فرهنگ مصادیق:اعتدال گرایی و پرهیز از افراط

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
اعتدال گرایی و پرهیز از افراط

پرسش

از کجا بفهمیم که حد تعادل در عبادات، معاشرت با دیگران، خلوت کردن، نماز خواندن ، قرائت قرآن، تهذیب روزه و کلا زمانبندی زندگی به چه صورت باید تنظیم شود؟ خصوصا اینکه هر شخص با شخص دیگر متفاوت است اما به هر حال باید معیارهایی کلی داشته باشیم تا از اعتدال خارج نشویم و از افراط و تفریط که هر دو عامل سقوط هستند برحذر باشیم؟

پاسخ

افراط و تفریط در هرجا و در هر چیز و حتّی در پیمودن راه کمال و تحصیل علم نیز مضرّ است ، وقوای روحی را از جادّه اعتدال بیرون می‌برد و دچار ضعف و سوء استعمال می‌سازد . لکن برای شناختن میزان اعتدال اکتساب قوّه تمییز و عقل لازم است .
و در نتیجه احتراز از افراط و تفریط ، یک آهنگ نظم عمومی در زندگی حاصل می‌شود و گفتار و کردار و اندیشه انسان با هم یکی می‌شوند و تأمین آسایش درونی و بیرونی ایجاد می‌شود .
- از فرمایشات حضرت آیت الله بهجت رضوان الله تعالی علیه:
ائمهٔ ما علیهم السلام خودشان به ما فرموده‌اند که در این فشارهای آخرالزمان بگویید :یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک ولی چه کنیم که به جای دوا ، به سوی داء می‌رویم! معنای یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک این است که : خدا یا ! همان مرتبه‌ای را که مطلوب تو است، ما را به همان درجه برسان و بر آن نگهدار. صراط از همین جا شروع می‌شود ، اگر یک ذرّه انحراف پیدا کنیم، خدا می‌داند در کجا پرت می‌شویم. کسی که کارش خراب است، یا جلو رفته و عقب مانده است و در هر حال اعتدال را رعایت نکرده است. ما که اهلبیت عصمت نیستیم، ولی از خدا می‌خواهیم که این حدّ اعتدال را به ما عنایت فرموده و برآن ثابت گرداند.
- در همه تعلیمات و آداب اخلاقی اسلام ، طوری اعتدال و میانه روی رعایت شده است که برای هر عقل سلیمی ، قابل درک است ، تعالیم دینی ، انسان را از هرگونه افراط و تفریط، تندروی و کندروی نهی کرده است . در فرمایشی از امیرالمومنین علیه السلام نقل شده که فرمودند:
لاتری الجاهل الا مفرطا اءو مفرّطا .((نمی‌بینی جاهل را مگر در حال تندروی یا کندروی )).
تندروی و کندروی ریشه در جهل انسان دارد و این خصیصه افراد جاهل است.
بنابراین، به اعتدال و میانه روی در امر معیشت و تنظیم صحیح زندگی توصیه فراوان شده است. در آیه شریفه دیگر آمده است:
وَالَّذِينَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا.[۱] (و کسانی که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف کنند و نه سختگیری؛ بلکه در میان این دو، حد اعتدالی دارند).

آثار اعتدال گرایی

در اینجا ضمن تعریف واژه و مفهوم اعتدال، نقش اعتدال گرایی در رسیدن به کمالات انسانی و شکوفایی تمدنی و تداوم نعمتها مورد بررسی قرارگرفته که با هم آن را از نظر می‌گذرانیم:

اسلام، دین اعتدال

از نظر اسلام، هستی بر بنیاد عدالت و اعتدال نهاده شده است و انسان کامل، معتدل‌ترین شخصیت در همه حوزه هاست. از این رو خداوند از مردم می‌خواهد برای دست یابی به کمال مطلق و تقرب الی الله و زندگی سعادتمند در دنیا و آخرت، اعتدال گرایی را در زندگی خویش در پیش گیرند و هرگز گرایش به افراط و تفریط نداشته باشند. دین اسلام، به عنوان کامل‌ترین و ساده‌ترین برنامه و راهنمای زیستن، دینی معتدل و میانه است و بر همین اساس آن را دین حنیف نامیده‌اند.
بر این پایه می‌توان گفت که هر کس که اسلام را راهنمای زندگی خویش قرار دهد، زندگی معتدلی خواهد داشت و از نظر شخصیتی نیز به تعادل دست خواهد یافت. از این رو، شخص هم در حوزه روان شناسی شخصیت و هم در حوزه روان شناسی اجتماعی و تعامل با دیگران و هم در حوزه‌های دیگر، انسانی معتدل می‌باشد.
بخش اساسی در زندگی انسان که تاثیر شگرفی بر شخص و محیط و جامعه وی به جا می‌گذارد، حوزه مصرف و بهره گیری از امکانات و نعمت‌هایی است که خداوند به وی بخشیده است؛زیرا انسانی که با کار و کوشش خویش و یا با عنایت و فضل الهی، از نعمت‌های او برخوردار می‌شود، زمانی می‌تواند سپاسگزار نعمت باشد که در مصرف آن چیز، دقت و تامل داشته و راه اعتدال رابپیماید؛ چون سپاسگزار نعمتی بودن به معنای درست مصرف کردن و بهره گیری مثبت و سازنده از آن چیز در راستای کمال شخصی و جمعی بلکه همگانی است که معنای اخیر شامل همه موجودات هستی می‌باشد؛ زیرا انسان به عنوان خلیفه الهی موظف است تا در مقام ربوبیت طولی با تغییر و تصرف در اشیا و چیزها آن‌ها را به کمال شایسته و بایسته خود برساند.
از نظر اسلام هرگونه گرایشی به سوی افراط و تفریط به معنای خروج از جاده حقیقت وحقانیت و رهسپاری در بیراهه هبوط و سقوط فردی و اجتماعی است. ولذا در همه حوزه‌ها از جمله حوزه اقتصاد، خواهان اعتدال و میانه روی است. همین تاکید بر مصرف درست و معتدل است که واژه اقتصاد را برای مفهوم خاصی به کار گرفته است؛ زیرا اقتصاد ازواژه قصد به معنای میانه روی و اعتدال گرفته شده است. [۲].
به سخن دیگر، بهره گرفتن از واژه قصد به معنای اعتدال و میانه روی برای بیان فعالیت‌های فردی و اجتماعی مربوط به تولید، مبادله و مصرف کالا و خدمات [۳] تاکید بر این معناست که اصول فعالیت‌های مربوط به اقتصاد می‌بایست براساس اعتدال و میانه روی باشد.
از جمله بخش‌های حوزه فعالیت‌های اقتصادی، بخش مصرف است. بنابراین، در این بخش نیز اعتدال و میانه روی از سوی اسلام و قرآن به عنوان اصل اساسی مورد توجه و تاکید است. بلکه حتی می‌توان گفت که در میان سه بخش تولید، مبادله و مصرف، بخش اخیر از اهمیت بیش تری برخوردار است تا میانه روی و اعتدال در آن به عنوان بنیاد رفتاری انسان خودنمایی کند.

چرا اعتدال گرایی؟

پرسش این است که چرا اعتدل گرایی در حوزه‌های مختلف به ویژه اقتصاد و مصرف این اندازه مهم است؟ اعتدال گرایی چه آثار و پیامدهایی را می‌تواند به دنبال داشته باشد؟ اعتدال گرایی به حالتی گفته می‌شود که در آن دو طرف از لحاظ کمیت و یا کیفیت در سازگاری و تناسب باشد. [۴] بنابراین می‌توان گفت که اعتدال به معنای تناسب است. همین حالت تناسب است که مقتضای استقامت، قوام پیدا کردن و موزون شدن میان چیزها می‌شود. بنابراین هنگامی که از اعتدال سخن به میان می‌آید مقصود آن است که تناسب در آن رعایت شود که لازمه مراعات چنین تناسبی استقامت و قوام یافتن چیزها می‌شود. انسانی را متعادل می‌گویند که در عقیده، انحراف و گرایش به باطل نداشته و در پی حق و حقیقت باشد و در رفتار هرگز مناسبات میان اشیا و چیزها را نادیده نگیرد. از این رو انسان موحد و یکتاپرست را انسان معتدل می‌نامند؛ زیرا چنین شخصی مراعات تناسب میان هستی را کرده و حق هر چیزی را به درستی ادا نموده است. نتیجه چنین بینش و نگرشی آن است که از افراط و تفریط و کژی به دور می‌باشد.[۵] وی در رفتارها و گفتارها و مناسبات اجتماعی خویش نیز میانه روی و تعادل را مراعات می‌کند [۶]و در انفاق و دیگر امور اجتماعی نیز میانه روی را از خود دور نمی‌کند (فرقان آیات ۶۳ و ۶۷) زیرا می‌داند که حتی در کارهای عبادی نیز می‌بایست رعایت تناسب را بنماید و سازگاری و تناسب را در کم و کیف، ملحوظ دارد.
علت گرایش به اعتدال و میانه روی از آن روست که چنین رفتاری موجب می‌شود تا انسان در مسیر خردمندی و کمال گرایی قرار گیرد و گرفتار شرک درعقیده و عمل نشود و راه نقصان و باطل را نپیماید.
دست یابی به استقامت و قوام یابی در شخصیت و عمل اجتماعی از دیگر آثار و پیامدهای اعتدال گرایی بشر در زندگی است که در آیات ۶۳ و ۶۷ سوره فرقان به آن توجه داده شده است. از نظر خداوند، انسان متعدل و میانه رو با رعایت تناسب و عدالت است که می‌تواند زندگی خویش را قوام بخشد و به استقامت دست یابد.
بهره مندی از خوشبختی و آسایش از دیگر آثاری است که آیات ۶۳ تا ۶۷ سوره فرقان بر آن تاکید دارد. به این معنا که انسان اگر بخواهد سعادت و خوشبختی را در دنیا و آخرت تجربه کرده و آن را به دست آورد می‌بایست راه اعتدال و میانه روی را در زندگی خویش بپیماید.

ضرورت پرهیز از افراط و تفریط

برخی از مومنان درعبادت‌های خویش راه افراط را در پیش می‌گیرند و در هنگامی که به خودسازی می‌پردازند، برای دست یابی به کمالات، خود را به آب و آتش می‌زنند. گروهی، شیوه رهبانیت را در پیش می‌گیرند و یا همانند مرتاضان هندو از زندگی دنیایی و بهره‌های آن چشم می‌پوشند. این گونه است که نه تنها به نقش ربوبیت خود توجهی ندارند بلکه آسیب‌هایی را نیز به اطرافیان و جوامع بشری وارد می‌سازند. آنان به جای آن که به مسئولیت و وظیفه الهی خود نسبت به آبادانی زمین بپردازند، دست از کار و تولید بر می‌دارند و یا حتی ثروت و درآمد خویش را به انفاقی افراطی از دست می‌دهند و خود را نیازمند و محتاج دیگران و کار و تولید آنان می‌کنند.
در زمان پیامبر (ص) یکی از صحابه هنگام مرگ خویش همه سرمایه و ثروت خود را به دیگران می‌بخشد و از حوزه تصرف خود بیرون می‌کند. این در حالی بود که وی دختران چندی داشت که نیازمند ثروت پدر بودند. پیامبر (ص) هنگامی که از انفاق مال از سوی مرد و فقر و نداری دختران آگاه می‌شود اجازه نمی‌دهد تا این مرد در گورستان مسلمانان دفن شود؛ زیراچنین رفتاری را به دور از مسلمانی می‌دانست.
بنابر این، اگر کسی بخواهد به مسئولیت الهی خویش عمل کند می‌بایست در همه امور راه اعتدال و میانه روی را در پیش گیرد و با این روش آسایش و خوشبختی را نه تنها برای خود بلکه دیگران به همراه آورد.
خداوند در بیان جامعه برتر و کامل و ارایه نمونه عینی آن، جامعه اسلامی و برتر را جامعه‌ای معتدل و میانه رو معرفی می‌کند که استقامت با این روش در ذات و نهاد آن سرشته می‌شود. [۷] بنابر این، از نظر قرآن و اسلام، صراط مستقیم هر کس و جامعه‌ای، میانه روی و اعتدال در همه امور و اقتصاد در زندگی است.

نقش اعتدال در کمال

اگر اسلام و قرآن، اعتدال و اقتصادگرایی را راه مستقیم برمی شمارد، می‌توان دریافت که از نظر اسلام دست یابی به هر کمالی تنها از راه اعتدال گرایی است؛ زیرا از نظر قرآن، راه مستقیم، راهی است که انسان را به کمالات مطلق می‌رساند و با ایجاد زمینه‌های تقرب جویی به خداوند، خلافت الهی به شکل کامل و مطلق را برای انسان پدید می‌آورد. بنابراین، می‌توان گفت که اعتدال، عنصر اساسی در دست یابی انسان به کمال است.
بر همین اساس می‌توان گفت که رابطه‌ای بسیار محکم و استوار میان اعتدال گرایی و صراط مستقیم وجود دارد. به این معنا که در مفهوم صراط مستقیم اعتدال تضمین شده است. از این رو خداوند در آیات ۱۴۳ سوره بقره و نیز ۱۶۱ سوره انعام و ۱۰۵ سوره یونس و ۱۳۵ سوره طه و ۳۰ سوره روم، دین اسلام را که همان صراط مستقیم است به دین معتدل و میانه توصیف می‌کند و در آیه ۱۱۵ سوره انعام و ۱ و ۲ سوره کهف نیز قرآن را که راهنمای دین اسلام می‌باشد کتابی معتدل و به دور از هرگونه کژی و انحراف معرفی می‌کند، زیرا چنان که گفته شد، قیم بودن دین به اعتدال گرایی و میانه روی آن می‌باشد.[۸]
خداوند در توصیف مومنانی که به کمال رسیده‌اند آنان را به اعتدال گرایی و میانه روی می‌ستاید و در آیه ۲۲ سوره ملک استقامت و اعتدال مؤمنان در ایمانشان را به حرکت انسان معتدل در راه مستقیم تشبیه می‌کند. این بدان معناست که کمال ایمانی را تنها می‌توان از راه اعتدال و میانه روی کسب کرد.

نقش اعتدال در شکوفایی تمدنی

اعتدال گرایی نقش بسیار مهم و اساسی در تمدن سازی و شکوفایی تمدنی دارد. آیات ۴۶ تا ۴۹ و نیز ۵۵ و ۵۶ و ۱۰۰ و ۱۰۱ سوره یوسف هنگامی که به علل شکوفایی تمدنی در دوران حضرت یوسف(ع) می‌پردازد تبیین می‌کنند که چگونه نظامی که حضرت یوسف (ع) بر پایه عدالت و اعتدال بنیاد گذاشته، توانسته است تمدن بزرگ و شکوفا پدید آورد.
مدیریت بهینه و درست آب در همه بخش‌ها از حفظ و نگهداشت تا مصرف درست و معتدل آن بود که شکوفایی تمدنی سبا را سبب می‌شود. [۹]
اگر به نشانه‌های تمدنی از نظر قرآن چون ارتباطات فرهنگی [۱۰]، برج سازی [۱۱]، توسعه کشاورزی [۱۲]، حکومت و دولت [۱۳]، سدسازی و مدیریت آب [۱۴] صنعت و ذوب فلزات (همان)، عمران آبادانی در ساختمان سازی[۱۵]هنرهای معماری و آبگینه سازی، تندیس سازی و مانند آن [۱۶]توجه شود به خوبی می‌توان دریافت که همه این فناوری‌ها و نشانه‌های تمدنی، ریشه در گرایش اعتدالی جامعه به ویژه مدیریت صحیح منابع و مصرف بهینه و درست آن دارد.
خداوند هنگامی که به علل فروپاشی تمدنی می‌پردازد نشان می‌دهد که چگونه انحراف از اعتدال و عدالت موجب شده تا تمدن‌های بزرگ از هم فروپاشد. آیات ۱۵ و ۱۷ سوره سبا تبیین می‌کند که چگونه کفران نعمت در اثر ناسپاسی و عدم مصرف درست نعمت در مسیر تعالی و کمال، موجب شد تا قوم سبا از مقام شوکت و عزت سقوط کنند و تمدن آنان از درون فرو پاشد.
طغیان گری که به عنوان یکی از علل و عوامل انحطاط و فروپاشی تمدنی در آیات ۶ تا ۱۳ سوره فجر بیان می‌شود، در حقیقت بیانگر داستان نادیده گرفتن اعتدال و میانه روی در زندگی این تمدن هاست. چنان که رفتار خشونت آمیز و به دور از اعتدال زمامداران و دولتمردان در آیات ۱۲۳ و ۱۲۸ تا ۱۳۹ سوره شعراء به عنوان عاملی دیگر در فروپاشی تمدنی معرفی می‌شود تا دولتمردان بدانند که هرگونه خروج از اعتدال و گرایش به خشونت، می‌تواند چه عواقب بدی برای خود ایشان و بلکه تمدنشان داشته باشد.
بسیاری از تمدن‌ها که در اوج شکوفایی و رونق اقتصادی و تمدنی بودند به سبب گرایش به ظلم و دوری از عدالت و اعتدال از درون فروپاشیدند که آیات ۱۱ تا ۱۳ سوره انبیاء و نیز ۴۵ سوره حج و ۴۵ تا ۵۲ سوره نمل و ۹ روم به نمونه‌هایی از این تمدن‌ها اشاره می‌کند.
بی گمان افساد به معنای دوری از عدالت و اعتدال [۱۷] و اطاعت و پیروی مردم جامعه از مفسدان[۱۸] در کنار اسراف و اشرافیت خوشگذران و بی درد و پیروی جامعه از آنان که خود نمونه‌های بارز خروج از اعتدال و عدالت است، از مهم‌ترین علل و عوامل فروپاشی تمدنی است که خداوند به دوری از آن فرمان می‌دهد و از مردم می‌خواهد تا به جای این روش از شیوه درست مصرف و رفتار در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصادی بهره گیرند.

نقش اعتدال مصرفی در حفظ نعمت

بی گمان بسیاری از انسانها تجربه تلخی نسبت به از دست دادن نعمتی دارند. انسان تا زمانی که در عافیت و بهره مندی از نعمت هاست همانند ماهی در آب، قدر و قیمت آن را نمی‌داند و زمانی به ارزش آن پی می‌برد که آن را از دست داده و همانند ماهی در خشکی، بالا و پایین بپرد و جانش به لب برسد.
قرآن توضیح می‌دهد که علت اصلی بسیاری از فقدان‌ها و از دست دادن نعمت‌ها، رفتارهای بیرون از اعتدال انسان هاست. به این معنا که انسان به سبب مصرف بی رویه و نادرست که در حقیقت نوعی کفران نعمت و ناسپاسی نسبت به آن است، موجب می‌شود که نعمتی از وی سلب شود. بنابراین برای حفظ نعمت می‌بایست راه اعتدال و میانه روی را در پیش گرفت و از مصرف افراطی و بی رویه نعمت خودداری کرد؛ زیرا از نظر قرآن هرگونه افراط و مصرف بی رویه، مصداق تعدی و ظلم و خروج از اعتدال و عدالت است که خشم خداوند را به دنبال دارد. [۱۹]
علامه طباطبایی در ذیل آیه ۸۷ سوره مائده توضیح می‌دهد که خداوند از مردم می‌خواهد تا از نعمت‌های الهی و طیب بهره گیرند و به درستی از آن استفاده کنند ولی نه به گونه‌ای که از حد و اندازه بگذرد.
با انباشت ثروت و سرمایه از طریق درست مصرف کردن است که زمینه برای اجرای طرح‌ها و برنامه‌های بزرگ فراهم می‌آید و جامعه می‌تواند به سدسازی و راه سازی و دیگر نشانه‌های تمدنی روی آورده و آن را به اجرا درآورد و تمدنی بزرگ را پی نهد.خداوند از انسانها می‌خواهد که در مصرف اموال و امکانات در زندگی شخصی خود اعتدال و میانه روی را مراعات کنند[۲۰] زیرا با مصرف درست اموال و امکانات در زندگی شخصی است که مجموعه زاید بر نیاز از اموال در نزد هر کسی گرد می‌آید و از مجموعه این اندک‌ها ثروتی پدید می‌آید که می‌توان با آن، طرح‌ها و برنامه‌های بزرگ تمدنی را به اجرا درآورد و بر شکوفایی اقتصادی افزود و آسایش و آرامش را برای خود و گروه بزرگی از انسان‌ها فراهم آورد.

پانویس

  1. فرقان؛ آیه 67
  2. مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه قصد
  3. تئوری اقتصاد خرد، ص 9
  4. لسان العرب، ابن منظور، ذیل واژه عدل
  5. بقره آیه 135 و آل عمران آیه 67 و 95 و نساء آیه 125 و نحل آیات 120 و 123
  6. لقمان آیه 19
  7. بقره آیه 143
  8. مجمع البیان، ذیل آیات 1 و 2 سوره کهف
  9. سبا آیات 15 و 16
  10. کهف آیه 93
  11. سبا آیات 12 و 13 و غافر آیه 36 و قصص آیه 38
  12. یوسف آیات 46 و 49 و روم آیه 9 و دخان آیات 25 و 26
  13. یوسف آیه 43 و نمل آیه 22 و 23 و آیات دیگر
  14. سبا آیات 15 و 16 و کهف آیات 83 و 84 و 94 تا 96
  15. اعراف آیات 73 و 74 و آیات دیگر
  16. نمل آیه 44 و سبا آیات 12 و 13
  17. اعراف آیات 74 و 78 و نمل آیات 48 تا 52 و فجر آیات 7 تا 13
  18. شعراء آیات 141 تا 158
  19. مائده آیه 87
  20. اسراء آیه 29
منبع: پرسمان دانشجوئی - تاریخ برداشت:94/06/17