فرهنگ مصادیق:ارتکاب گناهان کبیره
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مصادیق مرتبط
چندرسانه ای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبط های بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرم افزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده:محمود صادقی
تهیه وتدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-95/3/20
کلید واژهها: گناه کبیره، عذاب شدید، معاصی بزرگ، جرایم، اشدُّ الذنوب، اعظم القبایح، ابغض الاعمال، ابغض الاشیاء، اشدُّ المعاصی، سیئات، اصرار بر کبیره و صغیره، تقسیم بندی گناهان.
محتویات
- ۱ گناهان کبیره
- ۲ تعریف
- ۳ ملاکهای تشخیص گناه کبیره
- ۴ انواع گناهان کبیره
- ۵ گناهان کبیره اخلاقی
- ۶ گناهان کبیره فرهنگی اجتماعی
- ۷ گناهان کبیره سیاسی
- ۸ گناهان کبیره اقتصادی
- ۹ درجه بندی بین گناهان کبیره
- ۱۰ گناهان کبیره با اعتقاد به کبیره بودن
- ۱۱ گناهان زمینه ساز شرک و کفر
- ۱۲ عوامل تغلیظ گناهان
- ۱۳ بخشیده شدن گناهان کبیره
- ۱۴ یک تذکر لازم
- ۱۵ احکام فقهی
- ۱۶ منابع مطالعاتی
- ۱۷ فهرست منابع
- ۱۸ پانویس
گناهان کبیره
بر اساس آیات و روایات، گناهان به کبیره و صغیره تقسیم میشود که هر کدام دارای مصادیق، مسائل و احکام خاصی هستند.
موضوعات «زمینهها و پیامدهای ارتکاب گناه، راه کارهای جلوگیری از آن و مصونیت از آن» در مقاله «مطلق گناه» در همین سایت مورد توجه قرار گرفته و بررسی شده است.
تعریف
علامه طباطبایی فرمودند: «گناه کبیره عبارت است از آن گناهی که با لحنی شدید از آن نهی شده باشد، و یا در نهی از آن اصرار و یا تهدید به آتش شده باشد، حال این که آن نهی در کتاب خدای تعالی باشد یا در سنت». [۱]
ملاکهای تشخیص گناه کبیره
در تعریف و تبیین گناهان کبیره معیارها و ملاکهای مختلفی ذکر شده است [۲] که به مهمترین آنها اشاره میشود:
ملاک اول: هر گناهی که خداوند متعال در قرآن، برای آن وعده عذاب داده باشد. این ملاک از کلام امام صادق علیه السلام اخذ شده است؛ حضرت در تبیین آیه «إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ نُدْخِلْکُمْ مُدْخَلًا کَرِیماً» [۳] فرمودند: «الْکَبَائِرُ الَّتِی أَوْجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْهَا النَّارَ؛ گناهان کبیره گناهانی هستند که خدای متعال بر انجام آنها وعده عذاب داده است». [۴]
ملاک دوم: هر گناهی که شارع مقدس، برای آن حد تعیین کرده و در قرآن به آن هشدار داده است(مانند شراب خواری، زنا، لواط، دزدی و...).
ملاک سوم: هر گناهی که بیانگر بی اعتنایی به دین است.
ملاک چهارم: هر گناهی که حرمت و بزرگ بودنش با دلیل قاطع ثابت شده است.
ملاک پنجم: هر گناهی که در قرآن و سنّت، انجام دهنده آن، شدیداً تهدید شده است. [۵]
ملاک ششم: دلیل، دلالت دارد که آن گناه، بزرگتر از بعضی از گناهان کبیره است.
ملاک هفتم: عقل، حکم کند که فلان گناه، گناه کبیره است.
ملاک هشتم: در ذهن مسلمینِ پای بند به دستورات الهی، چنین تثبیت شده که فلان گناه، از گناهان بزرگ است. [۶]
انواع گناهان کبیره
بر اساس ملاکهایی که از آیات و روایات معلوم میشود میتوان گناهان کبیره را به گونههای مختلفی تقسیم کرد که به آن اشاره میشود:
گناهان کبیره اعتقادی
شرک
بزرگترین گناه کبیره شرک به خدای متعال است زیرا بقیه گناهان به شرک بر میگردد. خدای متعال در قرآن به مشرک، وعده عذاب الهی را داده است: «إِنَّهُ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّهَ وَ مَأْواهُ النَّارُ؛ مسلماً هر کس به خدا شرک ورزد، بی تردید خدا بهشت را بر او حرام کند، و جایگاهش آتش است». [۷]
در روایات اهل بیت علیهم السلام تصریح شده است که شرک از گناهان کبیره است؛ امام صادق علیه السلام فرمودند: «الْکَبَائِرُ سَبْعَهٌ مِنْهَا ... الشِّرْکُ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ». [۸]
در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام شرک را عظیمترین گناه معرفی کرده است: «أَعْظَمُ الذُّنُوبِ تَشْبِیهُکَ لِخَالِقِکَ؛ بزرگترین و با عظمتترین معصیت، برای خالقت شریک قرار دادن است». [۹]
امام سجاد علیه السلام در مناجات خود با خدای متعال میفرمودند: «اللَّهُمَّ إِنْ کُنْتُ قَدْ عَصَیْتُکَ فَإِنِّی ... تَرَکْتُ مَعْصِیَتَکَ فِی أَبْغَضِ الْأَشْیَاءِ إِلَیْکَ وَ هُوَ أَنْ أَدْعُوَ لَکَ وَلَداً؛ پروردگارا؛ اگر تو را معصیت نمودم پس همانا ... نافرمانی تو را در مبغوضترین چیزها که اعتقاد به فرزند دار بودن توست ترک کردم و مرتکب آن نشدم». [۱۰]
از مهمترین مصادیق شرک، ادعای خدایی است که خدای متعال به این افراد وعده جهنم و عذاب شدید را داده است: « وَ مَنْ یَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّی إِلهٌ مِنْ دُونِهِ فَذلِکَ نَجْزیهِ جَهَنَّمَ کَذلِکَ نَجْزِی الظَّالِمین؛ و هر کس از آنان بگوید: من هم معبودی، غیر از اویم، دوزخ را به آن گوینده کیفر میدهیم، و ستمکاران را اینگونه مجازات میکنیم». [۱۱]
دروغ بستن به خدا
در قرآن میخوانیم که خدای متعال به یهودیانی که به پروردگار عالم تهمت زدهاند وعده عذاب جهنم را داده است: «لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقیرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِیاءُ سَنَکْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَریق؛ قطعاً خدا سخن کسانی را که گفتند: «خدا نیازمند است و ما بی نیازیم»، شنید. به زودی آنچه را گفتند، و [نیز] کشتن پیامبران را به ناحق [در پرونده اعمالشان] مینویسیم، و [روز قیامت] گوییم: عذاب سوزان را بچشید». [۱۲]
در آیهای دیگر فرمود: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُ أَ لَیْسَ فی جَهَنَّمَ مَثْویً لِلْکافِرین؛ و کیست ستمکارتر از کسی که دروغی را بر خدا ببندد [که خدا بتان را شریک خود گرفته؟] یا حق را زمانی که به سویش آمد تکذیب کند؟ آیا در دوزخ جایگاهی برای کافران نیست؟». [۱۳]
امام صادق علیه السلام فرمودند: «الْکَذِبُ عَلَی اللَّهِ مِنَ الْکَبَائِرِ؛ دروغ بستن بر خدای متعال از گناهان کبیره است». [۱۴]
کفر و تکذیب آیات الهی
خدای متعال به کافران و تکذیب کنندگان آیات الهی، وعده عذاب جهنم را داده است: «وَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون؛ و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل آتشند و در آن جاودانهاند». [۱۵]
«وَ لَوْ تَری إِذْ وُقِفُوا عَلَی النَّارِ فَقالُوا یا لَیْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُکَذِّبَ بِآیاتِ رَبِّنا وَ نَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنین؛ اگر هنگامی که آنان را بر آتش [دوزخ] نگه داشتهاند ببینی [حالتی ذلت بار و وضعی هول انگیز میبینی] میگویند: ای کاش به دنیا بازگردانده میشدیم، و در آنجا آیات پروردگارمان را تکذیب نمیکردیم، و از مؤمنان میشدیم». [۱۶]
از امام صادق علیه السلام درباره گناهان کبیره سوال شد؛ حضرت فرمودند: «هُنَّ فِی کِتَابِ عَلِیٍّ ع سَبْعٌ: الْکُفْرُ بِاللَّهِ ...؛ آنها در کتاب علی علیه السلام هفت مورد است: اولین آنها کفر به خدای متعال است ...». [۱۷]
مخالفت با خدای متعال و پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله
هر کس با خدای متعال مخالفت کند در عذاب جهنم گرفتار میشود: «أَ لَمْ یَعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ یُحادِدِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِداً فیها ذلِکَ الْخِزْیُ الْعَظیم؛ آیا ندانستهاند که هر کس با خدا و رسولش دشمنی و مخالفت کند، مسلماً آتش دوزخ برای اوست که در آن جاودانه است؛ این [همان] رسوایی بزرگ است». [۱۸]
مخالفت با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله موجب جهنمی شدن افراد میشود: «وَ مَنْ یُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدی وَ یَتَّبِعْ غَیْرَ سَبیلِ الْمُؤْمِنینَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّی وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصیراً؛ و هر کس بعد از آنکه [راه] هدایت برایش روشن و آشکار شد، با پیامبر مخالفت و دشمنی کند و از راهی جز راه مؤمنان پیروی نماید، او را به همان سو که رو کرده واگذاریم، و به دوزخ درآوریم؛ و آن بد بازگشت گاهی است». [۱۹]
انکار معاد
از بزرگترین و بدترین گناهان، معصیت انکار معاد میباشد زیرا خدای متعال وعده عذاب سختی را به منکر آن داده است: «إِنَّ الَّذِینَ لَا یَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَ رَضُواْ بِالحَْیَوهِ الدُّنْیَا وَ اطْمَأَنُّواْ بهَِا وَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ ءَایَاتِنَا غَافِلُونَ * أُوْلَئکَ مَأْوَئهُمُ النَّارُ بِمَا کَانُواْ یَکْسِبُون؛ مسلماً کسانی که دیدارِ [قیامتِ] ما [و محاسبه شدن اعمالشان] را امید ندارند و به زندگی دنیا خشنود شدهاند و به آن آرام یافتهاند و آنانکه از آیات ما بی خبرند. آنانند که به کیفر گناهانی که همواره مرتکب میشدند، جایگاهشان آتش است». [۲۰]
و در جای دیگری نوع عذاب آنها را بیان فرموده است: «وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذا کُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفی خَلْقٍ جَدیدٍ أُولئِکَ الَّذینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ وَ أُولئِکَ الْأَغْلالُ فی أَعْناقِهِمْ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون؛ اگر بخواهی تعجب کنی، پس تعجب از گفتار منکران لجوج است که [بدون توجه به قدرت خدا که آنان را از خاک پدید آورد، میگویند]: آیا ما هنگامی که [پس از مردن] خاک شدیم، به راستی در آفرینش جدیدی خواهیم بود؟! اینانند که به پروردگارشان کافر شدند، و اینانند که در گردنشان بندها و زنجیرها [ی گمراهی در دنیا و عذاب در آخرت] است، و اینان اهل آتش اند و در آن جاودانهاند». [۲۱]
دروغ، تهمت زدن و انکار حق اهل بیت علیهم السلام
خدای متعال برای افرادی که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تهمت میزدند عذاب جهنم را آماده کرده است: «وَ یَقُولُونَ أَ ئنَّا لَتَارِکُواْ ءَالِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مجَّْنُونِ ... إِنَّکمُْ لَذَائقُواْ الْعَذَابِ الْأَلِیمِ؛ و [همواره] میگفتند: آیا باید به خاطر شاعری دیوانه معبودان خود را رها کنیم؟ ... بی تردید شما [کوردلان] عذاب دردناک را خواهید چشید». [۲۲]
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «مَنْ قَالَ عَلَیَّ مَا لَمْ أَقَلُّهُ فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ؛ هر کس کلامی را از زبان من بگوید در حالی که آن را نگفته باشم باید جایگاهش را در آتش جهنم آماده کند». [۲۳]
امام صادق علیه السلام فرمودند: «الْکَذِبُ عَلَی الْأَوْصِیَاءِ مِنَ الْکَبَائِرِ؛ دروغ بستن بر جانشینان از گناهان کبیره است». [۲۴]
امام صادق علیه السلام فرمودند: «إِنَّ الْکَبَائِرَ سَبْعٌ... وَ إِنْکَارُ حَقِّنَا ...؛ همانا گناهان کبیره هفت مورد است: ... و یکی از آنها انکار حق ماست». [۲۵]
استکبار در برابر حق
خدای متعال استکبار در برابر حق را موجب جهنمی شدن معرفی کرده است: «وَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ اسْتَکْبَرُوا عَنْها أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون؛ و آنان که آیات ما را تکذیب کردند، و از پذیرفتن آنها تکبّر ورزیدند اهلِ آتش و در آن جاودانهاند». [۲۶]
ارتداد
وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون؛ و از شما کسانی که از دینشان برگردند و در حال کفر بمیرند، همه اعمال خوبشان در دنیا و آخرت تباه و بیاثر میشود، و آنان اهل آتشاند و در آن جاودانهاند». [۲۷]
تحریف کلام الهی
یا أَیُّهَا الرَّسُولُ لا یَحْزُنْکَ الَّذینَ یُسارِعُونَ فِی الْکُفْرِ ... مِنَ الَّذینَ هادُوا سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرینَ لَمْ یَأْتُوکَ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ ... أُولئِکَ الَّذینَ لَمْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذابٌ عَظیم؛ ای پیامبر! کسانی که در کفر میشتابند تو را غمگین نسازند... چه آنان که یهودیاند که به شدت شنونده دروغند [با آنکه میدانند دروغ است] و به شدت گوش به فرمان گروهی دیگرند که [از روی حسد و کبر] نزد تو نیامدهاند. [آن گروهی که] کلمات [خدا] را پس از استواری در جایگاههایش تحریف میکنند، ...اینانند کسانی که خدا نخواسته دلهایشان را [از آلودگی] پاک کند؛ برای آنان در دنیا خواری و رسوایی، و در آخرت عذابی بزرگ است». [۲۸]
گناهان کبیره اعتقادی دیگر وجود دارد که عبارتند از: «نااُمیدی از رحمت خدا [۲۹]، ایمن شدن از مکر خدا [۳۰]»
گناهان کبیره اخلاقی
بسیاری از معضلات و گناهان اخلاقی، از مصادیق گناهان کبیره محسوب میشوند که در آیات و روایات به آنها اشاره شده است که در ادامه ذکر میشوند: «دنیا پرستی [۳۱]؛ سوگند دروغ [۳۲]، دروغگویی، تکبر [۳۳]، اسراف و تبذیر [۳۴]، ، خیانت [۳۵]، غیبت، سخن چینی، اصرار بر گناهان صغیره [۳۶]، عاقّ پدر و مادر شدن [۳۷]، لعن کردن والدین [۳۸]، کتمان گواهی(در آنجا که گواهی دادن واجب است) [۳۹]، رفتار بر خلاف وصیّت [۴۰]، شرابخواری [۴۱]، خوردن مال حرام، خوردن مردار [۴۲]، گوشت خوک [۴۳]، خون [۴۴]، خوردن گوشت حیوانی که مطابق شرع ذبح نشده است [۴۵]؛ نگهداری حقوق دیگران بدون عذر [۴۶]، سر گرمی به امور لهو [۴۷]سبک شمردن فریضه حج [۴۸]، ترک نماز [۴۹]، خود ارضایی [۵۰]، خوشحالی از گناه [۵۱]؛ کوچک شمردن گناه [۵۲]؛ نفاق [۵۳]؛ فسق [۵۴]ناسپاسی و کفران نعمت [۵۵] و ...».
بدتر از همه این گناهان، پافشاری و اصرار بر گناه است که مورد مذمت واقع شده است زیرا تکرار گناه (مخصوصاً گناهان کبیره) کار را به جایی میرساند که شخص منکر همه اعتقادات شده و سرانجام به کفر و شرک منتهی میشود که از گناهانی است که بخشیده نمیشود.
گناهان کبیره فرهنگی اجتماعی
در آیات و روایات گناهان اجتماعی بسیاری مطرح شده است که برخی از آنها از معصیتهای کبیره هستند که عبارتند از: «بدعت [۵۶]، امر به منکر [۵۷]، نهی از واجب [۵۸]، آشکارا گناه کردن [۵۹]، فساد در زمین [۶۰]، نسبت زنا به زن با عفت [۶۱]، قتل انبیاء [۶۲]، قتل عمد [۶۳]، قتل آمران به معروف [۶۴]، زنا [۶۵]، لواط [۶۶]، همجنس بازی، دزدی [۶۷]، سحر و جادوگری [۶۸]، تفرقه [۶۹]، محاربه [۷۰]، اشاعه فحشاء [۷۱]، ایجاد مراکز فحشاء، قتل فرزند [۷۲]، یاری نکردن مظلوم [۷۳]، گمراه کردن دیگران [۷۴]، اطاعت از ظالمان [۷۵]، دوست داشتن و پذیرفتن ولایت دشمنان خدای متعال [۷۶]، گواهی به دروغ [۷۷]، پیمان شکنی [۷۸]، قطع رحم [۷۹]، بد حجابی، تبلیغ و ترویج محرمات الهی [۸۰]، گناهان سازمان یافته [۸۱]،...».
گناهان کبیره سیاسی
جلوگیری از ایمان آوردن، عبادت و اطاعت، و هر گونه کار خیر
خدای متعال به افرادی که از یاد الهی و کارهای خیر جلوگیری میکنند وعده عذاب جهنم را داده است: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعی فی خَرابِها أُولئِکَ ما کانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها إِلاَّ خائِفینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذابٌ عَظیم؛ و چه کسانی ستمکارتر از کسانی میباشند که از بردن نام خدا در مساجد خدا جلوگیری کردند، و در خرابی آنها کوشیدند؟ آنان را شایسته نیست که در آن [مراکز عبادت] درآیند، جز در حال ترس [از عدالت و انتقام خدا]. برای آنان در دنیا خواری و زبونی است و در آخرت عذابی بزرگ است». [۸۲] در جای دیگر این گروه را افراد فاسد معرفی میکند: «الَّذینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ زِدْناهُمْ عَذاباً فَوْقَ الْعَذابِ بِما کانُوا یُفْسِدُون؛ آنان که کافر شدند، و مردم را از راه خدا بازداشتند، به سبب فسادی که همواره مرتکب میشدند، عذابی بر عذابشان میافزاییم». [۸۳]
پیروی، تکیه بر ظالم و کمک به او [۸۴]
خدای متعال پیروی کردن از حاکمان ظالم را از گناهانی که عراب سختی دارند معرفی فرموده است:
«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسیَ بَِایَاتِنَا وَ سُلْطَنٍ مُّبِینٍ * إِلیَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَایْهِ فَاتَّبَعُواْ أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ * یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیَمَهِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ * وَ أُتْبِعُواْ فیِ هَذِهِ لَعْنَهً وَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُود؛ همانا موسی را با نشانههای خود و برهانی روشن فرستادیم. به سوی فرعون و اشراف و سرانِ [قومِ] او، ولی [آنان برای حفظ مقام و مال خود] از فرمان فرعون پیروی کردند، در حالی که فرمان فرعون راهنمای به سوی سعادت و خوشبختی نبود. [فرعون] روز قیامت پیشاپیش قومش میرود، پس آنان را به آتش در میآورد، و بد نصیب و سهمی است [آتشی] که در آن وارد میشود. و در این دنیا و روز قیامت به لعنتی بدرقه شدند [و آن لعنت] بد عطیهای است که به آنان میدهند». [۸۵]
امام رضا علیه السلام فرمودند: «الْکَبَائِرُ مُحَرَّمَه وَ هِیَ ... مَعُونَهُ الظَّالِمِینَ وَ الرُّکُونُ إِلَیْهِمْ؛ گناهان کبیره حرام هستند و آنها عبارتند از ... یاری کردن ظالمین و اعتماد بر آنان». [۸۶]
امام رضا علیه السلام فرمودند: «یَا سُلَیْمَانُ الدُّخُولُ فِی أَعْمَالِهِمْ وَ الْعَوْنُ لَهُمْ وَ السَّعْیُ فِی حَوَائِجِهِمْ عَدِیلُ الْکُفْرِ، وَ النَّظَرُ إِلَیْهِمْ عَلَی الْعَمْدِ مِنَ الْکَبَائِرِ الَّتِی یُسْتَحَقُّ بِهِ النَّارُ؛ ای سلیمان؛ داخل شدن در اعمال حاکمان ظالم و یاری کردن آنان و تلاش برای بر طرف کردن نیازهای آنها با کفر برابری میکند و توجه کردن عمدی به آنان از گناهان کبیرهای است که شخص با انجام آن مستحق آتش جهنم میشود». [۸۷]
موارد دیگر
برخی دیگر از مصادیق گناهان کبیره سیاسی عبارتند از: « تعرّب بعد از هجرت (یعنی انسان به جایی مهاجرت کند که دینش را از دست میدهد) [۸۸] و ...».
گناهان کبیره نظامی امنیتی فرار از جبهه جنگ با دشمن [۸۹]، فروش اسلحه و مهمات به دشمنان، جاسوسی کردن از مسلمانان، مشاوره نظامی به دشمنان اسلام برای سرنگونی نظام اسلامی.
گناهان کبیره اقتصادی
در مسائل اقتصادی نیز گناهان کبیرهای وجود دارد که مسئولین باید از آنها اجتناب کنند و جلوی انتشار آنها را بگیرند. در این قسمت به مهمترین این گناهان اشاره میشود: «قمار بازی [۹۰]، ندادن خمس [۹۱] و زکات [۹۲]، کم فروشی [۹۳]، رباخواری [۹۴]، رشوه؛ خوردن مال یتیم [۹۵]، احتکار ضروریات زندگی مردم، انحصار منابع طبیعی و ...».
درجه بندی بین گناهان کبیره
در بین گناهان کبیره نیز برخی از بعضی دیگر بزرگ تر و دارای عذاب بیشتری هستند. گناهان کبیره با توجه به درجه بندی که دارند احکام خاص خود را دارند.
گناهان کبیره با اعتقاد به کبیره بودن
عبد الله بن سنان میگوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: «کسی که مرتکب گناه کبیره شود و بمیرد آیا آن گناه کبیره او را مسلمان بودن خارج میکند و مانند مشرکین عذاب میشود؟» حضرت فرمودند: «یَخْرُجُ مِنَ الْإِسْلَامِ إِذَا زَعَمَ أَنَّهَا حَلَالٌ وَ لِذَلِکَ یُعَذَّبُ أَشَدَّ الْعَذَابِ وَ إِنْ کَانَ مُعْتَرِفاً بِأَنَّهَا کَبِیرَهٌ وَ هِیَ عَلَیْهِ حَرَامٌ وَ أَنَّهُ یُعَذَّبُ عَلَیْهَا وَ أَنَّهَا غَیْرُ حَلَالٍ فَإِنَّهُ مُعَذَّبٌ عَلَیْهَا وَ هُوَ أَهْوَنُ عَذَاباً مِنَ الْأَوَّلِ وَ یُخْرِجُهُ مِنَ الْإِیمَانِ وَ لَا یُخْرِجُهُ مِنَ الْإِسْلَام؛ هر کس که مرتکب گناه کبیرهای شود و اعتقاد داشته باشد که انجام آن برای او حلال است از مسلمان بودن خارج میشود و شدیدترین عذاب را میبیند و اگر اعتقاد داشته باشد که از گناهان کبیره است و بر او حرام میباشد و به شدت عذاب میشود؛ فقط عذاب میشود (که آسانترین عذاب اوست) در این صورت فقط از ایمان خارج میشود و هنوز مسلمان است». [۹۶]
گناهان زمینه ساز شرک و کفر
برخی از کناهان از بس شرّ و ناپسند هستند شخص را به مرحله کفر و شرک میرساند؛ امام صادق علیه السلام فرمودند: «إِیَّاکُمْ أَنْ یَحْسُدَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً فَإِنَّ الْکُفْرَ أَصْلُهُ الْحَسَدُ؛ از حسادت کردن به دیگران بپرهیزید زیرا ریشه کفر، حسادت است» [۹۷] لذا باید از همه گناهان مخصوصاً اینگونه معصیتها اجتناب شود.
عوامل تغلیظ گناهان
همه گناهان در یک سطح و یک درجه نیستند بلکه برخی از آنها به خاطر عوامل از شدت بیشتری برخوردار هستند که به این عوامل اشاره میشود:
گناهان سازمان یافته
این گناهان چون سازمان یافته هستند و با اهدافی خاصی تولید، توزیع میشوند از خطرات و آسیبهای بیشتری برخوردار هستند لذا حرمت و عذاب آنها از بقیه معصیتها بیشتر است.
گناه شخصیتها
برخی افراد به خاطر جایگاه خاصی که در جامعه دارند اگر مرتکب گناه شوند، معصیت آنها از شدت بیشتری برخوردار است لذا اشخاصی که دارای جایگاه دینی، اجتماعی و ... هستند باید از گناه اجتناب کنند زیرا خطای آنها در جامعه تأثیرات منفی زیادی میگذارد. [۹۸]
خدای متعال درباره زنان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «یا نِساءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْکُنَّ بِفاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ وَ کانَ ذلِکَ عَلَی اللَّهِ یَسیراً؛ ای همسران پیامبر! هرکس از شما کار بسیار زشت آشکاری مرتکب شود [قطعاً پیوند همسری با پیامبر به او مصونیّت نمیدهد، بلکه] عذاب برای او دو چندان خواهد شد، و این [کار] بر خدا آسان است». [۹۹]
گناه در زمانها و مکانهای خاص
معصیت در ماههای حرام یا در مکانهای با احترام مانند مسجد الحرام، مساجد و ... دارای حرمت بیشتری هستند لذا باید از گناه در این زمانها و مکانها به شدت اجتناب شود.
گناه در حق افراد خاص
ظلم و گناه در حق یتیم یا سادات یا مظلوم از حرمت بیشتری برخوردار هستند.
تظاهر و خوشحالی از گناه: ر.ک: مقاله «مطلق گناه» و «تفاخر به گناه» در همین سایت.
بخشیده شدن گناهان کبیره
ممکن است برای برخی این سوال مطرح شود که گناهان کبیره بخشیده نمیشوند یعنی شخصی که مرتکب این معصیتها شود از رحمت و بخشش الهی محروم میشود در حالی که از آیات و روایات معلوم میگردد که همه گناهان با توبه واقعی بخشیده میشوند. [۱۰۰]
خدای متعال در قرآن میفرماید همه گناهان غیر از شرک را میبخشم: «إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ» [۱۰۱]؛ از امام صادق علیه السلام سوال شد: «این آیه، گناهان کبیره را شامل میشود؟» حضرت فرمودند: «بله؛ خدای متعال گناهان کبیره را طبق این آیه میبخشد». [۱۰۲]
خدای متعال در آیهای دیگر به صراحت میفرماید همه گناهان را میبخشم: «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم؛ بگو: ای بندگان من که [با ارتکاب گناه] بر خود تجاوز کار بودهاید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را میآمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است». [۱۰۳]
باید توجه شود که شخص مشرک نیز اگر توبه واقعی کند و مسلمان شود گناه شرک او بخشیده میشود ولی اگر با حال شرک از دنیا برود طبق آیات بالا بخشیده نمیشود به خلاف گناهان کبیره دیگر که حتی اگر شخص توبه نکرد ممکن است مورد عفو الهی قرار بگیرد ولی شرک بدون توبه بخشیده نمیشود؛ امام موسی کاظم فرمودند: «مَا مِنْ أَحَدٍ یَرْتَکِبُ کَبِیرَهً مِنَ الْمَعَاصِی وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّهُ سَیُعَاقَبُ عَلَیْهَا إِلَّا نَدِمَ عَلَی مَا ارْتَکَبَ وَ مَتَی نَدِمَ کَانَ تَائِباً مُسْتَحِقّاً لِلشَّفَاعَهِ؛ هیچ مومنی در حالی که میداند به خاطر گناه عذاب میشود مرتکب گناه کبیره نمیشود مگر اینکه از گناه خود پشیمان میشود و زمانی که پشیمان شد توبه میکند و سزاوار شفاعت کردن میشود». [۱۰۴]
یک تذکر لازم
آیت الله جوادی فرمودند: «اجتناب از کبایر (دوری از گناه) در محدوده مورد ابتلاست؛ نه همه معاصی کبیره، زیرا بسیاری از گناهان بزرگ اصلاً مورد ابتلای بعضی قرار نمیگیرد. هر صنفی با کار و گناهانی خاص رو به روست که شاید آن قسم خاص برای سایر اصناف رخ ندهد، پس معنای اجتناب از کبایر، دوری از همه معاصی کبیرهای است که ممکن است برای کسی پیش آید؛ نه جمیع کبایری که احیاناً در جهان رخ میدهد. [۱۰۵]
احکام فقهی
مسئله: با ارتکاب حتی یک گناه کبیره، شخص فاسق حساب شده و احکام فقهی عدالت در مورد او جاری نیست: نمیتواند امام جمعه، امام جماعت، ولی فقیه و مرجع تقلید شود و شهادت او پذیرفته نیست، مگر اینکه توبه کرده و گناه خود را جبران کند و این توبه برای دیگران به اثبات برسد. [۱۰۶]
منابع مطالعاتی
کتاب
تفسیر تسنیم، آیت الله جوادی آملی، ج ۱۸، ص 446.
چهار گناه کبیره، زینب مکتبدار، انتشارات بخشایش، تهران، 1385.
شناسایی گناه در قرن بیست(مذهبی، اخلاقی، اجتناعی در دو بخش مکارم اخلاق، گناهان کبیره)، حسین واعظی، واعظ سبزواری، مشهد، 1337.
گناهان کبیره زبان (مباحثی پیرامون زبان و گناه زبان)، شهرام تاجانی، قم، انتشارات خرد آذین، 1388.
نگاهی گذار به گناهان کبیره(زندگی بدن گناه؛ زیباست)، حمزه کریم خانی، قم، انتشارات عطر یاس، 1387.
هفتاد گناه کبیره، مهدی یزدی حائری، تهران، بی م، بی ن، ۱۲۹۰ ه.ق.
مقالات
ü اصرار بر گناه گناه بزرگی است، حقانی، حسین، مجله «درسهایی از مکتب اسلام»، مهر ۱۳۶۵، سال ۲۶، ش 7.
خوارج در تاریخ ۱۲: عقیده خوارج درباره مرتکبین گناه کبیره، یعقوب جعفری، مجله «درسهایی از مکتب اسلام»، آبان ۱۳۶۹، سال ۳۰، ش 7.
کوچک شمردن گناه گناه بزرگی است، حقانی، حسین، مجله «درسهایی از مکتب اسلام»، شهریور ۱۳۶۵، سال ۲۶، ش 6.
گناهان کبیره و صغیره، حقانی، حسین، مجله «درسهایی از مکتب اسلام»، اردیبهشت ۱۳۶۵، سال ۲۶، ش 2.
اجتکار گناه کبیره است؟ آیت الله مکارم شیرازی، مجله «درسهایی از مکتب اسلام»، خرداد ۱۳۶۱، سال ۲۲، ش 3.
ربا از گناهان کبیره و استثنا ناپذیر است، محمد هادی معرفت، مجله «نامه مفید»، بهار ۱۳۷۷، ش 13.
چرا غیبت کردن از گناهان کبیره است؟(آفات زبان ۱)، پرویز آزادی، مجله «رشد آموزش معارف اسلامی»، پاییز ۱۳۹۲، ش 90.
فهرست منابع
الأمالی، طوسی، محمد بن الحسن، محقق / مصحح: مؤسسه البعثه، ناشر: دار الثقافه، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق.
تحریر الوسیله، خمینی، سید روح اللّه موسوی- مترجم: اسلامی، علی، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ ۲۱، ۱۴۲۵ ه ق.
التحریر و التنویر، ابن عاشور محمد بن طاهر، ناشر: موسسه التاریخ، بیروت، چاپ اول.
تحف العقول، ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ناشر: جامعه مدرسین، چاپ دوم، قم، ۱۳۶۳ ق.
تسنیم، عبدالله جوادی آملی، نرم افزار مجموعه آثار جوادی آملی.
تفسیر العیّاشی، عیاشی، محمد بن مسعود، محقق / مصحح: رسولی محلاتی، سید هاشم، ناشر: المطبعه العلمیه، تهران، چاپ اول،۱۳۸۰ ق.
التوحید، ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: حسینی، هاشم، ناشر: جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، ۱۳۹۸ ق.
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ابن بابویه، محمد بن علی، ناشر: دار الشریف الرضی للنشر، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۶ ق.
الخصال، ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ناشر: جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، ۱۳۶۲ ش.
السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی( و المستطرفات)، ابن ادریس، محمد بن احمد، محقق / مصحح: الموسوی، حسن بن احمد و ابن مسیح، ابو الحسن، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۰ ق.
عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، ابن أبی جمهور، محمد بن زین الدین، محقق / مصحح: عراقی، مجتبی، ناشر: دار سید الشهداء للنشر، قم، چاپ اول، ۱۴۰۵ ق.
عیون أخبار الرضا علیه السلام، ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: لاجوردی، مهدی، نشر جهان، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۸ ق.
عیون الحکم و المواعظ، لیثی واسطی، علی بن محمد، محقق / مصحح: حسنی بیرجندی، حسین، ناشر: دار الحدیث، قم، چاپ اول، ۱۳۷۶ ش.
الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه السلام، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، مشهد، چاپ اول، ۱۴۰۶ ق.
الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ناشر: دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق.
کنز الفوائد، کراجکی، محمد بن علی، محقق / مصحح: نعمه، عبد الله، ناشر: دارالذخائر، قم، چاپ اول،۱۴۱۰ ق.
گناه شناسی، محسن قرائتی، ناشر: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، تهران، چاپ نهم، 1387.
مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل بن حسن، تحقیق: محمد جواد بلاغی، انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم،۱۳۷۲ ش.
محاسن، برقی، احمد بن محمد بن خالد، محقق / مصحح: محدث، جلال الدین، ناشر: دار الکتب الإسلامیه، قم، چاپ دوم،۱۳۷۱ ق.
مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: رسولی محلاتی، سید هاشم، ناشر: دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ق.
مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، نوری، حسین بن محمد تقی، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، چاپ اول، ۱۴۰۸ ق.
من لا یحضره الفقیه، ابن بابویه، محمد بن علی، محقق/مصحح: غفاری، علی اکبر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ق.
مهج الدعوات و منهج العبادات، ابن طاووس، علی بن موسی، محقق / مصحح: کرمانی، ابوطالب و محرر، محمد حسن، ناشر: دار الذخائر، قم، چاپ اول، ۱۴۱۱ ق.
المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، سید محمد حسین، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی جامعهی مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ق.
نهج البلاغه (صبحی صالح)، محمد بن حسین شریف رضی، محقق و مصحح: فیض الإسلام، انتشارات هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
پانویس
- ↑ . المیزان، علامه طباطبایی، ج4، ص 332؛ ر.ک: التحریر و التنویر، ج27، ص 124.
- ↑ . ر.ک: مرآه العقول، علامه مجلسی، ج10، ص 1؛ المیزان، ج4، ص 326؛ پاسخ به پرسشهای مذهبی، مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، مدرسه الإمام علی بن أبی طالب علیهم السلام، چاپ دوم.
- ↑ . نساء/31.
- ↑ . کافی، ج2، ص 276، ح 1.
- ↑ . گناه شناسی، قرائتی، ص 20.
- ↑ . تحریر الوسیله، امام خمینی، ج 1 ص 274- 275.
- ↑ . مائده/72.
- ↑ . کافی، ج2، ص281، ح 14.
- ↑ . أمالی، طوسی، ص 687، ح 1458.
- ↑ . من لا یحضره الفقیه، ج1، ص 333، ح 977.
- ↑ . انبیاء/29.
- ↑ . آلعمران/181.
- ↑ . عنکبوت/68.
- ↑ . محاسن، ج1، ص 118، ح 127؛
- ↑ . بقره/39.
- ↑ . انعام/27.
- ↑ . کافی، ج2، ص 278، ح 8.
- ↑ . توبه/63.
- ↑ . نساء/115.
- ↑ . یونس/7، 8.
- ↑ . رعد/5.
- ↑ . صافات/36، 38.
- ↑ . محاسن، ج1، ص 118، ح 127؛ ر.ک: مهج الدعوات و منهج العبادات، ص 144.
- ↑ . محاسن، ج1، ص 118، ح 127.
- ↑ . خصال، ج2، ص363، ح 56.
- ↑ . اعراف/36.
- ↑ . بقره/217.
- ↑ . مائده/41.
- ↑ . یوسف/87؛ کافی، ج2، ص 280، ح 10.
- ↑ . اعراف/99؛ کافی، ج2، ص 280، ح 10.
- ↑ . هود/15، 16.
- ↑ . آل عمران/77؛ محاسن، ج1، ص 119، ح 132.
- ↑ . عیون الحکم، لیثی، ص 96، ح 2214.
- ↑ . خصال، ج2، ص610.
- ↑ . آل عمران/161؛ خصال، ج2، ص610.
- ↑ . کافی، ج2، ص 288، ح 1؛ خصال، ج2، ص610.
- ↑ . مریم/32؛ کافی، ج2، ص 278، ح 8؛ ر.ک: مستدرک الوسائل، ج15، ص 187، باب «تَحْرِیمِ الْعُقُوقِ وَ حَدِّ ذَلِک».
- ↑ . کافی، ج2، ص 281، ح 15.
- ↑ . بقره/174، 283.
- ↑ . من لا یحضره الفقیه، ج4، ص184، ح 5420.
- ↑ . بقره/219؛ مائده/90؛ کافی، ج2، ص 285، ح 24؛ ج6، ص429، ح 3.
- ↑ . خصال، ج2، ص610.
- ↑ . همان.
- ↑ . همان.
- ↑ . همان.
- ↑ . کافی، ج2، ص333، ح 15؛ خصال، ج2، ص610.
- ↑ . عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص126.
- ↑ . خصال، ج2، ص610.
- ↑ . کافی، ج2، ص 278، ح 8؛ ص 285، ح 24
- ↑ . خصال، ج1، ص106، ح 68.
- ↑ . ثواب الأعمال، ص 223.
- ↑ . نهج البلاغه، صبحی صالح، ص 562، ح 477.
- ↑ . نساء/145.
- ↑ . سجده/20؛ تحف العقول، ص421.
- ↑ . ابراهیم/28، 29، 30.
- ↑ . عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص 33، ح 60.
- ↑ . کافی، ج2، ص 289، ح 4.
- ↑ . همان 4.
- ↑ . عیون الحکم، لیثی، ص 95، ح 2194.
- ↑ . مائده/33؛ نحل/88؛
- ↑ . نور/23؛ کافی، ج2، ص 277، ح 3.
- ↑ . آل عمران/21.
- ↑ . نساء/ 93؛ کافی، ج2، ص 277، ح 3.
- ↑ . آل عمران/21.
- ↑ . فرقان/69- 68؛ کافی، ج2، ص278، ح 7؛ ص 442، ح 3.
- ↑ . خصال، ج2، ص610.
- ↑ . کافی، ج2، ص278، ح 7؛ ص 442، ح 3.
- ↑ . بقره/102؛ کنز الفوائد، ج2، ص 11.
- ↑ . آل عمران/105.
- ↑ . مائده/33؛ خصال، ج2، ص610.
- ↑ . نور/19.
- ↑ . عوالی اللئالی، ج3، ص 546، ح 7.
- ↑ . خصال، ج2، ص610.
- ↑ . محاسن، ج1، ص 231، ح 181؛ السرائر، ج3، ص 635.
- ↑ . بقره/257 - نساء/60.
- ↑ . آل عمران/28 - نساء/144.
- ↑ . بقره/283.
- ↑ . بقره/27؛ کافی، ج2، ص 285، ح 24.
- ↑ . رعد/25؛ کافی، ج2، ص 285، ح 24.
- ↑ . مانند تبلیغ ربا، تولید و تکثیر فیلم و بازیهای رایانهای فساد انگیز، تبلیغ ابزار لهو و لعب، تبلیغ ئ ترویح شرابخواری و ... .
- ↑ . شبکههای ماهوارهای مستهجن، سایتهای مستهجن و ... .
- ↑ . بقره/114.
- ↑ . نحل/88.
- ↑ . نحل/36.
- ↑ . هود/96 تا 99؛ ر.ک: غافر/45، 46.
- ↑ . عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص126.
- ↑ . تفسیر العیاشی، ج1، ص238، ح 110.
- ↑ . کافی، ج2، ص 277، ح 3.
- ↑ . انفال/16؛ کافی، ج2، ص 277، ح 3.
- ↑ . مائده/90.
- ↑ . من لا یحضره الفقیه، ج2، ص41، ح 1650.
- ↑ . توبه/35؛ أمالی، طوسی، ص 520، ح 1144.
- ↑ . مطففین/1؛ کافی، ج2، ص32؛ خصال، ج2، ص610.
- ↑ . بقره/275؛ کافی، ج2، ص 277، ح 3؛ الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه السلام، ص256.
- ↑ . نساء/10؛ کافی، ج2، ص 31 و 277، ح 3؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص92.
- ↑ . کافی، ج2، ص 280، ح 10.
- ↑ . همان، ج8، ص 8.
- ↑ . ر.ک: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 8، ص 556.
- ↑ . احزاب/30.
- ↑ . ر.ک: تسنیم، ج 18، ص 469.
- ↑ . مسلماً خدا این را که به او شرک ورزیده شود نمیآمرزد، و غیر آن را برای هر کس که بخواهد میآمرزد. و هر که به خدا شرک بیاورد، مسلماً گناه بزرگی را مرتکب شده است.(نساء/48)
- ↑ . کافی، ج2، ص 284، ح 18.
- ↑ . زمر/53.
- ↑ . توحید، صدوق، ص 408.
- ↑ . تسنیم، ج 18، ص 456.
- ↑ . ر.ک: www. fa.wikishia.net، مقاله «عدالت(فقه)».







