کتابخانه:فرهنگ موضوعی جهاد و دفاع در آینه آیات و روایات ج۲
|
| |
| نویسنده | مصطفی آخوندی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | زمزم هدایت |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۷ |
| شابک | ۹۷۸-۹۶۴-۲۸۵۴-۶۵-۳ |
| دانلود | [۱] |
محتویات
- ۱ پیشگفتار
- ۱.۱ فتنه انگیزی و دروغگویی از شاخصههای منافقان
- ۱.۲ جاسوسی منافقان برای دشمنان
- ۱.۳ پیمان شکنی از خصلتهای بارز منافقان
- ۱.۴ نارضایتی منافقان از پیروزی پیامبر (ص) و خوشحالی از شکست او
- ۱.۵ پاسخ خداوند به بینش نادرست منافقان درباره شکست مسلمانان
- ۱.۶ تبلیغات و جنگ روانی بر ضد مسلمانان در جنگ
- ۱.۷ تهدید منافقان شایعه افکن
- ۱.۸ فرصتطلبی و مطالبات منافقان در بهره برداری از نتایج جنگ
- ۱.۹ اطاعت ظاهری از پیامبر (ص) و مخالفت با او در عمل از شگردهای منافقان
- ۱.۱۰ ایجاد پایگاه برای مبارزه با خدا و رسول او، با پوشش دین
- ۱.۱۱ افشای توطئه منافقان در براندازی حکومت الهی
- ۱.۱۲ فرمان جهاد با منافقان و سختگیری بر آنان
- ۱.۱۳ نپذیرفته شدن کمکهای مالی منافقان برای جهاد
- ۱.۱۴ لزوم اعراض و رویگردانی از منافقان
- ۱.۱۵ لزوم هوشیاری در برابر نیرنگ منافقان
- ۱.۱۶ سرزنش مسلمانان بخاطر اختلاف و تردید در مورد منافقان
- ۱.۱۷ فرجام و سرنوشت تلخ منافقان
- ۱.۱۸ سنت تغییرناپذیر الهی در مورد سرنوشت منافقان
- ۱.۱۹ آمادگی رزمی
- ۱.۱۹.۱ آمادگی رزمی و نقش بازدارندگی آن
- ۱.۱۹.۲ آمادگی رزمی و خنثی کردن توطئههای دشمنان
- ۱.۱۹.۳ ضرورت آمادگی رزمی و حفظ هوشیاری
- ۱.۱۹.۴ آمادگی رزمی در عمل پیامبر (ص)
- ۱.۱۹.۵ امیرمؤمنان (ع) و آمادگی رزمی
- ۱.۱۹.۶ امام باقر (ع) و آمادگی رزمی
- ۱.۱۹.۷ پاداش آمادگی مجروحان جنگ احد برای تعقیب مشرکان
- ۱.۱۹.۸ بسترهای آمادگی رزمی، آموزش نظامی و ...
- ۱.۱۹.۹ موانع آمادگی رزمی؛ سورچرانی و ...
- ۱.۲۰ صلح
- ۱.۲۰.۱ دعوت اسلام به صلح و عدالت خواهی
- ۱.۲۰.۲ پذیرفتن صلح در صورت تمایل دشمنان و دست کشیدن از جنگ
- ۱.۲۰.۳ دعوت دشمنان به حق و حقیقت در سایه صلح
- ۱.۲۰.۴ توکل بر خداوند در انعقاد پیمان صلح
- ۱.۲۰.۵ آثار صلح، آسایش رزمندگان و امنیت کشور
- ۱.۲۰.۶ پذیرش صلح از اختیارات فرماندهی کل قوا
- ۱.۲۰.۷ لزوم پایبندی به صلح
- ۱.۲۰.۸ حفظ هوشیاری در مقابل فریب دشمن
- ۱.۲۰.۹ لزوم صراحت و شفافیت در پیمان صلح
- ۱.۲۰.۱۰ شرائط صلح، عدالت و برابری
- ۱.۲۰.۱۱ نگرش ناقضین پیمانهای صلح
- ۱.۲۰.۱۲ پرهیز از صلح ذلّت بار با متجاوزان
- ۱.۲۰.۱۳ تأکید بر صلح در جنگ صفین، از جانب امیرمؤمنان (ع)
- ۱.۲۰.۱۴ حاکمیت قرآن، مبنای حکمیت، از شرایط صلح در جنگ صفّین
- ۱.۲۰.۱۵ عادلانه عمل کردن در حکمیت از شرایط صلح
- ۱.۲۰.۱۶ داوران ناصالح در حکمیت جنگ صفین
- ۱.۲۰.۱۷ مدت ترک مخاصمه با مشرکان
- ۱.۲۱ مرزبانی
- ۱.۲۱.۱ اهمیت و ضرورت حفاظت از مرزهای کشور اسلامی
- ۱.۲۱.۲ فضیلت و پاداش مرزبانی
- ۱.۲۱.۳ دعای امام سجاد (ع) برای مرزبانان
- ۱.۲۱.۴ مدت زمان مرزبانی
- ۱.۲۱.۵ پرهیز از نگهداری مداوم یک عدّه از نیروهای مسلّح در مرزها
- ۱.۲۱.۶ جواز مرزبانی در حاکمیت جور، جهت دفاع از مرزها
- ۱.۲۱.۷ حکم نذر برای مرزبانی در زمان حاکمان غاصب و ستمگر
- ۱.۲۱.۸ مرزبانی فرهنگی
- ۱.۲۲ سنتهای الهی
- ۱.۲۲.۱ قطعی و تخلفناپذیر بودن سنت الهی
- ۱.۲۲.۲ تحقق پیروزی همه جانبه اسلام بر کفر، سنت الهی
- ۱.۲۲.۳ تضمین عزتمندی و شکوه دین اسلام از ناحیۀ خداوند
- ۱.۲۲.۴ حمایت و پشتیبانی خداوند از رسولان و مؤمنان در طول تاریخ
- ۱.۲۲.۵ نصرت یاری کنندگان دین خدا
- ۱.۲۲.۶ خواست خداوند، عدم سلطه کافران بر مؤمنان
- ۱.۲۲.۷ عدم کارایی نقشهها و توطئههای دشمنان برای نابودی دین خدا
- ۱.۲۲.۸ ناتوانی و عجز دشمنان خدا در برابر ارادۀ الهی
- ۱.۲۲.۹ پایدار نبودن پیروزی متجاوزان
- ۱.۲۲.۱۰ شکست، نابودی و عذاب جهنم، سرنوشت محتوم کافران
- ۱.۲۲.۱۱ ظهور درماندگی کافران به هنگام هلاکت
- ۱.۲۲.۱۲ پیروزی جبهۀ حق در جنگ بدر، نمونه روشن تحقق اراده الهی
- ۱.۲۲.۱۳ پیروزی جبهۀ حق و نابودی کافران، فقط از جانب خداوند و ارادۀ او
- ۱.۲۲.۱۴ تمایز حق جویان از باطل گرایان، از سنتهای الهی در جنگ
- ۱.۲۲.۱۵ پیروزی و شکست در جنگ، تابع علل و عوامل مادّی و معنوی
- ۱.۲۲.۱۶ زندگی و مرگ، تابع قانون الهی
- ۱.۲۳ حق و باطل
- ۱.۲۴ پیروزی و شکست
- ۱.۲۴.۱ چرخش پیروزی و شکست بین ملتها، تابع علل و عوامل
- ۱.۲۴.۲ تأثیر عملکرد انسان بر پیروزی و شکست
- ۱.۲۴.۳ پیروزیهای جبهه حق، مرهون نصرت الهی نه امکانات مادی
- ۱.۲۴.۴ یاری دین خدا
- ۱.۲۴.۵ زمینههای نصرت الهی، مورد تعدّی و تجاوز دشمن قرار گرفتن
- ۱.۲۴.۶ آرامش روح و سکینه دل
- ۱.۲۴.۷ تکلیف مداری و عمل به وظیفه
- ۱.۲۴.۸ امیدوار به دست یابی به یکی از دو نیکویی
- ۱.۲۴.۹ ولایت مداری، قبول ولایت خدا
- ۱.۲۴.۱۰ اطاعت پذیری از خدا و دستورات پیامبر اکرم (ص)
- ۱.۲۴.۱۱ الگوپذیری از پیامبر (ص)
- ۱.۲۴.۱۲ تقدیر از نیروها، موجب توان افزایی روحیۀ آنان
- ۱.۲۴.۱۳ ترجیح خشنودی خدا بر غیر خدا
- ۱.۲۴.۱۴ ایمان راستین
- ۱.۲۴.۱۵ پرهیزکاری
- ۱.۲۴.۱۶ صدق و راستی
- ۱.۲۴.۱۷ توکل بر خدا
- ۱.۲۴.۱۸ صبر و پایداری
- ۱.۲۴.۱۹ صبر و استقامت، بیست نفر در مقابل دویست نفر
- ۱.۲۴.۲۰ استقامت گروهی اندک از یاران طالوت در مقابل لشکری عظیم
- ۱.۲۴.۲۱ صبر و استقامت پیامبر اعظم (ص) و یاران او
- ۱.۲۴.۲۲ صبر و استقامت و نزول فرشتگان یاور
- ۱.۲۴.۲۳ پایداری و استقامت، ضامن پیروزی
- ۱.۲۴.۲۴ داشتن بصیرت
- ۱.۲۴.۲۵ اتحاد و یکدلی
- ۱.۲۴.۲۶ استعانت از نماز
- ۱.۲۴.۲۷ ذکر و یاد خدا
- ۱.۲۴.۲۸ = راز و نیاز شبانه و تلاوت قرآن
- ۱.۲۴.۲۹ دعا و نیایش و درخواست پیروزی از خداوند
- ۱.۲۴.۳۰ دعا و نیایش، سیرۀ رسول خدا (ص) در جنگ
- ۱.۲۴.۳۱ دعای تعلیمی پیامبر (ص) به امام علی (ع) در جنگ خیبر
- ۱.۲۴.۳۲ دعاهای امام علی (ع) در جنگ
- ۱.۲۴.۳۳ دعای امام حسین (ع) در بامداد روز عاشورا
- ۱.۲۴.۳۴ دعای امام سجّاد (ع) برای پیروزی رزمندگان
- ۱.۲۴.۳۵ نفرین دشمنان و درخواست شکست و ذلّت آنان از خداوند
- ۱.۲۴.۳۶ دعا به هنگام پوشیدن لباس رزم
- ۱.۲۴.۳۷ ذکرهای مفید در جبهه جنگ
- ۱.۲۴.۳۸ = امیدوار بودن و مأیوس نشدن
- ۱.۲۴.۳۹ نظم و انضباط
- ۱.۲۴.۴۰ ایجاد رعب و ترس در دل دشمن
- ۱.۲۴.۴۱ فراهم آوردن ساز و برگ نظامی
- ۱.۲۴.۴۲ دنیا پرستی و دل خوش کردن به زندگی دنیا
- ۱.۲۴.۴۳ سوء ظن به خداوند و بازگشت به عقاید جاهلی
- ۱.۲۴.۴۴ مغرور شدن به کثرت نیرو و ساز و برگ نظامی و غافل شدن از خدا
- ۱.۲۴.۴۵ هراس و ترس
- ۱.۲۴.۴۶ فقدان بصیرت نسبت به حق و حقیقت
- ۱.۲۴.۴۷ تسلیم شایعات دشمن
- ۱.۲۴.۴۸ اختلاف و سرپیچی از دستورات فرماندهی
- ۱.۲۴.۴۹ شعار دادن بدون عمل و سستی ورزیدن و تن پروری
- ۱.۲۴.۵۰ نداشتن غیرت دینی و ملی و انگیزهای معنوی در نبرد با دشمن
- ۱.۲۴.۵۱ دست از یاری یکدیگر کشیدن
- ۱.۲۴.۵۲ وانهادن کار در لحظههای پیروزی
- ۱.۲۴.۵۳ خیانت و نیرنگ ورزیدن
- ۱.۲۴.۵۴ یاری خواستن از دشمنان خدا علیه دشمنان خداوند
- ۱.۲۵ امدادهای غیبی
- ۱.۲۵.۱ الف- نزول امدادهای غیبی
- ۱.۲۵.۲ ب- امدادهای غیبی در جنگهای صدر اسلام
- ۱.۲۵.۳ ج- جلوهها و مصادیق امدادهای غیبی
- ۱.۲۵.۳.۱ کم جلوه دادن نیروهای دشمن در چشم رزمندگان
- ۱.۲۵.۳.۲ زیاد جلوه کردن رزمندگان اسلام در چشم دشمنان
- ۱.۲۵.۳.۳ نزول فرشتگان امدادی
- ۱.۲۵.۳.۴ نزول آرامش و سکینه بر دلها
- ۱.۲۵.۳.۵ فرستادن خواب سبک آرامش بخش بر رزمندگان
- ۱.۲۵.۳.۶ نزول نم نم باران رحمت در شب عملیات
- ۱.۲۵.۳.۷ ایجاد الفت و محبت بین رزمندگان
- ۱.۲۵.۳.۸ ایجاد رعب و هراس در دل کافران
- ۱.۲۵.۳.۹ ارسال طوفان
- ۱.۲۵.۴ د- زمینه و بسترهای نزول امدادهای غیبی
- ۱.۲۶ قوانین و مقررات جنگ
- ۱.۲۶.۱ سفارشهای پیامبر اعظم (ص) به رزمندگان مبنی بر رعایت قوانین و مقررات جنگ
- ۱.۲۶.۲ منع خیانت در جنگ
- ۱.۲۶.۳ نهی از مثله کردن کشتههای دشمن
- ۱.۲۶.۴ پرهیز از جنگ با غیر نظامیان
- ۱.۲۶.۵ منع کشتن پیران فرتوت، ناتوانان، کودکان و زنان
- ۱.۲۶.۶ پرهیز از آزار و بیحرمتی به زنان
- ۱.۲۶.۷ مصونیت جانی پیک دشمن
- ۱.۲۶.۸ پرهیز از ستم به کشاورزان
- ۱.۲۶.۹ منع کشتن راهبان صومعهنشین
- ۱.۲۶.۱۰ مصونیت جانی گروگانهای دشمن
- ۱.۲۶.۱۱ قطع درختان و آتش زدن مزارع
- ۱.۲۶.۱۲ منع کشتن حیوانات اهلی مگر در حال اضطرار
- ۱.۲۶.۱۳ پرهیز از ورود به خانهها و غارت اموال
- ۱.۲۶.۱۴ پرهیز از کشتن مسلمانانی که سپر قرار گرفتهاند و پرداخت دیه کشتهشدگان
- ۱.۲۶.۱۵ پرهیز از آغاز به جنگ
- ۱.۲۶.۱۶ فرصت دادن امام علی (ع) به اهل شام
- ۱.۲۶.۱۷ جواز مقابله به مثل
- ۱.۲۶.۱۸ پرهیز از قتل ناتوانان و مجروحان در جنگ باغیان بدون سازمان نظامی
- ۱.۲۷ جنگ در ماههای حرام
- ۱.۲۸ پیمان با دشمنان
- ۱.۲۸.۱ لزوم پایبندی و وفاء به پیمان با دشمنان
- ۱.۲۸.۲ تأیید پیمانهای عصر جاهلیت از جانب اسلام
- ۱.۲۸.۳ رعایت عدالت و رفتار نیک با اهل معاهده
- ۱.۲۸.۴ جواز انعقاد پیمان با غیر مسلمانان
- ۱.۲۸.۵ نامشروع بودن انعقاد پیمانهای سلطه آور با کافران
- ۱.۲۸.۶ احترام به پیمانهای بینالمللی با کفار
- ۱.۲۸.۷ کیفر پیمان شکنان
- ۱.۲۸.۸ کیفر پیمان شکنی
- ۱.۲۸.۹ لغو یکجانبه پیمانها در صورت خیانت کافران
- ۱.۲۸.۱۰ پیمان شکنی، خصلت دشمنان اسلام
- ۱.۲۹ پیمانهای الهی
- ۲ بخش دوم: نیروی انسانی
- ۲.۱ فرماندهی کل قوا
- ۲.۱.۱ جایگاه و ضرورت فرماندهی کلّ
- ۲.۱.۲ جایگاه امیرمؤمنان (ع) به عنوان فرمانده کل قوا
- ۲.۱.۳ درخواست مستضعفان از خداوند برای تعیین فرماندهی مناسب برای جهاد با ستمگران
- ۲.۱.۴ انتخاب فرماندهی کل قوا از جانب خداوند، برای قوم بنی اسرائیل
- ۲.۱.۵ صندوق عهد، نشان انتخاب طالوت به فرماندهی کلّ
- ۲.۱.۶ نقش فرماندهی کل قوا در هدایت انسانها
- ۲.۱.۷ سفارش رزمندگان به اصول و ارزشها توسط فرماندهی کل، امیرالمؤمنین (ع)
- ۲.۱.۸ سفارش رزمندگان به رعایت قوانین و مقررات، توسط فرماندهی کل، پیامبر (ص)
- ۲.۱.۹ نقش فرماندهی کل قوا، امام علی (ع) در هدایت عملیات
- ۲.۱.۱۰ پیامبر اکرم (ص)، فرماندهی کل قوا، پیشگام در نبرد با دشمنان
- ۲.۱.۱۱ حضور امیرمؤمنان (ع) فرماندهی کل قوا، در خط مقدم جبهه
- ۲.۱.۱۲ امام حسین (ع)، فرماندهی کل قوا و اقدام به یاری دین خدا
- ۲.۱.۱۳ شرکت پیامبر (ص)، فرماندهی کل قوا در کندن خندق در جنگ احزاب
- ۲.۱.۱۴ اسوه بودن پیامبر (ص) برای رزمندگان
- ۲.۱.۱۵ فرماندهی کل قوا، (پیامبر (ص)) و اعزام خویشان خود به نبرد
- ۲.۱.۱۶ پیشگامی فرزندان امیرمؤمنان (ع) در جنگ
- ۲.۱.۱۷ خداوند حمایت کننده پیامبر (ص) فرماندهی کل قوا در جنگ
- ۲.۱.۱۸ روحیه دادن خداوند به پیامبر (ص)
- ۲.۱.۱۹ سیرۀ پیامبر (ص)، دعا برای پیروزی رزمندگان
- ۲.۱.۲۰ نیاز فرماندهی به پیروان فرمانبر برای پیروزی در نبرد
- ۲.۱.۲۱ بیتوجهی به دستورات فرماندهی، عامل شکست در نبرد
- ۲.۱.۲۲ شایعه قتل پیامبر (ص) در جنگ احد و فرار مسلمانان، نشان از ضعف ایمان آنان
- ۲.۲ حقوق متقابل فرماندهی و فرمانبران
- ۲.۳ ویژگی و صفات برجسته فرماندهی کل قوا (پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع))
- ۲.۳.۱ نرمخو و مهربان
- ۲.۳.۲ عشق به خدا و ایثار در راه او
- ۲.۳.۳ داناتر از همه به دستورات الهی
- ۲.۳.۴ بصیرت سیاسی و آگاهی بالا
- ۲.۳.۵ پایداری در مواضع حق و سازش ناپذیری در برابر ظلم
- ۲.۳.۶ شجاعت وصف ناپذیر
- ۲.۳.۷ مشتاق به هدایت انسانها
- ۲.۳.۸ اعتماد و توکل بر خداوند
- ۲.۳.۹ مشاوره با نیروها جهت بها دادن و شخصیت قائل شدن برای آنها
- ۲.۳.۱۰ گذشت و چشم پوشی از خطای دیگران
- ۲.۴ وظایف و اختیارات فرماندهی کل قوا
- ۲.۴.۱ نظارت بر عملکرد فرماندهان و مسؤلان
- ۲.۴.۲ آگاهی پیامبر (ص) از عملکرد منافقان
- ۲.۴.۳ عزل و نصب فرماندهان
- ۲.۴.۴ تقدیر از عملکرد فرماندهان و نیروهای تحت امر
- ۲.۴.۵ دلجویی از فرماندهان معزول
- ۲.۴.۶ یاد و خاطره فرماندهان شهید
- ۲.۴.۷ دلجویی از فرماندهان در شرایط حساس
- ۲.۴.۸ توبیخ فرماندهان به خاطر سهل انگاری در انجام وظیفه و اقدامات بیمورد
- ۲.۴.۹ تصمیمگیری در مورد جهاد با دشمنان [برنامههای کلان و راهبردی کشور]
- ۲.۴.۱۰ اعلان عفو عمومی دشمنان در جنگ
- ۲.۴.۱۱ تصمیم در مورد اسیران جنگی
- ۲.۵ اقتدار و تضعیف فرماندهی کل قوا
- ۲.۶ فرماندهی و مدیریت
- ۲.۷ ویژگیهای فرمانده مکتبی
- ۲.۷.۱ دوازده ویژگی در نامه امام علی (ع) به مالک اشتر
- ۲.۷.۲ برخوردار از دانش و توان جسمی
- ۲.۷.۳ خردمند
- ۲.۷.۴ خدمتگزار و بدور از ریاست طلبی
- ۲.۷.۵ عدالتخواهی و پرهیز از هوای نفس
- ۲.۷.۶ با تقوا، کنترل کننده هوسها و پرهیزگر از پرخاشگری
- ۲.۷.۷ قاطع در سرکوبی شورشگران و حلّ بحرانها
- ۲.۷.۸ مالک اشتر، اسوه فرماندهان (بنده خدا، هوشیار، شجاع، خیرخواه، مطیع و ...)
- ۲.۷.۹ حفظ سلسه مراتب در فرماندهی
- ۲.۸ وظایف و اختیارت
- ۲.۹ ستاد و قرارگاه فرماندهی
- ۲.۱۰ نیرو
- ۲.۱۱ بسیج و نیروهای مردمی
- ۲.۱۲ نقش عالمان در جنگ
- ۲.۱۳ جایگاه و مقام مجاهدان
- ۲.۱۳.۱ مجاهدان محبوب خدا
- ۲.۱۳.۲ سوگند خداوند به اسبان مجاهدان
- ۲.۱۳.۳ برتری مجاهدان در راه خدا بر غیر مجاهدان
- ۲.۱۳.۴ خیرات و رستگاری از آن مجاهدان
- ۲.۱۳.۵ مقامی والا و بهشت جاودان
- ۲.۱۳.۶ غفران الهی و بخشش گناهان و لغزشها
- ۲.۱۳.۷ معامله مجاهدان با خداوند
- ۲.۱۳.۸ محاسبه کوچکترین عمل مجاهدان به عنوان عمل صالح
- ۲.۱۳.۹ بهره مندی از پاداش بزرگ الهی
- ۲.۱۳.۱۰ اجابت دعای مجاهدان
- ۲.۱۳.۱۱ هفت فضیلت برای مجاهدان در روایت امام رضا (ع)
- ۲.۱۳.۱۲ شش فضیلت برای مجاهدان در سخن پیامبر اکرم (ص)
- ۲.۱۳.۱۳ اختصاص باب المجاهدین در بهشت، برای مجاهدان
- ۲.۱۳.۱۴ مجاهدان راه خدا، جلوداران بهشتیان
- ۲.۱۳.۱۵ حور العین پاداش مجاهدان
- ۲.۱۳.۱۶ مجاهدان به همراه مرکبها و سلاحهای خود در بهشت
- ۲.۱۳.۱۷ همنشینی مجاهدان با امامان (ع) در بهشت
- ۲.۱۳.۱۸ پرواز مجاهدان راه خدا در بهشت
- ۲.۱۳.۱۹ بهشت، پاداش دست اندرکاران نبرد
- ۲.۱۳.۲۰ مجاهدان، همواره در اطاعت خدا
- ۲.۱۳.۲۱ عمر درازتر و فرزندان بیشتر نصیب مجاهدان
- ۲.۱۳.۲۲ برتریِ جهاد با جان، بر جهاد با مال
- ۲.۱۴ حقوق مادی و معنوی مجاهدان
- ۲.۱۵ خانواده مجاهدان
- ۲.۱۶ نیروهای کیفی و کارآمد
- ۲.۱۷ ویژگی نیروهای کیفی
- ۲.۱۷.۱ داوطلب بودن برای انجام مأموریت
- ۲.۱۷.۲ ایمان راسخ به خداوند و معاد و پایبند به آن
- ۲.۱۷.۳ اهل جهاد در راه خدا
- ۲.۱۷.۴ امید بستن به رحمت بیکران الهی
- ۲.۱۷.۵ تسلیم در برابر فرمان پیامبر اکرم (ص) و تصدیق وعدههای الهی
- ۲.۱۷.۶ پایبند به عهدی که با خدا بستند
- ۲.۱۷.۷ اهل اطاعت و عبادت و امر به معروف
- ۲.۱۷.۸ اهل شب زنده داری و تلاوت قرآن
- ۲.۱۷.۹ اهل ذکر و یاد خدا
- ۲.۱۷.۱۰ در زمین ناشناخته و در آسمانها پر آوازه
- ۲.۱۷.۱۱ ایثارگر
- ۲.۱۷.۱۲ اهل بیعت رضوان
- ۲.۱۷.۱۳ برخوردار از روحیه عالی و آرامش خاطر
- ۲.۱۷.۱۴ اطاعتپذیر و منضبط در شرایط سخت
- ۲.۱۷.۱۵ اهل بصیرت و دانش
- ۲.۱۷.۱۶ احیاگر باورها و ارزشهای الهی و تثبیت رسالت پیامبر (ص)
- ۲.۱۷.۱۷ پرصلابت و خشن در برخورد با کافران و مهربان نسبت به مؤمنان
- ۲.۱۷.۱۸ صابر و پایدار
- ۲.۱۷.۱۹ الگو قرار دادن پیامبر اکرم (ص) در جهاد
- ۲.۱۷.۲۰ تکلیف گرا (عمل به وظیفه و تکلیف)
- ۲.۱۷.۲۱ شجاع و نترس
- ۲.۱۷.۲۲ رعایت اخلاق و شئونات اسلامی در رابطه با دشمن
- ۲.۱۷.۲۳ پرهیز از شهوت رانی و سورچرانی
- ۲.۱۸ نیروهای کمی و ناکارآمد
- ۲.۱۹ ویژگی نیروهای کمی ضعیف و ناکارآمد
- ۲.۲۰ رزمندگان بیمزد
- ۲.۲۱ مأموریت مهم و حساس
- ۲.۲۲ ارزیابی و ارزشیابی
- ۲.۲۳ گزینش
- ۲.۲۴ سازماندهی
- ۲.۲۵ نظم و انضباط
- ۲.۲۶ آموزش نظامی و عقیدتی سیاسی
- ۲.۲۷ روحیه
- ۲.۲۷.۱ لزوم آرامش روحی، برای حفظ روحیه در نبرد
- ۲.۲۷.۲ نزول آرامش (سکینه)، بر پیامبر (ص) و مؤمنان
- ۲.۲۷.۳ صندوق عهد، وسیلهای برای آرامش روحی بنی اسرائیل در جنگ
- ۲.۲۷.۴ وعدهها و بشارتهای خداوند، از عوامل تقویت روحیه
- ۲.۲۷.۵ ایمان راسخ به خدا، دور کننده غمها و سستیها
- ۲.۲۷.۶ ایمان از عوامل تقویت روحیه و نترسیدن از دشمن
- ۲.۲۷.۷ تکلیف مداری از عوامل تقویت روحیه
- ۲.۲۷.۸ بیان خسارتها و شکستهای دشمن، از عوامل تقویت روحیه
- ۲.۲۷.۹ انتقام الهی از دشمنانش و یاری مؤمنان از عوامل تقویت روحیه مؤمنان
- ۲.۲۷.۱۰ یادآوری عاقبت شوم کافران از عوامل تقویت روحیه مجاهدان
- ۲.۲۷.۱۱ شناخت ناتوانی و ضعف دشمنان از عوامل تقویت روحیه رزمندگان
- ۲.۲۷.۱۲ صبر و پایداری، از عوامل تقویت روحیه
- ۲.۲۷.۱۳ امید و بشارت به بهشت، عامل رفع نگرانی، در کلام امام حسین (ع)
- ۲.۲۷.۱۴ تقدیر و تشویق نیروها، از عوامل تقویت روحیه
- ۲.۲۷.۱۵ دعا و نیایش، از عوامل آرامش بخش و زداینده رعب و ترس
- ۲.۲۷.۱۶ نیایش امام علی (ع) در نبرد
- ۲.۲۷.۱۷ عوامل آرامش و تقویت روحیه در دعاهای امام سجاد (ع)
- ۲.۲۸ سواره نظام
- ۲.۲۹ اعزام نیرو
- ۲.۳۰ معذوران از جهاد
- ۲.۳۰.۱ سقوط تکلیف جهاد از نابینایان، افراد لنگ و بیماران
- ۲.۳۰.۲ سقوط تکلیف جهاد از ناتوانان، بیماران و فقرا
- ۲.۳۰.۳ سقوط تکلیف از تهیدستان و فقیران [نداشتن ساز و برگ جنگی]
- ۲.۳۰.۴ سقوط تکلیف از خانه نشینان (قاعدین)
- ۲.۳۰.۵ سقوط تکلیف جهاد از زنان
- ۲.۳۰.۶ سقوط تکلیف از افراد نابالغ و بردگان
- ۲.۳۰.۷ وظیفه عالمان و پژوهشگران دین، در صورت عدم نیاز به حضورشان در جبهه
- ۲.۳۰.۸ تکلیف افراد ترسو
- ۲.۳۰.۹ عذرخواستن گروهی از بادیه نشینان معذور برای شرکت نکردن در جنگ
- ۲.۳۰.۱۰ پاداش معذوران
- ۲.۳۰.۱۱ اخلاص و خیرخواهی معذوران، موجب پاداش الهی
- ۲.۳۱ کمک به همرزم و رها نکردن او در میدان نبرد
- ۲.۳۲ هجرت در راه خدا
- ۲.۳۲.۱ جایگاه و فضیلت هجرت برای جهاد در راه خدا
- ۲.۳۲.۲ پاداش مهاجران مجاهد در راه خدا
- ۲.۳۲.۳ رحمت و مغفرت گسترده الهی، شامل حال مهاجران
- ۲.۳۲.۴ ستایش از مهاجرانی که در سختیهای جنگ تبوک از پیامبر (ص) اطاعت کردند
- ۲.۳۲.۵ یاد و خاطره پیشگامان ایمان از مهاجر و انصار، و دعای تابعین
- ۲.۳۲.۶ لزوم یاری مهاجران
- ۲.۳۲.۷ ویژگیهای مهاجران مکه، تلاش برای جلب فضل و رضوان الهی
- ۲.۳۲.۸ برخورداری مهاجران تهیدست، از مصارف فیء و محبت بیدریغ و ایثار انصار
- ۲.۳۲.۹ هجرت از دارالکفر به دارالایمان، شرط ایمان و برخورداری از امتیازات حکومت اسلامی تا قبل از فتح مکه
- ۲.۳۲.۱۰ مطلوب نبودن سکونت مسلمانان در دارالحرب، و لزوم هجرت آنان
- ۲.۳۲.۱۱ حرمت یاری خواستن از منافقان ترک کنندۀ هجرت
- ۲.۳۲.۱۲ ممنوعیت مهاجرت از شهرها و سرزمینهای فتح شده (دارالاسلام)
- ۲.۳۳ مجروحان و جانبازان
- ۲.۱ فرماندهی کل قوا
- ۳ پانویس
پیشگفتار
پروژه «معجم نظام دفاعی اسلام» که با هدف شناسایی و تبیین آیات و روایات جهادی، در سه فاز طرّاحی و به اجرا درآمد، با به پایان رسیدن فاز سوّم، به سرانجام رسید و اینک در پیش روی شما قرار دارد. هدف این پروژه، ارائه اطلاعات پایهای به صورت موضوعی، و به منظور آسان شدن دسترسی مخاطبان به مطالب مورد نیاز است که تلاش گردیده از جمع و تلفیق آیات و روایات جهادی بدان برسد.
این پژوهش که در پنج بخشِ «جهاد و دفاع»، «نیروی انسانی»، «اطلاعات و حفاظت»، «طرح و عملیات» و «تجهیزات و پشتیبانی» و در ۱۳۶ عنوان اصلی و ۱۰۳۱ عنوان فرعی سازمان یافته، در نوع خود کاری نو، ابتکاری و بیسابقه است. اجرای این طرح را حجةالاسلام والمسلمین مصطفی آخوندی، و نظارت علمی آن را حضرت حجةالاسلام والمسلمین حاج سیداحمد خاتمی بر عهده داشتهاند. در اینجا از ایشان و سایر همکاران عزیزی که در پدید آوردن این اثر نقش داشتند، تشکر و قدردانی مینماییم. خداوند توفیق جهاد در راه خودش را نصیب ایشان و همۀ مؤمنان بنماید.
پژوهشکده تحقیقات اسلامی.
فتنه انگیزی و دروغگویی از شاخصههای منافقان
یَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ مٰا قٰالُوا وَ لَقَدْ قٰالُوا کَلِمَةَ الْکُفْرِ وَ کَفَرُوا بَعْدَ إِسْلٰامِهِمْ وَ هَمُّوا بِمٰا لَمْ یَنٰالُوا وَ مٰا نَقَمُوا إِلّٰا أَنْ أَغْنٰاهُمُ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ یَتُوبُوا یَکُ خَیْراً لَهُمْ وَ إِنْ یَتَوَلَّوْا یُعَذِّبْهُمُ اللّٰهُ عَذٰاباً أَلِیماً فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ مٰا لَهُمْ فِی الْأَرْضِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لٰا نَصِیرٍ. [۱]
به خدا سوگند میخورند که [سخن ناروا] نگفتهاند، در حالی که قطعاً کفر گفته و پس از اسلام آوردنشان کفر ورزیدهاند، بر آنچه موفق به انجام آن نشدند همّت گماشتند، و به عیبجویی برنخاستند مگر (بعد از) آنکه خدا و پیامبرش از فضل خود آنان را بینیاز گردانیدند. پس اگر توبه کنند برای آنان بهتر است، و اگر روی برتابند، خدا آنان را در دنیا و آخرت عذابی دردناک میکند، و در روی زمین یار و یاوری نخواهند داشت. وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ ائْذَنْ لِی وَ لٰا تَفْتِنِّی أَلٰا فِی الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْکٰافِرِینَ. [۲]
و از آنان کسی است که میگوید: مرا [در ماندن] اجازه ده و به فتنهام مینداز. هش دار، که آنان خود به فتنه افتادهاند و بیتردید جهنّم بر کافران احاطه دارد.
لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَکَ الْأُمُورَ حَتّٰی جٰاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللّٰهِ وَ هُمْ کٰارِهُونَ. [۳]
در حقیقت پیش از این [نیز] در صدد فتنهجویی برآمدند و کارها را بر تو وارونه ساختند تا حق آمد و امر خدا آشکار شد؛ در حالی که آنان ناخشنود بودند.
جاسوسی منافقان برای دشمنان
لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ مٰا زٰادُوکُمْ إِلّٰا خَبٰالًا وَ لَأَوْضَعُوا خِلٰالَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَةَ وَ فِیکُمْ سَمّٰاعُونَ لَهُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِالظّٰالِمِینَ. [۴]
اگر با شما بیرون آمده بودند جز فساد برای شما نمیافزودند و به سرعت خود را میان شما میانداختند و در حق شما فتنهجویی میکردند و در میان شما جاسوسانی دارند [که] به نفع آنان [اقدام میکنند] و خدا به [حال] ستمکاران داناست.
یَحْسَبُونَ الْأَحْزٰابَ لَمْ یَذْهَبُوا وَ إِنْ یَأْتِ الْأَحْزٰابُ یَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بٰادُونَ فِی الْأَعْرٰابِ یَسْئَلُونَ عَنْ أَنْبٰائِکُمْ وَ لَوْ کٰانُوا فِیکُمْ مٰا قٰاتَلُوا إِلّٰا قَلِیلًا. [۵]
اینان (منافقان) [چنین] میپندارند که دستههای دشمن نرفتهاند، و اگر دستههای دشمن بازآیند آرزو میکنند: کاش میان اعراب بادیهنشین بودند و از اخبار [مربوط به] شما جویا میشدند، و اگر در میان شما بودند، جز اندکی جنگ نمیکردند.
پیمان شکنی از خصلتهای بارز منافقان
وَ لَقَدْ کٰانُوا عٰاهَدُوا اللّٰهَ مِنْ قَبْلُ لٰا یُوَلُّونَ الْأَدْبٰارَ وَ کٰانَ عَهْدُ اللّٰهِ مَسْؤُلًا. [۶]
با آنکه قبلًا با خدا سخت پیمان بسته بودند که پشت [به دشمن] نکنند، و پیمان خدا همواره بازخواست دارد.
نارضایتی منافقان از پیروزی پیامبر (ص) و خوشحالی از شکست او
إِنْ تُصِبْکَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْکَ مُصِیبَةٌ یَقُولُوا قَدْ أَخَذْنٰا أَمْرَنٰا مِنْ قَبْلُ وَ یَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ. [۷]
اگر نیکی به تو رسد آنان را بدحال میسازد و اگر پیشامد ناگواری به تو رسد میگویند: ما پیش از این تصمیم خود را گرفتهایم، و شادمان روی میتابند.
پاسخ خداوند به بینش نادرست منافقان درباره شکست مسلمانان
قُلْ لَنْ یُصِیبَنٰا إِلّٰا مٰا کَتَبَ اللّٰهُ لَنٰا هُوَ مَوْلٰانٰا وَ عَلَی اللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ. [۸]
بگو: جز آنکه خدا برای ما مقرر داشته هرگز، به ما نمیرسد. او سرپرست ماست، و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند.
تبلیغات و جنگ روانی بر ضد مسلمانان در جنگ
إِذْ یَقُولُ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هٰؤُلٰاءِ دِینُهُمْ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ فَإِنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ. [۹]
آنگاه که منافقان و کسانی که در دلهایشان بیماری بود، میگفتند: اینان [مؤمنان] را دینشان فریفته است، و هرکس بر خدا توکل کند [بداند که] در حقیقت خدا شکستناپذیر حکیم است.
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لٰا تَکُونُوا کَالَّذِینَ کَفَرُوا وَ قٰالُوا لِإِخْوٰانِهِمْ إِذٰا ضَرَبُوا فِی الْأَرْضِ أَوْ کٰانُوا غُزًّی لَوْ کٰانُوا عِنْدَنٰا مٰا مٰاتُوا وَ مٰا قُتِلُوا لِیَجْعَلَ اللّٰهُ ذٰلِکَ حَسْرَةً فِی قُلُوبِهِمْ وَ اللّٰهُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ. [۱۰]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، همچون کسانی نباشید که کفر ورزیدهاند؛ و به برادرانشان- هنگامی که به سفر رفته [و در سفر مردند] و یا جهادگر شدند [و کشته شدند]، گفتند: اگر نزد ما مانده بودند، نمیمردند و کشته نمیشدند. [شما چنین سخنانی مگویید] تا خدا آن را در دلهایشان حسرتی قرار دهد و خدا [ست که] زنده میکند و میمیراند؛ و خدا [ست که] به آنچه میکنید، بیناست.
وَ إِذْ یَقُولُ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مٰا وَعَدَنَا اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ إِلّٰا غُرُوراً. [۱۱]
و [نیز به خاطر آورید] زمانی را که منافقان و بیماردلان میگفتند: خدا و پیامبرش جز وعدههای دروغین به ما ندادهاند.
وَ إِذْ قٰالَتْ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ یٰا أَهْلَ یَثْرِبَ لٰا مُقٰامَ لَکُمْ فَارْجِعُوا وَ یَسْتَأْذِنُ فَرِیقٌ مِنْهُمُ النَّبِیَّ یَقُولُونَ إِنَّ بُیُوتَنٰا عَوْرَةٌ وَ مٰا هِیَ بِعَوْرَةٍ إِنْ یُرِیدُونَ إِلّٰا فِرٰاراً. [۱۲]
و [نیز به خاطر آورید] زمانی را که گروهی از آنها گفتند: ای اهل یثرب (ای مردم مدینه) اینجا جای توقف شما نیست؛ به خانههای خود بازگردید. و گروهی از آنان از پیامبر اجازۀ بازگشت میخواستند و میگفتند: خانههای ما بیحفاظ است. در حالی که بیحفاظ نبود؛ آنها فقط میخواستند [از جنگ] فرار کنند.
الَّذِینَ قٰالُوا لِإِخْوٰانِهِمْ وَ قَعَدُوا لَوْ أَطٰاعُونٰا مٰا قُتِلُوا قُلْ فَادْرَؤُا عَنْ أَنْفُسِکُمُ الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ. [۱۳]
همان کسانی که [خود در خانه] نشستند و درباره دوستان خود گفتند: اگر از ما پیروی میکردند کشته نمیشدند. بگو: اگر راست میگویید مرگ را از خودتان دور کنید.
قَدْ یَعْلَمُ اللّٰهُ الْمُعَوِّقِینَ مِنْکُمْ وَ الْقٰائِلِینَ لِإِخْوٰانِهِمْ هَلُمَّ إِلَیْنٰا وَ لٰا یَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلّٰا قَلِیلًا. [۱۴]
خداوند کسانی که مردم را از جنگ باز میداشتند و کسانی را که به برادران خود میگفتند: به سوی ما بیایید، به خوبی میشناسد؛ و آنها [مردمی ضعیفاند و] جز اندکی روی به جنگ نمیآورند.
تهدید منافقان شایعه افکن
لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لٰا یُجٰاوِرُونَکَ فِیهٰا إِلّٰا قَلِیلًا. [۱۵]
اگر منافقان و کسانی که در دلهایشان مرضی هست و شایعه افکنان در مدینه، [از کارشان] باز نایستند، تو را سخت بر آنان مسلط میکنیم تا جز [مدتی] اندک در همسایگی تو نپایند.
فرصتطلبی و مطالبات منافقان در بهره برداری از نتایج جنگ
الَّذِینَ یَتَرَبَّصُونَ بِکُمْ فَإِنْ کٰانَ لَکُمْ فَتْحٌ مِنَ اللّٰهِ قٰالُوا أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ وَ إِنْ کٰانَ لِلْکٰافِرِینَ نَصِیبٌ قٰالُوا أَ لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَیْکُمْ وَ نَمْنَعْکُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فَاللّٰهُ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ لَنْ یَجْعَلَ اللّٰهُ لِلْکٰافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا. [۱۶]
همانان که مترصّد شمایند؛ پس اگر از جانب خدا به شما محنتی برسد، میگویند: مگر ما با شما نبودیم؟ و اگر برای کافران نصیبی باشد، میگویند: مگر ما بر شما تسلط نداشتیم و شما را از [ورود در جمع] مؤمنان باز نمیداشتیم؟ پس خداوند، روز قیامت میان شما داوری میکند، و خداوند هرگز بر [زیانِ] مؤمنان، برای کافران [تسلّطی] قرار نداده است.
فَإِذٰا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوکُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدٰادٍ أَشِحَّةً عَلَی الْخَیْرِ. [۱۷]
و چون ترس [از جنگ] برطرف شود، شما را با زبانهایی تند نیش میزنند؛ بر مال حریصاند. [و به دنبال غنایم میباشند]
وَ لَئِنْ أَصٰابَکُمْ فَضْلٌ مِنَ اللّٰهِ لَیَقُولَنَّ کَأَنْ لَمْ تَکُنْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُ مَوَدَّةٌ یٰا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً. [۱۸]
و اگر غنیمتی از خدا به شما برسد- چنانکه گویی میان شما و میان او [رابطۀ] دوستی نبوده- خواهد گفت: کاش من با آنان بودم و به نوای بزرگی میرسیدم.
اطاعت ظاهری از پیامبر (ص) و مخالفت با او در عمل از شگردهای منافقان
وَ یَقُولُونَ طٰاعَةٌ فَإِذٰا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِکَ بَیَّتَ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ غَیْرَ الَّذِی تَقُولُ وَ اللّٰهُ یَکْتُبُ مٰا یُبَیِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ وَکِیلًا. [۱۹]
و میگویند: فرمانبرداریم، ولی چون از نزد تو بیرون میروند، جمعی از آنان شبانه، جز آنچه تو میگویی، تدبیر میکنند و خدا آنچه را شبانه در سر میپرورند، مینگارد. پس، از ایشان روی برتاب و بر خدا توکل کن و خدا بس کارساز است.
ایجاد پایگاه برای مبارزه با خدا و رسول او، با پوشش دین
وَ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِرٰاراً وَ کُفْراً وَ تَفْرِیقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِرْصٰاداً لِمَنْ حٰارَبَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنٰا إِلَّا الْحُسْنیٰ وَ اللّٰهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ. [۲۰]
و آنهایی که مسجدی اختیار کردند که مایۀ زیان و کفر و پراکندگی میان مؤمنان است، و [نیز] کمینگاهی است برای کسی که قبلًا با خدا و پیامبر او به جنگ برخاسته بود، و سخت سوگند یاد میکنند که جز نیکی قصدی نداشتیم. [ولی] خدا گواهی میدهد که آنان قطعاً دروغگو هستند.
افشای توطئه منافقان در براندازی حکومت الهی
یَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنٰا إِلَی الْمَدِینَةِ لَیُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلّٰهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لٰکِنَّ الْمُنٰافِقِینَ لٰا یَعْلَمُونَ. [۲۱]
میگویند: اگر به مدینه برگردیم، قطعاً آنکه عزّتمندتر است آن زبونتر را از آنجا بیرون خواهد کرد، و [لی] عزّت از آنِ خدا و از آنِ پیامبر او و از آنِ مؤمنان است، لیکن این دورویان نمیدانند.
فرمان جهاد با منافقان و سختگیری بر آنان
یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ جٰاهِدِ الْکُفّٰارَ وَ الْمُنٰافِقِینَ وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ. [۲۲]
ای پیامبر، با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر، و جایگاهشان دوزخ است، و چه بد سرانجامی است.
نپذیرفته شدن کمکهای مالی منافقان برای جهاد
قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً لَنْ یُتَقَبَّلَ مِنْکُمْ إِنَّکُمْ کُنْتُمْ قَوْماً فٰاسِقِینَ. [۲۳]
بگو: چه به رغبت چه با بیمیلی انفاق کنید، هرگز از شما پذیرفته نخواهد شد، چرا که شما گروهی فاسق بودهاید.
لزوم اعراض و رویگردانی از منافقان
سَیَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ لَکُمْ إِذَا انْقَلَبْتُمْ إِلَیْهِمْ لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ جَزٰاءً بِمٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ. [۲۴]
وقتی به سوی آنان بازگشتید، برای شما به خدا سوگند میخورند تا از ایشان صرفنظر کنید.
پس، از آنان روی برتابید؛ چرا که آنان پلیدند، و به [سزای] آنچه به دست آوردهاند جایگاهشان دوزخ خواهد بود.
لزوم هوشیاری در برابر نیرنگ منافقان
یَحْلِفُونَ لَکُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللّٰهَ لٰا یَرْضیٰ عَنِ الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ. [۲۵]
برای شما سوگند یاد میکنند تا از آنان خشنود گردید. پس اگر شما هم از ایشان خشنود شوید قطعاً خدا از گروه فاسقان خشنود نخواهد شد.
سرزنش مسلمانان بخاطر اختلاف و تردید در مورد منافقان
فَمٰا لَکُمْ فِی الْمُنٰافِقِینَ فِئَتَیْنِ وَ اللّٰهُ أَرْکَسَهُمْ بِمٰا کَسَبُوا أَ تُرِیدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللّٰهُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللّٰهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِیلًا. [۲۶]
شما را چه شده است که در بارۀ منافقان دو دسته شدهاید؟ با اینکه خدا آنان را به [سزای] آنچه انجام دادهاند، سرنگون کرده است. آیا میخواهید کسی را که خدا در گمراهیاش وانهاده است به راه آورید؟ و حال آنکه هر که را خدا در گمراهیاش وانهد، هرگز راهی برای [هدایتِ] او نخواهی یافت.
فرجام و سرنوشت تلخ منافقان
قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنٰا إِلّٰا إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِکُمْ أَنْ یُصِیبَکُمُ اللّٰهُ بِعَذٰابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَیْدِینٰا فَتَرَبَّصُوا إِنّٰا مَعَکُمْ مُتَرَبِّصُونَ. [۲۷]
بگو: آیا برای ما جز یکی از این دو نیکی را انتظار میبرید؟ در حالی که ما انتظار میکشیم که خدا از جانب خود یا به دست ما عذابی به شما برساند. پس انتظار بکشید که ما هم با شما در انتظاریم!
لِیَجْزِیَ اللّٰهُ الصّٰادِقِینَ بِصِدْقِهِمْ وَ یُعَذِّبَ الْمُنٰافِقِینَ إِنْ شٰاءَ أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ غَفُوراً رَحِیماً. [۲۸]
هدف این است که خداوند صادقان را به خاطر صدقشان پاداش دهد، و منافقان را هرگاه اراده کند، عذاب نماید یا [اگر توبه کنند] توبۀ آنها را بپذیرد؛ چرا که خداوند آمرزنده و مهربان است.
مَلْعُونِینَ أَیْنَمٰا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلًا. [۲۹]
از رحمت خدا دور گردیده و هر کجا یافته شوند، گرفته و سخت کشته خواهند شد.
سنت تغییرناپذیر الهی در مورد سرنوشت منافقان
سُنَّةَ اللّٰهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّٰهِ تَبْدِیلًا.[۳۰]
دربارۀ کسانی که پیشتر بودهاند [همین] سنت خدا [جاری بوده] است؛ و در سنت خدا هرگز تغییری نخواهی یافت.
آمادگی رزمی
آمادگی رزمی و نقش بازدارندگی آن
وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبٰاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّٰهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لٰا تَعْلَمُونَهُمُ اللّٰهُ یَعْلَمُهُمْ وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لٰا تُظْلَمُونَ. [۳۱]
و برای [کارزار با] آنها آنچه میتوانید نیرو و اسبان بسته [و زین کرده] آماده سازید تا بدین وسیله، دشمن خدا و دشمن خودتان و دیگران جز اینان را که شما نمیشناسید- خدا آنها را میشناسد- بترسانید؛ و آنچه در راه خدا انفاق کنید، به تمامی به شما باز دهند و بر شما هیچ ستمی نخواهد شد.
آمادگی رزمی و خنثی کردن توطئههای دشمنان
وَ لْیَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَ أَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِکُمْ وَ أَمْتِعَتِکُمْ فَیَمِیلُونَ عَلَیْکُمْ مَیْلَةً وٰاحِدَةً. [۳۲]
و باید وسائل دفلاعی و سلاحهای خود را [هوشیارانه] با خود [در حال نماز] حفظ کنند. (زیرا) کافران دوست دارند که شما از سلاحها ومتاعهای خود غافل شوید و یک مرتبه به شما هجوم کنند.
ضرورت آمادگی رزمی و حفظ هوشیاری
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَکُمْ فَانْفِرُوا ثُبٰاتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِیعاً. [۳۳]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، [در برابر دشمن] آماده باشید [سلاح خود را برگیرید] و گروه گروه [به جهاد] بیرون روید یا بهطور جمعی روانه شوید.
فَخُذُوا لِلْحَرْبِ أُهْبَتَهَا وَ أَعِدُّوا لَهَا عُدَّتَهَا فَقَدْ شَبَّ لَظَاهَا وَ عَلَا سَنَاهَا وَ اسْتَشْعِرُوا الصَّبْرَ فَإِنَّهُ أَدْعَی إِلَی النَّصْرِ. [۳۴]
امام علی (ع) فرمود: ای مردم کوفه! آمادۀ پیکار شوید و ساز و برگ جنگ فراهم آورید؛ زیرا که آتش جنگ زبانه کشیده و شعلههای آن بالا گرفته است، صبر و استقامت را شعار خویش سازید که پیروزیآور است.
وَ لَعَمْرِی مَا عَلَیَّ مِنْ قِتَالِ مَنْ خَالَفَ الْحَقَّ وَ خَابَطَ الْغَیَّ مِنْ إِدْهَانٍ وَ لَا إِیهَانٍ فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ وَ فِرُّوا إِلَی اللَّهِ مِنَ اللَّهِ وَ امْضُوا فِی الَّذِی نَهَجَهُ لَکُمْ وَ قُومُوا بِمَا عَصَبَهُ بِکُمْ فَعَلِیٌّ ضَامِنٌ لِفَلْجِکُمْ آجِلًا إِنْ لَمْ تُمْنَحُوهُ عَاجِلًا. [۳۵]
امام علی (ع) فرمود: سوگند به جان خودم، در مبارزه با مخالفان حق، و آنان که در گمراهی و فساد غوطهورند، یک لحظه مدارا و سستی نمیکنم.
پس ای بندگان خدا! از خدا بترسید و از خدا، به سوی خدا فرار کنید، و از راهی که برای شما گشوده بروید، و وظایف و مقرّراتی که برای شما تعیین کرده به پا دارید اگر چنین باشید.
علی (ع) ضامن پیروزی شما در آینده است، گرچه هم اکنون بدان دست نیابید.
مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِینَ اسْتَشْعِرُوا الْخَشْیَةَ وَ تَجَلْبَبُوا السَّکِینَةَ وَ عَضُّوا عَلَی النَّوَاجِذِ فَإِنَّهُ أَنْبَی لِلسُّیُوفِ عَنِ الْهَامِ وَ أَکْمِلُوا اللَّأْمَةَ وَ قَلْقِلُوا السُّیُوفَ فِی أَغْمَادِهَا قَبْلَ سَلِّهَا وَ الْحَظُوا الْخَزْرَ وَ اطْعُنُوا الشَّزْرَ وَ نَافِحُوا بِالظُّبَی وَ صِلُوا السُّیُوفَ بِالْخُطَا. [۳۶]
امام علی (ع): الا ای گروه مسلمانان، درون را با جامۀ زیرینی از خَشیت و برون را با جامۀ زبرینی از متانت و آرامش بپوشانید. دندانها را بر هم بفشرید که در برابر شمشیرهای دشمن، جمجمههاتان را مقاومتی افزون میبخشد.
پوشش دفاعیتان را کامل و کاملتر کنید. پیش از آختن، شمشیرها را در نیام بجنبانید تیز و خشم آکند بر دشمن بنگرید، و از چپ و راست، با نیزه بر سپاه خصم بتازید و چالاک و پرتحرک، دشمن را نشانۀ تیغتان بگیرید و گام فرا پیش نهید.
فَقام الحسین (ع) فَحَمِدَ اللهُ وَ اثنٰی عَلَیهِ بِمٰا هُو اهلُهُ وَ قٰالَ: یٰا اهلَ الکُوفَة انتُم الاحِبَّةُ الکُرَماءُ، وَ الشِّعارُ دُونَ الدِّثارِ، فَجِدُّوا فِی احیاءِ مٰا دَثَرَ بَینَکُم، وَ تَسهٖیلِ مٰا تَوَعَّرَ عَلَیکُم.
الٰا انَّ الحَربَ شَرُّهٰا ذَریعٌ، وَ طَعمُهٰا فَظیعٌ، وَ هِیَ جُرَعٌ مُستَحساةٌ، فَمَن اخَذَ لَهَا اهبَّتَهَا وَاسْتَعَدَّ لَهَا عُدَّتَهَا وَ لَم یَألَم کُلُومَهَا عِندَ حُلُولِهَا فَذاکَ صاحِبُهَا، وَ مَن عَاجَلهَا قَبلَ اوَانِ فُرصَتِها وَاستِبصار سَعیِهِ فِیهَا فَذاکَ قَمَنٌ أَن لٰا یَنفَعَ قَومَهُ وَ انْ یُهلِکْ نَفسَهُ، نَسأَلُ اللهَ بِقوَّتِهِ ان یُدعِمَکُم بِالفِئَةِ. [۳۷]
[در جنگ صفین چون امیرمؤمنان (ع) با مردم کوفه سخن گفت و آنان را به نبرد با معاویه و همدستانش برانگیخت، (امام) حسن (ع) را فرمود تا با مردم سخن گوید. و او سخن گفت. سپس (امام) حسین (ع) را فرمود.]
«او نیز برخاسته پس از حمد و ثنای شایسته الهی گفت: ای کوفیان! شما دوستان بزرگوارید، شما (چون) لباس زیرین (خودی) هستید، نه (چون) لباس رو (بیگانه). پس در احیای آنچه در میان شما از بین رفته و آسان ساختن آنچه بر شما سخت افتاده است بکوشید.
بدانید! شرّ جنگ، چابک و مزهاش بسیار ناپسند است، در حالی که جرعههایش (به ناچار) سرکشیدنی است. پس هر که آمادۀ آن شود و ساز و برگ خود را برای آن آماده کند و در گرماگرم پیکار از زخمهایش ننالد، مرد میدان نبرد است و هرکه پیش از فرا رسیدن وقت مناسب و تلاش آگاهانه در راه آن به آن پیشی گیرد او را سزد که به مردم خود سودی نرساند؛ اگرچه خویش را نابود کند. از خدا میخواهیم با توانی که دارد شما را به دستجات (فراوان) پشتیبان باشد.
آمادگی رزمی در عمل پیامبر (ص)
عَنْ ابی عبداللّه، عن آبائه، عن عَلیّ (علیهم السلام): کٰانَ رَسوُلُ اللّهِ (صَلَّی اللّهُ عَلَیه وَ آلِه)، اذَا لَقِیَ العَدُوَّ عَبَّأَ الرَّجَالَةَ، وَ عَبَّأَ الخَیلَ، وَ عَبَّأَ الإِبِلَ). [۳۸]
امام صادق (ع)- از قول پدرش، از علی (ع)- فرمود: «پیغمبر خدا (ص) هرگاه به دشمن میرسید، پیادهنظام را مجهز و اسبان و همچنین شتران را آماده میکرد.
امیرمؤمنان (ع) و آمادگی رزمی
عَن الحٰارِثِ بْنِ حَصیرةٍ وَ غَیره قَالَ: کَانَ عَلیٌّ علیهالسلام یَرْکَبُ بَغْلًا لَه یَستَلِذُّه فَلَمَّا حَضَرَتْ الحَرْبُ قَالَ: ایتوُنِی بِفَرسٍ، قَالَ: فَأتِیَ بِفَرسٍ لَه ادْهَمٍ یُقَادُ بِشَطَنَیْنِ، یَبْحَثُ بِیَدَیْهِ الارْضَ جَمیعاً لَهُ حَمْحَمَةٌ وَ صَهیلٌ فَرَکِبَهُ وَ قَالَ: «سُبحان الَّذِی سَخَّرَ لَنا هَذَا وَ مَا کُنَّا لَهُ مُقْرِنینَ وَ لٰا حَوْلَ وَ لْا قُوَّةَ الَّا بِاللّهِ العَلیِّ العَظِیمِ». [۳۹]
حارث بن حصیره و دیگران گفتهاند علی (ع) بارها قبل از شروع جنگ بر قاطر سوار میشد و از سوار شدن بر آن لذت میبرد. اما با شروع جنگ فرمود یک اسب برایم آماده کنید. پس اسبی آوردند که رنگ آن سیاه مایل به خاکستری بود و ریسمان دراز و محکمی به گردنش بسته شده بود و با دستهایش زمین را میکند و شیهه میکشید. حضرت سوار آن شد و فرمود: «سُبْحٰانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنٰا هٰذٰا وَ مٰا کُنّٰا لَهُ مُقْرِنِینَ» [۴۰] وَ لْا حَوْلَ وَ لْا قُوَّةَ الَّا بِاللّهِ العَلیِّ العَظِیمِ.
امام باقر (ع) و آمادگی رزمی
عَن الصَّادِقِ (عِلِیهِ السَّلامُ)، فِی حَدیثٍ طَویلٍ فِی مَسیرِهِ مَعَ وَالِدِه ابی جَعفر (عَلَیه السَّلامُ)، الَی الشَّامِ عِنْدَ هِشَام، وَمُرامَاتِهِ (عَلَیه السَّلامُ) عِنْدَه، الَی انْ قَالَ: «قَالَ لَه هِشَام: یٰا محمَّدُ لٰا یَزالُ العَربَ وَالعَجمَ یَسودُهَا قُریشٌ مَا دَامَ فِیهِمْ مِثْلُکَ، لِلَّه دَرُّکَ مَنْ عَلَّمَکَ وَ فِی کَمْ تَعَلَّمْتَه؟ فَقَالَ ابی: قَدْ عَلِمْتَ أَنَّ اهْلَ الْمدینةِ یَتَعاطوُنَه، فَتعاطَیتُه ایَّامَ حَدَاثَتی ثُمَّ تَرَکْتُهُ». [۴۱]
«طبری امامی» به سلسله سند خود از امام صادق (ع) روایت کرده که: «آن حضرت در حدیثی طولانی از رویدادهایی که در سفری با پدرش امام باقر (ع) به شام نزد هشام رفتند، و تیراندازی (امام باقر) در آن مجلس، سخن گفته، تا آن که گوید: هشام به آن حضرت گفت: ای محمد! تا زمانی که افرادی مانند تو در میان قریش باشد، آنان بر عرب و عجم آقایی خواهند داشت. خدا خیرت دهد. چه کسی تو را آموزش داده و آن را در چه مدت آموختهای؟
پدرم به او فرمود: تو میدانی که مردم مدینه آن را یاد دارند. من هم در دوران کودکی به آن میپرداختم، ولی بعد آن را ترک کردم ...»
توضیح: امام باقر (ع) به اصرار هشام، هفت تیر از کمان رها کرد. تیر نخست به خال خورد، تیر دوّم به تیر اوّل و تیر سوم به دوّم و ... هفت تیر یکدیگر را به هم دوختند.
پاداش آمادگی مجروحان جنگ احد برای تعقیب مشرکان
الَّذِینَ اسْتَجٰابُوا لِلّٰهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مٰا أَصٰابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِیمٌ.[۴۲]
کسانی [مؤمنان یاد شده در آیۀ قبل] که پس از آنکه [در نبرد احد] زخم برداشته بودند، دعوت خدا و پیامبر [او] را اجابت کردند، برای کسانی از آنان که نیکی و پرهیزگاری کردند، پاداشی بزرگ است.
بسترهای آمادگی رزمی، آموزش نظامی و ...
قَالَ رَسوُلُ اللّهِ (ص) فِی قَوْلِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبٰاطِ الْخَیْلِ» قَالَ: الرَّمْیُ. [۴۳]
پیغمبر (ص) درباره فرمایش خداوند: «پیش از آن که در جبهه جنگ با دشمن رو به رو شوید تا حدی که در توان دارید از نیرو و آلات جنگی و اسبان سواری برای تهدید دشمن آماده سازید» [۴۴] فرمود: مقصود از «قوة» تیراندازی است.
عَنْ ابی عَبدَاللّٰهَ (ع) قَالَ: الرَّمْیُ سَهْمٌ مِن سَهَامِ الاسلٰامِ. [۴۵]
امام صادق (ع) فرمود: تیراندازی، تیری از تیرهای اسلام است.
عَنْ عَلیٍّ (عَلَیهم السَّلامُ) قَالَ: (قَالَ رَسوُلُ اللّهِ (صِلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه): کُلُّ لَهْوٍ بَاطِلٌ الَّا مَا کَانَ مِنْ ثَلاثَةٍ: رَمْیِکَ عَنْ قَوسِکَ، وَ تَأدِیبِکَ فَرَسَکَ، وَ مُلٰاعَبَتِکَ اهلَکَ فَانَّه مِن السُّنَّةِ).[۴۶]
پیامبر خدا (ص) فرمود: «هر سرگرمی همراه با خوشگذرانی، باطل و بیهوده است مگر در سه مورد: تیراندازی از اسلحهات، تربیت کردن اسب خودت، همبازی شدن با همسرت که از مستحبات است.»
موانع آمادگی رزمی؛ سورچرانی و ...
وَ اللَّهُ مُسْتَأْدِیکُمْ شُکْرَهُ وَ مُوَرِّثُکُمْ أَمْرَهُ وَ مُمْهِلُکُمْ فِی مِضْمَارٍ مَحْدُودٍ لِتَتَنَازَعُوا سَبَقَهُ فَشُدُّوا عُقَدَ الْمَآزِرِ وَ اطْوُوا فُضُولَ الْخَوَاصِرِ لَا تَجْتَمِعُ عَزِیمَةٌ وَ وَلِیمَةٌ مَا أَنْقَضَ النَّوْمَ لِعَزَائِمِ الْیَوْمِ وَ أَمْحَی الظُّلَمَ لِتَذَاکِیرِ الْهِمَمِ. [۴۷]
امام علی (ع) میفرماید: این خداوند است که ادای شکر خویش را از شما میطلبد و هم شما را وارث امر خود میخواهد. هم او است که در میدان گیتی شما را فرصت مشق میدهد تا کدامینتان گوی مسابقه را برباید. پس کمربندها را محکم ببندید، شکمها را از فضول طعامها تهی نگه دارید که هرگز عزم استوار را با سورچرانی فراهم نیابید، وه که چه سان خواب شب ارادههای روز را در هم میشکند و یادآوری هدفها را در کام سیاهی خویش فرو میکشد!
صلح
دعوت اسلام به صلح و عدالت خواهی
لٰا یَنْهٰاکُمُ اللّٰهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقٰاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ. [۴۸]
خدا شما را از نیکی کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در امر دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهی نمیکند؛ چرا که خداوند عدالتپیشگان را دوست میدارد.
إِنَّمٰا یَنْهٰاکُمُ اللّٰهُ عَنِ الَّذِینَ قٰاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ وَ ظٰاهَرُوا عَلیٰ إِخْرٰاجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّٰالِمُونَ. [۴۹]
خداوند، شما را تنها از دوستی با کسانی نهی میکند که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از خانههایتان بیرون راندند و به بیرون راندنتان کمک کردند، و هر کس با آنان رابطۀ دوستی داشته باشد، ظالم و ستمگر است.
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً وَ لٰا تَتَّبِعُوا خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ. [۵۰]
ای کسانی که ایمان آوردهاید! همگی در صلح و آشتی درآیید، و از گامهای شیطان پیروی نکنید؛ که او دشمن آشکار شماست.
عَسَی اللّٰهُ أَنْ یَجْعَلَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الَّذِینَ عٰادَیْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اللّٰهُ قَدِیرٌ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ. [۵۱]
امید است که خدا میان شما و میان کسانی از آنان که [ایشان را] دشمن داشتید، دوستی برقرار کند، و خدا تواناست، و خدا آمرزندۀ مهربان است.
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ فَتَبَیَّنُوا وَ لٰا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقیٰ إِلَیْکُمُ السَّلٰامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا فَعِنْدَ اللّٰهِ مَغٰانِمُ کَثِیرَةٌ کَذٰلِکَ کُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللّٰهُ عَلَیْکُمْ فَتَبَیَّنُوا إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیراً. [۵۲]
ای کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامی که در راه خدا گام میزنید [و به سفری برای جهاد میروید]، تحقیق کنید؛ و به خاطر اینکه سرمایۀ ناپایدار دنیا [و غنایمی] بهدست آورید، به کسی که اظهار اسلام میکند نگویید: مسلمان نیستی؛ زیرا غنیمتهای فراوانی [برای شما] نزد خداست. شما قبلًا چنین بودید؛ و خداوند بر شما منت نهاد [و هدایت شدید]. پس [به شکرانۀ این نعمت بزرگ] تحقیق کنید. خداوند به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
پذیرفتن صلح در صورت تمایل دشمنان و دست کشیدن از جنگ
وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهٰا وَ تَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ. [۵۳]
و اگر به صلح گراییدند، تو [نیز] بدان بگرای و بر خدا توکل نما که او شنوای داناست.
إِلَّا الَّذِینَ یَصِلُونَ إِلیٰ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ مِیثٰاقٌ أَوْ جٰاؤُکُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ یُقٰاتِلُوکُمْ أَوْ یُقٰاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَیْکُمْ فَلَقٰاتَلُوکُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقٰاتِلُوکُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَمٰا جَعَلَ اللّٰهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبِیلًا. [۵۴]
مگر کسانی که با گروهی که میان شما و میان آنان پیمانی است، پیوند داشته باشند، یا نزد شما بیایند در حالی که سینۀ آنان از جنگیدن با شما یا جنگیدن با قوم خود، به تنگ آمده باشد. و اگر خدا میخواست، قطعاً آنان را بر شما چیره میکرد و حتماً با شما میجنگیدند. پس اگر از شما کنارهگیری کردند و با شما نجنگیدند و با شما طرح صلح افکندند، [دیگر] خدا برای شما راهی [برای تجاوز] بر آنان قرار نداده است.
سَتَجِدُونَ آخَرِینَ یُرِیدُونَ أَنْ یَأْمَنُوکُمْ وَ یَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ کُلَّمٰا رُدُّوا إِلَی الْفِتْنَةِ أُرْکِسُوا فِیهٰا فَإِنْ لَمْ یَعْتَزِلُوکُمْ وَ یُلْقُوا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ وَ یَکُفُّوا أَیْدِیَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أُولٰئِکُمْ جَعَلْنٰا لَکُمْ عَلَیْهِمْ سُلْطٰاناً مُبِیناً. [۵۵]
به زودی، گروهی دیگر را خواهید یافت که میخواهند از شما آسوده خاطر و از قوم خود [نیز] ایمن باشند. هر بار که به فتنه بازگردانده شوند، سر در آن فرومیبرند. پس اگر از شما کنارهگیری نکردند و به شما پیشنهاد صلح نکردند و از شما دست برنداشتند، هر کجا آنان را یافتید، به اسارت بگیرید و بکشیدشان. آناناند که ما برای شما بر ضد ایشان تسلطی آشکار قرار دادهایم.
وَ مَنْ الْقٰی الیکُم السَّلم فَاقبِلوُا مِنهُ. [۵۶] امیر مؤمنان (ع) در جنگ صفین به یاران خود فرمود: و هرکس به شما پیشنهاد صلح کرد از او بپذیرید.
دعوت دشمنان به حق و حقیقت در سایه صلح
الِاستصلٰاحُ لِلَاعداءِ بِحُسنِ الْمَقالِ وَ جَمیلِ الْافعٰالِ اهوَنُ مِن مُلاقٰاتِهِم وَ مُغالَبتهِم بِمَضضِ القِتٰالِ. [۵۷]
امام علی (ع) دشمنان را با گفتار نیکو و کردار زیبا اصلاح کردن و به حق دعوت نمودن، سهلتر است از روبهرو شدن با آنها در میدان جنگ [و جنگیدن] و بر آنها غلبه کردن.
توکل بر خداوند در انعقاد پیمان صلح
وَ إِنْ یُرِیدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللّٰهُ هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِینَ. [۵۸]
و اگر بخواهند تو را بفریبند، [یاری] خدا برای تو بس است. همو بود که تو را با یاری خود و مؤمنان نیرومند گردانید.
آثار صلح، آسایش رزمندگان و امنیت کشور
لٰا تَدفَعنَّ صُلح" دَعٰانَ الیهِ عَدُوَّنَ وَ للّٰهِ فیه رضیاً فَانَّ فِی الصُّلح دَعَةً لِجُنودِکَ وَ رٰاحَةً مِن هُموُمَکَ وَ امناً لِبِلادِکَ. [۵۹]
امام علی (ع): هرگز پیشنهاد صلح از طرف دشمن را که خشنودی خدا در آن است رد مکن، که آسایش رزمندگان، و آرامش فکری تو، و امنیّت کشور در صلح تأمین میگردد.
عن علی (ع): انّ رَسولَ اللّٰه (ص) عَهِد الَیهِ عَهداً، وَ کَانَ مِمَّا عَهِدَ فیهِ: وَ لٰا تَدفَعنَّ صُلحاً دَعانَ الَیهِ عَدوَّکَ فَانَّ فِی الصُّلح دَعةَ لِلجنودِ، وَ رَخاءً لِلهمومِ وَ امناً للبلاد. [۶۰]
از علی (ع) روایت شده که پیامبر خدا (ص) به او سفارشهایی کرده از جمله: «صلحی را که دشمن پیشنهاد داده، رد نکن؛ زیرا برای سپاهیان، آسایش و از شدت فشار و اندوه آنان کاسته و موجب امنیت کشور میشود.
پذیرش صلح از اختیارات فرماندهی کل قوا
وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهٰا وَ تَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ. [۶۱]
و اگر به صلح گراییدند، تو [نیز] بدان بگرای و بر خدا توکل نما که او شنوای داناست.
توضیح: از تعبیر «فاجنح» که خطاب به پیامبر است، فهمیده میشود که پذیرش صلح و متارکه جنگ از اختیارات پیامبر (ص) و رهبر جامعۀ اسلامی است. [۶۲]
لزوم پایبندی به صلح
عن امیرالمؤمنین (ع): ... وَ إِنْ عَقَدْتَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ عَدُوِّکَ عُقْدَةً أَوْ أَلْبَسْتَهُ مِنْکَ ذِمَّةً فَحُطْ عَهْدَکَ بِالْوَفَاءِ وَ ارْعَ ذِمَّتَکَ بِالْأَمَانَةِ وَ اجْعَلْ نَفْسَکَ جُنَّةً دُونَ مَا أَعْطَیْتَ فَإِنَّهُ لَیْسَ مِنْ فَرَائِضِ اللَّهِ شَیْءٌ النَّاسُ أَشَدُّ عَلَیْهِ اجْتَماعاً مَعَ تَفَرُّقِ أَهْوَائِهِمْ وَ تَشَتُّتِ آرَائِهِمْ مِنْ تَعْظِیمِ الْوَفَاءِ بِالْعُهُودِ وَ قَدْ لَزِمَ ذَلِکَ الْمُشْرِکُونَ فِیَما بَیْنَهُمْ دُونَ الْمُسْلِمِینَ لِمَا اسْتَوْبَلُوا مِنْ عَوَاقِبِ الْغَدْرِ فَلَا تَغْدِرَنَّ بِذِمَّتِکَ وَ لَا تَخِیسَنَّ بِعَهْدِکَ وَ لَا تَخْتِلَنَّ عَدُوَّکَ فَإِنَّهُ لَا یَجْتَرِئُ عَلَی اللَّهِ إِلَّا جَاهِلٌ شَقِیٌّ وَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ عَهْدَهُ وَ ذِمَّتَهُ أَمْناً أَفْضَاهُ بَیْنَ الْعِبَادِ بِرَحْمَتِهِ وَ حَرِیماً یَسْکُنُونَ إِلَی مَنَعَتِهِ وَ یَسْتَفِیضُونَ إِلَی جِوَارِهِ فَلَا إِدْغَالَ وَ لَا مُدَالَسَةَ وَ لَا خِدَاعَ فِیهِ وَ لَا تَعْقِدْ عَقْداً تُجَوِّزُ فِیهِ الْعِلَلَ وَ لَا تُعَوِّلَنَّ عَلَی لَحْنِ قَوْلٍ بَعْدَ التَّأْکِیدِ وَ التَّوْثِقَةِ وَ لَا یَدْعُوَنَّکَ ضِیقُ أَمْرٍ لَزِمَکَ فِیهِ عَهْدُ اللَّهِ إِلَی طَلَبِ انْفِسَاخِهِ بِغَیْرِ الْحَقِّ فَإِنَّ صَبْرَکَ عَلَی ضِیقِ أَمْرٍ تَرْجُو انْفِرَاجَهُ وَ فَضْلَ عَاقِبَتِهِ خَیْرٌ مِنْ غَدْرٍ تَخَافُ تَبِعَتَهُ وَ أَنْ تُحِیطَ بِکَ مِنَ اللَّهِ فِیهِ طِلْبَةٌ لَا تَسْتَقْبِلُ فِیهَا دُنْیَاکَ وَ لَا آخِرَتَکَ. [۶۳]
حال اگر پیمانی بین تو و دشمن منعقد گردید، یا در پناه خود او را امان دادی، به عهد خویش وفادار باش، و بر آنچه بر عهده گرفتی امانتدار باش، و جان خود را سپر پیمان خود گردان، زیرا هیچ یک از واجبات الهی همانند وفای به عهد نیست. که همۀ مردم جهان با تمام اختلافاتی که در افکار و تمایلات دارند، در آن اتّفاق نظر داشته باشند. تا آنجا که مشرکین زمان جاهلیّت به عهد و پیمانی که با مسلمانان داشتند وفادار بودند، زیرا که آیندۀ ناگوار پیمان شکنی را آزمودند. پس هرگز پیمان شکن مباش، و در عهد خود خیانت مکن، و دشمن را فریب مده، زیرا کسی جز نادان بدکار، بر خدا گستاخی روا نمیدارد، خداوند عهد و پیمانی که با نام او شکل میگیرد با رحمت خود مایۀ آسایش بندگان، و پناهگاه امنی برای پناه آورندگان قرار داده است، تا همگان به حریم امن آن روی بیاورند. پس فساد، خیانت، فریب، در عهد و پیمان راه ندارد.
مبادا قراردادی را امضاء کنی که در آن برای دغلکاری و فریب راههایی وجود دارد، و پس از محکم کاری و دقّت در قرارداد نامه، دست از بهانه جویی بردار، مبادا مشکلات پیمانی که بر عهدهات قرار گرفته، و خدا آن را بر گردنت نهاده، تو را به پیمان شکنی وادارد، زیرا شکیبایی تو در مشکلات پیمانها که امید پیروزی در آینده را به همراه دارد، بهتر از پیمان شکنی است که از کیفر آن میترسی، و در دنیا و آخرت نمیتوانی پاسخ گوی پیمان شکنی باشی.
پیامبر (ص): وَ اقصیٰ مٰا یَجبُ ان یُوادعَ المُشرکوُن عشرَ سنینَ، لایُجاوِز ذٰلِکَ، وَ یَنبَغیٖ ان یُوفّیٰ لَهُم، وَ ان لٰا تَخفر ذمّتهم. [۶۴]
پیامبر (ص) فرمود: نهایت مدت ترک مخاصمه با مشرکان ده سال است و نه بیشتر. وقتی پیمان بسته شد، باید به آن وفادار باشند و پیمانشان را نشکنند.
حفظ هوشیاری در مقابل فریب دشمن
وَ لکِن الحَذَرَ کُلَّ الحَذَرِ مِن عَدوّکَ بعد صُلحِهِ فَانّ العَدُوَّ ربُّمَا قارَبَ لِیَتَغَفَّل فَخُذ بِالحزمِ وَ اتَّهم فی ذٰلکَ حُسنَ الظَّنَّ. [۶۵]
امام علی (ع) به مالک اشتر فرمود: لکن زنهار! زنهار! از دشمن خود پس از آشتی کردن، زیرا گاهی دشمن نزدیک میشود تا غافلگیر کند، پس دوراندیش باش، و خوشبینی خود را متهم کن.
عَنْ عَلی (ع)، انَّ رَسوُلَ اللّهِ (ص) عَهِدَ الَیه عَهْداً، وَ کَانَ ممَّا عَهدَ فِیه: وَ لٰا تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعاکَ الَیهِ عَدوُّکَ فَانَّ فِی الصُّلحِ دَعَةً لِلْجُنوُدِ، وَ رَخاءً لِلهُمومِ، وَ امناً لِلبلادِ، فَانْ امْکَنَتْکَ القُدرةُ وَ الفُرصَةُ مِن عَدُوِّکَ، فَانبِذْ عَهْدَهُ الَیْهِ، وَاسْتَعِنْ بِاللّهِ عَلَیهِ، وَ کُنْ اشَدَّ مَا تَکوُنُ لِعَدُوِّکَ حَذَراً عِنْدَمَا یَدْعوُکَ الَی الصُّلحِ، فَانَّ ذٰلِکَ رُبَّما یَکوُنُ مَکْراً وَ خَدِیعَةً، وَ اذَا عَاهَدْتَ فَحُطْ عَهْدَکَ بِالوَفاءِ، وَارْعَ ذِمَّتَکَ بِالامَانةِ وَالصِّدْق. [۶۶]
از علی (ع) روایت شده که پیغمبر خدا (ص) به او توصیه و سفارشهایی کرد و از جمله این بود که: «صلحی که دشمن، پیشنهاد داده است را هرگز رد نکن؛ زیرا در صلح برای سپاهیان، آسایشی فراهم میگردد و از شدت فشار اندوه، کاسته و امینت کشور برقرار میشود. و هرگاه از جانب دشمن قدرت و فرصتی برایت فراهم گردید پیمانش را بشکن و آن را به او اعلام و از خدا یاری بخواه تا برای درهم کوبیدنش به تو مدد رساند.
و آنگاه که تو را برای انعقاد صلح، فراخواند بسیار مواظب دشمن باش؛ زیرا چه بسا مکر و فریبی در آن باشد. و چون با دشمن پیمان بستی به آن وفادار باش و با درستی و امانت به تعهداتی که دادهای عمل کن.
لزوم صراحت و شفافیت در پیمان صلح
امام علی (ع): أَمَّا بَعْدُ فَإِذَا أَتَاکَ کِتَابِی فَاحْمِلْ مُعَاوِیَةَ عَلَی الْفَصْلِ وَ خُذْهُ بِالْأَمْرِ الْجَزْمِ ثُمَّ خَیِّرْهُ بَیْنَ حَرْبٍ مُجْلِیَةٍ أَوْ سِلْمٍ مُخْزِیَةٍ فَإِنِ اخْتَارَ الْحَرْبَ فَانْبِذْ إِلَیْهِ وَ إِنِ اخْتَارَ السِّلْمَ فَخُذْ بَیْعَتَهُ وَ السَّلَامُ.[۶۷]
امام علی (ع) جریر بن عبداللّٰه بَجَلی، فرستاده خویش به سوی معاویه نوشت: اما بعد، همین که این نامه را دریافت کردی، معاویه را به یکسره کردن کار وادار و با او برخوردی قاطع داشته باش. و سرانجام در انتخاب جنگی آواره کننده از وطن یا صلحی زبون ساز مخیّرش کن. اگر جنگ را برگزید پیمان امانی را که به او داده شده است به نزدش بیفکن، و اگر صلح را انتخاب کرد، از او بیعت بگیر.
شرائط صلح، عدالت و برابری
لٰایُسالمُ مُؤمِنٌ دوُنَ مُؤمِنٍ فِی قِتالٍ فِی سَبیلِاللّهِ الَّا عَلَی عَدلٍ وَسواءٍ. [۶۸]
پیامبر (ص): هیچ مؤمنی به تنهایی بدون مؤمن دیگر در جنگ در راه خدا با دشمن صلح و آشتی نمیکند مگر آن که بر پایه عدالت و برابری باشد.
نگرش ناقضین پیمانهای صلح
ثُمَّ أَنْتُمْ هٰؤُلٰاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَرِیقاً مِنْکُمْ مِنْ دِیٰارِهِمْ تَظٰاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ وَ إِنْ یَأْتُوکُمْ أُسٰاریٰ تُفٰادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْرٰاجُهُمْ أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتٰابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمٰا جَزٰاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذٰلِکَ مِنْکُمْ إِلّٰا خِزْیٌ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یُرَدُّونَ إِلیٰ أَشَدِّ الْعَذٰابِ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ. [۶۹]
باز همین شما هستید که یکدیگر را میکشید، و گروهی از خودتان را از دیارشان بیرون میرانید، و به گناه و تجاوز، بر ضد آنان به یکدیگر کمک میکنید، و اگر به اسارت پیش شما آیند، به [دادن] فدیه، آنان را آزاد میکنید، با آنکه [نه تنها کشتن، بلکه] بیرون کردن آنان بر شما حرام شده است. آیا شما به پارهای از کتاب [تورات] ایمان میآورید و به پارهای [از آن] کفر میورزید؟ پس جزای هر کس از شما که چنین کند، جز خواری در زندگی دنیا چیزی نخواهد بود، و روز رستاخیز ایشان را به سختترین عذابها باز برند، و خداوند از آنچه میکنید، غافل نیست.
پرهیز از صلح ذلّت بار با متجاوزان
فَلٰا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَی السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللّٰهُ مَعَکُمْ وَ لَنْ یَتِرَکُمْ أَعْمٰالَکُمْ. [۷۰]
پس سستی نورزید و (کافران را) به آشتی مخوانید (که) شما برترید و خدا با شماست و از (ارزش) کارهایتان هرگز نخواهد کاست.
تأکید بر صلح در جنگ صفین، از جانب امیرمؤمنان (ع)
وَ کَانَ بَدْءُ أَمْرِنَا أَنَّا الْتَقَیْنَا وَ الْقَوْمُ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ وَ الظَّاهِرُ أَنَّ رَبَّنَا وَاحِدٌ وَ نَبِیَّنَا وَاحِدٌ وَ دَعْوَتَنَا فِی الْإِسْلَامِ وَاحِدَةٌ وَ لَا نَسْتَزِیدُهُمْ فِی الْإِیمَانِ بِاللَّهِ وَ التَّصْدِیقِ بِرَسُولِهِ وَ لَا یَسْتَزِیدُونَنَا الْأَمْرُ وَاحِدٌ إِلَّا مَا اخْتَلَفْنَا فِیهِ مِنْ دَمِ عُثَمانَ وَ نَحْنُ مِنْهُ بَرَاءٌ فَقُلْنَا تَعَالَوْا نُدَاوِ مَا لَا یُدْرَکُ الْیَوْمَ بِإِطْفَاءِ النَّائِرَةِ وَ تَسْکِینِ الْعَامَّةِ حَتَّی یَشْتَدَّ الْأَمْرُ وَ یَسْتَجْمِعَ فَنَقْوَی عَلَی وَضْعِ الْحَقِّ مَوَاضِعَهُ فَقَالُوا بَلْ نُدَاوِیهِ بِالْمُکَابَرَةِ فَأَبَوْا حَتَّی جَنَحَتِ الْحَرْبُ وَ رَکَدَتْ وَ وَقَدَتْ نِیرَانُهَا وَ حَمِشَتْ. [۷۱]
امام علی (ع): آغاز کار چنین بود که ما با مردم شام دیدار کردیم، که در ظاهر پروردگار ما یکی، و پیامبر ما یکی، و دعوت ما درا سلام یکی بود، و در ایمان به خدا و تصدیق کردن پیامبرش، هیچ کدام از ما بر دیگری برتری نداشت، و با هم وحدت داشتیم جز در خون عثمان که ما از آن برکناریم. پس به آنان گفتیم: بیایید با خاموش ساختن آتش جنگ، و آرام کردن مردم، به چارهجویی و درمان بپردازیم، تا کار مسلمانان استوار شود، و به وحدت برسند، و ما برای اجرای عدالت نیرومند شویم. امّا شامیان پاسخ دادند: «چارهای جز جنگ نداریم».
پس (از پیشنهاد حق ما) سرباز زدند، و جنگ درگرفت، و تداوم یافت، و آتش آن زبانه کشید.
حاکمیت قرآن، مبنای حکمیت، از شرایط صلح در جنگ صفّین
إِنَّا لَمْ نُحَکِّمِ الرِّجَالَ وَ إِنَّمَا حَکَّمْنَا الْقُرْآنَ هَذَا الْقُرْآنُ إِنَّمَا هُوَ خَطٌّ مَسْطُورٌ بَیْنَ الدَّفَّتَیْنِ لَا یَنْطِقُ بِلِسَانٍ وَ لَا بُدَّ لَهُ مِنْ تَرْجُمَانٍ وَ إِنَّمَا یَنْطِقُ عَنْهُ الرِّجَالُ وَ لَمَّا دَعَانَا الْقَوْمُ إلَی أَنْ نُحَکِّمَ بَیْنَنَا الْقُرْآنَ لَمْ نَکُنِ الْفَرِیقَ الْمُتَوَلِّیَ عَنْ کِتَابِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ فَإِنْ تَنٰازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّٰهِ وَ الرَّسُولِ فَرَدُّهُ إِلَی اللَّهِ أَنْ نَحْکُمَ بِکِتَابِهِ وَ رَدُّهُ إِلَی الرَّسُولِ أَنْ نَأْخُذَ بِسُنَّتِهِ فَإِذَا حُکِمَ بِالصِّدْقِ فِی کِتَابِ اللَّهِ فَنَحْنُ أَحَقُّ النَّاسِ بِهِ وَ إِنْ حُکِمَ بِسُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَنَحْنُ أَحَقُّ النَّاسِ وَ أَوْلَاهُمْ بِهَا وَ أَمَّا قَوْلُکُمْ لِمَ جَعَلْتَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُمْ أَجَلًا فِی التَّحْکِیمِ فَإِنَّمَا فَعَلْتُ ذَلِکَ لِیَتَبَیَّنَ الْجَاهِلُ وَ یَتَثَبَّتَ الْعَالِمُ وَ لَعَلَّ اللَّهَ أَنْ یُصْلِحَ فِی هَذِهِ الْهُدْنَةِ أَمْرَ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ لَا تُؤْخَذَ بِأَکْظَامِهَا فَتَعْجَلَ عَنْ تَبَیُّنِ الْحَقِّ وَ تَنْقَادَ لِأَوَّلِ الْغَیِّ إِنَّ أَفْضَلَ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ مَنْ کَانَ الْعَمَلُ بِالْحَقِّ أَحَبَّ إِلَیْهِ وَ إِنْ نَقَصَهُ وَ کَرَثَهُ مِنَ الْبَاطِلِ وَ إِنْ جَرَّ إِلَیْهِ فَائِدَةً وَ زَادَهُ فَأَیْنَ یُتَاهُ بِکُمْ وَ مِنْ أَیْنَ أُتِیتُمْ اسْتَعِدُّوا لِلْمَسِیرِ إِلَی قَوْمٍ حَیَارَی عَنِ الْحَقِّ لَا یُبْصِرُونَهُ وَ مُوزَعِینَ بِالْجَوْرِ لَا یَعْدِلُونَ بِهِ جُفَاةٍ عَنِ الْکِتَابِ نُکُبٍ عَنِ الطَّرِیقِ مَا أَنْتُمْ بِوَثِیقَةٍ یُعْلَقُ بِهَا وَ لَا زَوَافِرِ عِزٍّ یُعْتَصَمُ إِلَیْهَا لَبِئْسَ حُشَّاشُ نَارِ الْحَرْبِ أَنْتُمْ أُفٍّ لَکُمْ لَقَدْ لَقِیتُ مِنْکُمْ بَرْحاً یَوْماً أُنَادِیکُمْ وَ یَوْماً أُنَاجِیکُمْ فَلَا أَحْرَارُ صِدْقٍ عِنْدَ النِّدَاءِ وَ لَا إِخْوَانُ ثِقَةٍ عِنْدَ النَّجَاءِ. [۷۲]
ما افراد را داور قرار ندادیم، تنها قرآن را به حکمیّت «داوری» انتخاب کردیم! (که آنها بر سر نیزه کرده و داوری آن را میخواستند) این قرآن، خطّی است نوشته شده که میان دو جلد پنهان است، زبان ندارد تا سخن گوید، و نیازمند به کسی است که آن را ترجمه کند، و همانا انسانها میتوانند از آن سخن گویند، و هنگامی که شامیان ما را دعوت کردند تا قرآن را میان خویش داور گردانیم، ما گروهی نبودیم که به کتاب خدای سبحان پُشت کنیم، در حالی که خدای بزرگ فرمود: «اگر در چیزی خصومت کردید آن را به خدا و رسول باز گردانید» بازگرداندن آن به خدا این است که کتاب او را به داوری بپذیریم، و بازگرداندن به پیامبر (ص) این است که سنّت او را انتخاب کنیم، پس اگر از روی راستی به کتاب خدا داوری شود، ما از دیگر مردمان به آن سزاوارتریم، و اگر در برابر سنّت پیامبر (ص) تسلیم باشند ما بدان اولیٰ و برتریم. امّا سخن شما که چرا میان خود و آنان برای حکمیّت (داوری) مدّت تعیین کردی؟ من این کار را کردم تا نادان خطای خود را بشناسد، و دانا بر عقیدۀ خود استوار بماند، و اینکه شاید در این مدّت آشتی و صلح، خدا کار امّت را اصلاح کند و راه تحقیق و شناخت حق باز باشد، تا در جستجوی حق شتاب نورزند، و تسلیم اوّلین فکر گمراه کننده نگرند.
همانا برترین مردم در پیشگاه خدا کسی است که عمل به حق در نزد او دوستی داشتنیتر از باطل باشد، هر چند از قدر او بکاهد و به او زیان رساند، و باطل به او سود رساند و بر قدر او بیفزاید. مردم! چرا حیران و سرگردانید؟ و از کجا به اینجا آورده شدید؟ آماده شوید برای حرکت به سوی شامیان که از حق روی گردانند و آن را نمیبینند، و به ستمگری روی آورده حاضر به پذیرفتن عدالت نیستند، از کتاب خدا فاصله گرفتند، و از راه راست منحرف گشتند! افسوس ای کوفیان! شما وسیلهای نیستید که بشود به آن اعتماد کرد، و نه یاوران عزیزی که بتوان به دامن آن چنگ زد! شما بد نیروهایی در افروختن آتش جنگ هستید، نفرین بر شما.
چقدر از دست شما ناراحتی کشیدم، یک روز آشکارا با آواز بلند شما را به جنگ میخوانم و روز دیگر آهسته در گوش شما زمزمه دارم؛ نه آزاد مردان راستگویی هستید به هنگام فرا خواندن و نه برادران مطمئنّی برای رازداری هستید.
عادلانه عمل کردن در حکمیت از شرایط صلح
فَأَجْمَعَ رَأْیُ مَلَئِکُمْ عَلَی أَنِ اخْتَارُوا رَجُلَیْنِ فَأَخَذْنَا عَلَیْهِمَا أَنْ یُجَعْجِعَا عِنْدَ الْقُرْآنِ وَ لَا یُجَاوِزَاهُ وَ تَکُونُ أَلْسِنَتُهُمَا مَعَهُ وَ قُلُوبُهُمَا تَبَعَهُ فَتَاهَا عَنْهُ وَ تَرَکَا الْحَقَّ وَ هُمَا یُبْصِرَانِهِ وَ کَانَ الْجَوْرُ هَوَاهُمَا وَ الِاعْوِجَاجُ رَأْیَهُمَا وَ قَدْ سَبَقَ اسْتِثْنَاؤُنَا عَلَیْهِمَا فِی الْحُکْمِ بِالْعَدْلِ وَ الْعَمَلِ بِالْحَقِّ سُوءَ رَأْیِهِمَا وَ جَوْرَ حُکْمِهِمَا وَ الثِّقَةُ فِی أَیْدِینَا لِأَنْفُسِنَا حِینَ خَالَفَا سَبِیلَ الْحَقِّ وَ أَتَیَا بِمَا لَا یُعْرَفُ مِنْ مَعْکُوسِ الْحُکْمِ. [۷۳]
امام علی (ع): رأی جمعیت شما در صفین یکی شد که دو مرد را به داوری برگزینند (ابوموسی اشعری، عمروعاص) و از آن دو پیمان گرفتیم که در برابر قرآن تسلیم باشند. و از آن تجاوز نکنند و زبان آن دو با قرآن و قلبهایشان پیرو کتاب خدا باشد.
اما آنها از قرآن روی گردان شدند، حق را آشکارا میدیدند و ترک گفتند، چرا که جور و ستم، خواستۀ دلشان و کجی و انحراف، در روش فکریشان بود.
در صورتی که پیش از صدور رأی زشت و حکم جائرانه، با آنها شرط کرده بودیم که به عدل حکم کرده و به حق عمل کنند.
ما به حقانیت خود ایمان داریم در حالی که آن دو از راه حق بیرون رفتند و حکمی بر خلاف حکم خدا صادر کردند.
داوران ناصالح در حکمیت جنگ صفین
جُفَاةٌ طَغَامٌ وَ عَبِیدٌ أَقْزَامٌ جُمِعُوا مِنْ کُلِّ أَوْبٍ وَ تُلُقِّطُوا مِنْ کُلِّ شَوْبٍ مِمَّنْ یَنْبَغِی أَنْ یُفَقَّهَ وَ یُؤَدَّبَ وَ یُعَلَّمَ وَ یُدَرَّبَ وَ یُوَلَّی عَلَیْهِ وَ یُؤْخَذَ عَلَی یَدَیْهِ لَیْسُوا مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ وَ لَا مِنَ الَّذِینَ تَبَوَّؤُا الدّٰارَ وَ الْإِیمٰانَ أَلَا وَ إِنَّ الْقَوْمَ اخْتَارُوا لِأَنْفُسِهِمْ أَقْرَبَ الْقَوْمِ مِمَّا تُحِبُّونَ وَ إِنَّکُمُ اخْتَرْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ أَقْرَبَ الْقَوْمِ مِمَّا تَکْرَهُونَ وَ إِنَّمَا عَهْدُکُمْ بِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ قَیْسٍ بِالْأَمْسِ یَقُولُ إِنَّهَا فِتْنَةٌ فَقَطِّعُوا أَوْتَارَکُمْ وَ شِیمُوا سُیُوفَکُمْ فَإِنْ کَانَ صَادِقاً فَقَدْ أَخْطَأَ بِمَسِیرِهِ غَیْرَ مُسْتَکْرَهٍ وَ إِنْ کَانَ کَاذِباً فَقَدْ لَزِمَتْهُ التُّهَمَةُ فَادْفَعُوا فِی صَدْرِ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ بِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ وَ خُذُوا مَهَلَ الْأَیَّامِ وَ حُوطُوا قَوَاصِیَ الْإِسْلَامِ أَ لَا تَرَوْنَ إِلَی بِلَادِکُمْ تُغْزَی وَ إِلَی صَفَاتِکُمْ تُرْمَی. [۷۴]
شامیان درشت خویانی پَست، بردگانی فرومایهاند که از هر گوشهای گرد آمده، و از گروههای مختلفی ترکیب یافتهاند، مردمی که سزاوار بودند احکام دین را بیاموزند، و تربیت شوند، و دانش فرا گیرند، و کارآزموده شوند، و سرپرست داشته باشند، و دستگیرشان کنند، و آنها را به کار مفید وادارند.
آگاه باشید که شامیان در انتخاب حَکَم، نزدیکترین فردی را که دوست داشتند برگزیدند، و شما فردی را که از همه به ناخشنودی نزدیکتر بود انتخاب کردید، همانا سروکار شما با عبداللّٰه پسر قیس است که میگفت: «جنگ فتنه است، بند کمانها را ببرّید و شمشیرها را در نیام کنید!» اگر راست میگفت پس چرا خود، بدون اجبار در جنگ شرکت کرد؟ و اگر دروغ میگفت پس متّهم است.
برای داوری. عبداللّٰه بن عباس را رو در روی عمروعاص قرار دهید، و از فرصت مناسب استفاده کنید، و مرزهای دوردست کشورهای اسلامی را در دست خود نگه دارید، آیا نمیبینید که شهرهای شما میدان نبرد شده؟ و خانههای شما هدف تیرهای دشمنان قرار گرفته است.
مدت ترک مخاصمه با مشرکان
قَالَ: انَّ رَسوُلَ اللّهِ (صَلَّی اللّهُ عَلَیه وَآلِه)، وَادَعَ اهْلَ مَکَّة عَامَ الحُدیبیَةِ، فَالامامُ وَمَنْ اقامَهُ الامامُ، یَنظُرُ فِی امْرِ الصُّلْحِ وَالمُوادَعَةِ، فَانْ رَأیٰ انَّ ذَلِکَ خَیرٌ لِلمُسلِمینَ فَعَلَه عَلَی مَالٍ یَقتضیهِ مِن المُشرکینَ وَعَلَی غَیرِمَالٍ، کَیفَ امْکَنَهُم ذَلِکَ لِسَنَةٍ اوْ سَنَتَیْنِ، وَأقْصَیٰ مَا یَجِبُ انْ یُوادَعَ المشرِکونَ عَشَر سِنینَ، لٰا یُجاوزُ ذَلِکَ، وَیَنْبغِی انْ یُوفَّی لَهُمْ، وَانْ لْا تُخْفَرَ ذِمَّتُهُمْ، وَانْ رَأَی الامامُ اوْ مَنْ اقامَهُ الامَامُ انَّ فِی مُحارَبتِهمْ صَلاحاً لِلمسلِمینَ قَبْلَ انقضاءِ المدَّةِ، نَبَذَ الَیْهِمْ عَهْدَهُمْ وَعَرَّفَهم انَّهُ مُحارِبُهُم، ثُمَّ حَارَبَهُمْ. [۷۵]
راوی گوید: پیغمبر خدا با مردم مکه ترک مخاصمه کرد. پس امام یا کسی که امام وی را منصوب کرده، در امر صلح و ترک مخاصمه مینگرد (و مطالعه و تحقیق میکند)، اگر تشخیص داد که خیر مسلمانها در آن است، بر پایۀ مالی که از ایشان بگیرد و یا بدون آنکه مالی بگیرد، هرطور برایش امکان دارد، به مدت یکسال یا دو سال با آنان پیمان ترک مخاصمه میبندد. نهایت مدتی که میشود با مشرکان ترک مخاصمه کرد ده سال است و نباید بیشتر از آن باشد، وقتی پیمان بسته شد باید به آن وفادار باشند، و پیمانشان را نشکنند.
و اگر امام یا جانشین امام تشخیص داد که صلاح مسلمانها در آن است که پیش از به پایان رسیدن مدت ترک مخاصمه با ایشان بجنگد باید پیماننامهشان را به پیششان بیندازد و آنان را آگاه سازد که دیگر پیمانی در میان آنها وجود ندارد، و به آنان اعلان جنگ بدهد، بعد از این مراحل با آنان بجنگد- نویسندۀ کتاب دعائم الاسلام گوید: همه آنچه گفته شد برای ما از اهل بیت روایت شده است.
مرزبانی
اهمیت و ضرورت حفاظت از مرزهای کشور اسلامی
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صٰابِرُوا وَ رٰابِطُوا وَ اتَّقُوا اللّٰهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ. [۷۶]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، صبر کنید و ایستادگی ورزید و مرزها را نگهبانی کنید و از خدا پروا نمایید، امید است که رستگار شوید.
وَحُوطُوا قَوَاصِیَ الْإِسْلَامِ أَلَا تَرَوْنَ إِلَی بِلَادِکُمْ تُغْزَی وَإِلَی صَفَاتِکُمْ تُرْمَی. [۷۷]
امام علی (ع): از مرزهای دور اسلام مرزبانی کنید، مگر نمیبینید که به شهرهاتان تاخت و تاز میشود و دژهاتان آماج تیرها (ی دشمن) قرار میگیرد؟
فضیلت و پاداش مرزبانی
عَن سلمان الفارسی قَالَ: سَمِعْتُ رَسوُلُ اللّهِ (صَلَّی اللّهُ عَلَیه وَ آلِه) یَقوُلُ: رباطُ یَومٍ فِی سَبیلِ اللّهِ خَیْرٌ مِنْ قِیامِ شَهْرٍ وَ صِیامِهِ، وَ مَنْ مَاتَ مُرابِطاً فِی سَبیلِ اللّهِ کَانَ لَهُ اجْرُ مُجاهدٍ الَی یَوْمِ القیامَةِ). [۷۸]
- «سلمان فارسی» گوید: از پیامبر خدا (ص) شنیدم که میفرمود: «یک روز، مرزبانی در راه خدا از یک ماه نماز و روزه بهتر است و هرکه در حال مراقبت از مرزها در جهاد در راه خدا، مرگش فرارسد تا روز رستاخیز، ثواب جهادگر (راه خدا) در نامه عمل او نوشته خواهد شد.»
وَ عَنْهُ (صَلَّی اللّهُ عَلَیه وَ آلِه) قَالَ: «مَنْ رَابَطَ فِی سَبیلِ اللّهِ یَوْماً وَ لَیلةً، کَانَ یَعدِلُ صِیامَ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ قِیامَه، لٰا یَفطرُ وَ لا یَنفتلُ عَن صَلاةٍ الَّا لِحٰاجَة». [۷۹]
از پیغمبر (ص) روایت شده که فرمود: «هرکه در جهاد راه خدا یک شبانهروز، نگهبانی قسمتی از مرزهای کشور اسلامی را به عهده بگیرد، (ثوابش) برابر است با آن که یک ماه رمضان روزها روزهدار و شبها مشغول خواندن نماز باشد و روزه را افطار نکند و از خواندن نماز منصرف نشود مگر برای کار لازم.»
وَ عَنْ جَابِر بْنِ عَبدِاللّهِ الأَنصارِی قَالَ: قَالَ رَسوُلُ اللّهِ (صَلَّی اللّهُ عَلَیه وَ آلِهِ): مَنْ رَابَطَ یَوماً فِی سَبیلِ اللّهِ، یَخلُقُ اللّهُ بَینَه وَ بَینَ النَّارَ سَبْعَ خَنَادِقَ، سَعَةُ کُلَّ خَنْدَقٍ سَعَةُ السَماواتِ السَّبْعِ وَالارَضینَ السَّبْعِ). [۸۰]
«جابر بن عبدالله انصاری» گوید: پیغمبر خدا (ص) فرمود: هرکه یک روز در راه خدا، نگهبانی در مرزها را عهدهدار شود، خداوند در میان او و آتش دوزخ، هفت خندق پدید آورد که فراخنای هریک از آنها به اندازه پهنای آسمانها و زمینهای هفتگانه است.»
عَن اسمط بن عَبداللّه البَجَلّی، عَن سلمان الفارسی، أَنَّه کانَ فِی جَیْشٍ فَصَارُوا فِی ضیقٍ وَ شِدَّةٍ، فَقَالَ سلمانُ: أُحدِّثُکُمْ حَدیثاً عَنْ رَسوُلِ اللّهِ (صَلَّی اللّهُ عَلَیه وَ آلِه)، سَمِعتُه یَقوُلُ: «مَنْ رَابَطَ یَوماً وَلیلةً فِی سَبیلِ اللّهِ تَعالیٰ، کَانَ کَمَنْ صَامَ شَهراً وَ صَلّٰی شَهراً، لٰا یَفطرُ وَلٰا یَنفتلُ عَن صَلاتِهِ الَّا لِحاجةٍ، وَمَنْ مَاتَ فِی سَبیلِ اللّهِ آجَرهُ اللّهُ حَتَّی یَحکمَ بَینَ أهلِ الجنَّةِ وَ النَّارِ». [۸۱]
«اسمط» از «سلمان فارسی» روایت کرده که: او در میان لشکری بود که سخت در تنگنا و مشقت افتاده بودند. سلمان به ایشان گفت: از پیغمبر خدا (ص) شنیدم میفرمود: «هرکس یک شبانهروز در راه خدا، مرزبانی کند، همانند شخصی است که یک ماه (رمضان) روزه گرفته و نماز خوانده، روزه را بازنگشاده و از نماز، روی نگردانده مگر برای رفع نیاز و ضرورت و هرکه هنگام جهاد راه خدا بمیرد، پروردگار، آن قدر به او پاداش میدهد که میان اهل بهشت و جهنم داوری کند.»
مجموعة الشهید: عَن النَّبیِ (صَلَّی اللّه عَلَیه وَ آله)، انَّه قَالَ: مَنْ لَزِمَ الرباطَ، لَم یَترُکْ مِنْ الخَیرِ مَطْلباً، وَ لَم یَترُکْ مِن الشَّرِّ مَهرَباً. [۸۲]
پیغمبر اکرم (ص) فرمود: «هرکسی محافظت از مرزهای کشور اسلامی را بر عهده گیرد، هیچ کار نیکی را وا ننهاده، و از بدیها جای فراری را رها نساخته (بلکه همه راههای گریز را بسته است).
دعای امام سجاد (ع) برای مرزبانان
اللّهُمّ صَلّ عَلَی مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ حَصّنْ ثُغُورَ الْمُسْلِمِینَ بِعِزّتِکَ، وَ أَیّدْ حُمَاتَهَا بِقُوّتِکَ، وَ أَسْبِغْ عَطَایَاهُمْ مِنْ جِدَتِکَ. [۸۳]
بار خدایا، بر محمد و آل او درود فرست و مرزهای مسلمانان را به غلبه و تسلط خود استوار ساز و مرزبانان را به نیروی خویش توانایی ده و بخششهای ایشان را از توانگریات فراوان گردان.
اللّهُمّ صَلّ عَلَی مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ کَثّرْ عِدّتَهُمْ، وَ اشْحَذْ أَسْلِحَتَهُمْ، وَ احْرُسْ حَوْزَتَهُمْ، وَ امْنَعْ حَوْمَتَهُمْ، وَ أَلّفْ جَمْعَهُمْ، وَ دَبّرْ أَمْرَهُمْ، وَ وَاتِرْ بَیْنَ مِیَرِهِمْ، وَ تَوَحّدْ بِکِفَایَةِ مُؤَنِهِمْ، وَ اعْضُدْهُمْ بِالنّصْرِ، وَ أَعِنْهُمْ بِالصّبْرِ، وَ الْطُفْ لَهُمْ فِی الْمَکْرِ. [۸۴]
بارخدایا بر محمد و آل او درود فرست و بر شمار مرزبانان بیفزا و سلاحشان را برّان ساز و حدود و اطراف ایشان را نگهدار و نقاط حساس جبههشان را نفوذناپذیر گردان و جمعشان را صمیمی و کارشان را تدبیر فرما و آزوقه و خوراکشان را پی در پی برسان و سختیهایشان را به تنهایی کارگزاری کن و به نصرت خود یاریشان ده و به شکیبایی مددشان کن و در نقشهها دقت و ظرافت عطایشان فرما.
مدت زمان مرزبانی
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ زُرَارَةً عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَا: الرِّبَاطُ ثَلَاثَةُ أَیَّامٍ وَ أَکْثَرُهُ أَرْبَعُونَ یَوْماً فَإذَا جَاوَزَ ذَلِکَ فَهُوَ جِهَادٌ. [۸۵]
«محمد بن مسلم» و «زراره» از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) روایت کردهاند که هر دو بزرگوار فرمودند:
مرزبانی، [حداقل] سه روز و حداکثر چهل روز است؛ اگر از چهل روز گذشت، جهاد است.
پرهیز از نگهداری مداوم یک عدّه از نیروهای مسلّح در مرزها
عَنْ حَنَّانَ قَالَ: سَمِعْتُ ابَاعَبْدِاللّهِ (ع) یَقوُلُ: قَالَ رَسوُلُ اللّٰهِ (ص) ... اذَکِّرُ اللَّهَ الوَالِیَ مِنْ بَعدِی عَلَی امَّتِی ... وَلَمْ یُجمِّرْهُمْ فِی ثُغوُرِهِمْ فَیَقطَعَ نَسْلُ امَّتِی. [۸۶]
حنّان گفت: از امام صادق (ع) شنیدم که میفرمود: پیامبر خدا (ص) فرموده است: [فرامین] خداوند را به جانشین بعد از خودم بر امت، یادآور میشوم، از جمله این که: دنیروهای مسلح را مدام در سرحدّات و مرزها نگه ندارد که سبب قطع نسل امت من میگردد.
جواز مرزبانی در حاکمیت جور، جهت دفاع از مرزها
مُحمَّدُ بنُ عیسی قَالَ: أتیتُ انَا وَ یُونُس بْنُ عَبْدِالرَّحمٰنِ بَابَ الرِّضا عَلَیهالسَّلامُ
... فَقَالَ لَهُ یُونُسُ بنُ عَبْدِالرَّحمٰنِ: یَا سیِّدِی تَأذَنُ لِی انْ أسأَلُکَ عَنْ مَسأَلةٍ؟ فَقَال لَهُ: سَلْ، فَقَالَ لَهُ یُونُسُ: اخبِرنِی عَنْ رَجُلٍ مِنْ هٰؤُلاءِ مَاتَ وَ اوْصَیٰ انْ یَدفَعَ مِن مَالِه فَرَسٌ وَ الْفُ دِرْهَمٌ وَ سَیْفٌ الَی رَجُلٍ یُرابِطَ عَنْهُ وَ یُقَاتِلَ فِی بَعْضٍ هٰذِهِ الثُّغوُرِ فَعَمِدَ الوَصِیُّ فَدَفَعَ ذٰلِکَ کُلَّهُ الَی رَجُلٍ مِنْ اصْحَابِنَا فَاخَذَهُ وَ هُوَ لٰا یَعلَمُ انَّهُ لَمْ یَأتِ لِذَلِکَ وَقْتٌ بَعْدُ، فَمَا تَقوُلُ؟ ایَحِلُّ لَهُ انْ یُرابِطَ عَنْ هٰذَا الرَّجُلِ فِی بَعْضِ هٰذِهِ الثُّغوُرِ امْ لٰا؟ فَقَالَ: یَرِدُّ عَلَی الوَصِیَّ مَا اخَذَ مِنْهُ وَ لٰا یُرابِطُ، فَانَّهُ لَمْ یَأنِ لِذٰلِکَ وَقْتاً بَعْدُ، فَقَالَ: یَرِدُّهُ عَلَیهِ، فَقَالَ یوُنُسُ: فَانَّهُ لٰا یَعرِفُ الوَصِیَّ وَ لٰا یَدرِی ایٰنَ مَکانُه؟ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا عَلَیهالسَّلامُ: یَسْأَلُ عَنْهُ، فَقَالَ لَهُ یوُنَسُ بْنُ عَبدِالرَّحْمٰنِ: فَقَدْ سَأَلَ عَنْهُ فَلَمْ یَقَعْ عَلَیهِ کَیْفَ یَصْنَعُ؟ فَقَالَ: انْ کٰانَ هٰکَذَا فَلْیُرابِطْ وَ لٰا یُقَاتِلْ، فَقَالَ لَهُ یُونَسُ: فَانَّهُ قَدْ رَابَطَ وَ جَاءَهُ العَدُوُّ وَ کَادَ انْ یَدْخُلَ عَلَیهِ فِی دَارِهِ فَمَا یَصْنَعُ یُقاتِلُ امْ لٰا؟ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا عَلَیهالسَّلامُ: ذَا کَانَ ذٰلَکَ کَذٰلِکَ فَلٰا یُقاتِلُ عَنْ هٰؤُلٰاءِ، وَلَکِنْ یُقاتِلُ عَنْ بَیضَةِ الاسلٰامِ، فَانَّ فِی ذِهابِ بَیضَةِ الاسلٰامِ دُروُسُ ذِکْرِ مُحمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلَیه وَ آلِه. [۸۷]
محمد بن عیسی گوید: در خدمت امام رضا (ع) بودیم که یونس بن عبدالرحمان گفت ای آقای من، آیا اجازه میدهید که مسالهای بپرسم؟ امام (ع) فرمود سؤال کن. یونس گفت: مرا درباره مردی آگاه گردان که مرده و وصیت کرده که از اموالش یک اسب و هزار درهم و یک شمشیر را به مردی بدهند که به جای او مرزبانی کرده و در بعضی مرزها بجنگد. اما وصی این مرده، این اموال را به مردی از دوستان ما داده و او هم گرفته است و آن مرد بعد از گرفتن آن اموال، دیگر نیامده و دیده نشده است. حال شما در اینباره چه میفرمایی؟ آیا برای کسی که اینها را گرفته جایز است که به جای آن شخص مرزبانی نماید یا نه؟
امام (ع) فرمود: باید آنچه گرفته به وصی برگرداند و مرزبانی نکند ....
یونس گفت: آن شخص، وصی را نمیشناسد و نمیداند کجاست.
امام (ع) فرمود: دربارهاش تحقیق و پرسوجو کند.
یونس گفت: تحقیق هم کرده ولی نتوانسته او را پیدا کند.
امام (ع) فرمود: اگر چنین است، مرزبانی کند ولی نجنگد.
یونس گفت: اگر در حالی که مشغول مرزبانی بود، دشمن رسید و نزدیک است که به خانهاش داخل شود، در این صورت چه کند؟ بجنگد یا نه؟
امام (ع) فرمود: در این صورت بجنگد ولی نه به خاطر آنها [حاکمان جور]، بلکه برای دفاع از حریم اسلام جهاد کند. زیرا با رفتن کیان اسلام، نام و یاد پیامبر خدا (ص) نابود میشود.
عَنْ یُونُسَ قَالَ سَأَلَ أَبَا الْحَسَنِ (ع) رَجُلٌ وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ رَجُلًا مِنْ مَوَالِیکَ بَلَغَهُ أَنَّ رَجُلًا یُعْطِی سَیْفاً وَ قَوْساً فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَأَتَاهُ فَأَخَذَهُمَا مِنْهُ ثُمَّ لَقِیَهُ أَصْحَابُهُ فَأَخْبَرُوهُ أنَّ السَّبِیلَ مَعَ هَؤُلَاءِ لَایَجُوزُ وَ أَمَرُوُ بِرَدِّهِمَا قَالَ فَلْیَفْعَلْ قَالَ قَدْ طَلَبَ الرَّجُلَ فَلَمْ یَجِدْهُ وَ قِیلَ لَهُ قَدْ قَضَی الرَّجُلُ قَالَ فَلْیُرَابِطْ وَلَا یُقَاتِلْ قُلْتُ مِثْلَ قَزْوِینَ وَ عَسْقَلَانَ وَ الدَّیْلَمِ وَ مَا أَشْبَهَ هَذِهِ الثُّغُورَ؟
فَقَالَ نَعَمْ قَالَ فَإِنْ جَاءَ الْعَدُوُّ إِلَی المَوْضِع الَّذِی هُوَ فِیهِ مُرَابِطٌ کَیْفَ یَصْنَعُ قَالَ یُقَاتِلُ عَنْ بَیْضَةِ الْإِسْلَامِ قَالَ یُجَاهِدُ قَالَ لَاإِلَّا أَنْ یَخَافَ عَلَی دَارِ الْمُسْلِمِینَ أَرَأَیْتَکَ لَوْ أَنَّ الرُّومَ دَخَلُوا عَلَی الْمُسْلِمِینَ لَم یَنبَغ لَهُم أَن یَمنَعُوهُم قَالَ یُرابِطُ وَ لَا یُقاتِلُ وَ إِن خَافَ عَلَی بَیضَةِ الاسلَامِ وَ المُسلِمِینَ قَاتَلَ فَیَکُونُ قِتَالُهُ لِنَفْسِهِ لَالِلسُّلْطَانِ لَأَنَّ فِی دُرُوسِ الْإِسْلَامِ دُرُوسَ ذِکْرِ مُحَمَّدٍ (ص). [۸۸]
«یونس» میگوید مردی از امام رضا (ع)- در حالی که من نیز در مجلس حاضر بودم- پرسید:
فدایت شوم، به مردی از دوستداران شما خبر رسیده شخصی شمشیر و مرکب در اختیار او میگذارد تا در راه خدا جهاد کند. دوستانش به او خبری میدهند که جنگیدن به همراه این افراد جایز نیست و به او میگویند: تجهیزاتی را که از آن مرد گرفته، به او برگرداند.
امام (ع) فرمود: این کار را باید بکند و آنها را باید به صاحبش برگرداند. مرد گفت: برای یافتن آن شخص رفته ولی او را پیدا نکرده است و به او گفتهاند که او مرده است.
امام (ع) فرمود: حال که چنین است در مرزهای اسلام به مرزبانی بپردازد ولی نجنگد.
گفتم: (در مناطقی) مانند: قزوین، عسقلان، دیلم و شبیه به آنها (که اهل شرکند) مرزبانی کند؟
امام (ع) فرمود: آری.
آن مرد پرسید: اگر دشمن به منطقهای که وی مرزبانی میکند، حمله کرد او چه کند؟
فرمود: از کیان اسلام، دفاع کند.
گفت: یعنی جهاد کند؟ فرمود: نه، مگر این که خطری خانه و کاشانه مسلمانان را تهدید نماید.
مثلًا اگر روم به سرزمین مسلمانان تجاوز کند، نظر تو این است که نباید جلوی آنها بایستند؟! آن گاه امام فرمود: مرزبانی کند ولی نجنگد در عین حال اگر بر کیان اسلام خطری پیش آید باید با دشمن بجنگد البته هدف فقط دفاع از اسلام باشد نظری به حاکم جور نداشته باشد و جنگ با کفار را یک وظیفه فردی در برابر اسلام بداند زیرا یکی از راههای محو اسلام، از یاد بردن نام (حضرت) محمد (ص) است.
حکم نذر برای مرزبانی در زمان حاکمان غاصب و ستمگر
عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ قَالَ کَتَبَ رَجُلٌ مِنْ بَنِی هَاشِم إِلَی أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی (ع) إِنِّی کُنْتُ نَذَرْتُ نَذْراً مُنْذُ سِنِینَ أَنْ أَخْرُجَ إِلَی سَاحِلٍ مِنْ سَوَاحِلِ الْبَحْرِ إِلَی نَاحِیَتِنَا مِمَّا یُرَابِطُ فِیهِ الْمُتَطَوِّعَةُ نَحْوَ مُرَابَطَتِهِمْ بِجَدَّةَ وَ غَیْرِهَا مِنْ سَوَاحِلِ الْبَحْرِ أَفَتَرَی جُعِلْتُ فِدَاکَ أَنَّهُ یَلْزَمُنِی الْوَفَاءُ بِهِ أَوْ لَایَلْزَمُنِی أَوْ أَفْتَدِی الْخُرُوجَ إِلَی ذَلِکَ بِشَیءٍ مِنْ أَبْوَابِ الْبِرِّ لِأَصِیرَ إِلَیْهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ فَکَتَبَ إِلَیْهِ بِخَطِّهِ وَ قَرَأْتُهُ إِنْ کَانَ سَمِعَ مِنْکَ نَذْرَکَ أَحَدٌ مِنَ الُمخَالِفِینَ فَالْوَفَاءُ بِهِ إِنْ کُنْتَ تَخَافُ شُنْعَتَهُ وَ إِلَّا فَاصْرِفْ مَا نَوَیْتَ مِنْ ذَلِکَ فِی أَبْوَابِ الْبِرِّ وَفَّقَنَا اللَّهُ وَ إیَّاکَ لِمَا یُحِبُّ وَ یَرْضَی. [۸۹]
«علی بن مهزیار» گوید: مردی از بنی هاشم به حضرت جواد (ع) نامهای نوشت که من حدود دو سال پیش نذر کرده بودم، به یکی از سواحل دریا که اطراف خودمان است بروم؛ جایی که اشخاص، داوطلبانه به دلخواه خود برای جهاد به آنجا میروند و مرزبانی میکنند مانند مرزبانی کردن آنان در (ساحل) جده و سواحل دیگر، اکنون به نظر شما- که من فدایت گردم- عمل کردن به آن نذر بر من واجب است، یا چیزی بر عهده من نیست؛ و آیا میتوانم با صرف کردن پولی در کارهای خیر، خویشتن را از رفتن به آن مرزها باز دارم؟ حکمش را بیان فرمایید تا به خواست خدا به آن عمل کنم. امام (ع) در پاسخش به خط خود نوشت و من آن را خواندم:
اگر نذر تو را یکی از مخالفان شنیده باشد و تو میترسی که انکار آن را نسبت به تو زشت بداند به نذر خود عمل کن؛ وگرنه آنچه را که در نیت داشتهای، در کارهای نیک صرف کن. خداوند ما و شما را به آنچه دوست میدارد و مورد رضای اوست، توفیق دهد.
مرزبانی فرهنگی
تفیسر الامام (علیه السلام) قال: «وَدَّ کَثیرٌ مِنْ اهْلِ الکِتٰابِ لَوْ یَرُدوُّنَکُمْ مِنْ بَعْدِ ایمانِکُمْ کُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ انْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبیَّنَ لَهُم الحقُّ فَاعْفوُا وَاصْفَحوُا) عَنْ جَهْلِهِمْ، وَ قَابِلوُهُمْ بِحُجَجِ اللّهِ، وَادْفَعوُا بِهَا اباطِیلَهُمْ، حَتَّی یَأتِیَ اللَّهُ بِامْرِهِ فِیهِمْ، بِالْقَتْلِ یَوْمَ (فَتْحِ) مَکَّة فَحِینئذٍ تَجلوُنَهُمْ مِنْ بَلَدِ مَکَّة، وَ مِنْ جَزیرَةِ العَرَبِ، وَ لٰا تُقِرُّونَ بِهَا کٰافِراً. [۹۰]
- تفسیر امام (حسن عسکری) دربارۀ آیۀ شریفۀ: «بسیاری از اهل کتاب، دوست میدارند شما را از ایمان به کفر، بازگردانند برای حسادتی که به ایمان شما میورزند، و با وجودی که حق بر آنان آشکار شده. پس چنانچه از آنان ستمی به شما رسید، درگذرید و مدارا کنید». [۹۱]
فرمود: این کار یهود و نصاری از نادانیشان بود، اما شما با حجتهای خدا با آنان مقابله کنید، و اینگونه باطلهای آنان را بزدایید، تا فرمان خدا دربارۀ جنگ یا صلح با آنان فرا رسد، و در روز فتح مکه، فرمان جنگ رسید، و از آن هنگام آنها را از سرزمین مکه و از جزیرة العرب بیرون برانید، و به هیچ کافری حق سکونت و ماندن در آن دیار را ندهید.
عَن ابی عبدالله الجعفی قالَ: قالَ لیٖ ابُوجَعفر مُحمد بن علی (ع): کَم الرِباط عِندکُم؟ قُلتُ: اربَعُون، قالَ: لکِن رِباطِنا رِباطُ الدَّهرِ، وَ مَن ارتَبطَ فیٖنا دٰابَّة کانَ لَهُ وَزنُها، وَ وَزنُ وَزنُها مٰا کانَت عِندَهُ، وَ مَن ارتَبط فیٖنا سَلاحاً کانَ لَهُ وَزنُه ما کانَ عِندَهُ. [۹۲]
«ابوعبداللّٰه جعفی» گفت: امام باقر (ع) به من فرمود: در نزد شما یک مسلمان تا چند وقت باید مرزبان باشد؟ عرض کردم: چهل شبانه روز.
فرمود: ولی مرزبانی ما تا پایان روزگار است و هر که مرکبی را در راه یاری ما برگزیند و آماده نگهدارد، تا هروقت که آن مرکب نزد او باشد به اندازه وزن آن و دو برابر وزنش نزد پروردگار، پاداش دارد. و هر که سلاحی را در راه یاری ما برگزیند و آماده نگهدارد، تا هر وقت که آن سلاح نزد او باشد، به اندازۀ وزن آن، نزد پروردگار پاداش دارد.
سنتهای الهی
قطعی و تخلفناپذیر بودن سنت الهی
وَعْدَ اللّٰهِ لٰا یُخْلِفُ اللّٰهُ وَعْدَهُ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لٰا یَعْلَمُونَ. [۹۳]
وعدۀ خداست خدا وعدهاش را خلاف نمیکند، ولی بیشتر مردم نمیدانند.
سُنَّةَ اللّٰهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّٰهِ تَبْدِیلًا. [۹۴]
سنت الهی از پیش همین بوده، و در سنت الهی هرگز تغییری نخواهی یافت.
تحقق پیروزی همه جانبه اسلام بر کفر، سنت الهی
هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدیٰ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ. [۹۵]
او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر هرچه دین است پیروز گرداند؛ هرچند مشرکان خوش نداشته باشند.
تضمین عزتمندی و شکوه دین اسلام از ناحیۀ خداوند
وَ قَدْ تَوَکَّلَ اللَّهُ لِأَهْلِ هَذَا الدِّینِ بِإِعْزَازِ الْحَوْزَةِ وَ سَتْرِ الْعَوْرَةِ وَالَّذِی نَصَرَهُمْ وَ هُمْ قَلِیلٌ لَا یَنْتَصِرُونَ وَ مَنَعَهُمْ وَ هُمْ قَلِیلٌ لَا یَمْتَنِعُونَ حَیٌّ لَا یَمُوتُ. [۹۶]
امیرمؤمنان (ع): حقیقت این است که خداوند شکوه بخشیدن قلمرو اهل این کیش و پوشاندن نقاط ضعفشان را ضمانت کرده است.
آن که دیروز از اینان دفاع کرد و به پیروزیشان رساند- در حالی که خود چنان نیرویی نبودند که توان دفاع و کسب پیروزیشان باشد- خدای همیشه زنده و بی مرگ است.
حمایت و پشتیبانی خداوند از رسولان و مؤمنان در طول تاریخ
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ رُسُلًا إِلیٰ قَوْمِهِمْ فَجٰاؤُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَانْتَقَمْنٰا مِنَ الَّذِینَ أَجْرَمُوا وَ کٰانَ حَقًّا عَلَیْنٰا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ. [۹۷]
و در حقیقت، پیش از تو فرستادگانی به سوی قومشان گسیل داشتیم، پس دلایل آشکار برایشان آوردند، و از کسانی که مرتکب جرم شدند انتقام گرفتیم، و یاری کردن مؤمنان بر ما فرض است.
إِنَّ اللّٰهَ یُدٰافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ اللّٰهَ لٰا یُحِبُّ کُلَّ خَوّٰانٍ کَفُورٍ. [۹۸]
قطعاً خداوند از کسانی که ایمان آوردهاند دفاع میکند؛ زیرا خدا هیچ خیانتکار ناسپاسی را دوست ندارد.
نصرت یاری کنندگان دین خدا
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللّٰهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدٰامَکُمْ. [۹۹]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر خدا را یاری کنید یاریتان میکند و گامهایتان را استوار میدارد.
وَ لَیَنْصُرَنَّ اللّٰهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللّٰهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ. [۱۰۰]
و قطعاً خدا به کسی که [دین] او را یاری میکند، یاری میدهد؛ چرا که خدا سخت نیرومندِ شکستناپذیر است.
خواست خداوند، عدم سلطه کافران بر مؤمنان
وَ لَنْ یَجْعَلَ اللّٰهُ لِلْکٰافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا. [۱۰۱]
و خداوند هرگز بر [زیانِ] مؤمنان، برای کافران [تسلّطی] قرار نداده است.
عدم کارایی نقشهها و توطئههای دشمنان برای نابودی دین خدا
إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مٰا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدیٰ لَنْ یَضُرُّوا اللّٰهَ شَیْئاً وَ سَیُحْبِطُ أَعْمٰالَهُمْ. [۱۰۲]
کسانی که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند و پس از آن که راه هدایت بر آنان آشکار شد، با پیامبر (خدا) در افتادند، هرگز به خدا گزندی نمیرسانند؛ و به زودی (خدا) کرده هایشان را تباه خواهد کرد.
یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ یَأْبَی اللّٰهُ إِلّٰا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکٰافِرُونَ. [۱۰۳]
آنها میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند؛ ولی خدا جز این نمیخواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران ناخشنود باشند!
ناتوانی و عجز دشمنان خدا در برابر ارادۀ الهی
فَسِیحُوا فِی الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللّٰهِ وَ أَنَّ اللّٰهَ مُخْزِی الْکٰافِرِینَ.[۱۰۴]
پس [ای مشرکان] چهارماه [دیگر با امنیّت کامل] در زمین بگردید و بدانید که شما نمیتوانید خدا را به ستوه آورید، و این خداست که رسوا کنندۀ کافران است.
وَ لٰا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لٰا یُعْجِزُونَ. [۱۰۵]
و زنهار کسانی که کافر شدهاند، گمان نکنند که پیشی جستهاند؛ زیرا آنان نمیتوانند [ما را] درمانده کنند.
إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جٰاءَکُمُ الْفَتْحُ وَ إِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ إِنْ تَعُودُوا نَعُدْ وَ لَنْ تُغْنِیَ عَنْکُمْ فِئَتُکُمْ شَیْئاً وَ لَوْ کَثُرَتْ وَ أَنَّ اللّٰهَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ. [۱۰۶]
[ای مشرکان] اگر شما پیروزی [حق] را میطلبید، اینک پیروزی به سراغ شما آمد [و اسلام پیروز شد]؛ و اگر [از دشمنی] باز ایستید، آن برای شما بهتر است؛ و اگر [به جنگ] برگردید، ما هم برمیگردیم، و [بدانید] که گروه شما هر چند زیاد باشد، هرگز از شما چیزی را دفع نتوانند کرد و خداست که با مؤمنان است.
قُلْ لِلَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ یَنْتَهُوا یُغْفَرْ لَهُمْ مٰا قَدْ سَلَفَ وَ إِنْ یَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الْأَوَّلِینَ. [۱۰۷]
به کسانی که کفر ورزیدهاند، بگو: اگر بازایستند، آنچه گذشته است برایشان آمرزیده میشود و اگر بازگردند، به یقین، سنّت [خدا در مورد] پیشینیان گذشت.
امام علی (ع): مَنْ صَارَعَ الْحَقَّ صَرَعَهُ. [۱۰۸]
هرکه با حق درافتاد، نابود شد.
پایدار نبودن پیروزی متجاوزان
مَا ظَفِرَ مَنْ ظَفِرَ الْإِثْمُ بِهِ وَ الْغَالِبُ بِالشَّرِّ مَغْلُوبٌ. [۱۰۹]
امام علی (ع): آنکس که گناهکاری بر او پیروز شود، شکست خورده، و هرآنکه از راه شرارت غلبه کند به حقیقت مغلوب است.
شکست، نابودی و عذاب جهنم، سرنوشت محتوم کافران
قُلْ لِلَّذِینَ کَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَ تُحْشَرُونَ إِلیٰ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمِهٰادُ. [۱۱۰]
به کسانی که کفر ورزیدند بگو: به زودی مغلوب خواهید شد و [سپس در روز رستاخیز] در دوزخ محشور میشوید، و چه بد بستری است.
کَمَثَلِ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَرِیباً ذٰاقُوا وَبٰالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ. [۱۱۱]
درست مانند همان کسانی که اخیراً [در غزوۀ بنی قینقاع یا جنگ بدر] سزای کار [بد] خود را چشیدند؛ و آنان را عذاب دردناکی خواهد بود.
وَ لٰا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسٰارِعُونَ فِی الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ یَضُرُّوا اللّٰهَ شَیْئاً یُرِیدُ اللّٰهُ أَلّٰا یَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِی الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ. [۱۱۲]
و کسانی که در کفر میکوشند، تو را اندوهگین نسازند؛ که آنان هرگز به خدا هیچ زیانی نمیرسانند. خداوند میخواهد در آخرت برای آنان بهرهای قرار ندهد، و برای ایشان عذابی بزرگ است.
لِیَقْطَعَ طَرَفاً مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْ یَکْبِتَهُمْ فَیَنْقَلِبُوا خٰائِبِینَ. [۱۱۳]
تا برخی از کسانی را که کافر شدهاند، نابود کند یا آنان را خوار سازد تا نومید بازگردند.
ظهور درماندگی کافران به هنگام هلاکت
وَ لَوْ تَریٰ إِذْ یَتَوَفَّی الَّذِینَ کَفَرُوا الْمَلٰائِکَةُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبٰارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذٰابَ الْحَرِیقِ. [۱۱۴]
و اگر میدیدی آنگاه که فرشتگان جان کافران را برگیرند! بر روی و پشتشان میزنند و [گویند:] عذاب سوزان را بچشید.
ذٰلِکَ بِمٰا قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَ أَنَّ اللّٰهَ لَیْسَ بِظَلّٰامٍ لِلْعَبِیدِ.* [۱۱۵]
این [کیفر] دستاوردهای پیشین شماست، و [گرنه] خدا بر بندگان [خود] ستمکار نیست.
پیروزی جبهۀ حق در جنگ بدر، نمونه روشن تحقق اراده الهی
وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللّٰهُ إِحْدَی الطّٰائِفَتَیْنِ أَنَّهٰا لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذٰاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ وَ یُرِیدُ اللّٰهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِمٰاتِهِ وَ یَقْطَعَ دٰابِرَ الْکٰافِرِینَ. [۱۱۶]
و [به یاد آورید] هنگامی را که خدا یکی از دو دسته [کاروان تجارتی ابو سفیان یا سپاه قریش] را به شما وعده داد که از آنِ شما باشد، و شما دوست داشتید که دستۀ بی سلاح برای شما باشد، و [لی] خدا میخواست حق [اسلام] را با کلمات خود ثابت و کافران را ریشهکن کند.
لِیُحِقَّ الْحَقَّ وَ یُبْطِلَ الْبٰاطِلَ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ. [۱۱۷]
تا حق را ثابت و باطل را نابود گرداند؛ هرچند بزهکاران خوش نداشته باشند.
إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْیٰا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْویٰ وَ الرَّکْبُ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَ لَوْ تَوٰاعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِی الْمِیعٰادِ وَ لٰکِنْ لِیَقْضِیَ اللّٰهُ أَمْراً کٰانَ مَفْعُولًا لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَةٍ وَ یَحْییٰ مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَةٍ وَ إِنَّ اللّٰهَ لَسَمِیعٌ عَلِیمٌ. [۱۱۸]
در آن هنگام که شما در طرف پایین بودید، و آنها در طرف بالا [و دشمن بر شما برتری داشت] و کاروان [قریش] پایینتر از شما بود [و وضع چنان سخت بود که] اگر با یکدیگر وعده میگذاشتید [که درمیدان نبرد حاضر شوید]، در انجام وعدۀ خود اختلاف میکردید، ولی [همۀ اینها] برای آن بود که خداوند کاری را که میبایست انجام شود، تحقق بخشد تا آنها که هلاک [و گمراه] میشوند، از روی اتمام حجّت باشد، و آنها که زنده میشوند [و هدایت مییابند]، از روی دلیلِ روشن باشد، و خداوند شنوا و داناست.
پیروزی جبهۀ حق و نابودی کافران، فقط از جانب خداوند و ارادۀ او
لَیْسَ لَکَ مِنَ الْأَمْرِ شَیْءٌ أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ أَوْ یُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظٰالِمُونَ. [۱۱۹]
هیچ یک از این کارها (نابودی یا خواری مشرکان) در اختیار تو نیست؛ یا [خدا] بر آنان میبخشاید یا عذابشان میکند؛ زیرا آنان ستمکارند.
تمایز حق جویان از باطل گرایان، از سنتهای الهی در جنگ
لِیَمِیزَ اللّٰهُ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَ یَجْعَلَ الْخَبِیثَ بَعْضَهُ عَلیٰ بَعْضٍ فَیَرْکُمَهُ جَمِیعاً فَیَجْعَلَهُ فِی جَهَنَّمَ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ. [۱۲۰]
تا خدا، ناپاک را از پاک جدا کند، و ناپاکها را روی یکدیگر نهد و همه را متراکم کند؛ آنگاه در جهنم قرار دهد. اینان همان زیانکارانند.
وَ لِیُمَحِّصَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ یَمْحَقَ الْکٰافِرِینَ. [۱۲۱]
و تا خدا کسانی را که ایمان آوردهاند، خالص گرداند و کافران را [به تدریج] نابود کند.
پیروزی و شکست در جنگ، تابع علل و عوامل مادّی و معنوی
إِنْ یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ تِلْکَ الْأَیّٰامُ نُدٰاوِلُهٰا بَیْنَ النّٰاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ یَتَّخِذَ مِنْکُمْ شُهَدٰاءَ وَ اللّٰهُ لٰا یُحِبُّ الظّٰالِمِینَ. [۱۲۲]
اگر به شما آسیبی رسیده، آن قوم را نیز آسیبی نظیر آن رسید؛ و ما این روزها [یِ شکست و پیروزی] را میان مردم به نوبت میگردانیم [تا آنان پند گیرند] و خداوند کسانی را که [واقعاً] ایمان آوردهاند، معلوم بدارد و از میان شما گواهانی بگیرد و خداوند ستمکاران را دوست نمیدارد.
زندگی و مرگ، تابع قانون الهی
وَ إِنَّ عَلَیَّ مِنَ اللَّهِ جُنَّةً حَصِینَةً فَإِذَا جَاءَ یَوْمِی انْفَرَجَتْ عَنِّی وَ أَسْلَمَتْنِی فَحِینَئِذٍ لَا یَطِیشُ السَّهْمُ وَ لَا یَبْرَأُ الْکَلْمُ. [۱۲۳]
امام علی (ع): بی گمان، از سوی خدا، سپری نفوذناپذیر مرا پاسدار است، که چون روزگارم به سر آید، به کناری رود و با مرگم وانهد. تنها در آن هنگام است که تیر دشمن بر آماج نشیند و زخم آن درمان نپذیرد.
حق و باطل
ثبات و پایداری حق و ناپایداری باطل
... وَ یُرِیدُ اللّٰهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِمٰاتِهِ وَ یَقْطَعَ دٰابِرَ الْکٰافِرِینَ (۷) لِیُحِقَّ الْحَقَّ وَ یُبْطِلَ الْبٰاطِلَ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ.[۱۲۴]
و خداوند میخواهد حق را با کلمات خود تقویت، و ریشۀ کافران را قطع کند؛ [از این رو شما را بر خلاف میلتان با لشکر قریش درگیر ساخت، و آن پیروزی بزرگ نصیبتان شد] تا حق را تثبیت کند، و باطل را از میان بردارد، هر چند مجرمان کراهت داشته باشند.
بصیرت و آگاهی، عامل تشخیص حق از باطل
إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ یُخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ اللَّهِ وَ یَتَوَلَّی عَلَیْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَی غَیْرِ دِینِ اللَّهِ فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَی الْمُرْتَادِینَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِینَ وَ لَکِنْ یُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَیُمْزَجَانِ فَهُنَالِکَ یَسْتَوْلِی الشَّیْطَانُ عَلَی أَوْلِیَائِهِ وَ یَنْجُو الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنیٰ. [۱۲۵]
امام علی (ع): همانا آغاز پدید آمدن فتنهها، هواپرستی، و بدعتگذاری در احکام آسمانی است، نوآوریهایی که قرآن با آن مخالف است، و گروهی «با دو انحراف یاد شده» بر گروه دیگر سلطه و ولایت یابند، که بر خلاف دین خداست. پس اگر باطل با حق مخلوط نمیشد، بر طالبان حق پوشیده نمیماند، و اگر حق از باطل جدا و خالص میگشت زبان دشمنان قطع میگردید. امّا قسمتی از حقّ و قسمتی از باطل را میگیرند و به هم میآمیزند، آنجاست که شیطان بر دوستان خود چیره میگردد و تنها آنان که مشمول لطف و رحمت پروردگارند نجات خواهند یافت.
فضیلت اجرای حق
إِنَّ أَفْضَلَ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ مَنْ کَانَ الْعَمَلُ بِالْحَقِّ أَحَبَّ إِلَیْهِ وَ إِنْ نَقَصَهُ وَ کَرَثَهُ مِنَ الْبَاطِلِ وَ إِنْ جَرَّ إِلَیْهِ فَائِدَةً وَ زَادَهُ. [۱۲۶]
امام علی (ع): بی گمان، در پیشگاه خداوند برترین مردم کسی باشد که اجرای حق را بیشتر از باطل دل بسپارد، هرچند که اجرای حق او را کاستی و زیان آورد و باطل برایش فزاینده و سودآور باشد.
شیوۀ تبیین حق
أَرَأَیْتَ لَوْ أَنَّ الَّذِینَ وَرَاءَکَ بَعَثُوکَ رَائِداً تَبْتَغِی لَهُمْ مَسَاقِطَ الْغَیْثِ فَرَجَعْتَ إِلَیْهِمْ وَ أَخْبَرْتَهُمْ عَنِ الْکَلَإِ وَ الْمَاءِ فَخَالَفُوا إِلَی الْمَعَاطِشِ وَ الَمجَادِبِ مَا کُنْتَ صَانِعاً قَالَ کُنْتُ تَارِکَهُمْ وَ مُخَالِفَهُمْ إِلَی الْکَلَإِ وَ الْمَاءِ فَقَالَ ع فَامْدُدْ إِذاً یَدَکَ فَقَالَ الرَّجُلُ فَوَاللَّهِ مَا اسْتَطَعْتُ أَنْ أَمْتَنِعَ عِنْدَ قِیَامِ الْحُجَّةِ عَلَیَّ فَبَایَعْتُهُ وَ الرَّجُلُ یُعْرَفُ بِکُلَیْبٍ الْجَرْمِیِّ. [۱۲۷]
امام علی (ع): (در آستانه جنگ جمل، در سال ۳۶ ه، گروهی از اعراب، کلیب جَرمی را جهت آگاهی از حقیقت و علل جنگ با ناکثین، به نمایندگی نزد حضرت امیر (ع) فرستادند. امام به گونهای با او سخن گفت که حقیقت را دریافت و با امام بیعت کرد.) به راستی، در نظر تو، اگر کسانی که پس پشت تواند، روزی به جلوداری خویش به جست و جوی تالابها میفرستادندت و تو در بازگشت، از نقاطی با خبرشان میکردی که آب و گیاه یافتهای، و آنان به مخالفت با تو، راهی سرزمینهای خشک و تشنگیزا میشدند، تو چه میکردی؟
آن مرد گفت: رهاشان میکردم و خود به سرزمینی روی میآوردم که دارای آب و گیاه باشد.
حضرت فرمود: پس برای بیعت دست پیش آر! کلیب جرمی گفت: به خدا سوگند چونان برهان روشنی بر من اقامه شد، که خودداری نتوانستم و بیعت کردم.
نکوهش بیطرفی و بیتفاوتی نسبت به حق
خَذَلُوا الْحَقَّ وَ لَمْ یَنْصُرُوا الْبَاطِلَ. [۱۲۸]
امام علی (ع): حق را خوار نمودند و به باطل هم یاری نرساندند.
کشتگان حق در بهشت و کشتگان باطل در جهنم
أَلَا وَ مَنْ أَکَلَهُ الْحَقُّ فَإِلَی الْجَنَّةِ وَ مَنْ أَکَلَهُ الْبَاطِلُ فَإِلَی النَّارِ. [۱۲۹]
آگاه باش، هر کس در راه حق کشته شد، راهی بهشت شده است، و هر کس قربانی باطل شد، راهی جهنم است.
پیروزی و شکست
چرخش پیروزی و شکست بین ملتها، تابع علل و عوامل
وَ تِلْکَ الْأَیّٰامُ نُدٰاوِلُهٰا بَیْنَ النّٰاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ یَتَّخِذَ مِنْکُمْ شُهَدٰاءَ وَ اللّٰهُ لٰا یُحِبُّ الظّٰالِمِینَ وَ لِیُمَحِّصَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ یَمْحَقَ الْکٰافِرِینَ.[۱۳۰]
و ما این روزها [یِ شکست و پیروزی] را میان مردم به نوبت میگردانیم [تا آنان پند گیرند] و خداوند کسانی را که [واقعاً] ایمان آوردهاند، معلوم بدارد و از میان شما گواهانی بگیرد و خداوند ستمکاران را دوست نمیدارد.
و تا خداوند افراد با ایمان را خالص گرداند [و ورزیده شوند]، و کافران را به تدریج نابود سازد.
وَ لٰا تَهِنُوا فِی ابْتِغٰاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمٰا تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللّٰهِ مٰا لٰا یَرْجُونَ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلِیماً حَکِیماً. [۱۳۱]
و در تعقیب گروه [دشمنان] سستی نورزید. اگر شما درد میکشید، آنان [نیز] همان گونه که شما درد میکشید، درد میکشند و حال آنکه شما چیزهایی از خدا امید دارید که آنها امید ندارند، و خدا همواره دانای سنجیده کار است.
وَ لَقَدْ کُنَّا مَعَ رَسُولِ اللّٰهِ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم؛ نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَ أَبْنَاءَنَا وَ إِخْوَانَنَا وَ أَعْمَامَنَا: مَا یَزِیدُنَا ذٰلِکَ إِلَّا إِیمَاناً وَ تَسْلِیماً، وَ مُضِیّاً عَلَی اللَّقَم، وَ صَبْراً عَلَی مَضَضِ الْأَلَمِ، وَ جِدّاً فِی جِهَادِ الْعَدُوَّ.
وَ لَقَدْ کَانَ الرَّجُلُ مِنَّا وَالْآخَرُ مِنْ عَدُوِّنَا یَتَصَاوَلَانِ تَصَاوُلَ الْفَحْلَیْنِ، یَتَخَالَسَانِ انْفُسَهُمَا: أَیُّهُمَا یَسْقِی صَاحِبَهُ کَأْسَ الْمَنُونِ، فَمَرَّةً لَنَا مِنْ عَدُوِّنَا، وَ مَرَّةً لِعَدُوِّنَا مِنَّا. [۱۳۲]
امام علی (ع): در رکاب پیامبر خدا (ص) بودیم و با پدران و فرزندان و برادران و عموهای خود جنگ میکردیم، که این مبارزه بر ایمان و تسلیم ما میافزود، و ما را در جادّه وسیع حقّ و صبر و بردباری برابر ناگواریها و جهاد و کوشش برابر دشمن، ثابت قدم میساخت.
گاهی یک نفر از ما و دیگری از دشمنان ما، مانند دو پهلوان نبرد میکردند، و هر کدام میخواست کار دیگری را بسازد و جام مرگ را به دیگری بنوشاند، گاهی ما بر دشمن پیروز میشدیم و زمانی دشمن بر ما غلبه میکرد.
تأثیر عملکرد انسان بر پیروزی و شکست
مٰا أَصٰابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّٰهِ وَ مٰا أَصٰابَکَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ وَ أَرْسَلْنٰاکَ لِلنّٰاسِ رَسُولًا وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ شَهِیداً. [۱۳۳]
هر چه از خوبیها به تو میرسد از جانب خداست؛ و آنچه از بدی به تو میرسد از خود توست؛ و تو را به پیامبری برای مردم فرستادیم و گواه بودن خدا بس است.
الف- عوامل پیروزی
پیروزیهای جبهه حق، مرهون نصرت الهی نه امکانات مادی
وَ أُخْریٰ تُحِبُّونَهٰا نَصْرٌ مِنَ اللّٰهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ. [۱۳۴]
و [رحمتی] دیگر که آن را دوست دارید: یاری و پیروزی نزدیکی از جانب خداست، و مؤمنان را [بدان] بشارت ده.
إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللّٰهُ فَلٰا غٰالِبَ لَکُمْ وَ إِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ عَلَی اللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ. [۱۳۵]
اگر خدا شما را یاری کند، هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد؛ و اگر از یاری شما دست بردارد، چه کسی بعد از او شما را یاری خواهد کرد؟ و مؤمنان باید، تنها، بر خدا توکل کنند.
إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَمْ یَکُنْ نَصْرُهُ وَ لَا خِذْلَانُهُ بِکَثْرَةٍ وَ لَا بِقِلَّةٍ وَ هُوَ دِینُ اللَّهِ الَّذِی أَظْهَرَهُ وَ جُنْدُهُ الَّذِی أَعَدَّهُ وَ أَمَدَّهُ حَتَّی بَلَغَ مَا بَلَغَ وَ طَلَعَ حَیْثُ طَلَعَ وَ نَحْنُ عَلَی مَوْعُودٍ مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ مُنْجِزٌ وَعْدَهُ وَ نَاصِرٌ جُنْدَهُ.[۱۳۶]
(عُمَر با امیرالمؤمنین علی (ع) مشورت کرد که آیا در جنگ ایران (جنگ قادسیه در ۱۶ هجری) شرکت کند؟) امام علی (ع) پاسخ داد: پیروزی و شکست اسلام، به فراوانی و کمی طرفداران آن نبود، اسلام دین خداست که آن را پیروز ساخت، و سپاه اوست که آن را آماده و یاری فرمود، و رسید تا آنجا که باید برسد، در هر جا که لازم بود طلوع کرد، و ما بر وعدۀ پروردگار خود امیدواریم که او به وعدۀ خود وفا میکند، و سپاه خود را یاری خواهد کرد.
یاری دین خدا
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللّٰهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدٰامَکُمْ. [۱۳۷]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر خدا را یاری کنید یاریتان میکند و گامهایتان را استوار میدارد.
وَ لَیَنْصُرَنَّ اللّٰهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللّٰهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ. [۱۳۸]
و قطعاً خدا به کسی که [دین] او را یاری میکند، یاری میدهد؛ چرا که خدا سخت نیرومندِ شکستناپذیر است.
زمینههای نصرت الهی، مورد تعدّی و تجاوز دشمن قرار گرفتن
ذٰلِکَ وَ مَنْ عٰاقَبَ بِمِثْلِ مٰا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِیَ عَلَیْهِ لَیَنْصُرَنَّهُ اللّٰهُ إِنَّ اللّٰهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ. [۱۳۹]
آری چنین است، و هر کس نظیر آنچه بر او عقوبت رفته است دست به عقوبت بزند، سپس مورد ستم قرار گیرد، قطعاً خدا او را یاری خواهد کرد؛ چرا که خدا بخشایشگر و آمرزنده است.
آرامش روح و سکینه دل
وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلّٰا بُشْریٰ لَکُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلّٰا مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ. [۱۴۰]
و خدا آن [وعدۀ پیروزی] را جز مژدهای برای شما قرار نداد تا [بدین وسیله شادمان شوید و] دلهای شما بدان آرامش یابد، و یاری جز از جانب خداوند توانای حکیم نیست.
ثُمَّ أَنْزَلَ اللّٰهُ سَکِینَتَهُ عَلیٰ رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهٰا وَ عَذَّبَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الْکٰافِرِینَ. [۱۴۱]
[پس از بازگشت به صحنه نبرد در جنگ حنین] آنگاه خدا آرامش خود را بر فرستادۀ خود و بر مؤمنان فرود آورد و سپاهیانی فرو فرستاد که آنها را نمیدیدید و کسانی را که کفر ورزیدند عذاب کرد و سزای کافران همین بود.
تکلیف مداری و عمل به وظیفه
قُلْ لَنْ یُصِیبَنٰا إِلّٰا مٰا کَتَبَ اللّٰهُ لَنٰا هُوَ مَوْلٰانٰا وَ عَلَی اللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ. [۱۴۲]
بگو: جز آنکه خدا برای ما مقرر داشته هرگز، به ما نمیرسد. او سرپرست ماست، و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند.
امیدوار به دست یابی به یکی از دو نیکویی
قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنٰا إِلّٰا إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِکُمْ أَنْ یُصِیبَکُمُ اللّٰهُ بِعَذٰابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَیْدِینٰا فَتَرَبَّصُوا إِنّٰا مَعَکُمْ مُتَرَبِّصُونَ. [۱۴۳]
بگو: آیا برای ما جز یکی از این دو نیکی را انتظار میبرید؟ در حالی که ما انتظار میکشیم که خدا از جانب خود یا به دست ما عذابی به شما برساند. پس انتظار بکشید که ما هم با شما در انتظاریم!
ولایت مداری، قبول ولایت خدا
بَلِ اللّٰهُ مَوْلٰاکُمْ وَ هُوَ خَیْرُ النّٰاصِرِینَ. [۱۴۴]
آری، خدا مولای شماست، و او بهترین یاری دهندگان است.
توضیح: قبول ولایت و سرپرستی خداوند، که بهترین یاور رزمندگان است، عامل نزول امدادهای غیبی و آرامش دل میشود و موجب توان افزایی رزمندگان میگردد.
اطاعت پذیری از خدا و دستورات پیامبر اکرم (ص)
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ لٰا تُبْطِلُوا أَعْمٰالَکُمْ. [۱۴۵]
ای کسانی که ایمان آوردهاید مطیع محض خدا باشید و از پیامبر (او نیز) اطاعت نمایید، و (با تعلل در فرمانبری از رسول خدا) کردههای خود را تباه مکنید!
وَ أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ لٰا تَنٰازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللّٰهَ مَعَ الصّٰابِرِینَ. [۱۴۶]
و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نزاع مکنید که سست شوید و مهابت شما از بین برود و صبر کنید، که خدا با شکیبایان است.
الگوپذیری از پیامبر (ص)
لَقَدْ کٰانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّٰهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کٰانَ یَرْجُوا اللّٰهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللّٰهَ کَثِیراً. [۱۴۷]
قطعاً برای شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقی نیکوست؛ برای آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد میکند.
توضیح: پیروی از پیامبر اکرم (ص) و اسوه قرار دادن او در جهاد از عوامل پیروزی محسوب میشود.
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً (ص) وَ لَیْسَ أَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ یَقْرَأُ کِتَاباً وَ لَا یَدَّعِی نُبُوَّةً وَ لَا وَحْیاً فَقَاتَلَ بِمَنْ أَطَاعَهُ مَنْ عَصَاهُ یَسُوقُهُمْ إِلَی مَنْجَاتِهِمْ وَ یُبَادِرُ بِهِمُ السَّاعَةَ أَنْ تَنْزِلَ بِهِمْ یَحْسِرُ الْحَسِیرُ وَ یَقِفُ الْکَسِیرُ فَیُقِیمُ عَلَیْهِ حَتَّی یُلْحِقَهُ غَایَتَهُ إِلَّا هَالِکاً لَا خَیْرَ فِیهِ حَتَّی أَرَاهُمْ مَنْجَاتَهُمْ وَ بَوَّأَهُمْ مَحَلَّتَهُمْ فَاسْتَدَارَتْ رَحَاهُمْ وَ اسْتَقَامَتْ قَنَاتُهُمْ وَ ایْمُ اللَّهِ لَقَدْ کُنْتُ مِنْ سَاقَتِهَا حَتَّی تَوَلَّتْ بِحَذَافِیرِهَا وَ اسْتَوْسَقَتْ فِی قِیَادِهَا مَا ضَعُفْتُ وَ لَا جَبُنْتُ وَ لَا خُنْتُ وَ لَا وَهَنْتُ وَ ایْمُ اللَّهِ لَأَبْقُرَنَّ الْبَاطِلَ حَتَّی أُخْرِجَ الْحَقَّ مِنْ خَاصِرَتِهِ. [۱۴۸]
امیرمؤمنان (ع): اما بعد، بی تردید خدای سبحان هنگامی محمد را- که درود خدا بر او و بر خاندانش باد- برانگیخت که هیچ عربی کتابی بر نمیخواند، و وحی و نبوت را مدعی نبود.
پیامبر- در چنان جوی- با یاری کسانی که سر به فرمانش داشتند، به پیکار با عصیانگران برخاست و با پیشگیری از فرود آمدن فاجعهای ویرانگر و محتوم، همگان را به سوی ساحل نجات پیش راند. در حرکتش با حرکت لنگان، مدارا داشت و چندان درنگ میکرد که پا شکستگان را نیز به منزل برساند، جز گمراهانی که خیرشان را هیچ امیدی نبود. تا سرانجام همه را راه رستگاری نمود و انسان را در پایگاهی فراخور جای داد. چنین شد که سنگ آسیابهای جامعهشان به گردش درآمد و نیزههاشان راست شد (و کج زنیها در راستای جهاد افتاد).
خدای را سوگند که در هر لحظۀ حرکت رهایی بخش بعثت هماره آن را عامل پویایی و بالندگی بودم تا دشمن به کمال، نابود شد و زمام بعثت استوار گردید. در این راه و پیکار نه گرفتار ترس شدم، نه به ناتوانی دچار آمدم و نه هرگز خیانت ورزیدم.
اینک نیز به نام خدا سوگند یاد میکنم که دل باطل را میشکافم تا از پهلویش حق را بیرون کشم.
توضیح: پیامبر (ص) با کمک نیروهای اطاعت پذیری چون امیرمؤمنان (ع) و ... بر دشمنان پیروز شد. (فَقاتَلَ بِمَن اطاعَهُ مَن عَصاهُ)
تقدیر از نیروها، موجب توان افزایی روحیۀ آنان
وَ جَزَاکُمُ اللَّهُ مِنْ أَهْلِ مِصْرٍ عَنْ أَهْلِ بَیْتِ نَبِیِّکُمْ أَحْسَنَ مَا یَجْزِی الْعَامِلِینَ بِطَاعَتِهِ وَ الشَّاکِرِینَ لِنِعْمَتِهِ فَقَدْ سَمِعْتُمْ وَ أَطَعْتُمْ وَ دُعِیتُمْ فَأَجَبْتُمْ. [۱۴۹]
امام علی (ع) در تقدیر و تشویق نیروها فرمود: برای شما مصریان که خاندان پیامبرتان را به یاری برخاستید، از خداوند بهترین پاداشی را که به تلاش گران در راستای فرمان او و سپاسگزاران نعمتش ارزانی میدارد، خواستارم. چرا که شما شنیدید و فرمان بردید، فرا خوانده شدید و پذیرفتید.
ترجیح خشنودی خدا بر غیر خدا
مُؤْثِراً لِرِضَاکَ عَلَی مَا سِوَاهُمَا فِی الْأَوْلِیَاءِ وَ الْأَعْدَاءِ، حَتّی یَأْمَنَ عَدُوّی مِنْ ظُلْمِی وَ جَوْرِی، وَ یَیْأَسَ وَلِیّی مِنْ مَیْلِی وَ انْحِطَاطِ هَوَایَ. [۱۵۰]
امام سجاد (ع): و در حق دوستان و دشمنانت رضای تو را بر غیر خشنودی و طاعت تو بر میگزینم تا دشمنم از ظلم و ستم من ایمن باشد و دوستم از انحراف و گرایش من به هوای نفس نومید گردد.
ایمان راستین
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتٰابُوا وَ جٰاهَدُوا بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ هُمُ الصّٰادِقُونَ. [۱۵۱]
در حقیقت، مؤمنان کسانی اند که به خدا و پیامبر او گرویده و [دیگر] شک نیاورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کردهاند؛ ایناناند که راست کردارند.
وَ لٰا تَهِنُوا وَ لٰا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ. [۱۵۲]
و اگر مؤمیند، سستی مکنید و غمگین مشوید، که شما برترید.
وَ لَمّٰا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزٰابَ قٰالُوا هٰذٰا مٰا وَعَدَنَا اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ مٰا زٰادَهُمْ إِلّٰا إِیمٰاناً وَ تَسْلِیماً. [۱۵۳]
و چون مؤمنان دستههای دشمن را دیدند، گفتند: این همان است که خدا و فرستادهاش به ما وعده دادند و خدا و فرستادهاش راست گفتند، و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود.
الَّذِینَ قٰالَ لَهُمُ النّٰاسُ إِنَّ النّٰاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزٰادَهُمْ إِیمٰاناً وَ قٰالُوا حَسْبُنَا اللّٰهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ. [۱۵۴]
اینها کسانی بودند که (بعضی از) مردم، به آنها گفتند:
«مردم [لشکر دشمن] برای (حمله به) شما اجتماع کردهاند؛ از آنها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود؛ و گفتند: «خدا ما را کافی است؛ و او بهترین حامی ماست.
پرهیزکاری
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قٰاتِلُوا الَّذِینَ یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفّٰارِ وَ لْیَجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ. [۱۵۵]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، با کافرانی که مجاور شما هستند کارزار کنید، و آنان باید در شما خشونت بیابند، و بدانید که خدا با تقوا پیشگان است.
عن سلام بن سوید، عن علی (علیه السلام) فی قوله: «والزمهم کلمة التقوی» قال: هی لا اله الا الله والله اکبر، آیة النصر. [۱۵۶]
«سلامبنسوید» از علی (ع) نقل کرده که در مورد تفسیر آیۀ «وآنان را با کلمۀ تقوا، ملازم کرد».
[۱۵۷] فرمود: مقصود از کلمۀ تقوا، «لا اله الا الله» و «الله اکبر» است. این آیه، آیت پیروزی است.
توضیح: پایبند بودن به توحید و صداقت در ایمان به خدا و اجرای دستورات او، از عوامل پیروزی است.
صدق و راستی
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجٰالٌ صَدَقُوا مٰا عٰاهَدُوا اللّٰهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضیٰ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ مٰا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا. [۱۵۸]
در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند، صادقانه ایستادهاند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند [و در راه خدا شربت شهادت نوشیدند] و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند.
وَ الصّٰابِرِینَ فِی الْبَأْسٰاءِ وَ الضَّرّٰاءِ وَ حِینَ الْبَأْسِ أُولٰئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ. [۱۵۹]
و در سختی و زیان و به هنگام جنگ شکیبایان اند، آنان اند که راست گفتهاند و آنان همان پرهیز کارانند.
فَلَمَّا رَأَیٰ اللّٰهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْکَبْتَ، وَ أَنْزَلَ عَلَیْنَا النَّصْرَ، حَتَّی اسْتَقَرَّ الْإِسْلَامُ مُلْقِیاً جِرَانَهُ، وَ مُتَبَوِّئاً (مبوّیا) أَوْطَانَهُ.
وَ لَعَمْرِی لَوْ کُنّٰا نَأْتِی مَا أَتَیْتُمْ، مَا قَامَ لِلدِّینِ عَمُودٌ، وَ لَا اخْضَرَّ لِلإِیمَانِ عُودٌ. [۱۶۰]
پس چون خداوند صداقت ما را دید، پیروزی و نصرت را بر ما و شکست و زبونی را بر دشمنانمان فرو فرستاد، تا آنکه اسلام ثبات یافت، پایگاههایش را به تصرف درآورد، و سینه بر زمین نهاد.
به جان خویشم سوگند که اگر ما را نیز کارنامهای چونان شما بود، نه دین بر پای میایستاد و نه جوانههایی بر نهال ایمان میرست و خرمی مییافت.
توضیح: صداقت، زمینه ساز پیروزی و نصرت خدا شمرده شده است.
توکل بر خدا
قُلْ لَنْ یُصِیبَنٰا إِلّٰا مٰا کَتَبَ اللّٰهُ لَنٰا هُوَ مَوْلٰانٰا وَ عَلَی اللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ. [۱۶۱]
بگو: جز آنکه خدا برای ما مقرر داشته هرگز، به ما نمیرسد. او سرپرست ماست، و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند.
قٰالَ رَجُلٰانِ مِنَ الَّذِینَ یَخٰافُونَ أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِمَا ادْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبٰابَ فَإِذٰا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غٰالِبُونَ وَ عَلَی اللّٰهِ فَتَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ. [۱۶۲]
دو مرد از [زمرۀ] کسانی که [از خدا] میترسیدند و خدا به آنان نعمت داده بود، گفتند: از آن دروازه بر ایشان [بتازید و] وارد شوید که اگر از آن در آمدید، قطعاً پیروز خواهید شد، و اگر مؤمناید، به خدا توکل کنید.
صبر و پایداری
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صٰابِرُوا وَ رٰابِطُوا وَ اتَّقُوا اللّٰهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ. [۱۶۳]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، صبر کنید و ایستادگی ورزید و مرزها را نگهبانی کنید و از خدا پروا نمایید، امید است که رستگار شوید.
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَ اذْکُرُوا اللّٰهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ. [۱۶۴]
ای کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامی که [در میدان نبرد] با گروهی رو به رو میشوید، ثابت قدم باشید و خدا را فراوان یاد کنید تا رستگار شوید.
وَ الصّٰابِرِینَ فِی الْبَأْسٰاءِ وَ الضَّرّٰاءِ وَ حِینَ الْبَأْسِ أُولٰئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ. [۱۶۵]
و در سختی و زیان و به هنگام جنگ شکیبایاناند؛ آناناند کسانی که راست گفتهاند و آنان همان پرهیزکاراناند.
وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لٰا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئاً إِنَّ اللّٰهَ بِمٰا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ. [۱۶۶]
و اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، نیرنگشان هیچ زیانی به شما نمیرساند؛ یقیناً خداوند به آنچه میکنند، احاطه دارد.
صبر و استقامت، بیست نفر در مقابل دویست نفر
یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْقِتٰالِ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صٰابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ یَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لٰا یَفْقَهُونَ الْآنَ خَفَّفَ اللّٰهُ عَنْکُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفاً فَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ صٰابِرَةٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ مَعَ الصّٰابِرِینَ. [۱۶۷]
ای پیامبر، مؤمنان را به جهاد برانگیز. اگر از [میان] شما بیست تن شکیبا باشند، بر دویست تن [از کافران] چیره میشوند و اگر از شما یکصد تن [شکیبا] باشند، بر هزار تن از کافران پیروز میگردند؛ چرا که آنان قومیاند که نمیفهمند.
اکنون خدا بر شما تخفیف داده و معلوم داشت که در شما ضعفی هست. پس اگر از [میان] شما یکصد تن شکیبا باشند، بر دویست تن پیروز گردند، و اگر از شما هزار تن [شکیبا] باشند، به توفیق الهی بر دو هزار تن غلبه کنند، و خدا با شکیبایان است.
استقامت گروهی اندک از یاران طالوت در مقابل لشکری عظیم
فَلَمّٰا جٰاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ قٰالُوا لٰا طٰاقَةَ لَنَا الْیَوْمَ بِجٰالُوتَ وَ جُنُودِهِ قٰالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلٰاقُوا اللّٰهِ کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ مَعَ الصّٰابِرِینَ. [۱۶۸]
و هنگامی که [طالوت] با کسانی که همراه وی ایمان آورده بودند، از آن [نهر] گذشتند، گفتند: امروز ما را یارای [مقابله با] جالوت و سپاهیانش نیست. کسانی که به دیدار خداوند یقین داشتند، گفتند: بسا گروهی اندک که بر گروهی بسیار، به اذن خدا پیروز شدند، و خداوند با شکیبایان است.
وَ لَمّٰا بَرَزُوا لِجٰالُوتَ وَ جُنُودِهِ قٰالُوا رَبَّنٰا أَفْرِغْ عَلَیْنٰا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدٰامَنٰا وَ انْصُرْنٰا عَلَی الْقَوْمِ الْکٰافِرِینَ. [۱۶۹]
و هنگامی که با جالوت و سپاهیانش روبهرو شدند، گفتند: پروردگارا! بر [دلهای] ما شکیبایی فرو ریز، و گامهای ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز فرمای.
صبر و استقامت پیامبر اعظم (ص) و یاران او
فَاسْتَقِمْ کَمٰا أُمِرْتَ وَ مَنْ تٰابَ مَعَکَ. [۱۷۰]
پس همانگونه که فرمای یافتهای، استقامت کن و همچنین کسانی که با تو به سوی خدا آمدهاند.
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمّٰا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسٰاءُ وَ الضَّرّٰاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتّٰی یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتیٰ نَصْرُ اللّٰهِ أَلٰا إِنَّ نَصْرَ اللّٰهِ قَرِیبٌ. [۱۷۱]
آیا پنداشتید که داخل بهشت میشوید و حال آنکه هنوز مانند آنچه بر [سرِ] پیشینیان شما آمد، بر [سرِ] شما نیامده است؟ آنان دچار سختی و زیان شدند و به [هول و] تکان درآمدند، تا جایی که پیامبر [خدا] و کسانی که با وی ایمان آورده بودند، گفتند: پیروزی خدا کی خواهد بود؟ هش دار، که پیروزی خدا نزدیک است.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلٰی مُحمّدٍ وَ آلِ مُحمّدٍ ... وَ حَارَبَ فِی رِضَاکَ أُسْرَتَهُ ...
وَ هَاجَرَ إِلَی بِلَادِ الْغُربَةِ، وَ مَحَلّ النّأْیِ عَنْ مَوْطِنِ رَحْلِهِ، وَ مَوْضِعِ رِجْلِهِ، وَ مَسْقَطِ رَأْسِهِ، وَ مَأْنَسِ نَفْسِهِ، إِرَادَةً مِنْهُ لِإِعْزَازِ دِینِکَ، وَ اسْتِنْصَاراً عَلَی أَهْلِ الْکُفْرِ بِکَ. حَتّی اسْتَتَبّ لَهُ مَا حَاوَلَ فِی أَعْدَائِکَ وَ اسْتَتَمّ لَهُ مَا دَبّرَ فِی أَوْلِیَائِکَ. فَنَهَدَ إِلَیْهِمْ مُسْتَفْتِحاً بِعَوْنِکَ، وَ مُتَقَوّیاً عَلَی ضَعْفِهِ بِنَصْرِکَ. [۱۷۲]
امام سجاد (ع): بارخدایا، پس بر محمد (که امین وحی تو و برگزیده آفریدگانت است) و آل او درود فرست ... (او که) برای خشنودی تو با کسان خود جنگید.
و به دیار غربت هجرت کرد، او از وطن مورد علاقۀ خویش و از بین قوم و قبیله و محلّ تولّد و جایگاهی که با آن مأنوس بود برای اعزاز دینت و یاری گرفتن در برابر کفر، سرزمین دور را برگزید تا آنجا که هر آن چه دربارۀ دشمنانت میخواست، با استقامت و پایداری به چنگ آورد و به آنچه دربارۀ دوستانت میاندیشید به طور کامل دست یافت. پس شتابان به نبرد با کافران برخاست در حالی که از تو یاری میجست و در ناتوانی خویش به یاری تو نیرو میگرفت.
صبر و استقامت و نزول فرشتگان یاور
إِنَّ الَّذِینَ قٰالُوا رَبُّنَا اللّٰهُ ثُمَّ اسْتَقٰامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلٰائِکَةُ أَلّٰا تَخٰافُوا وَ لٰا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ. [۱۷۳]
به یقین کسانی که گفتند: پروردگار ما خداوند یگانه است! سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل میشوند که: «نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است!
پایداری و استقامت، ضامن پیروزی
«الصَّبرُ کفیلٌ بِالظَّفرِ». [۱۷۴]
امام علی (ع): صبر، ضامن (و از پی آیندۀ) پیروزی است.
«مِفتٰاحُ الظَّفرِ لزُوم الصَّبر». [۱۷۵]
امام علی (ع): (راه دستیابی به) کلید پیروزی، ملازم گشتن با صبر است.
«الصَّبرُ یَرغَمُ الاعداءَ». [۱۷۶]
امام علی (ع): صبر و پایداری، بینی دشمنان را به خاک میمالد.
وَ اسْتَشْعِرُوا الصَّبْرَ فَإِنَّهُ أَدْعَی إِلَی النَّصْرِ. [۱۷۷]
امام علی (ع): صبر و استقامت را شعار خویش سازید که پیروزیآور است.
داشتن بصیرت
فَانْفُذُوا عَلَی بَصَائِرِکُمْ وَ لْتَصْدُقْ نِیَّاتُکُمْ فِی جِهَادِ عَدُوِّکُمْ. [۱۷۸]
امام علی (ع): بر بصیرت و آگاهی خود حرکت کنید و در جهاد با دشمنانتان نیت شما صادق و خالص باشد.
إِنَّ مَعِی لَبَصِیرَتِی مَا لَبَّسْتُ عَلَی نَفْسِی وَ لَا لُبِّسَ عَلَیَّ. [۱۷۹]
امام علی (ع): من برخوردار از بصیرتی هستم که هرگز از من جدا نمیشود، حق را بر خود نپوشیدهام و نه آن بر من پوشیده است.
حَمَلوُا بَصَائِرَهُم عَلٰی أسیٰافِهِمْ. [۱۸۰]
امام علی (ع): [مجاهدان عصر رسول خدا (ص)] بصیرتشان را بر شمشیرهاشان حمل کردند.
اتحاد و یکدلی
وَ أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ لٰا تَنٰازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللّٰهَ مَعَ الصّٰابِرِینَ. [۱۸۱]
و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نزاع مکنید که سست شوید و مهابت شما از بین برود و صبر کنید، که خدا با شکیبایان است.
إِنَّهُ لَا غَنَاءَ فِی کَثْرَةِ عَدَدِکُمْ مَعَ قِلَّةِ اجْتَماعِ قُلُوبِکُمْ. [۱۸۲]
امام علی (ع): بیشک تا آن گاه که قلب هایتان هماهنگ نباشد بسیاری شمارتان به کار نیاید.
استعانت از نماز
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلٰاةِ إِنَّ اللّٰهَ مَعَ الصّٰابِرِینَ. [۱۸۳]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از شکیبایی و نماز یاری جویید؛ زیرا خداوند با شکیبایان است.
ذکر و یاد خدا
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَ اذْکُرُوا اللّٰهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ. [۱۸۴]
ای کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامی که [در میدان نبرد] با گروهی رو به رو میشوید، ثابت قدم باشید و خدا را فراوان یاد کنید تا رستگار شوید.
= راز و نیاز شبانه و تلاوت قرآن
الٰا انَّکُمْ لٰاقوُا العَدُوَّ غَدَاً انْ شَاءَ اللّهُ فَاطِیلوُا الْلَیلةَ القِیامَ، وَ اکْثِروُا تِلٰاوَةَ القُرآن، وَ اسْئَلوُا للّهَ الصَّبْرَ وَ النَّصْرَ، وَ القوُهُمْ بِالجِدِّ وَ الحَزمِ، وَ کوُنوُا صٰادِقِینَ. [۱۸۵]
امیرمؤمنان (ع) به سپاهیان فرمود: هلا، به راستی، به خواست خدا، فردا با دشمن روبرو میشوید. پس امشب نماز بسیار گزارید و بر تلاوت قرآن بیفزایید و از خداوند صبر و پیروزی خواهید و به کوشایی و دقت با آنان روبرو شوید و صادق باشید.
دعا و نیایش و درخواست پیروزی از خداوند
وَ مٰا کٰانَ قَوْلَهُمْ إِلّٰا أَنْ قٰالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنٰا ذُنُوبَنٰا وَ إِسْرٰافَنٰا فِی أَمْرِنٰا وَ ثَبِّتْ أَقْدٰامَنٰا وَ انْصُرْنٰا عَلَی الْقَوْمِ الْکٰافِرِینَ. [۱۸۶]
و سخن آنان [رزمندگان] جز این نبود که گفتند: پروردگارا! گناهان ما و زیادهروی ما در کارمان را بر ما ببخشای و گامهای ما را استوار دار، و ما را بر گروه کافران یاری ده.
وَ لَمّٰا بَرَزُوا لِجٰالُوتَ وَ جُنُودِهِ قٰالُوا رَبَّنٰا أَفْرِغْ عَلَیْنٰا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدٰامَنٰا وَ انْصُرْنٰا عَلَی الْقَوْمِ الْکٰافِرِینَ. [۱۸۷]
و هنگامی که با جالوت و سپاهیانش روبهرو شدند، گفتند: پروردگارا! بر [دلهای] ما شکیبایی فرو ریز، و گامهای ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز فرمای.
وَ عَنْهُ (عَلَیه السَّلامُ) انَّهُ قَالَ: اغْتَنِموُا الدُّعاءَ عِنْدَ خَمْسِ مَوَاطِنَ- الَی انْ قَالَ- وَعِنْدَ الْتِقَاءِالصَّفَّیْنِ. [۱۸۸]
امیر مؤمنان (ع) فرمود: دعا را در پنج جایگاه غنیمت شمارید ... تا آن که فرمود: و هنگام برخورد دو صف لشکر متخاصم با یکدیگر.
دعا و نیایش، سیرۀ رسول خدا (ص) در جنگ
عَنْ عَلِیّ بْنِ ابِی طَالِبٍ (عَلَیهم السَّلامُ): انَّ رَسوُلَ اللّهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیه وَآله، [کَانَ] اذَا لَقِیَ العَدُوَّ، عَبَّأَ الرِّجَالَ وَ عَبَّأَ الخیلَ وَ عَبَّأَ الإبِلَ، ثُمَّ یَقوُلُ: اللَّهُمَّ أَنْتَ عِصْمَتِی وَ نَاصِرِی وَمَانِعی، اللَّهُمَّ بِک أصوُلُ وَبِکَ أُقاتِلُ. [۱۸۹]
علی (ع) فرمود: پیغمبر خدا (ص) هرگاه به دشمن میرسید، به نیروهای خود، فرمان آمادهباش میداد. همچنین اسبان و شتران را مهیا میکرد. و آنگاه میفرمود:
پروردگارا! تویی نگهدارنده و یاور و بازدارندۀ من. پروردگارا! به (مدد تو) حمله میبرم و میجنگم.»
عَنْ عَلیّ بنِ ابی طَالبٍ (علیه السلام): انَّ رَسوُلَ اللّهِ (صَلَّی اللّهُ عَلَیه وَآله)، دَعَا یَوْمَ الاحزابِ: اللّهمَّ مُنزِلَ الکِتابِ، مُنْشِرَ السَّحَابِ، وَاضِعَ المیزانِ، [سَریعَ الحِسَابِ]، اهزمْ الاحزابَ عَنَّا، وَ ذَلَّلهُمْ- وَفِی نُسْخَةٍ- وَزَلْزِلْهُم. [۱۹۰]
علی (ع) فرمود: پیغمبر خدا (ص) در جنگ احزاب این دعا را خواند:
ای خدایی که قرآن را نازل فرمودی، و ابرها را پراکنده کردی، و گذارندۀ میزان هستی! این احزاب را از جانب ما شکست بده و خوارشان گردان.» در نسخه دیگر است: «و آنان را متزلزل گردان.»
وَ عَنْه (عَلَیه السَّلامُ)، انَّهُ قَالَ: دَعَا رَسوُلُ اللّهِ (صَلَّی اللّهُ عَلَیه وَآلِه) یَوْمَ أُحُد، فَقَالَ: اللَّهُمَّ لَکَ الحَمْدُ، وَ الَیکَ المُشْتَکیٰ، وَ انْتَ المُسْتَعَانُ. فَهَبطَ عَلَیه جِبْرئیلُ، فَقَالَ: یٰا مُحمَّدُ دَعَوْتَ اللّهَ بِاسمِهِ الاکْبَرِ. [۱۹۱]
علی (ع) فرمود: دعای پیغمبر در روز جنگ احد این بود: پروردگارا! ستایش ویژۀ تو است و شکایت به پیشگاه تو عرضه میشود و تویی یاری دهنده.»
پس جبرئیل بر او فرود آمد و گفت: ای محمد! خدای خود را به بزرگترین نامش خواندی.
دعای تعلیمی پیامبر (ص) به امام علی (ع) در جنگ خیبر
عَنْ عَلیّ بنِ ابی طَالبٍ (علیه السلام) قَالَ: لَمَّا کٰانَ یَوْمُ خَیبَر بَارَزْتُ مَرْحَباً فَقلتُ: مَاکَانَ رَسوُلُ اللّهِ (صلی الله علیه وآله) عَلَّمَنِی انْ اقوُلَه: اللَّهمَّ انْصُرْنِی وَلٰا تَنْصُر عَلَیَّ، اللهمَّ اغْلِبْ لِی وَلٰا تَغلِبْ عَلَیَّ، اللهمَّ تَولِّنِی وَلٰا تَوَلَّ عَلیَّ، اللهمَّ اجْعَلنِی لَکَ ذَاکراً لکَ شَاکراً لَکَ رَاهباً لَکَ مِنیباً مُطیعاً، اقتُلُ اعْداءَکَ، فَقتلتُ مَرحباً یَومئذٍ، وَ تَرکْتُ سَلَبَه، وَکُنْتُ اقتُلُ وَلٰا آخذُ السَّلَبَ. [۱۹۲]
علی (ع) فرمود: روز جنگ خیبر به مبارزۀ مرحب، قد برافراشتم و دعایی را که پیغمبر به من آموخته بود خواندم و آن این بود: پروردگارا! مرا یاری فرما، و دیگری را بر زیان من یاری مده.
خدایا! مرا بر دشمن، چیره گردان و دیگری را بر من چیره مگردان. بارالها! مرا سرپرستی ده و دیگری را بر من سرپرست مفرما. آفریدگارا! مرا یادآور خودت قرارم ده که سپاسگزارت باشم و گوشهگیر کوی تو گردم و به سوی تو بازگردم و با فرمانبری از تو، دشمنانت را بکشم.»
پس (بر اثر مستجاب شدن آن دعا) مرحب را کشتم، و لباس و ادوات جنگی همراهش را برنداشتم، و شیوۀ من چنین بود که دشمن را میکشتم، ولی لباس و اثاثیهای را که به همراه داشت برنمیداشتم.
دعاهای امام علی (ع) در جنگ
اللَّهُمَّ رَبَّ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ وَ الْجَوِّ الْمَکْفُوفِ الَّذِی جَعَلْتَهُ مَغِیضاً لِلَّیْلِ وَ النَّهَارِ وَ مَجْریً لِلشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ وَ مُخْتَلَفاً لِلنُّجُومِ السَّیَّارَةِ وَ جَعَلْتَ سُکَّانَهُ سِبْطاً مِنْ مَلَائِکَتِکَ لَا یَسْأَمُونَ مِنْ عِبَادَتِکَ وَ رَبَّ هَذِهِ الْأَرْضِ الَّتِی جَعَلْتَهَا قَرَاراً لِلْأَنَامِ وَ مَدْرَجاً لِلْهَوَامِّ وَ الْأَنْعَامِ وَ مَا لَا یُحْصَی مِمَّا یُرَی وَ مَا لَا یُرَی وَ رَبَّ الْجِبَالِ الرَّوَاسِی الَّتِی جَعَلْتَهَا لِلْأَرْضِ أَوْتَاداً وَ لِلْخَلْقِ اعْتَماداً إِنْ أَظْهَرْتَنَا عَلَی عَدُوِّنَا فَجَنِّبْنَا الْبَغْیَ وَ سَدِّدْنَا لِلْحَقِّ وَ إِنْ أَظْهَرْتَهُمْ عَلَیْنَا فَارْزُقْنَا الشَّهَادَةَ وَ اعْصِمْنَا مِنَ الْفِتْنَةِ.[۱۹۳]
امیر مؤمنان (ع) در جنگ چنین دعا میکرد: بار خدایا، ای پروردگارِ آسمان برافراشته و فضای نگاه داشته که تو آن را زمینۀ جوشش روز و شب، بستر جریان خورشید و ماه و مسیر آمد و شد ستارگان سیار قرار دادهای و دستهای از فرشتگانت را ساکنانش ساختهای که در بندگیت خستگیناپذیرند، و ای پروردگار زمین که آن را جایگاه امن آدمیان و بستر رشد حشرات و دامها و پدیدههای بیشمار دیدنی و نادیدنی ساختهای، و ای پروردگار کوهها که میخهای زمین و تکیه گاه خلقشان قرار دادهای، اگر بر دشمنان پیروزمان ساختی، از هر تجاوزی دورمان بدار و در رعایت حق پایداریمان بخش، و اگر آنان را بر ما چیره گرداندی، شهادت را روزیمان کن و از غلتیدن در فتنهها مصونمان دار!
اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ وَ کَأْبَةِ الْمُنْقَلَبِ وَ سُوءِ الْمَنْظَرِ فِی الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَ الْوَلَدِ اللَّهُمَّ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِی السَّفَرِ وَ أَنْتَ الْخَلِیفَةُ فِی الْأَهْلِ وَ لَا یَجْمَعُهُمَا غَیْرُکَ لِأَنَّ الْمُسْتَخْلَفَ لَا یَکُونُ مُسْتَصْحَباً وَ الْمُسْتَصْحَبُ لَا یَکُونُ مُسْتَخْلَفاً. [۱۹۴]
بار خدایا، از رنج سفر و ناکامی در بازگشت و زشت نمایی و فروپاشیدگی خانواده، به تو پناه میبرم.
بار خدایا، تنها و تنها تویی که هم همراه منی و هم در میان خانوادۀ بر جای ماندهام به جانشینی حاضری، که این جامعیت، تنها و تنها، ویژگی خاص تو است.
چرا که جز تو هر که جانشین شود، مسافر را همراهی نمیتواند و اگر همراه شود، امکان جانشینیاش نمیماند.
اللّهُمَّ اسئَلک النَّصر الَّذِی نَصَرتَ به رسولَکَ و فرَّقتَ به بینَ الحقِّ و الباطِلِ، حتی أقمْتَ دینکَ وَ أفلَحْتَ به حُجَّتَکَ، یا مَنْ هو فی کلِّ مقامٍ. [۱۹۵]
خدایا از تو همان نصرتی را میطلبم که به پیامبرت عنایت فرمودی. و به وسیله آن، میان حق و باطل جدایی افکندی تا دین خود استوار نمودی و آیین خویش مسلّط ساختی، ای برترین که در هر مقام جا داری.
اللهم انی اعوذ بک مِنْ أَنْ أُضَامَ فِی سُلطَانِکَ اللهم انی اعوذ بک أَن أضِلَّ فی هُدَاکَ اللهم انی اعوذ بک أَنْ أَفْتَقِرَ فی غِنَاکَ اللهم انی اعوذ بک أَنْ اضیَّعَ فِی سَلامَتِکَ اللهم انی اعوذ بک أَنْ أُغلَبَ وَ الامْرُ لَکَ وَ الیک. [۱۹۶]
پروردگارا به تو پناه میبرم از آنکه در سلطنت تو حقم پایمال گردد. به تو پناه میبرم از آنکه در هدایت تو گمراه شوم. به تو پناه میبرم از آنکه در بی نیازی تو بیچیز باشم. به تو پناه میبرم از آنکه در اقتدار تو تباه گردم. به تو پناه میبرم از آنکه مغلوب شوم، و حال آنکه فرمان، فرمان تو و فرجام کار به سوی تو است.
عَن ابیعبدالله (ع) انّ امیرالمُومنین (ع) کانَ اذا ارادَ القِتالَ قالَ هذِه الدَّعواتِ: اللَّهُمَّ انّکَ اعلمتَ سَبیلًا مِن سُبلِکَ جَعلَت فیهِ رِضاکَ، وَ نَدبتَ الیهِ اولیائَکَ، وَ جَعلَتهُ اشرفَ سبُلُکَ عِندَکَ ثَواباً وَ اکرَمها لَدیکَ مَآباً وَ احبَّها الیکَ مَسلَکاً، ثُمّ اشتَریتَ فیهِ مِن المُؤمِنین انفُسَهم وَ اموالَهُم بِانّ لَهُم الجَّنَةَ یُقاتِلونَ فیٖ سَبیلِ اللّٰهِ فَیَقتلُون وَ یُقتَلونَ وَعداً عَلیکَ حَقّاً، فَاجعلَنیٖ مِمَّن یَشتریٖ فیهِ مِنکَ نَفسَهُ، ثُمَّ وفیٰ لَکَ بِبیَعهِ الّذیٖ بٰایَعکَ عَلیکَ غَیرُ ناکِثٍ وَ لٰاناقَص عَهداً، وَ لٰامُبدَّل تَبدیلًا بَل استیجاباً لَمحبتکَ، وَ تَقُرَّبنا بِهِ الیکَ، فَاجعَلهُ خاتِمة عَملیٖ، وَ صَیَّر فیهِ فَناءَ عُمری، وَ ارزُقنی فیهِ لَکَ وَ بِه مَشهداً تُوجِبُ لیٖ بِه مِنکَ الرِّضا، وَ تَحُطّ بِهِ عَنّیٖ الخَطٰایا، وَ تَجعلَنی فِی الاحیاءِ المَرزوقینَ بِایدیِ العُداةِ وَ العُصاةِ تَحتَ لِواء الحَقِّ، وَ رایَةِ الهُدیٰ ماضِیاً عَلی نُصرَتِهم قَدماً، غَیرُ مُولٍّ دُبراً، وَ لامُحدِثٌ شَکاً، اللَّهُم وَ اعوذُبِکَ عِند ذلِکَ مِن الجُبنِ عِندَ مَوارِد الاهوالِ، وَ مِنَ الضَّعفِ عِند مُساوَرةِ الابطالِ وَ مِن الذَّنبِ الُمحیطِ لِلَاعمالِ، فَاحجَمُ مِن شَکِّ او امضیٰ بِغَیرِ یَقینٍ فَیکُون سَعییٖ فیٖ تَبابٍ وَ عَملی غَیر مَقبولٍ. [۱۹۷]
امام صادق (ع) فرمود: امیر مؤمنان (ع) آن گاه که میخواست به صحنه کارزار، قدم نهد، این دعاها را میخواند:
«پروردگارا! راهی از راههای روشنت که خشنودی ات را در آن قرار دادهای. بر ما آشکار ساختی، و دوستان خالص خودت را به رفتن به آن فراخوانده وتشویق کردهای، و آن را پر ثوابترین راههای (دین) خود، و گرامیترین محل بازگشت به نزد خودت و دلپسندترین آیینهای خویش گردانیدهای، سپس در آن از مؤمنان، جانها و دارایی شان را خریداری کردی و جاودان ماندن در بهشت را به ایشان دادی؛ همانهایی که در راه تو میجنگند و برای پایبندی بر سر پیمان راستین تو پا به عرصه جهاد میگذارند و میکشند و کشته میشوند (این که بهشت در برابر کار آن هاست، از سوی تو) نویدی قطعی است، پس مرا از اشخاصی قرار بده که جان هایشان در آن (راه جهاد) از جانب تو خریداری میشود و آن گاه مرا از کسانی قرار بده که جانش را در آن (جهاد) به تو فروخته و به پیمانی که بر سر آن بسته وفادار مانده، جان خویشتن را در اختیارت گذارده و در این داد و ستد هیچ تقلب و پیمان شکنی از او سر نزده ابدا آن را تبدیل و دگرگون نساخته، و از راهی که در پیش گرفته باز نگردد. و تنها سودش دستیابی به نویدتو است و به خاطر آن که پاسخگوی محبت تو شده و برای اینکه به تو نزدیک شودقدم به این راه گذارده است.
پس خداوندا! آن را پایان کارم قرار ده و در آن عمرم را سپری کن، و در آن مرا به خاطر خودت روزی ده و به واسطۀ آن، شهادتگاهی نصیبم کن که در آن جا خشنودی ات را به دست آرم و خطاهایم به واسطه آن، زدوده شوند، و از تو میخواهم مرا در زمره شهدایی قرار دهی که روزیخوران تو هستند؛ آنان که در زیر پرچم حق به دست دشمنان و تبهکاران (جهت برافراشته ماندن درفش هدایت، جان دادند خدایا! مرا از کسانی قرار ده که بر تداوم یاری رساندن به آنها در جهاد پیشگام باشم، بدون آنکه به آنها و اهداف والایشان پشت کرده از آن، روگردان شوم و در درستی راه، تردیدی به دل راه ندهم.
پروردگارا! به تو پناه میبرم در هنگامۀ پیکار از بزدلی و ترس در موارد ترسناک و نشاندادن سستی و ضعف در هنگام مصاف و یورش بر قهرمانان. (به تو پناه میبرم) و از گناهانی که گرداگرد اعمالم را فرا گیرد و مرا وادارد که از روی تردید یا ترس از جهاد، دست بردارم و از این که بدون داشتن یقین، گام بردارم؛ پس تلاشم با زیان و تباهی همراه گردد و کردارم پذیرفته نشود و ناکام گردم!
و عن قیس بن الربیع، عن عبدالواحد بن حسان، عمن حدثه، عَنْ عَلیٍّ انَّه سَمِعَه یَقوُلُ یَوْمَ صِفِّین:
اللّهمَّ الیکَ رُفِعَتْ الابصارُ وَ بَسَطَتْ الأَیدِی وَ دُعیتْ الألسُنُ، وَ أفضَتْ القُلوبُ، وِ الَیکَ نُقَلتْ الاقدامُ انْتَ الحاکِمُ فِی الاعْمالِ فَاحْکُمْ بَینَنا وَ بَینَهم بِالحقِّ وَ انْتَ خَیْرُ الفَاتِحینَ، اللَّهُمَّ انَّا نَشْکوُ الَیْکَ غَیِبةَ نَبیِّنا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا وَ کِثْرَةَ عَدُوِّنا وَ تَشَتُّتَ اهوائِنا وَ شِدَّةَ الزَّمانِ وَ ظُهوُرَ الفِتَنِ، أعِنَّا عَلَیه بِفَتْحٍ تُعجِّلُه وَ نَصْرٍ تُعِزُّ بِه سُلْطَانَ الحقِّ وَ تُظْهِرهُ. [۱۹۸]
قیس بن ربیع از عبدالواحد بن حسان و او از کسی که برای او نقل کرده دربارۀ علی (ع) شنیده است که آن حضرت در جنگ صفین (اینگونه دعا میکرد و) میگفت: خداوندا دیدگان به سوی تو توجه کنند و دستها به جانب تو گشوده گردد و زبانها به خواندن تو مشغول باشند و قلبها به جانب تو باشند و قدمها (ی مجاهدان) به سوی تو آیند. تو حاکم و ناظر اعمال هستی، پس بین ما و آنها به حق حکم کن که تو بهترین راهگشایان هستی. خدایا ما نسبت به فقدان پیامبرمان و کمی افرادمان و زیادی دشمنانمان و پراکندگی آرزوهایمان و وجود مشکلات و فشار زمانه و ظهور فتنهها به تو شکوه میکنیم. (پس) ما را به سبب غلبۀ بر دشمن که در آن تعجیل کنی و به سبب پیروزی که با آن به ما عزت بخشی و حکومت حقی که آن را ظاهر سازی، یاریمان ده.
عَنْ جَابِر، عَن تَمیم قَالَ: کٰانَ علیٌّ علیهالسلام اذَا سَارَ الَی القِتالِ ذَکَرَ اسمَ اللّهِ حِینَ یَرکَبُ ... ثُمَّ یَقوُلُ: اللّهمَّ الَیکَ نُقِلَتْ الاقدامُ، وَ اتْعِبتْ الابدانُ، وَ أفضتْ القُلوُبُ، وَ رُفِعَتْ الایدِی، وَ أشْخصتْ الابصارُ رَبَّنا افْتَحْ بَینَنا وَ بَیْنَ قَومِنَا بِالْحَقِّ وَ انْتَ خَیْرُ الفَاتِحینَ. [۱۹۹]
جابر از تمیم نقل میکند که گفت: هرگاه علی (ع) قصد جنگ میکرد و هنگامی که میخواست سوار مرکب خود شود نام خدا را میبرد و ... سپس میفرمود: خداوندا، قدمهای انسانها به سوی تو برداشته شده و بدنها برای تو به رنج و سختی افتاده و قلوب آنها در سینهها برای تو تپیده و دستها به جانب تو بلند است و دیدگان به کمک تو بصیرت یافته است. «ربنا افتح بیننا و بین قومنا بالحق و انت خیر الفاتحین» (اعراف (۷) آیه ۸۹) (پروردگارا میان ما و قوم ما به حق راهی بگشا که تو بهترین راهگشایان هستی).
عَنْ عَلیّ (علیه السَّلامُ)، انَّه کٰانَ اذَا لَقِیَ العَدُوَّ قَالَ: اللَّهمَّ أَنْتَ عِصْمَتِی وَ نَاصِرِی وَ مَانِعی، اللَّهمَّ بِکَ أَصوُلُ وَبِکَ أُقاتِلُ. [۲۰۰]
از علی (ع) روایت شده است که هنگام برخورد با دشمن فرمود: «خدایا! تویی که نگهدارنده و یاور و بازدارندۀ من هستی! پروردگارا! به یاری تو به دشمن حمله میبرم و با آنان نبرد میکنم.»
عَنْ جَعفر بنِ مُحمَّد (علیهماالسلام)، انَّه قَالَ: لمَّا تَوافَقَ النَّاسُ یَوْمَ الجَملِ، خَرَجَ عَلیٌّ (عَلَیه السَّلامُ) حَتَّی وَقَفَ بَینَ الصَّفَّیْنِ، ثُمَّ رَفَعَ یَدَهُ نَحْوَ السَّماءِ، ثُمَّ قَالَ: یَا خَیْرَ مَنْ افضتْ الَیهَ القُلوبُ، وَدُعِیَ بِالالسُنِ، یَا حَسَنَ البَلایٰا، یٰا جَزیلَ العَطَاءِ، احْکُمْ بَینَنا وَ بَیْنَ قَوْمِنَا بِالحَقِّ وَانْتَ خَیْرَ الحٰاکِمینَ.[۲۰۱]
امام صادق (ع) فرمود: در جنگ جمل، هنگامی که مردم در جایگاه خود قرار گرفتند، علی (ع) در جایی که میان دو سپاه بود ایستاد و دستان خود را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: «ای بهترین کسی که دلها به سوی او توجه میکند و با زبانها خوانده میشود، ای که آزمایشهایت نیکو است، ای که بخششت بس بزرگ و سترگ است! بین ما و قوم ما به حق، داروی کن، که تو بهترین داورانی!»
عن عبدالله بن میمون القداح، عن ابی عبدلله (علیه السلام) قَالَ: کٰانَ عَلِیٌّ (علیه السلام) إذَا أرادَ القِتالَ، قَالَ هٰذِهِ الدَّعَواتِ: اللهمَّ انَّکَ اعْلَمْتَ سَبیلًا مِنْ سُبُلِکَ، جَعَلْتَ فِیهِ رِضَاکَ، وَنَدَبْتَ الَیه اولیاءَکَ وَ جَعَلْتَه اشْرَفَ سُبُلِکَ عِنْدَکَ ثَواباً، وَ اکْرَمَهَا الَیْکَ مَآباً، وَ احَبَّها الَیْکَ مَسْلَکاً، ثُمَّ اشْتَرَیتَ فِیه «مِن المؤمنینَ انفُسَهُمْ وَامْوٰالَهم بِانَّ لَهم الجنَّةَ یُقاتِلوُنَ فِی سَبیلِ اللّهِ فَیَقتُلوُنَ وَ یُقتَلوُنَ وَعْداً عَلَیهِ حَقَّاً». [۲۰۲] فَاجعلنِی مِمَّنْ اشْتَرَیتَ فِیه مِنْکَ نَفْسَه، ثُمَّ وَفَیٰ لَکَ بِبَیَعتِه الَّتِی بَایَعَکَ عَلَیهٰا، غَیْرَ نَاکِثٍ وَ لٰانَاقِضٍ عَهْداً، وَلٰا مُبَدِّلَ تَبدِیلًا. [۲۰۳]
امام صادق (ع) فرمود:
علی (ع) هرگاه میخواست بجنگد این دعاها را میخواند: «پروردگارا! ما را به راهی راهنمایی کردی که در آن رضا و خشنودی خود را قرار دادهای و دوستانت را به سویش فراخواندی و آن را از حیث ثواب، شرافتمندترین راه قرار دادی و از حیث اجر و پایان، گرامیترین راهها است؛ راهی که آن را از تمامی راهها بیشتر دوست داری، آنگاه: «از مؤمنان، جانها و داراییشان را خریدار شدی به این که در برابر برایشان بهشت باشد، پس مؤمنان در راه خدا کارزار میکنند، میکشند و کشته میشوند، و این وعده بهشت، نویدی است از سوی تو».
بارالها! مرا از کسانی قرار ده که جانشان در آن (جهاد) از جانب تو خریداری میشود، سپس به پیمانی که با تو کرده است وفا کند؛ در حالی که در این داد و ستد، پیمان را نشکند، و عهد را نقض نکرده، در مسیر حرکتش هیچگونه تبدیل و دگرگونی به وجود نیاید.
دعای امام حسین (ع) در بامداد روز عاشورا
رُوِیَ عَن علیّ بن الحسین زین العابدین (علیهما السلام)، انَّه قَالَ: لَمَّا اصْبَحَتْ الخیلُ تَقبَلُ عَلَی الحُسینِ (علیه السلام)، رَفَعَ یَدَیْهِ وَ قَالَ: اللّهُمَّ انْتَ ثِقَتِی فِی کُلِّ کَرْبٍ، وَ انْتَ رَجائِی فِی کُلِّ شِدَّةٍ، وَ انْتَ لِی فِی کُلِّ امْرٍ نَزَلَ بِی ثِقَةٌ وَعُدَّةٌ، کَمْ مِنْ هَمٍّ یُضَعَّفُ فِیه الفُؤادُ، وَ تَقِلُّ فِیه الحِیلةُ، وَ یَخْذلُ فِیه الصِّدیقُ، وَ یَشمتُ فِیه العَدوُّ، انزلتُه بِکَ وَ شَکَوتُه الیکَ، رَغْبَةً مِنِّی الَیکَ عَمَّنْ سِوَاکَ، فَفَرَّجْتَهُ (عَنِّی) وَ کَشَفْتَه، فَانْتَ وَلِیُّ کُلِّ نِعْمَةٍ، وَ صَاحِبُ کُلِّ حَسَنَةٍ، وَ مُنْتَهیٰ کُلِّ رَغْبَةٍ. [۲۰۴]
از امام زین العابدین (ع) روایت شده که فرمود: در بامداد عاشورا آنگاه که لشکریان دشمن به سوی اردوگاه امام حسین (ع) حمله کردند، امام حسین (ع) این دعا را خواند:
پروردگارا! تو در هر سختی و اندوهی، تکیهگاه منی و در هر شدت و سختی، امید منی و در هر مشکل و حادثهای که برای من پیش آید مورد اعتماد و چارهساز منی، چه بسا اندوهی که در آن دل درمانده شود، و چارهجویی در آن کارگر نباشد.
و دوست، ایشان را خوار کند و دشمن به شماتت بپردازد، و من آن اندوهها را به پیشگاه تو عرضه داشتم و به تو شکایت کردم؛ زیرا به جز تو از همه چیز، دیده فرو بستم، و تو آن اندوهها را از من برطرف کرده، در کار من گشایش دادی. پس تو دهندۀ هر نعمت هستی و صاحب هر نیکویی و آخرین امید هرکس میباشی.
دعای امام سجّاد (ع) برای پیروزی رزمندگان
اللّهُمّ اغْزُ بِکُلّ نَاحِیَةٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ عَلَی مَنْ بِإِزَائِهِمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ، وَ أَمْدِدْهُمْ بِمَلَائِکَةٍ مِنْ عِنْدِکَ مُرْدِفِینَ حَتّی یَکْشِفُوهُمْ إِلَی مُنْقَطَعِ التّرَابِ قَتْلًا فِی أَرْضِکَ وَ أَسْراً، أَوْ یُقِرّوا بِأَنّکَ أَنْتَ اللّهُ الّذِی لَا إِلَهَ إِلّا أَنْتَ وَحْدَکَ لَا شَرِیکَ لَکَ. [۲۰۵]
بار خدایا، اهل هر ناحیهای از مسلمانان را به جنگ با مشرکینی که در برابر ایشاناند بفرست و از سوی خودت آنان را با صفوفی پیاپی از فرشتگانت یاری رسان تا سرانجام دشمنان را به پایان خاک در زمین تو (جایی که عمارت و آبادی نیست) کشته و اسیر سازند و یا اقرار نمایند تو آن خدایی هستی که معبودی جز تو نباشد، یکتا و یگانهای و هیچ شریکی نداری.
اللّهُمّ وَ أَیّمَا غَازٍ غَزَاهُمْ مِنْ أَهْلِ مِلّتِکَ، أَوْ مُجَاهِدٍ جَاهَدَهُمْ مِنْ أَتْبَاعِ سُنّتِکَ لِیَکُونَ دِینُکَ الْأَعْلَی وَ حِزْبُکَ الْأَقْوَی وَ حَظّکَ الْأَوْفَی فَلَقّهِ الْیُسْرَ، وَ هَیّئْ لَهُ الْأَمْرَ، وَ تَوَلّهُ بِالنّجْحِ، وَ تَخَیّرْ لَهُ الْأَصْحَابَ، وَ اسْتَقْوِ لَهُ، الظّهْرَ، وَ أَسْبِغْ عَلَیْهِ فِی النّفَقَةِ، وَ مَتّعْهُ بِالنّشَاطِ، وَ أَطْفِ عَنْهُ حَرَارَةَ الشّوْقِ، وَ أَجِرْهُ مِنْ غَمّ الْوَحْشَةِ، وَ أَنْسِهِ ذِکْرَ الْأَهْلِ وَ الْوَلَدِ. [۲۰۶]
بارخدایا هر جنگاوری از گروندگان به دین تو که با آنان به کارزار خیزد و هر مجاهد از پیروان سنت تو که با آنان جهاد نماید تا آیین تو برتری جوید و حزب تو توانمندتر گردد و بهرۀ تو فزونتر شود، آسانی نصیبش نما و کار را برایش سهل گردان و او را رستگار ساز و یارانش را نیکو برگزین و پشتش را نیرومند گردان و درآمدش را سرشار نما و از شادابی بهرهمندش بدار و آتش اشتیاق به خانه و کاشانه را در دلش فرونشان و از اندوه تنهایی پناهش ده و خاطرۀ همسر و فرزندان را از یادش ببر.
فَإِذَا صَافّ عَدُوّکَ وَ عَدُوّهُ فَقَلّلْهُمْ فِی عَیْنِهِ، وَ صَغّرْ شَأْنَهُمْ فِی قَلْبِهِ، وَ أَدِلْ لَهُ مِنْهُمْ، وَ لَا تُدِلْهُمْ مِنْهُ، فَإِنْ خَتَمْتَ لَهُ بِالسّعَادَةِ، وَ قَضَیْتَ لَهُ بِالشّهَادَةِ فَبَعْدَ أَنْ یَجْتَاحَ عَدُوّکَ بِالْقَتْلِ، وَ بَعْدَ أَنْ یَجْهَدَ بِهِمُ الْأَسْرُ، وَ بَعْدَ أَنْ تَأْمَنَ أَطْرَافُ الْمُسْلِمِینَ، وَ بَعْدَ أَنْ یُوَلّیَ عَدُوّکَ مُدْبِرِینَ. [۲۰۷]
پس آن گاه که [برای رزمندۀ مسلمان] رویارویی با دشمن تو و دشمن خودش پیش آید، شمار دشمنان را در دیدهاش اندک و موقعیت آنان را در دلش کوچک گردان و او را بر ایشان چیره ساز و آنان را بر او چیره مگردان. پس اگر سرانجام کارش را نیک بختی قرار دادی و شهادت را برایش مقدر ساختی، شهادتش را زان پس قرار ده که دشمنت را به خاک هلاکت انداخته و آنان را در بند اسارت خسته و رنجور ساخته و زان پس قرار ده که مرزهای سرزمین مسلمین ایمن شده و دشمنت پشت کرده و گریخته است.
نفرین دشمنان و درخواست شکست و ذلّت آنان از خداوند
اللّهُمّ افْلُلْ بِذَلِکَ عَدُوّهُمْ، وَ اقْلِمْ عَنْهُمْ أَظْفَارَهُمْ، وَ فَرّقْ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ أَسْلِحَتِهِمْ، وَ اخْلَعْ وَثَائِقَ أَفْئِدَتِهِمْ، وَ بَاعِدْ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ أَزْوِدَتِهِمْ، وَ حَیّرْهُمْ فِی سُبُلِهِمْ، وَ ضَلّلْهُمْ عَنْ وَجْهِهِمْ، وَ اقْطَعْ عَنْهُمُ الْمَدَدَ، وَ انْقُصْ مِنْهُمُ الْعَدَدَ، وَ امْلَأْ أَفْئِدَتَهُمُ الرّعْبَ، وَ اقْبِضْ أَیْدِیَهُمْ عَنِ الْبَسْطِ، وَ اخْزِمْ أَلْسِنَتَهُمْ عَنِ النّطْقِ، وَ شَرّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ وَ نَکّلْ بِهِمْ مَنْ وَرَاءَهُمْ، وَ اقْطَعْ بِخِزْیِهِمْ أَطْمَاعَ مَنْ بَعْدَهُمْ.
اللّهُمّ عَقّمْ أَرْحَامَ نِسَائِهِمْ، وَ یَبّسْ أَصْلَابَ رِجَالِهِمْ، وَ اقْطَعْ نَسْلَ دَوَابّهِمْ وَ أَنْعَامِهِمْ، لَا تَأْذَنْ لِسَمَائِهِمْ فِی قَطْرٍ، وَ لَا لِأَرْضِهِمْ فِی نَبَاتٍ. [۲۰۸]
امام سجاد (ع): بار خداوندا با برآورده شدن این خواستهها (دل بریدن مسلمانان از دنیا و توجه به عالم آخرت) دشمنان آنها را درهم بشکن و جنگ قدرت دشمنانشان را از دامن آنان کوتاه فرما و بین آنها و سلاحشان جدایی افکن و بندهای دلشان را از هم بگسل و میان آنان و توشههایشان فاصله انداز و در راهها سرگردانشان نما و از مقصد گمراهشان ساز و امداد و کمک را از ایشان قطع فرما و از نفراتشان بکاه و دلشان را از ترس آکنده ساز و دستشان را از مرزداران باز دار و زبانشان را از گفتار کوتاه کن و با شکست سپاه جلودار، عقبۀ دشمن را متفرق نما و شکست آنان را موجب فرار پیروایشان قرار ده و با خواری آنان طمع دشمنان بعدی را قطع فرما. خدایا رحم زنانشان را عقیم ساز و آب پشت مردانشان را خشک، و نسل چهارپایان و مرکبهایشان را برانداز، اجازه نده بر آسمانشان ابری بارانزا پدید آید و نه بر زمینشان گیاهی بروید.
اللّهُمّ وَ اعْمُمْ بِذَلِکَ أَعْدَاءَکَ فِی أَقْطَارِ الْبِلَادِ مِنَ الْهِنْدِ وَ الرّومِ وَ التّرْکِ وَ الْخَزَرِ وَ الْحَبَشِ وَ النّوبَةِ وَ الزّنْجِ وَ السّقَالِبَةِ وَ الدّیَالِمَةِ وَ سَائِرِ أُمَمِ الشّرْکِ، الّذِینَ تَخْفَی أَسْمَاؤُهُمْ وَ صِفَاتُهُمْ، وَ قَدْ أَحْصَیْتَهُمْ بِمَعْرِفَتِکَ، وَ أَشْرَفْتَ عَلَیْهِمْ بِقُدْرَتِکَ. [۲۰۹]
امام سجاد (ع): خدایا این- سرنوشت را- نسبت به همۀ دشمنانت در سراسر عالم روا بدار، اعم از هند، روم، ترکستان، خزر، حبشه، نوبه، زنگبار، سقالبه، دیلمان و دیگر ملتهای مشرکی که از نام و نشان آنها بیخبریم و تو با علم خویش شمارشان را میدانی و به قدرت خود بر آنان اشراف داری.
اللّهُمّ اشْغَلِ الْمُشْرِکِینَ بِالْمُشْرِکِینَ عَنْ تَنَاوُلِ أَطْرَافِ الْمُسْلِمِینَ، وَ خُذْهُمْ بِالنّقْصِ عَنْ تَنَقّصِهِمْ، وَ ثَبّطْهُمْ بِالْفُرْقَةِ عَنِ الِاحْتِشَادِ عَلَیْهِمْ. [۲۱۰]
امام سجاد (ع): بارخدایا، مشرکان را با مشرکان مشغول دار تا از دستبرد به مرزهای مسلمانان باز مانند و از نیرو و تعداد آنان کم نما تا از مسلمانان نکاهند و میانشان تفرقه افکن تا علیه مسلمانان همدست نگردند.
اللّهُمّ أَخْلِ قُلُوبَهُمْ مِنَ الْأَمَنَةِ، وَ أَبْدَانَهُمْ مِنَ الْقُوّةِ، وَ أَذْهِلْ قُلُوبَهُمْ عَنِ الِاحْتِیَالِ، وَ أَوْهِنْ أَرْکَانَهُمْ عَنْ مُنَازَلَةِ الرّجَالِ، وَ جَبّنْهُمْ عَنْ مُقَارَعَةِ الْأَبْطَالِ، وَ ابْعَثْ عَلَیْهِمْ جُنْداً مِنْ مَلَائِکَتِکَ بِبَأْسٍ مِنْ بَأْسِکَ کَفِعْلِکَ یَوْمَ بَدْرٍ، تَقْطَعُ بِهِ دَابِرَهُمْ وَ تَحْصُدُ بِهِ شَوْکَتَهُمْ، وَ تُفَرّقُ بِهِ عَدَدَهُمْ. [۲۱۱]
امام سجاد (ع): بار خدایا، دلشان را از ایمنی و بدنشان را از نیرو تهی گردان و دلشان را از مکر و چارهجویی غافل و ارکان وجودشان را از هماوردی با مسلمانان سست فرما و آنان را از ستیزه جویی با قهرمانان اسلام بترسان و سیاهی از فرشتگانت را با عذابی سخت از عذابهایت بر آنان گسیل دار، آن گونه که روز بدر کردی تا بنیانشان را براندازی و خار وجودشان را برکنی و جمعشان را پراکنده سازی.
اللّهُمّ وَ امْزُجْ مِیَاهَهُمْ بِالْوَبَاءِ، وَ أَطْعِمَتَهُمْ بِالْأَدْوَاءِ، وَ ارْمِ بِلَادَهُمْ بِالْخُسُوفِ، وَ أَلِحّ عَلَیْهَا بِالْقُذُوفِ، وَ افْرَعْهَا بِالُمحُولِ، وَ اجْعَلْ مِیَرَهُمْ فِی أَحَصّ أَرْضِکَ وَ أَبْعَدِهَا عَنْهُمْ، وَ امْنَعْ حُصُونَهَا مِنْهُمْ، أَصِبْهُمْ بِالْجُوعِ الْمُقِیمِ وَ السّقْمِ الْأَلِیمِ. [۲۱۲]
امام سجاد (ع): خدایا آب آشامیدنی آنها را به وبا و خوراکشان را با بیماری مخلوط ساز و شهرهایشان را در کام زمین فرو بر و هماره بر آنان سنگ بباران و به خشکسالی مبتلاشان فرما و آذوقه آنان را در بیحاصلترین و دورترین نقاط زمین قرار داده و سنگرها و پناهگاههای زمین را از پناه دادن به آنان باز دار و آنان را به گرسنگی دائم و بیماری دردناک دچار فرما.
امام علی (ع): اللَّهُمَّ فَإِنْ رَدُّوا الْحَقَّ فَافْضُضْ جَمَاعَتَهُمْ وَ شَتِّتْ کَلِمَتَهُمْ وَ أَبْسِلْهُمْ بِخَطَایَاهُمْ إِنَّهُمْ لَنْ یَزُولُوا عَنْ مَوَاقِفِهِمْ دُونَ طَعْنٍ دِرَاکٍ یَخْرُجُ مِنْهُمُ النَّسِیمُ وَ ضَرْبٍ یَفْلِقُ الْهَامَ وَ یُطِیحُ الْعِظَامَ وَ یُنْدِرُ السَّوَاعِدَ وَ الْأَقْدَامَ وَ حَتَّی یُرْمَوْا بِالْمَنَاسِرِ تَتْبَعُهَا الْمَنَاسِرُ وَ یُرْجَمُوا بِالْکَتَائِبِ تَقْفُوهَا الْحَلَائِبُ وَ حَتَّی یُجَرَّ بِبِلَادِهِمُ الْخَمِیسُ یَتْلُوهُ الْخَمِیسُ وَ حَتَّی تَدْعَقَ الْخُیُولُ فِی نَوَاحِرِ أَرْضِهِمْ وَ بِأَعْنَانِ مَسَارِبِهِمْ وَ مَسَارِحِهِمْ. [۲۱۳]
امام علی (ع): بارخدایا، سرانجام، اگر این قوم پذیرای حق نشدند، جماعتشان را پراکنده و شعارهاشان را گونهگون ساز، و خطاهاشان را دست و پا پیچ خودشان کن! اینک، تردیدی نمانده است که اینان از مواضع باطل بازپس ننشینند، جز این که با نیزههای پیاپی، کالبدشان از جان تهی شود و کاسۀ سرهاشان با ضربههای شمشیر درهم شکافد و استخوانهاشان خرد و دست و پاهاشان بریده شود، یا هدف یگانهای پی در پی ارتش اسلام قرار گیرند و با نیروی لشکریان پیروز ما سرزمینشان به تصرف درآید، و خاکشان را سم کوب اسبان کنند و راهها و چراگاههاشان را- گرداگرد- فرو کوبند.
اللهمُّ أَحبِسُ عَنهُم قَطِرَ السَّماءِ، وَابعَثْ عَلیهِم سِنینَ کَسِنّی یُوسف، وَ سلِّطْ عَلیهِم غُلامَ ثَقیفٍ یَسقیهِم کَأساً مُصبِرَةً، فَلا یَدعُ فیهِم احداً، قَتَلَةً بِقَتْلَةٍ وَ ضَربةً بِضربةٍ، یَنتَقِمُ لِی وَ لَاءولِیائِی وَ أَهلِ بَیتِی وَ أَشیَاعِی مِنهُم، فَانَّهُم غَرُّونا وَ کَذَّبونا وَ خَذَلُونا، وَ أَنتَ رَبُّنا عَلیَکَ تَوکَّلنا وَ الیکَ أَنبْنا وَ أِلیکَ المَصیر. [۲۱۴]
امام حسین (ع): بارالها! آسمان را از اینان باز دار و ایشان را قحطیای همچون قحطی زمان یوسف برانگیز و غلام ثقیف را بر آنان چیره ساز تا پیالههای تلخ مرگ را بر آنان بنوشاند و هیچ یک را واننهد، هر کشتهای را کشتهای و هر ضربتی را ضربتی انتقام گیرد و انتقام من و اولیاء و خاندان و پیروانم را از ایشان بستاند. اینان ما را فریفتند و دروغ گفتند و تنها گذاردند و تویی پروردگار ما، بر تو توکل و انابه داریم و به سوی تو باز آییم.
دعا به هنگام پوشیدن لباس رزم
زیدٌ الزرادِ فِی اصْلِه قَالَ: قَالَ ابوُ عَبْدِاللّهِ (علیه السلام): اذَا لَبِسْتَ دِرْعاً فَقُلْ: یٰا مُلَیِّنَ الحَدِیدِ لِدَاوُدَ (علیه السلام)، وَ یَا جَاعِلَه حَصْناً، اجْعَلْنَا فِی حِصْنِکَ الحَصینِ، وَ دِرْعِکَ الحَصینِةِ المَنیعةِ، وَاخْرُجْ الرُّعْبَ عَنْ قُلوُبِنَا، وَاجْمَعْ احْلَامَنَا، فَلٰا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَه، وَ لٰا مَانِعَ لما تَمنَعه انْتَ. [۲۱۵]
زید زراد در کتاب خود (اصول اربعه ماة) گوید: امام صادق (ع) فرمود: در هنگام پوشیدن زره بگو: ای نرمکننده آهن برای داود (ع) و ای کسی که آن را محکم ساختی، ما را در دژ استوار و پابرجا و زره بسیار محکم بازدارنده (از نیزه و شمشیر) (قرار ده) و ترس را از دلهای ما بهدرآر، و افکار پریشان ما را جمع کن، چون برای کسی که او را در هم شکستی، یاوری و کسی را که منع کردی، بازدارندهای نیست.
ذکرهای مفید در جبهه جنگ
عَن کِرام، عَن ابی عَبدالله (ع) قال: اربعٌ لاربعٍ فَواحِدهُ لِلقَتلِ وَ الهَزیمةِ «حَسبُنَا اللّٰهُ وَ نِعمَ الوَکیلِ، یَقوُلُ اللّهُ عَزّوَجلّ: «الَّذِینَ قٰالَ لَهُمُ النّٰاسُ إِنَّ النّٰاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزٰادَهُمْ إِیمٰاناً وَ قٰالُوا حَسْبُنَا اللّٰهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ» وَ الاخریٰ لِمَکر السُّوءِ «وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ بَصِیرٌ بِالْعِبٰادِ» یَقولُ اللّهُ «فَوَقٰاهُ اللّٰهُ سَیِّئٰاتِ مٰا مَکَرُوا» وَ الثّالِثَةُ الحَرقِ وَ الغَرقِ مَا شاءَ اللّهُ لا قُوَّةَ الّا بِاللّه وَ ذٰلِکَ انَّ اللّه یَقوُلَ «وَ لَوْ لٰا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَکَ قُلْتَ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لٰا قُوَّةَ إِلّٰا بِاللّٰهِ» وَ الرّابِعَةُ الهَمّ وَ الغَمّ لٰا الٰهَ الّا انْت سُبْحانَکَ انّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین قالَ اللّهُ سُبحانَه: «فَاسْتَجَبْنٰا لَهُ وَ نَجَّیْنٰاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذٰلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ». [۲۱۶]
«کرام» روایت کرده است که امام صادق (ع) فرمود: خواندن چهار جمله، در چهار مورد سودمند است:
۱- برای کشتن و شکست دادن دشمن، گفتن «حَسبُنَا اللّٰه وَ نِعمَ الوَکیل»؛ «خداوند کفایت کند مرا و او بهترین کارگزار است». خداوند توانای بزرگ مرتبه فرموده است. «آنان که (چون) جاسوسهای مشرکان به آنها گفتند، مردم برای نبرد با شما بسیج شدهاند، پس از آنها بترسید، این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند، ما را بس است و او بهترین سرپرست امور کسانی است که کار خود را به او سپردهاند؛ آنان با نعمت و فضلی که از جانب خدا نصیب شان شد بازگشتند وهیچ آسیبی به آنها نرسید.» [۲۱۷]
۲- برای دفع نیرنگ، این جمله: «وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ بَصِیرٌ بِالْعِبٰادِ» [۲۱۸]؛ «و کارم را به خدا وا میگذارم، زیرا خداوند به کار بندگان آگاهی دارد.»
خداوند (در آیۀ بعد) فرموده: «پس خداوند او را از آسیب آنچه برای فریب دادن، طرح ریزی کرده بودند نگهداشت.» [۲۱۹]
۳- برای نجات از آتش سوزی و غرق شدن بگوید «مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لٰا قُوَّةَ إِلّٰا بِاللّٰهِ»؛ [۲۲۰] «آنچه خواست خدا هست (را میخواهم) و نیست نیرویی جز به قدرت خدا.» و این، به آن دلیل است که خداوند در جملۀ پیش فرموده: «و چرا آن وقت که وارد بوستانت شدی، نگفتی هیچ قدرتی جز توان الهی نیست؟»
۴- برای از بین بردن اندوه و حزن و غصه «... لٰا إِلٰهَ إِلّٰا أَنْتَ سُبْحٰانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظّٰالِمِینَ» [۲۲۱]؛ «معبودی نیست جز تو، منزهی تو، به درستی که من از ستمکاران بودم.» چون خداوند در ادامۀ آن فرموده: «به دعای او پاسخ دادیم و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را به این گونه از اندوهها میرهانیم.» [۲۲۲]
= امیدوار بودن و مأیوس نشدن
قٰالَ رَجُلٰانِ مِنَ الَّذِینَ یَخٰافُونَ أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِمَا ادْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبٰابَ فَإِذٰا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غٰالِبُونَ وَ عَلَی اللّٰهِ فَتَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ. [۲۲۳]
دو مرد از [زمرۀ] کسانی که [از خدا] میترسیدند و خدا به آنان نعمت داده بود، گفتند: از آن دروازه بر ایشان [بتازید و] وارد شوید که اگر از آن در آمدید، قطعاً پیروز خواهید شد، و اگر مؤمناید، به خدا توکل کنید.
توضیح: دو مرد خداشناس، به قوم بنی اسرائیل امید پیروزی میدادند.
وَ لٰا تَهِنُوا فِی ابْتِغٰاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمٰا تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللّٰهِ مٰا لٰا یَرْجُونَ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلِیماً حَکِیماً. [۲۲۴]
و در تعقیب گروه [دشمنان] سستی نورزید. اگر شما درد میکشید، آنان [نیز] همان گونه که شما درد میکشید، درد میکشند و حال آنکه شما چیزهایی از خدا امید دارید که آنها امید ندارند، و خدا همواره دانای سنجیده کار است.
توضیح: خداوند به مؤمنان و مجروحان امید میدهد و روحیۀ آنان را تقویت میکند.
نظم و انضباط
إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیٰانٌ مَرْصُوصٌ. [۲۲۵]
در حقیقت، خدا دوست دارد کسانی را که در راه او صف در صف، [با نظم و انضباط] چنانکه گویی بنایی ریخته شده از سرباند، جهاد میکنند.
وَ امْضَ لِکُلّ یَومِ عَمَلُه فَانّ لَکُلِّ یومٍ مٰا فیهِ. [۲۲۶]
امام علی (ع) به مالک اشتر نوشت: هر روز را به کار همان روز اختصاص بده، که هر روزی را در حدّ گنجایشش کاری است.
ایجاد رعب و ترس در دل دشمن
وَ أَنْزَلَ الَّذِینَ ظٰاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ صَیٰاصِیهِمْ وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِیقاً. [۲۲۷]
و کسانی از اهل کتاب را که با مشرکان همپشتی کرده بودند، از دژهایشان به زیر آورد و در دلهایشان هراس افکند؛ گروهی را میکشتید و گروهی را اسیر میکردید.
عَنْ ابن عباس قَالَ: قَالَ رَسوُلُ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه: اعْطِیتُ خَمْساً لَمْ یُعطِها أحدٌ قَبِلی ... و نُصِرْتُ بالرُّعْبِ ... [۲۲۸]
ابن عباس از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: پنج چیز (از جانب خداوند) به من عطا شده که به احدی قبل از من عطا نشده است: ... و من به وسیلۀ رعب (در جنگ) یاری شدم ....
وَ قِیلَ لَهُ بِأَیِّ شَیْءٍ غَلَبْتَ الْأَقْرَانَ فَقَالَ (ع) مَا لَقِیتُ رَجُلًا إِلَّا أَعَانَنِی عَلَی نَفْسِهِ. [۲۲۹]
از امام علی (ع) سؤال شد: به چه وسیله بر همتایان خود پیروز شدی؟ فرمود: من هرگز با مردی رودررو نشدم مگر آنکه خود، مرا در مغلوب شدنش یاری نموده!
توضیح: سید رضی (ره) میگوید: این مطلب اشاره به هیبت حضرت و ایجاد رعب در دل رقیب دارد.
فراهم آوردن ساز و برگ نظامی
وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبٰاطِ الْخَیْلِ. [۲۳۰]
و برای [کارزار با] آنها آنچه میتوانید نیرو و اسبان بسته [و زین کرده] آماده سازید.
ب- عوامل شکست
دنیا پرستی و دل خوش کردن به زندگی دنیا
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مٰا لَکُمْ إِذٰا قِیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ اثّٰاقَلْتُمْ إِلَی الْأَرْضِ أَ رَضِیتُمْ بِالْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا مِنَ الْآخِرَةِ فَمٰا مَتٰاعُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا فِی الْآخِرَةِ إِلّٰا قَلِیلٌ. [۲۳۱]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، شما را چه شده است که چون به شما گفته میشود در راه خدا بسیج شوید، کندی به خرج میدهید؟ آیا به جای آخرت به زندگی دنیا دل خوش کردهاید؟
متاع زندگی دنیا در برابر آخرت جز اندکی نیست.
سوء ظن به خداوند و بازگشت به عقاید جاهلی
وَ طٰائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ یَظُنُّونَ بِاللّٰهِ غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجٰاهِلِیَّةِ یَقُولُونَ هَلْ لَنٰا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَیْءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ کُلَّهُ لِلّٰهِ یُخْفُونَ فِی أَنْفُسِهِمْ مٰا لٰا یُبْدُونَ لَکَ یَقُولُونَ لَوْ کٰانَ لَنٰا مِنَ الْأَمْرِ شَیْءٌ مٰا قُتِلْنٰا هٰاهُنٰا قُلْ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلیٰ مَضٰاجِعِهِمْ. [۲۳۲]
و گروهی [تنها] در فکر جان خود بودند؛ و در بارۀ خدا، گمانهای ناروا، همچون گمانهای [دوران] جاهلیت میبردند. میگفتند: آیا ما را در این کار اختیاری هست؟ بگو: سر رشتۀ کارها [شکست و پیروزی] یکسر به دست خداست. آنان چیزی را در دلهایشان پوشیده میداشتند که برای تو آشکار نمیکردند. میگفتند: اگر ما را در این کار اختیاری بود، [و وعدۀ پیامبر واقعیت داشت] در اینجا کشته نمیشدیم. بگو: اگر شما در خانههای خود هم بودید، کسانی که کشته شدن بر آنان نوشته شده، قطعاً [با پای خود] به سوی قتلگاه خویش میرفتند.
إِذْ جٰاؤُکُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَ إِذْ زٰاغَتِ الْأَبْصٰارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنٰاجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللّٰهِ الظُّنُونَا. [۲۳۳]
[به خاطر بیاورید] زمانی را که آنها از طرف بالا و پایین [شهر] بر شما وارد شدند [و مدینه را محاصره کردند] و زمانی را که چشمها [از شدت وحشت] خیره شده و جانها به لب رسیده بود، و گمانهای گوناگون بدی به خدا میبردید.
هُنٰالِکَ ابْتُلِیَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزٰالًا شَدِیداً. [۲۳۴]
آنجا [بود که] مؤمنان در آزمایش قرار گرفتند و سخت تکان خوردند.
مغرور شدن به کثرت نیرو و ساز و برگ نظامی و غافل شدن از خدا
لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّٰهُ فِی مَوٰاطِنَ کَثِیرَةٍ وَ یَوْمَ حُنَیْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْکُمْ کَثْرَتُکُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْکُمْ شَیْئاً وَ ضٰاقَتْ عَلَیْکُمُ الْأَرْضُ بِمٰا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّیْتُمْ مُدْبِرِینَ. [۲۳۵]
قطعاً خداوند شما را در مواضع بسیاری یاری کرده است، و [نیز] در روز حنین؛ آن هنگام که شمار زیادتان شما را به شگفت آورده بود، ولی به هیچ وجه از شما دفع [خطر] نکرد، و زمین با همۀ فراخی بر شما تنگ گردید، سپس در حالی که پشت [به دشمن] کرده بودید، برگشتید.
هراس و ترس
قٰالُوا یٰا مُوسیٰ إِنَّ فِیهٰا قَوْماً جَبّٰارِینَ وَ إِنّٰا لَنْ نَدْخُلَهٰا حَتّٰی یَخْرُجُوا مِنْهٰا فَإِنْ یَخْرُجُوا مِنْهٰا فَإِنّٰا دٰاخِلُونَ. [۲۳۶]
گفتند: ای موسی در آنجا مردمی زورمندند و تا آنان از آنجا بیرون نروند، ما هرگز وارد آن نمیشویم. پس اگر از آنجا بیرون بروند، ما وارد خواهیم شد.
الْبُخْلُ عَارٌ وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ ... [۲۳۷]
امام علی (ع): بخل مایۀ ننگ است و بزدلی نشانۀ کمبود ....
فقدان بصیرت نسبت به حق و حقیقت
لَا تَعْرِفُونَ الْحَقَّ کَمَعْرِفَتِکُمُ الْبَاطِلَ وَ لَا تُبْطِلُونَ الْبَاطِلَ کَإِبْطَالِکُمُ الْحَقَّ. [۲۳۸]
امام علی (ع): حق را نمیشناسید، آن گونه که باطل را، و باطل را نمیکوبید، آن چنان که حق را.
تسلیم شایعات دشمن
وَ مٰا مُحَمَّدٌ إِلّٰا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ مٰاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلیٰ أَعْقٰابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلیٰ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللّٰهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللّٰهُ الشّٰاکِرِینَ. [۲۳۹]
و محمد، جز فرستادهای که پیش از او [هم] پیامبرانی [آمده و] گذشتند، نیست. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، از عقیدۀ خود برمیگردید؟ و هر کس از عقیدۀ خود باز گردد، هرگز هیچ زیانی به خدا نمیرساند، و به زودی خداوند سپاسگزاران را پاداش میدهد.
اختلاف و سرپیچی از دستورات فرماندهی
وَ لَقَدْ صَدَقَکُمُ اللّٰهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتّٰی إِذٰا فَشِلْتُمْ وَ تَنٰازَعْتُمْ فِی الْأَمْرِ وَ عَصَیْتُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا أَرٰاکُمْ مٰا تُحِبُّونَ مِنْکُمْ مَنْ یُرِیدُ الدُّنْیٰا وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرِیدُ الْآخِرَةَ. [۲۴۰]
و [در نبرد احُد] قطعاً خدا وعدۀ خود را با شما راست گردانید: آنگاه که به فرمان او، آنان را میکشتید؛ تا آنکه سست شدید و در کار [جنگ و بر سر تقسیم غنایم] با یکدیگر به نزاع پرداختید؛ و پس از آنکه آنچه را دوست داشتید [یعنی غنایم را] به شما نشان داد، نافرمانی نمودید. برخی از شما دنیا را و برخی از شما آخرت را میخواهد.
إِذْ هَمَّتْ طٰائِفَتٰانِ مِنْکُمْ أَنْ تَفْشَلٰا وَ اللّٰهُ وَلِیُّهُمٰا وَ عَلَی اللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ. [۲۴۱]
آن هنگام که دو گروه از شما بر آن شدند که سستی ورزند با آنکه خدا یاورشان بود؛ و مؤمنان باید، تنها، بر خدا توکل کنند.
أَمَا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَیَظْهَرَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمُ عَلَیْکُمْ لَیْسَ لِأَنَّهُمْ أَوْلَی بِالْحَقِّ مِنْکُمْ وَ لَکِنْ لِإِسْرَاعِهِمْ إِلَی بَاطِلِ صَاحِبِهِمْ وَ إِبْطَائِکُمْ عَنْ حَقِّی وَ لَقَدْ أَصْبَحَتِ الْأُمَمُ تَخَافُ ظُلْمَ رُعَاتِهَا وَ أَصْبَحْتُ أَخَافُ ظُلْمَ رَعِیَّتِی. [۲۴۲]
امام علی (ع): آگاه باشید، به حق خدایی که جانم در دست اوست، این قوم بر شما چیره خواهد شد، نه بدین روی که موضعشان به حق نزدیکتر از شما است، بلکه به دلیل شتافتن آنان در اجرای دستورهای رهبرشان که بر باطل است و کندی شما در اجرای فرمانهای من که بر حقم.
این مسلم است که در تاریخ همواره ملتها از ستم زمامدارانشان در هراس بودهاند، جز امروز، که این منم که از ستم رعیت خویش، بیمناکم.
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَمْ یَزَلْ أَمْرِی مَعَکُمْ عَلَی مَا أُحِبُّ حَتَّی نَهِکَتْکُمُ الْحَرْبُ وَ قَدْ وَ اللَّهِ أَخَذَتْ مِنْکُمْ وَ تَرَکَتْ وَ هِیَ لِعَدُوِّکُمْ أَنْهَکُ. لَقَدْ کُنْتُ أَمْسِ أَمِیراً فَأَصْبَحْتُ الْیَوْمَ مَأْمُوراً وَ کُنْتُ أَمْسِ نَاهِیاً فَأَصْبَحْتُ الْیَوْمَ مَنْهِیّاً وَقَدْأَحْبَبْتُمُ الْبَقَاءَ وَلَیْسَ لِی أَنْأَحْمِلَکُمْ عَلَی مَاتَکْرَهُونَ. [۲۴۳]
امام علی (ع): ای مردم، بی گمان حکومت من بر شما در روندی دلخواه بود تا آن که در جنگ نیرویتان کاستی گرفت، هرچند بی گمان جنگ شما را گاه درگیر ساخته، گاه رهاتان کرده، اما دشمن را بیش از شما فرسوده است.
باری، حقیقت این است که تا دیروز من فرماندهی داشتم، اما امروز این منم که فرمان پذیرم، تا دیروز نهی کننده بودم اینک امروز نهیپذیر گردیدهام. واقعیت این است که شما ماندن را دوست دارید و مرا نسزد که به شما تحمیل کنم آن چه را خوش ندارید.
اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ غَیْبَةَ نَبِیِّنَا وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ تَشَتُّتَ أَهْوَائِنَا رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَ قَوْمِنٰا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَیْرُ الْفٰاتِحِینَ. [۲۴۴]
امام علی (ع): بارخدایا، تمامی ما از غیبت پیامبرمان، بسیاری دشمنان و پراکندگی گرایشهامان به درگاه تو شکوه میکنیم. (پرورگارا، میان ما و قوممان به حق داوری کن که تو بهترین داورانی». (اعراف/ ۸۹)
شعار دادن بدون عمل و سستی ورزیدن و تن پروری
أَیُّهَا النَّاسُ الُمجْتَمِعَةُ أَبْدَانُهُمْ الُمخْتَلِفَةُ أَهْوَاؤُهُمْ کَلَامُکُمْ یُوهِی الصُّمَّ الصِّلَابَ وَ فِعْلُکُمْ یُطْمِعُ فِیکُمُ الْأَعْدَاءَ تَقُولُونَ فِی الَمجَالِسِ کَیْتَ وَ کَیْتَ فَإِذَا جَاءَ الْقِتَالُ قُلْتُمْ حِیدِی حَیَادِ مَا عَزَّتْ دَعْوَةُ مَنْ دَعَاکُمْ وَ لَا اسْتَرَاحَ قَلْبُ مَنْ قَاسَاکُمْ أَعَالِیلُ بِأَضَالِیلَ وَ سَأَلُتمُونِی التَّطْوِیلَ دِفَاعَ ذِی الدَّیْنِ الْمَطُولِ لَا یَمْنَعُ الضَّیْمَ الذَّلِیلُ وَ لَا یُدْرَکُ الْحَقُّ إِلَّا بِالْجِدِّ أَیَّ دَارٍ بَعْدَ دَارِکُمْ تَمْنَعُونَ وَ مَعَ أَیِّ إِمَامٍ بَعْدِی تُقَاتِلُونَ الْمَغْرُورُ وَ اللَّهِ مَنْ غَرَرْتُمُوهُ وَ مَنْ فَازَ بِکُمْ فَقَدْ فَازَ وَ اللَّهِ بِالسَّهْمِ الْأَخْیَبِ وَ مَنْ رَمَی بِکُمْ فَقَدْ رَمَی بِأَفْوَقَ نَاصِلٍ أَصْبَحْتُ وَ اللَّهِ لَا أُصَدِّقُ قَوْلَکُمْ وَ لَا أَطْمَعُ فِی نَصْرِکُمْ وَ لَا أُوعِدُ الْعَدُوَّ بِکُمْ مَا بَالُکُمْ مَا دَوَاؤُکُمْ مَا طِبُّکُمْ الْقَوْمُ رِجَالٌ أَمْثَالُکُمْ أَ قَوْلًا بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ غَفْلةً مِنْ غَیْرِ وَرَعٍ وَ طَمَعاً فِی غَیْرِ حَقٍّ؟ [۲۴۵]
امام علی (ع): ای مردم کوفه، بدنهای شما در کنار هم، امّا افکار و خواستههای شما پراکنده است؛ سخنان ادّعایی شما، سنگهای سخت را میشکند، ولی رفتار سُست شما دشمنان را امیدوار میسازد؛
در خانههایتان که نشستهاید، ادّعاها و شعارهای تند سر میدهید، امّا در روز نبرد، میگویید:
ای جنگ، از ما دور شو! و فرار میکنید.
آن کس که از شما یاری خواهد، ذلیل و خوار است، و قلب رها کنندۀ شما آسایش ندارد.
بهانههای نابخردانه میآورید، چون بدهکارانِ خواهانِ مهلت، از من مهلت میطلبید و برای مبارزه سُستی میکنید.
بدانید که افراد ضعیف و ناتوان هرگز نمیتوانند ظلم و ستم را دور کنند، و حق، جز با تلاش و کوشش به دست نمیآید.
شما که از خانه خود دفاع نمیکنید چگونه از خانه دیگران دفاع مینمایید؟ و با کدام امام پس از من به مبارزه خواهید رفت؟. به خدا سوگند! فریب خورده، آن کس که به گفتار شما مغرور شود.
کسی که به امید شما به سوی پیروزی رود، با کندترین پیکان به میدان آمده است، و کسی که بخواهد دشمن را به وسیله شما هدف قرار دهد، با تیری شکسته، تیراندازی کرده است!.
به خدا سوگند! صبح کردم در حالی که گفتار شما را باور ندارم، و به یاری شما امیدوار نیستم، و دشمنان را به وسیله شما تهدید نمیکنم.
راستی شما را چه میشود؟ دارویتان چیست؟ و روش درمان شما کدام است؟ مردم شام نیز همانند شمایند.
آیا سزاوار است شعار دهید و عمل نکنید؟ و فراموش کاری بدون پرهیزکاری داشته، به غیر خدا امیدوار باشید؟.
نداشتن غیرت دینی و ملی و انگیزهای معنوی در نبرد با دشمن
فَیَا عَجَباً عَجَباً وَ اللَّهِ یُمِیتُ الْقَلْبَ وَ یَجْلِبُ الْهَمَّ مِنَ اجْتَماعِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ عَلَی بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِکُمْ عَنْ حَقِّکُمْ فَقُبْحاً لَکُمْ وَ تَرَحاً حِینَ صِرْتُمْ غَرَضاً یُرْمَی یُغَارُ عَلَیْکُمْ وَ لَا تُغِیرُونَ وَ تُغْزَوْنَ وَ لَا تَغْزُونَ وَ یُعْصَی اللَّهُ وَ تَرْضَوْنَ. [۲۴۶]
امام علی (ع): شگفتا! شگفتا! به خدا سوگند! این واقعیّت قلب انسان را میمیراند و دچار غم و اندوه میکند که شامیان در باطل خود وحدت دارند، و شما در حقِّ خود متفرّقید.
زشت باد روی شما و از اندوه رهایی نیابید که آماج تیر بلا شدید! به شما حمله میکنند شما حمله نمیکنید! با شما میجنگند، شما نمیجنگید! این گونه معصیت خدا میشود و شما رضایت میدهید!
مَا تَنْتَظِرُونَ بِنَصْرِکُمْ رَبَّکُمْ أَ مَا دِینٌ یَجْمَعُکُمْ وَ لَا حَمِیَّةَ تُحْمِشُکُمْ. [۲۴۷]
امام علی (ع): در یاری پروردگارتان برای چه در انتظارید؟ آیا دینی ندارید که شما را گرد آورد؟ و یا غیرتی که شما را به خشم وادارد؟.
دست از یاری یکدیگر کشیدن
غُلِبَ وَ اللَّهِ الْمُتَخَاذِلُونَ. [۲۴۸]
امیرمؤمنان (ع): به خدا سوگند! شکست برای کسانی است که دست از یاری یکدیگر میکشند.
وانهادن کار در لحظههای پیروزی
أَمَّا بَعْدُ یَا أَهْلَ الْعِرَاقِ فَإِنَّمَا أَنْتُمْ کَالْمَرْأَةِ الْحَامِلِ حَمَلَتْ فَلَمَّا أَتَمَّتْ أَمْلَصَتْ وَ مَاتَ قَیِّمُهَا وَ طَالَ تَأَیُّمُهَا وَ وَرِثَهَا أَبْعَدُهَا. [۲۴۹]
امام علی (ع): اما بعد، الا ای عراقیان، واقعیت این است که شما زن آبستنی را مانید که در پی دوران بارداری، درست به هنگام زادن، جنین خویش را سقط کند و شویش نیز بمیرد و روزگار بیوگیاش به درازا کشد، و سرانجام میراث او به دورترینها رسد.
خیانت و نیرنگ ورزیدن
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ الْوَفَاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ وَ لَا أَعْلَمُ جُنَّةً أَوْقَی مِنْهُ وَ مَا یَغْدِرُ مَنْ عَلِمَ کَیْفَ الْمَرْجِعُ وَ لَقَدْ أَصْبَحْنَا فِی زَمَانٍ قَدِ اتَّخَذَ أَکْثَرُ أَهْلِهِ الْغَدْرَ کَیْساً وَ نَسَبَهُمْ أَهْلُ الْجَهْلِ فِیهِ إِلَی حُسْنِ الْحِیلَةِ مَا لَهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ قَدْ یَرَی الْحُوَّلُ الْقُلَّبُ وَجْهَ الْحِیلَةِ وَ دُونَهَا مَانِعٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْیِهِ فَیَدَعُهَا رَأْیَ عَیْنٍ بَعْدَ الْقُدْرَةِ عَلَیْهَا وَ یَنْتَهِزُ فُرْصَتَهَا مَنْ لَا حَرِیجَةَ لَهُ فِی الدِّینِ. [۲۵۰]
امام علی (ع): ای مردم! وفا همراه راستی است، که سپری محکمتر و نگهدارندهتر از آن سراغ ندارم. آن کس که از چگونگی بازگشتگاه خود (قیامت) آگاه باشد، خیانت و نیرنگ ندارد.
امّا امروز در محیط و زمانهای زندگی میکنیم که بیشتر مردم حیله و نیرنگ را، زیرکی میپندارند، و افراد جاهل آنان را اهل تدبیر میخوانند. چگونه فکر میکنند؟! خدا بکشد آنها را!
چه بسا شخصی تمام پیشآمدهای آینده را میداند، و راههای مکر و حیله را میشناسد، ولی امر و نهی پروردگار مانع اوست، و با اینکه قدرت انجام آن را دارد آن را وامیگذارد، امّا آن کس که از گناه و مخالفت با دین پروا ندارد، از فرصتها (برای نیرنگ)، استفاده میکند.
یاری خواستن از دشمنان خدا علیه دشمنان خداوند
«مَنِ انْتَصَر بِاعدٰاءِ اللّهِ استَوجَب الخِذْلٰانَ». [۲۵۱]
امام علی (ع): هر کس که از دشمنان خدا یاری جوید، مستحقّ خوار شدن است.
امدادهای غیبی
الف- نزول امدادهای غیبی
نصرت و امداد غیبی شامل حال پیامبر (ص) در همۀ پیروزیها
وَ یَنْصُرَکَ اللّٰهُ نَصْراً عَزِیزاً. [۲۵۲]
و خدا تو را به نصرتی ارجمند یاری نماید.
وَ إِنْ یُرِیدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللّٰهُ هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِینَ. [۲۵۳]
و اگر بخواهند تو را بفریبند، [یاری] خدا برای تو بس است. همو بود که تو را با یاری خود و مؤمنان نیرومند گردانید.
حمایت خداوند از مؤمنان و کوتاه کردن دست دشمنان
إِنَّ اللّٰهَ یُدٰافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ اللّٰهَ لٰا یُحِبُّ کُلَّ خَوّٰانٍ کَفُورٍ. [۲۵۴]
قطعاً خداوند از کسانی که ایمان آوردهاند دفاع میکند؛ زیرا خدا هیچ خیانتکار ناسپاسی را دوست ندارد.
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ عَلَی اللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ. [۲۵۵]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، نعمت خدا را برخود، یاد کنید؛ آنگاه که قومی آهنگ آن داشتند که بر شما دست یازند، و خدا دستشان را از شما کوتاه داشت. و از خدا پروا دارید، و مؤمنان باید، تنها، بر خدا توکل کنند.
وَ کَفَّ أَیْدِیَ النّٰاسِ عَنْکُمْ وَ لِتَکُونَ آیَةً لِلْمُؤْمِنِینَ وَ یَهْدِیَکُمْ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً. [۲۵۶]
و دستهای مردم را از شما کوتاه ساخت، و تا برای مؤمنان نشانهای باشد و شما را به راه راست هدایت کند.
شکست و نابودی کفار بدست خداوند و واسطه بودن رزمندگان
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ قَتَلَهُمْ وَ مٰا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ رَمیٰ وَ لِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلٰاءً حَسَناً إِنَّ اللّٰهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ. [۲۵۷]
و شما آنان را نکشتید، بلکه خدا آنان را کشت و چون [ریگ به سوی آنان] افکندی، تو نیفکندی، بلکه خدا افکند. [آری، خدا چنین کرد تا کافران را مغلوب کند] و بدین وسیله مؤمنان را به آزمایشی نیکو بیازماید. قطعاً خدا شنوای داناست.
ب- امدادهای غیبی در جنگهای صدر اسلام
نزول امداد غیبی در جنگ بدر
وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّٰهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّٰهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ. [۲۵۸]
و یقیناً خدا شما را در [جنگِ] بدر- با آنکه ناتوان بودید- یاری کرد. پس، از خدا پروا کنید؛ باشد که سپاسگزاری نمایید.
وَ اذْکُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی الْأَرْضِ تَخٰافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النّٰاسُ فَآوٰاکُمْ وَ أَیَّدَکُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّبٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ. [۲۵۹]
و به یاد آورید هنگامی را که شما در زمین، گروهی اندک و مستضعف بودید.
میترسیدید مردم شما را بربایند، پس [خدا] به شما پناه داد و شما را به یاری خود نیرومند گردانید و از چیزهای پاک به شما روزی داد، باشد که سپاسگزاری کنید.
ذٰلِکُمْ وَ أَنَّ اللّٰهَ مُوهِنُ کَیْدِ الْکٰافِرِینَ. [۲۶۰]
[ماجرا] این بود، و [بدانید که] خدا نیرنگ کافران را سست میگرداند.
نزول امداد غیبی در جنگ احد
ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعٰاساً یَغْشیٰ طٰائِفَةً مِنْکُمْ. [۲۶۱]
سپس [خداوند] بعد از آن اندوه، [شکست و فرار مسلمانان] آرامشی [بهصورت] خواب سبکی، بر شما فرو فرستاد که گروهی از شما را فرا گرفت.
نزول امداد غیبی در جنگ احزاب
وَ رَدَّ اللّٰهُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِغَیْظِهِمْ لَمْ یَنٰالُوا خَیْراً وَ کَفَی اللّٰهُ الْمُؤْمِنِینَ الْقِتٰالَ وَ کٰانَ اللّٰهُ قَوِیًّا عَزِیزاً. [۲۶۲]
و خدا کافران را با دلی پر از خشم بازگرداند بی آنکه نتیجهای از کار خود گرفته باشند؛ و خداوند [در این میدان] مؤمنان را از جنگ [گسترده] بی نیاز ساخت [و پیروزی را نصیبشان کرد] و خدا قوی [و] شکستناپذیر است.
پیروزی در جبهۀ یهود در پرتو امدادهای الهی
وَ مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لٰا رِکٰابٍ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. [۲۶۳]
و آنچه را خدا از آنان [یهود بنی نضیر] به رسم غنیمت عاید پیامبر خود گردانید، [شما برای تصاحب آن] اسب یا شتری بر آن نتاختید، ولی خدا فرستادگانش را بر هر که بخواهد چیره میگرداند، و خدا بر هر کاری تواناست.
فتح مکه در پرتو امدادهای غیبی
إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ وَ الْفَتْحُ (۱) وَ رَأَیْتَ النّٰاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّٰهِ أَفْوٰاجاً (۲) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کٰانَ تَوّٰاباً. [۲۶۴]
چون یاریِ خدا و پیروزی فرا رَسَد، و ببینی که مردم دسته دسته در دین خدا درآیند، پس به ستایش پروردگارت نیایشگر باش و از او آمرزش خواه، که وی همواره توبهپذیر است.
امدادهای الهی به رومیان شکست خورده در برابر ایرانیان در عصر بعثت
الم غُلِبَتِ الرُّومُ. [۲۶۵]
الم. رومیان مغلوب شدند.
فِی أَدْنَی الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ. [۲۶۶]
[و این شکست] در سرزمین نزدیکی رخ داد، امّا آنان پس از [این] مغلوبیت بزودی غلبه خواهند کرد.
فِی بِضْعِ سِنِینَ لِلّٰهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ یَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ. [۲۶۷]
در چند سال همۀ کارها از آن خداست؛ چه قبل و چه بعد [از این شکست و پیروزی]؛ و در آن روز، مؤمنان خوشحال خواهند شد.
ج- جلوهها و مصادیق امدادهای غیبی
کم جلوه دادن نیروهای دشمن در چشم رزمندگان
إِذْ یُرِیکَهُمُ اللّٰهُ فِی مَنٰامِکَ قَلِیلًا وَ لَوْ أَرٰاکَهُمْ کَثِیراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنٰازَعْتُمْ فِی الْأَمْرِ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. [۲۶۸]
[ای پیامبر، یاد کن] آنگاه که خداوند آنان [سپاه دشمن] را در خوابت به تو اندک نشان داد و اگر ایشان را به تو بسیار نشان میداد، قطعاً سست میشدید و حتماً در کار [جهاد] منازعه میکردید، ولی خدا شما را به سلامت داشت؛ چرا که او به راز دلها داناست.
وَ إِذْ یُرِیکُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَیْتُمْ فِی أَعْیُنِکُمْ قَلِیلًا وَ یُقَلِّلُکُمْ فِی أَعْیُنِهِمْ لِیَقْضِیَ اللّٰهُ أَمْراً کٰانَ مَفْعُولًا وَ إِلَی اللّٰهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ. [۲۶۹]
و آنگاه که چون با هم برخورد کردید، آنان را در دیدگان شما اندک جلوه داد و شما را [نیز] در دیدگان آنان کم نمودار ساخت تا خداوند کاری را که انجام شدنی بود، تحقّق بخشد و کارها به سوی خدا بازگردانده میشود.
زیاد جلوه کردن رزمندگان اسلام در چشم دشمنان
قَدْ کٰانَ لَکُمْ آیَةٌ فِی فِئَتَیْنِ الْتَقَتٰا فِئَةٌ تُقٰاتِلُ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ أُخْریٰ کٰافِرَةٌ یَرَوْنَهُمْ مِثْلَیْهِمْ رَأْیَ الْعَیْنِ وَ اللّٰهُ یُؤَیِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یَشٰاءُ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَعِبْرَةً لِأُولِی الْأَبْصٰارِ. [۲۷۰]
قطعا در برخورد میان دو گروه، برای شما نشانهای [و درس عبرتی] بود. گروهی در راه خدا میجنگیدند و دیگر [گروه] کافر بودند که آنان [مؤمنان] را به چشم، دو برابر خود میدیدند؛ و خدا هر که را بخواهد، به یاری خود تأیید میکند، یقیناً در این [ماجرا] برای صاحبان بینش عبرتی است.
نزول فرشتگان امدادی
إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجٰابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلٰائِکَةِ مُرْدِفِینَ. [۲۷۱]
[به یاد آورید] زمانی را که پروردگار خود را به فریاد میطلبیدید، پس دعای شما را اجابت کرد که من شما را با هزار فرشتۀ پیاپی، یاری خواهم کرد.
وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلّٰا بُشْریٰ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلّٰا مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ. [۲۷۲]
و این [وعده] را خداوند جز نویدی [برای شما] قرار نداد، و تا آنکه دلهای شما بدان اطمینان یابد؛ و پیروزی جز از نزد خدا نیست که خدا شکستناپذیر [و] حکیم است.
إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِینَ أَ لَنْ یَکْفِیَکُمْ أَنْ یُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلٰاثَةِ آلٰافٍ مِنَ الْمَلٰائِکَةِ مُنْزَلِینَ. [۲۷۳]
آنگاه که به مؤمنان میگفتی: آیا شما را بس نیست که پروردگارتان، شما را با سه هزار فرشتۀ فرود آمده، یاری کند؟
بَلیٰ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هٰذٰا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلٰافٍ مِنَ الْمَلٰائِکَةِ مُسَوِّمِینَ. [۲۷۴]
آری، اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، و با همین جوش [و خروش] بر شما بتازند، [همانگاه] پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشتۀ نشاندار یاری خواهد کرد.
وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلّٰا بُشْریٰ لَکُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلّٰا مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ. [۲۷۵]
و خدا آن [وعدۀ پیروزی] را جز مژدهای برای شما قرار نداد تا [بدین وسیله شادمان شوید و] دلهای شما بدان آرامش یابد، و یاری جز از جانب خداوند توانای حکیم نیست.
إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَی الْمَلٰائِکَةِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِینَ آمَنُوا سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنٰاقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنٰانٍ. [۲۷۶]
هنگامی که پروردگارت به فرشتگان وحی میکرد که من با شما هستم، پس کسانی را که ایمان آوردهاند، ثابت قدم بدارید. به زودی در دل کافران وحشت خواهم افکند. پس، فراز گردنها را بزنید و همۀ سرانگشتانشان را قلم کنید.
نزول آرامش و سکینه بر دلها
لَقَدْ رَضِیَ اللّٰهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبٰایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مٰا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَ أَثٰابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً. [۲۷۷]
به راستی خدا هنگامی که مؤمنان، زیر آن درخت با تو بیعت میکردند از آنان خشنود شد، و آنچه در دلهایشان بود بازشناخت و بر آنان آرامش فرو فرستاد و پیروزی نزدیکی به آنها پاداش داد.
فَأَنْزَلَ اللّٰهُ سَکِینَتَهُ عَلیٰ رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ أَلْزَمَهُمْ کَلِمَةَ التَّقْویٰ وَ کٰانُوا أَحَقَّ بِهٰا وَ أَهْلَهٰا وَ کٰانَ اللّٰهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیماً. [۲۷۸]
پس خدا آرامش خود را بر فرستادۀ خویش و بر مؤمنان فرو فرستاد، و آرمان تقوا را ملازم آنان ساخت، و [در واقع] آنان به [رعایت] آن [آرمان] سزاوارتر و شایستهتر و اهل [اتّصاف به] آن بودند، و خدا همواره بر هر چیزی داناست.
هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدٰادُوا إِیمٰاناً مَعَ إِیمٰانِهِمْ وَ لِلّٰهِ جُنُودُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلِیماً حَکِیماً. [۲۷۹]
اوست آن کس که در دلهای مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانی برایمان خود بیفزایند و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست، و خدا همواره دانای سنجیده کار است.
ثُمَّ أَنْزَلَ اللّٰهُ سَکِینَتَهُ عَلیٰ رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهٰا وَ عَذَّبَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الْکٰافِرِینَ. [۲۸۰]
آنگاه خدا آرامش خود را بر فرستادۀ خود و بر مؤمنان فرود آورد و سپاهیانی فرو فرستاد که آنها را نمیدیدید و کسانی را که کفر ورزیدند عذاب کرد و سزای کافران همین بود.
إِلّٰا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّٰهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُوا ثٰانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُمٰا فِی الْغٰارِ إِذْ یَقُولُ لِصٰاحِبِهِ لٰا تَحْزَنْ إِنَّ اللّٰهَ مَعَنٰا فَأَنْزَلَ اللّٰهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهٰا وَ جَعَلَ کَلِمَةَ الَّذِینَ کَفَرُوا السُّفْلیٰ وَ کَلِمَةُ اللّٰهِ هِیَ الْعُلْیٰا وَ اللّٰهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ. [۲۸۱]
اگر او [پیامبر] را یاری نکنید، قطعاً خدا او را یاری کرد؛ هنگامی که کسانی که کفر ورزیدند، او را [از مکه] بیرون کردند، و او نفر دوم از دو تن بود، آنگاه که در غار [ثور] بودند، وقتی به همراه خود میگفت: اندوه مدار که خدا با ماست. پس خدا آرامش خود را بر او [پیامبر] فرو فرستاد و او را با سپاهیانی که آنها را نمیدیدند، تأیید کرد و کلمۀ کسانی را که کفر ورزیدند پستتر گردانید، و کلمۀ خداست که برتر است و خدا شکستناپذیر حکیم است.
فرستادن خواب سبک آرامش بخش بر رزمندگان
إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعٰاسَ أَمَنَةً مِنْهُ. [۲۸۲]
[به یاد آورید] هنگامی را که [خدا] خواب سبک آرامش بخشی که از جانب او بود، بر شما مسلط ساخت.
ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعٰاساً یَغْشیٰ طٰائِفَةً مِنْکُمْ. [۲۸۳]
سپس [خداوند] بعد از آن اندوه، [شکست و فرار مسلمانان] آرامشی [بهصورت] خواب سبکی، بر شما فرو فرستاد که گروهی از شما را فرا گرفت.
نزول نم نم باران رحمت در شب عملیات
وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطٰانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلیٰ قُلُوبِکُمْ وَ یُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدٰامَ. [۲۸۴]
و از آسمان بارانی بر شما فرو ریزانید تا شما را با آن پاک گرداند، و وسوسۀ شیطان را از شما بزداید و دلهایتان را محکم سازد و گامهایتان را بدان استوار دارد.
ایجاد الفت و محبت بین رزمندگان
وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مٰا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ. [۲۸۵]
و میان دلهایشان الفت انداخت، که اگر آنچه در روی زمین است همه را خرج میکردی، نمیتوانستی میان دلهایشان الفت برقرار کنی، ولی خدا بود که میان آنان الفت انداخت، چرا که او توانای حکیم است.
ایجاد رعب و هراس در دل کافران
سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ بِمٰا أَشْرَکُوا بِاللّٰهِ مٰا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطٰاناً. [۲۸۶]
به زودی در دلهای کسانی که کفر ورزیدهاند، بیم خواهیم افکند؛ زیرا چیزی را با خدا شریک گردانیدهاند که بر [حقّانیت] آن، [خدا] دلیلی نازل نکرده است.
إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَی الْمَلٰائِکَةِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِینَ آمَنُوا سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنٰاقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنٰانٍ. [۲۸۷]
هنگامی که پروردگارت به فرشتگان وحی میکرد که من با شما هستم، پس کسانی را که ایمان آوردهاند، ثابت قدم بدارید. به زودی در دل کافران وحشت خواهم افکند.
پس، فراز گردنها را بزنید و همۀ سرانگشتانشان را قلم کنید.
هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ. [۲۸۸]
اوست کسی که از میان اهل کتاب، کسانی را که کفر ورزیدند، در نخستین اخراج [از مدینه] بیرون کرد. گمان نمیکردید که بیرون روند و خودشان گمان داشتند که دژهایشان در برابر خدا مانع آنها خواهد بود، و [لی] خدا از آنجایی که تصور نمیکردند، بر آنان برآمد و در دلهایشان بیم افکند [به طوری که] خود به دست خود و دست مؤمنان خانههای خود را خراب میکردند! پس ای دیدهوران عبرت گیرید!
ارسال طوفان
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جٰاءَتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ رِیحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهٰا وَ کٰانَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیراً.[۲۸۹]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، نعمت خدا را بر خود به یاد آرید، آنگاه که لشکرهایی به سوی شما [در] آمدند، پس بر سر آنان تندبادی و لشکرهایی که آنها را نمیدیدید، فرستادیم، و خدا به آنچه میکنید، همواره بیناست.
توضیح: وزیدن طوفان (ریحاً) در جنگ احزاب، امداد الهی بود که موجب فرار دشمن شد.
د- زمینه و بسترهای نزول امدادهای غیبی
امدادهای غیبی نیاز به بستر سازی
بِنَصْرِ اللّٰهِ یَنْصُرُ مَنْ یَشٰاءُ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ. [۲۹۰]
به سبب یاری خداوند؛ و او هر کس را بخواهد یاری میدهد، و او صاحب قدرت و رحیم است.
صبر و تقوا، زمینه ساز نزول فرشتگان
بَلیٰ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هٰذٰا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلٰافٍ مِنَ الْمَلٰائِکَةِ مُسَوِّمِینَ. [۲۹۱]
آری، اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، و با همین جوش [و خروش] بر شما بتازند، [همانگاه] پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشتۀ نشاندار یاری خواهد کرد.
وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللّٰهَ مَعَ الصّٰابِرِینَ. [۲۹۲]
و صبر کنید، که خدا با شکیبایان است.
«الصّبرُ عُنوان النَّصرِ». [۲۹۳]
امام علی (ع): صبر و پایداری، مقدمه و نشانۀ [از راه رسیدن] یاری و کمک است.
یاری کردن دین خدا
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللّٰهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدٰامَکُمْ. [۲۹۴]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر خدا را یاری کنید یاریتان میکند و گامهایتان را استوار میدارد.
الَّذِینَ إِنْ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقٰامُوا الصَّلٰاةَ وَ آتَوُا الزَّکٰاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلّٰهِ عٰاقِبَةُ الْأُمُورِ. [۲۹۵]
همان کسانی که چون در زمین به آنان توانایی دهیم، نماز برپا میدارند و زکات میدهند و به کارهای پسندیده وا میدارند، و از کارهای ناپسند باز میدارند، و فرجام همۀ کارها از آن خداست.
ایمان راستین
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا أَنْصٰارَ اللّٰهِ کَمٰا قٰالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ لِلْحَوٰارِیِّینَ مَنْ أَنْصٰارِی إِلَی اللّٰهِ قٰالَ الْحَوٰارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصٰارُ اللّٰهِ فَآمَنَتْ طٰائِفَةٌ مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ کَفَرَتْ طٰائِفَةٌ فَأَیَّدْنَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلیٰ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظٰاهِرِینَ. [۲۹۶]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، یاران خدا باشید، همان گونه که عیسی بن مریم به حواریّون گفت: یاران من در راه خدا چه کسانیاند؟ حواریّون گفتند: ما یاران خداییم. پس طایفهای از بنیاسرائیل ایمان آوردند و طایفهای کفر ورزیدند، و کسانی را که گرویده بودند، بر دشمنانشان یاری کردیم تا چیره شدند.
وَ أُخْریٰ تُحِبُّونَهٰا نَصْرٌ مِنَ اللّٰهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ. [۲۹۷]
و [رحمتی] دیگر که آن را دوست دارید: یاری و پیروزی نزدیکی از جانب خداست، و مؤمنان را [بدان] بشارت ده.
مظلوم واقع شدن
ذٰلِکَ وَ مَنْ عٰاقَبَ بِمِثْلِ مٰا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِیَ عَلَیْهِ لَیَنْصُرَنَّهُ اللّٰهُ إِنَّ اللّٰهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ. [۲۹۸]
آری چنین است، و هر کس نظیر آنچه بر او عقوبت رفته است دست به عقوبت بزند، سپس مورد ستم قرار گیرد، قطعاً خدا او را یاری خواهد کرد؛ چرا که خدا بخشایشگر و آمرزنده است.
توضیح: مظلوم واقع شدن فی نفسه یک ارزش نیست، بلکه مظلومیتی ارزش دارد که در مقابل ظالم و باطل ایستاده ولی به علت عدم توان راه به جایی نبرده است. و این مورد توجّه خداوند میباشد.
خلوص نیت و پرهیز از ریا و خودنمایی
وَ لٰا تَکُونُوا کَالَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ بَطَراً وَ رِئٰاءَ النّٰاسِ وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ بِمٰا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ. [۲۹۹]
و مانند کسانی نباشید که از روی هواپرستی و غرور و خودنمایی در برابر مردم، از سرزمین خود [به سوی میدان بدر] بیرون آمدند، و مردم را از راه خدا باز میداشتند [و سرانجام شکست خوردند] و خداوند به آنچه عمل میکنند، احاطه [و آگاهی] دارد.
پرهیز از غرور
لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّٰهُ فِی مَوٰاطِنَ کَثِیرَةٍ وَ یَوْمَ حُنَیْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْکُمْ کَثْرَتُکُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْکُمْ شَیْئاً وَ ضٰاقَتْ عَلَیْکُمُ الْأَرْضُ بِمٰا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّیْتُمْ مُدْبِرِینَ. [۳۰۰]
قطعاً خداوند شما را در مواضع بسیاری یاری کرده است، و [نیز] در روز حنین؛ آن هنگام که شمار زیادتان شما را به شگفت آورده بود، ولی به هیچ وجه از شما دفع [خطر] نکرد، و زمین با همۀ فراخی بر شما تنگ گردید، سپس در حالی که پشت [به دشمن] کرده بودید، برگشتید.
قوانین و مقررات جنگ
سفارشهای پیامبر اعظم (ص) به رزمندگان مبنی بر رعایت قوانین و مقررات جنگ
عَنْ مَسْعَدَةَ بْنَ صَدَقَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِاللّٰه (ع) قَالَ إِنَّ النَّبِیَّ (ص) کَانَ إِذَا بَعَثَ أَمِیراً لَه عَلَی سَرِیَّةٍ أَمَرَهُ بِتَقْوَی اللّٰه عَزَّوَجَلَّ فِی خَاصَّةِ نَفْسِهِ ثُمَّ فِی أَصْحَابِهِ عَامَّةً ثُمَّ یَقُولُ اغْزُ بِسْمِ اللّٰهِ وَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ قَاتِلُوا مَنْ کَفَرَ بِاللّٰهِ لَاتَغْدِرُوا وَ لَاتَغُلُّوا وَ لَاتُمَثِّلُوا وَ لَاتَقْتُلُوا وَلِیداً وَ لَامُتَبَتِّلًا فِی شَاهِقٍ وَ لَاتُحْرِقُوا النَّخْلَ وَلَا تُغْرِقُوهُ بِالْمَاءَ وَ لَاتَقْطَعُوا شَجَرَةً مُثُمِرَةً وَ لَاتُحْرِقُوا زَرْعاً لِانَّکُمْ لَاتَدْرُونَ لَعَلَّکُمْ تَحْتَاجُونَ إِلَیْهِ وَ لَاتَعْقِرُوا مِنَ الْبَهَائِمِ مِمَّا یُؤْکَلُ لَحْمُهُ إِلّا مَا لَابُدَّ لَکُمْ مِنْ أَکْلِهِ وَ إِذَا لَقِیتُمْ عَدُوّاً لِلمُسلِمِین فَادعُوهُم الَی احدَی ثَلاثٍ فَان هُم اجابُوکُم الَیهَا فَاقبَلُوا مِنهُم، وَ کَفُوا عَنهُم: ادْعُوهُم إلَی الْإِسْلَامَ فَإِنْ دَخَلُوا فِیهِ فَاقْبَلُوا مِنهم وَ کُفُّوا عَنْهُمْ وَادْعُوهُمْ إلَی الْهِجْرَةِ بَعْدَ الْإِسْلَامَ فَإِنْ فَعَلُوا فَاقْبَلُوا مِنْهُمْ وَ کُفُّوا عَنْهُمٰ وَ إِنْ أَبَوْا أَنْ یُهَاجِرُوا وَ اخْتَارُوا دِیَارَهُمْ وَ أَبَوْا أَنْ یَدْخُلُوا فِی دَارِ الْهِجْرَةِ کَانُوا بِمَنْزِلَةِ أَعْرَابِ الْمُؤمِنینَ یَجْری عَلَیْهِمٰ مَا یَجْری عَلَی أعْرَابِ الْمُؤمِنینَ وَ لَا یَجْری لَهُمْ فِی الْفَیْءِ وَ لَافِی الْقِسْمَةِ شَیْئاً إِلّا أَنْ یُهَاجِرُوا فِی سَبِیل اللّٰهِ فَإِنْ أَبَوا هَاتَیْنِ فَادْعُوهُمْ إِلَی إِعْطَاءَ الْجِزیَةَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صَاغِرُونَ فَإِنْ أَعْطَوُا الْجِزْیَةَ فَاقْبَلَ مِنْهُمْ وَ کُفَّ عَنْهْمٰ وَ إِنْ أَبَوْ افَاسْتَعِنْ بِاللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْهِمْ وَ جَاهِدْهُمْ فِی اللّٰهِ حَقَّ جِهَادِهِ وَ إِذَا حَاصَرْتَ أَهْلَ حِصْنٍ فَأَرَادُوکَ عَلَی أَنْ یَنْزِلُوا عَلَی حُکْمِ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ فَلَا تَنْزِلْ بِهِمْ وَ لَکِنْ أَنْزِلْهُمْ علَی حُکْمِکُمْ ثُمَّ اقْضِ فِیهِمْ بَعْدُ مَا شِئْتُمْ فَإِنَّکُمْ إِنْ أَنْزَلُتمُوهُمْ عَلَی حُکْمِ اللّٰهِ لَمْ تَدْرُوا تُصِیبُوا حُکْمَ اللّٰهِ فِیهِمْ أَمْ لَاوَ إِذا حَاصَرْتُمْ أَهْلَ حِصْنٍ فَإِنْ آذَنُوکَ عَلَی أَنْ تُنْزِلَهُمْ عَلَی ذِمَّةِ اللّٰهِ وَ ذِمَّةِ رَسُولِهِ فَلَا تُنْزِلْهُمْ وَ لَکِنْ أَنْزِلْهُمْ عَلَی ذِمَمِکُمْ وَ ذِمَمِ آبَائِکُمْ وَ إِخْوانِکُمْ فَإِنَّکُمْ إِنْ تُخْفِرُوا ذِمَمَکُمْ وَ ذِمَمَ آبائِکُمْ وَ إِخْوَانِکُمْ کَانَ أَیْسَرَ عَلَیْکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةَ مِنْ أَنْ تُخْفِروا ذِمَّةَ اللّٰهِ وَ ذِمَّةَ رَسُولِهِ (ص). [۳۰۱]
«مسعدة بن صدقه» از امام صادق (ع) نقل کرد که فرمود: رسول خدا (ص) هر گاه فرماندهای را برای سریهای میفرستاد، او و یارانش را به تقوای الهی سفارش میکرد.
سپس میفرمود: به نام خدا و در راه خدا جهاد کنید و با کسانی که به خدا کفر ورزیدهاند بجنگید (اما) نارو نزنید، خیانت و پیمان شکنی نکنید (کشتهها) را مثله ننمایید و طفل و نوجوان و راهب (کسی را که در قله کوهی به تنهایی زندگی میکند) نکشید و درختان نخل را آتش نزنید و آنها را در آب غرق نکنید و درختی که میوه میدهد قطع نکنید. و زراعتی را آتش نزنید؛ زیرا چه بسا بدانها نیازمند شوید و از چهارپایانی که گوشت آنها خوردنی است، نکشید، مگر آن که به گوشت آنها محتاج شوید و هنگامی که دشمن را ملاقات کردید، آنها را به یکی از این سه چیز دعوت کنید. پس اگر اجابت کردند از آنها قبول کنید و از (جنگ) با آنها چشم بپوشید؛ (آن سه چیز عبارتند از) این که آنها را به اسلام دعوت کنید؛ اگر پذیرفتند قبول کنید و دیگر کاری با آنها نداشته باشید و آنان را بعد از اسلام آوردن به هجرت دعوت کنید.
اگر قبول کردند از آنها بپذیرید و کاری با آنها نداشته باشید و اگر از مهاجرت امتناع ورزیدند و شهر و کشور خودشان را اختیار کردند و از داخل شدن به «دارالهجرة» خودداری کردند، در این صورت آنها به منزلۀ بادیه نشینان مسلمان هستند، همان قانونی که بر آنان جاری میشود بر اینها نیز جاری است؛ از غنائم چیزی به آنها تعلق نمیگیرد مگر این که در راه خدا مهاجرت کنند.
و اگر از این دو پیشنهاد، روی گرداندند پس آنها را به دادن جزیه دعوت کنید (با همان شیوهای که قرآن فرموده) با دست خود و با خضوع.
بنابراین اگر حاضر به اعطای جزیه شدند از آنها قبول میشود و در این حال با آنان کاری نداشته باشید. و اگر از پرداخت جزیه نیز خودداری کردند. در این صورت برای جنگ با آنها از خدا کمک بخواه و با آنان در راه خدا جهاد کن به نحوی که حق جهاد در راه خدا ادا شود. و هنگامی که قلعهای را محاصره کردی و اهل قلعه از تو خواستند که در اجرای حکم خدا نسبت به آنها کوتاه بیایی، کوتاه نیا؛ اما در حکم قانون خودت، دربارۀ آنان تخفیف بده و هر گونه که میخواهی دربارۀ آنها عمل کن (زیرا) اگر شما در اجرای حکم خدا تخفیف قائل شوی نمیدانی که آیا حکم خدا را درباره آنها پیاده کردهای یا نه. و هنگامی که اهل قلعهای را محاصره کردی پس اگر از تو اجازه خواستند که نسبت به حقوق و پیمان خدا و رسولش به آنها تخفیف دهی چنین کاری را نکن؛ اما در حقوق و پیمانهای خودتان و پدرانتان و برادرانتان به آنها تخفیف ده؛ زیرا اگر شما پیمان خود و پدران و برادرانتان را بشکنید، در روز قیامت برای شما آسانتر است از این که پیمان و حقوق خداوند و پیامبرش (ص) را نادیده بگیرید و بشکنید.
عَنْ أَبِی حَمْزَةِ الُّثمَالِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِاللّٰهِ (ع) قَالَ کَانَ رَسُولُ اللّٰهِ (ص) إِذَا أَرادَ أَنْ یَبْعَثَ سَرِیَّةً دَعَاهُمْ فَأَجْلَسَهُمْ بَیْنَ یَدَیْهُ ثُمَّ یَقُولُ سِیُروا بِسْمِ اللّٰهِ وَ بِاللّٰهِ وَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ عَلَی مِلَّةِ رَسُولِ اللّٰهِ لَا تَغُلُّوا وَ لَا تُمَثِّلُواوَ لَاتَغْدِرُوا وَ لَاتَقْتُلُوا شَیْخاً فَانِیا؛ وَ لَا صَبِیّاً وَ لَاامْرَأَةً وَ لَاتَقْطَعُوا شَجَراً إِلَّا أَنْ تُضْطَرُّوا إِلَیْهَا وَ أَیُّمَا رَجُلٍ مِنْ أَدْنی الْمُسْلِمِینَ أَوْ أَفْضَلِهِمْ نَظَرَ إلی أَحَدٍ مِنَ الْمُشْرِکینَ فَهُوَ جارٌ حَتَّی یَسْمَعَ کَلامَ اللّٰهِ فَإِنْ تَبِعَکُمْ فَأَخُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ إِنْ أَبِی فَأَبْلِغُوهُ مَأْمَنَهُ وَاسْتَعِینُوا بِاللّٰهِ. [۳۰۲]
«ابوحمزۀ ثمالی» از امام صادق (ع) نقل میکند که فرمود: پیامبر خدا (ص) هنگامی که تصمیم به اعزام سریهای میگرفت آنان را فرا میخواند و در برابر خود مینشاند و میفرمود: با نام خدا و با استعانت از خدا و در راه خدا و بر راه و روش رسول خدا (ص) حرکت کنید. از حدود الهی تجاوز ننمایید، (کسی را) مثله نکنید. خیانت و پیمان شکنی نکنید. پیر فرتوت و از کار افتاده، کودک و زنی را نکشید و درختی را قطع ننمایید مگر اضطرار داشته باشید و هر فردی از افراد مسلمان، چه بلند مرتبه باشد یا مقام پایین داشته باشد، در صورتی که به یکی از مشرکان امان دهد، امان وی محترم است تا او بیاید و کلام خدا را بشنود؛ پس اگر اسلام آورد، او برادر دینی شماست و اگر نپذیرفت، راه در امان ماندنش (یعنی جزیه) را به او ابلاغ کنید (و یا او را به مأمنش بازگردانید) و از خدا کمک بگیرد.
منع خیانت در جنگ
عن الرضا، عن آبائه علیهم السلام قَالَ: قَالَ رَسوُلُ اللّهِ (ص): افْضَلُ الاعْمالِ عَنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ ایمانٌ لْا شَکَّ فِیهِ، وَ غَزْوٌ لٰا غَلوُلَ فِیهَ. [۳۰۳]
امام علی بن موسی الرضا (ع) از پدرانش نقل کرد که رسول خدا (ص) فرمود بهترین عمل در پیشگاه خداوند، ایمانی است که در آن شکی نباشد و پیکاری است که در آن خیانت (به دشمن) نشود.
عَنْ رَسوُلِ اللّٰهِ (ص): قَاتِلوُا مَنْ کَفَرَ بِاللّٰهِ لٰا تَغْدِروُا. [۳۰۴]
پیامبر (ص) فرمود: با کسانی که به خدا کفر ورزیدهاند بجنگید، (اما) خیانت و غدر نکنید و نارو نزنید.
عن الاصبغ بن نباته قال: قالَ امیرالمؤمنین (ع) داتَ یَومِ وَ هُوَ یَخطُب عَلی المِنبر بِالکوُفه: ایُّها النّاسُ لَو لا کَراهِیةُ الغَدَرِ لکنتُ مِن ادهی النّاسِ الٰا انّ لِکُل غَدرةٍ فَجرةٍ، وَ لِکُلِّ فَجرَةٍ کفرةٍ، الا وَ ان الغَدرَ وَ الفُجور وَ الخِیانَة فِی النّار. [۳۰۵]
«اصبغ بن نباته» گفت: یکی از روزها که علی (ع) در کوفه بر منبر، خطبه میخواند، فرمود: ای مردم! اگر به خاطر کراهت و زشتی غَدَر و خیانت نبود، به تحقیق که من زیرکترین مردم بودم، اما چه کنم که برای هر پیمان شکنی و خیانتی (غدری) گناهی است و هر گناهی، نافرمانی است. (پس) آگاه باشید که پیمان شکن و خائن، جایگاهش در آتش است.
نهی از مثله کردن کشتههای دشمن
وَ لَا تُمَثِّلُوا بِالرَّجُلِ فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) یَقُولُ إِیَّاکُمْ وَ الْمُثْلَةَ وَ لَوْ بِالْکَلْبِ الْعَقُورِ. [۳۰۶]
امام علی (ع): مباد که آن مرد (ابن ملجم) مثله شود که من خود از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: «از مثله کردن بپرهیزید، هر چند سگی گزنده و هار باشد!»
نیز فرمود: و لا تمثلوا بقتیل. [۳۰۷]
و هیچ کشتهای را قطعه قطعه نکنید.
پرهیز از جنگ با غیر نظامیان
وَ قٰاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ الَّذِینَ یُقٰاتِلُونَکُمْ وَ لٰا تَعْتَدُوا إِنَّ اللّٰهَ لٰا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ. [۳۰۸]
و در راه خدا با کسانی که با شما میجنگند، بجنگید، [ولی] از اندازه درنگذرید؛ زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست نمیدارد.
توضیح: این مطلب از جملۀ «الَّذِینَ یُقٰاتِلُونَکُمْ وَ لٰا تَعْتَدُوا» استفاده میشود. «یُقٰاتِلُونَکُمْ» یعنی کسانی که با شما میجنگند، «لٰا تَعْتَدُوا» یعنی از جنگ با کسانی که اهل جنگ میباشند پا را فراتر نگذارید و به غیر نظامیان کاری نداشته باشید. [۳۰۹]
وَ لَا تُقَاتِلَنَّ إِلَّا مَنْ قَاتَلَکَ. [۳۱۰]
امام علی (ع): هرگز جز با کسی که با تو پیکار میکند، پیکار مکن.
منع کشتن پیران فرتوت، ناتوانان، کودکان و زنان
قال رسول اللّٰه (ص): وَ لَاتَقْتُلُوا شَیْخاً فَانِیا؛ وَ لَا صَبِیّاً وَ لَاامْرَأَةً .... [۳۱۱]
پیامبر خدا (ص) پیر فرتوت و از کار افتاده، کودک و زنی را نکشید.
همچنین فرمود: وَ لَاتَقْتُلُوا وَلِیداً. نوجوان (فرد غیر بالغ) را نکشید. [۳۱۲]
قالَ رَسوُلُ اللّهُ صِلی اللّه علیه و آله: لٰا تَقتُلوا فِی الحَربِ الّا مَن جَرت عَلیه المَواسِی. [۳۱۳]
رسول خدا (ص) فرمود: در جنگ کسی را نکشید مگر آن که بالغ باشد.
عَن حَفصِ بن غِیاث (فی حدیث) انَّه سَألَ اباعَبدالله (ع) عَن النِّساءِ کَیف سَقطت الجزیه عنهن و رفعت عنهن؟ قال: فقال: لان رسول الله (ص) نهی عن قتل النساء و الولدان فی دار الحرب الا ان یقاتلن، فان قاتلت ایضا فامسک عنها ما امکنک، و لم تخف خللا فلما نهی عن قتلهن فی دار الحرب کان [ذلک] فی دار الاسلام اولی، و لو امتنعت ان تؤدی الجزیه لم یمکن قتلها، فلما لم یمکن قتلها رفعت الجزیه عنها و لو امتنعه الرجال ان یؤدوا الجزیه کانوا ناقضین للعهد و حلت دماؤهم و قتلهم، لان قتل الرجال مباح فی دار الشرک، و کذلک المقعد من اهل الذمه و الا عمی و الشیخ الفانی و المراه و الولدان فی ارض الحرب، فمن اجل ذلک رفعت عنهم الجزیه. [۳۱۴]
«حفص بن غیاث» از امام صادق (ع) دربارۀ این که چرا زنان (اهل کتاب) جزیه نمیدهند، سؤال کرد. آن حضرت فرمود: زیرا رسول خدا (ص) از کشتن زنان و فرزندان آنها در دارالحرب نهی کرد؛ مگر این که زنان هم با مسلمانان بجنگند که در این صورت کشتن آنها جایز است.
(والبته) اگر هم جنگیدند، در صورت امکان از کشتن آنها درگذر.
بنابراین هنگامی که از قتل آنها در دارالحرب نهی شده، نهی از قتل آنها در دارالاسلام به طریق اولی است. و اینها اگر از پرداخت جزیه امتناع کردند، کشتن شان جایز نیست. وچون قتل آنها جایز نیست؛ بنابراین جزیه دادن از آنها برداشته شده است.
(اما) مردان اگر از پرداخت جزیه خودداری کنند (در واقع با این کارشان) پیمان (رسم) را نقض کردهاند و در این صورت خون و قتلشان حلال است؛ زیرا کشتن مردان در دارالشرک مباح و بی اشکال است. هم چنین حکم افراد زمینگیر و نابیناها و پیرمرد فرتوت و فرزندان آنها در دار الحرب مانند حکم زنان (در امر جزیه) است و از آنها جزیه برداشته شده است.
پرهیز از آزار و بیحرمتی به زنان
وَ لَا تَهِیجُوا النِّسَاءَ بِأَذًی وَ إِنْ شَتَمْنَ أَعْرَاضَکُمْ وَ سَبَبْنَ أُمَرَاءَکُمْ فَإِنَّهُنَّ ضَعِیفَاتُ الْقُوَی وَ الْأَنْفُسِ وَ الْعُقُولِ إِنْ کُنَّا لَنُؤْمَرُ بِالْکَفِّ عَنْهُنَّ وَ إِنَّهُنَّ لَمُشْرِکَاتٌ وَ إِنْ کَانَ الرَّجُلُ لَیَتَنَاوَلُ الْمَرْأَةَ فِی الْجَاهِلِیَّةِ بِالْفَهْرِ أَوِ الْهِرَاوَةِ فَیُعَیَّرُ بِهَا وَ عَقِبُهُ مِنْ بَعْدِهِ. [۳۱۵]
امام علی (ع): و زنهار که زنان را- حتی اگر ناموستان را دشنام دادند و به فرماندهتان جسارت کردند- بیازارید و برانگیزید، که آنها در تمامی نیروهای بدنی و روانی و عقلانی کم تواناند و ما به روزگاری که اینان در موضع شرک بودند، به خودداری از برخورد و آزارشان مأمور بودیم، چنان که اگر مردی در دوران جاهلیت زنی را با سنگ یا چماق میزد، این اقدام همواره لکۀ ننگی بود که بر دامن او و خاندانش میماند که او و نسلهای بعد از او بدان، مورد سرزنش قرار میگرفتند.
و لا تهیجوا امراه باذی و ان شتمن اعراضکم و سببن امرائکم و صلحائکم فانهن ناقصات القوی و الانفس و العقول، و قد کنا نومر بالکف عنهن و هن مشرکات، و ان کان الرجل لیتناول المراه فیعیر بها و عقبه من بعده. [۳۱۶]
( «مالکبن اعین» در ضمن حدیثی گوید: امیر مؤمنان (ع) در صفین، مردم را به جهاد تشویق میکرد و میفرمود: ...)
زنان را اذیت و آزار ندهید که بر اثر آن عواطفشان تحریک شود؛ هرچند آنها به شما دشنام دهند و بخواهند شرافت و بزرگواری شما را خدشهدار کنند؛ و به سرداران و بزرگانتان بد بگویند؛ چون نیروی تحمل آنها کمتر است و قوای نفسانی و خردهایشان به اندازه کافی نیست؛ به همین جهت زود تحت تاثیر واقع میشوند.
زنها در وقتی که مشرک بودند به ما دستور داده شده بود که متعرض آنها نشویم، چه رسد به حالا! در زمان جاهلیت اگر مردی زنی را کتک میزد، بر اثر آن وی را و بعد از او فرزندانش را بر این کار سرزنش میکردند.
وَ لٰا تَکْشِفوُا عَورَةً. [۳۱۷]
«عبدالرحمن بن جندب» نقل میکند: هر جا با دشمن روبه رو میشدیم، امیرمؤمنان (ع) دستوراتی صادر میکرد از جمله میفرمود: هتک حرمت نکنید و شرمگاهی را برهنه نسازید. نیز فرمود: فلا تهتکوا سترا [۳۱۸]
پوششی را ندرید.
عَنْ امیرِ المؤمنینَ (علیه السلام)، انَّهُ قَالَ: اذَا ظَفِرتُمْ بِرَجُلٍ مِن اهلِ الحربِ، فَزَعَم انَّه رَسوُلٌ الَیْکُمْ، فَانْ عُرِفَ ذٰلِکَ وَجَاءَ بِما یَدُلُّ عَلَیهِ، فَلٰا سَبیلَ لَکُمْ عَلَیهِ حَتَّی یَبلُغَ رِسَالَته، وَ یَرجعَ الَی اصْحَابِه، وَ انْ لَم تَجِدوُا عَلَی قَولِه دَلیلًا فَلٰا تَقبلوُا مِنْه. [۳۱۹]
امیر مؤمنان (ع) فرمود: هرگاه به مردی از اهل حرب، دست یافتید و او مدعی بود از سوی دشمن برای شما پیغامی آورده، اگر مشخص شد که پیک است و چیزی که گواه آن بود ارائه داد، تا وقتی که پیامش را ابلاغ کند و به میان یارانش برگردد، شما نمیتوانید به او دستدرازی و پرخاش کنید، ولی چنانچه بر گفتهاش دلیلی نیافتید، ادعایش را نپذیرید.
مصونیت جانی پیک دشمن
ارْجِعْ إِلَیْهِمْ فَلَنَأْتِیَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لٰا قِبَلَ لَهُمْ بِهٰا وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهٰا أَذِلَّةً وَ هُمْ صٰاغِرُونَ. [۳۲۰]
[ملکه سبا به پیک حضرت سلیمان گفت:] به سوی آنان بازگرد که قطعاً سپاهیانی بر [سرِ] ایشان میآوریم که در برابر آنها تاب ایستادگی نداشته باشند و از آن [دیار] به خواری و زبونی بیرونشان میکنیم.
قال رسول اللّٰه (ص): لٰا یُقتَلُ الرُّسُلُ .... [۳۲۱]
پیامبر (ص) فرمود: پیک و فرستاده دشمن کشته نمیشود.
پرهیز از ستم به کشاورزان
عَنْ جَعفر، عَن ابیه علیهماالسَّلام انَّ علیاً علیهالسَّلامُ کٰانَ یَکتُبُ الَی امَرَاءِ الاجْنَادِ: انْشُدِکُم اللّهَ فِی فَلّاحِیَ الارْضِ انْ یُظْلَموُا قِبَلَکُمْ. [۳۲۲]
علی (ع) بارها در نامههایش خطاب به فرماندهان لشکرها مینوشت: شما را به خداوند سوگند میدهم که نسبت به کشاورزان ظلم نکنید!
منع کشتن راهبان صومعهنشین
قال رسول اللّٰه (ص): ... وَ لَاتَقْتُلُوا مُتَبَتِّلًا فِی شَاهِقٍ. [۳۲۳]
پیامبر (ص) فرمود: ... راهب صومعهنشین را که در کوهها به تنهایی زندگی میکند نکشید.
مصونیت جانی گروگانهای دشمن
قَالَ رَسوُلُ اللّٰهِ (ص) لٰا یُقْتَلُ الرُّسُلُ وَ لٰا الرَّهْنُ. [۳۲۴]
رسول خدا (ص) میفرمود: پیکی که از سوی دشمن برای رساندن پیامی آمده، هم چنین کسی که به عنوان گروگان بازداشت گردیده، نباید کشته شود.
قطع درختان و آتش زدن مزارع
مٰا قَطَعْتُمْ مِنْ لِینَةٍ أَوْ تَرَکْتُمُوهٰا قٰائِمَةً عَلیٰ أُصُولِهٰا فَبِإِذْنِ اللّٰهِ وَ لِیُخْزِیَ الْفٰاسِقِینَ. [۳۲۵]
(در غزوه بنی نضیر) هر درخت با ارزش نخل را قطع کردید یا آن را به حال خود واگذاشتید، همه به فرمان خدا بود؛ و برای این بود که فاسقان را خوار و رسوا کند.
وَ عَنْهُ (علیه السلام)، انَّ رَسوُلَ اللّهِ (صلی الله علیه و آله) نَهَیٰ عَنْ قَطْعِ الشَّجَرِ المثْمِرِ او احْرٰاقِهِ- یَعنِی فِی دَارِ الحرْبِ وَ غَیْرِهٰا- الَّا انْ یَکوُنَ ذَلِکَ مِنَ الصَّلٰاحِ لِلمُسلِمینَ، فَقَدْ قَالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ:
«مٰا قَطَعْتُمْ مِنْ لِینَةٍ أَوْ تَرَکْتُمُوهٰا قٰائِمَةً عَلیٰ أُصُولِهٰا فَبِإِذْنِ اللّٰهِ وَ لِیُخْزِیَ الْفٰاسِقِینَ». [۳۲۶]
از امیر مؤمنان (ع) روایت شده که: پیغمبر خدا (ص) نهی کرده از بریدن یا سوزاندن درخت میوهدهنده. مقصودش آن بود که در دار الحرب و غیر آن نباید این کار انجام بگیرد مگر آنکه صلاح مسلمین در آن باشد که خداوند فرموده: «از درخت خرمای خوب شما هرچه را بریدید یا واگذاردید که بر روی ریشههایش بر جای باشد، به اذن خدا بود و خداوند فاسقان را خوار و رسوا میکند.» [۳۲۷]
وَ لَاتُحْرِقُوا النَّخْلَ وَلَا تُغْرِقُوهُ بِالْمَاءَ وَ لَاتَقْطَعُوا شَجَرَةً مُثُمِرَةً وَ لَاتُحْرِقُوا زَرْعاً لِانَّکُمْ لَاتَدْرُونَ لَعَلَّکُمْ تَحْتَاجُونَ إِلَیْهِ. [۳۲۸]
درختان نخل را آتش نزنید و آنها را در آب غرق نکنید؛ و درختی که میوه میدهد قطع نکنید.
و زراعتی را آتش نزنید؛ زیرا چه بسا بدانها نیازمند شوید.
قال رسول اللّٰه (ص): ... وَ لَاتَقْطَعُوا شَجَراً إِلَّا أَنْ تُضْطَرُّوا إِلَیْهَا. [۳۲۹]
پیامبر (ص) فرمود: ... و درختی را قطع ننمایید مگر اضطرار داشته باشید.
منع کشتن حیوانات اهلی مگر در حال اضطرار
قال رسول اللّٰه (ص): ... وَ لَاتَعْقِرُوا مِنَ الْبَهَائِمِ مِمَّا یُؤْکَلُ لَحْمُهُ إِلّا مَا لَابُدَّ لَکُمْ مِنْ أَکْلِهِ. [۳۳۰]
پیامبر (ص) فرمود: ... چهارپایانی که گوشت آنها خوردنی است نکشید، مگر آن که به گوشت آنها نیازمند باشید.
پرهیز از ورود به خانهها و غارت اموال
عَنْ عَبدِاللّٰه بن جُنْدَب، عَن ابیه: انَّ عَلِیاً (علیهالسلام) کَانَ ... یَقولُ: فَاذَا وَصَلْتُمْ الَی رِحَالِ القَوْمِ، فَلٰا تَهتِکوُا السِّتْرَ، وَ لٰا تَدخُلوُا دَاراً الَّا بِاذِنیٖ، وَ لٰا تَأْخُذوُا شَیْئاً مِنْ امْوَالِهِم الَّا مَا وَجَدْتُمْ فِی عَسْکَرِهِمْ. [۳۳۱]
عبداللّٰه بن جندب از قول پدرش چنین نقل میکند: در هر کجا که ملازم رکاب علی (ع) بودیم، وقتی با دشمنانش برخورد میکردیم به ما این چنین دستور میداد:
و چون به محل سکونت دشمن، درآمدید پردهای را مدرید (آبروی کسی را نبرید) و جز به دستور من، وارد خانهای نشوید و از اموال آنان جز آنچه در اردوگاه لشکرشان موجود است، برنگیرید.
پرهیز از کشتن مسلمانانی که سپر قرار گرفتهاند و پرداخت دیه کشتهشدگان
قَالَ (علیه السلام): انْ کٰانَ مَعَهُمْ فِی الحِصْنِ قَوْمٌ مِنَ المسلِمینَ، فَأَوقَفوُهُمْ مَعَهُمْ وَلٰایَتَعَمَّدْهُمْ بِالرَّمْیِ، وَارْموُا المشرِکینَ وَانذِروُا المُسلِمینَ- انْ کٰانوُا اقیٖموُا مُکْرَهِینَ- وَنَکِّبوُا عَنْهُمْ مَا قَدرْتُمْ، فَانْ اصَبْتُمْ مِنْهُم احَداً فَفِیهِ الدِّیةُ. [۳۳۲]
(علی علیهالسلام) فرمود: اگر گروهی از مسلمین در میان مردم قلعهای بودند، آنان را (از بودن) با کفار بازدارید، آنگونه نشانه بگیرید که به آنها اصابت نکند و فقط به مشرکان تیراندازی کنید و مسلمانان را برحذر دارید. اگر آنان از روی بیمیلی در آنجا ماندهاند، هر اندازه برایتان میسر است کاری کنید که تیر به آنان نخورد، ولی چنانچه یکی از مسلمانها بر اثر اصابت تیر، جان داد باید دیهاش پرداخت شود.
قَالَ عَلِیٌّ علیهالسلام: بَعَثَ رَسوُلُ اللّهِ (ص) جَیشاً الَی خَثْعَم فَلَمَّا غَشَوهُمْ اسْتَعصَموُا بِالسُّجودِ، فَقُتِلَ بَعْضُهُمْ، فَبَلَغَ ذٰلِکَ رَسوُلَ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیه وَ آلِه فَقَالَ: لِلْوَرَثَةِ نِصْفُ العَقْلِ بِصَلاتِهِمْ ثُمَّ قَالَ: انَّی بَرِیءٌ مِنْ کُلِّ مُسْلِمٍ نَزَلَ مَعَ مُشْرِکٍ فِی دَارِالْحَربِ. [۳۳۳]
علی (ع) فرمود: پیامبر خدا (ص) سپاهی را به جانب قبیلۀ «خثعم» فرستاد. هنگامی که سپاه اسلام آنها را محاصره کردند، به سجده افتادند تا کشته نشوند (اما با این حال) بعضی از آنها (به وسیلۀ مسلمانان) کشته شدند. (وقتی) این خبر به رسول خدا (ص) رسید، فرمود: بابت کشتهشدگان نصف دیه کامل را به ورثۀ آنها بپردازید و این به سبب آن نمازشان است (که به سجده رفتند). سپس فرمود: من از هر مسلمانی که در دار الحرب همنشین مشرکان باشد، بیزارم.
پرهیز از آغاز به جنگ
ان امیرالمؤمنین (ع) کان یامر فی کل موطن لقینا فیه عدونا فیقول: لا تقاتلوا القوم حتی یبداوکم، فانکم بحمدالله علی حجه و ترککم ایاهم حتی یبداوکم حجه اخری لکم. [۳۳۴]
«عبدالرحمن بن جندب»- به نقل از پدرش- گوید: در هر نقطهای که با دشمن روبه رو میشدیم، امیرمؤمنان (ع) دستور میداد و میفرمود: در جنگیدن با آنان پیشدستی نکنید؛ چه- به شکر خدا- شما برای حقانیت خود حجّت و برهان دارید، (شروع نکردن جنگ به وسیلۀ شما) و رها سازیشان تا این که آنان با شما نبرد را آغاز کنند، خود حجّت دیگری است به نفع شما و بر زیان آنان.
فرصت دادن امام علی (ع) به اهل شام
إِنَّ اسْتِعْدَادِی لِحَرْبِ أَهْلِ الشَّامِ وَ جَرِیرٌ عِنْدَهُمْ إِغْلَاقٌ لِلشَّامِ وَ صَرْفٌ لِأَهْلِهِ عَنْ خَیْرٍ إِنْ أَرَادُوهُ وَ لَکِنْ قَدْ وَقَّتُّ لِجَرِیرٍ وَقْتاً لَا یُقِیمُ بَعْدَهُ إِلَّا مَخْدُوعاً أَوْ عَاصِیاً وَ الرَّأْیُ عِنْدِی مَعَ الْأَنَاةِ فَأَرْوِدُوا وَ لَا أَکْرَهُ لَکُمُ الْإِعْدَادَ. [۳۳۵]
آماده شدن من برای جنگ با شامیان- در حالی که جریر نزد آنان است- بستن درِ صلح به روی شامیان است، و آنان را- حتی اگر طالب صلح باشند- از نیت خیرشان بازمیگرداند.
برای جریر زمانی معین شده است که اگر بیشتر بماند، نشان این است که یا فریبش دادهاند، یا او خود در مقام سرپیچی و خیانت باشد. در آن صورت ابتکار عمل- به دور از شتاب زدگی- در دست ما میماند. اینک اندکی صبوری پیشه کنید، هر چند که از آمادگی شما ناخشنود نیستم.
جواز مقابله به مثل
وَ إِنْ عٰاقَبْتُمْ فَعٰاقِبُوا بِمِثْلِ مٰا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْرٌ لِلصّٰابِرِینَ. [۳۳۶]
و اگر عقوبت کردید، همانگونه که مورد عقوبت قرار گرفتهاید [متجاوز را] به عقوبت رسانید، و اگر صبر کنید البته آن برای شکیبایان بهتر است.
ذٰلِکَ وَ مَنْ عٰاقَبَ بِمِثْلِ مٰا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِیَ عَلَیْهِ لَیَنْصُرَنَّهُ اللّٰهُ إِنَّ اللّٰهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ. [۳۳۷]
آری چنین است، و هر کس نظیر آنچه بر او عقوبت رفته است دست به عقوبت بزند، سپس مورد ستم قرار گیرد، قطعاً خداوند او را یاری خواهد کرد؛ چرا که خدا بخشایشگر و آمرزنده است.
فَمَنِ اعْتَدیٰ عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدیٰ عَلَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ. [۳۳۸]
پس هر کس بر شما تعدّی کرد، همانگونه که بر شما تعدّی کرده، بر او تعدّی کنید و از خدا پروا بدارید و بدانید که خدا با تقواپیشگان است.
رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ فَإِنَّ الشَّرَّ لَا یَدْفَعُهُ إِلَّا الشَّرُّ. [۳۳۹]
امام علی (ع): پارۀ سنگ را به مبدأش بازگردانید، که شر را تنها شر دفع میکند.
پرهیز از قتل ناتوانان و مجروحان در جنگ باغیان بدون سازمان نظامی
فَإِذَا کَانَتِ الْهَزِیمَةُ بِإِذْنِ اللَّهِ فَلَا تَقْتُلُوا مُدْبِراً وَ لَا تُصِیبُوا مُعْوِراً وَ لَا تُجْهِزُوا عَلَی جَرِیحٍ. [۳۴۰]
چون به خواست خداوند، دشمن گریزان شد، مبادا که فراریان را بکشید، یا بر واماندگان بتازید، یا زخمیان را نابود کنید!
توضیح: این حکم در مورد بغاتی است که سازماندهی نظامی و تشکیلات آنها از بین رفته است.
جنگ در ماههای حرام
چهار ماه حرام (رجب، ذی قعده، ذی حجّه و محرم)
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللّٰهِ اثْنٰا عَشَرَ شَهْراً فِی کِتٰابِ اللّٰهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ مِنْهٰا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلٰا تَظْلِمُوا فِیهِنَّ أَنْفُسَکُمْ. [۳۴۱]
در حقیقت شماره ماهها نزد خدا از روزی که آسمانها و زمین را آفریده در کتاب [علم] خدا دوازده ماه است. از این [دوازده ماه] چهار ماه، [ماه] حرام است. این است آیین استوار. پس در این [چهار ماه] بر خود ستم مکنید.
عَنْ ابْنِ عُمَر، عَن النَّبیِّ صَلَّی اللّهُ عَلَیه وَ آلِه قَالَ: إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللّٰهِ اثْنٰا عَشَرَ شَهْراً فِی کِتٰابِ اللّٰهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ مِنْهٰا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ: رَجَبٌ مُضَرٌ الَّذِی بَیْنَ جَمادِی وَ شَعْبَانَ وَ ذوُالقَعْدَةِ وَ ذوُالحَجَّةِ وَالمحرَّمُ. [۳۴۲]
باب الجهاد فی الحرم
ابن عمر از رسول خدا (ص) نقل کرد که آن حضرت (این آیه را تلاوت) فرمود: «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللّٰهِ اثْنٰا عَشَرَ شَهْراً فِی کِتٰابِ اللّٰهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ مِنْهٰا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ....» [۳۴۳]
آنگاه فرمود: (این ماههای حرام) رجب است- که بین جمادی و شعبان است- و ذیقعده و ذیحجه و محرم ...
حرمت جنگ در ماههای حرام
یَسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرٰامِ قِتٰالٍ فِیهِ قُلْ قِتٰالٌ فِیهِ کَبِیرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ وَ کُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ إِخْرٰاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اللّٰهِ وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ. [۳۴۴]
از تو دربارۀ ماهی که کارزار در آن حرام است، میپرسند. بگو: کارزار در آن، گناهی بزرگ و بازداشتن از راه خدا و کفر ورزیدن به او و بازداشتن از مسجد الحرام [حج]، و بیرون راندن اهل آن از آنجا، نزد خدا [گناهی] بزرگتر، و فتنه از کشتار بزرگتر است.
فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تٰابُوا وَ أَقٰامُوا الصَّلٰاةَ وَ آتَوُا الزَّکٰاةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ. [۳۴۵]
پس چون ماههای حرام سپری شد، مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید؛ پس اگر توبه کردند و نماز بر پا داشتند و زکات دادند، راه بر ایشان گشاده گردانید؛ زیرا خدا آمرزندۀ مهربان است.
علی بن ابراهیم فی تفسیره: الَاشهُرُ الحُرُمُ: رَجَبٌ مُفْرَدٌ، وَ ذوُالقَعدَةِ وَ ذوُالحِجَّةِ وَ مُحرَّمٌ مُتَصُلةٌ، حَرَّمَ اللّهُ فِیهَا القِتالَ، وَ یُضاعِفُ فِیها الذُّنوُبَ وَکذٰلِکَ الحَسَناتُ. [۳۴۶]
علی بن ابراهیم در تفسیر خود گوید:
«ماههای حرام، عبارت است از «رجب» که تک افتاده و «ذوالقعده» و «ذوالحجه» و «محرم» که به یکدیگر پیوستهاند. خداوند در این ایام، جنگیدن را ممنوع کرده، و کیفر گناهانی که در آنها انجام گیرد را دوچندان، همچنین (پاداش) نیکیهایی که در آنها انجام داده شود را نیز دوچندان به حساب میآورد.»
الَاشهُرُ الحُرُمُ: رَجَبٌ مُفْرَدٌ وَ ذوُالقَعْدَةِ وَ ذوُالْحِجَّةِ وَ الُمحرَّمُ مُتَصِلَةٌ حَرَّمَ اللّهُ فِیهَا القِتَالَ وَ یُضَاعِفُ فِیها الذُّنوُبَ وَ کذٰلَکَ الحَسَنَاتُ. [۳۴۷]
ماههای حرام (عبارتند از) رجب، ذیقعده، ذیحجه و محرم، که خداوند در این ماهها جنگ را حرام کرده است و در این ماهها، گناهان و حسنات دو برابر محاسبه میشود.
جواز جنگ در ماههای حرام در صورت حرمت شکنی دشمنان
الشَّهْرُ الْحَرٰامُ بِالشَّهْرِ الْحَرٰامِ وَ الْحُرُمٰاتُ قِصٰاصٌ فَمَنِ اعْتَدیٰ عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدیٰ عَلَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ. [۳۴۸]
این ماه حرام در برابر آن ماه حرام است، و [هتک] حرمتها قصاص دارد. پس هر کس بر شما تعدّی کرد، همانگونه که بر شما تعدّی کرده، بر او تعدّی کنید و از خدا پروا بدارید و بدانید که خدا با تقوا پیشگان است.
عن العلاء بن الفضیل قال: سالته عن المشرکین ایبتدیهم المسلمون بالقتال فی الشهر الحرام؟ فقال:
اذا کان المشرکون یبتدؤنهم باستحلاله ثم رای المسلمون انهم یظهرون علیهم فیه و ذلک قول الله عزوجل «الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرمات قصاص» و الروم فی هذا بمنزله المشرکین لانهم لم یعرفوا للشهر الحرام حرمه و لا حقا، فهم یبدؤن بالقتال فیه، وکان المشرکون یرون له حقا و حرمه فاستحلوه فاستحل منهم، و اهل البغی یبتدون بالقتال. [۳۴۹]
«علاء بن فضیل» گفت: از امام صادق (ع) سؤال کردم آیا مسلمانان میتوانند در ماههای حرام آغاز کنندۀ جنگ باشند؟ ایشان فرمودند: اگر مشرکان جنگ در آن ماهها را جایز و حلال بدانند و جنگ را آغاز کنند، و نظر مسلمانان نیز این باشد که مشرکان بر آنها غلبه میکنند، آری جایز است. زیرا خداوند میفرماید: «الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرمات قصاص [۳۵۰]» و رومیان در اینجا به منزلۀ مشرکان اند، زیرا برای ماههای حرام حرمت و حقی قائل نیستند و جنگ را در این ماهها شروع میکنند. مشرکان هم با آن که برای ماههای حرام، حق و حرمتی قائل بودند. جنگ در آن را حلال و جایز شمردند و در نتیجه (اسلام نیز) جنگ با آنان را جایز شمرد. آری این سرکشان و آشوبگران اند که جنگ را آغاز میکنند.
حرمتشکنی مشرکان جاهلی در جابهجا کردن ماههای حرام برای تداوم جنگ و غارت
إِنَّمَا النَّسِیءُ زِیٰادَةٌ فِی الْکُفْرِ یُضَلُّ بِهِ الَّذِینَ کَفَرُوا یُحِلُّونَهُ عٰاماً وَ یُحَرِّمُونَهُ عٰاماً لِیُوٰاطِؤُا عِدَّةَ مٰا حَرَّمَ اللّٰهُ فَیُحِلُّوا مٰا حَرَّمَ اللّٰهُ زُیِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمٰالِهِمْ وَ اللّٰهُ لٰا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکٰافِرِینَ. [۳۵۱]
جز این نیست که جا به جا کردن [ماههای حرام]، فزونی در کفر است که کافران به وسیلۀ آن گمراه میشوند؛ آن را یک سال حلال میشمارند، و یک سال [دیگر] آن را حرام میدانند تا با شمارۀ ماههایی که خدا حرام کرده است موافق سازند، و در نتیجه آنچه را خدا حرام کرده [بر خود] حلال گردانند. زشتی اعمالشان برایشان آراسته شده است و خدا گروه کافران را هدایت نمیکند.
نهی از جنگیدن در مسجدالحرام، جز در صورت حرمت شکنی دشمنان
وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لٰا تُقٰاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ حَتّٰی یُقٰاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِنْ قٰاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذٰلِکَ جَزٰاءُ الْکٰافِرِینَ. [۳۵۲]
و هر کجا بر ایشان دست یافتید، آنان را بکشید، و از همان جا که شما را بیرون راندند، آنان را بیرون برانید، [چرا که] فتنه [شرک] از قتل بدتر است، [با این همه] در کنار مسجدالحرام با آنان جنگ مکنید، مگر آنکه با شما در آنجا به جنگ درآیند، پس اگر با شما جنگیدند، آنان را بکشید، که کیفر کافران چنین است.
پیمان با دشمنان
لزوم پایبندی و وفاء به پیمان با دشمنان
إِلَّا الَّذِینَ عٰاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوکُمْ شَیْئاً وَ لَمْ یُظٰاهِرُوا عَلَیْکُمْ أَحَداً فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلیٰ مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ. [۳۵۳]
مگر آن مشرکانی که با آنان پیمان بستهاید، و چیزی از [تعهدات خود نسبت به] شما فروگذار نکرده، و کسی را بر ضد شما پشتیبانی ننمودهاند، پس پیمان اینان را تا [پایان] مدتشان تمام کنید؛ چرا که خدا پرهیزگاران را دوست دارد.
إِلَّا الَّذِینَ یَصِلُونَ إِلیٰ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ مِیثٰاقٌ أَوْ جٰاؤُکُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ یُقٰاتِلُوکُمْ أَوْ یُقٰاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَیْکُمْ فَلَقٰاتَلُوکُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقٰاتِلُوکُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَمٰا جَعَلَ اللّٰهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبِیلًا. [۳۵۴]
مگر کسانی که با گروهی که میان شما و میان آنان پیمانی است، پیوند داشته باشند، یا نزد شما بیایند در حالی که سینۀ آنان از جنگیدن با شما یا جنگیدن با قوم خود، به تنگ آمده باشد. و اگر خدا میخواست، قطعاً آنان را بر شما چیره میکرد و حتماً با شما میجنگیدند. پس اگر از شما کنارهگیری کردند و با شما نجنگیدند و با شما طرح صلح افکندند، [دیگر] خدا برای شما راهی [برای تجاوز] بر آنان قرار نداده است.
عن مسعدة بن صدقه عن ابی عبداللّٰه (ع) قال، ان النبی (ص) کان اذا بعث امیراً له علی سریة امره بتقوی اللّٰه عزّوجلّ فی خاصّة نفسه ثم فی اصحابه ثم یقول: ... قاتلوا من کفر باللّٰه لا تغدرو لا تغلّوا ... وَ إِذَا حَاصَرْتَ أَهْلَ حِصْنٍ فَأَرَادُوکَ عَلَی أَنْ یَنْزِلُوا عَلَی حُکْمِ اللّٰهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَا تَنْزِلْ بِهِمْ وَ لَکِنْ أَنْزِلْهُمْ علَی حُکْمِکُمْ ثُمَّ اقْضِ فِیهِمْ بَعْدُ مَا شِئْتُمْ فَإِنَّکُمْ إِنْ أَنْزَلُتمُوهُمْ عَلَی حُکْمِ اللّٰهِ لَمْ تَدْرُوا تُصِیبُوا حُکْمَ اللّٰهِ فِیهِمْ أَمْ لَا وَ إِذا حَاصَرْتُمْ أَهْلَ حِصْنٍ فَإِنْ آذَنُوکَ عَلَی أَنْ تُنْزِلَهُمْ عَلَی ذِمَّةِ اللّٰهِ وَ ذِمَّةِ رَسُولِهِ فَلَا تُنْزِلْهُمْ وَ لَکِنْ أَنْزِلْهُمْ عَلَی ذِمَمِکُمْ وَ ذِمَمِ آبَائِکُمْ وَ إِخْوانِکُمْ فَإِنَّکُمْ إِنْ تُخْفِرُوا ذِمَمَکُمْ وَ ذِمَمَ آبائِکُمْ وَ إِخْوَانِکُمْ کَانَ أَیْسَرَ عَلَیْکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةَ مِنْ أَنْ تُخْفِروا ذِمَّةَ اللّٰهِ وَ ذِمَّةَ رَسُولِهِ (ص). [۳۵۵]
«مسعدة بن صدقه» از امام صادق (ع) نقل کرد که فرمود: رسول خدا (ص) هر گاه فرماندهای را برای سریهای میفرستاد، او و یارانش را به تقوای الهی سفارش میکرد. سپس میفرمود: ... با کسانی که به خدا کفر ورزیدهاند بجنگید (اما) نارو نزنید، خیانت و پیمان شکنی نکنید ... و هنگامی که قلعهای را محاصره کردی و اهل قلعه از تو خواستند که در اجرای حکم خدا نسبت به آنها کوتاه بیایی، کوتاه نیا؛ اما در حکم قانون خودت، دربارۀ آنان تخفیف بده و هر گونه که میخواهی دربارۀ آنها عمل کن (زیرا) اگر شما در اجرای حکم خدا تخفیف قائل شوی نمیدانی که آیا حکم خدا را درباره آنها پیاده کردهای یا نه. و هنگامی که اهل قلعهای را محاصره کردی، اگر از تو اجازه خواستند که نسبت به حقوق و پیمان خدا و رسولش به آنها تخفیف دهی چنین کاری را نکن؛ اما در حقوق و پیمانهای خودتان و پدرانتان و برادرانتان به آنها تخفیف ده؛ زیرا اگر شما پیمان خود و پدران و برادرانتان را بشکنید، در روز قیامت برای شما آسانتر است از این که پیمان و حقوق خداوند و پیامبرش (ص) را نادیده بگیرید و بشکنید.
عن طلحه بن زید، عن ابی عبدالله (ع) قال: سَألتُه عَن قَریتین مِن اهل الحَرب لِکُل وٰاحدٍ مِنهُما مَلک عَلی حِدة اقتَتلُوا ثُم اصطَلحُوا، ثُم ان احد المَلکین غَدر بِصاحِبه فَجٰاء الی المُسلمین فَصالَحهم عَلی ان یَغزُوا تِلک المَدینة، فقال: ابُو عبدالله (ع) لٰا یَنبغی لِلمُسلمین ان یَغدِرُوا وَ لا یَامُروا بِالغَدر، و لا یُقاتِلوا مَعَ الّذیٖن غَدروا، و لکِنَّهم یُقاتِلون المُشرکین حَیث وَجَدُوهم، وَلٰا یَجوزٌ عَلَیهِم مٰا عٰاهَدَ عَلیه الکُفّارِ. [۳۵۶]
«طلحه بن زید» گفت از امام صادق (ع) دربارۀ دو قریه سؤال کردم که هر دو در دارالحرب بودند (سؤال من این بود که) هر یک از این دو قریه رئیسی داشت این دو قریه با هم جنگیدندو سپس صلح کردند. سپس یکی از رؤسای این دو روستا به دیگری خیانت کرده، پیمان خود را شکست و با مسلمانان مصالحه کرد تا مسلمانان در جنگ با آن روستای دیگر کمکشان کنند. (حال وظیفۀ مسمانان چیست؟) امام (ع) فرمود:
سزوار نیست که مسلمانان، پیمان شکنی کنند و یا امر به پیمان شکنی کنند و هم چنین جایز نیست همراه کسانی که پیمان شکنند، با دیگری بجنگند، اما آنها (مسلمانان) میتوانند هر جا مشرکان را یافتند با آنها پیکار کنند، اما حق ندارند علیه آنها پیمان شکنی نمایند.
ابان بن عُثمان، عَن ابی عَبداللّهِ علیهالسَّلامُ قَالَ: ارْبَعٌ لٰا یُجزْنَ فِی ارْبَعَةٍ: الخِیانَةُ وَ الغَلوُلُ وَ السِّرقَةُ وَ الرِّبَاءُ، لٰا تَجوُزُ فِی حَجِّ وَ لٰا عُمْرَةٍ وَ لْا جِهَادٍ وَ لٰا صَدَقَةٍ. [۳۵۷]
ابان بن عثمان از امام صادق (ع) نقل کرد که فرمود: چهار چیز در چهار جا جایز نیست: خیانت (نسبت به پیمانهای منعقدشده با دشمن)، دستبرد به غنایم، قبل تقسیم و سرقت و ربا، در مورد حج، عمره، جهاد و صدقه.
تأیید پیمانهای عصر جاهلیت از جانب اسلام
عَن مُحمَّدِ بن اسحاق بن عَمرو بن شُعَیب، عَن ابیه، عَن جَدِّهِ، عَن النَّبیِ صَلَّی اللّهُ عَلَیه وَ آلِه انَّه قَالَ: ایُّما حَلْفٍ کَانَ فِی الجَاهِلِیَّةِ فَانَّ الاسْلامَ لَمْ یَردَّهُ وَ لٰا حَلْفَ فِی الاسلْامِ. [۳۵۸]
محمد بن اسحاق بن عمرو بن شعیب از پدرش و او از جدش و او از پیامبر خدا (ص) نقل کرد که آن حضرت فرمود: هر سوگند و پیمانی که در عصر جاهلیت منعقد شده است، مورد قبول و احترام اسلام است و در اسلام پیمان جدیدی نیست که با آن پیمانها مغایرت داشته باشد.
رعایت عدالت و رفتار نیک با اهل معاهده
لٰا یَنْهٰاکُمُ اللّٰهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقٰاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ. [۳۵۹]
خدا شما را از نیکی کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در امر دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهی نمیکند؛ چرا که خداوند عدالتپیشگان را دوست میدارد.
جواز انعقاد پیمان با غیر مسلمانان
الَّذِینَ عٰاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ یَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِی کُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لٰا یَتَّقُونَ. [۳۶۰]
کسانی از آنها (کافران) که با آنان پیمان بستهای، سپس پیمان خود را هر بار میشکنند و هیچ پروا نمیکنند.
توضیح: از این آیه استفاده میشود که رهبران جامعه اسلامی میتوانند با جوامع کفر پیشه پیمان ببندند و نقض پیمان گذشته از سوی آنان، مانع جواز معاهدۀ جدید نخواهد شد. [۳۶۱]
نامشروع بودن انعقاد پیمانهای سلطه آور با کافران
وَ لَنْ یَجْعَلَ اللّٰهُ لِلْکٰافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا. [۳۶۲]
و خداوند هرگز بر [زیانِ] مؤمنان، برای کافران را [تسلّطی] قرار نداده است.
توضیح: با توجه به قاعده نفی سبیل، انعقاد هر گونه پیمان با کافران که موجب سلطۀ آنان بر مسلمانان شود، نامشروع و باطل است. (راهنما ۴/ ۱۱۷).
احترام به پیمانهای بینالمللی با کفار
وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکُمُ النَّصْرُ إِلّٰا عَلیٰ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ مِیثٰاقٌ وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ. [۳۶۳]
اگر [مسلمانان غیر مهاجر] در حفظ دین [خود] از شما یاری طلبند، بر شماست که آنها را یاری کنید، جز بر ضدّ گروهی که میان شما و آنها، پیمان [ترکِ مخاصمه] است؛ و خداوند به آنچه عمل میکنید، بیناست.
توضیح: احترام به پیمانهای بین المللی با کفار و حقوق بین المللی، مهمتر از حمایت مسلمین است. [۳۶۴]
کیفر پیمان شکنان
فَإِمّٰا تَثْقَفَنَّهُمْ فِی الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ. [۳۶۵]
پس اگر در جنگ به آنان (یهودیان پیمان شکن) دست یابی، با سختگیری به آنها، آنان را که پشت سر ایشانند، پراکنده ساز، شاید یاد کنند و پند گیرند.
توضیح: لزوم کیفر سخت و قاطع پیمان شکنان یهود، سبب پراکنده شدن و ارعاب ستیزه گرانی خواهد شد که پشت سر آنان قرار گرفتهاند.
وَ إِنْ نَکَثُوا أَیْمٰانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقٰاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لٰا أَیْمٰانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ. [۳۶۶]
و اگر سوگندهای خود را پس از پیمان خویش شکستند و شما را در دینتان طعن زدند، پس با پیشوایان کفر بجنگید؛ چرا که آنان را هیچ پیمانی نیست، باشد که [از پیمان شکنی] باز ایستند.
کیفر پیمان شکنی
قال رسول الله (ص): یَجیءُ کُلّ غٰادرٍ بامامٍ یَوم القِیامَةِ مٰائِلًا شَدقهُ حَتی یَدخلَ النّار. [۳۶۷]
رسول خدا (ص) فرموده است: در روز رستاخیز، هر خیانتکار و پیمان شکنی با رهبر خویشتن میآید و در حالتی که گوشۀ لبش آویزان است وارد آتش (دوزخ) میگردد.
لغو یکجانبه پیمانها در صورت خیانت کافران
وَ إِمّٰا تَخٰافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِیٰانَةً فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ عَلیٰ سَوٰاءٍ إِنَّ اللّٰهَ لٰا یُحِبُّ الْخٰائِنِینَ. [۳۶۸]
و اگر از گروهی بیم خیانت داری، [پیمانشان را] به سویشان بینداز [تا طرفین] به طور یکسان [بدانند که پیمان گسسته است]؛ زیرا خدا خائنان را دوست نمیدارد.
بَرٰاءَةٌ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ إِلَی الَّذِینَ عٰاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ. [۳۶۹]
[این آیات] اعلام بیزاری [و الغاء تعهد] است از طرف خدا و پیامبرش نسبت به آن مشرکانی که با ایشان پیمان بستهاید.
وَ أَذٰانٌ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ إِلَی النّٰاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ أَنَّ اللّٰهَ بَرِیءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَ رَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللّٰهِ وَ بَشِّرِ الَّذِینَ کَفَرُوا بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ. [۳۷۰]
و [این آیات] اعلامی است از جانب خدا و پیامبرش به مردم در روز حج اکبر که خدا و پیامبرش در برابر مشرکان تعهدی ندارند [با این حال] اگر [از کفر] توبه کنید، آن برای شما بهتر است، و اگر روی بگردانید پس بدانید که شما خدا را درمانده نخواهید کرد؛ و کسانی را که کفر ورزیدند، از عذابی دردناک خبر ده.
کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ عِنْدَ اللّٰهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِینَ عٰاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ فَمَا اسْتَقٰامُوا لَکُمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ. [۳۷۱]
چگونه مشرکان را نزد خدا و نزد فرستادۀ او عهدی تواند بود؟ مگر با کسانی که کنار مسجد الحرام پیمان بستهاید. پس تا با شما [بر سر عهد] پایدارند، با آنان پایدار باشید؛ زیرا خدا پرهیزگاران را دوست میدارد.
پیمان شکنی، خصلت دشمنان اسلام
کَیْفَ وَ إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لٰا یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلًّا وَ لٰا ذِمَّةً یُرْضُونَکُمْ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ تَأْبیٰ قُلُوبُهُمْ وَ أَکْثَرُهُمْ فٰاسِقُونَ. [۳۷۲]
چگونه [برای آنان عهدی است] با اینکه اگر بر شما دست یابند، دربارۀ شما نه خویشاوندی را مراعات میکنند و نه تعهّدی را. شما را با زبانشان راضی میکنند و حال آنکه دلهایشان امتناع میورزد و بیشترشان منحرفاند.
لٰا یَرْقُبُونَ فِی مُؤْمِنٍ إِلًّا وَ لٰا ذِمَّةً وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ. [۳۷۳]
دربارۀ هیچ مؤمنی مراعات خویشاوندی و عهد و پیمان را نمیکنند، و ایشان همان تجاوزکاراناند.
الَّذِینَ عٰاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ یَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِی کُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لٰا یَتَّقُونَ. [۳۷۴]
کسانی از آنها (کافران) که با آنان پیمان بستهای، سپس پیمان خود را هر بار میشکنند و هیچ پروا نمیکنند.
پیمانهای الهی
لزوم پایبندی بر پیمانهای الهی
إِنَّ الَّذِینَ یُبٰایِعُونَکَ إِنَّمٰا یُبٰایِعُونَ اللّٰهَ یَدُ اللّٰهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّمٰا یَنْکُثُ عَلیٰ نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفیٰ بِمٰا عٰاهَدَ عَلَیْهُ اللّٰهَ فَسَیُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً. [۳۷۵]
در حقیقت، کسانی که با تو بیعت میکنند، جز این نیست که با خدا بیعت میکنند، دست خدا بالای دستهای آنان است. پس هر که پیمان شکنی کند، تنها به زیان خود پیمان میشکند، و هر که بر آنچه با خدا عهد بسته وفادار بماند، به زودی خدا پاداشی بزرگ به او میبخشد.
وفا کردن مؤمنان بر پیمان خود با خداوند
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجٰالٌ صَدَقُوا مٰا عٰاهَدُوا اللّٰهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضیٰ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ مٰا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا. [۳۷۶]
در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند، صادقانه ایستادهاند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند [و در راه خدا شربت شهادت نوشیدند] و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند.
سرزنش پیمان شکنان
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مٰا لٰا تَفْعَلُونَ. [۳۷۷]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، چرا سخنی میگویید که عمل نمیکنید؟
کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّٰهِ أَنْ تَقُولُوا مٰا لٰا تَفْعَلُونَ. [۳۷۸]
نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمیکنید.
پیمان شکنی خصلت منافقان
وَ لَقَدْ کٰانُوا عٰاهَدُوا اللّٰهَ مِنْ قَبْلُ لٰا یُوَلُّونَ الْأَدْبٰارَ وَ کٰانَ عَهْدُ اللّٰهِ مَسْؤُلًا. [۳۷۹]
با آنکه قبلًا با خدا سخت پیمان بسته بودند که پشت [به دشمن] نکنند، و پیمان خدا همواره بازخواست دارد.
پرهیز از پیمان شکنی
عَن علی (ع)، انَّ رَسوُلُ اللّهُ (صَلَّی اللّهُ عَلَیه وَ آلِه) قَالَ لَهُ فیما عَهدَ الَیه: وَ ایَّاکَ وَ الغَدرَ بِعَهدِ اللّهِ وَ الاخْفَارَ لِذمّتهِ، فَانَّ اللّهَ جَعَلَ عَهدَهُ وَ ذِمَّتَه اماناً امضَاهُ بَینَ العِبادِ بِرَحمتِه، وَالصَّبرُ عَلی ضیٖقٍ تَرجوُ انفراجَه، خَیرٌ مِن غَدْرٍ تَخافُ (اوزارَه وَ تَبعاتَه) وَ سوُءَ عٰاقِبَتِه. [۳۸۰]
علی (ع) روایت کرده که: پیغمبر خدا (ص) در سفارش و عهدی که به وی کرد فرمود:
«برحذر باش از خیانت ورزیدن به عهد خدا، و نگهبان و پاسدار امان و تعهد الهی باش؛ چون خداوند عهد و ذمت خود را، وسیلۀ ایمنی در میان بندگان، قرار داده است. و صبر کردن بر سختی و تنگنایی که امید گشایش آن را داری، از خیانت و فریبی که از عواقب وخیم و فرجامش میترسی، بهتر است.»
بخش دوم: نیروی انسانی
جهاد و دفاع ارکانی دارد که اسکلت و ساختار سازمان رزم را استوار میدارد. شاخصترین رکن جهاد و دفاع، «نیروی انسانی» است. از این رو در طول تاریخ همواره نیروی انسانی مورد توجه حکومتها و ارتشها بوده است. آنان کوشیدهاند کارآمدترین افراد را در سازمان رزم جذب نمایند و با آموزشهای ویژه، توان رزمی آنان را ارتقا بخشند. نیروی انسانی در ارتش اسلام، «مجاهد» نام دارد، و به اندازه رفعت جایگاه جهاد، برای او منزلت قائل شده است، لذا به هر کس مدال «مجاهد» نمیبخشد، بلکه به کسی مجاهد میگوید که شاخصترین صفات خوب را در خود پرورش داده، هر آن آماده رزم باشد. نیروی انسانی از دو بخش «فرماندهی» و «نیروی رزمی» تشکیل میشود.
فرماندهی کل قوا
جایگاه و ضرورت فرماندهی کلّ
أَلَمْ تَرَ إِلَی الْمَلَإِ مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ إِذْ قٰالُوا لِنَبِیٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنٰا مَلِکاً نُقٰاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ. [۳۸۱]
آیا ملاحظه نکردی جمعی از بنی اسرائیل را بعد از موسی که به پیامبر خود گفتند: رهبر [و فرماندهی] برای ما انتخاب کن تا [زیر فرمان او] در راه خدا پیکار کنیم؟
[فی الخوارج لما سمع قولهم «لا حکم إلا لله»] قَالَ (ع) کَلِمَةُ حَقٍّ یُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ نَعَمْ إِنَّهُ لَا حُکْمَ إِلَّا لِلَّهِ وَ لَکِنَّ هَؤُلَاءِ یَقُولُونَ لَا إِمْرَةَ إِلَّا لِلَّهِ وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ یَعْمَلُ فِی إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ وَ یَسْتَمْتِعُ فِیهَا الْکَافِرُ وَ یُبَلِّغُ اللَّهُ فِیهَا الْأَجَلَ وَ یُجْمَعُ بِهِ الْفَیْءُ وَ یُقَاتَلُ بِهِ الْعَدُوُّ وَ تَأْمَنُ بِهِ السُّبُلُ وَ یُؤْخَذُ بِهِ لِلضَّعِیفِ مِنَ الْقَوِیِّ حَتَّی یَسْتَرِیحَ بَرٌّ وَ یُسْتَرَاحَ مِنْ فَاجِرٍ. [۳۸۲]
[سخن در مورد خوارج است آنگاه که امیرمؤمنان (ع) شنید، شعار لٰا حکم الا لِلّه سرمیدهند] فرمود: سخن حقّی است، که از آن اراده باطل شد! آری درست است، فرمانی جز فرمان خدا نیست، ولی اینها میگویند زمامداری جز برای خدا نیست، در حالی که مردم به زمامداری نیک یا بد، نیازمندند، تا مؤمنان در سایه حکومت، به کار خود مشغول و کافران هم بهرهمند شوند، و مردم در پرتو حکومت، زندگی کنند. به وسیله حکومت، بیتالمال جمعآوری میگردد و به کمک آن با دشمنان میتوان مبارزه کرد. جادّهها أمن و امان، و حقّ ضعیفان از نیرومندان گرفته میشود. نیکوکاران در رفاه و از دست بدکاران، در امان میباشند.
جایگاه امیرمؤمنان (ع) به عنوان فرمانده کل قوا
فَیَا عَجَباً لِلدَّهْرِ إِذْ صِرْتُ یُقْرَنُ بِی مَنْ لَمْ یَسْعَ بِقَدَمِی وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ کَسَابِقَتِی الَّتِی لَا یُدْلِی أَحَدٌ بِمِثْلِهَا إِلَّا أَنْ یَدَّعِیَ مُدَّعٍ مَا لَا أَعْرِفُهُ وَ لَا أَظُنُّ اللَّهَ یَعْرِفُهُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی کُلِّ حَالٍ. [۳۸۳]
شگفتا از بازی روزگار که اینک کسی مرا رقیب است که نه تلاشی همتراز من داشته است و نه سابقهاش با من قابل قیاس، نه تنها او که هیچ کس دیگری نیز از چنان پیشینهای برخوردار نباشد، مگر در این میان مدعی تازهای پیدا شود که من او را نمیشناسم و بر این باورم که خدا نیز او را نمیشناسد! و خدای را در همه حال سپاس.
درخواست مستضعفان از خداوند برای تعیین فرماندهی مناسب برای جهاد با ستمگران
وَ مٰا لَکُمْ لٰا تُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجٰالِ وَ النِّسٰاءِ وَ الْوِلْدٰانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنٰا أَخْرِجْنٰا مِنْ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ الظّٰالِمِ أَهْلُهٰا وَ اجْعَلْ لَنٰا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنٰا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیراً. [۳۸۴]
و چرا شما در راه خدا [و در راه نجاتِ] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمیجنگید؟ همانان که میگویند: پروردگارا! ما را از این شهری که مردمش ستم پیشهاند، بیرون ببر، و از جانب خود برای ما سرپرستی قرار ده، و از نزد خویش یاوری برای ما تعیین فرما.
توضیح: جمله «برای ما ولیّ و سرپرستی قرار ده» به لزوم فرماندهی کلّ اشاره دارد.
انتخاب فرماندهی کل قوا از جانب خداوند، برای قوم بنی اسرائیل
وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طٰالُوتَ مَلِکاً قٰالُوا أَنّٰی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمٰالِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَیْکُمْ وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللّٰهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ. [۳۸۵]
و پیامبرشان به آنان (بنی اسرائیل) گفت: همانا، خداوند، طالوت را بر شما به [فرماندهی و] پادشاهی گماشته است. گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی باشد با آنکه ما به پادشاهی از وی سزاوارتریم و به او از جهت مال، گشایشی نشده است؟ پیامبرشان گفت: همانا، خدا او را بر شما برتری داده و او را در دانش و [نیروی] بدن بر شما برتری بخشیده است، و خداوند پادشاهی خود را به هر کس که بخواهد میدهد، و خدا گشایشگر داناست.
صندوق عهد، نشان انتخاب طالوت به فرماندهی کلّ
وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ التّٰابُوتُ فِیهِ سَکِینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ بَقِیَّةٌ مِمّٰا تَرَکَ آلُ مُوسیٰ وَ آلُ هٰارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلٰائِکَةُ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ. [۳۸۶]
و پیامبرشان بدیشان گفت: همانا، نشانۀ پادشاهی [و فرماندهی] او این است که آن صندوقِ [عهد] که در آن آرامش خاطری از جانب پروردگارتان، و بازماندهای از آنچه خاندان موسی و خاندان هارون [در آن] بر جای نهادهاند- در حالی که فرشتگان آن را حمل میکنند- به سوی شما خواهد آمد. مسلماً اگر مؤمن باشید، برای شما در این [رویداد] نشانهای است.
نقش فرماندهی کل قوا در هدایت انسانها
بِنَا اهْتَدَیْتُمْ فِی الظَّلْمَاءِ وَ تَسَنَّمْتُمْ ذُرْوَةَ الْعَلْیَاءِ وَ بِنَا أَفْجَرْتُمْ عَنِ السِّرَارِ. [۳۸۷]
امام علی (ع): شما مردم به وسیله ما، از تاریکیهای جهالت نجات یافته، هدایت شدید، و به کمک ما، به اوج ترقّی رسیدید. صبح سعادت شما با نور ما درخشید.
سفارش رزمندگان به اصول و ارزشها توسط فرماندهی کل، امیرالمؤمنین (ع)
عَن عَقیل الخزاعی انَّ امیرالمؤمنین (ع) کانَ اذَا حَضَرَ الحَربَ یُوصِی المسلمینَ بِکَلماتٍ فَیَقُولُ تَعاهَدُوا الصَّلاةَ، وَ حَافِظُوا عَلَیها، وَ استَکثِرُوا مِنهَا، وَ تَقَرَّبُوا بِهَا، فَانَّهَا کٰانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتٰاباً مَوْقُوتاً، وَ قَد عَلِمَ ذَلِکَ الکُفَّارُ حِینَ سُئِلُوا «مٰا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ قٰالُوا: لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ ...»، ثُمَّ انَّ الزَّکَاةَ جُعِلَت مَعَ الصَّلاةِ قُربَاناً لِاهلِ الاسلامِ عَلَی اهلِ الاسلامِ ...، ثُمَّ انَّ الجَهَادَ اشرفُ الاعمالِ بَعْد الاسلامِ، وَ هُوَ قوامُ الدّینِ وَ الاجرُ فیه عظیمٌ، مَعَ العِزّةِ وَ المنعةِ، وَ هُوَ الکرّةٌ فیه الحَسناتُ وَ البُشریٰ بِالجَنَّةِ بِعْدِ الشَّهَادَة، وَ بِالرّزقِ غَدَاً عِندَ الرَّبِّ وَ الکرامَةِ، یَقُولُ اللّهُ عَزَّوَجَل «وَ لٰا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ» الآیة، ثُمَّ انّ الرُّعبَ وَ الخَوفَ مِن جِهادِ المستحقّ لِلجهادِ وَ المُتوازرینَ عَلَی الضَّلال ضلالٌ فِی الدّینِ، وَ سَلبٌ لِلدّنیا مَعَ الذّلِ وَ الصِّغار، وَ فِیه استیجابُ النّارِ بِالفرارِ مِن الزَّحفِ عِندَ حَضْرَةِ القتالَ، یَقُولُ اللّه عزّوجلّ «یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا زَحْفاً فَلٰا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبٰارَ» فَحَافِظُوا عَلَی امْرِ اللّهِ عزّوجلّ فِی هِذِه المَواطنَ الَّتی الصَّبرُ عَلَیها کرمٌ وَ سعادةٌ، و نَجاةٌ فِی الدُّنیا وَ الآخرِةِ مَن فَظیع الهولِ وَ المخافَةِ فَانَّ اللّه عزَّوجلّ لایعبأُ بِمَا العِبادُ مُقترفُونَ فِی لَیلهِم وَ نَهارِهِم، لُطفٌ بِه علماً، فکُلُّ ذَلِکَ فِی کتابٍ «لا یضلُّ رِبّی وَ لَا یَنسی»، فَاصبِرُوا و صٰابِرُوا وَ اسأَلُوا النَّصرَ، وَوَطّنُوا أنفسَکُم عَلَی القِتال، وَ اتّقوا اللّهَ عزّوجلّ فانَّ اللّهَ مَعَ الذّین اتَّقوا وَ الذّین هم مُحسِنُونَ. [۳۸۸]
«عقیل خزاعی» گوید: امیر مؤمنان (ع) هر گاه که آماده نبرد میشد، مسلمانها را سفارش میکرد و میفرمود: نماز را پاس دارید و از آن مواظبت کنید و تا میتوانید آن را به جای آورید.
زیاد به آن بپردازید و به وسیله نماز به درگاه خداوند، نزدیک شوید؛ زیرا «بر مؤمنان واجب شده است که در وقتهای معین، نماز بخوانند.» و کفار وقتی آن را خواهند دانست که بهشتیان، از تبهکاران افتاده در دوزخ میپرسند:
«چه چیز شما را به جهنم درآورد؟ گویند: ما از نمازگزاران نبودیم.» [۳۸۹]
سپس برای مسلمانان، زکات با نماز، وسیلۀ نزدیکی جستن به پروردگار قرار داده شد؛ و جهاد پس از پذیرفتن آیین اسلام گرانمایهترین اعمال است، و آن، مایۀ پایداری دین است که در آن، پاداش بسیار است، و عزت و توانی به همراه دارد که دشمن نمیتواند در جامعۀ جهادگر، نفوذ کند. و جهاد، تاخت و تازی است بر دشمن که پاداش فراوان و مژدۀ رفتن به بهشت جاودان بعد از شهادت را به همراه دارد؛ همچنین فردای قیامت، روزی خوردن و گرامی داشتن نزد پروردگار از نتایج آن است. خداوند میفرماید: «هرگز مپندار کسانی که خونشان در راه خدا ریخته شده مردهاند بلکه زندهاند و در پیشگاه پروردگارشان روزی میخورند.» [۳۹۰] گذشته از آن، هراس و ترس (مسلمان) از جهاد با کسانی که در خور آناند؛ همانان که بار گران گمراهی و گناه را بر دوش میکشند، انحرافی است از دین که سبب میشود (فرد گریزان از جهاد) ارزش خود را از دست داده، خوار و بیمقدار شود و دنیایش را نیز از دست بدهد. از پیامدهای دیگرش این است: کسی که هنگام بهپا شدن جنگ از میدان نبرد با مهاجم بگریزد، خود را سزاوار آتش دوزخ سازد. خداوند توانا و بزرگوار میفرماید:
«ای مؤمنان! در میدان جنگ وقتی با سپاه انبوه کسانی که کفر ورزیدهاند رودررو شدید، از برابرشان نگریزید.» [۳۹۱] بنابراین بر فرمان خداوند در این صحنههای دشوار مواظبت و مراقبت داشته باشید که استقامت و بردباری بر آنها موجب گرانمایگی و نیکبختی، و رهایی از زشتی بیش از حد، سراسیمگی و احساس ناامنی در دنیا و آخرت است. به یقین خداوند اهمیت نمیدهد به آنچه بندگان در شب و روزشان انجام میدهند، و این از بابت لطف است در حالی که به کوچکترین کارها آگاهی دارد؛ زیرا همۀ اینها در کتاب نامۀ اعمال، ثبت است، «پروردگار من، نه خطا میکند و نه از یاد میبرد» [۳۹۲]. پس مقاومت کنید و شکیبا و بردبار باشید، پیروزی را از خدا بخواهید و جانهای خویشتن را برای پیکار آماده و به انجام آن وادار سازید و از خدای عزوجل بترسید: «زیرا خداوند با پرهیزکاران و نیکوکاران است.» [۳۹۳]
سفارش رزمندگان به رعایت قوانین و مقررات، توسط فرماندهی کل، پیامبر (ص)
عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الُّثمَالِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِاللّٰهِ (ع) قَالَ کَانَ رَسُولُ اللّٰهِ (ص) إِذَا أَرادَ أَنْ یَبْعَثَ سَرِیَّةً دَعَاهُمْ فَأَجْلَسَهُمْ بَیْنَ یَدَیْهُ ثُمَّ یَقُولُ سِیُروا بِسْمِ اللّٰهِ وَ بِاللّٰهِ وَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ عَلَی مِلَّةِ رَسُولِ اللّٰهِ لَا تَغُلُّوا وَ لَا تُمَثِّلُواوَ لَاتَغْدِرُوا وَ لَاتَقْتُلُوا شَیْخاً فَانیا؛ وَ لَا صَبِیّاً وَ لَاامْرَأَةً وَ لَاتَقْطَعُوا شَجَراً إِلَّا أَنْ تُضْطَرُّوا إِلَیْهَا وَ أَیُّمَا رَجُلٍ مِنْ أَدْنی الْمُسْلِمِینَ أَوْ أَفْضَلِهِمْ نَظَرَ إلی أَحَدٍ مِنَ الْمُشْرِکینَ فَهُوَ جارٌ حَتَّی یَسْمَعَ کَلامَ اللّٰهِ فَإِنْ تَبِعَکُمْ فَأَخُوکُمْ فِی الدِّینِ وَإِنْ أَبِی فَأَبْلِغُوهُ مَأْمَنَهُ وَاسْتَعِینُوا بِاللّٰهِ. [۳۹۴]
«ابوحمزۀ ثمالی» از امام صادق (ع) نقل میکند که فرمود: پیامبر خدا (ص) هنگامی که تصمیم به اعزام سریهای میگرفت، آنان را فرا میخواند و در برابر خود مینشاند و میفرمود: با نام خدا و با استعانت از خدا و در راه خدا و بر راه و روش رسول خدا (ص) حرکت کنید. از حدود الهی تجاوز ننمایید، (کسی را) مثله نکنید. خیانت و پیمان شکنی نکنید. پیر فرتوت و از کار افتاده و کودک و زنی را نکشید و درختی را قطع ننمایید مگر اضطرار داشته باشید. و هر فردی از افراد مسلمان چه بلند مرتبه باشد یا مقام پایین داشته باشد، در صورتی که به یکی از مشرکان امان دهد، امان وی محترم است تا او بیاید و کلام خدا را بشنود. پس اگر اسلام آورد، او برادر دینی شماست و اگر نپذیرفت، راه در امان ماندنش (یعنی جزیه) را به او ابلاغ کنید (و یا او را به مأمنش بازگردانید) و از خدا کمک بگیرید.
عن امیرالمؤمنین (علیهم السلام): «انَّ رَسُولَ اللّهِ (صَلّی اللّهُ علیه وآله)، کانَ اذَا بَعَثَ جیشاً اوْ سَریةً، اوصَیٰ صٰاحِبَها بِتَقوَی اللّهِ فِی خَاصّةِ نَفْسِهِ، وَ مَن مَعَه مِن المسلمینَ خَیرًا، وَقَالَ: اغزُوا بِسم اللّهِ وَ فِی سَبیلِ اللّهِ- الَی انْ قَالَ- وَلَا تَقتُلوا وَلیداً، وَلَا شیخاً کبیراً، وَلَا امراةً- یَعنی انْ لَم یُقاتِلوکُم- وَلَاتمثّلُوا، وَلَا تغلُّوا، وَلَا تَغدرُوا». [۳۹۵]
از امیر مؤمنان (ع) روایت شده که فرمود: «پیغمبر خدا (ص) هرگاه لشکر یا فوجی را به منطقهای اعزام میکرد، به فرمانده آنها سفارش میکرد که از (محرمات) خداوند، پروا کند، و کسانی را که با وی بودند به نیکرفتاری فرا میخواند و میفرمود: بجنگید به نام خد و در راه خدا. تا آن که فرمود: و نوزادان و پیران و زنان را نکشید ( مقصودش این بود که اگر اینان با شما نجنگند) و کسی را مثله نکنید، و دست خیانت به غنایم نزنید، و پیمان نشکنید.
نقش فرماندهی کل قوا، امام علی (ع) در هدایت عملیات
أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَعَثْتُ مُقَدِّمَتِی وَ أَمَرْتُهُمْ بِلُزُومِ هَذَا الْمِلْطَاطِ حَتَّی یَأْتِیَهُمْ أَمْرِی وَ قَدْ رَأَیْتُ أَنْ أَقْطَعَ هَذِهِ النُّطْفَةَ إِلَی شِرْذِمَةٍ مِنْکُمْ مُوَطِّنِینَ أَکْنَافَ دِجْلَةَ فَأُنْهِضَهُمْ مَعَکُمْ إِلَی عَدُوِّکُمْ وَ أَجْعَلَهُمْ مِنْ أَمْدَادِ الْقُوَّةِ لَکُمْ. [۳۹۶]
امام علی (ع): اما بعد، من، جلودارانی گسیل داشتهام و به آماده ماندن در کنارۀ فرات- تا دریافت دستور بعدی- فرمانشان دادهام. اینک بر این اندیشهام که با شکافتن آب و عبور از آبراهه خود را به دیگر رزمندگان برسانم و آن گاه با بسیج گسترده و پیوستۀ تمامی شما و آنها- از آنان چونان نیروی پشتیبانی شما- در یورش به دشمن سود جویم.
توضیح: این هدایت و فرماندهی مربوط به جنگ صفین میباشد.
پیامبر اکرم (ص)، فرماندهی کل قوا، پیشگام در نبرد با دشمنان
لٰکِنِ الرَّسُولُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جٰاهَدُوا بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ وَ أُولٰئِکَ لَهُمُ الْخَیْرٰاتُ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. [۳۹۷]
ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردهاند، با مال و جانشان به جهاد برخاستهاند و ایناناند که همۀ خوبیها برای آنان است، اینان همان رستگاراناند.
کَمٰا أَخْرَجَکَ رَبُّکَ مِنْ بَیْتِکَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ لَکٰارِهُونَ. [۳۹۸]
همانگونه که پروردگارت تو را از خانهات (برای جنگ بدر) به حقّ بیرون آورد و حال آنکه دستهای از مؤمنان سخت کراهت داشتند.
وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِکَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِینَ مَقٰاعِدَ لِلْقِتٰالِ وَ اللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ. [۳۹۹]
و [یاد کن] زمانی را که [در جنگ احد] بامدادان از پیشِ کسانت بیرون آمدی [تا] مؤمنان را برای جنگیدن، در مواضع خود جای دهی، و خداوند، شنوای داناست.
فَقٰاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ لٰا تُکَلَّفُ إِلّٰا نَفْسَکَ وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَسَی اللّٰهُ أَنْ یَکُفَّ بَأْسَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ اللّٰهُ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْکِیلًا. [۴۰۰]
پس در راه خدا پیکار کن؛ جز عهدهدارِ شخص خود نیستی. و [لی] مؤمنان را [به مبارزه] برانگیز؛ باشد که خداوند آسیب کسانی را که کفر ورزیدهاند [از آنان] بازدارد، و خداست که قدرتش بیشتر و کیفرش سختتر است.
وَ جَاهَدَ فِیاللَّهِ أَعْدَاءَهُ غَیْرَ وَاهِنٍ وَ لَا مُعَذِّرٍ إِمَامُ مَنِ اتَّقَی وَبَصَرُ مَنِ اهْتَدَی. [۴۰۱]
امام علی (ع): پیامبر (ص) ... در راه خدا با دشمنانش بدون عذر تراشی جنگید. او پیشوای پرهیزکاران، و روشنی بخش چشم هدایت شدگان است.
اذَا جٰاهَدَ مُحَمَّدٌ رَسُولُکَ عَدُوّاً لِدیٖنِکَ تَلُوذُ بِهِ اسْرَتُهُ وَ تَحُفُّ بِهِ عِتْرَتُهُ کَانَّهُمُ النُّجُومُ الذَّاهِرَةُ اذا تَوَسَّطَهُمُ الْقَمَرُ الْمُنیٖرُ لَیْلَةَ تَمِّهِ!!! فَصَلَوٰاتُکَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ نَبِیّکَ وَ صَفِیِّکَ وَ خِیَرَتِکَ وَ اٰلِهِ الطّٰاهِریٖنَ، ایَّ مَنیٖعَةٍ لَمْ تَهدِمْهٰا دَعْوَتُهُ؟ وَ ایَّ فَضیٖلَةٍ لَمْ تَنَلْهٰا عِتْرَتُهُ؟ جَعَلْتَهُم خَیْرَ أَئِمَّةٍ اخْرِجَتْ لِلنّٰاسِ یَاْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُجٰاهِدُونَ فیٖ سَبیٖلِکَ وَ یَتَوٰاصَوْنَ بِدیٖنِکَ تَشْهَدُ لَهُمْ وَ مَلٰائِکَتُکَ انَّهُمْ بٰاعُوکَ أنفُسَهُم وَابتَذَلُوا مِنْ هَیْبَتِکَ ابْدانَهُم [کذا] شَعِثَةً رُؤُسَهُمْ، تَرِبَةً وُجُوهُهُمْ تَکٰادُ الارْضُ مِنْ طَهٰارَتِهِمْ انْ تَقْبِضَهُمْ الَیْهٰا! وَ مِنْ فَضْلِهِمْ انْ تَمیٖدَ بِمَنْ عَلَیْهٰا. [۴۰۲]
امام علی (ع): هنگامی که محمد (ص) فرستادۀ تو با دشمنان دین تو میجنگید، خانوادهاش به او پناهنده میشدند و عترت او دورش حلقه میزدند؛ گویا آنان ستارگان درخشانی هستند که ماه شب چهارده را در بر گرفتهاند!
(خداوندا!) درودهای تو بر محمّد بنده، نبیّ، دوست مخلص و صمیمی و برگزیدۀ تو و خاندان پاکیزهاش! چه حصارهای محکمی را که دعوت او در هم نشکست! و چه فضیلتی که عترت او به آن دست نیافت! (خدایا) تو آنان را بهترین پیشوایانی قرار دادی که برای مردم آفریده شدهاند، آنان (هستند که) امر به معروف و نهی از منکر میکنند؛ در راه تو میجنگند و یکدیگر را به دین تو سفارش میکنند.
تو و فرشتگانت گواهید که آنان جان خویش را با تو معامله کرده و بدنهاشان را از هیبت تو بذل نمودهاند؛ در حالی که موهاشان پریشان و چهرههاشان خاکآلود بود. آنها به گونهای پاکیزه بودند که نزدیک بود زمین آنان را به سوی خود جذب کند و از فضیلت آنها همۀ زمینیان را به حرکت درآورد.
الَّلهَّم فَصَلِّ عَلَی مُحمد امینکَ عَلَی وَحیِکَ وَ نَجِیبِکَ مِنْ خَلقِکَ ... وَ حَارَبَ فِی رِضَاکَ أُسْرَتَهُ ...
وَ هَاجَرَ إِلَی بِلَادِ الْغُربَةِ، وَ مَحَلّ النّأْیِ عَنْ مَوْطِنِ رَحْلِهِ، وَ مَوْضِعِ رِجْلِهِ، وَ مَسْقَطِ رَأْسِهِ، وَ مَأْنَسِ نَفْسِهِ، إِرَادَةً مِنْهُ لِإِعْزَازِ دِینِکَ، وَ اسْتِنْصَاراً عَلَی أَهْلِ الْکُفْرِ بِکَ. حَتّی اسْتَتَبّ لَهُ مَا حَاوَلَ فِی أَعْدَائِکَ وَ اسْتَتَمّ لَهُ مَا دَبّرَ فِی أَوْلِیَائِکَ. فَنَهَدَ إِلَیْهِمْ مُسْتَفْتِحاً بِعَوْنِکَ، وَ مُتَقَوّیاً عَلَی ضَعْفِهِ بِنَصْرِکَ. [۴۰۳]
امام سجاد (ع): بارخدایا، پس بر محمد که امین وحی تو و برگزیده آفریدگانت است درود فرست ... (او که) برای خشنودی تو با کسان خود جنگید ... و به دیار غربت و محلّی دور از اهل و کسانش و جدا از پایگاه و سرپناه و محلّ ولادت و آرامگاه جانش، هجرت کرد به آن قصد که دین تو را عزیز و گرامی بدارد و علیه آنان که به تو کفر میورزند یاری جوید، تا آنجا که هر آن چه دربارۀ دشمنانت میخواست، با استقامت و پایداری به چنگ آورد و به آنچه دربارۀ دوستانت میاندیشید به طور کامل دست یافت. پس شتابان به نبرد با کافران برخاست در حالی که از تو یاری میجست و در ناتوانی خویش به یاری تو نیرو میگرفت.
حضور امیرمؤمنان (ع) فرماندهی کل قوا، در خط مقدم جبهه
عن ضرار بن الازور، انَّ رَجُلًا مِنِ الخَوارِجِ سَأَلَ ابن عبّاس عَن عَلیّ بِن ابی طالبٍ (علیه السلام)، فَاعرضَ عَنه، ثُمَّ سَأَله فَقَال: لَقَد کٰانَ وَاللّهِ عَلَیّ امیرُ المؤمنینَ (علیه السلام)، یُشبِهُ القَمرَ الزّاهرَ، وَالاسَد الخَادِرَ- الَی انْ قَالَ- وَ قَدْ رَأیتُه یَومَ صفّینَ وَ عَلیهِ عمامةٌ بیضاءٌ، وَکَانَ عَینَیهِ سِراجَانِ، وَ هُوَ یَتوَقَّفُ عَلَی شِرذمةٍ شرذمةٍ، یَحضُّهم وَ یَحثُّهم. [۴۰۴]
- از «ضرار بن ازور» نقل کردهاند که مردی از خوارج از ابن عباس درخواست کرد دربارۀ علی (ع) برایش سخن بگوید. ابن عباس از او، روی برگرداند، ولی آن مرد، بار دیگر سخن خود را تکرار کرد. ابن عباس در پاسخش گفت: سوگند به خدا، علی- امیر مؤمنان (ع)- به ماه درخشنده و شیر بیشه همانند بود.- تا آنکه گوید:- او را در صفین دیدم، عمامۀ سپیدرنگی بر سر داشت و دو چشمش همچون دو چراغ، پرتو میافشاند، و در جلوی دسته به دستۀ لشکریانش میایستاد و آنان را تشویق میکرد ...
عن امیرالمؤمنین (ع): ... وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ بِعَیْنِ اللَّهِ وَ مَعَ ابْنِ عَمِّ رَسُولِ اللَّهِ. [۴۰۵]
امام علی (ع) خطاب به رزمندگان در جنگ صفین فرمود: بدانید که دیده لطف خدا شما را پناه است و پسر عموی رسول خدا با شما همراه است.
امام حسین (ع)، فرماندهی کل قوا و اقدام به یاری دین خدا
یٰا فَرزدَقُ انَّ هٰؤٰلاءِ قَومٌ لَزِمُوا طَاعةَ الشَّیطانِ وَ تَرَکُوا طَاعَةَ الرَّحمَانِ وَ اظهَرَوا الفَسَاد فِی الارضِ وَ ابطَلُوا الحُدُودَ وَ شَرِبُوا الخُمُورَ وَاستَأثِرُوا فِی اموَالِ الفُقَراءِ وَ المَساکٖینَ وَ انَا اولَی مَن قَامَ بِنُصرَةِ دِینِ اللّٰهِ وَ اعزٰازِ شَرعِهِ وَ الجِهادُ فِی سَبیٖلِهِ، لِتَکونَ کَلِمَةَ اللّٰهِ هِیَ العُلیٰاءِ. [۴۰۶]
(امام (ع) به فرزدق فرمود!) «ای فرزدق اینان مردمیاند که در پیروی شیطان پا برجایند و خدای رحمان را پیروی نمیکنند و در زمین فساد را رواج داده حدود خداوندی را باطل کردهاند. شراب مینوشند و اموال فقرا و مساکین را ویژۀ خود ساختهاند [و جزو اموال خود درآوردهاند] و من سزاوارترم که به یاری دین خدا برخیزم و آیین او را گرامی داشته، در راهش جهاد کنم. تا کلمۀ خدا برترین باشد.
شرکت پیامبر (ص)، فرماندهی کل قوا در کندن خندق در جنگ احزاب
وَ عَنهُ (ص)، انَّه رَخَّصَ فِی احْتِفارِ الخَندقِ عِندَ نُزولِ الجیشِ، وَ ذَکَرَ احتفارَ رَسُولِ اللّه (ص) الخَندَقَ. [۴۰۷]
و از امام علی (ع) روایت شده که اجازه داد در محل اردوگاه لشکر خندقی کنده شود. وی همچنین شرکت رسول خدا (ص) در کندن خندق را ذکر نموده است.
اسوه بودن پیامبر (ص) برای رزمندگان
لَقَدْ کٰانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّٰهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کٰانَ یَرْجُوا اللّٰهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللّٰهَ کَثِیراً. [۴۰۸]
قطعاً برای شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقی نیکوست؛ برای آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد میکند.
فرماندهی کل قوا، (پیامبر (ص)) و اعزام خویشان خود به نبرد
وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ وَ أَحْجَمَ النَّاسُ قَدَّمَ أَهْلَ بَیْتِهِ فَوَقَی بِهِمْ أَصْحَابَهُ حَرَّ السُّیُوفِ وَ الْأَسِنَّةِ فَقُتِلَ عُبَیْدَةُ بْنُ الْحَارِثِ یَوْمَ بَدْرٍ وَ قُتِلَ حَمْزَةُ یَوْمَ أُحُدٍ وَ قُتِلَ جَعْفَرٌ یَوْمَ مُؤْتَةَ وَ أَرَادَ مَنْ لَوْ شِئْتُ ذَکَرْتُ اسْمَهُ مِثْلَ الَّذِی أَرَادُوا مِنَ الشَّهَادَةِ وَ لَکِنَّ آجَالَهُمْ عُجِّلَتْ وَ مَنِیَّتَهُ أُجِّلَتْ.[۴۰۹]
امام علی (ع): سیرۀ رسول خدا- که درود خدا بر او و خاندانش باد- چنین بود که چون درگیری اوج میگرفت و دشمنان یورش میآوردند، در برابر سوزش شمشیرها و نیزهها، خاندان خویش را سپر بلای یاران میکرد. چنین بود که عبیده فرزند حارث در روز بدر، حمزه در روز احد و جعفر در جنگ موته کشته شدند، و کسی هم که اگر میخواستم او را نیز نام میبردم، [منظور شخص حضرت علی (ع) است] آهنگ شهادت داشت اما اجل آن دیگران زودتر رسید و اجل او به تأخیر افتاد.
پیشگامی فرزندان امیرمؤمنان (ع) در جنگ
امْلِکُوا عَنِّی هَذَا الْغُلَامَ لَا یَهُدَّنِی فَإِنَّنِی أَنْفَسُ بِهَذَیْنِ- یَعْنِی الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ علیهما السلام عَلَی الْمَوْتِ لِئَلَّا یَنْقَطِعَ بِهِمَا نَسْلُ رَسُولِ اللَّهِ (ص). [۴۱۰]
امام علی (ع) خطاب به رزمندگان: به جای من شما این جوان را دریابید، تا با شهادت خود مرا در هم نشکند، چرا که من این دو (حسن و حسین علیهما السلام) را از مرگ دریغ میدارم، که مباد با نابودیشان نسل رسول خدا- که درود خدا بر او و خاندانش باد- منقطع شود.
توضیح: پیشگامی امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در نبرد و حضور در خطّ مقدم جبهه، موجب صدور این کلام دغدغهآمیز شده است.
خداوند حمایت کننده پیامبر (ص) فرماندهی کل قوا در جنگ
یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَسْبُکَ اللّٰهُ وَ مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ. [۴۱۱]
ای پیامبر، خداوند و مؤمنانی که از تو پیروی میکنند، برای حمایت تو کافی است.
روحیه دادن خداوند به پیامبر (ص)
وَ لٰا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسٰارِعُونَ فِی الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ یَضُرُّوا اللّٰهَ شَیْئاً یُرِیدُ اللّٰهُ أَلّٰا یَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِی الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ. [۴۱۲]
و کسانی که در کفر میکوشند، تو را اندوهگین نسازند؛ که آنان هرگز به خدا هیچ زیانی نمیرسانند. خداوند میخواهد در آخرت برای آنان بهرهای قرار ندهد، و برای ایشان عذابی بزرگ است.
سیرۀ پیامبر (ص)، دعا برای پیروزی رزمندگان
عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِاللّٰهِ (ع) أَنَّ النَّبِیَّ (ص) کَانَ إِذا بَعَثَ سَرِیَّةً دَعَا لَهَا. [۴۱۳]
سکونی از امام صادق (ع) نقل میکند که فرمود: پیامبر خدا (ص) هر وقت که افراد را برای سریهای میفرستاده، برای آنان دعا میکرد.
نیاز فرماندهی به پیروان فرمانبر برای پیروزی در نبرد
یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَسْبُکَ اللّٰهُ وَ مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ. [۴۱۴]
ای پیامبر، خداوند و مؤمنانی که از تو پیروی میکنند، برای حمایت تو کافی است.
بیتوجهی به دستورات فرماندهی، عامل شکست در نبرد
إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لٰا تَلْوُونَ عَلیٰ أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ فِی أُخْرٰاکُمْ فَأَثٰابَکُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِکَیْلٰا تَحْزَنُوا عَلیٰ مٰا فٰاتَکُمْ وَ لٰا مٰا أَصٰابَکُمْ وَ اللّٰهُ خَبِیرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ. [۴۱۵]
آنگاه که میگریختید و دور میشدید و به هیچ کس توجه و التفات نمیکردید و پیامبر در پی شما میخواندتان؛ پس شما را در برابر اندوهی، اندوهی [دیگر] سزا داد، تا برآنچه از دست دادید و بر آنچه به شما رسید، اندوهگین مشوید و خدا بدانچه میکنید آگاه است.
شایعه قتل پیامبر (ص) در جنگ احد و فرار مسلمانان، نشان از ضعف ایمان آنان
وَ مٰا مُحَمَّدٌ إِلّٰا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ مٰاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلیٰ أَعْقٰابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلیٰ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللّٰهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللّٰهُ الشّٰاکِرِینَ. [۴۱۶]
و محمد، جز فرستادهای که پیش از او [هم] پیامبرانی [آمده و] گذشتند، نیست. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، از عقیدۀ خود برمیگردید؟ و هر کس از عقیدۀ خود باز گردد، هرگز هیچ زیانی به خدا نمیرساند، و به زودی خداوند سپاسگزاران را پاداش میدهد.
حقوق متقابل فرماندهی و فرمانبران
حقوق متقابل فرماندهی کل قوا و فرماندهان
مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی أَصْحَابِ الْمَسَالِحِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ حَقّاً عَلَی الْوَالِی أَلَّا یُغَیِّرَهُ عَلَی رَعِیَّتِهِ فَضْلٌ نَالَهُ وَ لَا طَوْلٌ خُصَّ بِهِ وَ أَنْ یَزِیدَهُ مَا قَسَمَ اللَّهُ لَهُ مِنْ نِعَمِهِ دُنُوّاً مِنْ عِبَادِهِ وَ عَطْفاً عَلَی إِخْوَانِهِ أَلَا وَ إِنَّ لَکُمْ عِنْدِی أَلَّا أَحْتَجِزَ دُونَکُمْ سِرّاً إِلَّا فِی حَرْبٍ وَ لَا أَطْوِیَ دُونَکُمْ أَمْراً إِلَّا فِی حُکْمٍ وَ لَا أُؤَخِّرَ لَکُمْ حَقّاً عَنْ مَحَلِّهِ وَ لَا أَقِفَ بِهِ دُونَ مَقْطَعِهِ وَ أَنْ تَکُونُوا عِنْدِی فِی الْحَقِّ سَوَاءً فَإِذَا فَعَلْتُ ذَلِکَ وَجَبَتْ لِلَّهِ عَلَیْکُمُ النِّعْمَةُ وَ لِی عَلَیْکُمُ الطَّاعَةُ وَ أَلَّا تَنْکُصُوا عَنْ دَعْوَةٍ وَ لَا تُفَرِّطُوا فِی صَلَاحٍ وَ أَنْ تَخُوضُوا الْغَمَرَاتِ إِلَی الْحَقِّ فَإِنْ أَنْتُمْ لَمْ تَسْتَقِیمُوا لِی عَلَی ذَلِکَ لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ أَهْوَنَ عَلَیَّ مِمَّنِ اعْوَجَّ مِنْکُمْ ثُمَّ أُعْظِمُ لَهُ الْعُقُوبَةَ وَ لَا یَجِدُ عِنْدِی فِیهَا رُخْصَةً فَخُذُوا هَذَا مِنْ أُمَرَائِکُمْ وَ أَعْطُوهُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ مَا یُصْلِحُ اللَّهُ بِهِ أَمْرَکُمْ وَ السَّلَامُ. [۴۱۷]
از بندۀ خدا، علی بن ابیطالب، امیرمؤمنان به نیروهای مسلح و مرزداران کشور پس از یاد خدا و درود! همانان بر زمامدار واجب است که اگر اموالی به دست آورد، یا نعمتی مخصوص او شد، دچار دگرگونی نشود، و با آن اموال و نعمتها، بیشتر به بندگان خدا نزدیک گردد و به برادرانش مهربانی بیشتری روا دارد.
آگاه باشید! حق شما بر من آن است که جز اسرار جنگی هیچ رازی را از شما پنهان ندارم، و کاری را جز حُکم شرع، بدون مشورت با شما انجام ندهم، و در پرداخت حق شما کوتاهی نکرده، و در وقت تعیین شده آن بپردازم، و با همۀ شما به گونهای مساوی رفتار کنم.
پس وقتی من مسئولیتهای یاد شده را انجام دهم، بر خداست که نعمتهای خود را بر شما ارزانی دارد، و اطاعت من بر شما لازم است، و نباید از فرمان من سرپیچی کنید، و در انجام آنچه صلاح است سستی ورزید، و برای رسیدن به حق تلاش کنید، حال اگر شما پایداری نکنید، خوارترین افراد نزد من انسان کج رفتار است، که او را به سختی کیفر خواهم داد، و هیچ راه فراری نخواهد داشت، پس دستورالعملهای ضروری را از فرماندهانتان دریافت دارید، و از فرماندهان خود در آنچه که خدا امور شما را اصلاح میکند، اطاعت کنید، با درود.
حقوق متقابل فرماندهی کل قوا و نیروها
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِی عَلَیْکُمْ حَقّاً وَ لَکُمْ عَلَیَّ حَقٌّ فَأَمَّا حَقُّکُمْ عَلَیَّ فَالنَّصِیحَةُ لَکُمْ وَ تَوْفِیرُ فَیْئِکُمْ عَلَیْکُمْ وَ تَعْلِیمُکُمْ کَیْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِیبُکُمْ کَیَما تَعْلَمُوا وَ أَمَّا حَقِّی عَلَیْکُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَیْعَةِ وَ النَّصِیحَةُ فِی الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِیبِ وَ الْإِجَابَةُ حِینَ أَدْعُوکُمْ وَ الطَّاعَةُ حِینَ آمُرُکُمْ. [۴۱۸]
امام علی (ع): ای مردم، مرا بر شما و شما را بر من حقّی واجب شده است. حقّ شما بر من، آن که از خیرخواهی شما دریغ نورزم و بیتالمال را میان شما عادلانه تقسیم کنم، و شما را آموزش دهم تا بی سواد و نادان نباشید، و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید.
و امّا حقِّ من بر شما این است که به بیعت با من وفادار باشید، و در آشکار و نهان برایم خیرخواهی کنید، هرگاه شما را فرا خواندم اجابت نمایید و فرمان دادم اطاعت کنید.
ویژگی و صفات برجسته فرماندهی کل قوا (پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع))
توضیح: مراد از فرماندهی کل قوا در این عنوان عمدتاً پیامبر خدا (ص) و امیرمؤمنان (ع) است و برخی ویژگیهای یاد شده مانند: نرمخویی، ایثار و ... از ویژگیهای آن بزرگواران است چه در مقام نبوت و امامت باشند و چه در جایگاه فرماندهی کل قوا، و جانشینان آنان نیز با الگو قرار داد نشان میبایست متصف به این صفت باشند.
نرمخو و مهربان
فَبِمٰا رَحْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شٰاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذٰا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ. [۴۱۹]
پس به [برکت] رحمت الهی، با آنان نرمخو [و پر مهر] شدی، و اگر تندخو و سختدل بودی، قطعاً از پیرامون تو پراکنده میشدند. پس، از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه، و در کار [ها] با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن؛ زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست میدارد.
توضیح: از صفات پیامبر خدا (ص) نرمخویی و مهربانی او بود، چه در مقام رسالت و چه در مقام فرماندهی کل قوا.
عشق به خدا و ایثار در راه او
وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ رَؤُفٌ بِالْعِبٰادِ. [۴۲۰]
و از میان مردم کسی است که جان خود را برای طلب خشنودی خدا میفروشد، و خدا نسبت به [این] بندگان مهربان است.
توضیح: این آیه در مورد خوابیدن علی (ع) در بستر پیامبر (ص) در لیلة المبیت نازل شده است. آن حضرت جان خود را فدای پیامبر (ص) کرد. ایثارگری و عشق به خدا از صفات امیر مؤمنان (ع) بود.
الهٖی وَ سَیِّدٖی وَددتُ أَن اقتَلُ وَ احیِیَ سَبعینَ أَلفَ مَرَّةٍ فِی طاعَتِکَ وَ مَحبَّتِکَ، سِیَّما اذا کَانَ فِی قَتلِی نُصرةُ دینِکَ وَ احیاءُ أَمرِکَ وَ حِفظُ نامُوسِ شَرعِکَ، ثُمَّ انِّی قَد سَئِمْتُ الحَیاةَ بَعدَ قَتلِ الاحِبَّةِ وَ قَتلِ هٰؤلاءِ الفِتیَةِ مِن آل مُحمدٍ (ص). [۴۲۱]
(در روز عاشورا نوشتهای از آسمان بر دست مبارک امامحسین (ع) قرار گرفت. چون آن را گشود و دید همان پیمانی است که پیش از آفرینش دنیا بر شهادتش گرفته شده است و چون به پشت آن نگریست دید با خط روشن نوشته است: «ای حسین! ما مرگ و شهادت تو را حتمی نساختهایم، اینک اختیار با توست و از پاداش تو نزد ما چیزی کم نمیشود. چنانچه میخواهی این بلاها را از تو بردارم، بدان که آسمانها و زمینها و فرشتگان و پریان را همه در فرمان تو نهادهایم، فرمان ده تا این کافران بدسگال را برکنند.» ناگاه فرشتگان با دشنههای آتشین میان آسمانها و زمین را پر کردند و انتظار فرمان امام (ع) را داشتند که امام (ع) نوشته را (مشتاقانه) بر آسمان افراشت و افکند و عرض کرد:) «معبودا! سرورا! دوست دارم در راه فرمانبری و محبت تو هفتاد هزار بار کشته و زنده شوم؛ مخصوصاً که در کشته شدنم یاری دین و احیای امر و حفظ ناموس شریعت تو نهفته باشد و (الها!) پس از کشته شدن این دوستان و جوانان آلمحمد (ص)، دیگر از زندگی خستهام!»
توضیح: عشق به خدا و ایثار در راه او از ویژگیهای امام حسین (ع) بود.
داناتر از همه به دستورات الهی
قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَیْکُمْ وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ. [۴۲۲]
پیامبرشان به بنی اسرائیل گفت: خداوند او (طالوت) را بر شما برگزیده، (و فرمانده شما کرده) و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است.
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَیْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ فِیهِ. [۴۲۳]
امام علی (ع): ای مردمان، بی گمان برای رهبری، سزاوارترین کس همانی است که در اجرا از دیگران نیرومندتر و در آشنایی با فرمان خدا- در این زمینه- داناتر باشد.
بصیرت سیاسی و آگاهی بالا
وَ اللَّهِ لَا أَکُونُ کَمُسْتَمِعِ اللَّدْمِ یَسْمَعُ النَّاعِیَ وَ یَحْضُرُ الْبَاکِیَ ثُمَّ لَا یَعْتَبِرُ. [۴۲۴]
امام علی (ع): به خدا سوگند که من نه چون اویم که ضرب- آهنگ توطئه را چندان گوش بسپارد تا فاجعه رخ دهد و در صحنۀ گریه و ماتم حضور یابد و عبرت نگیرد.
أَلَا وَ إِنَّ الشَّیْطَانَ قَدْ جَمَعَ حِزْبَهُ وَ اسْتَجْلَبَ خَیْلَهُ وَ رَجِلَهُ وَ إِنَّ مَعِی لَبَصِیرَتِی مَا لَبَّسْتُ عَلَی نَفْسِی وَ لَا لُبِّسَ عَلَیَّ وَ ایْمُ اللَّهِ لَأُفْرِطَنَّ لَهُمْ حَوْضاً أَنَا مَاتِحُهُ لَا یَصْدُرُونَ عَنْهُ وَ لَا یَعُودُونَ إِلَیْهِ. [۴۲۵]
امام علی (ع): آگاه باشید که شیطان حزب خود را جمع کرده و سواره و پیادههای لشکر خود را فراخوانده است! امّا من آگاهی لازم به امور را دارم، نه حق را پوشیده داشتم، و نه حق بر من پوشیده ماند. سوگند به خدا! گردابی برای آنان به وجود آورم که جز من کسی نتواند آن را چاره سازد؛ آنانی که در آن غرق شوند، هرگز نتوانند بیرون آیند و آنان که بگریزند، خیال بازگشت نکنند!
وَ قَدْ قَلَّبْتُ هَذَا الْأَمْرَ بَطْنَهُ وَ ظَهْرَهُ حَتَّی مَنَعَنِی النَّوْمَ. فَمَا وَجَدْتُنِی یَسَعُنِی إِلَّا قِتَالُهُمْ أَوِ الْجُحُودُ بِمَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ ص فَکَانَتْ. مُعَالَجَةُ الْقِتَالِ أَهْوَنَ عَلَیَّ مِنْ مُعَالَجَةِ الْعِقَابِ وَ مَوْتَاتُ الدُّنْیَا أَهْوَنَ عَلَیَّ مِنْ مَوْتَاتِ الْآخِرَةِ. [۴۲۶]
امام علی (ع): باری، من چندان درگیر بررسی این جریان شدم که خواب از من دریغ میشد، و سرانجام دو راههای مییافتم که گزینش یکی ناگزیر بود: یکی پیکار با امویان، و دیگر انکار دستاوردهای بعثت محمد- که درود خدا بر او و بر خاندانش باد.
برای من، درمان پیآمدهای جنگ بسی آسانتر از جبران زیان کیفر الهی بود و مرگهای این جهان، بسی سادهتر از مرگهای جهان دیگر مینمود.
فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَیْسَ لِی مُعِینٌ إِلَّا أَهْلُ بَیْتِی فَضَنِنْتُ بِهِمْ عَنِ الْمَوْتِ وَ أَغْضَیْتُ عَلَی الْقَذَی وَ شَرِبْتُ عَلَی الشَّجَا وَ صَبَرْتُ عَلَی أَخْذِ الْکَظَمِ وَ عَلَی أَمَرَّ مِنْ طَعْمِ الْعَلْقَمِ و منها: وَ لَمْ یُبَایِعْ حَتَّی شَرَطَ أَنْ یُؤْتِیَهُ عَلَی الْبَیْعَةِ ثَمَناً فَلَا ظَفِرَتْ یَدُ الْبَائِعِ وَ خَزِیَتْ أَمَانَةُ الْمُبْتَاعِ فَخُذُوا لِلْحَرْبِ أُهْبَتَهَا وَ أَعِدُّوا لَهَا عُدَّتَهَا فَقَدْ شَبَّ لَظَاهَا وَ عَلَا سَنَاهَا وَ اسْتَشْعِرُوا الصَّبْرَ فَإِنَّهُ أَدْعَی إِلَی النَّصْرِ. [۴۲۷]
پس از وفات پیامبر (ص) و بی وفایی یاران، به اطراف خود نگاه کرده یاوری جز اهل بیت خود ندیدم، (که اگر مرا یاری میکردند، کشته میشدند) پس به مرگ آنان رضایت ندادم. چشم پر از خار و خاشاک را ناچار فرو بستم، و با گلویی که استخوان شکسته در آن گیر کرده بود جام تلخ حوادث را نوشیدم و خشم خویش فرو خوردم و بر نوشیدن جام تلختر از گیاه حَنظَل، شکیبایی نمودم.
عمرو عاص با معاویه بیعت نکرد مگر آن که شرط کرد تا برای بیعت، بهایی (حکومت مصر) دریافت دارد، که در این معامله شوم، دست فروشنده هرگز به پیروزی نرسد و سرمایۀ خریدار به رسوایی کشانده شود.
ای مردم کوفه! آمادۀ پیکار شوید و ساز و برگ جنگ فراهم آورید؛ زیرا که آتش جنگ زبانه کشیده و شعلههای آن بالا گرفته است، صبر و استقامت را شعار خویش سازید که پیروزیآور است.
توضیح: امام علی (ع) به هدف دشمن کاملا آگاه و آشناست.
وَ اللَّهِ لَا أَکُونُ کَالضَّبُعِ تَنَامُ عَلَی طُولِ اللَّدْمِ حَتَّی یَصِلَ إِلَیْهَا طَالِبُهَا وَ یَخْتِلَهَا رَاصِدُهَا وَ لَکِنِّی أَضْرِبُ بِالْمُقْبِلِ إِلَی الْحَقِّ الْمُدْبِرَ عَنْهُ وَ بِالسَّامِعِ الْمُطِیعِ الْعَاصِیَ الْمُرِیبَ أَبَداً حَتَّی یَأْتِیَ عَلَیَّ یَوْمِی فَوَاللَّهِ مَا زِلْتُ مَدْفُوعاً عَنْ حَقِّی مُسْتَأْثَراً عَلَیَّ مُنْذُ قَبَضَ اللَّهُ نَبِیَّهُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آله حَتَّی یَوْمِ النَّاسِ هَذَا. [۴۲۸]
در سال ۳۶ هجری در شهر مدینه آن گاه که از امام علی (ع) خواستند طلحه و زبیر را تعقیب نکند، فرمود:
به خدا سوگند! از آگاهی لازمی برخوردارم و هرگز چون کفتار نباشم که با آهنگ، خوابش کنند، غافلگیرش نمایند و شکارش کنند. (اینگونه نیستم که دشمنان ناگهان مرا محاصره کنند و با نیرنگ دستگیرم نمایند.)
من همواره با یاری انسان حقطلب، بر سر آن کس میکوبم که از حق روی گردان است، و با یاری فرمانبر مطیع، نافرمان اهل تردید را در هم میشکنم، تا آن روز که دوران زندگانی من به سرآید. پس، سوگند به خدا! من همواره از حقِّ خویش محروم ماندم، و از هنگام وفات پیامبر (ص) تا امروز حق مرا از من بازداشته و به دیگری اختصاص دادند.
توضیح: امام (ع) چون از آگاهی و بصیرت سیاسی برخوردار است، هیچگاه غافلگیر دشمن نمیشد.
پایداری در مواضع حق و سازش ناپذیری در برابر ظلم
وَ قَدْ دَعَوْتَ إِلَی الْحَرْبِ فَدَعِ النَّاسَ جَانِباً وَ اخْرُجْ إِلَیَّ وَ أَعْفِ الْفَرِیقَیْنِ مِنَ الْقِتَالِ لِتَعْلَمَ أَیُّنَا الْمَرِینُ عَلَی قَلْبِهِ وَ الْمُغَطَّی عَلَی بَصَرِهِ فَأَنَا أَبُو حَسَنٍ قَاتِلُ جَدِّکَ وَ أَخِیکَ وَ خَالِکَ شَدْخاً یَوْمَ بَدْرٍ وَ ذَلِکَ السَّیْفُ مَعِی وَ بِذَلِکَ الْقَلْبِ أَلْقَی عَدُوِّی مَا اسْتَبْدَلْتُ دِیناً وَ لَا اسْتَحْدَثْتُ نَبِیّاً وَ إِنِّی لَعَلَی الْمِنْهَاجِ الَّذِی تَرَکْتُمُوهُ طَائِعِینَ وَ دَخَلْتُمْ فِیهِ مُکْرَهِینَ وَ زَعَمْتَ أَنَّکَ جِئْتَ ثَائِراً بِدَمِ عُثَمانَ وَ لَقَدْ عَلِمْتَ حَیْثُ: وَقَعَ دَمُ عُثَمانَ فَاطْلُبْهُ مِنْ هُنَاکَ إِنْ کُنْتَ طَالِباً فَکَأَنِّی قَدْ رَأَیْتُکَ تَضِجُّ مِنَ الْحَرْبِ إِذَا عَضَّتْکَ ضَجِیجَالْجِمَالِ بِالْأَثْقَالِ وَکَأَنِّی بِجَمَاعَتِکَ تَدْعُونِی جَزَعاً مِنَالضَّرْبِ الْمُتَتَابِعِ وَالْقَضَاءِ الْوَاقِعِ وَمَصَارِعَ بَعْدَ مَصَارِعَ إِلَی کِتَابِاللَّهِ وَهِیَ کَافِرَةٌ جَاحِدَةٌ أَوْ مُبَایِعَةٌ حَائِدَةٌ. [۴۲۹]
امام علی (ع) خطاب به معاویه که به تهدید نظامی متوسل شده بود نوشت: معاویه! مرا به جنگ خواندهای، اگر راست میگویی مردم را بگذار و به جنگ من بیا، و دو لشکر را از کشتار بازدار، تا بدانی پردۀ تاریک بر دل کدام یک از ما کشیده، و دیدۀ چه کس پوشیده است؟
من ابوالحسن، کشندۀ جدّ و دایی و برادر تو در روز نبرد بدر میباشم که سر آنان را شکافتم، امروز همان شمشیر با من است، و با همان قلب با دشمنانم ملاقات میکنم، نه بدعتی در دین گذاشته، و نه پیامبر جدیدی برگزیدهام، من بر همان راه راست الهی قرار دارم که بشما اختیار رهایش کرده، و با اکراه پذیرفته بودید! فکر میکنی به خونخواهی عثمان آمدهای؟ د رحالی که خود میدانی خون او به دست چه کسانی ریخته شده است! اگر راست میگویی از آنها مطالبه کن! همانا من تو را در جنگ مینگرم که چونان شتران زیر بار سنگین مانده، فریاد و ناله سر میدهی، و میبینم که لشکریانت با بیصبری از ضربات پیاپی شمشیرها، و بلاهای سخت، و بر خاک افتادن مداوم تنها، مرا به کتاب خدا میخوانند و در حالی که لشکریان تو، کافر و بیعتکنندگان پیمان شکناند.
وَلَعَمْرِی مَا عَلَیَّ مِنْ قِتَالِ مَنْ خَالَفَ الْحَقَّ وَ خَابَطَ الْغَیَّ مِنْ إِدْهَانٍ وَ لَا إِیهَانٍ. [۴۳۰]
امام علی (ع): سوگند به جان خودم، در مبارزه با مخالفان حق، و آنان که در گمراهی و فساد غوطهورند، یک لحظه مدارا و سستی نمیکنم.
وَ أَمَّا مَا سَأَلْتَ عَنْهُ مِنْ رَأْیِی فِی الْقِتَالِ فَإِنَّ رَأْیِی قِتَالُ الُمحِلِّینَ حَتَّی أَلْقَی اللَّهَ لَا یَزِیدُنِی کَثْرَةُ النَّاسِ حَوْلِی عِزَّةً وَ لَا تَفَرُّقُهُمْ عَنِّی وَحْشَةً وَ لَا تَحْسَبَنَّ ابْنَ أَبِیکَ وَ لَوْ أَسْلَمَهُ النَّاسُ مُتَضَرِّعاً مُتَخَشِّعاً وَ لَا مُقِرّاً لِلضَّیْمِ وَاهِناً وَ لَا سَلِسَ الزِّمَامِ لِلْقَائِدِ وَ لَا وَطِیءَ الظَّهْرِ لِلرَّاکِبِ الْمُتَقَعِّدِ وَ لَکِنَّهُ کَمَا قَالَ أَخُوبَنِی سَلِیمٍ: فَإِنْ تَسْأَلِینِی کَیْفَ أَنْتَ فَإِنَّنِی صَبُورٌ عَلَی رَیْبِ الزَّمَانِ صَلِیبُ یَعِزُّ عَلَیَّ أَنْ تُرَی بِی کَآبَةٌ فَیَشْمَتَ عَادٍ أَوْ یُسَاءَ حَبِیبُ [۴۳۱]
امام علی (ع) در پاسخ به عقیل برادرش که نسبت به هجوم معاویه و ضحاک بن قیس پرسیده بود نوشت:
اما آنچه را که از تداوم جنگ پرسیدی، و رأی مرا خواستی بدانی، همانا رأی من پیکار با پیمان شکنان است تا آنگاه که خدا را ملاقات کنم. نه فراوانی مردم مرا توانمند میکند، و نه پراکندگی آنان مرا هراسناک میسازد، هرگز کمان نکنی که فرزند پدرت، اگر مردم او را رها کنند، خود را زار و فروتن خواهد داشت، و یا در برابر ستم سُست میشود، و یا مهار اختیار خود را به دست هر کسی میسپارد، و یا از دستور هر کسی اطاعت میکند، بلکه تصمیم من آنگونه است که آن شاعر قبیلۀ بنی سلیم سروده:
«اگر از من بپرسی چگونهای؟ بدان که من در برابر مشکلات روزگار شکیبا هستم، بر من دشوار است که مرا با چهرهای اندوهناک بنگرند، تا دشمن سرزنش کند و دوست ناراحت شود.
إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً (ص) وَ لَیْسَ أَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ یَقْرَأُ کِتَاباً وَ لَا یَدَّعِی نُبُوَّةً فَسَاقَ النَّاسَ حَتَّی بَوَّأَهُمْ مَحَلَّتَهُمْ وَ بَلَّغَهُمْ مَنْجَاتَهُمْ فَاسْتَقَامَتْ قَنَاتُهُمْ وَ اطْمَأَنَّتْ صَفَاتُهُمْ أَمَا وَ اللَّهِ إِنْ کُنْتُ لَفِی سَاقَتِهَا حَتَّی تَوَلَّتْ بِحَذَافِیرِهَا مَا عَجَزْتُ وَ لَا جَبُنْتُ وَ إِنَّ مَسِیرِی هَذَا لِمِثْلِهَا فَلَأَنْقُبَنَّ الْبَاطِلَ حَتَّی یَخْرُجَ الْحَقُّ مِنْ جَنْبِهِ مَا لِی وَ لِقُرَیْشٍ وَ اللَّهِ لَقَدْ قَاتَلْتُهُمْ کَافِرِینَ وَ لَأُقَاتِلَنَّهُمْ مَفْتُونِینَ وَ إِنِّی لَصَاحِبُهُمْ بِالْأَمْسِ کَمَا أَنَا صَاحِبُهُمُ الْیَوْمَ وَ اللَّهِ مَا تَنْقِمُ مِنَّا قُرَیْشٌ إِلَّا أَنَّ اللَّهَ اخْتَارَنَا عَلَیْهِمْ فَأَدْخَلْنَاهُمْ فِی حَیِّزِنَا. [۴۳۲]
(در سال ۳۶ هجری به هنگام عزیمت به شهر بصره، جهت جنگ با ناکثین در سرزمین ذی قار، فرمود:) همانا خداوند هنگامی محمد (ص) را مبعوث فرمود که هیچ کس از عرب، کتاب آسمانی نداشت، و ادعای پیامبری نمیکرد. پیامبر مردم جاهلی را تا به جایگاه کرامت انسانی پیش برد و به راستگاری رساند، که سرنیزه هایشان کندی نپذیرفت و پیروز شدند و جامعۀ آنان استحکام گرفت. به خدا سوگند! من از پیشتازان لشکر اسلام بودم تا آنجا که صفوف کفر و شرک تار و مار شد. هرگز ناتوان نشدم و نترسیدم. هم اکنون نیز همان راه را میروم. پردۀ باطل را میشکافم تا حق را از پهلوی آن بیرون آورم. مرا با قریش چه کار، به خدا سوگند، آن روز که کافر بودند با آنها جنگیدم، و هم اکنون که فریب خوردهاند، با آنها مبارزه میکنم. دیرزو با آنها زندگی میکردم و امروز نیز گرفتار آنها میباشم. به خدا سوگند! قریش از ما انتقام نمیگیرد جز به آن علت که خداوند ما را از میان آنان برگزید و گرامی داشت. ما هم آنان را در زندگی خود پذیرفتیم.
أَلا انَّ الدّعِی ابنُ الدّعی قَدرَکَزبَینِ اثْنَیین، بَینَ القَتلَةِ وَ الذِّلَةِ، وَ هیهاتَ مِنّا أَخذُ الدَنیّةِ، أَبی اللهَ ذٰلِکَ وَ رَسُولُهُ، وَ جُدُودٌ طابَت، وَ حُجُور طَهُرَت، وَ أُنُوفٌ حَمیَّةٌ، وَ نُفُوسٌ أَبِیّةٌ، لَا تُؤْثِر طاعةَ اللّئامِ عَلَی مَصارِعِ الکِرامِ. [۴۳۳]
امام حسین (ع) فرمود: آگاه باشید که زنا زادۀ فرزند زنا زاده میان دو چیز پا فشرده است: کشتن ما و ذلت ما! هیهات که ما ذلت را بپذیریم! خدا و پیامبر (ص) و نیاکان پیراسته و دامنهای پاک و سرافرازان غیور و دلاوران با رشک آن را نمیپذیرد! (آری) پیروی فرومایگان را بر قتلگاه بزرگواران نگزینند!
شجاعت وصف ناپذیر
کُنّٰا اذَا احمَرّ البَأسُ اتَّقینا بِرَسولِ اللّٰه (ص) فَلم یَکُن احدٌ مِنّا اقربُ الی العَدوّ مِنهُ. [۴۳۴]
امیرمؤمنان (ع) (در مورد شجاعت پیامبر (ص) فرمود: هرگاه آتش جنگ زبانه میکشید به رسول خدا (ص) پناه میبردیم و احدی از ما چون او نزدیکتر به دشمن نبود.
قَدْ کُنْتُ وَ مَا أُهَدَّدُ بِالْحَرْبِ وَ لَا أُرَهَّبُ بِالضَّرْبِ وَ أَنَا عَلَی مَا قَدْ وَعَدَنِی رَبِّی مِنَ النَّصْرِ.[۴۳۵]
امام علی (ع): گذشتۀ من گواه است که هرگز با جنگ، تهدید نشدهام و از زخمههای شمشیر نهراسیدهام، چرا که من بر وعدههای نصرت پروردگارم تکیه دارم.
... إِنِّی وَ اللَّهِ لَوْ لَقِیتُهُمْ وَاحِداً وَ هُمْ طِلَاعُ الْأَرْضِ کُلِّهَا مَا بَالَیْتُ وَ لَا اسْتَوْحَشْتُ وَ إِنِّی مِنْ ضَلَالِهِمُ الَّذِی هُمْ فِیهِ وَ الْهُدَی الَّذِی أَنَا عَلَیْهِ لَعَلَی بَصِیرَةٍ مِنْ نَفْسِی وَ یَقِینٍ مِنْ رَبِّی وَ إِنِّی إِلَی لِقَاءِ اللَّهِ لَمُشْتَاقٌ وَ حُسْنِ ثَوَابِهِ لَمُنْتَظِرٌ رَاجٍ وَ لَکِنَّنِی آسَی أَنْ یَلِیَ أَمْرَ هَذِهِ الْأُمَّةِ سُفَهَاؤُهَا وَ فُجَّارُهَا فَیَتَّخِذُوا مَالَ اللَّهِ دُوَلًا وَ عِبَادَهُ خَوَلًا وَ الصَّالِحِینَ حَرْباً وَ الْفَاسِقِینَ حِزْباً. [۴۳۶]
امام علی (ع): به خدا سوگند! اگر تنها با دشمنان روبرو شوم، در حالی که آنان تمام روی زمین را پر کرده باشند، نه باکی داشته، و نه میهراسم. من به گمراهی آنان و هدایت خود که بر آن استوارم، آگاهم، و از طرف پروردگام به یقین رسیدهام، و همانا من برای ملاقات پروردگار مشتاق، و به پاداش او امیدوارم. لکن از این اندوهناکم که بیخردان، و تبهکاران این امت، حکومت را به دست آورند، آنگاه مال خدا را دست به دست بگردانند، و بندگان او را به بردگی کشند، با نیکوکاران در جنگ، و با فاسقان همراه باشند.
وَ کَأَنِّی بِقَائِلِکُمْ یَقُولُ إِذَا کَانَ هَذَا قُوتُ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ فَقَدْ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ عَنْ قِتَالِ الْأَقْرَانِ وَ مُنَازَلَةِ الشُّجْعَانِ أَلَا وَ إِنَّ الشَّجَرَةَ الْبَرِّیَّةَ أَصْلَبُ عُوداً وَ الرَّوَاتِعَ الْخَضِرَةَ أَرَقُّ جُلُوداً وَ النَّابِتَاتِ الْعِذْیَةَ أَقْوَی وَقُوداً وَ أَبْطَأُ خُمُوداً. وَ أَنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ کَالضَّوْءِ مِنَ الضَّوْءِ وَ الذِّرَاعِ مِنَ الْعَضُدِ وَ اللَّهِ لَوْ تَظَاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلَی قِتَالِی لَمَا وَلَّیْتُ عَنْهَا وَ لَوْ أَمْکَنَتِ الْفُرَصُ مِنْ رِقَابِهَا لَسَارَعْتُ إِلَیْهَا وَ سَأَجْهَدُ فِی أَنْ أُطَهِّرَ الْأَرْضَ مِنْ هَذَا الشَّخْصِ الْمَعْکُوسِ وَ الْجِسْمِ الْمَرْکُوسِ حَتَّی تَخْرُجَ الْمَدَرَةُ مِنْ بَیْنِ حَبِّ الْحَصِیدِ. [۴۳۷]
امام علی (ع): گویا میشنوم که شخصی از شما میگوید: «اگر غذای فرزند ابیطالب همین است، پس سُستی او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان باز مانده است».
آگاه باشید! درختان بیابانی، چوبشان سختتر، و درختان کناره جویبار پوستشان نازکتر است. درختان بیابانی که با باران سیراب میشوند آتش چوبشان شعله ورتر و پردوامتر است.
من و رسول خدا (ص) چونان روشنایی یک چراغیم، یا چون آرنج به یک بازو پیوستهایم، به خدا سوگند! اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت یکدیگر بدهند، از آن روی برنتابم، و اگر فرصت داشته باشم به پیکار همه میشتابم، و تلاش میکنم که زمین را از این شخص مسخ شده «معاویه» و این جسم کج اندیش، پاک سازم تا سنگ و شن از میان دانهها جدا گردد.
مشتاق به هدایت انسانها
أَمَّا قَوْلُکُمْ أَ کُلَّ ذَلِکَ کَرَاهِیَةَ الْمَوْتِ فَوَاللَّهِ مَا أُبَالِی دَخَلْتُ إِلَی الْمَوْتِ أَوْ خَرَجَ الْمَوْتُ إِلَیَّ وَ أَمَّا قَوْلُکُمْ شَکّاً فِی أَهْلِ الشَّامِ فَوَاللَّهِ مَا دَفَعْتُ الْحَرْبَ یَوْماً إِلَّا وَ أَنَا أَطْمَعُ أَنْ تَلْحَقَ بِی طَائِفَةٌ فَتَهْتَدِیَ بِی وَ تَعْشُوَ إِلَی ضَوْئِی وَ ذَلِکَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَقْتُلَهَا عَلَی ضَلَالِهَا وَ إِنْ کَانَتْ تَبُوءُ بِآثَامِهَا. [۴۳۸]
(در سال ۳۷ هجری در آستانۀ جنگ صفین، برخی مدار کردن امام را دیده و علت را پرسیدند در پاسخ آنان فرمود:)
اینکه میگویید، خویشتن داری از ترس مرگ است، بخدا سوگند! باکی ندارم که من به سوی مرگ روم یا مرگ به سوی من آید، و اگر تصور میکنید در جنگ با شامیان تردید دارم، بخدا سوگند! هر روزی که جنگ را به تأخیر میاندازم برای آن است که آرزو دارم عدهای از آنها به ما مُلحق شوند و هدایت گردند. و در لابلای تاریکیها، نور مرا نگریسته به سوی من بشتابند، که ا ین برای من از کشترا آنان در راه گمراهی بهتر است، گرچه در این صورت نیز به جرم گناهانشان گرفتار میگردند.
اعتماد و توکل بر خداوند
امام علی (ع): وَ إِنَّ عَلَیَّ مِنَ اللَّهِ جُنَّةً حَصِینَةً فَإِذَا جَاءَ یَوْمِی انْفَرَجَتْ عَنِّی وَ أَسْلَمَتْنِی فَحِینَئِذٍ لَا یَطِیشُ السَّهْمُ وَ لَا یَبْرَأُ الْکَلْمُ. [۴۳۹]
بی گمان، از سوی خدا، سپری نفوذناپذیر مرا پاسدار است، که چون روزگارم به سر آید، به کناری رود و با مرگم وانهد. تنها در آن هنگام است که تیر دشمن بر آماج نشیند و زخم آن درمان نپذیرد.
مشاوره با نیروها جهت بها دادن و شخصیت قائل شدن برای آنها
وَ شٰاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذٰا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ. [۴۴۰]
و در کار [ها] با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن.
توضیح: مشاوره از خصلتهای پیامبر (ص) بود، او به فرماندهان بهامی داد و با کارشناسان مشورت میکرد.
گذشت و چشم پوشی از خطای دیگران
فَبِمٰا رَحْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ. [۴۴۱]
پس به [برکت] رحمت الهی، با آنان نرمخو [و پر مهر] شدی، و اگر تندخو و سختدل بودی، قطعاً از پیرامون تو پراکنده میشدند. پس، از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه.
توضیح: رسول خدا (ص) با گذشت بود و از خطای دیگران چشم پوشی میکرد و زود کسی را توبیخ نمیکرد.
وظایف و اختیارات فرماندهی کل قوا
نظارت بر عملکرد فرماندهان و مسؤلان
عَنِ الرَّیَّانِ بْنِ الصَّلْتِ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا (ع) یَقُولُ کَانَ رَسُولُ اللّٰهِ (ص) إِذَا بَعَثَ جَیْشاً فَاتَّهَمَ أَمِیراً بَعَثَ مَعَهُ مِن ثقَاتِهِ مَنْ یَتَجَسَّسُ لَهُ خَبَرَهُ. [۴۴۲]
«ریان بن صلت» گفت: شنیدم که امام (ع) میفرمود: رسول خدا (ص) هنگامی که لشکری را اعزام میکرد و سپس فرمانده لشکر مورد اتهام قرار میگرفت، یکی از نیروهای مورد اطمینان خود را همراه وی میفرستاد تا دربارۀ آن فرمانده (به طور محرمانه) اطلاعاتی به دست آورد.
امام علی (ع): قَبَّحَ اللَّهُ مَصْقَلَةَ فَعَلَ فِعْلَ السَّادَةِ وَ فَرَّ فِرَارَ الْعَبِیدِ فَمَا أَنْطَقَ مَادِحَهُ حَتَّی أَسْکَتَهُ وَ لَا صَدَّقَ وَاصِفَهُ حَتَّی بَکَّتَهُ وَ لَوْ أَقَامَ لَأَخَذْنَا مَیْسُورَهُ وَ انْتَظَرْنَا بِمَالِهِ وُفُورَهُ. [۴۴۳]
امام علی (ع: خدای، مصقله را رو سیاه کند که رفتاری کرد چون رفتار شریفان و بزرگان و گریختنی کرد چون گریختن بردگان! پیش از آنکه به ثنایش لب بگشایند، دهانشان را بست و به سرزنش واداشت.
اگر نمیگریخت، در حد توانش از او چیزی میگرفتیم و تا فزونی ثروت و امکان پرداخت بدهیاش، صبر میکردیم.
توضیح: مصقله از فرمانداران امام علی (ع) بود که اسیران بنی ناجیه را از فرمانده لشکر آن حضرت خرید و آزاد کرد اما وقتی از او غرامت خواستند به سوی معاویه فرار کرد.
آگاهی پیامبر (ص) از عملکرد منافقان
یَعْتَذِرُونَ إِلَیْکُمْ إِذٰا رَجَعْتُمْ إِلَیْهِمْ قُلْ لٰا تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَکُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللّٰهُ مِنْ أَخْبٰارِکُمْ وَ سَیَرَی اللّٰهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلیٰ عٰالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهٰادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. [۴۴۴]
هنگامی که به سوی آنان بازگردید برای شما عذر میآورند. بگو: عذر نیاورید؛ هرگز شما را باور نخواهیم داشت؛ [زیرا] خدا ما را از خبرهای شما آگاه گردانیده، و به زودی خدا و رسولش عمل شما را خواهند دید. آنگاه به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانیده میشوید، و از آنچه انجام میدادید به شما خبر میدهد.
عزل و نصب فرماندهان
وَ قَدْ أَمَّرْتُ عَلَیْکُمَا وَ عَلَی مَنْ فِی حَیِّزِکُمَا مَالِکَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ فَاسْمَعَا لَهُ وَ أَطِیعَا وَ اجْعَلَاهُ دِرْعاً وَ مِجَنّاً فَإِنَّهُ مِمَّنْ لَا یُخَافُ وَهْنُهُ وَ لَا سَقْطَتُهُ وَ لَا بُطْؤُهُ عَمَّا الْإِسْرَاعُ إِلَیْهِ أَحْزَمُ وَ لَا إِسْرَاعُهُ إِلَی مَا الْبُطْءُ عَنْهُ أَمْثَلُ. [۴۴۵]
امام علی (ع): اینک، مالک اشتر فرزند حارث را بر شما و بر هرکه زیر فرمان شما است فرماندهی میدهم، پس گوش به فرمانش باشید و او را زره و سپر خویش گیرید، که او از فرماندهانی باشد که هیچ نگرانی از سستی و سقوطش نباشد، همچنان که در مورد او این نگرانی نیست که به گاهی که شتاب خردمندانه است، سستی کند یا در مواردی که درنگ خردپذیرتر است، شتاب ورزد.
وَ قَدْ أَرَدْتُ تَوْلِیَةَ مِصْرَ هَاشِمَ بْنَ عُتْبَةَ وَ لَوْ وَلَّیْتُهُ إِیَّاهَا لَمَّا خَلَّی لَهُمُ الْعَرْصَةَ وَ لَا أَنْهَزَهُمُ الْفُرْصَةَ.
بِلَا ذَمٍّ لُمحَمَّدِ بْنِ أَبِی بَکْرٍ فَلَقَدْ کَانَ إِلَیَّ حَبِیباً وَ کَانَ لِی رَبِیباً. [۴۴۶]
امام علی (ع): بر آن بودم تا ولایت مصر را به هاشم پسر عتبه بسپارم که اگر چنین میکردم، او عرصه را برای دشمن وانمینهاد و برای اشغال این سرزمین فرصتشان نمیداد.
در این ماجرا محمد بن ابی بکر را سرزنش نمیکنم که او دوست من بود. او را پرورده بوده و چون فرزندم مینمود.
أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی قَدْ وَلَّیْتُ النُّعْمَانَ بْنِ عَجْلَانَ الزُّرَقِیَّ عَلَی الْبَحْرَیْنِ وَ نَزَعْتُ یَدَکَ بِلَا ذَمٍّ لَکَ وَ لَا تَثْرِیبٍ عَلَیْکَ فَلَقَدْ أَحْسَنْتَ الْوِلَایَةَ وَ أَدَّیْتَ الْأَمَانَةَ فَأَقْبِلْ غَیْرَ ظَنِینٍ وَ لَا مَلُومٍ وَ لَا مُتَّهَمٍ وَ لَا مَأْثُومٍ فَلَقَدْ أَرَدْتُ الْمَسِیرَ إِلَی ظَلَمَةِ أَهْلِ الشَّامِ وَ أَحْبَبْتُ أَنْ تَشْهَدَ مَعِی فَإِنَّکَ مِمَّنْ أَسْتَظْهِرُ بِهِ عَلَی جِهَادِ الْعَدُوِّ وَ إِقَامَةِ عَمُودِ الدِّینِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ. [۴۴۷]
امام علی (ع): اما بعد، من نعمان پسر عجلان زرقی را سرپرست سیاست بحرین ساختم و تو را خلع ید کردم، بی آن که تو را گناهی باشد یا سزاوار نکوهشی باشی، چرا که تو به خوبی فرمانروایی کردهای و امانت را پاس داشتهای. پس بی آن که مورد کمترین بدگمانی و ملامتی باشی، یا دربارهات اتهام و گناهی مطرح باشد، روی به ما آور.
حقیقت این است که به سوی ستمگران شام آهنگ سفر کردهام و دوست دارم که تو همراهم باشی، زیرا تو از کسانی هستی که در جهاد با دشمن و برپا داشتن ستون دین، بر تو تکیه دارم. به خواست خدا
مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی عَبْدِ اللَّهِ بْنِ قَیْسٍ أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَلَغَنِی عَنْکَ قَوْلٌ هُوَ لَکَ وَ عَلَیْکَ فَإِذَا قَدِمَ رَسُولِی عَلَیْکَ فَارْفَعْ ذَیْلَکَ وَ اشْدُدْ مِئْزَرَکَ وَ اخْرُجْ مِنْ جُحْرِکَ وَ انْدُبْ مَنْ مَعَکَ فَإِنْ حَقَّقْتَ فَانْفُذْ وَ إِنْ تَفَشَّلْتَ فَابْعُدْ وَ ایْمُ اللَّهِ لَتُؤْتَیَنَّ مِنْ حَیْثُ أَنْتَ وَ لَا تُتْرَکُ حَتَّی یُخْلَط زُبْدُکَ بِخَاثِرِکَ وَذَائِبُکَ بِجَامِدِکَ وَحَتَّی تُعْجَلُ عَنْ قِعْدَتِکَ وَتَحْذَرَ مِنْ أَمَامِکَ کَحَذَرِکَ مِنْ خَلْفِکَ وَ مَا هِیَ بِالْهُوَیْنَی الَّتِی تَرْجُو وَ لَکِنَّهَا الدَّاهِیَةُ الْکُبْرَی یُرْکَبُ جَمَلُهَا وَ یُذَلَّلُّ صَعْبُهَا وَ یُسَهَّلُ جَبَلُهَا فَاعْقِلْ عَقْلَکَ وَ امْلِکْ أَمْرَکَ وَ خُذْ نَصِیبَکَ وَ حَظَّکَ فَإِنْ کَرِهْتَ فَتَنَحَّ إِلَی غَیْرِ رَحْبٍ وَ لَا فِی نَجَاةٍ فَبِالْحَرِیِّ لَتُکْفَیَنَّ وَ أَنْتَ نَائِمٌ حَتَّی لَا یُقَالَ أَیْنَ فُلَانٌ وَ اللَّهِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مَعَ مُحِقٍّ وَ مَا أُبَالِی مَا صَنَعَ الْمُلْحِدُونَ وَ السَّلَامُ. [۴۴۸]
(در آستانه جنگ جمل، در سال ۳۶ هجری به امام گزارش رسید که ابوموسی اشعری، فرماندار کوفه، مردم را برای پیوستن به امام باز میدارد، امام این نامه را به او نوشت و او را عزل کرد)
از بندۀ خدا علی امیرمؤمنان به عبداللّٰه بن قیس [۴۴۹] پس از ستایش پرودگار و درود! سخنی از تو به من رسیده که هم به سود، و هم به زیان تو است، چون فرستاده من پیش تو آید. دامن همت به کمر زن، کمرت را برای جنگ محکم ببند، و از سوراخ خود بیرون آی، و مردم را برای جنگ بسیج کن. اگر حق را در من دیدی بپذیر، و اگر دو دل ماندی کناره گیر. به خدا سوگند! هر جا که باشی تو را بیاورند و به حال خویش رها نکنند، تا گوشت و استخوان وتر و خشکت در هم ریزد، و در کنار زدنت از حکومت شتاب کنند، چنانکه از پیش روی خود همانگونه بترسی که از پشت سرت هراسناکی. حوادث جاری کشور آنچنان آسان نیست که تو فکر میکنی، بلکه حادثۀ بسیار بزرگی است که باید بر مرکبش سوار شد، و سختیهای آن را هموار کرد، و پیمودن راههای سخت و کوهستانی آن را آسان کرد، پس فکرت را به کارگیر، و مالک کار خویش باش، و سهم و بهره ات را بردار، اگر همراهی با ما را خوش نداری کناره گیر، بیآن که مورد ستایش قرارگیری یا رستگار شوی، که سزاوار است تو در خواب باشی و دیگران مسئوولیتهای تو را برآورند، و از تو نپرسند که کجا هستی و به کجا رفتهای! به خدا سوگند! اینراه حق است و به دست مرد حق انجام میگیرد و باکی ندارم که خدانشناسان چه میکنند؟ با درود.
تقدیر از عملکرد فرماندهان و نیروهای تحت امر
وَ جَزَاکُمُ اللَّهُ مِنْ أَهْلِ مِصْرٍ عَنْ أَهْلِ بَیْتِ نَبِیِّکُمْ أَحْسَنَ مَا یَجْزِی الْعَامِلِینَ بِطَاعَتِهِ وَ الشَّاکِرِینَ لِنِعْمَتِهِ فَقَدْ سَمِعْتُمْ وَ أَطَعْتُمْ وَ دُعِیتُمْ فَأَجَبْتُمْ. [۴۵۰]
امام علی (ع): برای شما مردم کوفه که خاندان پیامبرتان را به یاری برخاستید، از خداوند بهترین پاداشی را که به تلاش گران در راستای فرمان او و سپاسگزاران نعمتش ارزانی میدارد، خواستارم. چرا که شما شنیدید و فرمان بردید، فرا خوانده شدید و پذیرفتید.
وَ قَدْ رَأَیْتُ جَوْلَتَکُمْ وَ انْحِیَازَکُمْ عَنْ صُفُوفِکُمْ تَحُوزُکُمُ الْجُفَاةُ الطَّغَامُ وَ أَعْرَابُ أَهْلِ الشَّامِ وَ أَنْتُمْ لَهَامِیمُ الْعَرَبِ وَ یَافِیخُ الشَّرَفِ وَ الْأَنْفُ الْمُقَدَّمُ وَ السَّنَامُ الْأَعْظَمُ وَ لَقَدْ شَفَی وَحَاوِحَ صَدْرِی أَنْ رَأَیْتُکُمْ بِأَخَرَةٍ تَحُوزُونَهُمْ کَمَا حَازُوکُمْ وَ تُزِیلُونَهُمْ عَنْ مَوَاقِفِهِمْ کَمَا أَزَالُوکُمْ حَسّاً بِالنِّصَالِ وَ شَجْراً بِالرِّمَاحِ تَرْکَبُ أُوْلَاهُمْ أُخْرَاهُمْ کَالْإِبِلِ الْهِیمِ الْمَطْرُودَةِ تُرْمَی عَنْ حِیَاضِهَا وَ تُذَادُ عَنْ مَوَارِدِهَا. [۴۵۱]
(امام علی (ع) در برخی از روزهای نبرد صفین در سال ۳۷ هجری برای تشکر و تقویت روحیۀ سربازانش ایراد فرمود)
از جای کنده شدن و فرار شما را از صفها دیدم، فرومایگان گمنام، و بیابان نشینانی از شام، شما را پس میراندند، در حالی که شما از بزرگان و سرشناسان عرب و از سران شرف میباشید، برازندگی چشمگیری دارید و قلههای سرفراز و بلند قامتید، سرانجام سوزش سینهام با مقاومت و حملات دلاورانۀ شما، تسکین یافت، که دیدم شامیان را هزیمت دادید.
و صفهای آنان را در هم شکستید، و آنان را از لشکرگاه خود راندید، آنگونه که آنها شما را کنار زدند. میدیدم با نیزهها آنان را کوفتید و با تیرها، آنها را هدف قرار دادید، که فراریان و کشتگان دشمن روی هم ریختند، و بر دوش هم سوار میشدند، چونان شتران تشنهای که از آبشخورشان برانند و به هر سو گریزان باشند.
أَنْتُمُ الْأَنْصَارُ عَلَی الْحَقِّ وَ الْإِخْوَانُ فِی الدِّینِ وَ الْجُنَنُ یَوْمَ الْبَأْسِ وَ الْبِطَانَةُ دُونَ النَّاسِ بِکُمْ أَضْرِبُ الْمُدْبِرَ وَ أَرْجُو طَاعَةَ الْمُقْبِلِ فَأَعِینُونِی بِمُنَاصَحَةٍ خَلِیَّةٍ مِنَ الْغِشِّ سَلِیمَةٍ مِنَ الرَّیْبِ فَوَاللَّهِ إِنِّی لَأَوْلَی النَّاسِ بِالنَّاسِ. [۴۵۲]
امام علی (ع): شما یاوران بر حق، برادران دینی، سپرهای روز سختی و درگیری و همرازان به جای دیگر مردمان هستید، با شما، فراریان را سرکوب کردهام و فرمان پذیری روی آورندگان را امیدوارم. پس مرا با همدلی و خیراندیشی بی نیرنگ و سالم از شک یاری دهید، که به خدا سوگند من نسبت به مردمان از خود آنان ولایتی نافذتر دارم.
اثنٖی عَلَی اللّٰهِ أَحسَنَ الثَّناءِ، وَ أَحمَدُهُ عَلَی السَّراءِ وَ الضَّرّاء، اللّهمَّ انِّی احمَدُکَ عَلَی أَن اکرَمتَنا بِالنُبُوةِ، وَ علَّمتَنا القُرآنِ، وَفقَّهتَنا فِی الدِّینِ، وَ جَعَلتَ لَنا اسماعاً وَ ابصاراً وَ أَفئِدَةً، وَلَم تَجعَلنا مِن المُشرِکینِ. امَّا بَعدُ، فَإِنِّی لٰااعلَمُ اصحاباً أَولٰی وَ لاخَیرَاً مِن أَصحابٖی، وَلا اهلَ بیتٍ ابرُّ وَ لَا أَوصَلَ مِن اهلِبَیتٖی، فَجزاکُم اللّٰهُ عَنٖی جَمیعاً خَیرَاً. [۴۵۳]
امام حسین (ع): خدا را بهترین ثنا میگویم و او را بر راحتی و سختی سپاسگزارم. بارالها تو را ستایش میکنم بر اینکه ما را به پیامبری (محمد (ص)) کرامت بخشیدی و به ما قرآن آموختی و در دین خود فقیهان ساختی و برای ما گوشها (یی شنوا) و چشمها (یی بینا) و دلهایی (روشن) آفریدی و ما را از مشرکان قرار ندادی.
اما بعد، من اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود و خاندانی نیکوکارتر و پیوندجوتر از خاندان خود سراغ ندارم. خدا همۀ شما را پاداش نیک دهد.
فَقام (ع) فَحَمِدَ اللهُ وَ اثنٰی عَلَیهِ بِمٰا هُو اهلُهُ وَ قٰالَ: یٰا اهلَ الکُوفَة انتُم الاحِبَّةُ الکُرَماءُ، وَ الشِّعارُ دُونَ الدِّثارِ، فَجِدُّوا فِی احیاءِ مٰا دَثَرَ بَینَکُم، وَ تَسهٖیلِ مٰا تَوَعَّرَ عَلَیکُم. الٰا انَّ الحَربَ شَرُّهٰا ذَریعٌ، وَ طَعمُهٰا فَظیعٌ، وَ هِیَ جُرَعٌ مُستَحساةٌ، فَمَن اخَذَ لَهَا اهبَّتَهَا وَاستَعَدَّ لَهَا عُدَّتَهَا وَ لَم یَألَم کُلُومَهَا عِندَ حُلُولِهَا فَذاکَ صاحِبُهَا، وَ مَن عَاجَلهَا قَبلَ اوَانِ فُرصَتِها وَاستِبصار سَعیِهِ فِیهَا فَذاکَ قَمَنٌ أَن لٰا یَنفَعَ قَومَهُ وَ ان یُهلِک نَفسَهُ، نَسأَلُ اللهَ بِقوَّتِهِ ان یُدعِمَکُم بِالفِئَةِ. [۴۵۴]
(در جنگ صفین چون امیرمؤمنان (ع) با مردم کوفه سخن گفت و آنان را به نبرد با معاویه و همدستانش برانگیخت، (امام) حسن (ع) را فرمود تا با مردم سخن گوید. و او سخن گفت. سپس (امام) حسین (ع) را فرمود.)
«او نیز برخاسته پس از حمد و ثنای شایسته الهی گفت: ای کوفیان! شما دوستان بزرگوارید، شما (چون) لباس زیرین (خودی) هستید، نه (چون) لباس رو (بیگانه). پس در احیای آنچه در میان شما از بین رفته و در آسان ساختن آنچه بر شما سخت افتاده است بکوشید.
بدانید! شرّ جنگ، چابک و مزهاش بسیار ناپسند است، در حالی که جرعههایش (به ناچار) سرکشیدنی است. پس هر که آمادۀ آن شود و ساز و برگ خود را برای آن آماده کند و در گرماگرم پیکار از زخمهایش ننالد، مرد میدان نبرد است و هرکه پیش از فرا رسیدن وقت مناسب و تلاش آگاهانه در راه آن، به آن پیشی گیرد او را سزد که به مردم خود سودی نرساند؛ اگرچه خویش را نابود کند. از خدا میخواهیم با توانی که دارد شما را به دستجات (فراوان) پشتیبان باشد.
دلجویی از فرماندهان معزول
امام علی (ع): أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَلَغَنِی مَوْجِدَتُکَ مِنْ تَسْرِیحِ الْأَشْتَرِ إِلَی عَمَلِکَ وَ إِنِّی لَمْ أَفْعَلْ ذَلِکَ اسْتِبْطَاءً لَکَ فِی الْجَهْدَ وَ لَا ازْدِیَاداً لَکَ فِی الْجِدِّ وَ لَوْ نَزَعْتُ مَا تَحْتَ یَدِکَ مِنْ سُلْطَانِکَ لَوَلَّیْتُکَ مَا هُوَ أَیْسَرُ عَلَیْکَ مَئُونَةً وَ أَعْجَبُ إِلَیْکَ وِلَایَةً إِنَّ الرَّجُلَ الَّذِی کُنْتُ وَلَّیْتُهُ أَمْرَ مِصْرَ کَانَ رَجُلًا لَنَا نَاصِحاً وَ عَلَی عَدُوِّنَا شَدِیداً نَاقِماً فَرَحِمَهُ اللَّهُ فَلَقَدِ اسْتَکْمَلَ أَیَّامَهُ وَ لَاقَی حِمَامَهُ وَ نَحْنُ عَنْهُ رَاضُونَ أَوْلَاهُ اللَّهُ رِضْوَانَهُ وَ ضَاعَفَ الثَّوَابَ لَهُ فَأَصْحِرْ لِعَدُوِّکَ وَ امْضِ عَلَی بَصِیرَتِکَ وَ شَمِّرْ لِحَرْبِ مَنْ حَارَبَکَ وَ ادْعُ إِلیٰ سَبِیلِ رَبِّکَ وَ أَکْثِرِ الِاسْتِعَانَةَ بِاللَّهِ یَکْفِکَ مَا أَهَمَّکَ وَ یُعِنْکَ عَلَی مَا یُنْزِلُ بِکَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ. [۴۵۵]
پس از یاد خدا و درود، به من خبر دادهاند که از فرستادن اشتر به سوی محلّ فرمانداری ات، ناراحت شدهای. این کار را به دلیل کند شدن و سهل انگاریات یا انتظار کوشش بیشتری از تو انجام ندادم، اگر تو را از فرمانداری مصر عزل کردم، فرماندار جایی قرار دادم که ادارۀ آنجا بر تو آسانتر، و حکومت تو در آن سامان خوشتر است. همانا مردی را فرماندار مصر قرار دادم، که نسبت به ما خیرخواه، و به دشمنان ما سخت گیر و درهم کوبنده بود، خدا او را رحمت کند، که ایام زندگی خود را کامل، و مرگ خود را ملاقات کرد، در حالی که ما از خشنود او بودیم، خداوند خشنودی خود را نصیب او گرداند، و پاداش او را چند برابر عطا کند. پس برای مقابله با دشمن، سپاه را بیرون بیاور، و با آگاهی لازم به سوی دشمن حرکت کن، و با کسی که با تو در جنگ است آماده پیکار باش. مردم را به راه پروردگارت بخوان، و از خدا فراوان یاری خواه که تو را در مشکلات کفایت میکند، و در سختیهایی که بر تو فرود میآید یاریات میدهد. ان شاء اللّٰه.
توضیح: امام علی (ع): این نامه را پس از عزل محمد بن ابی بکر و نصب مالک اشتر به فرمانداری مصر، به محمد بن ابی بکر نوشت و از او دلجویی کرد.
یاد و خاطره فرماندهان شهید
أَلَا إِنَّهُ قَدْ أَدْبَرَ مِنَ الدُّنْیَا مَا کَانَ مُقْبِلًا وَ أَقْبَلَ مِنْهَا مَا کَانَ مُدْبِراً وَ أَزْمَعَ التَّرْحَالَ عِبَادُ اللَّهِ الْأَخْیَارُ وَ بَاعُوا قَلِیلًا مِنَ الدُّنْیَا لَا یَبْقَی بِکَثِیرٍ مِنَ الْآخِرَةِ لَا یَفْنَی مَا ضَرَّ إِخْوَانَنَا الَّذِینَ سُفِکَتْ دِمَاؤُهُمْ وَ هُمْ بِصِفِّینَ أَلَّا یَکُونُوا الْیَوْمَ أَحْیَاءً یُسِیغُونَ الْغُصَصَ وَ یَشْرَبُونَ الرَّنْقَ قَدْ وَ اللَّهِ لَقُوا اللَّهَ فَوَفَّاهُمْ أُجُورَهُمْ وَ أَحَلَّهُمْ دَارَ الْأَمْنِ بَعْدَ خَوْفِهِمْ أَیْنَ إِخْوَانِیَ الَّذِینَ رَکِبُوا الطَّرِیقَ وَ مَضَوْا عَلَی الْحَقِّ أَیْنَ عَمَّارٌ وَ أَیْنَ ابْنُ التَّیِّهَانِ وَ أَیْنَ ذُو الشَّهَادَتَیْنِ وَ أَیْنَ نُظَرَاؤُهُمْ مِنْ إِخْوَانِهِمُ الَّذِینَ تَعَاقَدُوا عَلَی الْمَنِیَّةِ وَ أُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ إِلَی الْفَجَرَةِ قَالَ ثُمَّ ضَرَبَ بِیَدِهِ عَلَی لِحْیَتِهِ الشَّرِیفَةِ الْکَرِیمَةِ فَأَطَالَ الْبُکَاءَ ثُمَّ قَالَ (ع) أَوِّهِ عَلَی إِخْوَانِیَ الَّذِینَ تَلَوُا الْقُرْآنَ فَأَحْکَمُوهُ وَ تَدَبَّرُوا الْفَرْضَ فَأَقَامُوهُ أَحْیَوُا السُّنَّةَ وَ أَمَاتُوا الْبِدْعَةَ دُعُوا لِلْجِهَادِ فَأَجَابُوا وَ وَثِقُوا بِالْقَائِدِ فَاتَّبَعُوهُ، ثُمَّ نَادَی بِأَعْلَی صَوْتِهِالْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ أَلَا وَ إِنِّی مُعَسْکِرٌ فِی یَومِی هَذَا فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَی اللَّهِ فَلْیَخْرُجْ. [۴۵۶]
امام علی (ع): آگاه باشید! آنچه از دنیا روی آورده بود پشت کرد، و آنچه پشت کرده بود روی آورد، و بندگان نیکوکار خدا آماده کوچ کردن شدند، و دنیای اندک و فانی را با آخرت جاویدان تعویض کردند.
آری! آن دسته از برادرانی که در جنگ صفین خونشان ریخت، هیچ زیانی نکردهاند، گرچه امروز نیستند تا خوراکشان غم و غصه، و نوشیدنی آنها خونابه دل باشد. به خدا سوگند، آنها خدا را ملاقات کردند، که پاداش آنها را داد و پس از دوران ترس، آنها را در سرای امن خود جایگزین فرمود: کجا هستند برادران من که بر راه حق رفتند، و با حق در گذشتند؟ کجاست عمّار؟ و کجاست پسر تیهان؟ (مالک بن تیهان انصاری) و کجاست ذوالشهادتین؟ (خزیمة بن ثابت که پیامبر شهادت او را دو شهادت دانست) و کجایند همانند آنان از برادرانشان که پیمان جانبازی بستند، و سرهایشان را برای ستمگران فرستادند؟
(پس دست به ریش مبارک گرفت و زمانی طولانی گریست و فرمود)
دریغا! از برادرانم که قرآن را خواندند، و براساس آن قضاوت کردند، در واجبات الهی اندیشه کرده و آنها را برپا داشتند، سنتهای الهی را زنده و بدعتها را نابود کردند، دعوت جهاد را پذیرفته و به رهبر خود اطمینان داشته و از او پیروی کردند. (سپس با بانگ بلند فرمود:)
جهاد! جهاد! بندگان خدا! من امروز لشکر آماده میکنم، کسی که میخواهد به سوی خدا رود همراه ما خارج شود.
دلجویی از فرماندهان در شرایط حساس
أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ رِجَالًا مِمَّنْ قِبَلَکَ یَتَسَلَّلُونَ إِلَی مُعَاوِیَةَ فَلَا تَأْسَفْ عَلَی مَا یَفُوتُکَ مِنْ عَدَدِهِمْ وَ یَذْهَبُ عَنْکَ مِنْ مَدَدِهِمْ فَکَفَی لَهُمْ غَیّاً وَ لَکَ مِنْهُمْ شَافِیاً فِرَارُهُمْ مِنَ الْهُدَی وَ الْحَقِّ وَ إِیضَاعُهُمْ إِلَی الْعَمَی وَ الْجَهْلِ فَإِنَّمَا هُمْ أَهْلُ دُنْیَا مُقْبِلُونَ عَلَیْهَا وَ مُهْطِعُونَ إِلَیْهَا وَ قَدْ عَرَفُوا الْعَدْلَ وَ رَأَوْهُ وَ سَمِعُوهُ وَ وَعَوْهُ وَ عَلِمُوا أَنَّ النَّاسَ عِنْدَنَا فِی الْحَقِّ أُسْوَةٌ فَهَرَبُوا إِلَی الْأَثَرَةِ فَبُعْداً لَهُمْ وَ سُحْقاً إِنَّهُمْ وَ اللَّهِ لَمْ یَنْفِرُوا مِنْ جَوْرٍ وَ لَمْ یَلْحَقُوا بِعَدْلٍ وَ إِنَّا لَنَطْمَعُ فِی هَذَا الْأَمْرِ أَنْ یُذَلِّلَ اللَّهُ لَنَا صَعْبَهُ وَ یُسَهِّلَ لَنَا حَزْنَهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ السَّلَامُ. [۴۵۷]
امام علی (ع): پس از یاد خدا و درود! به من خبر رسیده که گروهی از مردم مدینه به سوی معاویه گریختند، مبادا برای از دست دادن آنان، و قطع شدن کمک و یاریشان افسوس بخوری! که این فرار برای گمراهیشان، و نجات تو از رنج آنان کافی است، آنان از حق و هدایت گریختند، و به سوی کوردلی و جهالت شتافتند.
آنان دنیاپرستانی هستند که به آن روی آوردند، و شتابان در پی آن روانند. عدالت را شناختند و دیدند و شنیدند و به خاطر سپردند، و دانستند که همۀ مردم در نزد ما، در حق یکساناند.
پس به سوی انحصارطلبی گریختند، دور باشند از رحمت حق، و لعنت بر آنان باد.
سوگند به خدا! آنان از ستم نگریختند، و به عدالت نپیوستند، همانا آرزومندیم تا در این جریان، خدا سختیها را بر ما آسان، و مشکلات را هموار فرماید. ان شاء اللّٰه، با دورد.
توضیح: این نامه به سهل بن حنیف انصاری فرماندار مدینه در سال ۳۷ هجری و از فرماندهان به نام، برای دلجویی از وی نوشته شده است، آنگاه که گروهی از مردم گریخته به معاویه پیوستند.
توبیخ فرماندهان به خاطر سهل انگاری در انجام وظیفه و اقدامات بیمورد
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ تَضْیِیعَ الْمَرْءِ مَا وُلِّیَ وَ تَکَلُّفَهُ مَا کُفِیَ لَعَجْزٌ حَاضِرٌ وَ رَأْیٌ مُتَبَّرٌ وَ إِنَّ تَعَاطِیَکَ الْغَارَةَ عَلَی أَهْلِ قِرْقِیسِیَا وَ تَعْطِیلَکَ مَسَالِحَکَ الَّتِی وَلَّیْنَاکَ لَیْسَ بِهَا مَنْ یَمْنَعُهَا وَ لَا یَرُدُّ الْجَیْشَ عَنْهَا لَرَأْیٌ شَعَاعٌ فَقَدْ صِرْتَ جِسْراً لِمَنْ أَرَادَ الْغَارَةَ مِنْ أَعْدَائِکَ عَلَی أَوْلِیَائِکَ غَیْرَ شَدِیدِ الْمَنْکِبِ وَ لَا مَهِیبِ الْجَانِبِ وَ لَا سَادٍّ ثُغْرَةً وَ لَا کَاسِرٍ لِعَدُوٍّ شَوْکَةً وَ لَا مُغْنٍ عَنْ أَهْلِ مِصْرِهِ وَ لَا مُجْزٍ عَنْ أَمِیرِهِ. [۴۵۸]
امام علی (ع): پس از یاد خدا و درود! سُستی انسان در انجام کارهایی که بر عهدۀ اوست، و پافشاری در کاری که از مسئوولیت او خارج است، نشانه ناتوانی آشکار، و اندیشۀ ویرانگر است.
اقدام تو به تاراج مردم «قرقیسا» در مقابل رها کردن پاسداری از مرزها، اندیشهای باطل است.
تو در آنجا پُلی شدهای که دشمنان تو از آن بگذرند و بر دوستانت تهاجم آورند، نه قدرتی داری که با تو نبرد کنند، و نه هیبتی داری که از تو بترسند و بگریزند، نه مرزی را میتوانی حفظ کنی، و نه شوکت دشمن را میتوانی درهم بشکنی، نه نیازهای مردم دیارت را کفایت میکنی، و نه امام خود را راضی نگه میداری.
توضیح: این نامه به کمیل بن زیاد، فرماندار «هیت» است و نکوهش او در ترک مقابله با لشکریان مهاجم شام و اقدام او در حمله به شهر «قرقیسا» به عنوان مقابله به مثل انجام گرفته است.
قَبَّحَ اللَّهُ مَصْقَلَةَ فَعَلَ فِعْلَ السَّادَةِ وَ فَرَّ فِرَارَ الْعَبِیدِ فَمَا أَنْطَقَ مَادِحَهُ حَتَّی أَسْکَتَهُ وَ لَا صَدَّقَ وَاصِفَهُ حَتَّی بَکَّتَهُ وَ لَوْ أَقَامَ لَأَخَذْنَا مَیْسُورَهُ وَ انْتَظَرْنَا بِمَالِهِ وُفُورَهُ. [۴۵۹]
امام علی (ع): خدای، مصقله را رو سیاه کند که رفتاری کرد چون رفتار شریفان و بزرگان و گریختنی کرد چون گریختن بردگان! پیش از آنکه به ثنایش لب بگشایند، دهانشان را بست و به سرزنش واداشت. اگر نمیگریخت، در حد توانش از او چیزی میگرفتیم و تا فزونی ثروت و امکان پرداخت بدهیاش، صبر میکردیم.
توضیح: این نامه به مصقله از فرمانداران آن حضرت به خاطر پناهنده شدن به معاویه برای فرار از بدهی به بیت المال نوشته شده است.
تصمیمگیری در مورد جهاد با دشمنان [برنامههای کلان و راهبردی کشور]
یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ جٰاهِدِ الْکُفّٰارَ وَ الْمُنٰافِقِینَ وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ. [۴۶۰]
ای پیامبر، با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر، و جایگاهشان دوزخ است، و چه بد سرانجامی است.
ارْجِعْ إِلَیْهِمْ فَلَنَأْتِیَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لٰا قِبَلَ لَهُمْ بِهٰا وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهٰا أَذِلَّةً وَ هُمْ صٰاغِرُونَ. [۴۶۱]
به سوی آنان بازگرد که قطعاً سپاهیانی بر [سرِ] ایشان میآوریم که در برابر آنها تاب ایستادگی نداشته باشند و از آن [دیار] به خواری و زبونی بیرونشان میکنیم.
توضیح: اعلان جنگ حضرت سلیمان به قوم مشرک سبا، از اختیارات فرماندهی کل قواست.
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذٰا کٰانُوا مَعَهُ عَلیٰ أَمْرٍ جٰامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتّٰی یَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ أُولٰئِکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوکَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ. [۴۶۲]
جز این نیست که مؤمنان کسانیاند که به خدا و پیامبرش گرویدهاند، و هنگامی که با او بر سر کاری اجتماع کردند، تا از وی کسب اجازه نکنند، نمیروند. در حقیقت، کسانی که از تو کسب اجازه میکنند، آناناند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. پس چون برای برخی از کارهایشان از تو اجازه خواستند، به هر کس از آنان که خواستی اجازه ده و برایشان آمرزش بخواه که خدا آمرزندۀ مهربان است.
توضیح: اجازه و اعلان حضور یا ترک جهاد از اختیارات رهبر جامعه اسلامی و فرماندهی کل قوا میباشد.
اعلان عفو عمومی دشمنان در جنگ
عن علی (ع)، انَّه سَأَلَهُ عَمَّار حِینَ دَخَلَ البَصرَةَ فَقَال: یٰا امیرالمومنینَ، بِایِّ شَیءٍ تَسیرُ فِی هؤلاء؟
قَالَ: بِالمَنِّ وَالعَفوِ، کَمَا سَارَ النَّبیّ (ص) فِی اهلِ مَکّة. [۴۶۳]
هنگامی که امیرمؤمنان وارد بصره شد، عمار از آن حضرت پرسید: ای امیر مؤمنان! با ایشان چگونه رفتار خواهی کرد؟
فرمود: با منت نهادن و بخشودن؛ چنان که پیغمبر خدا (ص) در میان مردم مکه، رفتار کرد.
تصمیم در مورد اسیران جنگی
دعائم الاسلام: روینا عن امیرالمومنین (علیه السلام)، انه قال: أسِرَ رَسُولُ اللّٰه (صلی اللّٰه علیه و آله) یَوْمَ بَدْرٍ أُساریٰ، وَاخَذَ الفِدَاءَ مِنهُم، فَالامامُ مُخیّرٌ اذَا اظْفَرَهُ اللّه بِالمُشرِکِین، بِیْنَ انْ یَقْتُلَ المقاتلة، او یَأسِرَهُم وَ یَجعَلَهُم فِی الغَنائِمِ وَ یَضرِبَ عَلیهِم السَّهَامَ، وَ مَنْ رَآیٰ المَنَّ عَلَیهِ مِنهُم مَنَّ عَلَیهِ، وَ مَنْ رَآی أَن یُفادِی بِه فَادَی بِه، اذَا رَأیٰ فِیَما یَفعلُه مِنْ ذَلِکَ کُلّه الصَّلاحَ لِلمُسلِمینَ. [۴۶۴]
(در کتاب دعائم الاسلام) از امیر مؤمنان (ع) برایمان روایت شده که: «پیغمبر خدا (ص) روز جنگ بدر، مشرکان را به اسارت درآورده، برای آزادیشان سربها دریافت کرد، بنابرانی امام هم در وقتی که خدا او را بر مشرکان پیروز گردانید، اختیار دارد جنگجویان دشمن را بکشد، یا به اسارت درآورد و آنان را جزو غنائم قرار دهد و جزو سهمیۀ صاحبان غنایم، تقسیم گردند.
همچنین مخیّر است بر هرکه صلاح بداند منت گذارد (و آزادش کند) و از هرکه صلاح بداند با گرفتن بهای آزادیاش رهایش سازد. در تمام آن کارها همین که تشخیص دهد که صلاح مسلمین در آن است، میتواند به آن اقدام کند.»
و عن عَلیّ (علیه السلام)، انَّهُ أُتیَ بِاسیرَ یَومَ صِفّینَ فَقالَ: لَا تَقتُلنٖی یَا امیرَ المُؤمِنِین، فَقَال: افیکَ خَیرٌ اتُبایِعُ؟ قَالَ: نَعَم، قَالَ لِلّذِی جَاءَ بِه: لَکَ سِلاحُه، وَ خَلّ سَبیلَه، وَ اتاهُ عَمّار بِاسیرٍ فَقَتَلهُ. [۴۶۵]
(در کتاب دعائم الاسلام) از علی (ع) روایت کرده: «روز جنگ صفین، اسیری را که نزد آن حضرت آورده بودند عرض کرد: ای امیر مؤمنان! مرا نکشید.
علی (ع) به او فرمود: آیا در تو خیری هست، حاضری بیعت کنی؟
گفت: آری.
امیر مؤمنان، به آن کسی که او را آورده بود فرمود: اسلحهاش را برای خودت بردار و او را رها کن.
اما عمار یاسر، اسیری آورد، حضرت او را کشت.
اقتدار و تضعیف فرماندهی کل قوا
اطاعت پذیری نیرو از عوامل اقتدار
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ لٰا تُبْطِلُوا أَعْمٰالَکُمْ. [۴۶۶]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، مطیع محض خدا باشید و از پیامبر (او نیز) اطاعت نمایید، و (با تعلل در فرمانبری از رسول خدا) کردههای خود را تباه مکنید!
مٰا کٰانَ لِأَهْلِ الْمَدِینَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرٰابِ أَنْ یَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللّٰهِ وَ لٰا یَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ. [۴۶۷]
مردم مدینه و بادیه نشینان را نَرَسد که از [فرمان] پیامبر خدا سرباز زنند و جان خود را عزیزتر از جان او بدانند.
همدلی و خیرخواهی نیروها نسبت به فرماندهی کل قوا
أَنْتُمُ الْأَنْصَارُ عَلَی الْحَقِّ وَ الْإِخْوَانُ فِی الدِّینِ وَ الْجُنَنُ یَوْمَ الْبَأْسِ وَ الْبِطَانَةُ دُونَ النَّاسِ بِکُمْ أَضْرِبُ الْمُدْبِرَ وَ أَرْجُو طَاعَةَ الْمُقْبِلِ فَأَعِینُونِی بِمُنَاصَحَةٍ خَلِیَّةٍ مِنَ الْغِشِّ سَلِیمَةٍ مِنَ الرَّیْبِ فَوَاللَّهِ إِنِّی لَأَوْلَی النَّاسِ بِالنَّاسِ. [۴۶۸]
امام علی (ع) پس از جنگ جمل خطاب به نیروها فرمود: شما یاوران بر حق، برادران دینی، سپرهای روز سختی و درگیری و همرازان به جای دیگر مردمان هستید، با شما، فراریان را سرکوب کردهام و فرمان پذیری روی آورندگان را امیدوارم. پس مرا با همدلی و خیراندیشی بی نیرنگ و سالم از شک یاری دهید، که به خدا سوگند من نسبت به مردمان از خود آنان ولایتی نافذتر دارم.
نافرمانی و تمرّد نیروها
قٰالَ رَبِّ إِنِّی لٰا أَمْلِکُ إِلّٰا نَفْسِی وَ أَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَ الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ. [۴۶۹]
[موسی] گفت: پروردگارا، من جز اختیار شخص خود و برادرم را ندارم؛ پس میان ما و میان این قوم نافرمان جدایی بینداز.
خستگی جنگ و سستی
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَمْ یَزَلْ أَمْرِی مَعَکُمْ عَلَی مَا أُحِبُّ حَتَّی نَهِکَتْکُمُ الْحَرْبُ وَ قَدْ وَ اللَّهِ أَخَذَتْ مِنْکُمْ وَ تَرَکَتْ وَ هِیَ لِعَدُوِّکُمْ أَنْهَکُ. لَقَدْ کُنْتُ أَمْسِ أَمِیراً فَأَصْبَحْتُ الْیَوْمَ مَأْمُوراً وَ کُنْتُ أَمْسِ نَاهِیاً فَأَصْبَحْتُالْیَوْمَ مَنْهِیّاً وَقَدْ أَحْبَبْتُمُ الْبَقَاءَ وَلَیْسَ لِی أَنْ أَحْمِلَکُمْ عَلَی مَاتَکْرَهُونَ. [۴۷۰]
امام علی (ع): ای مردم، بی گمان حکومت من بر شما در روندی دلخواه بود تا آن که در جنگ نیرویتان کاستی گرفت، هرچند بی گمان جنگ شما را گاه درگیر ساخته، گاه رهاتان کرده، اما دشمن را بیش از شما فرسوده است.
باری، حقیقت این است که تا دیروز من فرماندهی داشتم، اما امروز این منم که فرمان پذیرم، تا دیروز نهی کننده بودم اینک امروز نهیپذیر گردیدهام. واقعیت این است که شما ماندن را دوست دارید و مرا نسزد که به شما تحمیل کنم آن چه را خوش ندارید.
اختلاف و خانه نشینی نیروها
أَیُّهَا النَّاسُ الُمجْتَمِعَةُ أَبْدَانُهُمْ الُمخْتَلِفَةُ أَهْوَاؤُهُمْ کَلَامُکُمْ یُوهِی الصُّمَّ الصِّلَابَ وَ فِعْلُکُمْ یُطْمِعُ فِیکُمُ الْأَعْدَاءَ تَقُولُونَ فِی الَمجَالِسِ کَیْتَ وَ کَیْتَ فَإِذَا جَاءَ الْقِتَالُ قُلْتُمْ حِیدِی حَیَادِ مَا عَزَّتْ دَعْوَةُ مَنْ دَعَاکُمْ وَ لَا اسْتَرَاحَ قَلْبُ مَنْ قَاسَاکُمْ أَعَالِیلُ بِأَضَالِیلَ وَ سَأَلُتمُونِی التَّطْوِیلَ دِفَاعَ ذِی الدَّیْنِ الْمَطُولِ لَا یَمْنَعُ الضَّیْمَ الذَّلِیلُ وَ لَا یُدْرَکُ الْحَقُّ إِلَّا بِالْجِدِّ أَیَّ دَارٍ بَعْدَ دَارِکُمْ تَمْنَعُونَ وَ مَعَ أَیِّ إِمَامٍ بَعْدِی تُقَاتِلُونَ الْمَغْرُورُ وَ اللَّهِ مَنْ غَرَرْتُمُوهُ وَ مَنْ فَازَ بِکُمْ فَقَدْ فَازَ وَ اللَّهِ بِالسَّهْمِ الْأَخْیَبِ وَ مَنْ رَمَی بِکُمْ فَقَدْ رَمَی بِأَفْوَقَ نَاصِلٍ أَصْبَحْتُ وَ اللَّهِ لَا أُصَدِّقُ قَوْلَکُمْ وَ لَا أَطْمَعُ فِی نَصْرِکُمْ وَ لَا أُوعِدُ الْعَدُوَّ بِکُمْ مَا بَالُکُمْ مَا دَوَاؤُکُمْ مَا طِبُّکُمْ الْقَوْمُ رِجَالٌ أَمْثَالُکُمْ أَ قَوْلًا بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ غَفْلةً مِنْ غَیْرِ وَرَعٍ وَ طَمَعاً فِی غَیْرِ حَقٍّ؟ [۴۷۱]
امام علی (ع): ای مردم کوفه، بدنهای شما در کنار هم، امّا افکار و خواستههای شما پراکنده است؛ سخنان ادّعایی شما، سنگهای سخت را میشکند، ولی رفتار سُست شما دشمنان را امیدوار میسازد؛
در خانههایتان که نشستهاید، ادّعاها و شعارهای تند سر میدهید، امّا در روز نبرد، میگویید:
ای جنگ! از ما دور شو، و فرار میکنید.
آن کس که از شما یاری خواهد، ذلیل و خوار است، و قلب رها کنندۀ شما آسایش ندارد.
بهانههای نابخردانه میآورید، چون بدهکارانِ خواهانِ مهلت، از من مهلت میطلبید و برای مبارزه سُستی میکنید.
بدانید که افراد ضعیف و ناتوان هرگز نمیتوانند ظلم و ستم را دور کنند، و حق، جز با تلاش و کوشش به دست نمیآید.
شما که از خانه خود دفاع نمیکنید چگونه از خانه دیگران دفاع مینمایید؟ و با کدام امام پس از من به مبارزه خواهید رفت؟. به خدا سوگند! فریب خورده، آن کس که به گفتار شما مغرور شود.
کسی که به امید شما به سوی پیروزی رود، با کندترین پیکان به میدان آمده است، و کسی که بخواهد دشمن را به وسیله شما هدف قرار دهد، با تیری شکسته، تیراندازی کرده است!.
به خدا سوگند! صبح کردم در حالی که گفتار شما را باور ندارم، و به یاری شما امیدوار نیستم، و دشمنان را به وسیله شما تهدید نمیکنم.
راستی شما را چه میشود؟ دارویتان چیست؟ و روش درمان شما کدام است؟ مردم شام نیز همانند شمایند.
آیا سزاوار است شعار دهید و عمل نکنید؟ و فراموش کاری بدون پرهیزکاری داشته، به غیر خدا امیدوار باشید؟.
بهانه تراشی و بیتفاوتی نیروها
یَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَالَ حُلُومُ الْأَطْفَالِ وَ عُقُولُ رَبَّاتِ الْحِجَالِ لَوَدِدْتُ أَنِّی لَمْ أَرَکُمْ وَ لَمْ أَعْرِفْکُمْ مَعْرِفَةً وَ اللَّهِ جَرَّتْ نَدَماً وَ أَعْقَبَتْ سَدَماً قَاتَلَکُمُ اللَّهُ لَقَدْ مَلَأْتُمْ قَلْبِی قَیْحاً وَ شَحَنْتُمْ صَدْرِی غَیْظاً وَ جَرَّعْتُمُونِی نُغَبَ التَّهْمَامِ أَنْفَاساً وَ أَفْسَدْتُمْ عَلَیَّ رَأْیِی بِالْعِصْیَانِ وَ الْخِذْلَانِ حَتَّی لَقَدْ قَالَتْ قُرَیْشٌ إِنَّ ابْنَ أَبِی طَالِبٍ رَجُلٌ شُجَاعٌ وَ لَکِنْ لَا عِلْمَ لَهُ بِالْحَرْبِ لِلَّهِ أَبُوهُمْ وَ هَلْ أَحَدٌ مِنْهُمْ أَشَدُّ لَهَا مِرَاساً وَ أَقْدَمُ فِیهَا مَقَاماً مِنِّی لَقَدْ نَهَضْتُ فِیهَا وَ مَا بَلَغْتُ الْعِشْرِینَ وَ هَا أَنَا ذَا قَدْ ذَرَّفْتُ عَلَی السِّتِّینَ وَ لَکِنْ لَا رَأْیَ لِمَنْ لَا یُطَاعُ. [۴۷۲]
امام علی (ع): ای مردنمایان نامرد! ای کودک صفتان بی خرد که عقلهای شما به عروسان پرده نشین شباهت دارد! چقدر دوست داشتم که شما را هرگز نمیدیدم و هرگز نمیشناختم! شناسایی شما- سوگند به خدا- که جز پشیمانی حاصلی نداشت، و اندوهی غم بار سرانجام آن شد.
خدا شما را بکشد که دل من از دست شما پر خون، و سینهام از خشم مالامال است! کاسههای غم و اندوه را، جُرعه جُرعه به من نوشاندید، و با نافرمانی و ذلّت پذیری، رأی و تدبیر مرا تباه کردید، تا آنجا که قریش در حقِّ من گفت: «بی تردید پسر ابیطالب مردی دلیر است، ولی دانش نظامی ندارد.»
خدا پدرشان را مزد دهد، آیا یکی از آنها تجربههای جنگی سخت و دشوار مرا دارد؟ یا در پیکار توانست از من پیشی بگیرد؟ هنوز بیست سال نداشتم، که در میدان نبرد حاضر بودم، هم اکنون که از شصت سال گذشتهام. امّا دریغ، آن کس که فرمانش را اجرا نکنند، رأیی نخواهد داشت.
أَمَّا بَعْدُ یَا أَهْلَ الْعِرَاقِ فَإِنَّمَا أَنْتُمْ کَالْمَرْأَةِ الْحَامِلِ حَمَلَتْ فَلَمَّا أَتَمَّتْ أَمْلَصَتْ وَ مَاتَ قَیِّمُهَا وَ طَالَ تَأَیُّمُهَا وَ وَرِثَهَا أَبْعَدُهَا. أَمَا وَ اللَّهِ مَا أَتَیْتُکُمُ اخْتِیَاراً وَ لَکِنْ جِئْتُ إِلَیْکُمْ سَوْقاً وَ لَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّکُمْ تَقُولُونَ عَلِیٌّ یَکْذِبُ قَاتَلَکُمُ اللَّهُ تَعَالَی فَعَلَی مَنْ أَکْذِبُ أَ عَلَی اللَّهِ فَأَنَا أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِهِ أَمْ عَلَی نَبِیِّهِ فَأَنَا أَوَّلُ مَنْ صَدَّقَهُ کَلَّا وَ اللَّهِ لَکِنَّهَا لَهْجَةٌ غِبْتُمْ عَنْهَا وَ لَمْ تَکُونُوا مِنْ أَهْلِهَا وَیْلُ أُمِّهِ کَیْلًا بِغَیْرِ ثَمَنٍ لَوْ کَانَ لَهُ وِعَاءٌ وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ. [۴۷۳]
(امیر مؤمنان (ع) در سال ۳۸ هجری و پس از فریب خوردن کوفیان از مکر و حیله عمر و عاص و معاویه، هشدار گونه فرمود)
پس از ستایش پروردگار! ای مردم عراق! همانا شما به زن بارداری میمانید که در آخرین روزهای بارداری جنین خود را سقط کند، و سر پرستش بمیرد، و زمانی طولانی بیشوهر ماند، و میراث او را خویشاوندان دور غارت کنند.
آگاه باشید! من با اختیار خود به سوی شما نیامدم بلکه به طرف دیار شما کشانده شدم، به من خبر دادند که میگویید علی دروغ میگوید! خدا شما را بکشد، بر چه کسی دروغ روا داشتهام؟
آیا به خدا دروغ روا داشتم؟ در حالی که من نخستین کسی هستم که به خدا ایمان آوردم، یا بر پیامبرش؟ در حالی که من اول کسی بودم که او را تصدیق کردم! نه به خدا هرگز! آنچه گفتم واقعیتی است که شما از دانستن آن دورید، و شایستگی درک آن را ندارید، مادرتان در سوگ شما زاری کند «وای، وای، سردهد» پیمانۀ علم را به شما به رایگان بخشیدم، اگر ظرفیت داشته باشید، و به زودی خبر آن را خواهید فهمید.
احساس دلتنگی امیرمؤمنان (ع) نسبت به عدم وفاداری نیروها
وَ لَقَدْ أَصْبَحَتِ الْأُمَمُ تَخَافُ ظُلْمَ رُعَاتِهَا وَ أَصْبَحْتُ أَخَافُ ظُلْمَ رَعِیَّتِی. [۴۷۴]
امام علی (ع): این مسلم است که در تاریخ همواره ملتها از ستم زمامدارانشان در هراس بودهاند، جز امروز، که این منم که از ستم رعیت خویش، بیمناکم.
أَلَا إِنَّهُ قَدْ أَدْبَرَ مِنَ الدُّنْیَا مَا کَانَ مُقْبِلًا وَ أَقْبَلَ مِنْهَا مَا کَانَ مُدْبِراً وَ أَزْمَعَ التَّرْحَالَ عِبَادُ اللَّهِ الْأَخْیَارُ وَ بَاعُوا قَلِیلًا مِنَ الدُّنْیَا لَا یَبْقَی بِکَثِیرٍ مِنَ الْآخِرَةِ لَا یَفْنَی مَا ضَرَّ إِخْوَانَنَا الَّذِینَ سُفِکَتْ دِمَاؤُهُمْ وَ هُمْ بِصِفِّینَ أَلَّا یَکُونُوا الْیَوْمَ أَحْیَاءً یُسِیغُونَ الْغُصَصَ وَ یَشْرَبُونَ الرَّنْقَ قَدْ وَ اللَّهِ لَقُوا اللَّهَ فَوَفَّاهُمْ أُجُورَهُمْ وَ أَحَلَّهُمْ دَارَ الْأَمْنِ بَعْدَ خَوْفِهِمْ أَیْنَ إِخْوَانِیَ الَّذِینَ رَکِبُوا الطَّرِیقَ وَ مَضَوْا عَلَی الْحَقِّ أَیْنَ عَمَّارٌ وَ أَیْنَ ابْنُ التَّیِّهَانِ وَ أَیْنَ ذُو الشَّهَادَتَیْنِ وَ أَیْنَ نُظَرَاؤُهُمْ مِنْ إِخْوَانِهِمُ الَّذِینَ تَعَاقَدُوا عَلَی الْمَنِیَّةِ وَ أُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ إِلَی الْفَجَرَةِ قَالَ ثُمَّ ضَرَبَ بِیَدِهِ عَلَی لِحْیَتِهِ الشَّرِیفَةِ الْکَرِیمَةِ فَأَطَالَ الْبُکَاءَ ثُمَّ قَالَ ع أَوِّهِ عَلَی إِخْوَانِیَ الَّذِینَ تَلَوُا الْقُرْآنَ فَأَحْکَمُوهُ وَ تَدَبَّرُوا الْفَرْضَ فَأَقَامُوهُ أَحْیَوُا السُّنَّةَ وَ أَمَاتُوا الْبِدْعَةَ دُعُوا لِلْجِهَادِ فَأَجَابُوا وَ وَثِقُوا بِالْقَائِدِ فَاتَّبَعُوهُ. [۴۷۵]
امام علی (ع): زنهار که آن چه از دنیا روی آورده بود، پشت کرد، و آن چه پشت کرده بود دیگر بار روی آورد. بندگان نیک خدا آهنگ رفتن کردند، و ارزشهای ناچیز و ناپایدار دنیا را بر ارزشهای فراوان و فناناپذیر آخرت برنگزیدند.
آری، برادران همرزمی که خونشان در صفین فرو ریخت، از این که امروز زنده نیستند- تا خوراکشان غم و نوشابهشان خوناب دل باشد- هیچ زیانی نکردهاند.
به خدا سوگند که آنان به دیدار خداوند شتافتند، پس پاداششان را به کمال پرداخت و در پی دورانی نگرانی و ترس، در سرای امنیت مقامشان داد. کجایند آن برادران من که در راه روشن حرکت کردند و بر مبنای حق پیش رفتند؟ عمار کجاست؟ ابن تیهان کجاست؟ ذوشهادتین کجاست؟ و کجایند همانند آن یاران عزیز و برادران همرزمشان که با مرگ پیمان بستند و سرهاشان چونان پیامی به سوی بدان و ددان روانه شد؟
راوی گوید: آنک، دست خویش را بر سیما و محاسن شریف و کریم خویش کشید و از پس گریهای طولانی، گفتارش را پی گرفت:
آه بر آن برادران عزیزم که قرآن را تلاوت میکردند و از آن دریافتی استوار داشتند، وظیفۀ الهی خویش را با ژرف اندیشی اجرا کردند. سنت را زنده ساختند و بدعت را میراندند. آری، آنان به جهاد دعوت شدند، پس با دل و جان پذیرایش گشتند و با اعتمادی که به رهبر خود داشتند، حرکتش را پی گرفتند.
فرماندهی و مدیریت
لزوم و ضرورت فرماندهی
اذَا خَرَجَ ثَلاثةٌ فِی سَفَرٍ فَلْیُؤمِّروا احَدَهُم. [۴۷۶]
پیامبر (ص): اگر سه نفر برای مسافرت از خانه بیرون رفتند، بطور حتم یکی از افراد را امیر و فرمانده خود قرار دهند.
شایسته سالاری در نصب فرماندهی
استَعینُوا عَلَی کُلَّ صَنْعَةٍ بِصَالِحِ اهلِها. [۴۷۷]
پیامبر (ص): برای هر کاری از فرد شایسته برای آن کار استفاده کنید.
استفاده از فرماندهان نیرومند، با تجربه و خیراندیش در جنگ
أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی قَدْ وَلَّیْتُ النُّعْمَانَ بْنِ عَجْلَانَ الزُّرَقِیَّ عَلَی الْبَحْرَیْنِ وَ نَزَعْتُ یَدَکَ بِلَا ذَمٍّ لَکَ وَ لَا تَثْرِیبٍ عَلَیْکَ فَلَقَدْ أَحْسَنْتَ الْوِلَایَةَ وَ أَدَّیْتَ الْأَمَانَةَ فَأَقْبِلْ غَیْرَ ظَنِینٍ وَ لَا مَلُومٍ وَ لَا مُتَّهَمٍ وَ لَا مَأْثُومٍ فَلَقَدْ أَرَدْتُ الْمَسِیرَ إِلَی ظَلَمَةِ أَهْلِ الشَّامِ وَ أَحْبَبْتُ أَنْ تَشْهَدَ مَعِی فَإِنَّکَ مِمَّنْ أَسْتَظْهِرُ بِهِ عَلَی جِهَادِ الْعَدُوِّ وَ إِقَامَةِ عَمُودِ الدِّینِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ. [۴۷۸]
امام علی (ع): اما بعد، من نعمان پسر عجلان زرقی را سرپرست سیاست بحرین ساختم و تو را خلع ید کردم، بی آن که تو را گناهی باشد یا سزاوار نکوهشی باشی، چرا که تو به خوبی فرمانروایی کردهای و امانت را پاس داشتهای. پس بی آن که مورد کمترین بدگمانی و ملامتی باشی، یا دربارهات اتهام و گناهی مطرح باشد، روی به ما آور.
حقیقت این است که به سوی ستمگران شام آهنگ سفر کردهام و دوست دارم که تو همراهم باشی، زیرا تو از کسانی هستی که در جهاد با دشمن و برپا داشتن ستون دین، بر تو تکیه دارم. به خواست خدا
فَابْعَثْ إِلَیْهِمْ رَجُلًا مِحْرَباً وَ احْفِزْ مَعَهُ أَهْلَ الْبَلَاءِ وَ النَّصِیحَةِ. [۴۷۹]
امام علی (ع): پس باید مردی رزمآور برانگیزی، و خیر اندیشان سرد و گرم چشیدهای همراهش سازی و به سوی آنان گسیل داری.
ویژگیهای فرمانده مکتبی
دوازده ویژگی در نامه امام علی (ع) به مالک اشتر
خیرخواه، اطاعتپذیر، بردبار، صبور و شجاع، سلحشور، با تقوا، انعطافپذیر، حامی مستضعفان، قاطع و سازشناپذیر، پاسخگو، بلند نظر و بلند همت، مهربان و عطوف ... فَوَلِّ مِنْ جُنُودِکَ أَنْصَحَهُمْ فِی نَفْسِکَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِإِمَامِکَ وَ أَنْقَاهُمْ جَیْباً وَ أَفْضَلَهُمْ حِلْماً مِمَّنْ یُبْطِیُ عَنِ الْغَضَبِ وَ یَسْتَرِیحُ إِلَی الْعُذْرِ وَ یَرْأَفُ بِالضُّعَفَاءِ وَ یَنْبُو عَلَی الْأَقْوِیَاءِ وَ مِمَّنْ لَا یُثِیرُهُ الْعُنْفُ وَ لَا یَقْعُدُ بِهِ الضَّعْفُ ثُمَّ الْصَقْ بِذَوِی الْمُرُوءَاتِ وَ الْأَحْسَابِ وَ أَهْلِ الْبُیُوتَاتِ الصَّالِحَةِ وَ السَّوَابِقِ الْحَسَنَةِ ثُمَّ أَهْلِ النَّجْدَةِ وَ الشَّجَاعَةِ وَ السَّخَاءِ وَ السَّمَاحَةِ فَإِنَّهُمْ جِمَاعٌ مِنَ الْکَرَمِ وَ شُعَبٌ مِنَ الْعُرْفِ ثُمَّ تَفَقَّدْ مِنْ أُمُورِهِمْ مَا یَتَفَقَّدُ الْوَالِدَانِ مِنْ وَلَدِهِمَا وَ لَا یَتَفَاقَمَنَّ فِی نَفْسِکَ شَیْءٌ قَوَّیْتَهُمْ بِهِ وَ لَا تَحْقِرَنَّ لُطْفاً تَعَاهَدْتَهُمْ بِهِ وَ إِنْ قَلَّ فَإِنَّهُ دَاعِیَةٌ لَهُمْ إِلَی بَذْلِ النَّصِیحَةِ لَکَ وَ حُسْنِ الظَّنِّ بِکَ وَ لَا تَدَعْ تَفَقُّدَ لَطِیفِ أُمُورِهِمُ اتِّکَالًا عَلَی جَسِیمِهَا فَإِنَّ لِلْیَسِیرِ مِنْ لُطْفِکَ مَوْضِعاً یَنْتَفِعُونَ بِهِ وَ لِلْجَسِیمِ مَوْقِعاً لَا یَسْتَغْنُونَ عَنْهُ وَ لْیَکُنْ آثَرُ رُءُوسِ جُنْدِکَ عِنْدَکَ مَنْ وَاسَاهُمْ فِی مَعُونَتِهِ وَ أَفْضَلَ عَلَیْهِمْ مِنْ جِدَتِهِ بِمَا یَسَعُهُمْ وَ یَسَعُ مَنْ وَرَاءَهُمْ مِنْ خُلُوفِ أَهْلِیهِمْ حَتَّی یَکُونَ هَمُّهُمْ هَمّاً وَاحِداً فِی جِهَادِ الْعَدُوِّ فَإِنَّ عَطْفَکَ عَلَیْهِمْ یَعْطِفُ قُلُوبَهُمْ عَلَیْکَ وَ إِنَّ أَفْضَلَ قُرَّةِ عَیْنِ الْوُلَاةِ اسْتِقَامَةُ الْعَدْلِ فِی الْبِلَادِ وَ ظُهُورُ مَوَدَّةِ الرَّعِیَّةِ و إِنَّهُ لَا تَظْهَرُ مَوَدَّتُهُمْ إِلَّا بِسَلَامَةِ صُدُورِهِمْ وَ لَا تَصِحُّ نَصِیحَتُهُمْ إِلَّا بِحِیطَتِهِمْ عَلَی وُلَاةِ الْأُمُورِ وَ قِلَّةِ اسْتِثْقَالِ دُوَلِهِمْ وَ تَرْکِ اسْتِبْطَاءِ انْقِطَاعِ مُدَّتِهِمْ فَافْسَحْ فِی آمَالِهِمْ وَ وَاصِلْ فِی حُسْنِ الثَّنَاءِ عَلَیْهِمْ وَ تَعْدِیدِ مَا أَبْلَی ذَوُو الْبَلَاءِ مِنْهُمْ فَإِنَّ کَثْرَةَ الذِّکْرِ لِحُسْنِ أَفْعَالِهِمْ تَهُزُّ الشُّجَاعَ وَتُحَرِّضُ النَّاکِلَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ ... [۴۸۰]
برای فرماندهی سپاه کسی را برگزین که خیرخواهی او برای خدا و پیامبر (ص) و امام تو بیشتر، ودامن او پاکتر، شکیبایی او برتر باشد، از کسانی که دیر به خشم آید، و عذر پذیرتر باشد، و بر ناتوان رحمت آورد، و با قدرتمندان، با قدرت برخورد کند، دُرشتی او را به تجاوز نکشاند، و ناتوانی او را از حرکت باز ندارد.
سپس در نظامیان با خانوادههای ریشه دار، دارای شخصیت حساب شده، خاندانی پارسا، دارای سوابقی نیکو و درخشان، که دلاور و سلحشور و بخشنده و بلندنظرند، روابط نزدیک بر قرار کن، آنان همۀ بزرگواری را در خود جمع کرده، و نیکیها را در خود گرد آوردهاند. پس در کارهای آنان بگونهای بیندیش که پدری مهربان دربارۀ فرزندش میاندیشد، و مبادا آنچه را که آنان را بدان نیرومند میکنی در نظرت بزرگ جلوه کند، و نیکوکاری تو نسبت به آنان- هر چند اندک باشد- خوار مپندار، زیرا نیکی، آنان را به خیرخواهی تو خواند، و گمانشان را نسبت به تو نیکو گرداند، و رسیدگی به امور کوچک آنان را به خاطر رسیدگی به کارهای بزرگشان وامگذار، زیرا از نیکی اندک تو سود میبرند، و به نیکیهای بزرگ تو بینیاز نیستند.
برگزیدهترین فرماندهان سپاه تو، کسی باشد که از همه بیشتر به سربازان کمک رساند، و از امکانات مالی خود بیشتر در اختیارشان گذارد، به اندازهای که خانواده هایشان در پُشت جبهه، و خودشان در آسایش کامل باشند، تا در نبرد با دشمن، سربازان اسلام تنها به یک چیز بیندیشند.
همانا مهربانی تو نسبت به سربازان، دل هایشان را به تو میکشاند، و همانا برترین روشنی چشم زمامداران، برقراری عدل در شهرها و آشکار شدن محبت مردم نسبت به رهبر است، که محبت دلهای رعیت جز با پاکی قلبها پدید نمیآید، و خیرخواهی آنان زمانی است که با رغبت و شوق پیرامون رهبر را گرفته، و حکومت بار سنگینی را بر دوش رعیت نگذاشته باشد، و طولانی شدن مدت زمامداری بر ملت ناگوار نباشد.
پس آرزوهای سپاهیان را برآور، و همواره از آنان ستایش کن، و کارهای مهمی کمه انجام دادهاند بر شمار، زیرا یادآوری کارهای ارزشمند آنان، شجاعان را بر میانگیزاند، و ترسوها را به تلاش وا میدارد، انشاء اللّٰه.
برخوردار از دانش و توان جسمی
وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ. [۴۸۱]
و [خداوند] او [طالوت] را در علم و [قدرت] و جسم وسعت بخشیده است.
توضیح: خداوند، حضرت طالوت را به فرماندهی قوم بنی اسرائیل برگزیده بود.
خردمند
مَن استَعانَ بِذَوِی الالبابِ سَلَکَ سَبِیلَ الرَّشادِ. [۴۸۲]
امام علی (ع): آن کس که از خردمندان در کار خود مدد جوید، راه رشد و پیروزی را پیموده است.
خدمتگزار و بدور از ریاست طلبی
امام علی (ع): انَّا لَا نَستَعمَلُ عَلَی عَمَلِنَا هَذَا مَنْ طَلَبَ اوْ ارَادَ. [۴۸۳]
ما در کارهایمان کسی را که به دنبال مقام و منزلتی باشد، به کار نمیگیریم.
عدالتخواهی و پرهیز از هوای نفس
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْوَالِیَ إِذَا اخْتَلَفَ هَوَاهُ مَنَعَهُ ذَلِکَ کَثِیراً مِنَ الْعَدْلِ فَلْیَکُنْ أَمْرُ النَّاسِ عِنْدَکَ فِی الْحَقِّ سَوَاءً فَإِنَّهُ لَیْسَ فِی الْجَوْرِ عِوَضٌ مِنَ الْعَدْلِ فَاجْتَنِبْ مَا تُنْکِرُ أَمْثَالَهُ وَ ابْتَذِلْ نَفْسَکَ فِیَما افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْکَ رَاجِیاً ثَوَابَهُ وَ مُتَخَوِّفاً عِقَابَهُ وَ اعْلَمْ أَنَّ الدُّنْیَا دَارُ بَلِیَّةٍ لَمْ یَفْرُغْ صَاحِبُهَا فِیهَا قَطُّ سَاعَةً إِلَّا کَانَتْ فَرْغَتُهُ عَلَیْهِ حَسْرَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ أَنَّهُ لَنْ یُغْنِیَکَ عَنِ الْحَقِّ شَیْءٌ أَبَداً وَ مِنَ الْحَقِّ عَلَیْکَ حِفْظُ نَفْسِکَ وَ الِاحْتِسَابُ عَلَی الرَّعِیَّةِ بِجُهْدِکَ فَإِنَّ الَّذِی یَصِلُ إِلَیْکَ مِنْ ذَلِکَ أَفْضَلُ مِنَ الَّذِی یَصِلُ بِکَ وَ السَّلَامُ. [۴۸۴]
امام علی (ع): زمامداری که در گرایش عاطفی به دوگانگی دچار آید، بسا باشد که همین گرایش از عدالت بازش دارد. پس میباید که در رابطه با حق، تمامی مردم را یکسان بنگری، چرا که در جور و ستم، بهای عدالت را نتوان یافت. پس از آن چه در عملکرد دیگران نادرستش میشناسی، بپرهیز، و در رابطه با مسؤولیتها و تکلیفهای الهی، هوای نفس خویش را به چیزی مگیر و با این خودشکنی به پاداش او امید ببند و از کیفرش بیمناک باش.
و بدان که دنیا سرای آزمونی باشد که هر لحظۀ بیکاری در آن، در قیامت به افسوسی مبدل گردد و این را نیز بدان که هیچ چیز به هیچ روی از حق بینیازت نکند. و بخشی از حقی که بر تو است، خویشتن بانی و تلاشت در نظارت سازنده بر مردم باشد، که آنچه از آن به تو میرسد، برتر از آنی است که از نیروی تو در این راه سرمایهگذاری میشود. والسلام.
با تقوا، کنترل کننده هوسها و پرهیزگر از پرخاشگری
اتَّقِ اللَّهَ فِی کُلِّ صَبَاحٍ وَ مَسَاءٍ وَ خَفْ عَلَی نَفْسِکَ الدُّنْیَا الْغَرُورَ وَ لَا تَأْمَنْهَا عَلَی حَالٍ وَ اعْلَمْ أَنَّکَ إِنْ لَمْ تَرْدَعْ نَفْسَکَ عَنْ کَثِیرٍ مِمَّا تُحِبُّ مَخَافَةَ مَکْرُوهٍ سَمَتْ بِکَ الْأَهْوَاءُ إِلَی کَثِیرٍ مِنَ الضَّرَرِ فَکُنْ لِنَفْسِکَ مَانِعاً رَادِعاً وَ لِنَزْوَتِکَ عِنْدَ الْحَفِیظَةِ وَاقِماً قَامِعاً. [۴۸۵]
امام علی (ع): از بام تا شام تقوای الهی پیشه کن و از دنیای پرفریب بر خویشتن خویش بیمناک باش و در هیچ حالتی نسبت به دنیا احساس امنیت مکن.
تو را این نکته دانستی است که اگر نفس خویش را از چیزهایی که دوست میداری- به دلیل ناسزاواریشان- باز نداری، هوسها به جانب زیانهای فراوانی خواهندت کشید.
پس به تن خویش، هیولای نفس را دژ نگهبان باش. و در اوج خشم، خویش را از پرخاش و یورش، قاطعانه باز دار.
قاطع در سرکوبی شورشگران و حلّ بحرانها
فَإِنْ عَادُوا إِلَی ظِلِّ الطَّاعَةِ فَذَاکَ الَّذِی نُحِبُّ وَ إِنْ تَوَافَتِ الْأُمُورُ بِالْقَوْمِ إِلَی الشِّقَاقِ وَ الْعِصْیَانِ فَانْهَدْ بِمَنْ أَطَاعَکَ إِلَی مَنْ عَصَاکَ وَ اسْتَغْنِ بِمَنِ انْقَادَ مَعَکَ عَمَّنْ تَقَاعَسَ عَنْکَ فَإِنَّ الْمُتَکَارِهَ مَغِیبُهُ خَیْرٌ مِنْ مَشْهَدِهِ وَ قُعُودُهُ أَغْنَی مِنْ نُهُوضِهِ. [۴۸۶]
امام علی (ع): اگر به سایه سار طاعت باز آمدند، همان کردهاند که ما دوست میداریم، اما اگر مجموعۀ جریانها به ستیز و سرکشیشان کشید، با نیروهای زیر فرمانت، بی درنگ به سرکوبی عاصیان برخیز. با تکیه به نیروی داوطلبانی که تن به پیروی تو دادهاند، بی نیاز از کسانی باش که یاری خویش را از تو دریغ میدارند، زیرا کسی که با فشار و به ناگزیر در جبهه حاضر آید، غیبتش بهتر از حضور، و نشستنش به از برخاستن باشد.
مالک اشتر، اسوه فرماندهان (بنده خدا، هوشیار، شجاع، خیرخواه، مطیع و ...)
مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی الْقَوْمِ الَّذِینَ غَضِبُوا لِلَّهِ حِینَ عُصِیَ فِی أَرْضِهِ وَ ذُهِبَ بِحَقِّهِ فَضَرَبَ الْجَوْرُ سُرَادِقَهُ عَلَی الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ الْمُقِیمِ وَ الظَّاعِنِ فَلَا مَعْرُوفٌ یُسْتَرَاحُ إِلَیْهِ وَ لَا مُنْکَرٌ یُتَنَاهَی عَنْهُ أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَعَثْتُ إِلَیْکُمْ عَبْداً مِنْ عِبَادِ اللَّهِ لَا یَنَامُ أَیَّامَ الْخَوْفِ وَ لَا یَنْکُلُ عَنِ الْأَعْدَاءِ سَاعَاتِ الرَّوْعِ أَشَدَّ عَلَی الْفُجَّارِ مِنْ حَرِیقِ النَّارِ وَ هُوَ مَالِکُ بْنُ الْحَارِثِ أَخُو مَذْحِجٍ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوا أَمْرَهُ فِیَما طَابَقَ الْحَقَّ فَإِنَّهُ سَیْفٌ مِنْ سُیُوفِ اللَّهِ لَا کَلِیلُ الظُّبَةِ وَ لَا نَابِی الضَّرِیبَةِ فَإِنْ أَمَرَکُمْ أَنْ تَنْفِرُوا فَانْفِرُوا وَ إِنْ أَمَرَکُمْ أَنْ تُقِیمُوا فَأَقِیمُوا فَإِنَّهُ لَا یُقْدِمُ وَ لَا یُحْجِمُ وَ لَا یُؤَخِّرُ وَ لَا یُقَدِّمُ إِلَّا عَنْ أَمْرِی وَقَدْ آثَرْتُکُمْ بِهِ عَلَی نَفْسِی لِنَصِیحَتِهِ لَکُمْ وَ شِدَّةِ شَکِیمَتِهِ عَلَی عَدُوِّکُمْ. [۴۸۷]
از بندۀ خدا، علی امیرمؤمنان، به مردمی که برای خدا به خشم آمدند، آن هنگام که دیگران خدا را در زمین نافرمانی، و حق او را نابود کردند، پس ستم، خیمۀ خود را بر سر نیک و بد، مسافر و حاضر، و بر همگان، برافراشت، نه معروفی ماند که در پناه آن آرامش یابند، و نه کسی از زشتیها نهی میکرد.
پس از ستایش پروردگار! من بندهای از بندگان خدا را به سوی شما فرستادم، که در روزهای وحشت، نمیخوابد، و در لحظههای ترس از دشمن روی نمیگرداند، بر بدکاران از شعلههای آتش تندتر است، او مالک پسر حارث مذحجی است.
آنجا که با حق است، سخن او را بشنوید، و از او اطاعت کنید، او شمشیری از شمشیرهای خداست، که نه تیزی آن کُند میشود، و نه ضربت آن بیاثر است. اگر شما را فرمان کوچ کردن داد، کوچ کنید، واگر گفت بایستید، بایستید، که او در پیش روی و عقب نشینی و حمله، بدون فرمان من اقدام نمیکند.
مردم مصر! من شما را بر خود برگزیدم که او را برای شما فرستادم، زیرا او را خیرخواه شما دیدم، و سرسختی او را در برابر دشمنانتان پسندیدم.
وَ قَدْ أَمَّرْتُ عَلَیْکُمَا وَ عَلَی مَنْ فِی حَیِّزِکُمَا مَالِکَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ فَاسْمَعَا لَهُ وَ أَطِیعَا وَ اجْعَلَاهُ دِرْعاً وَ مِجَنّاً فَإِنَّهُ مِمَّنْ لَا یُخَافُ وَهْنُهُ وَ لَا سَقْطَتُهُ وَ لَا بُطْؤُهُ عَمَّا الْإِسْرَاعُ إِلَیْهِ أَحْزَمُ وَ لَا إِسْرَاعُهُ إِلَی مَا الْبُطْءُ عَنْهُ أَمْثَلُ. [۴۸۸]
امام علی (ع): اینک، مالک اشتر فرزند حارث را بر شما و بر هرکه زیر فرمان شما است فرماندهی میدهم، پس گوش به فرمانش باشید و او را زره و سپر خویش گیرید، که او از فرماندهانی باشد که هیچ نگرانی از سستی و سقوطش نباشد، همچنان که در مورد او این نگرانی نیست که به گاهی که شتاب خردمندانه است، سستی کند یا در مواردی که درنگ خردپذیرتر است، شتاب ورزد.
حفظ سلسه مراتب در فرماندهی
وَ قَدْ أَمَّرْتُ عَلَیْکُمَا وَ عَلَی مَنْ فِی حَیِّزِکُمَا مَالِکَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ فَاسْمَعَا لَهُ وَ أَطِیعَا. [۴۸۹]
اینک، مالک اشتر فرزند حارث را بر شما و بر هرکه زیر فرمان شما است فرماندهی میدهم، پس گوش به فرمانش باشید.
توضیح: این نامه به دو تن از امیران لشکر، زیاد بن نضر و شریح بن هانی نوشته شده و به آنان فرمان داده شده از مالک اشتر فرمان ببرند.
وظایف و اختیارت
نظارت بر عملکرد نیروهای تحت امر
مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی مَنْ مَرَّ بِهِ الْجَیْشُ مِنْ جُبَاةِ الْخَرَاجِ وَ عُمَّالِ الْبِلَادِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی قَدْ سَیَّرْتُ جُنُوداً هِیَ مَارَّةٌ بِکُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ قَدْ أَوْصَیْتُهُمْ بِمَا یَجِبُ لِلَّهِ عَلَیْهِمْ مِنْ کَفِّ الْأَذَی وَ صَرْفِ الشَّذَی وَ أَنَا أَبْرَأُ إِلَیْکُمْ وَ إِلَی ذِمَّتِکُمْ مِنْ مَعَرَّةِ الْجَیْشِ إِلَّا مِنْ جَوْعَةِ الْمُضْطَرِّ لَا یَجِدُ عَنْهَا مَذْهَباً إِلَی شِبَعِهِ فَنَکِّلُوا مَنْ تَنَاوَلَ مِنْهُمْ شَیْئاً ظُلْماً عَنْ ظُلْمِهِمْ وَ کُفُّوا أَیْدِیَ سُفَهَائِکُمْ عَنْ مُضَارَّتِهِمْ وَ التَّعَرُّضِ لَهُمْ فِیَما اسْتَثْنَیْنَاهُ مِنْهُمْ وَ أَنَا بَیْنَ أَظْهُرِ الْجَیْشِ فَارْفَعُوا إِلَیَّ مَظَالِمَکُمْ وَ مَا عَرَاکُمْ مِمَّا یَغْلِبُکُمْ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَا لَا تُطِیقُونَ دَفْعَهُ إِلَّا بِاللَّهِ وَ بِی فَأَنَا أُغَیِّرُهُ بِمَعُونَةِ اللَّهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ. [۴۹۰]
(نامه به فرماندارانی که لشکر از شهرهای آنان عبور میکند)
از بندۀ خدا، علی امیرمؤمنان، به گردآوران مالیات و فرمانداران شهرهایی که لشکریان از سرزمین آنان میگذرند. پس از یاد خدا و درود! همانا من سپاهیانی فرستادم که به خواست خدا بر شما خواهند گذشت، و آنچه خدا بر آنان واجب کرده و به ایشان سفارش کردم، و بر آزار نرساندن به دیگران، و پرهیز از هر گونه شرارتی تأکید کردهام، و من نزد شما و پیمانی که با شما دارم از آزار رساندن سپاهیان به مردم بیزارم، مگر آن که گرسنگی سربازی را ناچار گرداند، و برای رفع گرسنگی چارهای جز آن نداشته باشد. پس کسی را که دست به ستمکاری زند کیفر کنید، و دست افراد سبک مغز خود را از زیان رساندن به لشکریان، و زحمت دادن آنها جز در آنچه استثناء کردم باز دارید. من پشت سر سپاه در حرکتم، شکایتهای خود را به من رسانید، و در اموری که لشکریان بر شما چیره شدهاند که قدرت دفع آن را جز با کمک خدا و من ندارید، به من مراجعه کنید، که با کمک خداوند آن را برطرف خواهم کرد. ان شاء اللّٰه.
کِتابٌ کَتَبَهُ امیرَالمُؤمِنِین (علیه السلام) الَی زِیادِ ابن النَّضر، حِینَ انفذَه عَلَی مُقدّمتِهِ الَی صفّین ... وَ احْرُسْ عَسْکَرَکَ بِنَفسِکَ، وَ ایّاکَ انْ تَرْقُدَ اوْ تُصْبِحَ الّا غراراً اوْ مَضْمَضَةً، ثُمَّ لیکُنْ ذَلِکَ شَأنَکَ وَ دَأبَکَ حَتَّی تَنْتَهِی الَی عَدوِّکَ. [۴۹۱]
«ابن شعبه» نقل کرده که امیر مؤمنانت (ع) آن گاه که «زیاد بن نضر» را به عنوان پیشرو لشکر خود به صفین گسیل داشت به او نوشت: و تو باید خود شخصا مراقب و پاسدار لشکریان باشی و تا صبح نخوابی مگر به مقدار چرت زدن و چشمگرم شدن، و این برنامه را در طول راه تا وقت رودررو شدن با دشمن، ادامه دهی.
پرهیز از برخورد ناشایست با سپاهیان
«مَن خَذَلَ جُندَهُ نَصَر اضدادَه». [۴۹۲]
امام علی (ع): آن [فرماندهی] که سپاهیانش را خوار دارد، دشمنانش را یاری داده است.
تشویق و ستایش نیروها
وَ وَاصِلْ فِی حُسْنِ الثَّنَاءِ عَلَیْهِمْ وَ تَعْدِیدِ مَا أَبْلَی ذَوُو الْبَلَاءِ مِنْهُمْ فَإِنَّ کَثْرَةَ الذِّکْرِ لِحُسْنِ أَفْعَالِهِمْ تَهُزُّ الشُّجَاعَ وَتُحَرِّضُ النَّاکِلَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ ... [۴۹۳]
امام علی (ع) خطاب به مالک اشتر: و همواره از آنان ستایش کن، و کارهای مهم که انجام دادهاند بر شمار، زیرا یادآوری کارهای ارزشمند آنان، شجاعان را بر میانگیزاند، و ترسوها را به تلاش وا میدارد. انشاء اللّٰه.
تضعیف فرماندهی، مخالفت نیروها
«آفَةُ الجُندِ مُخٰالَفَةُ القٰادَة». [۴۹۴]
امام علی (ع): آفت سپاهیان، مخالفت با فرماندهان است.
ستاد و قرارگاه فرماندهی
لزوم قرار گرفتن ستاد و قرارگاه فرماندهی در قلب لشکر
فَإِذَا لَقِیتَ الْعَدُوَّ فَقِفْ مِنْ أَصْحَابِکَ وَسَطاً وَ لَا تَدْنُ مِنَ الْقَوْمِ دُنُوَّ مَنْ یُرِیدُ أَنْ یُنْشِبَ الْحَرْبَ وَ لَا تَبَاعَدْ عَنْهُمْ تَبَاعُدَ مَنْ یَهَابُ الْبَأْسَ حَتَّی یَأْتِیَکَ أَمْرِی وَ لَا یَحْمِلَنَّکُمُ شَنَانُهُمْ عَلَی قِتَالِهِمْ قَبْلَ دُعَائِهِمْ وَ الْإِعْذَارِ إِلَیْهِمْ. [۴۹۵]
امام علی (ع): چون با دشمن رو در رو شدی، در میان یاران بایست- نه چنان به دشمن نزدیک شو که جنگ افروزان را مانی، و نه چنان فاصله گیر که گویی از جنگ هراس داری- تا آن که فرمان مرا دریافت کنی. هرگز مبادا که دشمنی شان برانگیزدت که پیش از دعوت آنان به راه حق و اتمام حجت، پیکار را بیاغازی.
توضیح: این فرمان به امیر لشکر پیشرو، معقل بن قیس ریاحی در جنگ صفین صادر شده است.
ستاد فرماندهی امیرمؤمنان (ع)
وَ عَنه (علیه السلام)، انَّه کانَ اذَا زَحَفَ جَعَلَ میمنةً وَ میسرةً وَ قَلباً یَکُونُ هُوَ فِیهِ، وَ یَجعَلُ لَها رَوَابِطَ، وَ یُقَدِّمُ عَلَیهَا رِجالًا. [۴۹۶]
امیر مؤمنان (ع) هرگاه لشکر انبوهی فراهم میآورد، آن را به سه بخش تقسیم میکرد، میمنه (/ راست)، میسره (/ چپ) و قلب لشکر که خودش در میان آنان بود، و در میان لشکر کسانی را قرار میداد که عامل ارتباط میان افراد یا نهادها باشند، و مامورانی را پیشاپیش لشکر میفرستاد.
عدم لزوم حضور فرماندهی کل در جبهه جنگ
مَا بَالُکُمْ لَا سُدِّدْتُمْ لِرُشْدٍ وَ لَا هُدِیتُمْ لِقَصْدٍ أَ فِی مِثْلِ هَذَا یَنْبَغِی لِی أَنْ أَخْرُجَ وَ إِنَّمَا یَخْرُجُ فِی مِثْلِ هَذَا رَجُلٌ مِمَّنْ أَرْضَاهُ مِنْ شُجْعَانِکُمْ وَ ذَوِی بَأْسِکُمْ وَ لَا یَنْبَغِی لِی أَنْ أَدَعَ الْجُنْدَ وَ الْمِصْرَ وَ بَیْتَ الْمَالِ وَ جِبَایَةَ الْأَرْضِ وَ الْقَضَاءَ بَیْنَ الْمُسْلِمِینَ وَ النَّظَرَ فِی حُقُوقِ الْمُطَالِبِینَ ثُمَّ أَخْرُجَ فِی کَتِیبَةٍ أَتْبَعُ أُخْرَی أَتَقَلْقَلُ تَقَلْقُلَ الْقِدْحِ فِی الْجَفِیرِ الْفَارِغِ وَ إِنَّمَا أَنَا قُطْبُ الرَّحَی تَدُورُ عَلَیَّ وَ أَنَا بِمَکَانِی فَإِذَا فَارَقْتُهُ اسْتَحَارَ مَدَارُهَا وَ اضْطَرَبَ ثِفَالُهَا هَذَا لَعَمْرُ اللَّهِ الرَّأْیُ السُّوءُ وَ اللَّهِ لَوْ لَا رَجَائِی الشَّهَادَةَ عِنْدَ لِقَائِی الْعَدُوَّ وَ لَوْ قَدْ حُمَّ لِی لِقَاؤُهُ لَقَرَّبْتُ رِکَابِی ثُمَّ شَخَصْتُ عَنْکُمْ فَلَا أَطْلُبُکُمْ مَا اخْتَلَفَ جَنُوبٌ وَ شَمَالٌ طَعَّانِینَ عَیَّابِینَ حَیَّادِینَ رَوَّاغِینَ إِنَّهُ لَا غَنَاءَ فِی کَثْرَةِ عَدَدِکُمْ مَعَ قِلَّةِ اجْتَماعِ قُلُوبِکُمْ لَقَدْ حَمَلْتُکُمْ عَلَی الطَّرِیقِ الْوَاضِحِ الَّتِی لَا یَهْلِکُ عَلَیْهَا إِلَّا هَالِکٌ مَنِ اسْتَقَامَ فَإِلَی الْجَنَّةِ وَ مَنْ زَلَّ فَإِلَی النَّارِ. [۴۹۷]
امام علی (ع): شما را چه میشود؟ هرگز ره رستگاری نپویید! و به راه عدل هدایت نگردید! آیا در چنین شرائطی سزاوارست که من از شهر خارج شوم؟ هم اکنون باید مردی از شما که من از شجاعت و دلاوری او راضی و به او اطمینان داشته باشم، به سوی دشمن کوچ کند.
و برای من سزاوار نیست که لشکر و شهر و بیت المال و جمع آوری خراج و قضاوت بین مسلمانان، و گرفتن حقوق درخواست کنندگان را رها سازم، آنگاه با دستهای بیرون روم، و به دنبال دستهای به راه افتم، و چونان تیر نتراشیده در جعبهای خالی به این سو و آن سو سرگردان شوم! من چونان محور سنگ آسیاب، باید بر جای خود استوار بمانم تا همۀ امور کشور، پیرامون من و به وسیله من به گردش در آید، اگر من از محور خود دور شوم مدار آن بلرزد و سنگ زیرین آن فرو ریزد! به حق سوگند که این پیشنهاد بدی است!
به خدا سوگند! اگر امیدواری به شهادت در راه خدا را نداشتم، پای در رکاب کرده از میان شما میرفتم، و شما را نمیطلبیدم چندان که باد شمال و جنوب میوزد؛ زیرا شما بسیار طعنه زن، عیب جو، رویگردان از حق، و پر مکر و حیلهاید. مادام که افکار شما پراکنده است فراوانی تعداد شما سودی ندارد، من شما را به راه روشنی بردم که جز هلاکت خواهان، هلاک نگردند؛ آن کس که استقامت کرد به سوی بهشت شتافت و آن کس که لغزید در آتش سرنگون شد.
پرهیز دادن امام علی (ع)، خلیفه دوم را از حضور در جبهه جنگ قادسیه
فَکُنْ قُطْباً وَ اسْتَدِرِ الرَّحَی بِالْعَرَبِ وَ أَصْلِهِمْ دُونَکَ نَارَ الْحَرْبِ فَإِنَّکَ إِنْ شَخَصْتَ مِنْ هَذِهِ الْأَرْضِ انْتَقَضَتْ عَلَیْکَ الْعَرَبُ مِنْ أَطْرَافِهَا وَ أَقْطَارِهَا حَتَّی یَکُونَ مَا تَدَعُ وَرَاءَکَ مِنَ الْعَوْرَاتِ أَهَمَّ إِلَیْکَ مِمَّا بَیْنَ یَدَیْکَ إِنَّ الْأَعَاجِمَ إِنْ یَنْظُرُوا إِلَیْکَ غَداً یَقُولُوا هَذَا أَصْلُ الْعَرَبِ فَإِذَا اقْتَطَعْتُمُوهُ اسْتَرَحْتُمْ فَیَکُونُ ذَلِکَ أَشَدَّ لِکَلَبِهِمْ عَلَیْکَ وَ طَمَعِهِمْ فِیکَ. [۴۹۸]
چونان محور آسیاب، جامعه را به گردش درآور، و با کمک مردم، جنگ را اداره کن، زیرا اگر تو از این سرزمین بیرون شوی، مخالفان عرب از هر سو تو را رها کرده و پیمان میشکنند، چنانکه حفظ مرزهای داخل که پشت سر میگذاری مهمتر از آن باشد که در پیش روی خواهی داشت. همان، عجم اگر تو را در نبرد بنگرند، گویند این ریشۀ عرب است اگر آن را بریدید آسوده میگردید، و همین فکر سبب فشار و تهاجمات پیاپی آن میشود و طمع ایشان در تو بیشتر گردد.
إِنَّکَ مَتَی تَسِرْ إِلَی هَذَا الْعَدُوِّ بِنَفْسِکَ فَتَلْقَهُمْ فَتُنْکَبْ لَا تَکُنْ لِلْمُسْلِمِینَ کَانِفَةٌ دُونَ أَقْصَی بِلَادِهِمْ لَیْسَ بَعْدَکَ مَرْجِعٌ یَرْجِعُونَ إِلَیْهِ فَابْعَثْ إِلَیْهِمْ رَجُلًا مِحْرَباً وَ احْفِزْ مَعَهُ أَهْلَ الْبَلَاءِ وَ النَّصِیحَةِ فَإِنْ أَظْهَرَاللَّهُ فَذَاکَ مَاتُحِبُّ وَإِنْ تَکُنِالْأُخْرَی کُنْتَ رِدْءاً لِلنَّاسِ وَمَثَابَةً لِلْمُسْلِمِینَ. [۴۹۹]
امام علی (ع) به خلیفه دوم فرمود: باری اگر تو، به تن خویش، به سوی دشمن روان شوی و در رویارویی با آنان در هم بشکنی، مسلمانان را در دورترین نقاط مرزی حمایت گر نباشی، و پس از خود آنان را بیمرجع واگذاری.
پس باید مردی رزمآور برانگیزی، و خیر اندیشان سرد و گرم چشیدهای همراهش سازی و به سوی آنان گسیل داری، که اگر خداوند پیروزشان کرد، همان پیش آمده است که دوست میداری، و اگر به گونهای دیگر، تو پناه و تکیه گاه مسلمانان باشی.
نیرو
نقش اساسی نیرو در تحقق جهاد
ابن ابی عمیر عن بعض اصحابنا انه سُئل ابوعبداللّٰه (ع) مَا بَالَ امیرالمؤمنین (ع) لَم یُقاتِلُهم؟ فَقَال:
لِلّذِی سَبَقَ فِی عِلمِ اللّهِ ان یَکُونَ، وَ مَا کَان لَه ان یُقاتِلَهم وَ لَیسَ مَعَهُ الّا ثَلاثةُ رَهطٍ مِن المُؤمنینَ. [۵۰۰]
«ابن ابی عمیر» از یکی اصحاب ائمه (علیهم السلام) روایت کرده است که وی از امام صادق (ع) پرسید: سبب چه بود که امیر مؤمنان با (غاصبان خلافت) نجنگید؟ فرمود: برای آن که در علم خدا، آمده بود که این کار میشود، و با وجودی که جز سه گروه کوچک کمتر از ده نفر از مؤمنان، دیگران حاضر نشدند با وی همراهی کنند، برآن حضرت واجب نبود که با آنها بجنگد.
عَن سماعة، عَن ابیعبداللّه (ع) قَالَ: لَقَی عبّاد البصریّ علیّ بن الحسین (ع) فِی طَریقِ مَکَّة، فَقَالَ لَهُ یَا علیّ بن الحسین تَرَکْتَ الجِهادَ وَ صُعُوبَتَه، وَ اقْبَلْتَ عَلَی الحجّ وَ لِینِه، انّ اللّه عزّوجلّ یَقُول: «إِنَّ اللّٰهَ اشْتَریٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ» (الآیة) فَقَالَ عَلیّ بن الحسین (ع): اتِم الآیة فَقَالَ «التّٰائِبُونَ الْعٰابِدُونَ» الآیة، فَقَال علیُّ بن الحسین (ع): اذَا رَأَینَا هَولاءِ الّذِینَ هِذِهِ صِفَتُهم فَالجِهادُ مَعَهُم افضَلُ مِن الحَجِّ. [۵۰۱]
«سماعه» از امام صادق (ع) نقل کرده که آن حضرت فرمود: عباد بصری، امام علیبن الحسین (ع) (امام سجاد) را در راه مکه ملاقات کرد [به طعنه] گفت: علیبن الحسین! جهاد و سختیهایش را ترک کردی و به حج روی آوردی؛ خداوند میفرماید: «إِنَّ اللّٰهَ اشْتَریٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ» [۵۰۲] امام (ع) فرمود: آیه را تا آخر بخوان و تمام کن. عباد بصری گفت: «التّٰائِبُونَ الْعٰابِدُونَ» تا آخر آیه [۵۰۳].
امام (ع) فرمود: هنگامی که ببینم کسانی که میجنگند، چنین صفاتی دارند، [با آنان همراه میشدم، چرا که] در این صورت جهاد همراه اینها از حج بافضیلتتر است!
الّلهُمَّ انَّا نَشْکُو الیکَ غَیبةَ نَبیّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا وَ کَثْرَةِ عَدُّوِنَا وَ تَشَتَّتَ اهوَائِنَا وَ شِدَّةَ الزَّمَانِ وَ ظُهُورَ الفِتَنِ، أَعِنَّا عَلَیهِ بَفَتْحٍ تُعَجِّلُه وَ نَصْرٍ تُعِزُّ بِهِ سُلْطَانَ الحقَّ وَ تُظْهِرُه. [۵۰۴]
خدایا، ما نسبت به نبودِ پیامبرمان [در بین ما] و کمی افرادمان و زیادی دشمنانمان و پراکندگی آرزوهایمان و وجود مشکلات و فشار زمانه و ظهور فتنهها به تو شِکوه میکنیم.
(پس) ما را به سبب غلبۀ بر دشمن که در آن تعجیل کنی و به سبب پیروزی که با آن به ما عزت بخشی و حکومت حقی که آن را ظاهر سازی، یاریمان ده.
توضیح: کمی افراد در دعای امام (ع) اشاره بر نقش مهم نیرو در جنگ دارد.
بسیج و نیروهای مردمی
فراخوانی نیروهای مردمی برای جهاد با دشمنان
نَدْعُوکُم الَی اللّٰهِ وَ رَسُولِه، وَالَی جِهَادِ عَدوِّهِ، وَالشَّدَّةِ فِی امْرِهِ، وَابْتِغَاءِ رِضْوانِهِ، وَأدَاءِ فَرائِضِهِ، وَ تَوفِیرِ الفَئ لِأهْلِهِ. [۵۰۵]
امام علی (ع): ما شما را به سوی خداوند و فرستادۀ او فرا میخوانیم، دعوت میکنیم که با دشمن او جهاد کنید و در پیشبرد امر او سختکوش باشید و با اخلاص خود، خشنودی او را فراهم سازید و فرایض او را به جای آورید و نیازمندان را از تنگنا برهانید.
وَ اعْلَمُوا أَنَّ دَارَ الْهِجْرَةِ قَدْ قَلَعَتْ بِأَهْلِهَا وَ قَلَعُوا بِهَا وَ جَاشَتْ جَیْشَ الْمِرْجَلِ وَ قَامَتِ الْفِتْنَةُ عَلَی الْقُطْبِ فَأَسْرِعُوا إِلَی أَمِیرِکُمْ وَ بَادِرُوا جِهَادَ عَدُوِّکُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ. [۵۰۶]
امام علی (ع): اینک بدانید که پایگاه هجرت، اهل خویش را از خود رانده است و اهلش نیز از آن دل برکندهاند و خود، چونان دیگی جوشان، در جوش و خروش است و بحران به مرکز سرایت کرده است. پس به خواست خداوند، به سوی فرمانده خویش بشتابید و در جهاد با دشمن پیشدستی کنید. به خواست خدا.
أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی خَرَجْتُ مِنْ حَیِّی هَذَا إِمَّا ظَالِماً وَ إِمَّا مَظْلُوماً وَإِمَّا بَاغِیاً وَإِمَّا مَبْغِیّاً عَلَیْهِ وَإِنِّی أُذَکِّرُاللَّهَ مَنْ بَلَغَهُ کِتَابِی هَذَا لَمَّا نَفَرَ إِلَیَّ فَإِنْ کُنْتُ مُحْسِناً أَعَانَنِی وَ إِنْ کُنْتُ مُسِیئاً اسْتَعْتَبَنِی. [۵۰۷]
امیر مؤمنان (ع) به مردم کوفه نوشت: اما بعد، اینک پایگاه خویش را وانهادهام و به سوی دشمن روانه شدهام، ستمگر یا ستمدیده، متجاوز یا تجاوزدیده. اینک به تمامی کسانی که این نامه را میخوانند مسؤولیتی را که در پیشگاه خداوند دارند یادآور میشوم که به سوی من روی آرند، اگر نیکوکارم دیدند، به یاریم بشتابند و اگر بدکارم یافتند، به باد انتقادم گیرند.
تحریک احساسات مذهبی و ملی برای بسیج نیروها
... إِنِّی وَ اللَّهِ لَوْ لَقِیتُهُمْ وَاحِداً وَ هُمْ طِلَاعُ الْأَرْضِ کُلِّهَا مَا بَالَیْتُ وَ لَا اسْتَوْحَشْتُ وَ إِنِّی مِنْ ضَلَالِهِمُ الَّذِی هُمْ فِیهِ وَ الْهُدَی الَّذِی أَنَا عَلَیْهِ لَعَلَی بَصِیرَةٍ مِنْ نَفْسِی وَ یَقِینٍ مِنْ رَبِّی وَ إِنِّی إِلَی لِقَاءِ اللَّهِ لَمُشْتَاقٌ وَ حُسْنِ ثَوَابِهِ لَمُنْتَظِرٌ رَاجٍ وَ لَکِنَّنِی آسَی أَنْ یَلِیَ أَمْرَ هَذِهِ الْأُمَّةِ سُفَهَاؤُهَا وَ فُجَّارُهَا فَیَتَّخِذُوا مَالَ اللَّهِ دُوَلًا وَ عِبَادَهُ خَوَلًا وَ الصَّالِحِینَ حَرْباً وَ الْفَاسِقِینَ حِزْباً فَإِنَّ مِنْهُمُ الَّذِی قَدْ شَرِبَ فِیکُمُ الْحَرَامَ وَ جُلِدَ حَدّاً فِی الْإِسْلَامِ وَ إِنَّ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ یُسْلِمْ حَتَّی رُضِخَتْ لَهُ عَلَی الْإِسْلَامِ الرَّضَائِخُ فَلَوْ لَا ذَلِکَ مَا أَکْثَرْتُ تَأْلِیبَکُمْ وَ تَأْنِیبَکُمْ وَ جَمْعَکُمْ وَ تَحْرِیضَکُمْ وَ لَتَرَکْتُکُمْ إِذْ أَبَیْتُمْ وَ وَنَیْتُمْ أَ لَا تَرَوْنَ إِلَی أَطْرَافِکُمْ قَدِ انْتَقَصَتْ وَ إِلَی أَمْصَارِکُمْ قَدِ افْتُتِحَتْ وَ إِلَی مَمَالِکِکُمْ تُزْوَی وَ إِلَی بِلَادِکُمْ تُغْزَی انْفِرُوا رَحِمَکُمُ اللَّهُ إِلَی قِتَالِ عَدُوِّکُمْ وَ لَا تَثَّاقَلُوا إِلَی الْأَرْضِ فَتُقِرُّوا بِالْخَسْفِ وَ تَبُوءُوا بِالذُّلِّ وَیَکُونَ نَصِیبُکُمُ الْأَخَسَّ وَإِنَّ أَخَا الْحَرْبِ الْأَرِقُ وَ مَنْ نَامَ لَمْ یُنَمْ عَنْهُ وَ السَّلَامُ. ([۵۰۸]
امام علی (ع) به مردم مصر نوشت: به خدا سوگند! اگر تنها با دشمنان روبرو شوم، در حالی که آنان تمام روی زمین را پر کرده باشند، نه باکی داشته، و نه میهراسم. من به گمراهی آنان و هدایت خود که بر آن استوارم، آگاهم، و از طرف پروردگارم به یقین رسیدهام، و همانا من برای ملاقات پروردگار مشتاق، و به پاداش او امیدوارم. لکن از این اندوهناکم که بیخردان، و تبهکاران این امت، حکومت را به دست آورند، آنگاه مال خدا را دست به دست بگردانند، و بندگان او را به بردگی کشند، با نیکوکاران در جنگ، و با فاسقان همراه باشند، زیرا از آنان کسی در میان شماست که شراب نوشید و حد بر او جاری شد، و کسی که اسلام را نپذیرفت اما بنا حق بخششهایی به او عطا گردید. اگر اینگونه حوادث نبود شما را بر نمیانگیختم، و سرزنشتان نمیکردم، و شما را به گردآوری تشویق نمیکردم، و آنگاه که سرباز میزدید رهاتان میکردم.
آیا نمیبینید که مرزهای شما را تصرّف کردند؟ و شهرها را گشودند؟ و دستاوردهای شما را غارت کردند؟ و در میان شهرهای شما آتش جنگ را برافروختند؟ برای جهاد با دشمنان کوچ کنید، خدا شما را رحمت کند، در خانههای خود نمایند، که به ستم گرفتار و به خواری دچار خواهید شد و بهره زندگی شما از همه پستتر خواهد بود، و همانا برادر جنگ، بیداری و هوشیاری است، هر آن کس که به خواب رود، دشمن او نخواهد خوابید! با درود.
لزوم بسیج نیروهای داوطلب و اطاعت پذیر
فَإِنْ عَادُوا إِلَی ظِلِّ الطَّاعَةِ فَذَاکَ الَّذِی نُحِبُّ وَ إِنْ تَوَافَتِ الْأُمُورُ بِالْقَوْمِ إِلَی الشِّقَاقِ وَ الْعِصْیَانِ فَانْهَدْ بِمَنْ أَطَاعَکَ إِلَی مَنْ عَصَاکَ وَ اسْتَغْنِ بِمَنِ انْقَادَ مَعَکَ عَمَّنْ تَقَاعَسَ عَنْکَ فَإِنَّ الْمُتَکَارِهَ مَغِیبُهُ خَیْرٌ مِنْ مَشْهَدِهِ وَ قُعُودُهُ أَغْنَی مِنْ نُهُوضِهِ. [۵۰۹]
امام علی (ع) به برخی امیران لشکر: اگر به سایه سار طاعت باز آمدند، همان کردهاند که ما دوست میداریم، اما اگر مجموعۀ جریانها به ستیز و سرکشیشان کشید، با نیروهای زیر فرمانت، بی درنگ به سرکوبی عاصیان برخیز. با تکیه به نیروی داوطلبانی که تن به پیروی تو دادهاند، بی نیاز از کسانی باش که یاری خویش را از تو دریغ میدارند، زیرا کسی که با فشار و به ناگزیر در جبهه حاضر آید، غیبتش بهتر از حضور، و نشستنش به از برخاستن باشد.
نقش عالمان در جنگ
آموزش و هدایت نیروهای رزمنده
وَ مٰا کٰانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لٰا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طٰائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذٰا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ. [۵۱۰]
و شایسته نیست مؤمنان همگی [برای جهاد] کوچ کنند. پس چرا از هر فرقهای از آنان، دستهای کوچ نمیکنند تا [دستهای بمانند و] در دین آگاهی پیدا کنند و قوم خود را- وقتی به سوی آنان بازگشتند- بیم دهند، باشد که آنان [از کیفر الهی] بترسند؟
حضور عالمان در جبهۀ جنگ و نبرد با دشمن
وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قٰاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَمٰا وَهَنُوا لِمٰا أَصٰابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ مٰا ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکٰانُوا وَ اللّٰهُ یُحِبُّ الصّٰابِرِینَ. [۵۱۱]
و چه بسیار پیامبرانی که همراه آنها مردان الهی فراوانی کارزار کردند؛ و در برابر آنچه در راه خدا بدیشان رسید، سستی نورزیدند و ناتوان نشدند؛ و تسلیم [دشمن] نگردیدند و خداوند، شکیبایان را دوست دارد.
جایگاه و مقام مجاهدان
مجاهدان محبوب خدا
إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیٰانٌ مَرْصُوصٌ.[۵۱۲]
در حقیقت، خدا دوست دارد کسانی را که در راه او صف در صف، چنانکه گویی بنایی ریخته شده از سرباند، جهاد میکنند.
سوگند خداوند به اسبان مجاهدان
وَ الْعٰادِیٰاتِ ضَبْحاً فَالْمُورِیٰاتِ قَدْحاً فَالْمُغِیرٰاتِ صُبْحاً فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً. [۵۱۳]
سوگند به مادیانهایی که با همهمه تازاناند، و [با سمهای خود] برق [از سنگ] همی جهاناند، و صبحگاهان هجوم آرند، و با آن [یورش]، گَردی برانگیزند، و بدان [هجوم]، در دل گروهی درآیند.
برتری مجاهدان در راه خدا بر غیر مجاهدان
أَ جَعَلْتُمْ سِقٰایَةَ الْحٰاجِّ وَ عِمٰارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ کَمَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ جٰاهَدَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ لٰا یَسْتَوُونَ عِنْدَ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ لٰا یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ. [۵۱۴]
آیا سیراب ساختن حاجیان و آباد کردن مسجد الحرام را همانند [کار] کسی پنداشتهاید که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و در راه خدا جهاد میکند؟ [نه، این دو] نزد خدا یکسان نیستند، و خدا بیدادگران را هدایت نخواهد کرد.
لٰا یَسْتَوِی الْقٰاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجٰاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّٰهُ الْمُجٰاهِدِینَ بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقٰاعِدِینَ دَرَجَةً وَ کُلًّا وَعَدَ اللّٰهُ الْحُسْنیٰ وَ فَضَّلَ اللّٰهُ الْمُجٰاهِدِینَ عَلَی الْقٰاعِدِینَ أَجْراً عَظِیماً. [۵۱۵]
مؤمنان خانهنشین که زیاندیده نیستند با آن مجاهدانی که با مال و جان خود در راه خدا جهاد میکنند، یکسان نمیباشند. خداوند، کسانی را که با مال و جان خود جهاد میکنند، به درجهای بر خانهنشینان مزیّت بخشیده، و همه را خدا وعدۀ [پاداش] نیکو داده و [لی] مجاهدان را بر خانهنشینان به پاداشی بزرگ، برتری بخشیده است.
دَرَجٰاتٍ مِنْهُ وَ مَغْفِرَةً وَ رَحْمَةً وَ کٰانَ اللّٰهُ غَفُوراً رَحِیماً. [۵۱۶]
[پاداش بزرگی که] به عنوان درجات و آمرزش و رحمتی از جانب او [نصیب آنان میشود]، و خدا آمرزندۀ مهربان است.
وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هٰاجَرُوا وَ جٰاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ الَّذِینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولٰئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ. [۵۱۷]
و آنها که ایمان آوردند و هجرت نمودند و در راه خدا جهاد کردند، و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنان مؤمنان حقیقیاند؛ برای آنها، آمرزش [و رحمت خدا] و روزیِ شایستهای است.
کَتَبَ ابُو جَعفَر (ع) فِی رِسَالَتِه الَی بَعضِ خُلفاءِ بَنی امیّه: وَ مِن ذَلِکَ مَاضَیَّعَ الجِهادَ الّذِی فَضَّلَه اللّه عزّوجلّ عَلَی الاعمالِ، وَ فَضَّلَ عَامِلَه عَلَی العُمّالِ تَفضیلًا فِی الدَّرجاتِ وَ المَغفِرةِ وَ الرَّحْمةِ لانَّه ظَهَرَ بِه الدّینُ، وَ بِه یُدفَعُ عَنِ الدّینِ، وَ بِهِ اشتَری اللّه مِن المؤمنینَ انفُسَهم وَ اموَالَهُم بِالجنّةِ بَیعاً مُفلِحاً مُنْجِحاً. [۵۱۸]
امام باقر (ع) در نامهای به برخی خلفاء بنی امیه به مباحثی از جهاد اشاره میکند، از جمله اینکه جهاد ضایع شده است. جهادی که خداوند عزوجل آن را بر اعمال بندگان برتری بخشیده و مجاهد را با مفتخر کردن به درجات، بخشودگی و رحمت بر امت خویش برتری داده است، چون به واسطه جهاد، دین ظهور مییابد و از کیان اسلام دفاع میشود.
و خداوند جان و مال مؤمنان را در ازاء بهشت میخرد، چه معاملۀ سود آوری ونجات بخشی!
خیرات و رستگاری از آن مجاهدان
لٰکِنِ الرَّسُولُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جٰاهَدُوا بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ وَ أُولٰئِکَ لَهُمُ الْخَیْرٰاتُ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. [۵۱۹]
ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردهاند، با مال و جانشان به جهاد برخاستهاند و ایناناند که همۀ خوبیها برای آنان است، اینان همان رستگاراناند.
أَعَدَّ اللّٰهُ لَهُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا ذٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ. [۵۲۰]
خدا برای آنان باغهایی آماده کرده است که از زیر [درختان] آن نهرها روان است، [و] در آن جاودانهاند. این همان رستگاری بزرگ است.
مقامی والا و بهشت جاودان
الَّذِینَ آمَنُوا وَ هٰاجَرُوا وَ جٰاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّٰهِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰائِزُونَ. [۵۲۱]
کسانی که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداختهاند، نزد خدا مقامی هرچه والاتر دارند و اینان همان رستگاراناند.
یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوٰانٍ وَ جَنّٰاتٍ لَهُمْ فِیهٰا نَعِیمٌ مُقِیمٌ. [۵۲۲]
پروردگارشان آنان را از جانب خود، به رحمت و خشنودی و باغهایی [در بهشت] که در آنها نعمتهایی پایدار دارند، مژده میدهد.
خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً إِنَّ اللّٰهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ. [۵۲۳]
جاودانه در آنها خواهند بود، در حقیقت، خداست که نزد او پاداش بزرگ است.
غفران الهی و بخشش گناهان و لغزشها
إِنَّ الَّذِینَ تَوَلَّوْا مِنْکُمْ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعٰانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّیْطٰانُ بِبَعْضِ مٰا کَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللّٰهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ حَلِیمٌ. [۵۲۴]
کسانی از شما که در روز روبهرو شدن دو جمعیت با یکدیگر [در جنگ احد] فرار کردند، شیطان آنها را بر اثر بعضی از گناهانی که مرتکب شده بودند، به لغزش انداخت؛ و قطعاً خداوند از آنها درگذشت؛ زیرا خداوند، آمرزنده و بردبار است.
ثُمَّ إِنَّ رَبَّکَ لِلَّذِینَ هٰاجَرُوا مِنْ بَعْدِ مٰا فُتِنُوا ثُمَّ جٰاهَدُوا وَ صَبَرُوا إِنَّ رَبَّکَ مِنْ بَعْدِهٰا لَغَفُورٌ رَحِیمٌ. [۵۲۵]
با این حال، پروردگار تو نسبت به کسانی که پس از [آن همه] زجر کشیدن، هجرت کرده و سپس جهاد نمودند و صبر پیشه ساختند، پروردگارت [نسبت به آنان] بعد از آن [همه مصائب] آمرزنده و مهربان است.
فَالَّذِینَ هٰاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ وَ أُوذُوا فِی سَبِیلِی وَ قٰاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ ثَوٰاباً مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوٰابِ. [۵۲۶]
پس، کسانی که هجرت کرده و از خانههای خود رانده شده و در راه من آزار دیده و جنگیده و کشته شدهاند، بدیهایشان را از آنان میزدایم، و آنان را در باغهایی که از زیر [درختان] آن نهرها روان است، درمیآورم؛ [این] پاداشی است از جانب خدا و پاداش نیکو نزد خداست.
عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ (ع) قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ إنِّی رَاغِبٌ فِی الْجِهَادِ نَشِیطٌ قَالَ (ص): فَجَاهِدْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَإِنَّکَ إنْ تُقْتَلْ کُنْتَ حَیّاً عِنْدَ اللَّهِ تُرْزَقُ وَ إِنْ مِتَّ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُکَ عَلَی اللَّهِ وَ إِنْ رَجَعْتَ خَرَجْتَ مِنَ الذُّنُوبِ کَمَا وُلِدْتَ. [۵۲۷]
«جابر» از امام صادق (ع) نقل میکند که فرمود: مردی خدمت پیامبر (ص) آمد و گفت: ای رسول خدا! من به راستی مشتاق جهاد هستم. رسول خدا (ص) فرمود: پس در راه خدا جهاد کن که اگرکشته شوی، زنده هستی و نزد خدا روزی میخوری، و اگر مُردی اجر تو بر خداست و اگر (از جبهه) برگشتی، از گناهان پاک شده و مانند کسی میشوی که تازه متولد شده است.
معامله مجاهدان با خداوند
إِنَّ اللّٰهَ اشْتَریٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرٰاةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفیٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللّٰهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بٰایَعْتُمْ بِهِ وَ ذٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ. [۵۲۸]
در حقیقت، خدا از مؤمنان، جان و مالشان را به [بهای] اینکه بهشت برای آنان باشد، خریده است؛ همان کسانی که در راه خدا میجنگند و میکُشند و کشته میشوند. [این] به عنوان وعدۀ حقّی در تورات و انجیل و قرآن بر عهدۀ اوست. و چه کسی از خدا به عهد خویش وفادارتر است؟
پس به این معاملهای که با او کردهاید شادمان باشید، و این همان کامیابی بزرگ است.
محاسبه کوچکترین عمل مجاهدان به عنوان عمل صالح
مٰا کٰانَ لِأَهْلِ الْمَدِینَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرٰابِ أَنْ یَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللّٰهِ وَ لٰا یَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ لٰا یُصِیبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لٰا نَصَبٌ وَ لٰا مَخْمَصَةٌ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لٰا یَطَؤُنَ مَوْطِئاً یَغِیظُ الْکُفّٰارَ وَ لٰا یَنٰالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَیْلًا إِلّٰا کُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صٰالِحٌ إِنَّ اللّٰهَ لٰا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ. [۵۲۹]
مردم مدینه و بادیه نشینان را نَرَسد که از [فرمان] پیامبر خدا سرباز زنند و جان خود را عزیزتر از جان او بدانند؛ چرا که هیچ تشنگی و رنج و گرسنگیای در راه خدا به آنان نمیرسد؛ و در هیچ مکانی که کافران را به خشم میآورد قدم نمیگذارند و از دشمن غنیمتی به دست نمیآورند مگر اینکه به سبب آن، عمل صالحی برای آنان [در کارنامهشان] نوشته میشود؛ زیرا خدا پاداش نیکوکاران را ضایع نمیکند.
وَ لٰا یُنْفِقُونَ نَفَقَةً صَغِیرَةً وَ لٰا کَبِیرَةً وَ لٰا یَقْطَعُونَ وٰادِیاً إِلّٰا کُتِبَ لَهُمْ لِیَجْزِیَهُمُ اللّٰهُ أَحْسَنَ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ. [۵۳۰]
و هیچ مال کوچک و بزرگی را انفاق نمیکنند و هیچ وادیی را نمیپیمایند مگر اینکه به حساب آنان نوشته میشود، تا خدا آنان را به بهتر از آنچه میکردند پاداش دهد.
قال النبیّ (ص) اخبرَنی جبرئیلُ بِأمرٍ قَرَّت بِه عَینی وَ فَرحَ بِه قَلبی قَالَ، یامُحمّد مَن غَزا مِن امَّتِکَ فِی سَبیلِ اللّه فَاصَابَهُ قَطرةٌ مِن السّماءِ او صُداعٌ کَتَبَ اللّه لَه [کانت له] شهادةً یَومَ القِیامَةِ. [۵۳۱]
پیامبر (ص) فرمود: جبرئیل، مرا به امری خبر داد که چشمم به آن روشن و قلبم به آن، شاد شد.
جبرئیل گفت: ای محمد! هرکس از امت تو، در راه خدا بجنگد، (و در این راه کوچکترین آزاری ببیند) پس قطرهای باران از آسمان به او اصابت کند، یا سردرد بگیرد، خداوند، روز قیامت در برابر هر کدام، (ثواب) شهادت برایش منظور فرماید!
عَلیّ بن الحسین، عَن ابیه (علیهما السلام)، عَن ابی ذَر- فِی حدیثٍ- انَّه قَالَ لَهُ رَسُولُ اللّه (صلّی اللّه عَلَیه وَ آلِه) فِی مَرَضٍ وَفاتِه: «وَ مَنْ خَتَمَ لَهُ بِجِهادٍ فِی سَبیلِ اللّه وَ لَو قَدْرَ فُواقَ ناقةٍ، دَخَل الجنّةَ». [۵۳۲]
پیغمبر خدا (ص) در بیماریی که به درگذشتش از این جهان انجامید فرمود: و هرکه زندگانیاش در (جهاد) در راه خدا پایان یابد، گرچه به اندازه باز و بسته کردن و فشردن انگشتانِ دوشنده شیر شتر، باشد (به پاداش آن) وارد بهشت برین خواهد شد.
بهره مندی از پاداش بزرگ الهی
فَلْیُقٰاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ الَّذِینَ یَشْرُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا بِالْآخِرَةِ وَ مَنْ یُقٰاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً. [۵۳۳]
پس، باید کسانی که زندگی دنیا را به آخرت سودا میکنند، در راه خدا بجنگند؛ و هر کس در راه خدا بجنگد و کشته یا پیروز شود، به زودی پاداشی بزرگ به او خواهیم داد.
وَ عَنهُ (صلی اللّٰه علیه و آله) قَالَ: «کُلُّ حَسَنَاتِ بَنِی آدَمَ تُحصِیهَا المَلائکة الّا حَسَنَاتِ الُمجاهِدینَ، فَانَّهُم یَعجُزونَ عَن عِلْم ثَوابِهَا». [۵۳۴]
از پیغمبر (ص) فرمود: «تمامی حسنات آدمیزادگان را ملائکه آمارگیری و ضبط و کنترل میکنند، مگر حسنات جهادگران راه خدا؛ چون از دانستن (مقدار) ثواب آنها ناتواناند.
اجابت دعای مجاهدان
وَ عَنهُ علیهالسلام انَّ رَسُولَ اللّه صلّی اللّه عَلَیهِ وَ آلِه قَالَ: لَمّا دَعَا مُوسَی وَ هَارُونُ رَبَّهُما قَال اللّه: قَدْ اجَبتُ دَعْوتَکُما، وَ مَن غَزَا فِی سَبیلٖی استَجیبُ لَه کمَا استَجَبتُ لَکُما الَی یَوْمِ القیامَةِ. [۵۳۵]
علی (ع) از رسول خدا (ص) چنین نقل کردند: هنگامی که موسی (ع) و هارون (ع) خدا میخواندند، خداوند فرمود: دعای شما را اجابت کردم و هرکسی که در راه من بجنگد (نیز) دعای او را اجابت میکنم همانطور که دعای شما را اجابت کردم و (این اجابت دعا) تا روز قیامت ادامه دارد.
عِیسَی بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْقُمِّیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ ثَلَاثَةٌ دَعْوَتُهُمْ مُسْتَجَابَةٌ أَحَدُهُمُ الْغَازِی فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونَهُ. [۵۳۶]
«عیسی بن عبداللّٰه قمی» از امام صادق (ع) نقل کرد که فرمود: سه نفر دعایشان مستجاب میشود؛ یکی از آنها رزمنده و مجاهد فی سبیل اللّٰه است. پس توجه کنید چگونه (در زمانی که وی در جبهه هست) به کارهای خانوادهاش رسیدگی میکنید.
هفت فضیلت برای مجاهدان در روایت امام رضا (ع)
[علی بن موسی (ع)] عن آبائه (علیهم السلام)، عن علی بن الحسین (علیهما السلام)، قال بَینَهُما امیرَ المومنین علی بن ابی طالبٍ (علیهما السلام) یَخطُبُ النَّاسَ وَ یَحضُّهُم عَلَی الجِهادِ، اذْ قَامَ الیهِ شابٌّ فَقَالَ: یَا امیرَ المُؤمنینَ اخبِرنِی عَن فَضلِ الغُزاةِ فِی سَبیل اللّه، فَقَال علیّ (علیه السلام): کُنتُ ردیفَ رَسولِ اللّه (صلی اللّٰه علیه و آله) عَلَی نَاقَتِهِ العَضْبَاءِ، وَ نَحنُ قَافِلُون مِن غَزوة ذَاتِ السّلاسِلِ، فَسَأَلتُه عَمَّا سَأَلتَنِی عَنْهُ، فَقَال: انَّ الغُزاةَ اذَا هَمُّوا بِالغَزوِ کَتَبَ اللّهُ لَهُم بَراءةً مِن النّارِ، (فَاذا تَجهّزُوا لِغَزوِهِم) بٰاهِیَ اللّهُ تَعَالٰی بِهِم المَلائکةَ، فَاذَا وَدَّعَهُم اهلُوهُم بَکَتْ عَلَیهم الحِیطَانُ وَالبُیوتُ، وَ یَخرُجوُن مِن ذُنُوبِهم کمَا تَخرُجُ الحیّةُ مِن سَلْخِها، وَ یُوَکِّلُ اللّه عزّوجلّ بِکُلِّ رَجُلٍ مِنهُم اربَعِینَ الف مَلَکٍ، یَحفَظُونَه مِن بَینَ ایدِیهِ وَ مَن خَلفِه وَ عَن یَمِینِهِ وَ عَن شِمَالِه، وَ لَا یَعمَلُونَ حَسنةً الَّا ضُعِّفَتْ لَهُ، وَ یُکتَبُ لَهُ کُلَّ یَومٍ عِبادةُ الفِ رَجلٍ یَعبُدُونَ اللّهَ الفَ سَنَةٍ، کُلُّ سَنَة ثَلاثمائةٍ وَ سِتّونَ یَوماً، الیومُ مِثلُ عُمرِ الدُّنیَا، وَاذَا صَارُوا بِحَضرَة عَدُوِّهِمْ انقَطَعَ عِلْمُ اهلِ الدُّنیَا عَن ثَوابِ اللّه ایّاهُمْ، وَ اذَا بَرَزُوا لِعَدُوِّهِم وَ اشرِعَتْ الأَسِنّةُ وَ فُوِّقَتْ السَّهامُ وَ تَقَدَّمَ الرَّجُلُ الَی الرّجُل، حَفَّتهُم الملائکةُ بِأَجْنِحَتِهِم وَ یَدْعُونَ اللّهَ تعالَی لَهُم بِالنّصْرِ وَ التّثبِیت، وَ نَادَی مُنادٍ: الجَّنةُ تَحتَ ظِلالِ السُّیُوفِ. [۵۳۷]
امام رضا (ع)- از قول پدرانش از امام سجاد (ع)- فرمود: «هنگامی که امیر مؤمنان؛ علیبن ابی طالب (علیهالسلام) برای مردم سخن میگفت و آنان را به جهاد با دشمن فرامیخواند (و تشویق میکرد)، جوانی به پاخاست و گفت:
ای امیر مؤمنان! از فضیلت رزمندگانی که در راه خدا به نبرد میپردازند برایم بگو.
علی (ع) فرمود: آنگاه که از غزوه ذات السلاسل (هفتم هجری) بازمیگشتیم، پیغمبر خدا (ص) بر ناقه عضباء سوار بود، و من پشت سرش قرار داشتم آن روز، من نیز همین پرسش را از آن بزرگوار کردم. فرمود: جنگجویانِ با کفار هنگامی که عزم جهاد میکنند، پروردگار، نامه آزادی از آتش دوزخ را برایشان مینویسد و چون ابزار و اسباب جنگ را فراهم میآورند، خداوند در برابر فرشتگان به آنان میبالد.
هنگامی که با اعضای خانواده خود وداع میکنند، دیوارها و خانهها میگریند و آنان از گناهان خود بیرون میروند همچون ماری که از پوست خود خارج شود.
پروردگار بر هر سربازی، چهل فرشته میگمارد، که از پیش رو، و از پشت سر، و از سمت راست و طرف چپ، نگهدار اویند.
و هیچ کار خیری انجام نمیدهند مگر آن که پاداشش چند برابر نوشته میشود. در هر روز ثواب عبادت هزار مرد که هر کدام، خدا را هزار سال عبادت کرده باشد، و هر سال آن سیصد و شصت روز و هر روز آن، مانند عمر دنیا باشد. و چون به اردوگاه دشمن برسند، جهانیان از [میزان] ثوابهایی که خداوند به آنان خواهد داد ناآگاهند و آنگاه که با دشمنانشان مشغول کارزار شوند و نیزههای خود را محکم به دست گرفته، به حرکت درآورند و تیرها را به چله کمان گذارند و به سوی دشمن پیشروی کنند. فرشتگان بالهای خود را بر آنان میگسترند و برای پیروزی و ثبات و استقامتشان دعا میکنند، و جارچی خبری را با صدای بلند به دیگران میرساند:
«که بهشت زیر سایه شمشیرها است».
شش فضیلت برای مجاهدان در سخن پیامبر اکرم (ص)
عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) أَنَّهُ قَالَ فِی حَدِیثٍ وَ مَنْ خَرَجَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ مُجَاهِداً فَلَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ سَبْعُمِائَةِ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ یُمحَی عَنْهُ سَبعُمِائَةِ أَلْفَ سَیِّئَةٍ وَ یُرْفَعُ لَهُ سَبْعُمِائَةِ أَلْفِ دَرَجَةٍ وَ کَانَ فِی ضَمَانِ اللَّهِ بِأَیِّ حَتْفٍ مَاتَ کَانَ شَهِیداً وَ إِنْ رَجَعَ رَجَعَ مَغْفُوراً لَهُ مُسْتَجَاباً دُعَاؤُهُ.[۵۳۸]
از پیامبر خدا (ص) روایت شده که فرمود: و کسی که به قصد جهاد در راه خدا (از منزل و شهر و دیار خود) خارج شود، به ازای هر قدمی که برمیدارد ۷۰۰ هزار حسنه برای او نوشته شده و ۷۰۰ هزار گناه از (پرونده اعمال او) محو میشود ومقام و منزلت او ۷۰۰ هزار درجه بالا میرود، و همواره خداوند، عهدهدار اجرای امور او است و به هر نوع مرگی که بمیرد شهید از دنیا رفته است و اگر به سلامت بازگردد، آمرزیده بازگشته و دعایش پذیرفته خواهد بود.
اختصاص باب المجاهدین در بهشت، برای مجاهدان
عَن السَکُونی، عَن ابی عَبداللّٰه (ع) قَالَ: قال رُسُولُ اللّه (ص): لِلْجَنّةِ بابٌ یُقالُ لَه: بَابُ الُمجاهِدِین یَمضُونَ الَیهِ فَاذَا هُوَ مَفتُوحٌ وَ هُم مُتَقَلِّدُونَ بِسُیُوفِهِم، وَ الجَمعُ فِی المَوقِفِ وَ المَلائکةُ تُرَحِّبُ بِهِم، قَالَ: فَمَنْ تَرَکَ الجِهادَ الْبَسهُ اللّه ذُلًّا وَفَقرَاً فِی مَعِیشَتِه وَ مَحقاً فِی دِیِنِهِ انَّ اللّه اغْنِی [اعز] امّتی بِسَنَابِکَ خَیلِها وَ مَراکزِ رِمَاحِهَا. [۵۳۹]
«سکونی» از امام صادق (ع) و ایشان از پیغمبر خدا (ص) چنین نقل کرد: در بهشت، دری است که به آن، «درِ جهادگران راه خدا» گفته میشود. روز رستاخیز وقتی مردم برای حسابرسی، در جایگاه مخصوصی، گرد آمدهاند، آنان که در راه خدا، جهاد کردهاند در حالی که شمشیر (سلاح) خود را به دوش آویختهاند خویش را به آن در میرسانند؛ در این هنگام، در، گشوده میشود و فرشتگان به آنان خیر مقدم و خوشامد میگویند.
آنگاه فرمود: پس هرکه جهاد را، ترک کند پروردگار، لباس گرفتاری، خواری و مذلّت و تنگی روزی، بر او میپوشاند و دینش تباه گردد. بدون تردید، خداوند، امت من را به سم اسبانشان و جای تمرکز نیزههایشان، سرافراز و بینیاز کرده است.
مجاهدان راه خدا، جلوداران بهشتیان
وَ عَنهُ انَّ رَسُولَ اللّه صلّی اللّٰه علیه و آله قَالَ: حَمَلَةُ القُرآنِ عُرَفَاءُ اهلِ الجَنّةِ، وَ المجاهِدُون فِی سَبِیلِ اللّه قَوّادُهُم، وَ الرُّسُلُ سَادَةُ اهلِ الجَنَّةِ. [۵۴۰]
علی (ع) از رسول خدا (ص) چنین نقل کرد: حاملان قرآن سرشناسان اهل بهشتاند و مجاهدان در راه خدا جلوداران (پیشگامان) اهل بهشتند و پیامبران سروران اهل بهشتند.
حور العین پاداش مجاهدان
عَن عبداللّهِ ابن سنان قَالَ: قَالَ ابو عبداللّه علیهالسلام: ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فِیه زَوَّجَهُ اللّه مِن الحُور العینِ کَیفَ شَاءَ: کَظْمُ الغَیظِ، وَ الصّبرُ عَلَی السُّیُوفِ للّهِ عزّوجلّ، وَ رَجُلٌ اشرَفَ عَلَی مَال حَرامٍ فَتَرَکَهُ للّهِ عَزّوَجلّ. [۵۴۱]
عبداللّٰه بن سنان از امام صادق (ع) نقل کرد که فرمود: سه طایفه هستند که هرکس جزو آنها باشد، خداوند حورالعین را همسر او قرار میدهد: کسی که خشم خود را (برای رضای خدا) فرو میبَرَد و کسی که در برابر شمشیرها برای رضای خدا صبر و استقامت میکند و کسی که به مال حرامی دسترسی داشته باشد اما، برای رضای خدا، از آن چشم بپوشد.
مجاهدان به همراه مرکبها و سلاحهای خود در بهشت
قَالَ رَسُول اللّٰه (ص): خُیُولُ الْغُزاةِ فِی الدّنیا خُیُولُهم فِی الجَنَّةِ، وَ انَّ ارْدِیَةَ الْغُزَاةِ لَسُیُوفُهُم.[۵۴۲]
«علیبن ابراهیم» به سند خودش از پیغمبر خدا (ص) روایت کرده که: اسبان جنگی رزمندگان در دنیا، در بهشت نیز مرکبهای آنان میباشند و به راستی رزمندگان شمشیرهای خود را به همراه دارند.
همنشینی مجاهدان با امامان (ع) در بهشت
امام علی (ع): مَنْ احَبَّنٰا بِقَلْبِهِ وَ کانَ مَعَنٰا بِلِسانِهِ وَ قٰاتَلَ عَدُوَّنٰا بِسَیْفِهِ فَهُوَ مَعَنٰا فِی الْجَنَّةِ فِی دَرَجَتِنٰا.
(وَ امّا) مَنْ احَّبَنٰا بِقَلْبِهِ وَاعٰانَنٰا بِلِسانِهِ وَ لَمْ یُقٰاتِلْ مَعَنٰا بِیَدِهِ فَهُوَ مَعَنٰا فِی الجَنَّةِ دُونَ دَرَجَتِنٰا. [۵۴۳]
کسی که ما را دوست بدارد و با زبان و بیان خود از ما دفاع کند و با دشمنان ما بجنگد، در بهشت با ماست و در جایگاه و درجۀ ما خواهد بود. (واما) کسی که ما را دوست داشته باشد و با زبان و بیانش دین ما را یاری نماید، اما در رکاب ما در میدان جنگ حضور نیابد و همراه ما نباشد، او [نیز] همچون ما در بهشت خواهد بود، اما در جایگاهی پایینتر.
پرواز مجاهدان راه خدا در بهشت
عَن زید بن علیّ، عَن ابیهِ، عَن جَدّهِ علیهم السلام قَالَ: قَالَ امیرُالمُؤمِنِینَ عَلیّ بنِ ابیطالبٍ علیه السلام: فَانَّ فِی الجَنّةِ لَشَجَرةٌ یَخرُجُ مِن اعلٰاهَا الْحُلَلُ وَ مَن اسْفَلِهَا خَیلٌ بُلْقٌ مُسْرَجَةٌ مُلْجَمَةْ ذَوَاتُ اجْنِحَةٍ لَا تَرُوثُ وَ لَا تَبُولُ، فَیَرکبُها اولِیاءُ اللّه فَتَطیرُ بِهِم فِی الجَنّةِ حَیثُ شاؤُا، فَیَقُولُ الّذِی اسفَلُ مُنهُم: یَا رَبَّنَا مَا بَلَغَ بِعِبَادِکَ هِذِهِ الکَرَامَةَ؟ فَیَقُولُ اللّهُ جلّ جلالُه: انَّهُم کَانُوا یَقُومُونَ اللّیلَ وَ لَا یَنَامُونَ وَ یَصُومُونَ النَّهَارَ وَ لَا یَأکُلُونَ وَ یُجَاهِدُونَ العَدُوَّ وَ لَا یُجبِنُون، وَ یَتَصَدَّقُون وَ لَا یَبخلُونَ.[۵۴۴]
علی (ع) فرمود: در بهشت درختی است که از بالای آن لباسهای زیبا و رنگارنگ خارج میشود و از پایین آن اسبهای تندروی درخشندۀ لجامدار و بالدار بیرون میآید که نه بول دارند و نه سرگین. این اسبها را اولیای خدا سوار میشوند و با آنها در بهشت به هرجا که بخواهند پرواز میکنند. آنگاه کسانی که مقامشان پایینتر از آنها است میگویند: پروردگارا، اینها چه عملی انجام دادهاند که این کرامت تو، به آنها رسیده است؟ خداوند در پاسخ میفرماید: آنها در شب (برای عبادت) قیام میکردند و نمیخوابیدند؛ و روز را روزه میگرفتند و چیزی نمیخوردند؛ و با دشمن جهاد میکردند و نمیترسیدند؛ و صدقه میدادند و بخل نمیورزیدند.
بهشت، پاداش دست اندرکاران نبرد
قَالَ رَسول اللّٰه (ص) ارْکَبُوا وَ ارْمُوا وَ ان تَرمُوا احَبَّ الَیَّ مِنْ انْ تَرکَبُوا، ثُمَّ قَالَ: کُلُّ لَهوٍ [امر] المؤمِنِ بَاطلٌ الّا فِی ثَلاثٍ: فِی تأدِیبِهِ الْفَرَسَ، وَ رَمْیِهِ عَن قَوسِهِ، وَ مُلاعَبتِهِ امْرَأتَهُ.
فَانَّهُنَّ حَقٌّ الّا انّ اللّهَ عَزّوجلَّ لَیدخُلُ بِالسّهمِ الواحِدِ الثَّلاثَةَ الْجَنّة: عَامِلَ الخَشَبةِ وَ المُقَوّی بِهِ فِی سَبیلِ اللّهِ، وَ الرّامِی بِه فِی سَبِیلِ اللّه. [۵۴۵]
پیامبر (ص) فرمود: سواری بیاموزید، و تیرانداز شوید و چنانچه تیرانداز شایستهای بشوید نزد من بهتر است از فن سوار کاری؛ آن گاه فرمود: هر چیزی که انسان مؤمن آن را وسیله بازی و سرگرمیاش قرار دهد بیهوده است مگر سه مورد:
۱- سرگرمی در جهت تربیت اسب (مرکب) اش.
۲- تمرین تیراندازی و آموختن این فن که چگونه چوبه تیر را از کمان خود بیرون کند.
۳- همبازی شدن با همسر خود.
این سه مورد حق است. بدانید خداوند با یک چوبه تیر، سه طایفه را به بهشت میبرد؛ یکی آن که چوب تیر را، تراشیده است به شرطی که از ساختن آن، هدف خوبی داشته باشد؛ دیگر کسی که با آن تیر، رزمندهای را مسلح کرده است و سرانجام، کسی که در میدان جهاد در راه خدا آن تیر را به سوی دشمن انداخته است.
مجاهدان، همواره در اطاعت خدا
وَ قَالَ (صلی اللّٰه علیه و آله): «مَثَلُ الُمجاهِدِینَ فِی سَبِیلِ اللّه، کَمَثَلِ القَائِمِ القَانِتِ، لَا یَزَالُ فِی صَومِهِ وَ صَلاتِهِ حَتّی یَرجِعَ الَی اهْلِهِ».
وَ قَالَ: اذَا خَرَجَ الغَازی مِن عَتَبَةِ بَابِهِ، بَعَثَ اللّه مَلَکاً بِصَحیفَةِ سَیَّئَاتِهِ فَطَمَسَ سَیِّئَاتَهِ.
وَ قَالَ (صلی اللّٰه علیه وآله): مَنْ کَبَّرَ تَکبِیرةً فِی سِبِیلِ اللّه فَوَاقَ نَاقَةٍ، وَجَبَتْ لَه الْجَنَّةُ.
وَ قَالَ (صلی اللّٰه علیه وآله): لَا یَجْمَعُ اللّهُ کَافِراً وَ قَاتِلَهُ فِی النّارِ.
وَ قَالَ (صلی اللّٰه علیه وآله): لَا یَجْتَمِعُ غُبارٌ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَ دُخانٌ فِی جَهَنَّمَ.
وَ قَالَ (صلیاللّٰه علیه وآله): السُّیُوفُ مَفاتِیحُ الْجَنّةِ. [۵۴۶]
پیغمبر اکرم (ص) فرمود: «داستان زندگی مجاهدان در راه خدا همچون انسان شبزندهداری است که همواره در اطاعت حقتعالی است و پیوسته در حال روزه و نماز است تا آنگاه به نزد خانوادهاش برگردد.»
و فرمود: «رزمنده مسلمان، هنگامی که از درگاه خانهاش پا بیرون نهد خداوند، فرشتهای را بر نامهی اعمال او که گناهانش در آن ثبت شده برمیانگیزد تا گناهان او را زدوده و از بین ببرد.»
و فرمود: «هرکه به اندازه زمان جاری شدن شیر از پستان شتر برای کسی که میدوشدش در جهاد شرکت جوید (به اندازهای که بتواند) یک «اللّٰه اکبر» بگوید، بهشت بر او واجب میشود.»
همچنین رسول خدا (ص) فرمود: «خداوند هیچ کافری را با قاتلش در آتش دوزخ جمع نمیکند.»
و فرمود: «گرد و غبار مجاهدت در راه خدا با دود جهنم یک جا جمع نمیشوند. (یعنی رزمندهای که گرد و غبار جبهه نبرد در راه خدا، بر سر و رویش نشسته به دوزخ نمیرود).
همچنین فرمود: شمشیرها (در دست رزمندگان مؤمن) کلیدهای بهشتاند.
عمر درازتر و فرزندان بیشتر نصیب مجاهدان
بَقِیَّةُ السَّیْفِ أَبْقَی عَدَداً وَ أَکْثَرُ وَلَداً. [۵۴۷]
امام علی (ع): خداوند به جهادگرانی که به فیض شهادت نایل نیامدند، عمر درازتر و فرزندان بیشتر عنایت میفرماید.
برتریِ جهاد با جان، بر جهاد با مال
عَن رَسوُلِ اللّهِ (صلی اللّٰه علیه و آله)، أَنَّهُ قَالَ: «مَن جَبُنَ مِن الجِهادِ فَلْیُجَهِّزْ بِالمالِ رَجُلًا یُجاهِدُ فِی سَبیلِ اللّه، وَالُمجاهِدُ فِی سَبیلِ اللّه انْ جُهِّزَ بِمالِ غَیرِهِ، فَلَهُ فَضْلُ الجِهادِ وَ لِمَن جَهَّزَهُ فَضْلُ النَّفَقَةَ فِی سَبِیلِ اللّه، وَ کِلاهُما فَضلٌ، وَالجُودُ بِالنَفّسِ أَفضَلُ فِی سَبِیلِ اللّه مِن الجُودِ بِالمَالِ». [۵۴۸]
پیغمبر (ص) فرمود: کسی که به دلیل ترس، از رفتن به جهاد خودداری میورزد باید با ثروت خود، مردی را تجهیز کند و به جهاد بفرستد. رزمندهای که به سبب مال دیگری میجنگد، اجر جهاد دارد و آنکه او را مجهز کرده، نیز اجر هزینهای که در راه خدا انفاق کرده را خواهد برد؛ گرچه هر دو کار، فضیلت دارد ولی بخشیدن جان در راه خدا برتر از بخشش مال است.
حقوق مادی و معنوی مجاهدان
حقوق متقابل فرماندهی کل و رزمندگان
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِی عَلَیْکُمْ حَقّاً وَ لَکُمْ عَلَیَّ حَقٌّ فَأَمَّا حَقُّکُمْ عَلَیَّ فَالنَّصِیحَةُ لَکُمْ وَ تَوْفِیرُ فَیْئِکُمْ عَلَیْکُمْ وَ تَعْلِیمُکُمْ کَیْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِیبُکُمْ کَیَما تَعْلَمُوا وَ أَمَّا حَقِّی عَلَیْکُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَیْعَةِ وَ النَّصِیحَةُ فِی الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِیبِ وَ الْإِجَابَةُ حِینَ أَدْعُوکُمْ وَ الطَّاعَةُ حِینَ آمُرُکُمْ. [۵۴۹]
امام علی (ع): ای مردم، مرا بر شما و شما را بر من حقّی واجب شده است.
حقّ شما بر من، آن که از خیرخواهی شما دریغ نورزم و بیتالمال را میان شما عادلانه تقسیم کنم، و شما را آموزش دهم تا بی سواد و نادان نباشید، و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید.
و امّا حقِّ من بر شما این است که به بیعت با من وفادار باشید، و در آشکار و نهان برایم خیرخواهی کنید، هرگاه شما را فرا خواندم اجابت نمایید و فرمان دادم اطاعت کنید.
ضرورت رسیدگی به معیشت و رفاه و برآوردن نیازهای مجاهدان
ثُمَّ تَفَقَّدْ مِنْ أُمُورِهِمْ مَا یَتَفَقَّدُ الْوَالِدَانِ مِنْ وَلَدِهِمَا وَ لَا یَتَفَاقَمَنَّ فِی نَفْسِکَ شَیْءٌ قَوَّیْتَهُمْ بِهِ وَ لَا تَحْقِرَنَّ لُطْفاً تَعَاهَدْتَهُمْ بِهِ وَ إِنْ قَلَّ فَإِنَّهُ دَاعِیَةٌ لَهُمْ إِلَی بَذْلِ النَّصِیحَةِ لَکَ وَ حُسْنِ الظَّنِّ بِکَ وَ لَا تَدَعْ تَفَقُّدَ لَطِیفِ أُمُورِهِمُ اتِّکَالًا عَلَی جَسِیمِهَا فَإِنَّ لِلْیَسِیرِ مِنْ لُطْفِکَ مَوْضِعاً یَنْتَفِعُونَ بِهِ وَ لِلْجَسِیمِ مَوْقِعاً لَا یَسْتَغْنُونَ عَنْهُ وَ لْیَکُنْ آثَرُ رُءُوسِ جُنْدِکَ عِنْدَکَ مَنْ وَاسَاهُمْ فِی مَعُونَتِهِ وَ أَفْضَلَ عَلَیْهِمْ مِنْ جِدَتِهِ بِمَا یَسَعُهُمْ وَ یَسَعُ مَنْ وَرَاءَهُمْ مِنْ خُلُوفِ أَهْلِیهِمْ حَتَّی یَکُونَ هَمُّهُمْ هَمّاً وَاحِداً فِی جِهَادِ الْعَدُوِّ فَإِنَّ عَطْفَکَ عَلَیْهِمْ یَعْطِفُ قُلُوبَهُمْ عَلَیْکَ وَ إِنَّ أَفْضَلَ قُرَّةِ عَیْنِ الْوُلَاةِ اسْتِقَامَةُ الْعَدْلِ فِی الْبِلَادِ وَ ظُهُورُ مَوَدَّةِ الرَّعِیَّةِ و إِنَّهُ لَا تَظْهَرُ مَوَدَّتُهُمْ إِلَّا بِسَلَامَةِ صُدُورِهِمْ وَ لَا تَصِحُّ نَصِیحَتُهُمْ إِلَّا بِحِیطَتِهِمْ عَلَی وُلَاةِ الْأُمُورِ وَ قِلَّةِ اسْتِثْقَالِ دُوَلِهِمْ وَ تَرْکِ اسْتِبْطَاءِ انْقِطَاعِ مُدَّتِهِمْ فَافْسَحْ فِی آمَالِهِمْ وَ وَاصِلْ فِی حُسْنِ الثَّنَاءِ عَلَیْهِمْ وَ تَعْدِیدِ مَا أَبْلَی ذَوُو الْبَلَاءِ مِنْهُمْ فَإِنَّ کَثْرَةَ الذِّکْرِ لِحُسْنِ أَفْعَالِهِمْ تَهُزُّ الشُّجَاعَ وَتُحَرِّضُ النَّاکِلَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ .... [۵۵۰]
امام علی (ع): پس در کارهای آنان به گونهای بیندیش که پدری مهربان دربارۀ فرزندش میاندیشد، و مبادا آنچه را که آنان را بدان نیرومند میکنی در نظرت بزرگ جلوه کند، و نیکوکاری تو نسبت به آنان- هر چند اندک باشد- خوار مپندار، زیرا نیکی، آنان را به خیرخواهی تو خواند، و گمانشان را نسبت به تو نیکو گرداند، و رسیدگی به امور کوچک آنان را به خاطر رسیدگی به کارهای بزرگشان وامگذار، زیرا از نیکی اندک تو سود میبرند، و به نیکیهای بزرگ تو بینیاز نیستند.
برگزیدهترین فرماندهان سپاه تو، کسی باشد که از همه بیشتر به سربازان کمک رساند، و از امکانات مالی خود بیشتر در اختیارشان گذارد، به اندازهای که خانواده هایشان در پُشت جبهه، و خودشان در آسایش کامل باشند، تا در نبرد با دشمن، سربازان اسلام تنها به یک چیز بیندیشند.
همانا مهربانی تو نسبت به سربازان، دل هایشان را به تو میکشاند، و همانا برترین روشنی چشم زمامداران، برقراری عدل در شهرها و آشکار شدن محبت مردم نسبت به رهبر است، که محبت دلهای رعیّت جز با پاکی قلبها پدید نمیآید، و خیرخواهی آنان زمانی است که با رغبت و شوق پیرامون رهبر را گرفته، و حکومت بار سنگینی را بر دوش رعیت نگذاشته باشد، و طولانی شدن مدت زمامداری بر ملّت ناگوار نباشد.
پس آرزوهای سپاهیان را برآور، و همواره از آنان ستایش کن، و کارهای مهمی که انجام دادهاند برشمار، زیرا یادآوری کارهای ارزشمند آنان، شجاعان را بر میانگیزاند، و ترسوها را به تلاش وا میدارد، ان شاء اللّٰه.
خانواده مجاهدان
رسیدگی به خانواده رزمندگان در پشت جبهه
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ ثَلَاثَةٌ دَعْوَتُهُمْ مُسْتَجَابَةٌ أَحَدُهُمُ الْغَازِی فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونَهُ. [۵۵۱]
«عیسی بن عبداللّٰه قمی» از امام صادق (ع) نقل کرد که فرمود: سه کس دعایشان مستجاب است؛ یکی از آنها رزمنده و مجاهد فی سبیل اللّٰه است. پس توجه کنید چگونه (در زمانی که وی در جبهه هست) به کارهای خانوادهاش رسیدگی میکنید!
رسیدگی به خانواده رزمندگان و حمایت مالی از آنها در دعای امام سجاد
اللّهُمّ وَ أَیّمَا مُسْلِمٍ خَلَفَ غَازِیاً أَوْ مُرَابِطاً فِی دَارِهِ، أَوْ تَعَهّدَ خَالِفِیهِ فِی غَیْبَتِهِ، أَوْ أَعَانَهُ بِطَائِفَةٍ مِنْ مَالِهِ، أَوْ أَمَدّهُ بِعِتَادٍ، أَوْ شَحَذَهُ عَلَی جِهَادٍ، أَوْ أَتْبَعَهُ فِی وَجْهِهِ دَعْوَةً، أَوْ رَعَی لَهُ مِنْ وَرَائِهِ حُرْمَةً، فَاجِرْ لَهُ مِثْلَ أَجْرِهِ وَزْناً بِوَزْنٍ وَ مِثْلًا بِمِثْلٍ، وَ عَوّضْهُ مِنْ فِعْلِهِ عِوَضاً حَاضِراً یَتَعَجّلُ بِهِ نَفْعَ مَا قَدّمَ وَ سُرُورَ مَا أَتَی بِهِ، إِلَی أَنْ یَنْتَهِیَ بِهِ الْوَقْتُ إِلَی مَا أَجْرَیْتَ لَهُ مِنْ فَضْلِکَ، وَ أَعْدَدْتَ لَهُ مِنْ کَرَامَتِکَ. [۵۵۲]
خداوندا! هر مسلمانی که در نبودِ جنگجو یا مرزداری، عهده دار کارهای خانۀ او شود، یا در نبودش خانوادۀ او را نگهداری کند یا او را به برخی از دارایی خود کمک نماید یا او را با ساز و کار جنگ کمک نماید یا او را به ستیز با دشمن ترغیب کند، یا او را در راهی که پیش گرفته به دعا همراهی نماید، یا در نبود او حرمتش را پاس دارد، به او نیز اجری همانند اجر آن جنگجو به همان اندازه و با همان ویژکمی عنایت فرما و به کار او پاداش نقد عطا فرما که به زودی بهرۀ کاری که پیش فرستاده و خرسندی آنچه را که انجام داده به دست آورد. تا آن که زمان احسانی که برای او روا ساختی و کرامتی که در حق او مهیا نمودی برسد.
کیفر بدرفتاری با خانواده رزمندگان
عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنِ اغْتَابَ مُؤْمِناً غَازِیاً أَوْ آذَاهُ أَوْ خَلَفَهُ فِی أَهْلِهِ بِسُوءٍ نُصِبَ لَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَیَسْتَغْرِقُ حَسَنَاتِهِ ثُمَّ یُرْکَسُ فِی النَّارِ إِذَا کَانَ الْغَازِی فِی طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ. [۵۵۳]
«سکونی» از امام صادق روایت کرده که پیامبر خدا (ص) فرمود: کسی که پشت سر رزمندۀ مؤمنی که برای اطاعت امر خدا به جبهه رفته و در اطاعت خدا باقی مانده باشد، غیبت کند یا او را بیازارد؛ یا در زمانی که وی در جبهه است برخورد بدی با خانوادهاش داشته باشد، تمام حسنات او در روز قیامت از بین میرود و سپس واژگون به دوزخ میافتد!
وَ عَنهُ عَن رَسوُلِ اللّه صلی اللّٰه علیه و آله انَّه قَالَ: مَنْ اغْتَابَ غَازیاً فِی سَبیلِ اللّه اوْ آذَاهُ او خَلَّفَهُ بِسُوءٍ فِی اهلِهِ نُصِبَ لَهُ یَومَ القِیَامَةِ عَلَمُ غَدْرٍ فَیُسْتَفْرَغُ حَسَنَاتُهُ ثَمَّ یُرکَسُ فِی النّارِ. [۵۵۴]
علی (ع) از رسول خدا (ص) چنین نقل فرمود: کسی که پشت سر رزمندهای که در راه خدا جهاد میکند غیبت کند، یا او را اذیت نماید، یا در نبودن او، نسبت به خانوادهاش بد رفتاری کند، در روز قیامت برای او پرچم پیمانشکنی نصب میشود و آنگاه تمام اعمال نیکش از او گرفته میشود و سپس در آتش (جهنم) سرنگون میشود.
پاداش نامه رسانی به خانواده رزمندگان
عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ بَلَّغَ رِسَالَةَ غَازٍ کَانَ کَمَنْ أَعْتَقَ رَقَبَةٍ وَهُوَ شَرِیکُهُ فِی ثَوَابِ غَزْوَتِهِ.[۵۵۵]
امام صادق (ع) از پدرش نقل کرد که رسول خدا (ص) فرمود: کسی که نامه رزمندهای را [به خانوادهاش] برساند، مانند این است که بندهای را آزاد کرده است؛ (علاوه بر این) در ثواب جنگیدن رزمنده نیز شریک میشود.
نیروهای کیفی و کارآمد
توان نظامی بالای نیروی کیفی، یک نفر در مقابل ده نفر
یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْقِتٰالِ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صٰابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ یَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لٰا یَفْقَهُونَ. [۵۵۶]
ای پیامبر، مؤمنان را به جهاد برانگیز. اگر از [میان] شما بیست تن شکیبا باشند، بر دویست تن [از کافران] چیره میشوند و اگر از شما یکصد تن [شکیبا] باشند، بر هزار تن از کافران پیروز میگردند؛ چرا که آنان قومیاند که نمیفهمند.
توان حداقل، مقاومت در مقابل دو نفر
الْآنَ خَفَّفَ اللّٰهُ عَنْکُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفاً فَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ صٰابِرَةٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ مَعَ الصّٰابِرِینَ. [۵۵۷]
اکنون خدا بر شما تخفیف داد و معلوم داشت که در شما ضعفی هست. پس اگر از [میان] شما یکصد تن شکیبا باشند، بر دویست تن پیروز گردند، و اگر از شما هزار تن [شکیبا] باشند، به توفیق الهی بر دو هزار تن غلبه کنند، و خدا با شکیبایان است.
شعار نیروهای کیفی، غلبه گروه اندک بر گروه بسیار به اذن خدا
قٰالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلٰاقُوا اللّٰهِ کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ مَعَ الصّٰابِرِینَ. [۵۵۸]
کسانی که به دیدار خداوند یقین داشتند، گفتند: بسا گروهی اندک که بر گروهی بسیار، به اذن خدا پیروز شدند، و خداوند با شکیبایان است.
عمل شجاعانه حضرت داود
فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ قَتَلَ دٰاوُدُ جٰالُوتَ وَ آتٰاهُ اللّٰهُ الْمُلْکَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمّٰا یَشٰاءُ. [۵۵۹]
پس آنان را به اذن خدا شکست دادند، و داود، جالوت را کشت، و خداوند به او پادشاهی و حکمت ارزانی داشت، و از آنچه میخواست به او آموخت.
امیرمؤمنان (ع) و مجاهدان صدر اسلام، اسوۀ نیروهای کیفی
فَلَقَدْ کُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ إِنَّ الْقَتْلَ لَیَدُورُ عَلَی الآباءِ وَ الْأَبْنَاءِ وَ الْإِخْوَانِ وَ الْقَرَابَاتِ فَمَا نَزْدَادُ عَلَی کُلِّ مُصِیبَةٍ وَ شِدَّةٍ إِلَّا إِیمَاناً وَ مُضِیّاً عَلَی الْحَقِّ وَ تَسْلِیماً لِلْأَمْرِ وَ صَبْراً عَلَی مَضَضِ الْجِرَاحِ. [۵۶۰]
امام علی (ع): در کنار رسول خدا- که درود خدا بر او و خاندانش باد- در صحنۀ پیکارهایی بودیم که کشتار بر محور پدران، پسران، برادران و خویشاوندان میچرخید و هر مصیبتی که پیش میآمد، جز افزایش ایمان و ایجاد انگیزه برای پیشروی در راه حق، رشد پیوستگیمان به جریان بعثت و افزونی صبر و مقاومتمان برای پذیرش زخمهایی بیشتر، اثری بر ما نمینهاد.
وَ لَقَدْ کُنَّا مَعَ رَسُولِ اللّٰهِ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم؛ نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَ أَبْنَاءَنَا وَ إِخْوَانَنَا وَ أَعْمَامَنَا: مَا یَزِیدُنَا ذٰلِکَ إِلَّا إِیمَاناً وَ تَسْلِیماً، وَ مُضِیّاً عَلَی اللَّقَم، وَ صَبْراً عَلَی مَضَضِ الْأَلَمِ، وَ جِدّاً فِی جِهَادِ الْعَدُوَّ.
وَ لَقَدْ کَانَ الرَّجُلُ مِنَّا وَالْآخَرُ مِنْ عَدُوِّنَا یَتَصَاوَلَانِ تَصَاوُلَ الْفَحْلَیْنِ، یَتَخَالَسَانِ انْفُسَهُمَا: أَیُّهُمَا یَسْقِی صَاحِبَهُ کَأْسَ الْمَنُونِ، فَمَرَّةً لَنَا مِنْ عَدُوِّنَا، وَ مَرَّةً لِعَدُوِّنَا مِنَّا.
فَلَمَّا رَأَیٰ اللّٰهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْکَبْتَ، وَ أَنْزَلَ عَلَیْنَا النَّصْرَ، حَتَّی اسْتَقَرَّ الْإِسْلَامُ مُلْقِیاً جِرَانَهُ، وَ مُتَبَوِّئاً (مبؤیا). أَوْطَانَهُ. [۵۶۱]
در رکاب پیامبر خدا (ص) بودیم و با پدران و فرزندان و برادران و عموهای خود جنگ میکردیم، که این مبارزه بر ایمان و تسلیم ما میافزود، و ما را در جادّه وسیع حقّ و صبر و بردباری برابر ناگواریها و جهاد و کوشش برابر دشمن، ثابت قدم میساخت.
گاهی یک نفر از ما و دیگری از دشمنان ما، مانند دو پهلوان نبرد میکردند، و هر کدام میخواست کار دیگری را بسازد و جام مرگ را به دیگری بنوشاند، گاهی ما بر دشمن پیروز میشدیم و زمانی دشمن بر ما غلبه میکرد.
پس آنگاه که خدا، راستی واخلاص ما را دید، خواری و ذلّت را بر دشمنان ما نازل و پیروزی را به ما عنایت فرمود، تا آنجا که اسلام استحکام یافته فراگیر شد و در سرزمینهای پهناوری نفوذ کرد.
أَیْنَ الْقَوْمُ الَّذِینَ دُعُوا إِلَی الْإِسْلَامِ فَقَبِلُوهُ وَ قَرَءُوا الْقُرْآنَ فَأَحْکَمُوهُ وَ هِیجُوا إِلَی الْجِهَادِ فَوَلِهُوا وَلَهَ اللِّقَاحِ إِلَی أَوْلَادِهَا وَ سَلَبُوا السُّیُوفَ أَغْمَادَهَا وَ أَخَذُوا بِأَطْرَافِ الْأَرْضِ زَحْفاً زَحْفاً وَ صَفّاً صَفّاً بَعْضٌ هَلَکَ وَ بَعْضٌ نَجَا لَا یُبَشَّرُونَ بِالْأَحْیَاءِ وَ لَا یُعَزَّوْنَ عَنِ الْمَوْتَی مُرْهُ الْعُیُونِ مِنَ الْبُکَاءِ خُمْصُ الْبُطُونِ مِنَ الصِّیَامِ ذُبُلُ الشِّفَاهِ مِنَ الدُّعَاءِ صُفْرُ الْأَلْوَانِ مِنَ السَّهَرِ عَلَی وُجُوهِهِمْ غَبَرَةُ الْخَاشِعِینَ أُولَئِکَ إِخْوَانِی الذَّاهِبُونَ فَحَقَّ لَنَا أَنْ نَظْمَأَ إِلَیْهِمْ وَ نَعَضَّ الْأَیْدِی عَلَی فِرَاقِهِمْ. [۵۶۲]
امیر مؤمنان (ع): کجا هستند مردمی که به اسلام دعوت شده و پذیرفتند، قرآن تلاوت کردند و معانی آیات را شناختند، به سوی جهاد برانگیخته شده چونان شتری که به سوی بچه خود روی میآورد شیفتۀ جهاد گردیدند، شمشیرها از نیام برآوردند، و گرداگرد زمین را گروه گروه، صف به صف، احاطه کردند، بعضی شهید، و بعضی نجات یافتند؟ هیچ گاه از زنده ماندن کسی در میدان جنگ به شادمانی نمینشستند و در مرگ شهیدان نیازی به تسلیت نداشتند، با گریههای طولانی از ترس خدا، چشم هایشان ناراحت، و از روزه داری فراوان، شکمهایشان لاغر و به پشت چسبیده بود. لب هایشان از فراوانی دعا خشک، و رنگهای صورت از شب زنده داریها زرد، و بر چهره هایشان غبار خشوع و فروتنی نشسته بود. آنان برادران من هستند که رفتهاند، و بر ماست که تشنۀ ملاقاتشان باشیم، و از اندوه فراقشان انگشت حسرت به دندان بگیریم.
ویژگی نیروهای کیفی
داوطلب بودن برای انجام مأموریت
فَإِنْ عَادُوا إِلَی ظِلِّ الطَّاعَةِ فَذَاکَ الَّذِی نُحِبُّ وَ إِنْ تَوَافَتِ الْأُمُورُ بِالْقَوْمِ إِلَی الشِّقَاقِ وَ الْعِصْیَانِ فَانْهَدْ بِمَنْ أَطَاعَکَ إِلَی مَنْ عَصَاکَ وَ اسْتَغْنِ بِمَنِ انْقَادَ مَعَکَ عَمَّنْ تَقَاعَسَ عَنْکَ فَإِنَّ الْمُتَکَارِهَ مَغِیبُهُ خَیْرٌ مِنْ مَشْهَدِهِ وَ قُعُودُهُ أَغْنَی مِنْ نُهُوضِهِ. [۵۶۳]
نام امام علی (ع) به یکی از امیران لشکر: اگر به سایه سار طاعت باز آمدند، همان کردهاند که ما دوست میداریم، اما اگر مجموعۀ جریانها به ستیز و سرکشیشان کشید، با نیروهای زیر فرمانت، بی درنگ به سرکوبی عاصیان برخیز. با تکیه به نیروی داوطلبانی که تن به پیروی تو دادهاند، بی نیاز از کسانی باش که یاری خویش را از تو دریغ میدارند، زیرا کسی که با فشار و به ناگزیر در جبهه حاضر آید، غیبتش بهتر از حضور، و نشستنش به از برخاستن باشد.
ایمان راسخ به خداوند و معاد و پایبند به آن
وَ مٰا کٰانَ قَوْلَهُمْ إِلّٰا أَنْ قٰالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنٰا ذُنُوبَنٰا وَ إِسْرٰافَنٰا فِی أَمْرِنٰا وَ ثَبِّتْ أَقْدٰامَنٰا وَ انْصُرْنٰا عَلَی الْقَوْمِ الْکٰافِرِینَ. [۵۶۴]
و سخن آنان جز این نبود که گفتند: پروردگارا! گناهان ما و زیادهروی ما در کارمان را بر ما ببخشای و گامهای ما را استوار دار، و ما را بر گروه کافران یاری ده.
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتٰابُوا وَ جٰاهَدُوا بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ هُمُ الصّٰادِقُونَ. [۵۶۵]
در حقیقت، مؤمنان کسانی اند که به خدا و پیامبر او گرویده و [دیگر] شک نیاورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کردهاند؛ ایناناند که راست کردارند.
اهل جهاد در راه خدا
لٰکِنِ الرَّسُولُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جٰاهَدُوا بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ وَ أُولٰئِکَ لَهُمُ الْخَیْرٰاتُ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. [۵۶۶]
ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردهاند، با مال و جانشان به جهاد برخاستهاند و ایناناند که همۀ خوبیها برای آنان است، اینان همان رستگاراناند.
وَ لٰا عَلَی الَّذِینَ إِذٰا مٰا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لٰا أَجِدُ مٰا أَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلّٰا یَجِدُوا مٰا یُنْفِقُونَ. [۵۶۷]
و [نیز] گناهی نیست بر کسانی که چون پیش تو آمدند تا سوارشان کنی [و] گفتی: چیزی پیدا نمیکنم تا بر آن سوارتان کنم، برگشتند؛ و در اثر اندوه، از چشمانشان اشک فرو میریخت که [چرا] چیزی نمییابند تا [در راه جهاد] خرج کنند.
الَّذِینَ آمَنُوا وَ هٰاجَرُوا وَ جٰاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّٰهِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰائِزُونَ. [۵۶۸]
کسانی که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداختهاند، نزد خدا مقامی هرچه والاتر دارند و اینان همان رستگاراناند.
قَال امیرَالمُؤمنین علیّ بن ابی طالبٌ علیه السلام: فِانَّ فِی الْجَنَّةِ لَشَجَرةً یَخرُجُ مِن اعْلاهَا الْحُلَلُ وَ مِنْ اسْفَلِهَا خَیلٌ بُلْقٌ مُسْرَجَةٌ مُلْجَمَةٌ ذَوَاتُ اجْنِحَةٍ لَا تَرُوثُ وَ لَا تَبُولُ، فَیَرکَبُها اولیاءُ اللّه فَتَطِیرُ بِهِم فِی الْجَنّةِ حَیثُ شَاؤُا، فَیَقُولُ الّذِی اسفَلُ مِنْهُم: یَا رَبّنَا مَا بَلَغَ بِعِبَادِکَ هِذِهِ الکَرامَةَ؟ فَیَقُولُ اللّه جَلّ جَلالُه: انَّهم کَانُوا یَقُومُونَ اللّیلَ وَ لَا یَنامُونَ وَ یَصُومُونَ النَّهارَ وَ لَا یَأکُلُونَ. وَ یُجاهِدُونَ العَدُوَّ وَ لَا یَجُبنُون، وَ یَتَصدَّقُون وَ لَا یَبخَلُونَ. [۵۶۹]
علی (ع) فرمود: در بهشت درختی است که از بالای آن لباسهای زیبا و رنگارنگ خارج میشود و از پایین آن اسبهای تندروی درخشندۀ لجامدار و بالدار بیرون میآید که نه بول دارند و نه سرگین. این اسبها ر اولیای خدا سوار میشوند و با آنها در بهشت به هرجا که بخواهند پرواز میکنند. آنگاه کسانی که مقامشان پایینتر از آنها است میگویند: پروردگارا، اینها چه عملی انجام دادهاند که این کرامت تو، به آنها رسیده است؟ خداوند در پاسخ میفرماید: آنها در شب (برای عبادت) قیام میکردند و نمیخوابیدند؛ و روز را روزه میگرفتند و چیزی نمیخوردند؛ و با دشمن جهاد میکردند و نمیترسیدند؛ و صدقه میدادند و بخل نمیورزیدند.
امید بستن به رحمت بیکران الهی
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هٰاجَرُوا وَ جٰاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ. [۵۷۰]
آنان که ایمان آورده، و کسانی که هجرت کرده و در راه خدا جهاد نمودهاند، آنان به رحمت خدا امیدوارند و خداوند آمرزندۀ مهربان است.
تسلیم در برابر فرمان پیامبر اکرم (ص) و تصدیق وعدههای الهی
وَ لَمّٰا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزٰابَ قٰالُوا هٰذٰا مٰا وَعَدَنَا اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ مٰا زٰادَهُمْ إِلّٰا إِیمٰاناً وَ تَسْلِیماً. [۵۷۱]
و چون مؤمنان دستههای دشمن را دیدند، گفتند: این همان است که خدا و فرستادهاش به ما وعده دادند و خدا و فرستادهاش راست گفتند، و [حضور دشمنان] جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود.
پایبند به عهدی که با خدا بستند
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجٰالٌ صَدَقُوا مٰا عٰاهَدُوا اللّٰهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضیٰ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ مٰا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا. [۵۷۲]
در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند، صادقانه ایستادهاند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند [و در راه خدا شربت شهادت نوشیدند] و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند.
اهل اطاعت و عبادت و امر به معروف
التّٰائِبُونَ الْعٰابِدُونَ الْحٰامِدُونَ السّٰائِحُونَ الرّٰاکِعُونَ السّٰاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النّٰاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحٰافِظُونَ لِحُدُودِ اللّٰهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ. [۵۷۳]
[آن مؤمنان] همان توبه کنندگان، پرستندگان، روزهداران، رکوع کنندگان، سجده کنندگان، وادارندگان به کارهای پسندیده و بازدارندگان از کارهای ناپسند و پاسداران مقررات خدایند. و مؤمنان را بشارت ده.
عَن ابی عبداللّٰه (ع): فَلمَّا نَزَلَت هِذِهِ الآیةُ: (إِنَّ اللّٰهَ اشْتَریٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ) [۵۷۴] قَامَ رَجلٌ إلی رَسولِ اللّٰه (ص) فَقَالَ: أَرَأَیتَکَ یٰا نبِیَّ اللّهِ الرُّجلَ یَأخُذُ سَیْفَهُ فَیُقاتِلُ حَتّی یَقْتُلَ إِلّا أَنَّهُ یَقْتَرِفُ مِن هذِهِ الَمحارِمِ أَشَهیدٌ هُوَ؟ فَأنزَلَ اللّهُ عَزّ وَجلَّ عَلی رَسُولِه (التّٰائِبُونَ الْعٰابِدُونَ) [۵۷۵] وَ ذَکَر الآیةَ فَبشَّرَ اللّهُ الُمجاهِدِینَ مِن المُؤمِنینَ الّذینَ هَذِهِ صِفتُهُم وَ حِلْیَتُهم بِالشَّهادةِ وَ الجَنَّةِ وَ قَالَ: التَّائِبُونَ مِن الذُّنُوبِ العَابِدُونَ الّذِینَ لَا یَعبُدُونَ الَّا اللّه وَلَا یُشرِکُونَ بِهِ شَیئاً الحامِدُونَ الَّذِینَ یَحمَدُونَ اللّهَ عَلَی کُلِّ حَالٍ فِی الشِّدَّةِ وَ الرّخٰاءِ السَّائِحُونَ وَهُمْ الصّائمُونَ الرّاکِعُونَ السّاجِدُون وَ هُمْ الّذِینَ یُواظِبُونَ عَلَی الصّلَواتِ الخَمسِ وَ الحَافِظُونَ لَهَا وَ الُمحافِظُونَ عَلَیهَا فِی رُکُوعِهِا وَ سُجُودَهَا وَ فِی الخُشُوعِ فِیهَا وَ فِی أَوقَاتِهَا الآمِرُونَ بِالمَعرُوفِ بَعْدَ ذَلِکَ، وَالعَامِلُونَ بِهِ وَ النّاهُون عَن المنکَرِ وَ المنتَهُونَ عَنه، قَال: فَبَشَّر مَنْ قُتِلَ وَهُوَ قَائمٌ بِهَذِه الشُّروطِ بِالشَّهَادَةِ وَ الجنَّةِ. [۵۷۶]
امام صادق (ع) فرمود: پس چون آیه «إِنَّ اللّٰهَ اشْتَریٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ» [۵۷۷] نازل شد؛ یعنی خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریداری کرده، که در برابرش بهشت برای آنان باشد)، مردی به پا خاست و به پیامبر خدا گفت: (ای رسول خدا!) نظر شما دربارۀ مردی که سلاح برمیگیرد، (میجنگد) تا این که کشته میشود، اما به برخی از حرامها آلوده است چیست؟ آیا او شهید است؟
پس از این پرسش، خداوند این آیه را بر پیامبر نازل کرد: «التّٰائِبُونَ الْعٰابِدُونَ ...» [۵۷۸]«توبهکنندگان، عبادت کنندگان».
آن گاه پیامبر (ص) آیه را تا آخر، قرائت فرمود. خداوند در آیۀ یاد شده مؤمنانی که جهاد در راه خدا از ویژگیهای ایشان است، به شهادت و بهشت بشارت داده است. سپس فرمود:
توبهکنندگان از گناهان، از صفات دیگر آنان، پرستش کنندگانیاند که جز خدا را نمیپرستند و هیچ چیز را شریک او نمیگیرند. همچنین ستایش کنندگانیاند که در تمام حالات زندگی، در دشواری و آسانی، خدا را سپاس میگویند. (از دیگر ویژگیهای آنان این است:) روزهداران و رکوعکنندگان هستند و بر نمازهای پنجگانه مواظبت و محافظت میکنند، (همچنین) بر رکوع و سجدهها و خشوع در نماز مواظبت مینمایند (و همین طور) در محافظت اوقات نمازها کوشا هستند و بعد از نماز، امر به معروف میکنند و خودشان به آن عمل مینمایند و ناهیِ منکرند؛ و خود نیز از منکر دوری میکنند. خداوند اینان را که در راه او کشته میشوند به شهادت و بهشت بشارت داده است.
وَ عَنهُ انَّهُ سُئِلَ عَن قَولِ اللّه: «إِنَّ اللّٰهَ اشْتَریٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرٰاةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفیٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللّٰهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بٰایَعْتُمْ بِهِ وَ ذٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» هَذَا لِکُلِّ مَنْ جَاهَدَ فِی سَبِیل اللّه امْ لِقَومٍ دُونَ قَومٍ؟ فَقَالَ ابُوعبدِاللّهِ جَعفَر بن مُحمد عَلیهماالسّلامُ انَّه لمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الایةُ عَلَی رَسُولِ اللّه صلّی اللّٰه علیه و آله سَأَلَهُ بَعضُ اصحَابِهِ عَن هَذَا فَلَمْ یُجِبْهُ فَانْزَلَ اللّهُ عَلَیهِ بِعَقِبِ ذَلِکَ «التّٰائِبُونَ الْعٰابِدُونَ الْحٰامِدُونَ السّٰائِحُونَ الرّٰاکِعُونَ السّٰاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النّٰاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحٰافِظُونَ لِحُدُودِ اللّٰهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ» فَابَانَ اللّهُ بِهَذَا صِفَةَ المُؤمنینَ الّذینَ اشْتَرِی مِنهُم اموَالَهم وَ انفُسَهُم، فَمَن ارَادَ الجَنَّةُ فَلْیُجَاهِدْ فِی سَبِیلِ اللّه عَلَی هَذِهِ الشّرایِطِ، وَ الّا فَهُوَ فِی جُملةِ مَنْ قَالَ رَسُولُ اللّهِ صلی اللّٰه علیه و آله: یَنصُرُ اللّه هَذَا الدِّینَ بِقَومٍ لٰا خَلاقَ لَهُم فِی الآخِرَةِ. [۵۷۹]
از امام صادق (ع) درباره این سخن خداوند سئوال شد (که فرمود): «خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریداری کرده، که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد (بدینگونه که) در راه خدا پیکار میکنند، میکشند و کشته میشوند. این وعده حقی است بر او، که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرمود. و چه کسی از خدا بر عهدش وفادارتر است؟ اکنون بشارت باد بر شما، به معاملهای که با خدا کردهاید؛ و این است آن پیروزی بزرگ.» [۵۸۰] (از امام (ع) سؤال شد که) آیا این سخن خداوند، شامل همه کسانی میشود که در راه خدا جهاد میکنند، یا نه فقط برای گروهی هست و برای گروهی نیست؟ امام (ع) فرمود: هنگامی که این آیه بر رسول خدا (ص) نازل شد، بعضی از اصحاب همین سؤال را از آن حضرت پرسیدند. رسول خدا (ص) جوابی نداد تا این که خداوند به دنبال آن آیه، این آیه را نازل کرد: «توبهکنندگان، عبادتکاران، سپاسگویان، سیاحتکنندگان، رکوعکنندگان، آمران به معروف و نهیکنندگان از منکر، و حافظان حدود (و مرزهای) الهی (مؤمنان حقیقیاند)؛ و بشارت ده مؤمنان را.» [۵۸۱]
خداوند با این آیه، صفات مؤمنانی را که جان و مالشان را از آنها خریداری کرده است آشکار نمود. پس هرکس تصمیم دارد به بهشت برسد باید با این شرایط در راه خدا جهاد کند. در غیر این صورت در زمره کسانی است که رسول خدا (ص) (درباره آنها) فرمود: خداوند این دین (اسلام) را با قومی که برای آنها هیچ بهرهای در آخرت نیست، یاری میکند.
عَن سَمَّاعَة، عَن ابیعبداللّه (ع) قَالَ: لَقَی عُبّادُ البَصرِیُّ علیّ بن الحسین (ع) فِی طَریقِ مَکّة، فَقَال لَهُ یَا علیَّ بن الحُسین ترکتَ الجِهادَ وَ صُعُوبَتَه، وَ اقبَلتَ عَلَی الحجِّ وَ لِینِهِ، انَّ اللّهَ عَزَّوجلَّ یَقولُ: «إِنَّ اللّٰهَ اشْتَریٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ» [۵۸۲] فَقَالَ عَلَیّ بن الحُسین (ع): اتِمَّ الآیةَ فَقَالَ «التّٰائِبُونَ الْعٰابِدُونَ» الایة، فَقَالَ عَلیّ بن الحسین (ع): اذَا رَأَیْنَا هٰؤُلاءِ الّذِینَ هَذِهِ صِفَتُهُم فَالجَهادُ مَعَهُم افضَلُ مِنَ الحَجِّ. [۵۸۳]
«سماعه» از امام صادق (ع) نقل کرده که آن حضرت فرمود: عباد بصری، امام علیبن الحسین (ع) (امام سجاد) را در راه مکه ملاقات کرد [به طعنه] گفت: علیبن الحسین! جهاد و سختیهایش را ترک کردی و به حج روی آوردی؛ خداوند میفرماید: «إِنَّ اللّٰهَ اشْتَریٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ» [۵۸۴] امام (ع) فرمود: آیه را تا آخر بخوان و تمام کن. آنگاه عباد بصری گفت: «التائبون العابدون» تا آخر آیه.
امام (ع) فرمود: چون ببینم کسانی که میجنگند، چنین صفاتی دارند، در این صورت جهاد همراه اینها از حج بافضیلتتر است.
ذَکَّرتَ الصَّلاةَ، جَعلَکَ اللّهُ مِنَ المَصَلَّینَ الذَّاکِرینَ! نَعَمَ، هَذَا اوَّلُ وَقتِهَا سَلُوهُم أَن یَکفُوا عَنّا حَتّی نُصلّی یَا وَیلَکَ یَا عُمرَ بنَ سَعْدٍ أَنَسیتَ شَرایِعَ الاسلام، أَلا تَقِف عَنِ الحَربِ حَتَّی نُصلّی وَ تُصلُّونَ وَ نَعوُدُ الَی الحَربِ. استَحْوذ عَلیهِ الشَّیطانُ. یَا وَیْلَکُم الٰا تَقِفُونَ عَنِ الحَربِ حَتَّی نُصلّی. تَقَدَّمَا أَمَامٖی حَتّی اصلٖی الظُّهرَ. [۵۸۵]
(پی در پی اصحاب امام (ع) کشته میشدند و چون یک نفر یا دو نفر از آنان به شهادت میرسید پیدا بود. ولی از لشکر انبوه ابن سعد هرچه کشته میشد نمودار نبود.
ابوثمامه صائدی چون چنین دید عرض کرد: یا اباعبداللّٰه! جانم فدایت باد، میبینم که اینان به تو نزدیک شدهاند. به خدا سوگند تو کشته نشوی تا من به خواست خدا پیش از تو کشته شوم. دوست دارم پروردگار خود را در حالی دیدار کنم که این نمازی را که وقتش رسیده خوانده باشم. امام (ع) سر برداشت و فرمود:)
«نماز را یادآوردی، خدا تو را از نماز گزارانی که در یاد اویند قرار دهد! آری اینک اول وقت نماز است.» (سپس فرمود:) «بخواهید از ما دست بردارند تا نماز بگزاریم.»
حصین بن تمیم گفت: نماز شما پذیرفته نیست!
حبیببنمظاهر گفت: ای درازگوش! آیا پنداری که نماز آلرسول (ع) پذیرفته نیست و نماز تو پذیرفتهاست؟!
ابو مخنف گوید: امام (ع) خود اذان گفت و چون تمام کرد ندا داد:) «وای بر تو ای عمر بن سعد! آیا آیینهای اسلام را از یاد بردهای؟ چرا دست از جنگ نمیکشی تا نماز گزاریم و به جنگ برگردیم؟!»
(ابن سعد پاسخی نداد و) امام (ع) فرمود: «شیطان بر او چیره گشته است.»
(به نقل دیگری فرمود:) «ای وای بر شما! چرا از جنگ باز نمیایستید تا نماز گزاریم؟!»
(و در روایتی آمده است: امام (ع) به زهیر بن قین و سعید بن عبداللّٰه فرمود:) «جلو بایستید تا نماز ظهر را ادا کنم» (آنان پیش ایستادند و امام (ع) در جماعت حدود نیمی از اصحاب خود، نماز را به صورت نماز خوف گزاردند.)
اهل شب زنده داری و تلاوت قرآن
عَن زید بنِ وَهَبٍ قَال: انَّ عَلیّاً (علیه السلام) قَالَ فِی صِفِّین: «الحَمدُ لِلّهِ الَّذِی لَا یُبرَمُ مَا نَقَضَ- الَی ان قَالَ- الَا انَّکُم لَآتُوا العَدُوَّ غَداً، فَاطِیلُوا اللّیلةَ القیامَ، وَاکثِرُوا تِلاوَة القُرآنِ، وَاسأَلُوااللَّه الصَّبرَ وَالنَّصرَ، وَالقُوهُم بِالجِدِّ وَالحَزمِ، وَکُونُوا صَادقِینَ». [۵۸۶]
«زید بن وهب» گوید: علی (ع) در صفین فرمود: «سپاس، خداوندی را سزا است که آنچه را بر هم زد، دیگر استوار نمیشود.»- تا آن که فرمود: «توجه داشته باشید فردا با دشمن، درگیر میشوید. امشب بسیار نماز بخوانید و فراوان قرآن، تلاوت کنید، و از خدا توفیق تحمل و بردباری و پیروزی بخواهید، و به طور جدی با هوشیاری و دوراندیشی با آنان برخورد کنید. و راستگو باشید.»
اهل ذکر و یاد خدا
وَ قَالَ (صلی اللّٰه علیه و آله): طُوبَیٰ لِمَنْ اکْثَرَ ذِکْرَ اللّهِ فِی الجِهادِ، فَانّ لَهُ بِکُلِّ کَلِمَةٍ سَبعینَ الف حَسَنَةٍ، کُلُّ حَسَنةٍ عَشَرةَ اضْعَافٍ، مَعَ مَا لَهُ عِندَ اللّهِ مِن المَزیدِ، قَالُوا: یا رَسُولَ اللّهِ، وَالنَّفَقَةُ فِی سَبیلِ اللّهِ عَلَی قَدْرِ ذَلِکَ لِلضُّعَفاءِ؟ قَالَ: نَعَمْ. [۵۸۷]
پیغمبر (ص) فرمود: «خوشا به حال شخصی که هنگام جهاد، خدا را بسیار یاد کند؛ زیرا برای هر کلمهای که بگوید به ثواب هفتاد هزار کار نیک دست مییابد که هر کار نیک ده چندان است؛ به علاوه مزایای دیگری که نزد خدا برایش هست.
گفتند: ای رسول خدا! برای افرادی که توان شرکت در جهاد ندارند، چنانچه برای جهاد، کمک مالی کنند نیز چنان که فرمودید خواهد بود؟
فرمود: آری.
در زمین ناشناخته و در آسمانها پر آوازه
فِتَنٌ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ لَا تَقُومُ لَهَا قَائِمَةٌ وَ لَا تُرَدُّ لَهَا رَایَةٌ تَأْتِیکُمْ مَزْمُومَةً مَرْحُولَةً یَحْفِزُهَا قَائِدُهَا وَ یَجْهَدُهَا رَاکِبُهَا أَهْلُهَا قَوْمٌ شَدِیدٌ کَلَبُهُمْ قَلِیلٌ سَلَبُهُمْ یُجَاهِدُهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ قَوْمٌ أَذِلَّةٌ عِنْدَ الْمُتَکَبِّرِینَ فِی الْأَرْضِ مَجْهُولُونَ وَ فِی السَّمَاءِ مَعْرُوفُونَ فَوَیْلٌ لَکِ یَا بَصْرَةُ عِنْدَ ذَلِکِ مِنْ جَیْشٍ مِنْ نِقَمِ اللَّهِ لَا رَهَجَ لَهُ وَ لَا حَسَّ وَ سَیُبْتَلَی أَهْلُکِ بِالْمَوْتِ الْأَحْمَرِ وَ الْجُوعِ الْأَغْبَرِ. [۵۸۸]
امام علی (ع): ... فتنههایی چون تاریکی شب که نیرویی نمیتواند برابر آن بایستد، و کسی نتواند پرچمهای آن را پایین کشد، به سوی شما میآید چونان شتری که مهار شده و جهاز بر پشت آن نهاده و ساربان آن را کشانده و به سرعت میراند. فتنه جویان کسانی هستند که ضربات آنها شدید و غارتگری آنان اندک است. مردمی با آنان جهاد میکنند که در چشم متکبران خوار و در روی زمین گمنام و در آسمانها معروفند. در این هنگام، وای بر تو ای بصره! از سپاهی که نشانه خشم و انتقام الهی است، بر گرد و غبار و صدایی به تو حمله خواهند کرد و چه زود ساکنانت به مرگ سرخ و گرسنگی غبارآلود دچار میگردند.
ایثارگر
وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ رَؤُفٌ بِالْعِبٰادِ. [۵۸۹]
و از میان مردم کسی است که جان خود را برای طلب خشنودی خدا میفروشد، و خدا نسبت به [این] بندگان مهربان است.
وَ الَّذِینَ تَبَوَّؤُا الدّٰارَ وَ الْإِیمٰانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هٰاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لٰا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حٰاجَةً مِمّٰا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کٰانَ بِهِمْ خَصٰاصَةٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. [۵۹۰]
و برای کسانی که در این سرا [سرزمین مدینه] و در سرای ایمان پیش از مهاجران مسکن گزیدند و کسانی را که به سویشان هجرت کنند دوست میدارند، و در دل خود نیازی به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمیکنند و آنها را بر خود مقدم میدارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند؛ کسانی که از بخل و حرص نفس خویش بازداشته شدهاند، رستگاراناند.
وَ عَنهُ انّ رَسولَ اللّٰهِ صَلّی اللّٰه عَلیه و آله قالَ: اجودُ النّاسِ مَن جٰادَ بِنَفسِه فِی سَبیلِ اللّٰهِ، وَ ابخَلُ النّاسِ مَن بَخِلَ بِالسَّلامِ. [۵۹۱]
و علی (ع) نقل کرد که رسول خدا (ص) فرمود: سخاوتمندترین مردم کسی است که با جان خود در راه خدا بخشش کند و بخیلترین مردم کسی است که در سلام کردن بخل بورزد.
اهل بیعت رضوان
لَقَدْ رَضِیَ اللّٰهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبٰایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مٰا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَ أَثٰابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً. [۵۹۲]
به راستی خدا هنگامی که مؤمنان، زیر آن درخت با تو بیعت میکردند از آنان خشنود شد، و آنچه در دلهایشان بود بازشناخت و بر آنان آرامش فرو فرستاد و پیروزی نزدیکی به آنها پاداش داد.
برخوردار از روحیه عالی و آرامش خاطر
هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدٰادُوا إِیمٰاناً مَعَ إِیمٰانِهِمْ وَ لِلّٰهِ جُنُودُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلِیماً حَکِیماً. [۵۹۳]
اوست آن کس که در دلهای مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانی برایمان خود بیفزایند و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست، و خدا همواره دانای سنجیده کار است.
إِذْ جَعَلَ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّةَ حَمِیَّةَ الْجٰاهِلِیَّةِ فَأَنْزَلَ اللّٰهُ سَکِینَتَهُ عَلیٰ رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ أَلْزَمَهُمْ کَلِمَةَ التَّقْویٰ وَ کٰانُوا أَحَقَّ بِهٰا وَ أَهْلَهٰا وَ کٰانَ اللّٰهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیماً.[۵۹۴]
آن گاه که کافران در دلهای خود، تعصّب [آن هم] تعصّب جاهلیّت ورزیدند، پس خدا آرامش خود را بر فرستادۀ خویش و بر مؤمنان فرو فرستاد، و آرمان تقوا را ملازم آنان ساخت، و [در واقع] آنان به [رعایت] آن [آرمان] سزاوارتر و شایستهتر [اتّصاف به] آن بودند، و خدا همواره بر هر چیزی داناست.
اطاعتپذیر و منضبط در شرایط سخت
لَقَدْ تٰابَ اللّٰهُ عَلَی النَّبِیِّ وَ الْمُهٰاجِرِینَ وَ الْأَنْصٰارِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ فِی سٰاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مٰا کٰادَ یَزِیغُ قُلُوبُ فَرِیقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تٰابَ عَلَیْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِیمٌ. [۵۹۵]
به یقین، خدا بر پیامبر و مهاجران و انصار که در آن ساعت دشوار از او پیروی کردند ببخشود، بعد از آنکه چیزی نمانده بود که دلهای دستهای از آنان منحرف شود. باز بر ایشان ببخشود؛ چرا که او نسبت به آنان مهربان و رحیم است.
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذٰا کٰانُوا مَعَهُ عَلیٰ أَمْرٍ جٰامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتّٰی یَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ أُولٰئِکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوکَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ. [۵۹۶]
جز این نیست که مؤمنان کسانیاند که به خدا و پیامبرش گرویدهاند، و هنگامی که با او بر سر کاری اجتماع کردند، تا از وی کسب اجازه نکنند، نمیروند. در حقیقت، کسانی که از تو کسب اجازه میکنند، آناناند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. پس چون برای برخی از کارهایشان از تو اجازه خواستند، به هر کس از آنان که خواستی اجازه ده و برایشان آمرزش بخواه که خدا آمرزندۀ مهربان است.
تَقَدَّمِ فِانّا لاحِقُونَ بِکَ عَن سَاعَةٍ . [۵۹۷]
(سپس عمرو بن خالد صیدوای نزد امام حسین (ع) آمده عرض کرد: سلام بر تو باد ای اباعبداللّٰه! میخواهم به یاران شهید خود بپیوندم و نمیخواهم بمانم و تو را تنها و کشته ببینم.) امام (ع) فرمود: «برو که ما نیز ساعتی دیگر به تو میپیوندیم» (پس به میدان آمده قهرمانانه جنگید تا به شهادت رسید.)
مَرحَباً بِکُما أُدنُوا مِنِّی، یَا ابْنی أَخی مَا یَبکیکُما؟ فَواللهِ انّی لَارجُو أَن تَکُونا بَعدَ ساعةٍ قَریری العَین. جَزاکُما اللهِ یَا ابنی أَخی بِوَجدکُما مِن ذلِکَ وَ مُواساتِکُما ایَّایَ بِأَنفُسِکُما أَحسَنَ جَزاءَ المُتِّقین وَ عَلیکُما السَّلام وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بِرکَاتُه. [۵۹۸]
(اصحاب امام حسین (ع) چون دیدند که نمیتوانند هم از امام (ع) و هم از خود دفاع کنند (امام (ع) را پاس داشته) در کشته شدن پیش روی او بر هم سبقت میجستند.
عبداللّٰه غفاری و عبدالرحمن غفاری نزد امام (ع) آمده عرض کردند: سلام بر شما باد ای اباعبداللّٰه! دوست داریم که پیش روی تو کشته شویم و تو را پاس داریم.) امام (ع) فرمود: «خوش آمدید، نزدیک آیید.»
پس نزدیک امام (ع) آمدند و جنگیدند.
(و در روایت دیگری آمده: عبداللّٰه و عبدالرحمن به (امام (ع)) عرض کردند: سلام بر شما باد ای اباعبداللّٰه! ما دوست داریم پیش روی شما جهاد کنیم و (دشمنانت را) از شما دور کنیم.
حضرت فرمود:) «خوش آمدید نزدیک آیید.» آنان در حالی که میگریستند به امام (ع) نزدیک شدند امام (ع) فرمود: «فرزندان برادرم! چرا میگریید؟ به خدا سوگند ساعتی دیگر چشم روشن (و شادمان) خواهید شد!»
عرض کردند: خدا ما را فدایت سازد به خدا ما نه بر خود میگرییم گریۀ ما بر توست که میبینیم دشمن تو را محاصره کرده و ما نمیتوانیم از تو پاس داریم.
فرمود: «ای فرزندان برادرم! خدا در برابر این عاطفه و فداکاری شما بهترین پاداش پارسایان را عطایتان کناد.» سپس آنان پیشاپیش امام (ع) قرار گرفته (به رسم خداحافظی) عرض کردند:
سلام بر تو ای فرزند رسول خدا! (و امام (ع)) فرمود: «سلام و رحمت و برکات خدا بر شما». (آن دو) پیکار کردند تا به شهادت رسیدند.
اهل بصیرت و دانش
أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَی اللَّهِ فَإِنَّهَا خَیْرُ مَا تَوَاصَی الْعِبَادُ بِهِ وَ خَیْرُ عَوَاقِبِ الْأُمُورِ عِنْدَ اللَّهِ وَ قَدْ فُتِحَ بَابُ الْحَرْبِ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ أَهْلِ الْقِبْلَةِ وَ لَا یَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَوَاضِعِ الْحَقِّ فَامْضُوا لِمَا تُؤْمَرُونَ بِهِ وَ قِفُوا عِنْدَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ وَ لَا تَعْجَلُوا فِی أَمْرٍ حَتَّی تَتَبَیَّنُوا فَإِنَّ لَنَا مَعَ کُلِّ أَمْرٍ تُنْکِرُونَهُ غِیَراً. [۵۹۹]
امام علی (ع): ای بندگان خدا! شما را به تقوا و ترس از عذاب سفارش میکنم، زیرا تقوای الهی بهترین سفارش مؤمنان، و بهترین پایان نامه کار در پیشگاه خداست.
مردم! هم اکنون آتش جنگ بین شما و اهل قبله شعله ور شده است، و این پرچم مبارزه را جز افراد آگاه و با استقامت و عالم به جایگاه حق بدوش نمیکشند. بنابراین آنچه فرمان دادند انجام دهید، و از آنچه نهی کردند توقف کنید، و در هیچ کاری تا روشن نشود شتاب نکنید، زیرا در آنچه شما اکراه دارید توان تغییراتی داریم.
وَ لَقَدْ عَلِمَ الْمُسْتَحْفَظُونَ مِنْ أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ ص أَنِّی لَمْ أَرُدَّ عَلَی اللَّهِ وَ لَا عَلَی رَسُولِهِ سَاعَةً قَطُّ وَ لَقَدْ وَاسَیْتُهُ بِنَفْسِی فِی الْمَوَاطِنِ الَّتِی تَنْکُصُ فِیهَا الْأَبْطَالُ وَ تَتَأَخَّرُ فِیهَا الْأَقْدَامُ نَجْدَةً أَکْرَمَنِی اللَّهُ بِهَا وَ لَقَدْ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَ إِنَّ رَأْسَهُ لَعَلَی صَدْرِی وَ لَقَدْ سَالَتْ نَفْسُهُ فِی کَفِّی فَأَمْرَرْتُهَا عَلَی وَجْهِی وَ لَقَدْ وُلِّیتُ غُسْلَهُ (ص) وَ الْمَلَائِکَةُ أَعْوَانِی فَضَجَّتِ الدَّارُ وَ الْأَفْنِیَةُ مَلَأٌ یَهْبِطُ وَ مَلَأٌ یَعْرُجُ وَ مَا فَارَقَتْ سَمْعِی هَیْنَمَةٌ مِنْهُمْ یُصَلُّونَ عَلَیْهِ حَتَّی وَارَیْنَاهُ فِی ضَرِیحِهِ فَمَنْ ذَا أَحَقُّ بِهِ مِنِّی حَیّاً وَ مَیِّتاً فَانْفُذُوا عَلَی بَصَائِرِکُمْ وَ لْتَصْدُقْ نِیَّاتُکُمْ فِی جِهَادِ عَدُوِّکُمْ فَوَالَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِنِّی لَعَلَی جَادَّةِ الْحَقِّ وَ إِنَّهُمْ لَعَلَی مَزَلَّةِ الْبَاطِلِ أَقُولُ مَا تَسْمَعُونَ وَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِی وَ لَکُمْ. [۶۰۰]
امام علی (ع): اصحاب و یاران حضرت محمد (ص) که حافظان اسرار او میباشند، میدانند که من حتی برای یک لحظه هم مخالف فرمان خدا و رسول او نبودم، بلکه با جان خود پیامبر (ص) را یاری کردم. در جاهایی که شجاعان قدم هایشان میلرزید. و فرار میکردند، آن دلیری و مردانگی را خدا به من عطا فرمود.
رسول خدا (ص) در حالی که سرش بر روی سینهام بود قبض روح گردید، و جان او در کف من روان شد و آن دست را بر چهرۀ خویش کشیدم. متصدّی غسل پیامبر (ص) من بودم، و فرشتگان مرا یاری میکردند، گویا در و دیوار خانه فریاد میزد. گروهی از فرشتگان فرود میآمدند و گروهی دیگر به آسمان پرواز میکردند.
گوش من از صدای آهسته آنان که بر آن حضرت نماز میخواندند، پُر بود، تا آنگاه که او را در حجرهاش دفن کردیم. چه کسی با آن حضرت در زندگی و لحظات مرگ از من سزاوارتر است؟
پس مردم! با دل بینا حرکت کنید، و نیت خویش را در جهاد با دشمن راست بدارید.
سوگند به خدایی که جز او خدایی نیست، من بر جادّه حق میروم، و دشمنان من بر پرتگاه باطلند، میگویم آنچه را میشنوید، و برای خود و شما از خدا طلب آمرزش دارم.
اللّهُمّ صَلّ عَلَی مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ عَرّفْهُمْ مَا یَجْهَلُونَ، وَ عَلّمْهُمْ مَا لَا یَعْلَمُونَ، وَ بَصّرْهُمْ مَا لَا یُبْصِرُونَ. [۶۰۱]
امام سجاد (ع): خدایا بر محمد و آل او درود بفرست و آنچه را نمیدانند به آنان بیاموز و از آنچه بیخبرند آگاهشان ساز و به آنچه نمیبینند بینایشان گردان.
احیاگر باورها و ارزشهای الهی و تثبیت رسالت پیامبر (ص)
الَّذِینَ إِنْ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقٰامُوا الصَّلٰاةَ وَ آتَوُا الزَّکٰاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلّٰهِ عٰاقِبَةُ الْأُمُورِ. [۶۰۲]
همان کسانی که چون در زمین به آنان توانایی دهیم، نماز برپا میدارند و زکات میدهند و به کارهای پسندیده وا میدارند، و از کارهای ناپسند باز میدارند، و فرجام همۀ کارها از آن خداست.
اللّهُمّ وَ أَصْحَابُ مُحَمّدٍ خَاصّةً الّذِینَ أَحْسَنُوا الصّحَابَةَ وَ الّذِینَ أَبْلَوُا الْبَلَاءَ الْحَسَنَ فِی نَصْرِهِ، وَ کَانَفُوهُ، وَ أَسْرَعُوا إِلَی وِفَادَتِهِ، وَ سَابَقُوا إِلَی دَعْوَتِهِ، وَ اسْتَجَابُوا لَهُ حَیْثُ أَسْمَعَهُمْ حُجّةَ رِسَالَاتِهِ. وَ فَارَقُوا الْأَزْوَاجَ وَالْأَوْلَادَ فِی إِظْهَارِ کَلِمَتِهِ، وَقَاتَلُوا الْآبَاءَ وَ الْأَبْنَاءَ فِی تَثْبِیتِ نُبُوّتِهِ، وَ انْتَصَرُوا بِهِ. [۶۰۳]
امام سجاد (ع): بار خدایا به ویژه (بر) یاران و همراهان محمد (ص) ... درود فرست؛ بر آنان که همراهی با آن حضرت را نیکو به پایان بردند و برای یاری او شجاعانه و دلاورانه با دشمن جنگیدند و به ایمان آوردن به او شتافتند و به پذیرفتن دعوتش از دیگران پیشی گرفتند و دعوت آن جناب را آن هنگام که برهان رسالتش را به گوششان رساند پذیرفتند و در راه آشکار ساختن دعوت او به راه حق از زنان و فرزندان دوری کردند.
پرصلابت و خشن در برخورد با کافران و مهربان نسبت به مؤمنان
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قٰاتِلُوا الَّذِینَ یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفّٰارِ وَ لْیَجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ. [۶۰۴]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، با کافرانی که مجاور شما هستند کارزار کنید، و آنان باید در شما خشونت بیابند، و بدانید که خدا با تقوا پیشگان است.
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّٰهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدّٰاءُ عَلَی الْکُفّٰارِ رُحَمٰاءُ بَیْنَهُمْ تَرٰاهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً سِیمٰاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذٰلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرٰاةِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَویٰ عَلیٰ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرّٰاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفّٰارَ وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً. [۶۰۵]
محمد (ص) پیامبر خداست؛ و کسانی که با اویند، بر کافران، سختگیر [و] با همدیگر مهرباناند.
آنان را در رکوع و سجود میبینی. فضل و خشنودی خدا را خواستارند. علامتِ [مشخصۀ] آنان بر اثر سجود در چهرههایشان است. این صفت ایشان است در تورات، و مَثَل آنها در انجیل چون کِشتهای است که جوانۀ خود برآورد و آن را مایه دهد تا سبز شود و بر ساقههای خود بایستد و دهقانان را به شگفت آورد، تا از [انبوهی] آنان [خدا] کافران را به خشم دراندازد. خدا به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، آمرزش و پاداش بزرگی وعده داده است.
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّٰهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکٰافِرِینَ یُجٰاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لٰا یَخٰافُونَ لَوْمَةَ لٰائِمٍ ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ. [۶۰۶]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، هر کس از شما از دین خود برگردد، به زودی خدا گروهی [دیگر] را میآورد که آنان را دوست میدارد و آنان [نیز] او را دوست دارند.
[اینان] با مؤمنان، فروتن، [و] بر کافران سرفرازند. در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنش هیچ ملامتگری نمیترسند. این فضل خداست. آن را به هر که بخواهد میدهد و خدا گشایشگر داناست.
مَنْ أَحَدَّ سِنَانَ الْغَضَبِ لِلَّهِ قَوِیَ عَلَی قَتْلِ أَشِدَّاءِ الْبَاطِلِ. [۶۰۷]
امام علی (ع): کسی که برای خدا سرنیزه خشم خود را تیز کند بر کشتار سردمداران باطل نیرومند میگردد.
وَ مَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِینَ وَ غَضِبَ لِلَّهِ غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَ أَرْضَاهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ. [۶۰۸]
امام علی (ع): ... و کسی که در برابر فاسقان (گنهکاران و قانون شکنان و تجاوزکاران) با نفرت و خشم مواجه شد و برای خدا خشم خویش ابراز نمود، خدا خشم خود را برای او به کار اندازد و روز قیامت خشنودش گرداند.
صابر و پایدار
ثُمَّ إِنَّ رَبَّکَ لِلَّذِینَ هٰاجَرُوا مِنْ بَعْدِ مٰا فُتِنُوا ثُمَّ جٰاهَدُوا وَ صَبَرُوا إِنَّ رَبَّکَ مِنْ بَعْدِهٰا لَغَفُورٌ رَحِیمٌ. [۶۰۹]
با این حال، پروردگار تو نسبت به کسانی که پس از [آن همه] زجر کشیدن، هجرت کرده و سپس جهاد نمودند و صبر پیشه ساختند، پروردگارت [نسبت به آنان] بعد از آن [همه مصائب] آمرزنده و مهربان است.
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللّٰهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدٰامَکُمْ. [۶۱۰]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر خدا را یاری کنید یاریتان میکند و گامهایتان را استوار میدارد.
عَن عُمرانِ بنِ حَصینٍ قَالَ: لَمّا تَفرَّقَ النّاسُ عَنْ رَسُولِ اللّهِ (صلی اللّٰه علیه و آله) فِی یَوْمِ احُد، جَاءَ عَلَیٌّ (علیه السلام) مُتَقَلِّداً سَیْفَهُ حَتَّی قَامَ بَیْنَ یَدَیْهِ، فَرَفَعَ رَسُولُ اللّه (صلی اللّٰه علیه وآله) رَأسَهُ فَقَالَ لَه: مَا بَالُکَ لَمْ تَفرَّ مَعَ النّاسِ؟ فَقَالَ: یٰا رَسُولَ اللّهِ، ارْجَعُ کَافِراً بَعْدَ اسْلامِی! [۶۱۱]
عمران بن حصین گوید: در جنگ احد، وقتی مردم از طرف پیامبر خدا (ص) پراکنده شدند، علی (ع) در حالی که شمشیرش را به گردن آویخته بود [آماده دفاع بود]، پیش روی پیغمبر ایستاد.
رسول خدا سر بلند کرد و به او فرمود: چرا تو با مردم نگریختی؟
گفت: یا رسول اللّٰه! آیا بعد از آن که اسلام را پذیرفتهام، کافر شوم؟ ...
الگو قرار دادن پیامبر اکرم (ص) در جهاد
لَقَدْ کٰانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّٰهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کٰانَ یَرْجُوا اللّٰهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللّٰهَ کَثِیراً. [۶۱۲]
قطعاً برای شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقی نیکوست؛ برای آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد میکند.
تکلیف گرا (عمل به وظیفه و تکلیف)
قُلْ لَنْ یُصِیبَنٰا إِلّٰا مٰا کَتَبَ اللّٰهُ لَنٰا هُوَ مَوْلٰانٰا وَ عَلَی اللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ. [۶۱۳]
بگو: جز آنکه خدا برای ما مقرر داشته هرگز، به ما نمیرسد. او سرپرست ماست، و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند.
وَ قَدْ أَرْعَدُوا وَ أَبْرَقُوا وَ مَعَ هَذَیْنِ الْأَمْرَیْنِ الْفَشَلُ وَ لَسْنَا نُرْعِدُ حَتَّی نُوقِعَ وَ لَا نُسِیلُ حَتَّی نُمْطِرَ. [۶۱۴]
چون رعد خروشیدند و چون برق درخشیدند، اما کاری از پیش نبردند و سرانجام سُست گردیدند! ولی ما این گونه نیستیم، تا عمل نکنیم، رعد و برقی نداریم، و تا نباریم سیل جاری نمیسازیم.
شجاع و نترس
وَ لَمّٰا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزٰابَ قٰالُوا هٰذٰا مٰا وَعَدَنَا اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ مٰا زٰادَهُمْ إِلّٰا إِیمٰاناً وَ تَسْلِیماً. [۶۱۵]
و چون مؤمنان دستههای دشمن را دیدند، گفتند: این همان است که خدا و فرستادهاش به ما وعده دادند و خدا و فرستادهاش راست گفتند، و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود.
توضیح: این آیه بر شجاعت مؤمنان دلالت میکند در مقابل منافقان و ضعیف ایمانان که به هنگام دیدن لشکر احزاب، چشمهاشان در حدقه میچرخید، که گویی میخواهند قالب تهی کنند.[۶۱۶]
«زَکاةُ الشُّجٰاعَةِ الجِهادُ فِی سَبیلِ اللّه». [۶۱۷]
امام علی (ع): زکات شجاعت، نبرد در راه خداست.
«الشُّجاعَةُ عِزٌّ حاضِرٌ». [۶۱۸]
امام علی (ع): شجاعت و دلاوری، عزّتی مهیا و آماده است.
رعایت اخلاق و شئونات اسلامی در رابطه با دشمن
إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ وَ لَکِنَّکُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَکَرْتُمْ حَالَهُمْ کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ وَ قُلْتُمْ مَکَانَ سَبِّکُمْ إِیَّاهُمْ اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَیْنِنَا وَ بَیْنِهِمْ وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّی یَعْرِفَ الْحَقَّ مَنْ جَهِلَهُ وَ یَرْعَوِیَ عَنِ الْغَیِّ وَ الْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِهِ.[۶۱۹]
امام علی (ع): خوش ندارم که شما بدزبان و دشنام گویان باشید. اگر عملکرد دشمن و چگونگی شرایطشان را منطقی توصیف کنید و یادآور شوید، گفتارتان به صواب نزدیکتر است، و خود از توجیهی رساتر بهرهمنداید. بهتر است به جای دشنام، بگویید:
بار خدایا! تو خود خون ما و جبهۀ مقابلمان را حفظ نما، روابطمان را اصلاح فرما و اینان را، که گرفتار گمراهیاند هدایت کن. تا آنان که حق را نمیشناسند، بازش شناسند و آنان که به گمراهی و تجاوز آلودهاند، باز ایستند.
پرهیز از شهوت رانی و سورچرانی
أنَّهُ شَیَّعَ جَیْشاً بِغَزْیَةٍ فَقَالَ اعْذِبُوا عَنِ النِّسَاءِ مَا اسْتَطَعْتُمْ. [۶۲۰]
امام علی (ع): به لشگر که برای نبرد آماده میکرد، فرمود: تا آنجا که در توان دارید، از زنان دوری گزینید.
وَ اللَّهُ مُسْتَأْدِیکُمْ شُکْرَهُ وَ مُوَرِّثُکُمْ أَمْرَهُ وَ مُمْهِلُکُمْ فِی مِضْمَارٍ مَحْدُودٍ لِتَتَنَازَعُوا سَبَقَهُ فَشُدُّوا عُقَدَ الْمَآزِرِ وَ اطْوُوا فُضُولَ الْخَوَاصِرِ لَا تَجْتَمِعُ عَزِیمَةٌ وَ وَلِیمَةٌ مَا أَنْقَضَ النَّوْمَ لِعَزَائِمِ الْیَوْمِ وَ أَمْحَی الظُّلَمَ لِتَذَاکِیرِ الْهِمَمِ. [۶۲۱]
امام علی (ع): این خداوند است که ادای شکر خویش را از شما میطلبد و هم شما را وارث امر خود میخواهد. هم او است که در میدان گیتی شما را فرصت مشق میدهد تا کدامینتان گوی مسابقه را برباید. پس کمربندها را محکم ببندید، شکمها را از فضول طعامها تهی نگه دارید که هرگز عزم استوار را با سورچرانی فراهم نیابید، وه که چه سان خواب شب ارادههای روز را در هم میشکند و یادآوری هدفها را در کام سیاهی خویش فرو میکشد!
نیروهای کمی و ناکارآمد
عدم کارآیی فزونی افراد با پراکندگی دلها
إِنَّهُ لَا غَنَاءَ فِی کَثْرَةِ عَدَدِکُمْ مَعَ قِلَّةِ اجْتَماعِ قُلُوبِکُمْ. [۶۲۲]
امام علی (ع): بی شک تا آن گاه که قلبهاتان هماهنگ نباشد بسیاری شمارتان به کار نیاید.
ناکارآمدی نیروهای ضعیف و سست
أُرِیدُ أَنْ أُدَاوِیَ بِکُمْ وَ أَنْتُمْ دَائِی کَنَاقِشِ الشَّوْکَةِ بِالشَّوْکَةِ وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّ ضَلْعَهَا مَعَهَا. [۶۲۳]
امام علی (ع): من میکوشم که دردها را با شما درمان کنم، ولی شما خود درد بی درمان من شدهاید! به کسی مانندهام که خار در پایش خلیده است و او میخواهد با کمک خاری دیگر، خار از پای بیرون کشد. در حالی که میداند که خار به خار میگراید.
وَ لَعَمْرِی لَوْ کُنّٰا نَأْتِی مَا أَتَیْتُمْ، مَا قَامَ لِلدِّینِ عَمُودٌ، وَ لَا اخْضَرَّ لِلإِیمَانِ عُودٌ وَایْمُ اللّٰهِ لَتَحْتَلِبُنَّهَا دَماً، وَ لَتُتْبِعُنَّهَا نَدَماً! [۶۲۴]
امام علی (ع) به نیروهای سست عنصر فرمود: به جان خویشم سوگند که اگر ما را نیز کارنامهای چونان شما بود، نه دین بر پای میایستاد و نه جوانههایی بر نهال ایمان میرست و خرمی مییافت. به خدا سوگند (با چنین کارنامه) از پستان این نظام به جای شیر، خون بدوشید، و در پیآمد آن به پشیمانی دچار شوید!
غیر قابل اعتماد بودن نیروهای سست عنصر
مَا أَنْتُمْ بِوَثِیقَةٍ یُعْلَقُ بِهَا وَ لَا زَوَافِرِ عِزٍّ یُعْتَصَمُ إِلَیْهَا لَبِئْسَ حُشَّاشُ نَارِ الْحَرْبِ أَنْتُمْ أُفٍّ لَکُمْ لَقَدْ لَقِیتُ مِنْکُمْ بَرْحاً یَوْماً أُنَادِیکُمْ وَ یَوْماً أُنَاجِیکُمْ فَلَا أَحْرَارُ صِدْقٍ عِنْدَ النِّدَاءِ وَ لَا إِخْوَانُ ثِقَةٍ عِنْدَ النَّجَاءِ. [۶۲۵]
امام علی (ع): اما دریغ که نه شما قابل اعتمادید، نه تکیهگاه مطمئن، و نه یارانی سزاوار یاری خواستن. آری، در افروختن آتش نبرد با ستمگران، بد نیروهایی هستید. اف بر شما، که از نارساییهاتان به تنگ آمدهام! روزی با فریاد به یاریتان میخوانم و دیگر روز، به رازگویی با شما مینشینم. اما شما نه نیروهای آزادهای هستید که با آن فریادها به پا خیزید و نه چنان برادران مطمئنی که این راز و رازگویی را پاس بدارید.
أُفٍّ لَکُمْ لَقَدْ سَئِمْتُ عِتَابَکُمْ أَ رَضِیتُمْ بِالْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا مِنَ الْآخِرَةِ عِوَضاً وَ بِالذُّلِّ مِنَ الْعِزِّ خَلَفاً إِذَا دَعَوْتُکُمْ إِلَی جِهَادِ عَدُوِّکُمْ دَارَتْ أَعْیُنُکُمْ کَأَنَّکُمْ مِنَ الْمَوْتِ فِی غَمْرَةٍ وَ مِنَ الذُّهُولِ فِی سَکْرَةٍ یُرْتَجُ عَلَیْکُمْ حَوَارِی فَتَعْمَهُونَ وَ کَأَنَّ قُلُوبَکُمْ مَأْلُوسَةٌ فَأَنْتُمْ لَا تَعْقِلُونَ مَا أَنْتُمْ لِی بِثِقَةٍ سَجِیسَ اللَّیَالِی وَ مَا أَنْتُمْ بِرُکْنٍ یُمَالُ بِکُمْ وَ لَا زَوَافِرُ عِزٍّ یُفْتَقَرُ إِلَیْکُمْ مَا أَنْتُمْ إِلَّا کَإِبِلٍ ضَلَّ رُعَاتُهَا فَکُلَّمَا جُمِعَتْ مِنْ جَانِبٍ انْتَشَرَتْ مِنْ آخَرَ لَبِئْسَ لَعَمْرُ اللَّهِ سُعْرُ نَارِ الْحَرْبِ أَنْتُمْ تُکَادُونَ وَ لَا تَکِیدُونَ وَ تُنْتَقَصُ أَطْرَافُکُمْ فَلَا تَمْتَعِضُونَ لَا یُنَامُ عَنْکُمْ وَ أَنْتُمْ فِی غَفْلَةٍ سَاهُونَ غُلِبَ وَ اللَّهِ الْمُتَخَاذِلُونَ وَ ایْمُ اللَّهِ إِنِّی لَأَظُنُّ بِکُمْ أَنْ لَوْ حَمِسَ الْوَغَی وَ اسْتَحَرَّ الْمَوْتُ قَدِ انْفَرَجْتُمْ عَنِ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ انْفِرَاجَ الرَّأْسِ وَ اللَّهِ إِنَّ امْرَأً یُمَکِّنُ عَدُوَّهُ مِنْ نَفْسِهِ یَعْرُقُ لَحْمَهُ وَ یَهْشِمُ عَظْمَهُ وَ یَفْرِی جِلْدَهُ لَعَظِیمٌ عَجْزُهُ ضَعِیفٌ مَا ضُمَّتْ عَلَیْهِ جَوَانِحُ صَدْرِهِ أَنْتَ فَکُنْ ذَاکَ إِنْ شِئْتَ فَأَمَّا أَنَا فَوَاللَّهِ دُونَ أَنْ أُعْطِیَ ذَلِکَ ضَرْبٌ بِالْمَشْرَفِیَّةِ تَطِیرُ مِنْهُ فَرَاشُ الْهَامِ وَ تَطِیحُ السَّوَاعِدُ وَ الْأَقْدَامُ وَ یَفْعَلُ اللّٰهُ بَعْدَ ذَلِکَ مٰا یَشٰاءُ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِی عَلَیْکُمْ حَقّاً وَ لَکُمْ عَلَیَّ حَقٌّ فَأَمَّا حَقُّکُمْ عَلَیَّ فَالنَّصِیحَةُ لَکُمْ وَ تَوْفِیرُ فَیْئِکُمْ عَلَیْکُمْ وَ تَعْلِیمُکُمْ کَیْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِیبُکُمْ کَیَما تَعْلَمُوا وَ أَمَّا حَقِّی عَلَیْکُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَیْعَةِ وَ النَّصِیحَةُ فِی الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِیبِ وَ الْإِجَابَةُ حِینَ أَدْعُوکُمْ وَ الطَّاعَةُ حِینَ آمُرُکُمْ. [۶۲۶]
امام علی (ع): نفرین بر شما کوفیان! که از فراوانی سرزنش شما خسته شدم. آیا به جای زندگی جاویدان قیامت به زندگی زودگذر دنیا رضایت دادید؟ و بجای عزّت و سربلندی، بدبختی و ذلّت را انتخاب کردید؟
هرگاه شما را به جهاد با دشمنتان دعوت میکنم، چشمانتان از ترس در کاسه میگردد، گویا ترس از مرگ عقل شما را ربوده و چون انسانهای مَست از خود بیگانه شده، حیران و سرگردانید. گویا عقلهای خود را از دست داده و درک نمیکنید.
من دیگر هیچ گاه به شما اطمینان ندارم، و شما را پشتوانه خود نمیپندارم. شما یاران شرافتمندی نیستید که کسی به سوی شما دست دراز کند. به شتران بی ساربان میمانید، که هرگاه از یک طرف جمعآوری گردید، از سوی دیگر پراکنده میشوید.
به خدا سوگند! شما بد وسیلهای برای افروختن آتش جنگ هستید؛ شما را فریب میدهند امّا فریب دادن نمیدانید، سرزمین شما را پیاپی میگیرند و شما پروا ندارید. چشم دشمن، برای حمله شما خواب ندارد، ولی شما در غفلت به سر میبرید.
به خدا سوگند! شکست برای کسانی است که دست از یاری یکدیگر میکشند.
سوگند بخدا، اگر جنگ سخت درگیر شود و حرارت و سوزش مرگ شما را دربرگیرد، از اطراف فرزند ابوطالب، همانند جدا شدن سر از تن، جدا و پراکنده میشوید.
به خدا سوگند! آن که دشمن را بر جان خویش مسلط گرداند تا گوشتش را بخورد، و استخوانش را بشکند، و پوستش را جدا سازد، عجز و ناتوانیاش بسیار بزرگ و قلب او بسیار کوچک و ضعیف است.
تو اگر میخواهی اینگونه باش، امّا من، به خدا سوگند! از پای ننشینم و قبل از آن که دشمن فرصت یابد با شمشیر آب دیده چنان ضربهای بر پیکر او وارد سازم که ریزههای استخوان سرش را بپراکند، و بازوها و قدمهایش جدا گردد و از آن پس خدا هر چه خواهد انجام دهد.
ای مردم، مرا بر شما و شما را بر من حقّی واجب شده است.
حقّ شما بر من، آن که از خیرخواهی شما دریغ نورزم و بیتالمال را میان شما عادلانه تقسیم کنم، و شما را آموزش دهم تا بی سواد و نادان نباشید، و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید.
و امّا حقِّ من بر شما این است که به بیعت با من وفادار باشید، و در آشکار و نهان برایم خیرخواهی کنید، هرگاه شما را فرا خواندم اجابت نمایید و فرمان دادم اطاعت کنید.
ویژگی نیروهای کمی ضعیف و ناکارآمد
تمرّد و اطاعت ناپذیری
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَمْ یَزَلْ أَمْرِی مَعَکُمْ عَلَی مَا أُحِبُّ حَتَّی نَهِکَتْکُمُ الْحَرْبُ وَ قَدْ وَ اللَّهِ أَخَذَتْ مِنْکُمْ وَ تَرَکَتْ وَهِیَ لِعَدُوِّکُمْ أَنْهَکُ. لَقَدْ کُنْتُ أَمْسِ أَمِیراً فَأَصْبَحْتُ الْیَوْمَ مَأْمُوراً وَ کُنْتُ أَمْسِ نَاهِیاً فَأَصْبَحْتُ الْیَوْمَ مَنْهِیّاً وَقَدْأَحْبَبْتُمُ الْبَقَاءَ وَلَیْسَ لِی أَنْ أَحْمِلَکُمْ عَلَی مَاتَکْرَهُونَ. [۶۲۷]
امام علی (ع): ای مردم، بی گمان حکومت من بر شما در روندی دلخواه بود تا آن که در جنگ نیرویتان کاستی گرفت، هرچند بی گمان جنگ شما را گاه درگیر ساخته، گاه رهاتان کرده، اما دشمن را بیش از شما فرسوده است.
باری، حقیقت این است که تا دیروز من فرماندهی داشتم، اما امروز این منم که فرمان پذیرم، تا دیروز نهی کننده بودم اینک امروز نهیپذیر گردیدهام. واقعیت این است که شما ماندن را دوست دارید و مرا نسزد که به شما تحمیل کنم آن چه را خوش ندارید.
وَ لَئِنْ أَمْهَلَ الظَّالِمَ فَلَنْ یَفُوتَ أَخْذُهُ وَ هُوَ لَهُ بِالْمِرْصَادِ عَلَی مَجَازِ طَرِیقِهِ وَ بِمَوْضِعِ الشَّجَا مِنْ مَسَاغِ رِیقِهِ أَمَا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَیَظْهَرَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمُ عَلَیْکُمْ لَیْسَ لِأَنَّهُمْ أَوْلَی بِالْحَقِّ مِنْکُمْ وَ لَکِنْ لِإِسْرَاعِهِمْ إِلَی بَاطِلِ صَاحِبِهِمْ وَ إِبْطَائِکُمْ عَنْ حَقِّی وَ لَقَدْ أَصْبَحَتِ الْأُمَمُ تَخَافُ ظُلْمَ رُعَاتِهَا وَ أَصْبَحْتُ أَخَافُ ظُلْمَ رَعِیَّتِی اسْتَنْفَرْتُکُمْ لِلْجِهَادِ فَلَمْ تَنْفِرُوا وَ أَسْمَعْتُکُمْ فَلَمْ تَسْمَعُوا وَ دَعَوْتُکُمْ سِرّاً وَ جَهْراً فَلَمْ تَسْتَجِیبُوا وَ نَصَحْتُ لَکُمْ فَلَمْ تَقْبَلُوا أَ شُهُودٌ کَغُیَّابٍ وَ عَبِیدٌ کَأَرْبَابٍ أَتْلُو عَلَیْکُمْ الْحِکَمَ فَتَنْفِرُونَ مِنْهَا وَ أَعِظُکُمْ بِالْمَوْعِظَةِ الْبَالِغَةِ فَتَتَفَرَّقُونَ عَنْهَا وَ أَحُثُّکُمْ عَلَی جِهَادِ أَهْلِ الْبَغْیِ فَمَا آتِی عَلَی آخِرِ قَوْلِی حَتَّی أَرَاکُمْ مُتَفَرِّقِینَ أَیَادِیَ سَبَا تَرْجِعُونَ إِلَی مَجَالِسِکُمْ وَ تَتَخَادَعُونَ عَنْ مَوَاعِظِکُمْ أُقَوِّمُکُمْ غُدْوَةً وَ تَرْجِعُونَ إِلَیَّ عَشِیَّةً کَظَهْرِ الْحَنِیَّةِ عَجَزَ الْمُقَوِّمُ وَ أَعْضَلَ الْمُقَوَّمُ أَیُّهَا الْقَوْمُ الشَّاهِدَةُ أَبْدَانُهُمْ الْغَائِبَةُ عَنْهُمْ عُقُولُهُمْ الُمخْتَلِفَةُ أَهْوَاؤُهُمْ الْمُبْتَلَی بِهِمْ أُمَرَاؤُهُمْ صَاحِبُکُمْ یُطِیعُ اللَّهَ وَ أَنْتُمْ تَعْصُونَهُ وَ صَاحِبُ أَهْلِ الشَّامِ یَعْصِی اللَّهَ وَ هُمْ یُطِیعُونَهُ لَوَدِدْتُ وَ اللَّهِ أَنَّ مُعَاوِیَةَ صَارَفَنِی بِکُمْ صَرْفَ الدِّینَارِ بِالدِّرْهَمِ فَأَخَذَ مِنِّی عَشَرَةَ مِنْکُمْ وَ أَعْطَانِی رَجُلًا مِنْهُمْ یَا أَهْلَ الْکُوفَةِ مُنِیتُ مِنْکُمْ بِثَلَاثٍ وَ اثْنَتَیْنِ صُمٌّ ذَوُو أَسْمَاعٍ وَ بُکْمٌ ذَوُو کَلَامٍ وَ عُمْیٌ ذَوُو أَبْصَارٍ لَا أَحْرَارُ صِدْقٍ عِنْدَ اللِّقَاءِ وَ لَا إِخْوَانُ ثِقَةٍ عِنْدَ الْبَلَاءِ تَرِبَتْ أَیْدِیکُمْ یَا أَشْبَاهَ الْإِبِلِ غَابَ عَنْهَا رُعَاتُهَا کُلَّمَا جُمِعَتْ مِنْ جَانِبٍ تَفَرَّقَتْ مِنْ آخَرَ وَ اللَّهِ لَکَأَنِّی بِکُمْ فِیَما إِخَالُکُمْ أَنْ لَوْ حَمِسَ الْوَغَی وَ حَمِیَ الضِّرَابُ قَدِ انْفَرَجْتُمْ عَنِ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ انْفِرَاجَ الْمَرْأَةِ عَنْ قُبُلِهَا وَ إِنِّی لَعَلَی بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ مِنْهَاجٍ مِنْ نَبِیِّی وَ إِنِّی لَعَلَی الطَّرِیقِ الْوَاضِحِ أَلْقُطُهُ لَقْطاً. [۶۲۸]
امام علی (ع): اگر خداوند، ستمگر را چند روزی مهلت دهد، از بازپرسی و عذاب او غفلت نمیکند، و او بر سر راه، در کمین گاه ستمگران است، و گلوی آنها را در دست گرفته تا از فرو رفتن آب دریغ دارد. آگاه باشید! به خدایی که جانم در دست اوست، شامیان بر شما پیروز خواهند شد، نه از آن رو که از شما به حق سزاوارترند. بلکه در راه باطلی که زمامدارشان میرود شتابان فرمان بردارند. و شما در گرفتن حق من سُستی میورزید، و هر آینه، ملتهای جهان صبح میکنند در حالی که از ستم زمامدارانشان در ترس و وحشتند، من صبح میکنم در حالی که از ستمگری پیروان خود وحشت دارم. شما را برای جهاد با دشمن برانگیختم، اما کوچ نکردید، حق را به گوش شما خواندم ولی نشنیدید، و در آشکار و نهان شما را دعوت کردم، اجابت نکردید، پند و اندرزتان دادم، قبول نکردید. آیا حاضران غائب میباشید؟ و یا بردگانی در شکل مالکان؟ فرمان خدا را بر شما میخوانم از آن فرار میکنید، و با اندرزهای رسا و گویا شما را پند میدهم از آن پراکنده میشوید، شما را به مبارزه با سرکشان ترغیب میکنم، هنوز سخنانم به آخر نرسیده، چون مردم سبأ متفرق شده، به جلسات خود باز میگردید، و در لباس پند و اندرز، یکدیگر را فریب میدهید تا اثر تذکرات مرا از بین ببرید. صبحگاهان کجیهای شمار را راست میکنم، شامگاهان به حالت اول بر میگردید، چونان کمان سختی که نه کسی قدرت راست کردن آن را دارد و نه خودش قابلیت راست شدن را دارا است. ای مردمی که بدنهای شما حاضر و عقلهای شما پنهان و افکار و آراء شما گوناگون است و زمامداران شما دچار مشکلات شمایند، رهبر شما از خدا اطاعت میکند، شما با او مخالفت میکنید، اما رهبر شامیان خدای را معصیت میکند، از او فرمانبردارند. به خدا سوگند دوست دارم معاویه شما را با نفرات خود مانند مبادلۀ درهم و دینار با من سودا کند، ده نفر از شما را بگیرد و یک نفر از آنها را به من بدهد!
ای اهل کوفه! گرفتار شما شدهام که سه چیز دارید و دو چیز ندارید: کرهایی با گوش شنوا، گنگهایی با زبان گویا، کورانی با چشمهای بینا. نه در روز جنگ از آزادگانید، و نه به هنگام بلا و سختی برادران یکرنگ میباشید. تهی دست مانید. ای مردم! شما چونان شتران دور مانده از ساربان میباشید، که اگر از سویی جمع آوری شوند از دیگر سو، پراکنده میگردند.
به خدا سوگند، میبینم که اگر جنگ سخت شود و آتش آن شعله گیرد و گرمی آن سوزان، پسر ابوطالب را رها میکنید و مانند جدا شدن زن حامله پس از زایمان از فرزندش، هر یک به سویی میگریزید. و من در پی آن نشانهها روانم که پروردگارم مرا رهنمون شده و آن راه را میروم که رسول خدا (ص) گشوده، و همانا من به راه روشن حق گام به گام ره میسپارم.
مَا هِیَ إِلَّا الْکُوفَةُ أَقْبِضُهَا وَ أَبْسُطُهَا إِنْ لَمْ تَکُونِی إِلَّا أَنْتِ تَهُبُّ أَعَاصِیرُکِ فَقَبَّحَکِ اللَّهُ وَ تَمَثَّلَ بِقَوْلِ الشَّاعِرِ لَعَمْرُ أَبِیکَ الْخَیْرِ یَا عَمْرُو إِنَّنِی عَلَی وَضَرٍ مِنْ ذَا الْإِنَاءِ قَلِیلِ.
ثُمَّ قَالَ (ع) أُنْبِئْتُ بُسْراً قَدِ اطَّلَعَ الَیمَنَ وَ إِنِّی وَ اللَّهِ لَأَظُنُّ أَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ سَیُدَالُونَ مِنْکُمْ بِاجْتَماعِهِمْ عَلَی بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِکُمْ عَنْ حَقِّکُمْ وَ بِمَعْصِیَتِکُمْ إِمَامَکُمْ فِی الْحَقِّ وَ طَاعَتِهِمْ إِمَامَهُمْ فِی الْبَاطِلِ وَ بِأَدَائِهِمُ الْأَمَانَةَ إِلَی صَاحِبِهِمْ وَ خِیَانَتِکُمْ وَ بِصَلَاحِهِمْ فِی بِلَادِهِمْ وَ فَسَادِکُمْ فَلَوِ ائْتَمَنْتُ أَحَدَکُمْ عَلَی قَعْبٍ لَخَشِیتُ أَنْ یَذْهَبَ بِعِلَاقَتِهِ اللَّهُمَّ إِنِّی قَدْ مَلِلْتُهُمْ وَ مَلُّونِی وَ سَئِمْتُهُمْ وَ سَئِمُونِی فَأَبْدِلْنِی بِهِمْ خَیْراً مِنْهُمْ وَ أَبْدِلْهُمْ بِی شَرّاً مِنِّی اللَّهُمَّ مِثْ قُلُوبَهُمْ کَمَا یُمَاثُ الْمِلْحُ فِی الْمَاءِ أَمَا وَ اللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنَّ لِی بِکُمْ أَلْفَ فَارِسٍ مِنْ بَنِی فِرَاسِ بْنِ غَنْمٍ.
هُنَالِکَ لَوْ دَعَوْتَ أَتَاکَ مِنْهُمْ فَوَارِسُ مِثْلُ أَرْمِیَةِ الْحَمِیمِ. [۶۲۹]
امام علی (ع): اکنون جز شهر کوفه در دست من باقی نمانده است، که آن را بگشایم یا ببندم. ای کوفه! اگر فقط تو برای من باشی، آن هم برابر این همه مصیبتها و طوفانها، چهرهات زشت باد!. آنگاه به گفته شاعر مثال آورد: «به جان پدرت سوگند ای عمرو که سهم اندکی از ظرف و پیمانه داشتم».
سپس ادامه داد: به من خبر رسیده که بُسر بن ارطاة بر یَمَن تسلّط یافته. سوگند به خدا میدانستم که مردم شام به زودی بر شما غلبه خواهند کرد. زیرا آنها در یاری کردن باطل خود، وحدت دارند، و شما در دفاع از حق متفرّقید! شما امام خود را در حق نافرمانی کرده و آنها امام خود را در باطل فرمانبردارند!. آنها نسبت به رهبر خود امانتدار و شما خیانتکارید؛ آنها در شهرهای خود به اصلاح و آبادانی مشغولند و شما به فساد و خرابی؛
(آنقدر فرومایهاید) اگر من کاسه چوبی آب را به یکی از شماها امانت دهم، میترسم که بند آن را بدزدید.
خدایا! من این مردم را با پند و تذکّرهای مداوم خسته کردم و آنها نیز مرا خسته نمودند، آنها از من به ستوه آمده، و من از آنان به ستوه آمدم، دل شکستهام، به جای آنان افرادی بهتر به من مرحمت فرما، و به جای من بدتر از من بر آنها مسلّط کن.
خدایا! دلهای آنان را، آنچنان که نمک در آب حل میشود، آب کن!.
به خدا سوگند! دوست داشتم، به جای شما کوفیان، هزار سوار از بنی فَراس بن غَنَم میداشتم که: «اگر آنان را میخواندی، سوارانی از ایشان نزد تو میآمدند، مبارز و تازنده، چون ابر تابستانی».
توضیح: امام (ع) سواران قبیله را به جهت شتاب آنان در پذیرفتن دعوت به هنگام فریادرسی، به ابر تابستانی که سبکبار و زود گذر است، تشبیه کرده است.
کَمْ أُدَارِیکُمْ کَمَا تُدَارَی الْبِکَارُ الْعَمِدَةُ وَ الثِّیَابُ الْمُتَدَاعِیَةُ کُلَّمَا حِیصَتْ مِنْ جَانِبٍ تَهَتَّکَتْ مِنْ آخَرَ کُلَّمَا أَطَلَّ عَلَیْکُمْ مَنْسِرٌ مِنْ مَنَاسِرِ أَهْلِ الشَّامِ أَغْلَقَ کُلُّ رَجُلٍ مِنْکُمْ بَابَهُ وَ انْجَحَرَ انْجِحَارَ الضَّبَّةِ فِی جُحْرِهَا وَ الضَّبُعِ فِی وِجَارِهَا الذَّلِیلُ وَ اللَّهِ مَنْ نَصَرْتُمُوهُ وَ مَنْ رُمِیَ بِکُمْ فَقَدْ رُمِیَ بِأَفْوَقَ نَاصِلٍ إِنَّکُمْ وَ اللَّهِ لَکَثِیرٌ فِی الْبَاحَاتِ قَلِیلٌ تَحْتَ الرَّایَاتِ وَ إِنِّی لَعَالِمٌ بِمَا یُصْلِحُکُمْ وَ یُقِیمُ أَوَدَکُمْ وَ لَکِنِّی لَا أَرَی إِصْلَاحَکُمْ بِإِفْسَادِ نَفْسِی أَضْرَعَ اللَّهُ خُدُودَکُمْ وَ أَتْعَسَ جُدُودَکُمْ لَا تَعْرِفُونَ الْحَقَّ کَمَعْرِفَتِکُمُ الْبَاطِلَ وَ لَا تُبْطِلُونَ الْبَاطِلَ کَإِبْطَالِکُمُ الْحَقَّ. [۶۳۰]
چه مقدار با شما کوفیان مدارا کنم؟ چونان مدارا کردن با شتران نوباری که از سنگینی بار، پُشتشان زخم شده است، و مانند وصله زدن جامۀ فرسودهای که هر گاه از جانبی آن را بدوزند، از سوی دیگر پاره میگردد؟ هر گاه دستهای از مهاجمان شام به شما یورش آورند، هر کدام از شما به خانه رفته، درب خانه را میبندید، و چونان سوسمار در سوراخ خود میخزید، و چون کفتار در لانه میآرامید.
سوگند به خدا! ذلیل است آن کسی که شما یاری دهندگان او باشید، کسی که با شما تیراندازی کند گویا تیری بدون پیکان رها ساخته است. به خدا سوگند، شما در خانهها فراوان، و زیر پرچمهای میدان نبرد اندکید، و من میدانم که چگونه باید شما را اصلاح و کجیهای شما را راست کرد، اما اصلاح شما را با فاسد کردن روح خویش جایز نمیدانم.
خدا بر پیشانی شما داغ ذلت بگذارد، و بهرۀ شما را اندک شمارد، شما آنگونه که باطل را میشناسید از حق آگاهی ندارید، و در نابودی باطل تلاش نمیکنید آن سان که در نابودی حق کوشش دارید.
فاقد بصیرت دینی و سیاسی
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لٰا تَکُونُوا کَالَّذِینَ کَفَرُوا وَ قٰالُوا لِإِخْوٰانِهِمْ إِذٰا ضَرَبُوا فِی الْأَرْضِ أَوْ کٰانُوا غُزًّی لَوْ کٰانُوا عِنْدَنٰا مٰا مٰاتُوا وَ مٰا قُتِلُوا لِیَجْعَلَ اللّٰهُ ذٰلِکَ حَسْرَةً فِی قُلُوبِهِمْ وَ اللّٰهُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ. [۶۳۱]
ای کسانی که ایمان آوردهاید، همچون کسانی نباشید که کفر ورزیدهاند؛ و به برادرانشان- هنگامی که به سفر رفته [و در سفر مردند] و یا جهادگر شدند [و کشته شدند]، گفتند: اگر نزد ما مانده بودند، نمیمردند و کشته نمیشدند. [شما چنین سخنانی مگویید] تا خدا آن را در دلهایشان حسرتی قرار دهد و خدا [ست که] زنده میکند و میمیراند؛ و خدا [ست که] به آنچه میکنید، بیناست.
وَ مٰا کٰانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلّٰا بِإِذْنِ اللّٰهِ کِتٰاباً مُؤَجَّلًا وَ مَنْ یُرِدْ ثَوٰابَ الدُّنْیٰا نُؤْتِهِ مِنْهٰا وَ مَنْ یُرِدْ ثَوٰابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهٰا وَ سَنَجْزِی الشّٰاکِرِینَ. [۶۳۲]
و هیچ کسی جز به فرمان خدا نمیرد. [خداوند، مرگ را] بهعنوان سرنوشتی معیّن [مقرر کرده است]. و هر که پاداش این دنیا را بخواهد، به او از آن میدهیم؛ و هر که پاداش آن سرای را بخواهد، از آن به او میدهیم و به زودی سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد.
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مَعْصِیَةَ النَّاصِحِ الشَّفِیقِ الْعَالِمِ الُمجَرِّبِ تُورِثُ الْحَسْرَةَ وَ تُعْقِبُ النَّدَامَةَ وَ قَدْ کُنْتُ أَمَرْتُکُمْ فِی هَذِهِ الْحُکُومَةِ أَمْرِی وَ نَخَلْتُ لَکُمْ مَخْزُونَ رَأْیِی لَوْ کَانَ یُطَاعُ لِقَصِیرٍ أَمْرٌ فَأَبَیْتُمْ عَلَیَّ إِبَاءَ الُمخَالِفِینَ الْجُفَاةِ وَ الْمُنَابِذِینَ الْعُصَاةِ حَتَّی ارْتَابَ النَّاصِحُ بِنُصْحِهِ وَ ضَنَّ الزَّنْدُ بِقَدْحِهِ فَکُنْتُ أَنَا وَ إِیَّاکُمْ کَمَا قَالَ أَخُو هَوَازِنَ: أَمَرْتُکُمْ أَمْرِی بِمُنْعَرَجِ اللِّوَی فَلَمْ تَسْتَبِینُوا النُّصْحَ إِلَّا ضُحَی الْغَدِ. [۶۳۳]
امام علی (ع): ... پس از حمد و ستایش خدا؛ بدانید که نافرمانی از دستور نصیحت کنندۀ مهربان دانا و با تجربه، مایه حسرت و سرگردانی و سرانجامش پشیمانی است. من رأی و فرمان خود را نسبت به حکمیّت به شما گفتم، و نظر خالص خود را در اختیار شما گذاردم. ولی شما همانند مخالفانی ستمکار، و پیمان شکنانی نافرمان، از پذیرش آن سر باز زدید، تا آنجا که نصیحت کننده در پند دادن به تردید افتاد، و از پند دادن خودداری کرد. داستان من و شما چنان است که برادر هَوازَنی سروده است: «در سرزمین مُنْعَرج، دستور لازم را دادم، امّا، تا فردا (که سزای سرکشی خود را چشیدید)، نپذیرفتید.»
توضیح: کوفیان به علت نداشتن بصیرت سیاسی و شناخت حق و باطل به مخالفت با امیرمؤمنان در امر حکمیت برخواسته بودند.
تقدّم جان خود بر جان فرماندهی کل، و ترس از مرگ
مٰا کٰانَ لِأَهْلِ الْمَدِینَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرٰابِ أَنْ یَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللّٰهِ وَ لٰا یَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ. [۶۳۴]
مردم مدینه و بادیه نشینان را نَرَسد که از [فرمان] پیامبر خدا (ص) سرباز زنند و جان خود را عزیزتر از جان او بدانند؛ وَ یَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا لَوْ لٰا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْکَمَةٌ وَ ذُکِرَ فِیهَا الْقِتٰالُ رَأَیْتَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ نَظَرَ الْمَغْشِیِّ عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلیٰ لَهُمْ. [۶۳۵]
کسانی که ایمان آوردهاند میگویند: چرا سورهای نازل نمیشود [که در آن فرمان جهاد باشد؟] امّا هنگامی که سورۀ واضح و روشنی نازل میگردد که در آن سخنی از جنگ است، منافقان بیماردل را میبینی که همچون کسی که در آستانۀ مرگ قرار گرفته به تو نگاه میکنند؛ پس مرگ و نابودی برای آنان سزاوارتر است.
فَتَرَی الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسٰارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشیٰ أَنْ تُصِیبَنٰا دٰائِرَةٌ فَعَسَی اللّٰهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا عَلیٰ مٰا أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نٰادِمِینَ. [۶۳۶]
میبینی کسانی که در دلهایشان بیماری است، در [دوستی] با آنان شتاب میورزند.
میگویند: میترسیم به ما حادثۀ ناگواری برسد. امید است خدا از جانب خود فتح یا امر دیگری را پیش آورد، تا [درنتیجه، آنان] از آنچه در دل خود نهفته داشتهاند، پشیمان گردند.
أَ لٰا تُقٰاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمٰانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْرٰاجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللّٰهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ. [۶۳۷]
چرا با گروهی که سوگندهای خود را شکستند و بر آن شدند که فرستادۀ [خدا] را بیرون کنند و آنان بودند که نخستین بار [جنگ را] با شما آغاز کردند، نمیجنگید؟ آیا از آنان میترسید؟ با اینکه اگر مؤمناید خدا سزاوارتر است که از او بترسید.
الْبُخْلُ عَارٌ وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ ... [۶۳۸]
امام علی (ع): بخل مایۀ ننگ است و بزدلی نشانۀ کمبود ....
رزمندگان بیمزد
جنگیدن برای مال، نام و دلیری، فاقد پاداش اخروی
عَن ابنِ نَباتَةِ قَالَ قَالَ امیرُالمؤمنینَ علیهالسلام فِی بِعْضِ خُطَبِهِ: یَقُولُ الرَّجُلُ جَاهدتُ وَ لَم یُجاهِدْ، انَّمَا الجِهادُ اجتنابُ المحارِمِ وَ مُجاهَدَةُ العَدُوِّ، وَ قَدْ تُقاتِلُ اقوامٌ فَیُحِبُّونَ القِتالَ لَا یُریدُون الّا الذِّکْرِ وَ الاجْرَ، وَ انَّ الرَّجُلَ لَیُقاتِلُ بِطَبعِه مِن الشّجاعَةِ فَیَحمِی مَنْ یَعرِفُ وَ مَنْ لَا یَعرِفُ، وَ یَجْبُنُ بِطبیعَتِه مِن الجُبْنِ فَیُسلِمُ اباهُ وَ امَّه الَی العَدُوِّ، وَ انِّما المِثالُ حَتفٌ مِن الحُتُوفِ، وَ کُلُّ امْرِءٍی عَلَی مَا قَاتَلَ عَلَیهِ، وَ انَّ الکَلْبَ لَیُقاتِلُ دُونَ اهلِهِ. [۶۳۹]
ابن نباته از امیر مؤمنان علی (ع) نقل میکند که آن حضرت در بعضی از خطبههایش میفرمود:
مردی میگوید جهاد کرده است، در حالی که چنین نیست؛ (زیرا) جهاد (به معنای) پرهیز از محارم و جنگیدن با دشمن است. و چه بسا مردمی که خوب بجنگند و هدفی جز برای نام و پاداش ندارند. و مردی هم (خوب) بجنگد چون منش دلیری و شجاعت دارد و حمایت میکند از کسی که او را میشناسد یا نمیشناسد؛ و چه بسا کسی که ترسو است و (حتی) پدر و مادرش را نیز تسلیم دشمن میکند. و جز این نیست که (آنچه گفتم) نمونهای است وگرنه یک نوع مردن مقدر (همه) است. و هر فردی همان نتیجهای را میبرد که برای آن جنگیده است. و سگ هم برای دفاع از صاحبش میجنگد.
ارزش جهاد، در گرو فضیلتهای آن
وَ عَنهُ (علیه السلام)، انَّه سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللّه عَزّوجلّ: إِنَّ اللّٰهَ اشْتَریٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرٰاةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفیٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللّٰهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بٰایَعْتُمْ بِهِ وَ ذٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ [۶۴۰] اهَذَا لِکُلِّ مَن جَاهَدَ فِی سَبیلِ اللّهام لِقُومٍ دُونَ قَومٍ؟ فَقَالَ ابُو عبدِاللّه جَعفَرُ بنِ مُحَمّد (علیهما السلام): انَّهُ لَمّا نَزَلَتْ هَذِهِ الآیةُ عَلَی رَسُولِ اللّٰه (ص)، سَألَه بَعْضُ اصحَابِهِ عَن هَذَا فَلَم یُجِبْه، فَانزَلَ اللّه بَعَقِبِ ذَلِکَ:
(التّٰائِبُونَ الْعٰابِدُونَ الْحٰامِدُونَ السّٰائِحُونَ الرّٰاکِعُونَ السّٰاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النّٰاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحٰافِظُونَ لِحُدُودِ اللّٰهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ [۶۴۱] فَابَان (اللّه عَزّوَجلّ) بِهَذَا صِفَةَ المؤمنینَ الّذِینَ اشْتَرٰی مِنهُم انْفُسَهُمْ (وَ أَمْوٰالَهُمْ)، فَمَن ارَادَ الجنّة فَلیُجاهِدْ فِی سَبِیلِ اللّه عَلَی هٰذِهِ الشَّرائِطِ، وَ الّا فَهُوَ مَنْ جُملَةِ مَن قَالَ رَسُولُ اللّه (صلی اللّٰه علیه و آله): یَنصُرُ اللّهُ هٰذَا الدّین بِاقْوامٍ لَا خَلاقَ لَهُم). [۶۴۲]
از امام صادق (ع) پرسیده شد: این که خداوند فرموده: «همانا خداوند از مؤمنان جانها و داراییشان را خریداری کرده (تا در عوض بهای آن) بهشت از آن ایشان باشد (پس آنان) که در راه خدا کارزار میکنند، چه بکشند یا کشته شوند، در هر دو صورت این وعده حتمی است که پروردگار در تورات و انجیل و قرآن به عهده گرفته (که به آنها بهشت عطا کند) و به پیمان خود وفادارتر، از خدا کیست؟! (ای مؤمنان!) به این داد و ستدی که با خدا کردهاید به شما بشارت باد که این (خرید و فروش) کامیابی بزرگی است»، آیا این وعده الهی، عمومی است و هر رزمندهای را که در راه خدا جهاد کرده است شامل میشود، یا وعدهای است برای رزمندگانی با ویژگیهایی مشخص؟
امام صادق (ع) فرمود: (چون این آیه بر پیغمبر خدا (ص) نازل گشت برخی از یارانش همین سؤال را از آن بزرگوار پرسیدند پیغمبر (ص) پاسخی به آنها نداد تا آن که خداوند این آیه را نیز نازل کرد: « (مؤمنانی هستند) از گناهان خود توبه میکنند، خالصانه خدا را میپرستند، در هر مقام خدا را میستایند، رهروان راه دانشاند، (نماز میخوانند و در آن) رکوع و سجده به جای میآورند، (دیگران را) به صفات نیک وامیدارند، و از زشتیها، و منکرات بازمیدارند و نگهبانان حدود و مرزهای (احکام) خدایاند (رحمت و بخشش خدا را به این گروه) مؤمنان، نوید ده.»
امام (ع) در ادامه سخنش فرمود: پس خداوند به وسیله این آیه صفات مؤمنانی را که خداوند جانها (و داراییشان) را (در قبال بهشت) خریدار است، روشن ساخته. بنابراین هر فردی که خواهان بهشت است باید با اتصاف به این شرایط در راه خدا جهاد کند (تا به آن برسد) وگرنه از جمله افرادی خواهد بود که پیغمبر خدا (ص) در حقشان فرمود:
خداوند، این دین را به وسیله کسانی یاری خواهد کرد که نصیبی از خیر در آنها نیست (و خود از کوششان هیچ بهرهای نمیبرند).
مأموریت مهم و حساس
استفاده از نیروهای داوطلب و اطاعتپذیر در مأموریتهای حساس
فَإِنْ عَادُوا إِلَی ظِلِّ الطَّاعَةِ فَذَاکَ الَّذِی نُحِبُّ وَ إِنْ تَوَافَتِ الْأُمُورُ بِالْقَوْمِ إِلَی الشِّقَاقِ وَ الْعِصْیَانِ فَانْهَدْ بِمَنْ أَطَاعَکَ إِلَی مَنْ عَصَاکَ وَ اسْتَغْنِ بِمَنِ انْقَادَ مَعَکَ عَمَّنْ تَقَاعَسَ عَنْکَ فَإِنَّ الْمُتَکَارِهَ مَغِیبُهُ خَیْرٌ مِنْ مَشْهَدِهِ وَ قُعُودُهُ أَغْنَی مِنْ نُهُوضِهِ. [۶۴۳]
امام علی (ع): اگر به سایه سار طاعت باز آمدند، همان کردهاند که ما دوست میداریم، اما اگر مجموعۀ جریانها به ستیز و سرکشیشان کشید، با نیروهای زیر فرمانت، بی درنگ به سرکوبی عاصیان برخیز. با تکیه به نیروی داوطلبانی که تن به پیروی تو دادهاند، بی نیاز از کسانی باش که یاری خویش را از تو دریغ میدارند، زیرا کسی که با فشار و به ناگزیر در جبهه حاضر آید، غیبتش بهتر از حضور، و نشستنش به از برخاستن باشد.
عدم استفاده از نیروهای ترسو در مأموریتهای مهم
قَالَ عَلِیٌّ علیهالسلام: وَ لَا یَحِلُّ لِلْجَبَانِ انْ یَغْزُو لانَّه یَنْهَزِمُ سَرِیعاً، وَ لَکِنْ لَیَنْظُرْ مَا کَانَ یُرِیدُ انْ یَغْزُوَ بِهِ فَلْیُجَهَّزْ بِهِ غَیْرِهُ فَانَّ لَه مِثْلَ اجْرِهِ وَلا یَنْقُصُ مِنْ اجْرِهِ شَیءٌ. [۶۴۴]
علی (ع) فرمود: و بر انسان ترسو لازم نیست که به میدان جنگ، (خطّ مقدم) برود؛ زیرا خیلی زود شکست میخورد. پس به جای جنگیدن، (در عقبه جبهه) نیازمندیهای رزمندگان را برآورد، (زیرا) اجر او مانند اجر کسی است که وی او را تجهیز کرده و به میدان فرستاده است، بدون آن که از اجر آن رزمنده چیزی کاسته شود.
قَالَ رَسُولُ اللّه (صلی اللّٰه علیه و آله): مَنْ احسَّ مِنْ نَفْسِهِ جُبْناً فَلا یَغْزُ). [۶۴۵]
رسول خدا (ص) فرمود: هرکه احساس کند که از جان خود ترس دارد، نباید قدم به نقاط حساس میدان جنگ بگذارد.
ارزیابی و ارزشیابی
ارزیابی طالوت از نیروهای تحت امر
فَلَمّٰا فَصَلَ طٰالُوتُ بِالْجُنُودِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ مُبْتَلِیکُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ مَنْ لَمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلّٰا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِیَدِهِ. [۶۴۶]
و چون طالوت با لشکریان [خود] بیرون شد، گفت: خداوند شما را به وسیلۀ رودی خواهد آزمود. پس هر کس از آن بنوشد از [پیروانِ] من نیست، و هر کس از آن نخورد، قطعاً او از [پیروانِ] من است، مگر کسی که با دستش کفی برگیرد.
آزمودن رزمندگان، جهت ارزیابی صابران از غیر صابران
وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتّٰی نَعْلَمَ الْمُجٰاهِدِینَ مِنْکُمْ وَ الصّٰابِرِینَ وَ نَبْلُوَا أَخْبٰارَکُمْ. [۶۴۷]
ما همۀ شما را قطعاً میآزماییم تا معلوم شود مجاهدان واقعی و صابران از میان شما کیانند.
وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوٰالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرٰاتِ وَ بَشِّرِ الصّٰابِرِینَ. [۶۴۸]
قطعاً شما را با چیزی از ترس (جنگ) گرسنگی، و کاهش در مالها و جانها و میوهها، آزمایش میکنیم؛ و بشارت ده به استقامت کنندگان.
اطاعت پذیری، ملاک ارزشیابی نیروها
أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوٰانَ اللّٰهِ کَمَنْ بٰاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللّٰهِ وَ مَأْوٰاهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ. [۶۴۹]
آیا کسی که در راه رضای خدا قدم بردارد، چون کسی است که به خشمی از خدا دچار گردیده و جایگاهش جهنم است؟ و چه بد بازگشتگاهی است.
گزینش
گزینش نیروهای کیفی از نیروهای فتنه جو و جاسوس
لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ مٰا زٰادُوکُمْ إِلّٰا خَبٰالًا وَ لَأَوْضَعُوا خِلٰالَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَةَ وَ فِیکُمْ سَمّٰاعُونَ لَهُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِالظّٰالِمِینَ. [۶۵۰]
اگر با شما بیرون آمده بودند جز فساد برای شما نمیافزودند و به سرعت خود را میان شما میانداختند و در حق شما فتنهجویی میکردند و در میان شما جاسوسانی دارند [که] به نفع آنان [اقدام میکنند] و خدا به [حال] ستمکاران داناست.
اعطای آزادی عمل به نیروها جهت انتخاب راه
امَّا بَعدُ، فَإِنِّی لٰااعلَمُ اصحاباً أَولٰی وَ لاخَیرَاً مِن أَصحابٖی، وَلا اهلَ بیتٍ ابرُّ وَ لَا أَوصَلَ مِن اهلَبَیتٖی، فَجزاکُم اللّٰهُ عَنٖی جَمیعاً خَیرَاً، أَلَا وَ إِنٖی أَظُنُّ یَومَنا مِن هٰؤلاءِ الاعداءِ غَدَاً، وَ انٖی قَد رَأیتُ لَکُم، (أَو أَذِنتَ لَکُم) فَانطَلِقُوا جَمیعاً فِی حِلٍّ، لَیسَ عَلَیکُم مِنٖی ذِمامٌ، هَذا لَیلٌ قَد غَشیکُم فَاتَّخِذُوهُ جَمَلًا فَانَّ القَومَ انَّما یَطلُبُونٖی، وَلَو ظَفَرُوا بِی لَذَهَلُوا عَن طَلَب غَیری انَّکُم تُقتَلُون غَدَاً کَذلِکَ، لٰایَفلِتُ مِنکُم رَجُلٌ ارفَعُوا رُؤُوسَکُم وَانظُرُوا.
هَذا مَنزِلُکَ یَا فُلانُ، وَ هَذا قَصرُکَ یَا فُلان وَ هَذهِ دَرَجَتُکَ یَا فُلانُ. [۶۵۱]
ابو مخنف نقل کرده: پس از آنکه عمر سعد (جنگ را به فردا انداخت و) برگشت، امام (ع) با نزدیک شدن شب عاشورا اصحاب خود را جمع کرد. امام سجاد (ع) فرمود: من در آن وقت مریض بودم. اما نزدیک شدم، تا سخنان امام (ع) را بشنوم. شنیدم فرمود:
اما بعد، من اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود و خاندانی نیکوکارتر و پیوندجوتر از خاندان خود سراغ ندارم. خدا همۀ شما را پاداش نیک دهد. بدانید من سرانجام فردایمان را از این دشمنان میدانم، اکنون نگران شمایم (شما را آزاد گذاردم) همه با آسودگی رهسپار شوید که از جانب من بر شما بیعتی نیست. این شب است که شما را فرا گرفته، آن را مرکب راهوار خود گیرید (و بروید) زیرا این مردم آهنگ مرا دارند. چنانچه بر من دست یابند از دیگران چشم میپوشند.»
عرض کردند: نه به خدا سوگند، این نشدنی است. فرمود: «فردا شما همچون من کشته خواهید شد کسی نجات پیدا نمیکند!»
عرض کردند: سپاس خدا را که به ما شرافت شهادت در رکاب شما را عطا کند. سپس امام (ع) (ایشان را) دعا کردند و فرمود: «اینک سر بردارید و بنگرید» پس جاها و منزلهای بهشتی خود را دیدند. امام (ع) میفرمود: «فلانی! این منزل توست، فلانی! این قصر توست، فلانی! این درجۀ (و مقام) توست» (از این رو (روز عاشورا) هرکسی با سینه و صورت خود به استقبال نیزهها و شمشیرها میرفت تا به منزل بهشتی خود برسد.)
یٰا هِلالُ خَرَجَتُ اتَفَقَدُّ هَذِهِ التَّلاعَ مَخافَةَ أَن تَکُونَ کُناءً [مَکمِناً] لِهُجُومِ الخَیلِ عَلَی مُخیِّمنٰا یَومَ تَحمِلُون وَ یَحمِلُون هِیَ هِیَ وَاللهِ وَعْدٌ لَاخُلْفَ فِیهِ یٰا هِلالُ ألٰاتَسلُکُ مٰا بَینَ هَذَینِ الجَبَلَینِ مِن وَقتِکَ هَذَا وَانجِ بِنَفسِکَ. [۶۵۲]
امام حسین (ع) (به هلال که شب عاشورا از خیام امام حسین نگهبانی میکرد) فرمود:
«هلال! آمدم تا این پستی و بلندیها را وارسی کنم، نکند فردا- که آنان و ما حمله کرده درگیر میشویم- کمینگاهی برای هجوم آنان به خیام ما باشد.» سپس برگشت و در حالی که (بازوی) چپ او را گرفته بود میفرمود: «همان شب است! همان شب است! به خدا سوگند وعدهای است که تخلّف بردار نیست.» سپس فرمود: «هلال! چرا هم اینک از میان این دو کوه نمیروی که خود را برهانی؟»
هلال روی قدمهای امام (ع) افتاد و عرض کرد: در آن صورت مادرِ هلال در سوگش بنشیند! سرورم! شمشیرم با هزار شمشیر و اسبم با هزار اسب برابر است. به آن خدایی که همراهی تو را بر من منّت نهاد، از تو جدا نشوم تا این که هر دو از کارزار باز مانند (و خود کشته شوم!).
انتخاب نیروهای شایسته از سوی امام حسین (ع)
أَیُّها النّاسُ فَمَن کٰان مِنکُم یَصبِرُ عَلَی حدِّ السِّیفِ وَ طَعنِ الاسِنَة فَلیَقُم مَعَنَا وَ الّا فَلیَنصَرِف عَنَّا. [۶۵۳]
امام حسین (ع): «هان ای مردم! هرکه بر تیزی شمشیرها و زخم نیزهها بردبار است با ما باشد، وگرنه برگردد!
سازماندهی
لزوم سازماندهی نیروها قبل از نبرد
ثُمَّ نَادَی بِأَعْلَی صَوْتِهِالْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ أَلَا وَ إِنِّی مُعَسْکِرٌ فِی یَومِی هَذَا فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَی اللَّهِ فَلْیَخْرُجْ. [۶۵۴]
امام علی (ع): سپس با بلندتر آوایش فریاد زد: ای بندگان خدا، جهاد، جهاد! بدانید که امروز من به سازماندهی نظامی لشکر خویش میپردازم، پس هرکه آهنگ رفتن به سوی خدا دارد، بیرون شود.
و عَنه (علیه السلام) انَّه قَالَ: (انْ زَحَفَ العَدُوّ الَیکُمْ فَصُفُّوا عَلَی ابوابِ الخَنادِقِ، فَلَیسَ هُناک الّا السُّیُوفُ، وَلُزوُمُ الارضِ بَعْدَ احکامِ الصُّفُوفُ، وَ لَا تَنظُروا فِی وَجهِهِم وَ لَا یَهوُلَنَّکُمْ عَدَدَهُم، وَانظُرُوا الَی اوطَانِکُم مِن الارضِ، فَانْ حَمَلُوا عَلَیْکُم فَاجْثُوا عَلَی الرُّکْبِ، وَاستَتِرُوا (مَعاً بِالتِّرَسةِ) صَفاً مُحکماً لَا خِلَلَ فِیهِ، فَانْ ادبَرُوا فَاحمِلُوا عَلَیهِم بِالسُّیُوفِ، فَان ثَبَتُوا فَاثْبُتُوا عَلَی التَّعابِی، وَ انْ انْهَزَمُوا فَارْکَبُوا الْخَیْلَ وَ اطْلُبُوا القَوْمَ، وَ لَا قُوّة الّا بِاللّه، وَ ان کَانَتْ- وَ اعُوذُ بِاللّه- فِیکُمْ هَزِیمَةٌ فَتَداعَوْا (وَکَبَّرُوا وَثِقُوا بِاللّه وَ بِمَا تَوَاعَدَ) بِهِ مَنْ فَرَّ مِنَ الزَّحْفِ، وَ بَکّتُوا مَنْ رَأیتُمُوهُ وَلّی، وَاجمَعُوا الألْوِیَةَ وَاعْتَقِدُوا، وَ لْیُسْرِعْ الُمخفُّون فِی رَدِّ مَنْ انْهَزَمَ مِن الجَماعَةِ، وَ الَی المُعسکر فَلْیَنْفرْ مَنْ فِیهِ الَیکُم، فَاذَا اجْتَمَعَ اطرافُکُمْ، و آبَتْ امْدادُکُمْ، وَانصَرَفَ فَلَکُم، فَأَلحِقُوا النَّاسَ بِقُوّادِهِم، وَأَحِکِمُوا تَعابِیهِمْ، وَ قَاتِلُوا وَاستَعِینُوا بِاللّهِ وَ اصْبِرُوا). [۶۵۵]
امیر مؤمنان (ع) فرمود: اگر دشمن، آهنگ شما کرد و به سویتان پیش آمد، جلوی راههای ورودی، گودالهایی که گرد لشکرگاه، کنده شده صف بکشید. در آنجا ناگزیر باید دست به شمشیر زد و صفها را محکم و استوار بدارید و به همان حالتی که هستید بمانید، به چهرههای دشمن خیره نشوید، و فزونی شمارۀ آنها شما را نترساند و نگاهتان را به زمین بیندازید، و اگر بر شما حملهور شدند زانو بزنید و خویشتن را با سپر بپوشانید. صفی محکم ببندید که خللناپذیر باشد و دشمن نتواند در آن رخنه کند، و اگر پشت به شما کردند و پا به فرار نهادند با شمشیرها بر آنان حمله کنید، و اگر پایداری کردند شما هم به حال آمادهباش و مجهز، استوار باشید و مقاومت کنید، و اگر شکست خوردند، سوار بر اسبها شوید و آنها را تعقیب کنید و بدانید که هیچ نیرویی نیست مگر از جانب خدا.
و اگر- پناه میبرم به خدا- در میان شما شکستی پدید آمد، دعا کنید (و اللّٰه اکبر بگویید و به خدا و وعدههایش اعتماد کنید) و کیفری را که به سرباز فراری وعده داده شده به یاد آرید، و هرکه را دیدید به دشمن، پشت کرده در حال فرار است، با شمشیر یا چوبدستی بزنید و با خشونت و عنف با او برخورد نمایید و او را سرزنش کنید و (پرچمها را جمع کرده و ذخیره کنید،) افراد چابک و چالاک رزمندگان شکست خورده و فراری را فورا به جبهه بازگردانند و هرکه به سوی شما، روان است باید به لشکرگاه کوچ کند. پس هر وقت مردمان آمدند و به شما پیوستند و شکستخوردگان بازگشتند، نیروها را سازماندهی کرده به سرعت هرکس را به فرمانده یگان خودش بسپارید. چون آرایش لشکر را خوب استوار کردید بجنگید، و از خدا، یاری بخواهید و پایداری کنید.
سازماندهی نیروها، توسط پیامبر (ص)
عَن علیّ بن ابی طالبٍ (علیهم السلام): انَّ رَسُولَ اللّه (صلی اللّٰه علیه وآله، [کان] اذَا لَقِیَ العَدُوَّ، عَبّأَ الرِّجَالَ وَ عَبَّأَ الخیلَ وَ عَبَّأَ الابِلَ، ثُمَّ یَقُولُ: اللّهُمَّ انتَ عَصَمْتِی وَ نَاصِرِی وَ مَانِعِی، اللّهُمُّ بِکَ اصوُل وَ بِکَ اقَاتِلُ. [۶۵۶]
از علی (ع) چنین روایت شده است: پیغمبر خدا (ص) هرگاه به دشمن میرسید، به نیروهای خود، فرمان آمادهباش میداد. همچنین اسبان و شتران را مهیا و سازماندهی میکرد. و آنگاه میفرمود:
پروردگارا! تویی نگهدارنده و یاور و بازدارندۀ من. پروردگارا! به (مدد تو) حمله میبرم و میجنگم.»
سازماندهی نیروها توسط امیرمؤمنان (ع)
وَ عَن امیرُ المومنین (علیه السلام)، انَّهُ کَانَ اذَا زَحَفَ الَی القِتَالِ عَبَّأَ الکَتَائِب، وَ فَرَّقَ بَینَ القَبَائِلِ، وَ قَدَّمَ عَلَی کُلِّ قَومٍ رَجُلًا، وَ صَفَّ الصُّفُوفُ، وَ کَردَسَ الکَرادِیسَ، وَزَحَفَ الَی القِتَالِ. [۶۵۷]
دربارۀ امیر مؤمنان روایت کرده: «هرگاه با لشکر انبوهی به سوی میدان جنگ میرفت، یک گردانها را آماده میکرد. بین قبایل، جدایی میانداخت و یک نفر را پیشاپیش هر قوم میگمارد. صفها را میآراست و سربازان را جمعآوری و گروهبندی و سازماندهی میکرد، آنگاه آهنگ میدان جنگ میکرد.
نظم و انضباط
تأکید بر نظم و انضباط
إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیٰانٌ مَرْصُوصٌ. [۶۵۸]
در حقیقت، خدا دوست دارد کسانی را که در راه او صف در صف، چنانکه گویی بنایی ریخته شده از سرباند، جهاد میکنند، دوست دارد.
سفارش امام علی (ع) به نظم در امور در کنار سفارش به تقوا
أُوصِیکُمَا وَ جَمیعَ وَلَدیٖ وَ اهْلیٖ وَ مَنْ بَلغَهُ کِتابی بِتَقْوَی اللَّهِ وَ نَظمِ امرِکُم. [۶۵۹]
شما را و تمام فرزندان و خاندانم را و کسانی را که این وصیت به آنها میرسد، به تقوای الهی و نظم در امور زندگی ... سفارش میکنم.
وَ امضِ لِکُلِّ یَومٍ عَمَلَهُ فَانَّ لِکُلّ یَومٍ مَا فِیهِ. [۶۶۰]
امام علی (ع) به مالک اشتر نوشت: هر روز را به کار همان روز اختصاص بده، که هر روزی را کاری است.
آموزش نظامی و عقیدتی سیاسی
اسب سواری و تیراندازی
قَالَ رَسُولِ اللّه (ص) ارْکَبُوا وَ ارْمُوا وَ انْ تَرمُوا احَبُّ الَیّ مِنْ انْ تَرکَبُوا، ثُمَّ قَالَ: کُلُّ لَهوِ المُؤمِن باطلٌ الّا فِی ثَلاثٍ: فِی تَأدِیبِهِ الفَرَس، وَ رَمْیِهِ عَنْ قَوْسِهِ، وَ مُلاعَبَتِهِ امْرَأَتَهُ فَانَّهُنَّ حَقٌّ الَا انَّ اللّه عَزّوَجلّ لَیُدخِلُ بِالسّهْمِ الوَاحِدِ الثّلاثَةَ الجَنّةَ: عَامِلَ الخَشَبَةِ وَ المُقَوّی بِهِ فِی سَبِیلِ اللّهِ، وَ الرّامِیَ بِهِ فِی سَبِیلِ اللّه. [۶۶۱]
پیامبر (ص) فرمود: سواری بیاموزید، و تیرانداز شوید و چنانچه تیرانداز شایستهای بشوید نزد من بهتر است از فن سواره کاری؛ آن گاه فرمود: هر چیزی که آن را وسیله بازی و سرگرمیاش قرار دهد بیهوده است مگر سه مورد:
۱- سرگرمی در جهت تربیت اسب (مرکب) اش.
۲- تمرین تیراندازی و آموختن این فن که چگونه چوبه تیر را از کمان خود بیرون کند.
۳- همبازی شدن با همسر خود.
این سه مورد حق است. بدانید خداوند با یک چوبه تیر، سه طایفه را به بهشت میبرد؛ یکی آن که چوب تیر را تراشیده است به شرطی که از ساختن آن هدف خوبی داشته باشد؛ دیگر کسی که با آن تیر، رزمندهای را مسلح کرده است و سرانجام، کسی که در میدان جهاد در راه خدا آن تیر را به سوی دشمن انداخته است.
قَالَ رَسُولُ اللّهِ (صلی اللّٰه علیه و آله): کُلُّ لَهْوٍ باطِلٌ الّا ... رَمَیَکَ عَن قَوْسِکَ، وَ تَأدِیبِکَ فَرَسَکَ. [۶۶۲]
پیامبر خدا (ص) فرمود: «هر سرگرمی همراه با خوشگذرانی، باطل و بیهوده است مگر تیراندازی از اسلحهات و تربیت کردن اسب خودت.»
عَن ابی عبدِاللّه (ع) قَالَ: الرّمْیُ سَهمٌ مِن سِهامِ الاسلام. [۶۶۳]
امام صادق (ع) فرمود: تیراندازی، تیری از تیرهای اسلام است.
قَالَ رَسولُ اللّه (ص) فِی قَولِ اللّه عَزّوجلّ: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبٰاطِ الْخَیْلِ» قَال: الرَّمْیُ.[۶۶۴]
پیغمبر (ص) درباره فرمایش خداوند: «تا حدی که در توان دارید از نیرو و آلات جنگی و اسبان سواری برای تهدید دشمن آماده سازید» [۶۶۵] فرمود: مقصود از «قوة» تیراندازی است.
تأکید بر آموزش تیراندازی و شنا به فرزندان
قَال رَسُولُ اللّهِ (صلی اللّٰه علیه و آله): عَلِّمُوا ابْنَاءَکُمْ الرَّمْیَ وَ السِّبَاحَةَ. [۶۶۶]
رسول خدا (ص) فرمود: به پسران خود، تیراندازی و شنا بیاموزید.
مهارت امام باقر (ع) در تیراندازی، الگوی رزمندگان
عَن کِتابِ دَلائِل الامامةِ لَابِی جَعفر محمّد بن جَریر الطّبریّ الامامیّ، بِاسنادِه عَن الصّادق (علیه السلام)، فِی حَدیثٍ طَویلٍ فِی مَسیرِهِ مَعَ وَالِدِهِ ابی جعفر (علیه السلام)، الَی الشّام عِندَ هِشام، وَ مُرامَاتِه (علیه السلام) عِندَه، الَی انْ قَال: «قَالَ لَه هِشَام: یَا محمّد لَا یَزالُ العَرَبَ وَالعَجَمَ یَسُودُهَا قُرَیش مَا دَامَ فِیهِم مِثْلُکَ، للّه دَرُّکَ مِنْ عِلمِکَ وَ فِی کَمْ تَعَلّمتَهُ؟ فَقَالَ ابی: قَدْ عَلِمْتَ انّ اهلَ المَدینةِ یَتَعاطُونَه، فَتَعاطَیتُهُ ایّامَ حَداثَتی ثُمَّ تَرکْتُه». [۶۶۷]
- «طبری امامی» به سلسله سند خود از امام صادق (ع) روایت کرده که: «آن حضرت در حدیثی طولانی که در آن از رویدادهایی که در سفری که با پدرش امام باقر (ع) به شام نزد هشام رفتند، و تیراندازی (امام باقر) در آن مجلس، سخن گفته، تا آن که گوید: هشام به آن حضرت گفت: ای محمد، قریش همواره بر عرب و عجم، آقایی خواهد داشت تا آنگاه که افرادی مانند تو در میان آنان باشد. خدا به تو خیر دهد؛ چه کسی تو را آموزش داده و آن را در چه مدت آموختهای؟
پدرم به او فرمود: تو میدانی که مردم مدینه آن را یاد دارند. من هم در دوران کودکی به آن میپرداختم ولی بعد آن را ترک کردم ...» تا آخر.
آموزشهای عقیدتی-سیاسی
وَ مٰا کٰانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لٰا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طٰائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذٰا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ. [۶۶۸]
و شایسته نیست مؤمنان همگی [برای جهاد] کوچ کنند. پس چرا از هر فرقهای از آنان، دستهای کوچ نمیکنند تا [دستهای بمانند و] در دین آگاهی پیدا کنند و قوم خود را- وقتی به سوی آنان بازگشتند- بیم دهند، باشد که آنان [از کیفر الهی] بترسند؟
توضیح: گروهی به جهاد میروند و گروه دیگر در مدینه میمانند و اصول و فروع دین را میآموزند تا به مجاهدانی که از جبهه بازگشتند آموزش دهند و آنان را هدایت کنند.
روحیه
لزوم آرامش روحی، برای حفظ روحیه در نبرد
مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِینَ اسْتَشْعِرُوا الْخَشْیَةَ وَ تَجَلْبَبُوا السَّکِینَةَ. [۶۶۹]
امام علی (ع) خطاب به لشکریان در جنگ صفین: الا ای گروه مسلمانان، درون را با جامۀ زیرینی از خَشیت و برون را با جامۀ زبرینی از متانت و آرامش بپوشانید.
نزول آرامش (سکینه)، بر پیامبر (ص) و مؤمنان
ثُمَّ أَنْزَلَ اللّٰهُ سَکِینَتَهُ عَلیٰ رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهٰا وَ عَذَّبَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الْکٰافِرِینَ. [۶۷۰]
آنگاه خدا آرامش خود را بر فرستادۀ خود و بر مؤمنان فرود آورد و سپاهیانی فرو فرستاد که آنها را نمیدیدید و کسانی را که کفر ورزیدند عذاب کرد و سزای کافران همین بود.
فَأَنْزَلَ اللّٰهُ سَکِینَتَهُ عَلیٰ رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ أَلْزَمَهُمْ کَلِمَةَ التَّقْویٰ وَ کٰانُوا أَحَقَّ بِهٰا وَ أَهْلَهٰا وَ کٰانَ اللّٰهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیماً. [۶۷۱]
پس خدا آرامش خود را بر فرستادۀ خویش و بر مؤمنان فرو فرستاد، و آرمان تقوا را ملازم آنان ساخت، و [در واقع] آنان به [رعایت] آن [آرمان] سزاوارتر و شایستهتر [اتّصاف به] آن بودند، و خدا همواره بر هر چیزی داناست.
هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدٰادُوا إِیمٰاناً مَعَ إِیمٰانِهِمْ وَ لِلّٰهِ جُنُودُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلِیماً حَکِیماً. [۶۷۲]
اوست آن کس که در دلهای مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانی برایمان خود بیفزایند و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست، و خدا همواره دانای سنجیده کار است.
لَقَدْ رَضِیَ اللّٰهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبٰایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مٰا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَ أَثٰابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً. [۶۷۳]
به راستی خدا هنگامی که مؤمنان، زیر آن درخت با تو بیعت میکردند از آنان خشنود شد، و آنچه در دلهایشان بود بازشناخت و بر آنان آرامش فرو فرستاد و پیروزی نزدیکی به آنها پاداش داد.
صندوق عهد، وسیلهای برای آرامش روحی بنی اسرائیل در جنگ
وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ التّٰابُوتُ فِیهِ سَکِینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ بَقِیَّةٌ مِمّٰا تَرَکَ آلُ مُوسیٰ وَ آلُ هٰارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلٰائِکَةُ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ. [۶۷۴]
و پیامبرشان بدیشان گفت: همانا، نشانۀ پادشاهی [و فرماندهی] او این است که آن صندوقِ [عهد] که در آن آرامش خاطری از جانب پروردگارتان، و بازماندهای از آنچه خاندان موسی و خاندان هارون [در آن] بر جای نهادهاند- در حالی که فرشتگان آن را حمل میکنند- به سوی شما خواهد آمد. مسلماً اگر مؤمن باشید، برای شما در این [رویداد] نشانهای است.
وعدهها و بشارتهای خداوند، از عوامل تقویت روحیه
وَعَدَکُمُ اللّٰهُ مَغٰانِمَ کَثِیرَةً تَأْخُذُونَهٰا فَعَجَّلَ لَکُمْ هٰذِهِ وَ کَفَّ أَیْدِیَ النّٰاسِ عَنْکُمْ وَ لِتَکُونَ آیَةً لِلْمُؤْمِنِینَ وَ یَهْدِیَکُمْ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً. [۶۷۵]
و خدا به شما غنیمتهای فراوان [دیگری] وعده داده که به زودی آنها را خواهید گرفت، و این [پیروزی] را برای شما پیش انداخت، و دستهای مردم را از شما کوتاه ساخت، و تا برای مؤمنان نشانهای باشد و شما را به راه راست هدایت کند.
وَ أُخْریٰ لَمْ تَقْدِرُوا عَلَیْهٰا قَدْ أَحٰاطَ اللّٰهُ بِهٰا وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیراً. [۶۷۶]
و [غنیمتهای] دیگر [ی نیز هست] که شما بر آنها دست نیافتهاید [و] خدا بر آنها نیک احاطه دارد، و همواره خداوند بر هر چیزی تواناست.
وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلّٰا بُشْریٰ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلّٰا مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ. [۶۷۷]
و این [وعده] را خداوند جز نویدی [برای شما] قرار نداد، و تا آنکه دلهای شما بدان اطمینان یابد؛ و پیروزی جز از نزد خدا نیست که خدا شکستناپذیر [و] حکیم است.
وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلّٰا بُشْریٰ لَکُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلّٰا مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ.[۶۷۸]
و خدا آن [وعدۀ پیروزی] را جز مژدهای برای شما قرار نداد تا [بدین وسیله شادمان شوید و] دلهای شما بدان آرامش یابد، و یاری جز از جانب خداوند توانای حکیم نیست.
ایمان راسخ به خدا، دور کننده غمها و سستیها
وَ لٰا تَهِنُوا وَ لٰا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ. [۶۷۹]
و اگر مؤمنید، سستی مکنید و غمگین مشوید، که شما برترید.
ایمان از عوامل تقویت روحیه و نترسیدن از دشمن
أَلٰا تُقٰاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمٰانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْرٰاجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللّٰهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ. [۶۸۰]
چرا با گروهی که سوگندهای خود را شکستند و بر آن شدند که فرستادۀ [خدا] را بیرون کنند و آنان بودند که نخستین بار [جنگ را] با شما آغاز کردند، نمیجنگید؟ آیا از آنان میترسید؟ با اینکه اگر مؤمناید خدا سزاوارتر است که از او بترسید.
توضیح: جمله «ان کنتم مؤمنین» بدین معنی است که مؤمنان از روحیۀ بالایی برخوردارند و هرگز از دشمن نمیترسند.
تکلیف مداری از عوامل تقویت روحیه
قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنٰا إِلّٰا إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِکُمْ أَنْ یُصِیبَکُمُ اللّٰهُ بِعَذٰابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَیْدِینٰا فَتَرَبَّصُوا إِنّٰا مَعَکُمْ مُتَرَبِّصُونَ. [۶۸۱]
بگو: آیا برای ما جز یکی از این دو نیکی را انتظار میبرید؟ در حالی که ما انتظار میکشیم که خدا از جانب خود یا به دست ما عذابی به شما برساند. پس انتظار بکشید که ما هم با شما در انتظاریم!
بیان خسارتها و شکستهای دشمن، از عوامل تقویت روحیه
وَ لٰا تَهِنُوا فِی ابْتِغٰاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمٰا تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللّٰهِ مٰا لٰا یَرْجُونَ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلِیماً حَکِیماً. [۶۸۲]
و در تعقیب گروه [دشمنان] سستی نورزید. اگر شما درد میکشید، آنان [نیز] همان گونه که شما درد میکشید، درد میکشند و حال آنکه شما چیزهایی از خدا امید دارید که آنها امید ندارند، و خدا همواره دانای سنجیده کار است.
إِنْ یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ تِلْکَ الْأَیّٰامُ نُدٰاوِلُهٰا بَیْنَ النّٰاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ یَتَّخِذَ مِنْکُمْ شُهَدٰاءَ وَ اللّٰهُ لٰا یُحِبُّ الظّٰالِمِینَ. [۶۸۳]
اگر به شما آسیبی رسیده، آن قوم را نیز آسیبی نظیر آن رسید؛ و ما این روزها [یِ شکست و پیروزی] را میان مردم به نوبت میگردانیم [تا آنان پند گیرند] و خداوند کسانی را که [واقعاً] ایمان آوردهاند، معلوم بدارد و از میان شما گواهانی بگیرد و خداوند ستمکاران را دوست نمیدارد.
انتقام الهی از دشمنانش و یاری مؤمنان از عوامل تقویت روحیه مؤمنان
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ رُسُلًا إِلیٰ قَوْمِهِمْ فَجٰاؤُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَانْتَقَمْنٰا مِنَ الَّذِینَ أَجْرَمُوا وَ کٰانَ حَقًّا عَلَیْنٰا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ. [۶۸۴]
و در حقیقت، پیش از تو فرستادگانی به سوی قومشان گسیل داشتیم، پس دلایل آشکار برایشان آوردند، و از کسانی که مرتکب جرم شدند انتقام گرفتیم، و یاری کردن مؤمنان بر ما فرض است.
وَ لَئِنْ أَمْهَلَ الظَّالِمَ فَلَنْ یَفُوتَ أَخْذُهُ وَ هُوَ لَهُ بِالْمِرْصَادِ عَلَی مَجَازِ طَرِیقِهِ وَ بِمَوْضِعِ الشَّجَا مِنْ مَسَاغِ رِیقِهِ. [۶۸۵]
امیر مؤمنان (ع): ستمگر را هرگز از سرپنجۀ پرقدرت عدل الهی گریزی نباشد، هر چند خداوندش چندی مهلت دهد، که در گذرگاهش همواره در کمین است و چونان استخوانی نای او بفشارد و فرود آب خوش از وی دریغ دارد.
یادآوری عاقبت شوم کافران از عوامل تقویت روحیه مجاهدان
وَ لَوْ تَریٰ إِذْ یَتَوَفَّی الَّذِینَ کَفَرُوا الْمَلٰائِکَةُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبٰارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذٰابَ الْحَرِیقِ. [۶۸۶]
و اگر میدیدی آنگاه که فرشتگان جان کافران را برگیرند! بر روی و پشتشان میزنند و [گویند:] عذاب سوزان را بچشید.
ذٰلِکَ بِمٰا قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَ أَنَّ اللّٰهَ لَیْسَ بِظَلّٰامٍ لِلْعَبِیدِ.* [۶۸۷]
این [کیفر] دستاوردهای پیشین شماست، و [گرنه] خدا بر بندگان [خود] ستمکار نیست.
شناخت ناتوانی و ضعف دشمنان از عوامل تقویت روحیه رزمندگان
لَنْ یَضُرُّوکُمْ إِلّٰا أَذیً وَ إِنْ یُقٰاتِلُوکُمْ یُوَلُّوکُمُ الْأَدْبٰارَ ثُمَّ لٰا یُنْصَرُونَ. [۶۸۸]
جز آزاری [اندک] هرگز به شما زیانی نخواهند رسانید؛ و اگر با شما بجنگند، به شما پشت نمایند، سپس یاری نیابند.
فِی حَدیثِ مَالِکِ بنِ اعیَن قَال: حَرَّضَ امیرُالمؤمنینَ (ع) النَّاسَ بِصفِّین فَقَالَ: انَّ اللّٰهَ عزّوجلّ قَدْ دَلَّکُم عَلَی تِجارَةٍ تُنجِیکُم مِن عَذَابٍ الیمٍ، وَ تُشفِی بِکُم عَلَی الخَیرِ الایمانُ بِاللّه، وَ الْجِهادُ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ، وَ جَعَلَ ثَوَابَهُ مَغفِرةً لِلذّنبِ، وَ مَساکِنَ طَیّبةً فِی جَنّاتِ عَدْنٍ، وَ قَالَ عَزّوجلّ: «إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیٰانٌ مَرْصُوصٌ» فَسَوُّوا صُفُوفَکُم کَالبُنیانِ المَرصُوصِ فَقَدِّمُوا الدّارِعَ، وَ اخِّرُوا الحَاسِرَ، وَ عَضُّوا عَلَی النَّواجِذِ، فَانَّهُ انْبیَ لِلسُّیُوفِ عَنِ الهامِ، وَ التَوُوا عَلَی اطرَافِ الرّماح، فَانّه أمْوَرُ لِلَاسِنّةِ، وَ غَضُّوا الابصارَ فَانّهُ ارْبَطُ لِلْجَأشَ، وَ أسکَنُ للقُلُوبِ، وَ امِیتُوا الاصوَاتِ فَانَّهُ اطرَدُ لِلْفَشَلِ، وَ اوْلَی بِالْوَقَارِ. [۶۸۹]
«مالکبن اعین» در ضمن حدیثی گوید: امیر مؤمنان (ع) در صفین، مردم را به جهاد تشویق میکرد و میفرمود: همانا خداوند توانا و بزرگوار، شما را راهنمایی کرده است به معاملهای که از عذاب دردناک نجاتتان میدهد و دردهای شما را به خوبی بهبود میبخشد؛ و آن عبارت است از ایمان آوردن به خدا، و جهاد کردن در راه او، و قرار دادن پاداش آن و آمرزیدن گناهان و جای دادن در جایگاههای پاکیزه در بهشت جاودان.
و خداوند فرموده است: «به یقین خداوند کسانی را که در راه او میجنگند و در برابر دشمن صفآرایی کرده و چون بنیادی پولادین جلوی دشمن را میگیرند دوست میدارد».[۶۹۰]
پس صفهای خود را مرتب و منظم کنید مانند دیواری که بر شالوده سربی بنا شده و مستحکم است. زرهپوشان را پیش بیندازید، و بیزرهان را پشت سر آنها قرار دهید، و دندانها را بر هم بفشارید که این کار شمشیرها را از فرقها، بازدارندهتر است، و پیرامون نیزهها پیچ و خم داشته باشید و نیزه را بپیچانید چه این کار در رد کردن نیزۀ دشمن مؤثرتر است؛ همچنین نیزه را در کالبد دشمن بهتر مینشاند. و چشمها را فرو خوابانید (به این طرف و آن طرف نگاه نکنید و به انبوه دشمن خیره نشوید) زیرا این کار پایداری را بیشتر میکند و مایۀ آرامش دلها میگردد، و بانگها را آهسته کنید و فرو میرانید، (سر و صدا و هیاهو نکنید) زیرا آن کار در بیرون راندن شوریدگی و اندوه و ترس زیاد، نقش مهمی دارد.
صبر و پایداری، از عوامل تقویت روحیه
فَالآنَ، فَاصبِرُوا، انْزِلَتْ عَلَیکُم السَّکِینَةُ ...، وَ ثَبَّتَکُمُ اللّٰهُ بِالیَقِینِ. [۶۹۱]
امام علی (ع) در نبرد صفین به رزمندگان میفرمود: پس اینک صبر کنید تا آرامش بر دلتان جای گیرد و خداوند در پرتو یقین، استوارتان سازد.
امید و بشارت به بهشت، عامل رفع نگرانی، در کلام امام حسین (ع)
مَرحَباً بِکُما أُدنُوا مِنِّی، یَا ابْنی أَخی مَا یُبکیکُما؟ فَواللهِ انّی لَارجُو أَنْ تَکُونا بَعدَ سَاعَةٍ قَریری العَینِ جَزاکُما اللهُ یَا ابنی أَخی بِوَجدکُما مِن ذلِکَ وَ مُواساتِکُما ایَّایَ بِأَنفُسِکُما أَحسَنُ جَزاءِ المُتِّقین وَ عَلیکُما السَّلام وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بِرکَاتُه. [۶۹۲]
عبداللّٰه غفاری و عبدالرحمن غفاری نزد امام حسین (ع) آمده عرض کردند: سلام بر شما باد ای اباعبداللّٰه! دوست داریم که پیش روی تو کشته شویم و تو را پاس داریم.
امام (ع) فرمود: «خوش آمدید، نزدیک آیید.» پس نزدیک امام (ع) آمدند و جنگیدند.
و در روایت دیگری آمده: عبداللّٰه و عبدالرحمن به (امام (ع)) عرض کرد: سلام بر شما باد ای اباعبداللّٰه! ما دوست داریم پیش روی شما جهاد کنیم و (دشمنانت را) از شما دور کنیم. حضرت فرمود:
«خوش آمدید نزدیک آیید.» آنان در حالی که میگریستند به امام (ع) نزدیک شدند امام (ع) فرمود:
«فرزندان برادرم! چرا میگریید؟ به خدا سوگند ساعتی دیگر چشم روشن (و شادمان) خواهید شد!»
عرض کردند: خدا ما را فدایت سازد! به خدا ما نه بر خود میگرییم گریۀ ما بر توست که میبینیم دشمن تو را محاصره کرده و ما نمیتوانیم از تو پاس داریم.
فرمود: «ای فرزند برادرم! خدا در برابر این عاطفه و فداکاری شما بهترین پاداش پارسایان را عطایتان کناد.» سپس آنان پیشاپیش امام (ع) قرار گرفته (به رسم خداحافظی) عرض کردند: سلام بر تو ای فرزند رسول خدا! فرمود: «سلام و رحمت و برکات خدا بر شما» پیکار کردند تا به شهادت رسیدند.
تقدیر و تشویق نیروها، از عوامل تقویت روحیه
امَّا بَعدُ، فَإِنِّی لٰااعلَمُ اصحاباً أَوفٰی وَ لاخَیرَاً مِن أَصحابٖی، وَلا اهلَ بیتٍ ابرُّ وَ لَا أَوصَلَ مِن اهلِبَیتٖی، فَجزاکُم اللّٰهُ عَنٖی جَمیعاً خَیرَاً.
ارفَعُوا رُؤُوسَکُم وَانظُرُوا.
هَذا مَنزِلُکَ یَا فُلانُ، وَ هَذا قَصرُکَ یَا فُلان وَ هَذهِ دَرَجَتُکَ یَا فُلان. [۶۹۳]
ابو مخنف نقل کرده: پس از آنکه عمر سعد (جنگ را به فردا انداخت و) برگشت، امام (ع) با نزدیک شدن شب عاشورا اصحاب خود را جمع کرد. امام سجاد (ع) فرمود: من در آن وقت مریض بودم. اما نزدیک شدم، تا سخنان امام (ع) را بشنوم. شنیدم فرمود:
اما بعد، من اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود و خاندانی نیکوکارتر و پیوندجوتر از خاندان خود سراغ ندارم. خدا همۀ شما را پاداش نیک دهد.
«اینک سر بردارید و بنگرید» پس جاها و منزلهای بهشتی خود را دیدند. امام (ع) میفرمود:
«فلانی! این منزل توست، فلانی! این قصر توست، فلانی! این درجۀ (و مقام) توست» (از این رو (روز عاشورا) هرکسی با سینه و صورت خود به استقبال نیزهها و شمشیرها میرفت تا به منزل بهشتی خود برسد.)
دعا و نیایش، از عوامل آرامش بخش و زداینده رعب و ترس
زَیدُ الزّرَادُ فِی اصلِهِ قَال: قَال ابو عَبداللّٰهِ (علیه السلام): (اذَا لَبِسْتَ دَرْعاً فَقُل: یَا مُلَیِّنَ الحَدِیدِ لِداوُد (علیه السلام)، وَ یَا جَاعِلَه حِصناً، اجْعلْنَا فِی حِصنِکَ الحَصین، وَ دَرْعِکَ الحَصِینَةِ المَنِیعَة، وَاخرُجْ الرّعبَ عَن قُلُوبِنَا، وَاجْمَع احْلامَنَا، فَلَا نَاصِرَ لِمَن خَذَلْتَهُ، وَ لَا مَانِعَ لِمَا تَمَنَعهُ انْتَ). [۶۹۴]
زید زرّاد در کتاب خود (یکی از اصول اربعه ماة) گوید: امام صادق (ع) فرمود: در هنگام پوشیدن زره بگو: ای نرمکننده آهن برای داود (ع) و ای کسی که آن را محکم ساختی، ما را در دژ استوار و پابرجا و زره بسیار محکم بازدارنده (از نیزه و شمشیر) قرار ده و ترس را از دلهای ما بهدرآر، و افکار پریشان ما را جمع کن، چون برای آنکه او را در هم شکستی یاوری نیست و هیچ بازدارندهای نیست که بتواند مانعی برای آنچه تو آن را بازداری ایجاد کند.
نیایش امام علی (ع) در نبرد
عَن جَابِر، عَنْ تَمیم قَالَ: کَانَ عَلیٌّ (علیه السلام) اذَا سَارَ الَی القِتالِ، ذَکَرَ اسْمَ اللّٰهِ حِینَ یَرْکَبُ، ثُمَّ یَقُولُ: الحَمدُ لِلّهِ عَلَی نِعَمِهِ عَلَینَا وَفَضَّلَهُ العَمیم «سُبحانَ الّذِی سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَاکُنّا لَهُ مُقْرِنِینِ وِ انّا الَی رَبّنَا لَمُنْقَلِبُونَ» ثُمَّ یَسْتَقبِلُ القِبلَةَ، وَیَرفَعُ یَدَیْهِ الَی اللّٰهِ ثُمَّ یَقُولُ: اللّهُمَّ الَیکَ نُقِلَتْ الاقْدَامُ، وَ اتْعِبَتْ الابْدَانُ، وَ أفضَت الْقُلُوبُ، وَ رُفِعَتْ الایدِی، وَشَخَصَتْ الابصارُ، «رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَیْرُ الْفَاتِحِینَ»، سِیرُوا عَلَی بَرَکَةِ اللّٰهِ- ثُمّ یَقُولُ- اللّٰهُ اکبر اللّٰهُ اکبر، لَا الَهَ الّا اللّٰهَ وَاللّٰهُ اکبَر، یَا اللّٰهُ، یَا احَدُ یَا صَمَدُ، یَا رَبَّ مُحَمَّدٍ، بِسمِ اللّٰهِ الرّحمنِ الرّحیم، لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ الّا بِاللّهِ العَلیِّ العَظِیمِ، ایّاکَ نَعْبُدُ وَ ایّاکَ نَستَعِینُ، اللّهُمّ کُفَّ عَنّا بَأسَ الظَالِمِین فَکَانَ هَذَا شِعَارَهُ بِصِفِّین. [۶۹۵]
حابر از تمیم روایت میکند: امام علی (ع) وقتی برای جنگی حرکت میکرد هنگام سوار شدن نام خدا را بر زبان میآورد. آنگاه میفرمود:
سپاس خدای را به خاطر نعمتهایی به ما داده و فضل بزرگی که شامل حال ما گردانیده. منزه است خداوندی که این (مرکب) را فرمانبر ما کرد وگرنه ما قادر به رام کردن آن نبودیم، و ما به سوی آفریدگارمان بازمیگردیم. [۶۹۶]
سپس رو به قبله مینمود و دو دست را به سوی خدا بلند میکرد و عرض میکرد:
پروردگارا! گامها به سوی تو جابهجا گردیده است، و کالبدها خسته شده به رنج میافتد، و دلها تهی میگردد (و با تو راز میگوید). و دستها به سوی تو برافراشته و چشمها به رحمت تو، دوخته میشود، «پروردگارا! پس میان ما و قوم ما به حق داوری کن و تو بهترین داورانی.» [۶۹۷] [ای رزمندگان!] با چشمداشت به کرامت و فزونبخشی خدا به پیش روید! آنگاه میفرمود: پروردگار، بزرگتر از آن است که وصف شود. خدا بزرگتر است. جز پروردگار بیهمتا معبودی نیست و خداوند بسیار بزرگ است. ای پروردگار، ای یکتای بینیاز، ای خدای محمد.
به نام خداوند بخشنده مهربان، هیچ جنبش و نیرویی نیست مگر به عنایت و یاری خدای بلندمرتبه بزرگ، ما تو را میپرستیم و از تو مدد میطلبیم، «پروردگارا عذاب و سختی ستمگران را از ما بازدار.» این جمله اخیر، در صفین شعار آن حضرت بود.
عَن عَلیّ (علیه السلام)، انَّهُ کَانَ اذَا لَقِیَ العَدُوَّ قَالَ: (اللّهُمَّ انْتَ عِصْمَتی وَ نَاصِری وَ مَانِعی، اللّهُمّ بِکَ اصولُ وَبِکَ اقاتِلُ). [۶۹۸]
از علی (ع) روایت کرده است که هنگام برخورد با دشمن فرمود: «خدایا! تویی که نگهدارنده و یاور و بازدارندۀ من هستی. پروردگارا! به یاری تو به دشمن حمله میبرم و با آنان نبرد میکنم.
عوامل آرامش و تقویت روحیه در دعاهای امام سجاد (ع)
فَإِذَا صَافّ عَدُوّکَ وَ عَدُوَّهُ فَقَلّلْهُمْ فِی عَیْنِهِ، وَ صَغّرْ شَأْنَهُمْ فِی قَلْبِهِ، وَ أَدِلْ لَهُ مِنْهُمْ، وَ لَا تُدِلْهُمْ مِنْهُ، فَإِنْ خَتَمْتَ لَهُ بِالسّعَادَةِ، وَ قَضَیْتَ لَهُ بِالشّهَادَةِ فَبَعْدَ أَنْ یَجْتَاحَ عَدُوّکَ بِالْقَتْلِ، وَ بَعْدَ أَنْ یَجْهَدَ بِهِمُ الْأَسْرُ، وَ بَعْدَ أَنْ تَأْمَنَ أَطْرَافُ الْمُسْلِمِینَ، وَ بَعْدَ أَنْ یُوَلّیَ عَدُوّکَ مُدْبِرِینَ. [۶۹۹]
امام سجاد (ع): پس آن گاه که [برای رزمندۀ مسلمان] رویارویی با دشمن تو و دشمن خودش پیش آید، شمار دشمنان را در دیدهاش اندک و موقعیت آنان را در دلش کوچک گردان و او را بر ایشان چیره ساز و آنان را بر او چیره مگردان. پس اگر سرانجام کارش را نیک بختی قرار دادی و شهادت را برایش مقدر ساختی، شهادتش را زان پس قرار ده که دشمنت را به خاک هلاکت انداخته و آنان را در بند اسارت خسته و رنجور ساخته و زان پس قرار ده که مرزهای سرزمین مسلمین ایمن شده و دشمنت پشت کرده و گریخته است.
اللّهُمّ وَ أَیّمَا غَازٍ غَزَاهُمْ مِنْ أَهْلِ مِلّتِکَ، أَوْ مُجَاهِدٍ جَاهَدَهُمْ مِنْ أَتْبَاعِ سُنّتِکَ لِیَکُونَ دِینُکَ الْأَعْلَی وَ حِزْبُکَ الْأَقْوَی وَ حَظّکَ الْأَوْفَی فَلَقّهِ الْیُسْرَ، وَ هَیّئْ لَهُ الْأَمْرَ، وَ تَوَلّهُ بِالنّجْحِ، وَ تَخَیّرْ لَهُ الْأَصْحَابَ، وَ اسْتَقْوِ لَهُ، الظّهْرَ، وَ أَسْبِغْ عَلَیْهِ فِی النّفَقَةِ، وَ مَتّعْهُ بِالنّشَاطِ، وَ أَطْفِ عَنْهُ حَرَارَةَ الشّوْقِ، وَ أَجِرْهُ مِنْ غَمّ الْوَحْشَةِ، وَ أَنْسِهِ ذِکْرَ الْأَهْلِ وَ الْوَلَدِ. [۷۰۰]
امام سجاد (ع): بارخدایا هر جنگاوری از گروندگان به دین تو که با آنان به کارزار خیزد و هر مجاهد از پیروان سنت تو که با آنان جهاد نماید تا آیین تو برتری جوید و حزب تو توانمندتر گردد و بهرۀ تو فزونتر شود، آسانی نصیبش نما و کار را برایش سهل گردان و او را رستگار ساز و یارانش را نیکو برگزین و پشتش را نیرومند گردان و درآمدش را سرشار نما و از شادابی بهرهمندش بدار و آتش اشتیاق به خانه و کاشانه را در دلش فرونشان و از اندوه تنهایی پناهش ده و خاطرۀ همسر و فرزندان را از یادش ببر.
اللّهُمّ صَلّ عَلَی مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَنْسِهِمْ عِنْدَ لِقَائِهِمُ الْعَدُوّ ذِکْرَ دُنْیَاهُمُ الْخَدّاعَةِ الْغَرُورِ، وَ امْحُ عَنْ قُلُوبِهِمْ خَطَرَاتِ الْمَالِ الْفَتُونِ، وَ اجْعَلِ الْجَنّةَ نُصْبَ أَعْیُنِهِمْ، وَ لَوّحْ مِنْهَا لِأَبْصَارِهِمْ مَا أَعْدَدْتَ فِیهَا مِنْ مَسَاکِنِ الْخُلْدِ وَ مَنَازِلِ الْکَرَامَةِ وَ الْحُورِ الْحِسَانِ وَ الْأَنْهَارِ الْمُطّرِدَةِ بِأَنْوَاعِ الْأَشْرِبَةِ وَ الْأَشْجَارِ الْمُتَدَلّیَةِ بِصُنُوفِ الّثمَرِ حَتّی لَا یَهُمّ أَحَدٌ مِنْهُمْ بِالْإِدْبَارِ، وَ لَا یُحَدّثَ نَفْسَهُ عَنْ قِرْنِهِ بِفِرَارٍ. [۷۰۱]
امام سجاد (ع): بارخدایا، بر محمد و آل او درود فرست و به وقت رویارویی با دشمن، دنیای دلفریب و نیرنگباز را از خاطرشان پاک کن و وسوسههای مال فتنهانگیز را از دلهاشان محو ساز و بهشت را همواره نصبالعین آنان قرار ده و نعمتهایی را که در بهشت برایشان فراهم ساختهای به آنان بنما، یعنی مساکن جاودان، منازل کرامت، حوریان زیبارو، نهرهای سرشار از آشامیدنیهای رنگارنگ و درختانی که از کثرت میوههای گوناگون شاخههایشان خمیده شده، تا احدی از آن آهنگ بازگشت و اندیشه فرار در ذهنش خطور نکند.
سواره نظام
سوگند به اسب مجاهدان
وَ الْعٰادِیٰاتِ ضَبْحاً فَالْمُورِیٰاتِ قَدْحاً فَالْمُغِیرٰاتِ صُبْحاً فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً. [۷۰۲]
سوگند به مادیانهایی که با همهمه تازاناند، و [با سمهای خود] برق [از سنگ] همی جهاناند، و صبحگاهان هجوم آرند، و با آن [یورش]، گَردی برانگیزند، و بدان [هجوم]، در دل گروهی درآیند.
رزمندگان سواره نظام، مورد عنایت ویژه خداوند
قال رسول اللّٰه (صلی اللّٰه علیه و آله): انَّ اللّٰهَ وَ مَلائِکَتُهُ یُصَلُّونَ عَلَی اصحَابِ الخَیلِ، مَن اتَّخَذَهَا وَ اعَدَّهَا لِمَارِدٍ فِی دِینِهِ اوْ مُشْرِکٍ. [۷۰۳]
پیغمبر خدا (ص) فرمود: به راستی خدا و فرشتگانش درود میفرستند بر صاحبان اسبها؛ کسی که اسبی بگیرد و آن را برای (تاخت و تاز) بر سر سرکشان و مشرکان آماده سازد.
تجهیز سواره و پیاده نظام از سوی پیامبر هنگام رسیدن به دشمن
دَعائِم الاسلام: رُوینَا عَن ابی عبدِاللّٰهِ، عَن آبائِه، عَن عَلیّ (علیهم السلام): کَانَ رَسُولُ اللّٰهِ (ص)، اذَا لَقِیَ العَدُوَّ عَبَّأَ الرَّجّالَة، وَ عَبَّأ الخَیْلَ، وَ عَبَّأَ الابِلَ. [۷۰۴]
امام صادق- از قول پدرش، از علی (ع)- فرمود: «پیغمبر خدا (ص) هرگاه به دشمن میرسید، پیادهنظام را مجهز و اسبان و همچنین شتران را آماده میکرد.
پاداش تهیه و آماده داشتن مرکب برای جبهه
وَ عَن عَلیّ (علیه السلام) انّهُ قَالَ: مَنْ ارْتَبَطَ فَرَسَاً فِی سَبِیلِ اللّٰهِ، کَانَ عَلَفُهُ وَ کُلُّ مَا یَنالُه وَ مَا یَکُونُ مِنهُ وَ اثَرَهُ حَسَنَاتٌ فِی مِیزَانِهِ یَومَ القِیامَة. [۷۰۵]
از امام علی (ع) چنین روایت شده که فرمود: هرکه اسبی را در راه خدا (برای جهاد) به آخور ببندد، علفی که به آن میدهد، و هر زحمتی که از بابت آن میکشد و هر کوششی که برای تیمار آن بنماید، و آنچه از آن ناشی میشود، روز قیامت همه حسناتی است که در میزان عملش نهاده شود.
مَرکب، موجب عزت و نعمت
عوالی اللآلی: عَن النّبیّ (صلی اللّٰه علیه و آله) قَالَ: ارتَبِطُوا الخَیلَ، فَانَّ ظُهُورَهَا لَکُمْ عَزٌ، وَ اجْوَافُها کَنزٌ. [۷۰۶]
پیغمبر اکرم (ص) فرمود: اسب، نگهداری کنید چون (سوار شدن به) پشت آنها برای شما باعث عزت است در آنها برای شما منافع مادی بسیار است.
اعزام نیرو
رعایت عدالت در اعزام نوبتی نیروها به جبهه
عَن ابی عَبدِاللّٰه، عَن ابیهِ (ع) قَالَ: قَرَأتُ فِی کِتابٍ لِعَلیّ (ع) انَّ رَسوُلَ اللّٰهِ (ص) کَتَبَ کِتَاباً بَینَ المُهَاجِرِینَ وَ الانصَارِ وَ مَنْ لَحِقَ بِهِم مِنْ اهلِ یَثرِبَ انَّ کُلَّ غَازیَةٍ غَزَتْ بِمَا یُعَقِّبُ بَعضُهَا بَعْضَاً بِالمَعرُوف وَ القِسطِ بَینَ المُسلِمِینَ فَانَّهُ لَا تُجازُ حُرْمَةٌ الّا بِاذْنِ اهلِهَا. [۷۰۷]
امام صادق (ع) از قول پدرش فرمود: در کتابی که به امام علی (ع) تعلق داشت خواندم که رسول خدا (ص) در عهد نامهای میان مهاجرین و انصار و افرادی از اهل یثرب که بدیشان پیوستند نوشت: اعزام به جنگ باید نوبتی باشد؛ چنانچه طایفهای در نبردی شرکت کردند و پس از پایان آن برگشتند، آن گاه که جنگ دیگری پیش آید موظف نیستند که به آن جنگ هم بروند؛ بلکه باید طایفه دیگری به میدان رهسپار گردد و تا نیکی و عدل و قسط میان مسلمانان، حکمفرما باشد.
عدم رعایت عدالت بنیامیه در اعزم نوبتی نیروها
کَتَبَ ابو جعفر (ع) فی رِسالَتِه الی بعضِ خُلفاء بَنی امیّه: وَ مِنْ ذَلِکَ مَاضُیِّعَ الجِهادُ ... وَ انَّمَا کَانَ [کانوا] اهلُ مِصْرٍ یُقاتِلُ مَنْ یَلیهِ یَعدِلُ بَینَهُم فِی البُعُوثِ فَذَهَبَ ذَلِکَ کُلُّهُ حَتّی عَادَ النَّاسُ رَجُلَینِ:
اجیرٌ مُؤتجِرٌ بَعْدَ بَیعِ اللّٰهِ، وَ مُستَأجِرٌ صَاحَبُهُ غَارِمٌ بَعْدَ عُذرِ اللّٰهِ. [۷۰۸]
امام باقر (ع) در نامهای به برخی خلفاء بنی امیه به مباحثی از جهاد اشاره میکند، از جمله اینکه جهاد ضایع شده ... مسلمانان در گذشته، در اعزام نیروها عدالت را رعایت میکردند، تا اینکه این رویه از میان رفت و قانون اجیر و موجر جای آن را گرفت.
لزوم اعزام به موقع نیرو به جبهه
الْحَمْدُ لِلَّهِ کُلَّمَا وَقَبَ لَیْلٌ وَ غَسَقَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ کُلَّمَا لَاحَ نَجْمٌ وَ خَفَقَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ غَیْرَ مَفْقُودِ الْإِنْعَامِ وَ لَا مُکَافَإِ الْإِفْضَالِ أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَعَثْتُ مُقَدِّمَتِی وَ أَمَرْتُهُمْ بِلُزُومِ هَذَا الْمِلْطَاطِ حَتَّی یَأْتِیَهُمْ أَمْرِی وَ قَدْ رَأَیْتُ أَنْ أَقْطَعَ هَذِهِ النُّطْفَةَ إِلَی شِرْذِمَةٍ مِنْکُمْ مُوَطِّنِینَ أَکْنَافَ دِجْلَةَ فَأُنْهِضَهُمْ مَعَکُمْ إِلَی عَدُوِّکُمْ وَ أَجْعَلَهُمْ مِنْ أَمْدَادِ الْقُوَّةِ لَکُمْ. [۷۰۹]
امام علی (ع): سپاس خدای را، برای فرود هر شب و گسترشش. سپاس خدای را، در طلوع هر ستارهای و غروبش. سپاس خدای را، که بخششش فراگیر است و پاسخِ بخششِ او امکانناپذیر.
اما بعد، من، جلودارانی گسیل داشتهام و به آماده ماندن در کنارۀ فرات- تا دریافت دستور بعدی- فرمانشان دادهام. اینک بر این اندیشهام که با شکافتن آب و عبور از آبراهه خود را به دیگر رزمندگان برسانم و آن گاه با بسیج گسترده و پیوستۀ تمامی شما و آنها- از آنان چونان نیروی پشتیبانی شما- در یورش به دشمن سود جویم.
عشق به حضور در جبهه، به منزلۀ حضور در جبهۀ جنگ
وَ قَدْ قَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ وَدِدْتُ أَنَّ أَخِی فُلَاناً کَانَ شَاهِدَنَا لِیَرَی مَا نَصَرَکَ اللَّهُ بِهِ عَلَی أَعْدَائِکَ فَقَالَ لَهُ ع أَ هَوَی أَخِیکَ مَعَنَا فَقَالَ نَعَمْ قَالَ فَقَدْ شَهِدَنَا وَ لَقَدْ شَهِدَنَا فِی عَسْکَرِنَا هَذَا أَقْوَامٌ فِی أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ سَیَرْعَفُ بِهِمُ الزَّمَانُ وَ یَقْوَی بِهِمُ الْإِیمَانُ. [۷۱۰]
(پس از پیروزی در جنگ بصره در سال ۳۶ هجری) یکی از یاران امام علی (ع) گفت: «دوست داشتم برادرم با ما بود و میدید که چگونه خدا تو را بر دشمنانت پیروز کرد!»)
امام (ع) پرسید: آیا فکر و دل برادرت با ما بود؟ گفت: آری.
امام (ع) فرمود: پس او هم در این جنگ با ما بود، بلکه آنانی که حضور ندارند و در صُلب پدران و رَحِم مادران میباشند، ولی با ما هم عقیده و آرماناند با ما در این نبرد شریکاند. اینان به زودی متولّد میشوند، و دین و ایمان به دست آنان تقویت میگردد.
معذوران از جهاد
سقوط تکلیف جهاد از نابینایان، افراد لنگ و بیماران
لَیْسَ عَلَی الْأَعْمیٰ حَرَجٌ وَ لٰا عَلَی الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لٰا عَلَی الْمَرِیضِ حَرَجٌ وَ مَنْ یُطِعِ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ وَ مَنْ یَتَوَلَّ یُعَذِّبْهُ عَذٰاباً أَلِیماً. [۷۱۱]
بر نابینا گناهی نیست و بر لنگ گناهی نیست و بر بیمار گناهی نیست [که در جهاد شرکت نکنند]؛ و هر کس خدا و پیامبر او را فرمان برد، وی را در باغهایی که از زیر [درختان] آن نهرهایی روان است در میآورد، و هر کس روی برتابد، به عذابی دردناک معذبش میدارد.
سقوط تکلیف جهاد از ناتوانان، بیماران و فقرا
لَیْسَ عَلَی الضُّعَفٰاءِ وَ لٰا عَلَی الْمَرْضیٰ وَ لٰا عَلَی الَّذِینَ لٰا یَجِدُونَ مٰا یُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذٰا نَصَحُوا لِلّٰهِ وَ رَسُولِهِ مٰا عَلَی الْمُحْسِنِینَ مِنْ سَبِیلٍ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ. [۷۱۲]
بر ناتوانان و بر بیماران و بر کسانی که چیزی نمییابند [تا در راه جهاد] خرج کنند- در صورتی که برای خدا و پیامبرش خیرخواهی نمایند- هیچ گناهی نیست، [و نیز] بر نیکوکاران ایرادی نیست، و خدا آمرزندۀ مهربان است.
سقوط تکلیف از تهیدستان و فقیران [نداشتن ساز و برگ جنگی]
وَ لٰا عَلَی الَّذِینَ إِذٰا مٰا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لٰا أَجِدُ مٰا أَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلّٰا یَجِدُوا مٰا یُنْفِقُونَ. [۷۱۳]
و [نیز] گناهی نیست بر کسانی که چون پیش تو آمدند تا سوارشان کنی [و] گفتی: چیزی پیدا نمیکنم تا بر آن سوارتان کنم، برگشتند؛ و در اثر اندوه، از چشمانشان اشک فرو میریخت که [چرا] چیزی نمییابند تا [در راه جهاد] خرج کنند.
کَتَب ابو جَعفر (ع) فِی رِسالَتِه الَی بَعضِ خُلَفاءِ بَنی امیّه: ثُمَّ کُلُّفَ الاعْمَی وَ الاعرَجُ وَ الّذِینَ لَا یَجِدُونَ مَا یُنفِقُونَ عَلَی الجِهادِ بَعْدِ عُذْرِ اللّٰهِ عزّوجلّ ایَّاهُمْ، وَ یُکَلَّفُ الّذِین یُطِیقُونَ مَا لایُطِیقُون. [۷۱۴]
امام باقر (ع) در نامهای به برخی خلفاء بنی امیه به مباحثی از جهاد اشاره میکند، از جمله اینکه (این حاکمان) کسانی را به جهاد تکلیف میکنند که خداوند آنان را معذور داشته است، مانند: نابینا، لنگ، تهی دستان. نیز مافوق طاقت و توان افراد کار میطلبند.
سقوط تکلیف از خانه نشینان (قاعدین)
وَ إِذٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللّٰهِ وَ جٰاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَکَ أُولُوا الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَ قٰالُوا ذَرْنٰا نَکُنْ مَعَ الْقٰاعِدِینَ.[۷۱۵]
و چون سورهای نازل شود که به خدا ایمان آورید و همراه پیامبرش جهاد کنید، ثروتمندانشان از تو عذر و اجازه خواهند و گویند: بگذار که ما با خانهنشینان باشیم.
إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَی الَّذِینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ وَ هُمْ أَغْنِیٰاءُ رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوٰالِفِ وَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لٰا یَعْلَمُونَ. [۷۱۶]
ایراد فقط بر کسانی است که با اینکه توانگرند از تو اجازۀ [ترک جهاد] میخواهند. [و به این] راضی شدهاند که با خانهنشینان باشند، و خدا بر دلهایشان مُهر نهاد، در نتیجه آنان نمیفهمند.
فَإِنْ رَجَعَکَ اللّٰهُ إِلیٰ طٰائِفَةٍ مِنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوکَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِیَ أَبَداً وَ لَنْ تُقٰاتِلُوا مَعِیَ عَدُوًّا إِنَّکُمْ رَضِیتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخٰالِفِینَ. [۷۱۷]
و اگر خدا تو را به سوی طایفهای از آنان بازگردانید، و آنان برای بیرون آمدن [به جنگ دیگری] از تو اجازه خواستند، بگو: شما هرگز با من خارج نخواهید شد، و هرگز همراه من با هیچ دشمنی نبرد نخواهید کرد؛ زیرا شما نخستین بار به نشستن تن دردادید. پس [اکنون هم] با خانهنشینان بنشینید.
رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوٰالِفِ وَ طُبِعَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لٰا یَفْقَهُونَ. [۷۱۸]
راضی شدند که با خانهنشینان باشند، و بر دلهایشان مُهر زده شده است، در نتیجه قدرت درک ندارند.
وَ عَن ابی جَعفر مُحمّد بن علیّ صلوات اللّٰه علیه انَّهُ قَالَ فِی قَوْلِ اللّٰهِ عزّوجلّ: «رَضُوا بِأَنْ یَکُونُوا مَعَ الْخَوٰالِفِ»* قَالَ: مَعَ النِّساءِ. [۷۱۹]
امام باقر (ع) دربارۀ این سخن خداوند: «آنها (منافقان) راضی شدند که با بازماندگان باشند» [۷۲۰]
، فرمود: (یعنی) با زنان.
سقوط تکلیف جهاد از زنان
عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) کَتَبَ اللَّهُ الْجِهَادَ عَلَی الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ فَجِهَادُ الرَّجُلِ بَذْلُ مَالِهِ وَ نَفْسِهِ حَتَّی یُقْتَلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ أَنْ تَصْبِرَ عَلَی مَا تَرَی مِنْ أَذَی زَوْجِهَا وَ غَیْرَتِهِ. [۷۲۱]
امام علی (ع): خداوند، جهاد را بر مردان و زنان، واجب کرده است؛ پس جهاد مرد، گذشتن از مال و جانش تا حدّ کشته شدن در راه خدا است، و جهاد زن، این است که بر آزار و اذیتهای همسرش نیز و غیرت ورزیدن همسرش نسبت به او صبر کند.
«قَالَ رَسُولُ اللّٰهِ (صلی اللّٰه علیه و آله): کَتَبَ اللّٰهُ الجِهادَ عَلَی رِجالِ أُمَّتی، وَالغِیرَةَ عَلَی نِسَاءِ أُمّتی، فَمَن صَبَرَ مِنهُنَّ وَاحْتَسَبَ اعْطَاهَا اللّٰهُ أَجْرَ شَهیدٍ». [۷۲۲]
پیغمبر خدا (ص) فرمود: «خداوند، جهاد را بر مردان و غیرت (/ تعصب ناموسی) را بر زنان امت من واجب کرد؛ پس هر زنی که بردباری پیشه کند و خویشتندار باشد، خداوند ثواب و پاداش شهید را به وی عطا فرماید.»
فَقَالَ لَهَا الحُسین (علیه السلام): «ارجِعی یَا أُمَّ وَهَب، أَنْتَ وَ ابنُکَ مَعَ رَسُولَ اللّٰه (صلی اللّٰه علیه و آله)، فَانَّ الجِهادَ مَرفُوعٌ مِن النِّساءِ». [۷۲۳]
سید بن طاوس گوید: در حدیثی دیدم که ... ماجرای کشته شدن وهب [در کربلا] و بیرون آمدن مادرش از خیمه به میدان نبرد را یادآور شده گوید:
پس امام حسین (ع) به آن زن فرمود: «ای مادر وهب! برگرد؛ تو و پسرت با رسول خدا خواهید بود؛ زیرا جهاد از زنها برداشته شده است.»
وَ عَنه صَلواتُ اللّٰهِ عَلیه انَّهُ قَالَ: لَیسَ عَلَی العَبیدِ جِهادٌ مَا استَغنَی عَنهُم وَ لَا عَلَی النِّساءِ جِهادٌ، وَ لَا عَلَی مَنْ لَمْ یَبلُغْ الحُلُم. [۷۲۴]
و نیز از آن حضرت است که فرمود: بر بردگان، مادامی که به وجود آنها نیاز نباشد، جهاد واجب نیست و (همینطور) بر زنان جهاد واجب نیست و (همچنین) بر کسی که به سن بلوغ نرسیده است.
انَّ رَسُولَ اللّٰه (ع) خَرَجَ بِالنّساءِ فِی الحَربِ یُداوِینَ الجَرحَیٰ، وَ لَم یُقَسِّمْ لَهُنَّ مِن الفَیءِ شَیئاً، وَلَکِنَّهُ نَفَلَهُنَّ. [۷۲۵]
«سماعة» از یکی از دو امام (امام صادق یا امام کاظم علیهما السلام) روایت کرده است که:
پیغمبر خدا (ص) زنها را به جنگ میبرد تا به درمان زخمیها بپردازند و از اموال گرفته شده از دشمن چیزی میان آنها تقسیم نمیکرد؛ اما خارج از تقسیم، مقداری مال به آنها عطا میکرد.
سقوط تکلیف از افراد نابالغ و بردگان
دَعائمُ الاسلامِ: عَن عَلیّ (علیه السلام)، أَنَّهُ قَالَ: «لَیْسَ عَلَی العَبیدِ جِهادٌ مَا اسْتَغنَوا عَنْهُم، وَلَا عَلَی النّساءِ جِهادٌ، وَلَا عَلَی مَنْ لَمْ یَبلُغْ الحُلُمْ». [۷۲۶]
(مؤلف کتاب دعائم ...) از علی (ع) روایت کرده که فرمود: بر بردگان تا هنگامی که به حضورشان نیازی نباشد، و همچنین بر زنان و نیز نوجوانانی که به سن بلوغ نرسیدهاند جهاد، واجب نیست.
وظیفه عالمان و پژوهشگران دین، در صورت عدم نیاز به حضورشان در جبهه
وَ مٰا کٰانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لٰا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طٰائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذٰا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ. [۷۲۷]
و شایسته نیست مؤمنان همگی [برای جهاد] کوچ کنند. پس چرا از هر فرقهای از آنان، دستهای کوچ نمیکنند تا [دستهای بمانند و] در دین آگاهی پیدا کنند و قوم خود را- وقتی به سوی آنان بازگشتند- بیم دهند، باشد که آنان [از کیفر الهی] بترسند؟
تکلیف افراد ترسو
عَن رَسُولِ اللّٰهِ (صلی اللّٰه علیه و آله)، انَّه قَالَ: مَن جَبُنَ عَن الجِهادِ، فَلْیُجَهِّزْ بِالمالِ رَجُلًا یُجاهِدُ فِی سَبیلِ اللّٰه. [۷۲۸]
پیغمبر خدا (ص) فرمود: «هرکه از رفتن به جبهه، بیم دارد، مردی را با مال خود، برای جهاد در راه خدا، مجهز کند.
عذرخواستن گروهی از بادیه نشینان معذور برای شرکت نکردن در جنگ
وَ جٰاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرٰابِ لِیُؤْذَنَ لَهُمْ وَ قَعَدَ الَّذِینَ کَذَبُوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ سَیُصِیبُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ. [۷۲۹]
و عذرخواهان بادیهنشین [نزد تو] آمدند تا به آنان اجازۀ [ترک جهاد] داده شود، و کسانی که به خدا و فرستادۀ او دروغ میگویند نیز در خانه نشستند. به زودی کسانی از آنان را که کفر ورزیدند عذابی دردناک خواهد رسید.
پاداش معذوران
لٰا یَسْتَوِی الْقٰاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجٰاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّٰهُ الْمُجٰاهِدِینَ بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقٰاعِدِینَ دَرَجَةً وَ کُلًّا وَعَدَ اللّٰهُ الْحُسْنیٰ وَ فَضَّلَ اللّٰهُ الْمُجٰاهِدِینَ عَلَی الْقٰاعِدِینَ أَجْراً عَظِیماً. [۷۳۰]
مؤمنان خانهنشین که زیاندیده نیستند با آن مجاهدانی که با مال و جان خود در راه خدا جهاد میکنند، یکسان نمیباشند. خداوند، کسانی را که با مال و جان خود جهاد میکنند، به درجهای بر خانهنشینان مزیّت بخشیده، و همه را خدا وعدۀ [پاداش] نیکو داده و [لی] مجاهدان را بر خانهنشینان به پاداشی بزرگ، برتری بخشیده است.
اللّهُمّ وَ أَیّمَا مُسْلِمٍ أَهَمّهُ أَمْرُ الْإِسْلَامِ، وَ أَحْزَنَهُ تَحَزّبُ أَهْلِ الشّرْکِ عَلَیْهِمْ فَنَوَی غَزْواً، أَوْ هَمّ بِجِهَادٍ فَقَعَدَ بِهِ ضَعْفٌ، أَوْ أَبْطَأَتْ بِهِ فَاقَةٌ، أَوْ أَخّرَهُ عَنْهُ حَادِثٌ، أَوْ عَرَضَ لَهُ دُونَ إِرَادَتِهِ مَانِعٌ فَاکْتُبِ اسْمَهُ فِی الْعَابِدِینَ، وَ أَوْجِبْ لَهُ ثَوَابَ الُمجَاهِدِینَ، وَ اجْعَلْهُ فِی نِظَامِ الشّهَدَاءِ وَ الصّالِحِینَ. [۷۳۱]
امام سجاد (ع): بارخدایا مسلمانی را که به کار اسلام همت گمارد و از هم دستی مشرکان بر ضد مسلمانان اندوهگین شود تا آنجا که آهنگ نبرد کند یا قصد جهاد نماید، ولی ناتوانی او را خانهنشین کند یا تهیدستی کار او را کُند سازد یا رویدادی تصمیم او را پس اندازد یا در برابر خواستهاش مانعی پیش آید، نام او را در شمار عبادت کنندگان بنویس و پاداش جهادگران را برایش مقرر گردان و او را در سلک شهیدان و صالحان قرار ده.
اخلاص و خیرخواهی معذوران، موجب پاداش الهی
لَیْسَ عَلَی الضُّعَفٰاءِ وَ لٰا عَلَی الْمَرْضیٰ وَ لٰا عَلَی الَّذِینَ لٰا یَجِدُونَ مٰا یُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذٰا نَصَحُوا لِلّٰهِ وَ رَسُولِهِ مٰا عَلَی الْمُحْسِنِینَ مِنْ سَبِیلٍ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ. [۷۳۲]
بر ناتوانان و بر بیماران و بر کسانی که چیزی نمییابند [تا در راه جهاد] خرج کنند- در صورتی که برای خدا و پیامبرش خیرخواهی نمایند- هیچ گناهی نیست، [و نیز] بر نیکوکاران ایرادی نیست، و خدا آمرزندۀ مهربان است.
کمک به همرزم و رها نکردن او در میدان نبرد
بیتوجهی به همرزم و رها کردن او در میدان نبرد، عملی نکوهیده
إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لٰا تَلْوُونَ عَلیٰ أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ فِی أُخْرٰاکُمْ فَأَثٰابَکُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِکَیْلٰا تَحْزَنُوا عَلیٰ مٰا فٰاتَکُمْ وَ لٰا مٰا أَصٰابَکُمْ وَ اللّٰهُ خَبِیرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ. [۷۳۳]
آنگاه که میگریختید و دور میشدید و به هیچ کس توجه و التفات نمیکردید و پیامبر (ص) در پی شما میخواندتان؛ پس شما را در برابر اندوهی، اندوهی [دیگر] سزا داد، تا برآنچه از دست دادید و بر آنچه به شما رسید، اندوهگین مشوید و خدا بدانچه میکنید آگاه است.
توضیح: این آیه به گریختن مسلمانان از میدان نبرد و پناه بردن به کوه و یاری نکردن همرزمان در مصاف با دشمن در جنگ احد اشاره دارد که عملی نکوهیده شمرده شده است.
تأکید بر کمک به همرزم در کلام امیرمؤمنان (ع)
وَ أَیُّ امْرِئٍ مِنْکُمْ أَحَسَّ مِنْ نَفْسِهِ رَبَاطَةَ جَأْشٍ عِنْدَ اللِّقَاءِ وَ رَأَی مِنْ أَحَدٍ مِنْ إِخْوَانِهِ فَشَلًا فَلْیَذُبَّ عَنْ أَخِیهِ بِفَضْلِ نَجْدَتِهِ الَّتِی فُضِّلَ بِهَا عَلَیْهِ کَمَا یَذُبُّ عَنْ نَفْسِهِ فَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُ مِثْلَهُ إِنَّ الْمَوْتَ طَالِبٌ حَثِیثٌ لَا یَفُوتُهُ الْمُقِیمُ وَ لَا یُعْجِزُهُ الْهَارِبُ. [۷۳۴]
امام علی (ع): به هنگام رویارویی با دشمن، هریک از شما که در خود استواری و صلابتی احساس کرد، و در همرزم خویش، سستی و ضعفی دید، باید که به شکرانۀ برتری بر همرزم، از برادر خویش چنان دفاع کند که از جان و هستی خود؛ که اگر خدا میخواست هر دو همسان میشدند. به درستی که مرگ به سرعت در پی شماست و نسبت به فرار کننده ناتوان و عاجز است.
أَجْزَأَ امْرُؤٌ قِرْنَهُ وَ آسَی أَخَاهُ بِنَفْسِهِ وَ لَمْ یَکِلْ قِرْنَهُ إِلَی أَخِیهِ فَیَجْتَمِعَ عَلَیْهِ قِرْنُهُ وَ قِرْنُ أَخِیهِ وَ ایْمُ اللَّهِ لَئِنْ فَرَرْتُمْ مِنْ سَیْفِ الْعَاجِلَةِ لَا تَسْلَمُوا مِنْ سَیْفِ الْآخِرَةِ. [۷۳۵]
امام علی (ع): هرکس هماورد خود را پاسخگو باشد و برادر همرزمش را با دیدۀ مواسات بنگرد، و مبادا که حریف را به برادر خود وانهد و او را تنها به دو هماورد بسپارد! به خدا سوگند که اگر از شمشیر دنیا بگریزید، از شمشیر آخرت گریزی ندارید!
عَن ابِی عبدِاللّٰهِ (ع) قَال: قَالَ امیرُالمومنینَ (ع) لَاصحابِه: وِاذَا رَأیتُمْ مِن اخوَانِکُمْ الَمجروحَ وَ مَن قَد نَکَلَ بِهِ او مَن قَد طَمِعَ فِیهِ عَدّوُکُمْ فَقُوهُ بِأنفسِکُم. [۷۳۶]
از امام صادق (ع) نقل شده که امیر مؤمنان (ع) به یاران خود فرمود: اگر در میدان مبارزه برادران همرزمتان را دیدید زخمی شده یا آسیبی دیدهاند که در مقابل دشمن توان مقاومت ندارند، یا دشمن در او طمع بسته، نزدیک است در کمین دشمن افتد، جان خود را سپرش ساخته او را تقویت کنید.
وَ فِی حدیثِ مَالِکِ بنِ اعیَن قَالَ: حَرَّضَ امیرُالمؤمنینَ (ع) النّاسَ بِصِفِّین فَقَالَ: رَحِمَ اللّٰهُ امْرِءاً وَاسَیٰ اخاهُ بِنَفسِهِ وَ لَم یَکِلْ قِرْنَه الَی اخیهِ فَیَجتَمِعَ عَلَیهِ قِرُنه وَ قِرْنُ اخیهِ فَیکتسِبَ بِذلِکَ الّلائِمَة، وَ یأتی بِدَنائَة وَ کَیفَ لَایَکُونُ کَذَلِکَ وَ هُوَ یُقاتِلُ الاثنَین، وَ هَذَا مُمسِکٌ یَدَهُ قَد خَلَی قِرْنَه عَلَی اخِیهِ هَارِباً مِنْهُ یَنْظُرُ الَیهِ وَ هَذَا فَمَنْ یَفعَلْهُ یَمقُتْه اللّٰهُ، فَلا تَتَعرَّضُوا لِمَقْتِ اللّٰهِ فَانَّ مَمرَّکُمْ الَی اللّٰهِ. [۷۳۷]
«مالکبن اعین» در ضمن حدیثی گوید: امیر مؤمنان (ع) در صفین، مردم را به جهاد تشویق میکرد و میفرمود: خدا رحمت کند مردی را که با نثار جان خود به برادر همرزمش کمک رساند، و دشمنی را که پنجه در پنجهاش کرده وامگذارد تا با همنبردِ برادرش همدست شود و برادر مسلمانش یکه و تنها در مقابل دو حریف قرار گیرد؛ با حریف خودش و حریف برادرش، و شکست بخورد. سپس آن دو سرباز دشمن در او آویزند و خودش را نیز شکست دهند و بکشند! [که اگر چنین شود] علاوه بر آن که جانش را از دست داده، به جهت آن که مرتکب کار پستی شده مایه سرشکستگی و سرزنش خود را نیز فراهم ساخته است! و چگونه چنین نشود و حال آن که برادرش با دو تن میجنگد و این دست خود را بسته و راه را بر دشمن باز کرده تا بر نیروی خودی بتازد، از حریف خود گریخته و نظارهگر سرباز دشمن و این (برادر همرزمش) گردیده است؟ و آن که مرتکب چنین کاری شود سبب شده که خدایش دشمن بدارد؛ پس مرتکب کاری نشوید که خداوند از شما متنفر و منزجر شود، زیرا گذر شما به سوی پروردگار است.
هجرت در راه خدا
جایگاه و فضیلت هجرت برای جهاد در راه خدا
وَ الَّذِینَ هٰاجَرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ مٰاتُوا لَیَرْزُقَنَّهُمُ اللّٰهُ رِزْقاً حَسَناً وَ إِنَّ اللّٰهَ لَهُوَ خَیْرُ الرّٰازِقِینَ. [۷۳۸]
و آنان که در راه خدا مهاجرت کرده، و آنگاه کشته شده یا مردهاند، قطعاً خداوند به آنان رزقی نیکو میبخشد. و راستی این خداست که بهترین روزی دهندگان است.
لَیُدْخِلَنَّهُمْ مُدْخَلًا یَرْضَوْنَهُ وَ إِنَّ اللّٰهَ لَعَلِیمٌ حَلِیمٌ. [۷۳۹]
قطعاً آنان را به جایگاهی که آن را میپسندند درخواهد آورد، و شک نیست که خداوند دانایی بردبار است.
پاداش مهاجران مجاهد در راه خدا
الَّذِینَ آمَنُوا وَ هٰاجَرُوا وَ جٰاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّٰهِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰائِزُونَ. [۷۴۰]
کسانی که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداختهاند، نزد خدا مقامی هرچه والاتر دارند و اینان همان رستگاراناند.
یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوٰانٍ وَ جَنّٰاتٍ لَهُمْ فِیهٰا نَعِیمٌ مُقِیمٌ. [۷۴۱]
پروردگارشان آنان را از جانب خود، به رحمت و خشنودی و باغهایی [در بهشت] که در آنها نعمتهایی پایدار دارند، مژده میدهد.
خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً إِنَّ اللّٰهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ. [۷۴۲]
جاودانه در آنها خواهند بود، در حقیقت، خداست که نزد او پاداش بزرگ است.
رحمت و مغفرت گسترده الهی، شامل حال مهاجران
ثُمَّ إِنَّ رَبَّکَ لِلَّذِینَ هٰاجَرُوا مِنْ بَعْدِ مٰا فُتِنُوا ثُمَّ جٰاهَدُوا وَ صَبَرُوا إِنَّ رَبَّکَ مِنْ بَعْدِهٰا لَغَفُورٌ رَحِیمٌ. [۷۴۳]
با این حال، پروردگار تو نسبت به کسانی که پس از [آن همه] زجر کشیدن، هجرت کرده و سپس جهاد نمودند و صبر پیشه ساختند، پروردگارت [نسبت به آنان] بعد از آن [همه مصائب] آمرزنده و مهربان است.
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هٰاجَرُوا وَ جٰاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ أُولٰئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ. [۷۴۴]
آنان که ایمان آورده، و کسانی که هجرت کرده و در راه خدا جهاد نمودهاند، آنان به رحمت خدا امیدوارند و خداوند آمرزندۀ مهربان است.
ستایش از مهاجرانی که در سختیهای جنگ تبوک از پیامبر (ص) اطاعت کردند
لَقَدْ تٰابَ اللّٰهُ عَلَی النَّبِیِّ وَ الْمُهٰاجِرِینَ وَ الْأَنْصٰارِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ فِی سٰاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مٰا کٰادَ یَزِیغُ قُلُوبُ فَرِیقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تٰابَ عَلَیْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِیمٌ. [۷۴۵]
به یقین، خدا بر پیامبر و مهاجران و انصار که در آن ساعت دشوار از او پیروی کردند ببخشود، بعد از آنکه چیزی نمانده بود که دلهای دستهای از آنان منحرف شود. باز بر ایشان ببخشود؛ چرا که او نسبت به آنان مهربان و رحیم است.
یاد و خاطره پیشگامان ایمان از مهاجر و انصار، و دعای تابعین
وَ الَّذِینَ جٰاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنٰا وَ لِإِخْوٰانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونٰا بِالْإِیمٰانِ وَ لٰا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنٰا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنٰا إِنَّکَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ. [۷۴۶]
و [نیز] کسانی که بعد از آنان [مهاجران و انصار] آمدهاند [و] میگویند: پروردگارا، بر ما و بر آن برادرانمان که در ایمان آوردن بر ما پیشی گرفتند ببخشای، و در دلهایمان نسبت به کسانی که ایمان آوردهاند [هیچ گونه] کینهای مگذار. پروردگارا، راستی که تو رؤوف و مهربانی.
لزوم یاری مهاجران
وَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَ هٰاجَرُوا وَ جٰاهَدُوا مَعَکُمْ فَأُولٰئِکَ مِنْکُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحٰامِ بَعْضُهُمْ أَوْلیٰ بِبَعْضٍ فِی کِتٰابِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ. [۷۴۷]
و کسانی که بعداً ایمان آوردند و هجرت کردند و با شما جهاد نمودند، از شما هستند؛ و خویشاوندان نسبت به یکدیگر، در احکامی که خدا مقرر داشته، [از دیگران] سزاوارترند؛ خداوند به همه چیز داناست.
ویژگیهای مهاجران مکه، تلاش برای جلب فضل و رضوان الهی
لِلْفُقَرٰاءِ الْمُهٰاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ وَ أَمْوٰالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً وَ یَنْصُرُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ أُولٰئِکَ هُمُ الصّٰادِقُونَ. [۷۴۸]
[این غنایم، نخست] به بینوایان مهاجری اختصاص دارد که از دیارشان [مکه] و اموالشان رانده شدند، خواستار فضل خدا و خشنودی [او] میباشند و خدا و پیامبرش را یاری میکنند.
اینان همان مردم درست کردارند.
برخورداری مهاجران تهیدست، از مصارف فیء و محبت بیدریغ و ایثار انصار
وَ الَّذِینَ تَبَوَّؤُا الدّٰارَ وَ الْإِیمٰانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هٰاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لٰا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حٰاجَةً مِمّٰا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کٰانَ بِهِمْ خَصٰاصَةٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. [۷۴۹]
و برای کسانی که در این سرا [سرزمین مدینه] و در سرای ایمان پیش از مهاجران مسکن گزیدند و کسانی را که به سویشان هجرت کنند دوست میدارند، و در دل خود نیازی به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمیکنند و آنها را بر خود مقدم میدارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند؛ کسانی که از بخل و حرص نفس خویش بازداشته شدهاند، رستگاراناند.
هجرت از دارالکفر به دارالایمان، شرط ایمان و برخورداری از امتیازات حکومت اسلامی تا قبل از فتح مکه
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هٰاجَرُوا وَ جٰاهَدُوا بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ الَّذِینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولٰئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیٰاءُ بَعْضٍ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یُهٰاجِرُوا مٰا لَکُمْ مِنْ وَلٰایَتِهِمْ مِنْ شَیْءٍ حَتّٰی یُهٰاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکُمُ النَّصْرُ إِلّٰا عَلیٰ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ مِیثٰاقٌ وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ. [۷۵۰]
کسانی که ایمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کردند و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنها یاران یکدیگرند؛ و آنها که ایمان آوردند و مهاجرت نکردند، هیچ گونه ولایتی [دوستی و تعهدی] در برابر آنها ندارید تا هجرت کنند. و [تنها] اگر در [حفظ] دین [خود] از شما یاری طلبند، بر شماست که آنها را یاری کنید، جز بر ضدّ گروهی که میان شما و آنها، پیمان [ترکِ مخاصمه] است؛ و خداوند به آنچه عمل میکنید، بیناست.
مطلوب نبودن سکونت مسلمانان در دارالحرب، و لزوم هجرت آنان
عَن ابِی عَبدِاللّٰه (ع) قَالَ: بَعَثَ رَسُولُ اللّٰهِ (ص) جَیْشاً الَی خَثْعَم فَلمّا غَشِیَهُم اسْتَعْصَمُوا بِالسُّجُودِ، فَقُتِلَ بَعْضُهُمْ، فَبَلَغَ ذَلِکَ النّبیّ (ص) فَقَالَ: اعْطُوا الوَرَثَةَ نِصْفَ العَقلِ بِصَلاتِهِم، وَ قَالَ النّبیّ (ص) الَا انِّی بَرِیءٌ مِنْ کُلِّ مُسْلِمٍ نَزَلَ مَعَ مُشرِکٍ فِی دَارِ الحَربِ. [۷۵۱]
امام صادق (ع) فرمود: پیامبر خدا (ص)، لشکری را برای جنگیدن با خثعمیها فرستاد. وقتی آنان را غافلگیر کردند، خثعمیها برای حفظ جان خود به سجده افتادند. ولی لشکر از این موقعیت استفاده کرده برخی را کشتند.
چون گزارش این ماجرای تأسفبار به پیغمبر خدا (ص) رسید فرمود: به سبب نمازی (وسجودی) که طائفه خثعم داشتهاند، نیمی از دیه هر یک، به وارث او داده شود.
آنگاه فرمود: من از مسلمانی که در دارالحرب با مشرکان باشد بیزارم.
قَال رَسُولُ اللّٰهِ (صلی اللّٰه علیه و آله): لَا یَنْزِلُ دَارَ الحَربِ الّا فَاسِقٌ بَرِئَتْ مِنهُ الذّمَّه). [۷۵۲]
رسول خدا (ص) فرمود: «به «دار الحرب» فرود نمیآید مگر آدم فاسقی که ذمه از او برداشته شده است.
حرمت یاری خواستن از منافقان ترک کنندۀ هجرت
وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ کَمٰا کَفَرُوا فَتَکُونُونَ سَوٰاءً فَلٰا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِیٰاءَ حَتّٰی یُهٰاجِرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ لٰا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِیًّا وَ لٰا نَصِیراً. [۷۵۳]
همانگونه که خودشان کافر شدهاند، آرزو دارند [که شما نیز] کافر شوید، تا با هم برابر باشید.
پس [زنهار]، از میان ایشان برای خود دوستانی اختیار نکنید تا آنکه در راه خدا هجرت کنند.
پس اگر روی برتافتند، هر کجا آنان را یافتید، به اسارت بگیرید و بکشیدشان؛ و از ایشان یار و یاوری برای خود مگیرید.
ممنوعیت مهاجرت از شهرها و سرزمینهای فتح شده (دارالاسلام)
قَالَ رَسوُلُ اللّٰهِ (ص) وَ لَاتَعَرُّب بَعْدَ الهِجرَةِ، وَ لَاهِجْرَة بَعْدَ الفَتْحِ. [۷۵۴]
پیغمبر خدا (ص) فرمود: بازگشت به فرهنگ جاهلیت بعد از هجرت به دار الاسلام ممنوع است. همچنین پس از فتح سرزمین دارالحرب، هجرتی نخواهد بود.
مجروحان و جانبازان
پاداش مجروحان و آسیب دیدگان جنگ
فَالَّذِینَ هٰاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ وَ أُوذُوا فِی سَبِیلِی وَ قٰاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ ثَوٰاباً مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوٰابِ. [۷۵۵]
پس، کسانی که هجرت کرده و از خانههای خود رانده شده و در راه من آزار دیده و جنگیده و کشته شدهاند، بدیهایشان را از آنان میزدایم، و آنان را در باغهایی که از زیر [درختان] آن نهرها روان است، درمیآورم؛ [این] پاداشی است از جانب خدا و پاداش نیکو نزد خداست.
توضیح: کلمۀ «اوذوا» (آزار دیدند) و قاتلوا (جنگیدند) شامل مجروحان و آسیب دیدگان جنگ میشود.
رفتار امیرمؤمنان (ع) با مجروحان بغات
عَن الشّعبِی قَالَ: لَمّا اسَرَ عَلیّ علیهالسلام اسرَیٰ یَوْمِ صِفِّین فَخَلّی سَبِیلَهُم اتَوا مُعاوِیَةَ وَ قَد کَانَ عَمرُو بنُ العاصِ یَقُولُ لَاسْرَیٰ اسَرَهُم مُعاوِیةُ: اقتلُهمْ، فَما شَعِرُوا الّا بِاسَراهُمْ قَدْ خَلّٰی سَبیلَهُمْ عَلیّ علیهالسلام فَقَالَ مُعاوِیةُ: یٰا عَمرُو لَوْ اطعْناکَ فِی هَؤلاءِ الاسْرَی لَوَقعْنَا فِی قَبیحٍ مِنَ الامْرِ، الَا تَرَیٰ قَدْ خَلَّیٰ سَبیلَ اسَرانَا فَامَر بِتَخلِیةِ مَن فِی یَدیهِ مِن اسْرَیٰ عَلیٍّ وَ قَد کَانَ عَلیٌّ علیهالسلام اذَا اخَذَ اسَیراً مِن اهلِ الشّام خَلَّی سَبیلَه الّا انْ یَکُونَ قَد قَتَلَ مِنْ اصحَابِه احَداً فَیقتُلُهُ بِهِ فَاذَا خَلَّی سَبیلَه، فَانْ عَادَ الثّانِیةَ قَتَلَهُ وَ لَمْ یَخْلُ سَبِیلَه. [۷۵۶]
(عمر بن سعد از نمیر بن وعله) از شعبی نقل میکند که گفت: هنگامی که علی (ع) تعدادی از سربازان شام را اسیر کرد، پس از مدتی آنها را آزاد کرد و آنها پیش معاویه رفتند. (از طرف دیگر)، عمرو عاص دربارۀ اسیرانی که معاویه به اسارت گرفته بود میگفت: آنها را بکش. تا این که علی (ع) اسیران سپاه شام را آزاد کرد. در این هنگام معاویه خطاب به عمروعاص گفت: ای عمرو، اگر بنا به خواستۀ تو ما اسرای علی را میکشتیم [نزد مردم] ضایع و بیاعتبار میشدیم، مگر نمیبینی که علی اسرای ما را آزاد کرده است؟! پس معاویه دستور داد سربازانی را که از سپاه علی (ع) در نزدشان اسیر بودند، آزاد کردند.
[بهطور کلی] سیرۀ علی (ع) چنین بود که هنگامی که از اهل شام اسیری میگرفت، او را آزاد میکرد مگر این که آن اسیر فردی از افراد آن حضرت را کشته باشد که در آن صورت او را [به قصاص] میکشت.
پس هنگامی که اسیری را آزاد میکرد، در صورتی که دوباره- پس از آزادی- به میدان جنگ میآمد و اسیر میشد، دیگر او را آزاد نمیکرد بلکه او را میکشت.
حکم مجروحان دشمن در زمان امام زمان (ع)
عَن ابِی عَبدِاللّٰه (علیه السلام)، انَّهَ قَالَ: انَّ عَلیاً (علیه السلام) قَالَ: کَانَ لِی انْ اقْتُلَ المُوَلِّیَ وَاجْهِزَ عَلَی الجَریحِ، وَ لَکِنْ تَرَکْتُ ذَلِکَ لِلْعَاقِبةِ مِنْ اصحَابِی انْ خَرَجُوا لَمْ یُقتَلُوا، وَالقائِمُ (علیه السلام) (لَهُ) ان یَقْتُلَ المُوَلِّیَ وَ یُجْهِزَ عَلَی الجَرِیحِ). [۷۵۷]
«ابن خدیجه» از امام صادق (ع) روایت کرده: علی (ع) فرمود: «برای من چنین حقی بود که فراریان از جبهۀ جنگ و زخمیهای دشمن را بکشم، ولی این کار را به خاطر آیندۀ یارانم انجام ندادم که اگر خروج کردند و فراری و زخمی شدند، کشته نشوند، ولی برای قائم آلمحمد (ص) جایز است که فراری و زخمی دشمن را بکشد.
حکم مجروحان در جنگ جمل و جنگ صفین
عَن عَبدِاللّٰهِ بنِ شَریک، عَن ابِیه، قَالَ: لَمَّا هَزَمَ النّاسُ یَوْمَ الجَملِ قَالَ امیرُالمؤمنینَ (ع): لَا تَتْبَعُوا مُوَلّیاً، وَ لَا تُجِیزُوا عَلَی جَریحٍ، وَ مَن اغْلَقَ بَابَه فَهُوَ آمِنٌ، فَلَمّا کَانَ یَوْمَ صِفِّین قَتَلَ المُقْبِلَ وَ المُدْبِرَ، وَ اجَازَ عَلَی جَریحٍ، فَقَال ابانُ بنُ تَغْلِب لِعَبدِاللّٰه بن شَریکِ هٰذِهِ سِیرَتَانِ مُختَلفِتَانِ، فَقَالَ: انَّ اهْلَ الْجَمَلَ قَتَلَ طَلْحَةَ وَ الزُّبیرَ، وَ انَّ مُعاوِیةَ کانَ قائماً بِعَیْنِه وَ کَانَ قَائِدُهُم. [۷۵۸]
«عبداللّٰهبن شریک» از پدرانش نقل میکند که گفت: در جنگ جمل هنگامی که دشمن شکست خورد، علی (ع) فرمود: فراریان را تعقیب نکنید و مجروحان را نکشید و هرکس که در خانهاش را ببندد در امان است. اما در جنگ صفین چه آن کس که روی به میدان جنگ میآورد و میجنگید و چه آن کس که فرار میکرد، تعقیب و کشته میشدند و مجروح نیز به قتل میرسید. «ابانبن تغلب» به عبداللّٰهبن شریک گفت: این، دو روش مختلف است. عبداللّٰه شریک گفت: در جنگ جمل، طلحه و زبیر سردمدار جنگ بودند که کشته شدند، اما در جنگ صفین معاویه شخصا حضور داشت و در واقع رهبری و فرماندهی جنگ به دست فردی چون او بود که از بین نرفته بود.
عَن حَفصِ بنِ غِیاثٍ قَالَ: سَألتُ اباعَبدِاللّٰه (ع) عَن الطّائفَتِینِ مِنَ المُؤمِنِینَ احْدَاهُمَا بَاغِیةٌ، وَالاخرَی عَادِلَةٌ، فَهَزِمَتْ العَادِلة البَاغِیَة، قَالَ: لَیسَ لَاهلِ العَدلِ ان یَتبَعُوا مُدْبِراً، وَ لَا یَقتُلُوا اسیراً، وَ لَایَجَهزُوا عَلَی جَریحٍ، وَ هَذَا اذَا لَم یَبْقَ مِن اهْلِ البَغْی احَدٌ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ فِئَة یَرجِعُونَ الَیهَا، فَاذَا کَانَتْ لَهُمْ فِئَةٌ یَرجِعُونَ الَیهَا فَانَّ اسیرَهُم یُقْتَلُ، وَ مُدْبِرَهُمْ یُتْبَعُ وَ جَرِیحَهُمْ یُجَازُ عَلَیهِ.[۷۵۹]
«حفصبن غیاث» گفت: از امام صادق (ع) دربارۀ دو گروه از مؤمنان سؤال کردم که یک گروه، عادله هستند و گروه دیگر شورشگر و متجاوز و گروه عادله گروه متجاور را شکست میدهد.
امام (ع) فرمود: اهل عدل (یعنی گروه عادله) حق ندارند فراریان آنان را تعقیب کنند و اسیران و مجروحانشان را بکشند و این در صورتی است که از گروه باغی، نیرویی و تشکیلاتی باقی نمانده باشد که مجددا به آن سازمان برگردند و دوباره نیروهای خود را بازسازی و سازماندهی کنند.
بنابراین در صورتی که آنها سازمان گروهی داشته باشند که افراد بازمانده و متفرقه به آنجا بروند، در این صورت اسیر آنها به قتل میرسد و فراریان آنها تعقیب و مجروحانشان کشته میشوند.
پانویس
- ↑ (توبه/ ۷۴).
- ↑ (توبه/ 49).
- ↑ (توبه/ 48).
- ↑ (توبه/ 47).
- ↑ (احزاب/ ۲۰).
- ↑ (احزاب/ ۱۵).
- ↑ (توبه/ ۵۰).
- ↑ (توبه/ ۵۱).
- ↑ (انفال/ ۴۹).
- ↑ (آلعمران/ ۱۵۶).
- ↑ (احزاب/ ۱۲).
- ↑ (احزاب/ 13).
- ↑ (آلعمران/ ۱۶۸).
- ↑ (احزاب/ ۱۸).
- ↑ (احزاب/ ۶۰).
- ↑ (نساء/ ۱۴۱).
- ↑ (احزاب/ ۱۹).
- ↑ (نساء/ ۷۳).
- ↑ (نساء/ 81).
- ↑ (توبه/ ۱۰۷).
- ↑ (منافقون/ ۸).
- ↑ (توبه/ 73).
- ↑ (توبه/ 53).
- ↑ (توبه/ 95).
- ↑ (توبه/ 96).
- ↑ (نساء/ ۸۸).
- ↑ (توبه/ ۵۲).
- ↑ (احزاب/ ۲۴).
- ↑ (احزاب/ ۶۱).
- ↑ (احزاب/ ۶۲).
- ↑ (انفال/ ۶۰).
- ↑ (نساء/ ۱۰۲).
- ↑ (نساء/ ۷۱).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۶).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۶۵).
- ↑ (فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)/ ۱۶۹).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۸۱، ح ۱۲۴۷۴).
- ↑ (بحارالانوار، ۹۷/ ۳۶، ح ۹۳۰).
- ↑ (زخرف: آیه ۱۳).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۱۶، ح ۱۲۵۷۵).
- ↑ (آلعمران/ ۱۷۲).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۱۴۰، ح ۲۰۱۶۶).
- ↑ (انفال/ ۶۰).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۱۴۰، ح ۲۰۱۶۷).
- ↑ (مستدرکالوسائل، ۱۱/ ۱۱۵، ح ۱۲۵۷۲).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۴۱).
- ↑ (ممتحنه/ ۸).
- ↑ (ممتحنه/ ۹).
- ↑ (بقره/ ۲۰۸).
- ↑ (ممتحنه/ ۷).
- ↑ (نساء/ ۹۴).
- ↑ (انفال/ ۶۱).
- ↑ (نساء/ ۹۰).
- ↑ (نساء/ ۹۱).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۹۶، ح ۲۰۰۵۸).
- ↑ (غررالحکم، ج ۱، ص ۸۲).
- ↑ (انفال/ ۶۲).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۵۳، بند ۱۳۲).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۴۵، ح ۱۲۳۸۸).
- ↑ (انفال/ ۶۱).
- ↑ (تفسیر نور ۴/ ۳۷۰).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۵۳، بند ۱۳۳).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۱۲۹، ح ۱۲۶۲۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۵۳، بند ۱۳۲).
- ↑ (مستدرک الوسائل/ ج ۱۱/ ص ۴۴/ ح ۱۲۳۸۸).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۸).
- ↑ (وسائلالشیعه، ۱۵/ ۶۸، ح ۲۰۰۰۱).
- ↑ (بقره/ ۸۵).
- ↑ (محمد/ ۳۵).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۵۸، بند ۱- ۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۵).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۷۷).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۳۸).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۲۹، ح ۱۲۶۲۴).
- ↑ (آلعمران/ ۲۰۰).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۳۸).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۲۸، ح ۱۲۳۴۸).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۲۸، ح ۱۲۳۴۹).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۲۷، ح ۱۲۳۴۶).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۲۷، ح ۱۲۳۴۵).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۲۸، ح ۱۲۳۵۰).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲۷، بند ۱).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲۷، بند ۲).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۲۹، ح ۱۹۹۴۲؛ تهذیب الأحکام ۶/ ۱۲۵).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۳۲، ح ۹، قربالاسناد، ۴۸).
- ↑ (بحارالانوار/ ۹۷/ ص ۶۲/ ح ۱).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۲۹، ح ۱۹۹۴۳؛ الکافی ۵/ ۲۱، تهذیب الاحکام ۶/ ۱۲۵).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۳۲، ح ۱۹۹۴۶؛ تهذیب الاحکام ۶/ ۱۲۶).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۰۲، ح ۱۲۵۳۳).
- ↑ (بقره: ۱۰۹).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۱۳۹، ح ۲۰۱۶۴).
- ↑ (روم/ ۶).
- ↑ (فتح/ ۲۳).
- ↑ (توبه/ ۳۳).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۳۴).
- ↑ (روم/ ۴۷).
- ↑ (حج/ ۳۸).
- ↑ (محمد/ ۷).
- ↑ (حج/ ۴۰).
- ↑ (نساء/ ۱۴۱).
- ↑ (محمد/ ۳۲).
- ↑ (توبه/ ۳۲).
- ↑ (توبه/ ۲).
- ↑ (انفال/ ۵۹).
- ↑ (انفال/ ۱۹).
- ↑ (انفال/ ۳۸).
- ↑ (نهجالبلاغه، حکمت ۴۰۸).
- ↑ (نهجالبلاغه، حکمت ۳۲۷).
- ↑ (آلعمران/ ۱۲).
- ↑ (حشر/ ۱۵).
- ↑ (آلعمران/ ۱۷۶).
- ↑ (آلعمران/ ۱۲۷).
- ↑ (انفال/ ۵۰).
- ↑ (انفال/ ۵۱).
- ↑ (انفال/ 7).
- ↑ (انفال/ 8).
- ↑ (انفال/ 42).
- ↑ (آلعمران/ ۱۲۸).
- ↑ (انفال/ ۳۷).
- ↑ (آلعمران/ ۱۴۱).
- ↑ (آلعمران/ ۱۴۰).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۶۲).
- ↑ (انفال: ۷- ۸).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۵۰).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۵).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۷۰).
- ↑ (نهجالبلاغه، حکمت ۱۲).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۱۷).
- ↑ (آلعمران/ ۱۴۰- ۱۴۱).
- ↑ (نساء/ ۱۰۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۵۶).
- ↑ (نساء/ ۷۹).
- ↑ (صف/ ۱۳).
- ↑ (آلعمران/ ۱۶۰).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۴۶، بند ۱ و ۲).
- ↑ (محمد/ ۷).
- ↑ (حج/ ۴۰).
- ↑ (حج/ ۶۰).
- ↑ (آلعمران/ ۱۲۶).
- ↑ (توبه/ ۲۶).
- ↑ (توبه/ ۵۱).
- ↑ (توبه/ ۵۲).
- ↑ (آلعمران/ ۱۵۰).
- ↑ (محمد/ ۳۳).
- ↑ (انفال/ ۴۶).
- ↑ (احزاب/ ۲۱).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۰۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۲).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲۲).
- ↑ (حجرات/ ۱۵).
- ↑ (آلعمران/ ۱۳۹).
- ↑ (احزاب/ ۲۲).
- ↑ (آلعمران/ ۱۷۳).
- ↑ (توبه/ ۱۲۳).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۰۶، ح ۱۲۵۴۵).
- ↑ (فتح: ۲۶).
- ↑ (احزاب/ ۲۳).
- ↑ (بقره/ ۱۷۷).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۵۶).
- ↑ (توبه/ ۵۱).
- ↑ (مائده/ ۲۳).
- ↑ (آلعمران/ ۲۰۰).
- ↑ (انفال/ ۴۵).
- ↑ (بقره/ ۱۷۷).
- ↑ (آلعمران/ ۱۲۰).
- ↑ (انفال/ ۶۵- ۶۶).
- ↑ (بقره/ ۲۴۹).
- ↑ (بقره/ 250).
- ↑ (هود/ ۱۱۲).
- ↑ (بقره/ 214).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲).
- ↑ (فصلت/ ۳۰).
- ↑ (غرر الحکم، ج ۱، ص ۲۷).
- ↑ (غرر الحکم، ج ۲، ص ۷۶۲).
- ↑ (غرر الحکم، ج ۱، ص ۲۷).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۶).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۹۷).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۰).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۵۰).
- ↑ (انفال/ ۴۶).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۱۹).
- ↑ (بقره/ ۱۵۳).
- ↑ (انفال/ ۴۵).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۳۵ ح ۲۹).
- ↑ (آلعمران/ ۱۴۷).
- ↑ (بقره/ ۲۵۰).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۲۸، ح ۱۲۶۲۰).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۰۹، ح ۱۲۵۵۳).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۰۹، ح ۱۲۵۵۵).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۰۸، ح ۱۲۵۴۹).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۰۹، ح ۱۲۵۵۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۷۱).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۴۶).
- ↑ (مستدرک نهج البلاغه، ۶/ ۳۲۱).
- ↑ (مستدرک نهجالبلاغه، ۶/ ۳۲۱).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۳۶، ح ۲۰۱۵۸).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۳۶ ح ۳۳).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۳۶ ح ۳۱، باب احکام الجهاد و مستدرک الوسائل ۱۱/ ۱۰۵، ح ۱۲۵۴۱).
- ↑ (مستدرک ۱۱/ ۱۰۷، ح ۱۲۵۴۸).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۰۸، ح ۱۲۵۵۰).
- ↑ (توبه/ ۱۱۱).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۰۴، ح ۱۲۵۳۹).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۱۲، ح ۲۵۵۵۸).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲۷ بند ۸).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲۷ بند ۱۳).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲۷ بند ۱۵).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲۷ بند ۵).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲۷ بند ۹).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲۷ بند ۱۰).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲۷ بند ۱۱).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲۷ بند ۱۲).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۴).
- ↑ (فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)/ ۴۷۵).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۳۳، ح ۱۲۶۳۴).
- ↑ (وسائل الشیعة، ۱۵/ ۱۳۷، ح ۲۰۱۵۹).
- ↑ (آلعمران/ ۱۷۳- ۱۷۴).
- ↑ (غافر ۴۴).
- ↑ (غافر/ ۴۵).
- ↑ (کهف/ ۳۹).
- ↑ (انبیاء/ ۸۷).
- ↑ (انبیاء/ ۸۸).
- ↑ (مائده/ ۲۳).
- ↑ (نساء/ ۱۰۴).
- ↑ (صف/ ۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۵۳).
- ↑ (احزاب/ ۲۶).
- ↑ (بحارالانوار/ ج ۹۷، ص ۵۵، ح ۵).
- ↑ (نهجالبلاغه، حکمت ۳۱۸).
- ↑ (انفال/ ۶۰).
- ↑ (توبه/ ۳۸).
- ↑ (آلعمران/ ۱۵۴).
- ↑ (احزاب/ ۱۰).
- ↑ (احزاب/ ۱۱).
- ↑ (توبه/ ۲۵).
- ↑ (مائده/ ۲۲).
- ↑ (نهجالبلاغه، حکمت ۳).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۶۹).
- ↑ (آلعمران/ ۱۴۴).
- ↑ (آلعمران/ ۱۵۲).
- ↑ (آلعمران/ ۱۲۲).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۹۷).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۰۸).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۱۵).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۹).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۷).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۳۹).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۳۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۷۱).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۴۱).
- ↑ (غرر الحکم، ج ۲، ص ۶۶۵).
- ↑ (فتح/ ۳).
- ↑ (انفال/ ۶۲).
- ↑ (حج/ ۳۸).
- ↑ (مائده/ ۱۱).
- ↑ (فتح/ ۲۰).
- ↑ (انفال/ ۱۷).
- ↑ (آلعمران/ ۱۲۳).
- ↑ (انفال/ ۲۶).
- ↑ (انفال/ ۱۸).
- ↑ (آلعمران/ ۱۵۴).
- ↑ (احزاب/ ۲۵).
- ↑ (حشر/ ۶).
- ↑ (نصر/ ۱- ۳).
- ↑ (روم/ ۱- ۲).
- ↑ (روم/ ۳).
- ↑ (روم/ ۴).
- ↑ (انفال/ ۴۳).
- ↑ (انفال/ ۴۴).
- ↑ (آلعمران/ ۱۳).
- ↑ (انفال/ ۹).
- ↑ (انفال/ ۱۰).
- ↑ (آلعمران/ ۱۲۴).
- ↑ (آلعمران/ ۱۲۵).
- ↑ (آلعمران/ ۱۲۶).
- ↑ (انفال/ ۱۲).
- ↑ (فتح/ ۱۸).
- ↑ (فتح/ ۲۶).
- ↑ (فتح/ ۴).
- ↑ (توبه/ ۲۶).
- ↑ (توبه/ ۴۰).
- ↑ (انفال/ ۱۱).
- ↑ (آلعمران/ ۱۵۴).
- ↑ (انفال/ ۱۱).
- ↑ (انفال/ ۶۳).
- ↑ (آلعمران/ ۱۵۱).
- ↑ (انفال/ ۱۲).
- ↑ (حشر/ ۲).
- ↑ (احزاب/ ۹).
- ↑ (روم/ ۵).
- ↑ (آلعمران/ ۱۲۵).
- ↑ (انفال/ ۴۶).
- ↑ (غررالحکم، ج ۱، ص ۲۷).
- ↑ (محمد/ ۷).
- ↑ (حج/ ۴۱).
- ↑ (صف/ ۱۴).
- ↑ (صف/ ۱۳).
- ↑ (حج/ ۶۰).
- ↑ (انفال/ ۴۷).
- ↑ (توبه/ ۲۵).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۵۹، ح ۱۹۹۸۶، بحار الانوار، ۱۹/ ۱۷۹ و الکافی، ۵/ ۲۹).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۵۸، ح ۱۹۹۸۵، الکافی ۵/ ۲۷، تهذیب الأحکام ۶/ ۱۳۸).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۱۱، ح ۲۱؛ عیون اخبار الرضا ۲/ ۲۸).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۵۹، ح ۱۹۹۸۶).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۷۰، ح ۲۰۰۰۵).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۴۷).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۹۵، ح ۲۰۰۵۷).
- ↑ (بقره/ ۱۹۰).
- ↑ (مجمع ۱- ۲/ ۵۱۰).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۱۲).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۵۸، ح ۱۹۹۸۵، الکافی ۵/ ۲۷).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۵۸، ح ۱۹۹۸۶).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۳۴ ح ۲۲، باب احکام الجهاد، نوادر راوندی/ ۲۳).
- ↑ (وسائلالشیعه، ۱۵/ ۶۴، ح ۱۹۹۹۳).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۱۴).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۹۵، ح ۲۰۰۵۷؛ الکافی، ۵/ ۳۹).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۹۲، ح ۲۰۰۵۳).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۹۵، ح ۲۰۰۵۷).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۹۸، ح ۱۲۵۱۵).
- ↑ (نمل/ ۳۷).
- ↑ (بحار ۹۷/ ۳۱، ح ۲).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۳۳ ح ۱۰).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۵۹، ح ۱۹۹۸۶).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۱۱۷، ح ۲۰۱۰۷؛ بحارالانوار، ج ۹۷، ص ۳۱).
- ↑ (حشر/ ۵).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۲۷، ح ۱۲۶۱۸).
- ↑ (حشر/ ۵).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۵۹، ح ۱۹۹۸۶).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۵۸، ح ۱۹۹۸۵).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۵۹، ح ۱۹۹۸۶).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۸۶، ح ۱۲۴۸۱).
- ↑ (مستدرک الوسائل ج ۱۱/ ص ۴۲/ ح ۱۲۳۸۳).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۳۴ ح ۲۱).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۹۲، ح ۲۰۰۵۳).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۴۳).
- ↑ (نحل/ ۱۲۶).
- ↑ (حج/ ۶۰).
- ↑ (بقره/ ۱۹۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، حکمت ۳۱۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۱۴).
- ↑ (توبه/ ۳۶).
- ↑ (بحارالانوار، ج ۹۷/ ص ۵۲/ ح ۱).
- ↑ (توبه/ ۳۶).
- ↑ (بقره/ ۲۱۷).
- ↑ (توبه/ ۵).
- ↑ (مستدرکالوسائل ۱۱/ ۴۸، ح ۱۲۴۰۱).
- ↑ (بحارالانوار، ج ۹۷، ص ۵۳، ح ۳).
- ↑ (بقره/ ۱۹۴).
- ↑ (وسائلالشیعه، ۱۵/ ۷۰، ح ۲۰۰۰۶).
- ↑ (بقره/ ۱۹۴).
- ↑ (توبه/ ۳۷).
- ↑ (بقره/ ۱۹۱).
- ↑ (توبه/ ۴).
- ↑ (نساء/ ۹۰).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۵۹، ح ۱۹۹۸۶، بحار الانوار، ۱۹/ ۱۷۹ و الکافی، ۵/ ۲۹).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۶۹، ۲۰۰۰۳).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۲۱، ح ۷، خصال ۱/ ۱۱۶).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۳۲ ح ۷، امالی طوسی ۱/ ۲۶۹).
- ↑ (ممتحنه/ ۸).
- ↑ (انفال/ ۵۶).
- ↑ (راهنما ۶/ ۵۳۳).
- ↑ (نساء/ ۱۴۱).
- ↑ (انفال/ ۷۲).
- ↑ (نور ۴/ ۳۸۷).
- ↑ (انفال/ ۵۷).
- ↑ (توبه/ ۱۲).
- ↑ (وسائلالشیعه، ۱۵/ ۶۹، ۲۰۰۰۴).
- ↑ (انفال/ ۵۸).
- ↑ (توبه/ ۱).
- ↑ (توبه/ ۳).
- ↑ (توبه/ ۷).
- ↑ (توبه/ ۸).
- ↑ (توبه/ ۱۰).
- ↑ (انفال/ ۵۶).
- ↑ (فتح/ ۱۰).
- ↑ (احزاب/ ۲۳).
- ↑ (صف/ ۲).
- ↑ (صف/ ۳).
- ↑ (احزاب/ ۱۵).
- ↑ (مستدرکالوسائل، ج ۱۱، ص ۴۷، ح ۱۲۳۹۶).
- ↑ (بقره/ ۲۴۶).
- ↑ (نهجالبلاغه خطبه ۴۰).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۹).
- ↑ (نساء/ ۷۵).
- ↑ (بقره/ ۲۴۷).
- ↑ (بقره/ ۲۴۸).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۴).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۹۳، ح ۲۰۰۵۵؛ بحار ۳۳/ ۴۴۶).
- ↑ (مدثر، ۴۲- ۴۳).
- ↑ (آلعمران، ۱۶۹).
- ↑ (انفال/ ۱۵).
- ↑ (طه، ۵۲).
- ↑ (نحل، ۱۲۸).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۵۸، ح ۱۹۹۸۵، الکافی ۵/ ۲۷، تهذیب الأحکام ۶/ ۱۳۸).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ص ۳۹/ ح ۱۲۳۷۹).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۴۸).
- ↑ (توبه/ ۸۸).
- ↑ (انفال/ ۵).
- ↑ (آلعمران/ ۱۲۱).
- ↑ (نساء/ ۸۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۱۶).
- ↑ (مستدرک نهجالبلاغه، ۳/ ۷۸).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۸۳، ح ۱۲۴۷۹).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۶۵).
- ↑ (فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)/ ۳۷۹- ۳۸۰).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۲۷، ح ۱۲۶۱۷).
- ↑ (احزاب/ ۲۱).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۹).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۰۷).
- ↑ (انفال/ ۶۴).
- ↑ (آلعمران/ ۱۷۶).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۵۸، ح ۱۹۹۸۴).
- ↑ (انفال/ ۶۴).
- ↑ (آلعمران/ ۱۵۳).
- ↑ (آلعمران/ ۱۴۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۵۰).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۳۴).
- ↑ (آلعمران/ ۱۵۹).
- ↑ (بقره/ ۲۰۷).
- ↑ (فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)/ ۵۳۶، ح ۴۳۵).
- ↑ (بقره/ ۲۴۷).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۷۳).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۴۸).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۰).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۵۳).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۶).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۶).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۱۰، بند ۷).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۳۶، بند ۵).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۳۳).
- ↑ (فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)/ ۴۷۵).
- ↑ (نهجالبلاغه، کلمات غریب/ ۹).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۷۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۶۲، بند ۸).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۴۵، بند ۱۶).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۵۵).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۶۲).
- ↑ (آلعمران/ ۱۵۹).
- ↑ (آلعمران/ ۱۵۹).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۶۰، ح ۱۹۹۸۷).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۴۴).
- ↑ (توبه/ ۹۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۱۳).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۶۸).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۴۲).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۶۳).
- ↑ (ابوموسی اشعری).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۲).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۰۷).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۱۸).
- ↑ (فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)/ ۴۴۰، ح ۳۵۸).
- ↑ (فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)/ ۱۶۹).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۳۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۸۲، بند ۲۶).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۷۰).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۶۱).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۴۴).
- ↑ (توبه/ ۷۳).
- ↑ (نمل/ ۳۷).
- ↑ (نور/ ۶۲).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۵۷ ح ۱۲۴۱۹).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۴۹ ح ۱۲۴۰۳).
- ↑ (مستدرک الوسائل ح ۱۲۴۰۴).
- ↑ (محمد/ ۳۳).
- ↑ (توبه/ ۱۲۰).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۱۸).
- ↑ (مائده/ ۲۵).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۰۸).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۹).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۷، بند ۱۳).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۷۱).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۹۷).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۸۲).
- ↑ (سنن ابی داود، کتاب جهاد، حدیث ۸۰).
- ↑ (موسوعة الامن و الاستخبارات، ۳/ ۲۱۷).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۴۲).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۳۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۵۳، بند ۵۱).
- ↑ (بقره/ ۲۴۷).
- ↑ (غرر الحکم، ش ۸۹۱۲).
- ↑ (اخبار القضاه ۱/ ۶۶).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۵۹).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۵۶).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۳۸).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۱۳).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۱۳).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۶۰).
- ↑ (مستدرک الوسائل/ ج ۱۱/ ص ۴۰/ ح ۱۲۳۸۱).
- ↑ (غرر الحکم، ج ۲، ص ۶۴۹).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۵۳، بند ۵۹).
- ↑ (غررالحکم، ج ۱، ص ۳۰۵).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۱۲، بند ۳).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۸۱، ح ۱۲۴۷۶).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۱۹).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۴۶، بند ۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۳۴).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۸۸، ۲۰۰۴۵).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۴۶، ح ۱۹۹۵۶).
- ↑ (توبه/ ۱۱۱).
- ↑ (توبه/ ۱۱۲).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۳۶ ح ۳۳).
- ↑ (مستدرک نهجالبلاغه،/ ۲۸).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۱).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۵۷).
- ↑ نهجالبلاغه، نامه ۶۲).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۴).
- ↑ (توبه/ ۱۲۲).
- ↑ (آلعمران/ ۱۴۶).
- ↑ صف/ ۴).
- ↑ (عادیات/ ۱- ۵).
- ↑ (توبه/ ۱۹).
- ↑ (نساء/ ۹۵).
- ↑ (نساء/ ۹۶).
- ↑ (انفال/ ۷۴).
- ↑ (وسایل الشیعه، ۱۵/ ۱۲، ح ۱۹۹۰۸).
- ↑ (توبه/ ۸۸).
- ↑ (توبه/ ۸۹).
- ↑ (توبه/ ۲۰).
- ↑ (توبه/ ۲۱).
- ↑ (توبه/ ۲۲).
- ↑ (آلعمران/ ۱۵۵).
- ↑ (نحل/ ۱۱۰).
- ↑ (آلعمران/ ۱۹۵).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۲۰ ح ۱۹۹۲۹؛ الکافی ۲/ ۱۶۳).
- ↑ (توبه/ ۱۱۱).
- ↑ (توبه/ ۱۲۰).
- ↑ (توبه/ ۱۲۱).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۱۱، ح ۱۹۹۰۴).
- ↑ (مستدرک وسائل ۱۱/ ۸، ح ۱۲۲۷۹).
- ↑ (نساء/ ۷۴).
- ↑ (مستدرک وسائل الشیعه، ۱۱/ ۱۲، ح ۱۲۲۹۱).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۵۰، ح ۲۷؛ مستدرک ۱۱/ ۷، ح ۱۲۲۷۶).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۲۱، ح ۱۹۹۳۱، بحارالانوار، ۹۰/ ۳۵۷).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۰، ح ۱۲۲۸۹).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۱۸ ح ۱۹۹۲۷).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۱۰، ح ۱۹۹۰۲).
- ↑ (بحارالانوار، ۹۷/ ۵۰، ح ۲۵؛ مستدرک، ۱۱/ ۷، ح ۱۲۲۷۵).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۱۰، ح ۱۷؛ خصال ۱/ ۵۳، المحاسن/ ۶).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۱۰، ح ۱۹۹۰۳).
- ↑ (غرر الحکم، ج ۲، ص ۶۳۷).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۸، ح ۳، امالی صدوق/ ۲۹۱).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۱۴۰، ح ۲۰۱۶۸).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۱۳، ح ۱۲۲۹۳).
- ↑ (نهجالبلاغه، حکمت ۸۴).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۲۴، ح ۱۲۳۳۵).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۳۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۵۳، بند ۵۴).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۲۱، ح ۱۹۹۳۱، بحارالانوار، ۹۰/ ۳۵۷).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲۷، بند ۱۶).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۲۲، ح ۱۹۹۳۳).
- ↑ (بحارالانوار، ۹۷/ ۵۰، ح ۲۸).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۲۱، ح ۱۹۹۳۲، الکافی ۵/ ۸).
- ↑ (انفال/ ۶۵).
- ↑ (انفال/ ۶۶).
- ↑ (بقره/ ۲۴۹).
- ↑ (بقره/ ۲۵۱).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۲).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۵۶).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۱، بند ۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۴).
- ↑ (آلعمران/ ۱۴۷).
- ↑ (حجرات/ ۱۵).
- ↑ (توبه/ ۸۸).
- ↑ (توبه/ ۹۲).
- ↑ (توبه/ ۲۰).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۸، ح ۳، امالی صدوق ۲۹۱).
- ↑ (بقره/ ۲۱۸).
- ↑ (احزاب/ ۲۲).
- ↑ (احزاب/ ۲۳).
- ↑ (توبه/ ۱۱۲).
- ↑ (التوبة/ ۱۱۱).
- ↑ (التوبة/ ۱۱۲).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۳۴، ح ۱۹۹۴۹، کافی ۵/ ۱۳).
- ↑ (توبه/ ۱۱۱).
- ↑ (توبه/ ۱۱۲).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۴۸، ح ۱۳؛ دعائم الاسلام ۱/ ۳۴۱).
- ↑ (توبه/ ۱۱۱).
- ↑ (توبه/ ۱۱۲).
- ↑ (توبه/ ۱۱۱).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۴۶، ح ۱۹۹۵۶).
- ↑ (توبه/ ۱۱۱).
- ↑ (فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)/ ۴۹۸، ح ۳۹۶).
- ↑ (مستدرکالوسائل، ج ۱۱، ص ۴۰، ح ۱۲۳۸۰).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۳، ح ۱۲۲۹۲).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۰۲، بند ۳).
- ↑ (بقره/ ۲۰۷).
- ↑ (حشر/ ۹).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۵۰، ح ۲۶؛ مستدرک ۱۱/ ۸، ح ۱۲۲۷۸).
- ↑ (فتح/ ۱۸).
- ↑ (فتح/ ۴).
- ↑ (فتح/ ۲۶).
- ↑ (توبه/ ۱۱۷).
- ↑ (نور/ ۶۲).
- ↑ (فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)/ ۵۰۷).
- ↑ (فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)/ ۵۰۲).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۷۳، بند ۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۹۷).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲۷، بند ۳).
- ↑ (حج/ ۴۱).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۴ بند ۳- ۵).
- ↑ (توبه/ ۱۲۳).
- ↑ (فتح/ ۲۹).
- ↑ (مائده/ ۵۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، حکمت ۱۷۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، حکمت ۳۱).
- ↑ (نحل/ ۱۱۰).
- ↑ (محمد/ ۷).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۷۲، ح ۱۲۴۵۸).
- ↑ (احزاب/ ۲۱).
- ↑ (توبه/ ۵۱).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۹).
- ↑ (احزاب/ ۲۲).
- ↑ (ر. ک. احزاب/ ۱۹).
- ↑ (غررالحکم، ج ۱، ص ۴۲۵).
- ↑ (غررالحکم، ج ۱، ص ۲۲).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۰۶).
- ↑ (نهجالبلاغه، از کلمات غریب ۷).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۴۱).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۱۹).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۱).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۵۶).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۵).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۳۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۰۸).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۹۷).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۲۵).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۶۹).
- ↑ (آلعمران/ ۱۵۶).
- ↑ (آلعمران/ ۱۴۵).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۳۵، بند ۲).
- ↑ (توبه/ ۱۲۰).
- ↑ (محمد/ ۲۰).
- ↑ (مائده/ ۵۲).
- ↑ (توبه/ ۱۳).
- ↑ (نهجالبلاغه، حکمت ۳).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۴۲، ح ۵۱).
- ↑ (توبه: ۱۱۱).
- ↑ (توبه: ۱۱۲).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۵، ح ۱۲۲۹۹).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۴).
- ↑ (بحارالانوار، ۹۷/ ۴۹، ح ۱۶؛ دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۳۴۲).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۲۵، ح ۱۲۶۰۴).
- ↑ (بقره/ ۲۴۹).
- ↑ (محمد/ ۳۱).
- ↑ (بقره/ ۱۵۵).
- ↑ (آلعمران/ ۱۶۲).
- ↑ (توبه/ ۴۷).
- ↑ (فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)/ ۴۴۰).
- ↑ (فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)/ ۴۵۶، ح ۳۶۶).
- ↑ (فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)/ ۳۹۱، ح ۳۰۵).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۸۲).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۸۳، ح ۱۲۴۷۸).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۰۹، ح ۱۲۵۵۳).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۸۱، ح ۱۲۴۷۵).
- ↑ (صف/ ۴).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۴۷).
- ↑ (نهجالبلاغه، نامه ۵۳).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۱۴۰، ح ۲۰۱۶۸).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۱۵، ح ۱۲۵۷۲).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۱۴۰، ح ۲۰۱۶۶).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۱۴، ح ۲۰۱۶۷).
- ↑ (انفال/ ۶۰).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۱۵، ح ۱۲۵۷۳).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۱۶، ح ۱۲۵۷۵).
- ↑ (توبه/ ۱۲۲).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۶۶).
- ↑ (توبه/ ۲۶).
- ↑ (فتح/ ۲۶).
- ↑ (فتح/ ۴).
- ↑ (فتح/ ۱۸).
- ↑ (بقره/ ۲۴۸).
- ↑ (فتح/ ۲۰).
- ↑ (فتح/ ۲۱).
- ↑ (انفال/ ۱۰).
- ↑ (آلعمران/ ۱۲۶).
- ↑ (آلعمران/ ۱۳۹).
- ↑ (توبه/ ۱۳).
- ↑ (توبه/ ۵۲).
- ↑ (نساء/ ۱۰۴).
- ↑ (آلعمران/ ۱۴۰).
- ↑ (روم/ ۴۷).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۹۷).
- ↑ (انفال/ ۵۰).
- ↑ (انفال/ ۵۱).
- ↑ (آلعمران/ ۱۱۱).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۹۵، ح ۲۰۰۵۷؛ الکافی، ۵/ ۳۹).
- ↑ (صف/ ۴).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۷۱، ح ۱۲۴۵۵).
- ↑ (فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)/ ۵۰۲، ح ۴۰۳).
- ↑ (فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع)/ ۴۴۰، ح ۳۵۸).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۳۳، ح ۱۲۶۳۴).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۰۵، ح ۱۲۵۴۱).
- ↑ (زخرف/ ۱۳- ۱۴).
- ↑ (اعراف/ ۸۹).
- ↑ (مستدرک ۱۱/ ۱۰۷، ح ۱۲۵۴۸).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲۷ بند ۱۵).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲۷، بند ۱۳).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲۷ بند ۴).
- ↑ (عادیات/ ۱- ۵).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۱۴، ح ۱۲۵۶۷).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۸۱، ح ۱۲۴۷۴).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۱۵، ح ۱۲۵۶۹).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۱۱۵، ح ۱۲۵۷۱).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۶۸، ح ۲۰۰۰۱).
- ↑ (وسایل الشیعه، ۱۵/ ۱۲، ح ۱۹۹۰۸).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۴۸).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۲).
- ↑ (فتح/ ۱۷).
- ↑ (توبه/ ۹۱).
- ↑ (توبه/ ۹۲).
- ↑ (وسایل الشیعه، ۱۵/ ۱۲، ح ۱۹۹۰۸).
- ↑ (توبه ۸۶).
- ↑ (توبه 93).
- ↑ (توبه 83).
- ↑ (توبه 87).
- ↑ (بحار ۹۷/ ۵۱، ح ۳۳).
- ↑ (توبه 87).
- ↑ (وسائل الشیعه ۱۵/ ۲۳، ح ۱۹۹۳۴، الکافی ۵/ ۹).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۲۴، ح ۱۲۳۳۷).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۲۵، ح ۱۲۳۳۸).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۴۹، ح ۱۷؛ دعائم الاسلام ۱/ ۳۴۲).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۵/ ۱۱۲، ح ۲۰۰۹۳؛ الکافی، ۵/ ۴۵).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۲۴، ح ۱۲۳۳۶).
- ↑ (توبه/ ۱۲۲).
- ↑ (مستدرک الوسائل ۱۱/ ۲۸، ح ۲۳۵۲).
- ↑ (توبه/ ۹۰).
- ↑ (نساء/ ۹۵).
- ↑ (صحیفه سجادیه، دعای ۲۷ بند ۱۷).
- ↑ (توبه/ ۹۱).
- ↑ (آلعمران/ ۱۵۳).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۳).
- ↑ (نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۴).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۹۷، ح ۲۰۰۵۹، الکافی، ۵/ ۴۲).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۹۵، ح ۲۰۰۵۷؛ الکافی، ۵/ ۳۹).
- ↑ (حج/ ۵۸).
- ↑ (حج/ ۵۹).
- ↑ (توبه/ ۲۰).
- ↑ (توبه/ ۲۱).
- ↑ (توبه/ ۲۲).
- ↑ (نحل/ ۱۱۰).
- ↑ (بقره/ ۲۱۸).
- ↑ (توبه/ ۱۱۷).
- ↑ (حشر/ ۱۰).
- ↑ (انفال/ ۷۵).
- ↑ (حشر/ ۸).
- ↑ (حشر/ ۹).
- ↑ (انفال/ ۷۲).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۱۰۰، ح ۲۰۰۶۸).
- ↑ (مستدرک الوسائل، ۱۱/ ۸۹، ح ۱۲۴۸۹).
- ↑ (نساء/ ۸۹).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۱۰۱، ح ۲۰۰۷۱).
- ↑ (آلعمران/ ۱۹۵).
- ↑ (بحارالانوار ۹۷/ ۳۹، ح ۳۹).
- ↑ (مستدرک الوسائل الشیعه ۱۱/ ۵۴، ح ۱۲۴۱۲).
- ↑ (وسائل ۱۵/ ۷۴، ح ۲۰۰۱۳؛ الکافی ۵/ ۳۳؛ تهذیب الاحکام ۶/ ۱۵۵).
- ↑ (وسائل الشیعه، ۱۵/ ۷۳؛ ح ۲۰۰۱۱؛ کافی، ۵/ ۳۲؛ تهذیب ۶/ ۱۴۴).







