فرهنگ مصادیق:سازگاری جهاد با آزادی عقیدۀ انسان ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
سازگاری جهاد با آزادی عقیدهٔ انسان ها

کلمات کلیدی: اسلام، سورهٔ توبه، دین، مشرکان، انسان، ایمان، اهل کتاب

سوال

آیا فرمان قرآن به جهاد با کافران با آزادی جان و مال و عقیدهٔ انسان‌ها منافات ندارد؟

پاسخ اجمالی

اسلام یک دین زنده و جهان شمول است که داعیهٔ رهبری، هدایت و نجات تمام انسان‌ها در سراسر جهان و در تمام زمان‌ها را دارد. به همین دلیل از روز اول مورد خشم و غضب و کینهٔ دشمنان متعددی بوده است. از این رو باید در مقابل دشمنان خود برنامه‌های ویژه داشته باشد تا از شرّ آنان در امان بماند و به اهداف بلند خود نائل آید. اسلام دین هدایت است و ارشاد همهٔ انسان‌ها حتی مشرکان و کفار را وظیفهٔ خود می‌داند و در برخورد با همهٔ دشمنان ابتدا از راه ارشاد و نصیحت و دعوت به سوی عدل و ایمان وارد می‌شود اگر دعوت را پذیرفتند و ایمان آوردند هیچ جنگی با آنان ندارد. حتی اگر ایمان نیاوردند و بر دین خود باقی ماندند اما شرایط اسلام را پذیرفتند که مانع تبلیغ اسلام نشوند، علیه مسلمانان توطئه نکنند و ...باز اسلام با آنان نبردی ندارد. جنگ اسلام با دشمنانی است که آشکار و نهان با اسلام اعلان جنگ داده‌اند. اسلام نبرد بین کفر و ایمان و حق و باطل را یک نبرد طولانی بلکه دائمی می‌داند، تا زمانی که کفر، نفاق، بت پرستی، ظلم، فتنه و... بر صفحه جهان باقی نماند.
در یک تقسیم بندی دشمنان اسلام را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد: ۱.اهل کتاب ۲.مشرکان (بت پرستان) ۳. منافقان. هر یک از آیاتی که در سؤال خود به آنها اشاره کرده‌اید در باره گروهی خاص است. در آیه ۲۹ سوره توبه برنامه اسلام در برخورد با کافران اهل کتاب بیان شده است.
آیه ۵ سوره توبه در باره مشرکان و بت پرستانی است که توبه نکرده‌اند. مساله آزادی مذهبی؛ یعنی ترک اجبار پیروان مذاهب دیگر برای پذیرش اسلام، منحصر به ادیان آسمانی و اهل کتاب مانند یهود و نصاری است، و شامل بت پرستان نمی‌شود.
آیات ۸۹-۹۱ سوره نسا در باره منافقین نازل شده است و این شدت عمل نسبت به این دسته از دشمنان به خاطر آن است که نجات یک جامعه زنده از چنگال دشمنان دوست نما و جاسوسان خطرناک، راهی جز این ندارد.
نکته قابل توجه این که جنگ و نبرد اسلام با همه دشمنان خود یک نبرد جوانمردانه است که اسلام تمام اصول انسانی در آن را رعایت می‌کند.

پاسخ تفصیلی

اسلام یک دین زنده و جهان شمول است که داعیهٔ رهبری، هدایت و نجات تمام انسان‌ها در سراسر جهان و در تمام زمان‌ها را دارد. به همین دلیل از روز اول مورد خشم و غضب و کینهٔ دشمنان متعددی بوده است. کسانی که هیچ گونه سازگاری با اسلام ندارند و هیچ گاه وجود اسلام را به عنوان یک آئین زنده و پویا تحمل نمی‌کنند؛ زیرا منافع خود را در تضاد با آن می‌دانند و مترصد فرصتی هستند تا اسلام را برای همیشه از صحنه بیرون کنند. حال اسلام چه واکنشی باید در مقابل دشمنان از خود نشان دهد؟ قطعاً باید برای دفع خطر چنین دشمنانی برنامه مناسب داشته باشد تا بتواند به حیات خود ادامه داده و به اهداف عالی خود که همان نجات و هدایت بشریت است نائل گردد؛ همانند درختی که برای رشد علاوه بر در اختیار داشتن آب و مواد غذایی لازم است از آفات نیز به دور باشد و گرنه نه تنها رشدی نخواهد داشت که ممکن است حیاتش هم به خطر بیفتد. براین اساس است که موضع اسلام در مقابل دشمنان خود بویژه در مقابل سران و عوامل اصلی آنان یک موضع حساب شده است که صادقانه این موضع را اعلام نموده تا دوست و دشمن تکلیف خود را بدانند. براین اساس همواره پیروان خود را به تحصیل آمادگی کامل برای نبرد و برتری جوانمردانه بر آنان دعوت کرده است. اسلام دین هدایت است و ارشاد همه انسان‌ها حتی مشرکان و کفار را وظیفه و تکلیف خود می‌داند و در برخورد با همهٔ دشمنان ابتدا از راه ارشاد و نصیحت و دعوت به سوی عدل و ایمان وارد می‌شود اگر دعوت را پذیرفتند و ایمان آوردند هیچ جنگی با آنان ندارد. حتی اگر ایمان نیاوردند و بر دین خود باقی ماندند اما شرایط اسلام را پذیرفتند که مانع تبلیغ اسلام نشوند، علیه مسلمانان توطئه نکنند و ...باز اسلام با آنان نبردی ندارد؛ مانند همه غیر مسلمانانی که سالیان دراز در کنار پیامبر اسلام و خلفا با آرامش کامل تحت ذمه اسلام زندگی می‌کردند و از خدمات اسلام بهرمند بودند. جنگ اسلام با دشمنانی است که آشکار و نهان با اسلام اعلان جنگ داده‌اند. اسلام نبرد بین کفر و ایمان و حق و باطل را یک نبرد طولانی بلکه دائمی می‌داند، تا زمانی که کفر، نفاق، بت پرستی، ظلم، فتنه و.... بر صفحه جهان باقی نماند.
در حقیقت" اسلام" با کفر دو نوع پیکار دارد: یکی پیکارهای مقطعی است مانند غزواتی که پیامبر (ص) با دشمنان داشت که بعد از پایان هر جنگ شمشیرها به غلاف می‌رفت، و دیگر پیکار مستمری است که با" شرک و کفر و ظلم و فساد" دارد، و این امری است مستمر تا زمان گسترش حکومت عدل جهانی به وسیله حضرت مهدی (ع)[۱]

در یک تقسیم بندی دشمنان اسلام را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد

۱.اهل کتاب
۲.مشرکان (بت پرستان)
۳. منافقان
هر یک از آیاتی که در سؤال خود به آنها اشاره کرده‌اید در بارهٔ دسته‌ای خاص از دشمنان اسلام است. اسلام با آگاهی کامل از ماهیت هر سه گروه و با توجه به تفاوت‌هایی که با هم دارند برای مقابله با هرکدام برنامهٔ خاصی را اعلام کرده است و مبارزه با هر کدام از آنها به تناسب دارای شدت و ضعف‌هایی است.

اهل کتاب

در آیه ۲۹ سورهٔ توبه برنامه اسلام در برخورد با کافران اهل کتاب بیان شده است. درحقیقت اسلام برای آنها یک سلسله احکام حد وسط میان" مسلمین" و" مشرکین" قائل شده است، زیرا اهل کتاب از نظر پیروی از یک دین آسمانی شباهتی با مسلمانان دارند، ولی از جهتی نیز شبیه به مشرکان هستند، به همین دلیل اجازهٔ کشتن آنها را نمی‌دهد در حالی که این اجازه را در بارهٔ بت پرستانی که مقاومت به خرج می‌دادند، می‌دهد؛ زیرا برنامه، برنامه ریشه کن ساختن بت پرستی از روی کرهٔ زمین بوده است؛ ولی در صورتی اجازه کنار آمدن با اهل کتاب را می‌دهد که آنها حاضر شوند به صورت یک اقلیت سالم مذهبی با مسلمانان زندگی مسالمت آمیز داشته باشند، اسلام را محترم بشمرند و دست به تحریکات بر ضد مسلمانان و تبلیغات مخالف اسلام نزنند، و یکی دیگر از نشانه‌های تسلیم آنها در برابر این نوع همزیستی مسالمت آمیز آن است که" جزیه" را که یک نوع مالیات سرانه است، بپذیرند و هر ساله مبلغی مختصر ( حدود و شرایط آن در جای خود بیان شده است) تحت این عنوان به حکومت اسلامی بپردازند. در غیر این صورت اجازه مبارزه و پیکار با آنها را صادر می‌کند[۲]

مشرکان - بت پرستان

آیه ۵ سورهٔ توبه در بارهٔ مشرکانی است که توبه نکرده‌اند و این شدت عمل به خاطر آن است که برنامهٔ اسلام ریشه کن ساختن بت پرستی از روی کرهٔ زمین بوده، و مساله آزادی مذهبی؛ یعنی ترک اجبار پیروان مذاهب دیگر برای پذیرش اسلام، منحصر به ادیان آسمانی و اهل کتاب مانند یهود و نصاری است، و شامل بت پرستان نمی‌شود، زیرا بت پرستی مذهب و آئین نیست که محترم شمرده شود، بلکه انحطاط، خرافه، انحراف و بیماری است که به هر حال و به هر قیمت باید ریشه کن گردد.
این شدت و خشونت نه به مفهوم این است که راه بازگشت به روی آنها بسته شده باشد، بلکه در هر حال و در هر لحظه بخواهند می‌توانند جهت خود را تغییر دهند، لذا بلافاصله اضافه می‌کند:" اگر آنها توبه کنند و به سوی حق باز گردند و نماز را بر پا دارند و زکات را ادا کنند، آنها را رها سازید"[۳] و مزاحمشان نشوید. و در این صورت با سایر مسلمانان کمترین تفاوتی را ندارند و در همهٔ احکام و حقوق با آنها شریکند.
"زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است"، و کسی را که به سوی او باز گردد، از در خود نمی‌راند ( إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ).
سپس این موضوع را در آیه بعد با دستور دیگری تکمیل می‌کند تا تردیدی باقی نماند که هدف اسلام از این دستور تعمیم توحید و آئین حق و عدالت است، نه استعمار و استثمار و قبضه کردن اموال یا سرزمین‌های دیگران،[۴]

منافقان:

آیات ۸۹-۹۱ سوره نسا در بارهٔ منافقین نازل شده است و این شدت عمل که در آیهٔ فوق نسبت به این دسته از منافقان نشان داده شده به خاطر آن است که نجات یک جامعه زنده که در مسیر یک انقلاب اصلاحی گام بر می‌دارد، از چنگال دشمنان دوست نما و جاسوسان خطرناک، راهی جز این ندارد.
این در حالی است که اسلام افراد غیر مسلمانی؛ همانند یهود و نصاری را با شرائطی تحت حمایت خود قرار داده، و اجازهٔ هیچ گونه مزاحمت نسبت به آنها نمی‌دهد در مورد این دسته از منافقان این چنین شدت عمل به خرج داده است، و با این که آنان تظاهر به اسلام می‌نمودند دستور اسارت و حتی اعدام آنان را در صورت لزوم صادر کرده است، و این نیست مگر به خاطر آنکه این گونه افراد زیر پوشش اسلام می‌توانند ضربه‌هایی بزنند که هیچ دشمنی قادر بر آن نیست![۵].
نکته قابل توجه این که جنگ و نبرد اسلام با همه دشمنان خود یک نبرد جوانمردانه است که تمام اصول انسانی نظیر حقوق زنان، کودکان، بیماران، مناطق مسکونی،اسیران، حیوانات،کشتزارها و ... در آن رعایت می‌شود[۶] علاوه بر اینکه اسلام و عقل اجازه می‌دهد که در مقابل دشمن توطئه گر خشونت به خرج داده شود اما در موارد متعددی پیامبر اسلام (ص) در کمال قدرت از این حق خود و مسلمانان چشم پوشی می‌کردند و با رحمت و مهربانی دشمنی‌ها و ظلم‌ها و جنایات آنها را می‌بخشیدند و یک نمونه از این بخشش در حال قدرت در جریان پیروزی مسلمانان بر مشرکین و فتح مکه بود که سال‌ها از هیچ گونه آزار و اذیتی در حق پیامبر و مسلمانان کوتاهی نکرده بودند و عدهٔ زیادی از مسلمانان را در جنگ‌ها به شهادت رسانده بودند و انتظار انتقامی سخت را داشتند اما نبی مکرم اسلام (ص) بعد از فتح مکه دستور داد تا مسلمانان ندا در دهند:" الیوم یوم المرحمه"[۷]، یعنی امروز روز گذشت و بخشش است. و همه مشرکان در کمال ناباوری دیدند که پیامبر همه کارهای گذشته آنان را نادیده گرفت و آنان را بخشید.
بنابر این برنامه جهاد اسلام با دشمنان و کافران (غیر از بت پرستان) برای مبارزه با دین و عقیده آنان نیست چرا که اسلام این مبارزه را با منافقان هم دارد. بلکه انگیزه و هدف جهاد از بین بردن توطئه‌ها و موانعی است که در مسیر پیشرفت اسلام ایجاد می‌کردند. از طرف دیگر می‌بینیم غیر مسلمانانی که شرایط اسلام را رعایت می‌کردند با همان عقیده خود آزادانه در پناه قدرت اسلام در کنار مسلمانان زندگی می‌کردند و در مواقع زیادی با پیامبر (ص) و ائمه طاهرین (ع) به سؤال و جواب و بحث و مناظره در باره مسائل دینی خود می‌پرداختند و بر دین خود باقی بودند.
اما با توجه به این که بت پرستی مذهب و آئین نیست؛ بلکه انحطاط، خرافه، انحراف و بیماری است از این رو جهاد اسلام با این گروه علاوه بر این که برای از بین بردن توطئه‌ها و موانعی است که در مسیر پیشرفت اسلام ایجاد می‌کردند همجنین برای از بین بردن افکار منحط آنها نیز می‌باشد که به هر حال و به هر قیمت باید ریشه کن گردد.

پانویس

  1. مکارم شیرازی ، ناصر، تفسیر نمونه، ج 21، ص402، دار الکتب الإسلامیه، ، تهران ، 1374 ش.
  2. تفسیر نمونه، ج 7، ص 351.
  3. توبه، 5 "فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ".
  4. تفسیر نمونه، ج 7، ص 293.
  5. تفسیر نمونه، ج 4، ص 52 .
  6. تمیمی مغربی،نعمان بن محمد، دعائم الإسلام، ج 1، ص 375، دار المعارف ، مصر، 1385ه ق، ذکر قتال المشرکین.
  7. مقریزی ،امتاع الاسماع، ج 8،ص 386،دار الکتب العلمیه،بیروت،الطبعه الاولی،1999/1420؛ابن عبد البر، الاستیعاب،ج 2،ص 598، دار الجیل،بیروت، الطبعه الاولی،1992/1412.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه - تاریخ برداشت:94/10/19