نشانه‌های تقوا

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
نشانه‌های تقوا

نویسنده : خلیل منصوری

مقدمه

هر چیزی آثار و کارکردها از خود به جا می‌گذارد و نشانه‌های دارد. برخی از امور را نمی‌توان جز از راه آثار و نشانه‌های آن شناخت. به ویژه در امور معنوی می‌توان گفت که تنها راه شناخت وجود پدیده‌ای معنوی در این دنیای مادی ، آثار و نشانه‌های آن است. از این رو برای شناخت امر معنوی تقوا در انسانی می‌توان به آثار و نشانه‌های آن مراجعه کرد. بنابراین لازم و ضروری است تا نشانه‌های تقوا در آموزه‌های وحیانی دانسته شود و بر پایه آن به وجود و یا فقدان پدیده تقوا در خود و یا دیگر حکم و داوری کنیم. از آن جا داوری در باره این موضوع امری لازم است که در بسیاری از موارد به حکم شریعت، تقوا به عنوان شرط ضروری برای واگذاری مسئولیت‌های دینی و اجتماعی است. از آن میان می‌توان به شرطیت تقوا در امام جماعت ، قاضی و مرجع دینی و حاکم شرعی اشاره کرد. واگذاری این مسئولیت‌های مشروط به احراز وجود تقوا در شخصی است که مسئولیت به وی واگذار می‌شود و نمی‌توان تنها به حکم اصالت برائت و اصل صحت ، به وجود این شرط حکم و مسئولیتی را واگذار کرد. از این روست که در کتب فقهی همانند کتاب قضاوت و شهادت در باره چگونگی احراز تقوا در دیگران روش‌های بیان شده است که از آن جمله می‌توان به حضور دایم و همیشگی در نماز جماعت و جمعه و رفتار هنجاری و پسندیده بر پایه شرع و عرف اشاره کرد. در این نوشتار تلاش می‌شود تا نشانه‌های تقوا در قرآن تبیین و تحقیق کرد.

چیستی تقوا

تقوا به معنای حفظ و نگهداشت خویشتن از چیزی است که از آن می‌هراسد؛ از این رو بیش‌ترین کاربرد این واژه در زمان جاهلیت در حوزه جنگ و مباحث پیرامونی آن است. وقایه از جنگ و آسیب‌های احتمالی آن هدف اصلی مردمانی بود که هر آن در معرض خطر و هجوم اقوام و قبایل پیرامونی بوده‌اند. آمادگی نظامی برای حفظ و نگهداشت خود و جامعه از یورش‌های پیاپی اندیشه و دغدغه اصلی مردمان جاهلی بود. این گونه است که پیامبر(ص) در نخستین هشدار باش‌های خویش از روش هشدار‌های جنگی استفاده می‌کند. وی بر کوهی بر می‌آید و به عنوان ایمن از ایشان می‌پرسد که اگر خبری از هجوم و یورش دشمن دهد آنان وی را باور می‌کنند و برای دفاع و آمادگی نظامی خود را مهیا می‌سازند که جواب مثبت آنان ، پیامبر را به این سو می‌کشاند که هشدار باش وی نسبت به آخرت و خشم الهی همانند هشدار باش جنگی و یورش دشمنان به خاک و مرز ایشان است. در حقیقت همان گونه که انسان از دشمن ظاهری و دنیوی خود را آماده می‌کند و در برابر آن وقایه می‌گیرد ، می‌بایست در برابر دشمن باطنی و خشم الهی خود را در وقایه قرار دهد و این گونه با آمادگی از یورش و آسیب‌های احتمالی آن در امان نگه دارد.
این گونه است که واژه وقایه و تقوا که در حوزه مسایل دنیوی و نگه داشت از دشمن و یورش و آسیب‌های اجتمالی آن بود ، به حوزه مسایل فرامادی و امور معنوی کشیده می‌شود و تقوا به مفهوم تازه‌ای خود را نشان می‌دهد.
تقوا در فرآیندی پیچیده از یک معنای مادی به معنای فرا مادی سوق داده می‌شود و در شریعت اسلام و کاربرد قرآنی آن به معنای نگهداری نفس از هر چیزی می‌شود که موجب می‌شود تا آدمی در برابر خشم الهی بی دفاع شود و نتواند خود را محافظت نماید. برای رسیدن به تقوا و سپری از آتش خشم الهی و دوزخ می‌بایست شخص خود را به هر چیزی که خدایش فرمان می‌دهد و یا باز می‌دارد, عمل کند و در رفتار و کردار خویش آموزه‌های قرآنی را به دقت انجام دهد.
بنابراین تقوای الهی در مفهوم قرآنی افزون بر پرهیزگاری از گناه و امور باطل و نابهنجار، عمل به همه آموزه‌هایی است که قرآن و خداوند و پیامبرش(ص) بدان فرمان و دستور داده‌اند.

نشانه‌های تقوا

قرآن برای تقوا نشانه‌هایی در حوزه‌های روحی و روانی و مادی و معنوی بیان می‌کند که می‌توان از راه این نشانه‌ها به وجود پدیده‌ای معنوی در شخص به نام پدیده تقوا دست یافت و شخصی را به تقوا و متقی متصف کرد.
از جمله نشانه‌های تقوا در شخص، وجود آرامش و طمانینه در شخص در هنگام مصیبت‌ها و سختی هاست. کسی که اهل تقواست ، در هنگام بلایا و مصیبت‌هایی که همگی را به آشوب می‌اندازد و آرامش را از ایشان سلب می‌کند ، چنان رفتاری آرام از خود بروز و ظهور می‌دهد که اشخاص دیگر نیز تحت تاثیر رفتار آرام ایشان به آرامش دست می‌یابند. خوف و ترسی ندارند و همواره به آسانی از کنار رخدادها می‌گذرند ؛ زیرا منشای همه امور را خداوند می‌دانند و به حکمت و فرزانگی خدا ایمان داشته و کارهایش را بر پایه حکمت و خرد ارزیابی می‌کنند. این گونه است که هرگز آرامش از ایشان دور نمی‌شود و آشوب و ترس به دل هایشان راه نمی‌یابد.[۱]
از دیگر نشانه‌های وجود تقوا در شخص می‌توان به دوری از انواع و اقسام گناهان بزرگ و کوچک و یا پافشاری و اصرار نکردن به حتی اشتباهات و گناهان خرد و کوچک اشاره کرد. از این رو شخص متقی در زندگی اجتماعی خویش همواره از هتک و آبروریزی ساحت دیگران پرهیز دارد[۲] و به هیچ عنوان راضی نمی‌شود که دیگری را به زبان و عمل خویش بیازارد و به اذیت و آزار دیگری رضایت دهد.[۳] از تمسخر و استهزای دیگری اجتناب می‌ورزد[۴] از به کاربردن القاب زشت و یادکرد دیگران به نام‌های ناپسند خودداری می‌ورزد[۵] و نسبت به دیگران تکبر نمی‌کند و خود را برتر از ایشان نمی‌شمارد.[۶]
در حوزه عمل سیاسی نیز از اطاعت طاغوت و ولایت کافران اجتناب می‌کند و حاضر به پذیرش حکومت آنان نیست و هرگز با منافقان و کافران طرح دوستی و همکاری نمی‌ریزد.[۷] و برای دفاع از دین و جامعه تلاش می‌کند و در راه حفظ آن کوتاهی نکرده و مجاهدت می‌ورزد.[۸]
از فساد و تباهی پرهیز می‌کند و خوش ندارد تا آسیبی به محیط زیست وارد شود. دریا و خشکی را دوست می‌دارد و در حفظ و نگهداشت آن تلاش می‌کند.[۹]
هرگز در پی آن نیست که به حقوق دیگران تجاوز کند [۱۰] و یا در کارهای دیگران تجسس و فضولی کند.[۱۱]
نسبت به دیگران سوء الظن نداشته و گمان‌های نادرست در حق ایشان روا نمی‌دارد و همواره اصالت صحت و برائت را در مورد دیگران به کار می‌برد.[۱۲]اهل عیب جویی [۱۳] و غیبت نیست[۱۴].
در حوزه اقتصادی اهل ربا نیست [۱۵] و فریفته دنیا نمی‌شود [۱۶] از این رو کم فروشی نمی‌کند[۱۷]
اهل فحشا و منکر نیست [۱۸] از ظلم و ستم به دیگری خودداری می‌ورزد.[۱۹]
اهل اطاعت از حق و خدا[۲۰] اصلاح عمل [۲۱] استواری در سخن گفتن [۲۲] احسان [۲۳] محبت و نیکی به خانواده [۲۴] و کارهای ارزشمند [۲۵] و امانت داری [۲۶] و امر به معروف و نهی از منکر[۲۷] و انفاق [۲۸]و دیگر امور خیر و پسندیده اجتماعی و شرعی و عرفی است.
بنابراین می‌توان گفت که به واجبات عمل می‌کند و از همه محرمات پرهیز کرده و حتی مکروهات را ترک و به مستحبات عمل می‌کند. در این راه حتی از پسندیده‌های عرفی نیز کوتاه نمی‌آید. این همان نشانه‌های اهل تقوا در قرآن است و اگر بخواهیم همه را مورد به مورد بر پایه آیات قرآن احصا و به شمارش آوریم ده‌ها صفحه را به خود اختصاص خواهد داد. از این رو به همین موارد به طور کلی بسنده می‌شود و یادآور می‌شویم که اهل تقوا را نشانه‌های بسیاری است که بدون آن نمی‌توان شخصی را اهل تقوا دانست و برخی از پست‌های مهم و کلیدی را به وی سپرد به ویژه اگر این پست و مقام ارتباط تنگاتنگی با دین و عرض و مال وجان مردمان داشته باشد.

پانویس

  1. آل عمران آیه 125 و 126 و نیز اعراف آیه 35.
  2. هود آیه 78 و حجر آیه 68 تا 69.
  3. احزاب آیه 69 و 70.
  4. حجرات آیه 11 و 12.
  5. همان.
  6. آل عمران آیه 75 و 76.
  7. احزاب آیه 1.
  8. توبه ایه 44.
  9. بقره آیه 205 و 206 و شعرا آیه 179 و 183.
  10. مائده آیه 2.
  11. حجرات آیه 12.
  12. همان.
  13. همان.
  14. همان.
  15. بقره آیه 278.
  16. انعام آیه 69 و 70.
  17. شعرا آیه 179.
  18. هود آیه 78.
  19. مریم آیه 13.
  20. انفال آیه 1.
  21. اعراف آیه 35.
  22. احزاب آیه 70.
  23. طور آیه 17 و 28.
  24. نساء آیه 129.
  25. توبه آیه 108.
  26. بقره آیه 283.
  27. آل عمران آیه 102 و 104.
  28. بقره آیه 195.
منبع: مرکز فرهنگ و معارف قرآن - تاریخ برداشت: 95/03/24
بازگشت به تقوا