا]] در آیات فراوان نام برده شده‌اند و برخی از آن‌ها عبارت اند از:<br/>
+
می توان گفت برای هر عملی تقوایی وجود دارد متناسب با آن و در دین نیز این چنین است و آن کسی که هدف خویش را قرب الهی قرار داده باید از هر آنچه آفت این مسیر است دوری کند. با قرار گرفتن انسان در مسیر رشد  و رسیدن به سعادت  نیاز به ایمان دارد.ایمان به خدا و قیامت و سایر باورهای ایمانی نقش اساسی در ضبط و کنترل انسان دارند. از منظر قرآن، فقط اعمال متقیان پذیرفته است «إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»<ref>- مائده/127.</ref> . و به کاری که بنیان آن بر اساس [[تقوا]] نباشد، هرگز اعتنایی نیست هر چند ساختن مسجد باشد « وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا .......»<ref>- توبه/ 107.</ref>  .
۱) توحید و پرستش خدا [۵۶] [۵۷] [۵۸] [۵۹]<br/>
+
[[تقوا]] دستور خداوند به خاتم پیامبرانJ« يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ»<ref>- احزاب/ 1.</ref> . و نیز سفارش او به پیروان اسلام و دیگر ادیان الهی است.<br/>
۲) ایمان به کتاب‌های آسمانی، آیات و احکام الهی، پیامبران و تسلیم محض بودن در برابر ایشان [۶۰] [۶۱] [۶۲] [۶۳] [۶۴] [۶۵] [۶۶] [۶۷] [۶۸] [۶۹] [۷۰] [۷۱] [۷۲]<br/>
+
یکی از مهم ترین ابعاد زندگی امام علی علیه السلام تقوی است به طوری که ایشان در میان شیعیان به «امام المتقین» خوانده می شود. [[تقوا]] به عنوان «رئیس اخلاق»، از مهم ترین ارزش های اخلاقی، اجتماعی، معنوی اسلام است که امام علی 8می فرمایند« التُّقَى رَئِيسُ الْأَخْلَاق‏»<ref>- نهج البلاغه، حکمت 410.</ref> . تقوی از منظر امام علی8بنابر گواهی کلام ایشان در نهج البلاغه نیروی روحی، مقدس و متعالی است که منشاء جذب ها و جدایی ها می گردد، حرکت کردن به سوی ارزشهای معنوی و خدا جویانه و جدا شدن از پستی ها و آلودگی های مادی.<br/>
۳) عدالت در رفتار و گفتار [۷۳] [۷۴] [۷۵]<br/>
+
از نگاه امام علی8تقوا فقط یک تلاش معنوی نیست بلکه حالتی است که به روح انسان شخصیت و قدرت می دهد و انسان را مسلط بر خویش و مالک خود می نماید. ایشان در باب ضرورت تقوی و خود سازی می فرمایند: «اِعلَموا، عِبادَ اللهِ، اَنّ التّقوی دارُ حصنٍ عزیز، و الفُجورَ دارُ حِصنٍ ذَلیل، لا یمنَعُ اَهلَه، وَ لا یحرِزُ مَن لَجَأ اِلَیهِ. اَلا وَ بِالتَّقوی تَقطَعُ حُمَهُ الخَطایا. بندگان خدا، بدانید که [[تقوا]] حصار بلند و غیر قابل تسلّط است و بی تقوائی و هرزگی، حصاری پست است که حافظ ساکنان خود نیست و آن کس را که به آن پناه ببرد، حفظ نمی کند، همانا با نیروی [[تقوا]] نیش گزنده ی خطاکاری ها بریده می شود. حضرت علی 8گناه و لغزش را که به جان آدمی آسیب می زند، به گزنده ای مثل مار و عقرب تشبیه میکند و می فرماید: نیروی [[تقوا]] نیش این گزندگان را قطع می کند»<ref>- همان، خطبه 157.</ref> .<br/>
۴) امر به نماز و [۷۶] اتمام [[حج]] و عمره [۷۷]<br/>
+
امام علی8تقوی را مظهر خدا ترسی و خود سازی می داند. در مکتب ایشان تقوی حرکت کردن به سوی خدا و پای بند نشدن به دنیای است. [[تقوا]] پناهگاه و مصونیتی است که انسان را از دنیای حیوانی جدا می کند. از این نگاه [[تقوا]] محدودیت نیست. زیرا [[تقوا]] باعث بصیرت، آگاهی و شعور اجتماعی و سیاسی انسان می شود و به او قدرت ایستادن در برابر، سختی ها و مشکلات دنیا را می دهد.<br/>
۵) دستور دادن به یادآوری خدا در ایام خاص [[حج]] [۷۸]<br/>
+
ضرورت نیاز به [[تقوا]] انسان خدا طلب وسالک الی الله که درامورزندگی خویش جز به رضایت الهی و خشنودی پروردگار نمی اندیشدواز موجبات و غضب و ناخرسندی خدا بر حذراست،همواره دل نگران است تا در روز و شب خویش با هر چه مواجه می گردد،عملی خلاف رضایت پروردگار از او سر نزند و در این مسیر، مراقب افعال خویش، در انجام کارهاست؛از این رو لازم است انسان در تمامی لحظات عمر خویش مراقب بوده، نفس را از خطر افتادن در مهلکه های انحراف و غفلت و [[گناه]] نگهداری کند و این خود نگهداری و کشیک نفس، همانا تقوای الهی است.تقوا از دیدگاه امیر مؤمنان علی8همان خداباوری است.حضرت فرمود: « اتَّقُوا مَعَاصِيَ اللَّهِ فِي الْخَلَوَاتِ فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِم‏»<ref>- همان، حکمت 324.</ref> [[تقوا]] داشته باشید و معصیت نکنید؛ زیرا همان کس شما را می بیند همان فردای قیامت شمارامحاکمه خواهد کرد.این مبنای [[تقوا]] است. جالب اینجاست که امام علی8به تأثیر [[تقوا]] در همه عرصه ها معتقد هستند.ازاین رو،دنیا و آخرت آباد در سایه [[تقوا]] آباد می شود. حضرت در سخنی می فرماید: «لَا يَهْلِكُ عَلَى التَّقْوَى سِنْخُ أَصْلٍ وَ لَا يَظْمَأُ عَلَيْهَا زَرْعُ قَوْم‏؛ هر جریانی که اساسش [[تقوا]] باشد، هرگز ریشه اش نمی خشکد و کشتزار قومی که کار خود را بر [[تقوا]] بنیان نهند،تشنه نخواهد ماند.»<ref>- همان، خطبه 16.</ref><br/>
۶) اجتناب از صید خشکی در حال احرام [۷۹] [۸۰]<br/>
+
در جایی دیگر می فرماید:<br/>
۷) پرهیز از ربا [۸۱] [۸۲]<br/>
+
«کسی که دست به دامان [[تقوا]] بزند، سختی ها از او دور می شود،تلخی هایش شیرین می گردد، امواج ناراحتی های متراکم از او گشوده می شود،مشکلات  پی در پی و خسته کننده اش آسان می شود، عظمت و بزرگواری از دست رفته، همچون باران دانه درشت بر او فرو می بارد، رحمت حق قطع شده خداوند، بار دیگر به او توجه خواهد کرد، نعمت ها پس از فرو نشستن، به جوشش در می آیند و برکات کم شده به فراوانی بر او خواهند بارید.»<ref>- همان، خطبه 198.</ref><br/>
۸) دوری از نجوا به قصد [[گناه]] و تجاوز [۸۳]<br/>
+
۹) لزوم وصیت [۸۴] و [[ادای امانت]] [۸۵]<br/>
+
۱۰) پاس داشتن حق در نوشتن دیون و ادای شهادات [۸۶] [۸۷]<br/>
+
۱۱) پرهیز کردن از استهزا، عیب‌جویی، لقب زشت دادن، گمان بد، تجسس، غیبت و بدگویی. [۸۸]<br/>
+
  
== اهمیت و جایگاه تقوا ==
+
== درجات و مراتب تقوا ==  
الف) از منظر قرآن، فقط اعمال متقیان پذیرفته است: «اِنَّما یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ المُتَّقین» [۸۹] و به کاری که بنیان آن براساس [[تقوا]] نباشد، هرگز اعتنایی نیست [۹۰] [۹۱] ، هرچند ساختن مسجد باشد: «والَّذینَ اتَّخَذوا مَسجِدًا ضِرارًا و کُفرًا... •لاتَقُم فیهِ اَبَدًا لَمَسجِدٌ اُسِّسَ عَلَی التَّقوی مِن اَوَّلِ یَوم اَحَقُّ اَن تَقومَ فیهِ فیهِ رِجالٌ یُحِبّونَ اَن یَتَطَهَّروا واللّهُ یُحِبُّ المُطَّهِّرین • اَفَمَن اَسَّسَ بُنیـنَهُ عَلی تَقوی مِنَ اللّهِ...» [۹۲]<br/>
+
همانگونه که از آیات و روایات استفاده می شود، تقوا، همانند اصل ایمان دارای مراتب و درجات است و تعبیر به «اتقی» در آیه شریفه « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ » . خود شاهد بر این مدعا است.<br/>
ب) بر پایه روایات فراوانی، شرط قبولی اعمال، تقواست. [۹۳]<br/>
+
زیرا «اتقی» را با فساق و کفار مقایسه نمی کنند و نمی گویند انسان هایی که در درجه عالیه از [[تقوا]] و پرهیزکاری قرار دارند از فاسقین و کفار بهتر و گرامی ترند، زیرا در آنها ارزشی وجود ندارد تا اهل [[تقوا]] با ارزشتر از آنها باشند؛ بلکه این آیه در مقام مقایسه اهل [[تقوا]] نسبت به یکدیگر است که «اتقی» بهتر و گرامی تر از متقی است پس [[تقوا]] دارای مراتب است؛ امام صادق 8برای آن سه مرتبه قائل شد:<br/>
ج) [[تقوا]] دستور خداوند به خاتم پیامبران [[صلوات]] الله علیه: «یـاَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللّه...» [۹۴] و نیز سفارش او به پیروان اسلام و دیگر ادیان الهی است و چنانچه ویژگی دیگری بیش از آن به صلاح بندگان و در خوبی، جامع‌تر و در ارزش عظیم‌تر و در عبودیت فراگیرتر می‌بود، خداوند مهربان به آن وصیت می‌کرد [۹۵] : «ولِلّهِ ما فِی السَّمـوتِ وما فِی الاَرضِ ولَقَد وصَّینَا الَّذینَ اوتوا الکِتـبَ مِن قَبلِکُم واِیّاکُم اَنِ اتَّقوا اللّهَ» [۹۶] پیامبر [[صلوات]] الله علیه و امامان معصوم علیهم السلام نیز به رعایت تقوای الهی سفارش کرده [۹۷] ، آن را سرآمد کارها [۹۸] و بزرگ‌ترین وصیت دانسته‌اند. [۹۹]<br/>
+
اولین مرتبه : تقوای کسانی که به مقام فناء راه یافته و از هر چیزی که در رابطه با خدا نباشد اگر چه حرام یا شبهه ناک نیست، اجتناب می کنند و در این عالم به حد اقل از معیشت اکتفا نموده و از بسیاری از حلال ها هم اجتناب می کنند(تقوای خاص الخاص)<br/>
د) صفت [[تقوا]] محبوب و ممدوح خداوند است و در قرآن کریم بهترین توشه آخرت دانسته شده و در روایات به آن بسیار سفارش شده است. [۱۰۰]<br/>
+
مرتبه دوم: مربوط به افرادی است که در حد کمال انسان های قبلی نیستند ولی در مرتبه ای هستند که نه تنها از حرام خدا اجتناب می کنند بلکه از شبهات و موارد مشکوک نیز دوری می کنند(تقوای خاص)<br/>
 +
مرتبه سوم: تقوای عامه مردم است که مؤمنین عادی از ترس عذاب جهنم، از محرمات الهی اجتناب کرده و کارهای حرام را انجام نمی دهند.<br/>
 +
قهراً آنانکه به درجه عالیه [[تقوا]] راه یافته اند و همه کارها یشان در رابطه با خدا انجام می گیرد از کسانی که در درجه نازلتر آن قرار دارند برتر و گرامیترند و آیه شریفه : «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ »  ناظر به همین معنا است.<br/>
 +
بنابراین پس از روشن شدن این جهت که برای [[تقوا]] درجات و مراتبی است، مقرب ترین بندگان خدا آن کسی است که به درجه عالیه از [[تقوا]] رسیده باشد، قهراً زاد و توشه سفر او بیشتر و بهتر از زاد سالکینی است که در این رتبه نیستند و به مقصد این گونه از سالکین یقینی است زیرا تقوای این چنینی یقیناً به خدا می رسد « وَلَكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ »<ref>- حج/ 37.</ref> .<br/>
 +
معیار [[تقوا]] انسان ها در اثر حب ذات و حس بر تری طلبی  بهر وسیله ممکن  می خواهند برتری و فضیلت خود را نشان دهند، لذا هر چیزی که باعث کمال و وسیله برتری انسان از دیگران باشد را برای خود ثابت می کنند اگرچه در محیطی قرار گیرند که در آن، برای انسان های مقدس و با [[تقوا]] ارزش بیشتری قائل باشند که چه بسا خود را به صورت اهل [[تقوا]] در آورده، پیامبر J« اِعْمَلْ بِفَرائِضِ اللّه ِ تَکُنْ اَتْقَى النّاسِ؛ به واجبات خدا عمل کن، تا با تقواترین مردم باشى.»<ref>- کافی، ج2، ص83.</ref><br/>
 +
پیامبر صلی الله علیه و آله: تَمامُ التَّقْوى اَنْ تَتَعَلَّمَ ما جَهِلْتَ وَ تَعْمَلَ بِما عَلِمْتَ؛تمام [[تقوا]] این است که آنچه را نمى دانى بیاموزى و بدانچه مى دانى عمل کنى.»<ref>- تنبیه الخواطر و نزهه النواظر، ج 2، ص .120.</ref><br/>
 +
«سُئِلَ الاِْمامُ الصّادِقُ 8عَنْ قَولِ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ: «اِتَّقُوا اللّه َ حَقَّ تُقاتِهِ»قال: یُطاعُ فَلا یُعْصى، وَ یُذْکَرُ فَلا یُنْسى، وَ یُشْکَرُ فَلا یُکْفَرُ؛ از امام صادق 8درباره آیه «تقواى الهى پیشه کنید چنان که حق اوست» پرسیده شد. فرمودند: از خداوند، اطاعت شود و نافرمانى نشود، یاد شود و فراموش نشود وشکرگزارى گردد و کفران نگردد.»<ref>-  معانی الاخبار، ص240.</ref><br/>
 +
امام علی8فرمود برای اهل [[تقوا]] علاماتی است که بواسطه آن ها شناخته می شوند. و آن نشانه ها عبارتند از: 1- صدق در گفتار 2- [[ادای امانت]] 3- [[وفای به عهد]] و پیمان 4- بخل نداشتن 5- [[صله ارحام]] بجا آوردن 6- ترحم بر ضعفا 7- کم معاشرت کردن با زنان 8- ترویج کارهای نیک 9- داشتن حسن خلق 10- برد بار بودن 11- دانستن مسائلی که وسیله تقرب انسان به خداست. و در پایان فرمود: خوشا بحال این چنین جمعیت با آن جایگاه خوبی که دارند.<br/>
 +
شاید بتوان بهترین معیارهای [[تقوا]] را در خطبه متقین حضرت امیر8یافت که تمام صفات متقین را -که همان نشانه های تقوای است-  به نحو جامع برشمردند.<ref>- نهج البلاغه، خطبه 192(همام).</ref><br/>
  
== اوصاف تقوا در قرآن ==
+
== آثار دنیوی و اخروی تقوی ==
در قرآن کریم از [[تقوا]] با اوصافی یاد شده که بیانگر اهمیت و جایگاه ویژه آن از دیدگاه قرآن‌اند.<br/>
+
یکی از آثار مهم تقوا، آگاهی و روشن بینی است، آیات فراوانی در قرآن وجود دارد که به شکل مستقیم یا غیر مستقیم، [[تقوا]] و پاکی از [[گناه]] را در آگاهی و روشن بینی مؤثر دانسته است. « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا»<ref>- انفال/ 29.</ref> . (ای اهل ایمان، اگر در همه امورتان از خدا پروا کنید، برای شما بینایی و روشنی ویژه برای تشخیص حق از باطل قرار می دهد). مفسرین« فرقان» را در این آیه به آگاهی و روشن بینی تفسیر کرده اند.<br/>
=== بهترین پوشش معنوی ===
+
علامه طباطبائی (ره) در بیان فرقان فرمود: « فرقان، چیزی است که میان دو شی جدایی می افکند و مراد در این آیه جدایی میان حق و باطل است خواه در اعتقادات باشد مانند تمیز ایمان از کفر و هدایت از ضلالت، و خواه در اعمال مانند تمیز طاعت از معصیت و رضا از سخط»<ref>- المیزان، ج2، ص842.</ref><br/>
[[تقوا]] بهترین پوشش معنوی است: «یـبَنی ءادَمَ قَد اَنزَلنا عَلَیکُم لِباسـًا یُوری سَوءتِکُم و ریشـًا و لِباسُ التَّقوی ذلِکَ خَیرٌ ذلِکَ مِن ءایـتِ اللّهِ لَعَلَّهُم یَذَّکَّرون» [۱۰۱] خداوند متعالی در این آیه پس از یادآوری لباس ظاهری انسان که عورت وی را می‌پوشاند و مایه زیبایی اوست به ذکر لباس باطنی و معنوی می‌پردازد که بدی‌های باطنی انسان مانند شرک، گناهان، رذایل و جز این‌ها را می‌پوشاند. [۱۰۲] این لباس، همان تقواست که خداوند مردم را به آن امر کرده است و پیداست که ذلت آشکار شدن بدی‌های باطنی، شدیدتر و تلخ‌تر و ماندگارتر است، از این رو لباس [[تقوا]] بهتر از لباس ظاهر است. نیز به فرزندان آدم علیه السلام هشدار می‌دهد که شیطان، شما را نفریبد و لباس تقوایی را که بر اندام شما پوشاندیم و فطرت شما را بر آن سرشتیم از شما نگیرد، آن گونه که لباس پدر و مادر شما را با حیله از تن ایشان به درآورد، در نتیجه عورت آنان نمایان گشت: «یـبَنی ءادَمَ لا یَفتِنَنَّکُمُ الشَّیطـنُ کَما اَخرَجَ اَبَوَیکُم مِنَ الجَنَّةِ یَنزِعُ عَنهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوءتِهِما... .» [۱۰۳] برای لباس [[تقوا]] تفاسیر دیگری نیز هست؛ مانند لباس جنگ [۱۰۴] [۱۰۵] (زره، خود و...)، آنچه انسان با آن عورت ظاهری خود را می‌پوشاند [۱۰۶] [۱۰۷] و لباس متقیان در قیامت؛ لیکن هیچ یک از این تفاسیر با سیاق آیه هماهنگ نیستند. [۱۰۸] روایات نیز تفاسیری برای لباس [[تقوا]] برمی‌شمارند [۱۰۹] [۱۱۰] [۱۱۱] که در حقیقت بیان مصداق است [۱۱۲] [۱۱۳] و با تفسیر ارائه شده تعارضی ندارد.<br/>
+
و در جای دیگر می فرماید: « وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ »<ref>- بقره/ 282.</ref> . «اگر چه این دو جمله به صورت مستقل آمده و بر یکدیگر عطف شده اند لکن قرار گرفتن آن دو در کنار یکدیگر بیانگر ارتباط میان آنها است و مفهومش آن است که [[تقوا]] و پرهیزگاری و خداپرستی اثر عمیقی در آگاهی و روشن بین و فزونی علم ودانش دارد.»<ref>- تفسیر نمونه، ج2، ص93.</ref><br/>
=== بهترین توشه معنوی ===
+
از جمله آثار ذکر شده در قرآن کریم عبارت است از:<br/>
قرآن در ضمن بیان بعضی احکام [[حج]] به برگرفتن توشه از اعمال نیک [۱۱۴] [۱۱۵] [۱۱۶] فرمان داده و از [[تقوا]] به عنوان بهترین توشه یاد می‌کند: «تَزَوَّدوا فَاِنَّ خَیرَ الزّادِ التَّقوی واتَّقونِ یـأولِی الاَلبـب» [۱۱۷] ذکر این مطلب در ضمن بیان اعمال حج، یا برای آن است که حج، سزاوارترین عملی است که انسان باید در آن در پی انجام دادن هرچه بیشتر کارهای نیک باشد [۱۱۸] [۱۱۹] یا از آن روست که همان گونه که انسان در سفر [[حج]] نیازمند توشه مادی کافی و مناسب است، در عزیمت به آخرت نیز محتاج اندوخته معنوی تقواست و چون انسان در سفر پرمخاطره [[حج]] به ضرورت زاد و نیاز مبرم به آن پی می‌برد، به خوبی می‌تواند دریابد سفر آخرت نیز بی توشه [[تقوا]] میسّر نیست و از آنجا که حرکت به سوی آخرت بسی پرمخاطره تر از سفرهای دنیایی و رحلتی جاودانه است، نیاز انسان به توشه آخرت بسیار بیشتر و اساسی‌تر است [۱۲۰] و این از لطافت، ظرافت و حکمت کلام الهی و مصداق تشبیه معقول به محسوس است که موضوع توشه [[تقوا]] و نیز لباس [[تقوا]] را همراه مناسب‌ترین موضوع مرتبط با آن دو بیان کرده است؛ به گونه‌ای که مطلب کاملا حسّی می‌شود [۱۲۱]و اثر شگرفی از خود به جا می‌گذارد. [۱۲۲] در روایات نیز به فراهم آوردن توشه آخرت سفارش شده است، چنان که امام حسن مجتبی علیه السلام ضمن استشهاد به آیه یاد شده فرموده است: «ای فرزند آدم! همانا تو از زمانی که از مادر زاییده شدی یکسره در نابودی عمرت به سر می‌بری، پس از آنچه در اختیار داری برای روزی که در پیش داری (آخرت) چیزی کسب و ذخیره کن. همانا مؤمن (برای آخرت) توشه برمی گیرد و کافر فقط مشغول لذت بردن و بهره وری از دنیاست (و به فکر آخرت نیست).» [۱۲۳]<br/>
+
1. معیت خداوند با متقین : «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا»<ref>- نحل/ 128.</ref> .<br/>
=== تنها ملاک کرامت، سعادت و برتری ===
+
2. آسایش و روزی حلال : « وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًاوَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ»<ref>- طلاق/ 3و2.</ref> .<br/>
میان مرد و زن، عرب و عجم و گروه‌ها، قبائل مختلف و نژادهای گوناگون انسان فرقی نیست و همه از یک پدر و مادرند، پس از این جهت بر یکدیگر برتری ندارند و برتری فقط در رعایت تقواست و با تقواتر در پیشگاه خداوند گرامی تر است: [۱۲۴] [۱۲۵] «یـاَیُّهَا النّاسُ اِنّا خَلَقنـکُم مِن ذَکَر واُنثی و جَعَلنـکُم شُعوبـًا و قَبائِلَ لِتَعارَفوا اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ اللّهِ اَتقـکُم اِنَّ اللّهَ عَلیمٌ خَبیر» [۱۲۶] پیامبر اکرم [[صلوات]] الله علیه فرموده است: «خداوند در قیامت به همه انسان‌ها خطاب می‌کند که من شما را به اموری فرمان دادم؛ ولی آن‌ها را ضایع ساختید و در مقابل، انساب خود را بالا بردید و امروز من منسوبان به خود را بالا می‌برم و نسب‌های شما را فرو می‌نهم. کجایند متقیان؟» [۱۲۷] [۱۲۸] بر پایه این روایت پرهیزگاران به خدا منسوب‌اند. حضرت عیسی علیه السلام در پاسخ کسی که پرسید: کدامین مردم برترند، دو مشت خاک برداشت و گفت که کدام یک از این دو برتر است؛ آن گاه فرمود که مردم همه از خاک آفریده شده‌اند و گرامی‌ترین آن‌ها نزد خدا پرهیزگارترین ایشان است. [۱۲۹] [۱۳۰] آیه شریفه دیگری [۱۳۱] نیز می‌رساند زنان پیامبر در صورتی مقام و جایگاهشان از دیگر زنان بالاتر است که بیشتر از دیگران [[تقوا]] را رعایت کنند و دربارهٔ دین خداوند با احتیاط‌تر باشند: «یـانِساءَ النَّبیِّ لَستُنَّ کَاَحَد مِنَ النِّساءِ اِنِ اتَّقَیتُنَّ» [۱۳۲] [۱۳۳] [۱۳۴]<br/>
+
3. اصلاح کار : « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ» .<ref>- احزاب/ 71و70.</ref>
 +
4. آمرزش گناهان : « يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ»<ref>- صف/ 12.</ref> .<br/>
 +
5. محبت الهی: « إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ»<ref>- توبه/4.</ref> .<br/>
 +
6. قبولی اعمال: «  إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»<ref>- مائده/ 27.</ref> .<br/>
 +
7. کرامت و عزت: « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ »<ref>- حجرات/ 13.</ref> .<br/>
 +
8. شادمانی در دو جهان: « الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ »<ref>- یونس/ 63،64.</ref> .<br/>
 +
9. نجات و رستگاری: « ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا»<ref>- مریم/ 72.</ref> .<br/>
 +
10. بهشت جاویدان: « أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ»<ref>- آل عمران/ 133.</ref> .<br/>
 +
از این جا بر آدمی ظاهر می شود که سعادت دو جهان در [[تقوا]] نهان است و آن گنجی است عظیم و غنیمتی است جسیم و خیری است کثیر و فوزی است کبیر.<br/> [[تقوا]] نیروى بازدارنده ای است که به صورت یک ملکه نفسانی و نیروی درونی است در وجود انسان به وجود می آید و او را در برابر طغیان شهوات و ارتکاب کارهای خلاف حفظ مى کند. کمال [[تقوا]] آن است که علاوه بر دوری از گناهان و محرمات، از مشتبهات نیز اجتناب شود.<br/>
 +
بعضى از بزرگان، [[تقوا]] را به حالت کسى تشبیه کرده اند که از یک سرزمین پر از خار عبور مى کند، سعى دارد دامن خود را کاملا برچیند و با احتیاط گام بردارد مبادا نوک خارى در پایش بنشیند، و یا دامنش را بگیرد. از این تشبیه به خوبى استفاده مى شود که [[تقوا]] به این نیست که انسان انزوا و گوشه گیرى انتخاب کند، بلکه باید در اجتماع باشد و اگر اجتماع آلوده بوده خود را حفظ کند.<ref>- تفسیر نمونه، ج22، ص204</ref><br/>
 +
تقوا، نشانه ایمان به" مبدء" و" معاد" یعنى خدا و رستاخیز و معیار فضیلت و افتخار انسان و مقیاس سنجش شخصیت او در اسلام محسوب مى شود.<br/>
 +
خلاصه اینکه: از نظر قرآن "تقوا" نورالاهى است که هر جا راسخ شود،علم ودانش  مى آفریند.«وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ »<ref>- بقره/  282. </ref><br/>
  
== عوامل تقوا ==
+
== عوامل مشوق به تقوا ==  
برای کسب [[تقوا]] عواملی ذکر شده که در ذیل به آن‌ها می‌پردازیم.<br/>
+
1. موعظه کردن: «وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ و آن گاه که گروهى از آنها (به گروه نهى کننده) گفتند: چرا قومى را که مطمئنا خدا آنها را هلاک خواهد کرد و یا به عذاب سختى عذاب خواهد نمود موعظه مى کنید؟ گفتند: تا عذرى به درگاه پروردگارتان داشته باشیم و شاید آنها پروا کنند. (پس قوم موسى سه دسته بودند مجرمان، ناهیان، ساکتان).»<ref>- اعراف/ 164.</ref><br/>
=== پیروی از صراط مستقیم و دوری از راه‌های دیگر ===
+
2. عبادت کردن پروردگار: « يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ  اى مردم، پروردگارتان را که شما و کسانى را که پیش از شما بودند آفریده پرستش کنید، شاید پروا پیشه کنید.»<ref>- بقره/ 21.</ref><br/>
تقوای دینی بدون تبعیت از صراط مستقیم و اجتناب از راه‌های دیگر به دست نمی‌آید: [۱۳۵] «واَنَّ هـذا صِرطی مُستَقیمـًا فَاتَّبِعوهُ ولا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُم عَن سَبیلِهِ ذلِکُم وصـّـکُم بِهِ لَعَلَّکُم تَتَّقون» [۱۳۶] [۱۳۷]، همان گونه که در این آیه شریفه [۱۳۸] ، بخشیدن [[تقوا]] بر تسلیم شدن در برابر فطرت پاک انسانی و پیروی از حق [۱۳۹] ، مترتب گشته است: «والَّذینَ اهتَدَوا زادَهُم هُدًی وءاتـهُم تَقوهُ « خداوند طریق هدایت و کسب [[تقوا]] را به انسان، الهام و برای وی بیان کرده است: «فَاَلهَمَها فُجورَها و تَقوها» [۱۴۰]؛ «و ما کانَ اللّهُ لِیُضِلَّ قَومـًا بَعدَ اِذ هَدهُم حَتّی یُبَیِّنَ لَهُم ما یَتَّقون» [۱۴۱]<br/>
+
3. [[روزه]] گرفتن: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ <br/>
=== مراعات و اجرای حدود الهی ===
+
اى کسانى که ایمان آورده اید، [[روزه]] بر شما نوشته و مقرر شده همان گونه که بر کسانى که پیش از شما بودند مقرر شد، شاید (روحتان نیرومند شود و از هواهاى نفسانى) پرهیز کنید.»<ref>- بقره/ 183.</ref><br/>
از آنجا که خداوند، امور دشواری چون قصاص را به انگیزه پرهیز از آتش با اجتناب از معاصی واجب ساخته است، می‌توان [[اجرای حدود]] الهی و از جمله قصاص را از عوامل [[تقوا]] دانست: «ولَکُم فِی القِصاصِ حَیوةٌ یـاُولِی الاَلبـبِ لَعَلَّکُم تَتَّقون» [۱۴۲]، هرچند برخی احتمال داده‌اند مراد از «لَعَلَّکُم تَتَّقون» در این آیه، تنها پرهیز از قتل باشد نه مطلق تقوی از هر جهت. [۱۴۳]<br/>
+
=== روزه داری ===
+
[[روزه]] داری سبب تقویت اراده، مقاومت در برابر شهوات و فروکش کردن هواهای نفسانی و در نهایت، رسیدن به تقواست: [۱۴۴] «یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقون» [۱۴۵]<br/>
+
=== یادآوری پیام‌های آسمان ===
+
پذیرش جدّی کتاب‌های آسمانی و یادآوری پیام‌های آن‌ها می‌تواند انسان‌ها را به [[تقوا]] برساند. « و اِذ اَخَذنا میثـقَکُم و رَفَعنا فَوقَکُمُ الطّورَ خُذوا ما ءاتَینـکُم بِقُوَّة و اذکُروا ما فیهِ لَعَلَّکُم تَتَّقون» [۱۴۶] [۱۴۷]، از این رو خداوند اصل نزول قرآن و وعیدهای آن را و نیز [۱۴۸] بیان آیات خویش را به جهت حصول [[تقوا]] و تحرز از دشمنی و [[لجاجت]] با حق خوانده [۱۴۹] است و نیز هدف تبیین آیات خویش را متقی شدن مردم معرفی کرده است.<br/>
+
=== پرستش خدا ===
+
در آغاز سوره بقره پس از بیان حال متقیان، کافران و منافقان مردم به عبادت پروردگار خویش فرا خوانده شده‌اند تا به متقیان پیوسته، از کافران و منافقان جدا شوند [۱۵۰] « یـاَیُّهَا النّاسُ اعبُدوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُم والَّذینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقون» [۱۵۱]<br/>
+
=== مراتب و درجات تقوا ===
+
برخی آیات، [[تقوا]] و ایمان را با هم مرتبط می‌دانند؛ مانند:<br/>
+
«ذلِکَ الـکِتـبُ لارَیبَ فیهِ هُدًی لِلمُتَّقین • اَلَّذینَ یُؤمِنونَ بِالغَیبِ... • والَّذینَ یُؤمِنونَ بِما اُنزِلَ اِلَیکَ... » [۱۵۲]<br/>
+
«ولـکِنَّ البِرَّ مَن ءامَنَ بِاللّهِ والیَومِ الأخِرِ والمَلـئِکَةِ والکِتـبِ والنَّبِیّینَ... واُولـئِکَ هُمُ المُتَّقون» [۱۵۳] [۱۵۴] ، بر این اساس می‌توان گفت متقیان، همان مؤمنان هستند که طبقات و درجات مختلفی دارند، بنابراین [[تقوا]] همانند ایمان درجاتی دارد. [۱۵۵] [۱۵۶]<br/>
+
برخی به عدد مراتب ده گانه ایمان، درجاتی ده گانه برای [[تقوا]] برشمرده‌اند. [۱۵۷] [۱۵۸]<br/>
+
=== تقوای خاص الخاص ===
+
آیاتی از قرآن کریم نیز به گونه‌ای بیانگر درجات [[تقوا]] و بالاترین مرتبه آن یعنی تقوای خاص الخاص است: « یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اتَّقوا اللّهَ حَقَّ تُقاتِهِ و لاتَموتُنَّ اِلاّ و اَنتُم مُسلِمون » [۱۵۹]به فرموده امام صادق علیه السلام، حق [[تقوا]] این است که خداوند به گونه‌ای اطاعت شود که هرگز معصیتی همراه آن نباشد و به شکلی از وی یاد شود که هیچ گاه فراموش نگردد و به طوری از او سپاسگزاری شود که هیچ کفرانی با آن صورت نپذیرد. [۱۶۰] [۱۶۱] حضرت علی علیه السلام دربارهٔ این آیه فرمود: «قسم به خدا کسی جز ما اهل بیت به آن عمل نکرده است؛ ما هستیم که خدا را یاد می‌کنیم و هیچ گاه او را فراموش نمی‌کنیم؛ ماییم که خدا را شاکریم و هرگز وی را ناسپاسی نمی‌کنیم و ما هستیم که او را اطاعت کرده و هرگز نافرمانی نخواهیم کردآن گاه حضرت فرمود: چون این آیه نازل شد، صحابه گفتند: ما توان عمل به آن را نداریم، پس خداوند آیه «فَاتَّقُوا اللّهَ مَااستَطَعتُم» [۱۶۲] را ـ به عقیده برخی ناسخ آیه یاد شده است [۱۶۳] ـ نازل فرمود. [۱۶۴] .<br/>
+
=== تقوای خاص ===
+
آیه شریفه قرآن، [۱۶۵] تلویحاً به مراتب و درجات میانی [[تقوا]] یعنی تقوای خاص نیز اشاره دارد، زیرا بسته به اختلاف توانایی افراد و میزان درک و همت آنان در رعایت تقوای الهی، درجات و مراتب متفاوتی از آن پدید می‌آید. [۱۶۶]<br/>
+
آیه «اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ اللّهِ اَتقـکُم» [۱۶۷] نیز به تفاوت تشکیکی [[تقوا]] اشاره دارد [۱۶۸]<br/>
+
همچنین آیه «لَیسَ عَلَی الَّذینَ ءامَنوا وعَمِلوا الصّــلِحـتِ جُناحٌ فیما طَعِموا اِذا مَا اتَّقَوا وءامَنوا وعَمِلوا الصّــلِحـتِ ثُمَّ اتَّقَوا وءامَنوا ثُمَّ اتَّقَوا واَحسَنوا واللّهُ یُحِبُّ المُحسِنین» [۱۶۹] تدرّج در [[تقوا]] را می‌رساند. [۱۷۰]<br/>
+
=== قوای عام ===
+
گفتنی است نازل‌ترین مرتبه تقوا، پرهیز از کیفر، مانند آتش جهنم است که در آیات شریفه :<br/>
+
«واتَّقوا النّارَ الَّتی اُعِدَّت لِلکـفِرین» [۱۷۱] [۱۷۲] «فَاتَّقوا النّارَ الَّتی وقودُهَا النّاسُ والحِجارَةُ اُعِدَّت لِلکـفِرین» [۱۷۳]<br/>
+
«یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا قوا اَنفُسَکُم واَهلیکُم نارًا وقودُهَا النّاسُ والحِجارَةُ عَلَیها مَلـئِکَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعصونَ اللّهَ ما اَمَرَهُم و یَفعَلونَ ما یُؤمَرون» [۱۷۴] از آن یاد شده و تقوای عام نام گرفته است. [۱۷۵]<br/>
+
  
== آثار تقوا ==
+
== راههای پرورش متقین ==
آثار [[تقوا]] به دنیوی و اخروی و آثار دنیوی به فردی و اجتماعی قسمت می‌شوند؛<br/>
+
از نظر قرآن و روایات کسانیکه از معنویت بالا و اهل معنا و سیرو سلوک روحانی باشند، اهل ایمان بوده و به درجه بالای تقوای الهی رسیده و جزء متقین هستند. متقین همان کسانی هستند که قرآن هدایت گر آنها بوده «ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ »<ref>- بقره/2.</ref> و در پرتو همین هدایت به فلاح و رستگاری می رسند. معنویت، ایمان و [[تقوا]] مراتبی دارد و هرچه انسان در مرتبه بالاتر از ایمان، [[تقوا]] و معنویت قرار گیرد، به خداوند نزدیکتر می شود، جامعه ای به سمت تعالی حرکت خواهد کرد که در آن راه کار اساسی برای تقویت [[تقوا]] و جایگاه والای متقین و تأثیر بسزایی که اهل ایمان هم از نظر بعد اجتماعی و هم فردی ایفای نقش میکنند،در نظر گرفته شود. از جمله راه کارهای پرورش متقین:<br/>
=== آثار دنیوی - فردی ===
+
=== کانون خانواده ===
برخی آثار فردی [[تقوا]] عبارت‌اند از:<br/>
+
نقش خانواده در تربیت دینی و افزایش معرفت و انس آنان با قرآن و هدایت بر کسی پوشیده نیست، این محیط به دلیل مناسبات و روابط عاطفی و الگو دهی و فرهنگ سازی در آن پایدارترین تأثیرات عاطفی، روحی، اخلاقی و رفتاری را در ساختار تربیتی انسان فراهم میکند.<br/>
==== هدایت ====
+
=== رسانه های جمعی ===
«هـذا بَیانٌ لِلنّاسِ وهُدًی ومَوعِظَةٌ لِلمُتَّقین» [۱۷۶] [۱۷۷] [۱۷۸]<br/>
+
از دیگر عوامل بسیار مؤثر در پرورش متقین رسانه هاست،  اینها نقش آموزشی، الگودهی  دارند. اینها خود به انواع مختلف تقسیم می شوند. الف - صوتی؛ مثل رادیو، تلفن و .... ب- تصویری؛ مانند تلویزیون، اینترنت و .... ج- نوشتاری؛ مثل روزنامه ها، مجلات و ....<br/>
==== قدرت تشخیص حق از باطل ====
+
=== بیان جاذبه های دینداری ===
«اِن تَتَّقوا اللّهَ یَجعَل لَکُم فُرقانـًا» [۱۷۹]<br/>
+
نیاز در انسان دردی ایجاد می کند که برآورده شدنش به احساس لذت می انجامد. تعالیم دینی ما را از لذت نهی نمی کنند بلکه به سوی لذت های بالاتر و ارزشمند تری چون بهشتی شدن و کسب مدارج متعالی انسانی هدایت می کنند. بهشت خود محل رفع نیاز ها بسته به مراتب انسان هاست. پس در واقع لذت طرد نمی شود، بزرگ می شود و لذت بردن از دین، خود یکی از علل روی آوردن مردم به آن خواهد بود از همین رو مجالس مذهبی از بهترین مکان هایی هستند که می توانند لذت مکالمه با خداوند و دعا و انس با قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) را به کام ها بچشانند. تا  اهل جامعه به سمت [[تقوا]] مداری حرکت کنند.<br/>
==== جلب دوستی پروردگار ====
+
=== بیان سهل و قابل اجرا بودن احکام دین در هر زمان ===
«بَلی مَن اَوفی بِعَهدِهِ واتَّقی فَاِنَّ اللّهَ یُحِبُّ المُتَّقین» [۱۸۰]
+
شکی نیست برای اغلب مردم دشواری و تکلف در عمل همراه با احساس آزار و زحمت و دست و پاگیر بودن است و کم هستند کسانی که تن به قیود پیچ در پیچ و آزار دهنده بدهند، از این رو یکی از عللی که می تواند در جذابیت دین فوق العاده مؤثر باشد، مسأله ی آسان و راحت العمل بودن آن است.<br/>
«اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ المُتَّقین» [۱۸۱]
+
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز می فرمایند: «بعثت علی الشریعه السمحه السهله؛خداوند مرا بر دینی مبعوث کرده که آسان، شدنی و با گذشت است.»<ref>- کافی، ج 5/ص 494.</ref>
==== برون‌رفت از تنگناها، نجات از سختی‌ها و شبهات و آسان شدن کارها و مشکلات[۱۸۲] ====
+
=== پایه  ریزی جذب از دوران کودکی ===
«و مَن یَتَّقِ اللّهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجـا» [۱۸۳]
+
یکی از مهمترین وظایف والدین و اولیای کودکان، فراهم آوردن اسباب لازم و مفید در گرایش فرزندان و کودکان به مذهب است. طبیعی است هرچه از کودکی به عنوان باور نهادینه گردد و روی آن کار کرده شود، بسیار ریشه دارتر و مستحکم تر خواهد بود. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «أدبوا أولادکم علی حبی و حب أهل بیتی و القرآن؛  فرزندان خودتان را بر مبنای محبت من و محبت اهل بیتم و قرآن تربیت کنید.»<ref>- کنز العمال، ج 16، ص 456، ح 45409.</ref>
«و مَن یَتَّقِ اللّهَ یَجعَل لَهُ مِن اَمرِهِ یُسرا» [۱۸۴]
+
«فَاَمّا مَن اَعطی واتَّقی • وصَدَّقَ بِالحُسنی • فَسَنُیَسِّرُهُ لِلیُسری» [۱۸۵]
+
==== روزی غیر مترقبه ====
+
«و مَن یَتَّقِ اللّهَ... • و یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِبُ » [۱۸۶] که به فرموده امام صادق علیه السلام، این روزی برکتی است که خداوند به مال انسان می‌دهد. [۱۸۷] [۱۸۸] [۱۸۹]<br/>
+
==== اصلاح کارها ====
+
«یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اتَّقُوا اللّهَ وقولوا قَولاً سَدیدا • یُصلِح لَکُم اَعمــلَکُم ویَغفِر لَکُم ذُنوبَکُم» [۱۹۰] که به گفته برخی مفسران اصلاح عمل به این است که خداوند آن را بپذیرد یا از سر لطف، انسان را به انجام دادن کار صالح موفق کند. [۱۹۱]
+
==== بشارت‌های الهی ====
+
«اَلَّذینَ ءامَنوا و کانوا یَتَّقون • لَهُمُ البُشری فِی الحَیوةِ الدُّنیا» [۱۹۲] این بشارت‌ها وعده‌های خداوند در قرآن مجید به متقیان است [۱۹۳] و به گفته‌ای، مراد، بشارت ملائکه رحمت به پرهیزگاران هنگام مرگ [۱۹۴] و بر اساس روایتی، رؤیای نیکوی خود مؤمن یا دیگران دربارهٔ وی است. [۱۹۵]
+
بر پایه این آیه شریفه: «فَاِنَّما یَسَّرنـهُ بِلِسَانِکَ لِتُبَشِّرَ بِهِ المُتَّقینَ» [۱۹۶]که بیان می‌کند مفاهیم قرآن برای بشارت دادن به متقیان با بیان پیامبر گرامی [[صلوات]] الله علیه و ساده و فهم پذیر شده است، تفسیر نخست، قوی تر است و بیشتر این بشارت‌ها به استناد آیات دیگر، بشارت‌هایی هدایتی و موعظه‌ای و تذکرگونه است که انسان را از ورطه سقوط و عذاب الهی می‌رهاند و به بهشت جاودان و نعیم ابدی رهنمون می‌گردد:<br/>
+
«الـم • ذلِکَ الـکِتـبُ لارَیبَ فیهِ هُدًی لِلمُتَّقین» [۱۹۷]<br/>
+
«هـذا بَیانٌ لِلنّاسِ وهُدًی ومَوعِظَةٌ لِلمُتَّقین» [۱۹۸]<br/>
+
«و اِنَّهُ لَتَذکِرَةٌ لِلمُتَّقین » [۱۹۹] و نیز سایر آیات. [۲۰۰] [۲۰۱] [۲۰۲] [۲۰۳] [۲۰۴]<br/>
+
=== آثار دنیوی - اجتماعی ===
+
بعضی آثار اجتماعی [[تقوا]] که گاهی در کنار [[صبر]] بر آن تأکید شده عبارت‌اند از:<br/>
+
==== بهره مندی از برکات آسمان و زمین ====
+
«ولَو اَنَّ اَهلَ القُرَی ءامَنوا واتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکـت مِنَ السَّماءِ والاَرضِ ولـکِن کَذَّبوا فَاَخَذنـهُم بِما کانوا یَکسِبون» [۲۰۵]<br/>
+
==== برخورداری از امداد الهی ====
+
«بَلی اِن تَصبِروا وتَتَّقوا و یَأتوکُم مِن فَورِهِم هـذا یُمدِدکُم رَبُّکُم بِخَمسَةِ ءالـف مِنَ المَلـئِکَةِ مُسَوِّمین • وما جَعَلَهُ اللّهُ اِلاّ بُشری لَکُم ولِتَطمَئِنَّ قُلوبُکُم بِهِ ومَا النَّصرُ اِلاّ مِن عِندِ اللّهِ العَزیزِ الحَکیم» [۲۰۶]و آیاتی دیگر. [۲۰۷] [۲۰۸] [۲۰۹] [۲۱۰]<br/>
+
==== حفظ و حراست الهی و خنثی شدن توطئه‌های دشمنان ====
+
«اِن تَمسَسکُم حَسَنَةٌ تَسُؤهُم واِن تُصِبکُم سَیِّئَةٌ یَفرَحوا بِها واِن تَصبِروا وتَتَّقوا لا یَضُرُّکُم کَیدُهُم شیــًا اِنَّ اللّهَ بِما یَعمَلونَ مُحیط» [۲۱۱]<br/>
+
==== ایمن بودن از عذاب الهی ====
+
«واَنجَینَا الَّذینَ ءامَنوا وکانوا یَتَّقون» [۲۱۲]و نیز آیاتی دیگر. [۲۱۳] [۲۱۴]<br/>
+
=== آثار اخروی ===
+
پاره‌ای از آثار اخروی [[تقوا]] عبارت اند از:<br/>
+
==== آخرت نیکو، فرجام پسندیده و رستگاری ====
+
«والأخِرَةُ عِندَ رَبِّکَ لِلمُتَّقین» [۲۱۵]<br/>
+
«والعـقِبَةُ لِلمُتَّقین» [۲۱۶]<br/>
+
«... واُولـئِکَ هُمُ المُفلِحون» [۲۱۷]<br/>
+
«واتَّقوا اللّهَ لَعَلَّکُم تُفلِحون» [۲۱۸] [۲۱۹] [۲۲۰]و نیز آیات دیگر. [۲۲۱] [۲۲۲] [۲۲۳] [۲۲۴] [۲۲۵] [۲۲۶]<br/>
+
==== پاداش آخرتی عظیم ====
+
«لِلَّذینَ اَحسَنوا مِنهُم واتَّقَوا اَجرٌ عَظیم» [۲۲۷]<br/>
+
«واِن تُؤمِنوا وتَتَّقوا فَلَکُم اَجرٌ عَظیم» [۲۲۸]<br/>
+
«واِن تُؤمِنوا وتَتَّقوا یُؤتِکُم اُجورَکُم» [۲۲۹]<br/>
+
==== زدوده شدن کینه از دل‌های متقیان و ایجاد برادری میان ایشان در آخرت و روز قیامت ====
+
«اِنَّ المُتَّقینَ فی جَنّـت و عُیون • و نَزَعنا ما فی صُدورِهِم مِن غِلّ اِخونـًا عَلی سُرُر مُتَقـبِلین» [۲۳۰] ؛<br/>
+
«الاَخِلاّءُ یَومَئِذ بَعضُهُم لِبَعض عَدُوٌّ اِلاَّ المُتَّقین» [۲۳۱]<br/>
+
==== نجات از آتش عذاب و جهنم سوزان، خوف و اندوه و بدی‌ها ====
+
«ثُمَّ نُنَجّی الَّذینَ اتَّقَوا و نَذَرُ الظّــلِمینَ فیها جِثیـّا» [۲۳۲]<br/>
+
«و یُنَجّی اللّهُ الَّذینَ اتَّقَوا بِمَفازَتِهِم لا یَمَسُّهُمُ السّوءُ ولا هُم یَحزَنون» [۲۳۳] و نیز آیات دیگر. [۲۳۴]<br/>
+
==== برتری بر کافران در روز قیامت ====
+
«والَّذینَ اتَّقَوا فَوقَهُم یَومَ القِیـمَةِ واللّهُ یَرزُقُ مَن یَشاءُ بِغَیرِ حِساب» [۲۳۵]<br/>
+
==== بهره مندی از بهشت و نعمت‌های آن ====
+
«اِنَّ لِلمُتَّقینَ عِندَ رَبِّهِم جَنّـتِ النَّعیم» [۲۳۶]
+
«اِنَّ المُتَّقینَ فی جَنّـت ونَعیم • فـکِهینَ بِما ءاتـهُم رَبُّهُم» [۲۳۷] و نیز سایر آیات نظیر آن. [۲۳۸] [۲۳۹] [۲۴۰] [۲۴۱] [۲۴۲] [۲۴۳] [۲۴۴] [۲۴۵] [۲۴۶] [۲۴۷] [۲۴۸]<br/>
+
==== نعمت‌های ویژه ابرار ====
+
«و لـکِنَّ البِرَّ مَنِ اتَّقی» برای پرهیزگاران نیز هست. چند آیه ابتدایی [۲۴۹] سوره انسان، به اتفاق مفسران شیعه [۲۵۰] [۲۵۱] [۲۵۲] و بسیاری از مفسران اهل سنت [۲۵۳] [۲۵۴] [۲۵۵] در شأن حضرت علی علیه السلام، حضرت فاطمه علیها السلام، امام حسن و امام حسین علیهما السلام فرود آمده‌اند و مراد از «ابرار» در این سوره ایشان‌اند که مصداق بارز پرواپیشگان‌اند.<br/>
+
  
== ویژگی‌های متقیان ==
+
== در باب تقوا ==  
در قران کریم برای متقیان، ویژگی‌ها و اوصافی ذکر گردیده که در اینجا بدان پرداخته می‌شود:<br/>
+
کتاب هایی به رشته تحریر در آمده است که به مواردی اشاره می شود؛ ده گفتار شهید مطهری، المراقبات، امام خمینی و عرفان اسلامی، [[تقوا]] و سیاست، جامع الاحادیث، حقیقت [[تقوا]] از نگاه قرآن، [[تقوا]] از منظر قرآن و عترت، تسنیم(تفسیر قرآن کریم)، تفسیر المیزان، میزان الحکمه، آشنایی با قرآن.<br/>
=== ایمان به غیب، معاد، ملائکه، انبیاء و کتب اسمانی ===
+
۱) «ولـکِنَّ البِرَّ مَن ءامَنَ بِاللّهِ والیَومِ الأخِرِ والمَلـئِکَةِ والکِتـبِ والنَّبِیّینَ... واُولـئِکَ هُمُ المُتَّقون» [۲۵۶]<br/>
+
۲) «والَّذینَ یُؤمِنونَ بِما اُنزِلَ اِلَیکَ وما اُنزِلَ مِن قَبلِکَ و بِالأخِرَةِ هُم یوقِنون» [۲۵۷]<br/>
+
«یُؤمِنونَ بِاللّهِ والیَومِ الأخِرِ...» [۲۵۸]<br/>
+
۳) «...هُدًی لِلمُتَّقین • اَلَّذینَ یُؤمِنونَ بِالغَیبِ...» [۲۵۹]ایمان به غیب یعنی گرویدن به اموری که با حواس پنج گانه درک نمی‌شوند همچون اصول دین (توحید، نبوت، امامت، معاد و...) و ایمان به فرشتگان، بهشت و دوزخ، حساب، رجعت، قیام حجت الهی و... . [۲۶۰]و [۲۶۱] [۲۶۲]<br/>
+
=== ترس از خدا و نگرانی دربارهٔ قیامت ===
+
«و لَقَد ءاتَینا موسی و هـرونَ الفُرقانَ وضِیاءً وذِکرًا لِلمُتَّقین • اَلَّذینَ یَخشَونَ رَبَّهُم بِالغَیبِ وهُم مِنَ السّاعَةِ مُشفِقون» [۲۶۳] غیب در این آیات، مکان‌های خلوت و دور از چشم مردم است. [۲۶۴] [۲۶۵] [۲۶۶] [۲۶۷]<br/>
+
=== برپا داشتن حقیقی نماز ===
+
۱) «ویُقیمونَ الصَّلوةَ» [۲۶۸]<br/>
+
۲) «واَقامَ الصَّلوةَ... واُولـئِکَ هُمُ المُتَّقون» [۲۶۹]<br/>
+
۳) «واَقیموا الصَّلوةَ واتَّقوهُ» [۲۷۰] پرهیزگاران، نماز را از محدوده لفظ و مفهوم بیرون برده، وجود عینی آن را در محدوده جان خویش، متمثل می‌سازند، به گونه‌ای که حقیقت نماز ناهی از فحشاء و منکر را درمی‌یابند و سپس در جامعه تجلی می‌بخشند و با تبلیغ و تعلیم دیگران برای یافتن روح نماز، به اقامه آن در جامعه می‌پردازند. [۲۷۱]<br/>
+
=== زکات و انفاق مال در راه خدا ===
+
۱) «و مِمّا رَزَقنـهُم یُنفِقون»: [۲۷۲] متقیان از روزی‌های مادی (ثروت، غذا و...) و معنوی خود (جاه و مقام و دانش و...) در راه خدا [[انفاق]] می‌کنند.<br/>
+
۲) [[زکات]] دادن نیز از صفات آنان می‌باشد: «وءاتَی المالَ عَلی حُبِّهِ... و ءاتَی الزَّکوةَ... و اُولـئِکَ هُمُ المُتَّقون» [۲۷۳]
+
۳) آیاتی نیز ایشان را در حال توانگری و تهیدستی، اهل [[انفاق]] و گشاده دست می‌خوانند [۲۷۴] : «و سارِعوا اِلی مَغفِرَة مِن رَبِّکُم وجَنَّة عَرضُهَا السَّمـوتُ والاَرضُ اُعِدَّت لِلمُتَّقین • اَلَّذینَ یُنفِقونَ فِی السَّرّاءِ والضَّرّاءِ» [۲۷۵]<br/>
+
=== طلب مغفرت و عدم اصرار بر گناه ===
+
پرهیزگاران در پی گناهشان خدا را یاد و [[استغفار]] می‌کنند و دانسته بر گناهانی که انجام داده‌اند اصرار نمی‌ورزند: «والَّذینَ اِذا فَعَلوا فـحِشَةً اَوظَـلَموا اَنفُسَهُم ذَکَروا اللّهَ فَاستَغفَروا لِذُنوبِهِم ومَن یَغفِرُ الذُّنوبَ اِلاَّ اللّهُ ولَم یُصِرُّوا عَلی ما فَعَلوا وهُم یَعلَمون» [۲۷۶] هرگاه [[فکر گناه]] از ذهنشان بگذرد خدا و ثواب و عقاب او را به یاد می‌آورند و با روشن بینی، آن [[گناه]] را ترک می‌کنند: «اِنَّ الَّذینَ اتَّقَوا اِذا مَسَّهُم طـئِفٌ مِنَ الشَّیطـنِ تَذَکَّروا فَاِذا هُم مُبصِرون» [۲۷۷] بر اساس روایتی، مراد از «اِذا مَسَّهُم طـئِفٌ مِنَ الشَّیطـنِ»، گناهی است که بنده آهنگ آن می‌کند، پس در این هنگام خدا را به یاد می‌آورد و پس از آن به زشتی قصد خود، بصیرت می‌یابد و با آگاهی آن را رها می‌کند. [۲۷۸] [۲۷۹] [۲۸۰]<br/>
+
همچنین از صفات پرواپیشگان، [[استغفار]] در سحرگاهان است: «و بِالاَسحارِ هُم یَستَغفِرون» [۲۸۱]<br/>
+
=== وفا به عهد و صبر در سختی‌ها ===
+
«والموفونَ بِعَهدِهِم اِذا عـهَدوا والصّـبِرینَ فِی البَأساءِ والضَّرّاءِ و حینَ البَأسِ.... و اُولـئِکَ هُمُ المُتَّقون» [۲۸۲]و نیز سایر آیات نظیر آن. [۲۸۳] [۲۸۴]
+
=== طهارت از گناه و شرک ===
+
«کَذلِکَ یَجزِی اللّهُ المُتَّقین • اَلَّذینَ تَتَوَفـّـهُمُ المَلـئِکَةُ طَیِّبینَ» [۲۸۵] «طیّبین» به طهارت از شرک، تفسیر شده است. [۲۸۶]
+
همچنین این آیه: «و سیقَ الَّذینَ اتَّقَوا رَبَّهُم اِلَی الجَنَّةِ... و قالَ لَهُم خَزَنَتُها سَلـمٌ عَلَیکُم طِبتُم فَادخُلوها خــلِدین» [۲۸۷]که در باب طهارت متقیان از گناهان است.<br/>
+
=== احسان کردن ===
+
آیات «اِنَّ المُتَّقینَ فی جَنّـت و عُیون • ءاخِذینَ ما ءاتـهُم رَبُّهُم اِنَّهُم کانوا قَبلَ ذلِکَ مُحسِنین» [۲۸۸] و سایر آیات نظیر آن. [۲۸۹] [۲۹۰] [۲۹۱] [۲۹۲] [۲۹۳] به نیکوکاری متقیان اشاره می‌نمایند.<br/>
+
=== فرونشاندن خشم و گذشت از لغزش‌ها ===
+
آیه«والکـظِمینَ الغَیظَ والعافینَ عَنِ النّاسِ» [۲۹۴] به فرو بردن خشم و گذشت ایشان از لغزش‌های مردم اشاره دارد. بر پایه این آیه شریفه، عفو به [[تقوا]] نزدیک‌تر است: «واَن تَعفوا اَقرَبُ لِلتَّقوی» [۲۹۵]<br/>
+
=== تعظیم شعائر الله ===
+
ذلِکَ و مَن یُعَظِّم شَعـئِرَ اللّهِ فَاِنَّها مِن تَقوَی القُلوب» [۲۹۶]<br/>
+
=== رعایت عدالت ===
+
«اعدِلوا هُوَ اَقرَبُ لِلتَّقوی» [۲۹۷] [۲۹۸] روایات نیز به پرهیزگاران و اوصاف آنان پرداخته‌اند؛ امیرمؤمنان حضرت علی ابن ابی طالب علیه السلام در خطبه معروف به «خطبه همام» در وصف آنان فضایلی را برشمرده است؛ همچون داشتن راه و روش نیکو، میانه روی در پوشش، فروتنی در رفتار، چشم پوشی از حرام، گوش سپردن به فراگیری علم سودمند، بزرگ جلوه کردن خدا و کوچک بودن غیر او در چشم آنان، یقین داشتن به بهشت به گونه‌ای که گویا آن را دیده و از نعمت‌های آن برخوردارند، یقین به جهنم به طوری که گویا آن را دیده و در آن معذب‌اند، ایمن بودن مردم و دیگر آفریدگان از شر آنان، لاغر بودن بدن، کم و سبک بودن خواسته‌ها، عفت نفس، [[صبر]] بر سختی‌ها، راضی نشدن به عمل کم، کم شمردن عمل زیاد خود، متهم کردن خود، هراس داشتن از تعریف‌های دیگران در حق آنان و.... [۲۹۹]آن حضرت، برای اهل [[تقوا]] نشانه‌هایی برشمرده است که با آن‌ها شناخته می‌شوند؛ مانند راستی در گفتار، امانت داری، وفا به عهد، پراکندن نیکویی، خوش خلقی، زیادی حلم و پیروی از دانش [۳۰۰] [۳۰۱] [۳۰۲] [۳۰۳] و همچنین عمل خالصانه، آرزوی کوتاه و غنیمت شمردن فرصت‌ها. [۳۰۴] [۳۰۵]
+
  
 
== فهرست منابع ==
 
== فهرست منابع ==
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲، ص۵۸۴.   <br/>
+
• کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، 8جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، 1407 <br/>
دانش‌نامه موضوعی قرآن    <br/>
+
• تفسیر المیزان، علامه  سید محمد حسین طباطبایی، انتشارات امیرکبیر، تهران1378<br/>
 +
• تفسیر نمونه، آیت الله مکارم، ناشر دارالکتب الاسلامیه، تهرن، سال1387<br/>
 +
• احقاق الحق، سید نورالله شوشتری، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی، 1409 ق<br/>
 +
• مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.<br/>
 +
• شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج البلاغه (للصبحی صالح)، 1جلد، [[هجرت]] - قم، چاپ: اول، 1414 ق.<br/>
 +
• ابن بابویه، محمد بن على، معانی الأخبار، 1جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ: اول، 1403 ق.<br/>
 +
• شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعه إلى تحصیل مسائل الشریعه، 30جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق.<br/>
 +
• ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى، تنبیه الخواطر و نزهه النواظر المعروف بمجموعه ورّام، 2جلد، مکتبه فقیه - قم، چاپ: اول، 1410 ق.<br/>
  
== پا نویس ==
+
== پانویس ==
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.wikifeqh.ir/%D8%AA%D9%82%D9%88%D8%A7 ویکی فقه] - تاریخ برداشت: 95/03/23 </span></div>
 
<br />
 
  
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق معروف]]
+
[[رده:معروف اخلاقی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۵۷

تقوا

نویسنده: اسرافیل صالحانی
تهیه وتدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم
کلید واژگان: تقوا، ورع، انجام واجبات، ترک محرمات، گناه

مقدمه

یکى از مشکلات مهم در جهان امروز، عدم کنترل عوامل انحراف و سقوط شخصیت والاى انسانى است از این رو نقش تقوا در رشد شخصیتها و تکامل آنها و جلوگیرى از انحراف روحى اهمیت واقعى خود را یافته و به عنوان درمان اصلى براى اصلاح ساختار انسانها مطرح مى گردد.
در این مقاله ابعاد مختلف تقوی مثل تقوا در لغت و اصطلاح، ضرورت نیاز به تقوا، معیار تقوا، عوامل بی تقوایی و ... بررسی شده است.
انسان ذاتا طالب کمال است و به همین سبب برای دست یابی به هر چیزی که آن را دارای ارزش و عامل رشد دانسته می کوشد، وبسا با کمترین تشویق و ترغیب، سخت ترین مشکلات را در راه رسیدن به آن متحمل می گردد. ولی از آنجا که معیار شناخت ارزش ها با تفاوت میان فرهنگ ها متفاوت می گردد و غالب افراد ارزش های زودگذر و کاذب را به جای ارزش های راستین بر می گزینند، و از طرفی راه رشد و تعالی انسان بدون بر گزیدن روشی درست برای حفظ و حراست از هرگونه کج روی و انحراف میسر نبوده، حتی ارضای صحیح گرایش های ذاتی و غرایز طبیعی نیز که ریشه در نهاد آدمی دارد، نیازمند ارشاد دائمی و کنترل مستمر است و بدون مراقبت و هدایت صحیح، نه تنها حاصلی در بر نخواهد داشت، بلکه در بر دارنده خسارت های است که دامنگیر آدمی می گردد، از این رو اسلام، کار آمدترین راه کارهای پاسداری و حراست از دین و ایمان را نیز در اختیار پیروان خود قرار داده، تقوا و پرهیزکاری را که عاملی است بازدارنده از انحرافات، لغزش ها و خطرات گوناگون و نردبانی برای رسیدن به قله کمال است به عنوان معیار فضیلت و میزان کرامت انسان در پیشگاه پروردگارمتعال مطرح نموده و موفقیت آدمی را در مسیر چیره شدن بر هواهای نفسانی و دستیابی به کمالات معنوی در گرو پای بندی به آن دانسته است و آن را به عنوان شرط پذیرش اعمال و بهترین زاد و توشه و روشن ترین نشانه و اثر ایمان به مبدء و معاد و سرمایه بزرگ جهان آخرت معرفی کرده است. حتی موضوعات مهمی هم چون علم ودانش را نیز در صورتی دارای ارزش حقیقی دانسته که در مسیر ایمان و تقوا و ارزش های اخلاقی قرار گیرد.

تقوا در لغت و اصطلاح

تقوا، از مصدر وقایه، در لغت به معنای «صیانت و نگهداشت» است، مصدر اتقاء از همین ریشه به معنای «ترسیدن ودوری کردن» است. اسم فاعل آن، تقی و متقی به معنای «صاحب تقوا» است.
تقوا یک نیروی باز دارنده درونی است که در وجود انسان به وجود می آید و شخص را در برابر ارتکاب کارهای بد حفظ می کند. کمال تقوا آن است که علاوه بر دوری از تمام محرمات، و مطیع بودن بر اوامر الهی در انجام واجبات، از مشتبهات نیز اجتناب شود.
این کلمه از کلمات شایع و رایج دینی است، در قرآن کریم به صورت اسمی و یا به صورت فعلی زیاد آمده است، در قرآن کریم واژه «تقوی»هفده بار و مشتقات آن بیش از دویست بار آمده است. وجه اخلاقی تقوا در احادیث و روایات آشکار است. در سخنان امام علی علیه السلام تقوا در رأس اخلاق نیکو معرفی شده است.[۱] صبر و حلم، صله رحم، امانتداری، دوری از حسد، حقگویی ولو به زیان گوینده، عدالت،[۲] صدق گفتار، وفای به عهد، دوری از بخل و تفاخر، مهربانی با ضعیفان، بخشش نیکو، حُسن خُلق، و پیروی از علمی که موجب تقرب به خداوند شود از ویژگیهای اهل تقوا شمرده شده است.[۳] اهل تقوا کم ترین بهره مندی را از دنیا دارند و بیشترین بهره و فایده را به دیگران می رسانند.[۴] محاسبه نفس از دیگر صفات متقین است که در احادیث بارها بر آن تأکید شده است[۵]
امام صادق(ع) در ذکر آثار تقوا فرمود: اگر انسان از خدا بترسد، همه از او می ترسند و اگر از خدا نترسد، از هر چیزی خواهد ترسید[۶]. در همین حدیث آمده است که خداوند هرکس را از ذلت معاصی به عزت تقوا برساند، بدون ثروت غنی اش می گرداند، بدون خاندان و عشیره عزتش می بخشد و بدون انیس و همنشین او را از وحشت تنهایی به در می آورد. از امام علی(ع) نقل شده که تقوا حق خداوند بر آدمیان است و رعایت آن موجب حق آدمیان بر خداوند. برای کسب تقوا از خداوند یاری بجویید و از تقوا در برابر عقاب خداوند یاری بطلبید.[۷] در نهج البلاغه از جمله کلماتی که زیاد روی آنها تکیه شده کلمه تقوا است. در نهج البلاغه خطبه ای هست طولانی به نام خطبه متقین، این خطبه را امیر المومنین8 در جواب تقاضای کسی بیان فرمود که از او درخواست کرد تا توصیف مجسم کننده ای از متقیان بکند.
از نظر فقهی تقوا عبارت است از انجام واجبات و ترک محرمات. در اصطلاح فقه اسلامی هست که مثلا امام جماعت باید عادل باشد، شاهد باید عادل باشد، قاضی باید عادل باشد، مرجع تقلید باید عادل باشد، معنی عادل این است که این درجه از تقوا یعنی خود نگهداری از گناهان کبیره و خود نگهداری از تکرار و اصرار بر گناهان صغیره را داشته باشد، که اگر این حد هم نباشد فاسق است.
درجه بالاتر این است که انسان خودش را از گناهان صغیره هم حفظ و نگهداری کند. بالاتر از اینکه از مکروهات هم خود را نگهداری کند، یعنی طوری خودش را نگهداری می کند که هیچ وقت مکروهی هم بجا نمی آورد. البته این بدون تنظیم کردن زندگی به دست نمی آید، یعنی انسان طوری عمل می کند که همیشه هر چه عمل کند یا واجب است یا مستحب یا مباح، و حتی مباح هم ممکن است نباشد،

اهمیت تقوا

می توان گفت برای هر عملی تقوایی وجود دارد متناسب با آن و در دین نیز این چنین است و آن کسی که هدف خویش را قرب الهی قرار داده باید از هر آنچه آفت این مسیر است دوری کند. با قرار گرفتن انسان در مسیر رشد و رسیدن به سعادت نیاز به ایمان دارد.ایمان به خدا و قیامت و سایر باورهای ایمانی نقش اساسی در ضبط و کنترل انسان دارند. از منظر قرآن، فقط اعمال متقیان پذیرفته است «إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»[۸] . و به کاری که بنیان آن بر اساس تقوا نباشد، هرگز اعتنایی نیست هر چند ساختن مسجد باشد « وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا .......»[۹] . تقوا دستور خداوند به خاتم پیامبرانJ« يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ»[۱۰] . و نیز سفارش او به پیروان اسلام و دیگر ادیان الهی است.
یکی از مهم ترین ابعاد زندگی امام علی علیه السلام تقوی است به طوری که ایشان در میان شیعیان به «امام المتقین» خوانده می شود. تقوا به عنوان «رئیس اخلاق»، از مهم ترین ارزش های اخلاقی، اجتماعی، معنوی اسلام است که امام علی 8می فرمایند« التُّقَى رَئِيسُ الْأَخْلَاق‏»[۱۱] . تقوی از منظر امام علی8بنابر گواهی کلام ایشان در نهج البلاغه نیروی روحی، مقدس و متعالی است که منشاء جذب ها و جدایی ها می گردد، حرکت کردن به سوی ارزشهای معنوی و خدا جویانه و جدا شدن از پستی ها و آلودگی های مادی.
از نگاه امام علی8تقوا فقط یک تلاش معنوی نیست بلکه حالتی است که به روح انسان شخصیت و قدرت می دهد و انسان را مسلط بر خویش و مالک خود می نماید. ایشان در باب ضرورت تقوی و خود سازی می فرمایند: «اِعلَموا، عِبادَ اللهِ، اَنّ التّقوی دارُ حصنٍ عزیز، و الفُجورَ دارُ حِصنٍ ذَلیل، لا یمنَعُ اَهلَه، وَ لا یحرِزُ مَن لَجَأ اِلَیهِ. اَلا وَ بِالتَّقوی تَقطَعُ حُمَهُ الخَطایا. بندگان خدا، بدانید که تقوا حصار بلند و غیر قابل تسلّط است و بی تقوائی و هرزگی، حصاری پست است که حافظ ساکنان خود نیست و آن کس را که به آن پناه ببرد، حفظ نمی کند، همانا با نیروی تقوا نیش گزنده ی خطاکاری ها بریده می شود. حضرت علی 8گناه و لغزش را که به جان آدمی آسیب می زند، به گزنده ای مثل مار و عقرب تشبیه میکند و می فرماید: نیروی تقوا نیش این گزندگان را قطع می کند»[۱۲] .
امام علی8تقوی را مظهر خدا ترسی و خود سازی می داند. در مکتب ایشان تقوی حرکت کردن به سوی خدا و پای بند نشدن به دنیای است. تقوا پناهگاه و مصونیتی است که انسان را از دنیای حیوانی جدا می کند. از این نگاه تقوا محدودیت نیست. زیرا تقوا باعث بصیرت، آگاهی و شعور اجتماعی و سیاسی انسان می شود و به او قدرت ایستادن در برابر، سختی ها و مشکلات دنیا را می دهد.
ضرورت نیاز به تقوا انسان خدا طلب وسالک الی الله که درامورزندگی خویش جز به رضایت الهی و خشنودی پروردگار نمی اندیشدواز موجبات و غضب و ناخرسندی خدا بر حذراست،همواره دل نگران است تا در روز و شب خویش با هر چه مواجه می گردد،عملی خلاف رضایت پروردگار از او سر نزند و در این مسیر، مراقب افعال خویش، در انجام کارهاست؛از این رو لازم است انسان در تمامی لحظات عمر خویش مراقب بوده، نفس را از خطر افتادن در مهلکه های انحراف و غفلت و گناه نگهداری کند و این خود نگهداری و کشیک نفس، همانا تقوای الهی است.تقوا از دیدگاه امیر مؤمنان علی8همان خداباوری است.حضرت فرمود: « اتَّقُوا مَعَاصِيَ اللَّهِ فِي الْخَلَوَاتِ فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِم‏»[۱۳] تقوا داشته باشید و معصیت نکنید؛ زیرا همان کس شما را می بیند همان فردای قیامت شمارامحاکمه خواهد کرد.این مبنای تقوا است. جالب اینجاست که امام علی8به تأثیر تقوا در همه عرصه ها معتقد هستند.ازاین رو،دنیا و آخرت آباد در سایه تقوا آباد می شود. حضرت در سخنی می فرماید: «لَا يَهْلِكُ عَلَى التَّقْوَى سِنْخُ أَصْلٍ وَ لَا يَظْمَأُ عَلَيْهَا زَرْعُ قَوْم‏؛ هر جریانی که اساسش تقوا باشد، هرگز ریشه اش نمی خشکد و کشتزار قومی که کار خود را بر تقوا بنیان نهند،تشنه نخواهد ماند.»[۱۴]
در جایی دیگر می فرماید:
«کسی که دست به دامان تقوا بزند، سختی ها از او دور می شود،تلخی هایش شیرین می گردد، امواج ناراحتی های متراکم از او گشوده می شود،مشکلات پی در پی و خسته کننده اش آسان می شود، عظمت و بزرگواری از دست رفته، همچون باران دانه درشت بر او فرو می بارد، رحمت حق قطع شده خداوند، بار دیگر به او توجه خواهد کرد، نعمت ها پس از فرو نشستن، به جوشش در می آیند و برکات کم شده به فراوانی بر او خواهند بارید.»[۱۵]

درجات و مراتب تقوا

همانگونه که از آیات و روایات استفاده می شود، تقوا، همانند اصل ایمان دارای مراتب و درجات است و تعبیر به «اتقی» در آیه شریفه « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ » . خود شاهد بر این مدعا است.
زیرا «اتقی» را با فساق و کفار مقایسه نمی کنند و نمی گویند انسان هایی که در درجه عالیه از تقوا و پرهیزکاری قرار دارند از فاسقین و کفار بهتر و گرامی ترند، زیرا در آنها ارزشی وجود ندارد تا اهل تقوا با ارزشتر از آنها باشند؛ بلکه این آیه در مقام مقایسه اهل تقوا نسبت به یکدیگر است که «اتقی» بهتر و گرامی تر از متقی است پس تقوا دارای مراتب است؛ امام صادق 8برای آن سه مرتبه قائل شد:
اولین مرتبه : تقوای کسانی که به مقام فناء راه یافته و از هر چیزی که در رابطه با خدا نباشد اگر چه حرام یا شبهه ناک نیست، اجتناب می کنند و در این عالم به حد اقل از معیشت اکتفا نموده و از بسیاری از حلال ها هم اجتناب می کنند(تقوای خاص الخاص)
مرتبه دوم: مربوط به افرادی است که در حد کمال انسان های قبلی نیستند ولی در مرتبه ای هستند که نه تنها از حرام خدا اجتناب می کنند بلکه از شبهات و موارد مشکوک نیز دوری می کنند(تقوای خاص)
مرتبه سوم: تقوای عامه مردم است که مؤمنین عادی از ترس عذاب جهنم، از محرمات الهی اجتناب کرده و کارهای حرام را انجام نمی دهند.
قهراً آنانکه به درجه عالیه تقوا راه یافته اند و همه کارها یشان در رابطه با خدا انجام می گیرد از کسانی که در درجه نازلتر آن قرار دارند برتر و گرامیترند و آیه شریفه : «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ » ناظر به همین معنا است.
بنابراین پس از روشن شدن این جهت که برای تقوا درجات و مراتبی است، مقرب ترین بندگان خدا آن کسی است که به درجه عالیه از تقوا رسیده باشد، قهراً زاد و توشه سفر او بیشتر و بهتر از زاد سالکینی است که در این رتبه نیستند و به مقصد این گونه از سالکین یقینی است زیرا تقوای این چنینی یقیناً به خدا می رسد « وَلَكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ »[۱۶] .
معیار تقوا انسان ها در اثر حب ذات و حس بر تری طلبی بهر وسیله ممکن می خواهند برتری و فضیلت خود را نشان دهند، لذا هر چیزی که باعث کمال و وسیله برتری انسان از دیگران باشد را برای خود ثابت می کنند اگرچه در محیطی قرار گیرند که در آن، برای انسان های مقدس و با تقوا ارزش بیشتری قائل باشند که چه بسا خود را به صورت اهل تقوا در آورده، پیامبر J« اِعْمَلْ بِفَرائِضِ اللّه ِ تَکُنْ اَتْقَى النّاسِ؛ به واجبات خدا عمل کن، تا با تقواترین مردم باشى.»[۱۷]
پیامبر صلی الله علیه و آله: تَمامُ التَّقْوى اَنْ تَتَعَلَّمَ ما جَهِلْتَ وَ تَعْمَلَ بِما عَلِمْتَ؛تمام تقوا این است که آنچه را نمى دانى بیاموزى و بدانچه مى دانى عمل کنى.»[۱۸]
«سُئِلَ الاِْمامُ الصّادِقُ 8عَنْ قَولِ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ: «اِتَّقُوا اللّه َ حَقَّ تُقاتِهِ»قال: یُطاعُ فَلا یُعْصى، وَ یُذْکَرُ فَلا یُنْسى، وَ یُشْکَرُ فَلا یُکْفَرُ؛ از امام صادق 8درباره آیه «تقواى الهى پیشه کنید چنان که حق اوست» پرسیده شد. فرمودند: از خداوند، اطاعت شود و نافرمانى نشود، یاد شود و فراموش نشود وشکرگزارى گردد و کفران نگردد.»[۱۹]
امام علی8فرمود برای اهل تقوا علاماتی است که بواسطه آن ها شناخته می شوند. و آن نشانه ها عبارتند از: 1- صدق در گفتار 2- ادای امانت 3- وفای به عهد و پیمان 4- بخل نداشتن 5- صله ارحام بجا آوردن 6- ترحم بر ضعفا 7- کم معاشرت کردن با زنان 8- ترویج کارهای نیک 9- داشتن حسن خلق 10- برد بار بودن 11- دانستن مسائلی که وسیله تقرب انسان به خداست. و در پایان فرمود: خوشا بحال این چنین جمعیت با آن جایگاه خوبی که دارند.
شاید بتوان بهترین معیارهای تقوا را در خطبه متقین حضرت امیر8یافت که تمام صفات متقین را -که همان نشانه های تقوای است- به نحو جامع برشمردند.[۲۰]

آثار دنیوی و اخروی تقوی

یکی از آثار مهم تقوا، آگاهی و روشن بینی است، آیات فراوانی در قرآن وجود دارد که به شکل مستقیم یا غیر مستقیم، تقوا و پاکی از گناه را در آگاهی و روشن بینی مؤثر دانسته است. « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا»[۲۱] . (ای اهل ایمان، اگر در همه امورتان از خدا پروا کنید، برای شما بینایی و روشنی ویژه برای تشخیص حق از باطل قرار می دهد). مفسرین« فرقان» را در این آیه به آگاهی و روشن بینی تفسیر کرده اند.
علامه طباطبائی (ره) در بیان فرقان فرمود: « فرقان، چیزی است که میان دو شی جدایی می افکند و مراد در این آیه جدایی میان حق و باطل است خواه در اعتقادات باشد مانند تمیز ایمان از کفر و هدایت از ضلالت، و خواه در اعمال مانند تمیز طاعت از معصیت و رضا از سخط»[۲۲]
و در جای دیگر می فرماید: « وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ »[۲۳] . «اگر چه این دو جمله به صورت مستقل آمده و بر یکدیگر عطف شده اند لکن قرار گرفتن آن دو در کنار یکدیگر بیانگر ارتباط میان آنها است و مفهومش آن است که تقوا و پرهیزگاری و خداپرستی اثر عمیقی در آگاهی و روشن بین و فزونی علم ودانش دارد.»[۲۴]
از جمله آثار ذکر شده در قرآن کریم عبارت است از:
1. معیت خداوند با متقین : «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا»[۲۵] .
2. آسایش و روزی حلال : « وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًاوَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ»[۲۶] .
3. اصلاح کار : « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ» .[۲۷] 4. آمرزش گناهان : « يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ»[۲۸] .
5. محبت الهی: « إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ»[۲۹] .
6. قبولی اعمال: «  إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»[۳۰] .
7. کرامت و عزت: « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ »[۳۱] .
8. شادمانی در دو جهان: « الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ »[۳۲] .
9. نجات و رستگاری: « ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا»[۳۳] .
10. بهشت جاویدان: « أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ»[۳۴] .
از این جا بر آدمی ظاهر می شود که سعادت دو جهان در تقوا نهان است و آن گنجی است عظیم و غنیمتی است جسیم و خیری است کثیر و فوزی است کبیر.
تقوا نیروى بازدارنده ای است که به صورت یک ملکه نفسانی و نیروی درونی است در وجود انسان به وجود می آید و او را در برابر طغیان شهوات و ارتکاب کارهای خلاف حفظ مى کند. کمال تقوا آن است که علاوه بر دوری از گناهان و محرمات، از مشتبهات نیز اجتناب شود.
بعضى از بزرگان، تقوا را به حالت کسى تشبیه کرده اند که از یک سرزمین پر از خار عبور مى کند، سعى دارد دامن خود را کاملا برچیند و با احتیاط گام بردارد مبادا نوک خارى در پایش بنشیند، و یا دامنش را بگیرد. از این تشبیه به خوبى استفاده مى شود که تقوا به این نیست که انسان انزوا و گوشه گیرى انتخاب کند، بلکه باید در اجتماع باشد و اگر اجتماع آلوده بوده خود را حفظ کند.[۳۵]
تقوا، نشانه ایمان به" مبدء" و" معاد" یعنى خدا و رستاخیز و معیار فضیلت و افتخار انسان و مقیاس سنجش شخصیت او در اسلام محسوب مى شود.
خلاصه اینکه: از نظر قرآن "تقوا" نورالاهى است که هر جا راسخ شود،علم ودانش مى آفریند.«وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ »[۳۶]

عوامل مشوق به تقوا

1. موعظه کردن: «وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ و آن گاه که گروهى از آنها (به گروه نهى کننده) گفتند: چرا قومى را که مطمئنا خدا آنها را هلاک خواهد کرد و یا به عذاب سختى عذاب خواهد نمود موعظه مى کنید؟ گفتند: تا عذرى به درگاه پروردگارتان داشته باشیم و شاید آنها پروا کنند. (پس قوم موسى سه دسته بودند مجرمان، ناهیان، ساکتان).»[۳۷]
2. عبادت کردن پروردگار: « يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ اى مردم، پروردگارتان را که شما و کسانى را که پیش از شما بودند آفریده پرستش کنید، شاید پروا پیشه کنید.»[۳۸]
3. روزه گرفتن: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
اى کسانى که ایمان آورده اید، روزه بر شما نوشته و مقرر شده همان گونه که بر کسانى که پیش از شما بودند مقرر شد، شاید (روحتان نیرومند شود و از هواهاى نفسانى) پرهیز کنید.»[۳۹]

راههای پرورش متقین

از نظر قرآن و روایات کسانیکه از معنویت بالا و اهل معنا و سیرو سلوک روحانی باشند، اهل ایمان بوده و به درجه بالای تقوای الهی رسیده و جزء متقین هستند. متقین همان کسانی هستند که قرآن هدایت گر آنها بوده «ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ »[۴۰] و در پرتو همین هدایت به فلاح و رستگاری می رسند. معنویت، ایمان و تقوا مراتبی دارد و هرچه انسان در مرتبه بالاتر از ایمان، تقوا و معنویت قرار گیرد، به خداوند نزدیکتر می شود، جامعه ای به سمت تعالی حرکت خواهد کرد که در آن راه کار اساسی برای تقویت تقوا و جایگاه والای متقین و تأثیر بسزایی که اهل ایمان هم از نظر بعد اجتماعی و هم فردی ایفای نقش میکنند،در نظر گرفته شود. از جمله راه کارهای پرورش متقین:

کانون خانواده

نقش خانواده در تربیت دینی و افزایش معرفت و انس آنان با قرآن و هدایت بر کسی پوشیده نیست، این محیط به دلیل مناسبات و روابط عاطفی و الگو دهی و فرهنگ سازی در آن پایدارترین تأثیرات عاطفی، روحی، اخلاقی و رفتاری را در ساختار تربیتی انسان فراهم میکند.

رسانه های جمعی

از دیگر عوامل بسیار مؤثر در پرورش متقین رسانه هاست، اینها نقش آموزشی، الگودهی دارند. اینها خود به انواع مختلف تقسیم می شوند. الف - صوتی؛ مثل رادیو، تلفن و .... ب- تصویری؛ مانند تلویزیون، اینترنت و .... ج- نوشتاری؛ مثل روزنامه ها، مجلات و ....

بیان جاذبه های دینداری

نیاز در انسان دردی ایجاد می کند که برآورده شدنش به احساس لذت می انجامد. تعالیم دینی ما را از لذت نهی نمی کنند بلکه به سوی لذت های بالاتر و ارزشمند تری چون بهشتی شدن و کسب مدارج متعالی انسانی هدایت می کنند. بهشت خود محل رفع نیاز ها بسته به مراتب انسان هاست. پس در واقع لذت طرد نمی شود، بزرگ می شود و لذت بردن از دین، خود یکی از علل روی آوردن مردم به آن خواهد بود از همین رو مجالس مذهبی از بهترین مکان هایی هستند که می توانند لذت مکالمه با خداوند و دعا و انس با قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) را به کام ها بچشانند. تا اهل جامعه به سمت تقوا مداری حرکت کنند.

بیان سهل و قابل اجرا بودن احکام دین در هر زمان

شکی نیست برای اغلب مردم دشواری و تکلف در عمل همراه با احساس آزار و زحمت و دست و پاگیر بودن است و کم هستند کسانی که تن به قیود پیچ در پیچ و آزار دهنده بدهند، از این رو یکی از عللی که می تواند در جذابیت دین فوق العاده مؤثر باشد، مسأله ی آسان و راحت العمل بودن آن است.
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز می فرمایند: «بعثت علی الشریعه السمحه السهله؛خداوند مرا بر دینی مبعوث کرده که آسان، شدنی و با گذشت است.»[۴۱]

پایه ریزی جذب از دوران کودکی

یکی از مهمترین وظایف والدین و اولیای کودکان، فراهم آوردن اسباب لازم و مفید در گرایش فرزندان و کودکان به مذهب است. طبیعی است هرچه از کودکی به عنوان باور نهادینه گردد و روی آن کار کرده شود، بسیار ریشه دارتر و مستحکم تر خواهد بود. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «أدبوا أولادکم علی حبی و حب أهل بیتی و القرآن؛ فرزندان خودتان را بر مبنای محبت من و محبت اهل بیتم و قرآن تربیت کنید.»[۴۲]

در باب تقوا

کتاب هایی به رشته تحریر در آمده است که به مواردی اشاره می شود؛ ده گفتار شهید مطهری، المراقبات، امام خمینی و عرفان اسلامی، تقوا و سیاست، جامع الاحادیث، حقیقت تقوا از نگاه قرآن، تقوا از منظر قرآن و عترت، تسنیم(تفسیر قرآن کریم)، تفسیر المیزان، میزان الحکمه، آشنایی با قرآن.

فهرست منابع

• کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیه)، 8جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، 1407
• تفسیر المیزان، علامه سید محمد حسین طباطبایی، انتشارات امیرکبیر، تهران1378
• تفسیر نمونه، آیت الله مکارم، ناشر دارالکتب الاسلامیه، تهرن، سال1387
• احقاق الحق، سید نورالله شوشتری، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی، 1409 ق
• مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.
• شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج البلاغه (للصبحی صالح)، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.
• ابن بابویه، محمد بن على، معانی الأخبار، 1جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ: اول، 1403 ق.
• شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعه إلى تحصیل مسائل الشریعه، 30جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق.
• ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى، تنبیه الخواطر و نزهه النواظر المعروف بمجموعه ورّام، 2جلد، مکتبه فقیه - قم، چاپ: اول، 1410 ق.

پانویس

  1. - نهج البلاغه، حکمت ۴۱۰.
  2. - کلینی، ج ۲، ص۱۴۷، ۳۰۶، ج ۵، ص۳۸، ۱۳۳؛ مجلسی، ج ۶۷، ص۲۸۸؛نوری، ج ۹، ص۱۰۸، ج ۱۱، ص۲۸۸.
  3. - بحارالانوار، ج۶۷، ص۲۸۲.
  4. - کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۳۳.
  5. - وسایل الشیعه،ج ۱۶، ص۹۸.
  6. - وسایل الشیعه، حرّ عاملی، ج ۱۵، ص۲۴۱.
  7. - نهج البلاغه، خطبه ۱۹۱.
  8. - مائده/127.
  9. - توبه/ 107.
  10. - احزاب/ 1.
  11. - نهج البلاغه، حکمت 410.
  12. - همان، خطبه 157.
  13. - همان، حکمت 324.
  14. - همان، خطبه 16.
  15. - همان، خطبه 198.
  16. - حج/ 37.
  17. - کافی، ج2، ص83.
  18. - تنبیه الخواطر و نزهه النواظر، ج 2، ص .120.
  19. - معانی الاخبار، ص240.
  20. - نهج البلاغه، خطبه 192(همام).
  21. - انفال/ 29.
  22. - المیزان، ج2، ص842.
  23. - بقره/ 282.
  24. - تفسیر نمونه، ج2، ص93.
  25. - نحل/ 128.
  26. - طلاق/ 3و2.
  27. - احزاب/ 71و70.
  28. - صف/ 12.
  29. - توبه/4.
  30. - مائده/ 27.
  31. - حجرات/ 13.
  32. - یونس/ 63،64.
  33. - مریم/ 72.
  34. - آل عمران/ 133.
  35. - تفسیر نمونه، ج22، ص204
  36. - بقره/ 282.
  37. - اعراف/ 164.
  38. - بقره/ 21.
  39. - بقره/ 183.
  40. - بقره/2.
  41. - کافی، ج 5/ص 494.
  42. - کنز العمال، ج 16، ص 456، ح 45409.