فرهنگ مصادیق:افراط و تفریط در زندگی
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | افراط و تفریط در اموال اداری |
| ۲ | ترویج سبک زندگی غیر اسلامی |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
افراط و تفریط
۱- حضرت امام علی (علیه السّلام) در یکی از کلمات قصار خود قسمتی از صفات متضاد آدمی را بیان نموده و در پایان سخن لزوم اندازه گیری تمایلات و خطر افراط و تفریط آنها را خاطرنشانفرمودهاند: هر کم بودی در اعمال تمایلات برای آدمی زیان آور و هر زیاده روی نسبت به آنها باعث فساد و تباهی است.[۱]
۲- حضرت امام علی (علیه السّلام) ضمن وصایای خود به محضر حضرت امام مجتبی(علیه السّلام) فرمودهاند: فرزند عزیز در تلاش معاش و انجام عبادات میانه رو و معتدل باش و از زیاده روی پرهیز کن و در حدود طاقت و توانت فعالیت نما تا بتوانی آن را برای همیشه انجام دهی.[۲]
۳- حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودهاند: از افراطدر کار و تلاش بیش از حد بپرهیز و همچنین از سستی و مسامحه کاری اجتناب نما که این هر دو، کلید تمام بدیها و بدبختیها است، زیرا افراد مسامحه کار انجام وظیفه نمیکنند و حق کار را آن طور که باید ادا نمینمایند، و افراد زیاده رو، در مرز حق، توقف نمینمایند و از حدود مصلحت تجاوز میکنند.[۳]
۴- حضرت امام علی (علیه السّلام) فرمودهاند: زیاده روی در توبیخ، آتش لجاج را مشتعل میسازد.
توضیح بیشتر در مورد حدیث: یعنی افراد بر اثر توبیخ و ملامتهای مکرر نه تنها از کار ناروای خویش دست نمیکشند بلکه به رغم توبیخ کنندگان در روش خود پافشاری میکنند و با اصرار بیشتری به رفتار نادرست خویش ادامه میدهند.
[۴]
۵- حضرت امام باقر (علیه السّلام) فرمودهاند: بدترین پدران کسانی هستند که در نیکی به فرزندان خود افراط میکنند و آنان را بیش از حد مصلحت مورد مهر و محبت خود قرار میدهند.[۵]
۶- حضرت امام حسن عسکری (علیه السّلام) فرمودهاند: جود و سخا اندازهای دارد که اگر از آن تجاوز کند اسراف میشود، احتیاط و محکم کاری اندازهای دارد که اگر از حدش فزونتر شد ترس خواهد بود، صرفه جویی و اعتدال در صرف مال اندازهای دارد که اگر از آن بیشتر شود بخل است و شجاعت و دلیری اندازهای دارد که اگر از حدش بگذرد تهوّر و بی باکی خواهد بود.[۶]
۷- حضرت امام علی (علیه السّلام) دربارهٔ قلب آدمی که خلقتی بس عجیب و شگفت آور دارد فرمودهاند: در این کانون تمایلات عاطفی، مجموعهای از خواهشهای حکیمانه و تمایلاتی ضدّ آنها گرد آمده است، اگر امیدوار شود تمنّای طمع خوارش میسازد، اگر میل به آز و طمع در ضمیرش جنبش کند خواهش حرص تباهش مینماید، اگر ناامید گردد اندوه و غم او را میکشد، اگر حالت غضب بر وی دست دهد به شدت خشمگین میگردد، اگر خشنود شود خودداریهای لازم را فراموش میکند، اگر دچار خوف و هراس شود در جستجوی راه نجات، حیرت زده و مبهوت میگردد، اگر در امنیت و گشایش قرار گیرد غفلت و نادانی آن را از کفش میرباید، اگر به مصیبتی دچار شود بی تابی رسوایش میکند، اگر مالی بدست آورد توانگری به طغیانشوامیدارد، اگر فقر و تهیدستی آزارش دهد گرفتار بلا میشود، اگر گرسنگی بر او فشار آورد ناتوانی، زمین گیرش میکند، اگر در خوردن زیاده روی کند فشار شکمش ناراحتش میسازد، پس هر کوتاهی و کندروی در تمایلات، برای بشر زیان آوراست، و هر افراط و تندروی نیز مایهٔ فساد و تباهی است.[۷]
پا نویس







