انتقاد ناپذیری
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | مدیریت انتقادی |
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | انتقاد پذیری |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده : محسن بدر الدین
کلمات کلیدی: انتقاد، انتقاد پذیری، اخلاق انتقاد، نصیحت، خیرخواهی
محتویات
- ۱ انتقاد و انتقادپذیری
- ۲ مقدمه
- ۳ مفهوم نصیحت
- ۴ عیب جویی و انتقاد
- ۵ نهی از منکر و انتقاد
- ۶ اهمیت و ضرورت انتقاد و انتقاد پذیری
- ۷ روحیهٔ انتقاد پذیری
- ۸ هدف و فلسفه انتقاد و انتقاد پذیری
- ۹ آثار انتقاد و انتقادپذیری
- ۱۰ انواع و اقسام انتقاد
- ۱۱ آداب و اصول اخلاقی در باب انتقاد
- ۱۲ موانع انتقاد و انتقاد پذیری ( عوامل نقدگریزی)
- ۱۳ پا نویس
انتقاد و انتقادپذیری
مقدمه
نقد و انتقاد در لغت به معنی ارزیابی، بررسی، شناسایی نمودن، زیر و رو کردن، عیبها را نمایاندن و پنهانها را رو کردن است[۱] نقد؛ یافتن و نشان دادن است تا اگر کسی خواست، راهش را بیابد و اگر نخواست عذری نداشته باشد[۲] و در اصطلاح، وارسی و بررسی نوشتار، گفتار یا رفتاری برای شناسایی و شناساندن زیبایی و زشتی، بایستگی و نبایستگی، بودها و نبودها و درستی و نادرستی آنها است[۳] هدف اصلی یک منتقد از نقد همان هدفی است که یک پزشک در معاینه بیمار دنبال میکند[۴].
مفهوم نصیحت
یکی از واژههایی که به معنای انتقاد سالم است؛ نصیحت (خیرخواهی) میباشد که از واژههای پر کاربرد قرآنی و روایی است. نصیحت از ماده نَصح و نُصح گرفته شده است. نَصح به معنای خالص شدن و خالص کردن؛ و نُصح به معنای خلوص و بی غل و غش بودن است. بنابراین ناصح، کلام و عمل خود را از هر ناخالصی پاک نموده و انگیزهای جز خیرخواهی ندارد و همچنین بدون هیچ گونه غرض شخصی، و صرفاً برای منافع و مصالح فرد یا جمع، اقدام میکند.
عیب جویی و انتقاد
در روایات بسیاری، از عیب جویی و سرزنش مؤمن، به شدت نهی شده است.
امیر مؤمنان علی(ع) میفرمایند:
"... آن کس که جز به حساب نفس خویش پردازد، خود را در تاریکیها، سرگردان و در هلاکت افکنده است و شیاطین، او را به سرکشی و طغیان میکشانند و رفتار زشت او را در دیده اش زیبا مینمایانند"[۵].
علی رغم اینکه انتقاد در ردّیابی عیوب و ابراز آن به صاحب عیب، مشابه با عیب جویی است، اما منشأ عیب جویی، حسادت و انتقام جویی و خودخواهی و خباثت نفس است، ولی خاستگاه انتقاد، نوع دوستی و عواطف انسانی و تعهّد ایمانی است. (انگیزه فاعلی) و همچنین هدفی که عیب جو از این کار خود تعقیب میکند، آزاردهی و تخریب شخصیت و در هم شکستن طرف مقابل خویش است، در حالی که غرضِ انتقادگر، اصلاح و زدودن عیوب و رو به کمال بردن شخص مورد انتقاد است.(انگیزه غایی)
نهی از منکر و انتقاد
از اموری که تشابه و تجانس بسیار زیادی با انتقاد دارد، نهی از منکر است که از اهمّ واجبات اسلام شمرده میشود ولی در عین حال، فرقهایی بین این دو وجود دارد از جمله اینکه انتقاد، اعم از نهی از منکر میباشد؛ زیرا هر نهی از منکری، انتقاد هم هست، ولی هر انتقادی نهی از منکر نیست. برای مثال، نقد عملکرد فردی که دارای صفتی است که فقط از موقعیت اجتماعی او میکاهد، داخل در عنوان انتقاد است نه نهی از منکر. و تفاوت دیگر در این است که پشتوانه اصلی انتقاد، حکم عقل است اما پشتوانه اصلی نهی از منکر، حجت شرعی است یعنی نهی از منکر در قبال تکلیف و وظیفه شرعی صورت میگیرد[۶].
اهمیت و ضرورت انتقاد و انتقاد پذیری
در آموزههای دینی، به مقوله نقد و نقدپذیری، اهمیت فراوان داده شده است. واژه های؛ نصیحت، تذکر، موعظه، استماع قول، اتّباع احسن، تواصی به حق، دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر، هر یک به گونهای، اهمیت و جایگاه نقد و نقدپذیری را بیان میکنند.
همچنین، آثار و پیامدهای سازنده و سودمند نقد، اهمیت و ضرورت انتقاد و انتقادپذیری را بیان میکنند و سبب میشوند که آدمی همواره خود را در دید نقد دیگران بگذارد و هیچ گاه کارکرد خویش را از آن بی نیاز نداند. جامعه بدون نقد، جامعه بدون پرسش و جامعه مرده و بی روح است که دچار یکنواختی گردیده و پیشرفتهای زیادی حاصل نمِی گردد.جهت داشتن جامعهای سالم بانشاط و شـاداب، شهروندان آگاه و مسئول، دولتمردان متواضع و پاسخگو، بایستی فرهنگ نقد و نقادی را رواج داد. تلخی نخستین نقد و انتقاد، با دستآوردهای شیرین آن از میان میرود. اشتباه و گناه در گفتار و رفتار غیر معصوم راه پیدا میکند، بنابراین انتقادگری و انتقادپذیری از نیازهای یک مومن برای اصلاح گفتار و رفتار در راه تقرب به خدای متعال است. ارزش انتقاد سازنده و نصیحت مشفقانه به حدی است که امام علی(ع) آن را از جمله حقوق حاکم اسلامی بر مردم میداند[۷] نقد و انتقاد صحیح، از آن روی مورد تاکید است که اگر شاخصترین ویژگی انسان را "اندیشیدن" او بدانیم، بی گمان کار سازترین و تعیین کنندهترین عامل در تولید، شکوفایی و گسترش این ویژگی، ارزیابی و نقد و بررسی است[۸].
امام سجاد(ع) در حدیثی زیان بی توجهی به انتقاد سازنده را این گونه گوشزد میکند:
"چه بسا اشخاصی که از بس خوبی شان را گفتند و مدح شان نمودند، فریب خوردند [و فاسد شدند] و چه بسا افرادی که چون از عیب شان چشم پوشی شد [و مورد انتقاد قرار نگرفتند].، مغرور شدند"[۹].
امام صادق(ع) در مقام معرفی بهترین دوستان، چنین گفته است:
"بهترین دوستان در نزد من کسانی اند که عیوب و نواقص من را به من هدیه دهند"[۱۰].
هر چند امام(ع) از مقام عصمت برخوردار بوده و هرگز نقص و عیبی در وجود و گفتار و کردار او راه ندارد، اما بهترین دوستان خود را کسی معرفی میکند که اگر عیب و نقصی از آن حضرت به نظرش میرسد، بدون ملاحظه، آن را به او گوشزد کند، کمترین فایده این کار آن است که سوء تفاهم پیش آمده را میتوان در فضایی صمیمی و دوستانه رفع کرد.
امام علی(ع) فرمودند:
"کسی که عیب و کاستیهای تو را پنهان کند [و به منظور اصلاح، آنها را به تو تذکر ندهد] دشمن توست"[۱۱].
امام موسی بن جعفر(ع) دربارهٔ برنامه ریزی زندگی مومنان و جایگاه انتقاد و انتقاد پذیری میفرمایند:
"... و بخشی را برای رفت و آمد با برادران دینی مورد اعتمادی که از عیب هایتان باخبرند و بی خدعه و نیرنگ آنها را به شما گوشزد میکنند، ویژه سازید"[۱۲].
روحیهٔ انتقاد پذیری
در این که تمام اقشار جامعه به نقد و انتقاد سالم و سازنده نیازمندند؛ تردیدی نیست، اما این، نیمی از کار است، نیم دیگر که در واقع کامل کننده کار است،نقد پذیری و به کار بستن انتقاد ناقدان است.امام علی(ع) میفرمایند:
"بزرگترین توفیقها پذیرش نصیحت (قبول کردن و عمل کردن آن) است"[۱۳].
"کسی که اهل پذیرش سخن حق و اصلاح است، از تباهی نجات مییابد و از رسوایی در امان میماند"[۱۴].
"هر که با نصیحت مخالفت کند، هلاک گردد"[۱۵].
مقصود از روحیهٔ نقدپذیری، ظرفیت شنیدن هر نقدی است که متوجه انسان شود، خواه این نقد حق باشد و خواه باطل [و خواه از ناحیه دوست باشد و یا دشمن].. اما گفتنی است این ظرفیت به معنای قبول همه نقدها نیست[۱۶] رسول خدا (ص) فرمودند:
"حق را از هر کوچک و بزرگی که برای تو میآورد بپذیر، اگر چه او دشمن تو باشد"[۱۷].
هدف و فلسفه انتقاد و انتقاد پذیری
هدف از نقد "تشخیص و انتقال نقاط قوت و ضعف هرگونه تفکر و رفتار انسانی به نحوی که بتوانند آن را در جهت مصالح و پیشرفت و رشـدخود به کار ببرند" میباشد. در واقع دغدغه انتقاد در جامعه حرکت از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب است. بنابراین مساله خطاپذیری انسان (انسان جایزالخطاست) و کامل نبودن انسان سبب مطرح شدن بابی چون انتقاد و انتقادپذیری میشود[۱۸].
آثار انتقاد و انتقادپذیری
۱- کمک به افراد و مدیران و کارگزاران جهت برطرف ساختن عیوب: در این زمینه، امام علی(ع) میفرمایند:
"کسی که تو را راهنمایی و ارشاد میکند؛ دلسوز توست، به تو خوبی میکند، به عواقب کار تو میاندیشد و کاستیهایت را جبران مینماید، بنابراین، اطاعت از او موجب هدایت توست و مخالفت با او مایه تباهی و زیانت"[۱۹].
۲- اصلاح جامعه: با انتقاد سازنده و سالم است که عیوب افراد و مدیران و کارگزاران، شناسایی و رفع و دفع شده و همین امر است که اصلاح، تکامل و پیشرفت جامعه را به بار میآورد.
۳- نقد آینهای است که ما را به خودمان نشان میدهد؛ ملا محسن فیض کاشانی در شرح این حدیث که رسول اکرم(ص) فرمودند: "المومن مرآه المومن؛ مومن آینه مومن است" میگوید: همان گونه که با ایستادن در برابر آینه به عیبهای آشکار صورت خود پی میبریم، برادر مومن ما نیز آینهای است که عیبهای ما را نشان میدهد؛ عیبهایی که به تنهایی نمیتوانیم آنها را ببینیم[۲۰] بنابراین میتوان نقد را آینهای دانست که ما را به خودمان نشان میدهد و همچنین از نگرش مردم نسبت به خودمان باخبر میسازد.
۴- ایجاد محبت و دوستی: امیر المومنین علی(ع) فرمودند:
"خیرخواهی و ارشاد، محبت و دوستی به بار میآورد"[۲۱].
اگر چه انتقاد در ابتدا شاید موجب تلخی و تندی شود اما تلخی نخستین آن با دستآوردهای شیرین آن از میان میرود. توجه به انتقاد وارد و بجا، منجر به رفع عیوب و محبت و دوستی میگردد. و در صورت وارد نبودن انتقاد و توجیه کردن شخص، باعث از بین رفتن ذهنیت اشتباه و ایجاد محبت و دوستی میگردد.
انواع و اقسام انتقاد
۱ـ انتقادات سازنده: انگیزه آن، شناسایی حق و رسیدن به آن است. هدف این نوع انتقادات معمولا رسیدن به کمال مطلوب است. این نوع انگیزهها بر پایه علم و دانش و منطق استوار است و ناقد، نیت درست و سازندگی (اصلاح رفتار و کمک به رشد شخص مورد انتقاد) دارد.
۲ـ انتقادات تخریبی: از جمله انگیزههای آن؛ جوسازی و شایعه پراکنی، خودنمادئی یا نمایش، سوء استفادهها و عقدههای شخصی میباشد. ناقد در این نوع انتقاد، قصد سازندگی ندارد بلکه برعکس از حق و حقیقت دور میشود و بدون ارزیابی و راهیابی دقیق گام بر میدارد که در نهایت، تخریب سرانجام آن است. به همین لحاظ است که دربارهٔ نقد عمدتا به سه عنصر؛ سازندگی، نیت ناقد و مساله تخصص و دانش لازم تکیه میشود[۲۲].
آداب و اصول اخلاقی در باب انتقاد
۱- شروع از خود، گام اول انتقاد: بسیاری از ما در دیدن عیب و نقص دیگران ریز بین و دقیق هستیم، با این که ناقد ابتدا باید از خود شروع کند و در گام نخست، در جستجوی زدودن عیبهای خویش باشد. امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند:
"خوشا به حال کسی که عیوب خودش او را از عیب گویی دیگران باز داشته است"[۲۳].
و همچنین فرمودند:
"بزرگترین عیب آن است که چیزی را زشت انگاری که خود به همانند آن گرفتاری"[۲۴].
بنابراین اگر ما واقعا، به قصد اصلاح و رفع نقایص، به نقد اندیشهها یا رفتارهای دیگران میپردازیم، بهتر است از خود شروع کنیم و پیش از هر کس دیگری به اصلاح و نقد خود بپردازیم[۲۵].
۲- انتقاد با نیت خیر خواهی و به قصد اصلاح و ارشاد انجام شود. نقد نباید برخاسته از حسد و غرض ورزی باشد. امام صادق(ع) فرمودند:
"خیرخواهی و ارشاد از حسود محال است"[۲۶].
۳- لحن انتقاد کننده مشفقانه باشد. امام سجاد(ع) فرمودند:
"انتقادگری را با مهربانی و ملایمت انجام دهید"[۲۷].
۴- انتقاد در خلوت و بدون آبرو ریزی انجام شود. امام علی(ع) فرمودند:
"انتقادکردن تو در جماعت، سرزنش کردن است"[۲۸].
۵- فقط از رفتار و کار خطا انتقاد شود. یعنی بر ناقد لازم است که میان حساب اشخاص و کار و رفتار آنها تفکیک نماید و با سر زدن خطاهای موردی از اشخاص خوب نباید قضاوت ناصحیح (حکم به بد بودن شخص) داشته باشد؛ زیرا همانطور که قبلا اشاره شد انسان جایزالخطاست و از افراد خوب نیز کارهای بد سر میزند.
۶- انتقاد بدون توهین و تحریک عصبی انجام شود.
۷- انتقادگر، فرصتی برای جبران به انتقادشونده بدهد.
۸- انتقاد همراه با ذکر کارها و اوصاف مثبت انتقادشونده باشد.
۹- انتقادگر در حین انتقاد بر احساسات خود تسلط داشته باشد.
۱۰- روش انتقادگر عیب پوشی و راز داری باشد نه افشاگری[۲۹].
موانع انتقاد و انتقاد پذیری ( عوامل نقدگریزی)
انکار، مقصر دانستن دیگران، توجیه و دلیل تراشی، کوچک جلوه دادن انتقاد، انتقاد متقابل و تحقیر منتقد از جمله عوامل نقدگریزی است[۳۰].
پا نویس
- ↑ وقتی میگویند درهم را نقد زد؛ یعنی آنها را از هم جدا کرد و نگاه کرد و بررسی نمود تا خوبها را از پستها بشناسد.
معلوف، لویس، المنجد؛محمد بندر ریگی، تهران، ایران، 86، ششم، ج 2، ص 1990. - ↑ صفایی حائری، علی؛روش نقد، قم، لیله القدر، بهار 86، دوم، ص 15 - 16.
- ↑ شریفی، احمد حسین؛آیین زندگی، قم، معارف، تابستان 85، بیست و سوم، ص 82 - 84.
- ↑ پزشک اگر جویای عیب و علت "بیمار" خویش است ، عیب جویی اش باید از روی علاقه مندی و نیک اندیشی و به قصد خیر و خدمت باشد.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه 157.
- ↑ بنگرید به: موسوی کاشمری، سید مهدی؛ انتقادگری و انتقادپذیری در حکومت علوی، فصلنامه حکومت اسلامی، پاییز 79، شماره 17، ص 295 - 296.
- ↑ بنگرید به: نهج البلاغه، خطبه 34.
- ↑ کلانتری، علی اکبر؛ اخلاق زندگی، قم، معارف، بهار 85، یکم، ص 249 - 251.
- ↑ مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، بیروت، الوفاء، 1403 ه ق، دوم، ج 75، ص 139.
- ↑ حر عاملی، محمد بن حسن؛ وسائل الشیعه، تهران، مکتبه الاسلامیه، 1401 ه ق، پنجم، ج 8، ص 413.
- ↑ تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد؛ غررالحکم و دررالکلم، جمال الدین محمد خوانساری، تهران، دانشگاه تهران، اسفندماه 60، سوم، ج 5، ص 253، ح 8211.
- ↑ حرانی، ابو محمد؛ تحف العقول، صادق حسن زاده، قم، آل علی، 88، یازدهم، ص 748.
- ↑ محمدی ری شهری، محمد؛ میزان الحکمه، حمید رضا شیخی، قم، دارالحدیث، 87، نهم، ج 12، ص220، ح 20230.
- ↑ تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد؛ پیشین، ص 277، ح 8344.
- ↑ همان، ص 153، ح 7743.
- ↑ اسلامی، سید حسن؛ اخلاق نقد، قم، معارف، بهار 83، اول، ص 115 - 116.
- ↑ کلانتری، علی اکبر؛ پیشین، ص 255.
- ↑ اسلامی، سید حسن؛ ص 116 - 117.
- ↑ محمدی ری شهری، محمد؛ پیشین، ص 215، ح 20201.
- ↑ فیض کاشانی، ملا محسن؛ المحجه البیضاء، قم، دفتر انتشارات اسلامی، دوم، ج 3، ص 334.
- ↑ تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد؛ پیشین، ج 1، ص 212، ح 844.
- ↑ بنگرید به: اسلامی، سید حسن؛ پیشین، ص 66 - 90.
- ↑ "طوبی لمن شغله عیبه عن عیوب الناس"؛ نهج البلاغه، خطبه 176.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت 353.
- ↑ شریفی، احمد حسین؛ پیشین، ص 97.
- ↑ محمدی ری شهری، محمد؛پیشین، ص 217، ح 20210.
- ↑ همان، ص 216، ح 20203.
- ↑ تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد؛ پیشین، ج 6، ص 172، ح 9966.
- ↑ اکبری، محمود؛ اخلاق، قم، دانش حوزه، 85، سوم، ص 100 - 101.
- ↑ بنگرید به: اسلامی، سید حسن؛پیشین، ص 37 - 62.







