چگونه میتوان روحیه انتقاد پذیری را افزایش داد؟
ضرورت انتقاد پذیری
آیا از انتقادهایی که با آنها روبرو میشوید به عنوان ابزاری برای پیشرفت واصلاح خود استفاده میکنید؟ و یا بالعکس واکنش غیر متخصصانه از خود نشان میدهید؟ آیا به موقعیتیهایی که میتوانید به نحو احسنت از آنها برای رشد و تعالی خود استفاده کنید به دیدهٔ تردید مینگرید؟
شکی نیست که پذیرش و هضم انتقاد کار دشواریست، حتی اگر منتقد در نهایت حسن نیت و درستی به اظهار نظر بپردازد. قبول کردن حرفهای کسی که اشتباهاتتان را به شما گوشزد میکند امر خوشایندی نخواهد بود؛ اما برای تجلی هر چه بیشتر موفقیت در جامعه، "انتقاد" باید در ذهن افراد جا بیفتد، در روح آنها سیلان پذیرد و به عنوان پارهای تفکیک ناپذیر از بدنهٔ فرهنگی جامعه درآید.
بحث توانایی یا ناتوانی یک انسان به هنگام تقابل با شایستگیهای فردی مطرح میگردد و میدان این مقابله ظرفیت "انتقاد پذیری" اوست. برای درک صحیح انتقادات، فرد ملزم به فراهم نمودن بستری مناسب است که اگر این فضای مناسب پدید آید، شخص آسانتر میتواند روند تکاملی خود را طی نماید و از این بابت باید از منتقد تشکر و قدردانی نیز بعمل آورد. اگر بتوانید یک چنین تحولی را در سیر اندیشههای خود ایجاد کنید، آنگاه در زندگی فردی و شغلی خود به موفقیتهای چشمگیری دست پیدا خواهید کرد.
تحقیقات و تفصیلهای گسترده در حیطهٔ روانشناسی حاکی از این مطلب است که افراد زبده در هر رشتهای یاد گرفتهاند که به انتقادات با دیدی متفاوت از آنچه افراد معمولی دارند، نگاه کنند.
این افراد انتقاد را به مثابه یک بازخوراند ارزشمند میپندارند و از آن به عنوان فرصتی کم نظیر برای پیشرفت و ترقی استفاده میکنند. تنها دغدغه ذهنی آنها، هدفمند و نظامند کردن اموری است که در دست اجرا دارند و نه تنها هیچ گاه با بدفهمی یا دانش ناکافی با انتقادها برخورد نمیکنند، بلکه نرمش خاصی نیز از خود نشان میدهند.
افراد حرفهای به جای اینکه از انتقاد فرار کنند به آن خوش آمد میگویند. حتی میتوان گفت به دنبال مشاوران و مستشارانی هستند که پیوسته پیشنهاد کنندهٔ انتقادات سازنده و گاه دردناک نیز باشند. آنها سپس از این نظرها به عنوان رهنمونی برای پیشرفت مداوم بهره میجویند
یکی از رموز موفقیتهای فردی و اجتماعی انسان داشتن ظرفیت انتقاد پذیری است، انتقادپذیری و نرنجیدن از انتقاد نشانه رشد روحی، معنوی واخلاقی است و هرکس خدای حکیم خیر او را بخواهد انتقادپذیر میگردد..
هر انسانی نیازمند خیرخواهی نصیحت و انتقاد دیگران است . ارتباطات و تعاملات انسانها باید براساس نصیحت و خیرخواهی برای یکدیگر استوار گردد. اشتباه وگناه در گفتار و رفتار هر انسانی راه پیدا میکند بنابر این انتقادگری و انتقادپذیری از احتیاجات انسانها برای اصلاح گفتار و رفتار در راه رشد وتکامل است .
امام هادی علیه السلام فرمودهاند: عتاب و انتقاد کلید گفتگو است و عتاب بهتر از کینه بردل گرفتن است.
گرچه عتاب و سرزنش و ملامت باعث گفتگو و بگومگو و جدال است اما بهتر از نگفتن و به دل بردن و کینه ورزی است . بنابر این نباید از عتاب و سرزنش بجا و مناسب روی برگرداند و آن رابه دل برد زیرا به حقد و کینه و عقدههای متراکم تبدیل میگردد و سرانجام به انفجار میرسد.
امام جواد علیه السلام فرمودهاند : مومن نیازمند سه خصلت است: توفیق الهی و واعظ درونی و قبول و پذیرش سخن از کسی که او را نصیحت مینماید. براساس این حدیث شریف هر انسانی محتاج نصیحت پذیری است . انتقادپذیری مومنان سفارش بزرگان دین و مذهب است . هیچ کس نباید خود را از نصیحت و انتقاد بی نیاز بداند. زیرا انتقادپذیری از نیازهای اساسی هر انسانی در راه کمال است . نصیحت پذیری عیب شناسی و نشاط و پویایی در جهت رفع عیبها است و آثار سازنده و سودمند زیادی دارد. پذیرش و هضم انتقاد کار دشواریست، حتی اگر منتقد در نهایت حسن نیت و درستی به اظهار نظر بپردازد. قبول کردن حرفهای کسی که اشتباهاتتان را به شما گوشزد میکند امر خوشایندی نخواهد بود؛ اما برای تجلی هر چه بیشتر موفقیت در جامعه، "انتقاد" باید در ذهن افراد جا بیفتد، در روح آنها سیلان پذیرد و به عنوان پارهای تفکیک ناپذیر از بدنهٔ فرهنگی جامعه درآید.
بحث توانایی یا ناتوانی یک انسان به هنگام تقابل با شایستگیهای فردی مطرح میگردد و میدان این مقابله ظرفیت "انتقاد پذیری" اوست. برای درک صحیح انتقادات، فرد ملزم به فراهم نمودن بستری مناسب است که اگر این فضای مناسب پدید آید، شخص آسانتر میتواند روند تکاملی خود را طی نماید و از این بابت باید از منتقد تشکر و قدردانی نیز بعمل آورد. اگر بتوان یک چنین تحولی را در سیر اندیشههای خود ایجاد کرد، آنگاه در زندگی فردی و شغلی خود به موفقیتهای چشمگیری دست پیدا خواهد کرد.
تحقیقات و تفصیلهای گسترده در حیطهٔ روانشناسی حاکی از این مطلب است که افراد زبده در هر رشتهای یاد گرفتهاند که به انتقادات با دیدی متفاوت از آنچه افراد معمولی دارند، نگاه کنند.
این افراد انتقاد را به مثابه یک بازخوراند ارزشمند میپندارند و از آن به عنوان فرصتی کم نظیر برای پیشرفت و ترقی استفاده میکنند. تنها دغدغه ذهنی آنها، هدفمند و نظامند کردن اموری است که در دست اجرا دارند و نه تنها هیچ گاه با بدفهمی یا دانش ناکافی با انتقادها برخورد نمیکنند، بلکه نرمش خاصی نیز از خود نشان میدهند.
افراد حرفهای به جای اینکه از انتقاد فرار کنند به آن خوش آمد میگویند. حتی میتوان گفت به دنبال مشاوران و مستشارانی هستند که پیوسته پیشنهاد کنندهٔ انتقادات سازنده و گاه دردناک نیز باشند. آنها سپس از این نظرها به عنوان رهنمونی برای پیشرفت مداوم بهره میجویند
به این چند جمله دقت کنید، تا جایگاه نقد و ارزش نقدپذیریروشنتر گردد:
«... نقد در هنر، مثل آینه جلوی اتومبیل است. راننده - هنرمند - باید به کمک آن مواظب پشت سرش باشد، ولی یکسره در آن نگاه نکند، چرا که در این صورت، انحراف از جاده و خطر تصادف، در کمین است.»
«هنر، هواپیماست. هنرمند، خلبان آن و منتقدین، خدمه پرواز.»
«غرور، مثل سوراخ پنهان در بدنه کشتی، مامور غرق کردن تدریجی هنرمنداست.»
«شاعری که از منتقدین آثارش قهر کرده است، مثل هواپیمایی است کهارتباطش با برج مراقبت قطع شده است.»
«وقتی لیاقت و جربزه شهید شدن در تو نباشد، شروع میکنی به نقد و ارزیابیانگیزه شهدا!»
.. پس انتقاد لازم است و اگر بخواهیم انتقاد را تشبیه کنیم میتوانیم بگوییم کسی که از ما انتقاد میکند مانند آیینه است که معایب و ایرادهای ما را نشان میدهد
دلایل انتقاد گریزی
هیچ کس از انتقاد خوشش نمیآید ما دوست داریم باور کنیم هر کاری که میکنیم درست است حتی اگر خلاف آن انجام شده باشد وقتی ما اشتباهی را انجام میدهیم آن را توجیه میکنیم تا کسی متوجه نشود اما دیگران متوجه میشوند و گاهی این اشتباها ت را گوشزد میکنند دلایل این مساله را در موارد زیر میتوان جستجو کرد
تجربه کودکی
واکنش ما به انتقاد بستگی به تجربهای دارد که درگذشته نزدیک یا بسیاردور(به طورمثال درزمان کودکی) کسب کردهایم. تجربه کودکی ماازانتقاد وطریقه رفتاروالدین با ما نقشی بسیارمهم دربرخوردمان با انتقاددربزرگسالی دارد. براثربینشی که ماازگذشته داریم اکنون دربرابرانتقادی که ازما میشود، واکنش نشان میدهیم ویا انتقاد متقابل میکنیم. چراافراد دربرابرانتقاد معمولا واکنش غیرمعمول نشان میدهند؟
چرا افراد حتی دربرابرانتقادهایی که گاهی خودشان برآنها واقف هستند، عکس العمل منفی یا نا مناسب نشان میدهند؟ برای چند لحظه، فکرکنید وتجاربی که ازانتقادهای گذشته درذهنتان برجای مانده است، به خصوص آنهایی که به دوران کودکی شما مربوط میشود، مرورکنید. ببینید آن را با کدام یک ازاین موارد مترادف میبینید، چون ازتاریکی میترسیدید وحاضرنشدید درتاریکی ظاهرشوید، بچه ترسووبزدل لقب گرفتید؛ وقتی کاری را به خوبی انجام ندادید، دست و پاچلفتی خطاب شدید؛ برای آنکه لباستان را کثیف کردید به سختی سرزنش شدید؛ وهزاران مثال دیگر.
بر چسب زدنها
یکی ازعناصراصلی وهمگانی انتقاد ،القاب وبر چسبها است. کمترپدروماردی به این اصل مهم توجه میکنند که آنها باید ازرفتارفرزندشان انتقاد کنند. ولی شخصت او رازیرسوال نبرند. بنابراین، خاطرههایی که ازانتقادهای گذشته به یاد داریم ودرذهن ما باقی مانده است، عناوین ناخوشایند ی است که به ما لقب دادهاند. تومایه دردسرهستی، توآدم حقه بازی هستی، توهیچ وقت به پای خواهرت نمیرسی، توبه جایی نخواهی رسید وغیره . جملههایی ازاین قبیل بدین معنا نیست که شما کاراشتباهی انجام داده ویا حرف ناپسندی زدهاید، بلکه این باور را القا میکند که شما نادان، احمق و بد هستید.
احساس طردشدگی
آنچه ما را نسبت به انتقاد حساس کرده ومی کند، احساس طردشدگی است. وقتی کسی ازماانتقاد میکند،آن رابرخوردی دوستانه که هدفش منافع ماست؛ به شمارنمی آوریم؛ بلکه به حساب مخالفت شخص، تنبیه، بی محبتی وگاهی نفی کردن کامل خود میگذاریم. ما تقریبا حق داریم که انتقاد راامری منفی وغیردوستانه تلقی کنیم.
تجارب کودکی همواره به ما آموختهاند که انتقاد راطرد شدن تلقی کنیم واین باوربا حوادثی که پس ازآن درزندگی ما رخ داده، تقویت شده است. ما آموختهایم به منتقدان خود شک کنیم. همیشه جملهای راپیش بینی میکنیم. همیشه تصورمی کنیم، باید دربرابرانتقاد کننده ازخود دفاع کنیم. ازاین رو، همین که احساس میکنیم کسی ازما انتقاد دارد، حالت تدافعی به خود میگیریم. گاهی براین گمانیم که ممکن است طرف مقابل قصد برتری طلبی داشته باشد وبخواهد برتری خودرابه نحوی به ما ثابت کند. بنابراین، چنین مینماید که با قبول انتقاد آنان ما(بازنده) وآنها (برنده) خواهند شد. به همین دلیل است که انتقاد، همچون زمین مین گذاری شده محیطی حساس واحتیاط آمیزاست.
خودخواهی
از جمله دلایل انتقاد گریزی اعتقاد به درستی افکار و اندیشه خود و نادرستی افکار دیگران است
انسان گاهی به خاطر «حب نفس»، یا عیوب خود را نمیبیند ونمیفهمد، یا حاضر نیستخود را دارای عیب و نقص بداند، از این رو، نقد و تذکر دیگران را هم بر غرضورزی و دشمنی حمل میکند.
احساس ضعف
تا زمانی که انسان در حال ضعف باشد وقتی کسی که از او انتقاد کند، نمیتواند تحمل کند زیرا کسی که ضعیف باشد ،انتقاد کننده را دشمن خود میپندارد.
پایین بودن اعتماد به نفس
افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند از انتقاد فرار میکنند،از کوره درمی روند ،پرخاش می کنندوناسزا میگویند کسی که اعتماد به نفس بالا دارد از انتقاد نمیترسد وبر عکس کسی که اعتماد به نفس پایینی دارد ازانتقاد میترسد واز ترس واقعیتهای اطراف خود(از جمله همین انتقاد) را بیش از حد بزرگ میکند
شک و تردیددر حسننیت انتقاد کننده:
گاهی ممکن است در حسننیت و خیرخواهی و نظر دوستانهکسی شک و تردید داشته باشیم و در نتیجه به آنچه که نقد میکند، توجهی نکنیم
تکبر
تکبر و خودخواهی، جلوههای گوناگون دارد. یکی هم غرور درمقابل «نقد» است. از آن طرف، «نقدناپذیری»، نشانه نوعیغرور و تکبر و عامل در جا زدن در ورطه بدیها و کاستیهاست. گاهینابترین موعظهها و تذکرها هم، وقتی به دلهای دارای کبر میرسد، با«عدم پذیرش» مواجه میگردد و انسان را محروم میسازد. به تعبیرزیبای امیرالمؤمنین علیه السلام:
میان شما و پند، حجاب و پردهای از غرور افکنده شده است.
آینه چون عیب تو بنمود راست *** خود شکن، آیینه شکستن خطاست
راه کارهای انتقادپذیری
پرهیز از مقابل به مثل
گرچه ممکن است تذکر و انتقاد، در ذائقه ما تلخ آید، ولیتلخی نقد و تذکر، به مراتب سودمندتر از شیرینی چاپلوسی و نیرنگ وفریب است. انتقاد ناراحت کننده است اگر سه نکته را به خاطر داشته باشیم از تلخی انتقاد کاسته میشود. الف- هرگز مقابل به مثل نکنیم این فقط ضعف اعتماد به نفس مارا نشان میدهد و در ضمن طغیانهای احساسی بندرت مشکلی را حل میکند وبلکه وضع را بدتر میکند.ب- اگر انتقاد را بیش از یک بار شنیدید حتماً آن را جدی بگیرید. ج- منافع انتقاد را در نظر بگیرید آیا شخصی که از شما انتقاد کرده به دنبال چیز دیگری است.
از امام باقر علیه السلام روایت است:از کسی پیروی کن که از روی خیرخواهی و نصیحت، تو رامیگریاند، ولی پیرو کسی مباش که تو را میخنداند، در حالی که نسبتبه تو فریبکاری میکند!
گوش دادن و بررسی انتقاد
هیچ لزومی ندارد زود به دست وپا بیفتیم وناامیدانه بکوشیم ازخود آدمی جدید وبی نقص بسازیم. ازطرفی نیازی هم به این نیست که نصایح دیگران را به کلی نشنیده بگیریم. ما میتوانیم ازدیدگاهها ی اطرافیان، صرفنظرازرابطهای که با آنان داریم، چیزهای زیادی بیاموزیم.
شخصیت ما زیر سوال نرفته است
به جای احساس درماندگی این واقعیت را قبول کنیم که عیب ونقصی در ذات ما وجود ندارد وتنها رفتاری ازما دچارعیب وکاستی است، احساس قدرت میکنیم و انگیزه تغییرسازنده در ما افزایش مییابد. انتقاد اگر صریح وروشن باشد، بی شک به تجربهای قدرت بخش وغنی بدل میشود. واقعیت این است، اگرچه امکان دارد ما تا کنون این موضوع راکشف نکرده باشیم، انتقاد میتواند درنوع خود موهبتی باشد. ما ناگزیربه درک این واقعیت هستیم که انتقاد الزاما نشانه آن نیست که دیگری برای ما اهمیتی قایل نیست. بلکه، امکان دارد ناشی ازاحترام یا حس عطوفت یا تمایل طرف مقابل به برقراری ارتباط باما وناشی ازاشتیاق اوبه بهبود رابطه وتفهیم وتفاهم عمیق ترباشد. ما میتوانیم انتقاد را نشانه احترام محبت آمیزفرد دیگری به خودمان درقالب شخصیتی که درحال حاضرهستیم، تلقی کنیم و سپس واکنش مناسب ومنطقی به انتقادهای طرف مقابل نشان دهیم.
تصویر مثبت از انتقاد
بکوشیم از انتقاد تصویر مثبتی داشته باشیم همه ما نقاط آسیب پذیری داریم. بعضی ازکلمات یا عبارتها آن قدرحساس هستند که فقط اشاره به آن ممکن است، ما راازدرون متلاشی کند. کلماتی که موجب رنجش یا احساس شکست یا خشم شدید ما میشود. این کلمات ممکن است اشارهای به ظاهر، کلیات وجودی، رنگ، وزن، طرزلباس پوشیدن، اندازه قد، لهجه ویا اشارتی به تاریخچه گذشته (تحصیلی، خانوادگی، اجتماعی وغیره) ما باشد. امکان دارد اشاره اطرافیان به کفایت ما درزمینهای خاص مثلا درقالب یک مادر، آشپز، دوست، روشنفکر، راننده وغیره باشد. یا ممکن است کلمهای خاص نظیر، خودخواه، مایه درد سر، احمق، پرخاشگر، خسیس، سختگیرباشد. کلمه یا عبارت هرچند باشد تاثیرش راروی ما برجای میگذارد. امکان دارد این کلمات تاثیری روی دیگران نداشته باشد. اصلا ممکن است حرفهای گفته شده بی معنی باشد ولی برداشتی که ما ازآن میکنید، روی ما تاثیرمنفی بگذارد. یکی ازراههایی که با توسل به آن میتوانیم با قاطعیت با این نوع حرفها برخورد کنیم. این است که بکوشیم از حساسیت آنها بکاهیم.
با حسن نیت جنبه منفی انتقاد را پذیرا باشیم
برخورد با انتقاد، به این مهارت نیازدارد که با حسن نیت جنبه منفی انتقاد را پذیرا باشیم. این امرسبب میشود، با انتقاد خصمانه یعنی، انتقادی که بدعنوان شده وهم با انتقاد سازنده یعنی، انتقادی که فرد علاقمند به ما مطرح میکند، برخوردی سالم داشته باشیم یعنی اینکه یاد بگیریم، (چگونه انتقادی را بپذیریم وبه طرف مقابل حق دهیم)؛ لزومی ندارد خودرا دربرابرمخاطبمان به باد سرزنش ولعن ونفرین بگیریم. کافی است که صرفا واقعیت موجود درگفتاروی را بپذیریم. دراین صورت، هم حالت دفاعی کمتری به خود میگیرد وهم خودمان راقبول داریم وازخود متنفرنمی شویم. برای نمونه بگوییم: (بله، قبول دارم، من با بی نظمی آن کارراانجام دادم.)
طرز برخورد منطقی باشد
دربعضی مواقع، ممکن است با انتقادهایی مواجه شویم که به نظرمان غیراصولی است ویا اینکه خود مان ازقبل قصد برطرف کردن آن راداشتهایم. دراین گونه مواقع، طرز برخوردما، که باید منطقی باشد، بسیارمهم است. اگرکسی ازما انتقادی کرد، که ما خودمان هم ازآن خبرداشتیم ودرصدد رفع آن بودیم، میتوانیم بگوییم: (بله، من خیلی پرخاشگرهستم، گاهی برایم مشکل است با قاطعیت عمل کنم. اما سعی دارم روی خودم کارکنم.) ما احتمالا تا کنون به این موضوع پی بردهایم که کنارآمدن با بعضی ازجنبههای وجودی مشکل ترازبعضی دیگراست وجنبههایی وجود دارد که ما ترجیح میدهیم، هیچ وقت آنها را نبینیم. اینها همان حیطههایی هستند که میتوان نام آن را، دگمههای متلاشی کننده، گذاشت.
خودرا توانمند نماییم
تا زمانی که در حال ضعف باشیم وقتی از ما انتقاد میشود، نمیتوانیم تحمل کنیم تنها راه این است که در موضع قدرت باشیم. یعنی امتیازی نسبت به دیگران داشته باشیم. اگر کسی از ما انتقاد کرد سریع از آن دشمن نسازیم، زیرا کسی که ضعیف است وقتی از او انتقاد شود شخص انتقاد کننده را دشمن خود میپندارد. یکی از راههای انتقادپذیری این است که شما از لحاظ توانایی دارای اقتدار وتوانمندی باشیم، در این صورت است که میتوانید تحمل کنیم.
خونسردی خود را حفظ کنیم
هنگامی که کسی از ما انتقاد کرد به جای اینکه از اوعصبانی شویم ،خونسردی خود را حفظ کنیم به جای اینکه نفسمان به شمارش بیافتد نفس عمیق بکشیم، به جای اینکه چهره درهم برود لبخند بزنیم، به جای اینکه از کوره در برویم و سرخ و سفید شویم سعی کنیم براعصاب خود مسلط باشیم.
از منتقدخود تشکر کنیم
با خونسردی به حرفهای طرف مقابل خود گوش دهید و اگر انتقاد صحیح بود از او تشکر کرده و اگر نه با او صحبت کرده تا قانع شود.
این وظیفه منتقد بوده که اشتباهات ما را میبیند و به ما کمک کند که در آینده این کارها را تکرارنکنیم.







