فرهنگ مصادیق:اسراف در اموال شخصی
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | اسراف-کتاب |
| ۲ | الگوی مصرف از نگاه قران و حدیث |
| ۳ | پژوهشی در اسراف |
| ۴ | تئوری مصرف در اسلام |
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | اسراف - دانشنامه موضوعی قرآن |
| ۲ | چهل حدیث اسراف |
| ۳ | انواع اسراف از دیدگاه قرآن |
| ۴ | اسراف و تبذیر از نگاه قرآن کریم چیست و چه آثار و پیامدهایی دارد؟ |
موضوعات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | جلوگیری از اسراف |
| ۲ | اسراف در بیت المال |
| ۳ | تشویق اسراف و تبذیر |
| ۴ | اسراف در اموال اداری |
| ۵ | اسراف |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
اسراف – ویکی فقه
مقدمه
زیاده روی و تجاوز از حدّ اعتدال را اسراف گویند. مباحث مربوط به آن در فقه در ضمن دیگر مباحث فقهی در بابهای گوناگون عبادات، عقود، ایقاعات و احکام، به مناسبت مطرح شده است.
معنای حد وسط در اسراف
مفهوم «حدّ وسط» که دو طرف آن، افراط و تفریط است، مفهومی نسبی است که به اختلاف اشخاص، زمان و مکان فرق میکند.
از کلمات فقها برمی آید هر کاری که غرض عقلایی به آن تعلّق گرفته باشد اسراف نیست؛ به این معنا که خروج از حدّ اعتدال در آن جا مصداق پیدا نمیکند؛ [۱] آن چنان که از نظر عقلا، با صرف مال در موارد ناشایست، اسراف مصداق پیدا میکند. [۲]
تعداد واژه اسراف در قرآن
واژه اسراف و مشتقات آن که جمعاً ۲۳ بار در قرآن به کار رفته [۳]، مفهومی گسترده دارد. [۴]
توضیح واژه اسراف
اسراف هرگونه تجاوز از حدّ اعتدال و گرایش به افراط یا تفریط را در برمی گیرد. [۵] [۶][۷]
ازاین رو برخی با تقسیم این معنای عام، «اسراف» را درخصوص زیاده روی و «سرف» را تنها در مفهوم «کوتاهی» به کار بردهاند. [۸]
البته این واژه در همه موارد، شامل کوتاهی از حدّ اعتدال نمیشود و بیشتر در زیاده روی ظهور دارد، بدین جهت بسیاری آن را مرادفِ افراط، و متضادّ تقصیر و «تقتیر» [۹]که به معنای تضییق و بخل است دانستهاند. [۱۰] [۱۱] [۱۲]
قوام مقابل اسراف
افزون بر موارد پیشین، از واژه «قوام» (حد وسط و اعتدال) نیز در قرآن یاد شده است، [۱۳]که مرز تعیین اسراف به شمار میرود و تشخیص آن برعهده عقل، شرع یا عرف است. [۱۴][۱۵]
چون اسراف همواره با نوعی زیاده روی و گاه کوتاهی ملازم و در همه مصادیق آن به نحوی سرپیچی از فرمانهای الهی نمایان است. [۱۶] [۱۷]، با فساد ارتباط مستقیم دارد [۱۸][۱۹]، زیرا بر هم زدن حالت تعادل در هر امری، موجب فساد در آن میشود. [۲۰] [۲۱] [۲۲]
بر همین اساس، اسراف را که نابود کننده امکانات و داراییهای گوناگون انسان است، با سُرفه (کرمی که درختان را میخورد و از درون می پوساند) هم ریشه دانستهاند. [۲۳] [۲۴] [۲۵]
ارتباط بین اسراف و رذائل دیگر
افزون بر این، بررسی موارد کاربرد اسراف در قرآن نشان میدهد که بین آن و دیگر مفاهیم فراگیر و کلیدی، در محدوده ضد ارزشها چون کفر، ظلم، فسق و ... ارتباط عمیق مفهومی و پیوند گسترده مصداقی برقرار است. [۲۶][۲۷]
اسراف و تبذیر
بین اسراف و تبذیر ارتباط و تفاوتی هست.
ارتباط بین اسراف و تبذیر
مفهوم تبذیر و مشتقاتش در ارتباط نزدیک معنایی با اسراف است.
این واژه و مشتقاتش که سه بار و در دو آیه متوالی آمده [۲۸]در لغت به معنای تباه ساختن اموال است. [۲۹]
که از دور ریختن یا پاشیدن بذر در مکانی نامساعد و به روشی نادرست به استعاره گرفته شده [۳۰][۳۱]و همیشه با نوعی پاشیدگی، بی نظمی و بی برنامگی همراه است. [۳۲]
فرق بین اسراف و تبذیر
اسراف و تبذیر به رغم ارتباط نزدیک، تفاوتهایی نیز با هم دارند
اسراف فراگیر از تبذیر
۱. اسراف، مفهومی فراگیر بوده، شامل هرگونه انحراف (اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و ...) میشود [۳۳][۳۴]
امّا تبذیر، بیشتر در امور مالی و اقتصادی [۳۵]، و به ندرت در موارد دیگر به کار میرود [۳۶]؛ مثلا روایتی در مقام توصیه به پذیرش ولایت علی(علیه السلام) از تبذیر در این امر، نهی میکند. [۳۷]
به بیان دیگر تبذیر در خصوص مال کاربرد دارد، امّا اسراف هم در مال و هم در افعالی که از انسان صادر میشود. اسراف در فعل مانند این که ولیّ مقتول علاوه بر قاتل، دیگری را بکشد.
علاوه بر آن، اسراف در مال، هزینه کردن آن بیش از حدّ سزاوار است، ولی تبذیر، صرف مال در مسیری است که سزاوار نیست مانند هزینه کردن آن در راه معصیت؛ [۳۸] [۳۹]
هر چند واژهٔ تبذیر در مورد اسراف مالی نیز به کار رفته است؛ زیرا تجاوز از حدّ مطلوب و معقول که معنای اسراف است، هزینه کردن مال در جایگاهی است که سزاوار نیست. از این رو، برخی به تفاوت نخست بسنده کردهاند. [۴۰]
اسراف عام از تبذیر
۲. اسراف، گاه بر زیاده روی در انجام دادن عملی مباح، اطلاق میشود؛ مانند زیاده روی در خوردن که اصل آن تا حدّ نیاز جایز، بلکه مطلوب است و گاه بر خصوص مصارف نابجا و ناشایست، اگرچه اندک باشد؛ مانند دور ریختن مواد غذایی که ارتکاب آن به مقدار کم نیز جایز نیست. [۴۱] [۴۲] [۴۳]
بنابراین، مصادیق آن را میتوان از دو نوعِ کمّی و کیفی دانست؛ امّا تبذیر غالباً به صورت کیفی و در خصوص مصارف ناشایست تحقق مییابد؛ مثلا به شخصی انفاق کند تا با آن، حرامی را مرتکب شود. [۴۴][۴۵] [۴۶]
پس تبذیر بر خلاف اسراف، هیچ گاه برای بیان زیاده روی در امور خیر، چون انفاق به کار نرفته است. [۴۷]
بر همین اساس، امام صادق(علیه السلام)تبذیر را جزئی از اسراف دانسته [۴۸][۴۹]و اسراف بر وجه تبذیر از اسرافهای دیگر زشت تر شمرده شده است. [۵۰] [۵۱]
عوامل و ریشههای اسراف
هر یک از انواع گوناگون اسراف، ریشههای روانی مخصوص به خود و کنش و واکنش متقابل با آنها را دارد.
شهوت پرستی
[۵۲]قرآن از زبان حضرت لوط علیه السلام [۵۳] [۵۴] شهوت رانی را عامل گرایش قوم لوط به اسراف اخلاقی میشمارد؛ همچنین در آیه ۲۸ کهف در مقام نهی پیامبر صلی الله علیه و آله از اطاعت افراطگرایان، آنان را پیرو هواهای نفسانی خویش میشناساند.
غفلت از یاد خدا
[۵۵]آیه ۲۸ کهف افراطگرایان را کسانی میشمارد که قلبشان از یاد خدا غافل شده است.
روحیه ناسپاسی و کفران نعمت
[۵۶]خداوند در آیات ۲۶-۲۷ اسراء پس از نهی از تبذیر و بیان اخوت مبذّران با شیاطین، میفرماید: شیطان در برابر پروردگارش بسیار ناسپاس بود.
تکبر، خودکامگی، استعمار و سیطره جویی
[۵۷][۵۸]خداوند در آیات ۸۳ یونس و ۳۱ دخان فرعون را مردی اسرافگر و برتری جو میخواند؛ همچنین از زبان بلقیس، ملکه قوم سبأ، در آیه ۳۴ نمل دربارهٔ پادشاهان میگوید: آنان هنگامی که به منطقه آبادی وارد شوند، آن را به فساد و تباهی میکشند.مقایسه این آیه با آیات مربوط به فرعون نوعی رابطه جانشینی بین فساد اجتماعی و اسراف برقرار میسازد.
عجب و خودبینی
[۵۹]در آیه ۱۲ یونس از انسانهایی یاد شده که هنگام سختی، از خدا یاری طلبیده و در آسایش، او را از یاد میبرند. خداوند دربارهٔ این افراد میفرماید: این چنین برای اسرافکاران اعمالشان زینت داده شده که زشتی عمل خود را ادراک نمی کنند.افزون بر عوامل پیشگفته، میتوان تقلید، چشم و همچشمی، وسواس، تربیت خانوادگی، احساس حقارت و خودکم بینی و داشتن ثروت فراوان، بدون برخورداری از اخلاق دینی را جزو عوامل اسراف دانست. [۶۰]
مفهوم اسراف در قرآن مصادیق متعددی دارد که در معنای همه، نوعی تجاوز از حدّ اعتدال وجود دارد، در ذیل بعضی از انواع اسراف ذکر میشود.
اسراف در فقه
در غالب کتابهای فقهی دربارهٔ اسراف، بحث مستقلی مطرح نشده است، بلکه مباحث مربوط به آن، در ضمن دیگر مباحث فقهی در بابهای گوناگون عبادات، عقود، ایقاعات و احکام، به مناسبت مطرح شده است.
البته برخی در این خصوص، رسالهٔ مستقلّی نگاشته و از جهات گوناگون آن را مورد بحث قرار دادهاند.[۶۱]
حکم تکلیفی اسراف
اسراف، حرام است، [۶۲]بلکه برخی حرمت آن را از ضروریات دین دانسته [۶۳]و برخی دیگر در ردیف گناهان کبیره شمردهاند. [۶۴] [۶۵]
حکم وضعی اسراف
مهمترین حکم وضعی مترتّب بر اسراف، ضمان است که به تناسب موارد و مصادیق اسراف، در بابهای گوناگون فقهی بدان اشاره شده است.
مثالهایی برای حکم وضعی
مانند ضمان ولیّ یتیم در صورت اسراف در هزینه کردن مال وی،[۶۶]ضمان حاکم یا اجرا کنندهٔ حدّ در صورت تجاوز از اندازهٔ تعیین شده،[۶۷]ضمان قصاص کننده در صورت اسراف در قصاص، [۶۸]ضمان اسراف کننده در تأدیب کودک، همسر یا بردهٔ خویش، [۶۹]ضمان پرداخت کنندهٔ خمس نسبت به خمس مقداری از مؤنه که اسراف کرده [۷۰]و ضمان امین مانند مستأجر، وکیل، مستعیر و ودعی در صورت اسراف در مورد امانت. [۷۱][۷۲]
تحقق سفاهت با اسراف
سفاهت از اسباب حجر و تحقّق بخش آن، اسراف و تبذیر در اموال است. [۷۳]
پا نویس
- ↑ مستند العروة (الصلاة) ج۲، ص۲۳۹.
- ↑ عوائد الایام، ص۶۳۵.
- ↑ المعجم الاحصائی، ج ۱، ص ۴۵۴، «سرف».
- ↑ لسان العرب، ج ۹، ۱۴۹، «سرف».
- ↑ مجمع البیان، ج ۴، ص ۱۷۶.
- ↑ روح المعانی، مج ۴، ج ۶، ص ۱۷۴.
- ↑ التحقیق، ج ۵، ص ۱۱۰، «سرف».
- ↑ جامع البیان، مج ۳، ج ۴، ص ۳۳۷.
- ↑ فرقان/سوره۲۵، آیه۶۷.
- ↑ التبیان، ج ۳، ص۱۲.
- ↑ مجمع البیان، ج ۲، ص۸۵۴.
- ↑ التفسیرالکبیر، ج ۲۴، ص ۱۰۹.
- ↑ فرقان/سوره۲۵، آیه۶۷.
- ↑ تفسیرالمنار، ج۶، ص۳۵۱.
- ↑ التحقیق، ج ۵، ص ۱۱۰، «سرف».
- ↑ تفسیرنمونه، ج ۱۵، ص ۳۰۷ ۳۰۸.
- ↑ الدرالمنثور، ج ۳، ص ۳۶۹.
- ↑ شعراء/سوره۲۶، آیه۱۵۲-۱۲۱.
- ↑ تفسیرنمونه، ج ۱۵، ص ۳۰۷ ۳۰۹.
- ↑ تفسیر المنار، ج ۶، ص ۳۵۲.
- ↑ الفرقان، ج ۱۵، ص ۱۶۹.
- ↑ المیزان، ج ۱۵، ص ۳۰۶.
- ↑ لسان العرب، ج ۶، ص ۲۴۴ ۲۴۵.
- ↑ المفردات فی غریب القرآن، ص ۲۳۱، «سرف».
- ↑ تفسیر المنار، ج ۶، ص ۳۵۱.
- ↑ مفاهیم اخلاقی، ص ۳۱۴ ـ ۳۱۳.
- ↑ مفاهیم اخلاقی، ص۳۵۹-۳۵۳.
- ↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۲۷-۲۶.
- ↑ [۲۹]
- ↑ مفردات، ص ۴۰، «بذر».
- ↑ مجمع البیان، ج ۶، ص ۶۳۳.
- ↑ التحقیق، ج۱، ص ۲۳۸، «بذر».
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص ۲۸.
- ↑ تفسیر المنار، ج ۸، ص ۳۸۵.
- ↑ مفردات، ص ۴۰، «سرف».
- ↑ الفرقان، ج ۱۵، ص ۱۶۵.
- ↑ تفسیرعیاشی، ج ۲، ص ۲۸۸.
- ↑ مجمع البحرین، واژه «بذر» ج۳، ص۲۱۷.
- ↑ مستمسک العروة ج۷، ص۳۳۹.
- ↑ الموسوعة الفقهیة المیسّرة ج۳، ص۱۸۴.
- ↑ احکام القرآن، ج ۳، ص ۵۱.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۷، ص ۱۲۳ ـ ۱۲۵.
- ↑ الفروق اللغویه، ص ۱۱۵.
- ↑ مجمع البحرین، ج ۱، ص ۱۷۰.
- ↑ الفرقان، ج ۱۵، ص ۱۶۵.
- ↑ روح المعانی، مج ۹، ج ۱۵، ص ۹۰.
- ↑ التحریر والتنویر، ج ۱۵، ص ۷۹.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۹، ص۴۶.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۳۰۲.
- ↑ الفروق اللغویه، ص ۱۱۵.
- ↑ روح المعانی، مج ۹، ج ۱۵، ص ۹۰.
- ↑ راهنما، ج ۶، ص ۱۰۸.
- ↑ اعراف(سوره۷)،آیه۸۱
- ↑ نمل(سوره۲۷)،آیه۵
- ↑ التحقیق، ج ۵، ص ۱۱۰.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۱۵، ص ۸۱.
- ↑ التحقیق، ج ۱، ص ۲۳۸.
- ↑ راهنما، ج ۷، ص ۵۲۳.
- ↑ راهنما، ج ۷، ص ۳۹۱.
- ↑ پژوهشی در اسراف، ص ۸۷- ۱۰۳.
- ↑ عوائد الایام، ص۶۳۵.
- ↑ السرائر ج۱، ص۴۴۰.
- ↑ عوائد الایام، ص۶۱۵.
- ↑ جواهر الکلام ج۱۳، ص۳۱۳.
- ↑ جواهر الکلام ج۱۳، ص۳۲۰.
- ↑ جامع المقاصد ج۱۱، ص۲۸۸.
- ↑ جواهر الکلام ج۴۱، ص۴۷۳.
- ↑ جواهر الکلام ج۴۲، ص۳۰.
- ↑ تذکرة الفقهاء (ق) ج۲، ص۳۱۸.
- ↑ العروة الوثقی ج۲، ص۳۹۴.
- ↑ جواهر الکلام ج۲۷، ص۱۸۳.
- ↑ جواهر الکلام ج۲۷، ص۲۱۵.
- ↑ جواهر الکلام ج۲۶، ص۵۲.







