فرهنگ مصادیق:جهاد با اهل کتاب
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | آیه قتال – ویکی فقه |
| ۲ | سازگاری جهاد با آزادی عقیدۀ انسان ها |
| ۳ | مبانی فقهی جهاد ابتدایی |
| 4 | بررسی جهاد در اسلام و روابط بین الملل |
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: علی اصغر شاهسون
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-95/9/9
کلید واژه: جهاد، اقلیتها، اهل کتاب، صلح، جزیه
محتویات
مقدمه
اسلام مجموعهای از اعتقادات واعمال عبادی را شامل میشود، که در بعد اعمال اجتماعی و عبادی، تعدادی از فعالیتها عبادات بر مسلمین واجب وفریضه است. در این میان یکی از اعمالی که در وجوب آن هیچ تردیدی نیست جهاد میباشد. اما جهاد از فرایضی است که شناخت ابعاد آن نیاز به نگاه عمیق ودقیق دارد، عدم اطلاع از فروعات این واجب الهی ممکن است موجب بدبینی به اسلام به عنوان "دین خشونت" تلقّی شود. یکی از اقسام جهاد، جهاد با اهل کتاب به عنوان یکی از معروف نظامی است که با توجه به حساسیت این موضوع در این پژوهش به بررسی این فریضه وشناخت ابعاد آن میپردازیم .
فلسفه جهاد
یکی از واجبات دین اسلام جهاد است که در آیات وروایات مورد توجه قرار گرفته است .اما جهاد در اسلام از بار معنایی ویژهای برخوردار است وبا اقدامات نظامی مستکبران که به منظور سلطه بر مردم وتحقیر آنها صورت میگیرد کاملادر تضاد است .جهاد در اسلام اهداف خاص انسانی را به منظور قرب انسان به خدا جستجو میکند تا موانع یکتا پرستی از میان برداشته شود، انسانها از یوغ بندگی ستمگران آزاد شده وبه بندگی خداوند بپردازند.
جهاد در اسلام اولین اقدام برای رفع موانع یگانه پرستی نیست بلکه اسلام با استفاده از گفتمان یا مجادله احسن برای رفع موانع اقدام میکند ودر آخرین اقدام از شیوه نظامی نیز بهره میبرد. بر این اساس میتوان اهداف جهاد در اسلام را چنین بر شمرد:
مبارزه با شرک وخرافه پرستی
اسلام با هرگونه شرک وخرافه به شدت مبارزه میکند، قرآن با عقایدی که انسان را در توهمات غیر عقلانی محصور نماید سر سازش ندارد .به این منظور در اولین گام برای رسیدن به اهداف انسانی از مشرکین میخواهد از پذیرش بتها یی که قادر به انجام هیچ کاری نیستند اجتناب کنند.پرستیدن موجوداتی که در وجود از انسان نیز پست تر هستند چگونه میتوانند انسان را یاری نمایند آیه شریفه : «إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَلَا يُبْصِرُ وَلَا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئًا [۱]»مریم/۴۲و«أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكُمْ شَيْئًا وَلَا يَضُرُّكُمْ [۲]»انبیاء/۶۶، به این موضوع پرداخته است.
رفع موانع آزاد اندیشی
آزاد اندیشی مورد اهتمام جدی اسلام است .از آنجایی که قدرتمندان با تکیه به قدرت خود عقاید خودشان را بر جامعه تحمیل میکنند، قدرت تفکر واندیشه را از انسانها سلب کرده و اجازه درست اندیشیدن نمیدهند وبا هر مانعی که در مقابل آنها بایستد با شدت به مقابله میپردازند. ظهور اسلام با تاکید بر خرد ورزی ، برای قدرتمندان جامعه جاهلیت پذیرفتنی و به مذاق قدرتمندان خوشایند نبود به این منظور به مقابله با پیامبر پرداختند .تا ایشان را ازاهدافش منصرف کنند. مشرکان با تکیه بر اینکه عقاید آنها عقاید پدرانشان بوده تلاش میکردند به تفکرات خود رنگ عقلانیت بدهند. زمانی که پیامبر عقاید غیر عقلانی آنها را مورد هجمه قرار میدهد، مشرکان نیز به مبارزه وجنگ با رسول خدا میپردازند .
پس جهاد قانون الهی برای برداشتن موانع آزاد اندیشی است وقرآن در آیه شریفه(لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ) تاکید میکند که حتی پذیرش اسلام نیز باید براساس اندیشه باشد و برای قبول اسلام هیچ اکراهی پذیرفتنی نیست.
رفع ظلم وستم
پیامبر در مکه پس از سیزده سال مبارزه با عقاید مشرکان مجبور شد از مکه به مدینه مهاجرت کند.اما این به معنای پایان ظلم وستم مشرکان نبود .بلکه پیامبر وارد مرحله جدیدی از مبارزه شده بودند.ایشان تا زمانی که در مکه حضور داشتند فقط شاهد انواع واقسام ظلمهای مشرکان بودند ومقابله به مثل نمیکردند اما در مدینه با تشکیل هسته اولیه امت اسلامی توانستند در مقابل زیاده خواهی مشرکان بایستند وحقوق مستضعفان را استیفا نمایند.لذا نبردهای ایشان در مدینه مقابله با اقدامات ایذایی مشرکان بود .اموال مسلمانها در مکه به دست مشرکان مصادره شده بود وقدرت اقتصادی آنها تضعیف شده به این منظور رسول خدا نبردهایی برای بدست آوردن حقوق از دست رفته مسلمانها ترتیب دادند.دربعضی از نبردها مشرکان مدینه را مورد هجوم قرار میدادند وپیامبر برای دفاع از کیان اسلام آماده نبرد میشدند.
اهل کتاب
اصطلاح فقهی اهل کتاب، واژهای است که از قرآن اخذ شده است. مقصود از اهل کتاب، پیروان ادیانی میباشند که به وجود خداوند اعتقاد دارند (اگرچه در عقایدشان تحریفاتی صورت گرفته باشد) اگرچه متبادر از این واژه، کتاب تورات وانجیل است، اما در بعضی از آیات دایره وسیع تری را در بر میگیرد که شامل مجوس وصائبین نیز میشود. قرآن کریم در سورههای مختلف ازاهل کتاب یاد نموده است تعبیرات قرآن در عین تعدد در لفظ کتاب با یکدیگر مشترک هستند، بدین ترتیب که ۲۶مورد با اصطلاح مشهور «اهل کتاب» و گاهی با «الذین آتیناهم الکتاب» و گاهی با «الذین اوتوا الکتاب» یاد میکند. فقها با استناد به آیات قرآن و روایات، عنوان اهل کتاب را در رتبۀ اول شامل: یهودیان، نصرانیان (مسیحیان) و صائبین میدانند وپیروان آیین مجوسی (زرتشتیان) را نیز به عنوان اهل کتاب ملحق نمودهاند.[۳].
یهودیان
یهود مهمترین دینی است که همزمان با عصر رسول خدا درجزیره العرب با اسلام به مقابله برمی خیزد. معتقدین به این دین پیروان حضرت موسی بن عمران (علیه السلام) را تشکیل میدهند و دارای کتابی آسمانی تورات یا عهد عتیق میباشند. قرآن در آیات متعددی از موسی (علیه السلام) و کتاب او و یهودیان سخن به میان آورده است. خطاب اولیه بسیاری ازآیات قرآن که اهل کتاب را مورد خطاب قرار داده به یهودیان معطوف میشود، چون تنها دین توحیدی (غیر از اسلام)در مدینه یهودیان بودند ودر فاصلهای دورتری مانند سرزمین نجران مسیحان زندگی می کردندواز ان جهت که با اسلام به مخاصمه پرداختهاند تعداد زیادی از آیات آنها را مورد خطاب قرار میدهد.
نصاری (مسیحیان):
معتقدین به مسیحیت پیروان حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام) را تشکیل میدهند و دارای کتاب آسمانی انجیل یا عهد جدید میباشند. کتب مقدسه، انجیلهای چهارگانه (لوقا، مرقس، متی و یوحنا) و کتب عهد قدیم است، البته آن مقدار از کتب عهد قدیم که کلیسا آن را مقدس بداند، لیکن قرآن کریم میفرماید: کتاب مسیحیان تنها آن انجیلی است که به عیسی نازل شد. مسیحیت امتداد و دنبالهای از آئین یهود میباشد[۴] و از این روست که انجیل بیشتر به مسائل اخلاقی و عبادی پرداخته و مسائل اجتماعی مسیحیان را به تورات و احکام آن ارجاع داده است.
صائبین
معتقدین به این دین دارای کتابی میباشند به نام «صحف آدم» و «کنز رب» و عقیده دارند که حضرت یحیی بن زکریا این کتاب را به روایت پیامبران سلف آدم و نوح و شیث قریب دو هزار سال پیش در صورت مدون فعلی آن به ایشان ابلاغ کرده است. قرآن آنها را به همراه یهود و نصاری مشمول خطاب اهل کتاب و ایمان آورندگان به پروردگار نموده است:« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ [۵] (حج/۶۲)» .دین صائبین حد وسط تفکر یهودیت ومسیحیت است ولی در دورههای تاریخی عقاید مخصوصی را اتخاذ کردهاند[۶].
مجوس (زرتشتیان)
قرآن نام آنان را در ردیف یهود و نصاری و صابئه قرار داده و از این رو میتوان آنها را مشمول عنوان اهل کتاب نمود. علامه طباطبایی در ذیل آیه ۱۷ سوره حج مینویسد: مراد به مجوس قوم معروفی هستند که به زرتشت گرویده، کتاب مقدسشان (اوستا) است.[۷] با توجه به از میان رفتن کتاب اصلی مجوسیان، واقعیت مذهبشان در هالهای از ابهام قرار دارد. آن چه مسلم میباشد، باور آنان به دو مبدأ برای تدبیر عالم است؛ یکی مبدأ خیر (یزدان یا نور) و دیگری مبدأ شر (اهریمن یا ظلمت ) از جمله دیگر باورهای مسلم آنان، مقدس پنداری ملائکه، بی آن که هم چون بت پرستان از آنان بت بسازند، همچنین مقدس پنداری آتش میباشد. فقها نیز به استناد سوره حج آیه ۱۷ و روایات وارده از امامان (ع) با مجوس معامله اهل کتاب نموده و احکام اهل کتاب را بر آنان جاری مینمایند.[۸].
جهاد با اهل کتاب در قرآن :
گفتمان اولیه اسلام این است که براساس سلم وسازش با همه گروهها رفتار کند اعم از اینکه در مقابل او مشرکان قرار گیرند یا اهل کتاب، اما در جایی که مشرکان یا اهل کتاب حاضر به همراهی وهمدلی با اسلام نیستند وبا دشمنان هم پیمان میشوند وبرای نابودی اسلام تلاش میکنند اسلام نیز چارهای ندارد غیر از اینکه در مقابل فتنه گری آنها بایستد. براین اساس خداوند وظیفه مسلمانان را در قبال اهل کتاب روشن میکند و میفرماید:
«قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ » (توبه/۲۹)اسلام برای اهل کتاب یک سلسله احکام ، ( حد وسط میان مسلمین ومشرکین قائل شده است)، زیرا اهل کتاب از نظر پیروی از یک دین آسمانی شباهتی به مسلمانان دارند، ولی از جهتی نیز شبیه به مشرکان هستند، به همین دلیل اجازه کشتن آنها را نمیدهد در حالی که این اجازه را در باره بت پرستانی که مقاومت به خرج میدادند، میداد، زیرا برنامه، اسلام ریشه کن ساختن بت پرستی از روی کره زمین بوده است.ولی اجازه همزیستی با اهل کتاب را میدهددرصورتی که آنها حاضرشوند به صورت یک اقلیت سالم مذهبی با مسلمانان زندگی مسالمتآمیز داشته باشند، اسلام را محترم بشمرند و بر ضد مسلمانان اقدام نکنند و تبلیغات مخالف اسلام نداشته باشند، و یکی دیگر از نشانههای تسلیم آنها در برابر این نوع همزیستی مسالمتآمیز آن است که" جزیه" را که یک نوع مالیات سرانه است، بپذیرند. در غیر این صورت اجازه مبارزه و پیکار با آنها را صادر میکند، دلیل این شدت عمل سه ویژگی است که خداوند آخرین گام یعنی پیکار وجهاد را انتخاب کرده است : اولا اهل کتاب به خداوند وقیامت اعتقاد ندارند آنها خود را آشنای به کتاب میدانند ، ولی در حقیقت آنها به آموزهای کتاب خودشان نیز وقعی نمینهند وصرفا برای پیشبرد مقاصدشان ازآنها سو استفاده میکنند.ثانیا:اهل کتاب در دین خود به تحریفات زیادی روی آوردهاند وحرام خدا را حرام نمیدانند ثالثا :آنها به دینی متدین نیستند که اسلام برای آنها حرمتی قائل شود لذا درموردآنان در صورت ندادن جزیه دستور جنگ را صادر میکند[۹].
جهاد با اهل کتاب در سیره رسول خدا(ص)
یکی از اقدامات رسول خدا با استقرار در مدینه وتشکیل دولت این بود که با، یهودیان ساکن مدینه عهد وپیمان منعقد نمودند. این پیمان نامه شامل مفادی میشد که یهودیان را متعهد به دولت اسلامی مینمود وازسوی دیگر رسول خدا نیز جان واموال آنها را مورد احترام قرار میداد وهمچنین در دین خود آزاد بودند .اما در مقابل آنها حق کارشکنی در کار اسلام را نداشتند وحق نداشتند با مشرکان مکه علیه اسلام متحد شوند.اسلام به تدریج گسترش پیدا می کردو یهود ازاین موضوع کراهت داشتند ، لذا به تدریج به کارشکنی پرداختند وحتی از این نیز گام را فراتر نهاده وبرای قتل رسول خدا اقداماتی را انجام دادند.بعد از عهد شکنی مکرر رسول خدا ناچار شد به جهاد با آنها بپردازد که سه رویارویی مهم با اهل کتاب صورت گرفت:
الف):نبرد با بنی قینقاع:
اولین رویارویی یهودیان بعد ازپیروزی مسلمانها در جنگ بدر اتفاق افتاد ، یهودیان بنی قینقاع عهد وپیمان خودرا نقض کردند .یکی از مفاد پیمان نامه این بود که یهودیان متعهد بودند نیت سویی به مسلمانها نداشته با شند اماآنها به یکی از زنان انصار در بازار یهودیان هتک حرمت کردند ، این پیشامد به قتل یکی از مسلمانها که به دفاع از نوامیس مسلمین بر خاسته بود ، گردید.بعد از این رخداد رسول خدا به سوی بنی قینقاع حرکت نمود وآنها را به رعایت پیمان خود فراخواند اما آنها که خود را قوم برگزیده میدانستند به رسول خدا توهین نمودند.افزون بر اینکه آنها اماده جنگ با پیامبر شدند.در نهایت رسول خدا به آنها اعلام جهاد نمود که با اخراج آنها از مدینه این غائله پایان یافت.[۱۰].
ب:نبرد با بنی نضیر
دومین نقض عهد از سوی یهودیان بنی نضیر صورت گرفت به این ترتیب که رسول خدا طبق پیمان نامه ایی که با یهودیان داشت برای کمک به پرداخت دیه یکی از مشرکان پیش بنی نضیر رفتند اما یهودیان که پیامبررا در تیررس خود دیدند برای قتل رسول خدا توطئه کردند اما پیامبر از طریق وحی از خیانت آنها مطلع شد وبا سرعت آنجا را ترک نمود.بعد ازاین توطئه بزرگ بود که رسول خدا یهودیان بنی نضیر را محاصره نمود.وبه جنگ با آنها پرداخت.[۱۱].
ج:نبرد با یهودیان بنی قریظه
آخرین جنگ رسول خدا با یهودیان بنی قریظه است .بعد از اینکه مشرکان مکه با سپاهی بزرگ مدینه را محاصره کردند .شهر مدینه در موقعیت خطرناکی قرار گرفت که هر لحظه احتمال تجاوز مشرکان به مدینه وجود داشت (این موقعیت در سوره احزاب به خوبی انعکاس داده شده است).رسول خدا با کمک اصحاب موفق شد خندقی را در مقابل مشرکان ایجاد کند .مشرکان که انتظار چنین موضوعی را نداشتند به یهودیان ساکن مدینه متوسل شدند که آنها از داخل مدینه ، پیامبر را در تنگا قرار دهند .یهودیان نیز از این موضوع استقبال کردندوبا مشرکان علیه پیامبر هم داستان شدند.بعد از اینکه احزاب مشرکان موفق نشدند با پیامبر جنگ کنند به سوی مکه حرکت کردند.رسول خدا نیز برای جنگ به سوی یهودیان حرکت نمود تا جواب پیمان شکنی آنها را بدهد که موفق شدند با از بین بردن سران یهود آنها را از مدینه اخراج کند.[۱۲] .
مصالحه با اهل کتاب در سیره رسول خدا
پیمان با مسیحیان نجران
از جمله اتفاقات سالهای اول هجرت در مدینه حضور هیئتی از نصاری نجران مرکب از شصت نفر برای دیدار پیامبر(ص) و مذاکره با آن حضرت در مدینه بود. آنان با لباسهای مخصوص خود وارد مسجد شدند و نماز را بسوی مشرق خواندند. پیامبر(ص) گفت: آنها را به حال خود واگذارید تا هر طور دوست دارند نمازشان را بخوانند.آنها بعد از نماز سوالاتی درباره عیسی و آئین خود پرسیدند. پیامبر(ص) آنها را به اسلام دعوت کرد ولی آنها قبول نکردند. در نهایت پیشنهاد مباهله دادند. وقتی پیامبر(ص) آماده مباهله شد، آنها منصرف شدند و گفتند مباهله نمی کنیم، ولی اسلام راهم نپذیرفته، بر دین خود باقی ماندند وگفتند: حاضریم کسی را از اصحاب خود با ما بفرستی تا درباره ما داوری کند.وبه شرایطی که مورد قبول شما هست به تفاهم برسیم وپیمان نامهای منعقد کنیم. [۱۳] .
صلح در خیبر و فدک
بعد از صلح حدیبیه، یهودیان خیبر در تدارک حمله به مدینه بودند که به پیامبر(صلی الله علیه واله) مطلع شدند وتحقیقات اصحاب نیز این قصد را تاییدکرد. پیامبر(صلی الله علیه واله) از مدینه خارج شده وقلعههای خیبر را محاصره کرد. بعد از اینکه یهودیان متوجه شدند در مقابل مسلمان توانایی ندارد برای صلح اقدام کردند. پیامبر(صلی الله علیه واله) نیز به گرمی آن را پذیرفت و با آنها صلح نامهای امضاء کردند و اموال وثروت و از جمله نخلستانهای آنها را به خودشان داد که در آن زراعت کنند و سهمی نیز برای پیامبر(ص) بفرستند. بعد از آنکه خیبریان خود را تسلیم پیامبر(صلی الله علیه واله) کردند یهود ناحیه فدک هم برای مصالحه نون بن یوشع را فرستادندکه با واگذاری نیمی از فدک به مسلمانان مصالحه کنند. [۱۴].
اقسام اهل کتاب
کفّار به یک اعتبار به حربی و ذمّی تقسیم میشوند. کفّار حربی کسانی هستند که با مسلمانان سر جنگ دارند و حاضر نیستند به عنوان یک اقلیّت در کنار اکثریت مسلمان زندگی مسالمت آمیز داشته باشند. کفّار ذمّی همان اهل کتاب هستند که با پرداختن جزیه و پذیرش شرایط آن میتوانند در کنار مسلمین روابط حسنه و زندگی مسالمت آمیز داشته باشند. با اهل کتاب میتوان پیمانهایی بست که از جمله مسأله ی «عقد ذمّه» یا پیمان ذمّه است که به وسیله امام مسلمین؛ یعنی امام معصوم یا عادل، نائب امام، مجتهد عادل و ولی فقیه بسته میشود. این پیمان میتواند به خلاف سایر پیمانها به صورت دائمی باشد تا آنها به صورت همزیستی مسالمت آمیز در کنار مسلمین، جان و مال و ناموس آنها به طور نامحدود در امان باشد. قرآن هیچ گاه پیروان مذاهب دیگر و مخالفانِ دینِ حق (اسلام) را به یک چشم نمینگرد. سهم اقلیّتهای درستکاروباایمان را که در میان یک اکثریت گمراه بسر میبرند فراموش نمیکند. .
در آیه ی ۱۹۹، سوره ی آل عمران، پس از آن که از بسیاری از اهل کتاب که به خاطر کتمان آیات خداوند و پیمان شکنی و طغیان و سرکشی آنها را سرزنش میکند، سخن از اقلیّتی به میان میآورد که دعوت پیامبر را اجابت کردند و برای آنها چند صفت ممتاز بیان میکند.« وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ »[۱۵]. هم چنین در آیات ۱۱۳تا ۱۱۵آل عمران، از گروهی (یهودی و نصاری) که در برابر حق گردن نهادهاند، در برابر اکثریت آنها که عملکرد زشت و فاسد داشتهاند به نیکی یاد میکند. «
لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ(۱۱۳)
يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ (۱۱۴)وَمَا يَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَلَنْ يُكْفَرُوهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ»[۱۶](115)
.
این مطلب (عدم یکسانی اهل کتاب) حتی در میان یک گروه از آنها نیز مشاهده میشود که همه در یک سطح نیستند و حساب هر طبقه از طبقه دیگر جداست؛ به هر صورت روش قرآن این است که هر کس کار خوب انجام دهد خواه مسلمان یا کافر، موافق یا مخالف، جزء اکثریت یا اقلیّت، حسابش از بدان جداست.
.
معاهده در اسلام
رویکرد اساسی دین اسلام براین امر استوار شده است که توده مردم را به سوی عدالت وحسن همجواری برای یک هدف واحد که، عبارت است از پرستش خداوند سوق دهد. لذا براساس این منشور هدفش جذب حداکثری مخالفان است به این منظور تلاش میکند با انعقاد قرار داد وپیمان نامهها بر اساس صلح ومسالمت ، مخالفان را با آموزهای اسلام آشتی دهد وتا مخالفان به ابزار نظامی متوسل نشوند اسلام به اصل صلح طلبی خویش پایبند است. به طور کلی شالوده تعالیم اسلام بر محور ارتباط صحیح با کفار با هدف جذب آنها به اسلام است اما این مهم خود بر اصول وقواعدی بنیان نهاده شده است که به تعدادی از آنها اشاره میشود:
الف:نفی سلطه کفار بر مسلمین
در تعالیم اسلام یک قاعده اساسی وبنیادی حاکم است که عبارت است از نفی هرگونه سلطه کفار بر مسلمانها که در کتب فقهی از آن با عنوان قاعده«نفی سبیل» یاد شده است.معنای قاعده فوق این است که خداوند راه ارتباط با کفار را نفی نکرده است اما این ارتباط تا زمانی مشروعیت دارد که به سلطه کفار به دولت یا جامعه اسلامی منجر نشود.اما در صورتی که ارتباط با دنیای کفر موجب ذلت مسلمین یا دولت اسلامی شود این ارتباط مشروعیت خود را از دست میدهد وباید در اولین فرصت ممکن قطع شود.[۱۷].
ب: دعوت به اسلام
اصل اساسی دیگری که در ارتباط با کفار مورد توجه اسلام قرار گرفته است عبارت است از دعوت به اسلام ، به این معنا که هدف از ارتباط با کفار این است که آنها از این طریق با فرهنگ اسلامی آشنا شده در نتیجه مجذوب اسلام شوند.
ج:تالیف قلوب
اصل دیگر که در معاشرت با کفار مورد توجه جدی آموزهای اسلام است این است که از طریق ارتباطات والفت با کفار زمینه جذب آنها به اسلام فراهم شود یا در صورتی که درآنها زمینه مخاصمه وجنگ با اسلام باشد از این طریق روحیه الفت ومهربانی فراهم شود.که نمونههای آن را در سیره پیامبر(ص) میتوان مشاهده کرد.
بر این اساس معاهدات حکومت اسلامی با کفاراعم از اهل کتاب وغیر کتاب صور مختلفی دارد که عبارتند از :
الف :معاهدههایی که به عقد ذمه منجر میشود.
ب:معاهدهایی که به صلح وترک مخاصمه منتهی میشود.
ج:معا هده ایی که به تامین جانی ومالی وعدم تعرض منتهی میشود.
عقد ذمه
عقد به معنای پیمان وعهد محکم است وذمه یعنی در پناه کسی قرار گرفتن، اما در اصطلاح فقها: عبارت است ازپیمانی که میان امام مسلمین با اهل کتاب منعقد میشود وطبق این پیمان، اهل کتاب متعهد به پرداخت جزیه می شوندودر مقابل حکومت اسلامی حافظ امنیت جانی ومالی وعرضی(آبرو) آنها میشود. در اصطلاحات امروزی ، واژه «تابعیت» قرابت نسبی با واژه ذمه دارد ، زیرا بر اساس قرار داد ذمه شخص ذمی از امتیازات کشور اسلامی برخوردار میشود، همچنین به عنوان شهروند حکومت اسلامی از مصونیت برخوردار است.[۱۸] .
مهادنه
صورت دوم از انواع معاهدات حکومت اسلامی با اهل کتاب ، ترک آتش بس وترک حالت تهاجمی وجنگی است.که در یک بازه زمانی مشخص در صورت مصلحت داشتن برای جامعه اسلامی منعقد میشود.[۱۹] .
عقد:امان یا استیمان
صورت سوم از اقسام معاهدات عبارت است از عقد استیمان که به معنای امان دادن یا پناه دادن ودر حمایت گرفتن است.در این پیمان شرط است که هیچ ضرری برای مسلمین نداشته باشد اما در عین حال مصلحت داشتن شرط نشده است. [۲۰].
شرایط عقد ذمه
اهل کتاب با منعقد کردن پیمان با مسلمانان در پناه حکومت اسلامی قرار میگیرند .این پیمان تعهدات طرفین را مشخص میکند که طرفین با رضایت یکدیگر به این پیمان متعهد میشوند که نمونههایی از این قرار دادها را در سیره رسول خدا در موقعیتهای متعدد همچون تبوک، وادی القری وتیما وغیره میتوان مشاهده نمود. [۲۱]اما تعهدات طرفین به دو نوع تقسیم میشوند نوع اول این شرایط از ارکان عقد محسوب میشوند که بدون آنها این پیمان کان لم یکن تلقی میشود و دسته دیگراین شرایط از لوازم ، این پیمان محسوب میشوند.
ارکان این پیمان عبارتند از:
.
الف:قبول پرداخت جزیه ب:التزام به احکام اجتماعی اسلام[۲۲].
اما شرایطی که از لوازم این پیمان هستند:این شرایط از ارکان پیمان نیستند اما در ضمن این قرار داد اهل کتاب ملتزم میشوند که بعضی از امور را نیز رعایت کنند.مانند .
الف:ترک اقدامات منافی با پیمان نامه .
ب:ترک هر گونه اقدام علیه مسلمانها اعم از جانی، عرضی، ومالی.
ج:عدم اظهار منکرات در جامعه اسلامی د:عدم احداث معابد وامثال آن .
ویژگی این شرایط این است که در صورت عدم درج آنها در پیمان نامه ، قرار داد نقض نمیشود .اما اگر حاکم اسلامی آنها را در متن پیمان نامه مندرج کند در صورت عدم اجرا قرار داد نقض میشود.
.
رکن اول:پرداخت جزیه
جزیه یک تعهد مالی است که اهل کتاب نسبت به حکومت اسلامی آن را متعهد می شوندوفلسفه آن عبارت است از اینکه حکومت اسلامی متعهد به حمایت در ابعاد مختلف از اهل کتاب است واین تعهد حکومت اسلامی، بار مالی گستردهای را بر حکومت تحمیل میکند به این منظور حکومت اسلامی برای تامین بخشی از این هزینهها، اهل کتاب رابه تامین آن متعهد میکند. اما فلسفه اساسی تر برای دریافت جزیه وجود دارد که عبارت است از اینکه هدف اصلی اسلام پیوند اهل کتاب با جامعه اسلامی است تا در اثر این انس ، گرایش اهل کتاب به تعالیم عالیه اسلام فراهم شود.[۲۳] که این تاثیر پایدارتر است از اینکه بخواهد با اکراه ویا ترس آنها را مجبور به پذیرش اسلام کند.افزون بر این روحیه عدالت خواهی اسلام موجب میشود آنها قدرت برتر اسلام را بر ادیان خویش به طور محسوس باور کنند لذا با اقبال کامل به تحت الحمایگی در اسلام رغبت نشان دهند.
.
در واقع پرداخت جزیه منافاتی با عدالت اسلامی ندارد زیرا جزیه عوضی است که کفار ذمی در حکومت اسلامی برای تامین هزینههای خویش پرداخت میکنند .اما در صورتی که جامعه اسلامی همه امکانات رفاهی اهل ذمه را فراهم میکند اما آنها متقبل هیچ هزینهای نشوند این با روح عدالت مخالف است زیرا مسلمانهایی که در سایه حکومت اسلامی زندگی میکنند با پرداخت خمس وزکات مقداری از هزینههای حکومت اسلامی را تامین میکنند.اما کفار اهل ذمه بادریافت امکانات متعدد همچون امنیت، هیچ تعهدی به حکومت اسلامی نداشته باشند، این فرایند با عدالت منافات دارد.
.
رکن دوم:ملتزم شدن به احکام اجتماعی اسلامی
یکی دیگر از ارکان عقد ذمه این است کفار اهل ذمه به قوانین حکومت اسلامی متعهد باشند چون آنها با پذیرفتن این پیمان از شهروندان حکومت اسلامی محسوب میشوند لذا از بدیهیترین حقوق شهروندان رعایت قوانین ومقرارت آن جامعه است. فقها قائل هستند در صورت نقض این رکن عقد ذمه منعقد نمیشود.[۲۴] اما پیمان ذمه شرایط دیگری نیز دارد که البته این شرایط از لوازم این پیمان است وممکن است در متن قرار داد به آنها اشارهای نشده باشد ، مانندترک اعمال منافی با امنیت. اما ازمقتضای این پیمان چنین شرایطی استنباط میشود.پیمان با اهل ذمه به منظور تامین یکی از اساسیترین نیازیهای جامعه صورت میباشد که عبارت است از تامین امنیت وبه خطرنیفتادن جان شهروندان، به این منظور اهل ذمه باید متعهد شوند که از هرگونه اقدامی که با امنیت جامعه مخالف باشد اجتناب کنند .حتی ممکن است این نوع تعهد در متن آن درج نشود اما این دلیل بر بی اهمیتی آن نیست بلکه در واقع این تعهد از مقتضای پیمان فهمیده میشود[۲۵] ودر صورت خدشه به امنیت جامعه اسلامی جنگ با اهل کتاب واجب میگردد.[۲۶] .
همچنین شرایط دیگر نیز از لوازم این پیمان است مانند:عدم اظهار منکرات در جامعه اسلامی ، تعدادی از اعمال در دین اسلام حرام هستند به این معنا که مسلمانها نیز از علنی کردن آنها ویا انجام آن به شدت نهی شدهاند، این شرایط بر اهل کتاب نیز بار میشود وآنها نیز باید از اظهار این منکرات در جامعه بپرهیزند.زیرا این اقدامات موجب وهن وسستی و بی احترامی به مسلمانها میشود.منکرانی مانند:شرب خمر، زنا وازدواج با محارم وغیره که در صورت انجام این اعمال حاکم اسلامی میتواند پیمان را نقض کرده وبه جهاد با اهل کتاب فرمان دهد.[۲۷].
بنابراین عقد وقرارداد با اهل ذمه به صورت مطلق نیست به این معنا که در پناه این پیمان کفار ذمی در انجام هر گونه اقدام آزاد باشند بلکه حاکم اسلامی اختیار دارد در مواردی که اهل کتاب قرار داد را نقض کنند اعلام جهاد با آنها را صادر نماید از جمله موارد نقض پیمان میتوان به نمونههای ذیل اشاره کرد:بی احترامی به قوانین ، احکام اسلامی واعتقادات مسلمین ب: همراهی ، معاونت ، مشاوره وجاسوسی وهرگونه اقدام ایذایی علیه دولت اسلامی وبه نفع مشرکان به این منظور این قوانین شامل سفرا وسفارتخانهها وکارگزاران کشورهای غیر اسلامی که در جامعه اسلامی نیز زندگی میکنند نیزمی باشد زیرا آنها طرف قراداد جامعه اسلامی از سوی اهل کتاب هستند ودر صورت نقض قوانین فوق حاکم اسلامی مجاز به صدور حکم جهاد ومقاتله با اهل ذمه خواهد بود. امروزه این احکام از شؤن ولی فقیه است که از طریق مسؤلین دولتی و وزرای مربوطه اجرا میشود.و البته قسمتی از این تعهدات در اساس نامههای بین المللی تدوین شده است و مورد پیگیری قرار میگیرد .
جهاد با اهل کتاب از منظر فقها
جهاد آخرین اقدامی است که از سوی اسلام برای مبارزه با مخالفان تجویز شده است ، از این رو برای آن شرایط خاصی قائل شده است تا جنگ با حداقل خونریزی پایان گیرد.این شرایط در کتب فقهی به تفصیل مورد توجه قرار گرفته است.مانند :دعوت مخالفان به پذیرش اسلام، عدم ابتدا به جنگ از سوی مسلمانها، عدم تجاوز به اطفال ، زنان، معابد اهل کتاب و....[۲۸].
همین شرایط برای جهاد با اهل کتاب نیز از سوی فقها تبین شده است فقها درباب کسانی که با آنها جهاد واجب است (فی من وجب جهاده)میفرمایند سه طایفه جنگ با آنها واجب است .
الف:کفار محارب، یعنی کفاری که به جنگ با اسلام می پردازندکه شامل دوصنف میشود اولین صنف :کفارمحارب از اهل کتاب که در سرزمینهای غیر اسلامی ساکن هستند، دومین صنف: سایر مشرکان غیراهل کتاب.
ب:اهل ذمه که عبارتند از اهل کتابی که در سرزمینهای اسلامی زندگی میکنند وشرایط ذمه را نقض کردهاند.
ج:بغات :مسلمانانی هستند که بر امام عادل خروج کردهاند[۲۹].بر این اساس جهاد با اهل کتاب دارای دوشرط اصلی است که در صورت تحقق آنها جهاد با اهل کتاب واجب میشود که عبارتند از :محاربه ونقض عهد وپیمان در غیر این صورت جان ومال ونوامیس اهل کتاب از نظر اسلام مورد احترام است .تا زمانی که اهل کتاب قوانین حسن همجواری را انجام دهند مجوزی برای مقاتله با آنها وجود ندارد اما در صورت نقض قوانین ذمه، جنگ با آنها مشروعیت پیدا میکند.[۳۰].
فسخ ونقض قرار داد با اهل کتاب
قرار داد ذمه یک قرارداد قطعی است که طرفین حق نقض آنرا نخواهند داشت در اسلام نقض این قرار داد جرم وگناه بزرگی محسوب میشود براین اساس، حکومت اسلامی در نقض آن پیشقدم نمیشود. نقض قرارداد در موارد ذیل مورد اتفاق علما است :امتناع از پرداخت جزیه، خود داری از احکام قضائی وقیام مسلحانه علیه مسلمین یا معاونت وهمکاری علیه اسلام لذا در صورت اقدام به این موارد اهل ذمه از مزایای این قرار داد محروم میشوند و دیگر از مصونیت جانی .مالی برخوردار نخواهند بود ومقاتله با آنها واجب میشود. [۳۱]
قانون اسلام برای مسلمانانی که حقوقشان به جهت پیمان شکنی طرف مقابل تضیع میشود چنین حقی را قائل است که به مجازات پیمان شکنان اقدام کند واین نوع مجازات برای انتقام جویی نیست بلکه به این خاطر است که با این عکس العمل تادیبی ، خیانتکاران به کار ضد انسانی وپیمان شکنی و خیانت پایان دهند واز حس مسؤلیت پذیری مسلمانها سوء استفاده نکنند. رفتار پیامبر اسلام با یهودیان پیمان شکن مدینه میتواند نمونه بارزی از اجرای این حکم باشد.[۳۲].
مسؤل اجرای جهاد با اهل کتاب اجرای فرایض به دو صورت ، انجام میگیرد بعضی از فرائض جنبه فردی دارد وبعضی حکومتی است . به این معنا اجرای بعضی از فرایض متوجه هر فردی است وبا اقدام فردی آن واجب، فعلیت مییابد.در مقابل اقامه بعضی از واجبات متوجه حاکم جامعه اسلامی است .در زمان رسول خدا نیز ایشان شخصاً این مسؤلیت را برعهده داشتند وهنگامی که نقض عهد، اهل کتاب را متوجه شدند، برای جهاد با آنها اقدام نمودند. مشهورعلمای شیعه در زمان عدم حضور امام عادل ، همه مسؤلیتهای امام را بر عهده فقیه جامع الشرایط میدانند جز اقدام به جهاد ابتدایی [۳۳]، امادر عین حال بعضی از علما حتی اقدام به جهاد ابتدایی را بر عهده فقیه جامع الشرایط میدانند.[۳۴]
در حکومت اسلامی بعضی از مسؤلیتها با اذن واجازه معصوم ودر زمان غیبت با اجازه فقیه جامع الشرایط به افراد یا نهادها واگذار میشود .امروزه با تشکیل دولتها مقداری از مسؤلیت حاکم اسلامی به دولت اسلامی محول میشود تا در عرصههای بین الملی با کفار اهل کتاب وغیر اهل کتاب ارتباط برقرار کنند ویا پیمان نامههایی را امضا نمایند اما در عین حال حکم جهاد مسؤلیتش متوجه نائب امام(عج) یعنی ولی فقیه میباشد.
فهرست منابع
الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد ، طوسی، محمد بن حسن ، چاپ اول، نشر کتابخانه، ۱۳۷۵، بی جا.
تحریر الاحکام الشرعیه علی مذهب الامامیه، ابن مطهرحلی یوسف (علامه حلی)، ج۱، مدرسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۰، قم.
تذکره الفقها، ابن مطهرحلی یوسف (علامه حلی)، ج ، موسسه آل البیت، چاپ اول، بی تا، قم.
تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب، ۱۳۷۴ش، تهران.
تهذیب الاحکام، طوسی، ابوجعفر، محمد بن حسن، ج۶ ، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷، تهران.
جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، نجفی، محمد حسن، ج۲۱، چاپ هفتم ، داراحیا التراث الاسلامی، بیروت، بی تا.
حقوق شهروندی غیر مسلمانان در جامعه اسلامی، فاطمه فهیمی، انتشارات خرسندی، چاپ اول ۱۳۹۲، تهران.
دراسات فی ولایۀ الفقیه وفقه الدوله الاسلامی، حسینعلی منتظری، نشر تفکر، چاپ دوم، ۱۴۰۹، قم.
دعائم الاسلام، مغربی، ابوحنیفه نعمان بن محمد، ج۱، چاپ دوم ، موسسه آل البیت، ۱۳۸۵ق، قم.
ریاض المسائل فی تحقیق الاحکام بالدلائل، حائری عاملی ، سید علی بن محمد، ج ، موسسه ال البیت، ۱۴۱۸، قم.
السیره النبویه، ابن هشام، عبد الملک ، تحقیق مصطفی السقا وابراهیم الابیاری، ج۲، داراحیا التراث العربی، [بی تا]، بیروت.
الصحیح من السیره النبی الاعظم، عاملی، جعفر مرتضی ، ج۹ دار الحدیث لطباعه والنشر، ۱۴۲۸ه/۲۰۰۷م، بیروت.
فقه سیاسی، عمید، عباسعلی، انتشارات امیر کبیر، چاپ چهارم، ۱۴۲۱ه، تهران.
الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ج۳ دارالکتب الاسلامی، ۱۳۶۵ش، تهران.
مبانی فقهی حکومت اسلامی، منتظری، حسینعلی، ج ۵، موسسه کیهان، ۱۴۰۹، قم.
المبسوط فی فقه الامامیه، طوسی، ابوجعفر، محمد بن حسن، ج۲ ، المکتبه المرتضویه، ۱۳۸۷ه، تهران.
مختلف الشیعه فی احکام الشریعه، ابن مطهرحلی یوسف (علامه حلی)، ج۴ ، مرکزالابحاث والدراسات الاسلامی، ۱۳۸۱ش، قم.
المغازی، واقدی، محمد بن عمرو ، تحقیق مارسدن جونس، ج۲، موسسه اعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ه/۱۹۸۹م، بیروت.
مفاتیح الشرایع، فیض کاشانی، محمد محسن، کتابخانه آیه الله مرعشی، ج۲، چاپ اول، بی تا، قم.
المکاسب والبیع، نائینی، محمد حسین غروی، دفتر انتشارات اسلامی، ج۲، چاپ اول، ۱۴۱۳، قم.
من لایحضره الفقیه، صدوق، محمد بن علی ، ج ۴، چاپ اول، دفترانتشارات اسلامی، ۱۴۱۳، قم.
منتهی المطلب، ابن مطهرحلی یوسف (علامه حلی)، مجمع البحوث الاسلامیه، چاپ اول، ۱۴۱۲، مشهد.
منهاج الصالحین، خوئی، ابوالقاسم، ج۱، انتشارات مدینه العلم، ۱۴۱۰، قم.
المیزان فی تفسیر القران، طباطبایی، محمد حسین، ج ۱، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ه، قم.
مطالعه بیشتر
مقالات
تعامل با اهل کتاب از منظر قرآن، نرجس خادمی، مجله تحقیقات علوم قرآن وحدیث، سال ششم، ۱۳۸۸ شماره11.
سیره سیاسی ومبارزاتی پیامبر اعظم(ص) با اهل کتاب، احمد سعادت، کوثر معارف، سال دوم، ۱۳۸۵شماره1.
رفتار پیامبر با اهل کتاب در نگاه قرآن، رضا فرشچیان، مجله مصباح، 1385.
حقوق اقلیتها در حکومت اسلامی شذی خفاجی ، مترجم مهدی حسنیان، مجله حکومت اسلامی، پائییز ۱۳۷۸ شماره 30.
کتابها
جهاد(مجموعه آثار)، مطهری، مرتضی، انتشارات صدرا، چاپ اول، بی تا، قم.
غیرالمسلمین فی المجتمع الاسلامی، قرضاوی ، ترجمه داود دشتی، نشر احسان، چاپ اول، ۱۳۸۲، تهران.
احکام اهل الذمه، ابن قیم جوزیه، تحقیق صبحی صالح ، مطبعه جامعه دمشق، الطبعه الاولی، ۱۳۸۱/۱۹۶۱م، دمشق.
حقوق اقلیتها، عمید زنجانی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۰، تهران.
حقوق غیرمسلمانان در کشورهای اسلامی، صالح العاید، ترجه داود ناروئی، نشر احسان ، چاپ اول، ۱۳۸۶، تهران.
حقوق ووظایف غیر مسلمانان در جامعه اسلامی، روح الله شریعتی، بوستان کتاب، چاپ اول، ۱۳۸۱، قم.
اسلام واقلیتهای مذهبی، محمد باقر طاهری، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۳۸۴، قم.
اقلیتها در حقوق بین الملل، محمد رضا عظیمی، انتشارات پردیس دانش ، چاپ اول، ۱۳۹۲، تهران.
پایان نامهها
سایتها
ویکی فقه، حکم جهاد با اهل کتاب از منظر قرآن.
ویکی شیعه، اهل کتاب.
پانویس
- ↑ . پدرم! چرا چیزی را که نمیشنود و نمیبیند و نمیتواند هیچ آسیب و گزندی را از تو برطرف کند، میپرستی؟
- ↑ . آیا به جای خدا چیزهایی را میپرستید که هیچ سود و زیانی به شما نمیرسانند؟
- ↑ .جواهر الکلام، محمد حسن نجفی، ج21ص230
- ↑ .المیزان، طباطبایی، ج14ص505
- ↑ . بدرستی کسانی که مؤمنند و کسانی که یهودی و نصرانی و صابئی هستند هر کدام بخدا و دنیای دیگر معتقد باشند و کارهای شایسته کنند پاداش آنها پیش پروردگارشان است نه بیمی دارند و نه غمگین شوند.
- ↑ .المیزان، طباطبایی، ج1ص297
- ↑ .همان، ج14ص505
- ↑ . کافی، کلینی ج 3ص568؛ دعائم الإسلام، مغربی ، ج1 ؛ 369ص؛ من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج4 ص121
- ↑ .تفسیرنمونه، مکارم شیرازی، ج7ص351
- ↑ . عاملی، الصحیح من سیرهالنبی الاعظم، ج9ص65
- ↑ .السیره النبویه، ابن هشام، ج2ص107
- ↑ . المغازی، واقدی، ج2ص454
- ↑ . السیره النبویه ، ابن هشام، ج1ص385
- ↑ �المغازی، واقدی ، ج2ص 593
- ↑ . بعضی از اهل کتاب کسانی هستند که به خدا، قرآن و کتب آسمانی پیشین ایمان دارند، در برابر خدا خاشعند و آیات الهی را به بهای ناچیز نمیفروشند
- ↑ . کسانی در میان آنها یافت میشوند که (به حق و ایمان) قیام میکنند و پیوسته در دل شب آیات خدا را تلاوت میکنند و در برابر عظمت پروردگار به سجده میافتند. به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند و به وظیفه ی امر به معروف و نهی از منکر قیام میکنند و در کارهای نیک بر یکدیگر سبقت میگیرند و آنها از صالحانند. و آن چه از اعمال نیک انجام میدهند هرگز کفران نخواهد شد (و پاداش شایسته میبینند) و خدا از پرهیزگاران آگاه است
- ↑ .المکاسب والبیع، نائینی، ، محمد حسین غروی، ج2، ص344
- ↑ .حقوق شهروندی غیر مسلمانان در جامعه اسلامی، فهیمی ، ص74
- ↑ . مبانی فقهی حکومت اسلامی، منتظری ج5ص256
- ↑ . ، فقه سیاسی ، عمید زنجانی ، ج3ص284
- ↑ .المغازی ، واقدی، ج3ص766
- ↑ . ، مبسوط، طوسی ، ج2ص43
- ↑ . دراسات فی ولایت الفقیه وفقه الدوله الاسلامیه، منتظری ، ج3ص389
- ↑ . تذکره ، حلی، ج1ص442
- ↑ . ریاض المسائل، عاملی ، ج8ص962
- ↑ . منتهی المطلب، ، حلی ، ج2ص962؛ مبسوط، طوسی، ج2ص43
- ↑ . تهذیب الاحکام، طوسی، ج6ص158
- ↑ .مختلف الشیعه فی احکام الشریعه، حلی، ج4، ص392
- ↑ . الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد، طوسی، ص312
- ↑ .منهاج الصالحین، خوئی، ج1ص398
- ↑ . تحریر الاحکام الشرعیه علی مذهب الامامیه، حلی، ج1ص154
- ↑ . ، فقه سیاسی، ( حقوق معاهدات بین المللی ودیپلماسی در اسلام )، عمید زنجانی، ص41
- ↑ .فیض کاشانی، مفاتیح الشرایع، ج2ص50
- ↑ .خویی، منهاج الصالحین، ج1ص359







